خانواده برتر

مشورت در قالب پرسش و پاسخ در مورد ازدواج و مدیریت خانواده

جستجو در بین بیش ا ز 17 هزار "پست" و بیش از 600 هزار "نظر" کاربران

جدیدترین ها
داغ های جدید
پراستفاده ترین ها
مطالب کاربران
صفحات خاص
صفحات کاربران
به روز شده ها
جدیدترین نظرات خبرنامه ایمیلی دنبال کنید
خواهر بزرگترم خیلی خواستگار داره، اما قسمتش نمیشه (۴۸۰۹ بازدید توسط ۳۶۸۵ نفر) - (۷۸ نظر)
معرفی مجموعه وساطت ازدواج آدم و حوا (۵۵۵۳ بازدید توسط ۴۰۹۲ نفر) - (۲۹ نظر)
چطور سعی میکنید هر روز همسرتون رو خوشحال کنید (۶۰۸۹ بازدید توسط ۴۱۴۶ نفر) - (۱۱۷ نظر)
قانون به غیر از مهریه دیگه چه حقی به زن داده؟ (۴۲۶۷ بازدید توسط ۳۱۹۳ نفر) - (۶۸ نظر)
خانم‌ها، مراقب متاهل ها، پیرمردها و بابابزرگ ها باشید! (۴۹۵۰ بازدید توسط ۳۸۵۱ نفر) - (۲۸ نظر)
غیرت مردان و انتشار عکس های شخصی از خانم های اون ها (۴۷۵۹ بازدید توسط ۳۷۷۸ نفر) - (۳۸ نظر)
چند کلام با دختران دم بخت (۶۰۲۱ بازدید توسط ۴۶۲۷ نفر) - (۴۵ نظر)
چقدر حاضرید برای ازدواج کردن از معیارهایی که دارید کوتاه بیاین؟ (۴۲۹۵ بازدید توسط ۳۲۹۳ نفر) - (۴۷ نظر)
چرا بعضی از خانم ها طرفدار مردان ضد زن میشن؟ (۳۱۱۲ بازدید توسط ۲۳۷۶ نفر) - (۲۵ نظر)
دوست ندارم سرم کلاه بره و با کسی ازدواج کنم که دوست پسر داشته (۵۸۹۹ بازدید توسط ۴۴۷۰ نفر) - (۶۵ نظر)
دلبستگی های دوران خواستگاری و دست خوردگی روح آدم ها (۲۷۸۷ بازدید توسط ۲۱۵۸ نفر) - (۱۶ نظر)
بعضی از مادران می دونن دخترشون دوست پسر داره اما ... (۵۶۷۳ بازدید توسط ۴۳۷۸ نفر) - (۳۷ نظر)
چرا خنده ی یک خانم در حضور یک مرد نامحرم ممکن است تأثیر منفی بگذارد؟ (۶۰۵۰ بازدید توسط ۴۲۱۹ نفر) - (۲۰۲ نظر)
دختری نوجوانم، بعد از دیدن فیلم مستهجن، به هم ریختم (۵۳۶۳ بازدید توسط ۴۰۶۵ نفر) - (۵۵ نظر)
پسر مورد علاقه م منو دوست اجتماعی خودش میدونه (۳۲۹۹ بازدید توسط ۲۵۰۴ نفر) - (۴۸ نظر)
این همه آدم کم درآمد چطور دارن ازدواج میکنند؟ (۸۱۳۶ بازدید توسط ۵۷۳۹ نفر) - (۱۲۸ نظر)
در خواستگاری از دختری مذهبی و کم تجربه چه مسائلی رو باید مطرح کنم؟ (۲۷۱۲ بازدید توسط ۲۰۳۷ نفر) - (۲۴ نظر)
شوهرم حریم خصوصی نمی فهمه (۳۹۶۱ بازدید توسط ۲۹۱۷ نفر) - (۴۲ نظر)
دلیل رفتارهای گستاخانه، طلبکارانه و فاقد احترام بعضی از دانشجویان چیه؟ (۲۵۹۵ بازدید توسط ۱۹۴۲ نفر) - (۵۳ نظر)
دخترم، با جنسیتم نمیتونم کنار بیام (۴۵۷۱ بازدید توسط ۳۱۶۱ نفر) - (۲۵۵ نظر)
افسردگی گرفتم، دختر مورد علاقه م حتی اجازه خواستگاری کردن نداد (۴۳۲۶ بازدید توسط ۳۰۹۷ نفر) - (۱۰۰ نظر)
وقتش نرسیده دختران و پسران برای ازدواج کردن واقع بین باشند؟ (۳۳۴۳ بازدید توسط ۲۴۰۳ نفر) - (۹۹ نظر)
به آرایش نکردنم ادامه بدم یا نه؟ (۳۵۵۵ بازدید توسط ۲۵۹۵ نفر) - (۵۶ نظر)
آیا حجاب امری جزئی است؟ (۲۵۸۷ بازدید توسط ۱۷۸۶ نفر) - (۱۰۹ نظر)
ایجاد بخشی برای بچه های خانواده برتر جهت آشنایی و ازدواج (۵۳۶۹ بازدید توسط ۳۵۷۲ نفر) - (۱۵۳ نظر)
پسر مورد علاقه م میگه خیلی به من نزدیک نشو (۴۱۷۸ بازدید توسط ۳۱۶۶ نفر) - (۶۱ نظر)
پسری 19 هستم، برادرم پیشنهاد دادن ازدواج کنم (۳۱۱۳ بازدید توسط ۲۲۷۰ نفر) - (۶۱ نظر)
با پسر مورد علاقه دوستم ارتباط دارم، بهش بگم؟ (۴۳۸۳ بازدید توسط ۳۳۱۶ نفر) - (۱۳۰ نظر)
خواستگارهای مختلف در سنین مختلف (۳۵۸۹ بازدید توسط ۲۶۷۳ نفر) - (۸۱ نظر)
چرا بعضی از مجردها با وجود سرد نبودن، فشار جنسی اذیت شون نمی کنه؟ (۴۱۳۹ بازدید توسط ۳۱۹۲ نفر) - (۸۴ نظر)
قرار شد به سوالات درسی یه دختر پاسخ بدم اما ... (۳۴۱۹ بازدید توسط ۲۵۸۰ نفر) - (۶۳ نظر)
بحث در مورد هزینه هایی که یه پسر در دوران آشنایی متحمل میشه (۲۹۷۸ بازدید توسط ۲۲۲۰ نفر) - (۱۰۵ نظر)
دهه هفتاد هم نسل سوخته شد (۳۲۹۲ بازدید توسط ۲۳۳۵ نفر) - (۱۲۲ نظر)
ما که به ازدواج نیاز داریم چه کاری انجام بدیم؟ (۴۶۳۲ بازدید توسط ۳۵۳۹ نفر) - (۱۰۸ نظر)
آداب بیرون رفتن در مرحله آشنایی قبل از ازدواج چیه؟ (۷۱۷۴ بازدید توسط ۵۵۳۰ نفر) - (۸۲ نظر)
حواشی نمایش تخت دو نفره با گل قرمز در سریال پایتخت! (۳۱۵۰ بازدید توسط ۲۳۲۵ نفر) - (۵۱ نظر)
من هفته ای یکی دو بار با همسرم قهر میکنم (۳۶۶۶ بازدید توسط ۲۷۲۳ نفر) - (۷۲ نظر)
چند مورد از رازهای پنهان انگیزه ی دوستی پسرها با دخترها (۵۲۲۰ بازدید توسط ۳۹۰۹ نفر) - (۱۱۴ نظر)
پسر مورد علاقه م پیام داده مزاحم نشو (۳۹۳۲ بازدید توسط ۲۸۹۵ نفر) - (۶۹ نظر)
احساس می کنم دختری که باهاش درس می خونم بهم وابسته شده (۲۵۵۴ بازدید توسط ۲۰۵۸ نفر) - (۳۷ نظر)
خطاب به دخترهایی که به خاطر کنجکاوی تمایل دارن با پسرها دوست بشن (۳۷۵۴ بازدید توسط ۲۷۴۷ نفر) - (۷۳ نظر)
چطوری آقایی که قراره باهاش ازدواج موقت بکنم رو قانع به ازدواج دائم بکنم؟ (۴۵۸۲ بازدید توسط ۳۴۵۹ نفر) - (۱۶۸ نظر)
از کجا می فهمید چهره دختری که انتخاب کردید به دل تون نشسته یا نه؟ (۴۵۲۷ بازدید توسط ۳۴۳۵ نفر) - (۷۵ نظر)
به خاطر سختگیری دختران، می خوام با یه مطلقه ازدواج کنم (۳۳۶۳ بازدید توسط ۲۵۵۵ نفر) - (۹۸ نظر)
دلم میخواد منم با پسری دوست بشم (۶۰۷۰ بازدید توسط ۴۷۳۵ نفر) - (۸۰ نظر)
من باید چیکار کنم که در سن مناسب با آدم مناسب ازدواج کنم؟ (۲۴۳۷ بازدید توسط ۱۸۵۷ نفر) - (۵۶ نظر)
آیا نباید توقع داشته باشم که اولین تجربه همسر آینده م باشم؟ (۳۶۹۶ بازدید توسط ۲۸۸۷ نفر) - (۷۲ نظر)
ازدواج با یک سلبریتی چه مشکلاتی میتونه به همراه داشته باشه؟ (۳۰۴۳ بازدید توسط ۲۲۸۶ نفر) - (۵۸ نظر)
آقا پسرها اگه دختری که زمانی دوستش داشتید، برگرده چیکار می کنین؟ (۳۳۴۲ بازدید توسط ۲۵۴۲ نفر) - (۴۸ نظر)
چرا بعضی دخترها شدیدا عاشقِ پسرهای کره ای میشن؟ (۱۴۶۸۹ بازدید توسط ۱۱۴۹۲ نفر) - (۱۱۳ نظر)
حکمت خلقت آدم های زشت چیه ؟ (۴۷۹۲۰ بازدید توسط ۳۷۸۵۵ نفر) - (۲۲۴ نظر)
چرا در بعضی روابط قبل ازدواج، پسرها از دخترها عکس بی حجاب میخوان؟ (۸۲۳۲۵ بازدید توسط ۶۵۷۵۹ نفر) - (۱۱۴ نظر)
وقتی به کسی فکر می کنیم، اونم به ما فکر می کنه؟ (۲۴۰۵۰۴ بازدید توسط ۱۸۹۵۲۲ نفر) - (۱۵۸ نظر)
چه تغییری باید در زندگیم بدم که خواستگار داشته باشم؟ (۶۴۶۵۳ بازدید توسط ۴۹۲۱۷ نفر) - (۱۷۷ نظر)
مصداق های عینی "چوب خدا صدا نداره" (۶۱۸۳۷ بازدید توسط ۴۷۹۱۶ نفر) - (۲۲۱ نظر)
خیلی درگیر سرگرمی‌های بی خود و بی هدف شدم (۱۴۹۵ بازدید توسط ۱۱۵۹ نفر) - (۱۰ نظر)
آقای محترم، من باربی نیستم (۴۷۹۷ بازدید توسط ۳۷۱۰ نفر) - (۵۸ نظر)
مراسم عقد در حرم امام رضا (ع) (۵۳۶۳ بازدید توسط ۲۵۲۴ نفر) - (۲۲ نظر)
از کجا بفهمم خواستگارم اعتیاد داره یا نه؟ (۳۷۱۹ بازدید توسط ۲۷۴۰ نفر) - (۵۸ نظر)
فلسفه پوشیدن چادر چیه؟ (۵۱۸۶ بازدید توسط ۳۷۴۱ نفر) - (۹۰ نظر)
خسته شدم از تنهایی، دلم میخواد ازدواج کنم (۷۵۱۵ بازدید توسط ۵۸۳۰ نفر) - (۹۸ نظر)
با مادر خواستگارتون تشریف ببرید استخر! (۹۰۰۰ بازدید توسط ۶۷۱۳ نفر) - (۱۹۴ نظر)
هیچ لوازم آرایشی ای روی پوستم نمیشینه (۲۹۰۱ بازدید توسط ۲۱۰۷ نفر) - (۲۲ نظر)
پسر مورد علاقه ام بین منو مامانش گیر کرده (۱۹۱۸۳ بازدید توسط ۱۵۴۹۰ نفر) - (۱۲۲ نظر)
نمی تونم با پسرها راحت باشم و برم بیرون (۳۹۵۹ بازدید توسط ۳۱۰۴ نفر) - (۲۴ نظر)
چطور مامانم رو متقاعد کنم به مانتویی شدنم رضایت بده؟ (۳۶۴۵ بازدید توسط ۲۶۳۰ نفر) - (۲۳ نظر)
معرفی کتاب ازدواج مثل آب خوردن آسان است (۲۵۴۹ بازدید توسط ۱۷۶۵ نفر) - (۱۰ نظر)
خواستگار خوبم رو به خاطر خوب حرف نزدن از دست دادم (۴۶۶۴ بازدید توسط ۳۶۳۷ نفر) - (۳۴ نظر)
تجربیات شما در مورد اثر حجامت بر سلامتی (۳۵۵۶ بازدید توسط ۲۶۰۹ نفر) - (۲۴ نظر)
راهنمایی درباره ورزش های مربوط به تناسب اندام (۲۰۶۵ بازدید توسط ۱۴۳۷ نفر) - (۱۵ نظر)
چرا آقایون علت جواب نه رو نمی پرسند؟ (۹۳۶۰ بازدید توسط ۷۲۳۸ نفر) - (۹۰ نظر)
خودم رو حق یه دختر پاک میدونم (۵۹۹۷ بازدید توسط ۴۲۷۵ نفر) - (۶۹ نظر)
هم سن های تو الان بچه دارن، چرا ازدواج نکردی؟ (۵۱۸۲ بازدید توسط ۴۱۸۱ نفر) - (۶۸ نظر)
چاقی با میکس پودر جوانه ی گندم با شیر خشک و سفیده تخم مرغ (۶۸۲۳ بازدید توسط ۵۱۸۵ نفر) - (۰ نظر)
مگه نباید هر کسی با یکی مثل خودش ازدواج کنه؟! (۶۸۲۳ بازدید توسط ۴۸۸۵ نفر) - (۱۱۶ نظر)
متوجه هستین که یه عده خواهر ندارن؟ (۸۶۴۲ بازدید توسط ۶۱۳۶ نفر) - (۶۶ نظر)
محاسن و معایب زندگی با مردهای خیلی آرام و خجالتی (۴۰۸۲ بازدید توسط ۳۰۷۰ نفر) - (۳۴ نظر)
روی خیاطی تمرکز کنم یا حسابداری؟ (۵۹۹۲ بازدید توسط ۴۲۹۵ نفر) - (۴۰ نظر)
تحمل تیکه ها و شوخی های دوستان متاهلم رو ندارم (۵۴۱۳ بازدید توسط ۴۱۸۵ نفر) - (۷۳ نظر)
مهریه های سنگین باعث کدورت و دشمنی می شود (۳۳۳۷ بازدید توسط ۲۳۲۷ نفر) - (۳۴ نظر)
کسانی که روانشناسی خوندن یه کم ازش تعریف کنن (۶۶۴۲ بازدید توسط ۴۷۵۷ نفر) - (۲۴ نظر)
به خواستگارم بله بگم یا منتظر یه خواستگار کارمند بمونم؟ (۴۷۸۶ بازدید توسط ۳۴۵۰ نفر) - (۵۹ نظر)
فلسفه ی این گروه های مختلط کوهنوردی چیه؟ (۶۴۱۶ بازدید توسط ۴۹۰۲ نفر) - (۱۰۳ نظر)
چطور می تونم با مانتو یا چادر هم محجبه باشم و هم شیک؟ (۱۳۷۱۸ بازدید توسط ۱۰۰۱۱ نفر) - (۱۱۴ نظر)
روش از بین بردن تخم شپش روی موهای سر (۱۲۷۶۹۷۶ بازدید توسط ۹۵۶۸۷۳ نفر) - (۱۷۳ نظر)
این که شوهرم دیر جواب پیامک های منو میده باعث نگرانیه؟ (۱۰۴۴۳ بازدید توسط ۸۰۸۱ نفر) - (۶۳ نظر)
مجبورم نون خور اضافه به نظر بیام چون خواستگار مناسب ندارم (۴۹۷۹ بازدید توسط ۳۶۲۵ نفر) - (۵۲ نظر)
عاشق دختر عموم شدم ولی اون نسبت به من سرده (۵۲۲۳ بازدید توسط ۳۶۵۸ نفر) - (۲۰ نظر)
آیا میشه شریک زندگی رو از فضای مجازی انتخاب کرد؟ (۵۶۵۱ بازدید توسط ۴۱۴۲ نفر) - (۲۹ نظر)
چگونه به معتاد نبودن، خواستگار خود پی ببریم؟ (۴۲۰۸ بازدید توسط ۲۹۹۸ نفر) - (۲۳ نظر)
دلایل سرد شدن بعضی از پسران در دوره آشنایی قبل از ازدواج (۴۱۰۲ بازدید توسط ۳۰۴۷ نفر) - (۵۱ نظر)
مدیریت مالی خانواده ای که زن و شوهر شاغل هستند (۵۲۲۹ بازدید توسط ۳۸۶۸ نفر) - (۲۶ نظر)
دخترم، در 34 سالگی بالاخره حس ازدواج رو پیدا کردم (۵۸۶۸ بازدید توسط ۴۴۵۷ نفر) - (۳۲ نظر)
کجا دنبال دختر خوب گشتی که میگی نیست؟ (۷۷۱۷ بازدید توسط ۵۴۰۸ نفر) - (۱۲۵ نظر)
مقلد کدوم مرجع تقلید بشم؟ (۱۴۶۹۸ بازدید توسط ۱۰۷۲۷ نفر) - (۳۲ نظر)
دچار حواس پرتی و فراموشی خفیف شدم (۶۴۹۶ بازدید توسط ۵۰۲۴ نفر) - (۷۶ نظر)
خانم ها، چه انگیزه ای غیر از درآمد دارید واسه رفتن سرکار؟ (۵۳۰۳ بازدید توسط ۴۰۲۷ نفر) - (۶۸ نظر)
نوع رفتار و پوشش دختر در اولین برخورد با خواستگار (۴۶۹۷ بازدید توسط ۳۵۱۹ نفر) - (۲۲ نظر)
زن بودن و زنانه بودن (3) – مادونا (۵۸۲۳ بازدید توسط ۴۲۷۴ نفر) - (۱۶ نظر)
شوهرم به نماز و روزه اهمیت نمیده (۴۱۶۵ بازدید توسط ۳۰۷۷ نفر) - (۳۳ نظر)
ایران در چه جایگاهی از برابری جنسیتی ایستاده است؟ (۴۰۳۵ بازدید توسط ۲۹۲۹ نفر) - (۹۲ نظر)
چرا بعضی از پسرها بعد از جواب رد شنیدن، کینه به دل می گیرند؟ (۲۱۲۳ بازدید توسط ۱۶۳۶ نفر) - (۲۰ نظر)
چرا زنان و دختران ایرانی این قدر از رنگ می ترسند؟ (۶۳۲۵ بازدید توسط ۴۴۲۴ نفر) - (۰ نظر)
با حجاب بودن سخته، با حجاب بودن غلطه! (۲۸۲۷ بازدید توسط ۲۲۳۶ نفر) - (۱۵ نظر)
اون، یکی از دلایل حال خوب منه (۲۳۴۴ بازدید توسط ۱۹۴۵ نفر) - (۱۲ نظر)
مرد که گریه نمی کنه! (۲۶۸۲ بازدید توسط ۱۹۰۴ نفر) - (۲۶ نظر)
کل زندگیم عادت کردم به تمام بدبختی هام بخندم 3! (۲۷۳۸ بازدید توسط ۲۱۷۵ نفر) - (۱۳ نظر)
از هر موضوعی دنبال جنجال درست کردن نباشید! (۲۳۵۸ بازدید توسط ۲۰۲۲ نفر) - (۰ نظر)
آیا می توانیم اخلاقی زندگی کنیم؟ (۲۵۲۹ بازدید توسط ۲۰۷۰ نفر) - (۲۷ نظر)
آیا شوهر واقعا کم است؟ (۶۱۳۰ بازدید توسط ۴۸۶۳ نفر) - (۲۹ نظر)
چرا بعضی از ایرانی ها این همه از سیر متنفرن؟! (۱۵۶۶ بازدید توسط ۱۳۸۰ نفر) - (۹ نظر)
کل زندگیم عادت کردم به بدبختی هام هم بخندم 2! (۳۳۹۷ بازدید توسط ۲۷۶۷ نفر) - (۲۶ نظر)
چند توصیه در مورد ازدواج با توجه به سریال از سرنوشت (۲۷۴۴ بازدید توسط ۲۲۱۴ نفر) - (۲۳ نظر)
چند پیشنهاد برای کمی تغییر و تحول در افزایش ازدواج (۱۹۵۷ بازدید توسط ۱۵۵۸ نفر) - (۵ نظر)
آیا واقعا کار نیست یا جوانان ما حال کار ندارن؟ (۳۷۳۴ بازدید توسط ۲۸۲۸ نفر) - (۳۸ نظر)
از رفتارهای دوست، فامیل و خانواده خسته شدید (۱۰۹۷ بازدید توسط ۸۹۴ نفر) - (۲ نظر)
کل زندگیم عادت کردم به تمام بدبختی هام هم بخندم 1 (۲۳۵۵ بازدید توسط ۱۸۹۵ نفر) - (۱۹ نظر)
کسری خدمت سربازی با شرکت در طرح علم الهدی (۲۶۵۰ بازدید توسط ۲۱۸۶ نفر) - (۶ نظر)
در مورد ریورس موزیک (۹۹۲ بازدید توسط ۷۳۷ نفر) - (۶ نظر)
چطوری هزینه های زندگی مون رو کمتر کنیم؟ (۳۹۴۴ بازدید توسط ۳۰۴۷ نفر) - (۳۱ نظر)
مروری بر اندیشه های زیگموند فروید (۱۰۲۷ بازدید توسط ۸۰۹ نفر) - (۱۱ نظر)
اخلاق یعنی چی و یا انسان خوش اخلاق به کی میگن؟ (۸۷۴ بازدید توسط ۶۵۶ نفر) - (۷ نظر)
معرفی کتاب بردگی خود خواسته (۸۶۰ بازدید توسط ۷۱۹ نفر) - (۶ نظر)
نیاز نیست به مردم با هر روشی ثابت کنید که انسان خوبی هستید (۱۵۰۳ بازدید توسط ۱۲۱۴ نفر) - (۲۰ نظر)
برخی خانم ها میگن پسر 10 ساله چیزی نمی فهمه! (۱۶۲۴۰ بازدید توسط ۱۳۴۸۰ نفر) - (۳۱ نظر)
روزه ی روز غدیر خم، روزه ای معادل تمام عمر (۱۱۶۵ بازدید توسط ۹۱۸ نفر) - (۶ نظر)
بدون هدف و بدون امید حتی یک ثانیه زندگی کردن هم سخته (۲۳۳۸ بازدید توسط ۱۷۹۷ نفر) - (۱۳ نظر)
معرفی کتاب از اسطوره تا تاریخ، نوشته دکتر مهرداد بهار (۵۵۳ بازدید توسط ۴۲۸ نفر) - (۷ نظر)
برنامه نویسی، راهی برای کسب درآمد (۱۵۰۹ بازدید توسط ۱۲۰۴ نفر) - (۲۱ نظر)
فلانی خیلی گناهکاره ولی دست به هر چی میزنه طلا میشه (۶۴۱۶ بازدید توسط ۴۸۵۲ نفر) - (۸۳ نظر)
چرا سن دختران بالا می رود و ازدواج نمی کنند؟ (۳۵۸۵ بازدید توسط ۲۸۲۱ نفر) - (۲۴ نظر)
چند تقاضا از کاربران خانواده برتر در مورد رعایت علائم نگارشی و پاراگراف گذاری (۱۰۸۴ بازدید توسط ۷۸۷ نفر) - (۱۰ نظر)
رابطه مجازی از نظر آسیب زایی دست کمی از دوستی‌های بی پایه نداره (۱۶۳۷ بازدید توسط ۱۲۷۵ نفر) - (۱۳ نظر)
نگاهی متفاوت به مهریه (۱۸۱۳ بازدید توسط ۱۴۶۴ نفر) - (۲۱ نظر)
پشت پرده انتخاب همسر در بعضی از پسران (۱۵۳۵۹ بازدید توسط ۱۲۴۹۲ نفر) - (۱۰۸ نظر)
دختران، شوهر خوب می خوان (۴۵۹۳ بازدید توسط ۳۶۰۸ نفر) - (۶۹ نظر)
چرا فمینیسم از پایه اشتباست؟ (۲۵۳۹ بازدید توسط ۱۹۰۶ نفر) - (۴۲ نظر)
باید دقت کنید بچه تون از چه کسی زاده می شه (۳۲۱۵ بازدید توسط ۲۵۶۹ نفر) - (۵۹ نظر)
آقای محترم، من باربی نیستم (۴۷۹۷ بازدید توسط ۳۷۱۰ نفر) - (۵۸ نظر)
سعی کنید با یکی مثل خودتون ازدواج کنید (۳۵۴۲ بازدید توسط ۲۸۱۲ نفر) - (۲۵ نظر)
خانوم محترم، من غول چراغ جادو نیستم (۳۳۹۷ بازدید توسط ۲۶۷۳ نفر) - (۳۱ نظر)
بیایید خانواده برتر بسازیم، دعوت به یک کار جهادی فرهنگی (۱۱۰۷ بازدید توسط ۷۹۲ نفر) - (۱۶ نظر)
صدا و سیما اولین رسانه‌ای بود که تجمل گرایی رو در بین مردم باب کرد (۱۴۰۲ بازدید توسط ۱۰۸۴ نفر) - (۱۷ نظر)
آفرینش و هدف از آن از زبان حاج آقا عظیمی (۲۵۵۱ بازدید توسط ۱۸۱۱ نفر) - (۴۲ نظر)
چطور با وجود مشکلات، می توان از زندگی لذت برد؟ (۱۴۲۶ بازدید توسط ۱۱۱۸ نفر) - (۸ نظر)
چرا خنده ی یک خانم در حضور یک مرد نامحرم ممکن است تأثیر منفی بگذارد؟ (۶۰۵۰ بازدید توسط ۴۲۱۹ نفر) - (۲۰۲ نظر)
لطفا روی تربیت جنسی بچه هاتون کار کنید (۳۷۴۸ بازدید توسط ۲۳۷۹ نفر) - (۳۳ نظر)
چرا اطلاعات عمومی جوانان و نوجوانان کم است (۱۵۴۲ بازدید توسط ۱۱۰۹ نفر) - (۳۷ نظر)
ضرورت ایجاد یه سایت همسریابی ایده ال (۱۷۰۵ بازدید توسط ۱۳۰۴ نفر) - (۴۴ نظر)
توصیه آیت الله بهجت به خواندن نماز جعفر طیار برای باز شدن گره ازدواج (۳۸۵۶ بازدید توسط ۲۷۲۹ نفر) - (۴۵ نظر)
معرفی مجموعه وساطت ازدواج آدم و حوا (۵۵۵۳ بازدید توسط ۴۰۹۲ نفر)
دختر مذهبی کجایی ، دقیقا کجایی ؟! (۱۳۲۹۹ بازدید توسط ۹۶۴۰ نفر)
ارسال مطلب به خانواده برتر (۵۳۵۱ بازدید توسط ۳۸۳۹ نفر)
صفحه ارسال سوال و مطلب به خانواده برتر (5) (۱۱۲۵۱ بازدید توسط ۶۹۱۲ نفر)
صفحه گفتگوی پسران درک نشده (۹۷۷۵ بازدید توسط ۷۴۷۹ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۳۶۹۳ بازدید توسط ۳۰۵۹ نفر)
تا اول ماه بهمن سوالات جدید ارسال نمیشن (۲۳۴۰ بازدید توسط ۱۹۹۲ نفر)
صفحه رفع خجالت و کم رویی (۱۶۶۰ بازدید توسط ۱۳۰۸ نفر)
همفکری و درد و دل های افراد درگیر با افسردگی (۲۰۱۰ بازدید توسط ۱۴۷۰ نفر)
همفکری و درد و دل های افراد وسواسی (۱۴۵۴ بازدید توسط ۹۹۷ نفر)
صفحه معرفی وبسایت های مفید با موضوعات مختلف (۸۴۱ بازدید توسط ۶۳۴ نفر)
صفحه برنامه ‌نویسان خانواده‌ برتر (۹۱۹ بازدید توسط ۷۱۳ نفر)
صفحه ی آرامش ذهن (۸۵۹ بازدید توسط ۶۲۰ نفر)
صفحه ارسال سوال و مطلب به خانواده برتر (3) (۱۳۵۷۹ بازدید توسط ۸۶۸۴ نفر)
نوستالژی های ما (۷۹۳ بازدید توسط ۶۲۸ نفر)
دریافت خودکار مطالب جدید در ایمیل شما با feed burner خانواده برتر (۸۶۸۳ بازدید توسط ۷۰۵۹ نفر)
صفحه گفتگوی کنکوری های 99 (۳۳۲۶ بازدید توسط ۲۳۸۸ نفر)
وقت برخورد با بعضی از کاربران خاطی و یا حتی اخراج اون ها رسیده! (۳۶۱۶ بازدید توسط ۲۲۶۹ نفر)
صفحه گفتگوی کاربران (1) (۷۳۶۸ بازدید توسط ۴۵۳۵ نفر)
صفحه سوتی ها و اتفاقات خنده دار - 1 (۴۷۶۲ بازدید توسط ۳۵۱۳ نفر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۴۴۵۹ نمایش) - (۸۴ نظر)
صفحه شخصی رهام روشن ضمیر (۴۳۸۷ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۱۳۶۹۷ نمایش) - (۱۰۶۴ نظر)
صفحه شخصی Ata BMT (۳۹۸۱ نمایش) - (۶۵ نظر)
صفحه شخصی رضا alone (۵۰۲۸ نمایش) - (۲۰۹ نظر)
صفحه شخصی پسر آریایی (۱۷۸۲ نمایش) - (۲۰ نظر)
صفحه برنامه ‌نویسان خانواده‌ برتر (۹۱۹ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی دختر قمی (۱۶۲۲ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی .•.•.•امیرخان•.•.•. (۸۵۸ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی golbaran nazanin (۳۵۴۱ نمایش) - (۱۶۸ نظر)
صفحه شخصی مشکات (۳۱۱۹ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی سکوت شلوغ (۲۰۱۲ نمایش) - (۴۶ نظر)
صفحه شخصی مروان الشقب (۳۲۲۴ نمایش) - (۱۵۴ نظر)
صفحه مرد شب ویژه پرسش و پاسخ خصوصی (۱۵۹۹ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه شخصی آیدا 👑👩‍⚕️💐 (۴۱۵۰ نمایش) - (۱۲۶ نظر)
صفحه شخصی Ali Piroozi (۲۴۲۱ نمایش) - (۱۰۷ نظر)
صفحه شخصی 12 12 (۸۹۲ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه گزارش دهی روزانه به کاربران خانواده برتر (۴۰۳۷ نمایش) - (۱۹۵ نظر)
صفحه شخصی ماری (۹۶۱ نمایش) - (۱۵ نظر)
صفحه شخصی مهدی من (۲۳۵۸ نمایش) - (۷۸ نظر)
صفحه شخصی پارادوکس (۱۸۵۱ نمایش) - (۶۴ نظر)
صفحه شخصی Mard shab - پست دوم (۱۱۶۴۰ نمایش) - (۲۹۳ نظر)
صفحه شخصی پونه (۱۳۲۸ نمایش) - (۲۹ نظر)
صفحه شخصی شاهزاده شهر غریب (۱۷۶۶ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۳۲۳۹۲ نمایش) - (۹۷۲ نظر)
صفحه شخصی معصومه .. (۱۴۸۷ نمایش) - (۶۱ نظر)
صفحه شخصی luminous pearl (۱۵۸۷ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی فرزانه (۱۹۹۱ نمایش) - (۳۷ نظر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۱۸۹۶۸ نمایش) - (۶۱۲ نظر)
صفحه شخصی آبی (۶۳۳۹ نمایش) - (۲۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهشید" (۳۴۴۵ نمایش) - (۱۹۳ نظر)
صفحه شخصی berelian (۲۸۹۹ نمایش) - (۱۱۷ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۶۵۱۴ نمایش) - (۳۹۱ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۱۳۱۲ نمایش) - (۲۱ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۹۵۸ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه ی شخصی دختر باران (۱۳۱۸ نمایش) - (۲۰ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۷۰۱۵ نمایش) - (۴۴۹ نظر)
صفحه شخصی ♡🌺ملکه👑Zahra👑حجاب 🌺♡ (۹۶۳ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۴۳۷۲۶ نمایش) - (۲۴۲ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۲۸۳۱ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۴۶۱۴ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۹۴۲۲ نمایش) - (۴۰۳ نظر)
صفحه شخصی 🔥𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒏 𝒇𝒊𝒓𝒆🔥 (۳۷۴۸ نمایش) - (۶ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۱۹۶۹ نمایش) - (۷ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۶۲۷۵ نمایش) - (۳۶۰ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۳۰۷۳ نمایش) - (۵۸ نظر)
صفحه شخصی هجران (۲۷۷۱ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۱۲۲۸ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۲۱۵۰ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی فان (۳۵۳۲ نمایش) - (۳۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۴۴۵۹ بازدید توسط ۳۲۰۳ نفر) - (۸۴ نظر)
ماه رمضان خود را چگونه میگذرانید؟ (۲۶۸۶ بازدید توسط ۱۹۸۱ نفر) - (۶۱ نظر)
دختران چقدر روی پرستیژ شغلی خواستگاراشون فکر میکنن؟ (۸۳۹۸ بازدید توسط ۶۲۷۱ نفر) - (۱۰۹ نظر)
از خاطرات خوب ماه رمضان بگید (۶۵۴۷ بازدید توسط ۴۸۴۴ نفر) - (۶۴ نظر)
آیا معیارهای ازدواج و شروط من برای ازدواج مناسبه یا باید تغییرش بدم؟ (۶۸۸۱ بازدید توسط ۵۲۳۱ نفر) - (۱۴۱ نظر)
دوست داشتم شوهرم پزشک متخصص، پولدار، خوشتیپ و ... باشه (۶۰۲۸ بازدید توسط ۴۷۷۰ نفر) - (۷۰ نظر)
زندگی با یه خانم دکتر چطوره؟ (۶۱۳۲ بازدید توسط ۴۶۳۰ نفر) - (۷۱ نظر)
خواهر بزرگترم خیلی خواستگار داره، اما قسمتش نمیشه (۴۸۰۹ بازدید توسط ۳۶۸۵ نفر) - (۷۸ نظر)
معرفی مجموعه وساطت ازدواج آدم و حوا (۵۵۵۳ بازدید توسط ۴۰۹۲ نفر) - (۲۹ نظر)
دختر مذهبی کجایی ، دقیقا کجایی ؟! (۱۳۲۹۹ بازدید توسط ۹۶۴۰ نفر) - (۱۰۱ نظر)
دخترهای مذهبی بعد از ازدواج می تونن جلوی شوهر بی حیا باشن؟ (۲۶۳۲۱ بازدید توسط ۲۰۵۵۴ نفر) - (۲۶۹ نظر)
قشنگی زندگی تون چیه یا کیه؟ (۲۶۳۷ بازدید توسط ۲۰۷۶ نفر) - (۴۳ نظر)
خاطرات خنده دار دانشگاه و خوابگاه دانشجویی (۲۰۴۰۲ بازدید توسط ۱۵۶۵۱ نفر) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۱۳۶۹۷ بازدید توسط ۸۱۵۲ نفر) - (۱۰۶۴ نظر)
چطوری خرج می‌کنید که همه چی می خرید و پس انداز هم دارید؟ (۴۳۲۹ بازدید توسط ۳۵۴۴ نفر) - (۱۰ نظر)
ازدواج دختران مجرد بالای 30 سال موفق (۸۶۴۱ بازدید توسط ۶۹۵۴ نفر) - (۴۷ نظر)
باید به چه سطح از تجربه برسم که بتونم شعرهام رو چاپ کنم؟ (۷۵۱ بازدید توسط ۵۵۸ نفر) - (۱۶ نظر)
چطور سعی میکنید هر روز همسرتون رو خوشحال کنید (۶۰۸۹ بازدید توسط ۴۱۴۶ نفر) - (۱۱۷ نظر)
برای ازدواج هر کسی بره سمت هم کفو خودش (۱۰۱۴۷ بازدید توسط ۸۰۵۹ نفر) - (۷۱ نظر)
مضرات آرایش کردن مداوم برای خانم ها (۶۷۱۴ بازدید توسط ۵۲۴۸ نفر) - (۵۲ نظر)
اجازه بدهیم بچه ها سختی های طبیعی زندگی را لمس کنند (۴۷۳۶ بازدید توسط ۳۷۲۴ نفر) - (۶۰ نظر)
چرا به آموزش مسائل جنسی در خانواده های ما اهمیت داده نمیشه ؟ (۵۷۳۸ بازدید توسط ۴۶۳۴ نفر) - (۲۶ نظر)
تربیت بچه های نسل گذشته بهتر بود یا حالا ؟ (۳۶۶۲ بازدید توسط ۲۹۶۰ نفر) - (۵۸ نظر)
پسرهای 35 به بالا معمولا چه معیارهایی واسه ازدواج دارن؟ (۹۸۳۳ بازدید توسط ۷۸۹۱ نفر) - (۳۷ نظر)
تجربه یا اتفاقاتی که نقطه ی عطف زندگی تون شده رو بگید (۴۶۶۵ بازدید توسط ۳۷۵۵ نفر) - (۲۸ نظر)
5 نکته اساسی برای زندگی مشترک از دید مجردها و متاهل ها (۴۵۲۹ بازدید توسط ۳۷۳۴ نفر) - (۳۸ نظر)
صفحه گفتگوی پسران درک نشده (۹۷۷۵ بازدید توسط ۷۴۷۹ نفر) - (۳۵ نظر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۳۶۹۳ بازدید توسط ۳۰۵۹ نفر) - (۱۳ نظر)
چه ویژگی های پسندیده ای رو برای همسرتون مد نظر دارید؟! (۱۱۲۱۹ بازدید توسط ۸۶۸۰ نفر) - (۱۲۲ نظر)
درس هایی که از زندگی متاهلی نزدیکان تون گرفتید رو بگید (۷۸۴۶ بازدید توسط ۶۵۰۰ نفر) - (۵۴ نظر)

۲۰۲ مطلب با موضوع «درد دل های دختران و پسران» ثبت شده است

نمی دونم چطور می تونم شاد و سرزنده باشم ؟

من بچه ی آخر هستم تو یه خانواده پرجمعیت. از سن خیلی خیلی کم تجربه های ازدواج و آشنایی و خواستگاری دیدم تا الان، خواهر برادرام گیر و گره زیاد داشتن تو ازدواجشون، کلا ازدواج خیلی سخت شده دیگه ... ازدواج من اصن مطرح شدنی نبود تو اون شرایط خودمم از ازدواج تو سن کم و خامی بدم میومد ... در مجموع باعث شد من تا 23 سالگی تقریبا هیچ درگیری نداشته باشم . هیچ دوستی ای ، هیچ آشنایی ای و حتی هیییچ خواستگار معرفی شده ای !!! اینا به کنار، هیییچ ارتباط صمیمانه ی یا غیر صمیمانه -کاری یا درسی یا فامیلی ، خواهر برادری ! سوشیال هیچی نداشتم ! دیدن تجربه های بقیه و اصول فکریم باعث می شد خودمو کنار بکشم . اشتباه بودن یه سری کارا برام مثل روز روشن بود .


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
درد دل های دختران و پسران (۲۰۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۰)
    • ۳۵۰۱ بازدید توسط ۲۶۱۳ نفر
    • جمعه ۱۵ اسفند ۹۳ - ۲۰:۱۱

    کتاب، رمان، فیلم و لپ تاپ آخه تا کی ؟ خسته شدم

    من 22 سالمه و تازه فارغ التحصیل شدم واقعا دیگه دارم دیوونه میشم از تنهایی و از بیکاری .

    چون این 4 سال با هم اتاقی و هم سن و سالام زندگی کردم اما حالا کاملا تنها شدم ... دوس دخترم ندارم چه برسه به دوست پسر ( البته ازین لحاظ راضیم که حداقل کناهی نمیکنم ) اهل این چیزا دوس  گرفتن و چی میدونم همین کارایی که بهش میگن خود ارضایی و خلاصه اهل برنامه خاصی هم نیستم. و هیچ سرگرمی هم جز اینکه بیام سراغ وبلاگ شما و از این طریق با بچه های دیگه آشنا شم ندارم.....

    ولی دارم ازین کارم خسته میشم چون خسته شدم از بس همه ی مطالبو دوره کردم . تو خونواده های ما دخترا رو زود شوهر میدن هم سن و سال ندارم... دوستامم از هم جدا شدیم و زیاد نمیشه باهاشون ارتباط بگیرم چون مشغول ارشد و زندگی مشترکن مزاحمشون نشم بهتره

    محله ما کوچیکه دختر مجرد پاشو از در بذاره بیرون 100 تا حرف پشت سرش میزنن . هر چی کتاب بوده مذهبی رمان و ... هم خوندم باز فایده نداشته .

    فقط این اینترنتو دارم که حتی ممکنه دیگه نداشته باشمش ... تازه اینم شده معضلی واسه خودش یه سرچ که میکنی هزار جور مطالب زشت بالا میاره که آدم از رو کنجکاوی وسوسه میشه بخونه همین چیزا باعث شد پی به مسائلی ببرم که آدم مجرد نباید بدونه نه اینکه بی ادب باشم چون اصلا راجبش اطلاع نداشتم و بچه ها تو خوابگاه دستم مینداختن که تو 20-22 سالته هنوز نمیدونی فرق دختر و زن چیه ؟

    یا یه سری مسائل دیگه که روم نمیشه بگم البته خدا رو شکر تو سنی هستم که جنبه این چیزا رو دارم و اتفاقا اطلاعاتم رفت بالا فقط ذهنم گاهی میره سمت این چیزا که خدا رو شکر اهل نماز و قران و معنویاتم سریع خودمو جمع میکنم و مشغول میشم .

    تا من رفتم دانشگاه 2 خواهر بزرگم ازدواج کردن و رفتن داداشم هم تربیت معلم میخونه و شهر دیگس 2 آبجی کوچیک دارم ابتدایین اختلاف سنیم هم باهاشون به 10 تا 13 سال میرسه.

    بابا و مامانم هم زیاد باهاشون نمیتونم حرف بزنم چون  منو درک نمیکنن البته از لحاظ بحثای علمی و دانشگاه و درس و این چیزا چون اونا سوادشون در حد 1 و 2 نهضته ( البته من دست بوسشونم و قصد بی احترامی بهشون ندارم و هر چی دارم از فداکاری اوناست من خاک پاشونم ) منظورم اینه  نمیتونم مثه دوستام باهاشون رفتار کنم و راجب موضوعات مشترک باهاشون بحرفم .

    لطفا از کارو این چیزا نگید که دلم خونه ... بابام میگه هر چند بهت اعتماد دارم اما به دوره زمونه و ادماش اعتماد ندارم که بهت اجازه بدم بری بیرون و شهر دیگه کار کنی تا وقتی مجردی زیر سایه خودمی .

     اما من میدونم داره به پدرم فشار میاد واقعا خرج زندگی زیاده وقتی می بینم داره واسه نونه حلال و به خاطر ما داره بیمار میشه دوس دارم بمیرم .

    دوس داشتم پسر بودم میرفتم حداقل کارگری اما دختر نباشمو دست رو دست بذارم  ای خداااااااه

    خلاصه وسواس گرفتم...

    واقعا سخته این دوره زمونه هم تنها باشی هم پاک بمونی هم بیکار باشی هم ....

    لطفا بگید چکار کنم واقعا مثه یه زندانی ام خوشبحال زندانی که به اجبار زندانه من به اختیار کاری از دستم بر نمیاد به شدت تنها و بیکارم

    از تنهایی همه فکری میاد سراغم ... 

    امام علی ع: اگر نفس خود را مشغول نکنی او تو را به کاری مشغول میسازد.

    کتاب ،رمان، فیلم و لپتاپ اخه تا کی خسته شدم.....

     الی22


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹۰)
    • ۲۹۳۰ بازدید توسط ۲۳۱۵ نفر
    • چهارشنبه ۱۳ اسفند ۹۳ - ۱۹:۵۱

    در اوج بی اعتمادی به جوانان به خصوص پسران بودم

    پرنیان :

    من زمانی با این وبلاگ آشنا شدم که در اوج بی اعتمادی به جوانان به خصوص پسرا بودم و فکر می کردم که دیگه هیچ پسر پاکی وجود نداره . خوشحالم که با این وبلاگ آشنا شدم

    یه تشکر ویژه می کنم از کاربرای عزیز این وبلاگ که به من نشون دادن که هنوز هم زیادن افراد پاک و با ایمان که به خاطر خدا گناه نمی کنن و روح و جسم شونو از هر چیزی که از خدا دور می کنه دور کردند . زیادن افرادی که با جنس مخالف شون هیچ نوع ارتباطی ندارن و پاکدامن و عفیف هستند . زیادن افراد نماز خون که براشون مهمه نماز صبح شون قضا نشه .

    خدا رو شکر

    آشنایی من با این وبلاگ باعث شد در درونم با مسابقه بذارم و رقابت کنم  با افراد پاک و با خدا این وبلاگ که برای رسیدن به قرب الهی زندگی می کنند .

    من دختر محجبه و اهل نماز و روزه هستم و شکر خدا هیچ وقت با پسری دوست نبودم اما در این برهه از زندگیم که درسم تموم شده و شرایط ازدواجم فراهم نیست و موانعی هست و به بزرگترین هدف فعلی زندگیم که سر کار رفتنه نرسیدم یه خورده سست شده بودم گاهی از خدا شاکی می شدم و گله می کردم . بارها تا یه قدمی سرکار رفتن پیش رفتم و یه دفعه همه چی به هم می ریخت و کارم جور نمی شد نمی دونم چرا؟

    آشنایی من با این وبلاگ باعث شد که با ایمان و اعتقادات سایر دوستان آشنا شم و کمک کرد که اجازه ندم هیچ چیزی منو از خدا دور کنه و ایمان و عقیده ام رو ازم بگیره

    این وبلاگ منو با استاد رائفی پور آشنا کرد و با گوش دادن به سخنرانی های ایشون به خودم اومدم و فهمیدم که هیچی نیستم و خیلی از خدا و ائمه دورم

    تلاشم رو کردم تا ایمانمو تقویت کنم و بیشتر قرآن بخونم و اعمال مستحبی انجام بدم  تا به خدا نزدیکتر شم. خدا رو شکر

    حالا یقین دارم که حکمت خداست که کار پیدا نمی کنم ، صبر می کنم و از خودش کمک می خوام و به تلاشم ادامه می دم. مطمئنم که خدا بهترین ها رو برا بنده هاش می خواد و هر چی به صلاحم باشه برام مقدر می کنه

    شما دوستان عزیز هم برام دعا کنید

    برای همه ی کاربران و خوانندگان عزیز این وبلاگ آرزوی خوشبختی و عاقبت به خیری دارم

    التماس دعا


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۰)
    • ۱۸۸۹ بازدید توسط ۱۴۷۵ نفر
    • سه شنبه ۵ اسفند ۹۳ - ۲۱:۱۵

    دلم میخواد از دید همه پنهون باشم

    سلام.

    اتفاقی وارد این سایت شدم. و دیدم که بیشتر به پرسش های زناشویی پاسخ های زیادی داده شده. اگه سوال من براتون جالب نبود، فقط یه لحظه فکر کنید که خواهرتونم و بهم کمک کنید.

    از بچگی شاهد دعواهای پدر و مادرم بودم . شاهد که نه، شاید بیشتر از یه شاهد، شاهد همسایه ها بودند، من میانه جنگ بودم، گواه این ماجرا هم روح زخمی منه. پر رنگترین خاطره ی بچگیم هم این بود که بابام میخواست مامانمو بکشه و فقط جیغ زدن هام یادم مونده و بعدشم یه خواب عمیق. خوابی که الان انگار بیدار شدم ازش ... بیدار شدم و دیدم پر از عقده ام، پر از تنهایی و غصه.

    و بعد ها هم دعواهای شدید برادرم با پدرم، مادرم و حتی فحاشی اش به همه. . . بیشتر از همه برادرم بود که تحقیرم کرد، ناراحتم کرد. تاثیر دعواهای پدر و مادر از یه طرف و از طرف دیگه رفتار های غلط برادرم با من .

    یه سال قبل از اینکه برم دانشگاه اونم بابامو راضی کرد که بفرستدش دانشگاه آزاد. با اینکه نه سال اختلاف سنی داشتیم و توقعم این بود که برادرم تکیه گاهم باشه، نبود، حس میکردم یه خواهر حسود دارم نه برادر.

    الانم که ارتباطمون خیلی سرد شده ولی من ته دلم غصه میخورم ولی بد اونو نمیخوام ولی اون چرا. اینو بارها به زبون هم آورده. با اینکه قیافه معمولی دارم ولی چهره منو بارها مسخره کرده. اعتماد به نفسی هم ندارم. نمیدونم چرا این مدلی باید زندگی کنم.

    توی دانشگاه نتونستم خیلی خوب باشم . از پسر ها هم بدم می اومد. چون از برادرم فقط ناراحتی و تحقیر دیده بودم.الان احساس تنهایی میکنم. خیلی با خدا حرف میزنم

    نماز میخونم، درد دل میکنم. اما دلم می خواد از محبتم خرج کنم، نمیتونم تو این خونه با محبت باشم، چون اونقدر رنجور بار اومدم که دیگه با کوچکترین رفتار غلطشون دلم میشکنه و تحمل زندگی با اینا رو ندارم.

    خواهرم خودکشی ناموفقی داشت واسه همین فکر خودکشی هم نیستم. الانم که ازدواج کرده همسرش واقعا دوستش نداره و دلم براش خیلی میسوزه. دو تا خواهر دیگه م هم طلاق گرفتند و جدا زندگی میکنند. گاهی فکر میکنم اگه خانوادم درست حسابی بود، هیچ وقت دامادها هم پر رو نمیشدند. و اگر رفتار خواهر هایم درست می بود، همسرانشان را نگه میداشتند، و اگر خیلی منطقی بودند، اصلا با آنها ازدواج نمیکردند. اونقدر که من ناراحت اونا هستم اونا نیستند. تحمل هیچ حرف منو ندارند. 

    بیشتر روزا که خونم غذامو تنها میخورم. با اینکه 23 سالمه ولی نتونستم یه دختر محکم باشم. بعضی ها میگن تو بچگی موندم. ولی اینطور نیست. خیلی چیز ها رو میفهمم واسه اینکه به زبون نیارم یا با واکنش نشان دادن اعصابمو به هم نریزم به روی خودم نمیارم و خودمو به کوچه علی چپ میزنم. میدونید، وقتی پای یه شاخه آب میریزی چن سال بعد میشه یه درخت، حس میکنم، تمام غصه ها و ناراحتی هایی که از بچگی باهاش بزرگ شدم، الان دارم نتیجه شو میبینم.

    اون همه حرص واسه ظرفیت من زیاد بود! الان اونقدر پر از عقده ام که نیاز به هرس شدن دارم.  نیاز دارم خدا هرسم کنه. الان دارم نتیجه اون سکوت هایی رو می بینیم که به اجبار مادرم و به ترس از برادرم بهم تحمیل شد.

    همیشه میگفت هر کاری کرد ساکت باش. وگرنه تو رو میزنه . من حق اعتراضی هم نداشتم. یه مدت کلاس قرآن رفتم تا دوستای خوب پیدا کنم و بهم کمک کنن اوضاعم بهتر بشه اما اونا بعضی هاشون باهام دوست شدن واسه آمار گرفتن.

    آمار میگرفتن و آمار منو به هم میدادن. اولاش نمی فهمیدم ولی بعد ها قصه مو به روایت های مختلف میشنیدم. طوری که من انگار یه موجود شاخدار بین اونا بودم. درست که نشدم هیچ،  انگیزم هم به قرآن کمتر شد. از دوستان اون کلاس فقط غیبت نصیبم شد. انگار دنبال سوژه بودند که من بهترین گزینه بودم. کاش درد دل نمیکردم کاش اصلا کلاس نمیرفتم.

    الان دلم میخواد دیگه از دید همه پنهون باشم. دلم میخواد از این خونه برم. اصلا دلم میخواد برم جایی غیر از اینجا. مدتی سعی کردم به شرایط این خونه صلح و صفا بدم نشد. حالا میخوام برم تا به روح خودم صفا بدم. اما کجا برم . مرگ بهترین راهه ولی حیف دست من نیست.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۵)
    • ۲۲۶۶ بازدید توسط ۱۷۲۸ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۶:۰۸

    می خوام یکی درکم کنه

    سلام

    درسته اینجا جاش نبود بنویسم من کمک میخوام چه میدونم شاید ابراز هم دردی یا اینکه یکی درکم کنه .

    من پسری 20 ساله و پشت کنکوریم از لحاظ عاطفه تو خانوادم تامین شدم ولی واقعا این روزا وقتی تو خیابون راه میرم و زن وشوهرایی و می بینم که با هم راه میرن خیلی احساس تنهایی بهم دست میده .

    من یه پسرم هنوز سربازی نرفتم همه خانواده چششون به منه و کنکور بعد کنکورمم خانوادم ازم درسو خواهند خواست که تا مدرکم و نگیرن خبری از ازدواج نباشه.

    پدر مادرم میگن ازدواج ادمو از درس میندازه ازدواج چیه؟ ازدواج...! در صورتی که خودشونم تو سن پایین ازدواج کردن قبول دارم واسه ازدواج شرایطی میخواد قبول دارم باید شغلی داشته باشم باید یه مدرکی بگیرم باید یه حقوقی داشته باشم همش قبول ولی واقعا این حق هر کسی نیس که بهترین لحظات عمرشو کنار شریک زندگیش باشه کنار همدمش کسی که اونو به عنوان مردش قبول داره!

    باید قبول کنیم که همه ی ما چه از لحاظ عاطفی و چه از لحاظ جسمی نیاز به ازدواج داریم ولی چرا؟ چرا باید یه پسر مدرکش و بگیره سر کارم بره تازه تو موارد حادتر سربازیم رفته باشه که ... اگه قرار باشه مدرک و بگیرم تو رشته ی مورد علاقه و ادامه تحصیل و سربازی حداقلش 9 سال طول میکشه .

    یعنی قید ازدواج این نعمت خدا این ارامش درونی رو بزنم یعنی واسه درس و آینده باید قید همه چیمو بزنم چرا سن ازدواج اینقده بالا رفته از کجا معلوم مدرکمم گرفتم دختر خوبو با اخلاق گیرم اومد از کجا معلوم منو به خاطر مدرک و کارم نخواد.

     این مطلب برای همه صدق میکنه قبول دارم که پاک باشی پاک گیرت میاد نباشی نه ولی همیشه همه ی پاکا که از همه لحاظ خوب نیستن همه ی انسانا یه عیب هایی داریم خطاب من به همه ی مادر پدرایی که این مطلب و میخونید از جمله پدر و مادر خودم ازدواج یه امر مقدسه واسه درسو دانشگاه این نعمت پاک بچتونو نگیرین حتی واسه یه سال .


    پاسخ :

    سلام

    این که سن ازدواج بالا رفته طبیعی نیست . بدون شک ما داریم اون طوری زندگی مون رو به پیش میبریم که دیگران برای ما برنامه ریزی کردند .

    ما هم بدون این که حواس مون باشه داریم طبق نظر اون عده ی خاص زندگی می کنیم . جوون ها یه طرف ، پدر و مادرها از طرف دیگه و ضلع سوم هم مسئولین قرار دارن . همگی در این اتفاق ناگوار ( بالا رفتن سن ازدواج ) مقصریم . 

    ذره ذره فرهنگ ما رو عوض کردن . معیارهای بد رو جایگزین معیارهای مثبت کردند . معنویات رو زشت معرفی کردند و زرق و برق های دنیوی رو مهم جلوه دادند .

    جوون ها با تغییر معیارها ، پدر و مادر ها با آرزوهای خودشون و مسئولین هم با ندیدن بعضی حقایق دارن به مشکل بالا رفتن سن ازدواج کمک می کنند .

    برای حل این مشکل سه ضلع مثلت عوامل بالا رفتن سن ازدواج باید با هم همکاری کنن . مگه یه دختر و پسر چند سال قراره با هم زندگی کنن ؟! 50 سال ؟ 100 سال ؟ 

    جالب نیست که ما برای 50 سال زندگی مشترک این همه داریم حساسیت به خرج میدیم ولی غافل از این شدیم که میلیارها میلیارد سال قراره یه جای دیگه زندگی کنیم ؟

    واقعا چه اشکالی داره که یه دختر و پسر زیر 20 سال با کمک بزرگ ترها و تحقیقات مفصل با هم عقد کنن ؟! دختر خونه ی باباش باشه و پسر هم خونه ی باباش ؟! 

    بعدش با کمک هر دو خانواده برن سر خونه زندگی شون !

    اگه کمی از بعد معنوی به ازدواج نگاه کنیم خیلی از مشکلات حل میشه .

    امیدوارم یکی بیاد و یه سطل آب سرد رو سرمون بریزه و جلوی خوابگردی ما رو بگیره .

    موفق باشید


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۲ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۸)
    • ۳۱۸۹ بازدید توسط ۲۳۵۲ نفر
    • جمعه ۱۹ دی ۹۳ - ۱۹:۱۶

    من یه دختر ساده هستم که نمیتونه حقش رو بگیره

    بچه ها خواهش میکنم دعام کنید

    دلم خیلی گرفته، امروز از بس گریه کردم، سر درد گرفتم...، هر چقدر داد بزنم و شکایت کنم اصلا درکم نمیکنن، خونوادم افسردم کردن، اجازه ی هیچ کاری رو بهم نمیدن، 24 ساعته میخوان تو خونه باشم.

    من خیلی خستم. خیلی ... ، از همه ی دوستام عقب موندم، من از همه عقب موندم. برام دعا کنید. پس این خدا کجاست که به دادم نمیرسه ؟، پس کی میخواد به دادم برسه؟، امروز از ته دلم سر بروی آسمان بلند کردم و از خدا خواستم جونم رو بگیره، جونم رو بگیره تا هم من از دست شون راحت شم، هم اون ها از دستم راحت بشن، کاش بتونید درکم کنید. بخدا قسم هیچکس نمیتونه درکم کنه، دیگه هیچ کسی رو دوست ندارم ...، من یه دختر ساده هستم که نمیتونه حقش رو بگیره.

    من باختم. تو زندگی باختم...متاسفم برای خودم که چقدر ضعیفم.، برام دعا کنید بمیرم بلکه راحت بشم.

    ممنون که خوندین. ببخشید اگه خسته کننده بود.


    مرتبط :

    خدا بر اساس چه معیارهایی نعمت ها رو تقسیم کرده

    چرا خدا ما رو از همه آرزوهامون محروم کرده؟

    چرا خدا کمکم نمیکنه ازدواج کنم؟

    چرا خداوند بعضی آدمها را مادر زادی دوست نداره؟

    خدا کجایی؟ این سوال منو له کرده ...

    خدایا... یه دنیا دل گرفته ام

    چی کار کنم خدا من و خانوادم را ببینه ؟

    هیچ وقت از خدا نا امید نشید

    چرا خدا یه کاری برای ما نمیکنه

    صدامو داری خدا جونم؟

    دلم از خدا شکسته

    خدا کجاست که صدامو نمی شنوه؟

    چرا خدا همش میگه نه ؟

    چرا هر چی میگم خدا گوش نمیده ؟

    خدا منو دوست داره یا نه؟

    از خدا دلگیرم ... چرا جوابمو نمیده ؟

    خدا واقعا از خلقت من چه هدفی داشته؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۶)
    • ۲۰۱۱ بازدید توسط ۱۶۵۴ نفر
    • پنجشنبه ۴ دی ۹۳ - ۲۳:۴۳

    هیچ وقت از خدا نا امید نشید

    سلام بچه ها.

    من یه دخترم که ترم 2 دانشگاه با پسری اشنا شدم چند وقتی با هم بودیم خیلی بیرون میرفتیم . چون تو خوابگاه بودم و همه بچه ها دوست پسر داشتن خوب منم دوست داشتم حداقل کسی بهم محبت کنه. خلاصه برای اولین بار بار بود که دوست میشدم. من چادریم ظاهرمم خوبه .

    دلم میخواست برای یک بار هم که شده محبت جنس مخالفمو احساس کنم. برا اولین باری که همو دیدیم از خودم مطمئن بودم که عاشقم میشه اما من که سخت گیر بودمم از اون خوشمم اومد چون خیلی خاکی بود. 2 ماهی هر روز بیرون بودیم و دور میزدیم و من واقعا بهش وابسته شده بودم. تا یه روز یهو دستمو گرفت. واقعا تو اون لحظه شوکه شده بودم. حرارت دستش، حرفاش ... از اون روز به بعد هم عذاب وجدان و هم عشق بیشتر. تا اینکه موقع امتحانات که همش بهم اس میداد و اینا بعدش مشروط شدم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۷)
    • ۳۶۸۷ بازدید توسط ۲۷۴۴ نفر
    • پنجشنبه ۱۳ آذر ۹۳ - ۱۶:۱۳

    کاش پسر آفریده میشدم

    آخه این چه وضعشه؟ من خیلی از دست شما مردا شاکیم.از ازدواج هم میترسم.خیلی از دخترای دیگه هم مثل من این حرفا روشون تاثیر میذاره.میبینید که خانما تعجب کردن وحتی میگن اصلا سایز 90 نیست.

    خب حق دارن . آخه اینم شد حرف ؟ ما سایز 95 از کجا بیاریم؟؟؟؟ مردا که برای لذت میخوان ولی این سایز رو دختر بدبخت باید حمل بکنه وکلی دردسر برای مخفی کردنش از دید نا محرم.

    من با سایز 60 و اندام لاغر آخه به چه امیدی شوهر کنم؟ چه غلطی بکنم اگه مورد پسند شوهرم نبود ؟ ببینید مشاور چی گفته. میگه این مسایل باعثه طلاق میشه. آخه چرا اینقدر برای دختر سخت میگیرید؟

    خب وقتی من لاغرم البته نه زیاد. بقیه بهم میگن ریزه میزه و سایز 60. چکار کنم چاق بشم؟ اصلا نمیشه. من مدلم این شکلیه ولی دیگه اعتماد بنفس ندارم. بیشتر آقایون اینجوری سخت میگیرن، برای پرده هم جدیدا داستان درست کردن.

    اینا ظلمه به دختر و حداقل منو از ازدواج فراری میکنه.اصلا معلوم نیست فکرتون در مورد دختر چیه و برا چی آفریده شده؟ فقط برای سکس؟ من که دیوونه میشم اگه بفهمم شوهرم دوستم نداره و فقط برای سکس منو میخواد.

    اینکه بگه سینتو بزرگ کن، باسنتو چاق کن، لباتو اونکار کن و... یعنی منو فقط برای سکس میخواد و دوستم نداره. اگه دست خودم بود، نمیخواستم دختر باشم و کاش پسر آفریده میشدم. دلم برای خودم میسوزه . حق ندارم تو گفته هام ؟ حق با من نیس ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۷)
    • ۴۶۰۴ بازدید توسط ۳۴۴۱ نفر
    • شنبه ۱ آذر ۹۳ - ۲۳:۳۶

    حس میکنم که زندگیم از تعادل خارج شده

    تنهام، اعصابم از دست همه خورده، امروز از یه روانپزشک وقت گرفته بودم که نرفتم، می خواستم ازش در مورد خودارضایی بپرسم که حوصله نداشتمو خسته بودم و نرفتم. راستش من زیاد به این سایتا اعتمادی ندارم که بیام و در مورد خودم و زندگیم توش بنویسم ولی الان دیگه لبریزم، دوست دارم که با یکی در این مورد حرف بزنم، نوشتم طولانی میشه ولی دوست دارم که بنویسم:

    28 سالمه ، 6 یا 7 ساله بودم و در حالی که روی شکمم دراز کشیده بودم و در اون زمان اصلأ نمیدونستم که اینکاری که دارم انجام میدم، خودارضایی هستش ، مادرم اومد و بهم گفت که بابات گفته اگه یه بار دیگه اینجوری ببینمت پامو میذارم روی کمرت و اونو میشکنم و گفتش که اگه این کارو انجام بدی باردار میشی.

    همین جمله ی آخری مادرم که در مورد بارداری بود، تمام زندگی منو تا امروز که 28 سالمه داغون کرد، شاید مادرم فکر میکرد که با گفتن این جمله من میترسم و دیگه اینکارو نمی کنم ولی من به این قضیه ادامه دادم در حالی که هر بار خودم رو سرزنش می کردم، تو نمازهایی که میخوندم دعام این بود که باردار نشم، گاهی تو عالم بچگی اگه شکمم ورم میکرد، فکر میکردم که حامله ام و فکر خودکشی به سرم میزد، من به این کار عادت کرده بودم و انجامش میدادم. البته سالی که پشت کنکور بودم با خودم عهد کردم که انجامش ندم و ندادم، چند سالیم بود که به ندرت اینکارو میکردم ولی الان یه مدتی هست که استرس و فشار تو زندگیم زیاد شده و دارم دوباره با فواصل کم اینکارو انجام میدم و واقعیت اینه که دیگه مثل دوران نوجونی بهم لذت نمیده و بیشتر درد جسمیش برام میمونه، بگذریم. من چند تا سوال داشتم، لطفأ جواب بدین.

    1- خوب خدا رو شکر که همچین سایتی هست که میشه ازش کمک گرفت ولی می خواستم ببینم که کسانی که جواب سوالات کاربران رو مینویسن تخصصشون چیه، میشه رو حرفشون حساب باز کرد یا راهنماییشون مثل راهنمایی مادر منه که به جز یه عمر افسردگی چیز دیگه ای برام نداشت.

    2-می خواستم بدونم چرا من از 6 سالگی و بدون هیچ غریزه ای اینکارو کردم اینکه تو این سن اینجوری شدم باعث شده بود که فکر کنم با همسالام فرق دارم و به حالشون افسوس بخورم

    3-چرا این قضیه این همه سربستس،در موردش هیچ آموزشی نمیدن، با اینکه این اتفاق بیشتر تو سنین مدرسه اتفاق میفته و این همه مشاور تو مدرسه ها هستن، هیچ آموزشی در این باره نمیدن، سر کلاس دینی بودیم معلم داشت در مورد مبطلات روزه حرف میزد که گفت یکیش استمنا، یکی از بچه ها گفت خانم استمنا چیه؟ ، که اون چپ چپ نگاش کرد و چیزی نگفت . شاید اگر معلم ما اون موقع توضیح میداد که استمنا چیه من کمتر احساس سردرگمی میکردم.

    3- حداقل برای بچه هایی که تو سن بلوغن جزوه ی آموزشی در مورد بلوغ و خودارضایی و میل جنسی تهیه کنن به والدین و بچه ها بدن که این قدر نوجونا جواب سوالاتشون از کسانی که معلوم نیست تا چه حدی آگاهن نگیرن.

    4- من مشکلی با خودارضایی و ترک کردنش ندارم، تو این مدت بارها تونستم ترکش کنم و تا چندین سال انجام ندم،چیزی که باعث میشه اخیرأ دوباره به سمتش برم اینه که بعضی وقتا احساس خستگی، اضطراب و کلافگی زیادی میکنم که برای خلاصی از این حس اضطراب و بی حوصلگی خودارضایی رو انجام میدم.

    لطفأ راهنمایی کنید حس میکنم که زندگیم از تعادل خارج شده. ممنون


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۵)
    • ۲۲۲۲ بازدید توسط ۱۶۶۹ نفر
    • دوشنبه ۱۲ آبان ۹۳ - ۱۱:۰۴

    چرا خدا ما رو دوباره سر راه هم قرار داد ؟

    سلام دوستان گلم ...

    من یه پسری اومده بود تو زندگیم یه مدت کوتاه ..

    که میخواست با هم باشیم ولی آخرش من قبول نکردم و رفت ...

     بعد از اینکه اون پسر رفت من خیلی اذیت شدم اولش بیخیال بودم فکر میکردم چیزی نمیشه اما فرداش یدفه به خودم اومدم دیدم دلم براش تنگ شده و لحظه شماری و روز شماری میکنم تا شاید برگرده ... دیگه هر روز و هر شبم شد گریه ... خیلی حالم بد بود  البته هنوزم هست ...


    از آخرای مرداد تا الان همینطورم ... هر کاری هم کردم بیخیالش شم نشده اصن فکرش مث خوره افتاده به جونم خواب میرم بیدار میشم همش فکرش باهامه صداش تو گوشمه به هر دری زدم فکرش جدا نشده ازم حتی چقدر خودمو میزدم به بیخیالی اما یدفه یه خاطره ازش یادم می اومد و باز مث قبل میشدم ... سالها بود واسه هیچ پسری اینجوری نشده بودم...


    تا اینکه تو  اینترنت به متن زیر برخورد کردم ... :


     وقتی دیگران آزارتان می دهند یا نومیدتان می کنند معنایش چیست ؟

     چون دیگران نیز فرزندان پروردگارند ، نمی توانند موجب شکست ، یأس ، تحقیر ویا شرمندگی ما بشوند . شاید هنگامیکه از سر راهمان می گذشتند لغزیده باشند . اما آنها نیز فرزندان خدا هستند، فرزندانی که موقتأ راه خود را گم کرده اند . به این دلیل سر راه ما قرار گرفتند که به دعای خیر ما نیاز داشتند .

    آنها هر کاری بکنند یا نکنند ، وجودشان مانع از پیشرفت و کامیابی ما نمی شود .آنها موهبت ما را از دستمان نمی گیرند ، زیرا قادر به این کار نیستند . حتی اگر چنین به نظر برسد که اندک مدتی آزارمان داده اند ، بنا به مشیت الهی بر سر راهمان قرار گرفته اند.

    دلیل این که گاه مردم ما را می آزارند این است که روح آنها توجه الهی و دعای خیر ما را می جوید . اگر برای آنها برکت و آمرزش بطلبیم ، دیگر آزارمان نمی دهند . از زندگیمان بیرون می روند و خیر . صلاحشان را جایی دیگر می یابند .

    کاترین پاندر


     اون به دعا نیاز داشته...چیزی که خودم هم حسش میکردم ..همیشه وقتی دعاش میکردم آروم میشدم ..

     هر موقع فکرش باعث آزارم میشد میدونستم تا دعاش نکنم آروم نمیشم و همین بود که باعث میشد تو نماز شبم دعاش کنم وقتی نماز شب میخونم و دعاش میکنم خیلی اروم میشم خیلیییی ...طوری که با هیچی اروم نمیشم فقط وقتی براش دعا میکنم آروم میشم... 


    وقتی این متن و خوندم فهمیدم علت حضورش تو زندگیم چی بوده ..

     و کلا میدونم علت حضورمون تو زندگی هم چی بوده ما یه مدت کوتاهی اومدیم تو زندگی هم چون تو اون برهه از زمان به هم نیاز داشتیم اون به دعای من و من به حرفای اون ...


     اون به دعا نیاز داشته چون یادمه اون موقع هم بهم گفته بود براش دعا کنم و بنظرم اومد مشکلات زندگیش داره اونو به گناه میندازه ...و ازون ورم همونطور که گفتم من هر موقع فکرش اذیتم میکنه تا دعاش نکنم اروم نمیشم ...پس همه اینا یعنی به دعا نیاز داشته و داره


    منم تو اون برهه از زمان به حرفای اون احتیاج داشتم چون من یه تصمیم مهم داشتم می گرفتم و اگه اون نبود و اون حرفارو به من نمیزد و راهنماییم نمی کرد من تصمیم اشتباهی رو گرفته بودم که بدجور پشیمون میشدم و بیچاره میشدم اصن! 

    من به خدا گفته بودم اگه مال هم نیستیم پس دیگه هیچوقت برنگرده هیچوقت هم نبینمش .. اصلا هم فکرشو نمیکردم ببینمش 

    اما در اوج ناباوری و درست موقعی که با هزار جون کندن داشتم نبودشو باور میکردم تا کم کم فراموشش کنم یدفه بصورت اتفاقی تو خیابون دیدیم همدیگرو !


    همین جمعه ای که گذشت ! بعد از حدود 2 ماه دیدیم همو !

     همه چی خیلی سریع اتفاق افتاد ! یدفه دیدم روبروی همیم و از کنار هم رد شدیم !

    داشت با موبایلش صحبت میکرد و صداشم شنیدم ! آخ که چقدر دلم براش تنگ شده بود ! 

    حالا از اون موقع تا حالا برام سواله که چرا ؟؟ واقعا چرا؟؟ چرا دوباره دیدمش؟ چرا دوباره باید می دیدمش؟

    اونم درست موقعی که بعد از کلی کلنجار داشتم نبودشو و این که واقعا رفته و تموم شده رو باور میکردم تا فراموشش کنم چرا باید می دیدمش؟

     به خدا گفتم خدایا من بهت گفته بودم اگه مال هم نیستیم دیگه برنگرده و هیچوقت هم همو نبینیم .. مگه ما مال همیم که ما رو دوباره سر راه هم قرار دادی؟ اونم درست موقعی که کم کم داشتم فراموشش میکردم و حالا با این دیدار بدتر شدم ! و داغ دلم تازه شد و نمیتونم فراموشش کنم !

     چرا قسمت نیست فراموشش کنم ؟ چرا هر کاری کردم تا از یادم بره نمیره ؟چرا تا داشتم با نبودش کنار می اومدم طوری شد که ببینمش تا فراموشش نکنم ؟

    من سالهاست نه به کسی دل بستم نه هیچی ولی این یکی نمیدونم چه جوری و چرا رفت تو دلم ! اصلا نفهمیدم چی شد ! که حتی وارد زندگیم شد ! خیلی اتفاقی شد !


    حتی تا وقتی بود به این شدت اینجوری نبودم از وقتی رابطمون تموم شد تازه فهمیدم به سر دلم چی اومده ! مث دیوونه ها منتظر برگشتش بودم و حالا هم که دوباره دیدمش قلبم بدجور براش میزد ! نفسم گرفته بود ! و مات و مبهوت مث دیوونه ها نگاش میکردم !


    تو این چند سال برا هیچ پسری اینجوری نشده بودم ! نمیدونم سر این چم شده !


    یادمه اون اول که خیلی با هم لج بودیم یه بار بهم گفت میدونی  خودمونو می بینم یاد چی میفتم ؟ یاد اون فیلمه که شهاب حسینی بازی کرده بود اولش با دختره لج بودن یدفه عاشق هم میشن و.... گفت خدا رو چه دیدی ؟ شاید ما هم عاشق هم شدیم ....

    حرفش راست در اومد ! حالا من عاشق اون شدم ....

    اما اونو نمیدونم ... حتی نمیدونم چه حسی داره یا چقدر یادم میفته فقط میدونم دوسم داره ... ولی نیومده سراغم یخورده هم حق داشته چون باهاش بد رفتار کردم مخصوصا روز اخر ... درکش نکردم به قول خودش بهش تهمت زدم توهین کردم قضاوت کردم ... اعصابشو خورد کردم ...


    من منتظر برگشتش بودم اما گفته بودم خدایا اگه مال هم نیستیم برنگرده راضی بودم به رضای خدا و تحمل میکردم .. برنگشت .. نمیدونم شایدم اس داده بهم اما بهم نرسیده چون شده این مدت کسی بهم اس بده اما نرسه ...

     ولی اینم گفته بودم که خدایا اگه مال هم نیستیم همدیگرم نبینیم واقعا نمیدونم چرا خدا ما رو دوباره سر راه هم قرار داد .. حکمت این یکی و نفهمیدم ...حکمت همه رو فهمیدم الی این یکی ... همه چی خیلی اتفاقی رخ داد و دست به دست هم داد تا همدیگه رو ببینیم انگار خدا جور کرده بود همدیگه رو حتما همون روز ببینیم ...


    نمیدونم والا ببخشید سرتونو درد اوردم از نوشتن این متن دوتا قصد داشتم یکی اینکه درد دل کنم دوما و مهم ترینش این که از همتون بخوام برای این پسر خیلی دعا کنید

     یکی برای اینکه خدا به راه راست هدایتش کنه یکی هم اینکه مشکلاتش حل شه .. کلا خواهش میکنم براش دعا کنید مخصوصا برای هدایت شدنش به راه درست و راست ... حیفه این پسر .... دلم براش میسوزه ..برای منم دعا کنید حالم خوب شه ...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۷)
    • ۴۷۰۴ بازدید توسط ۳۳۹۸ نفر
    • سه شنبه ۲۹ مهر ۹۳ - ۱۵:۵۱

    حس می کنم پاکی روحم رو از دست دادم

    سلام

     من یه دخترم و فوق العاده ناراحت و پشیمون بابت کار اشتباهی که دو سه سال پیش مرتکب شدم . روز های طولانی و گرم تابستون از رو بیکاری مینشستم پای کامپیوتر و تو شبکه های اجتماعی میچرخیدم . همه ی این شبکه ها هم , شبکه هایی هستند که به اصطلاح دارای مجوز رسمی هستند و فیلتر نشدند اما متاسفانه روی این شبکه ها هیچ نظارتی صورت نمیگیره .

    خلاصه از صبح که از خواب بیدار میشدم مینشستم پای کامپیوتر و فقط موقع ناهار و شام بیرون می اومدم . میدونید اهل دوستی با پسر ها نبودم و تا به حال حتی یک کلمه هم از نزدیک با هیچ پسری صحبت نکردم اما تو دنیای مجازی همه چیز یه جور دیگه است .

    من دختر خجالتی هستم اما زمانی که تو نت بودم خیلی راحت حتی با یک جنس مذکر شوخی میکردم . خصوصا فضای اینجور شبکه ها جوریه که ناخوداگاه دوست داری خودت رو خیلی اجتماعی و به قول معروف با حال نشون بدی .

    توی اون دو سه ماه با اینکه خیلی پیام خصوصی با پیشنهاد اینکه هم دیگه رو ببینیم و شماره رد و بدل کتیم و از این چیزا تو اون شبکه ها بهم میشد اما خدا شاهده حتی یک بار هم وسوسه نشدم که قبول کنم و در واقع عاقبت اینجور مسائل رو میدونستم و حتی فکر ملاقات با اون آدما هم به ذهنم خطور نمیکرد اما شوخی و شکلک ها ی مختلف یاهو و جوک ها و حرف های مسخره جزو لاینفک چرخیدن تو این شبکه ها بود.

    گاهی وقت ها هم آدمای کثیفی بودند که از هر فرصتی استفاده میکردند تا بحث رو به سمت مسائل نامربوط و مستهجن بکشونند . تو این مورد اخری همیشه خیلی تند برخورد میکردم البته . خلاصه وضعیت جوری بود که حتی اگه یک روز وارد اینترنت نمیشدم و اون جوک ها و مطالب وقت تلف کن و چرت رو نمیخوندم و تو بحث های مزخرف گروهی با ادمای علاف تر از خودم شرکت نمیکردم روزم شب نمیشد .

    بعد از اون سه ماه تابستون یادم نیست چه اتفاقی افتاد و کی چی گفت که به خودم اومدم و فکر کردم من که تو یه خانواده ی تحصیل کرده و نیمه مذهبی بزرگ شدم و پدر و مادرم همیشه از هر لحاظ (مادی و معنوی ) ازم حمایت میکردند و هیچی کم ندارم چرا باید با آدمای سرخورده و پر از عقده های جنسی هم صحبت بشم که فقط وقتم رو تو تابستون بگذرونم . پسرایی که وقتی باهاشون صحبت میکردم میفهمیدم که ه رو از ب تشخیص نمیدادند ولی از رو عادت باز هم صبح روز بعد میرفتم سراغ اینترنت و باهاشون حرف میزدم . خلاصه اون روز عضویتم رو از همه ی اون شبکه ها لغو کردم و دقیقا یادمه که اون روز چقدر گریه کردم چون احساس کثیف بودن بهم دست داده بود . 

    سال بعد از اون قضیه ها کنکور داشتم و با یه رتبه ی فوق العاده رشته ای که دوست داشتم قبول شدم و الان یک ساله که دارم تو بهترین دانشگاه تهران درس میخونم . همه چیز از هر لحاظ برام فراهمه . دانشگاهی که توش درس میخونم سطح علمی خیلی بالایی داره جوری که تنها رتبه های خیلی بالا رو پذیرش داره بنابراین همه ی هم کلاسی هام چه دختر و چه پسر از نظر اخلاق و درس و خانواده نمونه هستند و تازه الان دارم میفهمم دوست درست و حسابی که شایسته باشه آدم باهاش معاشرت کنه چه خصوصیاتی داره .

    اما با وجود همه ی این ها هر لحظه اون سه ماه مزخرف تو ذهنمه . وقتی دوستام با افتخار از این که تا به حال با هیچ نامحرمی شوخی نکردند صحبت میکنند احساس حقارت بهم دست میده و بغض میکنم . از همتون خواهش میکنم حتی تو فضای مجازی هیچ وقت با هیچ پسری صحبت نکنید چون عذاب وجدانش بعد ها حتما باهاتون میمونه . گاهی وقت ها فکر میکنم من دارم خیلی سخت میگیرم ولی بعد یه چیزی مدام تو گوشم میخونه که با سه ماه ندونم کاری اون پاکی روح خودم رو برای همیشه از دست دادم .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷)
    • ۱۵۹۰ بازدید توسط ۱۳۲۱ نفر
    • پنجشنبه ۱۷ مهر ۹۳ - ۱۰:۱۳

    اگه دختر چادری سوار ماشین شخصی شد، قصد دوستی داره؟

    سلام

    من یه دختر چادریم. چند مدته به خاطر اینکه دیر به کلاسم نرسم هر از گاهی مجبور میشم سوار ماشین شخصی بشم چون تاکسی خیلی سخت گیر میاد و یا مسیرشون به مسیر من نمیخوره ولی چند باری که سوار شدم دیدم وقتایی که رانندش پسر جوونه سعی میکنه سر حرف باز کنه یا شماره بده و من در عین ناباوری پیاده میشم چون فکر میکنم باید از نوع پوشش من متوجه بشن که من اهل شماره دادن و شماره گرفتن نیستم.

    در ضمن من اهل آرایش کردن هم نیستم، لباس جلف یا رفتار جلفی هم ندارم، هر چقدر دنبال اشکال کار میگردم پیدا نمیکنم جز اینکه راننده فکر کنه چون من سوار ماشین شخصی شدم حتما قصدم دوستیه!

    آیا دید همه نسبت به دختری که مجبوره سوار ماشین شخصی بشه اونم با چادر همینه؟!


    مرتبط:

    خیلی سخته 2 ساعت تو در ماشین مچاله بشم...

    دلیل اصرار بعضی از آقایون به جلو نشستن دختر در ماشین


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۲ مطلب مشابه) مسائل خانم های چادری (۱۰۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۲۴۷۹ بازدید توسط ۲۰۴۹ نفر
    • يكشنبه ۱۳ مهر ۹۳ - ۰۹:۲۵

    امیدوارم با خوندن درد و دلم سرتون درد نگیره

    سلام 

    امیدوارم اگر این پستا خونید و درد دل منو شنید سرتون درد نگیره و با نظراتتون بتونید منو کمک کنید 

    درست چند هفته پیش بر حسب اتفاق تقویما که دید دیدم ای دل غافل من چند ماهه دیه میرم تو 25 سالگی نشستم ببینم تا الان چیکار کردم دیدم هیچی یه حس خیلی بدی بهم دست  یه حسی که نا امیدم کرد یه حسی  که دست از سرم بر نمی داره نمی دونم چظور بگم نشستم فکر کردم به خاطر یه شرایطی خیلی احتمالش کمه مثلا من تا دو سال دیگه ازدواج کنم تازه بعدش خدا چی بخواد ی یه لحظه نگاه به دوستای متاهل خودم کردم دیدم چه خوشبخت چه نا راضی مثلا دوران عقد عروسی خونه داشتن نداشتن خونه دار شدن با شوهرشون زندگی ساختن بچه دار شدن (به قول معروف افتاده رو غلطک) ولی من چی هنوز شروع نکردم از یه جهت دیگه هم نگاه کنی احساسم بهم میگه هر چیزی یه دوره ای داره من خودم معتقدتم یه متاهل تو خیلی چیزا با یه مجرد تاد رو فرق می کنه بایدم باشه  (مثل رفتارای عاظفی پوشش و..).من مطمنم فلان فامیل ما که 20 سالشه و ازدواج کرده شاید تو خیلی موردا از منی که 4 سال ازش بزرگترم فرق  داره چون متاهل شده (اضلا از اون می پزیرن ولی من نه).احساسم میگه حتی وقتی شدی 30 سالت حتی اگر تازه عروس باشی دیگه نمیشه خیلی کارا اگر خیلی رفتارا داشت همه میگن از تو گذشته نمی دونم ( یه مثال بزنم یه دوستنم 26 سالیگی ازدواج کرده بود روز ولنتاین اومده بود برا شوهرش خوب یه کادو فانتزی بخره همه گفته بودم دیگه زشت تو هه خوب گناه او چیه که تازه ازدواج کرده و تموم عمرش اهل دوستی نبوده که این کارا کرده باشه که حالا نخواد بکنه )

    واقع اینجوریه شما نظرتون چیه یعنی دیگه دیره؟؟؟؟؟ (شکلک گریه دار شدید )


    از یه جهت دیگه هم من خودم ادمیم که خیلی دوست دارم فعالیت داشته باشم چیزی یاد بگیرم  موفق باشم از راکد بودن بدم میاد ولی به خاطر شرایطی انجام ندادم یکیش مثلا خانواد هی من خیلی علاقه دارند من ارشد می خوندم ولی من دوست نداشتم من دوست داشتم تو ضمینه های هنری فعالیت کنم ولی چون پدرم اینکارا را قبول نداشتن به نظرشون احترام گذاشتم باهاشون درگیر نشدم چون پدرم بودن ولی با دلگریمی اینکه انشا... با کسی ازدواج می کنم که موافق باشه و من میرم سمت اینا ولی چه فایده دیگه دیره کی وقت دارم برم سمت اینکارا .........تازه اگر شانس بیارم طرفم موافق باشه (شکلک دعا)

    این مورد که گفتم یکی از این شرایط بود شاید با پا فشاری  می تونستم برم سمت ...چیزی مهمی نبود ولی من حتی پا فشاری نکردم چون  می دونستم به خاطر مسایلی اگر من بخوام برم  یه سختی ها به خانواده ام تحمیل میشه ( نه چون کار هنریه یا علاقه منه خاظر یه مسایلی) ( مدیونید خداوکیلی اگر فکر کنید مسائل مالیه  همیشه مسائل مالی محدودیت نیست) من گذشتم از خودم به امید اینده (هیچ منتی هم بر سر خانواده ام نمی زارم چون خانواده ام برام از هرچیز مهمتره کی مهمتر از پدر و مادرم)ولی میدونید وقتی یکی از دوستاما دیدم که با تمام مخالفت خانوادش یا اجباری که بر خانوادش کذاشت رفت پی علاقش  هرچیه الان راضیه خوشحاله بازم مثل من احساس پوچی نمی کنه ولی همهی اینا به کنار می دونید خیلی دردم گرفت وقتی همین خانواده ای که خیلی دوستشون دارم بر گشتن گفتن خوشبحال فلانی بچش  موفقه و احساسم میگه ندیدن من گدشتم که اونا راحتر باشن 


    واقعا دیگه دیره من چکار کنم از این پوچی در بیارم از این که زندگیم داره هدر میره واقعا ناراحتم (شکلک افسردگی و زجه )

    بازم ممنون اینکه حداقل خوندید (شکلک گل)


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸)
    • ۱۵۹۶ بازدید توسط ۱۳۳۳ نفر
    • سه شنبه ۱ مهر ۹۳ - ۲۰:۴۶

    با این مهریه ها نمی صرفه ازدواج کنم

    بنده پسری 27 ساله هستم و فوق لیسانس دارم شغلی دارم که راحت میشه باهاش یک خانواده رو چرخوند دو بار خواستگاری رفتم ولی اینقدر مهریه رو بالا گفتن که پاپس کشیدم مگه من چه گناهی کردم که باید اول ازدواج این همه برم زیر قرض ، قرضی که اگه این دنیا پرداخت نشه اون دنیا باید دینتو ادا کنی می دونید اصلا چیه الان داییم و برادرم هر دوتاشون مهریه زناشون بالاست .هیچکدوم نمی تونن به زنشون بگن بیرون رفتنی حجابتو رعایت کن هیچ کنترلی نمی تونن رو زنشون داشته باشند . به خاطر ترس از مهریه منم تصمیم گرفتم تا آخر عمرم مجرد بمونم .

    خدارو شکر از نظر جنسی طبعم سرده فشار جنسی حالیم نیست فقط خواستم سر و سامون بگیرم ولی با این مهریه ها نمی صرفه . دیگه قید ازدواج و زدم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۸)
    • ۴۵۵۰ بازدید توسط ۳۴۲۲ نفر
    • يكشنبه ۲۳ شهریور ۹۳ - ۱۳:۴۹

    حرف های پدر و مادرم آزارم میده

    کاش . منم 21 سالمه حس تو رو دارم .دارم یه رشته ای میخونم نمی دونم چی میشه . حرفای پدر و مادرم بیشتر از همه بدرم آزارم میده دیشب بهم گفت مادرت 18 سالگی شوهر رفته تو 2 سالم بیشتر موندی فکر کن اونم بین عموم و زن عموم و مامان بزرگم .

    منم خسته شدم هر روز دارم روزامو شب می کنم و شبام رو روز که چی شه نمی دونم . به هیچ امید ندارم تنها دلخوشیم اینه که دانشگاه برم . برم بیش دوستام از اول مهر .حال بدی دارم خودم احساس می کنم افسردم احساس انجام هیچ کاری رو ندارم یه نا امیدی زیادی تو دلمه .حرفم رو به هیچکس نمی تونم بگم اگه با کسی حرف بزنم مخصوصا بدرم همو حرفو به طعنه بهم برمی گردونه .احساس هیچی می کنم .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰)
    • ۳۲۹۹ بازدید توسط ۲۵۸۱ نفر
    • جمعه ۱۴ شهریور ۹۳ - ۰۹:۲۸

    برو بالا
    سری دوم موضوعات خانواده برتر
    عشق ازدواج حجاب خواستگاری روابط اجتماعی محبت معیارهای ازدواج شناخت خواستگار اعتماد به نفس سربازی طلاق معیارهای ازدواج دختران مطالب از تبار خاک ... دوران نامزدی سابقه دوستی قبل از ازدواج معرفی کتاب ترک خودارضایی میل جنسی رسیدن به آرامش قانون جذب