خانواده برتر

مشورت در قالب پرسش و پاسخ در مورد ازدواج و مدیریت خانواده

جستجو در بین بیش ا ز 17 هزار "پست" و بیش از 600 هزار "نظر" کاربران

جدیدترین ها
مطالب کاربران
صفحات خاص
صفحات کاربران
به روز شده ها
جدیدترین نظرات کانال های خانواده برتر گروه آیگپ خانواده برتر دنبال کنید
با پول نمی شه همه چیز را خرید (۵۲۵ بازدید توسط ۴۲۳ نفر) - (۶ نظر)
محاسن و معایب بچه دار شدن (۱۷۴۵ بازدید توسط ۱۳۸۳ نفر) - (۱۹ نظر)
ازدواج، رویایی که به خاطرات پیوست؟! (۲۷۵۲ بازدید توسط ۲۲۲۰ نفر) - (۴۰ نظر)
آیا نباید دانشگاه برویم؟ (۱۵۱۶ بازدید توسط ۱۲۳۶ نفر) - (۲۵ نظر)
تصمیم جانفرسا: عشق یا ... ؟ (۱۱۵۸ بازدید توسط ۸۳۵ نفر) - (۳۹ نظر)
میشه عشق قبلی رو فراموش کرد و باز هم عاشق شد؟ (۱۸۸۴ بازدید توسط ۱۳۶۰ نفر) - (۶۹ نظر)
خبرهای خوب، موفقیّت ها و پیشرفت‌های شخصی (۸۸۸ بازدید توسط ۶۸۶ نفر) - (۱۲ نظر)
بهترین و مفید ترین کتاب هایی که خوندم ... (۷۴۵ بازدید توسط ۶۰۱ نفر) - (۱۴ نظر)
چیزهایی رو که دوست ندارید تکرار بشه تکرار نکنید (۷۰۱ بازدید توسط ۵۴۴ نفر) - (۲۰ نظر)
درسی که من بعد از خوندن بیشتر پست های این وبلاگ گرفتم (۱۵۰۲ بازدید توسط ۱۱۵۴ نفر) - (۳۱ نظر)
چرا برخی از آقایون متاهل به برخی دختران توجه نشان می‌دهند؟ (۱۹۱۳ بازدید توسط ۱۵۳۱ نفر) - (۲۸ نظر)
دلایل اختلاف و تقابل دختران و پسران (۱۰۵۱ بازدید توسط ۸۲۲ نفر) - (۲۶ نظر)
فکر می‌کردم آخرش اگه ازدواج هم نکنم اتفاق خاصی نخواهد افتاد (۲۰۹۳ بازدید توسط ۱۶۱۶ نفر) - (۰ نظر)
این جوری همسرِ مناسب پیدا کن! (۱۹۷۳ بازدید توسط ۱۶۲۳ نفر) - (۱۶ نظر)
نترس از انتخابِ پوششِ ایده‌آل (۱۰۸۸ بازدید توسط ۸۵۵ نفر) - (۲۱ نظر)
چرا ما مردم برای کشورمون تلاشی نمی‌کنیم؟ (۱۱۴۵ بازدید توسط ۸۳۱ نفر) - (۳۲ نظر)
خانم‌ها شما را خدا مانتو جلو باز نپوشید (۳۶۸۲ بازدید توسط ۲۷۱۳ نفر) - (۳۹ نظر)
توبه کردن ،به آسانی حذف اینستاگرام (۶۹۲۴ بازدید توسط ۵۶۶۹ نفر) - (۴۱ نظر)
تو هموطن منی نه دشمنم (۸۹۰ بازدید توسط ۶۸۲ نفر) - (۱۹ نظر)
نظر شما درباره افشاگری های اخیر درباره ی سلبریتی ها چیست؟ (۱۰۴۳ بازدید توسط ۷۸۵ نفر) - (۱۵ نظر)
درمان همه دردها خداست (۵۶۲ بازدید توسط ۴۳۹ نفر) - (۴ نظر)
دانستن بعضی نکاتِ ریز و درشتِ روزمره (۲۷۷۰ بازدید توسط ۱۹۱۳ نفر) - (۱۰۴ نظر)
مقایسه ازدواج سنتی و غیر سنتی (۷۸۴ بازدید توسط ۶۵۹ نفر) - (۱ نظر)
نظر شما در مورد حرف‌های نوشین معراجی در جشنواره فجر چیه؟ (۹۸۴ بازدید توسط ۷۴۱ نفر) - (۵ نظر)
چطور می شود از این روزگار رونده فرصت دوباره گرفت؟ (۶۹۹۶ بازدید توسط ۴۲۷۰ نفر) - (۱۷ نظر)
جلوگیری از سوژه شدن خانم ها موقع بیان بعضی از افعال (۸۶۰۲ بازدید توسط ۶۴۳۸ نفر) - (۱۱۲ نظر)
چطور شوهرمون رو وابسته و عاشق خودمون کنیم (۲۱۱۸۷ بازدید توسط ۱۶۴۷۶ نفر) - (۳۵ نظر)
دختران هتیرایی، تناقض یا تکامل (۱۱۷۸۹ بازدید توسط ۷۷۹۵ نفر) - (۴۱ نظر)
دلایل تنفر بین جنس مؤنث و مذکر (1) (۱۸۵۶ بازدید توسط ۱۵۴۱ نفر) - (۱۹ نظر)
خانم‌ها سعی کنید تفاوت خواستگار رسمی با آدم‌های توی کوچه و بازار را درک کنید! (۳۱۶۹۱ بازدید توسط ۱۴۶۰۳ نفر) - (۲۵ نظر)
تصورات عجیب و غریب در مورد عشق رو دور بریزید (۵۷۰ بازدید توسط ۴۸۱ نفر) - (۵ نظر)
عشقی که زندگیم رو به بهشت تبدیل کرد (۸۲۹ بازدید توسط ۷۴۱ نفر) - (۵ نظر)
فایده داشتن صداقت در بیان خواسته ها قبل از ازدواج (۱۷۶۳ بازدید توسط ۱۱۴۷ نفر) - (۴۰ نظر)
تا با گذشته ت تسویه حساب نکردی سراغ من نیا (۱۳۷۸ بازدید توسط ۱۰۶۰ نفر) - (۳۲ نظر)
نامه ای از طرف کودکی ام به همه انسان ها (۶۸۸ بازدید توسط ۵۲۱ نفر) - (۶ نظر)
چطور زندگیم متحول شد (۱۴۹۲ بازدید توسط ۱۱۷۶ نفر) - (۱۱ نظر)
روزه ی روز غدیر خم، روزه ای معادل تمام عمر (۱۷۹۴ بازدید توسط ۱۴۰۲ نفر) - (۶ نظر)
سیاره درون تون چه شکلیه؟ (۴۲۰۰ بازدید توسط ۳۱۹۷ نفر) - (۲۳ نظر)
خوشبختی مثل تلفن می مونه (۵۲۳۰ بازدید توسط ۴۲۲۴ نفر) - (۷ نظر)
توهم پزشکی (۱۰۹۱۱ بازدید توسط ۸۸۵۲ نفر) - (۴۸ نظر)
نیازهای احساسی در ازدواج، حس حمایت شدن (۱۷۱۱۰ بازدید توسط ۱۳۴۰۳ نفر) - (۲۱ نظر)
نیازهایی که تنها در ازدواج ممکن است برآورده شود را نام ببرید! (۶۶۵۴ بازدید توسط ۵۳۶۲ نفر) - (۴۴ نظر)
یک لحظه آرامش، یک لحظه عشق (۳۵۷۶ بازدید توسط ۲۶۲۷ نفر) - (۲۹ نظر)
ایران در چه جایگاهی از برابری جنسیتی ایستاده است؟ (۴۵۷۸ بازدید توسط ۳۳۱۹ نفر) - (۹۲ نظر)
چرا بعضی از پسرها بعد از جواب رد شنیدن، کینه به دل می گیرند؟ (۴۴۰۱ بازدید توسط ۳۳۲۳ نفر) - (۱۹ نظر)
چرا زنان و دختران ایرانی این قدر از رنگ می ترسند؟ (۶۸۷۰ بازدید توسط ۴۸۱۰ نفر) - (۰ نظر)
با حجاب بودن سخته، با حجاب بودن غلطه! (۳۵۷۹ بازدید توسط ۲۷۵۸ نفر) - (۱۵ نظر)
اون، یکی از دلایل حال خوب منه (۲۹۷۸ بازدید توسط ۲۳۷۳ نفر) - (۱۲ نظر)
مرد که گریه نمی کنه! (۳۶۵۷ بازدید توسط ۲۵۲۲ نفر) - (۲۶ نظر)
کل زندگیم عادت کردم به تمام بدبختی هام بخندم 3! (۳۲۵۹ بازدید توسط ۲۵۱۸ نفر) - (۱۰ نظر)
گفتگوی آزاد (30 خرداد 1401) (۶۴۶۷ بازدید توسط ۴۱۶۲ نفر)
گفتگوی آزاد (8 اردیبهشت 1401) (۴۰۶۷ بازدید توسط ۲۷۵۴ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۵۱۹۶ بازدید توسط ۳۵۳۸ نفر)
گفتگوی آزاد (22 بهمن 1400) (۲۵۶۵ بازدید توسط ۱۵۵۲ نفر)
گفتگوی آزاد (28 شهریور 1400) (۷۱۲۵ بازدید توسط ۵۱۶۸ نفر)
صفحه شخصی غضنفر (4) (۴۶۴۲ بازدید توسط ۲۷۳۱ نفر)
قانون درخواست حذف نظر از خانواده برتر (۲۳۶۴ بازدید توسط ۱۵۹۶ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۲۰۷۷ بازدید توسط ۱۳۹۶ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۳۵۱۲ بازدید توسط ۲۳۰۰ نفر)
التماس دعا (۱۱۸۴۲ بازدید توسط ۸۹۳۲ نفر)
بیشتر شدن پست های سرگرمی (۱۰۷۴ بازدید توسط ۷۷۰ نفر)
صفحه درد دل های دخترونه (۹۵۸۸ بازدید توسط ۶۸۱۹ نفر)
پاتوق شادی خانواده برتر (۴۲۵۳ بازدید توسط ۳۰۵۴ نفر)
تبادل نظر در مورد تست های شخصیت شناسی (۷۴۸۹ بازدید توسط ۵۶۷۹ نفر)
همفکری و درد و دل های افراد درگیر با افسردگی (۴۴۲۵ بازدید توسط ۳۴۲۹ نفر)
صفحه گفتگوی کاربران (1) (۱۳۳۲۴ بازدید توسط ۸۱۵۳ نفر)
صفحه ی مشاوره ی حقوقی خانواده برتر (۳۷۵۰ بازدید توسط ۳۰۰۹ نفر)
معرفی مجموعه وساطت ازدواج آدم و حوا (۹۴۰۳ بازدید توسط ۶۵۷۸ نفر)
دختر مذهبی کجایی ، دقیقا کجایی ؟! (۱۸۳۷۴ بازدید توسط ۱۲۶۵۹ نفر)
ارسال مطلب به خانواده برتر (۵۹۱۵ بازدید توسط ۴۱۹۵ نفر)
صفحه ی شخصی 2017 (۸۲۴ نمایش) - (۳۰ نظر)
صفحه شخصی DOKHTAR LOR (۵۸۸ نمایش) - (۱۶ نظر)
صفحه شخصی ساقی (۱۸۳۲ نمایش) - (۱۰۷ نظر)
صفحه ی شخصی "مردی در بیابان های خلوتِ خدا" (۹۶۴ نمایش) - (۳۲ نظر)
صفحه ی شخصی Angel girl (۵۷۷ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۶۲۹۵ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی "دختران حتما بخوانند" (۳۶۵۵ نمایش) - (۱۵ نظر)
صفحه شخصی رضا alone "احادیث و موضوعات مختلف" (۲۵۹۰ نمایش) - (۱۳۶ نظر)
صفحه شخصی گلی خانم (2) (۱۸۳۹ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی فرشاد (۴۱۶ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی Holy Mind (۲۰۵۱ نمایش) - (۱۱۶ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (4) (۴۶۴۲ نمایش) - (۴۶۷ نظر)
صفحه شخصی خانم M&M (۵۴۰۶ نمایش) - (۳۴ نظر)
صفحه شخصی زندگی به شرط زندگی سید (2) (۱۵۱۲ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی ماه تی تی (۸۰۱۱ نمایش) - (۶۰۹ نظر)
صفحه شخصی رضا alone پُست دوم (۸۳۷۷ نمایش) - (۲۴۲ نظر)
صفحه شخصی شب ماه (۱۵۹۶۹ نمایش) - (۷۳۵ نظر)
صفحه شخص گلی خانم (۱۵۴۹۱ نمایش) - (۶۲۶ نظر)
صفحه ی احادیث گیاهی و درمانی🌾 (۳۸۵۷ نمایش) - (۵۹ نظر)
صفحه شخصی رهام روشن ضمیر (۵۰۶۰ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۱۶۵۰۳ نمایش) - (۱۰۶۸ نظر)
صفحه شخصی Ata MST (۸۸۶۱ نمایش) - (۳۶۷ نظر)
صفحه شخصی رضا alone (۱۵۸۰۰ نمایش) - (۸۷۵ نظر)
صفحه شخصی پسر آریایی (۷۷۹۸ نمایش) - (۳۰۴ نظر)
صفحه برنامه ‌نویسان خانواده‌ برتر (۱۴۲۲ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی دختر قمی (۲۲۲۹ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی .•.•.•امیرخان•.•.•. (۱۴۲۹ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی مشکات (۳۹۹۰ نمایش) - (۱۷۵ نظر)
صفحه شخصی سکوت شلوغ (۲۶۱۶ نمایش) - (۴۲ نظر)
صفحه شخصی مروان الشقب (۴۵۲۲ نمایش) - (۱۵۳ نظر)
صفحه مرد شب ویژه پرسش و پاسخ خصوصی (۲۱۷۵ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه شخصی آیدا 👑👩‍⚕️💐 (۶۳۷۶ نمایش) - (۱۲۷ نظر)
صفحه شخصی Ali Piroozi (۳۵۴۱ نمایش) - (۱۶۰ نظر)
صفحه شخصی 12 12 (۱۴۴۹ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه گزارش دهی روزانه به کاربران خانواده برتر (۴۵۴۴ نمایش) - (۱۹۵ نظر)
صفحه شخصی ماری (۱۴۵۶ نمایش) - (۱۵ نظر)
صفحه شخصی مهدی من (۳۰۴۲ نمایش) - (۷۸ نظر)
صفحه شخصی پارادوکس (۲۷۰۸ نمایش) - (۶۴ نظر)
صفحه شخصی Mard shab - پست دوم (۱۳۳۲۴ نمایش) - (۲۷۲ نظر)
صفحه شخصی پونه (۱۸۳۴ نمایش) - (۲۹ نظر)
صفحه شخصی شاهزاده شهر غریب (۲۲۸۰ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۳۵۲۷۷ نمایش) - (۹۵۳ نظر)
صفحه شخصی معصومه .. (۲۲۵۳ نمایش) - (۸۱ نظر)
صفحه شخصی luminous pearl (۲۰۳۹ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی فرزانه (۲۴۵۶ نمایش) - (۳۷ نظر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۲۱۰۹۴ نمایش) - (۶۱۴ نظر)
صفحه شخصی آبی (۶۸۲۵ نمایش) - (۲۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهشید" (۴۱۹۳ نمایش) - (۱۹۳ نظر)
صفحه شخصی berelian (۴۲۸۹ نمایش) - (۱۶۹ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۷۲۱۷ نمایش) - (۳۹۸ نظر)
پناهیان | فضیلت عجیب روز غدیر (۲۷۴۳ بازدید توسط ۲۱۷۴ نفر) - (۲۵ نظر)
اگه یه دختر محجبه و سرسنگین عاشق پسری بشه باید چه کار کنه؟ (۶۲۰۸ بازدید توسط ۴۹۶۸ نفر) - (۵۳ نظر)
تجرد قطعی در زندگی (۲۹۱۴ بازدید توسط ۲۳۰۴ نفر) - (۳۷ نظر)
قبول کنیم که اکثر ما پسرها در شرایط فعلی توانایی ازدواج کردن رو دیگه نداریم (۲۵۹۹۳ بازدید توسط ۱۸۸۷۶ نفر) - (۳۳۵ نظر)
نیاز عاطفیم باعث شده که همه ی فکر و ذکرم بشه ازدواج (۴۳۴۴ بازدید توسط ۳۲۵۹ نفر) - (۴۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۶۲۹۵ بازدید توسط ۴۵۳۵ نفر) - (۹۰ نظر)
نتیجه تلاش ها و پیشرفت های یه دختر، تنهایی و مجرد موندنه؟ (۱۴۴۵۸ بازدید توسط ۱۱۳۵۸ نفر) - (۲۸۵ نظر)
دوست داشتم شوهرم پزشک متخصص، پولدار، خوشتیپ و ... باشه (۹۷۶۸ بازدید توسط ۷۵۸۴ نفر) - (۸۲ نظر)
به همکلاسیم علاقمندم (۶۳۳۳ بازدید توسط ۵۰۹۹ نفر) - (۵۲ نظر)
واکنش ها به تغییر پوشش پسر 30 ساله به اسپرت چیه ؟ (۳۳۲۸ بازدید توسط ۲۴۹۲ نفر) - (۴۹ نظر)
سهم من از بودن با تو چیه؟ (۱۵۴۲ بازدید توسط ۱۲۷۱ نفر) - (۵۰ نظر)
توبه کردن ،به آسانی حذف اینستاگرام (۶۹۲۴ بازدید توسط ۵۶۶۹ نفر) - (۴۱ نظر)
خانمم تا یه چیزی میشه قهر میکنه میره خونه باباش (۱۰۲۸۳ بازدید توسط ۶۶۷۶ نفر) - (۵۷ نظر)
برای موفقیت در شاعری یا نویسندگی، حتماً باید عاشق بود؟ (۱۲۶۱ بازدید توسط ۹۴۳ نفر) - (۹ نظر)
چه جوری میشه شادی و لبخند و شوخ بودن رو یاد گرفت؟ (۸۷۸۰ بازدید توسط ۶۶۹۵ نفر) - (۳۲ نظر)
چطور نسبت به رفتار بد دیگران بی خیال باشم؟ (۹۱۳۵ بازدید توسط ۶۷۹۴ نفر) - (۱۹ نظر)
چطور می شود از این روزگار رونده فرصت دوباره گرفت؟ (۶۹۹۶ بازدید توسط ۴۲۷۰ نفر) - (۱۷ نظر)
چرا بعضی از دختران به جای کار رو شخصیت، ظاهرشون رو قشنگ می کنن؟ (۸۱۵۵ بازدید توسط ۶۲۹۱ نفر) - (۱۰۲ نظر)
گفتگوی آزاد (28 شهریور 1400) (۷۱۲۵ بازدید توسط ۵۱۶۸ نفر) - (۲۷۷ نظر)
آیا نوشتن اهداف، تاثیری در رسیدن به اون ها داره ؟ (۵۸۴۳ بازدید توسط ۴۵۲۹ نفر) - (۵۳ نظر)
جلوی خواستگار سرخ و سبز و بنفش میشم و صدام میره رو ویبره (۴۷۲۶ بازدید توسط ۳۷۹۳ نفر) - (۱۷ نظر)
معرفی مطالب مربوط به دوران مجردی در خانواده برتر (۲۶۵۵۸ بازدید توسط ۱۸۷۳۷ نفر) - (۱۸ نظر)
پرهیز از شوخی های زناشویی جلوی خواهر و برادر مجرد (۱۲۵۳۱ بازدید توسط ۹۴۲۸ نفر) - (۵۸ نظر)
چطوری از دوست پسرم جدا شم که دلش نشکنه؟ (۵۸۳۸۵ بازدید توسط ۴۴۴۹۳ نفر) - (۴۷ نظر)
آقایون چقدر به زیبایی و خوش تیپی خودشون اهمیت میدن؟ (۷۱۷۱ بازدید توسط ۵۳۵۲ نفر) - (۶۴ نظر)
هرگزهایی که باید به آن ها توجه داشته باشیم - دکتر انوشه (۵۳۵۲ بازدید توسط ۳۸۸۰ نفر) - (۱۰ نظر)
دخترا تو رو خدا ساپورت نپوشید (۲۰۱۷۵۰ بازدید توسط ۱۴۸۷۱۷ نفر) - (۵۱۶ نظر)
نه بهشت را میخواهم و نه ترس از دوزخ دارم (۶۲۲۶ بازدید توسط ۴۱۳۵ نفر) - (۶۴ نظر)
عشق واقعی چیست ؟ (۷۷۷۴ بازدید توسط ۵۱۷۹ نفر) - (۵۶ نظر)
در کل نباید تو چشم مردم بود ، موافقید یا مخالف ؟ (۴۱۱۱ بازدید توسط ۲۹۵۲ نفر) - (۳۳ نظر)

۲۰۴ مطلب با موضوع «درد دل های دختران و پسران» ثبت شده است

با این مهریه ها نمی صرفه ازدواج کنم

بنده پسری 27 ساله هستم و فوق لیسانس دارم شغلی دارم که راحت میشه باهاش یک خانواده رو چرخوند دو بار خواستگاری رفتم ولی اینقدر مهریه رو بالا گفتن که پاپس کشیدم مگه من چه گناهی کردم که باید اول ازدواج این همه برم زیر قرض ، قرضی که اگه این دنیا پرداخت نشه اون دنیا باید دینتو ادا کنی می دونید اصلا چیه الان داییم و برادرم هر دوتاشون مهریه زناشون بالاست .هیچکدوم نمی تونن به زنشون بگن بیرون رفتنی حجابتو رعایت کن هیچ کنترلی نمی تونن رو زنشون داشته باشند . به خاطر ترس از مهریه منم تصمیم گرفتم تا آخر عمرم مجرد بمونم .

خدارو شکر از نظر جنسی طبعم سرده فشار جنسی حالیم نیست فقط خواستم سر و سامون بگیرم ولی با این مهریه ها نمی صرفه . دیگه قید ازدواج و زدم.


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
درد دل های دختران و پسران (۲۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۹)
    • ۵۰۴۸ بازدید توسط ۳۷۵۲ نفر
    • يكشنبه ۲۳ شهریور ۹۳ - ۱۳:۴۹

    حرف های پدر و مادرم آزارم میده

    کاش . منم 21 سالمه حس تو رو دارم .دارم یه رشته ای میخونم نمی دونم چی میشه . حرفای پدر و مادرم بیشتر از همه بدرم آزارم میده دیشب بهم گفت مادرت 18 سالگی شوهر رفته تو 2 سالم بیشتر موندی فکر کن اونم بین عموم و زن عموم و مامان بزرگم .

    منم خسته شدم هر روز دارم روزامو شب می کنم و شبام رو روز که چی شه نمی دونم . به هیچ امید ندارم تنها دلخوشیم اینه که دانشگاه برم . برم بیش دوستام از اول مهر .حال بدی دارم خودم احساس می کنم افسردم احساس انجام هیچ کاری رو ندارم یه نا امیدی زیادی تو دلمه .حرفم رو به هیچکس نمی تونم بگم اگه با کسی حرف بزنم مخصوصا بدرم همو حرفو به طعنه بهم برمی گردونه .احساس هیچی می کنم .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۳۹۷۱ بازدید توسط ۳۰۳۲ نفر
    • جمعه ۱۴ شهریور ۹۳ - ۰۹:۲۸

    هر کاری انجام می دم به بن بست می خوره

    سلام سوال من درباره ی موضوعی هست که نمی دونم چطور مطرحش کنم. من احساس می کنم که خدا من رو دوست نداره؟ آخه هر کاری انجام می دم به بن بست می خوره و مشکلاتم کم نمیشه بیش ترم می شه. چیکار کنم که خدا منم دوست داشته باشه و به منم نگاه کنه؟ سوالم شاید از روی ضعف ایمان باشه اما از کفر نیست. دیدم بعضی ها از این جور سوالات می پرسن اما جواب هایی که خوندم من رو قانع نکرده. می خوام خوشبخت بشم و در عین حال بنده ی خوبی برای خدا باشم چیکار کنم؟ من خیلی بد بودم و حالا می خوام خوب باشم هم برای خدا و هم برای همسر آینده ام اما همش فکر می کنم دیگه دیر شده و نمیشه نه این که کارام به بن بست می خوره. راستی چیکار کنم که دیگه به بن بست نخورم؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷)
    • ۱۵۸۳ بازدید توسط ۱۳۵۶ نفر
    • شنبه ۸ شهریور ۹۳ - ۲۳:۴۶

    چطوری میتونم امیدوار باشم؟

    من خیلی خستم. این زندگی رو دوست ندارم .آدماشو دوس ندارم. دیگه هیچی خوشحالم نمیکنه. الان شما به چه امیدی زنده اید؟ دوس داشتم زندگیم یه جور دیگه بود. دوس داشتم خونوادم کسایی دیگه ای بودن. اصلا دوس دارم تنها زندگی کنم. وچرت وپرتای هیچکسو نشنوم. من از زندگی بیزارم. سیرم.خسته ام. بهم بگید به چه امیدی این زندگی لعنتی رو ادامه بدم؟ هیچ چیز اون جوری که میخوام نیس. من خسته م. م

    یخوام زندگیم یا تموم شه یا 180 درجه عوض بشه. یه دختر 20 ساله ی مجردم.خسته شدم از فقر وبی پولی. از اینکه هیچکی درکت نمیکنه. از اینکه به هیچ کدوم از آرزوهام نرسیدم. خسته شدم از اینکه هدفهام واسه کسی مهم نیس. خسته شدم از غصه خوردن وگریه کردن وحسرت خوردن وبیخوابی های شبانه خسسسته شدم. دیگه هییییچکیو دوس ندارم. من حیف شدم بین این همه ظلم.بخدا حیف شدم. چطوری میتونم امیدوار باشم؟ مگه امیدی هم باقی مونده؟ کاش زندگیم یه جور دیگه بود......کاش.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۶)
    • ۳۵۵۸ بازدید توسط ۲۵۴۱ نفر
    • شنبه ۸ شهریور ۹۳ - ۱۶:۰۰

    دخترم، به خدا دیگه توان کنترل فشار جنسی رو ندارم

    سلام

    من یه دختر ۲۵ ساله هستم و تقریبا مذهبی برام موقعیت های گناه زیاد بوده و ترک کردم ولی به خدا دیگه توان ندارم از خدا کمک خواستم چقدر دعا و ثنا کردم چقدر چهل شب دعا و قران خوندم ولی نمیشه همه ی اماما رو قسم دادم به شدت گرم هستم از اون طرف خودارضایی گناهه از یه طرف دیگه دوستی با جنس مخالف قدغنه خب من بیچاره چیکار به نظر شما مرگم رو از خدا بخوام بهتر نیست؟

     نمیشه ازدواج کرد نه اون کار رو کرد از طرفی هم پسر نیستم که برم خواستگاری شما بگید من چیکار کنم بخدا دلم میگیره دوستامو می بینم بچه دارن یا هر کدوم در شرف ازدواجن .بابا مگه من به محبت جنس مخالفم احتیاج ندارم مگه خدا منو با این نیازا نیافرید پس چرا باید سرکوبش کنم بخدا شدیم بدتر از راهبه های مسیحی 


    مرتبط :

    کسی نیاز جنسی دختری که نمی تونه ازدواج کنه رو درک میکنه ؟

    ما جوون ها، بخاطر عدم ارضای نیاز جنسی باید یقه کی رو بگیریم ؟

    خودتون رو اسیر نیاز جنسی نکنید تا جوونی تون نابود نشه

    تکلیف نیاز جنسی دخترانی که به تجرد قطعی رسیدند چیه ؟

    دخترتون باید آبروتون رو ببره تا بفهمین نیاز جنسی فقط مال پسرا نیست ؟!

    دخترم، گاهی گریه م میگیره از این که نیاز جنسی دارم

    دختری هستم که انرژی زیادی رو صرف کنترل فشار جنسی می کنم

    دختری هستم که دارم از فشار جنسی میترکم



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۴ مطلب مشابه) روش های کنترل کردن میل جنسی (۳۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۷)
    • ۱۰۷۱۷ بازدید توسط ۸۴۱۰ نفر
    • جمعه ۳۱ مرداد ۹۳ - ۱۸:۳۲

    داستان زندگی یه دختر گناهکار

    تنها فرزندخانواده ام. پدر و مادرم از وقتی که بچه بودم تا الان فقط شبها خونه بودن و همش سرکار. تو سن 14 سالگی خودارضایی مو شروع کردم البته نه میدونستم کاری که میکنم گناهه نه میدونستم اشتباست فقط از روی عادت انجام میدادم که برام بعدا تبدیل به لذت شد.خودارضاییم اونقدر شدید بود که چندین بار بلوغم عقب افتاد و تو 18 سالگی پریود شدم. همه ی دخترای فامیلمون زیر 19 سال ازدواج میکردن و من روز به روز بیشتر افسوس میخوردم و به خودارضایی معتاد شدم.

    -------------------------

    ببینید ... ← کلیپ : داستان متحول شدن دختر گناهکار

    -----------------------


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۳۳۰۳۲ بازدید توسط ۲۵۴۶۶ نفر
    • چهارشنبه ۲۹ مرداد ۹۳ - ۱۴:۱۲

    بنظر شما کی باخته ؟ صادقانه بگید

    سلام

    می خوام بخشی از زندگیمو براتون بگم تا شاید واسه برخی درس باشه واسه برخی ازشما هم یه درددل ساده از طرف خودم ،قبلش یه مقدمه می گم وبعد از زندگیم می گم

    امسال وقتی برنامه ماه عسلو دیدم بخصوص اون قسمتش که عشق احسان وسولماز رو نشون می داد

    بغض گلومو گرفت ویاد زندگی خودم افتادم ،پیش خودم فکر کردم ای کاش من هم عشقی به بزرگی این عشق داشتم درحال که می تونستم داشته باشم اما ...

    بچه که بودم خیلی خوشگل بودم تپل وسفید با موهای بور ،همه دوسم داشتن توفامیل وغریبه پیش همه عزیزبودم کسی نبود که منو ببینه ودوسم نداشته باشه

    تو این همه آدم که منو دوست داشت پسر عمه ای هم بود که یه جورایی متفاوت تر ازهمه دوسم داشت اون حدودا پنج شیش سال ازم بزرگتر بود ،خیلی هوامو داشت وقتی می رفتیم خونشون کاری نبود که واسه خوشحال کردنم نکنه همیشه تو بازیا که با دخترعمه هام و اون می کردیم پشتیبانم بود یه جورایی وقتی اون بود دیگه احساس می کردم می تونم برهمه پادشاهی کنم ،خوب من بچه بودم ونمی فهمیدم این همه توجه وعلاقه اصلا ازروی چی میتونه باشه البته اونم بچه بود ولی اون انگار می فهمید چرا دوسم داره اما من نه ...یادمه یه بار عمم اینا رفته بودن مشهد وقتی ما رفتیم خونشون که سرشون بزنیم پسر عمم که اینجا اسمشو می ذارم امیر یهو اومد استقبالمو گفت خوبی زهرا ؟واست سوغاتی مخصوص آوردم برا هیشکی غیر ازتو سوغاتی نیاوردم منو برد تو اتاقو یه عروسک خیلی خوشگل بهم داد وگفت :این مال تو منم که از ذوقم نمی دونستم چیکار بکنم ،خیلی خوشحال شدم خیلی ،بازم نمی فهمیدم چرا فقط باید برای من سوغاتی بیاره چرا برای بقیه نه ...ناگفته نمونه که واقعا بقیه دختر عمه هام  که میشدن دخترخاله های امیر خیلی به این که امیر منو دوست داشت حسادت می کردن همیشه می گفتن امیر تو چرا این همه از زهرا طرفداری می کنی ؟چرا باماها خوب نیستی امیرم یه جورایی سربه سرشون می ذاشت وجواب سربالا می داد ...

    روزا می گذشت وهمیشه اوضاع همینطوری بود تا اینکه یه روز دخترعمه هام بهم گفتن زهرا اگه یه چیزی بهت بگیم ناراحت نمیشی ،منم گفتم نه بگین اونا گفتن امیر به ما گفته وقتی بزرگ شدم می خوام با زهرا عروسی کنم ،منم که تو عالم بچگی نمی دونستم ازدواج چیه تازه اینقدرم بدم میومد از ازدواج وعروسی و اینا خوب بچه بودم واقعا ناراحت شدم به حدی که اشکم درومد وگفتم من از عروسی می ترسم من هیچ وقت عروسی نمی کنم (خبرنداشتم یه روز تنها آرزوم میشه عروسی کردن!!!!)از اون روز به بعد هرجا امیرو می دیدم ازش فرار می کردم خجالت می کشیدم دیگه تقریبا فهمیده بودم دلیل این همه توجهش به من چیه و چرا همیشه هوامو داشت ...

    کم کم داشتم بزرگ می شدم داشتم می رسیدم به سنین نوجوانی به انقلاب زندگیم

    به روزایی که احساساتم ،نیازهام ،درونم وبیرونم درحال تغییر اساسی بود از اون چه خبر داشتم درونم بود از این که گاهی دلم می خواست به جنس مخالفم فکرکنم ،ارتباط برقرار کنم ،از این که گاهی با دیدن امیر ته دلم قلقلک می رفت وانگار دوست داشتم بازم نگام کنه ،هوامو داشته باشه ،پیش همه لوسم کنه

    بازم نمی دونستم این چه حسیه ،از اون چه خبر نداشتم بیرونم بود ظاهرم ،زیباییم ،قیافم نمی دونستم همونقدر که درونم درحال تغییره  بیرونم هم داره عوض میشه ...آره من دیگه اون زیبایی دوران کودکیمو نداشتم موهام مشکی شده بود پوستم به اندازه بچگیم سفید نبود ...ازهمه بدتر صورتم پراز جوش شده بود خیلی زیاد به حدی که هرجا می رفتم همش بحث جوشهای صورت من بود وهمه بهم می گفتن:زهرا تو چرا اینقدر جوش زدی ؟برو دکتر ؟صورتت از جوش پیدا نیست ،من همه اینا رو میشنیدم اما به روی خودم نمی آوردم که اصلا این موضوع مگه مهمه ؟اما بی خبر از این که مهم بود خیلیم مهم بود ،در همین احوالات بودم که طبیعتا امیروهم می دیدم ما با خونواده امیر زیاد رفت و آمد داشتیم سیزده بدر ها همیشه باهم بیرون می رفتیم ،سیزده بدر شونزده سالگیم هیچوقت یادم نمیره که باهم رفتیم کنار یه رودخونه خروشان و مردا رفتن سراغ ماهی گیری و زن ها هم مشغول غذا درست کردن شدن ،امیرهم بود اما دیگه اون امیر نبود من برعکس همیشه دلم می خواست امیر بازم دوسم داشته باشه بیاد تو جمع وازمن طرفداری کنه ،بیادبگه زهرا بیا یه ماهی بزرگ گرفتم برای تو ،اما دریغ از یک نگاه اون دیگه منو نمی دید دیگه دوسم نداشت ،من نمی دونستم چرا دوسم نداره چرا دیگه مثل سابق نیست اما خودش خوب می دونست

    چون من زیبایی قبلمو نداشتم دیگه موهام طلایی نبود دیگه تپل نبودم چاق شده بودم دیگه لپام گل ننداخته بود جوش انداخته بود ،همون سیزده بدرم بحث جوش های صورت من تو جمع فامیل حسابی داغ بود آره من هم کم کم فهمیدم به این دلیل دیگه امیری ندارم ...امیر رفت چند سال بعد با یه دختر هم اسم من وخیلی زیبا ازدواج کرد ومن هنوز مجردم ومنتظرم تا شاید یکی از آدم ها که عشق رو تو ظاهر خلاصه نمی کنه بیاد ومنو با خودش ببره که اصلا همچین آدمی هم نیست شاید هیچ وقت دیگه نتونستم ازدواج کنم و تنها تا ابد بمونم ...

    راستی یادم رفت بگم امیر خودش چه شکلی بود اون خودش هم اصلا زیبا نبود قدی بسیار کوتاه داشت ،پوستی تیره  پراز لک وجوش داشت ،موهای کم پشت وبینی بزرگ ...آره امیر خودش زشت بود اما به دنبال زیبایی می گشت مثل خیلی از پسرای زشتی که دخترهای حتی معمولی رو آدم حساب نمی کنن در آخر گفتم امیر چه شکلی بود چون من مثل خیلی از دخترهای دیگه ظاهرو نمی بینم درون آدم هارو می بینم ...

    می بینین کار خدارو خدا منو بازنده کرد وامیرو برنده ...راستی چرا تو جامعه ما تو ایران ما همیشه پسرا برند ه ان؟چرا پسر اگه زشتم باشه زیباترین نصیبش میشه ولی یه دختر چون زیبا نیست تموم آرزوهاش برفناست؟توفامیل ما هیچ پسر خوش قیافه ای وجود نداره اما همشون بلا استثنا همشون همسرهای زیبا دارن ...چرا خدا پسرا رو تا این حد دوست داره ؟چرا مگه ما دخترا چیکارش کردیم ؟چرا حتی امام حسین هم امیرو طلبید امامنو نه ؟همین چند وقته پیش با خانوم خوشگلش رفت کربلا...از این جا خستم از این شهر این کشور از این جا که من چون دخترم بیچاره ام ،چون دخترم باید حسرت بخورم ،چون اینجا فقط پسرا حق زندگی دارن ،کاش می تونستم برم برم جایی که به خاطر دختر بودنم حسرت نکشم ...می دونم که حالا همه شما آقایون میاید وبهم بد وبیراه می گین همین جا هم شاید حقوبه شما بدن ...می دونم اما هرچی می خواین بگین شماها خدا حمایتتون می کنه چه راه گریزی وجود داره برای دختری که خدا هم دوسش نداره ...

    بنظرشما کی باخته ؟صادقانه بگید می دونم که من باختم چون اون الان باهمسر زیباش خوشه چون اون الان داره تو آرزوهای من زندگی می کنه ومن درحسرت داشتن همسرم واقعا درحسرتش دارم میسوزم .

    امشب تمام گذشته ام را ورق زدم

    پرازلحظه های سیاه ،لحظه های داغ و پرالتهاب بی قراری

    دلتنگی وافسردگی ...

    خاموشی ،سکوت ،اشک ،سوختن

    چیزی نیافتم

    نفرین به بودن وقتی با درد همراه است...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۹)
    • ۲۷۵۴ بازدید توسط ۲۱۲۳ نفر
    • سه شنبه ۲۸ مرداد ۹۳ - ۲۰:۱۳

    تموم آرزوهام برباد رفت ...

    دختری ...ناامیدم...خستم...غمگینم ...داغونم...

    تموم آرزوهام برباد رفت...حتی آرزوهای بچگیم...قصه ی زندگی من اونقدر تلخ وطولا نیه که دستم توان نوشتنشو نداره...

    درد دارم ...تنها آرزوم این روزها داشتن همسر بود...که بشه مرهم زخم هام ...بشه تکیه گاه غم هام ...بشه همه ی اون عشقی که سالها می خواستم ونداشتم ...

    تنها آرزوم این بود که مادر بشم...کودکم رو در آغوش بگیرم وبراش لالایی مادرانه بخوانم ...

    که این آرزوها هم کوچ کرد ورفت...

    دختری بسان من که نه زیبایی دارد ونه پول ونه سن مناسب ...دیگر چگونه ازدواج کند...چگونه خودش را در لباس سفید عروس ببیند...

    تموم لحظه هام تلخند...تاریکند...

    دختری زشت و درمانده ام...

    کسی دوستم نداشت وندارد...حق دارند چگونه دوستم بدارند وقتی هیچ جذابیتی ندارم

    آن هم برای پسرها که همه چیزشان واست زیبایی دختر...

    درحسرت ماندم کسی بگوید ...دوستت دارم چرا یکی گفت ...یک پسر که ادعای مذهب داشت ادعای ایمان ،می گفت از سادات است و اصلا به دنبال زیبایی نیست...

    تا مرا ندیده بود قربان صدقه ام می رفت ...می گفت دوستت دارم آن هم با صدای بغض آلود و گریان ...می گفت خانوم منی همسر منی ...روزهایم پر بود از حرف های عاشقانه اش ...شب ها تا دوستت دارم هایش را نمی شنیدم خوابم نمی برد...یک شب برای این که اهل خانه بیدار نشوند با صدای آهسته حرف زدم ...

    یک لحظه گریست وبا گریه گفت ...چقدر صدات قشنگ میشه وقتی یواش حرف می زنی...خیلی دوستت دارم خیلی ...تو همه چیز منی...

    چقدر خوشحال بودم آنشب ...انگار توی دلم قند آب میشد...

    .........

    روزها گذشت ومن به این عشق خو گرفتم می خواست مرا ببیند وبالاخره دید...آنروز  تلخ نبود وحشتناک بود ...وحشت آن روز برای من حتی از وحشت قبر هم بدتر بود

    اومرا دید و گفت:حرف از عشق نزن ...حرف از دوست داشتن نزن...دیگر عمرا اصلا ابدا نمی توانم باتو بمانم ...برو عاشق خدا باش به آدم ها دل نبند...عشق خدا ازهمه بهتر است...

    راست می گفت عشق خدا بهتر بود خدایی که به چشم وابروی کسی نمی نگرد...خدایی که فقط دل را می بیند...خدایی که نمی خواهد ببیند چه شکلی هستی ...فقط می بیند چه می گویی...چه می خواهی

    آری عشق آدم ها چشمان خمار می خواهد ابروی کمان ...گونه های گلگون...قامتی ظریف ...که من ندارم ...من ندارم

    حق داشت برود ...وقتی رفت اشک هایم آنقدر راه افتاده بود که می خواستم دکتر بروم تا کور نشده ام هر کار می کردم بند نمی آمد لامصب بند نمی آمد

    همین حالا که دارم می نویسم هم بند نمی آید ...

    او رفت و من ماندم او ازدواج کرد با یک خانوم خوشگل ومن ماندم ...همسرش واقعا زیبا بود...چه عشق زیبایی میانشان بود...

    چه عجیب نگاهم می کرد انگار به من می گفت دیدی به این می گن عشق...

    آری به این می گن عشق دخترک ...چه نادان بودی وقتی امیدوارانه حرف هایش را باور می کردی وطعم عشق می چشیدی...

    خوش باش پسرک ...خوش و خوشبخت به تو خرده نمی گیرم اگر قصه ات را نوشتم خواستم بگویم چرا یکنفر بود که گفت دوستت دارم همین ...

    تو که جنایت نکرده ای همه می خواهندهمسرشان ...جفتشان دلربا باشد...همه می خواهند حتی شاید من ...پس چرا به تو خرده بگیرم نه خوش باش پسرک عشقتان زیباتر ازهرروز...

    من باخته ام میان آدم ها ...مزاحمم زیادیم اضافیم...باید بروم باید کوله ام را بردارم وبروم

    من جای خیلی ها را تنگ کرده ام ...خدا هم از آفرینشم اظهار پشیمانی کرد...

    می روم

    آمده بودم خدا حافظی با همین آدم ها ...

    خداحا فظ آدم ها ببخشید زمان زیادی توی دنیایتان بودم باید زودتر می رفتم اما هی دست دست کردم

    حالا دیگر دست هایم آماده ی تکان دادن اند ...

    راستی برایم دعا کنید...می گویند خودکشی گناه است می گویند خدا می سوزاند کسی را که به استقبال مرگ برود...

    دعا کنید آب سردی هم باشد میان جهنم سوزان خدا...

    آدم ها خدا حافظ...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۰)
    • ۴۴۰۳ بازدید توسط ۳۱۷۳ نفر
    • چهارشنبه ۲۲ مرداد ۹۳ - ۲۳:۱۲

    مواقعی که دلتون میگیره چکار می کنید ؟

    سلام به همه شما خواهر برادرهای عزیزم .

    ی سوال ازتون داشتم لطفا جوابمو بدین شما شده تا حالا دلتون بگیره؟ در این طور مواقع چیکار میکنید؟

    من حدود یک سال و نیم میشه که دیگه اون دختر شاد و سرزنده سابق نیستم  اگه بدونید قبل از اون چقدر خوش بودم از آشپزی ، تفریح ،کوه ،درس ،شوخی ،مسافرت ،خنده،اینقدر خوش بودم که حتی به ترک دیوار هم میخندیدم  هر کی منو میشناخت آرزو میکرد جای من بود. هیچ وقت هم دوست پسر نداشتم و ندارم ولی الان هیچی خوشحالم نمیکنه از هر لحاظ که بگید تو زندگیم هیچ مشکلی ندارم هیچی .

    ولی نمیدونم چیکار کنم خیلی دلم میخواد به روزهای سابقم برگردم ولی نمیتونم هرچه با خودم کلنجار می رم نمیشه .یک نفر (یک خانم ) بد جور قلبمو شکست طوریکه شاید باورتون نشه ولی من صدای شکسته شدن قلبمو شنیدم وحتی هنوزم قلبم تو سینم داره سنگینی میکنه.به نظرتون چیکار کنم ؟تو این مدت هنوز یک شب خواب عمیق نداشتم هنوز از ته دل نخندیدم حوصله هیچ کاری ندارم .لطفا بگید بنظرتون چیکارکنم دوست دارم به روزهای قبلم برگردم؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۵)
    • ۱۳۷۴۷ بازدید توسط ۱۰۲۵۳ نفر
    • چهارشنبه ۲۲ مرداد ۹۳ - ۰۳:۲۴

    ممکنه به یکی از خواستگارام چشم بسته جواب مثبت بدم

    سلام

    من یه خواهشی دارم از بزرگترا

    تو رو خدا اینقد ما دخترا رو اذیت نکنید...من 22 سالمه خانوادم همش میگن ازدواج کن...خواهرم که دیگه داره با حرفاش منو خفه میکنه همش میگه برو دیگه دیرت میشه هاااا!!!!

    بابا مگه شوهر کردن دست منه...بزرگترا یه خرده ما دخترا رو درک کنید باور کنید اگه این حرفای شما نباشه ما راحتتر زندگی و ازدواج میکنیم....من الان با این حرفا ممکنه به یکی از خواستگارام چشم بسته جواب مثبت بدم که از این حرفا خلاص شم... خدایا کمک کن...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶)
    • ۱۶۳۸ بازدید توسط ۱۳۴۸ نفر
    • چهارشنبه ۲۲ مرداد ۹۳ - ۰۳:۱۶

    تو رو خدا تو این ماه عزیز به فکر ما جوون ها باشید

    مسئولین، پدر مادرها، همه کسانی که مسئول مانع ازدواج جوونها هستید تو رو خدا تو این ماه عزیز به فکر ما جوون ها باشید. خیلی سخته تو این اوضاع اقتصادی و فرهنگی و.....جوونها بیکار و مجرد باشن. بابا مگه ما چقدر میتونیم پاکدامنی کنیم و فشار عاطفی و جنسی و بیکاری و هزار تا فشار دیگه رو تحمل کنیم بابا حضرت ایوب هم نه مجرد بود نه بیکار که ما بخوایم صبر ایوب داشته باشیم.بابا حضرت یوسف هم نه بیکار بود و نه مجرد .اصلا حضرت یوسف چند سالگی ازدواج کرد؟ اصلا تمام ائمه و پیامبرها چند سالگی ازدواج کردن؟ تازه اون ها تو شرایط اجتماعی الان نبودن. من خودم دختری 31 ساله هستم که تو این چند سال همش سعی کردم با درس خوندن و ادامه تحصیل خودمو مشغول کنم ولی تا الان به هر دری زدم شغلی نتونستم دست و پا کنم .با وجود دوست نشدن با جنس مخالف و رعایت هزار تا چیز دیگه خواستگاری نداشتم و ندارم. ولی بابا من هم آدمم و دلم عاطفه و بغل و نیاز جنسی میخواد. خیلی موقعیتها بودکه بخوام خودمو کنترل کردم و بخاطرخدا صبر پیشه کردم ولی الان دیگه کم آوردم. پدر مادرم هم اصلا به نیاز عاطفیم توجه ندارن یعنی بهم محبت نمیکنن. من بدخت پس چیکار کنم؟  

    چند وقتیه مزاحمی دارم که درخواست س*س تلفنی میکنه. هر چی بد و بیراه بلدم بارش کردم  و از به یاد مرگ و ترس از خدا انداختمش ولی بابا منم آدمم احساس دارم تا کی میتونم همه ی احساسم و نیاز زیاد جنسیمو تحمل کنم .نه موقعیت ازدواج دارم نه اهل کارهای فسادم نه میتونم خودارضایی کنم که انقدر گناه داره. پس چه خاکی بسرم کنم.تو رو خدا دعام کنید تو این ماه عزیز خدا جونم رو بگیره و از این همه عذاب راحت شم. تو رو خدا دعام کنید ...................


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۹)
    • ۳۵۷۳ بازدید توسط ۲۵۶۸ نفر
    • جمعه ۱۳ تیر ۹۳ - ۱۵:۱۹

    فکر میکنم خدا دیگه توبه های منو باور نمیکنه

    دیگه خسته شدم انقدر که توبه کردم و توبه شکستم . فکر میکنم خدا دیگه توبه های منو باور نمیکنه.احساس میکنم که دیگه اراده ای در من وجود نداره.جالبه که بدونیدخیلی مذهبی ام.نماز اول وقتم ترک نمیشه تازه غالبا سعی می کنم به جماعت خونده شه.مدام ذکر میگم.مدام صلوات می فرستم .ختم چهل روزه زیارت آل یاسین و... انجام میدم.نافله صبح میخونم و خیلی کارای دیگه...ولی وقتی فکر این لعنتی میاد تو سرم دیوونه میشم به هر دری میزنم تا شرایطی ایجاد کنم و خودارضایی رو انجام بدم.دانشجوی مقطع دکتری هستم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۵۵۵۱ بازدید توسط ۳۸۷۵ نفر
    • پنجشنبه ۲۹ خرداد ۹۳ - ۱۸:۵۶

    باورتون میشه بابام دوست دختر داره ؟

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۴ مطلب مشابه)

    • ۴۶۲۲ بازدید توسط ۳۴۲۸ نفر
    • چهارشنبه ۲۱ خرداد ۹۳ - ۰۹:۰۳

    خسته شدم از اینکه اینقد ساده ام

    من یه دختر 20 ساله هستم- من هیچوقت از شخصیتی که داشتم راضی نبودم و دوست داشتم یه شخصیت دیگه برای خودم بسازم. من یکم حسودم. و این آزارم میده.خسته شدم از اینکه اینقد ساداه م با حرف پسری دلم میلرزه و با نگاه پسری درگیر احساساتی میشم. چرا من اینقد اسونم. دوست دارم مثل بعضی از دخترا سخت و دست نیافتنی باشم و راحت با جنس مخالف اگه لازم بود حرفمو بزنم و راحت دل ندم. همیشه به دخترایی که سخت و یکم غرور دارن حسودیم میشه اونا خیلی خوشن از همه جهت. دلشون زود نمیلرزه و خود باورن و خواستگار زیاد دارن من با چشم خودم دوربرم دیدم و حتی هم بعضیا رو شنیدم. چطور اینطوری باشم؟ با این همه اعتماد بنفس زیاد؟ میخوام اعتماد بنفسمو زیاد کنم و دختری خواستنی باشم. اما...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶)
    • ۲۲۸۱ بازدید توسط ۱۸۰۶ نفر
    • جمعه ۱۶ خرداد ۹۳ - ۰۹:۰۵

    حد و مرز صداقت قبل از ازدواج

    در زندگی هر فردی راز‌هایی وجود دارد که مایل به بیان آن راز‌ها به اطرافیان خود ندارند و راز‌هایی وجود دارد که دختر و پسر نمی‌دانند پیش از ازدواج آن‌ها را به طرف مقابل خود بگویند یا نه مسئله‌ای باعث خدشه دار شدن رابطه می‌شود نباید مطرح شود.

    یکی از موارد مهم که آقایان پنهان می‌کنند مسائل مالی است که با پنهان کاری اعتماد طرف مقابل بیشتر می‌شود و اگر مسائل مالی را به صورت شفاف مطرح نکنند بعد از ازدواج در زندگی مشترک توقعات بیشتر می‌شود و رابطه را به چالش می‌کشاند.

    از مسائل مهم که پیش از ازدواج باید مطرح شود آن است که پیش از این رابطه جدی، رسمی و شرعی داشته اند و اگر این نوع رابطه وجود داشته باید بیان شود، اما اگر رابطه جدی نبوده و یا یک رابطه یک طرفه که منجر به شکست شده است لازم به بازگو کردن نیست چرا که شک و تردید در طرف مقابل ایجاد می‌کند.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۴ مطلب مشابه) اعتراف در جلسه خواستگاری ! (۲۳ مطلب مشابه) شناخت قبل از ازدواج (۱۴۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
    • ۳۷۸۳ بازدید توسط ۲۹۳۲ نفر
    • سه شنبه ۱۳ خرداد ۹۳ - ۲۰:۳۷

    برو بالا