خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی



جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
پیشنهاد مدیر
صفحات خاص
صفحات کاربران
جدیدترین نظرات خیلی مهم رپورتاژ
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۵۹۶ بازدید توسط ۴۱۵ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۱۷۷۸ بازدید توسط ۱۳۰۸ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۳۸۹ بازدید توسط ۳۱۰ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۲۵۰ بازدید توسط ۱۹۱ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۱۱۵ بازدید توسط ۸۸۴ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۰۲۳ بازدید توسط ۸۳۹ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۱۹۸ بازدید توسط ۸۹۴ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۱۰۵۴۷ بازدید توسط ۷۲۷۰ نفر)
صفحه نکته های آموزنده روانشناسی (۱۱۵۹ بازدید توسط ۹۲۳ نفر)
صفحه درد دل های پسرونه (۳۵۵۵ بازدید توسط ۲۶۴۴ نفر)
صفحه درد ودل های دخترونه (۳۷۶۶ بازدید توسط ۲۸۷۲ نفر)
صفحه آشپزی خانواده برتر (۱۳۴۳ بازدید توسط ۹۳۷ نفر)
دلتنگی های عاشقانه و غیر عاشقانه (۲۰۶۴ بازدید توسط ۱۶۱۸ نفر)
حق الناس دل شکستن (3) (۱۱۲۰ بازدید توسط ۸۸۰ نفر)
جملات روانشناسی، حکیمانه و زیبای بزرگان درباره ازدواج (۴۷۵۸ بازدید توسط ۴۰۵۵ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (3) (۴۵۶۸ بازدید توسط ۳۱۳۱ نفر)
صفحه امید به زندگی 2 (۸۰۴۷ بازدید توسط ۵۱۵۰ نفر)
صفحه گفتگوی دختران و پسران بالای 30 سال (۴۶۳۳ بازدید توسط ۳۵۹۷ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۳۳۰۹ بازدید توسط ۲۱۹۲ نفر)
در مورد پست های رمزدار (۱۰۱۷ بازدید توسط ۸۸۱ نفر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۶۱۴۹ بازدید توسط ۴۴۸۰ نفر)
توضیح به خانواده برتری های جدید در مورد نظرات ستاره دار (۸۸۳ بازدید توسط ۷۰۰ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۹۷۸ بازدید توسط ۸۴۰ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان (۲۲۱۴ بازدید توسط ۱۷۱۶ نفر)
توضیح در مورد ابزار اشتراک مطالب (۶۲۳ بازدید توسط ۵۲۹ نفر)
تصحیح برداشت اشتباه در مورد طرح آشنایی بیشتر بین کاربران (۲۷۴۷ بازدید توسط ۲۰۱۹ نفر)
نظرات کدام یک از کاربران روی شما تاثیر مثبت گذاشته ؟ (۲۶۳۸ بازدید توسط ۱۸۹۷ نفر)
آشتی کنان، حلالیت طلبی و نقد پذیری کاربران خانواده برتر (۱۹۵۷ بازدید توسط ۱۴۳۳ نفر)
التماس دعا (۸۴۲۹ بازدید توسط ۶۷۵۹ نفر)
پیشنهاد مطلب به سایر کاربران (۶۵۶ بازدید توسط ۵۶۱ نفر)
پیشنهاد پست های ویژه هفتگی (۱۲۴۸ بازدید توسط ۹۶۹ نفر)
پربازدیدترین مطالب روزانه خانواده برتر (۱۰۴۷ بازدید توسط ۹۱۶ نفر)
خدایا شکرت که ... (۲۵۱۴ بازدید توسط ۱۸۹۷ نفر)
صفحه نکته های خانه داری (۱۲۷۰ بازدید توسط ۹۷۶ نفر)
معرفی مراکز خرید مخصوص خانم ها (۱۲۰۴ بازدید توسط ۱۰۲۷ نفر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۲۸۴۸ بازدید توسط ۲۳۴۱ نفر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۳۲۱۵ بازدید توسط ۲۵۴۸ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۱۱۲۰۴ بازدید توسط ۷۱۶۸ نفر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۷۴۸۵ بازدید توسط ۱۷۷۵۲ نفر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۱۵۷۷۶ بازدید توسط ۱۱۸۴۸ نفر)
بحث و تبادل نظر درباره یادگیری زبان انگلیسی (۴۳۶۵ بازدید توسط ۳۳۲۹ نفر)
پسر خوب و سالم کجایی ؟ دقیقا کجایی؟ (۴۸۸۳ بازدید توسط ۳۸۹۵ نفر)
دختر مذهبی کجایی ، دقیقا کجایی ؟! (۵۶۹۷ بازدید توسط ۴۳۶۳ نفر)
پاتوق شادی خانواده برتر (۱۶۲۱ بازدید توسط ۱۳۲۷ نفر)
راهکارهای صرفه جویی در آب، برق، گاز و ... (۱۲۸۸ بازدید توسط ۱۰۴۲ نفر)
پیشنهاد ایجاد صفحه برای رشته های مختلف تحصیلی (۱۳۲۰ بازدید توسط ۱۰۴۷ نفر)
داستان ماجراهای ساختمان خانواده برتر (۱۶۷۶ بازدید توسط ۱۳۶۹ نفر)
صفحه معرفی مشاور خانواده به تفکیک استان (۱۲۱۴ بازدید توسط ۱۰۲۰ نفر)
صفحه معرفی روانشناس به تفکیک استان (۱۲۰۹ بازدید توسط ۹۸۹ نفر)
صفحه کنکوری های 98 - پست اول (۷۴۴۵ بازدید توسط ۵۶۳۰ نفر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۳۸۹۶ نمایش) - (۴۳۵ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۱۸۹۴ نمایش) - (۱۴۹ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۴۱۹۲ نمایش) - (۱۵۶ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۹۵۵ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۱۵۶۶ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۱۲۷۵ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۳۸۷۶ نمایش) - (۲۸۹ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۹۳۹ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۲۱۰۱ نمایش) - (۲۹۵ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۱۵۱۷ نمایش) - (۵۳ نظر)
صفحه شخصی هجران (۸۰۹ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۴۲۶ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۸۵۱ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی فان (۱۹۵۶ نمایش) - (۳۰ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۲۱۵۲ نمایش) - (۸۲ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۹۹۱ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۶۷۳ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۱۱۰۳۵ نمایش) - (۱۰۰۵ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۴۷۵۱ نمایش) - (۲۲۶ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۶۸۸۴ نمایش) - (۳۴۹ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۵۷۶۸ نمایش) - (۱۴۰ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۱۷۶۹ نمایش) - (۶۳ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۷۱۴۹ نمایش) - (۳۷۰ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۱۰۷۹ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۰۵۲۰ نمایش) - (۴۰۷ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۹۶۶ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۱۲۹۵ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۱۷۳۸ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۱۱۱۹ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۴۲۰۶ نمایش) - (-۳ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۲۷۵۷ نمایش) - (۴۸ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۱۰۸۷ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۱۰۳۹ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۱۲۱۷ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۳۹۶ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۹۰۱۸ نمایش) - (۳۵۲ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۱۰۶۸ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۱۲۶۹ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۱۱۸۹ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۱۳۳۳ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۱۱۹۵ نمایش) - (۷۳ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۱۲۸۸ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۳۸۴۶ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۱۵۶۳ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۱۸۳۶ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۱۵۳۴ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۲۰۸۵ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۲۱۲۳ نمایش) - (۲۷ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۵۳۳۳ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۱۵۹۶ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۱۷۵۲ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۱۴۴۳ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۲۰۰۳ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۲۳۹۹ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۵۵۶۱ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۶۹۷ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۲۸۵۶ نمایش) - (۷۴ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۱۸۲۶ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۱۹۸۹ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۲۲۴۴ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۶۸۲۸ نمایش) - (۳۱۷ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۲۲۸۰ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۱۷۴۲ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۲۰۲۱ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۱۱۶۲ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۱۴۵۳ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۴۴۷۲ نمایش) - (۷۳۸ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۱۱۴۷ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۶۵۸ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۱۰۰۳۸ نمایش) - (۲۶۹ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۵۹۲۴ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۱۲۳۱ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۴۱۶۴ نمایش) - (۱۰۰ نظر)
صفحه شخصی " خاله باران " (۵۷۵۲ نمایش) - (۴۰۹ نظر)
صفحه شخصی " همسر اقای امیر_متاهل " (۱۱۰۵ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " تقوی " (۱۰۵۴۵ نمایش) - (۴۳۲ نظر)
صفحه شخصی " جیگیلی بیگلی " (۱۱۴۱ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " پرتو خورشیدی " (۲۳۳۱ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی " Papillon :-) " (۹۷۰ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " رضا سرچشمه " (۱۱۵۲۶ نمایش) - (۴۸۴ نظر)
صفحه شخصی " eror " (۱۱۲۵ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۲۰۸۱ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی " پرواز ... " (۹۲۴ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " ¤¤ سجاد ¤¤ " (۱۱۴۵ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " میثم 23 " (۸۶۱ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی " *[adam]* " (۱۷۸۳ نمایش) - (۷۹ نظر)
صفحه شخصی " زهرا سادات " (۱۳۰۶ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " صبا :) " (۴۹۸۹ نمایش) - (۴۴۵ نظر)
صفحه شخصی " بهار 23 " (۶۷۶ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " خـــــــــــرپـــرنـــده " (۱۸۴۴ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " N.A " (۹۵۶ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " sophist " (۸۱۴ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " امیر - متاهل " (۱۵۹۹ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی سکوت ..... (۷۲۵۴ نمایش) - (۳۲۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو رضوی " (۱۰۱۸ نمایش) - (۱ نظر)

مشورت در ازدواج خانم ها ازدواج موفق دکتر فرهنگ دوران عقد مسائل زناشویی کسب درآمد کنکور تناسب اندام آموزش ترک خودارضایی آموزش کنترل فشار جنسی مسائل خانم های چادری سربازی عشق

۱۹۶ مطلب با موضوع «درد دل های دختران و پسران» ثبت شده است

لطفا یک نگاه و نگرش ثابت و یکسان به افراد نداشته باشیم

سلام به تمام دوستان

من دختری 18 ساله هستم. دوران مدرسه که به خاطر حجم بالای درس ها کار خونه نمیکردم. وقتم محدود بود. صبح تا ظهر یا بعد از ظهر مدرسه، وقتی هم که می اومدم خونه خسته و کوفته کمی استراحت میکردم و میرفتم سر درسم.

علاقه ای هم به کار خونه نداشتم. کلا روی درس تمرکز میکردم، چون همیشه دوست داشتم نمراتم 19 به بالا باشه. همیشه معدلم بالا میشد. و کلا یه انسان تقریبا تک بعدی بودم. فقط و فقط درس.

بعد هم به خاطر شرایطی که داشتم نمیخواستم واسه کنکور بخونم. تو دوران دبیرستان هم فقط در حد کتاب میخوندم اونم واسه سواد و کسب نمرات خوب، نه به خاطر کنکور، هیچ تستی هم کار نکردم، شرمنده نپرسین چه شرایطی؟


↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مرتبط)
تعامل با خانواده (۳۹۱ مطلب مرتبط)
خودسازی در دختران (۳۷۳ مطلب مرتبط)
مسائل دختران خانه دار (۵ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۹۳۴ بازدید توسط ۸۱۶ نفر
    • شنبه ۷ ارديبهشت ۹۸ - ۲۰:۱۵

    دخترتون باید آبروتون رو ببره تا بفهمین نیاز جنسی فقط مال پسرا نیست ؟!

    سلام

    من یه دختر مجرد ۲۲ ساله م که همه بدبختیم سر همین مجرد بودنمه . اول از همه یه سری اطلاعات راجبه خودم بدم . دختر مذهبی هستم ولی تظاهر نمیکنم مثلا وسط مهمونی پاشم نماز بخونمو چادر سر کنم و اینا نیستم همیشه اعتقادم بر این بوده که حجاب افکار مهم تر از حجاب ظاهره حالا بریم سر موضوع اصلی ؛

    دیگه خودارضایی جوابگوم نیست و دارم به همجنس بازی و صیغه شدن و دوست پسر و این چیزا فکر میکنم ، یعنی درست چیزایی که به ضررشون واقفم ولی دیگه خسته شدم ، عاجز شدم .

    وقتی از بیرون به خودم نگاه میکنم کسی جز یه فاحشه فکری پیدا نمیکنم دیگه برام بکارت و ازدواج مهم نیست، خسته شدم، مار خفته م امونمو بریده، دوست دارم طبیعی ارضا شم ولی نمیشه .

    یعنی نمیذارن که بشم ، دو سه هفته پیش برام خواستگار پیدا شد که خانواده ی متوسطی بودن . داداشم نمیدونید چه مرافعه ای راه انداخت که نه زود و اینا به ما نمیخورن و فلان، خلاصه ردشون کردن و حتی نذاشتن پسر و ببینم .

    چند روز بعد جواب رد آقا پسر و تو خیابون دیدم آخه برادرم ایراد گذاشت که فلان ایراد و داره وقتی دیدمش اینطوری نبود خیلی پسر خوب و خوشگلی بود.

    این هیچی تموم شد و رفت ولی باز من موندم و این مار خفته ی لعنتی که روز به روز حریص تر میشه دیگه ساعت ها هم خود ارضایی کنم ارضا نمیشه انگار دنبال تجربه م و از اون مهم تر دیگه خیانت به همسر برام کار ننگی نیست .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مرتبط)
    نیاز جنسی دختران مجرد (۷ مطلب مرتبط)

  • ۳ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۱۵)
    • ۳۵۷۹۹ بازدید توسط ۲۸۷۶۰ نفر
    • شنبه ۳۱ فروردين ۹۸ - ۲۲:۰۱

    به خاطر بیکار شدن، زخم زبون های ننه مون هم به غصه هام اضافه شد

    سلام رفقا

    بابا جون دارم به مرز جنون می رسم. کلی درد و مرض روحی و روانی دارم که روز به روز دارن حادتر می شن مثل وسواس. خیر سرمون سی سالمونه، علاف و بی هدف مثل یه گوسفندی که گله رو گم کرده دارم سرگردان می چرخم. 

    همیشه قبل خواب به سبک چوپون زمون حضرت موسی با خدا نجوا می کنم میگم آخه قربون چارقدت بشم چرا منو تو این جا دنیا آوردی!؟ چرا باید تو بازه ی زمانی ... دهه شصت، دنیا بیام که سی سال بعدش یعنی 98 این جور حیرون و ویلون باشم. 

    میدونم تنها نیستم، بخش زیادی از جوون های ... کشورم باهام همدرد و هم مشکلن. چند سال با وجود بیماری روحی عین ... مش قاسم شب کاری کشیدم به امید اینکه یه پس اندازی کنم بتونم یه ... 40 یا 50 متری تو تهرون ... بخرم. با بدبختی 50 میلیون جمع کرده بودم و کور سوی امیدی به خونه دار شدن ولو در حاشیه های تهران داشتم که طی نوسانات ارزی سال گذشته ارزش پولم یا بهتره بگم پولمون، به یک چهارم کاهش پیدا کرد! 50 میلیونم الان ارزشش معادل ... !


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مرتبط)
    درد دل های پسران (۲۵ مطلب مرتبط)
    مسائل پسران دهه شصتی (۶ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۰)
    • ۱۰۰۵ بازدید توسط ۸۲۱ نفر
    • دوشنبه ۱۹ فروردين ۹۸ - ۱۶:۱۱

    چطوری باید با احساس تنهایی کنار بیام

    به نام خدا 

    با سلام خدمت خوانندگان محترم خانواده برتر 

    بنده دختری مجرد هستم و تا مقطع لیسانس در یکی از رشته های علوم انسانی ادامه تحصیل دادم. مدت ها پیش اینجا پست گذاشتم. گفته بودم برادری دارم که مبتلا به بیماری روانی ست. در مورد کار هم عرض کنم که خودم خانه داری رو ترجیح دادم. چون علاقه ای به کار بیرون از منزل نداشتم.

    از دوران کودکی زیاد با کسی ارتباط نداشتم. همیشه خودم و برادرهام تو روابط اجتماعی ضعیف بودیم. البته الان نسبت به قبل بهتر شدم. سعی میکنم با مطالعه روی بیانم کار کنم. فامیل که هر کدوم به فکر خویش بودند و هستند. رابطه ی گرم و صمیمانه ای ندارند. یعنی مثل غریبه ها هستند. البته بین شون چند نفر دشمن ما هستند.

    من که نه خواهری و نه دوست صمیمی داشتم که بتونه جای خواهر رو برام پر کنه. این رو هم بگم که درون گرا هستم و در جمع های شلوغ دچار اضطراب میشم حتی موقع غذا خوردن. مشکل دیگری که دارم راجع به پدرم هست. او در هیچ موردی با ما تفاهم نداره. من قصد داشتم اموزشگاه رانندگی برم، هر بار که با پدرم صحبت می کردم به شدت مخالفت می کرد، تا اینکه دفعه ی اخر یک دعوای سختی بین مون در گرفت که از اون موقع دیگه در این مورد حرفی نزدم.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مرتبط)
    تعامل با خانواده (۳۹۱ مطلب مرتبط)
    روابط با پدر (۲۱ مطلب مرتبط)
    درد دل های دختران (۴۳ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۷)
    • ۲۳۵۷ بازدید توسط ۱۹۱۷ نفر
    • شنبه ۱۷ فروردين ۹۸ - ۱۹:۱۲

    لطفا داستان زندگیم رو بخونید و بگید چه کنم ؟

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مرتبط)
    ازدواج و مسائل درک نشدگان (۷۸ مطلب مرتبط)
    ازدواج فرزندان طلاق (۲۳ مطلب مرتبط)
    مسائل فرزندان طلاق (۶ مطلب مرتبط)
    درد دل های پسران (۲۵ مطلب مرتبط)

    • ۲۸۶۹ بازدید توسط ۱۹۵۴ نفر
    • جمعه ۱۶ فروردين ۹۸ - ۱۲:۳۳

    چه کاری در زندگی تون انجام بدین حس میکنید براستی زندگی کرده اید؟!

    دوستان عزیز، قبل از هر چیز باید بگم مطلبم بیشتر یه درد دله، شاید هم یه دغدغه یا حسرت، شاید هم نشونی از خودم در ابهام روزهای پیش رو. 

    گاهی شب ها قبل خواب به این فکر میکنم که چه موهبت بزرگیه وقتی بدونی کی زندگیت تموم میشه، شاید فرصت جبران داشته باشی، شاید بتونی تغییری در رفتارت و در کارهات بدی، گاهی خیلی خوبه!

    اما خوب وقت هایی هم هست که آینده پیش روی تو قدم میزنه و از تو میخواد در ذهنت تصویرش کنی، نمیتونی ازش بگذری حتی وقت هایی که حس میکنی زمان شتابان، تا اون جا همراهیت نمیکنه!

    اونجاست که آرزو رخ خودش رو بهت نشون میده ...

    امشب به این فکر میکنم که چه چیزی در آینده هست که براستی میخوام ببینم؟ چه چیزی که بدون دیدنش حس میکنم زندگیم ناتموم مونده!؟، اینکه عاشق بشم، اینکه همسر باشم یا مادر باشم و یا تغییری در چیزی بدم؟ به خودم میگم برای چی میجنگم؟ کجا بایستم، حس میکنم زنده بودم؟ من اگر عشقی رو تجربه میکردم، با او تمام لحظات کوتاه رو به ابدیت میسپردم، حتی اگر جسمم از او دور میبود، با روحم برای او آشیانی ابدی از آرامش میساختم، اگر عاشق میشدم...

    اما عشق رو نمیتونم امشب به تصویر بکشم، ذهنم امشب با من درگیره، گویی مرد آینده من  هم امشب به نظاره من و این ذهن درگیر نشسته، امشب فکر من مال او نیست، مال خودم هم نیست!

    امشب به فرزندی فکر میکنم که متولد نشده، حسی از حضور او قویا با منه، گویی آینده تکه ای از خودش رو جدا کرده و به آغوش من سپرده، این کودک از بطن من هست یا نه؟! اجازه ندارم که بدونم، گویی کسی این سوال رو از ذهنم با قدرت میکشه بیرون و فقط اجازه میده با این کودک سخن بگم. تازه میبینم وقتی موجودی این چنین معصوم در آغوش ماست، هم خونی معنی نداره، گویی قلب هر زن و مردی میتونه  نسبتی عمیق از هر جا که اومده با خونش پیوند بده و در اعماق قلبش او رو جا بده!

    اگر مادر می شدم ...

    اگر مادر میشدم، به کودکم یاد میدادم بوی خاک رو به خاطر بسپاره، با او پا برهنه زیر باران میدویدم، او رو از دنیای بی رحمی که قصد کرده کودکیش رو ازش بگیره میدزدیدم و با او به افسانه ارامش باران و شبنم و  چشمه سار  میرفتم.

    با او از آسمان ها میگفتم و قصه پرواز دختران و پسرانی که تصویر شفاف افق در تاریکی بی انتهای ظلمت شدند. آنهایی که از اسارت بی رحم ناباوری ها برگشتند، اما نه به برهوت، به دنیایی که تنها در چشمانشان نمایان بود، به دنیای امید و اراده ..‌.

    با کودکم هرگز از افسانه های بی بهای شاه پریان نمیگفتم، با او از استقامت کودکانی میگفتم که پشت دیوارهای بلند زاده شدند، در سرزمین های عریانی که تنها دانه ها می روییدند، از آنان که به قصه عادت تن نسپردند و دریافتند که باید آنقدر به نهال های کوچک آب دهند تا قد بکشند، از آن بالا روند و آن سوی دیوار را ببینند، حتی اگر سال ها زمان برد! همان هایی که روزی آنسوی دشت های هرگز ندیده را دیدند و رها شدند!

    با او در دشت هایی قدم می نهادم که هنوز از عطر اقاقی ها خیس و از ترنم احساسی خاک سخن ها میگوید. اگر مادر بودم برای کودکم قصه گویی هزار و یک شب میشدم، به او می آموختم تاریکی جزئی از همان روشنایی ست، اگر نباشد چشمهایش هرگز قادر به دیدن نیست، آنان که همواره روشنی میبنند هم میتوانند کور باشند! 

    به او می آموختم، در تاریکی ها صبر باید، پشت هر لحظه تلخ شادی خواهد رسید. آن دو خواهر و برادرند.

    به او می آموختم آنچه که در پس تلاش نهفته است همواره دیدنی نیست، ارزشی است که قلبش احساس خواهد کرد.

    و گاهی آنقدر بین پاسخ و تلاشش فاصله خواهد بود که شاید با خود نجوا کند بی پاسخ ماندم ! اما به او خواهم گفت، هرگز هیچ تلاشی خاموش نخواهد شد مگر اینکه قبل از خاموشی درخشیده باشد. آنچه احساس میکند ندیده است، سال ها بعد در شبی تاریک چونان ستاره های خاموش هزاران ساله بر او میتابند و آن همان پاسخی است که در انتظارش بود!

    به او می آموزم که در آغاز راه، انتها پیدا نیست، اما راهها خوب سخن میگویند، با قلبش صدایشان را خواهد شنید اگر رهرو باشد،  راهها چونان طبیعت صادقند!

    به کودکم می آموزم به قالب جسمش بسنده نکند، فراتر از هرچه دیگران از جنسیت میگویند، آزاد باشد. به او میاموزم که دستانش برای ساختن و چشمانش برای دیدن و افکارش برای رهایی اوست، هرگز آنها را با بندهایی از جنس افکار دیگران نبندد، انکه نتواند خود را دوست داشته باشد هرگز به آسمان نخواهد رسید.

    به او میاموزم تنهایی موهبتی است بی بدیع، و اینکه چگونه در خلوتگه خود با خود نجوا کند، بر خود بگرید، بر خود خرده بگیرد و یا مرهم گونه خود را در آغوش کشد، بداند وجدان هر کسی بهترین دوست اوست، اگر گاهی دردمند شد و از او شاکی،  هم چاره گر شود و هم شادمان، او بهترین همراه آدمیست، آنگونه با او همراه شود که اگر روزی سرشکسته به خلوتگه خود باز رفت، مایوس و خسته، بر شانه هایس دست کشد و بگوید برخیز، همه چیز را دوباره میسازیم، انگاه خواهد دانست آنان را که وجدانشان همراه است هرگز تنها نخواهند ماند!

    تنها کسانی که کالبدی خالی از وجدان دارند در هر کجا که باشند مرده اند! از درد وجدان نباید ترسید، آنها خوب میدانند که چه کسی را  چگونه ببخشند! و اجبارش خواهند کرد که او نیز خود را ببخشد!  آنکه نتواند در خود آرام بگیرد هرگز به خیچ راهی آرام نخواهد گرفت!

    اگر مادر میشدم به کودکم می آموختم هیچ کودکی نخواهد آمد مگر اینکه حلقه ای از زنجیره ای باشد که آدمی را به رهایی خواهد رساند، در این زنجیره برای ماندن باید فولادین بود، بی تالم از جنس و رنگ و نژاد، نظاره گر در زنجیره حلقه ها را جدا نمیبیند و بدیش بسی بی اهمیت است که از کجا آورده شده اند، چرا که هیچ آهنی از ابتدا فولاد نیست، فولادها ساخته میشوند! اینکه  ابتدا چه بودی  و از کجا هرگز مهم نیست! کجا خواهی ایستاد تو را معنا میکند!!

    به کودکم می آموزم جای درختان انار در بیابان نیست، اگر جایی رشد نکردی، متعلق به آنجا نیستی، ریشه هایت را از خاک بیرون آر و انقدر بر سطح خاک قدم بنه تا باغ های انار را ببینی، آنگاه دوباره در خاک ریشه کن! 

    برای رشد کردن گاهی باید دل از هر چه داری برکنی...

    اگر مادر بودم...نمیدانم اگر مادر بودم چقدر حرف ها و چه کارهای دیگر که نمیکردم...

     اما نه اگر مادر بودم براستی آغوشم را به وسعت سرزمینی باز میکردم که حتی اگر روزی خود نبودم کودکانی از سراسر دنیا به آن پناه آورند.

    شاید اگر زمان اجازه میداد، مدرسی میشدم برای فرزندان سرزمین های که هنوز معنای آسمان را نمیدانند و به پرواز پرندگان نمی نگرند! 

    اگر زمان اجازه میداد از علمم برای ساختن سدها بهره نمیگرفتم، برای شکستن آنها قدم بر میداشتم، سدهایی که در برابر تمام دنیاهای کوچک قد علم کرده اند. شاید سد شکن میشدم...

    آری اگر روزی برسد که بدانم پس از من زندگی ای تغییر کرده، پس از من انسانی در بطن جامعه ای که انسانیت در آن مرده، متولد شده، پس از من کسی پشت دیوارهای بلند، آنسوی دشت ها را نظاره کرده، پس از من نوری در شبی تاریک بخاطر آنچه برایش جنگیده ام بر خسته ای تابیده، پس از من بندی باز شده، و فکری در خاک پوسیده تعصب و پوچی جوانه کرده، آنگاه حس خواهم کرد براستی زنده بوده ام!!

    آری سال هاست با خودم عهد بستم که در نهانم با جز چنین دنیایی هم پیمان نباشم، و خود رهرو به سوی دنیای بهتر شوم...

    شاید سال ها بعد بتوانم خودم را و سرنوشت دیگری را تغییر داده باشم، شاید سالها بعد یک نفر دیگر از قاب پوسیده چشمانم افق را ببیند و به شوق فراسوها در طلوعی صبحگاه پرواز کند ... حتی اگر یک نفر باشد...

    شاید که باید سالها برایش جنگیده باشم، شاید عمرم مرا یاری ندهد،  اما می خواهم ببینم چنین لحظاتی را حتی اگر نباشم!

    و آنگاه میدانم زنده بوده ام و زندگی کرده ام.

    باور دارم در زیر خاک هم ستاره ها میدرخشند، ستاره ای که در زندگی کسی دیگر کاشته ام.

    آری اگر زمان با من می ماند.

    "شادی"


    مرتبط:

    تلاش کنیم پدر و مادر خوبی باشیم

    از ایده های تربیتی تون برای داشتن فرزند صالح بگید

    دلم نمیخواد پسرم بی تربیت و بد دهن بار بیاد

    از پدر و مادر بودن چی می دونید ؟

    تربیت فرزندانمون در آینده چه طور باید باشه؟



    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۲۶۳ مطلب مرتبط)
    تربیت رفتاری پسران (۹۲ مطلب مرتبط)
    تربیت رفتاری دختران (۸۲ مطلب مرتبط)
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مرتبط)
    درد دل های دختران (۴۳ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۱)
    • ۱۱۳۳ بازدید توسط ۸۳۶ نفر
    • چهارشنبه ۱۴ فروردين ۹۸ - ۱۹:۲۲

    احساس میکنم نه تنها کنکور، بلکه کل زندگی ام رو باختم

    سلام 

    این پست بیشتر جنبه ی درد دل داره . من ۱۹ ساله ام .پدر و مادرم جدا شدن و من با مادرم زندگی میکنم. سال های دوم و سوم دبیرستان قوی ترین دانش آموز دبیرستان مون بودم و در اغلب آزمون ها هم رتبه ی ۱ سنجش در ناحیه مون (یکی از کلانشهر ها) معدل هام هم ۱۹.۹۰ تا ۲۰ بود توی این دو سال .

    توی اون دو سال تحصیلی خیلی درس خون بودم ( قبل از اون نه ) جوری که انتظار همه ی معلم ها و استادهای کنکور و همین طور دوستانم و حتی خانواده و فامیل رو از خودم بالا بردم خیلی تشویق می شدم توسط اطرافیان میگفتن استعداد خیلی زیادی داری و حتما یه رشته ی توپ قبول میشی . رشتم تجربی بود . 

    به معنی واقعی یکی از  مثبت ترین بچه های مدرسه مون بودم دوستان خوبی داشتم و معاون مدرسه مون هم منو دوست داشت و زیاد تحویل میگرفت! یک علتش فکر کنم واسه این بود که میدید با وجودی بچه ی طلاقم ولی از اکثریت دانش آموزان مثبت ترم و درس هام هم بهتره. اینم بگم که توی مدرسه مون هیچکس حتی صمیمی ترین دوستام هم از قضیه جدایی پدر و مادر خبر نداشتن. هیچ وقت پیش کسی از خودم و خانوادم حرفی نزدم، اهل درد و دل پیش دوست و رفیق هم نبودم.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مرتبط)
    پشت کنکوری ها (۵۷ مطلب مرتبط)
    مسائل فرزندان طلاق (۶ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۴)
    • ۱۴۵۵ بازدید توسط ۱۱۵۴ نفر
    • دوشنبه ۱۲ فروردين ۹۸ - ۱۱:۵۹

    مثل مادر من نباشیم

    سلام

    یه جورایی هدفم از نوشتن این مطلب درد و دل کردنه . بیایم بگیم انتظارات مون رو از پدر و مادرامون، شاید یه روز باعث شد که کسی اشتباهات اون ها رو تکرار نکنه. بدونه چه جور با بچه ش رفتار کنه، دل بچه ش رو نشکونه.

    بریم سر اصل مطلب؛

    مامان من یه فرشته هست، یه فرشته ی عصبانی که تحمل نظر مخالف شنیدن رو نداره، عاشقشم ولی بعضی وقت ها بدجوری دلم رو شکونده، اونقدر بد که میگم خدایا این ها رو باز میتونم به هم بچسبونم .

    تا ابد مدیونشم بخاطر همه کارهایی که واسم کرده و وظیفش نبوده، ولی هیچ وقت ازم نپرسید که چی میخوام ازش، به اینکه پیشش نباشم فکر میکنم اشک هام سرازیر میشه، ولی وقت هایی شده که میگم کی میشه از این خونه برم که دیگه نبینم شون، یک بارم فقط یک بار انقدر ناراحتم کرد که داد زدم تو سرش، گفتم ازت متنفرم... فقط میخوام برم یه جایی که هیچ کدوم تون رو نبینم.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مرتبط)
    جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۲ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۹)
    • ۱۲۸۰ بازدید توسط ۹۸۷ نفر
    • سه شنبه ۶ فروردين ۹۸ - ۱۳:۱۰

    چرا خدا ما رو از همه آرزوهامون محروم کرده؟

    سلام

    من درد و دل میکنم، نگین از احساس ترحم خوشت میاد، نمیخوام کسی دلش برای ما بسوزه ، چرا خدا ما رو از همه آرزوهامون محروم کرده؟ مگه نمیگن هر چیزی رو از دست بدی خدا بهتر از اونو میده، چرا ما باید زندگی دیگران و ببینیم حسرت بخوریم ؟ چرا کسی ما دوست نداره و پیش هیچ کس ارزش نداریم ؟ خدا چقدر ما رو امتحان میکنه؟ زندگی یکی دو روز نیست که چقدر باید تحمل کنیم؟

    ازدواج که نمی تونیم بکنیم، ما هم دلمون میخواد ازدواج کنیم، ما رو دوست داشته باشن، به ما محبت کنند، ما هم پیش مردم ارزش داشته باشیم، ما که از هیچ کس محبت ندیدیم، همه با ما با خشونت رفتار میکردن ، مادرم که مهربونه اونم آرامش نداشت بلد نبود به ما محبت کنه بعضی وقت ها ما رو کتک میزد، خودمونم اعصاب مون خورد میشد همدیگه رو اذیت می کردیم ، کلاس و دانشگاهم نمی تونیم بریم چون اجتماعی نیستیم راحت نیستیم جایی کار کنیم و نمیذاریم کسی بیاد خواستگاری، وضع مالی مون خوب نیست.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۷)
    • ۱۲۷۸ بازدید توسط ۹۴۳ نفر
    • دوشنبه ۵ فروردين ۹۸ - ۱۴:۴۸

    دلم میخواد برای رفع نیاز عاطفی یه خانم تو زندگیم باشه

    سلام دوستان 

    یه ذره دلم گرفته بود و چه جایی بهتر از خانواده برتر برای درد دل و گرفتن مشورت .

    دوستان من یه پسر ۲۱ ساله هستم... گذشته ی خیلی سختی داشتم، کمبود محبت هم حس میکنم دارم و شدیدا دلم میخواد برای رفع نیاز عاطفی یه خانم تو زندگیم باشه... علی رغم ظاهر خشک و جدیم باطنا خیلی احساساتی هستم... خیلی خواستم فکرم رو درگیر درس کنم چون دانشجو هستم ولی نشد. وضع مالی خوبی ندارم و از لحاظ مالی ۵ سالی طول میکشه خودم رو جمع کنم...

    به واسطه سختی هایی که کشیدم به بلوغ عقلی و بلوغ عاطفی رسیدم و الان نیاز به همدم پیدا کردم. تا حالا هم با دختری دوست نبودم چون فرزند طلاقم نمیخواستم مثل پدرم تنوع طلب شم یا قبحش بشکنه که از وفادار بودن دور بشم.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۰۵ مطلب مرتبط)
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مرتبط)
    ازدواج فرزندان طلاق (۲۳ مطلب مرتبط)
    نیاز عاطفی پسران (۱۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۸)
    • ۱۴۹۷ بازدید توسط ۱۲۲۵ نفر
    • جمعه ۲ فروردين ۹۸ - ۱۱:۱۹

    لعنت به بی پولی و ترس از ابراز علاقه

    سلام

    ترم دو دانشگاه بودم که کم کم به دختری  از هم رشته ای ها علاقمند شدم، اوایل نمی دونستم این حس چیه ، کم کم سر کلاس فقط به اون نگاه میکردم مدام میخواستم برم جلو باهاش حرف بزنم ولی میترسیدم، چون  تا قبل اون با هیچ دختر حرف نزده بودم و از طرفی شرایط مالیم برای ازدواج جور نبود، کم کم وابستگیم خیلی زیاد شده بود ولی اون نمی دونست شاید هم از نگاه هایم چیزی حس کرده بوده به همین دلایل یکی دو ترم صبر کردم.

     ترم 4 دل زدم به دریا و رفتم جلو که با هاش حرف بزنم ولی یکی بهم گفت تازگی نامزد کرده، چند روز تعقیبش کردم و دیدم درسته . لعنت به بی پولی و کم رویی ، لعنت به این سرنوشت . 


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مرتبط)
    ابراز علاقه برای ازدواج (۵۷ مطلب مرتبط)
    شکست عشقی (۴ مطلب مرتبط)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۵)
    • ۱۶۲۲ بازدید توسط ۱۲۳۲ نفر
    • چهارشنبه ۲۹ اسفند ۹۷ - ۱۴:۳۶

    هر چی اون بالایی بخواد تسلیم هستم

    با سلام و عرض ادب

    بعد مدتها دوری از خانواده برتر امروز اومدم که یه کم درد و دل کنم با دوستان و درباره زندگی خودم بگم براشون. پیشاپیش ازتون ممنونم که حوصله میکنید و میخونید.

    22 سالمه، یه پسر با اعتقادات دینی هستم و سعی میکنم رعایت کنم تمام مسائل شرعی رو، اعتقاداتم خیلی برام مهم و خط قرمز های من هستند که سر این موضوع از هر طرفی دارم ناسزا و دهن کجی میبینم، اما یک ذره هم عقب نمیکشم. 

    چند سال پیش دبیرستان رو تموم کردم و کنکور دادم و علی رغم اینکه پتانسیل درسی خیلی خوبی داشتم و انتظارات از من بالا بود اما چون درگیر بسیج و مسجد و وظایفم تو اونجا شدم اون طور که باید تلاش نکردم و بالاخره ریاضیات محض دانشگاه دولتی قم رو قبول شدم که واقعیت رشته مناسبی نیست. 


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹۰)
    • ۲۲۰۳ بازدید توسط ۱۳۳۱ نفر
    • دوشنبه ۲۷ اسفند ۹۷ - ۱۹:۵۹

    دنبال کار گشتم اما جز تحقیر و مزاحمت هیچی گیرم نیومد

    سلام

    من چند وقت پیش برای استخدام اقدام کردم ، ولی جز تحقیر و مزاحمت هیچی گیرم نیومد، همش یا پیشنهاد دوستی یا پیشنهادات زشت میدادن یا سرکارم میگذاشتن ، یا خیلی رک میگفتن با کسی میخوایم آرایش کرده و تا کلاس کاری مون بره بالا . 

    رفتارهای خیلی بدی داشتن، حتی یه خانوم دراومد به من گفت تو معلومه کار نمیخوای، دنبال شوهر میگردی و کلی اذیتم کردن .... واقعا خدا نکنه که گدا معتبر بشه ... 


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مرتبط)
    آموزش کسب درآمد برای دختران (۷۰ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۱)
    • ۱۰۷۵ بازدید توسط ۹۱۹ نفر
    • سه شنبه ۱۴ اسفند ۹۷ - ۲۲:۱۶

    ما جوون ها، بخاطر عدم ارضای نیاز جنسی باید یقه کی رو بگیریم ؟

    سلام خدمت شما عزیزان

    به لطف رسانه ها از همون سنین پایین با مسائل جنسی آشنا شدیم . و این نیاز در ما بیدار شد و ما که تو اون سن نمیدونستیم این نیاز اصلا چی هست گرفتارش شدیم و بعضی هامون تن به هر روابطی دادیم.

    با توجه به این که پدر مادرهای ما زمان جوونی شون خودشون تو سن خیلی پایین ازدواج کردن، حالا که نوبت ما رسیده از ما توقع کنترل این نیاز رو دارن، نیازی که چند سال زود تر در ما جوون ها بیدار شده .

    حتی از ما جوون های صفر کیلومتر توقع دارن که اول شرایط یک زندگی رو که الان حتی خودشون به اون سطح نرسیدن رو تو اول جوانی مون برآورده کنیم در حالی که خیلی از کشور های فقیری هم هست که با وجود فقر نمیگن برو شرایط رو همون اول جوونی محیا کن .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مرتبط)
    مسائل اجتماعی روز جامعه (۵۳۱ مطلب مرتبط)
    ازدواج فرزندان (۱۳۳ مطلب مرتبط)
    جهت اطلاع مسئولین (۱۵ مطلب مرتبط)
    جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۲ مطلب مرتبط)

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۷)
    • ۲۵۲۵ بازدید توسط ۲۱۳۵ نفر
    • پنجشنبه ۹ اسفند ۹۷ - ۱۶:۱۵

    حالم بده، من پر از عقده ی جنسیم

    یکی از دوستام با من تو بچگی یه کار می کرد که کم کم به اون ها عادت کردم  ولی هیچ چیزی داخل  نمی کرد. اصلا من هیچ چی نمی دونستم. هر کاری اون می گفت می کردم.

    بعد مدتی ...
    بارها شاهد رفتارهای زناشویی پدر و مادرم بودم. اون اواخر یازده سالگیم بود. گفت دیگه نمی خوام اون کارها رو باهات بکنم . هر چی التماس می کردم. فایده نداشت. به جاش باهام یه حرف هایی می زد که بعدا فهمیدم به اون حرف ها میگن حرف ... . من می دونستم با هم کار بدی می کنیم.
    تو یازده سالگیم که البته اون دوازده سالش بود. بهم گفت کاری که ما با هم می کنیم کار خیلی بدیه. نباید دیگه اون کارها رو بکنیم. هر چی التماس کردم فایده نداشت. ما تو دو تا شهر زندگی می کردیم .
    همه چیز فراموش شد تا تو پانزده سالگیم، دوباره متوجه رفتار زناشویی پدر و مادرم شدم.تا اون ها رو می دیدم. با اینکه بدم میومد ولی خودم رو از حرص و عصبانیت ... !

    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۲۶۳ مطلب مرتبط)
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مرتبط)
    خودسازی در دختران (۳۷۳ مطلب مرتبط)
    جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۲ مطلب مرتبط)
    قربانیان تجاوز در کودکی و نوجوانی (۱۰ مطلب مرتبط)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸۵)
    • ۲۶۴۲۳ بازدید توسط ۲۱۰۵۰ نفر
    • سه شنبه ۷ اسفند ۹۷ - ۰۷:۰۱

    حسودیم میشه به دختری که اونو داره

    سلام

    نمیدونم از کجا شروع کنم , از شدت غصه و رنج دارم آب میشم . پارسال اولین خواستگارم که پسر داییم بود اومد این موقع ها خواستگاریم ,ترم دوم بودم و کوچیک تر ,اونم اولین خواستگاریش بود ,صداهایی از قبل شنیده بودم که میگفتن دوسم داره ,وقتی اومد بخاطر اینکه تو شهر دیگه درس میخوندم گفتم دوست دارم تو اون جا درس بخونم و این چند سال رو صبر کن , هیچی گفت نمیتونم و رفت ولی بهش گفتم من جوابم منفی نیست فقط این یه چیز رو ازت میخوام اما قبول نکرد,اینم بگم اون موقع هیچ حسی بهش نداشتم متنفرم نبودم ولی خب علاقه ای نبود .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۲۶۳ مطلب مرتبط)
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مرتبط)
    رد کردن خواستگار (۹۴ مطلب مرتبط)
    رد کردن خواستگار فامیل (۱۸ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۵۳)
    • ۵۷۶۹ بازدید توسط ۴۵۷۲ نفر
    • دوشنبه ۶ اسفند ۹۷ - ۰۷:۰۶

    چطور با دیگران ارتباط خوب و موثری برقرار کنم ؟

    سلام

    میخواستم یه مشکلی رو مطرح کنم که شاید برای خیلی ها خنده دار باشه.

    من۲۰ سالمه،معتقدم این سن یعنی یاد گرفتن و عمل کردن، اما نه چیزی بلدم نه به چیزهایی که توی ذهنمه عمل میکنم. یا جرات و جسارتش رو ندارم یا آموزشی ندیدم، رک بگم ... 

    گاهی حس میکنم حرف زدن هم بلد نیستم، نمیدونم کی و کجا چی بگم ... چه جور از بقیه تشکر کنم ... چطور خشمم رو بروز بدم ... چطور توی موقعیت های جدید رفتار کنم ... من فردا روز که ازدواج کردم بلد نباشم حرف بزنم با خانواده همسرم و درست رفتار کنم یا مثلا اگه یه تفریح رفتیم بلد نباشم خوش بگذرونم در کنارشون ٬ بهم نمیخندن؟! خودم احساس بدی بهم دست نمیده ؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مرتبط)
    روابط اجتماعی دختران (۱۷۲ مطلب مرتبط)
    روش های اجتماعی تر آقایان (۷۱ مطلب مرتبط)
    جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۲ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳)
    • ۳۱۱ بازدید توسط ۲۷۷ نفر
    • يكشنبه ۵ اسفند ۹۷ - ۱۵:۰۰

    یه پسر جوانم که فقط باید شاهد زجر کشیدن خانوادم باشم

    سلام 

    سلام من پسری 19 ساله هستم و دانشجو، در یک خانواده معمولی هستم با مادر خواهر و پدرم ، مشکل من جوریه که دنیا رو برام تیره و تار کرده، من توی زندگی مشکلات خیلی زیادی داشتم از بی پولی بگیر تا مشکلات روحی و افسردگی شدید ، ولی همه رو به لطف خدا حل کردم و هیچ کدوم نتونسته اشکم رو در بیاره و خمم کنه . ولی این یکی کرده و حال  روزم رو بهم ریخته، منی که سر هیچی گریه نمیکردم الان اشکم در اومده و حالم بده واقعا . 

    مشکل من پدرم هستن .. آدمی بسیار مغرور، متکبر، خودخواه، یک دنده و عصبی ، به طوری که حرف هیچ احدی رو قبول نداره و فکر میکنه فقط حرف خودش درسته، ما مشکل مالی داریم ولی اون واقعا مهم نیست مشکل ما جوی هست که توی خانواده هست و ما رو تبدیل به  آدم هایی افسرده کرده . بسیاری از مشکلات روحی که دارم ناشی از رفتارش از بچگیم بوده ... من هر چی بگم بازم قابل توصیف نیست این آدم ... .  


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مرتبط)
    جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۲ مطلب مرتبط)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۳)
    • ۱۱۰۱ بازدید توسط ۹۲۰ نفر
    • شنبه ۴ اسفند ۹۷ - ۱۶:۲۶

    آقایون خوبی که دنبال دختر پاک میگردن کجان اگه راست میگن ؟

    سلام دوستان

    پیرو پست چه جوری دختر مورد علاقه مو پیدا کنم مینویسم. نمی دونم درد دله یا هر چی که هست باشه .

    دوستان چرا انقدر مسئله سن خانوم ها رو بزرگ میکنید؟ چرا به این فکر نمیکنید با این سال و روزی که معلوم نیست از کجا میاد به کجا میره زندگیه یه دختر باید تحت الشعاع قرار بگیره ؟ اصلا همین پسرهایی که ادعاشون میشه دنبال دختر خوب و پاکن تو دنیای واقعی کجان ؟

    پس چرا ما نمی بینیم شون ؟ و هر کسی میبینم دنبال یه سری حاشیه هاست جز پاک و نجیب بودن اون دختر ؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مرتبط)
    نداشتن خواستگار مناسب (۶۶ مطلب مرتبط)
    فرهنگ سازی (۵۷ مطلب مرتبط)
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۱ مطلب مرتبط)
    رفتارشناسی پسران برای ازدواج (۴۵۷ مطلب مرتبط)
    پیدا کردن دختر مناسب برای ازدواج (۱۸ مطلب مرتبط)

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸۸)
    • ۲۷۹۱ بازدید توسط ۲۱۲۸ نفر
    • دوشنبه ۲۹ بهمن ۹۷ - ۱۹:۲۶

    از ازدواج به شدت میترسم وقتی رفتار بعضی از دخترها رو می بینم

    با سلام

    پسری هستم 24 ساله. مشکل من اینه که از ازدواج به شدت میترسم. از عاشق شدن میترسم. وقتی دارم میبینم که متاسفانه بعضی از دخترها روابط قبل از ازدواج و حتی یه عده شون روابط جنسی هم دارن. 

    از این که راستش رو نمیگن، از این که بابت مهریه پسر رو خونه خراب میکنن، کلا ترس عجیبی از دخترهای این دوره و زمونه دارم. از این که بعضی از اون ها گذشته شون رو با یه توبه کردم پنهون میکنن ولی توقع درست کردن یه زندگی آنچنانی از طرف پسرها رو دارن، از اینکه خیانت تو متاهل ها بیشتر شده ، ترس های عجیبی از آینده و ازدواج دارم، از اینکه بعضی ها اون چیزی که نشون میدن نیستند.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۰۵ مطلب مرتبط)
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مرتبط)
    رفتارشناسی دختران برای ازدواج (۴۴۱ مطلب مرتبط)
    آموزش روش های تحقیق برای ازدواج (۳۹ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۹)
    • ۲۱۴۸ بازدید توسط ۱۶۲۷ نفر
    • يكشنبه ۲۸ بهمن ۹۷ - ۲۰:۱۲

    پشت کنکوریم ، مامانم تو هیچ موردی با من راه نمیاد

    سلام به همه 

    پیشاپیش تشکر میکنم بابت وقتی که میذارید تا متنم رو بخونید و نظر بدید و معذرت خواهی بابت اینکه طولانی خواهد شد و حوصله تون رو ممکنه سر ببره ! 

    من تابستون امسال با خانواده برتر آشنا شدم و تا امروز بیشتر کاربر خاموش بودم و خیلی کم نظر گذاشتم اما خیلی چیزها ازتون یاد گرفتم . بابت اینم تشکر میکنم .

    من ۱۹ سال دارم و پشت کنکوری ( از این اصطلاح هیچ خوشم نمیاد ) مشکلی که میخوام امشب اینجا مطرح کنم شاید مشکل خیلی ها تو شرایط من باشه. از انتخاب رشته ی اجباری تا والدین بی درک! اولین کنکور من ۹۷ بود، تا قبل از شروع سال چهارم دانش آموزی نسبتا قوی بودم و امید پزشکی مدرسه مون ( هر چند هدفم دقیقا این نبود چون علاقه ندارم ، هدف خودم دندون یا دارو بود) مدرسمم نمونه دولتی بود.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مرتبط)
    تعامل با خانواده (۳۹۱ مطلب مرتبط)
    جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۲ مطلب مرتبط)
    مسائل والدین (۴۲ مطلب مرتبط)
    پشت کنکوری ها (۵۷ مطلب مرتبط)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۲)
    • ۱۰۸۲ بازدید توسط ۸۴۸ نفر
    • دوشنبه ۲۲ بهمن ۹۷ - ۱۴:۰۱

    ما دهه هفتادی ها نسل جزغاله ایم

    سلام

    میخوام یه کم درد و دل کنم از نسل خودمون، والا اگه دهه شصتی ها نسل سوخته هستند ما دهه هفتادی ها نسل جزقاله ایم، از بچگی که خیلی امکانات و تفریحات نسل الان رو نداشتیم اوج تفریح مون میکرو و سگا بود، حالا باز بچگی خوب بود مثل نسل الان خونه نشین نبودیم همش تو کوچه بودیم . 

    ولی بزرگ که شدیم اول همه که به خیلی هامون هیچ کسی نبود بگه بریم چه رشته ای واسه آینده ، مثل الانم گوشی نبود سرچ کنی یه غلطی کردیم رفتیم رشته ریاضی . 


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۰۵ مطلب مرتبط)
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مرتبط)
    کسب و کار (۴۶۵ مطلب مرتبط)
    آینده شغلی رشته ... (۱۲۵ مطلب مرتبط)

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۶)
    • ۱۹۰۲ بازدید توسط ۱۵۳۱ نفر
    • شنبه ۲۰ بهمن ۹۷ - ۱۶:۲۹

    چه جوری از تنهایی در بیام ؟

    سلام

    میخواستم مشکلاتم توی یه پست بذارم ولی جدا جدا میگم ، جون هر کی دوست دارید یه راهی بذارید جلو پام

    من دحترم بالای بیست سال ، تک فرزندم ، فوق العاده دست پا چلفی و ترسو بارم آوردن، مادرم همیشه از دوران کودکی منو از همه میترسوند به طوری همان هفت سالگی که یادم میاد خواب ترسناک میدیدم، دلیل ترسوندش این بود که با کسی دوست نشم حتی دختر! سرویس مدرسه برام میگرفتن خودش باهام می اومد سوار سرویس میشد، بعضی وقت ها از پشت پنجره مدرسه میدیدمش داره منو میپاد در صوتی که دبستانی بودم فوق العاده محدود و منزویم کردن ! 

    من تا سن هجده سالگی یه سوپر مارکت نرفته بودم ! همش خونه ،هر چی لازم داشتم خانواده ام برام آماده میکردن ( البته چیزای ابتدایی چون پول هم نداشتیم ) .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۲۶۳ مطلب مرتبط)
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مرتبط)
    جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۲ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۰)
    • ۱۵۳۳ بازدید توسط ۱۲۳۵ نفر
    • شنبه ۲۰ بهمن ۹۷ - ۱۶:۰۱

    از بی همسری خسته شدم

    سلام

    میدونم دوستان شاید این حرف ها دیگه تکراری باشه اما بعضی وقت ها آدم میخواد خفه بشه جایی نیست حرفت رو بزنی، کسی نیست بهش بگی، من قبلا توی این وبلاگ بودم ماه ها دیگه سر نزدم شاید کمی قدیمی ترها بشناسن منو .

    چند روز پیش 36 سالم تموم شد شدم 37 ، هنوز هم یه پسر مجردم که شاید بر خلاف یه عده از مجردی لذتی نمیبرم ، هیچ وقت هم نبردم ، شاید خیلی از هم نسل هامون این طور بوده باشن یا همش سرمون تو درس و دانشگاه بود یا بعدش از صبح تا شب کاری که فقط به زور کفاف خودت رو میداد، یهو نگاه کردیم دیدیم بهترین سال های دوران جوونی مون گذشته .

    ببینین دوستان ؛


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مرتبط)
    مسائل اجتماعی روز جامعه (۵۳۱ مطلب مرتبط)
    مطالب کاربران (۷۵۷ مطلب مرتبط)
    ازدواج و مسائل درک نشدگان (۷۸ مطلب مرتبط)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۷۴)
    • ۱۳۵۸۳ بازدید توسط ۹۷۳۱ نفر
    • پنجشنبه ۱۸ بهمن ۹۷ - ۱۴:۵۹

    سوال از دهه شصتی هایی که چشم انداز روشنی ندارند

    سلام

    آهای  اون گروه دختر پسرهای دهه شصتی که الان بالای 30 سال هستین ، شغل درست درمون ندارید ، تا حالا مجرد موندید ، امیدی به ازدواج ندارید ، تحصیلات عالیه دارید امکان مهاجرت دارید اما مشکل خانوادگی دارید دست و پاتون بسته است ، نا امیدی تون رو چه طوری از بین میبرید ؟ چطوری آرامش دارید ؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مرتبط)
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۱ مطلب مرتبط)
    ازدواج و مسائل درک نشدگان (۷۸ مطلب مرتبط)
    موفقیت در زندگی (۵۲ مطلب مرتبط)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۱)
    • ۳۱۵۸ بازدید توسط ۲۳۲۸ نفر
    • شنبه ۲۹ دی ۹۷ - ۱۹:۳۸

    علت تناقض رفتاری بعضی از دختران در مقابل دوست پسر و خواستگار

    سلام خدمت کاربران عزیز
    مدتیه که موضوعی ذهن من رو به شدت مشغول کرده و خواستم اون رو در این وبلاگ به اشتراک بذارم.
    موضوع اینه که شاید توی زندگیم تا حالا صدها دختر رو دیدم ( منظور از دیدن در همسایه، فامیل و دوست دخترهای دوستانم و ...) که رفتارهای کاملا عجیبی از خودشون به نمایش میذارن که واقعا برام عجیبه!
    اول این رو بگم که شما رو به خدا موضوع رو به سمت و سوی جنگ و دعوا نبرین و خیلی منطقی نگاه بکنین. درسته مخاطبینم دختران هستن، اما منظورم این نیست که دختران مقصرن و پسرها خوب هستن. منظورم یه چیز مهم دیگه ست که آخرش خودتون متوجه میشین. البته اگر با عینک بدبینی نگاه نکنین و به حرفام مشکوک نباشین. 

    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۰۵ مطلب مرتبط)
    مسائل دختران جوان (۲۲۶۳ مطلب مرتبط)
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مرتبط)
    ارتباط با جنس مخالف (۶۲ مطلب مرتبط)
    رفتارشناسی دختران برای ازدواج (۴۴۱ مطلب مرتبط)
    دوستی با جنس مخالف (۱۰۰ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰۷)
    • ۳۸۲۵ بازدید توسط ۲۹۸۳ نفر
    • چهارشنبه ۲۶ دی ۹۷ - ۱۶:۵۰

    انگاری فقط اومده بود تا دلِ منو ببره

    سلام

    الان دنبال یه راهیم که فردا کمتر بهش فکر کنم ، این انصافه ؟ اولین خواستگارم نبود و نیست! اتفاقا همین دیروز هم یه  نفر معرفی شد بهم اما هیچ کس برام مثل این نمیشد ، الان چیکار کنم با این دلِ شکسته؟

    من هیچ وقت با هیچ پسری دوست نبودم! ... ایشون اولین نفری بود که این جوری با هم حرف میزدیم، تفاهمات زیادی هم داشتیم اما ایشون در برابر مشکلاتی که پیش روشون بود خیلی سریع تسلیم شدن و حتی به خودشون زحمت ندادن که یک جلسه ی دیگه بیان تا در مورد این مشکلات حرف بزنیم با هم . 

    خودشون وقتی باهام حرف میزدن خیلی رضایت داشتن و حتی میترسیدن که من بهشون پایبند نمونم و به خواستگارهای دیگه م جواب مثبت بدم ! انگاری فقط اومده بود تا دلِ منو ببره ...


    مرتبط با شکست عشقی:

    شکست عشقی برای خانم ها سخت تره

    چطور بعد از شکست عشقی و عاطفی خودم رو جمع و جور کنم؟

    کمک به فراموشی شکست عشقی یه دختر

    چگونگی به دست آوردن دل دختری که شکست عشقی خورده



    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۲۶۳ مطلب مرتبط)
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مرتبط)
    برگرداندن خواستگار (۳۹ مطلب مرتبط)
    رفتارشناسی پسران برای ازدواج (۴۵۷ مطلب مرتبط)
    جواب رد به دختر (۱۶ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸۶)
    • ۵۱۶۳ بازدید توسط ۳۶۹۱ نفر
    • چهارشنبه ۲۶ دی ۹۷ - ۱۶:۳۶

    ازدواج حلقه گمشده بعضی ها

    سلام

    دیروز عروسی یکی از آشناها بودیم . پسره ازدواج سومش بود، هنوز ۲۴ سالشه ! بعد جالبه که هر سه تا دختر ازدواج اولشون بوده و جالب تر اینکه هر کدوم شون از قبلی زیباتر و خیلی نجیب تر . و بازم جالب تر اینکه پسره نه کار درست حسابی و نه خیلی از شرایطی که خانم ها بهش میگن مرد ایده آل! 

    وقتی مادرم نگام می کرد حسرت را تو چشماش می دیدم . راست می گفت بارها بهم گفته تمام آدمای معتاد و خلاف کار و ... همشون بهترین زن گرفتن ولی تو اینقدر بدشانسی با اینکه کار و خونه و زندگی و سواد و همه چی ولی هنوز تو اولیش موندی. 


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مرتبط)
    رد کردن خواستگار (۹۴ مطلب مرتبط)
    ازدواج سنتی (۱۷ مطلب مرتبط)
    ازدواج و مسائل درک نشدگان (۷۸ مطلب مرتبط)
    جواب رد به دختر (۱۶ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۴)
    • ۱۹۶۶ بازدید توسط ۱۶۰۶ نفر
    • پنجشنبه ۲۰ دی ۹۷ - ۱۹:۰۲

    مذهبی نماهایی که ادعای پاکی شون میشه خیلی خطرناکن

    سلام 

    میخوام تجربه خودم رو براتون بنویسم شاید یه کم دلم سبک بشه . 

    ما از شهر دیگه ای اسباب کشی کرده بودیم. همسایه رو به رویی مون بود .خانواده مذهبی بودن . خیلی مذهبی و از اون آدم ها که خوبی و پاکی یه دختر رو فقط تو چادر میدیدن. میدونستم اونم منو دوست داره. هرجا میرفتم دنبالم بود. دورادور فقط همدیگه رو نگاه میکردیم. تا یک سال وضعیت همین بود. 

    تا این که به خودش جرات داد بهم پیشنهاد آشنایی داد. ما بی نهایت عاشق هم بودیم فقط یک اختلاف داشتیم اونم اختلاف اعتقادی و مذهبی بین خانواده ها. من دختر مانتویی بودم. حجابم هم رعایت میکردم. خط قرمزهایی واسه خودم داشتم. اما خانواده ش شروع کردن به قضاوت کردن من. قضاوت های بی جا. خیلی دلم رو شکستن. 


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۲۶۳ مطلب مرتبط)
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مرتبط)
    قطع رابطه با جنس مخالف (۴۱ مطلب مرتبط)
    ارتباط با جنس مخالف (۶۲ مطلب مرتبط)
    رفتارشناسی پسران برای ازدواج (۴۵۷ مطلب مرتبط)
    قبل از ازدواج لازم است بدانید (۲۵۷ مطلب مرتبط)
    دوستی با جنس مخالف (۱۰۰ مطلب مرتبط)

  • ۲ موافق ۲ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸۰)
    • ۲۷۷۵ بازدید توسط ۲۲۴۴ نفر
    • پنجشنبه ۲۰ دی ۹۷ - ۱۸:۵۵

    بسته شدن بخت با طلسم و جادو‎

    به نام خداوند مهربان

    با عرض سلام

    وقت بخیر

    دختری هستم لیسانسه و بیکارم. دو برادر کوچک تر از خودم دارم. یکی از برادرهام بیماری اعصاب و روان داره و ترک تحصیل کرده و برادر کوچک ترم فوق دیپلم داره و مشغول خدمت سربازی ست. مشکلات زیادی در زندگی دارم.پدر و مادرم هر دو بیمار شدند.با هم تفاهم ندارند.

    پدرم آرومه ولی به خاطر شرایط سخت زندگی مون و کار تو محیطی که بد اب و هوا و پر سر و صدا بوده تحملش تموم میشه و سر مادرم داد میزنه. مادرم به شدت عصبیه، که البته تقصیری هم نداره و تو شرایط بدی زندگی کرده.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۲۶۳ مطلب مرتبط)
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مرتبط)

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۳)
    • ۱۹۱۰ بازدید توسط ۱۵۵۳ نفر
    • يكشنبه ۱۶ دی ۹۷ - ۲۱:۱۱

    برو بالا

    تبلیغات متنی
    تبلیغ شما در این جا