خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی

جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
ماه محرم
صفحات خاص
صفحات کاربران
جدیدترین نظرات خیلی مهم رپورتاژ
مراقبت های لازم در پیاده روی اربعین برای کسی که عمل قلب باز داشته (۱۱۹۱ بازدید توسط ۴۱۴ نفر)
پیاده روی اربعین دانشجویی (۷۹۸ بازدید توسط ۴۳۷ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۵۶۹ بازدید توسط ۱۰۱۸ نفر)
نوحه، برادرم کجایی ...؟ (۶۶۵ بازدید توسط ۴۶۸ نفر)
چطوری با امام حسین (ع) آشتی کنم؟ (۱۰۰۷ بازدید توسط ۶۷۹ نفر)
فدا کردنِ ارزشمندترین دارایی در راه یک هدف والا (۱۰۹۰ بازدید توسط ۷۴۹ نفر)
در مراسم عزاداری برای ظهور امام زمان عج دعا کنید (۹۵۵ بازدید توسط ۶۰۴ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۹۴۸ بازدید توسط ۶۱۸ نفر)
درخواست اطلاعات در مورد پیاده روی اربعین 98 (۱۰۵۹ بازدید توسط ۸۵۰ نفر)
چند نکته در مورد تائید نظرات با توجه به فصل شروع مدارس (۱۱۴۶ بازدید توسط ۶۹۳ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۴۹۳۶ بازدید توسط ۲۹۵۹ نفر)
خلاصه ی نکاتی که از خانواده ی برتر آموختید رو بیان کنید (۱۹۷۹ بازدید توسط ۱۳۳۱ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۵۶۹ بازدید توسط ۱۰۱۸ نفر)
رفع یک سوء تفاهم در عدم پاسخگویی به سوالات و درخواست های شما (۴۶۲۸ بازدید توسط ۳۶۸۴ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۹۴۸ بازدید توسط ۶۱۸ نفر)
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 2 (۷۸۱۷ بازدید توسط ۴۶۶۷ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۱۳۲۸ بازدید توسط ۹۴۲ نفر)
نوع برخورد با پست هایی که فکر می کنید سرکاری باشند (۱۶۵۳ بازدید توسط ۱۰۵۹ نفر)
ترویج فرهنگ کتابخوانی (۹۱۴ بازدید توسط ۶۹۶ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۲۵۶۱ بازدید توسط ۱۹۰۳ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۵۶۵ بازدید توسط ۴۶۹ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۳۸۲ بازدید توسط ۳۰۸ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۴۲۹ بازدید توسط ۱۱۳۹ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۱۹۲ بازدید توسط ۹۹۳ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۴۴۵ بازدید توسط ۱۰۹۰ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۱۵۵۰۸ بازدید توسط ۹۷۳۶ نفر)
صفحه نکته های آموزنده روانشناسی (۱۳۰۵ بازدید توسط ۱۰۶۱ نفر)
صفحه درد دل های پسرونه (۳۸۷۵ بازدید توسط ۲۸۷۱ نفر)
صفحه درد ودل های دخترونه (۴۲۸۵ بازدید توسط ۳۲۳۸ نفر)
صفحه آشپزی خانواده برتر (۱۵۱۵ بازدید توسط ۱۰۷۶ نفر)
دلتنگی های عاشقانه و غیر عاشقانه (۲۴۱۶ بازدید توسط ۱۸۹۰ نفر)
حق الناس دل شکستن (3) (۱۳۶۴ بازدید توسط ۱۰۵۷ نفر)
جملات روانشناسی، حکیمانه و زیبای بزرگان درباره ازدواج (۴۸۹۱ بازدید توسط ۴۱۷۱ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (3) (۴۹۰۲ بازدید توسط ۳۳۸۳ نفر)
صفحه امید به زندگی 2 (۱۰۰۴۹ بازدید توسط ۶۴۷۹ نفر)
صفحه گفتگوی دختران و پسران بالای 30 سال (۵۱۱۸ بازدید توسط ۳۹۳۶ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۳۵۷۲ بازدید توسط ۲۳۸۷ نفر)
در مورد پست های رمزدار (۱۲۳۴ بازدید توسط ۱۰۵۶ نفر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۶۴۴۶ بازدید توسط ۴۶۹۳ نفر)
توضیح به خانواده برتری های جدید در مورد نظرات ستاره دار (۱۰۶۲ بازدید توسط ۸۵۱ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۱۱۲۱ بازدید توسط ۹۶۳ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان (۲۳۵۷ بازدید توسط ۱۸۳۹ نفر)
توضیح در مورد ابزار اشتراک مطالب (۷۵۰ بازدید توسط ۶۴۱ نفر)
تصحیح برداشت اشتباه در مورد طرح آشنایی بیشتر بین کاربران (۳۰۴۴ بازدید توسط ۲۲۵۲ نفر)
نظرات کدام یک از کاربران روی شما تاثیر مثبت گذاشته ؟ (۲۸۵۷ بازدید توسط ۲۰۷۲ نفر)
آشتی کنان، حلالیت طلبی و نقد پذیری کاربران خانواده برتر (۲۱۱۸ بازدید توسط ۱۵۷۶ نفر)
التماس دعا (۸۷۵۹ بازدید توسط ۷۰۰۰ نفر)
پیشنهاد مطلب به سایر کاربران (۷۹۴ بازدید توسط ۶۸۰ نفر)
پیشنهاد پست های ویژه هفتگی (۱۳۹۴ بازدید توسط ۱۰۹۶ نفر)
پربازدیدترین مطالب روزانه خانواده برتر (۱۲۲۷ بازدید توسط ۱۰۶۷ نفر)
خدایا شکرت که ... (۲۸۸۸ بازدید توسط ۲۱۹۸ نفر)
صفحه نکته های خانه داری (۱۴۶۰ بازدید توسط ۱۱۳۱ نفر)
معرفی مراکز خرید مخصوص خانم ها (۱۳۵۹ بازدید توسط ۱۱۵۹ نفر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۳۰۸۲ بازدید توسط ۲۵۲۹ نفر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۳۵۲۰ بازدید توسط ۲۷۸۷ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۱۱۷۷۴ بازدید توسط ۷۵۳۶ نفر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۷۹۶۵ بازدید توسط ۱۸۰۷۲ نفر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۱۷۹۱۶ بازدید توسط ۱۳۴۷۱ نفر)
بحث و تبادل نظر درباره یادگیری زبان انگلیسی (۵۰۷۳ بازدید توسط ۳۸۶۶ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۴۹۳۶ نمایش) - (۲۱۸ نظر)
صفحه شخصی 🌍ساناز🌏 (۴۹۸ نمایش) - (۵۱ نظر)
صفحه شخصی "مهشید" (۵۲۶ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی berelian (۳۳۴ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۱۹۶۶ نمایش) - (۱۴۰ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۳۴۷ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۳۰۱ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه ی شخصی دختر باران (۵۴۹ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۵۲۲۹ نمایش) - (۵۳۶ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۳۳۱۹ نمایش) - (۲۶۵ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۵۶۲۴ نمایش) - (۱۷۸ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۱۱۶۵ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۱۸۴۹ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۱۸۰۰ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۵۵۳۵ نمایش) - (۳۷۱ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۱۱۳۱ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۲۷۸۱ نمایش) - (۳۰۸ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۱۷۷۷ نمایش) - (۵۴ نظر)
صفحه شخصی هجران (۱۱۶۲ نمایش) - (۱۶ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۵۴۳ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۱۰۶۳ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی فان (۲۲۲۴ نمایش) - (۳۰ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۲۴۰۰ نمایش) - (۸۲ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۱۱۵۴ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۸۱۴ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۱۱۶۳۵ نمایش) - (۱۰۰۵ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۵۲۱۳ نمایش) - (۲۲۹ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۷۵۲۳ نمایش) - (۳۴۹ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۶۱۵۸ نمایش) - (۱۴۰ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۱۹۶۲ نمایش) - (۶۶ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۷۸۴۱ نمایش) - (۳۷۷ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۱۲۲۷ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۱۳۸۲ نمایش) - (۴۲۳ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۱۱۳۱ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۱۴۴۲ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۱۹۱۰ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۱۴۰۵ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۵۰۰۳ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۲۹۷۰ نمایش) - (۴۹ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۱۲۳۹ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۱۱۶۶ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۱۳۸۶ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۵۵۵ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۱۴۳۷۳ نمایش) - (۴۱۸ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۱۲۰۹ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۱۴۵۶ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۱۳۳۱ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۱۴۶۲ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۱۴۸۷ نمایش) - (۷۳ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۱۴۲۷ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۴۰۷۶ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۱۷۲۵ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۱۹۸۵ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۱۶۶۵ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۲۲۳۷ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۲۲۸۱ نمایش) - (۲۷ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۵۵۲۲ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۱۷۲۶ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۱۹۱۳ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۱۵۸۳ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۲۱۲۳ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۲۵۲۲ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۵۷۵۱ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۸۳۸ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۲۹۹۲ نمایش) - (۷۴ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۱۹۵۵ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۲۱۵۶ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۲۳۹۳ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۷۰۷۰ نمایش) - (۳۱۷ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۲۴۶۷ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۱۹۴۵ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۲۱۳۳ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۱۳۶۲ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۱۶۳۸ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۵۲۵۰ نمایش) - (۷۳۸ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۱۳۳۳ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۸۰۷ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۱۰۴۶۷ نمایش) - (۲۶۸ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۶۲۱۸ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۱۴۱۵ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۴۳۸۰ نمایش) - (۱۰۰ نظر)
صفحه شخصی " خاله باران " (۶۱۴۶ نمایش) - (۴۰۹ نظر)
صفحه شخصی " همسر اقای امیر_متاهل " (۱۳۱۹ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " تقوی " (۱۱۰۶۰ نمایش) - (۴۳۲ نظر)
صفحه شخصی " جیگیلی بیگلی " (۱۳۳۵ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " پرتو خورشیدی " (۲۵۴۷ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی " Papillon :-) " (۱۱۶۵ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " رضا سرچشمه " (۱۲۴۱۴ نمایش) - (۴۸۴ نظر)
صفحه شخصی " eror " (۱۲۶۹ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۲۲۳۹ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی " پرواز ... " (۱۰۴۲ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " ¤¤ سجاد ¤¤ " (۱۲۶۸ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " میثم 23 " (۹۹۰ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی " *[adam]* " (۱۹۰۸ نمایش) - (۷۹ نظر)
صفحه شخصی " زهرا سادات " (۱۴۳۱ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " صبا :) " (۵۲۲۰ نمایش) - (۴۴۶ نظر)
صفحه شخصی " بهار 23 " (۸۱۷ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " خـــــــــــرپـــرنـــده " (۲۰۶۹ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " N.A " (۱۱۰۹ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " sophist " (۹۲۷ نمایش) - (۵ نظر)

۷۸ مطلب با موضوع «ازدواج فامیلی» ثبت شده است

علاقه ای به ازدواج با پسر عموم ندارم

سلام  کاربران ارجمند

راه کاری از شما می خوام ، پدرم میگه حتما باید با پسر عموت ازدواج کنی .

پدرم پسر کوچیکه خانواده هست و خیلی تحت تاثیر برادرای بزرگ ترش هست و همچنین مادرش ، حالا یه چند ماهی میشه که عموم ما رو ( من و خواهر دوقلوم رو)  برا پسرش خاستگاری کرده و گفته فرقی نمی کنه هر دو دخترای عزیز من هستن و از اون جایی که خواهر من دو دقیقه از من بزرگ تره پدرم گفت تو برای رضایی و چون به استخاره خیلی اعتقاد داره استخاره می کنه بد میاد واسه همین گفت من واسه رضام  و استخاره کرد خوب آمده و از اونجایی که من علاقه ای به ازدواج با ایشون ندارم  چه کار کنم دست از سرم بردارن .

لطفا کمکی کنید


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۸ مطلب مشابه) ازدواج فامیلی (۷۸ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۳)
    • ۳۶۹۱ بازدید توسط ۲۶۹۵ نفر
    • يكشنبه ۸ مرداد ۹۶ - ۱۲:۳۳

    دارم میرم سربازی ، چکار کنم دختر مورد علاقم برای همیشه عاشقم بمونه

    سلام
    بنده پسری هیجده ساله هستم که امسال کنکور میدم . عاشق یکی از دخترای فامیل شدم که الان هفت هشت سال است چنین حسی به ایشون دارم از دختر عموم کمک خواستم چون مانند خواهرم است ایشونم رفتن به دختره گفتن که به ایشون علاقه دارم و ایشون هم گفته بودن که میترسن به من بگن دوستم دارن چون ممکنه در اینده یکی دیگه رو دوست داشته باشن و حسشون نسبت به من مثل الان نباشد .
    ایشون قبلا  هم به طریق مختلف به بنده ابراز علاقه کرده بودن ولی من این بار خودم خواستم ابراز علاقه کنم تا از نظر منم مطمئن بشه ، تازه یک بار خوده ایشون به بنده گفتن که خیلی دوستت دارم البته ایشون الان فکر میکنن که دختر عموم  بدون اطلاع به من به ایشون گفتن که دوستون دارم و نمیدونن که خودم از دختر عموم خواستم که به ایشون بگن که دوستش دارم پس هر دو میدونیم که همو دوست داریم ولی با ایشون راجب این موضوع تا حالا صحبت نکردیم حالا سوالات بنده .

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۳۰ مطلب مشابه) ازدواج فامیلی (۷۸ مطلب مشابه) رفتارشناسی دختران برای ازدواج (۴۶۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۷)
    • ۲۵۱۰۷ بازدید توسط ۲۰۲۶۰ نفر
    • سه شنبه ۱۳ تیر ۹۶ - ۲۱:۲۱

    به پسر خالم که خدمت نرفته و شغل ثابتی نداره چه جوابی بدم ؟

    سلام
    دختری هستم ۲۴ ساله دانشجوی رشته دندانپزشکی شیراز از خانواده ای سرشناس و دارای وضعیت مالی عالی و ظاهر خوب .
    پسر خاله ای دارم که ایشون یک سال از من بزرگتر هستن و دانشجوی سال آخر کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک هستن و هنوز خدمت نرفته و شغلی ثابتی نیز ندارند ولی پسری بسیار مومن و خوش اخلاق که حافظ و قاری قرآن نیز بوده و تو فامیل سرشناس هستن از من خواستگاری کرده اند .

    پدر و مادرم جواب نهایی رو به اختیار من گذاشته اند... منم یکم بهش علاقه دارم ولی از اینکه هنوز خدمت نرفته اند و شغلی نیز ندارند به این ازدواج مردد هستم و نمیدونم چیکار کنم .

    ضمنا اینم بگم پدر ایشون مهندس هستش و شرکت فنی مهندسی دارن ایشون تقریبا پیش پدرشون تو شرکت کار میکنه و فک کنم میتونن ایشونا از نظر مالی حمایت کنن . چکار کنم بهشون جواب مثبت بدم یا بهشون بگم برن خدمت و شاغل بشن بعد بیان خواستگاری ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۸ مطلب مشابه) ازدواج فامیلی (۷۸ مطلب مشابه) رفتارشناسی پسران برای ازدواج (۴۷۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۷)
    • ۲۳۱۸ بازدید توسط ۱۸۷۱ نفر
    • جمعه ۲۶ خرداد ۹۶ - ۲۲:۳۵

    اخلاق به تنهایی میتونه یه زندگی عالی بسازه؟

    سلام خدمت همه

    لطفا بعد از خوندن متن شروع به نصیحت نکنید که چرا و اینکه سنت کمه هنوز و این چیزا... همه ی اینهارو تو پستای دیگه دیدم که فقط نصیحت کردید ولی اگه من ازتون کمک و هم فکری میخوام نه نصیحت....

    من یه دختر ۱۸ ساله هستم و قضیه مربوط میشه به ۲ تا از پسر عمه هام... ما همگی از بچگی با دختر عمه و پسر عمه باهم بزرگ شدیم... و خیلی هم با هم صمیمی و در ارتباط بودیم... حدود ۶ سال پیش یا یکم بیشتر من به دلایلی ارتباط تلفنی ای که با یکی از پسر عمه هام داشتم رو قطع کردم و بعده ها که بازم ایشون سعی در ارتباط مجدد بود جوابشونو نمیدادم...

    و اینکه باید بگم هر دو پسر عمم تقریبا ۳ سال از خودم بزرگترن.... ولی خب اون یکی پسر عمم که پیام میداد جواب میدادم و تقریبا ۶ ساله که به طور پیامک در ارتباط بودیم ولی خب الان قطعش کردم.... هردوشون به شدت منو دوست دارن و به صراحت میتونم بگم عاشقمن....


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۸ مطلب مشابه) ازدواج فامیلی (۷۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۵)
    • ۲۵۵۴ بازدید توسط ۱۹۲۷ نفر
    • يكشنبه ۷ خرداد ۹۶ - ۲۲:۳۹

    با پسر عمه م به هم بزنم یا بمونم ببینم سه سال دیگه چی میشه؟

    سلام

    من مدتیه مطالب این سایت رو میخونم امیدوارم با نظرات خوبتون به من هم کمک کنید .

    من 19 سالمه. دقیقا 6 سال پیش حس کردم به پسر عمم علاقه دارم. ایشون 4 سال از من بزرگتره. علاقم رو یه جورایی بهش گفتم و اونم گفت اگه واسه ازدواج مطمئنی ؟ بازم پای حرفت میمونی ؟ مشکلی نیست ؟

    یه جورایی استقبال کرد. بعد از اون اول یه رابطه معمولی داشتیم در حد یه حال و احوال گرفتن. بعدش کم کم سر موضوع های مختلف بحث کردیم. و فهمیدیم نظراتمون باهم فرق داره یه جاهایی.  دعوا میکردیم جوری که دیگه وقعا خسته شده بودم و نمیخواستم یه عمر زندیگیمو اینجوری بگذرونم. گفتم باید تمامش کنیم چون نظراتمون یکی نیستن و فایده نداره. 

    پسرعمم ادم فوق العاده مغروری بود و هست و تا اون موقع به من میگفت تا وقتی عاشقمی منم هستم اما وقتی گفتم باید تموم شه قبول نکرد و بهم گفت که خیلی دوسم داره. راه حل مشکلمونو گفت و گفت اگه بازم درست نشد اوقت برو اذیتت نمیکنم. منم قبول کردم ...

    راه حل این بود:

    مشکللامون و موضوعاتی که تو زندگیمون مهمن میگیم و با هم نظراتمونو میذاریم کنار هم و بهترین رو انتخاب میکنیم. اینکارو کردیمو از اون موقع تا حالا هیچ مشکل حل نشدنی تو زندگیمون نداشتیم و به نظرم موضوعی نباشه که در موردش حرف نزدیم ...

    بعد از اون دیگه غرور خاصی واسه من نداشت و هر کاری لازم بوده یه نفر انجام بد واسه اثبات علاقش بهم نشون داده... میخوام بدونین که همدیگه رو واقعا دوست داریم هر دومون و اثبات شدست....


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۸ مطلب مشابه) ازدواج فامیلی (۷۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۳)
    • ۲۲۵۱ بازدید توسط ۱۷۷۶ نفر
    • چهارشنبه ۳ خرداد ۹۶ - ۰۰:۳۶

    6 ساله که به دختر خالم علاقه دارم ولی نمی تونم مطرح کنم

     سلام

    از 16 سالگی تا الان که 22 سالمه به دختر خالم علاقه دارم. دختر خالم الان 21 سالشه.از همه نظر هم شبیه هم هستیم ( خانواده, وضع مالی, فرهنگ و ... ) .

    اما متاسفانه هنوز نتونستم به دختر خاله لفضا بگم که بهش علاقه دارم .البته طوری با مهربونی با هاش برخورد می کنم که یه بچه 2 ساله هم می فهمه که به دختر خاله علاقه دارم. از اون طرف دختر خالم هم رفتار خوبی باهام داره , رفتارش طوری هست که حداقل من احساس می کنم بهم علاقه داره اما اون هم خجالت می کشه علاقش رو مطرح کنه.

    البته من برای ابراز علاقم خجالت نمی کشم می ترسم با ابراز علاقه مشکلات خانوادگی ایجاد شه. اگه احتمال یک درصد دختر خاله موضوع رو با خانوادش مطرح کنه رابطه دو تا خانواده بهم می خوره .

    خوب اگه فقط پدر و مادر دختر خالم باشن مهم نیست چون منطقی برخورد می کنند اما این وسط دو تا برادر داره این دختر خالم که تو سن و سال خودم هستن . یکیشون 24 ساله و دیگری هم 26 ساله.

    من از این قسمتش می ترسم که این علاقه رو ابراز کنم و این دو تا پسر خاله ضد حال بهم بزنن, لطفا کمک کنید من خیلی گیج شدم. تو این دوران از 16 سالگی تا 22 سالگی به هیچ دختری ابراز علاقه نکردم چون فقط به این دختر خالم فکر می کردم اما الان سن دختر خاله طوری شده که اگه زود نجنبم یهو دختر خاله از دستم می پره می ره.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۳۰ مطلب مشابه) ازدواج فامیلی (۷۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۸)
    • ۲۹۸۷ بازدید توسط ۲۳۵۹ نفر
    • چهارشنبه ۳۰ فروردين ۹۶ - ۲۲:۳۶

    برای کسب شناخت در ازدواج های فامیلی چکار باید کرد ؟

     سلام دوستان

    سال نو بر همگی مبارک، با آرزوی سالی شاد و پر برکت

    سوالی داشتم ممنون میشم راهنمایی کنید .

    در خواستگاری هایی که برای ازدواج های فامیلی هست چه سوال هایی باید پرسیده بشه؟ درسته که طرفین آشنایی زیادی با هم دارند اما بهرحال نمیشه که سوال نپرسید!

    منظورم این هست که خواستگاری فامیل باشن دو طرف، اما نیاز به شناخت باشه، نه اینکه همون بار اول قرار بر جواب مثبت دادن باشه.

    برای این جور خواستگاری ها هم همون سوالات خواستگاری های عادی رو باید پرسید یا چیزهای دیگه ای؟

    یعنی تفاوتی با خواستگاری های غریبه نداره؟

    ممنون میشم کمکم کنید.


    مرتبط با کسب شناخت قبل از ازدواج:

    روش کسب شناخت قبل از ازدواج

    مخالفت والدین با دوران شناخت طولانی مدت قبل از ازدواج

    برای شناخت، یک جلسه خواستگاری بهتره از چند سال دوستی است

    روش افزایش شناخت از دختر در یک جلسه خواستگاری

    روش شناختن افراد خودخواه قبل از ازدواج

    جلسات خواستگاری رو برای شناخت کافی نمی دونم

    در خواستگاری بهتر میشه طرف رو شناخت یا در دوستی؟

    میخوام با شناخت، شوهر کنم؟

    رفت آمد خانواده ها برای شناخت بیشتر در قبل از عقد

    جلسه دوم خواستگاری - شناساندن نه شناختن

    خواستگاری راهی درست برای شناخت



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج فامیلی (۷۸ مطلب مشابه) شناخت قبل از ازدواج (۱۰۰ مطلب مشابه) آموزش روش های تحقیق برای ازدواج (۴۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵)
    • ۲۳۹۸ بازدید توسط ۱۹۷۵ نفر
    • سه شنبه ۸ فروردين ۹۶ - ۲۱:۴۵

    چگونگی خواستگاری از دختران فامیل

    سلام دوستان

    پسری 23 ساله هستم. به دختری 20 ساله که از اقوام درجه یک هستند علاقه دارم و قصد ازدواج با ایشون را دارم.

    این دختر خانم هم اکنون دانشجو هستند و حدود 4 سال دیگر باید درس بخونند. من هم 1 سال دیگر از درسم باقی مانده است. سربازی معاف شده‌ام. خانه‌ هم مانند خیلی از پسران دیگر یک طبقه از منزل پدرم هست. هم اکنون شغل ثابت، ماشین و پس انداز خاصی ندارم.

    با توجه به شرایطی که دارم ( رشته تحصیلی، خانواده و ...) از آینده شغلی خودم مطمئن هستم و میدونم وضع مالیم خوب خواهد شد. ( و بالطبع خانواده دختر هم چون فامیل هستند این موضوع را میدانند که آینده خوبی خواهم داشت) .

    حالا با توجه به شرایطم چند سوال داشتم...

    اول اینکه الان زمان مناسبی برای مطرح کردن است ؟ سن ایشون کم نیست!؟

    میترسم اقدامی نکنم و ایشون ازدواج کنن و بعد افسوس بخورم چرا زودتر کاری نکردم... از وقتی هم که دانشجو شده بیشتر این ترسو دارم.

    دوم اینکه اصلا این قضیه را چطوری مطرح کنم؟

    مشکلی ندارم به خانواده خودم اطلاع دهم که رسمی اقدام کنیم. اما چون از اقوام خیلی نزدیک و درجه یک هستند کمی ترس دارم کدورتی چیزی پیش بیاد و جواب ایشون منفی باشه.

    به نظرتون تلگرام بهش پیام بدم و مستقیم از خود دختر خانم اجازه بگیرم که بیاییم خواستگاری ؟ و اگه جوابشون منفی بود بگم همه چیز بین خودمون تمام شود ؟ اگه دلش با من باشه میگه هر چی خانوادم بگن یا بهم میگه من مشکلی ندارم.

    من خیلی ایشونو دوست دارم و دلم نمیخواد بی‌گدار به آب بزنم. خواهشا اگه کسی میتونه راهنماییم کنه. مخصوصا اونایی که تجربه چنین مواردی را داشتن یا دیدن.

    خیلی ممنونم ♥♥♥


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج فامیلی (۷۸ مطلب مشابه) خواستگاری از دختران فامیل (۷ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۱)
    • ۴۹۹۹ بازدید توسط ۳۸۲۸ نفر
    • شنبه ۵ فروردين ۹۶ - ۲۲:۱۱

    نمیخوام به خاطره یه عشق دوران کودکیم، آیندم رو خراب کنم...

    سلام

    من یه دختر 17 ساله هستم که جز درس به چیز دیگه ای فکر نمیکنم.. یکی از بارز ترین خصوصیاتم که همه بهم میگن حاضر جواب بودن هست.  بهتر بگم خیلی ها بهم میگن که پرو هستم در عین حال یه دختر مذهبی و معتقدی هستم که از ارتباط با جنس مخالف بیزارم.

    به تازگیا یه اتفاقی یا شاید بهتره بگم یه مشکلی برام پیش اومده که تمرکزم رو ازم گرفته... البته اونقدرام فکر مشغول نیست..اما حتی فکر کردن بهش منو ازار میده....از اینکه فکر کنم به بازی گرفته شدم بیییییییییییییزارم.....
    مشکلم اینه... ؛

    پسر خالم بهم ابراز علاقه کرده.. پسر خاله من یه پسر مغرور و قد.. به شدت غیرتی.. معتقد و مومن... از نظر قیافه و هیکل بسیار خوب جوری که خیلی از دخترا اروزی ایشون رو دارن.. ایشون از من 3 ماه بزرگتره، همش میترسم بخواد با احساساتم بازی کنه ...

    بهم تو یکی از شبکه های اجتماعی پی ام داد

    گفت:

    من از همون 6 سالگی ازت خوشم میومده اما تو هیچ وقت نفهمیدی.. عشقم نسبت به تو از روی هوس نیست.. قصدم ازدواجه...

    اینا رو بهم گفت ازم هم خواست کسی تو فامیل باخبر نشه و بین خودمون بمونه..البته بهم هیچ گوونه پیشنهاد دوستی نداد... اتفاقا باهام همدردی کرد و مثل یه دوست خوب راهنماییم کرد..نمیدونم کار درستی کردم که باهاش صحبت کردم ؟؟؟ یه جورایی با هم صمیمی شدیم.. اخه قبلا اصلا باهم لج بودیم .

    من نمیخوام به این زودی ها بهش علاقه مند شم..میترسم همش یه دروغ باشه و بخواد منو بازی بده ، البته راست و دروغش مهم نیست..فقط نمیخوام کسی منو بازی بده . بهش هم گفته اگه بخوای بهم صدمه بزنی نابودت میکنم...

    من از نظر قیافه و اندام دختر خیلی زیبایی هستم..البته حرفای دیگران شاید هم باعث ابراز علاقه در ایشون شده باشه.. ازتون میخوام تا منو راهنمایی کنید که چجوری بفهمم که ایا منو واقعا دوست داره یا نه؟ اینکه بهش اعتماد کنم کار درستیه یا نه؟

    اگه اقا پسرا جواب بدن خوش حال میشم...هر چی باشه هم جنس شون رو بهتر میشناسن
    خواهش میکنم راهنماییم کنید نمیخوام به خاطره یه عشق دوران کودکیم.. سرنوشت و ایندم رو خراب کنم...
    ممنون میشم


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۸ مطلب مشابه) ازدواج فامیلی (۷۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۷)
    • ۱۵۵۵ بازدید توسط ۱۲۳۱ نفر
    • يكشنبه ۵ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    مخفیانه با دختر خالم برای ازدواج ارتباط دارم چون پدرامون مخالف هستند

    سلام

    من یه پسر 22 ساله هستم و عاشق دختر خالم که 19 سالشه هستم . ولی متاسفانه پدرامون با هم خوب نیستن و همین باعث شده تا نتونم موضوع رو بهشون بگم. ما الان 3 ساله که دور از چشم خانواده با هم دوستیم. ولی هیچ کدوممون جرات نداریم به خانوادمون بگیم.

    من دوست ندارم که به هم محرم نباشیم. دوست دارم عقد کنیم و با هم ازدواج کنیم ولی با این مشکل چه طور کنار بیام ؟

    از طرفی هم برادرش که هم سن خودمه با من مشکل داره و اصلا خوب نیست. نمیدونم چی کار کنیم ؟

    وضع مالیمون خوبه و تو یه شرکت کار میکنم.پس انداز هم دارم. ماشین هم دو سال پیش پدرم برا تولدم خریده بود .

    مرتبط:

    دختر مورد علاقه م گفت دیگه فایده نداره برو پی زندگی خودت

    به خاطر ارتباط پنهانی با دخترم مورد نظرم، پدرش مخالف ازدواج ماست

    خانواده های ما با ازدواجمون مخالف هستند

    مادرم عکس های پروفایل دختر مورد علاقم رو دیده و مخالف ازدواج ماست

    مادر پسر مورد علاقم ظاهر منو نپسندید و مخالف ازدواج ماست

    چکار کنم خانواده م با ازدواجم در سن پایین مخالفت نکنن

    خواهران خواستگارم با ازدواج ما مخالف هستند

    خانواده خواستگارم با ازدواج ما مخالف هستند

    مادر خواستگارم به دلیل این که بیوه هستم مخالف ازدواج ماست

    با وجود مخالفت خانوادم با یه پسر کوچکتر و تحصیلات پایین تر ازدواج کردم

    مخالفت مادر با ازدواج به دلیل بی پولی پدر دختر

    خانوادم بشدت با ازدواج مجدد ما مخالفت میکنن

    فقط به خاطر مخالفت خواهرش از ازدواج با من منصرف شد



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۳۰ مطلب مشابه) ازدواج فامیلی (۷۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸)
    • ۱۳۴۷ بازدید توسط ۱۱۶۹ نفر
    • پنجشنبه ۲ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    نظر پدر علم ژنتیک ایران در مورد ازدواج فامیلی

    سلام دوستان

    من از خوانندگان این وب سایت هستم و در مورد ازدواج فامیلی هم مطالب خوندم و که جدیدا مطلبی در رسانه ها در این مورد منتشر شده که ازتون میخوام این مطلب رو مطالعه کنید.
    در این کلیپ کوتاه از پدر علم ژنتیک ایران در مورد ازدواج فامیلی سوال پرسیدن و ایشون هم جواب خوبی دادند که میتونید مشاهده کنید.
    خیلی ممنون

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج فامیلی (۷۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲)
    • ۱۶۵۴ بازدید توسط ۱۳۵۴ نفر
    • يكشنبه ۲۱ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۰

    به خاطر ترس از خطرات ازدواج فامیلی، در ازدواج با پسر عموم مردد هستم

    سلام

    حدود دو سه سال پیش پسر عموی من باخونوادشون صحبت کرده بودن که بیان خواستگاری. به خونوادم که گفته بودن بخاطر سن کم و درس گفتن ما اصلا فعلا ذهن دخترمون رو مشغول نمیکنیم و من نمیدونستم تا یکسال بعدش و بعد نظر خودمم همین بود که سن کمی دارم (دانش آموز بودم اونوقت) .

    از یه طرف چون خطرهای ازدواج فامیلی زیاده نمیخواستم منتظر من باشن و محترمانه جواب منفی دادیم ولی همون وقتم از طریق چند تا از بستگان به گوش بنده رسوندن که منتظرن شرایط تحصیل من بهتر بشه!

    الان من دانشجوم و به هدفی که داشتم رسیدم و دوباره از طرف ایشون جریان خواستگاری مطرح شده. پسرعموم موقعیت مناسبی داره و از طرف همه تایید شده. ملاک هایی که توی وبلاگ خانواده برتر نوشته شده بود هم خوندم و واقعا مورد خاصی پیدا نکردم. الان فقط دلیلم برای رد کردنشون میتونه ترس از ازدواج فامیلی باشه. درسته که به این دلیل ردشون کنم یا بعد از آزمایش های ژنتیک سخت گیری نکنم و جوابم مثبت باشه؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج فامیلی (۷۸ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۳)
    • ۱۴۶۹ بازدید توسط ۱۱۶۹ نفر
    • جمعه ۱۹ آذر ۹۵ - ۲۲:۴۰

    پروانه ای شدن یکی از عوارض ازدواج فامیلی

    «اپیدرمولیز بولوسا» با نام اختصاری «EB» ( پروانه ای شدن ) یک بیماری ارثی در بافت های پوستی است که در پوست و غشای مخاطی ایجاد تاول می کند.

    بیماری پروانه ای

    این بیماری به دلیل نازک شدن پوست و آسیب پذیری آن به بال های پروانه تشبیه می شود، و در ایران با نام بیماری « پروانه ای » شناخته شده است.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج فامیلی (۷۸ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۲۲۵۰ بازدید توسط ۱۴۸۶ نفر
    • پنجشنبه ۲۹ مهر ۹۵ - ۲۲:۰۰

    دوست ندارم با کسی ازدواج کنم که بهم علاقه ای نداره

    سلام

    راستش خیلی دو دلم که سوالمو بپرسم یا نه ؟ یه سال پیش زن عموم منو برای پسرش خواستگاری کرد . تقریبا بعلت ارتباط بسیار صمیمی مادرامون همه فکر میکردن ما دو تا قراره با هم ازدواج کنیم پس کسی هم از اقوام پا پیش نمیذاشت برای خواستگاری چون از نظر اکثرشون ما مال هم بودیم...

    راستش من از وقتی به سن تکلیف رسیدم خیلی کم با پسرا حرف میزدم آدم مذهبی نبودم ها اتفاقا یه بمب انرژی تو فامیل محسوب میشم که خیلی هم اعتماد بنفسم بالاست ولی بشدت به اخلاقیات پایبند .

    اگه با بقیه افراد نامحرم فامیل یه سلام علیکی بود با پسر عموم همونم نبود اصلا نگاش نمیکردم اونم همین طور ... بیشتر شرم و حیا بود .البته با داداشش که دو سالی ازم کوچکتره خیلی جورم ... و اونم شدیدا مغروره و برعکس خانوادش زیاد خونمون نمی اومد.

    البته یکی دو بار متوجه شدم که مادرش بهش اجازه نداده که بیاد. خلاصه من فکر کردم که خب حتما علاقه ای نداره  که اینجوری سرده ... ولی یه سری رفتارا میکرد که باعث میشد شک کنم مثلا وانمود میکرد اصلا منو نمیبینه ولی من متوجه میشدم داره از تو آینه نگاه میکنه یا وقتی حواسم نیس زل زده بهم یا اینکه میفهمیدم که کلا داره به حرفام گوش میکنه چون همون بحث منو دقیق ادامه میداد ولی اکثرا ارتباط چشمی بود ...

    ولی آخرش مامانم به زن عموم جواب منفی داد و زن عموم امسال دوباره پیشنهادش رو مطرح کرد که این بار خودم نخواستم... چون مامانم شدیدا مخالفه و میگه اگه دلش باهات بود بیشتر خودشو میچسبوند....

    و اینکه برادرم از عمه ام شنیده که با یکی از دخترای فامیل در ارتباط بوده و این قضیه رو هم یکی از دوستای مشترک  داداشم و اون میدونه و به برادرم هم  گفته مادرمم این قضیه رو میدونه ولی فکر نکنم خانوادش بدونن...

    این دختر هم چند ماه پیش با پسر عمه ش ازدواج کرد و انگار همه چی خوبه... و جالبه که الآن دوباره رفت و آمد پسر عموم به خونه مون زیاد شده خیلی زیاد ، اکثرا هم با برادرم هس همه جا. راستش دانشجو یه رشته خیلی خوبه و مطمئنم درسش تموم بشه وضعش عالی میشه کیس خوبی میشه ولی دوست ندارم با کسی ازدواج کنم که بهم علاقه ای نداره و دلش با کس دیگه ای بوده .

    چون تو فامیل همچین مواردی رو دیدم که اصلا زندگی خوبی ندارن و فقط همو تحمل میکنن... از طرفی هر وقت میخوام قیدشو بزنم یاد نگاهای معنی دارمون میوفتم دوباره دچار تردید میشم...

    و عموم چند باری رفته پیش مادر بزرگم که اون بیاد و مامان بابا رو قانع کنه اما اونم نیومد با اینکه همه دوس دارن این وصلت سر بگیره ولی چون پدرم فرزند ارشده خیلی جذبه داره همه اقوام و حتی خواهر برادرمم میترسن از بابام و اتفاقا من خیلیم باهاش صمیمیم...

    اینجا مخالفت پدرم فقط بخاطر نظر منه و البته تا حدودی مادرم ... اما رفت و آمد های اخیر پسر عموم و مشارکت زیادش با برادرم داره کم کم نظر مادرمو عوض میکنه... من واقعا نمیدونم چیکار کنم؟ بهش جواب مثبت بدم ندم ؟ قیدشو بزنم نزنم ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج فامیلی (۷۸ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۴)
    • ۲۱۲۴ بازدید توسط ۱۷۰۵ نفر
    • چهارشنبه ۲۸ مهر ۹۵ - ۲۲:۲۵

    بین دلم و غرورم جنگ افتاده

    سلام  دوستان

    دختری  21 ساله هستم چند روزی میشه یه مسئله ای فکرم رو مشغول کرده نمیتونم با پدر و مادرم مطرح کنم گفتم اینجا مطرح کنم از شما مشورت بگیرم .

    من مدت یک سال و خورده با پسر عموم به قصد ازدواج رابطه داشتم چون شرایطش خوب بود قبول کردم فکر میکردم کاملا میشناسمش چون رابطمون طوریه که دائما با هم در رفت و آمدیم .

    عموم و پدرم روابط صمیمی دارن .توی این مدت هیچ حرف نا معقولی بینمون زده نشد حد و مرزها رو رعایت کردیم  دلیل اینکه نمیتونست بیاد خواستگاری هم این بود که هنوز کارش درست نشده بود اونم میگفت من تا کارم درست نشه نمیام جلو راستش خودمم خوشم نمیومد بدون داشتن کار رابطمون رسمی بشه چون بابام سخت گیره .

    خلاصه تو مدت کاملا شناختمش و فهمیدم ما کپی پیست همدیگه هستیم هر دو تا مون غد و مغرور یعنی خدا نکنه سر یه مسئله بحثمون بشه اگه قهر میکردیم هیچ کدوم پا پیش نمیذاشت واسه آشتی .

    یه بار که تا دو هفته قهر بودیم بالاخره اون پا پیش گذاشت البته دفعه بعد که یه هفته طول کشید من پا پیش گذاشتم گذشت تا چند وقت پیش سخت بحثمون شد یه جورایی بد غرورم رو شکست من گفتم دیگه نمیتونم این رابطه رو ادامه بدم و کات کردم اونم قبول کرد .

    الان دوباره داره پیام میده میگه ببخشید و از این حرفا من میخوامت میخوام بیام خواستگاری و دوست دارم ولی من نمیتونم حرفش رو فراموش کنم ، از طرفی هم متاسفانه یا خوشبختانه هنوز دوسش دارم و نمیتونم فراموشش کنم .

    هر وقت میبینمش تا چند روز تو فکرشم از یه طرفم غرورم اجازه نمیده نمیدونم چیکار کنم از بس بین دلم و غرورم جنگ افتاده خودمم خسته شدم به نظرتون غرورم رو زیر پا بذارم ؟ یه پسر ارزش داره آدم به خاطرش از غرورش بگذره؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج فامیلی (۷۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۱)
    • ۱۳۵۵ بازدید توسط ۱۱۶۰ نفر
    • يكشنبه ۲۵ مهر ۹۵ - ۲۲:۳۰

    به خاط ترس از مشکلات ژنتیکی در ازدواج فامیلی دو دل شدم

    با سلام

    من پسری حدودا ۲۳ ساله هستم که حدود یک ساله که از طریق خونواده ها حرفی بین منو دختر داییم زده شده ، اون تقریبا از همه لحاظ با معیار های من برای ازدواج نزدیکه ولی من تازگیا با مشکلات ژنتیکی این ازدواجا اشنا شدم و کمی دو دل شدم ( اینم بگم که اون هم دختر داییم و هم دختر عمه ام و پدربزرگامون هم با هم برادر بودن ) هر چند مشکل ژنتیکی خاصی تو خانواده هامون وجود نداره و تقریبا اکثر ازدواجا فامیلی موفق بوده به جز یه مورد نازایی.

    راستش من خودم بخاطر همین موضوع تا حالا باهاش در ارتباط نبودم تا اگر بعدا مشکلی وجود داشت اون وابسته نشده باشه و‌ تصمیم احساسی نگیریم. بنظرتون اینکه من هیچ‌ ارتباطی باهاش ندارم کار درستیه؟


    مرتبط:

    می ترسم عقب افتادگی برادر خواستگارم ارثی باشه

    کسانی که حتما باید قبل از ازدواج مشاوره ژنتیک بشن

    به خاطر مسائل ژنتیکی می ترسم با پسر عمه ام ازدواج کنم

    کسی رو سراغ دارید که با وجود دادن آزمایش ژنتیک بچه ناقص گیرش اومده ؟



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج فامیلی (۷۸ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹)
    • ۱۱۹۱ بازدید توسط ۱۰۱۲ نفر
    • جمعه ۱۲ شهریور ۹۵ - ۱۴:۰۱

    نسبت به همسرم حس برادری دارم

    با سلام

    پسری هستم 19 ساله که به بدلیل اصرار خواهر ها و مادرم با دختر عمویم ( 17 سال ) که علاقه چندانی بهش نداشتم ازدواج کردم.

    به نظرم علت عدم علاقه ام به ایشون شاید بدلیل این بوده که بچگی پیش هم بودیم و با هم بزرگ شدیم . البته خودم قصد ازدواج داشتم اما نه با دختر عموم ، حالا هم که ازدواج کردم نمیتونم اونا به عنوان همسرم قبول کنم و حس برادری نسبت بهش دارم . الانم شدیدا افسردگی گرفتم و خیلی کم با هم رفت و امد داریم.

    سعی میکنم که رابطه عاطفی خوبی ایجاد کنم ولی نمیتونم اینکارو انجام بدم . تنها خواستم اینه که لذت ببرم از همسر و دوران عقدم که نمیشه . خواهش میکنم راهنماییم کنید تا دیدم نسبت به همسرم عوض شه . شاید لازم باشه اینم بگم ایشون دو تا داداش داره و خواهری نداره .

    با تشکر


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    راهنمای زوج های جوان (۱۰۸ مطلب مشابه) ازدواج فامیلی (۷۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۵)
    • ۴۵۵۸ بازدید توسط ۳۷۲۰ نفر
    • يكشنبه ۲۰ تیر ۹۵ - ۱۶:۴۹

    تو جمع فامیلی یه پسر چطوری نشون میده که به فلان دختر علاقه مند شده ؟

    با سلام خدمت همه دوستای گلم

    دخترا چیزایی که میگم حقیقته برای خیلی هامون پیش اومده که به پسری تو فامیل علاقمند بشیم و دوست داریم بدونیم اونم ما رو دوست داره یا نه ، حتی بعضی وقتا توهم عاشقی میزنیم و کوچیکترین حرکت اون پسر رو عشق برداشت میکنیم در حالی که بنده خدا روحشم خبر دار نیست و صرفا اخلاقش اینطوریه .

    خب تا اینجاشو اجیای گل داشته باشید حالا یه سوال از اقا پسرای عزیز این درسته که باید منتظر بمونیم تا با خواستگاری ثابت شه که عشقی این وسط هست . سوالم اینه تو جمع فامیلی که با همه جور هستید و صمیمی چطوری مثلا به دختر عموتون نشون میدی براتون با بقیه فامیل فرق میکنه ؟

    یه عده هستن خیلی تو فامیل سر به سرت میذارن ولی یهو فیوز میپره هواتو دارن که شاخ در میاری میشه به اینم گفت نشونه؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج فامیلی (۷۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۶۵)
    • ۲۷۹۴۵ بازدید توسط ۲۰۹۰۴ نفر
    • دوشنبه ۱۴ تیر ۹۵ - ۲۳:۴۶

    اگه بچه دار نشیم آسمون به زمین میاد ؟

    سلام
    20 سالمه سال دوم دانشگاه . من و پسر خالم که سه سال از من بزرگ تره قرار بود ازدواج کنیم ( تقریبا سه ماهه ) من اونو خیلی دوست داشتم با هم عقد موقت بودیم و کوچکترین تماس فیزیکی نداشتیم ولی یه موردی هست که ازدواج منو اونو به هم زد اونم ژن های خطرناکی بود که بخاطرش نمی تونستیم بچه دار شیم.

    اعصابم به هم ریخته الان دو سه روزه جواب آزمایش دوم اومده و دیگه یعنی ما نمیتونیم ازدواج کنیم. ولی من سر تا پا اشکم تا جایی که میدونم اونم رفته یه شهر دیگه ( محل کارش ) وقتی بهش زنگ زدم بغضش ترکید و فهمیدم اونم داغون تر از منه.

    به مادرم گفتم چی میشه حالا بچه دار نشیم آسمون به زمین میاد یا بر عکس میگه حالا بچه ای نمیفهمی اگه بچه ام چرا داری شوهرم میدی ؟

    به نظر شما آقایون و خانوما چی کار کنم که راضیشون کنم . پسر خالم رضایت پدر مادرشو گرفته این طور که می گفت ولی من نتونستم . دلم مثل سیر و سرکه می جوشه.

    کمکم کنید لطفا


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۸ مطلب مشابه) ازدواج فامیلی (۷۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۵)
    • ۲۵۸۲ بازدید توسط ۲۱۸۰ نفر
    • سه شنبه ۱۸ خرداد ۹۵ - ۱۹:۲۳

    دوستانی که سابقه خواستگاری فامیلی دارن کمکم کنن

    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام خدمت همه عزیزان

    واقعیتش من یه مدتی هست احساس میکنم یه حسی نسبت به یکی از دختر خانم های فامیل دارم با اینکه دختر خانم های خیلی سرتر از ایشون اطراف بنده بودن ولی من این حس رو فقط نسبت به ایشون دارم .

    ایشون تقریبا اون معیارهایی رو که من میخواستم دارن بجز چند مورد خیلی مهم مثل اینکه من ادم مذهبی هستم و دوست دارم همسر ایندم چادری باشه منتها ایشون چادری نیست ولی حجابش بدون چادر واقعا خوبه یا سطح خانوادگی اونا از ما پایین تره ولی برای من هیچ اهمیتی نداره شاید از نظر خانوادم مهم باشه و اینکه پنج شش سال ازم کوچکتره .

    با این حال من میترسم که پا پیش بذارم برای خواستگاری و جواب اونا نه باشه هم ضایع میشم هم ممکنه ارتباطشون رو هم با ما قطع کنن که من اصلا دوست ندارم همچین اتفاقی بیافته و هم کل فامیل خبر دار میشن و اذیت میکنن و تیکه میندازن .

    ترس من از شنیدن همین جواب نه هست و میخواستم دوستانی که سابقه خواستگاری فامیلی رو داشتن کمکم کنن .

    شرایط خودمم بگم که بنده بیست تا بیست و پنج سالمه چند ماه دیگه مدرک ارشدمو میگیرم و یک شغل با جایگاه اجتماعی خوب تو یکی از ادارات شهرمون دارم . ادم مذهبی هستم نه خشک مقدس به حجاب خیلی اهمیت میدم ادم مهربونی هستم قدم صد و هشتاد و سه هستش و از لحاظ اخلاقی نسبت به دوستام واقعا حس میکنم خوبم ولی هنوز باید رو اخلاقیاتم کار کنم و سخنرانی اساتید اخلاق رو هم گوش میکنم . خونه و ماشین ندارم ولی اگه خدا بخواد ماشین رو تا پایان امسال خواهم گرفت .

    حالا با این اوصاف به نظر شما دوستان

    برم به خواستگاری ایشون یا نه ؟

    اصلا من شرایط شروع یه زندگی رو دارم یا هنوز باید صبر کنم ؟

    اون عزیزانی که خواستگاری فامیل رفتن یا از فامیل براشون خواستگاری اومده اگه میشه از تجربیاتشون بگن نصیحتی بکنن این برادرشون رو ممنون میشم .

    چه طوری به پدر مادرم این مسئله رو بگم؟ چون خیلی خجالت میکشم فقط دعا میکنم مامانم خودش اونو به من پیشنهاد بده .

    ممنونم از همه دوستان


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج فامیلی (۷۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۷)
    • ۲۷۲۷ بازدید توسط ۲۱۶۲ نفر
    • شنبه ۱۴ فروردين ۹۵ - ۱۵:۵۶

    به جاى اینکه فراموشش کنم بیشتر بهش فکر مى کنم

    سلام

    دخترى هستم 18 ساله ، خونواده ى من با خونواده ى داییم حدود 13 سال قطع ارتباط کرده بودن به دلایلى که هنوزم نمى دونم و حالا حدود ىک سال میشه تازه با هم آشتى کردیم ( من کلا هىچ کدومشونو نمىشناختم یعنى کاملا برام غرىبه بودن ).

    ماجرا از اىنجا شروع میشه که پسر داییم منو برا اولىن بار خونه مادر بزرگم مى بینه و ازم خوشش مىاد ( البته ایشون شىش ماه از من کوچىکترن ) تا اىن که بعد از کلى ماجرا که یکسال طول کشید و ایشون منو زىر ذره بىن گذاشته بودن و منم اصلا از حسشون نسبت به خودم هىچ اطلاعى نداشتم با خانوادشون اومد خونه ى ما خودش از من تو اتاق خواستگارى کرد و ازم خواست تا فکر کنم و بعد به خانوادم بگم و بعد از سه روز من جرىانو به خانوادم گفتم  .

    اونا هم بدون اىنکه نظر منو پرسن زنگ زدن خونشونو و جواب رد دادن ( البته من خودم کاملا راضى نبودم ولى ازش خوشم مىومد ولى خانوادم اصلا نظر منو نپرسىدن ) بعد من تصمىم گرفتم تا به خانوادم بگم که من ازش خوشم مىاد و اىن کار رو هم کردم ولى مامانم نشست گرىه کرد و گفت اگه مى خواى برى برو ولى چون من ناراضى ام دىگه حق ندارى اىن ورا بىاى و من دىگه نمى شناسمت......

    بعد چند روز پسر داىىم بىرون منو دىد و ازم دلىل مخالفت کردنم و پرسىد و منم چون مامانم اون طورى مخالف بود و از ترسم بهش مى گفتم ازت خوشم نمىاد و هزار تا شرط و دلاىل چرت و پرت مىاوردمو بهش مىگفتم .

    ولى اىشون همه ى شراىط منو قبول مى کرد و پشت سر هم مقاومت مىکرد تا اىن که اىن جرىان 4 ماه ادامه پىدا کرد و منم کم کم بهش وابسته شدم ولى چون مامانم مخالف بود هىچ وقت اىنو بهش نگفتم و بىشتر سعى مى کردم که اونو از خودم دور کنم و کمتر ببىنمش تا اىن که آخرىن بارى که بهش جواب رد دادم. گرىه کرد و  گفت اگه واقعا منو نمى خواى اگه باعث ناراحت شدنت مىشم باشه مىرم تا دىگه مزاحمت نشم ولى اىنو بدون که تو دلم همىشه دوست دارم و رفت و الان دو ماه از اىن جرىان گذشته و من به جاى اىنکه فراموشش کنم بىشتر بهش فکر مى کنم و اصلا برا کنکور نمى تونم تمرکز کنم به نظرتون من چى کار کنم؟

    (اىنم بگم که به اصرار دوستام که بىا امتحانش کن ببىن بازم دوست داره و اىن حرفا ىه بار با گوشى ىکى از دوستام امتحانش کردىم و دىدىم نوشته بود خانوم محترم من خودم عشق دارم و ىه تار موشم با دنىا عوض نمى کنم و دوست ندارم به جز عشقم با دختر دىگه اى حرف بزنم حتى به عنوان آبجى و گفت دىگه به من پى ام نده وگرنه بلاکى)

    (اىن آخرى رو هم بگم که قبول کرده بود برام 6 سال صبر کنه تا دو تامون درسامونو بخونىم و ىه کارى پىدا کنىم با هم کار کنىم البته اىن از شرط هاى من بود ) ببخشىد طولانى شد

    شرمنده


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۸ مطلب مشابه) ازدواج فامیلی (۷۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۹)
    • ۱۶۴۸ بازدید توسط ۱۳۳۵ نفر
    • يكشنبه ۲۵ بهمن ۹۴ - ۲۰:۱۰

    پسرخاله م رو نمی تونم بعنوان شوهر قبول کنم

    سلام

    دختری هستم زیر 22 سال . پسر خالم ازم خاستگاری کرده ( از طریق خانواده اقدام کرده ) پسر خوبیه همه خانوادم دوسش دارن و قبولش دارن اما یه مشکلی این وسطه :

    من اونو از بچگی جای برادر دوس داشتم :-( باور کنید راس میگم حس بدی بهش ندارما ولی در حد برادر دوسش دارم...

    ولی اون منو خیلی دوس داره!!! تو خیالم اونو بجای شوهرم تصور میکنم میبینم واقعا میتونم بعنوان شوهر قبولش کنم اما این تصوراتمه!

    نمیدونم میتونم مثل یه شوهر و همسر دوسش داشت باشم یا نه؟!!! بچه ها میخوام بپرسم ببینم این حس اینکه اون جای برادرمه و مثل بردار دوسش دارم جای خودشو میده به دوس داشتن بعنوان همسر؟!!!

    اینکه ما هم سنیم این مشکلی بوجود میاره؟ ولی مشکل دیگه این که یه  پسر خاله دیگه م قبل این پسر خالم خاستگارم بوده .

    به نظرتون اگه به این جواب مثبت بدم پیش خانواده اون یکی خالم و پسرخالم بد نمیشه ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج فامیلی (۷۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۱)
    • ۲۲۶۴ بازدید توسط ۱۸۵۷ نفر
    • پنجشنبه ۲۴ دی ۹۴ - ۲۲:۳۴

    برادرم خودش رو مکلف میدونه که با دختر خالم ازدواج کنه

    با سلام خدمت دوستان محترم پاسخ دهنده
    برادر من یک جوان 23 سال کارشناس معماری مهندس کارخانه هستن و درامد مستقل دارن و امکانات زندگی از هر لحاظ براش مهیاست.

    او چندین سال است عاشق و دلبسته دختر خالم است که 21 سالش  و دانشجو هستش. و نزدیک  3 سال است ک با یکدیگر ارتباط تلفنی دارن.

    برادار من آدمی گرم مزاج و احساسی و دل رحم هستش . او عاشق دختر خالم هست ولی متاسفانه دختر خاله من آدمی بی احساس و بی روح هست و بود و نبود برادر من براش فرقی ندارد ولی چون برادرم فک میکنه تقریبا فامیل در جریان این ارتباط هستن خودشو مکلف میدونه که با دختر خاله ازدواج کنه.

    ولی خانواده من موافق این وصلت نیستن. ولی برادرم قبول نمیکنه خودشو مسئول دختر خاله میدونه..
    با تشکر از شما و همه دوستان
    موفق و پیروز باشید
    در پناه حق


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج فامیلی (۷۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۲)
    • ۱۲۵۷ بازدید توسط ۱۰۰۶ نفر
    • جمعه ۲۹ آبان ۹۴ - ۲۳:۵۲

    روم نمیشه جایی دیگه تو فامیل برم خواستگاری

    سلام
    اگه توی فامیل پسری طبق اداب و رسوم خانوادگی از طریق خانوادش برای خواستگاری اقدام بکنه و جواب رد بهش بدن و باقی فامیل از این موضوع باخبر بشن:

    برای پسر بد میشه؟ چه مشکلاتی ممکنه براش توی خواستگاری بعدیش توی فامیل پیش بیاد؟

    بعد از  چه مدت زمانی باید برای خواستگاری بعدی اقدام بکنه؟

    حقیقتش من یه بار جواب رد شنیدم و دیگه روم نمیشه جایی دیگه تو فامیل برم خواستگاری, چه کنم ؟


    موضوع ← ازدواج فامیلی


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۳۰ مطلب مشابه) ازدواج فامیلی (۷۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۱)
    • ۱۷۱۹ بازدید توسط ۱۳۸۸ نفر
    • پنجشنبه ۲۸ آبان ۹۴ - ۱۸:۲۸

    چجوری به مامانم بگم که میخوام درباره پسر خالم فکر کنم؟

    سلام
    دوستان ازتون میخوام راهنماییم کنید

    راستش من یه پسر خاله دارم که خاستگارمه  معلمه و چند ساله که سر کاره  و ماشین و حتی خونه داره از این نظر  مورد قبوله .

    حالا مشکل من که ازتون راهنمایی میخوام   این پسر خاله من نزدیک چهار ساله که خاستگار منه . وقتی که خالم قضیه رو مطرح کرد من  مدرسه میرفتم و اصلا اصلا به ازدواج فکر نمی کردم بخاطر همین وقتی که مامانم باهام صحبت کرد و ازم جواب خواست من  جواب منفی دادم  البته اینم بگم که همون موقع هم نسبت به پسر خالم  حس خوبی داشتم ازش بدم نمیومد.

    مامانم هم مخالفه چون دوست داره که من با کسی ازدواج کنم  که همه چی تموم باشه و تو زندگی هیچ مشکلی نداشته باشم .

    حالا هر چی خاستگار برام  میاد از نظر مالی از پسر خالم موقعیت بهتری دارن اما من نمی تونم قبولشون کنم
     
    پسر خالم هم هنوز عقب نکشیده اما هر وقت خالم صحبتشو میکنه  مامانم بدون اینکه از من نظری بخواد  ردشون میکنه  بخاطر همین پسر خالم الان سه ساله که خونمون نمیاد البته قهر نیست خیلی هم به مامان و بابام احترام میزاره ولی خونمون نمیاد .

    و اینکه  من روش خیلی حساسم  دست خودم نیست  وقتی جایی باشیم و بفهمم که پسر خالم قراره بیاد  یه استرس خاصی بهم وارد میشه یا وقتی  که بعضی از اقوام درباره ش حرف میزنن یا میگن وقتشه زن بگیره خیلی ناراحت میشم و حالم گرفته میشه در صورتی که نسبت به بقیه خاستگارام اصلا اینجوری نیستم .

    اما هنوز نمی دونم که اینا از دوست داشتنه یا نه . اینم بگم که خونواده مذهبی دارم . اما  مشکل اصلیم اینه که چجوری به مامانم بگم که میخوام درباره پسر خالم فکر کنم؟ 

    چجوری به مامانم بگم که اجازه بده بیان خاستگاری تا ما با هم حرف بزنیم؟ مثل همه مردم که وقتی پسر میره خاستگاری چند جلسه با هم حرف میزنن  تا ببینن به توافق میرسن یا نه...

    اصلا نمیدونم چجوری با مامانم صحبتمو شروع کنم؟ یا اصلا کار درستیه؟ خواسته من درسته با وجود گذشت چهار سال؟ یا باید بی خیال پسر خالم بشم؟

    لطفا راهنماییم کنید

    بگید چجوری با مامانم صحبت کنم ؟ به کسی جز مامانم هم نمیتونم بگم .

    لطفا راهنماییم کنید

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج فامیلی (۷۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۵)
    • ۱۷۱۱ بازدید توسط ۱۳۶۳ نفر
    • پنجشنبه ۱۴ آبان ۹۴ - ۱۸:۳۰

    من شدم زن مطلقه و اون خانم مطلقه شده زن شوهر دار

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    من یک خانم 30 ساله هستم. 12 سال پیش در حالی که 18 سالم بود با یکی از پسرای اقوام که حدود 8 سال از من بزرگتر بود ازدواج کردم. ازدواج من کاملا سنتی بود. از طرفی شناخت به دلیل آشنا بودن و فامیل بودن همسرم به خوبی خودش و خانوادش را می شناختیم.

    به خاطر همین بعد کمی تحقیق جواب بله دادم و ازدواج کردم. چند سال اول خوب زندگی کردیم و من صاحب فرزند دختری شدم. که در حال حاضر دخترم 10 ساله است. این را هم بگویم دختری بسیار زیبا هستم و خیلی هنرمند.

    از هر لحاظی که بگید هنرهای زیادی دارم.خیاطی، آرایشگری، آشپزی و خیلی هنرهای دیگه. یه کارگاه کوچیک خیاطی هم توی خونه دارم که ساعاتی که همسرم سرکار میرفتن توی اون کارگاه کار میکردم.

    بعد 7 سال زندگی مشترک کم کم متوجه شدم همسرم رفتارش در زندگی تغییر کرده. متوجه تلفن های مشکوک و دیر امدن هایشان شدم تا اینکه متوجه شدم همسرم با یک زن مطلقه ارتباط گرفته...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۸ مطلب مشابه) مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۳۰ مطلب مشابه) منفورترین حلال خدا (۸۰ مطلب مشابه) ازدواج مجدد (۷۲ مطلب مشابه) ازدواج فامیلی (۷۸ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰۵)
    • ۸۱۱۳ بازدید توسط ۶۸۴۲ نفر
    • جمعه ۱ آبان ۹۴ - ۲۲:۱۹

    یه جوارایی دوسم داره ولی بیشتر درگیر تجملاته

    سلام و عرض ادب
    پسری 22 ساله هستم که از بچگی دختر داییم رو دوس داشتم...الان داییم خواهرم رو برای پسرش عقد کرده. من چند وقت پیش پیشنهاد ازدواج بهش دادم البته اون یه جوارایی دوسم داره ولی بیشتر درگیر تجملاته و میگه شاید خواستگار بهتر براش بیاد. به هر حال بعد از کش و قوس های زیاد جواب رد بهم داد .

    از اونجا که اون این موضوع رو به خواهراش گفته... اونا یه حس عجیبی بهم پیدا کردن. یعنی هر وقت خونمون مهمونی میان ازم سوال میکنن عشقت رو چیکار کردی یه جوایی میخوان دوباره اونو برگردونن در حالی که خود دختره منو جواب رد بهم داد .

    الان به نظر شما من باید چیکار کنم؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۳۰ مطلب مشابه) ازدواج فامیلی (۷۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۱۰۶۶ بازدید توسط ۹۱۰ نفر
    • دوشنبه ۳۰ شهریور ۹۴ - ۲۲:۳۰

    چطوری خودم رو به دختر عموم اثبات کنم ؟

    سلام و خسته نباشید...
    پسری 18 ساله هستم با وضع ظاهری عالی ( قد بلند خوش هیکل و خوش برخورد و..... ) از دید بقیه .
    مدت یک سال بود که یه رابطه عاشقانه  بین بنده و دختر عموم که در یک شهر دیگه زندگی میکنن به وجود امده بود که قصد من فقط ازدواج بود..
    بعد ازمدت 6 ماه از ارتباط ما چند نفر تو فامیل شروع کردن از من بدگویی کردن پیش دختره و خانوادش و من از هیچ چیری خبر نداشتم و ارتباط ما قطع شد تا سه ماه بعدش که دایی بنده با عموم تماس گرفت درباره خواستگاری و عموی بنده هم هیچ مخالفتی نکرد و قرار شد تا زمانی که خواستگار برای دختره نیومد ما کاری نکنیم ولی به محض رفتن خواستگار ما بریم برای نشون گذاشتن و این صحبت ها.....
    چند روز بعدش زن عموم زنگ زد و مخالفت کرد.... حالا بعد از گذشت چند ماه یه جورایی رفتارشون بهتر شده ولی من موندم سر دو راهی ، چون انقدر پشت من حرف زدن که دختر عموم کلا یه جورایی بی اعتماد شده .

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج فامیلی (۷۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶)
    • ۱۲۷۳ بازدید توسط ۱۱۱۱ نفر
    • پنجشنبه ۱۲ شهریور ۹۴ - ۲۲:۲۵

    چطوری به پسر عموم بگم که خواستگاری نیاد

    سلام
    1. اینکه یه پسر اونم پسری که فامیل باشه مثل پسر عموی یه دختر ازش مستقیم خواستگاری کنه و بهش بگه دوسش داره کاره خوبی نیست ؟ اشکالی داره؟ یه نوع بی احترامی حساب میشه نسبت به اون دختر؟
    به نظرم اصلا کار درستی نیست یه پسر مستقیم از یه دختر خواستگاری کنه ...
    چی میشه که یه پسر این کارو میکنه ؟
    چه چیزی در اون دختر میبینه که این کارو کار بدی نمیبنه ؟
    2. من دختر مقیدی هستم و با خانواده عموم خیلی رابطه نزدیکی داریم یه بار پسر عموم بهم اس ام اس داد که منو میخواد و از این حرفا و میخوان برای خواستگاری بیان ...گفت به این خاطر این موضوع رو بهت گفتم که میخواستم قبلش نظرتو بدونم و معذرت خواهی کرد من اون موقع تو شرایطی بودم که فک میکردم هر چی زودتر ازدواج کنم بهتره برا همین جواب منفی ندادم و بهش گفتم هر چی قسمت باشه همون میشه و فک میکنم اون فک کرد من با پیشنهادش موافقم ...
    یه مدت همش اس ام اس عاشقانه میداد من بهش گفتم از این اس ام اسا نفرست و این رابطه رو چیز خوبی نمیبینم ....


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۸ مطلب مشابه) ازدواج فامیلی (۷۸ مطلب مشابه) رد کردن خواستگار فامیل (۲۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۶)
    • ۱۶۶۶ بازدید توسط ۱۳۷۶ نفر
    • سه شنبه ۳ شهریور ۹۴ - ۲۲:۴۵

    شوهرم فردی بسیار خجالتی و منفعله و اعتماد به نفس پایینی داره

    سلام به دوستان خوبم و پیشاپیش ممنون از لطفتون
    من و پسر عمم حدود یک سال پیش طی یک مراسم کاملا سنتی عقد کردیم. با اینکه سالها صحبت از ازدواج ما بود نه بهش فکر میکردم نه یک کلمه حرف زده بودیم. بعد عقد روز به روز اختلافات ما بیشتر مشخص میشه. شوهرم فردی بسیار خجالتی و منفعله و اعتماد به نفس پایینی داره. کار مناسب و ثابتی نداره و خیلی در این مورد اهمال و سستی میکنه. صحبت و قهر و واسطه کردن بقیه هم تا الان فقط روابط ما رو بدتر کرده.
    تقریبا هفته ای یک شب پیش همیم و خانواده ها ما رو کاملا در این زمینه آزاد گذاشتن. در زمینه مسائل جنسی خیلی محتاطانه عمل میکنه و من هیچوقت از روابطمون راضی نبودم. فقط به ارضا شدن خودش اهمیت میده و من خیلی وقت ها حتی خوب تحریک هم نمیشم و باعث شده از او و این مسائل بدم بیاد. هیچوقت در مورد مسائل جنسی با من صحبت نمیکنه و شرایط رو برای صحبت من محیا نمیکنه.
    برای اینکه اعتماد به نفسش بالا بره در این مسائل همیشه با روی باز ازش استقبال کردم و هر کاری دوست داشته انجام داده مخالفت نکردم، ولی هیچوقت قدردان نبوده. متاسفانه من در این مدت بکارتم رو از دست دادم و از این که اجازه این کار رو بهش دادم خیلی پشیمونم. با توجه به اختلافاتی که داریم میترسم کارمون به جدایی بکشه و من همه چیز رو از دست داده باشم. از طرفی نمیخوام این موضوع باعث بشه هر ذلت و مشکلی رو تحمل کنم.

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد (۴۵۳ مطلب مشابه) ازدواج فامیلی (۷۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۳۱۲۱ بازدید توسط ۲۴۹۸ نفر
    • شنبه ۲۷ تیر ۹۴ - ۲۱:۳۰

    برو بالا
    عبارات کلیدی
    ازدواج عشق حجاب خواستگاری روابط اجتماعی محبت سربازی طلاق اعتماد به نفس میل جنسی مطالب از تبار خاک ... رسیدن به آرامش قانون جذب ترک خودارضایی اختصاصی خانواده برتر قصد ازدواج دختر چادری استرس معرفی کتاب زندگی مشترک افسردگی مادر شوهر دوران عقد و رابطه خیانت حسادت جلسه خواستگاری وابستگی آموزش خواستگاری پست های ویژه تحصیل در دانشگاه پیام نور پست های پیشنهادی کاربران عشق یک طرفه شکست عشقی آرامش سوالات خواستگاری قانون جذب از زبان شفق عوارض خود ارضایی نیاز عاطفی وسواس فکری مطالب سعید کرمی جلسه اول خواستگاری چگونه اعتماد به نفس را افزایش دهیم زندگی در خوابگاه رشته پزشکی مطالب اسی $ پشت کنکور پزشکی فشار جنسی فرهنگ سازی پست های راهنمای خانواده برتر ابراز علاقه دوران مجردی حیا در دختران کنکور تجربی جلسه دوم خواستگاری وسواس دوران عقدم مطالب باشگاه خبرنگاران پشت کنکوری ها درونگرایی کاربران فعال کم کردن میل جنسی ازدواج با دختری که پدر معتاد دارد نیاز جنسی عواقب روابط عاطفی قبل از ازدواج ریزش مو چراغ سبز به جنس مخالف عاشق شدن استخاره اثرات بد حجابی معرفی روانشناس خواستگاری از دختر محجبه دوست پسر نداشتم آموزش های آشپزی مونس موفقیت ایده های خلاقانه کسب و کار رابطه با همسایه مسائل فرزندان طلاق شب عروسی ازدواج با دانشجوی پزشکی تحصیلات خواستگار مسائل روز جامعه عشق اول ازدواج با دانشجو تقویت زنانگی اعتیاد پدر دختر دهه شصتی ها ازدواج از طریق سایت های همسریابی قول ازدواج مطالب بانو لیلا برنامه نویسی دختر مغرور رشته حقوق روش درست دعا کردن قصد ازدواج بدون داشتن امکانات مطالب سید محمد سعید تقوی زنانگی داشتن دوست دختر نداشتم حسابداری شناخت خواستگار کمبود اعتماد به نفس