خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی

جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
صفحات خاص
صفحات کاربران
جدیدترین نظرات خیلی مهم خرید و فروش بک لینک و رپورتاژ
پاسخ به سوالات مربوط به طراحی سایت با وردپرس و سئو کردن مطالب (۱۶۸ بازدید توسط ۱۲۷ نفر)
چند نکته در مورد تائید نظرات با توجه به فصل شروع مدارس (۱۲۳۵ بازدید توسط ۷۷۲ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۵۸۶۴ بازدید توسط ۳۶۴۵ نفر)
خلاصه ی نکاتی که از خانواده ی برتر آموختید رو بیان کنید (۲۱۰۷ بازدید توسط ۱۴۲۵ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۶۳۴ بازدید توسط ۱۰۷۳ نفر)
رفع یک سوء تفاهم در عدم پاسخگویی به سوالات و درخواست های شما (۴۷۰۵ بازدید توسط ۳۷۵۲ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۱۰۱۳ بازدید توسط ۶۷۴ نفر)
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 2 (۱۱۸۰۳ بازدید توسط ۷۰۱۱ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۱۴۵۸ بازدید توسط ۱۰۴۹ نفر)
نوع برخورد با پست هایی که فکر می کنید سرکاری باشند (۱۷۳۳ بازدید توسط ۱۱۲۶ نفر)
ترویج فرهنگ کتابخوانی (۹۹۸ بازدید توسط ۷۶۶ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۲۷۵۹ بازدید توسط ۲۰۴۷ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۶۳۸ بازدید توسط ۵۳۴ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۴۴۲ بازدید توسط ۳۶۶ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۵۱۹ بازدید توسط ۱۲۲۱ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۲۵۷ بازدید توسط ۱۰۵۰ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۵۵۹ بازدید توسط ۱۱۷۵ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۱۶۳۶۳ بازدید توسط ۱۰۲۱۹ نفر)
صفحه نکته های آموزنده روانشناسی (۱۳۷۴ بازدید توسط ۱۱۲۴ نفر)
صفحه درد دل های پسرونه (۳۹۸۵ بازدید توسط ۲۹۵۰ نفر)
صفحه درد ودل های دخترونه (۴۴۵۵ بازدید توسط ۳۳۷۴ نفر)
صفحه آشپزی خانواده برتر (۱۵۸۱ بازدید توسط ۱۱۳۱ نفر)
دلتنگی های عاشقانه و غیر عاشقانه (۲۵۷۱ بازدید توسط ۲۰۱۵ نفر)
حق الناس دل شکستن (3) (۱۵۰۴ بازدید توسط ۱۱۶۰ نفر)
جملات روانشناسی، حکیمانه و زیبای بزرگان درباره ازدواج (۴۹۶۱ بازدید توسط ۴۲۳۲ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (3) (۵۰۳۶ بازدید توسط ۳۴۸۳ نفر)
صفحه امید به زندگی 2 (۱۰۳۵۴ بازدید توسط ۶۶۹۹ نفر)
صفحه گفتگوی دختران و پسران بالای 30 سال (۵۳۱۷ بازدید توسط ۴۰۶۷ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۳۷۰۰ بازدید توسط ۲۴۸۳ نفر)
در مورد پست های رمزدار (۱۳۵۱ بازدید توسط ۱۱۵۱ نفر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۶۵۹۹ بازدید توسط ۴۸۰۶ نفر)
توضیح به خانواده برتری های جدید در مورد نظرات ستاره دار (۱۱۴۶ بازدید توسط ۹۲۲ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۱۲۱۶ بازدید توسط ۱۰۳۸ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان (۲۴۵۴ بازدید توسط ۱۹۱۲ نفر)
توضیح در مورد ابزار اشتراک مطالب (۸۲۲ بازدید توسط ۷۰۲ نفر)
تصحیح برداشت اشتباه در مورد طرح آشنایی بیشتر بین کاربران (۳۱۴۱ بازدید توسط ۲۳۳۳ نفر)
نظرات کدام یک از کاربران روی شما تاثیر مثبت گذاشته ؟ (۲۹۶۳ بازدید توسط ۲۱۵۵ نفر)
آشتی کنان، حلالیت طلبی و نقد پذیری کاربران خانواده برتر (۲۱۹۶ بازدید توسط ۱۶۴۰ نفر)
التماس دعا (۸۸۷۴ بازدید توسط ۷۰۸۷ نفر)
پیشنهاد مطلب به سایر کاربران (۸۷۴ بازدید توسط ۷۴۴ نفر)
پیشنهاد پست های ویژه هفتگی (۱۴۸۵ بازدید توسط ۱۱۶۸ نفر)
پربازدیدترین مطالب روزانه خانواده برتر (۱۳۳۴ بازدید توسط ۱۱۴۳ نفر)
خدایا شکرت که ... (۳۰۴۹ بازدید توسط ۲۳۲۱ نفر)
صفحه نکته های خانه داری (۱۵۶۴ بازدید توسط ۱۲۰۴ نفر)
معرفی مراکز خرید مخصوص خانم ها (۱۴۴۵ بازدید توسط ۱۲۲۷ نفر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۳۱۹۹ بازدید توسط ۲۶۱۳ نفر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۳۶۷۰ بازدید توسط ۲۸۹۵ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۱۲۰۳۱ بازدید توسط ۷۷۰۵ نفر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۸۲۴۳ بازدید توسط ۱۸۲۴۳ نفر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۱۸۴۴۲ بازدید توسط ۱۳۸۶۳ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۵۸۶۴ نمایش) - (۲۳۸ نظر)
صفحه شخصی 🌏 Anahita 🌎 (۱۳۹۴ نمایش) - (۱۰۱ نظر)
صفحه شخصی "مهشید" (۱۷۴۳ نمایش) - (۱۳۹ نظر)
صفحه شخصی berelian (۷۱۸ نمایش) - (۴۲ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۳۰۲۳ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۵۸۳ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۳۷۹ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه ی شخصی دختر باران (۶۳۰ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۵۶۳۰ نمایش) - (۵۴۹ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۴۰۳۸ نمایش) - (۳۰۵ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۶۳۶۸ نمایش) - (۱۹۲ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۱۲۲۸ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۱۹۵۹ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۲۰۴۱ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۵۸۸۶ نمایش) - (۳۷۴ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۱۲۱۵ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۲۹۸۳ نمایش) - (۳۰۸ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۱۸۹۷ نمایش) - (۵۴ نظر)
صفحه شخصی هجران (۱۳۳۹ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۶۰۶ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۱۱۵۶ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی فان (۲۳۵۲ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۲۵۲۸ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۱۲۴۵ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۸۹۸ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۱۱۹۰۳ نمایش) - (۱۰۰۵ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۵۳۳۹ نمایش) - (۲۲۹ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۷۷۷۶ نمایش) - (۳۴۹ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۶۳۲۱ نمایش) - (۱۴۰ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۲۰۶۲ نمایش) - (۶۶ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۸۱۳۲ نمایش) - (۳۸۰ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۱۳۱۶ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۱۶۴۸ نمایش) - (۴۲۳ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۱۲۲۲ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۱۵۱۸ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۱۹۹۲ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۱۵۰۴ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۵۷۰۲ نمایش) - (۲۸ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۳۰۶۳ نمایش) - (۴۹ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۱۳۱۱ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۱۲۴۶ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۱۴۷۷ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۶۴۷ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۱۶۱۲۸ نمایش) - (۵۰۱ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۱۲۸۲ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۱۵۳۸ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۱۴۱۷ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۱۵۳۸ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۱۶۰۸ نمایش) - (۷۳ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۱۵۱۵ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۴۱۹۴ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۱۸۱۰ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۲۰۶۴ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۱۷۴۶ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۲۳۲۶ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۲۳۹۰ نمایش) - (۲۸ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۵۶۱۳ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۱۸۰۰ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۲۰۰۶ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۱۶۶۲ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۲۱۸۹ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۲۵۹۹ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۵۸۵۲ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۹۲۰ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۳۰۶۶ نمایش) - (۷۴ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۲۰۲۸ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۲۲۳۹ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۲۴۷۸ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۷۲۰۲ نمایش) - (۳۱۷ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۲۵۹۲ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۲۰۵۰ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۲۲۰۱ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۱۴۵۸ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۱۷۴۴ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۵۵۶۳ نمایش) - (۷۳۸ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۱۴۴۷ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۸۸۱ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۱۰۶۲۶ نمایش) - (۲۶۸ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۶۳۲۸ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۱۵۰۸ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۴۴۸۵ نمایش) - (۱۰۰ نظر)
صفحه شخصی " خاله باران " (۶۳۲۶ نمایش) - (۴۰۹ نظر)
صفحه شخصی " همسر اقای امیر_متاهل " (۱۴۲۵ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " تقوی " (۱۱۲۷۴ نمایش) - (۴۳۲ نظر)
صفحه شخصی " جیگیلی بیگلی " (۱۴۳۵ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " پرتو خورشیدی " (۲۶۵۰ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی " Papillon :-) " (۱۲۵۸ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " رضا سرچشمه " (۱۲۸۴۱ نمایش) - (۴۸۴ نظر)
صفحه شخصی " eror " (۱۳۴۴ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۲۳۱۷ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی " پرواز ... " (۱۱۰۷ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " ¤¤ سجاد ¤¤ " (۱۳۳۰ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " میثم 23 " (۱۰۴۵ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی " *[adam]* " (۱۹۷۴ نمایش) - (۷۹ نظر)
صفحه شخصی " زهرا سادات " (۱۵۱۲ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " صبا :) " (۵۳۵۹ نمایش) - (۴۴۸ نظر)
صفحه شخصی " بهار 23 " (۸۹۱ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " خـــــــــــرپـــرنـــده " (۲۱۸۱ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " N.A " (۱۱۹۵ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " sophist " (۱۰۰۴ نمایش) - (۵ نظر)

۳۸۶ مطلب با موضوع «خودسازی در دختران» ثبت شده است

مشکل من در یه کلام کمبود اعتماد به نفس و خود زشت پنداری هست

سلام به دوستانی که نظر میدید .

من خیلی تو این سایت نمیام ولی خواستم مشکل خودمو هم مطرح کنم شاید به نتیجه ای رسیدم و مشکل بقیه هم باشه .

من یه دختر زیر ۲۰ سال هستم دانشجو و شکر خدا یه خانواده خوب و فرهنگی که هیچ کمبودی الحمدا... نداشتم تا الان . من یه مشکلی دارم  ؛

اینه که خودمو اصلا قبول ندارم تحت هیچ شرایطی قیافم متوسطه نه خیلی خوشگلم نه خیلی غیر قابل تحمل ، از نظر قد و وزن هم خدا رو شکر متعادل و یه جوری خوش استیل هستم یعنی من از هیچ چیز صورت خودم راضی نیستم .


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
خودسازی در دختران (۳۸۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۳)
    • ۲۳۹۱ بازدید توسط ۲۰۴۶ نفر
    • يكشنبه ۱۲ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    دیگران با سوء استفاده از نقطه ضعفم منو تو منگنه میذارن

    سلام به همه ی دوستان

    بنده یه سوالی داشتم از حضورتون ممنون میشم راهنماییم کنید . به شخصه ادمی هستم با اعتماد به نفس ولی یه ضعفایی هم دارم نمیدونم از چی نشات میگیره این اخلاق من ، ممنون میشم راهنماییم کنید .

    دوستان من دختری هستم27 ساله که به راحتی میتونم در مقابله 200 یا 300 نفر سخنرانی کنم بنا بر شغلی که قبلا داشتم یا در دوران دانشجویی بدون هیچ خجالتی کنفرانس میدادم  این کارا برای خیلی راحت بود و با اعتماد به نفس کامل انجامش میدادم ولی نمیدونم چرا کافیه یه نفر بهم بی محلی کنه یا روشو از من بر گردونه سریع میرم سمتشو شروع میکنم باهاش حرف زدن .

    خب تنها نقطه ضعف منم همینه که دارن تو خیلی از موارد ازم سو استفاده میکنن . مثلا میدونم در وظیفه ی من نیست چنین کاری رو انجام بدم تا بهم بی محلی میشه سریع میرمو اون کارو انجام میدم . خب اینطوری خیلی اذیت میشم انگار همه نقطه ضعف منو گرفتن با بی محلی کردن منو تو منگنه میذارن برای رسیدن به اهدافشون .

    میشه بهم بگید مشکل من دقیقا از کجاست تا بیشتر از این ازم سوء استفاده نشه یعنی مشکل من از اعتماد به نفس منه ؟

    ممنون میشم راهنماییم کنید قبلا از همگی تشکر میکنم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۹)
    • ۱۵۸۶ بازدید توسط ۱۲۴۲ نفر
    • پنجشنبه ۹ دی ۹۵ - ۲۲:۱۰

    خرج و مخارج یه دختر بین 20-22 سال تقریبا چه قدره؟

    سلام دوستان

    روز همگی به خیر :)

    راستش من یه دختر زیر 22 سال هستم و کتاب خوندن و سفر رو دوست دارم. اما خودتون هم میدونید شرایط سخت یه دانشجو برای سفر و هزینه هاش رو.

    خوب سطح مالی خانواده مون معمولی هست و در حال حاضر مادرم کار نمیکنن و پدرم هم چند وقته که بازنشسته شدن. من هم نمیخوام که برای سفر کردن به پول پدرم اتکا کنم! از طرفی، کاری هم ندارم ولی توی سایت های آنلاین کسب و کار سعی کردم از حداقل تواناییم استفاده کنم.

    من هیچ وقت تو کل زندگیم پول تو جیبی نگرفتم و اکثرا هر موقع که پولی میخواستم خرج کنم به همون اندازه درخواست می کردم. شاید به نظرتون عجیب بیاد، ولی همین باعث شده که من همچنان تو این سن تو خیلی موارد تو حساب و کتاب کردن هم لنگ بزنم.

    من میخوام از این به بعد هر هفته یه مقدار مشخص پول درخواست کنم و اینطوری خودم برای خودم پس انداز کنم و حساب کتاب خودم رو داشته باشم .

    میخواستم ازتون بپرسم خرج و مخارج یه دختر بین 20-22 سال تقریبا چه قدره؟ یا بهتر بپرسم شما تقریبا هفته ای/ماهی چقدر پول و جیبی میگیرید؟ ( لطفا تو کامنتاتون محدوده ی سنی رو هم در نظر داشته باشین و این که لطفا هزینه ی لباس و خورد و خوراک رو هم جزوش حساب نکنید)

    خیلی ممنونم از همگی.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۳)
    • ۳۰۳۰ بازدید توسط ۲۳۲۶ نفر
    • سه شنبه ۷ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    می‌دونم که زندگی با گذشت زیباست ولی‌ من از حقم نمی‌تونم بگذرم

    سلام دوستان

    من یه مشکلی‌ دارم اینکه از خود گذشتگی ندارم، جایی که منفعت خودم باشه از اون کوتاه نمیام. البته هیچ وقت به کسی‌ ظلم یا ناحقی نمیکنم ولی‌ از حقم کوتاه نمی‌یام. و این باعث شده که توی خانوادم مشکل داشته باشم من نمی‌خوام کسی‌ را اذیت کنم ولی‌ از حقم کوتاه نمی‌یام و این باعث می‌شه که گاهی افراد خانواده از من ناراحت میشن و میگن تو خیلی‌ مغروری.

    همین دیشب سر یه موضوعی من اصلا کوتاه نیومدم در مقابل خواهر کوچیکم و حقم را خواستم و خواهر بزرگم اومد به جای اینکه به کوچیکتره که 15 سالست چیزی بگه میخواست من را وادار کنه که کوتاه بیام و من قبول نکردم و گفتم که ناحق میگی پس عدالت چی‌ شد گفت آره ناحق میگم ولی‌ تو باید کوتاه بیای‌ من هم قبول نکردم و یه مشاجره به وجود اومد بین ۳ خواهر.

    من خودم بعدا همیشه ناراحت میشم از اینکه بقیه از دست من ناراحت شن ولی‌ در لحظه کوتاه نمی‌یام البته بعدا هم از اینکه از حقم نگذشتم ناراحت نمی شم فقط از اینکه چرا بقیه ناراحت شدن ناراحت میشم.

    می‌خوام کمکم کنید که من بتونم در مقابل اعضای خانوادم کوتاه بیام و از حقم گاهی بگذرم، یه کتابی‌ یه راه حلی‌ یه توصیه ای. چون می‌دونم که زندگی با گذشت زیباست ولی‌ من از حقم نمی‌تونم بگذرم.

    ممنون از شما


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۶ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲)
    • ۱۰۸۳ بازدید توسط ۸۸۵ نفر
    • سه شنبه ۷ دی ۹۵ - ۲۲:۱۰

    جدیدا احساس میکنم از زندگی که دارم راضی نیستم

    سلام

    دخترری 15 ساله ام که هم از نظر قیافه خوبم هم از لحاظ درسی . با پدر و مادر و برادرم هم خوبم ولی جدیدا احساس میکنم از زندگی که دارم راضی نیستم. مثلا افکارم با مادرم تفاوت داره و سر همین موضوع با مادرم همیشه بحث میکنم.

    احساس میکنم زندگی دوستام ازم بهتره . با اینکه از لحاظ مالی هم خوببم اما جدیدا خیلی درونگرا شدم. من قبلا خیلی شوخ و اجتماعی بودم .

    الان تو مدرسه اجتماعی هستم اما با خانواده و فامیلام خیلی رابطم کم رنگ شده و زیاد باهاشون حرف نمیزنم و همش ناامیدم. در واقع افسرده شدم و اهنگای غمگین گوش میدم و زود عصبانی میشم و همش گریه میکنم. به نظرتون مشکل من چیه و باید چی کار کنم؟

    ممنونم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۸)
    • ۹۴۰ بازدید توسط ۷۷۸ نفر
    • يكشنبه ۵ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    تا میگن طرف پزشکه تو مغزم رنک بندی میشه

    سلام

    دانشجوی پیراپزشکی هستم که کارم در محیط بیمارستانه ( اتاق عمل بیهوشی مامایی پرستاری ) ... راستش من به تمام حرفایی که از احترام به شخصیت و باور افراد و چه میدونم نه احترام به خاطر شغل و بالا بودن و ایناست فکر کردم و قبول دارم ( مثل پستی که تیترش این بود" چرا خط کش سنجش ادم شغل و ثروت باشه ") حرفای سوال کننده این پست و تمام کامنتاشو باور دارم ولی هنوز ته قلبم نمیتونم مثل اون افراد و سوال کنندش و اینا خالصانه باور کنم .

    یعنی همش تا میگن طرف پزشکه تو مغزم رنک بندی میشه و انگار طرف خیلی از من سر تره و من احساس کاستی دارم بدم میاد از این طرز فکر . دلم میخواد اعتماد بنفسمو همیشه حفظ کنم . از این فضای بد در جامعه متنفرم😭

    کمکم کنید بتونم کنار بیام و به قول معروف قبول کنم واقعا باورامو ... چند روز دیگه کاراموزیام شروع میشه

    کمکم کنید 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۶ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱۹)
    • ۲۸۸۶ بازدید توسط ۲۰۷۸ نفر
    • پنجشنبه ۲ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    دخترم ولی به دخترا هم علاقه دارم

    سلام

    دخترم ولی به دخترا هم علاقه دارم . شاید باورتون نشه ولی من از همون بچگی به دخترا علاقه داشتم. البته اینم بگم که  به روز قیامت اعتقاد دارم و همین مانعم میشه ولی میترسم میترسم  که یه روزی شیطون گولم بزنه و دنیا و اخرتم رو نابود کنه. (.میدونم این گناه خیلی بزرگیه و خواهشا از عذابا و ایناش نگین که خودم از همتون اگاه ترم نسبت بهشون)

    من واقعا از خودم خجالت میکشم بعضی وقتا که تحریک میشم و حتی به یکی از دوستام علاقه پیدا کردم ، بدون تعریف از خود کمی تا قسمتی جذابم ( هم از نظر اخلاقی هم از نظر ظاهری) و خیلی نامحسوس بهم چراغ سبزم نشون دادن ( از دخترا )

    من مشکلمو اینجا مطرح کردم چون انقد از این موضوع شرمم میشه که نمیتونم حتی تصور کنم به یه روانشناس این حرفا رو بزنم . میخوام این حسو از بین ببرم و نابود کنم یا حتی ازش متنفر بشم .  آیا راهی سراغ دارین که بتونم از شرش خلاص بشم؟ قصد ازدواجم فعلا ندارم .

    * در ضمن من نسبت به اقایونم بی میل نیستم و ظاهرمم اصلا پسرونه نیست .

    ممنون


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۱)
    • ۳۴۹۶ بازدید توسط ۲۷۷۸ نفر
    • سه شنبه ۳۰ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۵

    من دارم سال به سال مغرور تر یا شاید خجالتی تر میشم

    سلام

    نمیدونم مشکل من غرورمه یا خجالت اما هر چی که هست خیلی اعصابمو بهم ریخته ، یکی بزرگترین ارزوهامه دستای پدرمو و مادرمو ببوسم شدنی هم هست چون الحمدالله پدر و مادرم در کنار منن ،  اما یه مشکل دارم  ، خجالت میکشم .

    ارزو دارم یه بار سرمو رو پا بابام بذارم بغلش کنم بوسش کنم پاهاشو بمالم و و...میدونم خیلیا حسرت این چیزا به دلشون هست ولی چون پدر ومادرشون فوت کرده نمیتونند دیگه فرصتی ندارم منم ترسم از اینه خدایی نکرده خدایی نکرده بعد از ۱۲۰ سال این توفیقو خدا ازم بگیره و بگم ای کاش خجالت نمیکشیدم اون موقع .

    و مشکل بعدی اینه که من نمیتونم به خانواده ام بگم معذرت میخوام برای بقیه اینطوری نیستما فقط نسبت به خانواده ام اینطوره وقتی حتی یه اخم به مامانم میکنم تمام بدنم سست میشه پشیمون میشم اما نمیتونم معذرت خواهی کنم شاید بخاطر اینه هر وقت تو خونه معذرت خواهی کردم بهم گفتن معذرت خواهیت بدرد نمیخوره و تو همیشه میگی ببخشید..

    الان ۱۸ سالمه و دخترم و من دارم سال به سال مغرور تر یا شاید خجالتی تر میشم خیلی حس بدی دارم  .

    از کاربرای خانواده برتر میخوام اگر توصیه ای دارن بهم بگن


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۶ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰)
    • ۹۴۵ بازدید توسط ۷۴۰ نفر
    • دوشنبه ۲۹ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۵

    می خوام کودکیم رو فراموش کنم و خودم رو از نو بسازم

    سلام دوستان

    دختری هستم که از پدرم میترسم، این ترس ریشه در کودکی من داره، دعواهای مکرر پدرم با مادرم و دونستن در و همسایه. سر و صداهای زیاد پدرم موقع دعوا و فحش هایی که به مادرم و ما میداد ، همه باعث این ترس من شدن.

    پدر من صبح میره و شب برمیگرده خونه، هیچ نمازیشون قضا نمیشه متاسفانه فقط ظاهر اسلام رو نگه داشتن و اخلاق ندارن. ما که بزرگ شدیم خوب شده یه کم دیگه مثه سابق دعوا نمی کنه و ساکت میشه.

    اما از کودکیم تا الان که 26 سالمه ، هر موقع پدرم در زده، بند دل من میریزه. نه تنها من بلکه مادرم هم، خواهر و برادرم بهتر شدن. شب که پدرم برمی گرده ،قبل اینکه در بزنه،خودش دستگیره در رو تکون میده تا اگه در بازه بیاد داخل ،بعد اگه قفل باشه در میزنه، این استرس زیادی به من میده.

    کلا شب که میاد خونه ما هممون بدون اینکه ببینیمش میریم توی اتاق هامون ،و فقط مادرم با پدرم صحبت میکنه و شام رو هم تنها توی اتاقش میخوره. دوس نداره سر سفره جمعی بنشینه، همیشه تنهایی رو انتخاب میکنه.

    صبح زودم که میره ما خوابیم، و گاها حتی هفته ای پدرم رو من نمیبینم. هنوز وقتی سر هر چیزی صداش یکم حتی توی بحث عادی،با مادرم بلند میشه،من دلم میلرزه و استرس زیادی بهم منتقل میشه.

    خیلی این مشکل اذیتم میکنه،به بدی سابق نمونده پدرم میدونم،ولی چی کار کنم تا خودم رو کنترل کنم و برام عادی بشه این چیزا؟

    واقعا میترسم،حس میکنم بالاخره سر این استرس ها بلایی سر من میاد. پدر بالای 60 سال سن داره .

    لطفا کمکم کنید کودکیم رو فراموش کنم و خودم رو از نو بسازم


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    روابط با پدر (۲۲ مطلب مشابه) خودسازی در دختران (۳۸۶ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۱)
    • ۱۵۹۸ بازدید توسط ۱۲۶۲ نفر
    • جمعه ۲۶ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۵

    من در تمام زندگیم تحقیر شدم

    سلام به دوستای مجازی عزیز و ناشناخته ام

    اگه بخوام در یک جمله تمام زندگیمو خلاصه کنم ، باید بگم من تو تمام زندگیم تحقیر شدم. هر چند در ظاهر زندگیم همه چی سر جاشه ولی به خاطر شرایط خاصی که داشتم کل عمرمو تحقیر شدم.

    الآن درباره یه موردش میخوام نظر شماها رو بدونم. من با اینکه مذهبی نبودم ولی از همون اول یه حس فطری داشتم که میخواستم روسری داشته باشم جلو نامحرم ولی خانوادم اجازه نمیدادن. و بعد از بلوغ هم جلو مردای فامیل اجازه نمیدادن روسری داشته باشم و بیرون هم تا جایی که امکان داشت نمیذاشتن حجاب داشته باشم.

    من از اینکه بدون روسری بودم خیلی احساس حقارت میکردم. همه ی زندگیمو احساس شکنجه شدن داشتم اما اطرافیانم متوجه این احساس نبودن. حتی یه بار یه جایی بودیم و یه چادر سرم کردم، بابام با عصبانیت خیلی شدید چادرو از سرم کشید خیلی خاطره ی فجیعی بود و یادمه خیلی وقتا به خاطر اینکه نذاشتن با احساسات دینیم زندگی کنم فقط گریه میکردم .

    خب اینا دیگه گذشته و الآن تقریبا هر جوری که خودم میخوام هستم .الآن تو دانشگاه دولتی مهندسی مکانیک میخونم و سال دومم  19 سالمه - مانتوی هستم ولی موهامو بیرون نمیذارم، خوشگل و به روز هستم و حجابم کامله.

    من به حوزه هم علاقه داشتم که با یکی از اساتید دانشگاه مشورت کردم و امسال دور از چشم خانواده ثبت نام کردم و بدون اطلاع خانوادم و برخلاف انتظارم قبول شدم ( البته پارسال هم ثبت نام کردم ولی قبول نشدم ) و طوری برنامه ریزی کردم که با برداشتن حداقل واحد، بتونم واحدای حوزه و دانشگاهو همزمان بگذرونم.

    این یه ترمی که رفتم حوزه واقعا خوشحال بودم البته خونوادم تو جریان نیستن غیر از یکیشون که به امضاش نیاز داشتم. اما جرات نمیکنم به بابام بگم که حوزه قبول شدم ولی بازم بابام چون حس میکنه من احساسات دینی دارم، خیلی تحقیرم میکنه. امکان نداره بابام منو ببینه و متلک نگه و تحقیرم نکنه. تقریبا همه ی اطرافیان تحقیرم میکنن ولی بابام بیشتر از همه.

    مشکلی که دارم اینه که اولا بهم بگید چه جوری میتونم  اثر تحقیرایی که یه عمر تحمل کردم و الآنم دارم تحمل میکنم، ترمیم کنم ؟ چون هر وقت بهش فکر کنم کلی گریه میکنم، مثل آدمی شدم که تیرای تحقیر، تمام بدنمو زخم کرده. خیلی احساس درد و فشار میکنم به خاطر تحقیرایی که شدم. همین حالا هم دارم گریه میکنم.چیکار کنم که تسکین پیدا کنم و همه ی زندگیمو فدای تحقیرایی که شدم نکنم ؟ چیکار کنم که خودمو نبازم ؟ خیلی احساس فشار میکنم.

    مشکل دومم اینه که من چادری نیستم، و به دلایلی نمیتونم چادر داشته باشم.البته تنهایی رفتم یه چادر خریدم فقط وقتی میرم حوزه می پوشم. حالا میخوام صادقانه و بدون اینکه شماها دیگه تحقیرم کنید، بگید اگه ببینید یه نفر مانتویه و حوزه میره، چه حسی پیدا میکنید؟ حستون نسبت به اون آدم چه جوریه ؟ خوبه یا بده؟

    لطفا بگید یه نفر که حوزه میره حتما باید چادر بپوشه ؟؟ یه همکلاسیای دانشگاهم حوزه دانشجویی میره و اونم مانتویه. ولی من حوزه ی رسمی میرم نه دانشجویی. اگه بفهمید همکلاسیتون که مانتویه حوزه هم میره نگاهتون نسبت به دین منفی میشه یا مثبت ؟ ممکنه اثر بد بذارم روی شما ؟ مخصوصا غیرمذهبیا نظرتون چیه ؟ خواهش میکنم صادقانه راهنماییم کنید و کنار کامنتتون بنویسید که مذهبی هستید یا غیر مذهبی.

    از اونایی که کامنت میذارن بی نهایت ممنونم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۶ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۴)
    • ۳۰۳۷ بازدید توسط ۲۲۷۰ نفر
    • چهارشنبه ۲۴ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۵

    دوستم داره تشویقم میکنه که در جشن تولدش با یکی دوست بشم ؟

    سلام

    من یه دختر 16 ساله ام که از روزی که به سن تکلیف رسیدم تا این چند ماه اخیر هم حجاب خوبی داشتم و هم نمازم را میخواندم اما چند وقتی میشه که اصلا حوصله نماز خوندن ندارم و احساس میکنم که خدا من رو دوست ندارد.

    یکی از دوستام هم مدام بهم میگه نماز خوندن فایده ای نداره و همش ریا هست و ... من درسم خوبه و معدل پارسالم 20 شده بود و چند تا از دوستام هم بعد اینکه معدلشون از من پایین تر شد باهام بد شدن و میگن بهم خرخون خود شیرین.

    یکی از دوستام هم تولدش منو دعوت کرده و گفته که قاطین و فامیلا و دوست پسرای دیگشون هم هستن. بهم گفته یه نفرم هست که خیلی اخلاقاش شبیه تو هست و بیا مهمونی و باهاش اشنا شو و دوست شو. بعد بهم گفت برای اینکه مادرت نفهمه الکی بگو میرم خونه فلانی درس بخونم.

    اخه من تک فرزندم و پدر و مادرم هم شاغلن و کلا بیشتر اوقات روز رو تنها ام. حالا نمیدونم برم به مهمونی و به حرفای دوستام گوش بدم یا نه ؟

    خواهش میکنم کمکم کنین.

    ممنونم


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۶ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۲ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۳)
    • ۲۲۵۰ بازدید توسط ۱۷۶۶ نفر
    • سه شنبه ۲۳ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۵

    مشکلم اینه که از همه چی مینالم و شاکیم

    سلام

    دوستان من 25 به بالا سنمه و مشکلم اینه که از همه چی مینالم و شاکیم. همش استرس دارم. از زمان مدرسه تا الان که دانشجو ام همین حسو داشتم. جاذب انرژی منفیم و بارها به چیزای بدی که فکر کردم اتفاق افتاده. همه هم اخلاقمو فهمیدن. هیچ جوره هم اصلاح نمیشم.

    حتی برا کار هم استرس دارم در صورتی که کار من استرس زا نیس! همش غر میزنم و با خودم میگم بعد از فلان کار از زندگی لذت میبرم ولی ای داد. بعد از مدرسه، بعد دانشگاه، آخر هفته ... 

    البته شاکر خدا هستم ولی از لحظات زندگیم خوب استفاده نمیکنم. زمان تفریحم استرس دست از سرم بر نمیداره. ضمنا کلی اهمال کارم و کارامو میندازم دقیقه نود . همش فکر میکنم نمیتونم پایان نامه بنویسم و با اینکه استرس دارم بیخیالش میشم. پیش یه روانپزشک عالیم رفتم گفته مشکل نداری و ورزش و این چیزا رو تجویز کرد اما من واقعا از دست خودم عصبانیم که همش روزای عمرم سر این استرسای بیخود درس و کار میگذره.

    جدیدنا خیلی میخوابم و کلا برا زندگیم برنامه ندارم و مسئولیت گریزم. لطفا اگه راه حلی مد نظرتونه بگین.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴)
    • ۹۲۱ بازدید توسط ۷۴۷ نفر
    • سه شنبه ۲۳ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۰

    به خیلی چیزها می خوام برسم ولی اراده ندارم

    سلام و خدا قوت

    دوستان من امکان حضور به مشاور رو ندارم نمیدونم چیکار کنم ؟ دو ساله پشت کنکورم ولی نمیدونم چرا عین بقیه که ارزوی رسیدن به هدفی رو دارند من ندارم . دوست دارم ادم تحصیلکرده و موفقی بشم دوست دارم وظایف بندگیمو انجام بدم و باعث افتخار خانوادم بشم دوست دارم کار ابرومند و درامد خوبی داشته باشم ولی در عمل ... !

    در خانوداه مادرم دو تا دندونپزشک هست مادرم هم دوست داشت منم عین اونا دندونپزشک بشم من هم سال اول هر چی کلاس که لازم داشتم رفتم ولی خودم تلاش نکردم به مادرم گفتم من دندون دوست ندارم مادرم هم قبول کرد گفت برو هر رشته ای که دوست داری جایگاه اجتماعی واسه خودت داشته باش ولی من گاهی وقتا مطب دندونپزشکی رو تو ذهنم میارم توی اینترنت عکس انواع مطب ها رو میارم و دوست ارم که مطبم اون شکلی باشه ولی بعدا با خودم میگم نکنه این علاقه منم بخاطر مادرمه و علاقه قلبی نداشته باشم و بعدا پشیمون بشم .

    خیلی چیزا رو دوست دارم که بهشون برسم ولی چیکار کنم که اراده ام قوی بشه ؟ انگاری خودمو نمیشناسم نمیدونم از چه رشته ای خوشم میاد ولی خب دوندون رو هم میخوام


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷)
    • ۹۴۳ بازدید توسط ۷۹۱ نفر
    • سه شنبه ۲۳ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۰

    دید آقایون نسبت به دختری که همیشه میگه و میخنده چطوره ؟

    سلام

    من معمولا شادم و میخندم همیشه چیزای خنده دار به ذهنم میرسه چه تو خونه چه بیرون مخصوصا اگه اون روز خوشحال باشم که معمولا هم خوشحالم.

    تنها وقتایی که ناراحتم یا احساس خطر میکنم مثلا حس میکنم یه مرد چش چرون تو محیط اطرافه شوخی نمیکنم تو خونه که اشکالی نداره ولی بیرون می ترسم بقیه فکرای بد راجع به من کنند و اینکه من اعتماد به نفسم بالاست همیشه میگم میخندم به همه احترام میذارم .

    مردا مثل برادرای من هستند و زن ها مثل خواهرای من ، چند روز پیش استادم بعد از جلسه دوم درس بهم پیام داد و گفت از من خوشش میاد مرد خوب و واقعا جنتلمن هستند ایشون ولی ۱۶ سال از من بزرگترند و الان اصلا شرایط ازدواج را ندارند .

    نمیدونم چی پیش خودش فکر کرده که یه همچین درخواستی داده ؟ می خواستم بدونم آقایون شما اگه یه دختری مثل من ببینید چه فکری میکنید چرا من هر جا میرم چند تا درخواست آشنایی دارم نکنه راجع به من فکر بد میکنند ؟

    کلا میخوام بدونم آقایون ایرانی راجع به دختری که اهل شوخیه و اخلاقش اینطوریه به دید بد نگاه میکنند ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۳ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۵)
    • ۴۸۲۰ بازدید توسط ۳۶۹۰ نفر
    • دوشنبه ۲۲ آذر ۹۵ - ۲۳:۰۰

    کسی رو سرزنش کردم، الان می ترسم سر خودم بیاد

    سلام به همگی

    یه مشکلی برام پیش اومده و واقعا نمیدونم چیکار کنم؟

    من چند روز پیش با کسی دعوام شد و توی اون دعوا حق با من بود واقعا حق من بود بالاخره هر چی شد یه سری افراد اومدن ما رو جدا کردن و من بعد از اون ماجرا نشستم به گریه کردن و چون دل پری داشتم سر یکی دو موضوع اون شخص رو سرزنش کردم ولی بعدش که اروم شدن فهمیدم کارم واقعا غلط بوده .

    حالا هم خودم عذاب وجدان دارم هم طبق این حدیث که میگن هر مومنی فردی رو بخاطر کاری سرزنش کنه نمیرد مگرا انکه به ان گرفتار شود .

    حالا سوالم از شما اینه که چیکار کنم؟ برم ازش حلالیت بطلبم؟ الان که نمیشه رفت اگرم بشه حدودا یک ماه دیگه میرم بهش میگم. ولی اگرم برم فکر میکنه حق با اون بوده ... چیکار کنم دوستان؟ لطفا کمک کنید .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳)
    • ۹۳۵ بازدید توسط ۷۷۶ نفر
    • يكشنبه ۲۱ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۰

    نمیدونم به فکر مامان بابام باشم یا پرواز خودم ؟

    سلام

    من ۱۹ سالمه.  یه دختر پشت کنکور رشته تجربی . تک فرزندم و مامان بابام از بچگی خیلی باهام مهربون و خوب بودن. تمام زندگیشونو صرف بزرگ کردن من کردن.

    ولی مشکلی که من دارم اینه که از بودن کنارشون  لذت نمیبرم و ترجیح میدم تو اتاقم و تنها با موبایلم مشغول باشم. کتاب بخونم یا فیلم ببینم.  دوست پسر ندارم و نداشتم. بیشتر دوستام هم الان دانشگاه قبول شدن و دیگه با هم ارتباطی نداریم.

    اعضای فامیل هم سالی یه بار شاید همو ببینیم. من هر روز ۸ ساعت درس میخونم ولی مشکل من در حقیقت مامان بابام هستن. دلم نمیخواد تنها باشن خصوصا که مامانم تازگیا بازنشسته شده و می ترسم افسرده بشه ولی نمیدونم باید چیکار کنم از طرفی نگرانم که احساس تنهایی کنن و از طرفی خلوت خودمو و آرامش خودمو دوس دارم.

    نگرانیم زمانی زیاد تر میشه که دلم میخواد یه شهر دیگه دانشگاه برم و اونا تنهاتر میشن. این منو خیلی دچار عذاب وجدان میکنه. نمیدونم به فکر مامان بابام باشم یا پرواز خودم ؟

    لطفا کمکم کنین


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷)
    • ۹۷۶ بازدید توسط ۸۱۶ نفر
    • يكشنبه ۲۱ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۵

    تا چند وقت پیش فکر میکردم خیلی خوشگلم

    سلام

    بچه ها من تا چند وقت پیش فکر میکردم خیلی خوشگلم . ولی الان فهمیدم خیلی خیلی خیلی زشتم زشت تر از من تو دنیا نیست . یه نرم افزار بود میگفت چقدر زشته آدم بین یک تا ده هر چی به ده نزدیک تر بود یعنی زشت تری . من شیش بودم ، یکی دیگه هم بود که میگفت کلا زشتم .

    اینا به کنار من قبلا فکر میکردم بد عکسم الان فهمیدم اون چیزی که تو عکس میبینیم درسته و اون قیافه ی اصلیمه آیینه اشتباه نشون میده . یعنی من اون دختر خوشگلی که تو آیینه میبینم نیستم و تا حالا اشتباه فکر میکردم که خوشگلم . من افسردگی گرفتم همش میشینم گریه میکنم .
    یعنی تا حالا اشتباه فکر میکردم ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۱)
    • ۶۵۱۵ بازدید توسط ۴۹۹۹ نفر
    • دوشنبه ۱۵ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۵

    اعصابم خورد میشه که چرا نتونستم اونو یا خانودمو قانع کنم

    با سلام
    یه دختر 21 سالمه ام از سال دوم دبیرستانم با یه اقا پسری دوست بودم . خیلی همدیگرو قبول داشتیم و همدیگرو دوست داشتیم خواستگاری من هم اومدن .
    اما از لحاظ تحصیلی خانواده هامون بهم نمیخوردن و مادرم چون اقا پسر دیپلمشون رو هم نگرفته بودن مخالف بودن ولی سر زبون نسبتا خوبی داشتن. و اینکه اقا پسر با درس خوندن منم مخالف بودن و دوست داشتن کارای دیگه ای بکنم و چون مشکل مالی نداشتن نیازی نمیدیدن که من یا خودشون درس بخونیم.
    با دانشگاه های امروزی مخالف بودن و میگفتن وقت تلف کردنه و تو دانشگاه چیزی یاد ما نمیدن. مشکل من برای جواب مثبت دادن به ایشون این بود که ایشون با درس خوندن من مخالف بودن و تو کت منم نمیرفت.
    خانوادم میخوان با یه ادم تحصیلکرده ازدواج کنم. اینا باعث شد که بعد 4 سال دوستی جواب منفی یهشون بدم.. یه ادم پرتلاش و قوی و با اعتماد به نفس کامل و البته کمی خجالتی به یه ادم کسل و بی حوصله و پر اضطراب و استرس تبدیل شم .
    حتی گاهی تو شرایط سخت که قرار میگیرم تپش قلب پیدا میکنم و همش به ایشون فکر میکنم و اعصابم خورد میشه که چرا نتونستم اونو یا خانودمو قانع کنم. نمیدونم الان با این اضطراب و ناامیدی همیشگی باید چیکار منم.
    اهل درد و دل کردنم نیستم و ممنونم از هر کسی که داستان زندگی منو خوند و اگه حالش خوبه و میتونه کمکی کنه برام یه چیزی بنویسه که حال منم بهتر شه؟

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۸۱۵ بازدید توسط ۶۸۵ نفر
    • يكشنبه ۱۴ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۵

    می خوام خاطرات گذشته رو فراموش کنم و به روال عادی زندگی برگردم

    سلام دوستان

    خانمی ۲۳ ساله هستم حدود دو سال پیش با یه آقایی به قصد ازدواج اشنا شدیم و همدیگه رو ملاقات کردیم ولی بخاطر شرایط مالی ایشون ازم فرصت خواستن تا شرایط شون خوب بشه.

    تو این مدت ایشون یه بار بهم گفتن تو از من سرتری و من لیاقت تو رو ندارم. منم بهش میگفتم که معیارامو داره و نمیخوام فراموشش کنم. هر دومون لیسانس بودیم و کارمند.

    ایشون یه بار بهم گفتن که بیخیالش بشم چون یکی دیگه رو دوس داره. منم کلی گریه کردم بعدش اومد عذر خواهی کرد و گفت دروغ گفتم تا ازم بدت بیاد و فراموشم کنی. دوباره ارتباطمون ادامه پیدا کرد تا اینکه چن ماه پیش بهم گفت من مشکل جسمی دارم و باهاش خوشبخت نمیشم و با اصرارهای من بالاخره بهم گفت که مشکل عدم نعوظ داره و تحت درمانه و دکترش گفته ۳ سال باید تحت درمان باشه.

    خیلی جدی و ملتمسانه ازم خواست که دیگه با هم ارتباطی نداشته باشیم و منم قبول کردم . البته با کلی گریه و ناراحتی و گله و شکایت از خدا که چرا من ؟! هر دومون مذهبی بودیم ایشونم ۲۷ ساله بودن و تو سن احساسی نبودن.

    حالا من چند ماهه باهاش ارتباطی ندارم تو رو خدا کمکم کنید تا کامل فراموشش  کنم. نمیدونم چرا انقد بهش علاقمند شدم با اینکه بارها دلمو شکسته و تحقیرم کرده. یه بار گفته یکی دیگه رو دوس داره، یه بار گفت از قیافت زیاد خوشم نمیاد، یه بار گفت ول کن من نیستی و هزار حرف دیگه....!!!

    دوستان کمکم کنید این خاطرات گذشته رو فراموش کنم و به روال عادی زندگی برگردم .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    فراموش کردن عشق قبلی (۴۵ مطلب مشابه) خودسازی در دختران (۳۸۶ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۶)
    • ۱۳۵۷ بازدید توسط ۱۱۶۵ نفر
    • يكشنبه ۱۴ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۰

    نمی تونم به ایران برگردم چون احساس شکست میکنم ؟

    با سلام
    من ۳۶ سالمه و بیش از ۱۰ ساله که هلند زندگی می‌کنم. هدف من از آمدن به اینجا ادامه تحصیل بود که اوایل همه چی‌ خوب بود ولی‌ بعدش غربت و تنهائی از من خیلی‌ انرژی گرفت و من نتونستم خوب ادامه بدم طوری که تز فوقم را بیشتر از یکسال طول دادم.
    بعد هم دکترا را شروع کردم بدون اون که فاند بگیرم. این بار سعی‌ کردم با انرژی‌ شروع کنم که اولش بازم خوب بود ولی‌ بعد از ۲ ماه من متوجه شدم که سرطان سینه دارم، و بعد نتونستم ادامه بدم به خاطر روند درمان ، بعد هم که درمانم تموم شد دیگه انگیزه نداشتم یا بهتره بگم شاید افسردگی داشتم نمیدونم.
    الان هم با اینکه ۴ ساله که بیماری من تموم شده ولی‌ من همچنان در حال دکترا هستم ولی‌ هیچ پیشرفتی نداشتم و در بهترین صورت باید ۲ سال هم کار کنم که متأسفانه انگیزه و اراده ام را از دست دادم.
    خواستم برم دنبال کار که پیدا نکردم. ایران هم نمی‌خوام برگردم چون احساس شکست دارم منی‌ که شاگرد زرنگ بودم الان بعد از ۱۰ سال هیچ کاری نکردم فقط یه فوق گرفتم .
    هر کس از من میپرسه پس توی این مدت چی‌ کار کردی فقط شرمنده میشم نمیدونم که چی‌ بگم. همه دوستام ایران ازدواج کردن زندگی خوب دارند بچه و کار خوب و تجربه کاری که بیش از ده سال است.
    من اگه الان برگردم هیچی‌ ندارم و احساس شکست دارم.حتی بعد دکترا اونم اگه بتونم بگیرم بازم هیچی‌ ندارم. دوستام هم توی ایران ادامه تحصیل دادند و الان دکترا دارند. در تمام این مدت هم هزینه‌های من بر عهده خانوادم بوده با اینکه از لحاظ مالی متوسط هستیم. این هم منو اذیت می‌کنه.
    امکان ازدواج هم اینجا ندارم اصلا کسی‌ که بخواد با شرایط من از نظر ایمانی‌ جور باشه نیست اینجا ایرانی ها اعتقادات خوبی‌ ندارند. پس من چی‌ کار کنم به نظر شما؟ بمونم ؟ برگردم ؟ انگیزه و اراده هم دیگه ندارم این ها را چی‌ کار کنم ؟
    خواهش می‌کنم یه راهنمائی بکنید

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۴)
    • ۱۵۷۹ بازدید توسط ۱۲۹۸ نفر
    • شنبه ۱۳ آذر ۹۵ - ۲۲:۱۵

    مدتی میشه خیال بافی هام زیاد شده

    سلام

    دختری ۱۸ ساله هستم مدتی میشه خیالبافی هام زیاد شده و داره رو درسم تاثیر منفی میذاره. مدام میل دارم به زندگی آینده فکر کنم افکارم زیاد جنسی نیست بیشتر یه زندگی عادی رو تصور میکنم یعنی اینجوری بگم که از دو سال دیگه تا ده سال دیگه رو مثل یک فیلم تو ذهنم مرور میکنم...

    فردی هم که تو ذهنم همسرم در نظر میگیرم وجود خارجی نداره یعنی اینطور نیست که کسی از اطرافم باشه ضمنا این افکارم باعث تحریکم میشه اما تا حالا خ.ا نکردم و فقط با فکر کردن به این چیزا روحم ارضا میشه . خیلی حس بدی دارم. این کارم گناهه؟

    فک میکنم با این افکار که یه همسر عالی و یه زندگی عالی متصور شدن باعث میشه توقعم بره بالا و شاید تو زندگی اینده منو دچار مشکل کنه به عبارتی میگم نکنه تاثیری که دیدن فیلم رو زندگی میذاره همین تصورات بی عیب و نقص من هم همون تاثیر رو بذاره؟

    ممنون میشم اگه به خواهر کوچیکترتون راهنمایی بدین. و کمکم کنین این افکار رو کنترل کنم...

    با سپاس فراوان


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۶ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷)
    • ۹۹۰ بازدید توسط ۸۱۹ نفر
    • شنبه ۱۳ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۵

    من از تناقض ها خسته شدم

    سلام به همه کاربران گرامی

    من از تناقض ها خسته شدم . از دوران نوجوانی از وقتی یادمه تو تعارض ها بودم ، طرف نماز میخوندم در کل سعی میکردم دستورات خدا رو انجام بدم ولی از انجام کامل و صحیح اونها عاجز بودم مثلا چادرم و میپوشیدم ولی آرایش ملیح داشتم  نماز میخونم نه اول وقت  .

    ما رسم داریم در عروسی ها لباس محلی بپوشیم و زلف بذاریم با اینکه مختلط هست منتها من همیشه فراری بودم و سعی میکردم حجاب داشته باشم و حالا عروسی داداشمه نمیدونم چکار کنم؟ من خواهر دامادم دوس دارم یا زنگی زنگ باشم یا رومی روم ولی خیلی سخته .

    من هم در سن ازدواج هستم اگه به این صورت باشم تافته جدا بافته میشم ولی میدونم من همسری رو میخوام که چشم پاک و با ایمان باشه ولی حس میکنم به اون خلوص نرسیدم .  همیشه در وسط بودم نه این ور نه اون ور ، نمیدونم این وضعیت تا کی ادامه خواهد داشت ؟

      لطفا راهنماییم کنین

    مرسی از وقتی که گذاشتن


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۱۰۵۰ بازدید توسط ۸۷۴ نفر
    • جمعه ۱۲ آذر ۹۵ - ۲۲:۴۰

    شما چطور با "از دست دادن" کنار میاین؟

    سلام

    دختری 26 ساله هستم. آدم مقیدی هستم و با حفظ چارچوب مدت ها عاشق کسی بودم که 90 درصد معیارهای همیشگی زندگی من رو داشت. حس مون دو طرفه بود.

    از سمت خانواده من رد شدن به علت نداشتن کفویت تحصیلی و فرهنگی. ( خانواده من خودشون رو خیلی بالا میدونن بنده هم در حال تحصیل در مقطع دکترا هستم. ایشون کارشناسی بودن. برای من اصلا اهمیت نداشت و نداره)

    هیچوقت نتونستم با دلیل خانوادم قانع بشم. مدت ها کلنجار رفتیم؛ در نهایت در اوج احساس و علاقه، خیلی عاشقانه؛ بخاطر حفظ حرمت خانواده ها تمومش کردیم...

    تمام مدت فکر میکنم حتی اگر با کس دیگه ای ازدواج کنم، هیچوقت ایشون و اخلاق های بسیار خوب شون رو نمبتونم فراموش کنم. برای ایشون هم خیلی سخته ممکنه هیچوقت نتونه فراموش کنه. (راهی برای ادامه دادن نمونده)

    نمیدونم چطور با غم از دست دادن کنار بیام... چطور عذاب وجدان ایشون رو نداشته باشم که این همه مدت پای همه چیز من ایستادن و چقدر هتک حرمت ها رو نسبت به خودشون تحمل کردن...

    اگر هیچوقت نتونستن من رو فراموش کنن و تو زندگی به مشکل بخورن چی؟ بخاطر دلایل بی اساس خانواده من بود.. عذاب وجدانش رو من دارم...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    قطع رابطه با جنس مخالف (۴۷ مطلب مشابه) خودسازی در دختران (۳۸۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۳)
    • ۱۴۱۰ بازدید توسط ۱۱۷۴ نفر
    • پنجشنبه ۱۱ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۵

    یک ایده خوب برای چند هدف خوب

    سلام

    من یک آدم معمولی هستم. اما پیشنهادی دارم که معمولی نیست. کاری که پیشنهاد میدم خودم انجامش داده‌ام، نتایج خوبش رو دیده‌ام و بهش ایمان دارم. فکر می‌کنم مطرح کردنش خوب و سودمنده.

     اما این پیشنهاد چیه؟ چطور به فکرم رسیده؟ چه حاصلی داره؟ به چه منظوریه؟ برای فهمیدن پاسخ سوالات تا انتها بخونید لطفاً.

    زمانی صادقانه به این نتیجه رسیدم که هم دنیا رو می‌خوام و هم آخرت رو. و یک روز برگشتم به خودم گفتم: چرا معامله نمی‌کنی با خدا؟

    اما من ضعیف بودم و مرتب در خوب بودن شکست می‌خوردم. برای همین معامله‌های بزرگی نمی‌تونستم انجام بدم. دستم خالی بود. بنابراین ایده‌ای به ذهنم رسید. شروع کردم به انجام معامله‌های خرد و جزیی و کوچک. اون هم با کی ؟ خودِ خودِ خدا. خدای خودم.

    به این صورت که نیت می‌کردم فلان کار خوب رو که خیلی ساده و شدنی بود و از عهده‌ام بر می‌اومد، برای رضای خدا انجام بدم، با این شرط که لطف کنه و به من پاداشی بده که در دنیا قابل درک باشه! یعنی هم پاداش دنیوی داشته باشه هم اخروی. مثلاً به مدت یک ساعت خوش اخلاق باشم، و در عوض جایزه ای به من بده که محسوساً درکش کنم!


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۶ مطلب مشابه) خودسازی در پسران (۱۵۳ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۸)
    • ۱۴۶۶ بازدید توسط ۱۲۰۳ نفر
    • پنجشنبه ۱۱ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۰

    چکار کنم تا به اهدافم پایبند باشم ؟

    سلام

    من دختری 25 ساله هستم که تحصیلم در مقطع لیسانس  شش سااااااااال طول کشیده و الان ترم آخرم. این ترم هم درسم تموم بشه همیشه حسرت میخورم که چقدر کوتاهی کردم و درس نخوندم و فکر پیچوندن درسام بودم!

    همیشه درس خوندن رو پشت گوش مینداختم. از بچگی آرزوی موفقیت تحصیلی و شغلی داشتم و میگفتم من میخوام دانشمند بشم!!! اما حالا هیچی ندارم. نه تحصیلات درست و حسابی که بهش افتخار کنم و نه شغل پردرآمد و خوب.

    آخر هر ترم به خودم میگفتم ایندفعه دیگه میخونم و معدل خوبی میگیرم ولی بازم کوتاهی میکردم. از همون ترم اول میگفتم ترم بعد دیگه میخونم. الان ترم 13 هستم و هنوز اون بچه درسخونه نشدم! ایندفعه دیگه امیدم رو از دست دادم. بخصوص اینکه نامزد دارم و این یعنی بعدا کلی مسئولیتهای دیگه رو باید بر عهده بگیرم و شرایطم سختتر هم میشه...

    هر وقت تصمیم میگیرم یه کاری کنم، چند روز اول رو خوب پیش میبرم ولی بعدش دیگه به تلاشم ادامه نمیدم و میگم بیخیال بابا...! (شکلک ناراحت ) 25 سالمه و هنوز یه لیسانس نگرفتم. چکار کنم که دیگه وقتی یه هدفی رو انتخاب میکنم تا آخرش پاش بمونم و به بهترین نحو انجامش بدم؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴)
    • ۹۴۰ بازدید توسط ۷۶۲ نفر
    • سه شنبه ۹ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۵

    تنها یه لیسانس دارم و یه کنج اتاق که پر از کتابه

    سلام

    من ۲۲ سالمه، فارغ التحصیل شدم و مشغول درس خوندن برای کنکور سال بعدم ، اما فکر اینکه همه دوستام الان یا شاغلن یا ازدواج کردن و تو زندگیشون مفیدن ، اذیتم میکنه ، چون من با وجود اینکه دغدغه هام بزرگ تر شدن اما توی این دوران برگشتم به دوران بچه دبیرستانی بودنم و باید کنج خونه فقط کتاب بخونم ... این باعث میشه حس کنم عقب افتادم از بقیه و ناراحتم کنه و انگیزمو پایین بیاره .

    قبل دانشگاه رفتنم خیلی دغدغه ها نبود ، اما حالا بزرگتر شدم ،اینم بگم من آدم پر جنب و جوش و فعالی هستم اما هیچ میدونی برای نشون دادن خودم و توانایی هام نیست ، نه شغل مناسب نه موقعیت ازدواج خوب، دغدغه های جنسی، دغدغه های آینده ی نامعلومم انگیزه ی آنچنانی نمیذاره برام.

    فقط میدونم دیگه اون ذهن بی دغدغه رو ندارم و نمیتونم جلوی افکارمو بگیرم، چون من فقط و فقط یه لیسانس دارم اما خیلی از دوستانم هم تحصیل کردن ،هم به موقع ازدواج کردن ، الان هم تفریح دارن هم دلشون بخواد میرن دنبال شاغل شدن ،هم سرفرصت مادر میشن و مادری بکنن، اما من تنها و تنها یه لیسانس دارم و یه کنج اتاق که پر از کتابه و یه ذهن پردغدغه

    خواهش میکنم با حرفاتون راهنماییم کنید


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۱۲۸۰ بازدید توسط ۱۰۸۴ نفر
    • دوشنبه ۸ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۰

    خیلی زود به مردهای خوش اخلاق وابسته میشم

    سلام

    من چندین ساله یه مشکل تو زندگیم دارم ولی کسی رو نداشتم که باهاش مطرح کنم از چند وقته اینجا رو می خونم می بینم که اعضای سایت سطح فکرشون بالاست و خیلی خوب راهنمایی میکنند منم تصمیم گرفتم مشکلم رو اینجا مطرح کنم چون دیگه واقعا سالهاست داره زجرم میده.

    من 3 تا برادر دارم که فوق العاده زود جوش و عصبی هستن. پدرم هم خیلی بد اخلاق هست و 4 تاشون خیلی شخصیت آبکی و سستی دارن نمیدونم چجوری بگم...

    مثلا بی عرضه ان، اهل کار نیستن همش تو خونه هستم  یه جوری که اصلا نمیشه بهشون تکیه کرد. یه ذره برای خودشون ارزش قائل نیستن از بچگی تا الان هم هیچ احترامی به من نذاشتن بی ادبن اصلا مثل مرد نیستن، غرور ندارن، خوارن و ذلیل ... و همیشه نا امیدن .

    از طرفی هم بی نهایت بداخلاق و جوشی. حالا مشکل اصلی من این نیست ،من 20 سالمه چندین ساله که خیلی زود به مردهای خوش اخلاق وابسته میشم . کسایی که شخصیت متین و محکمی دارن و با شخصیت هستن من به طرز عجیبی بهشون دل می بندم.

    میخواد دکتری باشه که پیشش میرم میخواد یه معلم باشه یا حتی یه کاربر سایت ... همین که متوجه شخصیت مغرور و محکم یه مرد بشم ناخودآگاه دلبسته اش میشم. دلیلش هم نمی دونستم تا چند ماه پیش که تو این سایت دیدم کسی مشکلی شبیه من داشت و اعضای سایت گفتن دلیلش رفتارهای پدرت هست.

    دیگه حالم از خودم به هم میخوره کسی که من رو از نزدیک بشناسه اصلا باورش نمیشه من اینطور باشم اما من از درون دارم میسوزم ... خیلی درد بدی هست


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۱۶۳۲ بازدید توسط ۱۲۹۶ نفر
    • شنبه ۶ آذر ۹۵ - ۲۲:۴۰

    علت تیکه انداختن بعضی از آقایون رو نمی فهمم

    سلام
    یه مشکلی با خودم دارم این که من قیافه ام معمولیه ، خوشگل نیستم ، چشام کوچیکه و کشیده ، یه  کم گوده، صورتم کشیده س ، دماغم یه کم بزرگه ،لبام خوبه برجسته اس، نمیدونم خودم زیاد راضی نیستم از قیافه ام .
    مثلا میگم کاش چشام درشت تر بود یا دماغم کوچیک ... به هر حال دیگه عادت کردم چون چاره ای ندارم نه پول دارم دماغمو عمل کنم نه که چشام با پول بزرگ میشه، قدم بلنده 172 میشم وزنم هم 68 الی 70 . هر چی میپوشم بهم میاد ولی مانکنی نیستم...
    حالا بگذریم...
    من مجرد بودنی هر جا میرفتم تو تاکسی، تو دانشگاه یا بیرون رفتنی هر پسری مردی منو میدید تیکه مینداخت، یعنی من بیرون میرفتم محال بود کسی بهم حرفی تیکه ای نیندازه، خودم هم اذیت میشدم خدایی می گفتم من که مودب ،متین، مانتو معمولی، با حجاب هستم چرا باید اینجوری بشه، یادم میاد دبیرستان هم بودم چادر پوشیدم تیکه ها بیشتر شد که کمتر نشد ...
    الان هم دو سالی میشه نامزدم ،گفتم ازدواج کنم دیگه میفهمن متاهلم، راحت میشم...  وضعیت بدتر شده که بهتر نشده. تو تاکسی ، یا سر کار رفتنی یا نگام میکنن، یا تیکه میندازن، شده انگشترم و به زور تو چشم کردم که بفهمن متاهلم...
    نمیدونم چیکار کنم خودم هم اذیت میشم، میگم قیافه خوشگلی که ندارم، پوششم هم در حد معمول عرف هستش پس چرا بعضی آقایون اینهمه نگام میکنن؟ علتش چیه؟ یا خودم چیکار کنم؟ چه جوری برخورد کنم؟ نه به روی یکی خندیدم نه دندون بیرون گذاشتم نه با ناز و ادا حرف زدم...
    نمیدونم چیکار کنم میترسم با نامزدم بیرون رفتنی که نکنه باز نگام کنن تیکه بندازن ...

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۶ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۸)
    • ۴۸۷۶ بازدید توسط ۳۶۸۰ نفر
    • شنبه ۶ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۵

    خانم ها ، مرز شوخی برای شما تا کجاست ؟

    با سلام

    دختر هستم ، میخواستم از خانما بپرسم چه چیزایی از نظرتون شوخی بد حساب میشه ؟ اخه من شوخی های زشت نمیکنم اما بعضی وقت ها به دوستام به شوخی چیزی میگم (عادی) میگن خیلی تیکه میندازی .

    یا مثلا موهاشونو که درست میکنن بهم میریزم بعضی وقتا اما بهم میگن شوخیات ... و من گاهی اوقات خیلی ناراحت میشم و فکر میکنم باید مثل یه ربات باشم .

    من خودم اصلا آدم بی جنبه ای نیستم و خیلی شوخم اما بعضی وقتا که رو مود نباشم خیلی جدی میگم این کار رو نکن ولی هیچ وقت از دست کسی عصبانی نمیشم یا بهش نمیگم شوخیات ... . این رفتار های دوستام باعث شده با دوستام احساس راحتی نکنم و دلم یه دوست با جنبه بخواد . میخواستم بپرسم باید چیکار کنم و اینکه مرز شوخی برای شما تا کجاست ؟


    مرتبط:

    شوخی با خانم در موضوعاتی مانند ازدواج مجدد، طلاق و ...

    نوع برخورد شما با شوخی های مردان در زمینه ازدواج مجدد

    از شوخی های خاص همسرم ناراحتم

    شوهرم با عکس های زنان خارجی باهام شوخی می کنه

    چرا باید یه مرد نامحرم با مادرم شوخی کنه ؟

    آسیب های پنهانی شوخی جنسی برای خانمها و آقایون


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۸)
    • ۱۸۵۷ بازدید توسط ۱۴۸۰ نفر
    • شنبه ۶ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۰

    راهکارهای شما برای تقویت اراده چیه؟

    سلام

    خلاصه و مفید بگم: چه کنم زرنگ‌تر بشم؟ چه در کار خونه چه کار علمی و درسی تنبلیم زیاده. کار خونه منظورم بیشتر نظافت خونه هست و کار علمی هم تحقیق. راهکارهای شما برای تقویت اراده چیه؟

    من اهداف علمی و غیرعلمی زیاد دارم. علایق فراوانی دارم. پر از انگیزه زندگی هستم. خیلی خوش فکر و سرشار از ایده ام. نشاط روحی دارم. اصلاً افسرده نیستم. جسمم هم سالمه خدا رو شکر. ولی حال و حوصله پیگیری برنامه ها و اهداف و رویاهام رو چندان ندارم! بیشتر وقتم رو پای اینترنت و موبایل میگذرونم. شایدم اعتیاد دارم به نت!

    چه کنم پرانرژی تر و فعال تر باشم؟ بعضی‌ها رو می‌بینم مثل فرفره از این ور به اون ور می‌چرخن و همه کاری رو با هم می‌کنن. حتی با وجود دو تا بچه، هم به درس‌شون میرسن هم به کارهای دیگه. من بچه ندارم. شاغل هم نیستم حتی. اما انرژی کم میارم باز. نقطه ضعف اصلی‌ام همینه. از بقیه خصوصیاتم راضی‌ام کم و بیش.

    ممنون از لطف دوستان


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خودسازی در دختران (۳۸۶ مطلب مشابه) خودسازی در پسران (۱۵۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۱۳۸۱ بازدید توسط ۱۱۰۰ نفر
    • جمعه ۵ آذر ۹۵ - ۲۲:۱۵

    برو بالا
    عبارات کلیدی
    عشق ازدواج حجاب خواستگاری روابط اجتماعی محبت اعتماد به نفس سربازی طلاق میل جنسی مطالب از تبار خاک ... رسیدن به آرامش قانون جذب فراموشی عشق ترک خودارضایی فراموشی عشق قبلی اختصاصی خانواده برتر معرفی کتاب قصد ازدواج دختر چادری افسردگی استرس زندگی مشترک مادر شوهر دوران عقد و رابطه حسادت خیانت عشق یک طرفه شکست عشقی جلسه خواستگاری وابستگی آموزش خواستگاری تحصیل در دانشگاه پیام نور پست های ویژه پست های پیشنهادی کاربران آرامش جلسه اول خواستگاری سوالات خواستگاری قانون جذب از زبان شفق نیاز عاطفی وسواس فکری عوارض خود ارضایی دوست پسر نداشتم شناخت خواستگار فشار جنسی مطالب سعید کرمی رشته پزشکی چگونه اعتماد به نفس را افزایش دهیم زندگی در خوابگاه ابراز علاقه مطالب اسی $ پشت کنکور پزشکی فرهنگ سازی پست های راهنمای خانواده برتر موفقیت دوران مجردی نیاز جنسی حیا در دختران کنکور تجربی پشت کنکوری ها درونگرایی جلسه دوم خواستگاری وسواس دوران عقدم دوست دختر نداشتم مطالب باشگاه خبرنگاران چراغ سبز به جنس مخالف عاشق شدن کاربران فعال کم کردن میل جنسی ترس از خیانت شوهر ازدواج با دختری که پدر معتاد دارد احساس تنهایی ازدواج با دانشجوی پزشکی عواقب روابط عاطفی قبل از ازدواج ریزش مو استخاره اثرات بد حجابی معرفی روانشناس خواستگاری از دختر محجبه ازدواج با دانشجو عشق یک طرفه به پسر دهه شصتی ها آموزش های آشپزی مونس کمبود اعتماد به نفس ایده های خلاقانه کسب و کار رابطه با همسایه مسائل فرزندان طلاق شب عروسی تحصیلات خواستگار مسائل روز جامعه عشق اول خواستگارم زشته تقویت زنانگی اعتیاد پدر دختر ترس از ازدواج ازدواج از طریق سایت های همسریابی قول ازدواج مطالب بانو لیلا پیدا کردن دختر خوب برای ازدواج