با سلام خدمت دوستان 

بنده مدت ٤ سال هست ازدواج کردم و ثمره اش یک پسر ١١ ماهه هست. من و خانومم هر دو شاغل هستیم و واسه نگهداری از پسرم نیز از صبح تا عصر پرستار گرفتیم، اما خانومم خیلی زندگی رو سخت میگیره و همه ش زمان را بهمون سخت میگذرونه و رفتارش جوری شده که صمیمی ترین دوست خانوادگی مون که زوج بودن نیز با ما قطع ارتباط کردن و همه ش با هم دعوا داریم سر مسائل الکی.

من یه نمونه میگم که وضعیت را متوجه بشید؛ 

دیروز عصر تو آشپزخونه رفتم قهوه درست کنم گفتم میخوری گفت نه، باهاش شوخی کردم میگه خیلی بی شعوری، گفتم چایی میل داری، داشت ظرف برمیداشت افتاد تو غذای بچه و ریخت شروع کرد با من دعوا کردن، میگم تقصیر منه؟ میگه آره اومدم بیرون از آشپزخانه میبینم گوشیم دست پسرمه ازش گرفتم گریه کرد، میگه به خاطر تو هست داره گریه میکنه، من صدام هنوز خیلی بلند نشده بود، لباس عوض کردم بچه م رو ببرم بیرون میگه حق نداری بری بیرون! برو تا بهت بگم و بچه رو هم حق نداری جایی ببری! 


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مشورت در زن داری (۲۹۳ مطلب مشابه) مسائل مردان (۲۹ مطلب مشابه) درد دل های مردان (۱ مطلب مشابه)