خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی

جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
ماه محرم
صفحات خاص
صفحات کاربران
جدیدترین نظرات خیلی مهم رپورتاژ
مراقبت های لازم در پیاده روی اربعین برای کسی که عمل قلب باز داشته (۱۱۸۶ بازدید توسط ۴۰۹ نفر)
پیاده روی اربعین دانشجویی (۷۹۴ بازدید توسط ۴۳۴ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۵۶۲ بازدید توسط ۱۰۱۲ نفر)
نوحه، برادرم کجایی ...؟ (۶۶۱ بازدید توسط ۴۶۵ نفر)
چطوری با امام حسین (ع) آشتی کنم؟ (۱۰۰۴ بازدید توسط ۶۷۶ نفر)
فدا کردنِ ارزشمندترین دارایی در راه یک هدف والا (۱۰۸۷ بازدید توسط ۷۴۷ نفر)
در مراسم عزاداری برای ظهور امام زمان عج دعا کنید (۹۵۱ بازدید توسط ۶۰۱ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۹۴۲ بازدید توسط ۶۱۳ نفر)
درخواست اطلاعات در مورد پیاده روی اربعین 98 (۱۰۵۵ بازدید توسط ۸۴۷ نفر)
چند نکته در مورد تائید نظرات با توجه به فصل شروع مدارس (۱۱۴۰ بازدید توسط ۶۸۹ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۴۶۴۵ بازدید توسط ۲۷۹۶ نفر)
خلاصه ی نکاتی که از خانواده ی برتر آموختید رو بیان کنید (۱۹۷۰ بازدید توسط ۱۳۲۴ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۵۶۲ بازدید توسط ۱۰۱۲ نفر)
رفع یک سوء تفاهم در عدم پاسخگویی به سوالات و درخواست های شما (۴۶۲۵ بازدید توسط ۳۶۸۱ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۹۴۲ بازدید توسط ۶۱۳ نفر)
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 2 (۷۵۱۷ بازدید توسط ۴۴۸۸ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۱۳۱۶ بازدید توسط ۹۳۲ نفر)
نوع برخورد با پست هایی که فکر می کنید سرکاری باشند (۱۶۴۵ بازدید توسط ۱۰۵۳ نفر)
ترویج فرهنگ کتابخوانی (۹۰۴ بازدید توسط ۶۸۷ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۲۵۴۰ بازدید توسط ۱۸۸۶ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۵۵۵ بازدید توسط ۴۶۰ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۳۷۵ بازدید توسط ۳۰۲ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۴۱۳ بازدید توسط ۱۱۲۵ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۱۸۰ بازدید توسط ۹۸۳ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۴۳۷ بازدید توسط ۱۰۸۳ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۱۵۴۵۲ بازدید توسط ۹۶۹۹ نفر)
صفحه نکته های آموزنده روانشناسی (۱۲۹۶ بازدید توسط ۱۰۵۲ نفر)
صفحه درد دل های پسرونه (۳۸۶۹ بازدید توسط ۲۸۶۶ نفر)
صفحه درد ودل های دخترونه (۴۲۶۵ بازدید توسط ۳۲۲۲ نفر)
صفحه آشپزی خانواده برتر (۱۵۰۶ بازدید توسط ۱۰۶۸ نفر)
دلتنگی های عاشقانه و غیر عاشقانه (۲۴۰۱ بازدید توسط ۱۸۷۹ نفر)
حق الناس دل شکستن (3) (۱۳۵۸ بازدید توسط ۱۰۵۲ نفر)
جملات روانشناسی، حکیمانه و زیبای بزرگان درباره ازدواج (۴۸۸۱ بازدید توسط ۴۱۶۲ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (3) (۴۸۹۱ بازدید توسط ۳۳۷۴ نفر)
صفحه امید به زندگی 2 (۱۰۰۰۵ بازدید توسط ۶۴۴۱ نفر)
صفحه گفتگوی دختران و پسران بالای 30 سال (۵۱۱۰ بازدید توسط ۳۹۳۰ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۳۵۵۴ بازدید توسط ۲۳۷۸ نفر)
در مورد پست های رمزدار (۱۲۲۶ بازدید توسط ۱۰۴۸ نفر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۶۴۳۶ بازدید توسط ۴۶۸۴ نفر)
توضیح به خانواده برتری های جدید در مورد نظرات ستاره دار (۱۰۵۷ بازدید توسط ۸۴۷ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۱۱۱۶ بازدید توسط ۹۵۸ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان (۲۳۵۲ بازدید توسط ۱۸۳۷ نفر)
توضیح در مورد ابزار اشتراک مطالب (۷۴۷ بازدید توسط ۶۳۸ نفر)
تصحیح برداشت اشتباه در مورد طرح آشنایی بیشتر بین کاربران (۲۹۹۷ بازدید توسط ۲۲۲۰ نفر)
نظرات کدام یک از کاربران روی شما تاثیر مثبت گذاشته ؟ (۲۸۴۹ بازدید توسط ۲۰۶۵ نفر)
آشتی کنان، حلالیت طلبی و نقد پذیری کاربران خانواده برتر (۲۱۰۹ بازدید توسط ۱۵۶۹ نفر)
التماس دعا (۸۷۴۸ بازدید توسط ۶۹۹۱ نفر)
پیشنهاد مطلب به سایر کاربران (۷۸۷ بازدید توسط ۶۷۵ نفر)
پیشنهاد پست های ویژه هفتگی (۱۳۸۸ بازدید توسط ۱۰۹۱ نفر)
پربازدیدترین مطالب روزانه خانواده برتر (۱۲۲۲ بازدید توسط ۱۰۶۳ نفر)
خدایا شکرت که ... (۲۸۷۲ بازدید توسط ۲۱۸۴ نفر)
صفحه نکته های خانه داری (۱۴۵۵ بازدید توسط ۱۱۲۷ نفر)
معرفی مراکز خرید مخصوص خانم ها (۱۳۵۵ بازدید توسط ۱۱۵۶ نفر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۳۰۷۵ بازدید توسط ۲۵۲۳ نفر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۳۵۰۸ بازدید توسط ۲۷۷۸ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۱۱۷۵۵ بازدید توسط ۷۵۲۱ نفر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۷۹۴۲ بازدید توسط ۱۸۰۵۷ نفر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۱۷۸۵۳ بازدید توسط ۱۳۴۲۷ نفر)
بحث و تبادل نظر درباره یادگیری زبان انگلیسی (۵۰۵۴ بازدید توسط ۳۸۵۵ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۴۶۴۵ نمایش) - (۲۰۹ نظر)
صفحه شخصی 🌍ساناز🌏 (۴۲۲ نمایش) - (۴۸ نظر)
صفحه شخصی "مهشید" (۳۸۰ نمایش) - (۲۹ نظر)
صفحه شخصی berelian (۳۱۹ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۱۷۴۰ نمایش) - (۱۱۴ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۲۶۶ نمایش) - (۲ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۲۸۶ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه ی شخصی دختر باران (۵۴۲ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۵۱۹۹ نمایش) - (۵۳۶ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۳۳۰۲ نمایش) - (۲۵۹ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۵۵۲۵ نمایش) - (۱۷۷ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۱۱۶۱ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۱۸۳۴ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۱۷۸۲ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۵۴۸۸ نمایش) - (۳۷۱ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۱۱۲۲ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۲۷۶۹ نمایش) - (۳۰۸ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۱۷۷۲ نمایش) - (۵۴ نظر)
صفحه شخصی هجران (۱۱۵۷ نمایش) - (۱۶ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۵۳۶ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۱۰۵۶ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی فان (۲۲۱۶ نمایش) - (۳۰ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۲۳۸۲ نمایش) - (۸۲ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۱۱۵۰ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۸۱۰ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۱۱۶۱۱ نمایش) - (۱۰۰۵ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۵۲۰۶ نمایش) - (۲۲۹ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۷۵۰۳ نمایش) - (۳۴۹ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۶۱۴۵ نمایش) - (۱۴۰ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۱۹۵۷ نمایش) - (۶۶ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۷۸۰۹ نمایش) - (۳۷۷ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۱۲۲۲ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۱۳۵۲ نمایش) - (۴۲۳ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۱۱۲۸ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۱۴۳۵ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۱۸۹۸ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۱۳۸۵ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۴۹۲۱ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۲۹۶۵ نمایش) - (۴۹ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۱۲۳۱ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۱۱۶۱ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۱۳۷۷ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۵۵۱ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۱۴۲۹۷ نمایش) - (۴۱۸ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۱۲۰۲ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۱۴۵۲ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۱۳۲۸ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۱۴۵۸ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۱۴۸۰ نمایش) - (۷۳ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۱۴۱۹ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۴۰۶۸ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۱۷۱۸ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۱۹۷۹ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۱۶۵۷ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۲۲۳۲ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۲۲۷۷ نمایش) - (۲۷ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۵۵۱۳ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۱۷۱۸ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۱۹۰۷ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۱۵۷۷ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۲۱۲۰ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۲۵۱۲ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۵۷۴۱ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۸۲۶ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۲۹۸۳ نمایش) - (۷۴ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۱۹۴۶ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۲۱۴۵ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۲۳۸۵ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۷۰۶۲ نمایش) - (۳۱۷ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۲۴۶۱ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۱۹۳۵ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۲۱۲۷ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۱۳۵۰ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۱۶۲۶ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۵۲۱۹ نمایش) - (۷۳۸ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۱۳۲۵ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۷۹۹ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۱۰۴۵۶ نمایش) - (۲۶۸ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۶۲۰۸ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۱۴۰۶ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۴۳۶۶ نمایش) - (۱۰۰ نظر)
صفحه شخصی " خاله باران " (۶۱۳۴ نمایش) - (۴۰۹ نظر)
صفحه شخصی " همسر اقای امیر_متاهل " (۱۳۱۲ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " تقوی " (۱۱۰۱۴ نمایش) - (۴۳۲ نظر)
صفحه شخصی " جیگیلی بیگلی " (۱۳۲۳ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " پرتو خورشیدی " (۲۵۳۸ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی " Papillon :-) " (۱۱۶۰ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " رضا سرچشمه " (۱۲۳۷۵ نمایش) - (۴۸۴ نظر)
صفحه شخصی " eror " (۱۲۵۹ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۲۲۳۳ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی " پرواز ... " (۱۰۳۶ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " ¤¤ سجاد ¤¤ " (۱۲۶۳ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " میثم 23 " (۹۷۷ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی " *[adam]* " (۱۹۰۱ نمایش) - (۷۹ نظر)
صفحه شخصی " زهرا سادات " (۱۴۲۴ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " صبا :) " (۵۲۱۴ نمایش) - (۴۴۶ نظر)
صفحه شخصی " بهار 23 " (۸۱۱ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " خـــــــــــرپـــرنـــده " (۲۰۶۱ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " N.A " (۱۱۰۰ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " sophist " (۹۲۰ نمایش) - (۵ نظر)

۳۸۳ مطلب با موضوع «خودسازی در دختران» ثبت شده است

افکار جنسی دست از سرم بر نمیدارن

سلام

من یه دختر کنکوری هستم و با استعداد و باهوش .درسم خوبه . در خانواده متوسط بزرگ شدم .مذهبی نیستیم زیاد ولی خیلی رعایت میکینم حد و حدود ها رو . والدینم اجازه دیدن فیلمای صحنه دار و هر جوری رو بهمون هیچوقت نمیدادن .کلا اینجوی بزرگ شدیم . الان که به این سن رسیدم فیلم هالیوود زیاد میدیدم تابستون و گاهی الان ... ،‌از کودکی نسبت به جنس مخالف کشش داشتم حتی مردهای خیلی بزرگ تر از خودم .. حس خاص بهشون داشتم از لحاظ عاطفی البته و در کودکی هم چندین بار ... کردم نمیدونم چرا !! ولی دیگه ترک کردم ...الان چن ساله پاک هستم .

ولی الان افکار جنسی دست از سرم بر نمیدارن ... ،‌درس دارم ...نمیتونم تمرکز کنم . یکی از آشنایان صحبت کردن که  قراره بیاد خواستگاریم ...منم علاقه مند هستم به ایشون . ولی کلا حتی رفت و امد هم نداریم تا من بتونم خوب درسمو بخونم .

تابستون با اون آقا صحبت کرم و به تفاهم تقریبا 100 % رسیدم ...ولی مجبور شدم پشت کنکور بمونم .رتبه ام راضیم نمیکرد .من خیلی درسم خوب بود . بیشتر این افکارم به دلایل علاقه ای که نسبت به اون آقا در من بوجود اومده در رابطه با اون اقا تو ذهنم میاد ..

ببخشید رک میگم ، ولی گاهی تو خیالم باهاش ... میکنم و یا تو اغوششم و بوس و .. نیت کردم هر روز تا 40 روز ختم سوره نور رو داشته باشم دیگه روز 30 ام هستم .. خدا رو شکر یکم بهتر شد نسبت به قبل  .. ولی هنوز هم هستن ..

هر وقت میاد میگم لعنت بر شیطون و ادامه درسمو میخونم .گاهی هم یادم میره میبینم تا 1 الی 2 ساعت ذهنم داره درگیر اون مسایل میشه ... و کامل عین فیلم میان تا ته ... گاهی صحنه های ریز و کوچیک بعضی فیلمای هالیوود هم با اون میاد تو ذهنم واسه همین دیگه تا اخر سال فیلم هالیوود نمیبینم ..

انگار شبیه پسرا میشه ذهنم ..البته جسارت نمیکنم به آقایون ..ولی خب ذهن پسرا بیشتر اینجوریه .. درسم برام مهمه ... لطفا بگید چیکار کنم  ؟

هیچکس مقصر نیست .اون آقا اصلا صحبتی نکردن که من بخوام اینجوری بشم .. من وقتی به کسی علاقه مند میشم اینجوری میاد تو ذهنم ... قبلا هم یکی دیگه بود  ولی اون منتفی شد به دلایلی . این یکی قطعی هست و 100 % که به ازدواج منتهی میشه .خانواده ها فقط منتظر کنکور منن. الان نمیدونم با این افکار چیکار کنم !! نمیتونم به کسی بگم چون اصلا نمیشه ..


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
خودسازی در دختران (۳۸۳ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۶)
    • ۳۶۴۹ بازدید توسط ۲۸۹۵ نفر
    • دوشنبه ۲۷ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    موقع درس خوندن به اتفاقاتی که برام افتاده فکر می کنم

    سلام ، خسته نباشید .

    من یه دختر ۱۷ ساله و پیش دانشگاهی هستم. کلاس کنکور میرم که تقریبا بیشتر از دو برابر دخترا کلاسمون پسر داره. بعضی وقتا هم من دقیقا مجبور میشم پیش پسرا بشینم کلاسم فوق العاده کوچیکه .

    به زور جا شدن همه. من حواسم خیلی پرت میشه چون جلوم یا دید ندارم (به دلیل اینکه پسرا جلومون هستن ) و هی مجبورم خودمو جابجا کنم یا بغلم پسران. در ضمن خوشمون هم نمیاد که جلوی پسرا بشینیم (نمیدونم ی جوریه).

    من اصلا روم نمیشه سوال بپرسم یا بگم که دوباره یه قسمتو توضیح بدن ( بقیه دوستام که تو کلاسن هم همینطور). بعد من نمیدونم چون پشت کنکوریم و استرسم زیاده همش به اتفاقایی که در اون روز واسم افتاده موقعی که کتاب دستمه و دارم درس میخونم فکر میکنم.

    هی میگم چرا به فلانی اینجوری گفتی ناراحت شده شاید یا چرا فلانی منو اینجوری نگاه کرد یا از همین چیزا کلا. کلا خیلی حواسم پرت میشه نمیتونم فکر نکنم بخصوص از وقتی میرم این کلاس مختلط.

    میخواستم بدونم این که من خیلی تو کلاس هول میشم طبیعیه یا من چون خیلی با پسرا رابطه نداشتم حتی تو خانواده اینجوری شدم ؟

    و اینکه من خیلی فکرم میره پای کارایی که کردم و هی بهش فکر میکنم و عذاب وجدان دارم رو چه جوری میشه از بین برد واقعا کلافه ام ... . خیلی خلاصه گفتم. مرسی از کسانی که پاسخگو خواهند بود✌🏻️


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷)
    • ۱۰۰۳ بازدید توسط ۸۰۳ نفر
    • دوشنبه ۲۷ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    تحمل خونه مون برام سخته، میخوام از توقعات خانواده م فرار کنم

    سلام

    تحمل خونه مون برام سخته ، از خونه مون فراری شدم... میخوام هر جا باشم به جز خونه مون... دلم میخواد شب ها هم برم سرکار فقط خسته برا خواب برسم خونه... شاید بعدها حسرت خونه پدریم و بخورم اما الان برام غیر قابل تحمل شده...

    نمیتونم تحمل کنم ازدواجم نمیخوام بکنم ...دوس دارم همه فکر کنن مرده ام ، کاری به کارم نداشته باشن... از صبح برم سر کار تا شب... شب هم بخوابم .

    ولی یه دختر نمیتونه شب ها کار کنه... میخوام از توقعات خانواده م فرار کنم... من بین ۲۰ تا ۲۵ سالمه نمیدونم چرا اینجا مطرح کردم ... بحث یکی دو روز نیست چند سالی میشه که این وضع منه


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۴)
    • ۳۵۳۸ بازدید توسط ۲۶۱۱ نفر
    • دوشنبه ۲۷ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    عشقولانه بازی های خواهرم و شوهرش منو هوایی می کنه

    سلام

    من یک دختر ۲۴ ام ، دلم گرفته حسابی. راستش من بچه که بودم تو دوره های سنی حساس متاسفانه با صحنه های مستهجن زیادی مواجه شدم همین باعث شد چشم و گوشم باز شه و زود بالغ شم.

    خلاصه اینکه تو سن ۱۷ سالگی به خاطر جو نامهربونی و ناراحت کننده ای که تو خونه و دوستای مدرسم ایجاد شد دچار بحران روحی شدم ، چون استعدادشو داشتم شروع کردم به خیال بافی های عاطفی ، چون دچار خلا عاطفی شده بودم .

    همش تصور میکردم که کاش شبا یکی بغلم میکرد و بوسم میکرد و عاشقانه دوسم میداشت. اون موقع احساس ازدواج کردم اما چون که فقط ۱۷ سالم بود به خودم گفتم برو بابا بچه مدرسه ای. بزرگتر شدم یکم یادم رفت ، شدم ۲۱ ساله ، خواهرم نامزد شد .

    من بعضی وقتا متوجه لوس بازی های دوران نامزدیش میشدم ، اون خیلی مراعات نمیکرد چون کودکیش خدا رو شکر با من فرق داشت و حساسیت های منو درک نمیکرد ، مثلا شبایی که دامادمون پیشش میخوابید ، صدای خنده ها و پیچ پیچ هاشون میومد من اذیت میشدم ، خب دلم میخواست و یه سری رفتارهای دیگه که حوصله نوشتنش نیست .

    راستش دامادمون خیلییییی مرد خوبیه ، از اونایی که هر دختری آرزوشو دارن ، خواهرمو خیلی دوست داره ، و خیلی چیزای دیگه که تو فانتزی ها و ملاک های ازدواج هر دختری هست .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۰۸ مطلب مشابه) خودسازی در دختران (۳۸۳ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰۶)
    • ۸۵۶۵ بازدید توسط ۶۸۷۷ نفر
    • يكشنبه ۲۶ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    چکار کنم سریع به دیگران وابسته نشم ؟

    سلام

    لطفا کمکم کنین ، یه مشکل که دارم یه نفر بهم ابراز علاقه کرده و به قصد ازدواجم بوده ،‌اول من با سختی فراوان قبول کردم بعد یه مدت که من به اون پسر وابسته شدم اون پسره همش به بهانه های مختلف می خواست من و از سر خودش وا کنه و رابطه رو بهم بزنه و باید کلی التماس کنم که نره و بمونه بعد آخرشم میره .
    من نمیدونم چرا فقط پسرا میخوان تصاحبم کنن که بگن ما فلانی رو تور کردیم بعد که خیالشون راحت شد ول میکنن من از نظر قیافه نمیخوام از خودمم تعریف کنم اما همه میگن قیافت فوق العاده ست اما خب من اعتماد به نفسم رسیده به زیر صفر .
    واقعا کلافه شدم به آدما زود وابسته میشم حتی به دوستای دخترم که همجنس خودمن هم زود وابسته میشم و نمیدونم چیکار کنم با این وابستگی به آدما ؟

    مرتبط :


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۳ مطلب مشابه)

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۵)
    • ۱۷۹۷ بازدید توسط ۱۳۳۷ نفر
    • يكشنبه ۲۶ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    با همکارم که سطح اجتماعی پایینی داره چطوری سر کنم ؟

    سلام
    یه مسئله ای برای من از بچگی وجود داشته و اونم اینه که من خیلی روی حرکات و حرفای اطرافیان حساسم . متاسفانه تازه یه همکار خانم استخدام شده که باید میز کناریه من باشه.
     این خانم از نظر روابط اجتماعی و ادب در سطح خیلی .... پایینیه .مثلا  ایشون خیلی راحت چه تو خونشون و چه بیرون فحش های ناموسی که مردهای لات و خلاف به کار میبرن رو میگه و چون ما دو نفر خانم های در اون اداره هستیم واقعا از بودن در کنارش خجالت میکشم و خود خوری میکنم البته این یکی از هزاران کار ضایعی هست که انجام میده .
    تو رو خدا نگید کار اون به حساب تو که نوشته نمیشه، چرا که چون ایشون بیشترین زمان رو در کنار من هست در ظاهر به عنوان دوست ( چون مجبورم باهاش حرف بزنم ) شناخته میشه.
    جدای از این زیر زیرکی کارهایی میکنه که من رو آزار بده و من از اون جایی که مار موز بازی رو تو خانواده بهم خوشبختانه یاد ندادن و همه صاف و ساده بودن نمیتونم مثل اون باشم عذاب میکشم و خود خوری میکنم.
    نمی تونمم مثل خودش باشم چون اگه من بخوام همش مثل اون زیر آبی برم یه درگیری به وجود میاد و جلوی اون همه آقای متشخص که واقعا فهمیده هستن خیلی زشته . بعضی موقع ها هم با خودم میگم حضور در جامعه و ارتباط با افراد غریبه این شرایط رو ایجاب میکنه.
    راستش یکی از دلایلی که الان تا ۲۹ سالگی ازدواج نکردم اینه که میترسم وارد یه خانواده ای بشم که نمیشناسمشون و ممکنه آدم های اذیت کنی باشن.
    اگه کسی راهکاری برای رهایی از این مشکل های فکری داره به من بگه شاید من  راحت شم.

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸)
    • ۸۱۷ بازدید توسط ۶۹۵ نفر
    • يكشنبه ۲۶ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    استادم حسادت من رو تحریک می کنن

    سلام دوستان عزیز و گرامی ...

    بنده مدتی هست با این وبلاگ اشنا شدم و مطالب دوستان رو می خونم و گاهی هم در حد تجربه یا اگاهی خودم نظراتی رو ارسال می کنم.

    مدتی هست مشکلی برای من پیش آمده که ترجیح دادم مطرح کنم تا از نظرات و پیشنهادات دوستان استفاده کنم.

    ابتدا بگم که اگر صحبتی برای توضیح مشکل ارائه می کنم، اصلا جنبه تعریف از خود نداره و صرفا می خوام شرایط رو توصیف کنم.

    من یه دختر زیر سی سال هستم که دانشجوی تحصیلات تکمیلی هستم. در تمام مدت تحصیلم جزو دانشجویان خوب بودم و همچنین در زمینه های مختلف غیر درسی هم تجربه و گاهی تخصص دارم. به لطف خدا  ظاهر  و اندام خوبی دارم و خدا را شکر خانواده و شرایط زندگی متعادل و مطلوب...

    اندکی زود رنج و حساس هستم، و حساسیتم بیشتر در جاهایی هست که می بینم افراد غیر منطقی و غیر قانونی کاری رو انجام میدن! و از رفتار نابجا و بی احترامی افراد هم رنجیده خاطر میشم. هر چند خودم تا حد زیادی جانب احترام رو نگه می دارم و سعی می کنم کسی از من ناراحت نشه! خب از این توضیحات بگذریم و بریم سراغ مشکل!

    مدتی هست که حس می کنم استاد بنده حسادت من رو تحریک می کنن! در کل آدم حسودی نیستم به هر چی خدا به من داده قانع هستم و شکر می کنم و در تلاشم که از راه درست و تلاش و کوشش من رو به درجات بالاتر برسونه و از غرور و تکبر دورم کنه!

    ولی ایشون با مقایسه نابجای بنده و کسانی که از من پایین تر هستن، و نادیده گرفتن تلاش و کوشش من، انگیزه ی کار رو از من گرفتن! هر کاری که انجام میدم رو نادیده می گیرن و کسانی که کارهای پایین تر و ضعیف تر از من انجام دادن رو پر رنگ و با جلوه نشون میدن!

    من با اون افراد مشکلی ندارم اصلا چون خودم رو باهاشون مقایسه نمی کنم، مشکلم رفتار استادم هست که چرا این کار رو انجام میده و مرتب من رو نادیده می گیره! خیلی ناراحتم ... اینقدر که اصلا دلم نمی خواد با ایشون صحبت کنم مگر در مواقعی که واقعا مجبور بشم...

    این رفتار ایشون در روند کارهای من تاثیر منفی گذاشته و همیشه ذهنم رو به این مشغول می کنه که دلیل رفتار تحقیر امیز ایشون چی هست! حتی باهاشون دوستانه و بسیار توام با احترام هم صحبت کردم ولی نتیجه ای نداشته!  من توی این چند سال بسیار به ایشون احترام گذاشتم و همواره ملاحظه شرایط ایشون رو کردم! ولی می بینم کسانی که زیاد برای ایشون احترام قائل نبودن و بی محابا وقت و بی وقت مزاحم اوقاتشون میشن، در نظرشون مقرب تر هستن!

    یه نکته دیگه هم بگم که ایشون مجرد هستن! شاید در راهنمایی دوستان تاثیری داشته باشه ...

    با این اوصاف از دوستان خواهش می کنم راهنمایی کنن که من چطور باید رفتار کنم که ایشون از این رفتارشون دست بردارن ؟ یا اینکه چطور به خودم القا کنم که رفتارشون در من تاثیر منفی نذاره، و بتونم به طور معمولی به کارهام بپردازم؟

    پیشاپیش از همگی سپاسگزارم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۳ مطلب مشابه) نوع رفتار در دانشگاه (۱۰۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۱۴۱۰ بازدید توسط ۱۰۹۷ نفر
    • يكشنبه ۲۶ دی ۹۵ - ۲۲:۰۵

    علت حجاب موها رو درک نمی کنم

    سلام دخترى هستم

    شانزده سال دارم کلاس سوم دبیرستان خانواده مذهبی نیستیم حجاب درستی هم نداشتم اما از وقتی وارد دبیرستان شدم دوستی پیدا کردم که خیلى دختر خوبیه و با دلایل منطقى که اورده منو محجبه کرده .

    البته چادرى نشدم راستش این دوستم درباره حجاب اندام کاملا منو قانع کرده اما چیزى که نمیتونم درک کنم حجاب مو هستش .

    حتى از چادر هم بدم نمیاد ولى حجابم رو نمیتونم درک کنم که چجورى میشه یک مرد با دیدن موهاى من تحریک بشه و به گناه میفته .

    تازه نه موهامو پریشون میکنم نه رنگ خاصى داره . چند روز پیش توى درمانگاه یک حدیث دیدم از پیامبر که خانم هایى موهاشون به نمایش میذارن اون دنیا با موهاشون آویزونن ، حقیقتش ترسیدم میخواستم ببینم راسته یا نه ؟

    پیشاپیش ممنونم از پاسخگویی تون


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل اعتقادی (۱۰۸۳ مطلب مشابه) خودسازی در دختران (۳۸۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱۸)
    • ۳۸۷۳ بازدید توسط ۲۹۵۶ نفر
    • شنبه ۲۵ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    نمی خوام آقایون فکر کنن دختر آویزونی هستم

    سلام

    من دختری 20 ساله ام. در برخورد با آقایون راحت و رک هستم یعنی نظرم مخالف باشه راحت بیان می کنم حتی اگر ناراحت بشن چون این عقیده رو دارم که ادم باید خودش باشه  ولی راحتم باهاشون حرف میزنم.

    مثلا ممکنه از هر موضوعی صحبت کنم و حتی ممکن اگر یک پسری مزاحم شده باشن با اقایی دیگه مشورت کردم که چطور حل کنم ولی زیاد رو نمیدم به کسی و احساسی برخورد نمی کنم و ابراز احساسم نمی کنم به کسی و اینکه چادریم .

    همیشه این فکرم بوده ادم باید خودش باشه و راحت به خاطر همین شخصیتم اینطوریه که خوش خنده ام ، رک و راحت صحبت کنم . به خاطر همین جلوی اقایونم اینطورم مثلا مشکلی براشون پیش بیاد کمک بخوان سعی می کنم تا جایی که بتونم کمک کنم .

    حالا چیزی که می خواستم بپرسم اینکه رفتار من از نگاه اقایون چطور تعبیر میشه ؟ چون  نمی خوام به خاطر اینکه راحت حرف میزنم فکر کنن دختر آویزونی هستم .

    چون واقعا از این دید خیلی بدم میاد. آخه شنیدم زیاد که با مردا حرف بزنی یا دلسوزی کنی فکر می کنن محتاجشون هستی و یا اینکه دختر جلفی هستی و یا اینکه می خوای خودتو عرضه کنی ، منم به همین دلیل کمی بدبین شدم به آقایون و می خوام رفتارمو عوض کنم .

    لطفا آقایون جواب بدن که رفتار من درست یا نه؟ و آیا من نباید زیاد با آقایون صحبت کنم؟ و اینکه رفتار درست کلا چیه ؟


    مرتبط :

    من چطور باید رفتار کنم که آویزون محسوب نشم ؟

    می خواستم زیاد آویزون شوهرم نباشم ولی اون بد برداشت کرده

    اگه دختری واقعا عاشق تون باشه بهش برچسب آویزون بودن میزنید ؟



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۹)
    • ۱۱۵۰ بازدید توسط ۹۵۷ نفر
    • شنبه ۲۵ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    برای مقابله با استرس ، عادت به کندن ناخن و ... دارم

    سلام

    لطفا راهنمایی کنید

    من عادات خیلی بدی دارم ، ترک عادت هم مرض هست ، اما باید ترک کنم . از گذشته تا حالا علاقه زیادی به کندن دارم در واقع علاقه که نه یه جور عادت برای مقابله با استرس و تنش های خیلی زیاد. کندن چی؟ ناخن ، البته وقتی بچه بودم فقط ناخنام رو می کندم و نمی جوییدم .

    اون حدی که از نصفه ناخن هم رد میکردم و مدام خون میومد بعدش پوست اطراف ناخنام رو میکندم البته وقتی دیدم چقدر دستام به عنوان یه خانم بدشکله ترک کردم اونم به سختی با هزار جور راه حل.

    متاسفانه هم اندازه ناخن هام بشدت کوتاه و کوچیک شده هم فوق العاده شکننده.البته عادت کندن زخمام یا برجستگی مثل جوش رو از قبلا تا حالا دارم کل بدنم جای زخمه ولی فایده نداره تو این 1 سال جای ناخن کندن شروع کردم به کندن پوست سرم تا به سوزش و خون و درد میرسه .

    هم ریشه موهام خیلی اسیب دیده و ریزش مو شدید گرفتم سعی کردم ترک کنم جدیدا افتادم به جون پوستای لبم.خودش خشک هست و مدام ترک بر میداره منم با دندون میکنم و مدام زخم میشه و خون میاد ، ارزو بدلم مونده که این ها رو انجام ندم بعضی وقتا میشینم گریه میکنم به خودم میگم اسیب رسوندن به بدنت گناهه نکن اما ناخودگاه انجام میدم .

    یه دفعه به خودم میام که دوباره اینکارو کردم تو نت سرچ کردم راه حل های مختلف رفتم ولی نتونستم مثلا برای نکندن ناخونام معمولا تا یه حدی بلند میزارمشون که نکنمشون اگر خیلی کوتاهشون کنم دوباره میکنمشون ، معمولا مدام ادامس میجوم که استرسم کنترل شه .

    یا سرم رو با شامپو ضد خارش و شوره یا با اب سرد میشورم که پوست سرمو زخم نکنم،  البته هنوز ترک نکردم اما الان لب هام واقعا داغون میشن و میسوزن نمی تونم کاری بکنم .

    میدونم یجور اختلال روانیه از روانشناس نتیجه نگرفتم چند جلسه مدیتیشن و ریلکس بودن کار کردم بی فایده بود تنها امیدم به نظرات شماست.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸)
    • ۶۷۶ بازدید توسط ۵۵۴ نفر
    • پنجشنبه ۲۳ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    بدون هدف و بدون امید حتی یک ثانیه زندگی کردن هم سخته

    سلام
    انسان ، انسان موجودی صاحب اراده ، تفکر و اختیار ، اشرف مخلوقات و لایتناهی، بدون غذا میشه ده روز زنده موند ، بدون خواب یه هفته ، بدونآب دو روز ، بدون هوا چند دقیقه ، ولی بدون هدف و بدون امید حتی یک ثانیه زندگی کردن هم سخته ، انسان های موفق ، ادم های معمولی و نا شناخته ای بودن که با تلاش و فقط و فقط تلاش موفق شدن .
    اینکه الان کجا هستیم مهم نیست ، اینکه پنج سال یا ده سال دیگه چی میشیم مهمه ، ما ها توانایی های زیادی داریم ولی ٩٩ درصد مون بدون اینکه شناخته بشیم از دنیا میریم ، به قول صادق هدایت " گورستان ، محل نابودی استعداد هاست " .
    اگه هدفی به قلبت رجوع کرد ، فرق نمیکنه ، علمی ، ورزشی ، هنری ، کمک به مردم ، ثروت و ... پس توانایی رسیدن بهشو داری که افتاده تو قلبت ، اگه بقیه مسخره ات میکنن بخاطر اینه که نمیتونن هدف و توانایی ها تو درک کنن ، اغلب ما ها با اولین شکست از کار دست میکشیم .
    ولی بزرگترین انسان های دنیا انقدر شکست داشتن که اگه ما جاشون بودیم افسردگی میگرفتیم .
    ادیسون " به دلیل خنگی از مدرسه اخراج شد ، بیش از هزار بار شکست خورد اما کلی اختراع داشت و بی شک جزو پنج دانشمند تاثیر گذار تاریخ هست"
    مایکل جردن " به دلیل ضعیف بودن از تیم بسکتبال مدرسه کنار گذاشته شد ، رفت خونه و گریه کرد ولی تا اکنون برنده پنج جایزه بهترین بسکتبالیست دنیاست"

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مطالب کاربران (۷۶۲ مطلب مشابه) خودسازی در دختران (۳۸۳ مطلب مشابه) خودسازی در پسران (۱۵۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۹۴۰ بازدید توسط ۷۸۰ نفر
    • چهارشنبه ۲۲ دی ۹۵ - ۲۲:۱۰

    چطور با احساس نا امنی عاطفی ناشی از ازدواج مادرم کنار بیام؟

    با سلام

    من یه دختر 17 ساله ام  که  احساس خودخواهی و عذاب وجدان داره دیوونم میکنه ، دو سال پیش پدر و مادرم از هم جدا شدن و مادرم با اقای دیگه ای ازدواج کرد.

    من به شدت با ازدواج مجدد مامانم مخالف بودم پس شروع به مخالفت کردم و روابطم با مامانم خیلی خراب شد چند ماه بعد خود مامانم با اون اقا به مشکل برخورد و از هم جدا شدن من خیلی خوشحال بودم اما عذاب وجدان هم داشتم از اینکه نکنه تقصیر من بوده باشه و به خاطر مخالفت ها و اخم و تخم من روابط شون خراب شده باشه .

    الان دوباره مامانم با اقایی اشنا شده و نمی دونم در چه حد جدی اما در کل مامانم میگه من نمی تونم تا اخر تنها بمونم پس من باید این و بپذیرم ، اما از طرفی من با پدرم ارتباط ندارم چون پدرم  میگفت هیچ مسئولیتی در قبالم نداره منم ازش خواستم دیگه باهام در ارتباط نباشه اونم خیلی راحت گذاشت و رفت .

    از اون به بعد من خیلی به مامانم وابسته شدم و احساس میکنم یه لحظه دوریش و نمی تونم تحمل کنم چه برسه به اینکه بخوام با یه نفر دیگه تقسیمش کنم این در حالیه که من نسبت به مامانم خیلی احساس دلسوزی و عذاب وجدان دارم چون مامانم هیچ وقت جوونی نکرد همه ی زندگیش و تو سختی و مشکلات گذروند .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۳ مطلب مشابه) مسائل ازدواج والدین (۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۰)
    • ۱۱۰۴ بازدید توسط ۹۳۳ نفر
    • چهارشنبه ۲۲ دی ۹۵ - ۲۲:۰۵

    به سریال های ترکی معتاد شدم، می ترسم بازم کنکورم رو خراب کنم

    سلام
    من دختری 19 ساله که امسال پشت کنکورم؛ با اینکه معدل نهاییم خوب بود و کلا درسم خوب بود؛ تو کنکور نتیجه نگرفتم و این موضوع حتی باعث افسردگی مادرم شد؛ چون ما به آیندم امیدوار بودیم؛ تا اینکه تصمیم گرفتم پشت کنکور بشینم، مادرمو به سختی راضی کردم، و دوباره مادرم برام هزینه کرد.
    داشتم خوب پیش میرفتم که تا به خودم اومدم دیدم 3 هفته هست که معتاد سریال های ترکی ماهواره شدم؛ این منو از درسم کاملااا انداخته و دارم داغون میشم؛ تنها امید مامانم منم، آرزو داره من دارو قبول شم؛
    خواهش میکنم کمکم کنید، نمیخام اتفاقات پارسالم تکرار شه

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۷)
    • ۱۱۹۶ بازدید توسط ۹۵۸ نفر
    • سه شنبه ۲۱ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    وقتی بیرون میرم هیچ پسری به من چیزی نمیگه !

    سلام 

    دختری هستم 17 ساله ، از نظر ظاهر و اندام  مقبول هستم . مدت هاست من دچار یک سری فکر های منفی شده ام. نمیدونم چرا هیچ کس به من محل نمیده ؟

    وقتی بیرون میرم هیچ پسری به من چیزی نمیگه البته نه این که خوشم بیاد بهم یه چیز بگن ولی از این ناراحتم که چرا پسرا از من فرارین و این شده نگرانی من بابت ازدواج در ایندم.

    این موضوع باعث شده بارها خودم رو زشت تلقی کنم ولی وقتی به دوست و فامیل این موضوع چهره رو میگم میخندن و میگن تو خیلی خل هستی که به قیافه خودت میگی زشت.

    من چهره بیبی فیسی دارم و سنم دو سال تقریبا کمتر میزنه در صورتی که همسن های خودم چهره های خوبی ندارند و بهترین پسر ها حاضر هستند باهاشون باشن حتی خواستگار هم دارند!

    من مشکل اساسیم ازدواج در آینده است و مدام به این فکر میکنم که هیچ کس از من خوشش نمیاد و پا پیش نخواهد گذاشت.

    این مشکل عدم اعتماد به نفس رو توی جمع هم دارم. زمانی که مثلا در جمعیتی از افراد قرار باشه صحبتی کنم خجالت می کشم و به این فکر میکنم که من چقدر زشت هستم.

    این را هم اضافه کنم که من خانواده بسیار خوبی دارم و خانواده گرمی هستیم...ولی بعضی وقتا خب عشق جای خونواده رو نمیگیره که..

    در بیرون هم بسیار با وقار هستم و معمولا به چشم پسران نگاه نمیکنم که دلیلش همان خود زشت انگاری است.

    چیکار کنم دوستان ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۹)
    • ۲۴۴۲ بازدید توسط ۲۰۶۸ نفر
    • يكشنبه ۱۹ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    دیگه نمی تونم به خاطر اینکه دیگران رو نگه دارم فیلم بازی کنم

    سلام به بچه های خانواده برتر 

    یه مشکلی دارم که هیچوقت نمی تونم اونو با کسی در میون بذارم . چون میترسم طرف مقابلم فکر کنه آدم خیلی مغرور  و خودشیفته ای هستم و قصد تحقیر دیگران رو دارم. ولی من واقعا این قصد رو ندارم.

    اما این موضوع الان چند ماهیه که داره بدجور آزارم میده. به ذهنم رسید بیام اینجا مشکلمو بگم . چون هم بچه ها ماشالا درک بالایی دارن. هم منو نمیبینن و در نتیجه حرفام رو به حساب غرور و خودشیفتگی نمیذارن .

    من همیشه یه آدمی بودم که به مطالعه و بحث و گفتگو تو زمینه های مختلف ( علوم انسانی، تجربی و ... ) علاقه مند بودم و همیشه دلم می خواست تو جمع آدم هایی باشم که از این نظر شبیه خودم هستن. تا هم بتونم از تجربیاتشون استفاده کنم هم لذت ببرم از بودن باهاشون .

    من خیلی فضولم .دوست دارم تو هر مبحثی سرک بکشم و در مورد هر موضوعی کتاب بخونم و بعد چیزایی که یاد گرفتمو با چند نفر عین خودم در میون بذارم و نظرات اونا رو هم بدونم. اگه جایی چالشی ایجاد شد بحث کنیم تا به یه نتیجه برسیم. عاشق بحث جدی ام.

    پژوهشم دوست دارم. دوست ندارم فقط نوشته های بقیه رو بخونم. دوست دارم خودمم یه چیزایی رو تحقیق کنم. ولی متاسفانه ادمای دور و برم اصلا  شبیه من نیستن و حوصله این چیزا رو ندارن .

    فرق نداره چه تو جمع دوستای صمیمی ام باشم چه  با همکلاسی ها و همکارام و خانواده ام ، همیشه مجبورم خودمو با اونا وفق بدم و در مورد مطالبی صحبت کنم که اونا هم دوست داشته باشن .

    مثلا من هر وقت تو جمع همکلاسیامم باید در مورد شوهر و خواستگار حرف بزنم! یا با دوست صمیمی ام که حرف میزنم باید در مورد جدید ترین مدل کفش! کیف! لباس عروس  و ... صحبت بشه ( این موضوعات اصلا مورد علاقه من نیست.) منم خب آدم اجتماعی بوده ام و هستم . همیشه چون دوست نداشتم تنها بمونم سعی کردم خودمو همرنگ جماعت کنم.

    مثلا وقتی دوستم می اومد در  مورد مدل کفش حرف میزنه منم باهاش همکلام میشدم ( منظورم اینه که خودمو از بقیه جدا نمیکردم ) ولی الان چند وقتیه که دیگه مثله سابق نیستم . دیگه نمی تونم فیلم بازی کنم فقط به خاطر اینکه دیگران رو نگه دارم برا خودم .

    تازگیا با خیلیا بحثم میشه. از چند نفر شنیدم که میگن عوض شدی و اخلاقت رو اعصابمونه و مدام سر هر موضوع کوچیک و بزرگی بحث میکنی با بقیه .

    دلم می خواد تو جمعی باشم که مثل خودم باشن.که درکم کنن و من باهاشون حال کنم .که بتونم خود واقعی ام باشم . دیگه خسته شدم از بس تو هر جمعی احساس تنهایی کردم :(

    (البته بگم چند نفری هم بودن که  لنگه خودم بودن که بنا به دلایلی نشد باهاشون بمونم : یکیش چند تا از دوستام بودن که واسه ادامه تحصیل رفتن شهرای دیگه ، یکیش همکلاسیم بود که چون جنس مخالف بود نمیشد باهاش خیلی صمیمی بشم ، یه استادام هم بود که چون سرش شلوغه من نمیتونم مزاحمش بشم)

    حالا شما بگین ، ایراد از منه ؟ باید برم پیش روانشناس ؟ ، آیا جایی هست که بتونم توش لنگه خودمو پیدا کنم؟ جایی هست که بشه توش احساس تنهایی نکرد ؟

    هر چی به ذهنتون میاد بهم بگین مرسی:♥


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۳ مطلب مشابه)

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۲)
    • ۲۲۱۰ بازدید توسط ۱۶۸۴ نفر
    • يكشنبه ۱۹ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    روز تولدم رو گوگل و چند تا بانک بهم تبریک گفتن !

    سلام

    میدونید سخت ترین روز واسه یه مجرد کی هست؟!

    این هست که واسه دیگران جشن تولد میگیره ولی حتی یه نفر از اطراف پیدا نشه که بتونه حرف دلش رو بگه و بگه امروز تولد من بود . آره امروز ( 13 دی ) روز تولد من بود و تنها گوگل و چند تا بانک بهم تبریک گفتن ( شکلک خنده) .

    ای کاش وقتی انسان به احساس دیگران احترام میذاره و براشون ارزش قایل هست دیگران هم یه ذره از همون احساس رو جبران کنند .
    خدا چقدر تو خوبی که بهمون یادآوری میکنی تا قدر نداشته هامونو قبل از رسیدن بهشون بدونیم نه بعد از ازدست دادنشون .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۳ مطلب مشابه) خودسازی در پسران (۱۵۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۱)
    • ۴۶۹۲ بازدید توسط ۳۳۵۳ نفر
    • شنبه ۱۸ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    با خود و خاطرات تلخم چه کنم، چون در زندگیم تاثیر بدی دارند

    سلام

    من از یک سال پیش عضو یک انجمن هستم هر وقت در آن جا بودم توهین ها و بی احترامی هایی صورت میگرفت . وقتی در مورد موضوعی بحث میکردند ،که هر از گاه هم به من توهین میشد و من عادت به توهین ندارم.

    هر گاه به آن موقع ها فکر میکنم اعصابم خورد میشود و هر از گاهی که به آن انجمن میروم بهم میریزم. در مورد اتفاقات دیگر زندگی هم اینگونه هستم اگر جایی تحقیر شده باشم و بی احترامی دیده باشم هیچ وقت فراموش نمی کنم و در زندگی من تاثیر دارد هر چقدر هم بخواهم حواس خود را پرت کنم نمی شود ، حال من از شما دوستان درخواست دارم من را راهنمایی کنید که با خود و خاطرات تلخم چه کنم که در زندگیم تاثیر بدی دارند.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۳ مطلب مشابه) خودسازی در پسران (۱۵۱ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۸۷۱ بازدید توسط ۷۱۴ نفر
    • جمعه ۱۷ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    هر کاری می کنم نمی تونم از لحاظ درسی خودمو به همکلاسی هام برسونم

    سلام خدمت شما

    من یه دختر ۱۵ سالم که کلاس دوم دبیرستان درس می خونم و مذهبی . توی خانواده ی الحمدلله خوب . با خانواده مشکل خاصی ندارم . ولی الان خیلی تو فشار هستم .

    من مشکلم اینه که احساس رضایت ندارم از درسم . من تو دبیرستان نمونه دولتی درس می خونم . خودتون دیگه می دونین چه جور مدرسه ای هستش . بچه ها اکثرا درسخونن و بچه مثبت که بیشتر نمره هاشون ۲۰ هستش .

    در حال حاضر مشکل من اینه که هر کاری می کنم نمی تونم خودمو بهشون برسونم و تازگیا حسود و حساس شدم تو آزمونا و امتحانات مختلف تو کلاسمون ۹ یا ۱۰ کلاسم ولی واقعا رضایت ندارم . نمرم یه کم کمتر از بقیه می شه ، اون روز کلا تو افسردگی هستم و گریه و ...

    من قبلا این طوری نبودم اصلا . فکر کنم به خاطر جو مدرسمونه . چند باری به سرم زده از مدرسه برم عادی ولی واقعا مدرسه ی خوبیه فقط همین مشکل رو داره که از وقتی رفتم مدرسمون ، به شدت کمبود اعتماد به نفس پیدا کردم و مضطرب و عصبی شدم . نمی دونم راهکاری داره یا نه . حتی از الان نگران کنکورم که سال ۹۸ باید بدم . با مشاور مدرسمونم صحبت کردم . کمک خاصی نکرد .

    الان از شما کمک می خوام . خواهشا راهنماییم کنین .

    در ضمن ، من کلاس دهمم و همین امسال آزمون نمونه رو دادیم و قبلا تو عادی درس می خوندم اولین بارمه توی همچین جایی هستم بیشتر بچه ها راهنمایی هم نمونه دولتی بودن و درساشون عالین .

    ممنونم به خاطر راهنمایی هاتون


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ادامه تحصیل (۴۳۳ مطلب مشابه) خودسازی در دختران (۳۸۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۴)
    • ۱۲۵۹ بازدید توسط ۱۰۵۴ نفر
    • پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    هیچ انگیزه ای ندارم برای زندگی

    سلام
    می خواستم راجع به یه مشکل بزرگ واسه اکثر جوونای ایرانی حرف بزنم در واقع نظر شما و راهکارتونو برای حل کردنش بدونم !
    قبل از هر چیز بگم که من یه دختر ۲۰ _ ۲۲ سالم ، توی خونواده برتر زیاد دیدم کسایی که از زندگیشون نا امیدن و انگیزه ای ندارن ! دور و ور خودم هم زیاده همچین آدمایی یکیشم خودم ! این مشکل نمیدونم ریشش از کجاس ؟! چون منی که به تموم خواسته هام تا الان رسیدم (البته خواسته های معقول) ولی بازم هیچ دلیلی واسه ادامه زندگی نمیبینم !
    میگم آدم برای چی باید زندگی کنم؟ ، حوصله ی زندگی کردن رو ندارم ، از اینکه به آینده فکر کنم متنفرم  ، از اینکه فکر کنم یه روزی پیر میشم و یه روزی هم میمیرم بدم میاد !
    هر روزت مثل دیروزه حتی اگه متفاوت باشه یه لذت های گذرایی هم واسه خودت داشته باشی ( چه برسه به اونایی که ندارن این لذت های کوچیکو ) ولی بازم تهش میگم زندگی کنم که چی بشه؟
    یه مثال بزنم مثلا کنکور که همه باهاش مواجهن رو در نظر بگیریم ، میگن بخون تلاش کن که رشته ی تاپ قبول شی (من تلاشمو کردم و بعد از دو سال پشت کنکور بودن بهش رسیدم )
    ولی با سختی ، نه که تلاشه سخت باشه ها؟! اصلا
    سختیش منظورم کلنجار رفتن با خودمه که اصلا برای چی من باید درس بخونم و یه رشته ی تاپ قبول شم و تهش ماهی ۲۰ میلیون به راحتی درارم ... خب بعدش؟؟ هیچ لذتی واسم نداره اینا از هیچی لذت نمیبرم !
    در واقع یه چیزایی هسن لذت های گذران برای من ( مثل کمک کردن به دیگران ، به فقرا و نیازمندان ، خوش گذروندن و گشت و گذار با کسایی که دوسشون دارم )ولی تا کِی ؟ که چی بشه واقعا؟
    یکم تحقیق کردم ولی بازم تهش به همین حرفی که خدا میزنه و میگه نا امید نباش که بزرگ ترین گناهه !
    میگن بهت نا امید نباش که یه روزی به آرزوها برسی ولی من هیچ آرزوی خاصی ندارم ، حتی الان توی بهترین منطقه ی تهران بهترین ویلا رو با یه حساب پر از پول و آرامش و همه ی کسایی که دوسشون دارم یه روز باشم بسمه ! و لذت خاصی برام نداره ... اصلا دلم این چیزا رو نمیخواد اصلا مادیات نمیخوام .
    خدا میگه کار خوب کن که بری بهشت ، و جاودانه باشی تو بهشت ، ولی من اصلا حوصله ندارم برم اون دنیا هم زندگی کنم که چی واقعا!؟ چرا این دنیا وجود داره آخرت هم هست ؟ اصلا نمیفهمم ، هیچ انگیزه ای ندارم .
    اگه الان فقط از خدا میخوام زنده و سالم باشم بخاطر خونوادمه و اینکه خدایی نکرده مریض نشم و درد بکشم و ... در کل من فقط تو این دنیا سلامتی و شادی رو از خدا میخوام ، ولی شادیی برای من وجود نداره ...
    اگه من حوصله ی این دنیا و اون دنیا رو نداشته باشم باید چیکار کنم ؟ مثلا میگن برو پی خوشی ، من از این کارای الکی خوش بودن هم خوشم نمیاد ! من نمیفهمم حتی ادمای گناه کار که دنبال خوشگذرونی از راه های بد و نفرت انگیزن ، چه لذتی داره واسشون که میخوان تموم نشه ؟
    من دلم میخواد کلا وجود نداشته باشم ! اصلا معنی زندگی رو نمیدونم  ، بخدا دارم دیوونه میشم اصلا نمیدونم چی میخوام از دنیا و زندگی؟!
    ( اینم بگم تحقیق کردم همه جا گفتن بخاطر بی ایمانی به خداست و آدم باید به خدا توکل کنه ، خوب من به خدا ایمان دارم و میدونم کارارو درس میکنه ولی مشکل من اینه کلا از وجود داشتن و موجود بودن بیذارم!)
    بخوای بگی خب کاش زودتر یه مرگ راحت داشته باشم تموم شه این دنیا ، اون موقع باید بشینی منتظر کارنامه ی اعمالت که میری بهشت یا جهنم ؟!
    بعدشم اگه خدا ما رو دوس داشت و جز بنده های خوبش بودیم بریم بهشت ... ولی من میگم دوس دارم نباشم اصلا !.نمیخوام اقااااا  ، میخوام کلا نباشم چیکار باید بکنم ؟
    اگه راهی میدونین این مشکل من حل بشه خواهش میکنم کمکم کنین ...
    اگه از تجربیاتتون بگین که خیلی خوشحال میشم
    به نظرتون من مشکلی دارم؟ افسردم؟ مشکل روانی دارم ؟ اصلا حوصله ی خودمم ندارم چه برسه برم کار خوب کنم خدا ازم راضی باشه ....
    واقعا من به عنوان یه جوون نوی جامعه هیچ انگیزه ای ندارم برای زندگی ... میخوام کمکم کنین خواهش میکنم ...

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل اعتقادی (۱۰۸۳ مطلب مشابه) خودسازی در دختران (۳۸۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۵)
    • ۳۷۹۲ بازدید توسط ۲۹۴۲ نفر
    • پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    دختری درونگرا هستم ولی مادرم به زور میخواد منو یه آدم اجتماعی کنه

    سلام

    من دختری درونگرا هستم و مشکل دارم با مامانم ، باهاش نمیسازم ، نمیتونم حرفش و قبول کنم ، حتی اگه بدونم حرف حق میزنه همش با هم بحث میکنیم همش بهش بی احترامی میکنم اصلا نمیتونم بهش احترام بذارم .

    این یه مشکل بزرگیه برام که خیلی اذیتم میکنه البته همشم تقصیر من نیست اونم با من نمیسازه من آدم درون گرایی هستم اصلا دوس ندارم برم بیرون برم مهمونی دوس دارم تو اتاق خودم باشم از تنهایی بیشتر لذت میبرم ولی مامانم اینو درک نمیکنه.

    بر عکس من خیلی برون گراس هر جا مهمونی و مراسم دعوت بشه میخواد بره میخواد به زور من و هم یه آدم اجتماعی کنه ، هر جا رفت باهاش برم منم بهش میگم تو برو بخاطر من نمون خونه میگه نمیشه باید تو هم بیای .

    خب من چکار کنم ؟ واقعا سختمه ، تو جمع بودن اذیتم میکنه ، خونه ما هم دوره از خونه فامیل هامون هر هفته پاشم برم خونه مادر بزرگ و و دایی و اینا اینم بگم که من تک دخترم.  یعنی دختر دایی و دختر خاله ندارم به معنای واقعی بدبختم یعنی تنهای تنهام . تو خانواده همه نوه ها پسر بچن خب برم اونجا حوصلمم سر میره دارم .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۳ مطلب مشابه) مسائل درونگراها (۲۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۵)
    • ۱۲۶۰ بازدید توسط ۱۰۵۶ نفر
    • پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵ - ۲۲:۰۰

    با پسری وارد یه رابطه شدم ، ولی الان منو تهدید به قتل کرده

    سلام دوستان عزیزم

    وقتتون بخیر

    دختری ۳۳ ساله هستم که به تازگی دچار مسئله و مشکلی عجیب شده ام ،من حدود چند ماه پیش با آقایی آشنا شدم ایشان خیلی ادعای عاشق بودن می کرد و با این که شرایطمون بهم نمی خورد من ابتدا نمی پذیرفتم اصرار می کرد که خیلی دوسم داره  و قصدش ازدواجه بدون من نمی تونه دوام بیاره قسم می داد و التماس زیاد می کرد .

    به هر ترتیب من پذیرفتم که وارد ارتباط بشم وقتی رابطه دو طرفه شد من هم شدیدا به ایشون علاقمند شدم .بعد از چند وقت رفتارهای عجیبی ازش می دیدم مثلا خودش می گفت من با فلان دختر هم همین الان دوستم و بعد می خندید و می گفت شوخی کردم ،من هم ساده تصور می کردم داره شوخی می کنه ،بعد از مدتی شروع به تحقیر و تمسخر من می کرد و باز معذرت خواهی می کرد و می گفت ببخشید شوخی کردم ،چند بار قهر کردم و برگشتم تا این که به یکباره شروع کرد به فحش دادن به من و بسیار بد دهنی می کرد و هم چنین تهدید می کرد که بیچارت می کنم می کشمت،تهدید به قتل می کرد و من شگفت زده و شوک زده مونده بودم ...

    نکته خیلی شگفت آور این مسئله این هست که این آقا مدام  کارهای خیر انجام می داد و خیلی ادعای مذهبی بودن می کرد ...الان با وکیل هم صحبت کردم که بخاطر تهدیداش ازش شکایت کنم ولی الان روحیمو باختم حس می کنم به هیچ کس نمیشه اعتماد کرد و اصلا دچار شوکم .

    چیکار کنم روحیم خوب بشه ،یعنی امکان داره تهدیداشو عمل کنه‌؟ احساس دل مردگی می کنم و مدام دلم می خواد یه گوشه گریه کنم ،اصلا گریه شده کار من ،از نظر روانشناسی که تحقیق کردم این آقا دچار مشکلات شخصیتی و دیگر آزاری هست و امکان هر عملی ازش برمیاد ، البته خیلی نمی ترسم از تهدید به قتلی که کرده، بیشتر شوک زده و دلمرده ام و زیاد گریه می کنم ،کاش این اشتباهو نمی کردم .

    امیدوارم حرفای شما دوستان مرهم دلم بشه ،دلم خیلی پوسیده انگار، نمی دونم به چه گناهی اینقدر عذاب می کشم.

    دوستان کمکم کنید خواهشا


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۳)
    • ۱۵۳۵ بازدید توسط ۱۳۴۶ نفر
    • چهارشنبه ۱۵ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    به شدت از ازدواج متنفر شدم و تصمیم به تجرد قطعی گرفتم

    سلام
    من یک دختر 21 ساله هستم که تا حالا با پسری رابطه نداشتم. از بچگی به هیچ عنوان به مردها اعتماد نداشتم ولی تا 19سالگی با ازدواج هم مشکلی نداشتم.الان تو این دو سال به شدت از ازدواج متنفر شدم و تصمیم به تجرد قطعی گرفتم. و این را هم بگم که من هم نیاز جنسی و هم نیاز عاطفی را کاملا در خودم حس میکنم.با این وجود من تو این سایت بارها و بارها دیدم که خانوما گفتن بعد از 30 سالگی پشیمونی بار میاد و این حرف شدیدا منو مضطرب میکنه ؟

    علاوه بر حرف این خانوم ها،من حس میکنم که چون تو ازدواج به خدا توکل نمیکنم ضربه بدی میخورم. به نظر شما این تصمیم من معنی توکل نکردن رو میده ؟ خوب در عوض من برای تحمل یک زندگی بدون همدم فقط و فقط چشم امیدم به خداست؟

    و سوال دیگه ام ؛

    من از طلاق و یا ازدواج اشتباه نمیترسم. من از این میترسم که بچه دار شم و بخاطر بچه مجبور باشم به زندگی اجباری تن بدم که این شده کابوس من .

    خانوم هایی هستن که این تجربه را داشته باشن. یعنی فقط بخاطر فرزندشون یا ناراحتی پدر و مادرشون، شوهرشون را تحمل کنند؟ اگه هستن لطفا به من بگن زندگی با این شرایط چقد سخته؟ و اینکه لذت مادری الان را به من پیشنهاد میدن یا مثلا یه زندگی مجردی با تحصیلات عالیه و شغل مناسب و به فرزندی قبول کردن یک دختر  ؟

    و یه سوال دیگه بنظر شما یک دختر مجرد وقتش رو در بهزیستی معلولین و یا پرورشگاه بگذرونه و حس مادری اش ارضا میشه و ایا این براش مناسبه؟ و یا مهاجرت به خارج را بهش پیشنهاد میدید؟

    ببخشید طولانی شد و نگید که برای فکر کردن برای ازدواج زوده. من هر کدوم از این راه ها رو انتخاب کنم باید از الان براش بجنگم.و هیچ کدوم برام راحت و در دسترس نیست و باید برنامه ام مشخص باشه

    خیلی ممنونم


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۳ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۲)
    • ۳۱۹۳ بازدید توسط ۲۴۶۷ نفر
    • چهارشنبه ۱۵ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    نگاه آقایون اطرافم خیلی برام مهم شده

    سلام

    میشه کمکم کنید ؟ حس میکنم دارم تحلیل میرم .

    یه دختر بیست و دو ساله م که خیلی زیاد تو اجتماعم . با همه ویژگی های معمولی ( قیافه ، اخلاق ...). و واجبات رو انجام میدم .خیلی مدیون به خدام .حق الناسم واقعا برام مهمه.با حجاب چادر و بدون آرایش .

    دقیقا نمیدونم از کی نگاه آقایون اطرافم بهم خیلی برام مهم شده . فکر میکردم هر زنی فرق نگاه هیز و غیر هیز رو می فهمه. یعنی واسه خودم اینطوری بود .اما الان یا وسواس گرفتم یا واقعا اینجوریه .

    مثلا سر کلاس دو تا از استادام خیلی بهم نگاه میکنن  . خیلی کم چشم تو چشم نگاشون میکنم اما سنگینی نگاه بدشونو حس میکنم.سرمو میارم بالا می بینم نگاشون رو منه .

    یا مثلا یکبار نامزد همکلاسیم اومد به من و همکلاسیم درس یاد بده اما زیادتر از حد بهم توجه نشون میداد در حدی که اون همکلاسیم رفت تو خودش . بعدم یک جلسه دیگه دیدمش که واقعا داشت آبروریزی میشد جلو همکلاسیام . داشتم از عذاب وجدان می مردم .

    یا مثلا امروز تو اتاق استادم نشسته بودم یکی از اساتید گروه دیگه اومد در زد من بلند شدم سلام کردم یه مکثی کرد رو صورتم انگار که گل از گل شکفت لبخند زد و خیلی طولانی سلام احوالپرسی کرد ( در حالیکه اولین بار بود همو می دیدیم ) و تا وقتی که استادم از جاش بلند شد رفت جلو در  رو به روش واستاد گفت بریم دکتر بیرون حرف بزنیم نگاش میخ رو من بود . در کل مردای متاهل خیلی وقیحانه تر نگاه میکنن انگار تا پسرا .

    یا موردای اینجوری که مثلا تو فامیل و دانشگاه پیش میاد واسم . وقتی این اتفاقا برام میوفته تا مدت ها از خودم بدم میاد .احساس میکنم ادم کثیفی ام . یا احساس میکنم دور و برم پر از کثافت و لجنه .

    خدا شاهده من دختر خیلی سنگینی ام . حتی روم نمیشه مدت طولانی تو چشم مردی جز بابام نگاه کنم . پپه هم نیستم خیال کنن زود گول میخورم .خیلی منطقی و خوش اخلاقم در ظاهر .

    بچه که بودم توسط دو تا از پسرای بزرگ فامیل اذیت و آزار میشدم و خدا لعنت کنه خونوادمو که انقد بی خیال بودن . فکر می کنین اثر اون باشه ؟ واسه اذیت و آزار مشاوره رفتم بی فایده بود .

    میگین چی کار کنم ؟ به نظرتون من آدم کثیفی ام ( کرم از خود درخته ؟ ) ؟ وسواس گرفتم ؟ شما به عنوان یک خانوم حتما تجربه های اینجوری دارین .آیا زیادش طبیعیه ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۵)
    • ۱۸۵۱ بازدید توسط ۱۵۲۷ نفر
    • چهارشنبه ۱۵ دی ۹۵ - ۲۲:۱۰

    چکار کنیم که بعد از 40 سالگی حسرت دوران جوونی رو نخوریم ؟

    سلام به همه دوستان

    دختر ۱۹ ساله ای هستم و مدت هاست سوالی ذهنمو مشغول کرده که دوست دارم نظر همه رو‌ در موردش بدونم .

    اینکه اکثر مادر و پدر ها همیشه جووناشونو نصیحت میکنن که جوونیشونو از دست ندن، یا خیلی وعاظ و‌ روحانیون در مورد ارزش جوونی صحبت میکنن، از قدیم الایام هم توی شعرای تعلیمی اشاره به این نکته هست .

    حالا سوال من اینجاست که بنظرتون چکار باید کرد که از این قدرت جوونی کمال استفاده رو‌ کرد؟ یعنی اگه چیکار بکنیم استفاده درستی داشتیم و عمرمونو هدر ندادیم؟ به نظرتون چه برنامه ای درسته که ادم برای ایندش داشته باشه (نه به طور موردی،منظورم اهداف کلی هست که به زندگی ارزش میده)


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۳ مطلب مشابه) خودسازی در پسران (۱۵۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۲۶۰۸ بازدید توسط ۱۹۸۸ نفر
    • سه شنبه ۱۴ دی ۹۵ - ۲۲:۱۰

    دوستم بعد از اطلاع در مورد خودارضایی، وسواس گرفته

    سلام

    من یه دوست خیلی مذهبی دارم که واقعا قلبش خیلی پاکه چند روز پیش مثل اینکه چند تا از بچه ها درباره خودارضایی حرف زده بودن .

    دوستم درباره این چیزا هیچ اطلاعاتی نداشت از وقتی فهمیده وسواس گرفته به طوری که فکر میکنه وقتی روی صندلی نشسته ، در حال خودارضاییه ، وقتی راه میره پاهاشو نزدیک هم نمیاره از ترس اینکه نشستنش مشکلی داشته باشه ، همیشه به یه طرف میشینه جوری که از بست به اون طرف نشسته اون قسمت بدنش زخمی شده ، همیشه داره گریه میکنه از من سوال پرسید من خیلی بهش توضیح دادم که این اسمش خودارضایی نیست اما قانع نشد فکر میکنه وقتی پاهاش روی هم باشه خودارضایی میکنه!

    یکی از دوستان بهش گفت تو تا وقتی بهش فکر نکنی اسمش این نیست اما اون بدتر شد و گفت اگه یه موقع شیطون گولم زد و فکر کردم چیکار کنم؟ میتونم بگم حتی افسرده شده. من بهش چی بگم که بتونم کمکش کنم؟


    مرتبط:

    به خاطر وسواس هم دنیام رو از دست دادم هم آخرتم رو

    درمان وسواس شستشو ، طهارت و نجاست

    مبتلا به بیماری اختلال اضطراب، افسردگی و وسواس فکری هستم

    نداشتن خواب راحت و داشتن وسواس های عجیب ذهنی

    من دچار وسواس فکری و کمال گرایی بیش از اندازه هستم

    متاسفانه وسواس فکری دارم طوری که واقعا منو منزوی کرده

    نسبت به همه چیز وسواس فکری گرفتم

    دختر ۲۰ ساله ای هستم که از وسواس فکری رنج میبرم

    فکر میکنم در مسائل مذهبی دچار وسواس هستم

    تجربیات شما در مورد درمان وسواس با هیپنوتیزم

    تکنیک هایی برای درمان وسواس فکری و جبری

    در بعضی از مسائل شرعی وسواس دارم

    وسواس فکری زیادی روی مرتب بودن ظاهرم دارم

    وسواس نجاست، آرامش را از زندگیم گرفته

    درمان وسواس فکری در طهارت و نجاست


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۳ مطلب مشابه) رفع وسواس (۱۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۴)
    • ۱۲۱۴ بازدید توسط ۱۰۲۹ نفر
    • دوشنبه ۱۳ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    چکار کنیم که فشار ازدواج نکردن بیشتر نشه ؟!

    درود به کاربران خانواده برتر

    خواهشم اینه تو این پست تجربیات زندگی مجردی تون رو با ما به اشتراک بذارین! بیشتر کاربران اینجا رو جوون هایی هستند که حالا به هر دلیلی ازدواج نکردند و شاید هم تا اخر قسمتشون نشه . به هر حال دنیا که به اخر نمیرسه با ازدواج نکردن ...

    بغیر ادامه تحصیل و شاغل شدن چه کارایی میشه کرد که فشار ازدواج نکردن بیشتر نشه ؟! الخصوص دخترای مجرد بگن چه کارایی تو برنامه شون دارن؟!

    چقدر اینده نگرم من ، فکر چن سال بعدمم میکنم :-)

    "الهامT"


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۳ مطلب مشابه)

  • ۴ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰۰)
    • ۵۰۲۴ بازدید توسط ۴۰۲۷ نفر
    • يكشنبه ۱۲ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    برای پدرم مهم نیست که من تو چه شرایط بحرانی قرار دارم

     با سلام و خسته نباشید

    دختری 17 ساله هستم از استان های شمال کشور و دوم دبیرستان هستم. از پدرم متنفرم ازش بدم میاد اصلا براش مهم نیست که من تو چه شرایط بحرانی قرار دارم .

    بخدا از دستش از چشمام به جای اشک خون میاد دیگه از دستش خسته شدم گاهی اوقات فکر میکنم برای این به این دنیا اومدم که زجر بکشم-عذاب بکشم کل بدبختیای دیگران افتاده رو دوش من...

    خونه ما همیشه دعواست پدرم همیشه مادرمو کتک میزنه حتی یه بار میخواست با چاقو بکشتش مامانم برای دفاع از خودش مقابلش ایستاد و در آخر چاقو خورد به پای پدرم .

    من اون لحظه انقدر ترسیده بودم که فقط جیغ میکشیدم پا برهنه به خونه همسایه بالایی رفتم و ازش درخواست کمک کردم آبرومون جلوی عالم و آدم رفت وقتی دعوا میشه مو به تنم سیخ میشه خواهرمم میاد بغلم از همه جا منع شدیم .

    ما رو هیچ جا نمیبره فقط 5 شنبه ها اونم با خواهش و تمنا ما رو میبره بیرون . خونه مادربزرگمم که میریم مادربزرگم ( مادربزرگ مادریم) همش بهمون تیکه میندازه وقتی زجر کشیدن مامانمو میبینم جیگرم آتیش میگیره حتی قصد خودکشی داشتم و میخواستم از این زندگی نحسی و فلاکت بار راحت شم ولی مامانم انقدر جیغ زد و خودشو زد که پشیمونم کرد و حتی به فکر اینم که وقتی بزرگ شدم و 20 سالم شد برم یه خونه جدا بگیرم و یا انقدر درس بخونم که برم یه شهر دور .

    مامانم میگه تو هر جا بری من باهات میام اگه تو نباشی این منو میکشه من دلم به تو و خواهرت خوشه اگه شما نباشین میمیرم . خواهر کوچیکترم بخاطر کارای پدرم تشنج کرده و هنوزم که هنوزه داره قرص میخوره .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    روابط با پدر (۲۲ مطلب مشابه) خودسازی در دختران (۳۸۳ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۳ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۳)
    • ۲۷۹۰ بازدید توسط ۲۱۶۹ نفر
    • يكشنبه ۱۲ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    مشکل من در یه کلام کمبود اعتماد به نفس و خود زشت پنداری هست

    سلام به دوستانی که نظر میدید .

    من خیلی تو این سایت نمیام ولی خواستم مشکل خودمو هم مطرح کنم شاید به نتیجه ای رسیدم و مشکل بقیه هم باشه .

    من یه دختر زیر ۲۰ سال هستم دانشجو و شکر خدا یه خانواده خوب و فرهنگی که هیچ کمبودی الحمدا... نداشتم تا الان . من یه مشکلی دارم  ؛

    اینه که خودمو اصلا قبول ندارم تحت هیچ شرایطی قیافم متوسطه نه خیلی خوشگلم نه خیلی غیر قابل تحمل ، از نظر قد و وزن هم خدا رو شکر متعادل و یه جوری خوش استیل هستم یعنی من از هیچ چیز صورت خودم راضی نیستم .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۳)
    • ۲۳۲۰ بازدید توسط ۱۹۸۸ نفر
    • يكشنبه ۱۲ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    دیگران با سوء استفاده از نقطه ضعفم منو تو منگنه میذارن

    سلام به همه ی دوستان

    بنده یه سوالی داشتم از حضورتون ممنون میشم راهنماییم کنید . به شخصه ادمی هستم با اعتماد به نفس ولی یه ضعفایی هم دارم نمیدونم از چی نشات میگیره این اخلاق من ، ممنون میشم راهنماییم کنید .

    دوستان من دختری هستم27 ساله که به راحتی میتونم در مقابله 200 یا 300 نفر سخنرانی کنم بنا بر شغلی که قبلا داشتم یا در دوران دانشجویی بدون هیچ خجالتی کنفرانس میدادم  این کارا برای خیلی راحت بود و با اعتماد به نفس کامل انجامش میدادم ولی نمیدونم چرا کافیه یه نفر بهم بی محلی کنه یا روشو از من بر گردونه سریع میرم سمتشو شروع میکنم باهاش حرف زدن .

    خب تنها نقطه ضعف منم همینه که دارن تو خیلی از موارد ازم سو استفاده میکنن . مثلا میدونم در وظیفه ی من نیست چنین کاری رو انجام بدم تا بهم بی محلی میشه سریع میرمو اون کارو انجام میدم . خب اینطوری خیلی اذیت میشم انگار همه نقطه ضعف منو گرفتن با بی محلی کردن منو تو منگنه میذارن برای رسیدن به اهدافشون .

    میشه بهم بگید مشکل من دقیقا از کجاست تا بیشتر از این ازم سوء استفاده نشه یعنی مشکل من از اعتماد به نفس منه ؟

    ممنون میشم راهنماییم کنید قبلا از همگی تشکر میکنم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۹)
    • ۱۵۳۴ بازدید توسط ۱۲۱۸ نفر
    • پنجشنبه ۹ دی ۹۵ - ۲۲:۱۰

    خرج و مخارج یه دختر بین 20-22 سال تقریبا چه قدره؟

    سلام دوستان

    روز همگی به خیر :)

    راستش من یه دختر زیر 22 سال هستم و کتاب خوندن و سفر رو دوست دارم. اما خودتون هم میدونید شرایط سخت یه دانشجو برای سفر و هزینه هاش رو.

    خوب سطح مالی خانواده مون معمولی هست و در حال حاضر مادرم کار نمیکنن و پدرم هم چند وقته که بازنشسته شدن. من هم نمیخوام که برای سفر کردن به پول پدرم اتکا کنم! از طرفی، کاری هم ندارم ولی توی سایت های آنلاین کسب و کار سعی کردم از حداقل تواناییم استفاده کنم.

    من هیچ وقت تو کل زندگیم پول تو جیبی نگرفتم و اکثرا هر موقع که پولی میخواستم خرج کنم به همون اندازه درخواست می کردم. شاید به نظرتون عجیب بیاد، ولی همین باعث شده که من همچنان تو این سن تو خیلی موارد تو حساب و کتاب کردن هم لنگ بزنم.

    من میخوام از این به بعد هر هفته یه مقدار مشخص پول درخواست کنم و اینطوری خودم برای خودم پس انداز کنم و حساب کتاب خودم رو داشته باشم .

    میخواستم ازتون بپرسم خرج و مخارج یه دختر بین 20-22 سال تقریبا چه قدره؟ یا بهتر بپرسم شما تقریبا هفته ای/ماهی چقدر پول و جیبی میگیرید؟ ( لطفا تو کامنتاتون محدوده ی سنی رو هم در نظر داشته باشین و این که لطفا هزینه ی لباس و خورد و خوراک رو هم جزوش حساب نکنید)

    خیلی ممنونم از همگی.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۳)
    • ۲۹۳۴ بازدید توسط ۲۲۸۱ نفر
    • سه شنبه ۷ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    برو بالا
    عبارات کلیدی
    عشق ازدواج حجاب خواستگاری روابط اجتماعی محبت سربازی طلاق اعتماد به نفس میل جنسی مطالب از تبار خاک ... رسیدن به آرامش قانون جذب ترک خودارضایی اختصاصی خانواده برتر قصد ازدواج دختر چادری استرس زندگی مشترک معرفی کتاب افسردگی مادر شوهر دوران عقد و رابطه خیانت حسادت جلسه خواستگاری وابستگی آموزش خواستگاری پست های ویژه تحصیل در دانشگاه پیام نور پست های پیشنهادی کاربران عشق یک طرفه شکست عشقی آرامش سوالات خواستگاری قانون جذب از زبان شفق عوارض خود ارضایی نیاز عاطفی وسواس فکری جلسه اول خواستگاری مطالب سعید کرمی چگونه اعتماد به نفس را افزایش دهیم زندگی در خوابگاه رشته پزشکی مطالب اسی $ پشت کنکور پزشکی فشار جنسی فرهنگ سازی پست های راهنمای خانواده برتر ابراز علاقه دوران مجردی حیا در دختران کنکور تجربی جلسه دوم خواستگاری وسواس دوران عقدم مطالب باشگاه خبرنگاران پشت کنکوری ها درونگرایی کاربران فعال کم کردن میل جنسی ازدواج با دختری که پدر معتاد دارد نیاز جنسی عواقب روابط عاطفی قبل از ازدواج ریزش مو چراغ سبز به جنس مخالف عاشق شدن استخاره اثرات بد حجابی معرفی روانشناس خواستگاری از دختر محجبه دوست پسر نداشتم آموزش های آشپزی مونس موفقیت ایده های خلاقانه کسب و کار رابطه با همسایه مسائل فرزندان طلاق شب عروسی ازدواج با دانشجوی پزشکی تحصیلات خواستگار مسائل روز جامعه عشق اول ازدواج با دانشجو تقویت زنانگی اعتیاد پدر دختر دهه شصتی ها ازدواج از طریق سایت های همسریابی قول ازدواج مطالب بانو لیلا برنامه نویسی دختر مغرور رشته حقوق روش درست دعا کردن قصد ازدواج بدون داشتن امکانات مطالب سید محمد سعید تقوی زنانگی داشتن دوست دختر نداشتم حسابداری شناخت خواستگار کمبود اعتماد به نفس