خانواده برتر

مشورت در قالب پرسش و پاسخ در مورد ازدواج و مدیریت خانواده

إِنَّا نَحْنُ نُحْیِی الْمَوْتَىٰ وَنَکْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ ۚ وَکُلَّ شَیْءٍ أَحْصَیْنَاهُ فِی إِمَامٍ مُبِینٍ

کانال خانواده برتر در ایتا: معرفی مطالب پر بازدید و پربحث

جستجو با گوگل در خانواده برتر

جدیدترین ها
مطالب کاربران
صفحات کاربران
به روز شده ها
جدیدترین نظرات کانال و گروه خانواده برتر حمایت از مطالبه گری
توهم عاشقی ... (۲۰۹۳ بازدید توسط ۱۵۸۳ نفر) - (۰ نظر)
تاوان یک عشق ... (۱۴۸۷ بازدید توسط ۱۱۳۶ نفر) - (۰ نظر)
بیا با کفش‌های من چند قدم راه برو... (۱۲۲۸ بازدید توسط ۹۴۰ نفر) - (۰ نظر)
زباله‌هایی که راه می‌روند ... (۱۵۴۵ بازدید توسط ۱۱۹۶ نفر) - (۰ نظر)
من بودم و ضربان قلبم ... (۱۳۹۳ بازدید توسط ۱۰۷۰ نفر) - (۲ نظر)
یک پک تلخ به سیگار تلخ ... (۹۸۶ بازدید توسط ۷۸۶ نفر) - (۱ نظر)
چند مورد از رازهای پنهان انگیزه ی دوستی پسرها با دخترها (۱۰۹۰۷ بازدید توسط ۷۹۵۸ نفر) - (۴۲ نظر)
عجیب‌ترین حس در دنیا چیه؟ (۱۶۵۰ بازدید توسط ۱۲۵۵ نفر) - (۱ نظر)
به خاطر فشارهای اطرافیان، تصمیم گرفتم دوست پسر بگیرم اما ... (۶۱۳۲ بازدید توسط ۴۶۰۴ نفر) - (۱۸ نظر)
این جوری همسرِ مناسب پیدا کن! (۶۰۶۱ بازدید توسط ۴۶۸۶ نفر) - (۱۶ نظر)
جامعه خانواده ی بزرگتر ماست، آبروی جامعه مون رو حفظ کنیم (۲۴۴۱ بازدید توسط ۱۷۹۱ نفر) - (۱۰ نظر)
آثار منفی ابراز علاقه های مجازی پسر به دختر چیست؟ (۱۸۹۹ بازدید توسط ۱۳۸۲ نفر) - (۳۲ نظر)
درسی که از محرم امسال گرفتم (۲۱۶۵ بازدید توسط ۱۵۶۱ نفر) - (۲۷ نظر)
در حکومت دینی هر اتفاقی بیفته مقصر دین هست؟! (۳۱۴۸ بازدید توسط ۲۰۵۰ نفر) - (۱۰۸ نظر)
الگوی خانه داری، حضرت زهرا (علیها السلام) (۱۸۴۵ بازدید توسط ۱۲۳۱ نفر) - (۵۴ نظر)
علی نَفسِ محمّد - روز مباهله (۷۰۲ بازدید توسط ۴۱۶ نفر) - (۲ نظر)
احساسی پاک به سانِ دوست داشتن (۱۷۷۱ بازدید توسط ۱۲۲۶ نفر) - (۸ نظر)
ناتوانی در جویای کار بودن و عدم درآمد (۱۹۸۹ بازدید توسط ۱۳۵۷ نفر) - (۲۲ نظر)
واقعاً عادی شدن جسم زن راهکار درستی برای ادامه زندگی ماست؟! (۳۴۰۸ بازدید توسط ۲۲۹۴ نفر) - (۷۸ نظر)
برآورده شدن آرزو پس از مدت‌ها (۱۴۰۹ بازدید توسط ۸۹۳ نفر) - (۱۰ نظر)
دین خوبی که خوب آن را نفهمیدم (۱۰۷۵ بازدید توسط ۶۵۳ نفر) - (۴ نظر)
گلایه ای در مورد سانسور در خانواده برتر (۱۳۱۴ بازدید توسط ۸۶۵ نفر) - (۱۲ نظر)
موقع عقد، حتما حواس تون به این بند ها و نکات قانونی باشه - ویژه آقایان (۲۳۲۲ بازدید توسط ۱۶۴۸ نفر) - (۱۷ نظر)
آقایان ازدواج نکنید مگر اینکه ... (۳۱۴۰ بازدید توسط ۲۳۴۵ نفر) - (۳۲ نظر)
خودمون با چادر خفه کنیم تا شما راحت باشید؟! (۳۶۱۶ بازدید توسط ۲۵۴۹ نفر) - (۵۳ نظر)
خانم ها ازدواج نکنید مگر اینکه ... (۴۳۵۵ بازدید توسط ۳۰۰۱ نفر) - (۸۹ نظر)
آقایون اگه این کارها رو انجام بدید برای همسرتون بهترین مرد دنیا میشید (۲۹۶۸ بازدید توسط ۲۰۸۸ نفر) - (۱۷ نظر)
فرهنگ‌سازی برای عابر پیاده (۸۳۶ بازدید توسط ۵۳۴ نفر) - (۳ نظر)
جادوی نوشتن و تأثیرات آن (۱۴۶۲ بازدید توسط ۹۴۳ نفر) - (۶ نظر)
ترک خانوادۀ سمّی (۲۲۵۵ بازدید توسط ۱۴۰۱ نفر) - (۱۰ نظر)
چهل سالگی ام مبارک (۳۳۶۱ بازدید توسط ۲۳۲۰ نفر) - (۴۴ نظر)
راهنمای دریافت غذای تبرکی حرم امام رضا (ع) (۱۹۵۰ بازدید توسط ۱۲۰۵ نفر) - (۱۶ نظر)
زرنگ باش (۲۲۵۳ بازدید توسط ۱۴۶۳ نفر) - (۲۰ نظر)
چند نکته به عنوان نصیحت برادرانه به دختران (۹۱۴۴ بازدید توسط ۶۴۲۹ نفر) - (۱۰۴ نظر)
دلایل ماندگاری معصومین علیهم السلام (۱۲۶۳ بازدید توسط ۷۴۵ نفر) - (۹ نظر)
در مورد بسم الله الرحمن الرحیم (۱۸۶۸ بازدید توسط ۱۰۹۷ نفر) - (۹ نظر)
در مورد فتنه ی اخیر به بهانه ی فوت مهسا امینی (2) (۲۳۶۲ بازدید توسط ۱۵۹۲ نفر) - (۰ نظر)
لذّت با هم بودن رو به خاطر مسائل مادی برای همیشه از بین نبرید. (۵۵۸۹ بازدید توسط ۳۷۸۳ نفر) - (۱۱۶ نظر)
بیشتر به خودت فکر کن (۱۸۸۹ بازدید توسط ۱۲۹۶ نفر) - (۸ نظر)
من اگه دختر بودم از پسر خوب خواستگاری می کردم! (۴۳۱۸ بازدید توسط ۳۱۲۶ نفر) - (۴۷ نظر)
ارائه ی نمای کلی از دنیای پسر ها به دخترها (۵۶۹۲ بازدید توسط ۴۰۹۸ نفر) - (۲۵ نظر)
اگه دوست دارید محبوب دیگران باشید خوش اخلاق باشید (۲۷۸۹ بازدید توسط ۱۶۹۷ نفر) - (۱۵ نظر)
دختر انسان است عروسک نیست (۵۵۵۷ بازدید توسط ۳۹۵۱ نفر) - (۵۹ نظر)
علی باش فاطمه ات می شوم (۲۸۹۷ بازدید توسط ۱۹۹۴ نفر) - (۳۳ نظر)
خوبی هاتون رو با توجه به جنبه و ظرفیت افراد نثارشون کنید (۱۸۲۵ بازدید توسط ۱۲۴۰ نفر) - (۲۸ نظر)
تابویی به نام طلاق (۲۱۰۱ بازدید توسط ۱۴۳۱ نفر) - (۲۸ نظر)
برسد به دست دختران؛ عشق، کلمه ای فریبنده (۱۷۶۹ بازدید توسط ۱۲۱۴ نفر) - (۰ نظر)
شوهرم یه رفیق داره، که اون منم (۴۳۹۵ بازدید توسط ۳۰۱۵ نفر) - (۵۱ نظر)
خیلی از دخترها و خانواده هاشون هستن که شرایط اقتصادی آقایون رو درک می کنن (۷۶۸۲ بازدید توسط ۴۲۱۷ نفر) - (۵۸ نظر)
اگه هنوز خودارضایی رو ترک نکردی بیا تو (۸۶۹۷ بازدید توسط ۵۹۲۰ نفر) - (۶۹ نظر)
صفحه شخصی Dady i baby (۱۰۴۰ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه شخصی اسکیزویید (۳۷۶۳ نمایش) - (۵۷ نظر)
صفحه شخصی "گمنامی عشق است" (۱۰۸۰ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی سکوت شلوغ (۱۱۴۸ نمایش) - (۱۱ نظر)
Dady me baby (۱۷۹۰ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی پرینازم ۷ (۱۸۱۳ نمایش) - (۶۶ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۸۸۶۶ نمایش) - (۹۹ نظر)
صفحه شخصی آتنا مرادی (۱۴۵۹ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی ماه تی تی (۲) (۹۶۵ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی شب ماه (2) (۲۰۸۵ نمایش) - (۴۵ نظر)
صفحه شخصی سبحان 83 (۵۱۹۴ نمایش) - (۲۷۱ نظر)
صفحه شخصی منتظر منتقم فاطمه"سلام الله" (۵۷۲۶ نمایش) - (۲۷۵ نظر)
صفحه شخصی پرینازم Four (۳۳۶۴ نمایش) - (۷۵ نظر)
صفحه شخصی گلی خانم (2) (۴۶۰۳ نمایش) - (۱۲۹ نظر)
صفحه شخصی مروان الشقب (۸۱۷۸ نمایش) - (۱۹۴ نظر)
صفحه شخصی شب (۱۸۲۶ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۹۸۴۰ نمایش) - (۴۰۴ نظر)
صفحه شخصی با نام عرفان (حافظ) (۶۹۳۸ نمایش) - (۱۸۶ نظر)
صفحه شخصی berelian (۸۸۹۷ نمایش) - (۲۶۵ نظر)
زندگی به شرط سید ! (2) (۴۷۶۵ نمایش) - (۱۳۰ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۲۳۸۵۲ نمایش) - (۴۵۸ نظر)
صفحه ی شخصی 2017 (۳۷۸۴ نمایش) - (۹۸ نظر)
صفحه شخصی DOKHTAR LOR (۱۵۳۴ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی ساقی (۶۲۸۰ نمایش) - (۲۰۱ نظر)
صفحه ی شخصی "مردی در بیابان های خلوتِ خدا" (۲۰۸۴ نمایش) - (۳۲ نظر)
صفحه ی شخصی Angel girl (۱۵۳۸ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی "دختران حتما بخوانند" (۴۹۷۰ نمایش) - (۱۵ نظر)
صفحه شخصی رضا alone "احادیث و موضوعات مختلف" (۳۸۶۸ نمایش) - (۱۳۶ نظر)
صفحه شخصی فرشاد (۱۴۳۶ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی Holy Mind (۳۲۶۵ نمایش) - (۱۲۲ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (4) (۸۰۶۳ نمایش) - (۵۱۹ نظر)
صفحه شخصی خانم M&M (۶۵۵۲ نمایش) - (۳۴ نظر)
صفحه شخصی ماه تی تی (۱۰۴۴۳ نمایش) - (۶۲۳ نظر)
صفحه شخصی رضا alone پُست دوم (۹۴۲۵ نمایش) - (۲۴۲ نظر)
صفحه شخصی شب ماه (۱۹۵۳۱ نمایش) - (۷۳۶ نظر)
صفحه شخص گلی خانم (۱۷۹۳۸ نمایش) - (۶۲۶ نظر)
صفحه ی احادیث گیاهی و درمانی🌾 (۴۸۶۴ نمایش) - (۵۹ نظر)
صفحه شخصی رهام روشن ضمیر (۶۰۹۶ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۳۲۳۶۵ نمایش) - (۱۰۶۸ نظر)
صفحه شخصی Ata MST (۱۰۷۴۸ نمایش) - (۳۶۷ نظر)
صفحه شخصی رضا alone (۱۷۱۵۰ نمایش) - (۸۷۵ نظر)
صفحه شخصی پسر آریایی (۱۰۴۴۰ نمایش) - (۳۱۲ نظر)
صفحه برنامه ‌نویسان خانواده‌ برتر (۲۷۵۳ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی دختر قمی (۳۴۲۶ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی .•.•.•امیرخان•.•.•. (۴۲۲۸ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی مشکات (۵۳۱۵ نمایش) - (۱۷۶ نظر)
صفحه شخصی سکوت شلوغ (۳۶۶۱ نمایش) - (۴۲ نظر)
صفحه مرد شب ویژه پرسش و پاسخ خصوصی (۴۲۶۱ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه شخصی آیدا 👑👩‍⚕️💐 (۸۸۶۵ نمایش) - (۱۲۷ نظر)
صفحه شخصی Ali Piroozi (۴۴۳۸ نمایش) - (۱۶۰ نظر)
نماهنگ نیمه شعبان با صدای امیر عارف (۱۲۶۸ بازدید توسط ۹۵۶ نفر) - (۲ نظر)
اگه در گذشته دوست پسر داشتی زن من نشو ... (۲۶۱۸۱ بازدید توسط ۱۹۵۷۸ نفر) - (۹۴ نظر)
خانم ها، معمولا چه قدر خرید میکنید ؟! (۱۲۴۹۶ بازدید توسط ۹۴۵۹ نفر) - (۷۳ نظر)
اگه روی تو غیرت نداره یعنی براش مهم نیستی (۱۰۲۶۴ بازدید توسط ۷۰۷۱ نفر) - (۴۹ نظر)
نمی خوام دیگه کسی تو زندگیم به اسم دوست پسر باشه (۱۱۴۲۹ بازدید توسط ۸۵۲۳ نفر) - (۳۶ نظر)
فانتزی های جالب و خنده دار در مورد ازدواج (۱۹۷۴۶ بازدید توسط ۱۴۵۸۱ نفر) - (۱۰۷ نظر)
خطاب به دخترهایی که به خاطر کنجکاوی تمایل دارن با پسرها دوست بشن (۸۶۸۷ بازدید توسط ۶۲۸۲ نفر) - (۳۳ نظر)
چند مورد از رازهای پنهان انگیزه ی دوستی پسرها با دخترها (۱۰۹۰۷ بازدید توسط ۷۹۵۸ نفر) - (۴۲ نظر)
بهترین غذایی که درست کردی چی بوده؟ (۱۰۲۸۰ بازدید توسط ۷۶۲۱ نفر) - (۸۸ نظر)
می خوام به آشپزیم تنوع بدم (۶۵۸۳ بازدید توسط ۴۷۰۵ نفر) - (۷۹ نظر)
مصادیق جزئی که در انتخاب همسر باید حتما آنها را مد نظر داشته باشید (۳۸۵۸ بازدید توسط ۳۱۳۶ نفر) - (۲۶ نظر)
انواع تفریحات یه زن و شوهر با امکانات کم (۵۳۸۸۶ بازدید توسط ۴۰۸۴۷ نفر) - (۵۱ نظر)
به داد مستاجران برسید (برسیم) (۳۰۶۲ بازدید توسط ۲۳۲۸ نفر) - (۱۳ نظر)
خاطرات خنده دار دختر خانم ها از خواستگاران شون (۹۰۱۷ بازدید توسط ۶۹۴۰ نفر) - (۱۳ نظر)
1000 تا دوست دختر داشتم ولی الان امام زمان می خوام (۴۸۸۱ بازدید توسط ۳۸۹۷ نفر) - (۷ نظر)
شوهر بد اخلاقم رو عاشق خودم کردم (۲۰۵۲۵۱ بازدید توسط ۱۵۷۶۸۱ نفر) - (۶۵ نظر)
دروغگویی بعضی از دختران دوست پسر دار به خواستگار (۱۱۴۵۹ بازدید توسط ۸۴۳۶ نفر) - (۳۴ نظر)
از تجربیات تون در مورد خانه دار شدن بگید (۶۳۹۷ بازدید توسط ۴۲۸۱ نفر) - (۱۹ نظر)
سرگرمی تون وقتی تنها هستید چیه؟ (۳۷۸۶ بازدید توسط ۲۸۹۶ نفر) - (۳۳ نظر)
دوست دارید چه نیرو، توانایی یا هنر خارق العاده ای داشته باشید؟ (۲۶۶۴ بازدید توسط ۱۸۶۱ نفر) - (۳۸ نظر)
به خاطر فشارهای اطرافیان، تصمیم گرفتم دوست پسر بگیرم اما ... (۶۱۳۲ بازدید توسط ۴۶۰۴ نفر) - (۱۸ نظر)
این جوری همسرِ مناسب پیدا کن! (۶۰۶۱ بازدید توسط ۴۶۸۶ نفر) - (۱۶ نظر)
اگه از دختری خوشم اومد، چکار کنم که همون اول جواب رد نگیرم؟ (۴۶۹۲۱ بازدید توسط ۳۵۷۰۲ نفر) - (۷۲ نظر)
دخترهای خوب و سنگین، راه پسرها رو برای ازدواج باز بذارید (۱۱۴۰۳ بازدید توسط ۸۱۰۸ نفر) - (۸۱ نظر)
چند سوال در مورد ازدواج از دخترانی که رشته های پزشکی خوندن (۷۴۱۶۹ بازدید توسط ۵۷۹۳۱ نفر) - (۲۱۷ نظر)
معایب و مزایای ازدواج با یک فرد مشهور چیه؟ (۲۷۵۱ بازدید توسط ۲۰۲۲ نفر) - (۱۹ نظر)
دختر مذهبی کجایی ، دقیقا کجایی ؟! (۲۹۳۸۵ بازدید توسط ۱۹۵۰۶ نفر) - (۱۲۶ نظر)
جامعه خانواده ی بزرگتر ماست، آبروی جامعه مون رو حفظ کنیم (۲۴۴۱ بازدید توسط ۱۷۹۱ نفر) - (۱۰ نظر)
از خاطرات خوب و خنده دار دوران مدرسه و دانشگاه بگید (۸۱۳۰ بازدید توسط ۵۷۵۵ نفر) - (۲۹ نظر)
پسرهای مذهبی نشانه علاقه شون به یه دختر چیه ؟ (۹۱۱۲۸ بازدید توسط ۶۵۸۶۱ نفر) - (۱۰۳ نظر)

۱۱۸ مطلب با موضوع «درد دل های دختران» ثبت شده است

ناراحتی از خونه مون برو بیرون

با سلام

من دختری هستم کنکوری، در خانواده ای زندگی میکنم که در اون والدین سالاری حاکمه و تقریبا حق همه موارد مربوط به آینده م جز رشته تحصیلیم ازم سلب شده. مثلا در مورد ازدواج، شهر محل تحصیل، طرز لباس پوشیدن، ارتباط با دیگران چه دوست چه غریبه چه جنس مخالف و چه همجنس، اون ها برام تعیین میکنن چه جوری باشم.

بارها مخالفت کردم و دعوای شدید راه انداختم اما نتیجه اش جمله "ناراحتی از خونه مون برو بیرون" مواجه شدم و اطمینان دارم که اون ها تغییر ناپذیرن، با این وجود درس میخونم، اما دیگه علاقم به درس خیلی کم شده، چون میدونم همه اختیار آینده م دست اون هاست و بعد از اون هم همسری که اون ها انتخاب میکنن.

بگید چیکار کنم لطفا؟دیگه باید از چه راهی برم که بفهمن من شبیه خودشون نیستم؟


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
تعامل با خانواده (۵۱۹ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۱۱۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۲۲۱۷ بازدید توسط ۱۵۸۸ نفر
    • پنجشنبه ۳۱ مرداد ۹۸ - ۰۸:۴۷

    واقعا چرا انقدر من بدبختم

    سلام

    من یه دختر 27 ساله هستم، احساس میکنم دیگه کشش زندگی رو ندارم، شاگرد اول مدرسه مون بودم از کلاس اول تا پیش دانشگاهی، پشت کنکور موندم که پزشکی قبول بشم به خاطر ضعف مالی و زندگی تو یه شهر خیلی کوچیک و بی امکانات نشد که قبول بشم، دیگه داشتم دیوونه میشدم داشت کارم به دکتر اعصاب میکشید، انتخاب رشته کردم رفتم لیسانس گرفتم، ولی دوسش نداشتم.

    اومدم بشینم خونه باز واسه کنکور بخونم، خونه مون هر روز دعواست، هر روز، اصلا نمیشه زندگی کرد، هر روز بابام و خواهرم دعواشون میشه، من و مامانم همه ش میونه داری میکنیم، مادرم میره دکتر اعصاب، مشکل معده پیدا کرده، من غصه ی اونم میخورم.

    کلی گشتم واسه جای خواب امن، بهزیستی رو هم چک کردم، نمیدونم خدا منو نمیبینه، از نماز خوندن افتادم، افسرده شدم، یه دختر شاد بودم پدرم رو در آوردن، کاش وقتی بدنیا می اومدم میمردم، انقدر بدبختی نمیکشیدم، تو دانشگاه دانشجوی ممتاز شده بودم، استعداد درخشان دانشگاه واسم بنر زده بود، مادرم زنگ زد تو خونه صدای داد و بیداد می اومد، خواهرم جیغ میکشید، التماس شون میکردم آروم شن، به خدا اشکم رو درآوردن، رفته بودم سر کلاس بچه ها میگفتن شیرینی بخر من حالم سر خودش نبود، اصلا نمیذارن عین آدم زندگی کنم، اگه پسر بودم میرفتم کارگری مامانم هم با خودم میبردم، بدبختی اینجاست که دخترم، واقعا چرا انقدر من بدبختم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۵۱۹ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۱۱۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۶)
    • ۳۶۶۲۳ بازدید توسط ۲۷۷۷۵ نفر
    • چهارشنبه ۳۰ مرداد ۹۸ - ۱۴:۳۴

    شاید اول باید به تو می رسیدم

    سلام

    به همه داداش ها و آبجی های گلم، اونایی که رنج تنهایی و مجردی رو خوب میشناسن، اون ازدواجی ها که حاضر نشدن برن تو رابطه های نادرست...، اون ها که پاکدامنی براشون ارزش بوده همیشه ولی حالا شاید یه خورده خسته شدن، شاید هم یه قدری سرخورده از شرایطی که توش هستن و یه سوال بزرگ که همیشه باهاشونه: 

    خدایا چرا؟، پس چرا درست نمیشه؟، پس چرا نمی‌بینی ما رو؟، دیگه چه شکلی بخوایم ازت ... ؟

    خب منم یکی از شماها هستم و این سوال منم بوده و هست. خب می‌دونم که گاهی صلاح نیست که دعا زود به اجابت برسه، منکر حکمت پروردگار نیستم ولی آخه یعنی همه این نشدن ها حکمته؟، اگه نیست پس گیر کار کجاست؟ 

    کاری ندارم با اون دوستانی که با مجردیشون خوشحالن و تلاشی هم نمیکنن واسه مزدوج شدن. روی صحبتم با اون ازدواجی هاست، همون ها که چند روزه تو این بلاگ دارم درد و دل هاشون رو میخونم و گاهی انقد دلم گرفته براشون که دیگه خودم رو فراموش کردم. به خصوص شما آبجی های خوبم که می‌دونم هیچ وقت نمیشه که خودم رو جای شما بگذارم. 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مطالب کاربران (۸۹۱ مطلب مشابه) تفکر در قرآن (۳۴ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۱۱۸ مطلب مشابه) درد دل های پسران (۹۷ مطلب مشابه) خسته شدم از تنهایی (۲۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۸)
    • ۲۹۶۴ بازدید توسط ۲۳۰۹ نفر
    • شنبه ۲۶ مرداد ۹۸ - ۱۱:۴۴

    پیشنهاد به دختر مجرد 25 ساله ای که به شدت دچار روزمرگی شده

    برای یه دختر مجرد 25 ساله که به شدت دچار روزمرگی شده و احساس پوچی، بی هدفی، سردرگمی، بی استعدادی و در یک کلام افسردگی میکنه چه پیشنهادی دارید که از این وضعیت خارج بشه.

    لازم به ذکر است که از لحاظ مالی در وضیعت بغرنجی به سر میبرند و پولی برای رفتن به کلاس، یادگیری مهارت، سفر و تفریحات لازمه را ندارند، از ازدواجم خبری نیست!!!


    مرتبط:

    همه راه های تفریح برا من مسدوده

    راه حل های شما برای تفریح و لذت بردن از زندگی

    چه تفریحات حلالی انجام میدید؟


    بیشتر بخوانید ...

    کمکم کنید تا احساس بی ارزش بودن نکنم

    دیگه نمیکشم، دیگه نمیخوام این زندگی رو ...

    همه چیزمون رو الکی و برای هیچ باختیم

    سهم من از این زندگی فقط کلفتی پدر و مادرم هست

    نمیدونم سرنوشتم چرا اینجوری شد ؟

    سر طبیعی ترین مسائل زندگی جیگرم خونه

    این که یه دختر مجرد خونه بگیره و مستقل بشه بده ؟

    چطور خانوادم رو قانع کنم که سر کار برم ؟

    صبح تا شب توی خونه حسرت زندگی دوستانم رو می خورم

    چرا منو کسی نمیخواد؟ ، این سوال شده عقده

    تنها چیزی که تا آخر عمر با منه حسرته

    درد و دل یه دختر دهه شصتی

    یک دخترم که در آستانه 30 سالگی دچار بحران شدم

    دختر 28 ساله ای هستم که دیگه هیچ هدفی ندارم


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران (۱۱۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۲۵۴۷ بازدید توسط ۱۹۵۷ نفر
    • پنجشنبه ۲۴ مرداد ۹۸ - ۱۲:۳۳

    کمکم کنید تا احساس بی ارزش بودن نکنم

    سلام 

    دختری ۱۹ ساله هستم، حدود سه چهار ماهی هست احساس میکنم هیچ انگیزه ای برای زندگی ندارم، دیگه هیچی خوشحالم نمیکنه ... زندگی واسم بی معناست، گاهی میرم تو فکر به خواسته هام و به علایقم فکر میکنم که هیچ کدوم رو نمیتونم به دست بیارم، گاهی فقط برام شبیه یه رویا هستند، رویاهایی که فکر کردن بهشون لبخند رو لبم میاره. 

    میدونم که اگه به خواسته هام برسم انگیزم دوباره برمیگرده اما اینجا یه مشکلاتی هست به عنوان مثال؛

    میخوام برم یه کشوری که خیلی دوستش دارم اقامت بگیرم، اما این بدون ازدواج من اصلا اتفاق نمیافته، چون خانواده من انسان هایی هستن که حرف مردم براشون بسیار مهمه و از اون جایی که من توی یه شهر کوچیک زندگی میکنم اگه بخوام مجرد برم خارج تنها راه فرار کردنه! که در این صورت فکر کنم پدر و مادرم از غصه اینکه آبروشون رفته دق کنن ... ولی حتی فکر کردن به این موضوع پشیمونم میکنه. 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران (۱۱۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۵)
    • ۴۳۶۳ بازدید توسط ۳۱۲۲ نفر
    • چهارشنبه ۲۳ مرداد ۹۸ - ۱۱:۱۳

    شدیدا جای خالی یه دوست همجنس، یا یه خواهر رو حس میکنم

    سلام

    من یه دختر 19 ساله م،  با یه خانواده سنتی و معمولی، راستش ما کلا اهل تفریحات دسته جمعی با خانواده نیستیم، یعنی من خودم به شخصه حسرت اینو دارم که یه دفعه فقط یه بار با اعضای خانواده بریم رستوران، یا حتی یه آبمیوه بزنیم، اوضاع مالی مون شاید خیلی تعریفی نداشته باشه اما در اون حد خراب نیست که نتونیم هرازگاهی یه کم بریز و بپاش کنیم!

    یکی این موضوع و موضوع بعدی اینکه من گاهی وقت ها نگاه میکنم به دوستام میبینم چقدَر رابطه شون با هم سن هاشون توی فامیل خوبه، نمیگم اصلا مشکلی نداشتن اما با این وجود با هم رفت و آمد دارن، میرن بیرون و خلاصه با هم هستند خیلی اوقات، اما فامیل های ما، ...!

    یعنی حتی همین مهمونی هایی که هر صد سال یه دفعه ست هم وقتی میشینیم دور هم، هیچ حرفی نمیزنیم!، یه طوری هستند که آدم اصلا حرفش نمیگیره!، کلا نه توی خانواده رابطه ی درست و درمونی داریم با هم، نه توی فامیل حداقل!

    من یه خواهر دارم که 12 سال از خودم بزرگتره و دو تا داداش بین مون، چون فاصله سنی زیاد داریم نمیتونیم خیلی هم دیگه رو بفهمیم، با داداشام هم معمولی هستم!


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۵۱۹ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۱۱۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۱۱۰۳ بازدید توسط ۸۵۵ نفر
    • چهارشنبه ۱۶ مرداد ۹۸ - ۱۱:۳۸

    همیشه حسرت یک زندگی شاد و آروم رو داشتم

    به نام خدا 

    سلام

    من یک دخترم، مجرد و درون گرا هستم و لیسانس دارم. همیشه حسرت یک زندگی شاد و آروم رو داشتم. از زمانی که بچه بودم پدر و مادرم اختلاف داشتند. همیشه تنها بودم و بدون هم بازی. زیاد با کسی رفت و آمد نداشتیم. به خاطر ساکتی و کم حرف بودن همیشه با هم سن و سالان خودم مقایسه می شدم که چرا مثل اون ها حرف نمی زنم.

    هیچ لحظه ی شادی تو زندگی نداشتم. تنها خاطرات خوبی که به یادم مونده از همسایه های خوب و دوستان و همکلاسی های دوران مدرسه و دانشگاست. اکثر اوقات تو خونه ی ما دعواست. یعنی حتی سر کوچک ترین چیزی اعصاب همه به هم می ریزه. ما اگه مسافرتی هم رفتیم با شادی همراه نبوده.

    می خوایم بریم مهمانی و چیزی برای میزبان ببریم دعوا میشه. مهمان میخواد بیاد سر تمیز کردن خونه و خرید و پخت غذا و پذیرایی دعوا میشه. البته بگم که آشپزی همیشه با من هست. مادرم از وقتی دیسک کمر عمل کرده توان کار کردن نداره. معمولا"خرید خونه بخشی با پدرم هست و قسمتی هم با من. البته دو تا داداشمم کمک می کنند ولی در حد کم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۵۱۹ مطلب مشابه) خودسازی در دختران (۵۳۷ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۱۱۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۷)
    • ۲۸۲۷ بازدید توسط ۱۹۹۴ نفر
    • دوشنبه ۱۴ مرداد ۹۸ - ۱۱:۵۴

    از برادرم و خانمش بدم میاد

    سلام

    22 سالمه، فرزند آخر یه خانواده پرجمعیتم، بقیه به غیر از یه داداشم ازدواج کردن. راستش این چند وقته تو خونه مون یه جریاناتی پیش اومده که چند روزه دعا میکنم کاش بچه بودم و درکی از اوضاع دور و برم نداشتم، موضوع داداش دومم، این دفعه دومه که قهر کرده. 

    دفعه اول سر اینکه میخواست با بابام شریک بشه مغازه بخره، بابام قبول نکرد و گفت دختر مجرد دارم شاید فردا شوهرش دادم و فلان بهش نداد، خودش رفت یه مغازه خرید، از قضا سرش کلاه گذاشتن بابام همه چک هاش رو پاس کرد، کمک شون کرد، بعد داداش بزرگم میخواست خونه بخره، بابام اندازه همین مقدار که چک های اون داداشم رو پاس کرد همون مقدار به داداش بزرگم کمک کرد خونه خرید بعد زن داداش دومیم اومده تو روی ما میگه به اون ها یهو پول دادین به ما خورد خورد، بعدم بماند که چه جریاناتی پیش اومد و 5 ماه قهر کردن.

    آخر سر هم جلو منو مامانم میگه بابام بدبختم کرد، هر چی میکشم از خانوادم میکشم.

    دفعه دوم هم سر اینکه یه خونه خریده دو طبقه ش رو رهن داده، تو یه خونه نشسته که شریکی بین داداش هامه، حالا اون یکی داداشم میگه من خودم پول دارم، میخوام یه خونه بخرم یا سهمم رو بخر یا سهمت رو بفروش، اونم میگه نه میخرم نه میفروشم، من میخوام دو سال اینجا بشینم، جفتش که سود کرد بفروشم یه خونه خوب بخرم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۵۱۹ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۱۱۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۴۳۹۶ بازدید توسط ۳۱۴۹ نفر
    • يكشنبه ۶ مرداد ۹۸ - ۱۴:۵۴

    با پدر سخت گیر و مادر دهن لقم چکار کنم؟

    سلام

    من دختری 17 ساله ام، قراره مهر ماه برم دوازدهم و بعد هم کنکور، رشته م تجربیه، ساکن تهرانیم ، مشکلم پدر سختگیر و مادر دهن لقمه، من پوست صورتم خشکه، پیش اومده چند بار ماسک میوه گذاشتم، البته قبلش از مادرم اجازه گرفتم ولی پدرم پای تلفن از مامان پرسیده من دارم چکار میکنم مامان بی تدبیر و بی سیاستم گفته مشغول ماسکه، با اینکه میدونه پدرم قشقرق بپا میکنه.

    چند بارم بابام دیده ماسک میذارم داد و بیداد کرده، من امسال با مامانم رفتم کرم ضد آفتاب خریدم پولش رو هم خودم از پول تو جیبیم حساب کردم، پدرم از وقتی فهمیده من یدونه ضد آفتاب خریدم چند ماهه پول تو جیبی نگرفتم، خودم شنیدم مامان بابام پشت سرم حرف میزدن، بابام به مامانم گفته پریسا (منو میگه) هرز میپره، واسه من ضد آفتاب میزنه، (البته پدر و مادر من تا وقت اضافه گیر میارن از اینو اون غیبت میکنن).

    چند وقت پیش از مامانم اجازه گرفتم ریمل خوبی که قیمتش پایین بود خریدم، به بابام میگم پول ندارم پول بده، خیلی معطل موندم، دیشب در قالب لفافه به مامانم میگه من بشنوم؛

    خیلی معطل موندن واسه وقتیه که عزیز آدم رو تخت بیمارستان باشه، نه معطل لوازم آرایش مردم، هرز میپرن، هی لوازم آرایش میخرن .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تربیت رفتاری دختران (۱۱۰ مطلب مشابه) تعامل با خانواده (۵۱۹ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۵۸ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۱۱۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۷)
    • ۹۰۳۶ بازدید توسط ۶۴۸۵ نفر
    • دوشنبه ۳۱ تیر ۹۸ - ۱۲:۳۸

    اگه شغل نداشته باشم احساس پوچی میکنم

    سلام

    دختری ۲۴ ساله هستم.‌ من متاسفانه سال کنکورم بخاطر غرور زیادم که دروس مدرسه رو بدون خوندن با معدل عالی پاس می کردم و ایده آل گراییم درس نخوندم و در نتیجه رتبه تجربی م ۲۱۰۰۰ شد و کنکور زبان که تفننی شرکت کرده بودم رتبه نسبتا عالی بدست آوردم. 

    چون تو خانواده چند تا دانشجو بودیم اصلا راضی نبودم که دانشگاه آزاد برم و با انتخاب رشته اشتباه که اول رشته های زبان رو زدم، زبان روزانه تو یه دانشگاه درجه ۳ قبول شدم. هنوز برام سواله چرا فقط برای یک دقیقه به سال دوم موندن فکر نکردم. 

    شاید بخاطر اینکه همه معلمان و آشناها خانوم دکتر صدام می زدن و من نتونستم در حد انتظارشون باشم خجالت می کشیدم برای سال بعد بمونم. دانشگاه که رفتم رتبه های همکلاسی ها رو می شنیدم که واقعا نجومی بودن و همه از اینکه چرا من اومدم این دانشگاه متعجب بودن و بخاطر سطح پایین بودن دانشگاه، سال اول رو کلا افسرده بودم و دنبال انتقالی که شرایط خاصی نداشتم و به اجبار همون دانشگاه موندم. 

    وقتی می شنیدم همه اطرافیانم رشته های پیراپزشکی دانشگاه آزاد شهر های فوق العاده دور رفتن و بعد به واسطه ازدواج شون به یه دانشگاه نزدیک و عالی انتقالی می گرفتن، خودم رو سرزنش می کردم که چرا سال کنکورم با سرنوشتم بازی کردم. 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    آموزش کسب درآمد برای دختران (۹۶ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۱۱۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۷)
    • ۱۶۹۶ بازدید توسط ۱۲۷۵ نفر
    • دوشنبه ۳۱ تیر ۹۸ - ۱۱:۴۶

    دوست دارم به خاطر آزاد شدن از خانواده م ازدواج کنم

    سلام 

    من دختری ۲۴ ساله ام، از بچگی حالم از چهره ی خودم بهم میخورد و همیشه به زیبایی بقیه حسودیم میشد و این حس الان هم با منه، من از بچگی مجبور به پوشیدن چادر بودم، حتی قبل از سن تکلیف، به خاطر تعصب حال بهم زن خانواده مادریم، (به حجاب اعتقاد دارم اما چادر حالم رو بهم میزنه) و همچنین اجازه دست زدن به صورتم رو ندارم و همچنین آرایش کردن، پس چه جوری باید قیافه ام تغییر کنه و مورد پسندم بشه، حتی به خاطر وجود چادر نمیتونم یه لباسی که بهم بیاد بپوشم.

    دوست دارم به خاطر آزاد شدن از خانواده ازدواج کنم، اما از یه سری مسائل ازدواج میترسم، (چون احساس میکنم آقایون فقط به خاطر ... و بچه دوست بودن ازدواج میکنن)، من باید چه غلطی بکنم؟ 

    هر چند وقت یک بار تو خونه مون یه دعوا راه می افته بین من و مامانم و هر چی دم ذهنم میاد به مامانم میگم، و اینکه معیار من از زیبایی شبیه بودن به اکثریت افراد نه متفاوت بودن، مثلا من ابروهای خیلی کمرنگی دارم که تو عکس نمی افته، (الان میاید میگید پس چرا میخوای اصلاح کنی؟ بعضی از دخترها دوست دارن).

    صورت کشیده بی ریخت و لاغری دارم، نمیدونم حق با خانوادمه که  هر چی اون ها گفتن درسته؟، اگه نه باید چه کار کنم؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران (۱۱۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۲)
    • ۱۸۶۴ بازدید توسط ۱۴۹۴ نفر
    • شنبه ۲۹ تیر ۹۸ - ۱۱:۰۶

    همه جوانی من با بی عشقی، بی پولی و مشکلات گذشت

    دختری 32 ساله ام. از دانشگاه خوب با رزومه خوب دکترا گرفتم. بعد از  سال ها بیکاری و رفتن به مصاحبه های مختلف بالاخره امسال در آستانه استخدام قرار گرفتم. واقعیت اینه که همه جوانی من با بی عشقی و بی پولی و تنش های خانوادگی و مشکلات گذشت، درسته گذشت اما سخت گذشت ... . هیچ آغوشی نبود، هیچ دستی نبود، فقط من بودم و خدا و گریه هام، هنوز خستگی  گذشته توی تنم هست.

     الان هم حس پوچی دارم و از حال لذت نمیبرم، گاهی به اعتقاداتم شک میکنم، افسرده نیستم و بگو بخند دارم اما از درون دچار دوگانگی و تناقض هستم. گذشته به طور مکرر با سختی هاش جلو چشمم میاد ، وقتی میدیدم چطور برای  برخی، جنسیت شون میشه میون بر برای پیشبرد کارهاشون چه شغل چه حتی کار علمی، تا مایی که حاصل دسترنج مون رو ببینیم اون ها کار نکرده چند قدم جلوتر بودن. بگذریم ....

    میتونم، مهاجرت کنم ولی شک دارم با این اوضاع درونی بتونم اون جا دووم بیارم، خیلی تلاش میکنم سپاسگزار باشم و بدتر از خودم رو  ببینم اما سخته دور نمیشم از این حس ها، به مشاور مراجعه کردم کلی روشها وحرف های کلیشه  بی اثر تحویل گرفتم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۳۳ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۱۱۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۳)
    • ۲۷۵۰ بازدید توسط ۲۱۲۱ نفر
    • دوشنبه ۲۴ تیر ۹۸ - ۱۳:۵۶

    فقط دلم میخواد بمیرم

    سلام به همگی 

    الان که دارم مینویسم حالم خیلی داغونه، و همه ش آرزوی مرگ میکنم، چرا؟!

    بذارید تعریف کنم؛

    دختری م ۱۹ ساله، خانواده م رو دوست دارم، از لحاظ مالی متوسط به بالاییم و از لحاظ مادی تا اون حد چیزی کم نداشتم ولی از ۶ سالگیم محبت کم داشتم، حالا علتش رو بی خیال که چرا داستانش طولانیه، در بخش نظرات میگم، این طوری شد که با عقده محبت بزرگ شدم، ۳ ساله با آقا پسری دوستم، کاری با درست اشتباه بودنش ندارم، لطفا سرزنشم نکنید، میدونم اشتباهه، البته قصدمون ازدواج بود.

    مشکلی که دارم اینه که از پرمویی خیلی رنج میبرم، اون قدری موی  زائد دارم که نگو، مگه تموم میشه؟، چند وقت پیش هم رفتم دکتر، گفت تنبلی تخمدان دارم، البته پریودهام مرتبه و لاغرم، ولی گفت ممکنه نازا باشی و هورمون مردانه داری.

    از اون روز که برگشتم خونه کاره هر روزم شده گریه، آینده رو نمیخوام اگه قرار باشه بچه دار نشم، آینده رو نمیخوام با این همه پرمویی، اصلا ممکنه کسی نگیرتم، اگه هم بگیره طلاقم بده بگه این همه مو و ... .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران (۱۱۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۰)
    • ۱۲۵۷۶ بازدید توسط ۹۴۰۰ نفر
    • يكشنبه ۲۳ تیر ۹۸ - ۱۱:۲۸

    می ترسم فرصت های ازدواجم از دست بره و بعدا تنها بمونم

    سلام

    یه چیزی منو تو زندگیم آزار میده، خیلی وقته این صفحه رو دنبال میکنم دیدم خیلی ها از مشکلات شون صحبت کردن منم گفتم مشکلی که دارم رو اینجا بگم ...

    من دختری هستم که دارم وارد سن ۲۶ سالگی میشم، دو سه سال پیش یه خواستگار فامیل داشتم ردش کردم، پدرم خیلی بهم فشار آورد جواب مثبت بدم چون مورد مناسبیه، ولی من هیچ علاقه ای به این خواستگار نداشتم، ترسیدم تو زندگیم اثرات منفی بذاره نخواستم گند بزنم به زندگی خودم و یکی دیگه .

    همه گفتن علاقه بوجود میاد بعدش، ولی من قبول نکردم، مشکل اینجاست که بابام یه تهدیدی کرد که اگه اینو قبول نکردی دیگه اجازه هیچ خواستگاری رو نمیدم که دیگه بیاد، پدرم دوست داره حرف حرف خودش باشه، اوایل تهدیدش رو جدی نگرفتم الان که ۲۶ سالم داره میشه خیلی افکار میاد تو سرم که نکنه فرصت های ازدواجم از دست بره دیگه نتونم ازدواج کنم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    نداشتن خواستگار مناسب (۸۱ مطلب مشابه) ازدواج فرزندان (۱۸۰ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۱۱۸ مطلب مشابه) مخالفت خانواده با ازدواج (۳۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۹)
    • ۲۶۷۹ بازدید توسط ۲۲۶۴ نفر
    • دوشنبه ۱۷ تیر ۹۸ - ۱۲:۳۹

    حق دارم در آینده خانواده ای پر از آرامش داشته باشم؟

    سلام خدمت کاربران خانواده برتر

    من دختری دانشجو و حدود 22 ساله هستم، محل زندگیم یه روستا با فاصله ی خیلی کم از شهره (در حد چند دقیقه طول میکشه تا با ماشین به شهر برسی). همیشه کم و بیش تو خانواده مون تنش وجود داشته. پدرم همیشه وقتی از مادرم عصبی میشدن سرش داد میزدن و گاهی فحش میدادند و حرف های زشتی میزدن که مامانم دلش میشکست و من هم به خاطر مامانم خیلی ناراحت میشدم و گاهی گریه میکردم.

    علاوه بر اینکه از جانب پدرم به خاطر این رفتارهاش با مامانم ناراحت میشدم، از جانب خواهر و برادرم هم اذیت میشدم .اونم خیلی زیاد، خواهرم با اینکه با من تفاوت سنی قابل توجهی داشت ولی اصلا به من محبت نمیکرد، سرم داد میزد، کتکم میزد .

    خب من بچه بودم، وقتی بهم کاری میگفت انجام بدم من خیلی هول میشدم و اضطراب میگرفتم و اون کار رو به خاطر اضطراب شدید غلط انجام میدادم یا آهسته و بعدش سرم داد میزد و فحش میداد و ... 

    حتی روز تولد 6- 7 سالگیم رو هم بهم رحم نکرد، اون روز من بچه بودم و عاشق برف شادی، مامانم برام جشن گرفته بود و مهمون دعوت کرده بود. من وقتی برف شادی زدم منو برد تو اتاق و یه گوشمالی درست حسابی به خاطر اینکه چرا روز تولدم بدون اجازه برف شادی زدم بهم داد. 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۵۱۹ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۵۸ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۱۱۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹)
    • ۱۱۲۱ بازدید توسط ۹۴۹ نفر
    • يكشنبه ۱۶ تیر ۹۸ - ۱۴:۳۶

    برو بالا