خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی



جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
پیشنهاد مدیر
صفحات خاص
صفحات کاربران
جدیدترین نظرات خیلی مهم رپورتاژ
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 2 (۷۵۴ بازدید توسط ۵۱۷ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۹۱۹ بازدید توسط ۶۱۴ نفر)
نوع برخورد با پست هایی که فکر می کنید سرکاری باشند (۱۴۳۶ بازدید توسط ۸۸۰ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۱۹۳۰ بازدید توسط ۱۴۲۶ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۴۰۰ بازدید توسط ۳۱۸ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۲۶۱ بازدید توسط ۱۹۹ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۱۵۳ بازدید توسط ۹۱۵ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۰۴۷ بازدید توسط ۸۶۰ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۲۳۰ بازدید توسط ۹۱۷ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۱۰۹۵۵ بازدید توسط ۷۵۰۴ نفر)
صفحه نکته های آموزنده روانشناسی (۱۱۷۳ بازدید توسط ۹۳۶ نفر)
صفحه درد دل های پسرونه (۳۵۹۳ بازدید توسط ۲۶۷۰ نفر)
صفحه درد ودل های دخترونه (۳۸۱۵ بازدید توسط ۲۹۱۱ نفر)
صفحه آشپزی خانواده برتر (۱۳۵۰ بازدید توسط ۹۴۴ نفر)
دلتنگی های عاشقانه و غیر عاشقانه (۲۰۹۱ بازدید توسط ۱۶۴۲ نفر)
حق الناس دل شکستن (3) (۱۱۳۱ بازدید توسط ۸۹۱ نفر)
جملات روانشناسی، حکیمانه و زیبای بزرگان درباره ازدواج (۴۷۶۸ بازدید توسط ۴۰۶۴ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (3) (۴۵۹۵ بازدید توسط ۳۱۵۳ نفر)
صفحه امید به زندگی 2 (۸۲۶۸ بازدید توسط ۵۲۹۳ نفر)
صفحه گفتگوی دختران و پسران بالای 30 سال (۴۶۷۳ بازدید توسط ۳۶۲۷ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۳۳۲۳ بازدید توسط ۲۲۰۴ نفر)
در مورد پست های رمزدار (۱۰۴۶ بازدید توسط ۹۰۵ نفر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۶۱۶۸ بازدید توسط ۴۴۹۴ نفر)
توضیح به خانواده برتری های جدید در مورد نظرات ستاره دار (۸۹۹ بازدید توسط ۷۱۵ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۹۸۸ بازدید توسط ۸۴۹ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان (۲۲۲۴ بازدید توسط ۱۷۲۴ نفر)
توضیح در مورد ابزار اشتراک مطالب (۶۳۳ بازدید توسط ۵۳۷ نفر)
تصحیح برداشت اشتباه در مورد طرح آشنایی بیشتر بین کاربران (۲۷۶۷ بازدید توسط ۲۰۳۴ نفر)
نظرات کدام یک از کاربران روی شما تاثیر مثبت گذاشته ؟ (۲۶۵۸ بازدید توسط ۱۹۱۳ نفر)
آشتی کنان، حلالیت طلبی و نقد پذیری کاربران خانواده برتر (۱۹۶۹ بازدید توسط ۱۴۴۴ نفر)
التماس دعا (۸۴۴۴ بازدید توسط ۶۷۷۳ نفر)
پیشنهاد مطلب به سایر کاربران (۶۷۰ بازدید توسط ۵۷۳ نفر)
پیشنهاد پست های ویژه هفتگی (۱۲۶۰ بازدید توسط ۹۷۹ نفر)
پربازدیدترین مطالب روزانه خانواده برتر (۱۰۶۱ بازدید توسط ۹۳۰ نفر)
خدایا شکرت که ... (۲۵۵۴ بازدید توسط ۱۹۳۲ نفر)
صفحه نکته های خانه داری (۱۲۸۹ بازدید توسط ۹۹۲ نفر)
معرفی مراکز خرید مخصوص خانم ها (۱۲۱۹ بازدید توسط ۱۰۳۹ نفر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۲۸۶۳ بازدید توسط ۲۳۵۴ نفر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۳۲۴۰ بازدید توسط ۲۵۷۱ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۱۱۲۴۹ بازدید توسط ۷۱۹۷ نفر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۷۵۲۰ بازدید توسط ۱۷۷۸۰ نفر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۱۵۹۹۵ بازدید توسط ۱۲۰۳۲ نفر)
بحث و تبادل نظر درباره یادگیری زبان انگلیسی (۴۴۲۰ بازدید توسط ۳۳۷۵ نفر)
پسر خوب و سالم کجایی ؟ دقیقا کجایی؟ (۴۹۲۸ بازدید توسط ۳۹۳۴ نفر)
دختر مذهبی کجایی ، دقیقا کجایی ؟! (۵۷۲۸ بازدید توسط ۴۳۹۰ نفر)
پاتوق شادی خانواده برتر (۱۶۳۵ بازدید توسط ۱۳۴۰ نفر)
راهکارهای صرفه جویی در آب، برق، گاز و ... (۱۲۹۶ بازدید توسط ۱۰۵۰ نفر)
پیشنهاد ایجاد صفحه برای رشته های مختلف تحصیلی (۱۳۳۱ بازدید توسط ۱۰۵۷ نفر)
داستان ماجراهای ساختمان خانواده برتر (۱۶۹۶ بازدید توسط ۱۳۸۸ نفر)
صفحه معرفی مشاور خانواده به تفکیک استان (۱۲۲۶ بازدید توسط ۱۰۳۲ نفر)
صفحه شخصی مهربانو (۵۰ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۱۰۷ نمایش) - (۲ نظر)
صفحه شاعرانه های دختر باران (۱۳۷ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۴۲۴۵ نمایش) - (۴۷۳ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۲۰۰۷ نمایش) - (۱۶۱ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۴۳۲۸ نمایش) - (۱۵۷ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۹۹۸ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۱۵۸۲ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۱۳۱۸ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۳۸۹۷ نمایش) - (۲۸۹ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۹۵۵ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۲۱۵۶ نمایش) - (۳۰۰ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۱۵۳۲ نمایش) - (۵۳ نظر)
صفحه شخصی هجران (۸۶۲ نمایش) - (۱۵ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۴۳۱ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۸۶۶ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی فان (۱۹۷۵ نمایش) - (۳۰ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۲۱۷۲ نمایش) - (۸۲ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۱۰۰۹ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۶۸۴ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۱۱۰۹۱ نمایش) - (۱۰۰۵ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۴۷۹۶ نمایش) - (۲۲۷ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۶۹۴۰ نمایش) - (۳۴۹ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۵۸۰۳ نمایش) - (۱۴۰ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۱۷۸۷ نمایش) - (۶۳ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۷۱۸۱ نمایش) - (۳۷۰ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۱۰۹۱ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۰۶۴۹ نمایش) - (۴۱۱ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۹۸۲ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۱۳۰۶ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۱۷۵۰ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۱۱۲۸ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۴۲۲۰ نمایش) - (-۳ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۲۷۸۱ نمایش) - (۴۸ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۱۱۰۲ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۱۰۴۹ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۱۲۲۶ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۴۱۰ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۹۸۹۳ نمایش) - (۴۱۸ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۱۰۷۵ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۱۳۰۱ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۱۱۹۷ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۱۳۴۱ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۱۲۱۵ نمایش) - (۷۳ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۱۲۹۶ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۳۸۷۱ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۱۵۷۳ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۱۸۴۶ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۱۵۴۴ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۲۰۹۵ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۲۱۳۳ نمایش) - (۲۷ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۵۳۴۷ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۱۶۰۶ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۱۷۶۴ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۱۴۵۷ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۲۰۱۲ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۲۴۱۱ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۵۵۷۲ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۷۰۷ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۲۸۶۵ نمایش) - (۷۴ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۱۸۳۳ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۲۰۰۲ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۲۲۵۸ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۶۸۴۴ نمایش) - (۳۱۷ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۲۳۰۰ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۱۷۵۸ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۲۰۲۹ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۱۱۷۴ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۱۴۶۴ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۴۵۳۵ نمایش) - (۷۳۸ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۱۱۶۱ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۶۶۹ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۱۰۰۹۱ نمایش) - (۲۷۰ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۵۹۴۴ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۱۲۴۶ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۴۱۸۰ نمایش) - (۱۰۰ نظر)
صفحه شخصی " خاله باران " (۵۷۷۸ نمایش) - (۴۰۹ نظر)
صفحه شخصی " همسر اقای امیر_متاهل " (۱۱۲۱ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " تقوی " (۱۰۵۸۰ نمایش) - (۴۳۲ نظر)
صفحه شخصی " جیگیلی بیگلی " (۱۱۵۵ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " پرتو خورشیدی " (۲۳۴۹ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی " Papillon :-) " (۹۸۵ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " رضا سرچشمه " (۱۱۵۶۶ نمایش) - (۴۸۴ نظر)
صفحه شخصی " eror " (۱۱۳۳ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۲۰۸۸ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی " پرواز ... " (۹۳۲ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " ¤¤ سجاد ¤¤ " (۱۱۵۳ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " میثم 23 " (۸۷۲ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی " *[adam]* " (۱۷۹۱ نمایش) - (۷۹ نظر)
صفحه شخصی " زهرا سادات " (۱۳۱۳ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " صبا :) " (۵۰۱۱ نمایش) - (۴۴۵ نظر)
صفحه شخصی " بهار 23 " (۶۸۹ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " خـــــــــــرپـــرنـــده " (۱۸۵۶ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " N.A " (۹۶۶ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " sophist " (۸۲۰ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " امیر - متاهل " (۱۶۱۳ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی سکوت ..... (۷۲۶۵ نمایش) - (۳۲۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو رضوی " (۱۰۲۸ نمایش) - (۱ نظر)

مشورت در ازدواج خانم ها ازدواج موفق دکتر فرهنگ دوران عقد مسائل زناشویی کسب درآمد کنکور تناسب اندام آموزش ترک خودارضایی آموزش کنترل فشار جنسی مسائل خانم های چادری سربازی عشق

۳۷۴ مطلب با موضوع «خودسازی در دختران» ثبت شده است

به خیلی چیزها می خوام برسم ولی اراده ندارم

سلام و خدا قوت

دوستان من امکان حضور به مشاور رو ندارم نمیدونم چیکار کنم ؟ دو ساله پشت کنکورم ولی نمیدونم چرا عین بقیه که ارزوی رسیدن به هدفی رو دارند من ندارم . دوست دارم ادم تحصیلکرده و موفقی بشم دوست دارم وظایف بندگیمو انجام بدم و باعث افتخار خانوادم بشم دوست دارم کار ابرومند و درامد خوبی داشته باشم ولی در عمل ... !

در خانوداه مادرم دو تا دندونپزشک هست مادرم هم دوست داشت منم عین اونا دندونپزشک بشم من هم سال اول هر چی کلاس که لازم داشتم رفتم ولی خودم تلاش نکردم به مادرم گفتم من دندون دوست ندارم مادرم هم قبول کرد گفت برو هر رشته ای که دوست داری جایگاه اجتماعی واسه خودت داشته باش ولی من گاهی وقتا مطب دندونپزشکی رو تو ذهنم میارم توی اینترنت عکس انواع مطب ها رو میارم و دوست ارم که مطبم اون شکلی باشه ولی بعدا با خودم میگم نکنه این علاقه منم بخاطر مادرمه و علاقه قلبی نداشته باشم و بعدا پشیمون بشم .

خیلی چیزا رو دوست دارم که بهشون برسم ولی چیکار کنم که اراده ام قوی بشه ؟ انگاری خودمو نمیشناسم نمیدونم از چه رشته ای خوشم میاد ولی خب دوندون رو هم میخوام


↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
خودسازی در دختران (۳۷۴ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷)
    • ۹۱۳ بازدید توسط ۷۷۱ نفر
    • سه شنبه ۲۳ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۰

    دید آقایون نسبت به دختری که همیشه میگه و میخنده چطوره ؟

    سلام

    من معمولا شادم و میخندم همیشه چیزای خنده دار به ذهنم میرسه چه تو خونه چه بیرون مخصوصا اگه اون روز خوشحال باشم که معمولا هم خوشحالم.

    تنها وقتایی که ناراحتم یا احساس خطر میکنم مثلا حس میکنم یه مرد چش چرون تو محیط اطرافه شوخی نمیکنم تو خونه که اشکالی نداره ولی بیرون می ترسم بقیه فکرای بد راجع به من کنند و اینکه من اعتماد به نفسم بالاست همیشه میگم میخندم به همه احترام میذارم .

    مردا مثل برادرای من هستند و زن ها مثل خواهرای من ، چند روز پیش استادم بعد از جلسه دوم درس بهم پیام داد و گفت از من خوشش میاد مرد خوب و واقعا جنتلمن هستند ایشون ولی ۱۶ سال از من بزرگترند و الان اصلا شرایط ازدواج را ندارند .

    نمیدونم چی پیش خودش فکر کرده که یه همچین درخواستی داده ؟ می خواستم بدونم آقایون شما اگه یه دختری مثل من ببینید چه فکری میکنید چرا من هر جا میرم چند تا درخواست آشنایی دارم نکنه راجع به من فکر بد میکنند ؟

    کلا میخوام بدونم آقایون ایرانی راجع به دختری که اهل شوخیه و اخلاقش اینطوریه به دید بد نگاه میکنند ؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۷۴ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۳ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۵)
    • ۴۴۸۹ بازدید توسط ۳۴۷۶ نفر
    • دوشنبه ۲۲ آذر ۹۵ - ۲۳:۰۰

    کسی رو سرزنش کردم، الان می ترسم سر خودم بیاد

    سلام به همگی

    یه مشکلی برام پیش اومده و واقعا نمیدونم چیکار کنم؟

    من چند روز پیش با کسی دعوام شد و توی اون دعوا حق با من بود واقعا حق من بود بالاخره هر چی شد یه سری افراد اومدن ما رو جدا کردن و من بعد از اون ماجرا نشستم به گریه کردن و چون دل پری داشتم سر یکی دو موضوع اون شخص رو سرزنش کردم ولی بعدش که اروم شدن فهمیدم کارم واقعا غلط بوده .

    حالا هم خودم عذاب وجدان دارم هم طبق این حدیث که میگن هر مومنی فردی رو بخاطر کاری سرزنش کنه نمیرد مگرا انکه به ان گرفتار شود .

    حالا سوالم از شما اینه که چیکار کنم؟ برم ازش حلالیت بطلبم؟ الان که نمیشه رفت اگرم بشه حدودا یک ماه دیگه میرم بهش میگم. ولی اگرم برم فکر میکنه حق با اون بوده ... چیکار کنم دوستان؟ لطفا کمک کنید .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۷۴ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳)
    • ۸۱۴ بازدید توسط ۶۹۶ نفر
    • يكشنبه ۲۱ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۰

    نمیدونم به فکر مامان بابام باشم یا پرواز خودم ؟

    سلام

    من ۱۹ سالمه.  یه دختر پشت کنکور رشته تجربی . تک فرزندم و مامان بابام از بچگی خیلی باهام مهربون و خوب بودن. تمام زندگیشونو صرف بزرگ کردن من کردن.

    ولی مشکلی که من دارم اینه که از بودن کنارشون  لذت نمیبرم و ترجیح میدم تو اتاقم و تنها با موبایلم مشغول باشم. کتاب بخونم یا فیلم ببینم.  دوست پسر ندارم و نداشتم. بیشتر دوستام هم الان دانشگاه قبول شدن و دیگه با هم ارتباطی نداریم.

    اعضای فامیل هم سالی یه بار شاید همو ببینیم. من هر روز ۸ ساعت درس میخونم ولی مشکل من در حقیقت مامان بابام هستن. دلم نمیخواد تنها باشن خصوصا که مامانم تازگیا بازنشسته شده و می ترسم افسرده بشه ولی نمیدونم باید چیکار کنم از طرفی نگرانم که احساس تنهایی کنن و از طرفی خلوت خودمو و آرامش خودمو دوس دارم.

    نگرانیم زمانی زیاد تر میشه که دلم میخواد یه شهر دیگه دانشگاه برم و اونا تنهاتر میشن. این منو خیلی دچار عذاب وجدان میکنه. نمیدونم به فکر مامان بابام باشم یا پرواز خودم ؟

    لطفا کمکم کنین


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۷۴ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷)
    • ۸۷۹ بازدید توسط ۷۵۰ نفر
    • يكشنبه ۲۱ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۵

    تا چند وقت پیش فکر میکردم خیلی خوشگلم

    سلام

    بچه ها من تا چند وقت پیش فکر میکردم خیلی خوشگلم . ولی الان فهمیدم خیلی خیلی خیلی زشتم زشت تر از من تو دنیا نیست . یه نرم افزار بود میگفت چقدر زشته آدم بین یک تا ده هر چی به ده نزدیک تر بود یعنی زشت تری . من شیش بودم ، یکی دیگه هم بود که میگفت کلا زشتم .

    اینا به کنار من قبلا فکر میکردم بد عکسم الان فهمیدم اون چیزی که تو عکس میبینیم درسته و اون قیافه ی اصلیمه آیینه اشتباه نشون میده . یعنی من اون دختر خوشگلی که تو آیینه میبینم نیستم و تا حالا اشتباه فکر میکردم که خوشگلم . من افسردگی گرفتم همش میشینم گریه میکنم .
    یعنی تا حالا اشتباه فکر میکردم ؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۷۴ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۰)
    • ۵۷۴۳ بازدید توسط ۴۴۰۰ نفر
    • دوشنبه ۱۵ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۵

    اعصابم خورد میشه که چرا نتونستم اونو یا خانودمو قانع کنم

    با سلام
    یه دختر 21 سالمه ام از سال دوم دبیرستانم با یه اقا پسری دوست بودم . خیلی همدیگرو قبول داشتیم و همدیگرو دوست داشتیم خواستگاری من هم اومدن .
    اما از لحاظ تحصیلی خانواده هامون بهم نمیخوردن و مادرم چون اقا پسر دیپلمشون رو هم نگرفته بودن مخالف بودن ولی سر زبون نسبتا خوبی داشتن. و اینکه اقا پسر با درس خوندن منم مخالف بودن و دوست داشتن کارای دیگه ای بکنم و چون مشکل مالی نداشتن نیازی نمیدیدن که من یا خودشون درس بخونیم.
    با دانشگاه های امروزی مخالف بودن و میگفتن وقت تلف کردنه و تو دانشگاه چیزی یاد ما نمیدن. مشکل من برای جواب مثبت دادن به ایشون این بود که ایشون با درس خوندن من مخالف بودن و تو کت منم نمیرفت.
    خانوادم میخوان با یه ادم تحصیلکرده ازدواج کنم. اینا باعث شد که بعد 4 سال دوستی جواب منفی یهشون بدم.. یه ادم پرتلاش و قوی و با اعتماد به نفس کامل و البته کمی خجالتی به یه ادم کسل و بی حوصله و پر اضطراب و استرس تبدیل شم .
    حتی گاهی تو شرایط سخت که قرار میگیرم تپش قلب پیدا میکنم و همش به ایشون فکر میکنم و اعصابم خورد میشه که چرا نتونستم اونو یا خانودمو قانع کنم. نمیدونم الان با این اضطراب و ناامیدی همیشگی باید چیکار منم.
    اهل درد و دل کردنم نیستم و ممنونم از هر کسی که داستان زندگی منو خوند و اگه حالش خوبه و میتونه کمکی کنه برام یه چیزی بنویسه که حال منم بهتر شه؟

    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۷۴ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۷۷۷ بازدید توسط ۶۶۱ نفر
    • يكشنبه ۱۴ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۵

    می خوام خاطرات گذشته رو فراموش کنم و به روال عادی زندگی برگردم

    سلام دوستان

    خانمی ۲۳ ساله هستم حدود دو سال پیش با یه آقایی به قصد ازدواج اشنا شدیم و همدیگه رو ملاقات کردیم ولی بخاطر شرایط مالی ایشون ازم فرصت خواستن تا شرایط شون خوب بشه.

    تو این مدت ایشون یه بار بهم گفتن تو از من سرتری و من لیاقت تو رو ندارم. منم بهش میگفتم که معیارامو داره و نمیخوام فراموشش کنم. هر دومون لیسانس بودیم و کارمند.

    ایشون یه بار بهم گفتن که بیخیالش بشم چون یکی دیگه رو دوس داره. منم کلی گریه کردم بعدش اومد عذر خواهی کرد و گفت دروغ گفتم تا ازم بدت بیاد و فراموشم کنی. دوباره ارتباطمون ادامه پیدا کرد تا اینکه چن ماه پیش بهم گفت من مشکل جسمی دارم و باهاش خوشبخت نمیشم و با اصرارهای من بالاخره بهم گفت که مشکل عدم نعوظ داره و تحت درمانه و دکترش گفته ۳ سال باید تحت درمان باشه.

    خیلی جدی و ملتمسانه ازم خواست که دیگه با هم ارتباطی نداشته باشیم و منم قبول کردم . البته با کلی گریه و ناراحتی و گله و شکایت از خدا که چرا من ؟! هر دومون مذهبی بودیم ایشونم ۲۷ ساله بودن و تو سن احساسی نبودن.

    حالا من چند ماهه باهاش ارتباطی ندارم تو رو خدا کمکم کنید تا کامل فراموشش  کنم. نمیدونم چرا انقد بهش علاقمند شدم با اینکه بارها دلمو شکسته و تحقیرم کرده. یه بار گفته یکی دیگه رو دوس داره، یه بار گفت از قیافت زیاد خوشم نمیاد، یه بار گفت ول کن من نیستی و هزار حرف دیگه....!!!

    دوستان کمکم کنید این خاطرات گذشته رو فراموش کنم و به روال عادی زندگی برگردم .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    فراموش کردن عشق قبلی (۴۳ مطلب مرتبط)
    خودسازی در دختران (۳۷۴ مطلب مرتبط)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۶)
    • ۱۲۶۲ بازدید توسط ۱۰۹۶ نفر
    • يكشنبه ۱۴ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۰

    نمی تونم به ایران برگردم چون احساس شکست میکنم ؟

    با سلام
    من ۳۶ سالمه و بیش از ۱۰ ساله که هلند زندگی می‌کنم. هدف من از آمدن به اینجا ادامه تحصیل بود که اوایل همه چی‌ خوب بود ولی‌ بعدش غربت و تنهائی از من خیلی‌ انرژی گرفت و من نتونستم خوب ادامه بدم طوری که تز فوقم را بیشتر از یکسال طول دادم.
    بعد هم دکترا را شروع کردم بدون اون که فاند بگیرم. این بار سعی‌ کردم با انرژی‌ شروع کنم که اولش بازم خوب بود ولی‌ بعد از ۲ ماه من متوجه شدم که سرطان سینه دارم، و بعد نتونستم ادامه بدم به خاطر روند درمان ، بعد هم که درمانم تموم شد دیگه انگیزه نداشتم یا بهتره بگم شاید افسردگی داشتم نمیدونم.
    الان هم با اینکه ۴ ساله که بیماری من تموم شده ولی‌ من همچنان در حال دکترا هستم ولی‌ هیچ پیشرفتی نداشتم و در بهترین صورت باید ۲ سال هم کار کنم که متأسفانه انگیزه و اراده ام را از دست دادم.
    خواستم برم دنبال کار که پیدا نکردم. ایران هم نمی‌خوام برگردم چون احساس شکست دارم منی‌ که شاگرد زرنگ بودم الان بعد از ۱۰ سال هیچ کاری نکردم فقط یه فوق گرفتم .
    هر کس از من میپرسه پس توی این مدت چی‌ کار کردی فقط شرمنده میشم نمیدونم که چی‌ بگم. همه دوستام ایران ازدواج کردن زندگی خوب دارند بچه و کار خوب و تجربه کاری که بیش از ده سال است.
    من اگه الان برگردم هیچی‌ ندارم و احساس شکست دارم.حتی بعد دکترا اونم اگه بتونم بگیرم بازم هیچی‌ ندارم. دوستام هم توی ایران ادامه تحصیل دادند و الان دکترا دارند. در تمام این مدت هم هزینه‌های من بر عهده خانوادم بوده با اینکه از لحاظ مالی متوسط هستیم. این هم منو اذیت می‌کنه.
    امکان ازدواج هم اینجا ندارم اصلا کسی‌ که بخواد با شرایط من از نظر ایمانی‌ جور باشه نیست اینجا ایرانی ها اعتقادات خوبی‌ ندارند. پس من چی‌ کار کنم به نظر شما؟ بمونم ؟ برگردم ؟ انگیزه و اراده هم دیگه ندارم این ها را چی‌ کار کنم ؟
    خواهش می‌کنم یه راهنمائی بکنید

    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۷۴ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۴)
    • ۱۵۱۳ بازدید توسط ۱۲۵۷ نفر
    • شنبه ۱۳ آذر ۹۵ - ۲۲:۱۵

    مدتی میشه خیال بافی هام زیاد شده

    سلام

    دختری ۱۸ ساله هستم مدتی میشه خیالبافی هام زیاد شده و داره رو درسم تاثیر منفی میذاره. مدام میل دارم به زندگی آینده فکر کنم افکارم زیاد جنسی نیست بیشتر یه زندگی عادی رو تصور میکنم یعنی اینجوری بگم که از دو سال دیگه تا ده سال دیگه رو مثل یک فیلم تو ذهنم مرور میکنم...

    فردی هم که تو ذهنم همسرم در نظر میگیرم وجود خارجی نداره یعنی اینطور نیست که کسی از اطرافم باشه ضمنا این افکارم باعث تحریکم میشه اما تا حالا خ.ا نکردم و فقط با فکر کردن به این چیزا روحم ارضا میشه . خیلی حس بدی دارم. این کارم گناهه؟

    فک میکنم با این افکار که یه همسر عالی و یه زندگی عالی متصور شدن باعث میشه توقعم بره بالا و شاید تو زندگی اینده منو دچار مشکل کنه به عبارتی میگم نکنه تاثیری که دیدن فیلم رو زندگی میذاره همین تصورات بی عیب و نقص من هم همون تاثیر رو بذاره؟

    ممنون میشم اگه به خواهر کوچیکترتون راهنمایی بدین. و کمکم کنین این افکار رو کنترل کنم...

    با سپاس فراوان


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۷۴ مطلب مرتبط)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷)
    • ۹۲۶ بازدید توسط ۷۸۰ نفر
    • شنبه ۱۳ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۵

    من از تناقض ها خسته شدم

    سلام به همه کاربران گرامی

    من از تناقض ها خسته شدم . از دوران نوجوانی از وقتی یادمه تو تعارض ها بودم ، طرف نماز میخوندم در کل سعی میکردم دستورات خدا رو انجام بدم ولی از انجام کامل و صحیح اونها عاجز بودم مثلا چادرم و میپوشیدم ولی آرایش ملیح داشتم  نماز میخونم نه اول وقت  .

    ما رسم داریم در عروسی ها لباس محلی بپوشیم و زلف بذاریم با اینکه مختلط هست منتها من همیشه فراری بودم و سعی میکردم حجاب داشته باشم و حالا عروسی داداشمه نمیدونم چکار کنم؟ من خواهر دامادم دوس دارم یا زنگی زنگ باشم یا رومی روم ولی خیلی سخته .

    من هم در سن ازدواج هستم اگه به این صورت باشم تافته جدا بافته میشم ولی میدونم من همسری رو میخوام که چشم پاک و با ایمان باشه ولی حس میکنم به اون خلوص نرسیدم .  همیشه در وسط بودم نه این ور نه اون ور ، نمیدونم این وضعیت تا کی ادامه خواهد داشت ؟

      لطفا راهنماییم کنین

    مرسی از وقتی که گذاشتن


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۷۴ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۹۶۱ بازدید توسط ۸۰۹ نفر
    • جمعه ۱۲ آذر ۹۵ - ۲۲:۴۰

    شما چطور با "از دست دادن" کنار میاین؟

    سلام

    دختری 26 ساله هستم. آدم مقیدی هستم و با حفظ چارچوب مدت ها عاشق کسی بودم که 90 درصد معیارهای همیشگی زندگی من رو داشت. حس مون دو طرفه بود.

    از سمت خانواده من رد شدن به علت نداشتن کفویت تحصیلی و فرهنگی. ( خانواده من خودشون رو خیلی بالا میدونن بنده هم در حال تحصیل در مقطع دکترا هستم. ایشون کارشناسی بودن. برای من اصلا اهمیت نداشت و نداره)

    هیچوقت نتونستم با دلیل خانوادم قانع بشم. مدت ها کلنجار رفتیم؛ در نهایت در اوج احساس و علاقه، خیلی عاشقانه؛ بخاطر حفظ حرمت خانواده ها تمومش کردیم...

    تمام مدت فکر میکنم حتی اگر با کس دیگه ای ازدواج کنم، هیچوقت ایشون و اخلاق های بسیار خوب شون رو نمبتونم فراموش کنم. برای ایشون هم خیلی سخته ممکنه هیچوقت نتونه فراموش کنه. (راهی برای ادامه دادن نمونده)

    نمیدونم چطور با غم از دست دادن کنار بیام... چطور عذاب وجدان ایشون رو نداشته باشم که این همه مدت پای همه چیز من ایستادن و چقدر هتک حرمت ها رو نسبت به خودشون تحمل کردن...

    اگر هیچوقت نتونستن من رو فراموش کنن و تو زندگی به مشکل بخورن چی؟ بخاطر دلایل بی اساس خانواده من بود.. عذاب وجدانش رو من دارم...


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    قطع رابطه با جنس مخالف (۴۱ مطلب مرتبط)
    خودسازی در دختران (۳۷۴ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۳)
    • ۱۳۱۸ بازدید توسط ۱۱۱۴ نفر
    • پنجشنبه ۱۱ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۵

    یک ایده خوب برای چند هدف خوب

    سلام

    من یک آدم معمولی هستم. اما پیشنهادی دارم که معمولی نیست. کاری که پیشنهاد میدم خودم انجامش داده‌ام، نتایج خوبش رو دیده‌ام و بهش ایمان دارم. فکر می‌کنم مطرح کردنش خوب و سودمنده.

     اما این پیشنهاد چیه؟ چطور به فکرم رسیده؟ چه حاصلی داره؟ به چه منظوریه؟ برای فهمیدن پاسخ سوالات تا انتها بخونید لطفاً.

    زمانی صادقانه به این نتیجه رسیدم که هم دنیا رو می‌خوام و هم آخرت رو. و یک روز برگشتم به خودم گفتم: چرا معامله نمی‌کنی با خدا؟

    اما من ضعیف بودم و مرتب در خوب بودن شکست می‌خوردم. برای همین معامله‌های بزرگی نمی‌تونستم انجام بدم. دستم خالی بود. بنابراین ایده‌ای به ذهنم رسید. شروع کردم به انجام معامله‌های خرد و جزیی و کوچک. اون هم با کی ؟ خودِ خودِ خدا. خدای خودم.

    به این صورت که نیت می‌کردم فلان کار خوب رو که خیلی ساده و شدنی بود و از عهده‌ام بر می‌اومد، برای رضای خدا انجام بدم، با این شرط که لطف کنه و به من پاداشی بده که در دنیا قابل درک باشه! یعنی هم پاداش دنیوی داشته باشه هم اخروی. مثلاً به مدت یک ساعت خوش اخلاق باشم، و در عوض جایزه ای به من بده که محسوساً درکش کنم!


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۷۴ مطلب مرتبط)
    خودسازی در پسران (۱۴۳ مطلب مرتبط)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۸)
    • ۱۳۶۵ بازدید توسط ۱۱۲۳ نفر
    • پنجشنبه ۱۱ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۰

    چکار کنم تا به اهدافم پایبند باشم ؟

    سلام

    من دختری 25 ساله هستم که تحصیلم در مقطع لیسانس  شش سااااااااال طول کشیده و الان ترم آخرم. این ترم هم درسم تموم بشه همیشه حسرت میخورم که چقدر کوتاهی کردم و درس نخوندم و فکر پیچوندن درسام بودم!

    همیشه درس خوندن رو پشت گوش مینداختم. از بچگی آرزوی موفقیت تحصیلی و شغلی داشتم و میگفتم من میخوام دانشمند بشم!!! اما حالا هیچی ندارم. نه تحصیلات درست و حسابی که بهش افتخار کنم و نه شغل پردرآمد و خوب.

    آخر هر ترم به خودم میگفتم ایندفعه دیگه میخونم و معدل خوبی میگیرم ولی بازم کوتاهی میکردم. از همون ترم اول میگفتم ترم بعد دیگه میخونم. الان ترم 13 هستم و هنوز اون بچه درسخونه نشدم! ایندفعه دیگه امیدم رو از دست دادم. بخصوص اینکه نامزد دارم و این یعنی بعدا کلی مسئولیتهای دیگه رو باید بر عهده بگیرم و شرایطم سختتر هم میشه...

    هر وقت تصمیم میگیرم یه کاری کنم، چند روز اول رو خوب پیش میبرم ولی بعدش دیگه به تلاشم ادامه نمیدم و میگم بیخیال بابا...! (شکلک ناراحت ) 25 سالمه و هنوز یه لیسانس نگرفتم. چکار کنم که دیگه وقتی یه هدفی رو انتخاب میکنم تا آخرش پاش بمونم و به بهترین نحو انجامش بدم؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۷۴ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴)
    • ۸۶۴ بازدید توسط ۷۰۸ نفر
    • سه شنبه ۹ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۵

    تنها یه لیسانس دارم و یه کنج اتاق که پر از کتابه

    سلام

    من ۲۲ سالمه، فارغ التحصیل شدم و مشغول درس خوندن برای کنکور سال بعدم ، اما فکر اینکه همه دوستام الان یا شاغلن یا ازدواج کردن و تو زندگیشون مفیدن ، اذیتم میکنه ، چون من با وجود اینکه دغدغه هام بزرگ تر شدن اما توی این دوران برگشتم به دوران بچه دبیرستانی بودنم و باید کنج خونه فقط کتاب بخونم ... این باعث میشه حس کنم عقب افتادم از بقیه و ناراحتم کنه و انگیزمو پایین بیاره .

    قبل دانشگاه رفتنم خیلی دغدغه ها نبود ، اما حالا بزرگتر شدم ،اینم بگم من آدم پر جنب و جوش و فعالی هستم اما هیچ میدونی برای نشون دادن خودم و توانایی هام نیست ، نه شغل مناسب نه موقعیت ازدواج خوب، دغدغه های جنسی، دغدغه های آینده ی نامعلومم انگیزه ی آنچنانی نمیذاره برام.

    فقط میدونم دیگه اون ذهن بی دغدغه رو ندارم و نمیتونم جلوی افکارمو بگیرم، چون من فقط و فقط یه لیسانس دارم اما خیلی از دوستانم هم تحصیل کردن ،هم به موقع ازدواج کردن ، الان هم تفریح دارن هم دلشون بخواد میرن دنبال شاغل شدن ،هم سرفرصت مادر میشن و مادری بکنن، اما من تنها و تنها یه لیسانس دارم و یه کنج اتاق که پر از کتابه و یه ذهن پردغدغه

    خواهش میکنم با حرفاتون راهنماییم کنید


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۷۴ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۱۲۵۶ بازدید توسط ۱۰۶۵ نفر
    • دوشنبه ۸ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۰

    خیلی زود به مردهای خوش اخلاق وابسته میشم

    سلام

    من چندین ساله یه مشکل تو زندگیم دارم ولی کسی رو نداشتم که باهاش مطرح کنم از چند وقته اینجا رو می خونم می بینم که اعضای سایت سطح فکرشون بالاست و خیلی خوب راهنمایی میکنند منم تصمیم گرفتم مشکلم رو اینجا مطرح کنم چون دیگه واقعا سالهاست داره زجرم میده.

    من 3 تا برادر دارم که فوق العاده زود جوش و عصبی هستن. پدرم هم خیلی بد اخلاق هست و 4 تاشون خیلی شخصیت آبکی و سستی دارن نمیدونم چجوری بگم...

    مثلا بی عرضه ان، اهل کار نیستن همش تو خونه هستم  یه جوری که اصلا نمیشه بهشون تکیه کرد. یه ذره برای خودشون ارزش قائل نیستن از بچگی تا الان هم هیچ احترامی به من نذاشتن بی ادبن اصلا مثل مرد نیستن، غرور ندارن، خوارن و ذلیل ... و همیشه نا امیدن .

    از طرفی هم بی نهایت بداخلاق و جوشی. حالا مشکل اصلی من این نیست ،من 20 سالمه چندین ساله که خیلی زود به مردهای خوش اخلاق وابسته میشم . کسایی که شخصیت متین و محکمی دارن و با شخصیت هستن من به طرز عجیبی بهشون دل می بندم.

    میخواد دکتری باشه که پیشش میرم میخواد یه معلم باشه یا حتی یه کاربر سایت ... همین که متوجه شخصیت مغرور و محکم یه مرد بشم ناخودآگاه دلبسته اش میشم. دلیلش هم نمی دونستم تا چند ماه پیش که تو این سایت دیدم کسی مشکلی شبیه من داشت و اعضای سایت گفتن دلیلش رفتارهای پدرت هست.

    دیگه حالم از خودم به هم میخوره کسی که من رو از نزدیک بشناسه اصلا باورش نمیشه من اینطور باشم اما من از درون دارم میسوزم ... خیلی درد بدی هست


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۷۴ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۱۴۹۸ بازدید توسط ۱۲۱۴ نفر
    • شنبه ۶ آذر ۹۵ - ۲۲:۴۰

    علت تیکه انداختن بعضی از آقایون رو نمی فهمم

    سلام
    یه مشکلی با خودم دارم این که من قیافه ام معمولیه ، خوشگل نیستم ، چشام کوچیکه و کشیده ، یه  کم گوده، صورتم کشیده س ، دماغم یه کم بزرگه ،لبام خوبه برجسته اس، نمیدونم خودم زیاد راضی نیستم از قیافه ام .
    مثلا میگم کاش چشام درشت تر بود یا دماغم کوچیک ... به هر حال دیگه عادت کردم چون چاره ای ندارم نه پول دارم دماغمو عمل کنم نه که چشام با پول بزرگ میشه، قدم بلنده 172 میشم وزنم هم 68 الی 70 . هر چی میپوشم بهم میاد ولی مانکنی نیستم...
    حالا بگذریم...
    من مجرد بودنی هر جا میرفتم تو تاکسی، تو دانشگاه یا بیرون رفتنی هر پسری مردی منو میدید تیکه مینداخت، یعنی من بیرون میرفتم محال بود کسی بهم حرفی تیکه ای نیندازه، خودم هم اذیت میشدم خدایی می گفتم من که مودب ،متین، مانتو معمولی، با حجاب هستم چرا باید اینجوری بشه، یادم میاد دبیرستان هم بودم چادر پوشیدم تیکه ها بیشتر شد که کمتر نشد ...
    الان هم دو سالی میشه نامزدم ،گفتم ازدواج کنم دیگه میفهمن متاهلم، راحت میشم...  وضعیت بدتر شده که بهتر نشده. تو تاکسی ، یا سر کار رفتنی یا نگام میکنن، یا تیکه میندازن، شده انگشترم و به زور تو چشم کردم که بفهمن متاهلم...
    نمیدونم چیکار کنم خودم هم اذیت میشم، میگم قیافه خوشگلی که ندارم، پوششم هم در حد معمول عرف هستش پس چرا بعضی آقایون اینهمه نگام میکنن؟ علتش چیه؟ یا خودم چیکار کنم؟ چه جوری برخورد کنم؟ نه به روی یکی خندیدم نه دندون بیرون گذاشتم نه با ناز و ادا حرف زدم...
    نمیدونم چیکار کنم میترسم با نامزدم بیرون رفتنی که نکنه باز نگام کنن تیکه بندازن ...

    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۷۴ مطلب مرتبط)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۵)
    • ۴۳۸۱ بازدید توسط ۳۳۱۶ نفر
    • شنبه ۶ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۵

    خانم ها ، مرز شوخی برای شما تا کجاست ؟

    با سلام

    دختر هستم ، میخواستم از خانما بپرسم چه چیزایی از نظرتون شوخی بد حساب میشه ؟ اخه من شوخی های زشت نمیکنم اما بعضی وقت ها به دوستام به شوخی چیزی میگم (عادی) میگن خیلی تیکه میندازی .

    یا مثلا موهاشونو که درست میکنن بهم میریزم بعضی وقتا اما بهم میگن شوخیات ... و من گاهی اوقات خیلی ناراحت میشم و فکر میکنم باید مثل یه ربات باشم .

    من خودم اصلا آدم بی جنبه ای نیستم و خیلی شوخم اما بعضی وقتا که رو مود نباشم خیلی جدی میگم این کار رو نکن ولی هیچ وقت از دست کسی عصبانی نمیشم یا بهش نمیگم شوخیات ... . این رفتار های دوستام باعث شده با دوستام احساس راحتی نکنم و دلم یه دوست با جنبه بخواد . میخواستم بپرسم باید چیکار کنم و اینکه مرز شوخی برای شما تا کجاست ؟


    مرتبط:

    شوخی با خانم در موضوعاتی مانند ازدواج مجدد، طلاق و ...

    نوع برخورد شما با شوخی های مردان در زمینه ازدواج مجدد

    از شوخی های خاص همسرم ناراحتم

    شوهرم با عکس های زنان خارجی باهام شوخی می کنه

    چرا باید یه مرد نامحرم با مادرم شوخی کنه ؟

    آسیب های پنهانی شوخی جنسی برای خانمها و آقایون


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۷۴ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۷)
    • ۱۷۲۰ بازدید توسط ۱۳۸۲ نفر
    • شنبه ۶ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۰

    راهکارهای شما برای تقویت اراده چیه؟

    سلام

    خلاصه و مفید بگم: چه کنم زرنگ‌تر بشم؟ چه در کار خونه چه کار علمی و درسی تنبلیم زیاده. کار خونه منظورم بیشتر نظافت خونه هست و کار علمی هم تحقیق. راهکارهای شما برای تقویت اراده چیه؟

    من اهداف علمی و غیرعلمی زیاد دارم. علایق فراوانی دارم. پر از انگیزه زندگی هستم. خیلی خوش فکر و سرشار از ایده ام. نشاط روحی دارم. اصلاً افسرده نیستم. جسمم هم سالمه خدا رو شکر. ولی حال و حوصله پیگیری برنامه ها و اهداف و رویاهام رو چندان ندارم! بیشتر وقتم رو پای اینترنت و موبایل میگذرونم. شایدم اعتیاد دارم به نت!

    چه کنم پرانرژی تر و فعال تر باشم؟ بعضی‌ها رو می‌بینم مثل فرفره از این ور به اون ور می‌چرخن و همه کاری رو با هم می‌کنن. حتی با وجود دو تا بچه، هم به درس‌شون میرسن هم به کارهای دیگه. من بچه ندارم. شاغل هم نیستم حتی. اما انرژی کم میارم باز. نقطه ضعف اصلی‌ام همینه. از بقیه خصوصیاتم راضی‌ام کم و بیش.

    ممنون از لطف دوستان


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۷۴ مطلب مرتبط)
    خودسازی در پسران (۱۴۳ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۱۳۳۱ بازدید توسط ۱۰۶۷ نفر
    • جمعه ۵ آذر ۹۵ - ۲۲:۱۵

    از آینده ی جوانانی که انرژی شون رو بی خود هدر میدن میترسم

    سلام

    لعنت خداوند بر هر کس که حقی رو نادیده بگیره .من امروز و امشب و همیشه از ادمای ظالم  بیزار بوده و هستم.

    از ادمایی که فک میکنن حقو ناحق کردن فقط دزدی و مال مردم خوریه بیزارم .

    از آدمایی که نمی دونن هدر دادن وقت و هزینه ای که خانواده و جامعه براشون میکنه، پایمال کردن حقه

    از آدمایی که هر روز حق خواهر و برادراشونو پایمال میکنن بیزارم

    از آدمایی که فک میکنن فضای مجازی فقط وسیله سرگرمی و تفریحه بیزارم

    از آدمایی که باعث میشن یکی دیگه تا صبح چت کنه و تو فضای مجازی ول بچرخه و علاوه بر نابود کردن روح و روان اون فرد، خانوادشم آسیب ببینن بیزارم

    من این روزا فقط دارم ناحقی میبینم . شما تو اطرافتون چه حقایی میبینید که پایمال میشن؟

    تو رو به خودتون قسم میدم که بیایید کمی به این زندگی و روشی که انتخاب کردید فکر کنید؟ آیا این روش درسته؟ دیدن این همه عکس و کلیپ تو فضای مجازی و هدر دادن انرژی درسته ؟ چیزی از این روش ها عایدتون میشه؟

    من از آینده ی این جوانان مملکتم میترسم . من میترسم چرا که همه سطحی شدن، همه بی اعصاب شدن، همه حال ندارن!!!

    اینا عوارض فضای مجازیه که باعث میشه نه کسی کتاب دست بگیره، نه کسی با خودش و خانوادش خلوت کنه و آرامش و از جای درست تغذیه کنه و نه ورزش کنه و سالم باشه!!! نمی دونم چقدر باهام موافقید اما من واقعا از این همه اتلاف انرژی واهمه دارم
    ....

    " مادر نگران "


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۷۴ مطلب مرتبط)
    خودسازی در پسران (۱۴۳ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۰)
    • ۱۵۳۹ بازدید توسط ۱۱۸۵ نفر
    • جمعه ۵ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۵

    می خوام یه دختر شیطون و باحال و دوست داشتنی بشم

    سلام میکنم به همه خانواده برتری های عزیز...

    20 سالمه و دانشجوی پزشکی هستم. حدود چند ماهه که با این سایت اشنا شدم و هر شب مطالب رو به طور کامل دنبال میکنم، ولی صرفا خواننده بودم و برای اولین باره که میخوام از مشکلاتم بگم

    راستش من توی ارتباط برقرار کردن با دیگران خیلی مشکل دارم، مشکلمم طوریه که اصلا نمیتونم با کسی دوست بشم، یا اگه دوست بشم هیچ صمیمیتی نمیشه احساس کرد بین خودم و دوستم.

    ولی واقعا دلم میخواد یه همدم و همنشین خوب و مهربون داشته باشم.توی همه مهمونی ها هم خیلی خیلی ساکت و گوشه گیر هستم و اصلا حرفم نمیاد. خیلی از این وضعیتم ناراضیم. دبیرستان یه دوست داشتم که خیلی با اون صمیمی بودم ولی از بعد کنکور از هم جدا شدیم.

    از نظر خانوادگی هم سه تا خواهر دارم که همگی ازدواج کردن و بچه دارن.به قولی سرشون گرمه به زندگی خودشون. خیلی خیلی تنها هستم. پیش همه آدما احساس عدم آرامش میکنم اونایی که همچین شرایطیو مثه من تجربه کردن درک میکنن که حس بدیه .

    حالا سوال من از شما اینه که چیکار کنم که بشم یه دختر شیطون و باحال و دوست داشتنی؟ که همه از همنشینی باهاش لذت ببرن؟


    مرتبط:

    میخوام این یه روز رو شیطون بشم اما بلد نیستم!

    شیطنت های شوهرم از من یه آدم ترسو درست کرده

    از شیطنت های غیر جنسی تون بگید

    چه طور به خواستگارم نشون بدم شیطونم ؟

    پسران جذب دخترانی میشن که در جمع شیطونی می کنن ؟

    همسر شیطون و زبون باز می خوام


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    روابط اجتماعی دختران (۱۷۳ مطلب مرتبط)
    خودسازی در دختران (۳۷۴ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۹)
    • ۱۶۴۷۵ بازدید توسط ۱۳۵۷۳ نفر
    • پنجشنبه ۲۷ آبان ۹۵ - ۲۲:۴۰

    عصبی بودن خانوادم به من هم منتقل شده

    سلام

    دختری هستم که عصبی بودن خانوادم به من هم منتقل شده زود رنج شدم . من خانوادمو دوست دارم و منظورم از عصبی بودن این نیست که همیشه تو خونمون دعواست ، واقعا نمیدونم چه کاری باید انجام بدم. اینکه افراد خانوادت یکی یکی دارن جلو چشمات پرپر میشن . وظیفه من چیه؟ باید قید خودمو درسامو بزنم به فکر سلامت خانوادم باشم و اینکه بعدا میتونم درسامو بخونم و جبران کنم؟
    از تجربیاتتون درمورد بیماری دیابت میگین اینکه واقعا امکان درمانش وجود داره و یا همیشه باید تا اخر عمر قرص مصرف کرد؟
    چطوری تحمل و صبرمون بیشتر بشه به افرادی که  در خانواده دیابت نوع 2 دارن و زود رنج و عصبی هستن  ؟ چه برخوردی باید داشته باشم ؟ ذهنم درگیره
    میشه راهنماییم کنین

    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۷۴ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶)
    • ۱۰۰۳ بازدید توسط ۸۱۷ نفر
    • پنجشنبه ۲۷ آبان ۹۵ - ۲۲:۲۰

    با این که بقیه میگن خوشگلی، اصلا از چهره م خوشم نمیاد

    سلام دوستان

    لطفا کمکم کنید

    من یه دختر 18 ساله م واقعیت این که اصلا از چهره م خوشم نمیاد نمیدونم چه بلایی به سرم اومده شاید باورتون نشه خیلی ها از چهره من تعریف میکنن میگن خوشگلی ولی اصلا باورم نمیشه .

    مثلا وقتی توی کلاس دانشگاه میشینم خیلی از استاد ها مخصوصا آقایون بهم توجه میکنن ولی من از چهره م متنفرم از خصوصیات ظاهری من ؛

    پوست گندمی روشن، ابروهای مشکی پر پشت و حالت دار ، چشمان قهوه ای عسلی ، بینیم رو به تازگی عمل کردم ولی ازش خوشم نمیاد . بینی قبلیم قوز داشت نمیدونم از هیچ چیز چهره م خوشم نمیاد و اتفاق بدتر این که هر دفعه یه جای صورتم رو زشت میبینم یا به هیکلم گیر میدم .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۷۴ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۳ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۲۶۳۲ بازدید توسط ۲۰۶۶ نفر
    • سه شنبه ۲۵ آبان ۹۵ - ۲۲:۰۵

    نمی تونم جلوی زبونم رو بگیرم

    سلام و خسته نباشید

    من دختری ۱۸ ساله هستم چهره ای نسبتا زیبا و اندام متناسبی دارم و در مجموع خوبم و اطرافیان تعریف می کنن ، و در حال حاضر پشت کنکوری هستم و مشغول درس خوندن .

    من هیچ مشکلی از جانب خانواده ندارم مشکل اصلی من مربوط به خودم میشه اینکه دچار ٱ سی دی ( وسواس اجباری ) شدم از لحاظ فکری به خصوص نسبت به برخوردم با آقایون ، چون من خیلی دختر شیطونی هستم و همیشه یه جواب توی آستینم دارم البته در کمال احترام جواب میدم و حرف هامو میزنم .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    روابط اجتماعی دختران (۱۷۳ مطلب مرتبط)
    خودسازی در دختران (۳۷۴ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۹)
    • ۱۶۴۰ بازدید توسط ۱۲۷۲ نفر
    • دوشنبه ۲۴ آبان ۹۵ - ۲۲:۱۰

    حرف بقیه نسبت به من و رفتارم برام خیلی مهمه

    سلام

    دختری هستم بسیار حساس . حرف بقیه و عقیده ی اونا نسبت به من و رفتارها و حرکاتی که مرتکب میشم خیلی مهمه . طوری که میشینم و روشون ساعت ها فکر میکنم . که آیا کار بدی کردم و فلان حرکت رو انجام دادم یا کاش فلان حرفو به فلانی نمیزدم ، نمیدونم چطوری خودمو نجات بدم ؟

    یا کافیه اشتباه کوچکی غیبتی دروغی  چیزی مرتکب بشم دیوونه میشم از غم که چرا نشد جلو خودمو بگیرم چرا هر چی سعی میکنم نمیتونم اخه ؟

    و اما چیزی که باعث شد بیام و سوال ارسال کنم این بود :

    من یه دوستی داشتم دوران دانشگاه که قبلا خیلی باهاش صمیمی بودم ، ازدواج کردم و اون رابطشو با من کم تر و کم تر کرد . دیروز  باخودم گفتم اون بهم پی ام نمیزنه من زنگ بزنم حالشو بپرسم . بماند که چه شد و چه گفتیم و شنیدیم  . جریانی پیش اومد که من واقعا ناراحت شدم و از ته دل بدم اومد . دوست مشترکی داریم ، دلم پر بود ، جریان رو برای دوستم تعریف کردم . 


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۷۴ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶)
    • ۷۷۷ بازدید توسط ۶۵۵ نفر
    • يكشنبه ۲۳ آبان ۹۵ - ۲۲:۴۵

    چکار کنم که از پسران بدم بیاد؟!

    سلام

    من یه دخترم زیر 22 سال. لطف کنید اگه کامنت میدین، همه ی پست رو تا آخر بخونید و من رو با خوندن چند خط اول قضاوت نکنید.

    تقریبا چند سالی میشه که خیلی به ازدواج و دوست پسر و این مسائل فکر میکنم. تا حدی که دیگه واقعا زندگیمو داره از هم میپاشونه فکر کردن به این مسائل . اصلا حوصله برام نذاشته . در حال حاضر هم امکان ازدواج ندارم و نه کسی عاشق منه، و نه من کسی رو دوست دارم !

    دلم میخواد کلا ذهنم رو از اینجور مسائل پاک کنم، و به این موارد اصلا فکر نکنم. اما دقیقا عکسشه ... با وجود اینکه هیچ وقت نه دوست پسر داشتم و نه کسی رو هم دوست دارم، موقع نوشتن تکالیف دانشگاهی، حموم، ورزش، صحبت با دوستان و هر کار بی ربط دیگه ای به این چیزا فکر میکنم. یعنی اگه بخوام سرمو به کار دیگه ای هم گرم کنم بازم این فکرا تو ذهنم رژه میره!


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۷۴ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۰)
    • ۲۶۰۳ بازدید توسط ۲۱۷۰ نفر
    • شنبه ۲۲ آبان ۹۵ - ۲۲:۴۵

    انگار پدر و مادرم نمی خوان قبول کنن که بزرگ شدم

    سلام

    دخترم و ۲۰ سالمه ، مشکلم خیلی مسخرس ، اونم اخلاق مزخرف مامان و بابامه به خصوص مامانم . من نمی تونم به مامانم بفهمونم که مامان جان من بزرگ شدم ۲۰ سالمه اینو بفهم .

    آخه تو رو خدا شما بگین به نظرتون برا یه دختر ۲۰ ساله وقتش نرسیده که گوشی بخرن ؟ یا من به عنوان دانشجوی مملکت سنم در اون حدی نیست که با دوستم که باهاش ۱۲ ساله دوستم و خانوادم آمار خاندانش رو هم دارن برم بیرون ناهار یا ... ؟ یا وقتش نرسیده که برام حساب بانکی باز کنن ؟ یا برا کامپیوتر خونه نت بگیرن ؟ یا کانال های ماهواره رو قفل نکنن انگار که من بچم دو سه تا چیز میبینم رو تربیتم اثر میذاره ، آخه میگم مامان جون اون قفل رو برا کی گذاشتی وقتی که با رمز مادر هر چی رمز می ذاری باز میکنم ؟ البته من اهل این جور چیزا نیستم ولی با این کاراشون حساسم می کنن . وقتی میگم بهم پول بدین مثلا برا یه چیزی لازم دارم اول میگن ندارم بعد میگن برو مغازه مامانت کار کن پول دستمون بیاد بعد بدیم .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۷۴ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۱۱۷۴ بازدید توسط ۹۷۸ نفر
    • شنبه ۲۲ آبان ۹۵ - ۲۲:۲۵

    چطور حال خودمو بهتر کنم ؟

    سلام

    یه دختر هستم اوایل 20 سال . سنی ندارم  ولی چون یکی دو سال تو زندگیم مشکل داشتم ظاهره ام رو به روز بی کیفیت تر شد . البته قبلشم خیلی خوشگل نبودم ، ولی خب پوستم نرم بود . موهام پرپشت و مواج بود ، قد بلند بودم و لاغر و مانکن ، الان ولی نه ، خیلی لاغرم شدن دو تا استخون ، پوستم حس میکنم داره روز به روز بدتر میشه ، ریزش مو گرفتم ، جلو سرم کم پشت شد بقیه موهامم زبر و تار و نازک شده و همش تو هم گره میخوره. شبیه علف ... ، عینکی شدم و ...

    همیشه وقتی تو خونه ام تو اتاق تنها میشینم و با خودم فکر میکنم ، چهره ای که از خودم میاد تو ذهنم خیلی برام آزاد دهنده اس ، به این فکر میکنم که حالا ازدواج کردم ...حالا همسرم اومد نشست نزدیک و سرش و اورد نزدیک صورتم... خب پوست که بده دماغم که تو ذوقش میزنه. اگه دست کرد تو موهام چی ...

    این فکرا آزارم میدن. مثه یه رشته فکر وسواس گونه مدام تو سرم تکرار میشن به حدی که گریه میکنم  و هر شب با چشم خیس میرم به خواب .

    این موضوع حساسیتم رو ظاهرم از زمانی بدتر شد که یه آقا پسری خیلی دور و بر من میومد و باهام مهربون بود و هی پافشاری میکرد که باهام آشنا بشه .خدایش هم پسر خوب و خانواده داری بود خانوادشو میشناختم .

    اما من از ترس اینکه بهم پیشنهاد ازدواج بده  ازش دوری کردم تا همه چیز تموم شد. چون هر جوره فکر کردم دیدم چهره و اندام و اخلاق و ... چیزی نیست که  به درد اون پسر بخوره .

    آخه میدونید اون خیلی جذاب  و مردونه بود. ولی من که بهتون گفتم، چهره ام دخترونه نیست تازه رفتارمم دخترونه نیست. نه ناز بلدم نه صدام آهنگین نه شیطون و لوسم. میدونید چی میگم؟ مثه اون عروسکایی که  پسرا دوس دارن نیستم ( حالا این جمله رو گفتم پسرا ناراحت نشن و بیان اعتراض کنن که چرا شماها به ما پسرا میگین ظاهر پسند ، منظوری نداشتم، حق میدم که شماها دخترای خوشگلو دوس دارید چون خودمم همیشه حسرت دخترای ناز و خوشگلو خوردم ، خدایش هم تا حالا از هیچ پسری بابت ظاهرم سرزنش ندیدم ..ولی تا دلتون بخواد توسط هم جنسام مسخره شدم ... )

    من خانواده ام زیاد مایل نیستن پول خرجم کنن پس نمی تونم تو فکر عمل و دکتر و  ... باشم
    گفتم شاید بهترین راه این باشه که فکرمو عوض کنم . جوری که ذهنیت یکم نسبت به خودم مثبت بشه یا حداقل بتونم بیخیال چهره ام بشم تا در آینده بتونم ازدواج کنم .

    نگید علف باید به دهن بزی شیرین بیاد و اگه طرفت تو رو پسندید پس دیگه مشکلت چیه... چون میدونم اگه حتی همه دنیا هم بهت بگن خوشگلی ولی تو ذهنیتت نسبت به خودت منفی باشه بازم زجر میکشی.حرفای بقیه رو باور نمیکنی و از رابطه ات لذت نمیبری...

    چطور حال خودمو بهتر کنم ؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۷۴ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۱)
    • ۱۴۴۴ بازدید توسط ۱۱۹۲ نفر
    • شنبه ۲۲ آبان ۹۵ - ۲۲:۲۰

    چیکار کنم که قوی باشم و از زندگیم همونجور که هست لذت ببرم؟

    سلام

    من یه دختر بیست ساله ام. ظاهرم میشه گفت بد نیست ولی به گفته ی دور و اطرافیانم چیزی که خیلی توش خوبم شخصیت خوب و خاصمه ... البته من خودم زیاد به این قضیه باور ندارم و همیشه میگم که شخصیتم خوب نیست ولی خیلیا که منو میشناسن همیشه ازم تعریف میکنن و اگه چیزی رو نمیدونن از من میپرسن .. یکی از همکلاسی هامم بعد از سال ها اعتراف کرد که هر کاری میکرده که مثل من باشه در حالی که من همیشه فکر میکردم ازم متنفره.

    خلاصه اعتماد به نفس من از شخصیتم خوب هست ولی از نظر ظاهر نه زیاد. البته اونقدرام برام مهم نیست که ظاهرم چطوره فقط خودمو همونجور که هستم قبول کردم .

    مشکل اینجاست که من یه چند ماهیه که یه حسای عجیبی بهم دست داده که البته طبیعی هم هست. من دوران نوجونیم هیچ کدوم از خطا هایی معمولا بقیه دخترا میکنن رو نکردم و خیلی عاقلانه رفتار کردم. البته فکر نکنین که ادمی نیستم که با این چیزا حال نکنه، خیلی هم تو این موارد با دوستام شوخی میکنم و اطلاعاتم زیاده ، حتی خیلی واقع بین تر از اون دختراییم که وسط همین جریانات هستن. حالا برمیگردم سر مشکل اصلی:

    من یه مدتیه که احساس تنهایی شدید میکنم. تو خانواده از نظر محبت ، امکانات و رفاه چیزی کم نداشتم با این حال که پدرمم تو کودکی از دست دادم خیلی اوضاعم بهتر از بقیه پدر دارا بود و خدا رو شکر میکنم.

    تو خانواده برادر بزرگم نداشتم و یه جورایی رابطه با جنس مخالف هیچ وقت برام مقدور نبوده و همیشه هم میگفتم من وظیفه بزرگی دارم که از زحمات مادرم در آینده قدردانی کنم و کنارش باشم . ولی واقعا یه مدتیه که خیلی زندگی برام کسل کنندست ..

    دوستای زیادی ندارم ولی همونام یا ازدواج کردن یا با کسی رابطه دارن، و دانشگاه ما چون دخترونس باعث تاسف دوستام شده و میگن که خیلی بده چون هیچ وقت شانسو ندارم که با مردی در ارتباط باشم.

    البته برام اینم مهم نیس زیاد ولی اعتماد به نفسم خیلی کمه که مردی از من خوشش بیاد چونکه در حقیقت کسی منو نمیبینه . البته من خودم برای آیندم خیلی برنامه ها دارم و با توجه با شخصیتم کمتر مردی میتونه از من خوشش بیاد. شرایطمم جوری نیست که بخوام به ازدواج فکر کنم. چون دلم راضی نمیشه که مادرمو ترک کنم برای یه مرد..

    چون مادرم خیلی برام مهمه و همه کاری برام کرده که اب تو دلم تکون نخوره با توجه به اینکه تنها و بی پناه بوده و الانم که سنی ازش گذشته درست نیست من ولش کنم. من تازه بیست سالمه و از الان‌ داره همچین حسی بهم دست میده. چطور میتونم تا وقتی به همه اهدافم رسیدم و برای مادرم افتخاری شدم تا ده سال دیگه و یا همه عمرمو قوی بمونم؟

    ولی واقعا خیلی حس بدی دارم و هر چی سر خودمو به کارای روزمره و درس گرم میکنم ، بازم حس پوچی بهم دست میده.

    نظرتون چیه؟ من در حال حاضر چیکار میتونم بکنم که همچین حسی رو نداشته باشم و به هدفم برسم؟ خیلی برام مهمه که این حسو سرکوب کنم. چیکار کنم که قوی باشم و از زندگیم همونجور که هست لذت ببرم؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۷۴ مطلب مرتبط)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶)
    • ۱۱۹۵ بازدید توسط ۹۸۸ نفر
    • پنجشنبه ۲۰ آبان ۹۵ - ۲۲:۰۰

    چهار بیان از استاد پناهیان برای زندگی بهتر

    چهار بیان از استاد پناهیان :

    1 - انسان به این دنیا آمده است تا چیزهایی را دوست داشته باشد ولی به برخی از آنها دست نزند و برخی چیزهایی را که دوست دارد را نداشته باشد.
    2 - به خاطر معصیت هایی که بدون مبارزه با هوای نفس ترک میکنی به خودت امتیاز نده.
    3 - وقتی یک چیزی باعث ناراحتی تو شد زیاد دنبال علت آن ناراحتی نگرد چون بسیاری از اوقات قرار است ناراحت شوی پس همیشه دنبال مقصر نباش و سعی کن در مقابل ناراحتی ها لبخند بزنی.
    4 - گاهی خدا نگاه میکند که تو از چه چیزی ناراحت می شوی و عمدا به همان گیر می دهد تا راحت طلبی ات را کنار بگذاری.
    منبع : بیان معنوی

    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۷۴ مطلب مرتبط)
    خودسازی در پسران (۱۴۳ مطلب مرتبط)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰)
    • ۱۱۴۷ بازدید توسط ۹۲۹ نفر
    • جمعه ۱۴ آبان ۹۵ - ۲۲:۴۰

    یه دختر به شدت دهن بین هستم

    سلام دوستان

    دارم دیوونه میشم لطفا کمکم کنید

    من دختری تقریبا 20 ساله هستم،مشکلم اینه که به شدت دهن بین هستم در رابطه با رفتارم یعنی هر کاری میکنم نظر همه ی اطرافیانمو میپرسم مخصوصا بعد از انجامش، و اگر حتی یک نفر بگه کارت اشتباه بوده همش غصه میخورم و عذاب وجدان میگیریم در واقع دوست دارم همه رو راضی نگه دارم که انفاقا اکثر مواقع عکسش اتفاق میفته.

    علاوه بر این خیلی تو گذشته سیر میکنم،همش به اشتباهاتم فکر میکنم و خودمو سرزنش میکنم و قادر به بخشیدن خودم نیستم. خیلی از این اشتباهات و کارها بسیار بی اهمیتن و من الکی بزرگشون میکنم.

    واقعا دیگه صبرم لبریز شده،خواهش میکنم کمکم کنید


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۷۴ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷)
    • ۹۲۸ بازدید توسط ۷۸۵ نفر
    • پنجشنبه ۱۳ آبان ۹۵ - ۲۲:۲۵

    برو بالا

    تبلیغات متنی
    تبلیغ شما در این جا