خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی

جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
صفحات خاص
صفحات کاربران
مسائل روز
به روز شده ها
جدیدترین نظرات خیلی مهم خرید و فروش بک لینک و رپورتاژ
پاسخ به سوالات مربوط به طراحی سایت با وردپرس و سئو کردن مطالب (۲۴۷۵ بازدید توسط ۱۲۲۶ نفر)
چند نکته در مورد تائید نظرات با توجه به شروع فصل مدارس (۱۲۸۵ بازدید توسط ۸۱۲ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۷۲۴۸ بازدید توسط ۴۴۵۱ نفر)
خلاصه ی نکاتی که از خانواده ی برتر آموختید رو بیان کنید (۲۱۴۷ بازدید توسط ۱۴۵۸ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۶۵۹ بازدید توسط ۱۰۹۰ نفر)
رفع یک سوء تفاهم در عدم پاسخگویی به سوالات و درخواست های شما (۴۷۴۷ بازدید توسط ۳۷۸۳ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۱۰۴۲ بازدید توسط ۶۹۶ نفر)
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 2 (۱۴۱۹۹ بازدید توسط ۸۴۶۰ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۱۵۵۸ بازدید توسط ۱۱۲۳ نفر)
نوع برخورد با پست هایی که فکر می کنید سرکاری باشند (۱۷۶۲ بازدید توسط ۱۱۴۹ نفر)
ترویج فرهنگ کتابخوانی (۱۰۳۶ بازدید توسط ۷۸۷ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۳۰۵۰ بازدید توسط ۲۲۴۰ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۶۶۸ بازدید توسط ۵۵۹ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۴۶۹ بازدید توسط ۳۸۸ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۵۵۷ بازدید توسط ۱۲۵۱ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۲۸۹ بازدید توسط ۱۰۷۳ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۶۰۴ بازدید توسط ۱۲۰۷ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۱۷۷۴۰ بازدید توسط ۱۰۸۷۸ نفر)
صفحه نکته های آموزنده روانشناسی (۱۴۱۲ بازدید توسط ۱۱۵۱ نفر)
صفحه درد دل های پسرونه (۴۰۶۰ بازدید توسط ۳۰۰۵ نفر)
صفحه درد ودل های دخترونه (۴۵۵۷ بازدید توسط ۳۴۵۰ نفر)
صفحه آشپزی خانواده برتر (۱۶۳۰ بازدید توسط ۱۱۶۰ نفر)
دلتنگی های عاشقانه و غیر عاشقانه (۲۶۶۶ بازدید توسط ۲۰۸۵ نفر)
حق الناس دل شکستن (3) (۱۵۶۴ بازدید توسط ۱۲۰۷ نفر)
جملات روانشناسی، حکیمانه و زیبای بزرگان درباره ازدواج (۵۰۱۵ بازدید توسط ۴۲۶۲ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (3) (۵۱۳۳ بازدید توسط ۳۵۴۳ نفر)
صفحه امید به زندگی 2 (۱۰۶۱۸ بازدید توسط ۶۸۸۸ نفر)
صفحه گفتگوی دختران و پسران بالای 30 سال (۵۴۲۸ بازدید توسط ۴۱۵۰ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۳۷۵۴ بازدید توسط ۲۵۱۴ نفر)
در مورد پست های رمزدار (۱۴۱۰ بازدید توسط ۱۱۹۳ نفر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۶۶۸۲ بازدید توسط ۴۸۵۲ نفر)
توضیح به خانواده برتری های جدید در مورد نظرات ستاره دار (۱۱۹۲ بازدید توسط ۹۴۹ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۱۲۵۵ بازدید توسط ۱۰۶۲ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان (۲۵۰۶ بازدید توسط ۱۹۴۳ نفر)
توضیح در مورد ابزار اشتراک مطالب (۸۶۵ بازدید توسط ۷۲۹ نفر)
تصحیح برداشت اشتباه در مورد طرح آشنایی بیشتر بین کاربران (۳۱۹۷ بازدید توسط ۲۳۶۷ نفر)
نظرات کدام یک از کاربران روی شما تاثیر مثبت گذاشته ؟ (۳۰۲۰ بازدید توسط ۲۱۸۶ نفر)
آشتی کنان، حلالیت طلبی و نقد پذیری کاربران خانواده برتر (۲۲۴۴ بازدید توسط ۱۶۷۰ نفر)
التماس دعا (۸۹۶۷ بازدید توسط ۷۱۳۸ نفر)
پیشنهاد مطلب به سایر کاربران (۹۲۲ بازدید توسط ۷۶۹ نفر)
پیشنهاد پست های ویژه هفتگی (۱۵۳۴ بازدید توسط ۱۲۰۲ نفر)
پربازدیدترین مطالب روزانه خانواده برتر (۱۴۰۷ بازدید توسط ۱۱۸۱ نفر)
خدایا شکرت که ... (۳۱۷۲ بازدید توسط ۲۴۰۳ نفر)
صفحه نکته های خانه داری (۱۶۲۱ بازدید توسط ۱۲۴۰ نفر)
معرفی مراکز خرید مخصوص خانم ها (۱۵۰۲ بازدید توسط ۱۲۵۸ نفر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۳۲۶۷ بازدید توسط ۲۶۴۹ نفر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۳۷۹۱ بازدید توسط ۲۹۷۴ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۱۲۱۹۶ بازدید توسط ۷۸۰۰ نفر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۸۴۰۵ بازدید توسط ۱۸۳۴۶ نفر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۱۸۷۵۴ بازدید توسط ۱۴۰۶۴ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۷۲۴۸ نمایش) - (۲۷۰ نظر)
صفحه شخصی 🌏 Anahita 🌎 (۱۶۱۸ نمایش) - (۸۲ نظر)
صفحه شخصی "مهشید" (۲۲۷۷ نمایش) - (۱۷۲ نظر)
صفحه شخصی berelian (۸۱۲ نمایش) - (۴۵ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۳۵۲۶ نمایش) - (۱۹۲ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۶۲۳ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۴۰۳ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه ی شخصی دختر باران (۶۵۷ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۶۰۱۸ نمایش) - (۶۰۴ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۴۱۵۱ نمایش) - (۳۰۶ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۷۳۳۳ نمایش) - (۲۱۳ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۱۲۷۲ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۲۰۵۱ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۲۲۱۱ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۶۳۰۰ نمایش) - (۳۸۲ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۱۲۶۱ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۳۱۲۵ نمایش) - (۳۰۹ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۱۹۴۷ نمایش) - (۵۴ نظر)
صفحه شخصی هجران (۱۴۱۶ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۶۳۸ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۱۲۲۳ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی فان (۲۴۶۸ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۲۶۱۲ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۱۳۲۰ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۹۵۰ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۱۲۰۷۹ نمایش) - (۱۰۰۵ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۵۴۳۷ نمایش) - (۲۳۰ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۷۹۶۴ نمایش) - (۳۴۹ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۶۴۰۷ نمایش) - (۱۴۰ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۲۱۳۰ نمایش) - (۶۷ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۸۳۵۴ نمایش) - (۳۸۲ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۱۳۶۵ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۱۸۳۵ نمایش) - (۴۲۳ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۱۲۷۳ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۱۵۶۶ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۲۰۴۸ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۱۵۶۰ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۶۴۲۶ نمایش) - (۶۳ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۳۱۱۵ نمایش) - (۴۹ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۱۳۶۳ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۱۲۹۹ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۱۵۳۱ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۷۰۳ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۱۷۳۵۶ نمایش) - (۵۵۲ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۱۳۳۳ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۱۵۸۵ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۱۴۶۰ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۱۵۸۲ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۱۷۲۳ نمایش) - (۷۳ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۱۵۶۸ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۴۵۱۰ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۲۰۸۹ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۲۲۵۸ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۱۹۳۲ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۲۵۱۱ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۲۴۴۸ نمایش) - (۲۸ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۵۷۶۱ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۱۹۳۷ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۲۱۶۴ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۱۷۹۵ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۲۲۴۶ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۲۷۰۶ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۵۹۷۸ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۹۷۴ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۳۱۱۵ نمایش) - (۷۴ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۲۰۷۸ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۲۳۶۲ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۲۵۴۴ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۷۲۸۳ نمایش) - (۳۱۷ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۲۶۶۱ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۲۱۲۸ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۲۲۹۱ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۱۵۷۳ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۱۸۵۰ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۵۸۶۱ نمایش) - (۷۳۸ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۱۵۶۵ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۹۶۳ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۱۰۷۸۱ نمایش) - (۲۶۸ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۶۴۴۳ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۱۶۱۱ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۴۵۹۲ نمایش) - (۱۰۰ نظر)
صفحه شخصی " خاله باران " (۶۵۲۵ نمایش) - (۴۱۰ نظر)
صفحه شخصی " همسر اقای امیر_متاهل " (۱۵۳۲ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " تقوی " (۱۱۳۸۲ نمایش) - (۴۳۲ نظر)
صفحه شخصی " جیگیلی بیگلی " (۱۵۴۴ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " پرتو خورشیدی " (۲۷۵۵ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی " Papillon :-) " (۱۳۴۸ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " رضا سرچشمه " (۱۳۲۶۷ نمایش) - (۴۸۴ نظر)
صفحه شخصی " eror " (۱۴۲۰ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۲۳۹۷ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی " پرواز ... " (۱۱۷۶ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " ¤¤ سجاد ¤¤ " (۱۳۹۰ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " میثم 23 " (۱۱۰۶ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی " *[adam]* " (۲۰۲۹ نمایش) - (۷۹ نظر)
صفحه شخصی " زهرا سادات " (۱۵۷۱ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " صبا :) " (۵۴۷۰ نمایش) - (۴۴۸ نظر)
صفحه شخصی " بهار 23 " (۹۵۳ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " خـــــــــــرپـــرنـــده " (۲۲۷۱ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " N.A " (۱۲۶۳ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " sophist " (۱۰۶۳ نمایش) - (۵ نظر)
یه ملت چطور می تونه بدون جنگ و خونریزی به مرحله دمکراسی برسه؟ (۲۲۰۹ بازدید توسط ۱۲۲۲ نفر) - (۹۲ نظر)
مسائل روز جامعه، موضوع جدید خانواده برتر (۱۶۱۴ بازدید توسط ۷۱۴ نفر) - (۴۳ نظر)
موقع تخفیف گرفتن از چه جملاتی استفاده می کنید؟ (۵۱۳۱ بازدید توسط ۳۵۷۰ نفر) - (۸۲ نظر)
ما هم از دختران گله داریم (۷۷۱۹ بازدید توسط ۵۵۴۰ نفر) - (۹۲ نظر)
چطور محترمانه به یه پسر بفهمونم که تمایلی بهش ندارم (۲۶۱۲ بازدید توسط ۱۵۷۹ نفر) - (۱۲ نظر)
اولین ملاقات با دختر مورد علاقه (۶۴۱۸ بازدید توسط ۳۷۵۳ نفر) - (۸۲ نظر)
مردای قدیمی بر چه اساسی با زن چاق ازدواج میکردن ؟ (۱۰۴۲۲ بازدید توسط ۷۱۸۹ نفر) - (۹۲ نظر)
آدم درونگرا صرفا باید با آدم درونگرا باشه؟ (۱۱۵۶۰ بازدید توسط ۴۰۵۸ نفر) - (۱۵۸ نظر)
از عینکی بودن کسی که میرید خواستگاریش بدتون میاد؟ (۹۹۲۰ بازدید توسط ۷۲۸۲ نفر) - (۹۲ نظر)

۲۲ مطلب با موضوع «روابط با پدر» ثبت شده است

سیگاری بودن پدرم، ما رو از هم دور کرده

سلام به همه

میخوام یه کم از مشکلم با پدرم بگم شاید به درد یکی خورد؛

همیشه وقتی میان خونه منم مثه بچه های دیگه خوشحال میشم ولی بعدش که یادش میافتم ناراحت میشم. بیشتر اوقات از بوی بد لباس یا دهن ایشون نمیتونم نزدیک به هم بشینیم یا گاهی بلافاصله بعدش نمیتونم تحمل کنم با هم صحبت کنیم.

وقتی سیگارش روشنه سرم درد میگیره ،شب ها صدای خس خس نفس کشیدن پدرم رو میشنوم همه ش نگرانم دور از جون رگ های قلبش مسدود بشه یا سرطان ریه بگیره...، خودم هم دیگه بعضی شب ها صدای خس خس خفیفی رو میدم که خواهرم بهم گفتن.

اصلا یکی از علت هایی که منو خواهرم از پدرم دوری میکنیم همین سیگارشه!، به خدا خیلی مهربونه دوسش دارم، دلسوزه، همه کار برامون میکنه، ولی ای کاش این ظلم رو در حق خودش و خونواده ش نمیکرد.

الان یکی از معیارامه که با پسری ازدواج کنم سیگاری نیست. خواهش میکنم جوون ها ترکش کنید شاید فکرش رو هم نکنید ولی همین عامل ما رو خیلی از هم دور کرده.


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
تعامل با خانواده (۴۱۰ مطلب مشابه) روابط با پدر (۲۲ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۵۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲)
    • ۶۰۷ بازدید توسط ۴۵۴ نفر
    • پنجشنبه ۲۱ شهریور ۹۸ - ۱۱:۴۳

    چطور با وجود اختلافات مذهبی و سیاسی پدرم رو دوست داشته باشم؟

    سلام

    من به پسر 21 ساله هستم به لطف خدا و نظر اهل بیت فکر می کنم طی بیشتر از 5 سال گذشته کم کم مسیر زندگی مورد رضایت خدا رو پیدا کردم، اما مشکلی که الان دارم پدرم هست. مادرم زن مذهبی و اهل نماز و روزه و شرعیات هست ولی پدرم ... .

    دریغ از یک رکعت نماز که من دیده باشم بخونه، آدم خوبیه ولی خیلی با هم فرق داریم، گرایشات سیاسیش هم 180 درجه فرق می کنه با من، تو خونه بحث میشه فقط ساکت میشینم و هیچی نمی گم چون می دونم بی فایده هست و قانع بشو نیست...

    منم دلم باهاش بخاطر همین چیزها نمی تونه صاف بشه، دوست دارم دوستش داشته باشم، باهاش حرف بزنم و ... ، ولی هر کاری می کنم نمی تونم خودم رو راضی کنم ...

    این مسئله خیلی هم منو نگران کرده چون تو آینده اگه بخوام با یک خانوم مذهبی ازدواج کنم به مشکل می خورم، فامیل های پدری من هم تقریبا توی همین مدل ها هستند زیاد بند دین نیستن ...، می دونم اشتباهه ولی از داشتن این پدر یه جورایی احساس خجالت می کنم ...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۱۰ مطلب مشابه) روابط با پدر (۲۲ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۸۶۵ بازدید توسط ۶۶۸ نفر
    • دوشنبه ۲۸ مرداد ۹۸ - ۱۳:۲۳

    پدرم اصلا احترامی برام قائل نیست

    سلام 

    من پسری ۱۸ ساله هستم، مشکلات زیادی با پدر و مادرم دارم، کلا خیلی بد باهام صحبت میکنن،  مخصوصا بابام، اصلا احترامی قائل نیست، هر موقع که دلش بخواد بهم میگه تو عقل نداری و اگه آدم بودی ...

    این مال حرف زدن عادی ایشونه، وقتی عصبانی بشه هر تحقیر و توهینی به آدم میکنه، مثل تو هیچی نیستی، به هیچ دردی نمیخوری، هیچ ... نمیشی و این ها. بعدش انتظار داره هیچ اعتراضی هم نکنی، در صورتی که من وقتی به هم سن و سال هام نگاه میکنم واقعا پسر بدی براش نبودم، نه اهل رفیقم، نه دود و نه دختر و نه هیچی، درسم هم خوبه و میخوام کنکور بدم، ولی باز هر وقت دلش بخواد آدم رو میشوره میذاره کنار و حتی با بچه سه ساله فامیل هم مقایسه میکنه. 

    پدرم بیرون از خونه اخلاقش خیلی خوبه همه قبولش دارن، اما تو خونه نه، آدم کلا سختگیر و بد اخلاقیه، الآن که تابستونه و درس ندارم، مثل همیشه میرم تو کارش کمکش (پدرم مغازه داره) و انصافا خوب کار میکنم، طوری که وقتی میام خونه حتی حوصله ندارم غذا بخورم، فقط میرم میخوابم .

    خودش هم این ها رو میدونه و من شنیدم به یکی از دوستاش میگفت اگه این کمکم نبود کار هام جفت و جور نمیشد، ولی به خودم میگه بهت هیچ احتیاجی نیست و اون جا و یا مثلا وقتی خسته ام میگه که مگه کوه کندی؟! 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۱۰ مطلب مشابه) روابط با پدر (۲۲ مطلب مشابه) درد دل های پسران (۳۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۳)
    • ۹۰۵ بازدید توسط ۷۳۸ نفر
    • دوشنبه ۱۴ مرداد ۹۸ - ۱۱:۳۳

    چطوری باید با احساس تنهایی کنار بیام

    به نام خدا 

    با سلام خدمت خوانندگان محترم خانواده برتر 

    بنده دختری مجرد هستم و تا مقطع لیسانس در یکی از رشته های علوم انسانی ادامه تحصیل دادم. مدت ها پیش اینجا پست گذاشتم. گفته بودم برادری دارم که مبتلا به بیماری روانی ست. در مورد کار هم عرض کنم که خودم خانه داری رو ترجیح دادم. چون علاقه ای به کار بیرون از منزل نداشتم.

    از دوران کودکی زیاد با کسی ارتباط نداشتم. همیشه خودم و برادرهام تو روابط اجتماعی ضعیف بودیم. البته الان نسبت به قبل بهتر شدم. سعی میکنم با مطالعه روی بیانم کار کنم. فامیل که هر کدوم به فکر خویش بودند و هستند. رابطه ی گرم و صمیمانه ای ندارند. یعنی مثل غریبه ها هستند. البته بین شون چند نفر دشمن ما هستند.

    من که نه خواهری و نه دوست صمیمی داشتم که بتونه جای خواهر رو برام پر کنه. این رو هم بگم که درون گرا هستم و در جمع های شلوغ دچار اضطراب میشم حتی موقع غذا خوردن. مشکل دیگری که دارم راجع به پدرم هست. او در هیچ موردی با ما تفاهم نداره. من قصد داشتم اموزشگاه رانندگی برم، هر بار که با پدرم صحبت می کردم به شدت مخالفت می کرد، تا اینکه دفعه ی اخر یک دعوای سختی بین مون در گرفت که از اون موقع دیگه در این مورد حرفی نزدم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) تعامل با خانواده (۴۱۰ مطلب مشابه) روابط با پدر (۲۲ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۵۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۷)
    • ۲۷۱۵ بازدید توسط ۲۱۹۲ نفر
    • شنبه ۱۷ فروردين ۹۸ - ۱۹:۱۲

    من و مادرم خیلی بی کس و تنهاییم

    به نام خدا

    سلام

    دختری ۳۵ ساله و مجرد هستم. از دوران کودکی اضطراب اجتماعی داشتم. همیشه با ترس و اضطراب به مدرسه می رفتم. با هیچ کس در ارتباط نبودم. ما توی یک شهرک محروم و دورافتاده زندگی می کردیم.به خاطر نداشتن ارتباط اجتماعی هیچ چیز بلد نبودم.حتی توی مدرسه نمی تونستم از خودم دفاع کنم.

    دختر بسیار ساکت و مظلومی بودم. متاسفانه زندگی پراسترسی داشتم و این شرایط سخت همچنان ادامه داره. مادرم همیشه مریض احوال بود. از طرف فامیل هیچ کمکی به ما نشد. پدر و مادرم هر دو در زندگی خیلی سختی کشیدند و پدر و مادر خوب و خیرخواهی هم نداشتند. پدربزرگ و مادربزرگ ( پدر و مادر مامانم) بیماری روانی دارند و بیماری آنها توسط روان شناس تایید شده. 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) تعامل با خانواده (۴۱۰ مطلب مشابه) نداشتن خواستگار مناسب (۶۶ مطلب مشابه) روابط با پدر (۲۲ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۱۴ مطلب مشابه) روابط اجتماعی دختران (۱۸۶ مطلب مشابه) چرا خواستگار ندارم (۴۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۸)
    • ۱۰۵۶ بازدید توسط ۸۸۹ نفر
    • چهارشنبه ۱۲ دی ۹۷ - ۱۶:۴۳

    دوست ندارم تو زندگیم متکی به پدرم باشم

    سلام دوستان

    من ۱۸ سالمه و  یه مشکلی که دارم اینه که اصلا دوست ندارم تو زندگیم متکی به پدرم باشم و میخوام رو پای خودم بایستم، حالا مشکل من اینه که بابام روابط اجتماعیش خیلی خوبه و دوستای زیادی تو جاهای مختلف داره و تا حالا خیلی کم شده که کارش یه جا گیر کنه ، من مشکلم اینه که من اصلا دوست ندارم اگر جایی به مشکل خوردم به بابام رجوع کنم ، من دوست دارم که خودم دوستان زیادی داشته باشم تا خودم بتونم کارم رو حل کنم ، لطفا راهنماییم کنین چیکار کنم ؟

    ممنون 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۶۸ مطلب مشابه) تعامل با خانواده (۴۱۰ مطلب مشابه) روابط با پدر (۲۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵)
    • ۵۳۰ بازدید توسط ۴۳۲ نفر
    • شنبه ۱۰ آذر ۹۷ - ۱۶:۰۹

    می خوام رابطه م رو با پدرم صمیمانه تر بکنم

    27 مرداد 97 :

    سلام

    سه شنبه بعد از ظهر سر کار پشت سیستمم بودم که به طور اتفاقی با این وبلاگ آشنا شدم. نمیدونم چی شد که دلم رو زدم به دریا و خواستم اگه کسی میتونه راهنماییم کنه با اینکه نوشتن شرح حالم و همچین درخواستی واقعا برام سخت بود. همون طور که توی حرفام نوشته بودم امشب نوبت من بود که شب پیش بابا باشم. از سرکار رفتم بیمارستان پیش بابا ... ، ناراحت تون نکنم همون شب، شب آخر بابام بود و صبح چهارشنبه پدرم فوت کرد ... . من امروز بعد از ده روز اومدم سرکار و پشت سیستممم نشستم و وارد وبلاگ شدم.

    خواستم تشکر کنم از همه دوستانی که با راه کارهاشون میخواستند که کمکم کنند. ولی خوندنشون واسه من توی این زمان چیزی نبود جز افسوس و حسرت که نمیدونم چه جوری باید با این قضیه کنار بیام .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۶۸ مطلب مشابه) تعامل با خانواده (۴۱۰ مطلب مشابه) روابط با پدر (۲۲ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۱۳۲۵ بازدید توسط ۱۰۸۷ نفر
    • يكشنبه ۲۸ مرداد ۹۷ - ۰۹:۵۳

    به خاطر اخلاق پدرم، می ترسم گوشی پیشرفته بخرم

    سلام دوستان

    من 22 سالمه ، دانشجوی ترم آخر لیسانس ، یه دختر چادری و آروم . مشکل من اینه که بابام معروفه به غیرتی بودن بیش از حد، همین کارش باعث شد دچار چیزی بشم که منعش میکرد ازم منظورم اینه که تو دانشگاه با پسری که تحصیلات و شخصیت  خوبی داشت و علاقه مند بود وارد رابطه شدم .

    بابام همیشه متنفر بود از اینکه من یا مامانم گوشی پیشرفته داشته باشیم چون حساسیت فوق العاده ای به تلگرام و این جور برنامه ها داره. گوشی من لمسی هست اما قدیمی و اندروید به شدت پایین. هیچ وقت جرات نکردم گوشیم رو عوض کنم مخصوصا از وقتی که با این آقا پسر صحبت کردم ترسم صد برابر شد.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۷ مطلب مشابه) تعامل با خانواده (۴۱۰ مطلب مشابه) روابط با پدر (۲۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۲)
    • ۱۳۲۵ بازدید توسط ۱۰۸۴ نفر
    • جمعه ۲۶ مرداد ۹۷ - ۱۷:۳۶

    با پدرم هر روز دعوا دارم، دعوای خیلی بد

    سلام

    یک راست میرم سر اصل مطلب . فقط خواهش می کنم منو راهنمایی کنید.

    پسری با سن بین 20 تا 25 هستم. پدرم بازنشسته یکی از ادارات دولتی هست. علی رغم اینکه از اول کودکی پدرم رو دوست داشتم و هواش رو داشتم، یکی دو سالی میشه که همش باهاش دعوا دارم. علت رو در ادامه میگم.

    پدر من اهل فحاشی یا کتک اینا نیست. خشن هم نیست. منم همینطور. اما با رفتار هایی زننده اش همچون کله شقی، عدم مشورت در بیشتر امور خانه و خانواده و ... ، ساده لوحی، عدم توجه به صلاح خانواده و ... حرص من رو در میاره.

    من کار می کنم و با زحمت مقداری پول و پس انداز جمع می کنم. اما در بعضی موارد مهم که بهش قرض میدم، تا خودم نگم پول منو پس نمیده و با تاخیر میده و روی قولش نمیده. منم روی پولم بسیار حساسم و در این مملکتی که آرزوهام رو با خودم به گور خواهم برد، پدرم هم به این مشکلات اقتصادی من دامن میزنه. همچنین هیچ پولی بهم نمیده و من تمااام هزینه های خودم رو خودم تامین میکنم به جز خوراک. هیچ پشتوانه مالی هم نداره که بخوام ارث ببرم یا روش حساب کنم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۶۸ مطلب مشابه) درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) روابط با پدر (۲۲ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۳)
    • ۲۳۴۸ بازدید توسط ۱۸۷۶ نفر
    • چهارشنبه ۱۰ مرداد ۹۷ - ۱۸:۱۱

    به خواست پدرم، خواستگارانم رو در دانشگاه رد می کنم

    سلام

    دختری ٢٣ ساله هستم. چند وقت پیش یه خواستگاری داشتم تو دانشگاه ، بخاطر پدرم ردشون کردم نمیگم خودم علاقه به شون داشتم، شغلشون مورد پسندم نبود، گفتن حاضرن انصراف بدن و برن باز کنکور بدن با وجود همه این چیزا من حتی نباید به پدرم اطلاع میدادم که خواستگار دارم چون روز اول دانشگاه بهم گفت هر کی اومد جلو بگو نه، به منم نگو اصلا!

    منم ایشون رو با وجود اون همه اصرار رد کردم. چند هفته پیش باز یکی دیگه اومد گر چه از من کوچیک تَر بودن ولی بازم جرّأت نکردم که به پدرم بگم، خسته شدم از تنهایی،تا کی باید رد کنم، بابام میگه یکی که خودم میگم رو باید باش ازدواج کنی، تا کی باید تنها باشم؟ یعنی تا آخر عمر باید همین جوری تنها بمونم؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۷ مطلب مشابه) تعامل با خانواده (۴۱۰ مطلب مشابه) رد کردن خواستگار (۱۰۵ مطلب مشابه) روابط با پدر (۲۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۳)
    • ۱۱۲۷ بازدید توسط ۹۸۱ نفر
    • سه شنبه ۱۹ تیر ۹۷ - ۱۸:۰۴

    پدرم کلا هیچ ارزشی برا ما قائل نیست

    سلام

    با اخلاق بابام چیکار کنم ؟

    واقعا خسته شدم. 18 سالمه ولی هنوز بلد نیست مثل مرد با آدم حرف بزنه ، اخلاقش خارج از این حالات نیست .

    1. دارم باهاش حرف میزنم ولی اهمیت نمیده یا شروع به حرف زدن میکنه

    2. کنکوری ام وقتی از پای درس هام بلد میشم که یه کم با خانواده باشم، یه کم که نشستم شروع به نصیحت میکنه و هی میگه درست رو بخون که فلان شی و ...

    3. هر وقت داریم تو خانواده حرف میزنیم نهایتش به درس خوندن من ختم میشه و دوباره نصیحت پشت نصیحت


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۶۸ مطلب مشابه) مسائل دختران جوان (۲۳۲۷ مطلب مشابه) درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) تعامل با خانواده (۴۱۰ مطلب مشابه) روابط با پدر (۲۲ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۱)
    • ۱۲۷۵ بازدید توسط ۱۰۵۶ نفر
    • يكشنبه ۲۰ خرداد ۹۷ - ۱۴:۳۱

    پدری دارم که روزانه ۱۵ ساعت خوابه تو خونه

    سلام

    دیگه حالم از پدرم بهم میخوره ، دیگه هیچ دلیلی ندارم که ازش بدم نیاد ، نه دخترم نه سنم پایینه که بگین احساساتی شدم و دارم حرف میزنم . میخوای بدونی چی شده که یه پسر بالای ۲۲ ،۲۳ سال داره این حرفارو میزنه؟
    حالم بهم میخوره از پدری که روزانه ۱۵ ساعت خوابه تو خونه ، پدری که افتاده جلو تلویزیون و بلند نمیشه بره کار کنه در حالی که سه تا بچه جوون داره و یه دختر دم بخت ، این ادم معتاده ، بیش از ۱۵ ساله که معتاده اما کاش فقط همین دردم بود ، سیگارش و موادش و بی درک بودنش و بیخیال بودنش به کنار . یه بار نتونست منو یا خواهرمو نصیحت کنه .

    هیچ وقت تکیه گاه نبوده ، اینقدر اعصابم داغونه از دستش که دائما تو خیابون یا اطرافم دارم پدرای بقیه رو مقایسه میکنم تو ذهنم ، گاهی آرزو میکنم کاش فلانی پدر من بود ، اینا به کنار کاش حداقل نگرانی مادی نداشتیم ، کاش حقوقش بالا بود ، میگفتیم به درک ، حداقل پول داریم . حالم ازش بهم میخوره ، یه بار یه متنی خوندم که خدا پدر و مادر همه ماست و ناشکری نکن گناهه ، آخه فقط پدر مادرا حق و حقوق دارن ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) روابط با پدر (۲۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۶)
    • ۲۰۸۱ بازدید توسط ۱۶۱۹ نفر
    • سه شنبه ۳ بهمن ۹۶ - ۲۱:۴۵

    به خاطر خواست پدرم، خواستگار دلخواهم رو رد کردم ولی ...

    سلام

    من و یه آقایی یه زمانی با هم آشنا شدیم . ایشون منو از پدرم خواستگاری کرد اما پدرم حتی مهلت نداد ما با هم زیر نظر خانواده آشنا بشیم . من خیلی عاشقش بودم و به خاطر احترامی که واسه پدرم قائل بودم ردش کردم . الآن چند سال میگذره و من از همه پسرا متنفرم ، چون هنوز کسی نتونسته جای اون طرف رو برای من بگیره .

    میخوام به خاطر همین مجرد بمونم چون خسته شدم و عاشق کسی نمیتونم بشم و میخوام برای ادامه تحصیل برم یه شهر دیگه و پدرمم مخالفه تا بتونم یه جورایی انتقام گرفته باشم و متوجه بشن دخترش داره سنش بالا میره و به عشقشم نرسیده و قراره احتمالا تا ابد تنها بمونه و مجرد باشه . 

    یادش بمونه من رو دلم پا گذاشتم و شدم یه دختر افسرده ی تنها که دیگه نمیتونه کسی رو تو قلبش راه بده .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۷ مطلب مشابه) رد کردن خواستگار (۱۰۵ مطلب مشابه) روابط با پدر (۲۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۸)
    • ۲۰۷۹ بازدید توسط ۱۷۴۹ نفر
    • جمعه ۱۰ آذر ۹۶ - ۱۹:۳۷

    با دلایل نامعقول پدرم برای شوهر ندادنم چه کنم؟

    سلام

    واقعا قسمت چیست؟ ایا میشود نام اشتباهات خودمان را قسمت بگذاریم؟ اکنون که این متن را مینویسم پاسی از شب گذشته است . پدر من خواستگاران را به خانه راه نمیدهد با این بهانه که اگر قسمت باشند هیچ کدام جایی نمیروند . نمیگذارند خانواده خواستگارانم مرا حتی ببینند با این بهانه که من بچه ام . برادرانم رو ترش میکنند و بحث ازدواج مرا عوض میکنند .

    میخواهم از شدت غم فریاد بزنم ، دیگر اشک چاره کار من نیست . میگویند مگر تو عقلت میرسد؟ بنشین و درست را بخوان . کسی میداند؟

    نصف مطالعات من در خصوص کودک یاری و همسر داری است؟ صبوری های مرا نمیبینند؟ آه و افسوس من از دیدن دست های گره شده تازه عروس و داماد ها را چه؟ آیا آن را می بینند؟ آیا بیست سال سن کمی است برای ازدواج ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۷ مطلب مشابه) درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) ازدواج فرزندان (۱۴۷ مطلب مشابه) روابط با پدر (۲۲ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۸)
    • ۱۷۸۲ بازدید توسط ۱۴۵۹ نفر
    • سه شنبه ۲۸ شهریور ۹۶ - ۱۴:۴۴

    دخترم و حرف مشترکی با بابام ندارم چیکار کنم ؟

    سلام

    من یه دختر ۲۰ ساله دانشجو هستم. مشکل من اینه که کلا زیاد نمیتونم با خانواده ام بخصوص پدرم ارتباط برقرار کنم. قبلا تا حدود پنج شش سال پیش پدرم برای من مظهر یه آدم کامل بود که همه کاراش درستن و خیلی بهش افتخار میکردم.

    از اینکه باهاش درباره هر چیزی حرف بزنم و اونم نظرشو بهم بگه خیلی خوشم میومد. اما نمیدونم از کجا این تفکرم شروع به تغییر کرد بطوری که الان صحبت های روز مره هم به زور با هم داریم.

    من اونقدرام دختر ایده آل بابام نبودم اونقدری که اون میخواست درس نمیخوندم از بی نظمیمم خیلی ناراضی بود ، از طرفی اونم خیلی درگیر کارش بود و هست .خلاصه بعد کنکور من اون رشته ای که ایده آل بابام بود قبول نشدم، البته دانشگاه خیلی خوبی و رشته خوبی قبول شدم ولی نه اون مورد پرفکت مدنظر بابام.

    روابط ما همینطور سردتر میشد و منم یه اخلاقی دارم که کلا زیاد با خانواده هم کلام نمیشم و وقتم رو بیشتر تو اتاقم میگذرونم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۷ مطلب مشابه) روابط با پدر (۲۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰)
    • ۱۴۵۱ بازدید توسط ۱۱۵۷ نفر
    • يكشنبه ۱۲ شهریور ۹۶ - ۱۷:۴۳

    وقتی یه مرد مهربون میبینم تو دلم میگم ای کاش پدرم بود

    سلام

    من یه دختر 23 ساله هستم ساکن یه شهر فوق العاده کوچیک با مردم سنتی  ، منشی یه دفترم با حقوق خیلی پایین .

    مشکلی که من دارم شباهت اخلاقی و رفتاری و ظاهری من به مادرمه .یه دختر فوق العاده ساده و مظلوم و مادرم یه زن فوق العاده بدبخت. خواهرام بهم میگن بخوای اینجور باشی سرنوشتت مثل مادرم میشه..

    امروز به خاطر دعوای پدر و مادرم ، مادرم گفت  هیچ وقت ازدواج نکن چون مردا وقتی زنشون خانواده درستی نداشته نباشه قدر زنشون رو نمیدونن . اینا حرفایی هستن که من همیشه میشنوم تا حالا که 23 سال زندگی کردم خانوادم هیچ وقت نگفتن یه روز ازدواج میکنی و خوشبخت میشی و همین باعث شده من همیشه از بیشتر مردا متنفر باشم و بترسم .

    من دیگه هیچ امیدی به پشتیبانی پدرم ندارم . پدرم یه مرد مریض و فوق العاده بدبین هستش که زندگی ما رو تباه کرده .32 ساله با مادرم ازدواج کرده و الان توی سن 65 سالگی به مادرم تهمت خیانت میزنه خجالت آورتر اینه که مادرم اونقدر چهرش رنج کشیدس  که اصلا این حرفا بهش نمیخوره و همه اینا به خاطر دل مریض پدرمه .

    امروز پدرم مادرم رو تهدید کرد که یا خونه ای رو که به نامش هست رو به نامم میزنی یا آبروت رو همه جا میبرم ، به همه میگم تو با این و اون رابطه نامشروع داشتی ..وقتی این حرفا رو از مادرم شنیدم که داشت برام درد دل میکرد فهمیدم این کسی که یه عمر پدر من بوده از یه ... هم پست تره .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۳ مطلب مشابه) درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) روابط با پدر (۲۲ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۹)
    • ۱۶۴۶ بازدید توسط ۱۳۰۵ نفر
    • چهارشنبه ۲۹ دی ۹۵ - ۲۲:۱۰

    برای کسانی که پدرشون رو دوست ندارن

    سلام دوستان خوبم

    مخاطب این پستم کسایی هستش که پدرشون رو دوست ندارن و دلایل کافی برای این مساله دارن ،بارها دیدم تو همین سایت گله و شکوه شده از پدرها، چند تا نکته به نظرم میرسه که خودم بعد از مدت ها کنکاش بهشون رسیدم چون من هم دقیقا مثه شما رنج دیدم .
    # میگن قیامت یوم الحسره هستش ،یعنی روز حسرت ،حسرت برای اینکه نه میشه گناه ها رو جبران کرد و نه میشه خوبی بیشتری کرد تا به درجه بالاتری رسید.بهشت درجات و طبقات متفاوتی داره ،من و شما که به خواست خداوند از نعمت پدری مهربان و دلسوز محروم بودیم قطعا مساوی نیستیم با کسایی که این نعمت رو داشتن ، بنابراین طبق قول خداوند جایگاه متفاوتی خواهیم داشت ،همون طور که به گذشته نگاه میکنید و گذشت ،باز هم میگذره و بالاخره از دنیا میریم و به جایگاه لایق خودمون می رسیم ان شاءلله.

    #زمانی که بچه بودیم درگیری هامون توی خوراک پوشاک و گریه های شبانه مادرهامون خلاصه میشد اما الان که به سن ازدواج رسیدیم  نگرانی هامون چند برابر شده ، نگران ازدواج و مراسمات و خونواده طرف مقابل و حرف مردم و یا حتی ترس از ازدواج نکردن هم  آزارمون میده .

    باید بپذیرم ما به این زندگی دچاریم ،قطعا اگه به گذشته نگاه کنید میبنید لطف خداوند هم شامل حالتون شده گاهی و زندگی به بدی سابق نمونده و این یعنی یاری خداوند نزدیکه ،پس هرگز ناامید نباشید و صبورانه منتظر گذشت زمان باشید .

    در مورد ازدواج هم که در حال حاضر شرایط برای همگی پیچیده و سخت شده ،باید بازم صبور باشیم یا ازدواج می کنیم یا نمیکنیم ،نباید استرس مجردی رو به خودمون منتقل کنیم .

    خداوند وقتی زندگی این قدر متفاوت و عجیب نصیبمون کرده ،قادر هست تو زندگیمون هم معجزه کنه ،یا ازدواج می کنیم یا فعلا مجرد میمونیم تا زمانی که پدرمون از دنیا بره ، حقیقت اینه که پدرهای ما بالاخره یه روز از دنیا میرن ،ما باید تا اون موقع اگه ازدواج نکرده باشیم توانایی تنهایی زندگی کردن رو به دست آورده باشیم ،یا شغل مناسبی گیر اورده باشیم یا ادامه تحصیل بدیم و از کشور خارج بشیم.

    میبینید که کشورهای دیگه تو سن 40 سالگی به بعد ازدواج میکنن عموما ،بنابراین با مهاجرت ما هم میتونیم اونجا ازدواج کنیم یعنی همه درها به رومون بسته نشده فقط باید ننشینیم و تلاش کنیم تا توی فرصت مناسب بتونیم گلیم خودمون رو از آب بیرون بکشیم.

    برای اقایون که راحت تره کمتر بخوابید و بیشتر کار کنید هم نیازهای جنسیتون کمتر میشه هم آماده تر خواهید بود واسه آینده تون ،خانوما هم کارهای خورده وجور واجور زیادی میتونن انجام بدم از آرایشگری گرفته تا طراحی لباس و منشی گری ومترجمی و ....

    حتی با حقوق کم کارکنید و پس انداز کنید خدا برکت میفرسته بهش.در کل آماده کنید خودتون رو برای خوشبختی ،روزهای سخت باقی نمی مونن اما آدمهای سخت چرا.

    مراقب سلامتی تون باشید چون باید سالم بمونید تا بتونید از روزهای خوشی آینده لذت ببرید. پس اگه آدم خوبه رو پیدا کردین برای ازدواج دس دس نکنید و برید خوشبخت شید خدا روزی رسونه و کمک میکنه.اگه پیدا نکردید صبور باشید چون ازدواج فقط بخشی از زندگیه ،بخش های دیگه ای هم داره که نباید فدای یه بخش بشن.

    #جنگ جو باشید ،با خودتون و نفس خودتون بجنگید ،خداوند انسان رو قدرتمند خلق کرده ،هیچ نیازی نمیتونه شما رو تحت کنترل خودش در بیاره با خودتون مبارزه کنید ،با ترس هاتون رو به رو بشید و شجاع باشید ،رابین هودی  از راه نمیرسه ،باید خودمون رابین هود خودمون باشیم،فکر کنید ،مطالعه کنید و راه حل پیدا کنید .

    #با هیچ کس درد دل نکنید ،بالاخره زندگی عوض میشه و ما تبدیل به آدم دیگه ای میشیم ،درد دل نکنید که نگران حک شدن گذشته تون تو ذهن دیگران نباشید.اگه خواستید ازدواج کنید هر گز به شریک عاطفی و زندگیتون نگید که پدرتون چطوره و همیشه همه چی رو خوب و رضایتمند جلوه بدید .شریک زندگی شما نباید شریک درد دل های شما باشه ،درد دل کردن و سهیم کردن همسرتون با مشکلاتتون نقش همسری رو از همسرتون میگیره و تبدیل به سنگ صبور شب های تار شما میشه برای یه مدت کوتاه ،خودتون مشکل خودتون رو حل کنید با مراجعه به مشاور یا مطالعه کتاب !اگه شما از پدرتون گلایه کنید هم احترام پدرتون از بین میره نزد همسرتون هم اینکه دیگه نمیتونید توقع زندگی نرمالی رو از همسرتون داشته باشید .

    #به خاطر خونوادتون خودتون رو فدا نکنید،چون معلوم نیست در آینده چه اتفاقی میافته ،به قول بیل گیتس نمیتونید وقتی از خیابون رد میشید دست همه رو بگیرید!اگه بمونید و با اونها غصه بخورید هیچی حل نمیشه ،اگه با هجرت موفق میشید هجرت کنید و قدرت به دست بیارین و تو فرصت مناسبی ناجی خونوادتون بشید.ما اگه بهشت رو هم برای مادر هامون فراهم کنیم و خودمون شاد نباشیم اونها هم شاد نخواهند بود.

    یاری خداوند نزدیک است.فی امان الله


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    روابط با پدر (۲۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۱۱۹۵ بازدید توسط ۹۸۹ نفر
    • شنبه ۲۵ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    چطور خنده رو روی لبای پدرم که افسردگی حاد داره بیارم ؟

    سلام
    دختری کنکوری هستم که پدرم به افسردگی حاد مبتلاست!
    شاید واستون این کلمه ناآشنا باشه به علت اینکه اطرافیانتون مبتلا نشده باشن و در نتیجه هیچ اطلاعی نداشته باشین. خودتون رو جای من قرار بدین؛ اگه عزیزترین فرد زندگی تون رو ببینین که داره ذره ذره آب میشه چیکار میکنین ( البته خدا نکنه ) .
    ایشون از چند وقت پیش که بیکار شدن شدت گرفت مشکلشون و واقعا وقتی میبینم جلوشم و نمیتونم کاری بکنم احساس خفگی میکنم!!!
    هر روز برنامه ریزی میکنم که اون شب باهاش چه حرفایی بزنم،چه مسائلی رو چه جوری تعریف کنم که فقط یکم بخنده، یه امیدی ببینم .
    ضمن اینکه فشار درسام واقعا بالاست. روزا با درس سر و کله میزنم تا شب. شب تا صبح فکر میکنم چیکار انجام بدم براش. یه دوره ای بود شبا فقط گریه میکردم چون واقعا هیچ کمکی جز درس خوندن از دستم بر نمیاد ولی توی این شرایط شاید درک کنین که چقدر میتونه سخت باشه.
    اهدافم برای کمک بهشون بلند مدته، وقت میبره و احتمال انجام نشدن هم داره. اگه اطلاعاتی،پیشنهادی،کمکی چیزی از دستتون بر میاد واقعا شرمنده و ممنونتونم و مرسی که وقت میذارید .
    تشکر

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    روابط با پدر (۲۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۲)
    • ۹۹۷ بازدید توسط ۷۸۱ نفر
    • شنبه ۲۵ دی ۹۵ - ۲۲:۱۰

    برای پدرم مهم نیست که من تو چه شرایط بحرانی قرار دارم

     با سلام و خسته نباشید

    دختری 17 ساله هستم از استان های شمال کشور و دوم دبیرستان هستم. از پدرم متنفرم ازش بدم میاد اصلا براش مهم نیست که من تو چه شرایط بحرانی قرار دارم .

    بخدا از دستش از چشمام به جای اشک خون میاد دیگه از دستش خسته شدم گاهی اوقات فکر میکنم برای این به این دنیا اومدم که زجر بکشم-عذاب بکشم کل بدبختیای دیگران افتاده رو دوش من...

    خونه ما همیشه دعواست پدرم همیشه مادرمو کتک میزنه حتی یه بار میخواست با چاقو بکشتش مامانم برای دفاع از خودش مقابلش ایستاد و در آخر چاقو خورد به پای پدرم .

    من اون لحظه انقدر ترسیده بودم که فقط جیغ میکشیدم پا برهنه به خونه همسایه بالایی رفتم و ازش درخواست کمک کردم آبرومون جلوی عالم و آدم رفت وقتی دعوا میشه مو به تنم سیخ میشه خواهرمم میاد بغلم از همه جا منع شدیم .

    ما رو هیچ جا نمیبره فقط 5 شنبه ها اونم با خواهش و تمنا ما رو میبره بیرون . خونه مادربزرگمم که میریم مادربزرگم ( مادربزرگ مادریم) همش بهمون تیکه میندازه وقتی زجر کشیدن مامانمو میبینم جیگرم آتیش میگیره حتی قصد خودکشی داشتم و میخواستم از این زندگی نحسی و فلاکت بار راحت شم ولی مامانم انقدر جیغ زد و خودشو زد که پشیمونم کرد و حتی به فکر اینم که وقتی بزرگ شدم و 20 سالم شد برم یه خونه جدا بگیرم و یا انقدر درس بخونم که برم یه شهر دور .

    مامانم میگه تو هر جا بری من باهات میام اگه تو نباشی این منو میکشه من دلم به تو و خواهرت خوشه اگه شما نباشین میمیرم . خواهر کوچیکترم بخاطر کارای پدرم تشنج کرده و هنوزم که هنوزه داره قرص میخوره .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    روابط با پدر (۲۲ مطلب مشابه) خودسازی در دختران (۳۸۸ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۳)
    • ۲۹۱۶ بازدید توسط ۲۲۵۲ نفر
    • يكشنبه ۱۲ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    می خوام کودکیم رو فراموش کنم و خودم رو از نو بسازم

    سلام دوستان

    دختری هستم که از پدرم میترسم، این ترس ریشه در کودکی من داره، دعواهای مکرر پدرم با مادرم و دونستن در و همسایه. سر و صداهای زیاد پدرم موقع دعوا و فحش هایی که به مادرم و ما میداد ، همه باعث این ترس من شدن.

    پدر من صبح میره و شب برمیگرده خونه، هیچ نمازیشون قضا نمیشه متاسفانه فقط ظاهر اسلام رو نگه داشتن و اخلاق ندارن. ما که بزرگ شدیم خوب شده یه کم دیگه مثه سابق دعوا نمی کنه و ساکت میشه.

    اما از کودکیم تا الان که 26 سالمه ، هر موقع پدرم در زده، بند دل من میریزه. نه تنها من بلکه مادرم هم، خواهر و برادرم بهتر شدن. شب که پدرم برمی گرده ،قبل اینکه در بزنه،خودش دستگیره در رو تکون میده تا اگه در بازه بیاد داخل ،بعد اگه قفل باشه در میزنه، این استرس زیادی به من میده.

    کلا شب که میاد خونه ما هممون بدون اینکه ببینیمش میریم توی اتاق هامون ،و فقط مادرم با پدرم صحبت میکنه و شام رو هم تنها توی اتاقش میخوره. دوس نداره سر سفره جمعی بنشینه، همیشه تنهایی رو انتخاب میکنه.

    صبح زودم که میره ما خوابیم، و گاها حتی هفته ای پدرم رو من نمیبینم. هنوز وقتی سر هر چیزی صداش یکم حتی توی بحث عادی،با مادرم بلند میشه،من دلم میلرزه و استرس زیادی بهم منتقل میشه.

    خیلی این مشکل اذیتم میکنه،به بدی سابق نمونده پدرم میدونم،ولی چی کار کنم تا خودم رو کنترل کنم و برام عادی بشه این چیزا؟

    واقعا میترسم،حس میکنم بالاخره سر این استرس ها بلایی سر من میاد. پدر بالای 60 سال سن داره .

    لطفا کمکم کنید کودکیم رو فراموش کنم و خودم رو از نو بسازم


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    روابط با پدر (۲۲ مطلب مشابه) خودسازی در دختران (۳۸۸ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۱)
    • ۱۶۳۸ بازدید توسط ۱۲۷۳ نفر
    • جمعه ۲۶ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۵

    به خاطر بدخلقی های پدرم ، با برادرم زندگی می کنم

    سلام

    یک مشکل بزرگ دارم که منجر به عذاب وجدانم هم شده . من الان دانشجو هستم و با برادرم تو مرکز استانمون زندگی می کنیم و پدرم شهرستان هستن مادرم هم فوت شدن برادرم اختلاف سنی زیادی باهام داره 12 سال بزرگ تره و اونو پدرم با هم دیگه مشکل شدید دارن و حتی چند بار دست روی هم بلند کردن کلا خرج زندگی و دانشگاهم رو برادرم تامین می کنه .

    یک شغل خوب داره و ازدواج هم نکرده مشکل اینه ما پدرمون رو ول کردیم چون بسیار بد دهنه و سر کوچکترین مساله عصبانی می شه و دعوا به پا می کنه الان به من گفته راضی نیست من با برادرم زندگی کنم و بهم میگه خودت برو کار کن و خرج زندگیت رو در بیار از اون پول نگیر و تو خوابگاه دانشگاه باش .

    همیشه هم گیر میده جدیدا حتی تلفتنش رو هم جواب نمیدم اخرین بار 3 ماه پیش بهش سر زدم که با دعوا و گریه از اونجا رفتم . الان نمی دونم برای ول کردنش مرتکب گناه شدم یا نه ؟ همیشه فکر می کنم نکنه خدا ازم ناراضی باشه خواسته هایی که ازم داره غیر منطقی هستن .

    من دانشگاه ازاد هستم شبانه روز هم کار کنم نمی تونم خرج خودم رو در بیارم پدرم هم فقط یک حقوق بسیار کم بازنشستگی داره خودش نمی تونه کمکم کنه به نظر شما چه کاری باید انجام بدم ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    روابط با پدر (۲۲ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۱)
    • ۱۱۵۲ بازدید توسط ۸۸۲ نفر
    • پنجشنبه ۲۵ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۰

    یه دختر چطور میتونه نظر پدرش رو جلب کنه

    سلام

    بیست سالمه

    میخوام بدونم یه دختر چطور میتونه نظر پدرش رو جلب کنه .پدری که نمیدونم تو دلش چی میگذره ولی من این روزا خودم نسبت بهش احساس نفرت دارم هر چی ته دلم دنبالش میگردم پیداش نمیکنم احساس میکنم دیگه دوسش ندارم  . نمیتونم پدرم رو درک کنم .

    نمیدونم پدرم چطور فکر میکنه و چه انتظاری از من داره . پدر من مردی بود که از یه دختر حساس و عاطفی یه آدم دل گنده و با ظرفیت ساخت‌. اصلا باورم نمیشه بعد از اون همه صلح و صفا منم دارم از خانواده ی خودم بد میگم . احساس میکنم دیگه هیچ جایی تو خونمون ندارم (حس سر بار بودن)

    به هیچ عنوان اهمیتی نداره که من مثلا خیلی دلم شکسته. خیلی موجود مهمی تو خونه نیستم .‌

    پدرم تقریبا هر روز بهم گوشزد میکنه که داره خرج منو میده بیشتر وقتایی که میخواد پول تو جیبی بهم بده هی میپرسه چه خرجی داری که پول میخوای براش توضیح میدم میتونم از امکانات کمتری هم استفاده کنم اما در مقایسه خرج من نصف دخترای دیگه است. تو تارکی وقتی تماس میگیرم بیاد دنبالم با بد میلی میاد منو برسونه خونه بغضم میگیره.

    اینکه پدرم از من نفرت زده شده دلیلش اینه که خودش زیاد رفتارای منو قبول نداره و به همراه مادرم یه ریز به رفتارم اعتراض میکنن منم خسته میشم و با صراحت از خودم دفاع میکنم در حالی که پدرم با داد میگه فقط وظیفته بگی چشم !

    مادرم انتظار داره من یه دختر کدبانوی به تمام معنا باشم که نیستم و ۹۰ درصد خودش رو مقصر میدونم.(در حد معمولیم اما اون نمیبینه )


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    روابط با پدر (۲۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۸)
    • ۱۳۰۲ بازدید توسط ۱۰۳۰ نفر
    • دوشنبه ۲۲ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۵

    برو بالا
    سری دوم موضوعات خانواده برتر
    عشق ازدواج حجاب خواستگاری روابط اجتماعی محبت اعتماد به نفس سربازی طلاق میل جنسی مطالب از تبار خاک ... رسیدن به آرامش قانون جذب سابقه دوستی قبل از ازدواج فراموشی عشق قصد ازدواج ترک خودارضایی فراموشی عشق قبلی افسردگی اختصاصی خانواده برتر معرفی کتاب عشق یک طرفه دختر چادری استرس زندگی مشترک شکست عشقی مادر شوهر دوران عقد و رابطه حسادت خیانت تحصیل در دانشگاه پیام نور جلسه خواستگاری وابستگی آموزش خواستگاری شناخت خواستگار پست های ویژه پست های پیشنهادی کاربران سوالات خواستگاری دوستی با جنس مخالف آرامش جلسه اول خواستگاری نیاز عاطفی قانون جذب از زبان شفق ابراز علاقه وسواس فکری عوارض خود ارضایی دوست پسر نداشتم فشار جنسی مطالب سعید کرمی رشته پزشکی چگونه اعتماد به نفس را افزایش دهیم زندگی در خوابگاه پست های راهنمای خانواده برتر مطالب اسی $ موفقیت پشت کنکور پزشکی نیاز جنسی فرهنگ سازی چراغ سبز به جنس مخالف عشق یک طرفه به پسر دوران مجردی حیا در دختران روش های چاق شدن کنکور تجربی پشت کنکوری ها عاشق شدن درونگرایی جلسه دوم خواستگاری وسواس دوران عقدم ازدواج دانشجویی دوست دختر نداشتم مطالب باشگاه خبرنگاران احساس تنهایی کاربران فعال کم کردن میل جنسی ترس از خیانت شوهر ازدواج با دانشجو نماز ازدواج با دختری که پدر معتاد دارد ابراز علاقه به پسر ازدواج با دانشجوی پزشکی استخاره برای ازدواج عواقب روابط عاطفی قبل از ازدواج ریزش مو قصد ازدواج بدون داشتن امکانات استخاره اثرات بد حجابی معرفی روانشناس خواستگاری از دختر محجبه شوخی های ناجور دهه شصتی ها آموزش های آشپزی مونس ازدواج از طریق سایت های همسریابی قول ازدواج پیدا کردن دختر خوب برای ازدواج برنامه نویسی کمبود اعتماد به نفس رشته حقوق قد خواستگار