خانواده برتر

مشورت در قالب پرسش و پاسخ در مورد ازدواج و مدیریت خانواده

إِنَّا نَحْنُ نُحْیِی الْمَوْتَىٰ وَنَکْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ ۚ وَکُلَّ شَیْءٍ أَحْصَیْنَاهُ فِی إِمَامٍ مُبِینٍ

کانال خانواده برتر در ایتا: معرفی مطالب پر بازدید و پربحث

جستجو با گوگل در خانواده برتر

جدیدترین ها
مطالب کاربران
صفحات کاربران
به روز شده ها
جدیدترین نظرات کانال و گروه خانواده برتر حمایت از مطالبه گری
توهم عاشقی ... (۲۰۹۳ بازدید توسط ۱۵۸۳ نفر) - (۰ نظر)
تاوان یک عشق ... (۱۴۸۷ بازدید توسط ۱۱۳۶ نفر) - (۰ نظر)
بیا با کفش‌های من چند قدم راه برو... (۱۲۲۸ بازدید توسط ۹۴۰ نفر) - (۰ نظر)
زباله‌هایی که راه می‌روند ... (۱۵۴۵ بازدید توسط ۱۱۹۶ نفر) - (۰ نظر)
من بودم و ضربان قلبم ... (۱۳۹۳ بازدید توسط ۱۰۷۰ نفر) - (۲ نظر)
یک پک تلخ به سیگار تلخ ... (۹۸۶ بازدید توسط ۷۸۶ نفر) - (۱ نظر)
چند مورد از رازهای پنهان انگیزه ی دوستی پسرها با دخترها (۱۰۹۰۷ بازدید توسط ۷۹۵۸ نفر) - (۴۲ نظر)
عجیب‌ترین حس در دنیا چیه؟ (۱۶۵۰ بازدید توسط ۱۲۵۵ نفر) - (۱ نظر)
به خاطر فشارهای اطرافیان، تصمیم گرفتم دوست پسر بگیرم اما ... (۶۱۳۲ بازدید توسط ۴۶۰۴ نفر) - (۱۸ نظر)
این جوری همسرِ مناسب پیدا کن! (۶۰۶۱ بازدید توسط ۴۶۸۶ نفر) - (۱۶ نظر)
جامعه خانواده ی بزرگتر ماست، آبروی جامعه مون رو حفظ کنیم (۲۴۴۱ بازدید توسط ۱۷۹۱ نفر) - (۱۰ نظر)
آثار منفی ابراز علاقه های مجازی پسر به دختر چیست؟ (۱۸۹۹ بازدید توسط ۱۳۸۲ نفر) - (۳۲ نظر)
درسی که از محرم امسال گرفتم (۲۱۶۵ بازدید توسط ۱۵۶۱ نفر) - (۲۷ نظر)
در حکومت دینی هر اتفاقی بیفته مقصر دین هست؟! (۳۱۴۸ بازدید توسط ۲۰۵۰ نفر) - (۱۰۸ نظر)
الگوی خانه داری، حضرت زهرا (علیها السلام) (۱۸۴۵ بازدید توسط ۱۲۳۱ نفر) - (۵۴ نظر)
علی نَفسِ محمّد - روز مباهله (۷۰۲ بازدید توسط ۴۱۶ نفر) - (۲ نظر)
احساسی پاک به سانِ دوست داشتن (۱۷۷۱ بازدید توسط ۱۲۲۶ نفر) - (۸ نظر)
ناتوانی در جویای کار بودن و عدم درآمد (۱۹۸۹ بازدید توسط ۱۳۵۷ نفر) - (۲۲ نظر)
واقعاً عادی شدن جسم زن راهکار درستی برای ادامه زندگی ماست؟! (۳۴۰۸ بازدید توسط ۲۲۹۴ نفر) - (۷۸ نظر)
برآورده شدن آرزو پس از مدت‌ها (۱۴۰۹ بازدید توسط ۸۹۳ نفر) - (۱۰ نظر)
دین خوبی که خوب آن را نفهمیدم (۱۰۷۵ بازدید توسط ۶۵۳ نفر) - (۴ نظر)
گلایه ای در مورد سانسور در خانواده برتر (۱۳۱۴ بازدید توسط ۸۶۵ نفر) - (۱۲ نظر)
موقع عقد، حتما حواس تون به این بند ها و نکات قانونی باشه - ویژه آقایان (۲۳۲۲ بازدید توسط ۱۶۴۸ نفر) - (۱۷ نظر)
آقایان ازدواج نکنید مگر اینکه ... (۳۱۴۰ بازدید توسط ۲۳۴۵ نفر) - (۳۲ نظر)
خودمون با چادر خفه کنیم تا شما راحت باشید؟! (۳۶۱۶ بازدید توسط ۲۵۴۹ نفر) - (۵۳ نظر)
خانم ها ازدواج نکنید مگر اینکه ... (۴۳۵۵ بازدید توسط ۳۰۰۱ نفر) - (۸۹ نظر)
آقایون اگه این کارها رو انجام بدید برای همسرتون بهترین مرد دنیا میشید (۲۹۶۸ بازدید توسط ۲۰۸۸ نفر) - (۱۷ نظر)
فرهنگ‌سازی برای عابر پیاده (۸۳۶ بازدید توسط ۵۳۴ نفر) - (۳ نظر)
جادوی نوشتن و تأثیرات آن (۱۴۶۲ بازدید توسط ۹۴۳ نفر) - (۶ نظر)
ترک خانوادۀ سمّی (۲۲۵۵ بازدید توسط ۱۴۰۱ نفر) - (۱۰ نظر)
چهل سالگی ام مبارک (۳۳۶۱ بازدید توسط ۲۳۲۰ نفر) - (۴۴ نظر)
راهنمای دریافت غذای تبرکی حرم امام رضا (ع) (۱۹۵۰ بازدید توسط ۱۲۰۵ نفر) - (۱۶ نظر)
زرنگ باش (۲۲۵۳ بازدید توسط ۱۴۶۳ نفر) - (۲۰ نظر)
چند نکته به عنوان نصیحت برادرانه به دختران (۹۱۴۴ بازدید توسط ۶۴۲۹ نفر) - (۱۰۴ نظر)
دلایل ماندگاری معصومین علیهم السلام (۱۲۶۳ بازدید توسط ۷۴۵ نفر) - (۹ نظر)
در مورد بسم الله الرحمن الرحیم (۱۸۶۸ بازدید توسط ۱۰۹۷ نفر) - (۹ نظر)
در مورد فتنه ی اخیر به بهانه ی فوت مهسا امینی (2) (۲۳۶۲ بازدید توسط ۱۵۹۲ نفر) - (۰ نظر)
لذّت با هم بودن رو به خاطر مسائل مادی برای همیشه از بین نبرید. (۵۵۸۹ بازدید توسط ۳۷۸۳ نفر) - (۱۱۶ نظر)
بیشتر به خودت فکر کن (۱۸۸۹ بازدید توسط ۱۲۹۶ نفر) - (۸ نظر)
من اگه دختر بودم از پسر خوب خواستگاری می کردم! (۴۳۱۸ بازدید توسط ۳۱۲۶ نفر) - (۴۷ نظر)
ارائه ی نمای کلی از دنیای پسر ها به دخترها (۵۶۹۲ بازدید توسط ۴۰۹۸ نفر) - (۲۵ نظر)
اگه دوست دارید محبوب دیگران باشید خوش اخلاق باشید (۲۷۸۹ بازدید توسط ۱۶۹۷ نفر) - (۱۵ نظر)
دختر انسان است عروسک نیست (۵۵۵۷ بازدید توسط ۳۹۵۱ نفر) - (۵۹ نظر)
علی باش فاطمه ات می شوم (۲۸۹۷ بازدید توسط ۱۹۹۴ نفر) - (۳۳ نظر)
خوبی هاتون رو با توجه به جنبه و ظرفیت افراد نثارشون کنید (۱۸۲۵ بازدید توسط ۱۲۴۰ نفر) - (۲۸ نظر)
تابویی به نام طلاق (۲۱۰۱ بازدید توسط ۱۴۳۱ نفر) - (۲۸ نظر)
برسد به دست دختران؛ عشق، کلمه ای فریبنده (۱۷۶۹ بازدید توسط ۱۲۱۴ نفر) - (۰ نظر)
شوهرم یه رفیق داره، که اون منم (۴۳۹۵ بازدید توسط ۳۰۱۵ نفر) - (۵۱ نظر)
خیلی از دخترها و خانواده هاشون هستن که شرایط اقتصادی آقایون رو درک می کنن (۷۶۸۲ بازدید توسط ۴۲۱۷ نفر) - (۵۸ نظر)
اگه هنوز خودارضایی رو ترک نکردی بیا تو (۸۶۹۷ بازدید توسط ۵۹۲۰ نفر) - (۶۹ نظر)
صفحه شخصی Dady i baby (۱۰۴۰ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه شخصی اسکیزویید (۳۷۶۳ نمایش) - (۵۷ نظر)
صفحه شخصی "گمنامی عشق است" (۱۰۸۰ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی سکوت شلوغ (۱۱۴۸ نمایش) - (۱۱ نظر)
Dady me baby (۱۷۹۰ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی پرینازم ۷ (۱۸۱۳ نمایش) - (۶۶ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۸۸۶۶ نمایش) - (۹۹ نظر)
صفحه شخصی آتنا مرادی (۱۴۵۹ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی ماه تی تی (۲) (۹۶۵ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی شب ماه (2) (۲۰۸۵ نمایش) - (۴۵ نظر)
صفحه شخصی سبحان 83 (۵۱۹۴ نمایش) - (۲۷۱ نظر)
صفحه شخصی منتظر منتقم فاطمه"سلام الله" (۵۷۲۶ نمایش) - (۲۷۵ نظر)
صفحه شخصی پرینازم Four (۳۳۶۴ نمایش) - (۷۵ نظر)
صفحه شخصی گلی خانم (2) (۴۶۰۳ نمایش) - (۱۲۹ نظر)
صفحه شخصی مروان الشقب (۸۱۷۸ نمایش) - (۱۹۴ نظر)
صفحه شخصی شب (۱۸۲۶ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۹۸۴۰ نمایش) - (۴۰۴ نظر)
صفحه شخصی با نام عرفان (حافظ) (۶۹۳۸ نمایش) - (۱۸۶ نظر)
صفحه شخصی berelian (۸۸۹۷ نمایش) - (۲۶۵ نظر)
زندگی به شرط سید ! (2) (۴۷۶۵ نمایش) - (۱۳۰ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۲۳۸۵۲ نمایش) - (۴۵۸ نظر)
صفحه ی شخصی 2017 (۳۷۸۴ نمایش) - (۹۸ نظر)
صفحه شخصی DOKHTAR LOR (۱۵۳۴ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی ساقی (۶۲۸۰ نمایش) - (۲۰۱ نظر)
صفحه ی شخصی "مردی در بیابان های خلوتِ خدا" (۲۰۸۴ نمایش) - (۳۲ نظر)
صفحه ی شخصی Angel girl (۱۵۳۸ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی "دختران حتما بخوانند" (۴۹۷۰ نمایش) - (۱۵ نظر)
صفحه شخصی رضا alone "احادیث و موضوعات مختلف" (۳۸۶۸ نمایش) - (۱۳۶ نظر)
صفحه شخصی فرشاد (۱۴۳۶ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی Holy Mind (۳۲۶۵ نمایش) - (۱۲۲ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (4) (۸۰۶۳ نمایش) - (۵۱۹ نظر)
صفحه شخصی خانم M&M (۶۵۵۲ نمایش) - (۳۴ نظر)
صفحه شخصی ماه تی تی (۱۰۴۴۳ نمایش) - (۶۲۳ نظر)
صفحه شخصی رضا alone پُست دوم (۹۴۲۵ نمایش) - (۲۴۲ نظر)
صفحه شخصی شب ماه (۱۹۵۳۱ نمایش) - (۷۳۶ نظر)
صفحه شخص گلی خانم (۱۷۹۳۸ نمایش) - (۶۲۶ نظر)
صفحه ی احادیث گیاهی و درمانی🌾 (۴۸۶۴ نمایش) - (۵۹ نظر)
صفحه شخصی رهام روشن ضمیر (۶۰۹۶ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۳۲۳۶۵ نمایش) - (۱۰۶۸ نظر)
صفحه شخصی Ata MST (۱۰۷۴۸ نمایش) - (۳۶۷ نظر)
صفحه شخصی رضا alone (۱۷۱۵۰ نمایش) - (۸۷۵ نظر)
صفحه شخصی پسر آریایی (۱۰۴۴۰ نمایش) - (۳۱۲ نظر)
صفحه برنامه ‌نویسان خانواده‌ برتر (۲۷۵۳ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی دختر قمی (۳۴۲۶ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی .•.•.•امیرخان•.•.•. (۴۲۲۸ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی مشکات (۵۳۱۵ نمایش) - (۱۷۶ نظر)
صفحه شخصی سکوت شلوغ (۳۶۶۱ نمایش) - (۴۲ نظر)
صفحه مرد شب ویژه پرسش و پاسخ خصوصی (۴۲۶۱ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه شخصی آیدا 👑👩‍⚕️💐 (۸۸۶۵ نمایش) - (۱۲۷ نظر)
صفحه شخصی Ali Piroozi (۴۴۳۸ نمایش) - (۱۶۰ نظر)
نماهنگ نیمه شعبان با صدای امیر عارف (۱۲۶۸ بازدید توسط ۹۵۶ نفر) - (۲ نظر)
اگه در گذشته دوست پسر داشتی زن من نشو ... (۲۶۱۸۱ بازدید توسط ۱۹۵۷۸ نفر) - (۹۴ نظر)
خانم ها، معمولا چه قدر خرید میکنید ؟! (۱۲۴۹۶ بازدید توسط ۹۴۵۹ نفر) - (۷۳ نظر)
اگه روی تو غیرت نداره یعنی براش مهم نیستی (۱۰۲۶۴ بازدید توسط ۷۰۷۱ نفر) - (۴۹ نظر)
نمی خوام دیگه کسی تو زندگیم به اسم دوست پسر باشه (۱۱۴۲۹ بازدید توسط ۸۵۲۳ نفر) - (۳۶ نظر)
فانتزی های جالب و خنده دار در مورد ازدواج (۱۹۷۴۶ بازدید توسط ۱۴۵۸۱ نفر) - (۱۰۷ نظر)
خطاب به دخترهایی که به خاطر کنجکاوی تمایل دارن با پسرها دوست بشن (۸۶۸۷ بازدید توسط ۶۲۸۲ نفر) - (۳۳ نظر)
چند مورد از رازهای پنهان انگیزه ی دوستی پسرها با دخترها (۱۰۹۰۷ بازدید توسط ۷۹۵۸ نفر) - (۴۲ نظر)
بهترین غذایی که درست کردی چی بوده؟ (۱۰۲۸۰ بازدید توسط ۷۶۲۱ نفر) - (۸۸ نظر)
می خوام به آشپزیم تنوع بدم (۶۵۸۳ بازدید توسط ۴۷۰۵ نفر) - (۷۹ نظر)
مصادیق جزئی که در انتخاب همسر باید حتما آنها را مد نظر داشته باشید (۳۸۵۸ بازدید توسط ۳۱۳۶ نفر) - (۲۶ نظر)
انواع تفریحات یه زن و شوهر با امکانات کم (۵۳۸۸۶ بازدید توسط ۴۰۸۴۷ نفر) - (۵۱ نظر)
به داد مستاجران برسید (برسیم) (۳۰۶۲ بازدید توسط ۲۳۲۸ نفر) - (۱۳ نظر)
خاطرات خنده دار دختر خانم ها از خواستگاران شون (۹۰۱۷ بازدید توسط ۶۹۴۰ نفر) - (۱۳ نظر)
1000 تا دوست دختر داشتم ولی الان امام زمان می خوام (۴۸۸۱ بازدید توسط ۳۸۹۷ نفر) - (۷ نظر)
شوهر بد اخلاقم رو عاشق خودم کردم (۲۰۵۲۵۱ بازدید توسط ۱۵۷۶۸۱ نفر) - (۶۵ نظر)
دروغگویی بعضی از دختران دوست پسر دار به خواستگار (۱۱۴۵۹ بازدید توسط ۸۴۳۶ نفر) - (۳۴ نظر)
از تجربیات تون در مورد خانه دار شدن بگید (۶۳۹۷ بازدید توسط ۴۲۸۱ نفر) - (۱۹ نظر)
سرگرمی تون وقتی تنها هستید چیه؟ (۳۷۸۶ بازدید توسط ۲۸۹۶ نفر) - (۳۳ نظر)
دوست دارید چه نیرو، توانایی یا هنر خارق العاده ای داشته باشید؟ (۲۶۶۴ بازدید توسط ۱۸۶۱ نفر) - (۳۸ نظر)
به خاطر فشارهای اطرافیان، تصمیم گرفتم دوست پسر بگیرم اما ... (۶۱۳۲ بازدید توسط ۴۶۰۴ نفر) - (۱۸ نظر)
این جوری همسرِ مناسب پیدا کن! (۶۰۶۱ بازدید توسط ۴۶۸۶ نفر) - (۱۶ نظر)
اگه از دختری خوشم اومد، چکار کنم که همون اول جواب رد نگیرم؟ (۴۶۹۲۱ بازدید توسط ۳۵۷۰۲ نفر) - (۷۲ نظر)
دخترهای خوب و سنگین، راه پسرها رو برای ازدواج باز بذارید (۱۱۴۰۳ بازدید توسط ۸۱۰۸ نفر) - (۸۱ نظر)
چند سوال در مورد ازدواج از دخترانی که رشته های پزشکی خوندن (۷۴۱۶۹ بازدید توسط ۵۷۹۳۱ نفر) - (۲۱۷ نظر)
معایب و مزایای ازدواج با یک فرد مشهور چیه؟ (۲۷۵۱ بازدید توسط ۲۰۲۲ نفر) - (۱۹ نظر)
دختر مذهبی کجایی ، دقیقا کجایی ؟! (۲۹۳۸۵ بازدید توسط ۱۹۵۰۶ نفر) - (۱۲۶ نظر)
جامعه خانواده ی بزرگتر ماست، آبروی جامعه مون رو حفظ کنیم (۲۴۴۱ بازدید توسط ۱۷۹۱ نفر) - (۱۰ نظر)
از خاطرات خوب و خنده دار دوران مدرسه و دانشگاه بگید (۸۱۳۰ بازدید توسط ۵۷۵۵ نفر) - (۲۹ نظر)
پسرهای مذهبی نشانه علاقه شون به یه دختر چیه ؟ (۹۱۱۲۸ بازدید توسط ۶۵۸۶۱ نفر) - (۱۰۳ نظر)

۱۱۸ مطلب با موضوع «درد دل های دختران» ثبت شده است

به خاطر خیانت هایی که دیده ام از ازدواج متنفرم

با سلام

بنده دختری در رده سنی 20 تا 30 سال هستم. از ازدواج متنفرم به خاطر چیزهایی که در جامعه و اطراف خود از خیانت مردان به زنان دیده ام (البته که خانم ها هم خیانت میکنند و من هم چون دخترم خیانت مردان برایم بولد شده) و کلا به خاطر روحیات مردان که نمیدانم خدادادی است یا در اثر عدم کنترل شهوت است که به یک زن راضی نمیشوند.

مطمئنا ازدواج امر مقدسی است و با این عقیده سر جنگ ندارم ولی روحیات مردان را حتی اگر در سرشت آن ها نهادینه شده باشد را به هیچ وجه نمیتوانم تحمل کنم پس طبق اختیار اصلا دوست ندارم ازدواج کنم. ولی باز هم به خاطر همین جامعه که شخصیت یک خانم را بدون ازدواج هیچ میدانند و هیچ استقلالی بدون ازدواج برایش قائل نیستند مجبورم یک ازدواج داشته باشم ولی تا چند سال بتوانم تحمل کنم و  ... نمیدانم.

من با هم جنس های خود سر جنگ ندارم و به زیباتر بودن خیلی از آنها از خودم اذعان دارم و زیبایی شان را صادقانه تحسین میکنم، ولی احتمالا مردی که در آینده کنار من قرار بگیرد به زیبایی خانم ها دید دیگری دارد که صد البته در زندگی شخصی من اثر میگذارد.

در این موقع یک مرد من را در تقابل با هم جنسانم قرار میدهد و بعد به راحتی عنوان حسود را به من میزند، در صورتی که من الان که مجردم حداقل از این نظر و مقایسه نشدن خیلی آرامش دارم، حاضز نیستم در زندگی مشترک وارد شوم که احتمالا سر تا سر جنگ اعصاب حداقل در این یک مورد برای من فراهم کند، ببخشید که دیدگاهم کلی است و کلمه بعضی به کار نبردم این عقیده من است و اگر غیر این را بیان میکردم صادق نبودم که عدم صداقت خیلی ناپسندتر است.

در این تفکر من مرد با ظاهر مذهبی و سر به زیر هم با مردی که مدل های امروزی را دارد هیچ فرقی نمیکنند، کلا آن ایمانی که مرد را به این وا میدارد که حتی اگر زنش را دوست نداشت اذیتش نکند صادقانه بگویم در کسر خیلی اندکی از جامعه دیده ام، با این اوصاف از شما دوستان میخواهم راهنمایی ام بکنید چه کاری انجام دهم و اینکه اگر طزر تفکرم غلط است مرا از اشتباه در بیاورید.

(عاجزانه تقاضا دارم بحث حجاب و این ها را در پاسخ هایتان پیش نکشید)

با تشکر


مرتبط:

روحیاتم با خانم بودن، همسر بودن و کدبانو بودن جور در نمیاد

دخترم، اصلا هیچ میلی به ازدواج ندارم

به دختری علاقه دارم که نمیخواد ازدواج کنه

دخترم، نمی خوام ازدواج کنم ولی با دل والدینم چه کنم ؟

بر خلاف قبل الان دلم نمیخواد شوهر کنم

من از ازدواج می ترسم، چونکه اصلا نمی تونم به کسی اعتماد کنم

حس خوبی نسبت به ازدواجم ندارم و مطمئنم که خوشیخت نمیشم

نمی تونم هیچ پسری رو برای ازدواج دوست داشته باشم



↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مسائل دختران جوان (۲۳۵۳ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۱۱۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۲)
    • ۴۴۷۶ بازدید توسط ۳۰۰۵ نفر
    • پنجشنبه ۲۶ ارديبهشت ۹۸ - ۱۴:۲۹

    خدا چه حد از ارتباط رو می پذیره؟

    سلام. 

    دختر هستم. 27 ساله، مدتی هست که سوالی فکرم رو مشغول کرده.

    من دختر خوب زمان قدیمم. دقیقا همون تعریفی که چندین سال پیش مادر بزرگها از "دختر خوب" داشتن! دختری که سر به زیره ، با پسرهای نامحرم خوش و بش نمی کنه، با پسرهای غریبه ی بیرون خونه حرف نمی زنه ،  شماره به کسی نمیده، سر سنگین و متین و جدیه ... 

    نه تنها از لحاظ عرفی ،بلکه از نظر دینی هم مسئله همیشه برام این طوری جا افتاده بوده و هنوزم همین طوره، هیچ وقت درست نمیدونستم پنهانی با یک پسر عشق و عاشقی راه بندازم. نه که عاشق نشم ولی تو عاشقی کردن هم محتاط بودم. 

    تو دانشگاه حتی با پسرها چشم تو چشم نمیشدم. چه برسه بخوام به روشون لبخند بزنم. تو دانشگاه فقط دو بار به طور تصادفی پیش اومد که لبخندم به لبخند پسرا گره خورده باشه!

    اصلا همین که چشم تو چشم نشی ، خیلی موارد کنسل میشه. جرقه ی علاقه مند شدن به نظر من از راه نگاهه. وقتی ی دختر پسرها رو نگاه نمی کنه ، کسی بهش علاقه مند بشه هم ، جرات نمی کنه جلو بره و صحبت کنه.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران (۱۱۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۱)
    • ۲۵۲۵ بازدید توسط ۱۹۰۱ نفر
    • دوشنبه ۲۳ ارديبهشت ۹۸ - ۲۰:۵۶

    یه بغض سنگینی رو گلومه که فقط خدا حالم رو میدونه و بس

    سلام به دوستان عزیز خانواده برتر

    من یه دختر ۲۹ ساله هستم، خواستم از دختر خانوم های خانواده برتر بپرسم شده مردم به خودشون اجازه بدن براشون خاستگاری معرفی کنند که قبلا ازدواج کرده و بچه هم داره؟

    دیروز یه نفر بهم گفت اگه یه همچین شخصی بیاد باهاش ازدواج میکنی... ؟ نمیدونید چقدر قلبم تکه تکه شد از این حرفش، این بود جواب اون همه تنهایی ها، این بود جواب اون همه نجابت در راه خدا؟ اون لحظه فقط لال شدم.

    حالا با پر رویی تمام میگه خب چرا قبول نمیکنی؟ هم سنت بالاست، هم شرایطتت اینه...، آخه درد بی درمونم رو به کی بگم؟ من تو این دنیا کی رو دارم جز خدا پشتم باشه...؟ مادرم فوت کرده، پدرم هم اعتیاد داشت و رفیق باز بود. برادرم و پدرم دوستان شون رو جمع میکردن خونه مواد میکشیدن، مجبور شدم جدا زندگی کنم بخاطر اینکه به آبروم لطمه نخوره، از پدرم جدا شدم، یعنی یه جورایی مجبوره مجبور شدم علاوه بر رفیق بازیش انقدر بهم توهین کرد و گفت چرا از خونه ام نمیری مجبور شدم ...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    واسطه گری برای ازدواج (۵۰ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۳۳ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۱۱۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۵)
    • ۸۱۶۱ بازدید توسط ۵۶۲۱ نفر
    • سه شنبه ۱۷ ارديبهشت ۹۸ - ۱۵:۴۰

    پس من با کی حرف بزنم؟

    سلام به تموم دوستان گل

    من دختری در آستانه ۱۹ سالگی، و فرزند اول خانواده هستم. دختری برون گرا و شاد و شوخ طبع (به موقع) و در موقعیت های مختلف شیطون یا آروم هستم. (بنا به شرایط)، بذارین خصوصیاتم رو بگم قصد تعریف ندارم ولی دارم میگم که شما از خصوصیاتم مطلع بشین؛

    دختری با حجاب و بدون آرایش و همیشه یه لبخند ملایم رو لب هام هست، همیشه تمیز و آراسته و شیک پوشم. تو درس و زندگی و هنر واسه خودم برنامه ریزی دارم. تازه دفتر برنامه ریزی درسی با دفتر برنامه ریزی زندگیم جداست و هر روز کارهام رو یادداشت میکنم و خودم رو موظف میدونم که انجام شون بدم. واقع بین هستم. خیال باف نیستم‌، هنر آشپزی و شیرینی پزی در حد مقدماتی بلدم، خانه داری در حد حرفه ای بلدم.

    قبلا که مدرسه میرفتم به این کارها علاقه نداستم و انجام شون نمیدادم و میگفتم هر وقت رفتم دانشگاه کار خونه انجام میدم، و به قولم هم عمل کردم و از وقتی پام به دانشگاه باز شد کار خونه و کارهایی که در بالا ذکر کردم رو انجام میدم، اونم با عشق و علاقه، کلا آدم دیگه ای شدم. در صمن اعتماد به نفس و عزت به نفسم هم رفته بالا و اجتماعی تر شدم‌، نماز هام ر هم عید تا الان شروع کردم به خوندن، قبلا به خاطر عدم علاقه نمیخوندم ولی الان با عشق میخونم. خوش اخلاقم. ولی مامانم بدجور رو مغزم راه میره ...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۵۱۹ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۱۱۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۷)
    • ۴۸۵۶ بازدید توسط ۳۳۷۴ نفر
    • جمعه ۱۳ ارديبهشت ۹۸ - ۱۴:۲۲

    خیلی وقته با کسی حرف نزدم، افسرده و بی انگیزه شدم

    سلام

    مدتیه دچار مشکل عجیبی شدم که خیلی خسته ام کرده؛

    من جایی کار میکردم اما نه اینکه کارمند رسمی باشم ولی محیطش رو دوست داشتم ...همه دوستام اون جا بودن؛ خیلی با هم خوش بودیم با وجود همه مشکلات زیر آب زنی و ...

    مهم تر اینکه مسئول اون جا دوست صمیمیم بود و هر وقت دچار مشکل تو کنترل فضا میشد یا مشکل اداری پیش میومد که نمیتونست حلش کنه ازم کمک میگرفت... خیلی محیط کارم رو دوست داشتم ...

    مشکل از جایی شروع شد که بعضی ها در این مورد حرف میزدن که من مورد توجه غیر عادیه بعضی آقایون هستم، من مدت چندین سال سعی میکردم به بقیه بقبولانم که اینطور نیست و همه ش سوء  تفاهمه، اما حس کردم که مسئول مون در مورد مشکلی که پیش می اومد و من برای حلش از کمک میگرفتم نظرش برگشته و سعی میکرد بهم بفهمونه سوء تفاهم نیست و چیزی هست .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران (۱۱۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۱۷۲۳ بازدید توسط ۱۳۲۰ نفر
    • شنبه ۷ ارديبهشت ۹۸ - ۲۲:۰۵

    چطوری دیدگاه بدم که ریشه در گذشته داره رو نسبت به مردان اصلاح کنم؟

    سلام

    من دختر ۲۲ ساله هستم، واقعیتش اینه من زندگی خیلی نا آرومی رو تجربه کردم، از بچگی هام خشونت بابام رو علیه مادرم و خودم و برادرم دیدم، کتک زدن هاش، دست های سنگینش، داد زدن هاش، فحش دادن هاش، محدود کردن هاش، بی محبتی هاش،خلاصه یه جور برده بودیم واسه ش ،گذشت و گذشت زندگی مون ناآروم بود آرامش نداشت .

    اولین ضربه رو موقعی که چهارم ابتدایی بودم خوردم، پدرم به مادرم خیانت کرده بود یه زن دیگه گرفته بود و من به عنوان یه دختر خیلی شکستم و از پدرم خیلی فاصله گرفتم.

    من دختر بودم مثل همه ی دخترها، میتونستم بابایی بشم ولی منی که مثل گل نو شکفته بودم تو غنچه خفه شدم، نا آرومی های خونه مون شدت گرفت، ۳ نصف شب می اومد خونه، همش دعوا . کتک هاش شروع شد بعد چند ماه خودش گفت که قبلا یه زن دیگه هم داشته، دیگه کاملا شکستم.

    مامانم جوون بود اون موقع، هیچ کسی رو نداشت که پشتش باشه، نتونست ما رو ول کنه، موند و سوخت، جایی هم نداشت بره، با سختی های زیاد بزرگ شدیم این بار هیز بازی های برادرم شروع شد.  


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    جهت اطلاع پدران و مادران (۱۵۸ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۱۱۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۳)
    • ۱۹۰۳ بازدید توسط ۱۴۹۱ نفر
    • يكشنبه ۱ ارديبهشت ۹۸ - ۰۷:۳۹

    زیر دست پدر و مادری بزرگ شدم که اعتماد به نفس ندارند

    سلام دوستان گرامی

    من به تازگی توی خانواده برتر عضو شدم و علت مطرح کردن مشکلم اینجا به این خاطره که احساس کردم اینجا واقعا براشون مهمه و راه حل های خوبی میدن، سایت های دیگه هم هست ولی فقط از تاپیک های خاله زنک و مسخره استقبال میکنن. 

    مشکل من چیه؟

    ۲۶ سالمه، مادرم خیلی عصبیه و اخلاقش بده و گاهی تحمل ناپذیره برام. نمیدونم چه جوری باهاش رفتار کنم؟ اعتماد به نفسش هم خیلی پایینه، هم پدرم هم مادرم. و الان من، خواهر بزرگتر و برادرم هم اعتماد به نفس نداریم.

    من واقعا سعی میکنم مثل پدر و مادرم نباشم تا حد امکان ولی گاهی کم میارم، واقعا ناراحتم که این رو میگم ولی مادرم اصلا  آروم نیست، همه ش گریه، همش داد و بیداد. خدا منو ببخشه ولی گاهی حتی میگم خوش به حال کسی که پدر و مادر نداره. 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    افزایش اعتماد به نفس (۳۸ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۵۸ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۱۱۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۳)
    • ۱۲۹۵ بازدید توسط ۹۸۸ نفر
    • يكشنبه ۱ ارديبهشت ۹۸ - ۰۶:۰۵

    چکار کنم با خانواده ی بی حوصله و بد اخلاقم؟

    سلام خدمت دوستان

    دختری ۲۶ ساله هستم که تقریبا دو سال و نیمه درسم تمام شده. تو کل زندگیم به جز یک نفر هیچ خواستگاری نداشتم. مقید به مسایل دینی هستم ولی نه خیلی افراطی . خودم برای خودم کار میکنم. و کارهای اینترنتی انجام میدم و درآمد مختصری دارم. 

    خانواده م فوق العاده بی حوصله هستند و اصلا اهل بیرون و مهمانی و تفریح و معاشرت نیستن. مشکلم اینه که پدرم اصلا منو حمایت مالی نمیکنه. وضع مالی مون بد نیست خدا رو شکر .ولی اصلا پدرم عین خیالش نیست که من مخارجم چه جوری باید تامین شه. فوق العاده بد اخلاق و عصبیه. کلا یک مدلیه . اصلا نمیشه باهاش حرف زد .

    حتی با مادرم نمیسازه. فقط خانواده خودش رو میپرسته. با اون پسر هم که آشنا شدم خودمون دو تایی رفتیم تو کافه حرف زدیم بعد فهمیدیم بدرد هم نمیخوریم. بعد من خیلی پیچیده به مادرم گفتم. اصلا نمیدونم واقعا باید چه کنم. کلی ایده کسب و کار دارم. باهاش حرف میزنم اصلا به حرف هام اهمیت نمیده.  میخواستم وام بگیرم بهش گفتم ضامن پیدا کن برام، نکرد این کار رو. مادرم هم که بداخلاق و عصبی تر از اونه. همین سه ماه پیش بدجور منو زد با جارو.

    من چه کار کنم با این پدر و مادر؟، خواستگار هم ندارم، درآمدمم کمه . نمیتونم اجاره خونه بدم. 


    بیشتر بخوانید ...

    مدتی هست که احساس میکنم کاملا از پدرم متنفرم

    پدرم کلا هیچ ارزشی برا ما قائل نیست

    از پدرم دیگه رسما بدم میاد

    شوخی های پدرم عین مته رو روانمه

    با پدرم هر روز دعوا دارم، دعوای خیلی بد

    علت بسیاری از بیماری های روحی من پدرمه

    حرفها و حرکات پدرم آزارم میده


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    آموزش کسب درآمد برای دختران (۹۶ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۵۸ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۱۱۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰)
    • ۲۳۲۲ بازدید توسط ۱۶۳۳ نفر
    • يكشنبه ۱ ارديبهشت ۹۸ - ۰۵:۵۴

    مامانم میگه همیشه که زندونی ها رو دعا میکنن یاد تو میافتم

    سلام

    من دختر ۲۴ ساله ای هستم که از بچگیم تا حالا مشکلات زیادی داشتم، البته هدفم از این پست این نیست که مشکلاتم رو بازگو کنم، نکته ای که وجود داره اینه که خب سال هاست که با کسی تو این دنیا رفت و آمد نداریم.

    پدرم چند ساله که بازنشسته شده و همه ش تو خونه است، یا میخوابه یا همیشه تلویزیون نگاه میکنه، مادرم خانه داره و سر ماه میره خرید و وسایل ضروری خونه رو میخره و به کارهای خونه میرسه و هفته ای چند بار هم جلسه ی قرآن میره، خواهر ندارم فقط یه برادر دارم که اونم متاهله و اونم هیچ جا نمیره و همیشه تو خونه است، فقط سر کار میره و بر میگرده البته مریضم هست و تحرک زیادی نداره.

    قضیه اینه که از بچگی شاهد کتک ها و دعواهاش بودم روزهای خوبی نداشتیم هیچ قدرت و هیچ جایی هم نداشتیم، پدرم الان سنش بالاتر رفته ولی هنوز سرحاله و بدنش ورزیده است و دست های سنگینی داره وضع مالیش هم خوبه و همه چی داره و هیچ وقت هم نمیذاشت با کسی رفت و آمد کنیم، همیشه نگاه های بد و راحت بودنش و دشمنیش و خیلی چیزهای دیگه و محبت پدری که هیچ وقت وجود نداشت تو تموم این سال ها فقط ازش ترسیدیم و اونم اذیت مون میکرد و ما هم بچه بودیم هیچ قدرتی نداشتیم بزرگم که شدیم باز هم هیچ قدرتی نداشتیم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۵۱۹ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۱۱۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۸)
    • ۱۴۳۹ بازدید توسط ۱۱۲۱ نفر
    • چهارشنبه ۲۸ فروردين ۹۸ - ۱۹:۵۵

    در زندگیم همه چی خوبه، فقط این ازدواج برام شده یه معما

    سلام 

    میخوام درد دل بکنم، واقعا این قضیه ازدواج خیلی فکرم رو درگیر کرده، آیا ازدواج قسمته؟ چرا هر کی تا حالا اومده دیگه پیگیر نشده؟ نمیگم همه شون ایده آل بودن، ولی چرا هیچ کدوم هم کفو خانواده ما نبودن؟ 

    خیلی دوست دارم هر چه زودتر ازدواج کنم، خیلی سنم داره بالا میره، دیگه روحیه با نشاط قبل رو ندارم و اینکه سختگیری های بی جا داشتم و تصمیم گیری درستی نداشتم، همیشه تو خونه اوقات تلخی راه مینداختم و از این قضیه پدر و مادرم رو خیلی آزار دادم، آیا قهر خدا منو گرفته که دیگه هر چی نذر و نیاز میکنم دیگه هیچ اتفاقی برام نمیوفته؟ 

    تو زندگیم همه چی خوبه، فقط این ازدواج شده یه معما تو ذهنم ...


    مرتبط:

    آیا واقعا ازدواج قسمته ؟

    شاید پسر همسایه قسمت منه که ازدواجم جور نمیشه

    نقش شانس و قسمت در ازدواج

    من به قسمت دیگه اعتقاد ندارم

    هر خواستگاری که میاد قسمت نمیشه

    نقش شانس و قسمت در ازدواج

    به نظر شما حکمت تاخیر در ازدواج چی می تونه باشه ؟

    یه بخشی از ازدواج قسمت، و یه بخش دیگه دست خود ماست


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۳۳ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۱۱۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۸)
    • ۲۵۴۱ بازدید توسط ۲۰۷۳ نفر
    • سه شنبه ۲۷ فروردين ۹۸ - ۰۹:۱۴

    چطوری باید با احساس تنهایی کنار بیام

    به نام خدا 

    با سلام خدمت خوانندگان محترم خانواده برتر 

    بنده دختری مجرد هستم و تا مقطع لیسانس در یکی از رشته های علوم انسانی ادامه تحصیل دادم. مدت ها پیش اینجا پست گذاشتم. گفته بودم برادری دارم که مبتلا به بیماری روانی ست. در مورد کار هم عرض کنم که خودم خانه داری رو ترجیح دادم. چون علاقه ای به کار بیرون از منزل نداشتم.

    از دوران کودکی زیاد با کسی ارتباط نداشتم. همیشه خودم و برادرهام تو روابط اجتماعی ضعیف بودیم. البته الان نسبت به قبل بهتر شدم. سعی میکنم با مطالعه روی بیانم کار کنم. فامیل که هر کدوم به فکر خویش بودند و هستند. رابطه ی گرم و صمیمانه ای ندارند. یعنی مثل غریبه ها هستند. البته بین شون چند نفر دشمن ما هستند.

    من که نه خواهری و نه دوست صمیمی داشتم که بتونه جای خواهر رو برام پر کنه. این رو هم بگم که درون گرا هستم و در جمع های شلوغ دچار اضطراب میشم حتی موقع غذا خوردن. مشکل دیگری که دارم راجع به پدرم هست. او در هیچ موردی با ما تفاهم نداره. من قصد داشتم اموزشگاه رانندگی برم، هر بار که با پدرم صحبت می کردم به شدت مخالفت می کرد، تا اینکه دفعه ی اخر یک دعوای سختی بین مون در گرفت که از اون موقع دیگه در این مورد حرفی نزدم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۹ مطلب مشابه) تعامل با خانواده (۵۱۹ مطلب مشابه) روابط با پدر (۲۶ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۱۱۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۸)
    • ۶۰۱۷ بازدید توسط ۴۴۱۶ نفر
    • شنبه ۱۷ فروردين ۹۸ - ۱۹:۱۲

    چه کاری در زندگی تون انجام بدین حس میکنید براستی زندگی کرده اید؟!

    دوستان عزیز، قبل از هر چیز باید بگم مطلبم بیشتر یه درد دله، شاید هم یه دغدغه یا حسرت، شاید هم نشونی از خودم در ابهام روزهای پیش رو. 

    گاهی شب ها قبل خواب به این فکر میکنم که چه موهبت بزرگیه وقتی بدونی کی زندگیت تموم میشه، شاید فرصت جبران داشته باشی، شاید بتونی تغییری در رفتارت و در کارهات بدی، گاهی خیلی خوبه!

    اما خوب وقت هایی هم هست که آینده پیش روی تو قدم میزنه و از تو میخواد در ذهنت تصویرش کنی، نمیتونی ازش بگذری حتی وقت هایی که حس میکنی زمان شتابان، تا اون جا همراهیت نمیکنه!

    اونجاست که آرزو رخ خودش رو بهت نشون میده ...

    امشب به این فکر میکنم که چه چیزی در آینده هست که براستی میخوام ببینم؟ چه چیزی که بدون دیدنش حس میکنم زندگیم ناتموم مونده!؟، اینکه عاشق بشم، اینکه همسر باشم یا مادر باشم و یا تغییری در چیزی بدم؟ به خودم میگم برای چی میجنگم؟ کجا بایستم، حس میکنم زنده بودم؟ من اگر عشقی رو تجربه میکردم، با او تمام لحظات کوتاه رو به ابدیت میسپردم، حتی اگر جسمم از او دور میبود، با روحم برای او آشیانی ابدی از آرامش میساختم، اگر عاشق میشدم...

    اما عشق رو نمیتونم امشب به تصویر بکشم، ذهنم امشب با من درگیره، گویی مرد آینده من  هم امشب به نظاره من و این ذهن درگیر نشسته، امشب فکر من مال او نیست، مال خودم هم نیست!

    امشب به فرزندی فکر میکنم که متولد نشده، حسی از حضور او قویا با منه، گویی آینده تکه ای از خودش رو جدا کرده و به آغوش من سپرده، این کودک از بطن من هست یا نه؟! اجازه ندارم که بدونم، گویی کسی این سوال رو از ذهنم با قدرت میکشه بیرون و فقط اجازه میده با این کودک سخن بگم. تازه میبینم وقتی موجودی این چنین معصوم در آغوش ماست، هم خونی معنی نداره، گویی قلب هر زن و مردی میتونه  نسبتی عمیق از هر جا که اومده با خونش پیوند بده و در اعماق قلبش او رو جا بده!

    اگر مادر می شدم ...

    اگر مادر میشدم، به کودکم یاد میدادم بوی خاک رو به خاطر بسپاره، با او پا برهنه زیر باران میدویدم، او رو از دنیای بی رحمی که قصد کرده کودکیش رو ازش بگیره میدزدیدم و با او به افسانه ارامش باران و شبنم و  چشمه سار  میرفتم.

    با او از آسمان ها میگفتم و قصه پرواز دختران و پسرانی که تصویر شفاف افق در تاریکی بی انتهای ظلمت شدند. آنهایی که از اسارت بی رحم ناباوری ها برگشتند، اما نه به برهوت، به دنیایی که تنها در چشمانشان نمایان بود، به دنیای امید و اراده ..‌.

    با کودکم هرگز از افسانه های بی بهای شاه پریان نمیگفتم، با او از استقامت کودکانی میگفتم که پشت دیوارهای بلند زاده شدند، در سرزمین های عریانی که تنها دانه ها می روییدند، از آنان که به قصه عادت تن نسپردند و دریافتند که باید آنقدر به نهال های کوچک آب دهند تا قد بکشند، از آن بالا روند و آن سوی دیوار را ببینند، حتی اگر سال ها زمان برد! همان هایی که روزی آنسوی دشت های هرگز ندیده را دیدند و رها شدند!

    با او در دشت هایی قدم می نهادم که هنوز از عطر اقاقی ها خیس و از ترنم احساسی خاک سخن ها میگوید. اگر مادر بودم برای کودکم قصه گویی هزار و یک شب میشدم، به او می آموختم تاریکی جزئی از همان روشنایی ست، اگر نباشد چشمهایش هرگز قادر به دیدن نیست، آنان که همواره روشنی میبنند هم میتوانند کور باشند! 

    به او می آموختم، در تاریکی ها صبر باید، پشت هر لحظه تلخ شادی خواهد رسید. آن دو خواهر و برادرند.

    به او می آموختم آنچه که در پس تلاش نهفته است همواره دیدنی نیست، ارزشی است که قلبش احساس خواهد کرد.

    و گاهی آنقدر بین پاسخ و تلاشش فاصله خواهد بود که شاید با خود نجوا کند بی پاسخ ماندم ! اما به او خواهم گفت، هرگز هیچ تلاشی خاموش نخواهد شد مگر اینکه قبل از خاموشی درخشیده باشد. آنچه احساس میکند ندیده است، سال ها بعد در شبی تاریک چونان ستاره های خاموش هزاران ساله بر او میتابند و آن همان پاسخی است که در انتظارش بود!

    به او می آموزم که در آغاز راه، انتها پیدا نیست، اما راهها خوب سخن میگویند، با قلبش صدایشان را خواهد شنید اگر رهرو باشد،  راهها چونان طبیعت صادقند!

    به کودکم می آموزم به قالب جسمش بسنده نکند، فراتر از هرچه دیگران از جنسیت میگویند، آزاد باشد. به او میاموزم که دستانش برای ساختن و چشمانش برای دیدن و افکارش برای رهایی اوست، هرگز آنها را با بندهایی از جنس افکار دیگران نبندد، انکه نتواند خود را دوست داشته باشد هرگز به آسمان نخواهد رسید.

    به او میاموزم تنهایی موهبتی است بی بدیع، و اینکه چگونه در خلوتگه خود با خود نجوا کند، بر خود بگرید، بر خود خرده بگیرد و یا مرهم گونه خود را در آغوش کشد، بداند وجدان هر کسی بهترین دوست اوست، اگر گاهی دردمند شد و از او شاکی،  هم چاره گر شود و هم شادمان، او بهترین همراه آدمیست، آنگونه با او همراه شود که اگر روزی سرشکسته به خلوتگه خود باز رفت، مایوس و خسته، بر شانه هایس دست کشد و بگوید برخیز، همه چیز را دوباره میسازیم، انگاه خواهد دانست آنان را که وجدانشان همراه است هرگز تنها نخواهند ماند!

    تنها کسانی که کالبدی خالی از وجدان دارند در هر کجا که باشند مرده اند! از درد وجدان نباید ترسید، آنها خوب میدانند که چه کسی را  چگونه ببخشند! و اجبارش خواهند کرد که او نیز خود را ببخشد!  آنکه نتواند در خود آرام بگیرد هرگز به خیچ راهی آرام نخواهد گرفت!

    اگر مادر میشدم به کودکم می آموختم هیچ کودکی نخواهد آمد مگر اینکه حلقه ای از زنجیره ای باشد که آدمی را به رهایی خواهد رساند، در این زنجیره برای ماندن باید فولادین بود، بی تالم از جنس و رنگ و نژاد، نظاره گر در زنجیره حلقه ها را جدا نمیبیند و بدیش بسی بی اهمیت است که از کجا آورده شده اند، چرا که هیچ آهنی از ابتدا فولاد نیست، فولادها ساخته میشوند! اینکه  ابتدا چه بودی  و از کجا هرگز مهم نیست! کجا خواهی ایستاد تو را معنا میکند!!

    به کودکم می آموزم جای درختان انار در بیابان نیست، اگر جایی رشد نکردی، متعلق به آنجا نیستی، ریشه هایت را از خاک بیرون آر و انقدر بر سطح خاک قدم بنه تا باغ های انار را ببینی، آنگاه دوباره در خاک ریشه کن! 

    برای رشد کردن گاهی باید دل از هر چه داری برکنی...

    اگر مادر بودم...نمیدانم اگر مادر بودم چقدر حرف ها و چه کارهای دیگر که نمیکردم...

     اما نه اگر مادر بودم براستی آغوشم را به وسعت سرزمینی باز میکردم که حتی اگر روزی خود نبودم کودکانی از سراسر دنیا به آن پناه آورند.

    شاید اگر زمان اجازه میداد، مدرسی میشدم برای فرزندان سرزمین های که هنوز معنای آسمان را نمیدانند و به پرواز پرندگان نمی نگرند! 

    اگر زمان اجازه میداد از علمم برای ساختن سدها بهره نمیگرفتم، برای شکستن آنها قدم بر میداشتم، سدهایی که در برابر تمام دنیاهای کوچک قد علم کرده اند. شاید سد شکن میشدم...

    آری اگر روزی برسد که بدانم پس از من زندگی ای تغییر کرده، پس از من انسانی در بطن جامعه ای که انسانیت در آن مرده، متولد شده، پس از من کسی پشت دیوارهای بلند، آنسوی دشت ها را نظاره کرده، پس از من نوری در شبی تاریک بخاطر آنچه برایش جنگیده ام بر خسته ای تابیده، پس از من بندی باز شده، و فکری در خاک پوسیده تعصب و پوچی جوانه کرده، آنگاه حس خواهم کرد براستی زنده بوده ام!!

    آری سال هاست با خودم عهد بستم که در نهانم با جز چنین دنیایی هم پیمان نباشم، و خود رهرو به سوی دنیای بهتر شوم...

    شاید سال ها بعد بتوانم خودم را و سرنوشت دیگری را تغییر داده باشم، شاید سالها بعد یک نفر دیگر از قاب پوسیده چشمانم افق را ببیند و به شوق فراسوها در طلوعی صبحگاه پرواز کند ... حتی اگر یک نفر باشد...

    شاید که باید سالها برایش جنگیده باشم، شاید عمرم مرا یاری ندهد،  اما می خواهم ببینم چنین لحظاتی را حتی اگر نباشم!

    و آنگاه میدانم زنده بوده ام و زندگی کرده ام.

    باور دارم در زیر خاک هم ستاره ها میدرخشند، ستاره ای که در زندگی کسی دیگر کاشته ام.

    آری اگر زمان با من می ماند.

    "شادی"


    مرتبط:

    تلاش کنیم پدر و مادر خوبی باشیم

    از ایده های تربیتی تون برای داشتن فرزند صالح بگید

    دلم نمیخواد پسرم بی تربیت و بد دهن بار بیاد

    از پدر و مادر بودن چی می دونید ؟

    تربیت فرزندانمون در آینده چه طور باید باشه؟



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۵۳ مطلب مشابه) تربیت رفتاری پسران (۱۲۳ مطلب مشابه) تربیت رفتاری دختران (۱۱۰ مطلب مشابه) درد دل های دختران و پسران (۲۰۹ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۱۱۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۶)
    • ۲۶۲۸ بازدید توسط ۱۸۹۹ نفر
    • چهارشنبه ۱۴ فروردين ۹۸ - ۱۹:۲۲

    زن زندگی ام، اما مورد پسند کسی نیستم

    سلام دوستان عزیزم
    خواهش می کنم کمکم کنید ...
    احساس افسردگی می کنم خیلی، دختر ۲۹ ساله ای هستم که علی رغم شرایط خوب ... نمی تونم ازدواج کنم در واقع درخواست ازدواج ندارم ، تازگیا یکی که خیلی دوسش داشتم و ده ساااال منتظرش بودم براحتی رفت با کس دیگه و عقد کرد از اون روز که رفتم جشن عقدش حالم بده خیلی ،هر روز گریه می کنم و اشک تنها همدمم شده ،من دختر نسبتا زیباییم ،اندامم مناسبه فوق لیسانس دارم ،متین و موقرم تا بحال با کسی دوست نبودم ،اما اصلا به چشم هیچ کس نمیام پسرا ازم فرار می کنن .
    نمیدونم چرا اینقدر از من بدشون میاد مثلا همین پسره وقتی می رفتیم خونشون میرفت بیرون تا منو نبینه ، خیلی می ترسم نتونم ازدواج کنم و تو فامیل همه بهم بگن این موند کسی نگرفتش، الان دخترای فامیلمون یکی یکی ازدواج کردن بچه دارن در حالی که بعضیاشون زیادم زیبا نیستن، اما شوهرای عاشق و خوبی دارن.
    اگه فقط من بمونم چی؟ چه طوری نگاه و قضاوتشون رو تحمل کنم ؟خدا خسته شدم خیلی دعا کردم ختم گرفتم بی اثر بود ،من طبعم گرمه علی رغم پوستم که روشنه و سفیده بسیار گرم مزاجم و انرژی ج ن س ی فوق العاده ای دارم که بسختی میتونم کنترلش کنم.

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    نداشتن خواستگار مناسب (۸۱ مطلب مشابه) چرا خواستگار ندارم (۶۷ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۱۱۸ مطلب مشابه)

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۴)
    • ۷۲۸۶ بازدید توسط ۵۳۹۸ نفر
    • جمعه ۴ فروردين ۹۶ - ۰۰:۲۶

    برو بالا