خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی

جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
صفحات خاص
صفحات کاربران
مسائل روز
به روز شده ها
جدیدترین نظرات خیلی مهم خرید و فروش بک لینک و رپورتاژ
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 3 (۷۰۱ بازدید توسط ۴۸۶ نفر)
نقد و بررسی علم‌ روانشناسی غربی (۱۶۸۳ بازدید توسط ۱۱۵۹ نفر)
پاسخ به سوالات مربوط به طراحی سایت با وردپرس و سئو کردن مطالب (۲۹۹۱ بازدید توسط ۱۶۱۳ نفر)
چند نکته در مورد تائید نظرات با توجه به شروع فصل مدارس (۱۳۵۸ بازدید توسط ۸۶۰ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۸۸۰۸ بازدید توسط ۵۵۴۹ نفر)
خلاصه ی نکاتی که از خانواده ی برتر آموختید رو بیان کنید (۲۲۶۶ بازدید توسط ۱۵۵۲ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۷۱۸ بازدید توسط ۱۱۳۴ نفر)
رفع یک سوء تفاهم در عدم پاسخگویی به سوالات و درخواست های شما (۴۷۹۸ بازدید توسط ۳۸۲۸ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۱۰۸۸ بازدید توسط ۷۳۵ نفر)
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 2 (۱۷۴۲۹ بازدید توسط ۱۰۵۲۲ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۱۷۱۹ بازدید توسط ۱۲۴۰ نفر)
نوع برخورد با پست هایی که فکر می کنید سرکاری باشند (۱۸۲۰ بازدید توسط ۱۱۹۵ نفر)
ترویج فرهنگ کتابخوانی (۱۱۲۱ بازدید توسط ۸۴۸ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۳۳۰۱ بازدید توسط ۲۴۳۶ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۷۱۹ بازدید توسط ۶۰۱ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۵۱۴ بازدید توسط ۴۱۸ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۶۲۷ بازدید توسط ۱۳۰۱ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۳۴۴ بازدید توسط ۱۱۱۵ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۶۹۱ بازدید توسط ۱۲۶۹ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۲۰۴۰۹ بازدید توسط ۱۲۴۴۵ نفر)
صفحه شخصی 🍃Brain on fire🍃 (۵۴۲ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۸۸۰۸ نمایش) - (۳۱۶ نظر)
صفحه شخصی 𝒪𝓃𝒸𝑒 𝒰𝓅𝑜𝓃 𝒶 𝒯𝒾𝓂𝑒 (۲۳۶۳ نمایش) - (۸۱ نظر)
صفحه شخصی "مهشید" (۲۶۳۲ نمایش) - (۱۹۲ نظر)
صفحه شخصی berelian (۸۷۷ نمایش) - (۴۵ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۴۱۳۶ نمایش) - (۲۳۹ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۷۰۰ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۴۷۲ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه ی شخصی دختر باران (۷۳۷ نمایش) - (۲۰ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۷۲۹۲ نمایش) - (۷۴۱ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۴۵۱۶ نمایش) - (۳۲۳ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۸۰۵۴ نمایش) - (۲۱۶ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۱۳۳۶ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۲۱۲۷ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۲۵۰۱ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۶۹۷۹ نمایش) - (۳۹۵ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۱۳۳۷ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۳۳۸۴ نمایش) - (۳۱۱ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۲۰۲۹ نمایش) - (۵۴ نظر)
صفحه شخصی هجران (۱۵۷۱ نمایش) - (۲۰ نظر)
آیت الله مایکل جنازه لازم داره (۱۱۸۳ بازدید توسط ۸۵۵ نفر) - (۰ نظر)
شاید اسلحه‌ ی آمریکا شکسته باشه، ولی رسانه‌ش هنوز هست (۱۶۷۷ بازدید توسط ۱۱۶۸ نفر) - (۵۴ نظر)
در مورد سقوط پرواز ۷۵۲ هواپیمای اوکراین (۴۸۷۷ بازدید توسط ۳۳۲۵ نفر) - (۲۱۳ نظر)
تسلیت به خانواده های قربانیان سقوط پرواز 752 اوکراین (۱۲۳۹ بازدید توسط ۸۸۵ نفر) - (۵۷ نظر)
اگر خواب بمانیم ... (۳۹۸۷ بازدید توسط ۲۸۰۳ نفر) - (۱۳۴ نظر)
چرا بعضی مردم حافظه تاریخی ضعیفی دارند؟ (۱۵۱۲ بازدید توسط ۱۱۲۷ نفر) - (۴۳ نظر)
درسی جاودانی از شهید جهانی (۸۰۴ بازدید توسط ۶۰۸ نفر) - (۱۵ نظر)
آماده شدن برای ظهور، به معنای آیت الله بهجت شدن نیست (۹۶۵ بازدید توسط ۷۷۲ نفر) - (۱۲ نظر)
قاسم حسین زنده تره از این به بعد (۱۸۹۰ بازدید توسط ۱۲۸۹ نفر) - (۷۱ نظر)
سیاست مداران، چگونه شما را فریب می دهند؟ (۱۶۴۱ بازدید توسط ۱۱۶۲ نفر) - (۴۰ نظر)
چرا یک فیلترینگ قدرتمند نداریم که هیچ جوانی منحرف نشود؟ (۲۰۴۱ بازدید توسط ۱۴۹۵ نفر) - (۵۴ نظر)
در هوای آلوده چیکار کنیم زنده بمونیم؟! (۱۰۳۲ بازدید توسط ۷۵۰ نفر) - (۲۱ نظر)
یه ملت چطور می تونه بدون جنگ و خونریزی به مرحله دمکراسی برسه؟ (۳۶۹۴ بازدید توسط ۱۵۳۷ نفر) - (۹۲ نظر)
مسائل روز جامعه، موضوع جدید خانواده برتر (۲۸۲۰ بازدید توسط ۱۰۲۲ نفر) - (۴۶ نظر)
من زن میخوام ، اینو برای اولین بار چطوری گفتید ؟ (۸۷۶۸ بازدید توسط ۷۰۰۶ نفر) - (۷۱ نظر)
اصرار در خواستگاری مستقیم از خود دختر تا چه حد باید باشه؟ (۶۰۲۸ بازدید توسط ۴۶۲۱ نفر) - (۸۱ نظر)
خانمم اون دختری نیست که در زمان نامزدی و عقد باهاش بودم (۵۷۳۰ بازدید توسط ۴۴۲۱ نفر) - (۱۳۱ نظر)
اولین ملاقات با دختر مورد علاقه (۷۶۹۱ بازدید توسط ۴۶۵۳ نفر) - (۹۳ نظر)
موقع تخفیف گرفتن از چه جملاتی استفاده می کنید؟ (۶۴۶۷ بازدید توسط ۳۹۴۵ نفر) - (۸۳ نظر)
ما هم از دختران گله داریم (۹۰۰۰ بازدید توسط ۶۲۷۱ نفر) - (۹۷ نظر)
چطور محترمانه به یه پسر بفهمونم که تمایلی بهش ندارم (۲۹۷۶ بازدید توسط ۱۷۸۷ نفر) - (۱۲ نظر)
مردای قدیمی بر چه اساسی با زن چاق ازدواج میکردن ؟ (۱۲۲۰۵ بازدید توسط ۷۸۷۸ نفر) - (۹۳ نظر)
آدم درونگرا صرفا باید با آدم درونگرا باشه؟ (۱۲۰۷۷ بازدید توسط ۴۳۴۵ نفر) - (۱۵۸ نظر)
از عینکی بودن کسی که میرید خواستگاریش بدتون میاد؟ (۱۰۵۱۶ بازدید توسط ۷۶۹۰ نفر) - (۹۵ نظر)

۳۸ مطلب با موضوع «درد دل های پسران» ثبت شده است

پسری هستم ۳۶۰ درجه محاصره شدم

سلام به همه دوستان

من یه پسر جوون ۲۶ ساله م، فوق لیسانس دارم، اونم از بهترین دانشگاه کشور، یعنی دانشگاه تهران (البته خودم شهرستانی و الانم فعلا ساکن شهرستانم) در فامیل و دوست و آشنا همه منو به درس و کتاب و علم و تحقیق میشناسن، تا ۲۵ سالگی من دو تا کتاب و چند مقاله نوشتم و … 

به لحاظ دینی هم آدم مذهبی هستم ولی به هیچ عنوان خشکی مذهبی نیستم، یعنی اهل نماز و روزه و حلال و حرام و محرم و نامحرمم، ولی از اون طرف هم تا حدی شوخ طبع و احساسی و عاشق شادی و تفریح و گردشم؛ با سینما و تئاتر و کنسرت و موسیقی مشکل که ندارم هیچ حتی استقبال هم میکنم.

به لحاظ اخلاقی هم چی بگم والله هر چی بگم تعریف حساب میشه چون اینجا کسی منو نمیشناسه یه کلام میگم جوون پاکیم، یه عمر سالم زندگی کردم، نه اهل دود و دم و سیگار و قلیونم نه اهل شرب خمر و مواد مخدر، آزارم به مورچه هم نمیرسه، همیشه سرم گرم کار خودم بوده و همه ش درس خوندم و کتاب دستم بوده، تا حالا یکبار هم با هیچ دختری هیچ گونه رابطه دوستی نداشتم نه اینکه مخالف روابط سالمِ دوستی اجتماعی باشم نه ولی خب همیشه دوست داشتم و دارم اولین دختری که کنارم قرار میگیره همسرم باشه و تا نفس دارم کنارش میمونم. نه اینکه قبلش با n نفر بوده باشم. 


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
درد دل های پسران (۳۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۷)
    • ۲۳۰۴ بازدید توسط ۱۸۰۹ نفر
    • دوشنبه ۳۰ دی ۹۸ - ۲۲:۲۵

    در شرایط سخت زندگی، چطوری استرس رو از خودتون دور می کنید؟

    سلام 

    من یک پسر 31 ساله ی مجرد هستم از جوانی کار میکنم، به خاطر مشکلات مالی نتونستم برم دانشگاه و به کاسبی مشغول شدم به خاطر اشتباه پدرم بر شکست شدم و بدهکار هم شدم، رفتم دنبال یه کار که البته پول زیادی توش نبود کم کم بدهکاری هام رو صاف کردم.

    الان تازه دوباره از صفر شروع کردم، اونم منی که وضعم خوب بود، یک باره به شدت زمین خوردم الان استرس زیادی وجودم رو گرفته و زندگی برام جهنم شده، اونم با این شرایط وحشتناک گرونی و تنها آرزوم مردنه که البته نه اومدن مون دست خودمونه و نه رفتن مون و محکوم به تحمل سختی ها هستیم.

    از زندگی خسته شدم دیگه انگیزه ای برای زندگی ندارم، کلا از این دنیا متنفر شدم، انگار دنیای من نیست همه ش بی عدالتی  هستش، ما تو دنیایی هستیم که یک مرد تا پول نداشته باشه پشیزی ارزش نداره.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۷۶ مطلب مشابه) درد دل های پسران (۳۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۴)
    • ۱۰۵۱ بازدید توسط ۷۷۷ نفر
    • دوشنبه ۲ دی ۹۸ - ۱۹:۵۱

    ما هم از دختران گله داریم

    سلام 

    من بعنوان یه پسر که تجربه چندین خواستگاری داشته، خواستم یه کم درد دل هامون را بگم ، واقعا دلمون پر از خون هست از دست بعضی دخترها.

    ببینید دخترا فقط همیشه حق را به خودشون میدن . ما هم انتظار داریم وقتی تحقیق کردن و حسابی ریز و درشت زندگی مون را از لای پرونده های خاک خورده مون در آوردن ، وقتی خواستگاری دعوت مون کردن حداقل یه کم با انصاف و احترام برخورد کنن. 

    یه خونه ای رفتم خواستگاری، همون لحظه اول که دختره خانومه نگام کرد متوجه شدم که اصلا از قیافه من خوشش نیومد، بعد شروع کرد با برادرزاده اش شوخی کردن و آروم خندیدن .( دختره هم زیاد تحفه نبود ...) .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۷۶ مطلب مشابه) مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه) درد دل های پسران (۳۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹۷)
    • ۹۰۰۰ بازدید توسط ۶۲۷۱ نفر
    • شنبه ۱۶ آذر ۹۸ - ۲۰:۲۹

    والدین و بزرگترها خیلی مقصر هستند در بحث ازدواج نکردن ما جوانان

    سلام

    همیشه وقتی بحث ازدواج نکردن جوان ها پیش میاد بدی ما جوان ها گفته میشه، ولی حقیقت اینکه والدین و بزرگترها خیلی مقصرن اما کمتر بهش اشاره میشه. 

    1. مثال میزنم:

    خانوم همسایه ما یه پسر داره، همیشه می اومد خونه مون با مامان درد دل میکرد که خسته شدم برای این پسر رفتم خواستگاری سخت گیره و ال و بل، هر بار یه چیزی میشه جور نمیشه، مامان منم راهکار میداد و حرف هاش رو گوش میکرد.

    الان یه ساله پسره ازدواج کرده، چند وقت پیش خانوم همسایه به مامانم گفته پسرم خیلی دوست داشت با دختر شما ازدواج کنه!!!، خیلی بهم اصرار کرد که تو بهشون بگو رد هم کردن اشکالی نداره. ولی این خانوم حتی یک بار هم به ما نگفته بود در این مورد!

    دلیل این غرورهای الکی چیه؟، اگر  برای پسرتون برید جلو و نه بشنوید، احساس حقارت می کنید؟، حقارت رو باید اون پدر مادری حس کنه که پسرش پیر شده و به خاطر سهل انگاری اون ها زن نگرفته، حقارت رو اون پدر مادری باید حس کنه که پسرش تو هر پارک و کافه ای با یه دختر دوسته و میگرده!، حقیر اون پدریه که از پدری فقط شکم و بچه سیر کردن بلده، به بچه هاش یاد نداده مسئولیت پذیر و متواضع و با فرهنگ باشن.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    موانع ازدواج (۴۰ مطلب مشابه) ازدواج فرزندان (۱۴۹ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۶۰ مطلب مشابه) درد دل های پسران (۳۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹۰)
    • ۴۵۲۸ بازدید توسط ۲۶۳۶ نفر
    • دوشنبه ۴ آذر ۹۸ - ۱۶:۵۳

    تنهایی شیرین من

    همیشه دلم میخواست یه جوری خودم رو شاد کنم، دلم میخواست زندگی کنم اما نشد که نشد!!!

    بگذریم از خودم بگم؛ اسمم بهنامه، چند روز دیگه 24 ساله میشم و باز هم یه سال دیگه گذشت،  کاش هیچ وقت 25 ساله نشم، زندگیم کوتاه بشه.

    خیلی ها میان اینجا از زندگی شون میگن، از مشکلات و ...، خواستم منه خسته هم کمی بگم حال داشتی بخون فقط 5 دقیقه وقتت رو میگیره، اگه هم نداشتی مهم نیست کلا زندگی مهم نیست.

    معلولم، دیستروفی( هر چقدر که زمان میگذره ضعیف تر میشی، تا کاملا کل ماهیچه های بدنت ضعیف میشه و زمین گیری میشی، به سختی کارهای شخصیت رو انجام میدی به قول دوستم یه استخون با یه روکش از گوشت هستم) از پدرم گرفتم ارثی هستش.

    پدرم نمیدونست که مشکل داره، من که میدونم هیچ وقت نمیخوام یکی مثه خودم درست کنم (آدم های معلول شدید مثل من خوب میدونن چی میگم)، و نمیخوام زندگی یه دختر رو مثل زندگی مادرم بکنم یا حق مادر بودن رو ازش بگیرم.

    وقتی به زندگیم نگاه میکنم وضعیت مادرم رو میبینم، بد جوری دلم میگیره، حقش این نبود، نفهمیدم مرد خونه ست زن خونه ست چیه ...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل و ازدواج توانمندان خاص (۲۲ مطلب مشابه) شکست عشقی (۱۳ مطلب مشابه) درد دل های پسران (۳۸ مطلب مشابه) خسته شدم از تنهایی (۱۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸۳)
    • ۵۱۹۰ بازدید توسط ۲۸۸۶ نفر
    • پنجشنبه ۳۰ آبان ۹۸ - ۱۰:۵۳

    از زمانی که یادم میاد تو خانواده ما جنگ و دعوا بوده

    راستش نمیدونم گفتنش درسته یا نه ولی خب دوست دارم راهنمایی یا نظرین بدین

    من یه پسری ام که امسال کنکور دارم،خانواده ما وضعیتش متوسط رو به پایینه، از موقعی که یادمه تو خانواده ما جنگ و دعوا بودش، من که خودم به شخصه خیلی از این دعوا ها آسیب خوردم، دعوا ها هم فقط بین پدر و مادرم نبود، بلکه بین فامیل هامون هم بود، طوری که انگار به خون هم دیگه تشنه هستن، وضعیت طوری شد که با تمام فامیل هامون تقریبا قطع ارتباط کردیم، درست تو سن اوج نوجونیم که به نظرم سنم رفته بود بالا و دوست داشتم تو جمع ها شرکت کنم، چون قبلش زیاد منو حساب نمیکردن.

    خلاصه بازم فایده ای نداشت و همچان دعوا بین پدر و مادرم ادامه داشت، از اون طرفم که ما تو یه خونه کوچیکی زندگی میکردیم که مال خودمون نبود، بلکه مال پدربزرگ و مادر بزرگ پدریم بودیم که اون طبقه پایین ما بودن تو شدت دعوا خیلی تاثیر میذاشتن ولی خب بازم من تا جایی که میتونستم از شدت دعوا ها کم میکردم و درسم رو میخوندم و نمره م هم بالا بود، تا اینکه بحث طلاق بین پدر و مادرم پیش اومد.

    الان پدرم چند ماهه یه خونه اجاره کرده و ما رو گذاشته اینجا و خودش هم نمیاد خونه، فقط یه سری چیز میخوره و میره، تازگی هم یه عمل داشت که انجام داد و به سختی دیگه میتونه کار بکنه، چند وقتیه فهمیدم دو ساله سیگار میکشه.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های پسران (۳۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۹)
    • ۴۲۵۴ بازدید توسط ۱۲۵۴ نفر
    • دوشنبه ۱۳ آبان ۹۸ - ۱۷:۰۰

    تا حالا شده دل تون به حال خودتون بسوزه؟

    سلام

    میخواستم از دوستان یه سوال که جدیدا دیگه خیلی درگیرش شدم بپرسم، آیا شما هم براتون اتفاق افتاده که دل تون برای خودتون بسوزه؟، من که کلاً اینجوری شدم.

    یعنی این جوری بهتون بگم، وقتی دغدغه های خودم رو با اطرافیانم مقایسه میکنم که چقدر پیش پا افتاده هستند، دلم به حال خودم میسوزه. وقتی میرم بیرون میبینم که همه (اکثرا) یکی رو دارن که باهاش خوشن، وقتی میبینم که تو جمع خیلی یا بهتره بگم اصلا بهم توجه نمیشه، وقتی میبینم برای کسی مهم نیستم، وقتی میبینم اگه بمیرم هم هیچ کس هیچ احساسی نخواهد داشت، و ... ، دلم به حال خودم میسوزه.

    جدیدا تنهایی میرم تو پارک مردم رو نگاه میکنم و حسرت میخورم. اخیرا سیگاری هم شدم. نمیدونم این دیگه چه نوع افسردگیه، حس میکنم به دنیا اومدم که سکوها خالی نباشه. جوری شدم که همه ازم فراری هستند. میگن حرف هام همش بوی غم میده. البته حق دارن چون اصلا شرایط منو نمیفهمن.

    نمیدونم تا حالا حس تنهایی تو جمع رو تجربه کردین؟، این که هیچ کس نیست کمک تون کنه یا اقلاً درک تون کنه رو درکش کردین؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) درد دل های پسران (۳۸ مطلب مشابه) خسته شدم از تنهایی (۱۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۴)
    • ۵۰۱۵ بازدید توسط ۲۲۳۱ نفر
    • يكشنبه ۱۲ آبان ۹۸ - ۰۸:۲۹

    کمبود اعتماد به نفس به خاطر مشکل مالی

    با عرض سلام خدمت همه خانواده برتری ها

    چند وقتیه به یه مشکل برخوردم، میخوام بدونم کسانی که شرایط منو دارن چیکار کردن با این موضوع و کمکم کنن.

    بحث سر نبود وضع مالی خیلی خوب و به تبع اون از دست دادن اعتماد به نفسه. قبلا این موضوع خیلی درگیرم نمیکرد ولی الان خیلی داره اذیت میکنه و به نظرم به خاطر بالا رفتن سن باشه. واقعیتش وقتی به اوج خودش میرسه که با دوستانم هستم. به خدا آدم حسودی نیستم ولی خب آدم خواسته یا ناخواسته خودش رو مقایسه میکنه. همون کاری که اطرافیان آدم درباره ما میکنن.

    وقتی میبینم دغدغه هایی که من دارم (یا شاید آرزوها) برای دوستانم یه چیز خیلی معمولی و پیش پا افتاده هستند از خودم خجالت میکشم. برای مثال داشتن ماشین (که فکر کنم برای خیلی هاتون خنده دار باشه)، برای من مخصوصا تو این گرونی ها مثه یه رویاست، ولی دوستام از همون دوره دانشگاه ماشین داشتن یا اگرم نداشتن تو این دو سه سال براشون خریدن.

    این موضوع خیلی اذیتم میکنه و یه جوری خونه نشینم کرده. دیگه حتی با دوستام هم حوصله ندارم بیرون برم. دفعه آخری که رفتیم بیرون همه با ماشین هاشون اومده بودن و نگاه شون به من یه جوری بود. 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های پسران (۳۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۲)
    • ۲۸۲۳ بازدید توسط ۱۱۵۲ نفر
    • چهارشنبه ۲۴ مهر ۹۸ - ۱۶:۰۶

    مناجات قشنگ من با خدا

    مناجات قشنگ من با خدا، خبر از ایجاد یک تغییر می‌خوام بهتون بدم. الان که این مطلب رو ارسال میکنم در حرم نشستم، من همیشه آدم معتقد و قوی ای بودم و از یاد خدا قافل نمی‌شدم. اما چند ماه شد که بعد از یک سری شکست های کاری از نماز و حرم و ... غافل شدم. الان که اینجا هستم اشک از چشمام جاری شده، چه آرامشی دارم وقتی که کنار ضریح نشستم واقعا چه آرامشی...

    آخه یه مدت بود که نیومده بودم، من آدم مذهبی ای نیستم ولی نماز و رزوه و حلال و حرام رو رعایت میکردم با جنس مخالف رابطه نداشتم و یه پسر سی ساله مجردم.

    ولی در چند ماه قبل دلم گرفته بود و به خاطر تنهایی اشتباه کردم که رفتم به خیلی ها رو زدم، به خاطر کار به خاطر همه چی، و الان که اینجا هستم میفهمم که اشتباه کردم در این مدت آرامش نداشتم فقط در حال دویدن بودم.

    چه دخترهایی که حتی شخصیتم رو پایین آوردم به خاطرشون که مثلا بهشون ابراز علاقه کنم به قصد ازدواج، ولی اون ها دنبال دوستی بودن و من هم چون پسر ساده و دل نازکی بودم خیلی دلم هی می‌شکست. به هر حال من نتونستم بلاخره دختری پیدا کنم ولی کلا فهمیدم ... !

    من چون شرایط زیاد عالی ای ندارم و مشکلات اقتصادی هم که هست و شرایط خانوادگی خوبی هم ندارم گفتم که شاید بشه که کسی عاشقم بشه و این طوری بتونم شرایط رو شاید آسون تر کنم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل اعتقادی (۱۰۹۰ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل درک نشدگان (۹۲ مطلب مشابه) درد دل های پسران (۳۸ مطلب مشابه) مسائل پسران دهه شصتی (۲۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۵)
    • ۱۴۹۷ بازدید توسط ۹۰۱ نفر
    • پنجشنبه ۴ مهر ۹۸ - ۰۹:۴۵

    سوال بی در و پیکر و مشورت های خانواده برتری ها!

    سلام

    حقیقتش نمیدونستم سوالم رو تو چه زمینه ای ارسال کنم، به هر حال ...، شاید اصلا سوال نباشه ، شاید درد دل، شاید توصیه شاید هر چیز دیگه ای ...

    من بین یه دو راهی گیر کرده بودم، کنکور یه رشته دیگه یا یه رشته (مشاوره یا روانشناسی) توی دانشگاه پیام نور، الان مشکل که رفع نشده هیچ، راه های بی شماری بهشون اضافه شده.

    مثلا اینکه انسانی شرکت کنم، کنارش برم مشاوره پیام نور، بعد سال بعد تطبیق بزنم!، یا اینکه دوباره تجربی شرکت کنم و یه رشته مثلا تغذیه قبول بشم که تو این مورد دومی احتمالش ضعیفه، چون نتیجه ای حاصل نشده و بالطبع تکرارش میتونه اشتباه مهلکی باشه، از طرفی هجوم ریاضی خونده ها و مهندسی ها به تجربی، همچنین جو مسخره موسسات که تو بوق و کرنا کردن پزشکی پزشکی پزشکی ... .

    یه جور سردرگمی دیوانه کننده تو ذهنمه، یه نجوایی میگه تو اصلا هدف نداری، تو به درد کاری نمیخوری اصلا، من رشته و دانشگاه هیچ کسی رو مسخره نکردم لااقل به زبون، خداییش حقم اینه که بر م پیام نور؟! (به دوستایی که پیام نور میخونن برنخوره)، احساس میکنم دوست دارم برم یه جای دیگه یه شهر دیگه، یا اینکه تجربه دانشگاه رو داشته باشم، میدونین که ،پیام نور خودخوان داره و کلاس هاش الزامی نیست و ... .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    انتخاب رشته (۷۹ مطلب مشابه) درد دل های پسران (۳۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴)
    • ۷۴۲ بازدید توسط ۵۳۳ نفر
    • پنجشنبه ۲۸ شهریور ۹۸ - ۱۱:۲۵

    ترسم از اینه که بی همدم بمونم

    سلام 

    صحبتم بیشتر رنگ و بوی درد دل داره؛

    ترسم از اینه که با بدون همدم دوران جوانیم تموم بشه، بعد از اون هم برام مهم نیست کسی بیاد یا نه، جوونی مگه بر می گرده؟، یه پسر با این سن و سال که حتی یک دوست دختر نداشته را شاید بگین خوبه. اما اون روی قضیه را نمی بینید که شاید ناتوان بوده از انجام این کار. خستگی روحی را نمی بینید. نیازهای سرکوب شده را نمی بینید. توان نداشتن برای ادامه هم نمی بینید. 

    درد دل می کنم چون چاره ی دیگری نیست. زندگی بدون عشق برای من یکی که تا الان بی معنا بوده. کسی هم به داد ما نمی رسه، نه خانواده و نه دوست. هنوز هم تا قبل از اتمام جوونی دوست دارم اونی که باید، سر راهم قرار بگیره. ترسم از اینه که بی همدم بمونم. 

    چطور بین جمعیت میلیونی این شهر و کشور یک نفر برای عاشقی پیدا نمیشه؟، شایدم هست اما من توانم بیشتر از گشتن اطرافم نیست همه کار هم کردم واسه ش، از بس همیشه بار این تنهایی ناخواسته را به دوش کشیدم همه میگن تو قلب و احساس نداری انگار!، نمیدونن تو دلم چه خبره فکر میکنن تصمیمم این بوده. این رو هم خواستم بگم اون هایی که جفت هستید قدر زندگی را بیشتر بدونید.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل درک نشدگان (۹۲ مطلب مشابه) درد دل های پسران (۳۸ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۱۷۵۹ بازدید توسط ۱۳۰۲ نفر
    • چهارشنبه ۱۳ شهریور ۹۸ - ۱۱:۳۲

    از خدا میخوام یک همسر خوب و پاک به من بده

    من یک پسر 28 ساله مجرد هستم که از خدا میخوام یک همسر خوب و پاک به من بده و از لحاظ مالی پیشرفت بکنم. من میخوام یک نیت ختم قرآن بکنم برای ماه محرم و صفر و این بار با خلوص نیت بیشتری این کار رو انجام بدم. با باور به اینکه خدای متعال حتما دعاهای من رو مستجاب میکنه.

    من یه مدت کاهل نمازی کردم و از خدا میخوام توبه بکنم و از این به بعد دوباره مثل گذشته نمازهای خودم رو هم سر وقت بخونم و رابطه عمیق تر و محکم تری با خدا برقرار بکنم.

    من از زندگی مجردی خسته شدم، من از بی پولی خسته شدم. اول از خدا میخوام که یک کار خوب پیدا بکنم و خودم هم از همین امروز تلاش میکنم، الان کار دارم ولی زیاد خوب نیست بعدش هم از خدا میخوام که یک دختر قانع و بساز و خوب و پاک نسیب من بکنه، چادری یا مانتویی (نه از این جلو بازها و ...) مانتویی سنگین و خوب.

    میخوام واقعا تغییر بکنم، میخوام خودارضایی رو هم کنار بذارم و از خدا میخوام که به من کمک بکنه این کار رو دیگه انجام ندم و در پاداش این همسری مهربان و خوب و زیبا و صد البته حتما مومن و پاکدامن به من بده و گشایشی قبل از ازدواج و بعدش در روزی ام ایجاد بشه. من میخوام به خداوند توکل بکنم و نیاز به دعاهای شما هم دارم و امیدوارم با منتشر کردن این سوال هم من رو رهنمایی بکنید، اگر نیتم خوبه منو تشویق بکنید و تایید و اگر نکات خوبی هست به من بگید.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل اعتقادی (۱۰۹۰ مطلب مشابه) درد دل های پسران (۳۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۶)
    • ۲۱۴۲ بازدید توسط ۱۵۸۶ نفر
    • يكشنبه ۱۰ شهریور ۹۸ - ۱۴:۲۹

    با شرایط امثال من خواستگاری سنتی جواب میده؟

    سلام و ارادت

    من یه سوال واضح و مشخص داشتم که ممکنه مسأله خیلی از دوستان هم باشه. ولی قبلش یه درد دل کوتاه (سعی میکنم البته!) بکنم که مخاطبش بیشتر دختر خانم ها هستند.

    من یه پسر ۳۳ ساله هستم و مجرد. اهل درس و دانشگاه و کار. از خدمت که اومدم یه مدتی کار کردم و پس اندازی داشتم. دیگه داشتم آماده میشدم برای تشکیل خانواده که یهو شب خوابیدیم صبح پا شدیم پراید ۷ میلیونی شد ۲۰ میلیون. چهار پنج سالی گذشت تا دوباره تونستم خودم رو از لحاظ روحی و مالی دوباره جمع و جور کنم، آهان نگفتم، شکست عشقی هم خوردم که طبیعیه همه تو اون سن دو سه تا میخورن. خب رسیدیم به حوالی سی سال و این بار شرایط سخت تر از قبل بود. 

    دفعه قبل انتظارات ازم کمتر بود چون سنم کمتر بود. ولی حالا تو این سن دیگه ازم انتظار داشتن که یه خونه حداقلی داشته باشم. خلاصه داشتم حساب کتاب هام رو میکردم که با وام و قرض و قوله (غوله؟ نمی‌دونم کدومه) یه حرکتی بزنم که یهو شب خوابیدیم و صبح پا شدیم دیدیم خونه شد سه برابر، دیگه تو مسکن مهر هم با اون پول بهمون خونه نمی‌دادن. 

    خب البته این اتفاقات یه شبه نمی‌افتاد ولی ما هم از اون آدم هایی نبودیم که تیز بریم تو صف دلار و سکه و اصلا درست نمی‌دونستم این کار ها رو که البته الان پشیمونم مثل ...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج سنتی (۲۰ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل درک نشدگان (۹۲ مطلب مشابه) رفتارشناسی دختران برای ازدواج (۴۸۹ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل پسران حدود ۳۰ سال (۲۲ مطلب مشابه) درد دل های پسران (۳۸ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۰)
    • ۳۲۲۳ بازدید توسط ۲۳۳۶ نفر
    • پنجشنبه ۷ شهریور ۹۸ - ۱۲:۱۰

    شاید اول باید به تو می رسیدم

    سلام

    به همه داداش ها و آبجی های گلم، اونایی که رنج تنهایی و مجردی رو خوب میشناسن، اون ازدواجی ها که حاضر نشدن برن تو رابطه های نادرست...، اون ها که پاکدامنی براشون ارزش بوده همیشه ولی حالا شاید یه خورده خسته شدن، شاید هم یه قدری سرخورده از شرایطی که توش هستن و یه سوال بزرگ که همیشه باهاشونه: 

    خدایا چرا؟، پس چرا درست نمیشه؟، پس چرا نمی‌بینی ما رو؟، دیگه چه شکلی بخوایم ازت ... ؟

    خب منم یکی از شماها هستم و این سوال منم بوده و هست. خب می‌دونم که گاهی صلاح نیست که دعا زود به اجابت برسه، منکر حکمت پروردگار نیستم ولی آخه یعنی همه این نشدن ها حکمته؟، اگه نیست پس گیر کار کجاست؟ 

    کاری ندارم با اون دوستانی که با مجردیشون خوشحالن و تلاشی هم نمیکنن واسه مزدوج شدن. روی صحبتم با اون ازدواجی هاست، همون ها که چند روزه تو این بلاگ دارم درد و دل هاشون رو میخونم و گاهی انقد دلم گرفته براشون که دیگه خودم رو فراموش کردم. به خصوص شما آبجی های خوبم که می‌دونم هیچ وقت نمیشه که خودم رو جای شما بگذارم. 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مطالب کاربران (۷۸۰ مطلب مشابه) تفکر در قرآن (۲۷ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۶۰ مطلب مشابه) درد دل های پسران (۳۸ مطلب مشابه) خسته شدم از تنهایی (۱۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۷)
    • ۲۱۱۳ بازدید توسط ۱۶۵۰ نفر
    • شنبه ۲۶ مرداد ۹۸ - ۱۱:۴۴

    بدون کوچکترین درک شدنی، بهم گفته میشه به ازدواج فکر نکنم

    سلام به اعضای خانواده برتر

    پسری 23 ساله هستم و تقاضا دارم شما من رو قضاوت و سپس راهنمایی کنید.

    مدرک لیسانس دارم و در حال حاضر شغلی ندارم، اما در جستجوی اون هستم. فردی اجتماعی هستم اما خیلی سریع هم با کسی صمیمی نمیشم. از خانواده ای با سطح اجتماعی بالا و سطح اقتصادی متوسط رو به بالا هستم و همچنین تک فرزند. 

    مشکل من از جایی شروع میشه که مدتیه حسابی با خودم کلنجار رفتم تا با خانواده در مورد ازدواج صحبت کنم اما پدر و مادرم اعتقاد دارن هنوز برای فکر کردن به این موضوع خیلی زوده. مواردی از قبیل نداشتن شغل و سن پایین رو به عنوان دلیل میگن که خودم نداشتن شغل را قبول دارم اما در این بین نکته ای هم وجود داره.

    من فردی هستم که متاسفانه و یا خوشبختانه تا الان هیچ ارتباط دوستی با دختر ها نداشتم و همیشه تنها روابط معمولی اجتماعیم را حفظ کردم با این که احساس نیاز عاطفی و غریزی شدیدی هم داشتم و دارم. به دلایل خاص خودم از این گونه ارتباط ها دوری کردم که حالا احساس میکنم شاید کارم اشتباه بوده.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج فرزندان (۱۴۹ مطلب مشابه) رفتارشناسی دختران برای ازدواج (۴۸۹ مطلب مشابه) مسائل تک فرزندان (۱۳ مطلب مشابه) درد دل های پسران (۳۸ مطلب مشابه) مخالفت خانواده با ازدواج (۲۱ مطلب مشابه) خسته شدم از تنهایی (۱۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸۸)
    • ۲۵۴۳ بازدید توسط ۱۹۳۸ نفر
    • شنبه ۲۶ مرداد ۹۸ - ۱۱:۳۶

    برو بالا
    سری دوم موضوعات خانواده برتر
    عشق ازدواج حجاب خواستگاری روابط اجتماعی محبت اعتماد به نفس سربازی طلاق میل جنسی مطالب از تبار خاک ... سابقه دوستی قبل از ازدواج رسیدن به آرامش قانون جذب فراموشی عشق فراموشی عشق قبلی قصد ازدواج افسردگی عشق یک طرفه ترک خودارضایی