خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی

جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
ماه محرم
صفحات خاص
صفحات کاربران
جدیدترین نظرات خیلی مهم رپورتاژ
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۴۴۰ بازدید توسط ۹۰۷ نفر)
نوحه، برادرم کجایی ...؟ (۵۵۸ بازدید توسط ۳۷۳ نفر)
چطوری با امام حسین (ع) آشتی کنم؟ (۸۹۱ بازدید توسط ۵۸۵ نفر)
فدا کردنِ ارزشمندترین دارایی در راه یک هدف والا (۹۶۹ بازدید توسط ۶۵۴ نفر)
در مراسم عزاداری برای ظهور امام زمان عج دعا کنید (۸۴۸ بازدید توسط ۵۲۵ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۸۴۱ بازدید توسط ۵۲۸ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۸۳۴ بازدید توسط ۶۱۸ نفر)
خلاصه ی نکاتی که از خانواده ی برتر آموختید رو بیان کنید (۱۶۵۸ بازدید توسط ۱۱۱۲ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۴۴۰ بازدید توسط ۹۰۷ نفر)
رفع یک سوء تفاهم در عدم پاسخگویی به سوالات و درخواست های شما (۴۵۴۲ بازدید توسط ۳۶۰۸ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۸۴۱ بازدید توسط ۵۲۸ نفر)
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 2 (۴۱۲۴ بازدید توسط ۲۴۵۴ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۱۱۳۶ بازدید توسط ۷۸۱ نفر)
نوع برخورد با پست هایی که فکر می کنید سرکاری باشند (۱۵۴۳ بازدید توسط ۹۷۲ نفر)
ترویج فرهنگ کتابخوانی (۸۲۴ بازدید توسط ۶۲۱ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۲۲۰۴ بازدید توسط ۱۶۳۳ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۴۵۶ بازدید توسط ۳۶۹ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۳۰۴ بازدید توسط ۲۳۸ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۲۷۱ بازدید توسط ۱۰۰۶ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۱۰۸ بازدید توسط ۹۱۶ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۳۲۷ بازدید توسط ۹۹۷ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۱۲۷۱۱ بازدید توسط ۸۳۲۲ نفر)
صفحه نکته های آموزنده روانشناسی (۱۲۳۱ بازدید توسط ۹۹۰ نفر)
صفحه درد دل های پسرونه (۳۷۱۵ بازدید توسط ۲۷۶۲ نفر)
صفحه درد ودل های دخترونه (۴۰۵۶ بازدید توسط ۳۰۶۵ نفر)
صفحه آشپزی خانواده برتر (۱۴۱۶ بازدید توسط ۹۹۲ نفر)
دلتنگی های عاشقانه و غیر عاشقانه (۲۲۲۵ بازدید توسط ۱۷۴۷ نفر)
حق الناس دل شکستن (3) (۱۲۱۰ بازدید توسط ۹۴۶ نفر)
جملات روانشناسی، حکیمانه و زیبای بزرگان درباره ازدواج (۴۸۱۵ بازدید توسط ۴۱۰۵ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (3) (۴۷۲۴ بازدید توسط ۳۲۵۴ نفر)
صفحه امید به زندگی 2 (۹۱۲۲ بازدید توسط ۵۸۳۶ نفر)
صفحه گفتگوی دختران و پسران بالای 30 سال (۴۸۲۵ بازدید توسط ۳۷۳۶ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۳۴۵۴ بازدید توسط ۲۲۹۶ نفر)
در مورد پست های رمزدار (۱۱۳۱ بازدید توسط ۹۷۰ نفر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۶۲۹۰ بازدید توسط ۴۵۷۹ نفر)
توضیح به خانواده برتری های جدید در مورد نظرات ستاره دار (۹۷۵ بازدید توسط ۷۷۹ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۱۰۴۶ بازدید توسط ۸۹۹ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان (۲۲۸۰ بازدید توسط ۱۷۷۳ نفر)
توضیح در مورد ابزار اشتراک مطالب (۶۷۷ بازدید توسط ۵۷۶ نفر)
تصحیح برداشت اشتباه در مورد طرح آشنایی بیشتر بین کاربران (۲۸۶۴ بازدید توسط ۲۱۱۵ نفر)
نظرات کدام یک از کاربران روی شما تاثیر مثبت گذاشته ؟ (۲۷۳۳ بازدید توسط ۱۹۷۸ نفر)
آشتی کنان، حلالیت طلبی و نقد پذیری کاربران خانواده برتر (۲۰۳۲ بازدید توسط ۱۵۰۰ نفر)
التماس دعا (۸۵۴۴ بازدید توسط ۶۸۴۵ نفر)
پیشنهاد مطلب به سایر کاربران (۷۱۴ بازدید توسط ۶۱۱ نفر)
پیشنهاد پست های ویژه هفتگی (۱۳۱۴ بازدید توسط ۱۰۲۶ نفر)
پربازدیدترین مطالب روزانه خانواده برتر (۱۱۲۱ بازدید توسط ۹۸۴ نفر)
خدایا شکرت که ... (۲۶۸۳ بازدید توسط ۲۰۳۶ نفر)
صفحه نکته های خانه داری (۱۳۶۵ بازدید توسط ۱۰۵۴ نفر)
معرفی مراکز خرید مخصوص خانم ها (۱۲۷۵ بازدید توسط ۱۰۸۷ نفر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۲۹۳۱ بازدید توسط ۲۴۱۲ نفر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۳۳۶۸ بازدید توسط ۲۶۶۶ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۱۱۴۸۷ بازدید توسط ۷۳۳۷ نفر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۷۶۸۹ بازدید توسط ۱۷۸۸۷ نفر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۱۶۹۳۳ بازدید توسط ۱۲۷۵۵ نفر)
بحث و تبادل نظر درباره یادگیری زبان انگلیسی (۴۶۸۹ بازدید توسط ۳۵۸۰ نفر)
پسر خوب و سالم کجایی ؟ دقیقا کجایی؟ (۵۰۹۱ بازدید توسط ۴۰۶۱ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۸۳۴ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۱۵۲ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۱۸۱ نمایش) - (۲ نظر)
صفحه شاعرانه های دختر باران (۳۳۹ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۴۸۱۱ نمایش) - (۵۲۵ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۲۳۸۸ نمایش) - (۱۸۸ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۴۷۳۶ نمایش) - (۱۵۷ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۱۰۶۰ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۱۶۴۸ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۱۵۳۸ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۴۱۲۵ نمایش) - (۲۹۳ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۱۰۲۲ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۲۲۸۷ نمایش) - (۳۰۱ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۱۶۱۹ نمایش) - (۵۴ نظر)
صفحه شخصی هجران (۱۰۰۶ نمایش) - (۱۶ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۴۷۲ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۹۴۱ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی فان (۲۰۸۹ نمایش) - (۳۰ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۲۲۸۲ نمایش) - (۸۲ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۱۰۷۳ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۷۳۷ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۱۱۲۹۸ نمایش) - (۱۰۰۵ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۵۰۲۹ نمایش) - (۲۲۹ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۷۱۹۹ نمایش) - (۳۴۹ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۵۹۱۹ نمایش) - (۱۴۰ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۱۸۴۰ نمایش) - (۶۳ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۷۴۰۶ نمایش) - (۳۷۲ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۱۱۴۴ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۱۰۱۸ نمایش) - (۴۱۸ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۱۰۵۰ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۱۳۵۶ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۱۸۲۱ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۱۱۸۸ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۴۳۲۱ نمایش) - (-۳ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۲۸۴۹ نمایش) - (۴۸ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۱۱۵۳ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۱۰۹۵ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۱۲۸۲ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۴۶۸ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۱۰۹۹۰ نمایش) - (۴۶۷ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۱۱۲۷ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۱۳۶۸ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۱۲۵۴ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۱۳۸۹ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۱۳۰۹ نمایش) - (۷۳ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۱۳۴۶ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۳۹۵۴ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۱۶۳۱ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۱۹۰۴ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۱۵۸۹ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۲۱۵۱ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۲۱۹۶ نمایش) - (۲۷ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۵۴۱۰ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۱۶۵۲ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۱۸۱۵ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۱۵۰۷ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۲۰۵۲ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۲۴۴۹ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۵۶۳۹ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۷۵۹ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۲۹۱۰ نمایش) - (۷۴ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۱۸۷۵ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۲۰۶۲ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۲۳۱۱ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۶۹۳۳ نمایش) - (۳۱۷ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۲۳۶۵ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۱۸۲۴ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۲۰۶۹ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۱۲۳۸ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۱۵۳۳ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۴۸۷۲ نمایش) - (۷۳۸ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۱۲۲۷ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۷۲۲ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۱۰۲۲۹ نمایش) - (۲۷۰ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۶۰۵۱ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۱۳۱۳ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۴۲۶۷ نمایش) - (۱۰۰ نظر)
صفحه شخصی " خاله باران " (۵۹۴۲ نمایش) - (۴۰۹ نظر)
صفحه شخصی " همسر اقای امیر_متاهل " (۱۱۹۳ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " تقوی " (۱۰۷۳۳ نمایش) - (۴۳۲ نظر)
صفحه شخصی " جیگیلی بیگلی " (۱۲۲۷ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " پرتو خورشیدی " (۲۴۲۵ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی " Papillon :-) " (۱۰۶۶ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " رضا سرچشمه " (۱۱۸۰۲ نمایش) - (۴۸۴ نظر)
صفحه شخصی " eror " (۱۱۸۴ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۲۱۴۷ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی " پرواز ... " (۹۷۷ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " ¤¤ سجاد ¤¤ " (۱۲۰۲ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " میثم 23 " (۹۱۴ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی " *[adam]* " (۱۸۴۰ نمایش) - (۷۹ نظر)
صفحه شخصی " زهرا سادات " (۱۳۶۴ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " صبا :) " (۵۱۰۸ نمایش) - (۴۴۶ نظر)
صفحه شخصی " بهار 23 " (۷۴۵ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " خـــــــــــرپـــرنـــده " (۱۹۴۵ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " N.A " (۱۰۲۳ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " sophist " (۸۵۹ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " امیر - متاهل " (۱۶۶۳ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی سکوت ..... (۷۳۵۵ نمایش) - (۳۲۶ نظر)
صفحه شخصی " بانو رضوی " (۱۰۷۴ نمایش) - (۱ نظر)

مشورت در ازدواج خانم ها ازدواج موفق دکتر فرهنگ دوران عقد مسائل زناشویی کسب درآمد کنکور تناسب اندام آموزش ترک خودارضایی آموزش کنترل فشار جنسی مسائل خانم های چادری سربازی عشق

۴۰۳ مطلب با موضوع «تعامل با خانواده» ثبت شده است

سیگاری بودن پدرم، ما رو از هم دور کرده

سلام به همه

میخوام یه کم از مشکلم با پدرم بگم شاید به درد یکی خورد؛

همیشه وقتی میان خونه منم مثه بچه های دیگه خوشحال میشم ولی بعدش که یادش میافتم ناراحت میشم. بیشتر اوقات از بوی بد لباس یا دهن ایشون نمیتونم نزدیک به هم بشینیم یا گاهی بلافاصله بعدش نمیتونم تحمل کنم با هم صحبت کنیم.

وقتی سیگارش روشنه سرم درد میگیره ،شب ها صدای خس خس نفس کشیدن پدرم رو میشنوم همه ش نگرانم دور از جون رگ های قلبش مسدود بشه یا سرطان ریه بگیره...، خودم هم دیگه بعضی شب ها صدای خس خس خفیفی رو میدم که خواهرم بهم گفتن.

اصلا یکی از علت هایی که منو خواهرم از پدرم دوری میکنیم همین سیگارشه!، به خدا خیلی مهربونه دوسش دارم، دلسوزه، همه کار برامون میکنه، ولی ای کاش این ظلم رو در حق خودش و خونواده ش نمیکرد.

الان یکی از معیارامه که با پسری ازدواج کنم سیگاری نیست. خواهش میکنم جوون ها ترکش کنید شاید فکرش رو هم نکنید ولی همین عامل ما رو خیلی از هم دور کرده.


↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
تعامل با خانواده (۴۰۳ مطلب مرتبط)
روابط با پدر (۲۲ مطلب مرتبط)
درد دل های دختران (۴۹ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲)
    • ۵۰۷ بازدید توسط ۳۷۲ نفر
    • پنجشنبه ۲۱ شهریور ۹۸ - ۱۱:۴۳

    وقتی رتبه ی کنکور افتضاح میشه ...

    تقریبا 1 ماه پیش بود که نتایج کنکور رو دادن، مثل همیشه همه اون هایی که کنکوری میشناختن دوست داشتن بدونن رتبه چند آورده!، همه این ها که میگن رتبه یه چیز شخصیه باد هواست، لطفا واقعا بگین جواب فامیل، دوست و  آشنا رو چی میدید اگه رتبه خوب نیارید!؟، واقعا برگردین بگین یه چیز شخصیه که طرف قبول نمیکنه که!، آدم رو دست میندازن اگه به روی خودشون هم نیارن کلا رفتارشون عوض میشه!

    به خاطر این پرسیدم که شما اگه جای من بودید چیکار میکردید؟ وقتی امکانات دارید، یه وضع نرمال برای گرفتن نتیجه خوب، اما رتبه میشه افتضاح...! رک بگم رتبه منطقه 60 هزار کشوری هم که .... خودتون میدونید!

    فامیلی که سالی یه بار می بینیش هم زنگ میزنه!


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۰۳ مطلب مرتبط)
    کنکور (۵۲ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۱۵۳۷ بازدید توسط ۱۱۶۱ نفر
    • شنبه ۱۶ شهریور ۹۸ - ۱۲:۱۱

    کار کردن دختر در محیط مردانه

    سلام 

    من یک دختر 23 ساله هستم، رشته من کشاورزی بوده، امسال من یک کار برای کار توی گلخونه گل و گیاه پیدا کردم که یک کارگر معمولی میخواد، منم تا حالا هیچ جایی کار نکردم و هیچ چیز عملی یاد ندارم، توی دانشگاهم همه ش تئوری یاد میدادن، گفتم برم اینجا شاید به دردم بخوره و یه چیزی یاد بگیرم.

    مشکلم اینه که اون جا فقط من هستم و صاحب گلخونه که یک آقای تقریبا 30 ساله هست، بابام که کلا مخالفه، میگه نمیخواد بری، ولی من دو دل هستم، الان به این فکر میکنم که اگر روزی خواستم ازدواج کنم این مساله بدیه که من محیط کاریم مردانه هست.

    نمیدونم شاید سوالم چرته، ولی آقایون دیدشون چیه، چه فکری راجع به من میکنند؟، ممکنه فکر کنن چون من با مرد ها سر و کله میزنم دختر بدی ام؟


    مرتبط:

    می خوام برم کار کنم، چطور پدر و مادرم رو راضی کنم؟



    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۰۳ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۸)
    • ۱۰۱۸ بازدید توسط ۸۱۰ نفر
    • جمعه ۱۵ شهریور ۹۸ - ۱۲:۰۵

    با خانم های کینه ای باید چیکار کرد؟

    سلام

    با خانم های کینه ای که هیچ چیز رو فراموش نمیکنن باید چیکار کرد که این کارشون رو ترک کنن، راستش من تو یه خانواده ٥ نفری بزرگ شدم که الان ٢٤ سالمه و مجرد هستم، تو دوران بچگی اتفاقاتی افتاده که مادرم و خواهرهانم با عمه هام رابطه خوبی ندارن ولی من رابطه م خوبه، رفت و آمد داریم ولی سرد. توی دور و اطرافم هر خانمی رو که دیدم تقریبا این طوریه، میخوام بدونم باید چیکار کرد که این رفتارشون رو ترک کنن؟

    مادرم هی میکوبه تو سر پدرم خواهرانت این طورن ...، عمه هام به پدرم میگن زنت این طوره، مدام زیر آب همدیگه رو میزنن، چرا اینطوره واقعا؟، شاید تو همه خانم ها این طور نباشه ولی در کل، من این طور دیدم چه رفتاری بکنیم تا این جور نیش و کنایه نشنویم که به هم بگن؟، شاید تو آقایون هم باشه ولی تو خانوم ها بیشتره، لطفا راهنمایی کنین؟


    مرتبط:

    روش برخورد با فرد کینه جو



    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۰۳ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۷۸۸ بازدید توسط ۶۰۱ نفر
    • سه شنبه ۱۲ شهریور ۹۸ - ۱۳:۳۲

    چرا بعضی ها در محبت کردن بین برادرزاده ها و خواهرزاده ها فرق میذران؟

    سلام 

    من یه دختره هفده ساله هستم، از وقتی چشم هام رو باز کردم خونه پدر باباییم بیشتر میرفتم، اما هی که بزرگتر شدم کلا سردی عمه ها رو نسبت به خودم درک کردم تا اینکه یه روز یکی از عمه ها به مادرم بی دلیل حرف ناشایست زد ....

    اون جا بود که منم دیگه نسبت به عمه هام سرد شدم، اما بازم مادرم میخواست رابطه منو با خانواده پدریم خوب کنه، حتی من تا چند هفته از ترس همین عمه خونه پدربزرگم نمیرفتم، بله شاید مسخره به نظر بیاد ولی من اون موقع چون سنم کم بود یه ترسی تو دلم نسبت به این عمه اومده بود ...

    هی بزرگتر که میشدم حسادت بعضی عمه ها رو نسبت به مامانم و خودم درک میکردم، از حرف هاشون و حرکات شون. این باعث میشد که من خونه ی پدربزرگم فقط هفته ای یک بار اونم همراه پدر و مادرم برم، همین الان هم همین جوریه، اگر پدر یا مادرم همراهم نباشه من اون جا تنها نمیرم فقط بخاطر رفتار سردشون. 

    شاید باورتون نشه، یکی از عمه هام اصلا با من و مادرم حرف نمیزنه و من اصلا باهاش هم کلام نمیشم به خاطر سردی کلامش و رفتارش، خودم دوست داشتم با عمه هام رابطه صمیمی تری ایجاد کنم ولی گویا اونا اصلا اینو دوست نداشتن. پدرم هم نسبت به بقیه عموها پشتوانه خوبی برای بعضی از عمه هام هست ....


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۰۳ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۸)
    • ۱۰۳۶ بازدید توسط ۷۹۸ نفر
    • دوشنبه ۱۱ شهریور ۹۸ - ۱۱:۱۱

    آقایون، چطور پدر و مادرم رو راضی به ترک تحصیل کنم؟

    سلام و عرض ادب

    میخواستم بپرسم که  یه پسر هفده ساله چطور میتونه پدر و مادرش رو راضی کنه که درس نخونه و ترک تحصیل کنه؟، منظورم در مورد شخصیه که استعداد و علاقه درس خوندن رو نداره.

    فرض میکنیم این پسر قصد داره که خودش توی همین سن بره کار کنه و نمیخواد اصلا دانشگاه بره و حتی ممکنه دیپلم هم نگیره. چطوری میتونه پدر و مادرش رو برای ترک تحصیل قانع کنه؟

    ممنون میشم جواب بدید.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مرتبط)
    تعامل با خانواده (۴۰۳ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۹)
    • ۷۲۸ بازدید توسط ۵۲۴ نفر
    • يكشنبه ۱۰ شهریور ۹۸ - ۱۴:۱۵

    چکار کنم بچه هام با خانواده منم مثل خانواده ی شوهرم راحت باشن؟

    سلام 

    خانمی هستم سی و چند ساله که دارای دو فرزند، یکی دختر و یکی پسر که از بچگی پیش مادر شوهرم بزرگ شدن. منو شوهرم صبح ها میرفتیم سر کار، مادر شوهرم از بچه هامون مراقبت میکرد.

    مشکلی که دارم اینه که بچه هام اصلا از خانواده من خوش شون نمیاد، هر وقت که میخواییم بریم خونه مامانم اینا بچه ها یا نمیان یا به زور و اعصاب خورد کنی میان، چیکار کنم با خانواده منم راحت باشن، یعنی راحت بیان خودشون بگن بریم خونه مادر بزرگ، بیشتر دوست دارن برن خونه مادر شوهرم.

    اگه ممکنه کمکم کنید


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تربیت رفتاری پسران (۹۴ مطلب مرتبط)
    تربیت رفتاری دختران (۸۴ مطلب مرتبط)
    تعامل با خانواده (۴۰۳ مطلب مرتبط)
    جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۳ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۹)
    • ۷۴۷ بازدید توسط ۵۸۱ نفر
    • شنبه ۹ شهریور ۹۸ - ۱۲:۳۳

    تو خانواده ما کسی حرمت ها رو نگه نمیداره

    سلام به همه دوستان

    من یه دختر ١٩ساله هستم که یه برادر  و خواهر نوجوان دارم، مشکلی که دارم تو خانواده ما کسی حرمت ها رو نگه نمیداره، نمیدونم چیکار کنم، برادرم تو خونه خیلی راحت میگرده پیرهن نمیپوشه و با یه شلوارک میچرخه، بهش هم که چیزی میگیم بدتر لج میکنه به مادرم میگم که تو لااقل چیزی بهش بگو هیچی نمیگه، میگه آخه پسر گلم چی بگم که این همه بزرگ شده یه جورایی هواش رو داره، پدرم هم مثل مادرم که از گل باریک تر بهش نمیگن .

    گاهی اوقات از حمام در میاد با همون یه شورت (با عرض معذرت) میچرخه، از برجستگیش میشه فهمید که ...، (من از خواهرم خیلی می ترسم، آخه سنش کمه برادرم هم که اصلا ملاحظه نمیکنه)، به وسایل شخصیم میره دست میزنه هر چقدر که بهش میگم بدتر لج میکنه، نمیدونم چیکار کنم، چطور باهاش برخورد کنم که این کار ها رو نکنه یه کم آدم بشه؟

    اگه ممکنه کمکم کنید؟


    بیشتر بخوانید ...

    علت بی حجابی مردهای نسل جدید چیه؟

    پوشش آقا پسرها تو خانواده چطور باید باشه؟

    هر وقت مردها مثل زمان قدیم لباس پوشیدند منم چادر می پوشم

    مضرات پوشیدن شلوار های فاق کوتاه و تنگ برای آقایان

    آیا پوشیدن شلوار تنگ برای پسران ایرادی دارد؟

    ممنوعیت پوشیدن لباس آستین کوتاه توسط رانندگان تاکسی


    پیشنهاد:

    چقدر به دخترهام در خونه از لحاظ پوشش آزادی بدم؟

    دادن اعتماد به نفس به دختران خردسال در مورد زیبایی ظاهری

    از ایده های تربیتی تون برای داشتن فرزند صالح بگید

    تو رو خدا یه کم با بچه هاتون مهربون تر باشین

    نحوه پوششم تو خونه جلوی دختر چهار ساله ام باید چه جوری باشه ؟

    آیا شما بدنبال مطیع بودن فرزندانتان هستید ؟

    لطفا بچه هاتون رو محدود نکنید

    تلاش کنیم پدر و مادر خوبی باشیم


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تربیت جنسی پسران (۵۸ مطلب مرتبط)
    تربیت جنسی دختران (۴۵ مطلب مرتبط)
    تربیت رفتاری پسران (۹۴ مطلب مرتبط)
    تربیت رفتاری دختران (۸۴ مطلب مرتبط)
    تعامل با خانواده (۴۰۳ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۶)
    • ۱۸۴۱ بازدید توسط ۱۳۴۶ نفر
    • چهارشنبه ۶ شهریور ۹۸ - ۱۹:۲۱

    با مادری که زیاد فحاشی میکنه باید چیکار کرد؟

    سلام

    با مادری که زیاد فحاشی میکنه آدم باید چیکار کنه؟، من خودم صبورم و جواب نمیدم ولی باور کنین اکثر فحشش جز رکیک ترین فحش هاست، مثلا اگه بگه خفه شو قابل تحمله ولی همیشه بدترین فحش ها رو میده، منم مجبور میشم به خودش برگردونم.

    خودتون میدونیند تو دعوا خیرات نمیدن، بیماری فشار و قند خون داره که در عذابه بابت همون و دکترها میگن بیشتر مراعات کنید، دست خودش نیست ولی کسی که دست خودش نباشه باید همه جا همین طوری باشه نه تو جمع فامیل خوب باشه، تو خونه این مدلی.

    واقعیتش هم اینه که انقدر فحش داده و به من گیر داده منم رو حرکاتش حساس شدم و با کوچیک ترین حرفش گارد میگیرم. پدرم میگه تو باید تمرین کنی سکوت کنی وگرنه ازدواج کنی به مشکل بر میخوری،  ولی واقعیت اینه من فقط رو حرکات مادرم حساسم و از اول این مدلی نبودم، خب شما هم بدترین فحش ها رو بشنوید خون تون به جوش میاد دیگه.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۰۳ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۶)
    • ۸۱۲ بازدید توسط ۶۰۶ نفر
    • چهارشنبه ۶ شهریور ۹۸ - ۱۸:۵۵

    میشه سلام و احوال پرسی کردن رو یادم بدید ؟!

    سلام به همه خانواده برتری های گل و عزیز

    یک هفته ای هست که برای پرسیدن سوالم دو دلم . چون اینقد به نظر خودم غیر عادی و مسخره هست که حتی بهم بخندید .

    ولی خوبیش اینه که شما منو در واقعیت نمیشناسید و حتی اگرم مسخرم کنید !

    من یک دختر جوان هستم که کلا اهل دوست و رفیق و بیرون رفتن از خونه و دور همی های دوستانه و... نبودم از اول. همین جوری تو خونه بزرگ شدم  سرم تو درس بود و کتاب و اصلا رغبتی به رفتن در اجتماع،حتی عروسی و عید دیدنی و... نداشتم .

    درونگرا و خجالتی و جامعه گریز نیستم ولی خوشم نمیاد از جمع های زنانه و حرفای خاله زنکی. از بیشتر دور و وری هام هم خوشم نمیاد چون غالبا یک رفتار بیخود و دور از شانی ازشون دیدم که از چشمم بیوفتن. خلاصه که عوامل زیادی باعث شد من به جمع های فامیلی و ... علاقه نداشته باشم . 


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مرتبط)
    مسائل دختران جوان (۲۲۸۰ مطلب مرتبط)
    تعامل با خانواده (۴۰۳ مطلب مرتبط)
    مسائل اجتماعی روز جامعه (۵۳۱ مطلب مرتبط)
    روابط اجتماعی دختران (۱۷۸ مطلب مرتبط)
    روش های اجتماعی تر آقایان (۷۵ مطلب مرتبط)
    احوال پرسی در موقعیت های مختلف (۶ مطلب مرتبط)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹۰)
    • ۵۷۳۱۵ بازدید توسط ۴۵۹۵۹ نفر
    • شنبه ۲ شهریور ۹۸ - ۲۰:۵۵

    ناراحتی از خونه مون برو بیرون

    با سلام

    من دختری هستم کنکوری، در خانواده ای زندگی میکنم که در اون والدین سالاری حاکمه و تقریبا حق همه موارد مربوط به آینده م جز رشته تحصیلیم ازم سلب شده. مثلا در مورد ازدواج، شهر محل تحصیل، طرز لباس پوشیدن، ارتباط با دیگران چه دوست چه غریبه چه جنس مخالف و چه همجنس، اون ها برام تعیین میکنن چه جوری باشم.

    بارها مخالفت کردم و دعوای شدید راه انداختم اما نتیجه اش جمله "ناراحتی از خونه مون برو بیرون" مواجه شدم و اطمینان دارم که اون ها تغییر ناپذیرن، با این وجود درس میخونم، اما دیگه علاقم به درس خیلی کم شده، چون میدونم همه اختیار آینده م دست اون هاست و بعد از اون هم همسری که اون ها انتخاب میکنن.

    بگید چیکار کنم لطفا؟دیگه باید از چه راهی برم که بفهمن من شبیه خودشون نیستم؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۰۳ مطلب مرتبط)
    درد دل های دختران (۴۹ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۱۰۶۰ بازدید توسط ۸۳۹ نفر
    • پنجشنبه ۳۱ مرداد ۹۸ - ۰۸:۴۷

    واقعا چرا انقدر من بدبختم

    سلام

    من یه دختر 27 ساله هستم، احساس میکنم دیگه کشش زندگی رو ندارم، شاگرد اول مدرسه مون بودم از کلاس اول تا پیش دانشگاهی، پشت کنکور موندم که پزشکی قبول بشم به خاطر ضعف مالی و زندگی تو یه شهر خیلی کوچیک و بی امکانات نشد که قبول بشم، دیگه داشتم دیوونه میشدم داشت کارم به دکتر اعصاب میکشید، انتخاب رشته کردم رفتم لیسانس گرفتم، ولی دوسش نداشتم.

    اومدم بشینم خونه باز واسه کنکور بخونم، خونه مون هر روز دعواست، هر روز، اصلا نمیشه زندگی کرد، هر روز بابام و خواهرم دعواشون میشه، من و مامانم همه ش میونه داری میکنیم، مادرم میره دکتر اعصاب، مشکل معده پیدا کرده، من غصه ی اونم میخورم.

    کلی گشتم واسه جای خواب امن، بهزیستی رو هم چک کردم، نمیدونم خدا منو نمیبینه، از نماز خوندن افتادم، افسرده شدم، یه دختر شاد بودم پدرم رو در آوردن، کاش وقتی بدنیا می اومدم میمردم، انقدر بدبختی نمیکشیدم، تو دانشگاه دانشجوی ممتاز شده بودم، استعداد درخشان دانشگاه واسم بنر زده بود، مادرم زنگ زد تو خونه صدای داد و بیداد می اومد، خواهرم جیغ میکشید، التماس شون میکردم آروم شن، به خدا اشکم رو درآوردن، رفته بودم سر کلاس بچه ها میگفتن شیرینی بخر من حالم سر خودش نبود، اصلا نمیذارن عین آدم زندگی کنم، اگه پسر بودم میرفتم کارگری مامانم هم با خودم میبردم، بدبختی اینجاست که دخترم، واقعا چرا انقدر من بدبختم.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۰۳ مطلب مرتبط)
    درد دل های دختران (۴۹ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۹)
    • ۱۷۹۷ بازدید توسط ۱۴۰۹ نفر
    • چهارشنبه ۳۰ مرداد ۹۸ - ۱۴:۳۴

    می خوام برم کار کنم، چطور پدر و مادرم رو راضی کنم؟

    سلام خدمت دوستان عزیز 

    من راهنمایی میخوام در مورد این که چطوری پدر و مادرم رو متقاعد کنم برم کار کنم، پول خیلی خوبی هم میده روزانه، اما هنوز به پدر و مادرم نگفتم، چون مطمئنم مخالفن چون که میشناسم شون، به خاطر این که دخترم میترسن اتفاق بدی برام بیافته، ولی خب به پولش نیاز دارم برای آزمون های آزمایشی کنکور و دوست دارم کلاس هم برم. 

    من کلی آرزو دارم، مثلا رتبه برتر بشم، ولی خب مشکل مالی دارم موندم چیکار کنم، خودم کار کنم که باید با خانواده کل کل کنم، ولی به هر حال برای رسیدن به آرزوها سختی بدم خودم رو، میدونم کار تو اون جا بد و طاقت فرسا هست ولی من عاشق درس خوندن هستم به خاطرش حاضرم هر سختی رو تحمل کنم.

    حالا به نظرتون چطوری اون ها رو متقاعد کنم اجازه بدن به عنوان کارگر در زمین های کشاورزی مردم کار کنم، کار دیگه ای برای کسب درآمد بلد نیستم، البته کار فروشندگی هست اما حساب و کتاب کردن برام سخته، تنها راهم اینه.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۰۳ مطلب مرتبط)
    آموزش کسب درآمد برای دختران (۷۲ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰)
    • ۶۰۵ بازدید توسط ۴۸۳ نفر
    • سه شنبه ۲۹ مرداد ۹۸ - ۱۲:۱۶

    چطور با وجود اختلافات مذهبی و سیاسی پدرم رو دوست داشته باشم؟

    سلام

    من به پسر 21 ساله هستم به لطف خدا و نظر اهل بیت فکر می کنم طی بیشتر از 5 سال گذشته کم کم مسیر زندگی مورد رضایت خدا رو پیدا کردم، اما مشکلی که الان دارم پدرم هست. مادرم زن مذهبی و اهل نماز و روزه و شرعیات هست ولی پدرم ... .

    دریغ از یک رکعت نماز که من دیده باشم بخونه، آدم خوبیه ولی خیلی با هم فرق داریم، گرایشات سیاسیش هم 180 درجه فرق می کنه با من، تو خونه بحث میشه فقط ساکت میشینم و هیچی نمی گم چون می دونم بی فایده هست و قانع بشو نیست...

    منم دلم باهاش بخاطر همین چیزها نمی تونه صاف بشه، دوست دارم دوستش داشته باشم، باهاش حرف بزنم و ... ، ولی هر کاری می کنم نمی تونم خودم رو راضی کنم ...

    این مسئله خیلی هم منو نگران کرده چون تو آینده اگه بخوام با یک خانوم مذهبی ازدواج کنم به مشکل می خورم، فامیل های پدری من هم تقریبا توی همین مدل ها هستند زیاد بند دین نیستن ...، می دونم اشتباهه ولی از داشتن این پدر یه جورایی احساس خجالت می کنم ...


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۰۳ مطلب مرتبط)
    روابط با پدر (۲۲ مطلب مرتبط)
    جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۳ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۸۰۳ بازدید توسط ۶۲۲ نفر
    • دوشنبه ۲۸ مرداد ۹۸ - ۱۳:۲۳

    موقع عصبانیت باید چه کار کنیم که احترام بزرگتر ها حفظ بشه؟

    سلام دوستان 

    میخوام بدونم موقع عصبانیت باید چه کار کنیم که احترام بزرگتر ها حفظ بشه؟

    نمیدونم این ویژگی تو همه پدر و مادرها وجود داره که گاهی وقت ها به ناحق با بچه هاشون تند رفتار میکنن یا نه، اما واسه من اینطوریه که معمولا عصبی نمیشم مگر اینکه کسی دیگه بد برخورد کنه، مثلا بابام وقت هایی که فشار کار روش زیاد باشه، عصبی میشه که از شدت ترس حتی نمیتونم نگاهش کنم و اگه حرفی بزنه بهم منم جوابش رو میدم و این طوری بگم که من کوچکتر بزرگتر برام فرقی نمیکنه هر کی حرف ناحق یا زوری بزنه من جوابش رو میدم. 

    و همین باعث شده از همه مردها بترسم و اصلا نمیتونم به ازدواج فکر کنم از شدت ترس، الان یه عده میان میگن که به بلوغ فکری نرسیدی، من فقط تحمل حرف زور رو ندارم همین. 

    به نظرم یه هر دلیلی حق نداریم که عصبانیت روی موضوعات دیگه رو سر دیگران خالی کنیم و خودم هم این کار رو نمیکنم، نگم ۱۰۰ درصد اما تا مرز انجام دادنش هم برم سعی میکنم جلوی خودم رو بگیرم، و از طرفی هم دوست دارم که ازدواج کنم.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۰۳ مطلب مرتبط)
    کنترل خشم و عصبانبت (۱ مطلب مرتبط)
    حفظ احترام بزرگترها (۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵)
    • ۳۹۹ بازدید توسط ۳۰۱ نفر
    • يكشنبه ۲۷ مرداد ۹۸ - ۱۰:۰۳

    در حق من که بچه ی آخرم داره ظلم میشه

    برادر من قبل از گرونی ها عروسی کرد، پدرم کل خرج و مخارج طلا و عروسی رو بر عهده گرفت، در خرید خانه و ماشین بهش کمک کرد و هی راه رفت پسرم پسرم عروسم عروسم زد و بعدش هم خواهرم ازدواج کرد و پدرم داماد دار هم شد.

    و بعد الان عروس مون حامله هستش و باز پدر و مادرم در حال نوه دار شدن هستن که این وسط من دیگه هیچ چی اصلا!

    مشکل من اینه که من اولین کَسی بودم که از سن پایین قبل از اینکه هیچ کدوم از خواهر و برادر های بزرگ تر حرف عروسی رو بزنن بارها بحث ازدواج رو پیش میکشیدم و میگفتم میخوام ازدواج کنم، کلی هم دعوا میکردم و هر بارم از یکی خوشم میومد و اینا بهم میگفتن که اول خواهر و برادر بزرگترت و بعد منم بعد از کلی جنگ و دعوا بیخیال میشدم، میگفتم این ها میگن نمیخوام به من چه ربطی داره؟

    هیچ چی اون قدر منو که خیلی هم گرم بودم و ازدواجی، نگه داشتن که بزرگترها عروسی کردن، توی ارزونی هم عروسی کردن و پدرم حتی یک بار حتی یک بار نگفت به برادرم که پول ندارم و میلیون میلیون براش پول خرج کردن و برای خواهرم هم همین طور.

    خواهر و برادرم هم داشتن میرفتن هر چی میتونستن برای جهیزیه و عروسی و ... از پدرم پول کندن و همه رو جارو کردن بردن!


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۰۳ مطلب مرتبط)
    ازدواج فرزندان (۱۳۸ مطلب مرتبط)
    ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۶ مطلب مرتبط)
    جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۳ مطلب مرتبط)
    درد دل های پسران (۲۸ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۹)
    • ۱۲۰۴ بازدید توسط ۹۸۰ نفر
    • پنجشنبه ۲۴ مرداد ۹۸ - ۱۱:۵۶

    نوع برخورد با مادری که نقش پدر در موفقیت بچه ها رو انکار می کنه

    سلام دوستان عزیز

    اگه یه خانواده مادرسالاری باشه که هر دو (پدر و مادر) به سختی و با کار و تلاش بچه ها رو بزرگ کرده باشن، پدر با حقوق کارگری که از ۵ صبح از خونه رفته بیرون تا بوق شب برگشته. مادر هم به نوعی کمک خرجش بوده. حالا که بچه ها به جایی رسیدن، بعضی ها کارمند و بعضی هم شغل آزاد. این درسته که مادر همه چی رو به نام خودش تموم کنه؟ و موفقیت های بچه ها رو فقط و فقط حاصل زحمات خودش بدونه؟ و راه به راه هم اینو به بچه هاش گوشزد کنه که من یودم که شما درس خوندین، من بودم که شما کارمند شدین، من بودم و من بودم. پس پدر چی؟ 

    یعنی پدر هیچ نقشی این وسط نداشته؟، ما که اینو میدونیم و می فهمیم که پدرمونم با حقوق کارگری اما لقمه حلال ما رو بزرگ کرده، پس چه لزومی داره گفتن این حرف ها، شما باشین چه عکس العملی نشون میدین و چه برخوردی میکنین؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۰۳ مطلب مرتبط)
    جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۳ مطلب مرتبط)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰)
    • ۴۳۹ بازدید توسط ۳۷۴ نفر
    • سه شنبه ۲۲ مرداد ۹۸ - ۱۱:۵۱

    چند وقته دچار احساسات و خصلت های منفی شدم

    چند وقته تمام احساسات و خصلت های منفی در من ایجاد شده و اذیت میشم، مثلا اینکه تازگی ها به شدت حسادت میکنم، خسیس شدم، یعنی آمار میگیرم که فلانی چقدر غذا خورد و چقدر هدیه آورد که ما (خانواده) چه کار کنیم که ضرر نکنیم در حالی که به من ارتباطی نداره و پول بابامه و هر چی بهم تذکر میدن تاثیری نداره. 

    اعتماد به نفسم به شدت اومده پایین، چون احساس میکنم که زندگیم داره مثل چرخه داره تکرار میشه (۳ بار کنکور دادم که برم دانشگاه و الان که نتیجه کنکور ارشد اومده واسه اولین بار و نتیجه ام خوب نشده احساس میکنم دوباره قراره زندگیم از سر گرفته بشه)، یا مجبور شدم سنم رو تو دانشگاه به بچه ها دروغ بگم که آبروم نره، اما الان نگران اینم که سال بعد که بخوام کنکور ارشد بدم سنم زیاد میشه،(۲۵ سال) تازه از کجا معلوم قبول شم. 

    والا نمیدونم چی شده که همه این حس ها چرا با هم به من هجوم آوردن، یا مثلا فامیل مون بهم گفت که آفرین خیلی خوبه که کارشناسی رو تو ۳ سال و نیم تموم کردی، اما من فکر کردم داره تیکه می ندازه، به این موضوع که من ۳ بار کنکور دادم و رفتم دانشگاه، میخواستم بدونم امکان این هست که رتبه تو کنکور وزارت بهداشت ۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ تا بیاد پایین؟، و اینکه چه کار کنم که این خصلت های منفی از بین بره؟ 

    فکر کنم متنی که نوشتم به قدر کافی نشون دهنده درگیری های زیاد ذهنم باشه، رسما دیوونه شدم.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۰۳ مطلب مرتبط)
    خودسازی در دختران (۳۷۵ مطلب مرتبط)
    افزایش اعتماد به نفس (۲۴ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳)
    • ۳۴۸ بازدید توسط ۲۹۲ نفر
    • سه شنبه ۲۲ مرداد ۹۸ - ۱۰:۰۴

    چرا بعضی ها موفقیت رو فقط در جون کندن و کارگری کردن میدونن؟!

    سلام خدمت کاربران عزیز

    من یه پسر 22 ساله م، من خدا رو شکر هوش و استعدادم توی درس خیلی خوبه و پارسال هم که حقوق قبول شدم و رفتم دانشگاه معدل ترم اولم 19.40 شد و جز نفرات ممتاز شدم، ولی نمیدونم چرا خانواده و اطرافیانم این چیزها زیاد به چشم شون نمیاد و موفقیت رو فقط در جون کندن و کارگری کردن میدونن!!!

    احساس میکنم چون کار نمیکنم مدام از اطرافیانم تحقیر میشم و اصلا موفقیت های من به چشم نمیاد و فقط کمبود ها رو میبینن، من به شخصه نمیتونم هم تمرکزم رو روی درس بذارم و هم کار، چون این جوری در هر دو شکست میخورم... 

    آیا این عیب و اشکاله که من دارم رو درس سرمایه گذاری میکنم؟، چرا هیچ کس منو نمیفهمه؟


    مرتبط با فرهنگ سازی:

    با تجمل گرایی دل محرومان رو نسوزانیم

    جامعه خانواده ی بزرگتر ماست، آبروی جامعه مون رو حفظ کنیم

    از کجا و به چه منظوری به فاحشه ها لقب خاله داده شد؟

    زندگی در دنیا مثل یک بازی است

    چرا رفتارهای محترمانه من نتیجه معکوس داره؟

    دارم از دست بعضی از مردم دچار جنون میشم

    امان از این موجود دو پا ...

    تا کی ظاهر پرستی منهای اخلاق!

    مرد ها همه اینجوری اند! خانوما همه اونجوری اند!

    چی می شد اگه ما ایرانی ها ...


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۰۳ مطلب مرتبط)
    درد دل های پسران (۲۸ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۳)
    • ۱۰۸۶ بازدید توسط ۸۹۶ نفر
    • دوشنبه ۲۱ مرداد ۹۸ - ۱۱:۵۱

    از مهمون بدم میاد

    دوستان سلام 

    منو یه موضوعی اذیت میکنه ،میخوام با شما مطرح کنم ببینم شما هم مثل من هستید یا نظرتون چیه کلا؟

    من یه خانم 26 ساله هستم و تازه ازدواج کردم نزدیک یه ساله عروسی کردم، از مهمون بدم میاد . دست خودم نیست، حتی دوست صمیمیم، حتی خواهرم، اومدن مهمون مخصوصا بدون دعوت یا اینکه خودش رو دعوت کنه یا همراه خودش آدم اضافه بیاره به شدت اعصابم رو خورد میکنه، به شدت بداخلاق و عصبی میشم و بهم میریزم.

    من کلا آدم تنبلی هستم تو خونه داری، کارهای خودم و همسرم رو به زور انجام میدم. من شاغلم و تو خونه م برای بیرون کار میکنم و میفرستم. نصف روزم باشگاهم، یا میرم بازار و خرید استخر این ها. بیشتر وقتم پره. همسرم هم عادت دادم بعضی کارهاش رو خودش انجام بده .چون کارهای خونه عذابم میدن. این جوری یه کم حداقل راحتم. کلا با مهمون راحت نیستم و کلا کسی به عنوان مهمون رو مخمه.

    دلایلم رو براتون میگم. شما نظر بدید آیا من حق دارم یا نه و راه حلش چیه؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۰۳ مطلب مرتبط)
    درد دل های زنان (۱۲ مطلب مرتبط)
    مهمانی دادن و مهمانی رفتن (۵ مطلب مرتبط)

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۴)
    • ۱۲۴۰ بازدید توسط ۹۴۳ نفر
    • يكشنبه ۲۰ مرداد ۹۸ - ۱۷:۰۲

    از رشته تغذیه خوشم میاد اما پدرم مخالفت میکنن

    سلام

    من از دوران ابتدایی همیشه درسخون بودم و معدل بالا داشتم، 19 سالمه و امسال دومین باریه که کنکور میدم، سال اول رتبم 15000 شد و هم خودم هم خانوادم خیلی جا خوردیم، رفتار مامان بابام به خاطر متلک های فامیل و اینکه از رتبه م ناراضی بودن عوض شد باهام که کاملا بهشون حق میدم... من تلاش نکردم و نتیجه ش هم این شد...

    امسال با اینکه خیلی هم بیشتر از پارسال نخوندم رتبم 9800 شد، اولش مامانم اینا گفتن خوبه و تعین رشته کن، حتی تحقیق که کردم از رشته ی تغذیه خیلی خوشم اومد، با یه مشاور مشورت کردیم و گفت که نهایتا میتونی بین الملل بزنی و به علاوه ی پرستاری و علوم آزمایشگاهی و اینا ... واسه بابام در مورد تغذیه و بازار کارش توضیح دادم و هزینه ش، گفت که هزینه ش زیاد نیست و انتخاب رشته کن... دیروز رتبه ی یکی از آشناهامون رو که 300 شده فهمیدیم، بابام الان لج کرده میگه نه علوم آزمایشگاهی و تغذیه به چه دردی میخورن که بری وقت بذاری روشون و هزینه کنی، مردم که مثل تو نیستن، هدف دارن واسه خودشون، (اینم اضافه کنم من به فیزیوتراپی علاقه داشتم و حتی اگه الانم رتبه م خوب باشه پزشکی و دندان و دارو رو نمیزنم، ولی الان که در مورد تغذیه مطالعه کردم خیلی خوشم اومده)


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۰۳ مطلب مرتبط)
    انتخاب رشته (۶۸ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۵)
    • ۵۳۸ بازدید توسط ۴۳۳ نفر
    • جمعه ۱۸ مرداد ۹۸ - ۱۰:۳۵

    شدیدا جای خالی یه دوست همجنس، یا یه خواهر رو حس میکنم

    سلام

    من یه دختر 19 ساله م،  با یه خانواده سنتی و معمولی، راستش ما کلا اهل تفریحات دسته جمعی با خانواده نیستیم، یعنی من خودم به شخصه حسرت اینو دارم که یه دفعه فقط یه بار با اعضای خانواده بریم رستوران، یا حتی یه آبمیوه بزنیم، اوضاع مالی مون شاید خیلی تعریفی نداشته باشه اما در اون حد خراب نیست که نتونیم هرازگاهی یه کم بریز و بپاش کنیم!

    یکی این موضوع و موضوع بعدی اینکه من گاهی وقت ها نگاه میکنم به دوستام میبینم چقدَر رابطه شون با هم سن هاشون توی فامیل خوبه، نمیگم اصلا مشکلی نداشتن اما با این وجود با هم رفت و آمد دارن، میرن بیرون و خلاصه با هم هستند خیلی اوقات، اما فامیل های ما، ...!

    یعنی حتی همین مهمونی هایی که هر صد سال یه دفعه ست هم وقتی میشینیم دور هم، هیچ حرفی نمیزنیم!، یه طوری هستند که آدم اصلا حرفش نمیگیره!، کلا نه توی خانواده رابطه ی درست و درمونی داریم با هم، نه توی فامیل حداقل!

    من یه خواهر دارم که 12 سال از خودم بزرگتره و دو تا داداش بین مون، چون فاصله سنی زیاد داریم نمیتونیم خیلی هم دیگه رو بفهمیم، با داداشام هم معمولی هستم!


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۰۳ مطلب مرتبط)
    درد دل های دختران (۴۹ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۶۲۵ بازدید توسط ۵۳۸ نفر
    • چهارشنبه ۱۶ مرداد ۹۸ - ۱۱:۳۸

    همیشه حسرت یک زندگی شاد و آروم رو داشتم

    به نام خدا 

    سلام

    من یک دخترم، مجرد و درون گرا هستم و لیسانس دارم. همیشه حسرت یک زندگی شاد و آروم رو داشتم. از زمانی که بچه بودم پدر و مادرم اختلاف داشتند. همیشه تنها بودم و بدون هم بازی. زیاد با کسی رفت و آمد نداشتیم. به خاطر ساکتی و کم حرف بودن همیشه با هم سن و سالان خودم مقایسه می شدم که چرا مثل اون ها حرف نمی زنم.

    هیچ لحظه ی شادی تو زندگی نداشتم. تنها خاطرات خوبی که به یادم مونده از همسایه های خوب و دوستان و همکلاسی های دوران مدرسه و دانشگاست. اکثر اوقات تو خونه ی ما دعواست. یعنی حتی سر کوچک ترین چیزی اعصاب همه به هم می ریزه. ما اگه مسافرتی هم رفتیم با شادی همراه نبوده.

    می خوایم بریم مهمانی و چیزی برای میزبان ببریم دعوا میشه. مهمان میخواد بیاد سر تمیز کردن خونه و خرید و پخت غذا و پذیرایی دعوا میشه. البته بگم که آشپزی همیشه با من هست. مادرم از وقتی دیسک کمر عمل کرده توان کار کردن نداره. معمولا"خرید خونه بخشی با پدرم هست و قسمتی هم با من. البته دو تا داداشمم کمک می کنند ولی در حد کم.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۰۳ مطلب مرتبط)
    خودسازی در دختران (۳۷۵ مطلب مرتبط)
    درد دل های دختران (۴۹ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۷)
    • ۱۴۶۹ بازدید توسط ۱۲۰۹ نفر
    • دوشنبه ۱۴ مرداد ۹۸ - ۱۱:۵۴

    راهکار برای پیدا کردن دوست و رفع تنهایی در محل سکونت جدید

    سلام

    پسری هستم 17 ساله که تازگی ها به شدت تنها شدم، خانواده م از یه منطقه تو تهران به یه منطقه بهتر و بالاتر اومدن و من تمام دوست و رفقای چند ساله م رو از دست دادم و الان فقط ارتباط مون تو تلگرام در حد یه سلام هست و دیگه نمی بینم شون.

    منی که تا چند وقت پیش دورم پر آدم و شلوغ بود و تفریح میکردیم و برنامه میریختیم تا 10 و 11 شب سرگرم بودم، الان انقدر تنها شدم تو خونه که صبح تا شب تو خونه هستم و کارم هم شده خواب و درس خوندن.

    درسم هم با اینکه تابستونه ولی میخونم و هدفم یه رشته خوب توی تجربی هست ولی بعضی وقت ها انقدر تنها میشم که دیگه رغبت و انگیزه ای برام نمیمونه.

    پدرم به بهانه جهاز آبجیم و خونه گرفتن منو نه کلاس زبان و نه باشگاه میفرسته و میگه به قدر کافی برای مدرسه و ماهیانه ت خرج میکنم، در نتیجه مکانی هم برای دوست پیدا کردن ندارم، مدرسه اینجا هم که میرم اصلا باهاشون نمی جوشم و خودشون به صورت اکیپ هستن و منو میون خودشون راه نمیدن گرچه اصلا همخونی هم نداریم با هم.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مرتبط)
    تعامل با خانواده (۴۰۳ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰)
    • ۵۹۳ بازدید توسط ۵۰۳ نفر
    • دوشنبه ۱۴ مرداد ۹۸ - ۱۱:۳۹

    پدرم اصلا احترامی برام قائل نیست

    سلام 

    من پسری ۱۸ ساله هستم، مشکلات زیادی با پدر و مادرم دارم، کلا خیلی بد باهام صحبت میکنن،  مخصوصا بابام، اصلا احترامی قائل نیست، هر موقع که دلش بخواد بهم میگه تو عقل نداری و اگه آدم بودی ...

    این مال حرف زدن عادی ایشونه، وقتی عصبانی بشه هر تحقیر و توهینی به آدم میکنه، مثل تو هیچی نیستی، به هیچ دردی نمیخوری، هیچ ... نمیشی و این ها. بعدش انتظار داره هیچ اعتراضی هم نکنی، در صورتی که من وقتی به هم سن و سال هام نگاه میکنم واقعا پسر بدی براش نبودم، نه اهل رفیقم، نه دود و نه دختر و نه هیچی، درسم هم خوبه و میخوام کنکور بدم، ولی باز هر وقت دلش بخواد آدم رو میشوره میذاره کنار و حتی با بچه سه ساله فامیل هم مقایسه میکنه. 

    پدرم بیرون از خونه اخلاقش خیلی خوبه همه قبولش دارن، اما تو خونه نه، آدم کلا سختگیر و بد اخلاقیه، الآن که تابستونه و درس ندارم، مثل همیشه میرم تو کارش کمکش (پدرم مغازه داره) و انصافا خوب کار میکنم، طوری که وقتی میام خونه حتی حوصله ندارم غذا بخورم، فقط میرم میخوابم .

    خودش هم این ها رو میدونه و من شنیدم به یکی از دوستاش میگفت اگه این کمکم نبود کار هام جفت و جور نمیشد، ولی به خودم میگه بهت هیچ احتیاجی نیست و اون جا و یا مثلا وقتی خسته ام میگه که مگه کوه کندی؟! 


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۰۳ مطلب مرتبط)
    روابط با پدر (۲۲ مطلب مرتبط)
    درد دل های پسران (۲۸ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۳)
    • ۸۱۳ بازدید توسط ۶۶۲ نفر
    • دوشنبه ۱۴ مرداد ۹۸ - ۱۱:۳۳

    چرا یک عده در مورد افراد بد ذات نظر مثبتی دارند؟

    با عرض سلام 

    چرا یک عده افراد بد ذات رو سفید می بینن؟، هر چقدر برای این شخص دلیل میارم و میگم که این ها خیرخواه من و تو نیستن، دارن ازت سوء استفاده می کنن، چنان خشمگین میشه و میگه تو خیلی آدم خوبی هستی؟، و طوری باهام رفتار میکنه که انگار من مقصرم و همین رفتار غیرمنطقی باعث بشه احساس بدی نسبت به خودم پیدا کنم و برای اینکه بیشتر از این آسیب نبینم از این شخص فاصله بگیرم و ارتباطم رو باهاش کم کنم، خصوصا که ایشون یکی از اعضای خانواده ام هست. 

    اشخاص بد ذات بهم نیش و کنایه بزنن، مسخره ام کنن، پشت سرم یک عالمه حرف بزنن، سخن چینی کنن، به خاطر ظاهرم تحقیرم کنن و تو سختی ها کنارم نباشن، بعد ایشون بگه منظوری نداره، اشکالی نداره، اونا خودشون گرفتارن (در حالی که همیشه ما نیازهای اون ها رو برطرف کردیم)، باهات شوخی کرده تو نباید ناراحت بشی، یه کم ظرفیت داشته باش و هیچ درکی از احساسات و ناراحتی من نداشته باشه، مدام برای رفتار زشت این افراد توجیه بیاره، آخه این توجیهات چه گناهی از اینها کم میکنه؟، تازه همین گذشت کردن های بیش از حد این ها رو گستاخ تر و وقیح تر کرده.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۰۳ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۹)
    • ۹۷۸ بازدید توسط ۸۱۶ نفر
    • چهارشنبه ۹ مرداد ۹۸ - ۱۲:۱۹

    از برادرم و خانمش بدم میاد

    سلام

    22 سالمه، فرزند آخر یه خانواده پرجمعیتم، بقیه به غیر از یه داداشم ازدواج کردن. راستش این چند وقته تو خونه مون یه جریاناتی پیش اومده که چند روزه دعا میکنم کاش بچه بودم و درکی از اوضاع دور و برم نداشتم، موضوع داداش دومم، این دفعه دومه که قهر کرده. 

    دفعه اول سر اینکه میخواست با بابام شریک بشه مغازه بخره، بابام قبول نکرد و گفت دختر مجرد دارم شاید فردا شوهرش دادم و فلان بهش نداد، خودش رفت یه مغازه خرید، از قضا سرش کلاه گذاشتن بابام همه چک هاش رو پاس کرد، کمک شون کرد، بعد داداش بزرگم میخواست خونه بخره، بابام اندازه همین مقدار که چک های اون داداشم رو پاس کرد همون مقدار به داداش بزرگم کمک کرد خونه خرید بعد زن داداش دومیم اومده تو روی ما میگه به اون ها یهو پول دادین به ما خورد خورد، بعدم بماند که چه جریاناتی پیش اومد و 5 ماه قهر کردن.

    آخر سر هم جلو منو مامانم میگه بابام بدبختم کرد، هر چی میکشم از خانوادم میکشم.

    دفعه دوم هم سر اینکه یه خونه خریده دو طبقه ش رو رهن داده، تو یه خونه نشسته که شریکی بین داداش هامه، حالا اون یکی داداشم میگه من خودم پول دارم، میخوام یه خونه بخرم یا سهمم رو بخر یا سهمت رو بفروش، اونم میگه نه میخرم نه میفروشم، من میخوام دو سال اینجا بشینم، جفتش که سود کرد بفروشم یه خونه خوب بخرم.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۰۳ مطلب مرتبط)
    درد دل های دختران (۴۹ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۱۱۲۱ بازدید توسط ۹۷۴ نفر
    • يكشنبه ۶ مرداد ۹۸ - ۱۴:۵۴

    می خوام با خواهران و برادران خانمم قطع رابطه کنم؟

    با سلام خدمت دوستان عزیز 

    بنده 6 ماه هست با خانومم عقد کردم، من 33 ایشان 26 سال دارن، با اینکه از لحاظ مالی به شدت پایین تر از من بودن ولی به دلیل اخلاق بسیار خوب و خود ساخته بودن، جوری که عمرشون به بطالت نگذرونده بودن و تفاهم افکاری داریم، به همین خاطر من مسائل مالی رو نادیده گرفتم، ایشون پدر و مادرشون فوت شدن و 6 تا برادر و 4 تا خواهر دارن که همگی بزرگتر هستن. 

    بنده قصد دارم که با تمام شون قطع رابطه کنم، حالم ازشون بهم میخوره، دلایلی هم که دارم اینه؛

    اصلا خواهرشون واسه شون مهم نیست اصلا نمیپرسن مرده ای زنده ای؟، من شب بله برون خودم هزینه شام دادم به خانومم که جلوی فامیل هامون که از راه دور میان زشت نباشه، آخر شب گرسنه بر نگردن.

    خودم وام ازدواج رو گرفتم، ضامن و همه چی با خودم بود، فقط خانمم اومد امضا کرد، الان هم دارم خودم جهیزیه واسه ش میخرم با همون پول خودم هم قسطش رو میدم و مطمئنا کفاف نمیده و باید نزدیک 30 میلیون بذارم روش که این ها رو فقط خودم میدونم، که این ها واسه م مهم نیست. 

    از چیزی که واقعا عذاب میکشم اینه که برادر و خواهرهاش اصلا واسه شون مهم نیست این دختر چیکار میکنه، میدونم شرایط سخته ولی ماهی 100 تومن بذارن روی هم حداقل قسط وامش رو بدن به هیچ جا بر نمیخوره. 


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۰۳ مطلب مرتبط)
    ارتباط با خانواده زن (۶ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۷)
    • ۱۲۹۸ بازدید توسط ۱۰۵۹ نفر
    • يكشنبه ۶ مرداد ۹۸ - ۱۴:۰۲

    پدر و مادر سازنده زندگی بچه ها هستند

    سلام دوستان

    به اندازه تمام ادم های روی زمین داستان زندگی وجود داره که از روی هر کدوم میشه یه فیلم ساخت‌.

    مادرم یه ازدواج تحمیلی داشت، پدرم رو دوست نداشت و نداره‌، خدا میدونه که کودکی و جوانی ما با این پدر و مادر با سیاهی و تاریکی گذشته، چرا میگم سیاهی و تاریکی  روزمون با دعوای این دو شروع میشد و شب مون با دعوای این دو به سر می اومد. 

    تو یه اتاقی که یه سمتش منو و بقیه کتاب به دست بودیم، سمت دیگه ش پدر و مادر در حال جنگیدن بودن. دیگه میتونید تصور کنید که تو چه شرایطی بزرگ شدیم. به هر حال روزهای سخت و سیاه ما با ازدواج و فاصله گرفتن ازشون تموم شد و رفتیم سر زندگی مون. البته با روح خسته و افسرده، نه با شادی و انگیزه، چون داستان پدر و مادر ما تمومی نداشت و نداره. 

    الان یه عده میان میگن شما بی جنبه این، ظرفیت ندلرین، هر کاری میکنین وظیفه تونه، الان وقت جبران شماست و ...، همه این ها رو من و هم خونه های من میدونن، ولی باور کنید همون طور که گفتم به معنای واقعی منو و بقیه روح مون خسته است، انگیزه ای واسه زندگی خودمون نمونده. 

    پدر و مادر من با توجه به سختی های گذشته و از جمله زندگی گسترده با خانواده شوهر، دو تا آدم فوق العاده عصبی سرشار از کینه از همدیگه و از بقیه هستند، مادرم که عصبانی شد، نگاه نمیکنه که اون لحظه طرف مقابلش منم یا همسرم. برادرم یا همسرش. قشنگ طرف و میشوره رو طناب پهنش میکنه.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تربیت رفتاری دختران (۸۴ مطلب مرتبط)
    تعامل با خانواده (۴۰۳ مطلب مرتبط)
    جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۳ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۳)
    • ۷۹۳ بازدید توسط ۶۴۳ نفر
    • سه شنبه ۱ مرداد ۹۸ - ۱۱:۰۴

    با پدر سخت گیر و مادر دهن لقم چکار کنم؟

    سلام

    من دختری 17 ساله ام، قراره مهر ماه برم دوازدهم و بعد هم کنکور، رشته م تجربیه، ساکن تهرانیم ، مشکلم پدر سختگیر و مادر دهن لقمه، من پوست صورتم خشکه، پیش اومده چند بار ماسک میوه گذاشتم، البته قبلش از مادرم اجازه گرفتم ولی پدرم پای تلفن از مامان پرسیده من دارم چکار میکنم مامان بی تدبیر و بی سیاستم گفته مشغول ماسکه، با اینکه میدونه پدرم قشقرق بپا میکنه.

    چند بارم بابام دیده ماسک میذارم داد و بیداد کرده، من امسال با مامانم رفتم کرم ضد آفتاب خریدم پولش رو هم خودم از پول تو جیبیم حساب کردم، پدرم از وقتی فهمیده من یدونه ضد آفتاب خریدم چند ماهه پول تو جیبی نگرفتم، خودم شنیدم مامان بابام پشت سرم حرف میزدن، بابام به مامانم گفته پریسا (منو میگه) هرز میپره، واسه من ضد آفتاب میزنه، (البته پدر و مادر من تا وقت اضافه گیر میارن از اینو اون غیبت میکنن).

    چند وقت پیش از مامانم اجازه گرفتم ریمل خوبی که قیمتش پایین بود خریدم، به بابام میگم پول ندارم پول بده، خیلی معطل موندم، دیشب در قالب لفافه به مامانم میگه من بشنوم؛

    خیلی معطل موندن واسه وقتیه که عزیز آدم رو تخت بیمارستان باشه، نه معطل لوازم آرایش مردم، هرز میپرن، هی لوازم آرایش میخرن .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تربیت رفتاری دختران (۸۴ مطلب مرتبط)
    تعامل با خانواده (۴۰۳ مطلب مرتبط)
    جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۳ مطلب مرتبط)
    درد دل های دختران (۴۹ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۳)
    • ۲۱۶۴ بازدید توسط ۱۷۰۲ نفر
    • دوشنبه ۳۱ تیر ۹۸ - ۱۲:۳۸

    برو بالا
    عبارات کلیدی
    عشق ازدواج حجاب خواستگاری روابط اجتماعی محبت طلاق سربازی اعتماد به نفس میل جنسی مطالب از تبار خاک ... رسیدن به آرامش قانون جذب ترک خودارضایی اختصاصی خانواده برتر دختر چادری قصد ازدواج زندگی مشترک مادر شوهر استرس معرفی کتاب حسادت خیانت افسردگی وابستگی پست های ویژه آموزش خواستگاری پست های پیشنهادی کاربران سوالات خواستگاری قانون جذب از زبان شفق آرامش تحصیل در دانشگاه پیام نور شکست عشقی عوارض خود ارضایی نیاز عاطفی وسواس فکری چگونه اعتماد به نفس را افزایش دهیم مطالب سعید کرمی مطالب اسی $ جلسه اول خواستگاری پشت کنکور پزشکی رشته پزشکی فرهنگ سازی دوران مجردی حیا در دختران فشار جنسی کنکور تجربی پست های راهنمای خانواده برتر جلسه دوم خواستگاری وسواس عشق یک طرفه مطالب باشگاه خبرنگاران کاربران فعال کم کردن میل جنسی ازدواج با دختری که پدر معتاد دارد نیاز جنسی پشت کنکوری ها درونگرایی استخاره اثرات بد حجابی خواستگاری از دختر محجبه آموزش های آشپزی مونس موفقیت زندگی در خوابگاه ابراز علاقه ایده های خلاقانه کسب و کار رابطه با همسایه مسائل فرزندان طلاق شب عروسی ازدواج با دانشجوی پزشکی ریزش مو مسائل روز جامعه عشق اول اعتیاد پدر دختر ازدواج از طریق سایت های همسریابی مطالب بانو لیلا برنامه نویسی دختر مغرور تحصیلات خواستگار روش درست دعا کردن چراغ سبز به جنس مخالف معرفی روانشناس مطالب سید محمد سعید تقوی حسابداری آمار طلاق قد دختر رشته حقوق قد خواستگار رشته ریاضی کنترل میل جنسی ازدواج با دختر کم سن نشانه های علاقه پسر به دختر برای ازدواج افزایش قد تحصیل دختران عواقب روابط عاطفی قبل از ازدواج تحلیل رفتار پسران عمل زیبایی بینی مطالب پسر 17 ساله زندگی بعد از ترک خودارضایی دهه شصتی ها