خانواده برتر

مشورت در قالب پرسش و پاسخ در مورد ازدواج و مدیریت خانواده

جستجو در بین بیش ا ز 17 هزار "پست" و بیش از 600 هزار "نظر" کاربران

جدیدترین ها
مطالب کاربران
صفحات خاص
صفحات کاربران
به روز شده ها
جدیدترین نظرات کانال های خانواده برتر گروه آیگپ خانواده برتر دنبال کنید جهاد تبیین
دلایل ماندگاری معصومین علیهم السلام (۲۳۹ بازدید توسط ۱۹۴ نفر) - (۲ نظر)
در مورد بسم الله الرحمن الرحیم (۴۷۳ بازدید توسط ۳۵۲ نفر) - (۵ نظر)
در مورد فتنه ی اخیر به بهانه ی فوت مهسا امینی (2) (۱۱۶۹ بازدید توسط ۸۵۹ نفر) - (۰ نظر)
لذّت با هم بودن رو به خاطر مسائل مادی برای همیشه از بین نبرید. (۴۱۵۵ بازدید توسط ۲۹۴۰ نفر) - (۱۱۵ نظر)
بیشتر به خودت فکر کن (۱۰۵۵ بازدید توسط ۸۲۰ نفر) - (۸ نظر)
من اگه دختر بودم از پسر خوب خواستگاری می کردم! (۲۹۱۵ بازدید توسط ۲۲۹۸ نفر) - (۴۷ نظر)
ارائه ی نمای کلی از دنیای پسر ها به دخترها (۲۷۷۶ بازدید توسط ۲۲۵۶ نفر) - (۲۲ نظر)
اگه دوست دارید محبوب دیگران باشید خوش اخلاق باشید (۱۶۹۴ بازدید توسط ۱۰۶۷ نفر) - (۱۵ نظر)
دختر انسان است عروسک نیست (۲۲۳۷ بازدید توسط ۱۷۳۴ نفر) - (۵۸ نظر)
علی باش فاطمه ات می شوم (۱۵۸۸ بازدید توسط ۱۲۶۵ نفر) - (۲۹ نظر)
خوبی هاتون رو با توجه به جنبه و ظرفیت افراد نثارشون کنید (۱۰۲۱ بازدید توسط ۷۵۵ نفر) - (۲۸ نظر)
تابویی به نام طلاق (۱۰۶۳ بازدید توسط ۸۳۱ نفر) - (۲۷ نظر)
برسد به دست دختران؛ عشق، کلمه ای فریبنده (۱۰۴۳ بازدید توسط ۷۹۰ نفر) - (۰ نظر)
به خاطر فشارهای اطرافیان، تصمیم گرفتم دوست پسر بگیرم اما ... (۲۴۰۶ بازدید توسط ۱۸۱۱ نفر) - (۱۸ نظر)
شوهرم یه رفیق داره، که اون منم (۲۳۵۲ بازدید توسط ۱۶۶۸ نفر) - (۵۱ نظر)
خیلی از دخترها و خانواده هاشون هستن که شرایط اقتصادی آقایون رو درک می کنن (۶۳۸۸ بازدید توسط ۳۳۴۲ نفر) - (۵۸ نظر)
اگه هنوز خودارضایی رو ترک نکردی بیا تو (۲۸۸۵ بازدید توسط ۲۰۸۳ نفر) - (۵۴ نظر)
با پول نمی شه همه چیز را خرید (۶۶۴ بازدید توسط ۵۳۵ نفر) - (۶ نظر)
محاسن و معایب بچه دار شدن (۱۸۷۶ بازدید توسط ۱۴۸۷ نفر) - (۱۹ نظر)
ازدواج، رویایی که به خاطرات پیوست؟! (۳۰۱۳ بازدید توسط ۲۴۲۸ نفر) - (۴۰ نظر)
آیا نباید دانشگاه برویم؟ (۱۶۷۷ بازدید توسط ۱۳۶۵ نفر) - (۲۵ نظر)
تصمیم جانفرسا: عشق یا ... ؟ (۱۲۸۹ بازدید توسط ۹۲۹ نفر) - (۳۹ نظر)
میشه عشق قبلی رو فراموش کرد و باز هم عاشق شد؟ (۲۰۳۸ بازدید توسط ۱۴۵۸ نفر) - (۶۹ نظر)
خبرهای خوب، موفقیّت ها و پیشرفت‌های شخصی (۱۰۰۰ بازدید توسط ۷۵۸ نفر) - (۱۲ نظر)
بهترین و مفید ترین کتاب هایی که خوندم ... (۸۸۸ بازدید توسط ۷۰۵ نفر) - (۱۴ نظر)
چیزهایی رو که دوست ندارید تکرار بشه تکرار نکنید (۸۰۷ بازدید توسط ۶۰۹ نفر) - (۲۰ نظر)
درسی که من بعد از خوندن بیشتر پست های این وبلاگ گرفتم (۱۶۲۵ بازدید توسط ۱۲۲۷ نفر) - (۳۱ نظر)
چرا برخی از آقایون متاهل به برخی دختران توجه نشان می‌دهند؟ (۲۰۴۲ بازدید توسط ۱۶۲۸ نفر) - (۲۸ نظر)
دلایل اختلاف و تقابل دختران و پسران (۱۲۱۶ بازدید توسط ۹۳۹ نفر) - (۲۶ نظر)
فکر می‌کردم آخرش اگه ازدواج هم نکنم اتفاق خاصی نخواهد افتاد (۲۲۷۵ بازدید توسط ۱۷۵۳ نفر) - (۰ نظر)
این جوری همسرِ مناسب پیدا کن! (۲۰۸۰ بازدید توسط ۱۶۸۹ نفر) - (۱۶ نظر)
نترس از انتخابِ پوششِ ایده‌آل (۱۲۴۷ بازدید توسط ۹۷۶ نفر) - (۲۳ نظر)
چرا ما مردم برای کشورمون تلاشی نمی‌کنیم؟ (۱۲۴۳ بازدید توسط ۸۷۵ نفر) - (۳۲ نظر)
خانم‌ها شما را خدا مانتو جلو باز نپوشید (۴۱۳۵ بازدید توسط ۳۰۳۳ نفر) - (۳۹ نظر)
توبه کردن ،به آسانی حذف اینستاگرام (۷۱۸۰ بازدید توسط ۵۸۵۳ نفر) - (۴۲ نظر)
تو هموطن منی نه دشمنم (۹۹۸ بازدید توسط ۷۴۹ نفر) - (۱۹ نظر)
نظر شما درباره افشاگری های اخیر درباره ی سلبریتی ها چیست؟ (۱۱۶۷ بازدید توسط ۸۵۰ نفر) - (۱۵ نظر)
درمان همه دردها خداست (۶۵۸ بازدید توسط ۵۰۶ نفر) - (۴ نظر)
دانستن بعضی نکاتِ ریز و درشتِ روزمره (۲۹۵۳ بازدید توسط ۲۰۳۱ نفر) - (۱۰۴ نظر)
مقایسه ازدواج سنتی و غیر سنتی (۸۹۹ بازدید توسط ۷۳۸ نفر) - (۱ نظر)
نظر شما در مورد حرف‌های نوشین معراجی در جشنواره فجر چیه؟ (۱۱۰۹ بازدید توسط ۸۲۱ نفر) - (۵ نظر)
چطور می شود از این روزگار رونده فرصت دوباره گرفت؟ (۷۱۳۰ بازدید توسط ۴۳۵۲ نفر) - (۱۷ نظر)
جلوگیری از سوژه شدن خانم ها موقع بیان بعضی از افعال (۸۷۷۵ بازدید توسط ۶۵۵۹ نفر) - (۱۱۲ نظر)
چطور شوهرمون رو وابسته و عاشق خودمون کنیم (۲۲۰۳۷ بازدید توسط ۱۷۱۱۱ نفر) - (۳۵ نظر)
دختران هتیرایی، تناقض یا تکامل (۱۲۹۱۵ بازدید توسط ۸۵۹۰ نفر) - (۴۱ نظر)
دلایل تنفر بین جنس مؤنث و مذکر (1) (۲۴۰۸ بازدید توسط ۱۹۱۷ نفر) - (۱۹ نظر)
خانم‌ها سعی کنید تفاوت خواستگار رسمی با آدم‌های توی کوچه و بازار را درک کنید! (۳۳۳۱۴ بازدید توسط ۱۵۳۹۱ نفر) - (۲۵ نظر)
تصورات عجیب و غریب در مورد عشق رو دور بریزید (۷۱۲ بازدید توسط ۵۷۴ نفر) - (۵ نظر)
عشقی که زندگیم رو به بهشت تبدیل کرد (۹۶۲ بازدید توسط ۸۱۹ نفر) - (۵ نظر)
فایده داشتن صداقت در بیان خواسته ها قبل از ازدواج (۲۰۲۸ بازدید توسط ۱۳۲۴ نفر) - (۴۰ نظر)
صفحه درد دل های دخترونه (۱۰۹۵۵ بازدید توسط ۷۸۲۰ نفر)
نظرات غیر مرتبط آموزنده (۱۴۷۹ بازدید توسط ۱۰۵۳ نفر)
گفتگوی آزاد (30 خرداد 1401) (۷۵۲۱ بازدید توسط ۴۸۵۱ نفر)
گفتگوی آزاد (8 اردیبهشت 1401) (۴۳۰۲ بازدید توسط ۲۹۱۵ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۵۳۲۹ بازدید توسط ۳۶۲۵ نفر)
گفتگوی آزاد (22 بهمن 1400) (۲۶۷۸ بازدید توسط ۱۶۲۴ نفر)
گفتگوی آزاد (28 شهریور 1400) (۷۳۲۹ بازدید توسط ۵۳۰۰ نفر)
صفحه شخصی غضنفر (4) (۵۱۲۳ بازدید توسط ۳۰۲۶ نفر)
قانون درخواست حذف نظر از خانواده برتر (۲۴۶۱ بازدید توسط ۱۶۵۲ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۲۱۹۳ بازدید توسط ۱۴۷۶ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۳۶۳۵ بازدید توسط ۲۳۸۵ نفر)
التماس دعا (۱۲۲۱۶ بازدید توسط ۹۱۳۶ نفر)
بیشتر شدن پست های سرگرمی (۱۱۷۴ بازدید توسط ۸۴۰ نفر)
پاتوق شادی خانواده برتر (۴۴۲۷ بازدید توسط ۳۱۶۱ نفر)
تبادل نظر در مورد تست های شخصیت شناسی (۷۶۲۹ بازدید توسط ۵۷۷۷ نفر)
همفکری و درد و دل های افراد درگیر با افسردگی (۴۶۱۴ بازدید توسط ۳۵۵۱ نفر)
صفحه گفتگوی کاربران (1) (۱۳۶۷۸ بازدید توسط ۸۳۲۷ نفر)
صفحه ی مشاوره ی حقوقی خانواده برتر (۳۸۸۷ بازدید توسط ۳۰۸۹ نفر)
معرفی مجموعه وساطت ازدواج آدم و حوا (۱۰۱۰۹ بازدید توسط ۷۰۵۱ نفر)
دختر مذهبی کجایی ، دقیقا کجایی ؟! (۱۹۴۶۵ بازدید توسط ۱۳۳۷۳ نفر)
صفحه شخصی سبحان 83 (۴۹۰ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی منتظر منتقم فاطمه"سلام الله" (۱۰۷۶ نمایش) - (۴۷ نظر)
صفحه شخصی پرینازم Four (۵۳۴ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی گلی خانم (2) (۳۲۲۴ نمایش) - (۱۲۰ نظر)
صفحه شخصی مروان الشقب (۵۵۳۵ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
صفحه شخصی شب (۷۰۵ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۸۰۷۲ نمایش) - (۴۰۴ نظر)
صفحه شخصی با نام عرفان (حافظ) (۴۹۶۱ نمایش) - (۱۸۸ نظر)
صفحه شخصی berelian (۷۰۰۲ نمایش) - (۲۶۳ نظر)
زندگی به شرط سید ! (2) (۲۱۹۴ نمایش) - (۱۰۴ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۱۴۸۶۲ نمایش) - (۴۲۷ نظر)
صفحه ی شخصی 2017 (۱۸۰۱ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی DOKHTAR LOR (۷۳۲ نمایش) - (۱۶ نظر)
صفحه شخصی ساقی (۳۵۱۳ نمایش) - (۱۸۱ نظر)
صفحه ی شخصی "مردی در بیابان های خلوتِ خدا" (۱۰۷۱ نمایش) - (۳۲ نظر)
صفحه ی شخصی Angel girl (۶۷۵ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۶۴۹۲ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی "دختران حتما بخوانند" (۳۷۹۲ نمایش) - (۱۵ نظر)
صفحه شخصی رضا alone "احادیث و موضوعات مختلف" (۲۷۱۰ نمایش) - (۱۳۶ نظر)
صفحه شخصی فرشاد (۵۱۳ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی Holy Mind (۲۳۱۲ نمایش) - (۱۲۲ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (4) (۵۱۲۳ نمایش) - (۴۹۳ نظر)
صفحه شخصی خانم M&M (۵۵۳۱ نمایش) - (۳۴ نظر)
صفحه شخصی ماه تی تی (۸۳۱۵ نمایش) - (۶۱۹ نظر)
صفحه شخصی رضا alone پُست دوم (۸۴۷۸ نمایش) - (۲۴۲ نظر)
صفحه شخصی شب ماه (۱۶۴۲۷ نمایش) - (۷۳۳ نظر)
صفحه شخص گلی خانم (۱۵۶۴۶ نمایش) - (۶۲۶ نظر)
صفحه ی احادیث گیاهی و درمانی🌾 (۳۹۵۰ نمایش) - (۵۹ نظر)
صفحه شخصی رهام روشن ضمیر (۵۱۶۸ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۱۷۰۶۷ نمایش) - (۱۰۶۸ نظر)
صفحه شخصی Ata MST (۸۹۶۹ نمایش) - (۳۶۷ نظر)
صفحه شخصی رضا alone (۱۵۹۳۵ نمایش) - (۸۷۵ نظر)
صفحه شخصی پسر آریایی (۸۲۳۵ نمایش) - (۳۰۹ نظر)
صفحه برنامه ‌نویسان خانواده‌ برتر (۱۵۳۴ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی دختر قمی (۲۳۴۷ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی .•.•.•امیرخان•.•.•. (۱۵۷۲ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی مشکات (۴۰۷۷ نمایش) - (۱۷۵ نظر)
صفحه شخصی سکوت شلوغ (۲۷۳۰ نمایش) - (۴۲ نظر)
صفحه مرد شب ویژه پرسش و پاسخ خصوصی (۲۲۸۵ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه شخصی آیدا 👑👩‍⚕️💐 (۶۵۶۶ نمایش) - (۱۲۷ نظر)
صفحه شخصی Ali Piroozi (۳۶۵۳ نمایش) - (۱۶۰ نظر)
صفحه شخصی 12 12 (۱۵۴۸ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه گزارش دهی روزانه به کاربران خانواده برتر (۴۶۴۲ نمایش) - (۱۹۵ نظر)
صفحه شخصی ماری (۱۵۶۱ نمایش) - (۱۵ نظر)
صفحه شخصی مهدی من (۳۱۶۸ نمایش) - (۷۸ نظر)
صفحه شخصی پارادوکس (۲۸۷۲ نمایش) - (۶۴ نظر)
صفحه شخصی Mard shab - پست دوم (۱۳۴۸۲ نمایش) - (۲۷۲ نظر)
صفحه شخصی پونه (۱۹۳۳ نمایش) - (۲۹ نظر)
صفحه شخصی شاهزاده شهر غریب (۲۳۸۳ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۳۵۷۶۹ نمایش) - (۹۵۳ نظر)
چه شد که به آرزوی های دوران دبیرستان تون نرسیدید؟ (۳۶۱۵ بازدید توسط ۲۵۱۴ نفر) - (۶۱ نظر)
تجربیات شما در مورد درمان ترک های پوستی (۱۱۰۹۱ بازدید توسط ۸۲۷۴ نفر) - (۱۳ نظر)
یه دختر آشپزی رو بهتره قبل از ازدواج یاد بگیره یا بعد از ازدواج؟ (۳۷۱۷ بازدید توسط ۲۶۱۹ نفر) - (۷۴ نظر)
خواب سنگینی دارم که برای دستشویی رفتن بیدار نمیشم و ... (۴۸۷۷ بازدید توسط ۳۴۱۹ نفر) - (۳۱ نظر)
اگه دختری آشپزی بلد نباشه شما قیدش رو می زنین؟ (۱۲۱۴۷ بازدید توسط ۸۷۵۱ نفر) - (۱۱۴ نظر)
صفحه درد دل های دخترونه (۱۰۹۵۵ بازدید توسط ۷۸۲۰ نفر) - (۱۷۵ نظر)
نمونه و تجربیات ازدواج های بالای 35 سال و چرایی تجرد قبل از آن (۳۳۸۷ بازدید توسط ۲۷۸۰ نفر) - (۳۹ نظر)
به خاطر ناکامی و شکست در ازدواج احساس سرخوردگی و بی انگیزگی دارم (۲۸۰۹ بازدید توسط ۲۱۵۷ نفر) - (۴۶ نظر)
پناهیان | فضیلت عجیب روز غدیر (۲۸۶۰ بازدید توسط ۲۲۵۵ نفر) - (۲۵ نظر)
اگه یه دختر محجبه و سرسنگین عاشق پسری بشه باید چه کار کنه؟ (۷۹۱۹ بازدید توسط ۶۳۲۵ نفر) - (۵۴ نظر)
تجرد قطعی در زندگی (۳۲۰۷ بازدید توسط ۲۵۱۷ نفر) - (۳۸ نظر)
قبول کنیم که اکثر ما پسرها در شرایط فعلی توانایی ازدواج کردن رو دیگه نداریم (۲۷۰۵۱ بازدید توسط ۱۹۶۷۲ نفر) - (۳۳۵ نظر)
نیاز عاطفیم باعث شده که همه ی فکر و ذکرم بشه ازدواج (۵۱۶۸ بازدید توسط ۳۸۹۷ نفر) - (۴۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۶۴۹۲ بازدید توسط ۴۶۷۸ نفر) - (۹۰ نظر)
نتیجه تلاش ها و پیشرفت های یه دختر، تنهایی و مجرد موندنه؟ (۱۵۳۲۸ بازدید توسط ۱۱۹۹۲ نفر) - (۲۸۶ نظر)
دوست داشتم شوهرم پزشک متخصص، پولدار، خوشتیپ و ... باشه (۱۰۱۴۳ بازدید توسط ۷۸۴۲ نفر) - (۸۲ نظر)
به همکلاسیم علاقمندم (۶۶۶۶ بازدید توسط ۵۳۱۵ نفر) - (۵۲ نظر)
واکنش ها به تغییر پوشش پسر 30 ساله به اسپرت چیه ؟ (۳۵۲۷ بازدید توسط ۲۶۲۴ نفر) - (۴۹ نظر)
سهم من از بودن با تو چیه؟ (۱۶۵۰ بازدید توسط ۱۳۴۲ نفر) - (۵۰ نظر)
توبه کردن ،به آسانی حذف اینستاگرام (۷۱۸۰ بازدید توسط ۵۸۵۳ نفر) - (۴۲ نظر)
خانمم تا یه چیزی میشه قهر میکنه میره خونه باباش (۱۰۷۳۲ بازدید توسط ۶۹۷۱ نفر) - (۵۷ نظر)
برای موفقیت در شاعری یا نویسندگی، حتماً باید عاشق بود؟ (۱۴۱۵ بازدید توسط ۱۰۴۰ نفر) - (۹ نظر)
چه جوری میشه شادی و لبخند و شوخ بودن رو یاد گرفت؟ (۸۹۷۸ بازدید توسط ۶۸۳۳ نفر) - (۳۲ نظر)
چطور نسبت به رفتار بد دیگران بی خیال باشم؟ (۹۵۵۱ بازدید توسط ۷۰۸۵ نفر) - (۱۹ نظر)
چطور می شود از این روزگار رونده فرصت دوباره گرفت؟ (۷۱۳۰ بازدید توسط ۴۳۵۲ نفر) - (۱۷ نظر)
چرا بعضی از دختران به جای کار رو شخصیت، ظاهرشون رو قشنگ می کنن؟ (۸۳۹۶ بازدید توسط ۶۴۶۲ نفر) - (۱۰۲ نظر)
گفتگوی آزاد (28 شهریور 1400) (۷۳۲۹ بازدید توسط ۵۳۰۰ نفر) - (۲۷۷ نظر)
آیا نوشتن اهداف، تاثیری در رسیدن به اون ها داره ؟ (۶۰۲۸ بازدید توسط ۴۶۴۱ نفر) - (۵۳ نظر)
جلوی خواستگار سرخ و سبز و بنفش میشم و صدام میره رو ویبره (۴۸۶۳ بازدید توسط ۳۸۸۳ نفر) - (۱۷ نظر)
معرفی مطالب مربوط به دوران مجردی در خانواده برتر (۲۸۵۰۳ بازدید توسط ۲۰۰۶۵ نفر) - (۱۸ نظر)

۲۰۵ مطلب با موضوع «درد دل های دختران و پسران» ثبت شده است

امیدوارم با خوندن درد و دلم سرتون درد نگیره

سلام 

امیدوارم اگر این پستا خونید و درد دل منو شنید سرتون درد نگیره و با نظراتتون بتونید منو کمک کنید 

درست چند هفته پیش بر حسب اتفاق تقویما که دید دیدم ای دل غافل من چند ماهه دیه میرم تو 25 سالگی نشستم ببینم تا الان چیکار کردم دیدم هیچی یه حس خیلی بدی بهم دست  یه حسی که نا امیدم کرد یه حسی  که دست از سرم بر نمی داره نمی دونم چظور بگم نشستم فکر کردم به خاطر یه شرایطی خیلی احتمالش کمه مثلا من تا دو سال دیگه ازدواج کنم تازه بعدش خدا چی بخواد ی یه لحظه نگاه به دوستای متاهل خودم کردم دیدم چه خوشبخت چه نا راضی مثلا دوران عقد عروسی خونه داشتن نداشتن خونه دار شدن با شوهرشون زندگی ساختن بچه دار شدن (به قول معروف افتاده رو غلطک) ولی من چی هنوز شروع نکردم از یه جهت دیگه هم نگاه کنی احساسم بهم میگه هر چیزی یه دوره ای داره من خودم معتقدتم یه متاهل تو خیلی چیزا با یه مجرد تاد رو فرق می کنه بایدم باشه  (مثل رفتارای عاظفی پوشش و..).من مطمنم فلان فامیل ما که 20 سالشه و ازدواج کرده شاید تو خیلی موردا از منی که 4 سال ازش بزرگترم فرق  داره چون متاهل شده (اضلا از اون می پزیرن ولی من نه).احساسم میگه حتی وقتی شدی 30 سالت حتی اگر تازه عروس باشی دیگه نمیشه خیلی کارا اگر خیلی رفتارا داشت همه میگن از تو گذشته نمی دونم ( یه مثال بزنم یه دوستنم 26 سالیگی ازدواج کرده بود روز ولنتاین اومده بود برا شوهرش خوب یه کادو فانتزی بخره همه گفته بودم دیگه زشت تو هه خوب گناه او چیه که تازه ازدواج کرده و تموم عمرش اهل دوستی نبوده که این کارا کرده باشه که حالا نخواد بکنه )

واقع اینجوریه شما نظرتون چیه یعنی دیگه دیره؟؟؟؟؟ (شکلک گریه دار شدید )


از یه جهت دیگه هم من خودم ادمیم که خیلی دوست دارم فعالیت داشته باشم چیزی یاد بگیرم  موفق باشم از راکد بودن بدم میاد ولی به خاطر شرایطی انجام ندادم یکیش مثلا خانواد هی من خیلی علاقه دارند من ارشد می خوندم ولی من دوست نداشتم من دوست داشتم تو ضمینه های هنری فعالیت کنم ولی چون پدرم اینکارا را قبول نداشتن به نظرشون احترام گذاشتم باهاشون درگیر نشدم چون پدرم بودن ولی با دلگریمی اینکه انشا... با کسی ازدواج می کنم که موافق باشه و من میرم سمت اینا ولی چه فایده دیگه دیره کی وقت دارم برم سمت اینکارا .........تازه اگر شانس بیارم طرفم موافق باشه (شکلک دعا)

این مورد که گفتم یکی از این شرایط بود شاید با پا فشاری  می تونستم برم سمت ...چیزی مهمی نبود ولی من حتی پا فشاری نکردم چون  می دونستم به خاطر مسایلی اگر من بخوام برم  یه سختی ها به خانواده ام تحمیل میشه ( نه چون کار هنریه یا علاقه منه خاظر یه مسایلی) ( مدیونید خداوکیلی اگر فکر کنید مسائل مالیه  همیشه مسائل مالی محدودیت نیست) من گذشتم از خودم به امید اینده (هیچ منتی هم بر سر خانواده ام نمی زارم چون خانواده ام برام از هرچیز مهمتره کی مهمتر از پدر و مادرم)ولی میدونید وقتی یکی از دوستاما دیدم که با تمام مخالفت خانوادش یا اجباری که بر خانوادش کذاشت رفت پی علاقش  هرچیه الان راضیه خوشحاله بازم مثل من احساس پوچی نمی کنه ولی همهی اینا به کنار می دونید خیلی دردم گرفت وقتی همین خانواده ای که خیلی دوستشون دارم بر گشتن گفتن خوشبحال فلانی بچش  موفقه و احساسم میگه ندیدن من گدشتم که اونا راحتر باشن 


واقعا دیگه دیره من چکار کنم از این پوچی در بیارم از این که زندگیم داره هدر میره واقعا ناراحتم (شکلک افسردگی و زجه )

بازم ممنون اینکه حداقل خوندید (شکلک گل)


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
درد دل های دختران و پسران (۲۰۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸)
    • ۱۶۳۱ بازدید توسط ۱۳۶۱ نفر
    • سه شنبه ۱ مهر ۹۳ - ۲۰:۴۶

    با این مهریه ها نمی صرفه ازدواج کنم

    بنده پسری 27 ساله هستم و فوق لیسانس دارم شغلی دارم که راحت میشه باهاش یک خانواده رو چرخوند دو بار خواستگاری رفتم ولی اینقدر مهریه رو بالا گفتن که پاپس کشیدم مگه من چه گناهی کردم که باید اول ازدواج این همه برم زیر قرض ، قرضی که اگه این دنیا پرداخت نشه اون دنیا باید دینتو ادا کنی می دونید اصلا چیه الان داییم و برادرم هر دوتاشون مهریه زناشون بالاست .هیچکدوم نمی تونن به زنشون بگن بیرون رفتنی حجابتو رعایت کن هیچ کنترلی نمی تونن رو زنشون داشته باشند . به خاطر ترس از مهریه منم تصمیم گرفتم تا آخر عمرم مجرد بمونم .

    خدارو شکر از نظر جنسی طبعم سرده فشار جنسی حالیم نیست فقط خواستم سر و سامون بگیرم ولی با این مهریه ها نمی صرفه . دیگه قید ازدواج و زدم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۹)
    • ۵۱۷۴ بازدید توسط ۳۸۲۸ نفر
    • يكشنبه ۲۳ شهریور ۹۳ - ۱۳:۴۹

    حرف های پدر و مادرم آزارم میده

    کاش . منم 21 سالمه حس تو رو دارم .دارم یه رشته ای میخونم نمی دونم چی میشه . حرفای پدر و مادرم بیشتر از همه بدرم آزارم میده دیشب بهم گفت مادرت 18 سالگی شوهر رفته تو 2 سالم بیشتر موندی فکر کن اونم بین عموم و زن عموم و مامان بزرگم .

    منم خسته شدم هر روز دارم روزامو شب می کنم و شبام رو روز که چی شه نمی دونم . به هیچ امید ندارم تنها دلخوشیم اینه که دانشگاه برم . برم بیش دوستام از اول مهر .حال بدی دارم خودم احساس می کنم افسردم احساس انجام هیچ کاری رو ندارم یه نا امیدی زیادی تو دلمه .حرفم رو به هیچکس نمی تونم بگم اگه با کسی حرف بزنم مخصوصا بدرم همو حرفو به طعنه بهم برمی گردونه .احساس هیچی می کنم .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۴۱۶۰ بازدید توسط ۳۱۳۶ نفر
    • جمعه ۱۴ شهریور ۹۳ - ۰۹:۲۸

    هر کاری انجام می دم به بن بست می خوره

    سلام سوال من درباره ی موضوعی هست که نمی دونم چطور مطرحش کنم. من احساس می کنم که خدا من رو دوست نداره؟ آخه هر کاری انجام می دم به بن بست می خوره و مشکلاتم کم نمیشه بیش ترم می شه. چیکار کنم که خدا منم دوست داشته باشه و به منم نگاه کنه؟ سوالم شاید از روی ضعف ایمان باشه اما از کفر نیست. دیدم بعضی ها از این جور سوالات می پرسن اما جواب هایی که خوندم من رو قانع نکرده. می خوام خوشبخت بشم و در عین حال بنده ی خوبی برای خدا باشم چیکار کنم؟ من خیلی بد بودم و حالا می خوام خوب باشم هم برای خدا و هم برای همسر آینده ام اما همش فکر می کنم دیگه دیر شده و نمیشه نه این که کارام به بن بست می خوره. راستی چیکار کنم که دیگه به بن بست نخورم؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷)
    • ۱۵۹۵ بازدید توسط ۱۳۶۵ نفر
    • شنبه ۸ شهریور ۹۳ - ۲۳:۴۶

    چطوری میتونم امیدوار باشم؟

    من خیلی خستم. این زندگی رو دوست ندارم .آدماشو دوس ندارم. دیگه هیچی خوشحالم نمیکنه. الان شما به چه امیدی زنده اید؟ دوس داشتم زندگیم یه جور دیگه بود. دوس داشتم خونوادم کسایی دیگه ای بودن. اصلا دوس دارم تنها زندگی کنم. وچرت وپرتای هیچکسو نشنوم. من از زندگی بیزارم. سیرم.خسته ام. بهم بگید به چه امیدی این زندگی لعنتی رو ادامه بدم؟ هیچ چیز اون جوری که میخوام نیس. من خسته م. م

    یخوام زندگیم یا تموم شه یا 180 درجه عوض بشه. یه دختر 20 ساله ی مجردم.خسته شدم از فقر وبی پولی. از اینکه هیچکی درکت نمیکنه. از اینکه به هیچ کدوم از آرزوهام نرسیدم. خسته شدم از اینکه هدفهام واسه کسی مهم نیس. خسته شدم از غصه خوردن وگریه کردن وحسرت خوردن وبیخوابی های شبانه خسسسته شدم. دیگه هییییچکیو دوس ندارم. من حیف شدم بین این همه ظلم.بخدا حیف شدم. چطوری میتونم امیدوار باشم؟ مگه امیدی هم باقی مونده؟ کاش زندگیم یه جور دیگه بود......کاش.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۶)
    • ۳۶۰۱ بازدید توسط ۲۵۸۰ نفر
    • شنبه ۸ شهریور ۹۳ - ۱۶:۰۰

    دخترم، به خدا دیگه توان کنترل فشار جنسی رو ندارم

    سلام

    من یه دختر ۲۵ ساله هستم و تقریبا مذهبی برام موقعیت های گناه زیاد بوده و ترک کردم ولی به خدا دیگه توان ندارم از خدا کمک خواستم چقدر دعا و ثنا کردم چقدر چهل شب دعا و قران خوندم ولی نمیشه همه ی اماما رو قسم دادم به شدت گرم هستم از اون طرف خودارضایی گناهه از یه طرف دیگه دوستی با جنس مخالف قدغنه خب من بیچاره چیکار به نظر شما مرگم رو از خدا بخوام بهتر نیست؟

     نمیشه ازدواج کرد نه اون کار رو کرد از طرفی هم پسر نیستم که برم خواستگاری شما بگید من چیکار کنم بخدا دلم میگیره دوستامو می بینم بچه دارن یا هر کدوم در شرف ازدواجن .بابا مگه من به محبت جنس مخالفم احتیاج ندارم مگه خدا منو با این نیازا نیافرید پس چرا باید سرکوبش کنم بخدا شدیم بدتر از راهبه های مسیحی 


    مرتبط :

    کسی نیاز جنسی دختری که نمی تونه ازدواج کنه رو درک میکنه ؟

    ما جوون ها، بخاطر عدم ارضای نیاز جنسی باید یقه کی رو بگیریم ؟

    خودتون رو اسیر نیاز جنسی نکنید تا جوونی تون نابود نشه

    تکلیف نیاز جنسی دخترانی که به تجرد قطعی رسیدند چیه ؟

    دخترتون باید آبروتون رو ببره تا بفهمین نیاز جنسی فقط مال پسرا نیست ؟!

    دخترم، گاهی گریه م میگیره از این که نیاز جنسی دارم

    دختری هستم که انرژی زیادی رو صرف کنترل فشار جنسی می کنم

    دختری هستم که دارم از فشار جنسی میترکم



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۵ مطلب مشابه) روش های کنترل کردن میل جنسی (۴۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۷)
    • ۱۱۲۹۳ بازدید توسط ۸۸۴۴ نفر
    • جمعه ۳۱ مرداد ۹۳ - ۱۸:۳۲

    داستان زندگی یه دختر گناهکار

    تنها فرزندخانواده ام. پدر و مادرم از وقتی که بچه بودم تا الان فقط شبها خونه بودن و همش سرکار. تو سن 14 سالگی خودارضایی مو شروع کردم البته نه میدونستم کاری که میکنم گناهه نه میدونستم اشتباست فقط از روی عادت انجام میدادم که برام بعدا تبدیل به لذت شد.خودارضاییم اونقدر شدید بود که چندین بار بلوغم عقب افتاد و تو 18 سالگی پریود شدم. همه ی دخترای فامیلمون زیر 19 سال ازدواج میکردن و من روز به روز بیشتر افسوس میخوردم و به خودارضایی معتاد شدم.

    -------------------------

    ببینید ... ← کلیپ : داستان متحول شدن دختر گناهکار

    -----------------------


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۳۳۸۳۹ بازدید توسط ۲۶۰۰۲ نفر
    • چهارشنبه ۲۹ مرداد ۹۳ - ۱۴:۱۲

    بنظر شما کی باخته ؟ صادقانه بگید

    سلام

    می خوام بخشی از زندگیمو براتون بگم تا شاید واسه برخی درس باشه واسه برخی ازشما هم یه درددل ساده از طرف خودم ،قبلش یه مقدمه می گم وبعد از زندگیم می گم

    امسال وقتی برنامه ماه عسلو دیدم بخصوص اون قسمتش که عشق احسان وسولماز رو نشون می داد

    بغض گلومو گرفت ویاد زندگی خودم افتادم ،پیش خودم فکر کردم ای کاش من هم عشقی به بزرگی این عشق داشتم درحال که می تونستم داشته باشم اما ...

    بچه که بودم خیلی خوشگل بودم تپل وسفید با موهای بور ،همه دوسم داشتن توفامیل وغریبه پیش همه عزیزبودم کسی نبود که منو ببینه ودوسم نداشته باشه

    تو این همه آدم که منو دوست داشت پسر عمه ای هم بود که یه جورایی متفاوت تر ازهمه دوسم داشت اون حدودا پنج شیش سال ازم بزرگتر بود ،خیلی هوامو داشت وقتی می رفتیم خونشون کاری نبود که واسه خوشحال کردنم نکنه همیشه تو بازیا که با دخترعمه هام و اون می کردیم پشتیبانم بود یه جورایی وقتی اون بود دیگه احساس می کردم می تونم برهمه پادشاهی کنم ،خوب من بچه بودم ونمی فهمیدم این همه توجه وعلاقه اصلا ازروی چی میتونه باشه البته اونم بچه بود ولی اون انگار می فهمید چرا دوسم داره اما من نه ...یادمه یه بار عمم اینا رفته بودن مشهد وقتی ما رفتیم خونشون که سرشون بزنیم پسر عمم که اینجا اسمشو می ذارم امیر یهو اومد استقبالمو گفت خوبی زهرا ؟واست سوغاتی مخصوص آوردم برا هیشکی غیر ازتو سوغاتی نیاوردم منو برد تو اتاقو یه عروسک خیلی خوشگل بهم داد وگفت :این مال تو منم که از ذوقم نمی دونستم چیکار بکنم ،خیلی خوشحال شدم خیلی ،بازم نمی فهمیدم چرا فقط باید برای من سوغاتی بیاره چرا برای بقیه نه ...ناگفته نمونه که واقعا بقیه دختر عمه هام  که میشدن دخترخاله های امیر خیلی به این که امیر منو دوست داشت حسادت می کردن همیشه می گفتن امیر تو چرا این همه از زهرا طرفداری می کنی ؟چرا باماها خوب نیستی امیرم یه جورایی سربه سرشون می ذاشت وجواب سربالا می داد ...

    روزا می گذشت وهمیشه اوضاع همینطوری بود تا اینکه یه روز دخترعمه هام بهم گفتن زهرا اگه یه چیزی بهت بگیم ناراحت نمیشی ،منم گفتم نه بگین اونا گفتن امیر به ما گفته وقتی بزرگ شدم می خوام با زهرا عروسی کنم ،منم که تو عالم بچگی نمی دونستم ازدواج چیه تازه اینقدرم بدم میومد از ازدواج وعروسی و اینا خوب بچه بودم واقعا ناراحت شدم به حدی که اشکم درومد وگفتم من از عروسی می ترسم من هیچ وقت عروسی نمی کنم (خبرنداشتم یه روز تنها آرزوم میشه عروسی کردن!!!!)از اون روز به بعد هرجا امیرو می دیدم ازش فرار می کردم خجالت می کشیدم دیگه تقریبا فهمیده بودم دلیل این همه توجهش به من چیه و چرا همیشه هوامو داشت ...

    کم کم داشتم بزرگ می شدم داشتم می رسیدم به سنین نوجوانی به انقلاب زندگیم

    به روزایی که احساساتم ،نیازهام ،درونم وبیرونم درحال تغییر اساسی بود از اون چه خبر داشتم درونم بود از این که گاهی دلم می خواست به جنس مخالفم فکرکنم ،ارتباط برقرار کنم ،از این که گاهی با دیدن امیر ته دلم قلقلک می رفت وانگار دوست داشتم بازم نگام کنه ،هوامو داشته باشه ،پیش همه لوسم کنه

    بازم نمی دونستم این چه حسیه ،از اون چه خبر نداشتم بیرونم بود ظاهرم ،زیباییم ،قیافم نمی دونستم همونقدر که درونم درحال تغییره  بیرونم هم داره عوض میشه ...آره من دیگه اون زیبایی دوران کودکیمو نداشتم موهام مشکی شده بود پوستم به اندازه بچگیم سفید نبود ...ازهمه بدتر صورتم پراز جوش شده بود خیلی زیاد به حدی که هرجا می رفتم همش بحث جوشهای صورت من بود وهمه بهم می گفتن:زهرا تو چرا اینقدر جوش زدی ؟برو دکتر ؟صورتت از جوش پیدا نیست ،من همه اینا رو میشنیدم اما به روی خودم نمی آوردم که اصلا این موضوع مگه مهمه ؟اما بی خبر از این که مهم بود خیلیم مهم بود ،در همین احوالات بودم که طبیعتا امیروهم می دیدم ما با خونواده امیر زیاد رفت و آمد داشتیم سیزده بدر ها همیشه باهم بیرون می رفتیم ،سیزده بدر شونزده سالگیم هیچوقت یادم نمیره که باهم رفتیم کنار یه رودخونه خروشان و مردا رفتن سراغ ماهی گیری و زن ها هم مشغول غذا درست کردن شدن ،امیرهم بود اما دیگه اون امیر نبود من برعکس همیشه دلم می خواست امیر بازم دوسم داشته باشه بیاد تو جمع وازمن طرفداری کنه ،بیادبگه زهرا بیا یه ماهی بزرگ گرفتم برای تو ،اما دریغ از یک نگاه اون دیگه منو نمی دید دیگه دوسم نداشت ،من نمی دونستم چرا دوسم نداره چرا دیگه مثل سابق نیست اما خودش خوب می دونست

    چون من زیبایی قبلمو نداشتم دیگه موهام طلایی نبود دیگه تپل نبودم چاق شده بودم دیگه لپام گل ننداخته بود جوش انداخته بود ،همون سیزده بدرم بحث جوش های صورت من تو جمع فامیل حسابی داغ بود آره من هم کم کم فهمیدم به این دلیل دیگه امیری ندارم ...امیر رفت چند سال بعد با یه دختر هم اسم من وخیلی زیبا ازدواج کرد ومن هنوز مجردم ومنتظرم تا شاید یکی از آدم ها که عشق رو تو ظاهر خلاصه نمی کنه بیاد ومنو با خودش ببره که اصلا همچین آدمی هم نیست شاید هیچ وقت دیگه نتونستم ازدواج کنم و تنها تا ابد بمونم ...

    راستی یادم رفت بگم امیر خودش چه شکلی بود اون خودش هم اصلا زیبا نبود قدی بسیار کوتاه داشت ،پوستی تیره  پراز لک وجوش داشت ،موهای کم پشت وبینی بزرگ ...آره امیر خودش زشت بود اما به دنبال زیبایی می گشت مثل خیلی از پسرای زشتی که دخترهای حتی معمولی رو آدم حساب نمی کنن در آخر گفتم امیر چه شکلی بود چون من مثل خیلی از دخترهای دیگه ظاهرو نمی بینم درون آدم هارو می بینم ...

    می بینین کار خدارو خدا منو بازنده کرد وامیرو برنده ...راستی چرا تو جامعه ما تو ایران ما همیشه پسرا برند ه ان؟چرا پسر اگه زشتم باشه زیباترین نصیبش میشه ولی یه دختر چون زیبا نیست تموم آرزوهاش برفناست؟توفامیل ما هیچ پسر خوش قیافه ای وجود نداره اما همشون بلا استثنا همشون همسرهای زیبا دارن ...چرا خدا پسرا رو تا این حد دوست داره ؟چرا مگه ما دخترا چیکارش کردیم ؟چرا حتی امام حسین هم امیرو طلبید امامنو نه ؟همین چند وقته پیش با خانوم خوشگلش رفت کربلا...از این جا خستم از این شهر این کشور از این جا که من چون دخترم بیچاره ام ،چون دخترم باید حسرت بخورم ،چون اینجا فقط پسرا حق زندگی دارن ،کاش می تونستم برم برم جایی که به خاطر دختر بودنم حسرت نکشم ...می دونم که حالا همه شما آقایون میاید وبهم بد وبیراه می گین همین جا هم شاید حقوبه شما بدن ...می دونم اما هرچی می خواین بگین شماها خدا حمایتتون می کنه چه راه گریزی وجود داره برای دختری که خدا هم دوسش نداره ...

    بنظرشما کی باخته ؟صادقانه بگید می دونم که من باختم چون اون الان باهمسر زیباش خوشه چون اون الان داره تو آرزوهای من زندگی می کنه ومن درحسرت داشتن همسرم واقعا درحسرتش دارم میسوزم .

    امشب تمام گذشته ام را ورق زدم

    پرازلحظه های سیاه ،لحظه های داغ و پرالتهاب بی قراری

    دلتنگی وافسردگی ...

    خاموشی ،سکوت ،اشک ،سوختن

    چیزی نیافتم

    نفرین به بودن وقتی با درد همراه است...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۹)
    • ۲۷۸۶ بازدید توسط ۲۱۴۸ نفر
    • سه شنبه ۲۸ مرداد ۹۳ - ۲۰:۱۳

    تموم آرزوهام برباد رفت ...

    دختری ...ناامیدم...خستم...غمگینم ...داغونم...

    تموم آرزوهام برباد رفت...حتی آرزوهای بچگیم...قصه ی زندگی من اونقدر تلخ وطولا نیه که دستم توان نوشتنشو نداره...

    درد دارم ...تنها آرزوم این روزها داشتن همسر بود...که بشه مرهم زخم هام ...بشه تکیه گاه غم هام ...بشه همه ی اون عشقی که سالها می خواستم ونداشتم ...

    تنها آرزوم این بود که مادر بشم...کودکم رو در آغوش بگیرم وبراش لالایی مادرانه بخوانم ...

    که این آرزوها هم کوچ کرد ورفت...

    دختری بسان من که نه زیبایی دارد ونه پول ونه سن مناسب ...دیگر چگونه ازدواج کند...چگونه خودش را در لباس سفید عروس ببیند...

    تموم لحظه هام تلخند...تاریکند...

    دختری زشت و درمانده ام...

    کسی دوستم نداشت وندارد...حق دارند چگونه دوستم بدارند وقتی هیچ جذابیتی ندارم

    آن هم برای پسرها که همه چیزشان واست زیبایی دختر...

    درحسرت ماندم کسی بگوید ...دوستت دارم چرا یکی گفت ...یک پسر که ادعای مذهب داشت ادعای ایمان ،می گفت از سادات است و اصلا به دنبال زیبایی نیست...

    تا مرا ندیده بود قربان صدقه ام می رفت ...می گفت دوستت دارم آن هم با صدای بغض آلود و گریان ...می گفت خانوم منی همسر منی ...روزهایم پر بود از حرف های عاشقانه اش ...شب ها تا دوستت دارم هایش را نمی شنیدم خوابم نمی برد...یک شب برای این که اهل خانه بیدار نشوند با صدای آهسته حرف زدم ...

    یک لحظه گریست وبا گریه گفت ...چقدر صدات قشنگ میشه وقتی یواش حرف می زنی...خیلی دوستت دارم خیلی ...تو همه چیز منی...

    چقدر خوشحال بودم آنشب ...انگار توی دلم قند آب میشد...

    .........

    روزها گذشت ومن به این عشق خو گرفتم می خواست مرا ببیند وبالاخره دید...آنروز  تلخ نبود وحشتناک بود ...وحشت آن روز برای من حتی از وحشت قبر هم بدتر بود

    اومرا دید و گفت:حرف از عشق نزن ...حرف از دوست داشتن نزن...دیگر عمرا اصلا ابدا نمی توانم باتو بمانم ...برو عاشق خدا باش به آدم ها دل نبند...عشق خدا ازهمه بهتر است...

    راست می گفت عشق خدا بهتر بود خدایی که به چشم وابروی کسی نمی نگرد...خدایی که فقط دل را می بیند...خدایی که نمی خواهد ببیند چه شکلی هستی ...فقط می بیند چه می گویی...چه می خواهی

    آری عشق آدم ها چشمان خمار می خواهد ابروی کمان ...گونه های گلگون...قامتی ظریف ...که من ندارم ...من ندارم

    حق داشت برود ...وقتی رفت اشک هایم آنقدر راه افتاده بود که می خواستم دکتر بروم تا کور نشده ام هر کار می کردم بند نمی آمد لامصب بند نمی آمد

    همین حالا که دارم می نویسم هم بند نمی آید ...

    او رفت و من ماندم او ازدواج کرد با یک خانوم خوشگل ومن ماندم ...همسرش واقعا زیبا بود...چه عشق زیبایی میانشان بود...

    چه عجیب نگاهم می کرد انگار به من می گفت دیدی به این می گن عشق...

    آری به این می گن عشق دخترک ...چه نادان بودی وقتی امیدوارانه حرف هایش را باور می کردی وطعم عشق می چشیدی...

    خوش باش پسرک ...خوش و خوشبخت به تو خرده نمی گیرم اگر قصه ات را نوشتم خواستم بگویم چرا یکنفر بود که گفت دوستت دارم همین ...

    تو که جنایت نکرده ای همه می خواهندهمسرشان ...جفتشان دلربا باشد...همه می خواهند حتی شاید من ...پس چرا به تو خرده بگیرم نه خوش باش پسرک عشقتان زیباتر ازهرروز...

    من باخته ام میان آدم ها ...مزاحمم زیادیم اضافیم...باید بروم باید کوله ام را بردارم وبروم

    من جای خیلی ها را تنگ کرده ام ...خدا هم از آفرینشم اظهار پشیمانی کرد...

    می روم

    آمده بودم خدا حافظی با همین آدم ها ...

    خداحا فظ آدم ها ببخشید زمان زیادی توی دنیایتان بودم باید زودتر می رفتم اما هی دست دست کردم

    حالا دیگر دست هایم آماده ی تکان دادن اند ...

    راستی برایم دعا کنید...می گویند خودکشی گناه است می گویند خدا می سوزاند کسی را که به استقبال مرگ برود...

    دعا کنید آب سردی هم باشد میان جهنم سوزان خدا...

    آدم ها خدا حافظ...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۰)
    • ۴۴۷۳ بازدید توسط ۳۲۲۱ نفر
    • چهارشنبه ۲۲ مرداد ۹۳ - ۲۳:۱۲

    مواقعی که دلتون میگیره چکار می کنید ؟

    سلام به همه شما خواهر برادرهای عزیزم .

    ی سوال ازتون داشتم لطفا جوابمو بدین شما شده تا حالا دلتون بگیره؟ در این طور مواقع چیکار میکنید؟

    من حدود یک سال و نیم میشه که دیگه اون دختر شاد و سرزنده سابق نیستم  اگه بدونید قبل از اون چقدر خوش بودم از آشپزی ، تفریح ،کوه ،درس ،شوخی ،مسافرت ،خنده،اینقدر خوش بودم که حتی به ترک دیوار هم میخندیدم  هر کی منو میشناخت آرزو میکرد جای من بود. هیچ وقت هم دوست پسر نداشتم و ندارم ولی الان هیچی خوشحالم نمیکنه از هر لحاظ که بگید تو زندگیم هیچ مشکلی ندارم هیچی .

    ولی نمیدونم چیکار کنم خیلی دلم میخواد به روزهای سابقم برگردم ولی نمیتونم هرچه با خودم کلنجار می رم نمیشه .یک نفر (یک خانم ) بد جور قلبمو شکست طوریکه شاید باورتون نشه ولی من صدای شکسته شدن قلبمو شنیدم وحتی هنوزم قلبم تو سینم داره سنگینی میکنه.به نظرتون چیکار کنم ؟تو این مدت هنوز یک شب خواب عمیق نداشتم هنوز از ته دل نخندیدم حوصله هیچ کاری ندارم .لطفا بگید بنظرتون چیکارکنم دوست دارم به روزهای قبلم برگردم؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۵)
    • ۱۴۶۶۷ بازدید توسط ۱۰۸۹۸ نفر
    • چهارشنبه ۲۲ مرداد ۹۳ - ۰۳:۲۴

    ممکنه به یکی از خواستگارام چشم بسته جواب مثبت بدم

    سلام

    من یه خواهشی دارم از بزرگترا

    تو رو خدا اینقد ما دخترا رو اذیت نکنید...من 22 سالمه خانوادم همش میگن ازدواج کن...خواهرم که دیگه داره با حرفاش منو خفه میکنه همش میگه برو دیگه دیرت میشه هاااا!!!!

    بابا مگه شوهر کردن دست منه...بزرگترا یه خرده ما دخترا رو درک کنید باور کنید اگه این حرفای شما نباشه ما راحتتر زندگی و ازدواج میکنیم....من الان با این حرفا ممکنه به یکی از خواستگارام چشم بسته جواب مثبت بدم که از این حرفا خلاص شم... خدایا کمک کن...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶)
    • ۱۶۴۷ بازدید توسط ۱۳۵۴ نفر
    • چهارشنبه ۲۲ مرداد ۹۳ - ۰۳:۱۶

    تو رو خدا تو این ماه عزیز به فکر ما جوون ها باشید

    مسئولین، پدر مادرها، همه کسانی که مسئول مانع ازدواج جوونها هستید تو رو خدا تو این ماه عزیز به فکر ما جوون ها باشید. خیلی سخته تو این اوضاع اقتصادی و فرهنگی و.....جوونها بیکار و مجرد باشن. بابا مگه ما چقدر میتونیم پاکدامنی کنیم و فشار عاطفی و جنسی و بیکاری و هزار تا فشار دیگه رو تحمل کنیم بابا حضرت ایوب هم نه مجرد بود نه بیکار که ما بخوایم صبر ایوب داشته باشیم.بابا حضرت یوسف هم نه بیکار بود و نه مجرد .اصلا حضرت یوسف چند سالگی ازدواج کرد؟ اصلا تمام ائمه و پیامبرها چند سالگی ازدواج کردن؟ تازه اون ها تو شرایط اجتماعی الان نبودن. من خودم دختری 31 ساله هستم که تو این چند سال همش سعی کردم با درس خوندن و ادامه تحصیل خودمو مشغول کنم ولی تا الان به هر دری زدم شغلی نتونستم دست و پا کنم .با وجود دوست نشدن با جنس مخالف و رعایت هزار تا چیز دیگه خواستگاری نداشتم و ندارم. ولی بابا من هم آدمم و دلم عاطفه و بغل و نیاز جنسی میخواد. خیلی موقعیتها بودکه بخوام خودمو کنترل کردم و بخاطرخدا صبر پیشه کردم ولی الان دیگه کم آوردم. پدر مادرم هم اصلا به نیاز عاطفیم توجه ندارن یعنی بهم محبت نمیکنن. من بدخت پس چیکار کنم؟  

    چند وقتیه مزاحمی دارم که درخواست س*س تلفنی میکنه. هر چی بد و بیراه بلدم بارش کردم  و از به یاد مرگ و ترس از خدا انداختمش ولی بابا منم آدمم احساس دارم تا کی میتونم همه ی احساسم و نیاز زیاد جنسیمو تحمل کنم .نه موقعیت ازدواج دارم نه اهل کارهای فسادم نه میتونم خودارضایی کنم که انقدر گناه داره. پس چه خاکی بسرم کنم.تو رو خدا دعام کنید تو این ماه عزیز خدا جونم رو بگیره و از این همه عذاب راحت شم. تو رو خدا دعام کنید ...................


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۹)
    • ۳۵۸۸ بازدید توسط ۲۵۸۰ نفر
    • جمعه ۱۳ تیر ۹۳ - ۱۵:۱۹

    فکر میکنم خدا دیگه توبه های منو باور نمیکنه

    دیگه خسته شدم انقدر که توبه کردم و توبه شکستم . فکر میکنم خدا دیگه توبه های منو باور نمیکنه.احساس میکنم که دیگه اراده ای در من وجود نداره.جالبه که بدونیدخیلی مذهبی ام.نماز اول وقتم ترک نمیشه تازه غالبا سعی می کنم به جماعت خونده شه.مدام ذکر میگم.مدام صلوات می فرستم .ختم چهل روزه زیارت آل یاسین و... انجام میدم.نافله صبح میخونم و خیلی کارای دیگه...ولی وقتی فکر این لعنتی میاد تو سرم دیوونه میشم به هر دری میزنم تا شرایطی ایجاد کنم و خودارضایی رو انجام بدم.دانشجوی مقطع دکتری هستم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۵۷۲۷ بازدید توسط ۳۹۸۰ نفر
    • پنجشنبه ۲۹ خرداد ۹۳ - ۱۸:۵۶

    باورتون میشه بابام دوست دختر داره ؟

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۵ مطلب مشابه)

    • ۴۶۴۱ بازدید توسط ۳۴۴۴ نفر
    • چهارشنبه ۲۱ خرداد ۹۳ - ۰۹:۰۳

    خسته شدم از اینکه اینقد ساده ام

    من یه دختر 20 ساله هستم- من هیچوقت از شخصیتی که داشتم راضی نبودم و دوست داشتم یه شخصیت دیگه برای خودم بسازم. من یکم حسودم. و این آزارم میده.خسته شدم از اینکه اینقد ساداه م با حرف پسری دلم میلرزه و با نگاه پسری درگیر احساساتی میشم. چرا من اینقد اسونم. دوست دارم مثل بعضی از دخترا سخت و دست نیافتنی باشم و راحت با جنس مخالف اگه لازم بود حرفمو بزنم و راحت دل ندم. همیشه به دخترایی که سخت و یکم غرور دارن حسودیم میشه اونا خیلی خوشن از همه جهت. دلشون زود نمیلرزه و خود باورن و خواستگار زیاد دارن من با چشم خودم دوربرم دیدم و حتی هم بعضیا رو شنیدم. چطور اینطوری باشم؟ با این همه اعتماد بنفس زیاد؟ میخوام اعتماد بنفسمو زیاد کنم و دختری خواستنی باشم. اما...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶)
    • ۲۳۴۲ بازدید توسط ۱۸۴۱ نفر
    • جمعه ۱۶ خرداد ۹۳ - ۰۹:۰۵

    برو بالا