خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی

جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
صفحات خاص
صفحات کاربران
جدیدترین نظرات خیلی مهم خرید و فروش بک لینک و رپورتاژ
پاسخ به سوالات مربوط به طراحی سایت با وردپرس و سئو کردن مطالب (۲۲۴ بازدید توسط ۱۶۷ نفر)
چند نکته در مورد تائید نظرات با توجه به فصل شروع مدارس (۱۲۳۶ بازدید توسط ۷۷۳ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۵۸۶۷ بازدید توسط ۳۶۴۸ نفر)
خلاصه ی نکاتی که از خانواده ی برتر آموختید رو بیان کنید (۲۱۰۸ بازدید توسط ۱۴۲۶ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۶۳۶ بازدید توسط ۱۰۷۵ نفر)
رفع یک سوء تفاهم در عدم پاسخگویی به سوالات و درخواست های شما (۴۷۰۷ بازدید توسط ۳۷۵۴ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۱۰۱۴ بازدید توسط ۶۷۵ نفر)
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 2 (۱۱۸۱۴ بازدید توسط ۷۰۱۹ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۱۴۶۱ بازدید توسط ۱۰۵۱ نفر)
نوع برخورد با پست هایی که فکر می کنید سرکاری باشند (۱۷۳۴ بازدید توسط ۱۱۲۷ نفر)
ترویج فرهنگ کتابخوانی (۹۹۹ بازدید توسط ۷۶۷ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۲۷۶۰ بازدید توسط ۲۰۴۸ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۶۳۹ بازدید توسط ۵۳۵ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۴۴۳ بازدید توسط ۳۶۷ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۵۲۰ بازدید توسط ۱۲۲۲ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۲۵۸ بازدید توسط ۱۰۵۱ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۵۶۰ بازدید توسط ۱۱۷۶ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۱۶۳۶۹ بازدید توسط ۱۰۲۲۲ نفر)
صفحه نکته های آموزنده روانشناسی (۱۳۷۶ بازدید توسط ۱۱۲۶ نفر)
صفحه درد دل های پسرونه (۳۹۸۶ بازدید توسط ۲۹۵۱ نفر)
صفحه درد ودل های دخترونه (۴۴۵۶ بازدید توسط ۳۳۷۵ نفر)
صفحه آشپزی خانواده برتر (۱۵۸۲ بازدید توسط ۱۱۳۲ نفر)
دلتنگی های عاشقانه و غیر عاشقانه (۲۵۷۲ بازدید توسط ۲۰۱۶ نفر)
حق الناس دل شکستن (3) (۱۵۰۵ بازدید توسط ۱۱۶۱ نفر)
جملات روانشناسی، حکیمانه و زیبای بزرگان درباره ازدواج (۴۹۶۲ بازدید توسط ۴۲۳۳ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (3) (۵۰۳۸ بازدید توسط ۳۴۸۵ نفر)
صفحه امید به زندگی 2 (۱۰۳۵۷ بازدید توسط ۶۷۰۲ نفر)
صفحه گفتگوی دختران و پسران بالای 30 سال (۵۳۱۸ بازدید توسط ۴۰۶۸ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۳۷۰۱ بازدید توسط ۲۴۸۴ نفر)
در مورد پست های رمزدار (۱۳۵۲ بازدید توسط ۱۱۵۲ نفر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۶۶۰۱ بازدید توسط ۴۸۰۸ نفر)
توضیح به خانواده برتری های جدید در مورد نظرات ستاره دار (۱۱۴۸ بازدید توسط ۹۲۳ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۱۲۱۷ بازدید توسط ۱۰۳۹ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان (۲۴۵۵ بازدید توسط ۱۹۱۳ نفر)
توضیح در مورد ابزار اشتراک مطالب (۸۲۳ بازدید توسط ۷۰۳ نفر)
تصحیح برداشت اشتباه در مورد طرح آشنایی بیشتر بین کاربران (۳۱۴۲ بازدید توسط ۲۳۳۴ نفر)
نظرات کدام یک از کاربران روی شما تاثیر مثبت گذاشته ؟ (۲۹۶۴ بازدید توسط ۲۱۵۶ نفر)
آشتی کنان، حلالیت طلبی و نقد پذیری کاربران خانواده برتر (۲۱۹۸ بازدید توسط ۱۶۴۲ نفر)
التماس دعا (۸۸۷۶ بازدید توسط ۷۰۸۹ نفر)
پیشنهاد مطلب به سایر کاربران (۸۷۶ بازدید توسط ۷۴۶ نفر)
پیشنهاد پست های ویژه هفتگی (۱۴۸۷ بازدید توسط ۱۱۷۰ نفر)
پربازدیدترین مطالب روزانه خانواده برتر (۱۳۳۶ بازدید توسط ۱۱۴۴ نفر)
خدایا شکرت که ... (۳۰۵۰ بازدید توسط ۲۳۲۲ نفر)
صفحه نکته های خانه داری (۱۵۶۵ بازدید توسط ۱۲۰۵ نفر)
معرفی مراکز خرید مخصوص خانم ها (۱۴۴۶ بازدید توسط ۱۲۲۸ نفر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۳۲۰۰ بازدید توسط ۲۶۱۴ نفر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۳۶۷۱ بازدید توسط ۲۸۹۶ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۱۲۰۳۲ بازدید توسط ۷۷۰۶ نفر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۸۲۴۴ بازدید توسط ۱۸۲۴۴ نفر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۱۸۴۴۳ بازدید توسط ۱۳۸۶۴ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۵۸۶۷ نمایش) - (۲۳۸ نظر)
صفحه شخصی 🌏 Anahita 🌎 (۱۳۹۷ نمایش) - (۱۰۱ نظر)
صفحه شخصی "مهشید" (۱۷۶۲ نمایش) - (۱۴۲ نظر)
صفحه شخصی berelian (۷۲۰ نمایش) - (۴۲ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۳۰۲۴ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۵۸۴ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۳۸۰ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه ی شخصی دختر باران (۶۳۱ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۵۶۳۴ نمایش) - (۵۴۹ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۴۰۳۹ نمایش) - (۳۰۵ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۶۳۷۲ نمایش) - (۱۹۲ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۱۲۲۹ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۱۹۶۱ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۲۰۴۲ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۵۸۹۰ نمایش) - (۳۷۴ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۱۲۱۷ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۲۹۸۴ نمایش) - (۳۰۸ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۱۸۹۹ نمایش) - (۵۴ نظر)
صفحه شخصی هجران (۱۳۴۰ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۶۰۷ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۱۱۵۸ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی فان (۲۳۵۴ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۲۵۳۰ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۱۲۴۶ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۸۹۹ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۱۱۹۰۴ نمایش) - (۱۰۰۵ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۵۳۴۱ نمایش) - (۲۲۹ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۷۷۷۸ نمایش) - (۳۴۹ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۶۳۲۳ نمایش) - (۱۴۰ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۲۰۶۳ نمایش) - (۶۶ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۸۱۳۴ نمایش) - (۳۸۰ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۱۳۱۷ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۱۶۵۰ نمایش) - (۴۲۳ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۱۲۲۴ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۱۵۱۹ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۱۹۹۳ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۱۵۰۶ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۵۷۱۹ نمایش) - (۲۹ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۳۰۶۵ نمایش) - (۴۹ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۱۳۱۳ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۱۲۴۷ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۱۴۷۸ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۶۴۸ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۱۶۱۵۲ نمایش) - (۵۰۲ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۱۲۸۴ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۱۵۳۹ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۱۴۱۹ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۱۵۳۹ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۱۶۱۰ نمایش) - (۷۳ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۱۵۱۷ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۴۱۹۶ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۱۸۱۱ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۲۰۶۵ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۱۷۴۸ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۲۳۲۸ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۲۳۹۱ نمایش) - (۲۸ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۵۶۱۴ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۱۸۰۲ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۲۰۰۹ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۱۶۶۳ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۲۱۹۰ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۲۶۰۰ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۵۸۵۳ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۹۲۱ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۳۰۶۷ نمایش) - (۷۴ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۲۰۳۰ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۲۲۴۰ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۲۴۷۹ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۷۲۰۳ نمایش) - (۳۱۷ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۲۵۹۴ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۲۰۵۲ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۲۲۰۳ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۱۴۵۹ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۱۷۴۶ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۵۵۶۸ نمایش) - (۷۳۸ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۱۴۵۱ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۸۸۳ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۱۰۶۲۸ نمایش) - (۲۶۸ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۶۳۲۹ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۱۵۱۱ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۴۴۸۶ نمایش) - (۱۰۰ نظر)
صفحه شخصی " خاله باران " (۶۳۲۷ نمایش) - (۴۰۹ نظر)
صفحه شخصی " همسر اقای امیر_متاهل " (۱۴۲۷ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " تقوی " (۱۱۲۷۵ نمایش) - (۴۳۲ نظر)
صفحه شخصی " جیگیلی بیگلی " (۱۴۳۷ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " پرتو خورشیدی " (۲۶۵۲ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی " Papillon :-) " (۱۲۵۹ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " رضا سرچشمه " (۱۲۸۴۵ نمایش) - (۴۸۴ نظر)
صفحه شخصی " eror " (۱۳۴۵ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۲۳۱۹ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی " پرواز ... " (۱۱۰۹ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " ¤¤ سجاد ¤¤ " (۱۳۳۱ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " میثم 23 " (۱۰۴۶ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی " *[adam]* " (۱۹۷۶ نمایش) - (۷۹ نظر)
صفحه شخصی " زهرا سادات " (۱۵۱۶ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " صبا :) " (۵۳۶۱ نمایش) - (۴۴۸ نظر)
صفحه شخصی " بهار 23 " (۸۹۲ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " خـــــــــــرپـــرنـــده " (۲۱۸۴ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " N.A " (۱۱۹۷ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " sophist " (۱۰۰۵ نمایش) - (۵ نظر)

۶۸ مطلب با موضوع «ازدواج زنان مطلقه یا بیوه» ثبت شده است

مادرم میگه باید با یه دختر ازدواج کنی نه یه زن

سلام

تقریبا یه ساله که مادرم به من گیر داده تا ازدواج کنم. من وقتی اصرار زیادشو دیدم قبول کردم. چون درسمم دیگه داره تموم میشه و اگه خدا بخواد یه کار خوب هم برام جور شده البته حقوقش زیاد نیست ولی برا من خوبه. بگذریم ...

ما یه خانواده ی مذهبی هستیم و خود من مخصوصا مذهبی بودن طرف مقابل برام خیلی مهم بود. بعد از چند هفته به فامیل و آشنا سپردن بلاخره تو فامیلای دورمون یه دختر خانم بسیار خوب و مومن و دارای شرایطی که با من هماهنگه به ما معرفی شد.

ولی ما متوجه شدیم که این خانم یکبار ازدواج کرده ( البته مدتش خیلی کوتاه بوده ) و به دلیل اعتیاد و خشونت همسرش از هم جدا شدن.

حالا مهر این خانم بد جوری به دل من نشسته اما مادرم به هیچ وجه قبول نمیکنه با یه زن ازدواج کنم میگه حتما باید دختر باشه.

چرا باید اینجوری باشه؟ این چه فکر غلطیه که بعضی از مردم دارن ؟ مگه اون خانم چه اشتباهی کرده ؟ اگه شما جای من بودید چیکار میکردید ؟

لطفا راهنماییم کنید

خواهش می کنم.


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۸ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۲)
    • ۲۰۹۷ بازدید توسط ۱۷۹۰ نفر
    • شنبه ۲۰ آذر ۹۵ - ۲۲:۱۵

    ازدواج با زنی که بچه ی 6 ساله داره

    سلام
    من تصمیم گرفتم که ازدواج کنم و خانواده چند نفر رو بهم معرفی کردن. خودم هم تو محل کار قبلیم به خانمی علاقه داشتم، اما نه صحبتی شده بود و نه ابراز علاقه ای. ولی این حس دو طرفه بود.

    تا اینکه پیگیر شدم برم و باهاش صحبت کنم برای ازدواج . بعد از پرس و جو فهمیدم که بچه داره. اصلا تصور نمیکردم این رو. ضمنا ظاهرا بچش حدود 6-7 سالش هست.

    توی فامیلامون تا حالا همچین چیزی اتفاق نیافتاده و شک دارم خانوادم با این موضوع کنار بیان.
    با این اوصاف بنظرتون چیکار کنم؟؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۶)
    • ۱۹۴۵ بازدید توسط ۱۴۴۸ نفر
    • پنجشنبه ۱۸ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۵

    من بعد از طلاق باید امیدی به ازدواج داشته باشم ؟

    با عرض سلام 

    من الان درگیر یه طلاقم .  35 سال سن دارم شوهرم شیشه ای بود و اختلال شخصیت پارانویید داره فوق العاده تو این شش ماه زندگی اذیتم کرده میگه پشیمونه ولی صد بار تکرار کرده امیدی به بهبودیش ندارم و برای طلاقم شک ندارم .

    من شاغل هم هستم مشکل مالی ندارم آدم آروم و مهربون و خوش اخلاقی هستم اهل زندگیم و اصلا سنم به چهرم نمیخوره خیلی جوانتر میزنم . بنظرتون من بعد از طلاق باید امیدی به ازدواج داشته باشم ؟ و با چه شرایطی ازدواج کنم ؟ تو رو خدا کمکم کنید ( پارانویید یه نوع اختلال شخصیته لطفا برای کسب اطلاع از این مورد سایت های مختلف رو مطالعه فرمایید ) .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج مجدد (۷۲ مطلب مشابه) ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۸ مطلب مشابه) زندگی بعد از جدایی (۱۳ مطلب مشابه) مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۲ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۰)
    • ۲۷۴۷ بازدید توسط ۲۲۳۶ نفر
    • دوشنبه ۲۴ آبان ۹۵ - ۲۲:۲۰

    یک مرد مطلقه با دختر ازدواج کنه یا زن مطلقه؟

    سلام

    میخوام از دخترهای مجرد این سایت بپرسم ترجیح میدن با یک پسر ازدواج کنن یا یک مرد مطلقه که بچه هم نداره ؟

    خانوم های متاهلی که مشغول زندگی هستند چه نسخه ای برای این سوال میپیچن و با توجه به چشیدنه سرد و گرمه زندگی و  دیدنه بالا و پایینهای زندگی چه توصیه ای دارن؟ اقایونی که تجربه داشتن و یا در اطرافیانه خودشون دیدن چه توصیه ای میکنن؟

    من حدود 16 ماه زندگی مشترک داشتم و بدونه بچه هستم و 4 ساله که جدا شدم ( سال 1391) . دلیل جداییمون هم عدم تفاهم  و یک سری مسائل دیگه بود .
    جواب های این سوال برام خیلی مهمه و میخوام توی تصمیم گیری برای ازدواج مجدد ایندم به کار ببندم و بی نهایت از جوابهای دوستان سپاسگزارم


    مرتبط :

    خواستگاری دارم که قبلا در دوران عقد جدا شده

    خواستگاری دارم که یک ماه قبل طلاق گرفتند

    می خوام با مردی که قبلا ازدواج کرده ، ازدواج کنم

    خواستگار مطلقه ای دارم که حضانت بچه ش رو به مادرش واگذار کرده

    خواستگاری دارم که مطلقه است

    یه مرد مطلقه که یه دختر کوچولو داره ازم خواستگاری کرده

    ازدواج دختر با مرد مطلقه


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۸ مطلب مشابه) ازدواج با مردی که قبلا ازدواج کرده (۲۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۳)
    • ۳۳۷۷ بازدید توسط ۲۶۰۲ نفر
    • جمعه ۳۰ مهر ۹۵ - ۲۲:۱۵

    شانسی برای جذب دختری که از یه پسر تاپ جدا شده دارم ؟

    سلام به همه

    قضیه از این قراره که ما یه ترم پایینی داریم که نیتمون نسبت بهش خیره بعد این خانم قبلا نامزد کرده ولی بهم زده .

    نامزد قبلیش 13 سال ازش بزرگ بوده ولی پسر تاپی بوده دلیل بهن زدنشونم این بوده ک پسره گفته نه میخوام ادامه تحصیل بدی نه بری سر کار باس بشینی خونه بچه بیاری و ایشونم گفته نمیخوام و بهم خورده .

    حالا سوال من اینه ایا من که تازه میخوام برم سر کار و خونه و ماشینم تازه گرفتم شانسی برای بدست اوردن دل ایشون دارم؟ فاصله سنیمون 1 سال و نیمه در ضمن نامزد قبلیشون از من تاپ تر بودن .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۱۴۸۰ بازدید توسط ۱۲۹۵ نفر
    • سه شنبه ۲۷ مهر ۹۵ - ۲۲:۲۰

    به خاطر این که بچه دارم، ازدواجم سر نمیگیره ؟

    سلام

    من یه مادر هستم که 5 ساله جدا شدم از همسرم به خاطر حس مادرانه نتونستم از بچه هام که کوچیک بودن بگذرم و خودم بزرگشون کردم و پدرشون کاملا از زندگی ما رفت .

    الان هم خودم نیاز شدید به همسر دارم هم بچه هام از من پدر میخوان ، از نظر خانواده و تحصیلات و ظاهر هم هیچ ایرادی ندارم ،ولی هر کسی که به خاستگاری ام میاد ،یا مجرد هست و ازدواج نکرده که خانواده اش شدیدا مخالفت میکنند ،یا ازدواج کرده و بچه داره و باز هم خانواده اش مخالفن .

    هر مردی اومده منو پسندیده و خواهانم بوده ولی خانواده هاشون حتی قبل از دیدن من یا هر گونه شناختی رد کردن فقط بخاطر بچه ، نمیدونم چکار کنم در حالی که خودم و بچه هام به شدت اسیب دیدیم و دارم تو جوونی تو تنهایی پیر میشم و مجبورم همه نیازهامو سرکوب کنم که به شدت افسرده شدم .

    الان چند نفر هستن که حاضر به ازدواج نشدن چون عاشق من شدن ولی خانواده هاشون شدیدا مخالفن ،چرا اخه؟ نمیتونم بفهمم واقعا ، هیچ دلیلی که عقل درک کنه برای مخالفتشون ندارن فقط میگن بچه نداشته باشه ، من بچه هامو چکار کنم ؟ بذارم پرورشگاه ؟ فقط 23 سالم بود که جدا شدم ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۴ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۰)
    • ۱۸۱۰ بازدید توسط ۱۵۱۴ نفر
    • يكشنبه ۱۸ مهر ۹۵ - ۲۲:۱۵

    چون در دوران عقد جدا شده بودم خواستگارم پا پس کشید

    سلام وقتتون بخیر ایام محرم رو تسلیت میگم

    خواهش میکنم برام دعا کنید من که دیگه از دعا کردن نا امید شدم مخصوصا الان که خیلی دلشکسته هستم.

    و اما دلیلی که مزاحمتون شدم یه سوال از آقا پسرا است. من تو عقد جدا شدم. تو دوران دانشجویی مقطع بالاتر از کارشناسی اولا حلقه دست میکردم و بعدتر که مطمئن شدم کار تمومه و باید جدا شم دیگه حلقه ننداختم.

    بنابراین فکر می کردم همه همکلاسیام داستان زندگیم رو می دونن. اواخر دانشجویی یکی از همکلاسی هام ازم خواست آشنا شیم منم چون اهل این جور روابط نیستم گفتم نه. دوباره بعد از ماه ها پیداش شد که هدفم ازدواج بوده حضوری صحبت کنیم که باز نپذیرفتم گفتم به سوالاتتون فقط برای یک بار جواب می دم و حرفاتون رو میشنوم .

    البته غیر حضوری چون اهل دوستی تحت هیچ عنوان نیستم. تو اولین صحبت گفت از ترم فلان نظرم به شما جلب شد گفتم پس ترم یک ندیدنم چیزی نمیدونید و قضایا رو براشون گفتم. ناراحت شد گفت که احساس میکنم این قضیه چوب خداست... باید فکر کنم.

    باز دوباره پیداش شد که مشکل ندارم با این مسئله بیام حضوری صحبت کنیم که قبول نکردم  قرار شد یه بار دیگه بهش وقت بدم برای صحبت. موقع صحبت مجدد گفت به خونوادم نگیم شما جدا شدید که من قبول نکردم، عذر خواهی کرد و خداحافظی که من نمیدونستم ببخشید خونوادم نمیذارن میشناسمشون و ...

    من خیلی غصه دار شدم وابستگی و علاقه ای برای من بوجود نیومد چون رابطه ای نبود اما خیلی برام ناراحت کننده بود  این آدمی که از صحبتاش بر می اومد ارتباط با نامحرم براش راحت بوده در گذشته، اینقد راحت خودش رو بهتر از من بدونه و به دلیل اتفاقی که برام افتاده ....


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۴)
    • ۲۷۰۵ بازدید توسط ۲۲۸۳ نفر
    • دوشنبه ۱۲ مهر ۹۵ - ۲۲:۱۵

    نمی خوام شوهرم آیندم عادت کنه به کم خرج کردن

    سلام
    عیدتون مبارک هموطنای گل
    اگر خدا بخواد تا یک هفته بعد دارم عقد میکنم. بیست و شش سالمه، پنج سال پیش تجربه ازدواج داشتم و جدا شدم، الان دارم با موردی ازدواج میکنم که مجرد هستن، دلیل پذیرفتن ایشون بیشتر پاکی و صداقتشون بوده.
    فقط یه سوالی دارم ایشون فعلا خیلی از نظر اقتصادی اوضاع خوبی ندارن، کار دارن ولی حقوقشون خیلی نیست در حد کارگری.
    حالا من نمیخوام خیلی بهشون سخت بگیرم از نظر مالی و خرید ولی نمیخوام جوری باشه که عادت کنن به کم خرج کردن، چون دقیقا یکی از دوستانم اینجوری شده الان همسرش اصلا درک نمیکنه که همسرش مثلا طلا میخواد، با اینکه وضعش خوب شده ولی عادت کرده.
    من چون به ایشون علاقه دارم دوست ندارم تحت فشار بذارمشون ولی نمیخوام که عادت کنن به این روال.
    باید چجوری رفتار کنم؟
    برام خیلی دعا کنید، تو سختی زیادی نجابتمو حفظ کردم و پامو کج نداشتم فقط تو نوجوونی تو چارچوب حلال خدا زن یکی شدم که نباید میشدم.
    خیلی به دعاتون محتاجم، دعا کنید همسر خوب و کاملی برای همسرم باشم جوری که ازدواج گذشته ام به چشمشون نیاد.

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۹)
    • ۱۶۹۴ بازدید توسط ۱۴۲۵ نفر
    • چهارشنبه ۳۱ شهریور ۹۵ - ۲۲:۴۵

    بعد از ازدواج با یه خانم مطلقه چه چیزهایی ممکنه آزارم بده ؟

    سلام دوستای خوبم

    یه سوال دارم از آقایون سایت که فکر میکنن به بلوغ رسیدن برای انتخاب و ازدواج ...

    اگر دختری رو همه جوره پسند کرده باشین ولی در یک لحظه و کاملا غیرمنتظره بهتون بگه قبلا ازدواج کرده، چی کار میکنید؟

    سه سال پیش تو محیط کار ( محیط کاریمون گسترده ست و مثلا اداره یا شرکت نیست ) از دختری خوشم اومد، اون موقع شرایط مطرح کردن نداشتم، اولین دختریه که بهش علاقمند شدم ۲۷ سالمه، نجیب و باحیای فوق العاده، متین و البته زیبا و محجبه.

    پیش خودم فکر میکردم مگه همچین دختری رو به من میدن، یک سال با خودم جنگیدم تا بالاخره گفنم برم سربازی تا از سرم بره، تو مدت سربازی یک بارم ندیدمش اما حسم تغییر نکرد سر نماز از خدا میخواستم تا جور شدن شرایطم ازدواج نکنه، رفتم سفر کربلا و دلم روشن شد که دلمو بزنم به دریا و بگم، میدونستم و میفهمیدم که خیلی خواستگارای بهتر از من دارن تو محل کار...

    بالاخره با تمام درداسرا و داستان هایی که تو حوصله اینجا نیست مطرح کردم، ایشون گفتن مساله ای هست که ممکن نیست همچین وصلتی، خیلی اصرار کردم گفتن بالاخره، شوکه شدم اصلا بهشون نمیومد، یه دختر فعال و سرزنده باورم نمیشد... از اونجایی که هیچ تجربه ای در ارتباط با خانوما نداشتم بی مقدمه گفتم نه من نمیتونم و خداحافظی کردم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۸ مطلب مشابه) قبل از ازدواج لازم است بدانید (۲۷۱ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۰)
    • ۴۰۴۹ بازدید توسط ۳۳۹۱ نفر
    • چهارشنبه ۱۳ مرداد ۹۵ - ۱۳:۱۹

    چطور ممکنه با فرد دیگه ای ازدواج کنم؟

    7 مرداد 95 :

    سلام به همه خوانندگان سایت خانواده برتر.

    ده ماه پیش این پست رو نوشته بودم در حالی اومدم اینجا که از همه جا ناامید بودم و احساس شکست داشتم در حالی که مقصر اصلی من نبودم و یه عده فریبم داده بودن.

    بعد از امیدهایی که بهم دادید تصمیم گرفتم در جنبه های دیگر زندگیم تلاش کنم تا به ارزوها و اهدافم برسم. اول از همه برگشتم سر کارم و با اعتماد بنفس سرمو بالا گرفتم و خوش اخلاقتر و شادتر از قبل رفتار کردم.

    بعد اینکه شروع کردم برای کنکور ارشد خوندم و به لطف خدا رتبه تک رقمی شدم بخاطر رتبه ام در کارم ارتقا پیدا کردم و کارم خیلی تخصصی تر از قبل شد و قبول کردن وارد اموزش کار تخصصی بشم.

    حالا دیگه به ازدواجم خیلی فکر نمیکنم فقط از خدا میخوام مواظبم باشه از این به بعدم پاک بمونم و نذارم کسی با احساسم بازی کنه.

    توکلم بر خداست حتی اگه قرار باشه نعمت ازدواج نصیبم نشه راضیم به رضاش. اول از همه سپاسگزاری میکنم از همه شماهایی که در اون روزهای سخت بهم امید و اعتماد بنفس و حس ارزشمند بودن دادید. و دوم اینکه توکل کنید بر خدا و امیدتونو از دست ندید و تلاش کنید در هر جنبه ای از زندگیتون که راه بازه یا میشه راهی رو باز کرد موفق بشید

    برای همتون ارزوی موفقیت و امیدواری دارم

    دختر شاد شاد

    -----------------------------------------------


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۸ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۵)
    • ۲۰۲۷ بازدید توسط ۱۶۹۱ نفر
    • پنجشنبه ۷ مرداد ۹۵ - ۲۲:۰۵

    مادر خواستگارم به دلیل این که بیوه هستم مخالف ازدواج ماست

    سلام

    اینجانب کارمند دانشگاه در یکی از شهرستانها می باشم لیسانس کامپیوتر هستم. سال 1381 با پسر داییم عقد کردم ولی در همان زمان عقد ایشون به خاطر بیماری سرطان فوت شدند.

    سال 1382 فوت شدند. حدود 4 ماه پیش آقای مشاوری که در دانشگاه کار می کنند یکی از آشناهاشونو برای ازدواج به من معرفی کردند من با این آقا که کارشناسی کشاورزی دارند و کارمند یک شرکت تولیدی قطعات خودرو هستند قرار ملاقات گذاشتم و خانواده ایشون هم در جریان بودند بعد از گذشت 2 ماه از مدت آشنایی متوجه شدم که خانواده این آقا مخالف این ازدواج هستند.

    مخصوصا مادرشون که به دلیل اینکه من یک بار عقد کردم شدیدا مخالف بودند حتی مادر و خواهر این آقا حضورا من را در خیابان دیدند و مادر ایشون از من خواستند که پسرشونو فراموش کنم .

    البته نمی دونم به خاطر حرف های کذب کلی تهمت هم به من و خانوادم زدن که خدا رو شاهد می گیرم که همش دروغ بود. لازم به ذکر است که هم من و هم این آقا پسر هر دو آدم های معتقدی هستیم. 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۸ مطلب مشابه) مخالفت خانواده با ازدواج (۲۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۸)
    • ۱۹۲۴ بازدید توسط ۱۵۵۸ نفر
    • جمعه ۱ مرداد ۹۵ - ۲۱:۵۳

    میترسم که در ازدواج مجددم بازم نتونم شوهرم رو نگه دارم

    سلام عزیزان، عید بزرگ فطر رو تبریک میگم، امیدوارم که زندگی پر از خدایی داشته باشید...

    یه سوال داشتم خدمتتون،

    بیست و پنج سالمه، پنج ساله که از همسرم جدا شدم...

    الان تصمیم دارم دوباره ازدواج کنم، یه خواستگاری دارم ایشون سه ساله پیگیرن اما بنده به دلایلی به ایشون جواب مثبت ندادم، اما الان حس میکنم شاید دارم اشتباه میکنم میخوام بیشتر فکر کنم و در حال حاضر چند تا ترس دارم خانوما و آقایون میشه راهنماییم کنید لطفا....

    از همسرم بابت روابط نامشروع ایشون و مقید نبودن به حلال و حرام و ... جدا شدم، ببخشید که رک میگم من و همسر سابقم روابط جنسی خیلی خوبی داشتیم، من فوق العاده ایشونو دوست داشتم و چون کم سن بودم وابستشون بودم و تحمل میکردم همه مشکلات اخلاقی رو اما دیگه این اواخر کارهایی ازشون سر زد که قابل چشم پوشی اصلا نبود به هر حال منجر به نفرت شدید من از ایشون شد...

    حالا ایشون زن گرفته، همه میگن زنش ایشونو گرفته تو مشتش، یعنی مطیع ایشونه، تو همین وبلاگ دیدم میگن محبت و روابط جنسی میتونه مرد رو جذب زندگیش کنه من همه اینارو برای ایشون داشتم اما نمیدونم چرا نشد که تغییر کنه و دست از کاراش برداره؛

    حالا که خودمم قصد ازدواح مجدد دارم این فکر مثل خوره داره روحمو میخوره، من ادم با محبتی ام، با روابط جنسی هم مشکلی ندارم اصلا و مطیع همسرم هستم، اما وحشتناک میترسم، میترسم که بازم نتونم همسرمو نگه دارم...

    آخه یعنی چی شوهرو تو مُشتت نگه داری؟ من چی کار باید بکنم؟ مگه اون خانوم چجوریه؟ ( البته اون خانوم یه شیش سالی از من بزرگترن )

    اون آقایی که سه ساله خواستگارمه مجرده، خیلی عاشقه بی اغراق اما ایشونم مهارت کلامی و رفتاری چندانی نداره و اینم باعث آزار منه، چندین جلسه باهاشون صخبت داشتم، هم منزل، هم بیرون و اینو فهمیدم که خیلی نمیتونه منو جذب کنه با اینکه ظاهر خیلی خوبی داره، پاک و درس خونده و کاریه ...

    میترسم فردا روزی نتونم ایشونم نگه دارم، نتونم مثل اون خانوم همسرمو نگه دارم، دارم دیوونه میشم، میخوام همه صورت مساله هارو پاک کنم اصلا اما دلم واسه پدر مادرم که نگران آیندمن میسوزه ، نمیدونم باید چی کنم، چجوری باشم...

    بهم یاد بدید، راهنماییم کنید، بتونم همسرمو برای همیشه عاشق نگه دارم، با اینکه من تجربه ازدواح دارم و ایشون نداره بتونم اون سیاستی که باید و داشته باشم...

    ممنونم


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۲۵۳۴ بازدید توسط ۲۱۴۰ نفر
    • جمعه ۱۸ تیر ۹۵ - ۰۸:۵۶

    زنی 36 ساله هستم که عاشق پسری 25 ساله شدم

    سلام

    من زنی هستم 36 ساله و استاد دانشگاه . مدتی است به یکی از دانشجویان خودم علاقه مند شده ام که حدود 25 سال سن دارند . حدود دو سه سالی که در ترم های مختلف ایشان با من درس داشتند شناخت بنده از ایشان بیشتر شده .

    من حدود پنج سالی است که از شوهر قبلیم جدا شدم و تنها زندگی میکنم . میخواهم صادق باشم هم احساس تنهایی شدید و هم نیاز شدید جنسی خیلی مرا ازار میدهد .

    اما باور کنید اینها تنها دلایل من برای ازدواج نیستند نه . عرض کردم من 36 ساله هستم و بچه نیستم که چشم بسته وارد یک زندگی جدید شوم با توجه به انکه یک بار تجربه داشته ام .

    از جهات مختلف و شخصیت ایشان مناسب بنده هستند . اما حال نمیدانم چه طور این مسئله را به ایشان مطرح کنم . این را هم عرض کنم طی بعضی صحنه ها که خود شاهد بوده یا از سایر دانشجویان دخترم شنیدم ایشان ازدواج با خانومی بزرگتر از خود را اشکالی در ان نمی ببینند و خودشان گفته اند که مادرشان چند سالی از پدرشان بزرگتر بوده . از این جهت خیالم راحت است . لطفا خواهران گرامی کمکم کنند . چه طور علاقه خودم را به ایشان ابراز کنم .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج با پسر کوچکتر از خود (۱۸ مطلب مشابه) ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۸ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۳۵)
    • ۱۰۲۱۴ بازدید توسط ۸۴۳۱ نفر
    • سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۹۵ - ۲۱:۱۵

    باکره نیستم ،می خوام اسم شوهر سابقم رو از شناسنامه ام پاک کنم

    سلام به همگی
    یه سوال داشتم، کسی میدونه یه خانم که قبلا ازدواج داشته و باکره نیست چطور باید شناسنامشو عوض کنه ؟

    من چند سال پیش جدا شدم، همیشه از نگاه های مردم ترسیدم همیشه شناسناممو قایم کردم، الان در شرف ازدواجم و نمیخوام سر عقد هم خجالت بکشم بالاخره درسته همه میدونن اما دوست دارم شناسنامم بدون اسم اون آقا باشه و بدم دست عاقد .

    میدونم بعد عقد مجدد میتونم برم شناسناممو عوض کنم ولی اگر کسی میدونه که الان راهی داره به بگه چون نه رووم میشه از خواستگارم بپرسم نه خانوادم .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۵)
    • ۷۷۶۱ بازدید توسط ۵۵۵۳ نفر
    • چهارشنبه ۲۵ فروردين ۹۵ - ۲۱:۰۲

    ازدواج پسر مجرد با دختر مطلقه

    سلام و احترام
    امیدوارم سال خوبی رو شروع کرده باشید .
    پسری 26 ساله هستم که تازه فوق لیسانس مهندسیم ُ از دانشگاه تراز اول کشور گرفتم، اعتقادات تقریبا مذهبی دارم  و به خاطر همین تو دوران دانشجویی دنبال ارتباط با دخترا نبودم ،از لحاظ ظاهری خدا رو شکر خوبم (ورزشکار)  روابط اجتماعی قویی دارم (تو اکثر مناسبات دانشجویی فعالیت داشتم)  از لحاظ درسی نیز فرد موفقی می باشم . ( یه توضیح مختصر از خودم بود که آشناییت داشته باشید ولو در حد کم).

    متاسفانه به دلیل نداشتن کار و عدم رفتن به خدمت سربازی و همچنین وضعیت مالی متوسط خانواده، خواستگاریهای سنتی که اقدام شد ، جواب نه گرفتیم ( البته این جواب نه همون مرحله اول بود که ما با خانواده اون دخترا ارتباط تلفنی برقرار میکردیم ) ، اینم تو پرانتز بگم مطمئن بودم( به خاطر شرایطم ) اگر ابتدا با خود دختر صحبت میکردم و بعد اقدام میشد قطعا وضع جور دیگری رقم میخورد ( طوری که دخترای مختلفی در دانشگاه و فامیل هستن که به بنده پیشنهاد ازدواج و دوستی میدن )  .... (اینم ی خلاصه دیگه درباره فی ما وقع )

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۸ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۹)
    • ۴۵۶۸ بازدید توسط ۳۵۴۳ نفر
    • دوشنبه ۲۳ فروردين ۹۵ - ۲۱:۰۲

    بچه دار شدن همسر سابقم و ازدواج دوستام داغونم کرده

    سلام به همه هموطنای عزیزم ان شاالله که سالی پر از آرامش و حضور گرم خدا داشته باشید.

    این چند روز که به وبلاگ سر میزدم با مطالبی که پست شده بود منم تصمیم گرفتم مشکلمو بگم ان شاء الله که راهنمایی شما بتونه مشکلمو حل کنه .

    بیست و اندی سالمه، پنج ساله از همسرم جدا شدم دبیرستانی بودم که ازدواج کردم، از ماجرای ازدواجم که بگذریم چون خودش یه کتابه اما همینقدر بگم که دنیای ما خیلی با هم فرق داشت، اما به صرف اینکه خانواده مذهبی داشت پدر و مادرم راضی به ازدواج ما شدن و تحقیق چندانی نکردیم و منو راضی کردن اما وقتی به خودم اومدم دیدم یه مرد همه کاره کنارمه، مردی که مجبورم کردم چادرمو بردارم دوستاشو میاورد خونه مشروب میخورد اما من تو خانوادمون هیچ وقت اینجور چیزارو ندیده بودم و چون بچه بودم نمیدونستم رفتار درست چیه... بگذریم که دردم دو چندان میشه....

    حالا که 5 سال گذشته اون ازدواج کرده و بچه داره با خانوم هم سن و سال خودش... دلم این روزا خیلی گرفته منم خیلی خواستگار داشتم تو این مدت ولی ملاکام تغییر کردن یعنی تازه میفهمم چی میخوام؛ بیشتر خواستگارهایی که داشتم مجرد بودن...

    من بعد جدایی بازم چادرمو سر کردم، درس خوندم، از نظر اطرافیان خیلی آدم بهتری شدم از نظر شخصیتی شایدم درد و رنج منو بزرگ کرد و باعت شد خیلی به خدا نزدیک بشم و این اتفاقا رو همیشه سعی کردم به دید امتحان الهی نگاه کنم.

    از نظر ظاهری خدا رو شکر بد نیستم خواستگارایی هم که داشتم بد نبودن هم کار داشتن هم تحصیل کرده اما اما اما اون ملاک های مذهبی بودن که من میخواستم رو کامل نداشتن، مامان بابام میگن سخت میگیری، به نظر شما من سخت میگیرم؟

    نه پول برام مهمه نه چیز دیگه فقط میخوام همسرم رنگ و بوی خدایی داشته باشه، چیز زیادیه؟ این روزا حس میکنم بازنده شدم، اینقدر واسه زندگیم واسه خطر قرمزام جنگیدم چیز حروم و ناشایست هم نخواستم فقط میخوام همسرم با ایمان باشه مردی که خدا ترس باشه؛ مامانم میگه تو میری نماز خونشون میکنی، مگه تونستم همسر سابقمو نماز خون کنم؟ تقصیر من چیه؟ خدا شاهده که بیشتر از توانم زحمت کشیدم واسه حفظ زندگیم اما نشد ترسیدم فردا بچه دار بشم بچه ام بمونه بین دو راهی با عقاید من بزرگ بشه که یا اون...

    حالا اون که هیچ معیار معنوی واسه انتخاب همسزش نداشت ازدواج کرده بچه داره ، من باید بسوزم، درسته که بازم به یکی جواب مثبت بدم که خیلی پایبند مذهب نیست؟

    همه آدما یه فانتزیایی دارن، من فقط میخوام وقتی اذان میزنن همسرم بگو خانم اول نماز، هر جا که باشیم یه وقتایی به خودم میخندم میگم آخه دختر تو این دوره زمونه همچین مردی کجاست؟ یه وقتایی میگم لابد من لایقش نیستم...

    بعد از جدایی نتونستم عاشق کسی بشم، من یه دختر چشم و گوش بسته بودم که حتی به نامحرم نگاه هم نمیکردم اما زن یکی شدم که قبل من با هزار نفر رابطه جنسی داشت، حالا شدم زنی که زیر شرع و عرف خدا رفتم تو یه رابطه جوون دادم نشده توی همون شرع و عرف اودم بیرون و هیچ کس چه تو دانشگاه نه محل کارم خبر نداره چون میترسم از قضاوت و نگاه بقیه، ولی روزی صد تا دختر و میبینم که با پسرای نامحرم هزارتا کار میکنن آخرشم اونا میشن دوشیزه ...الحمدالله بعد طلاقم به خاطر رفتار و حیایی که داشتم (به گفته اطرافیان) هیششکی بهم نگفته بالای چشمت ابرو...

    دلم خیلی گرفته از آدما....

    چند وقت  بود سر نماز همش به خدا میگفتم خدایا لااقل علاقه یکیو بنداز تو دلم، یه پسری بود که میشناختش دورادور ولی میدونستم یک سالی هست منو زیر نظر داره، ازش خوشم نمیومد زیاد راستش ظاهرش به دلم نمینشست اما واقعا پسر خوب و مومنیه جوری که همه قبولش دارن خودمم به این نتیجه رسیدم که معیارای ایمانش همونه که من میخوام...

    چند وقت پیش تو یه پروژه ای ازم درخواست همکاری کرد قبول کردم ولی به دلایلی کار بهم خورد و بعدش شماره منزل رو خواستن برای خواستگاری... نمیدونستم چی بگم گفتم یه مساله ای هست که نمیشه اصرار کردن بازم نگفت تا اینکه بالاخره یه جوری گفتم... خیلی رک گفت من نمیتونم، این حرفش خیلی قلبمو شکست شاید اصلا بهش جواب مثبت هم نمیدادم ولی با حرفش خیلی ناراحت شدم؛ رفتم مزار شهدا کلی گریه کردم، گفتم این رسمشه؟ منی که پاک بودم حقم بود زن همچینی آدمی بشم اما الان چقدر آدم بودنم رفته زیر سوال که یه نفر جوری باهام برخورد کنه که انگار...

    اما احساس میکنم که پشیمونه از حرفش، خیلی مودبانه تولدمو تبریک گفتن یا بابت کار مشترکمون چند باری فایل فرستادن.... منم حس میکنم الان بهشون علاقمند شدم نمیدونم چرا هیچ وقت فکرشم نمیکردم انگار یهویی شده...

    نمیدونم باید چی کار کنم میدونم هیچ وقت عزت نفسم و عقایدم اجازه نمیده بهشون پیامی بدم اما میدونم ایشونم هنوز نتونستن با خودشون کنار بیان...

    اینم یگم الان دو تا خواستگار پر و پا قرص مجرد دارم که تقریبا 2 سالی میشه میان و میرن اما علاقه ای بهشون ندارم اما خوب از نظر مالی و کاری پاک بود قابل تاییدن... ولی ولی ولی دلم راضی نمیشه، یه باز دیگه میخواستم جدی به یکیشون جواب مثبت بدم ولی یه اتفاقی پیش اومد که نشد...

    موندم بین دو راهی تا دلتون بخواد مشاوره رفتم، تو برزخ بدی گیر کردم بچه دار شدن همسر سابقم، ازدواج دوستام داغونم کرده همه فکر میکنن خیلی خوشبخت و موفقم خواستگارای خوبی دارم اما خدا میدونه چقدر تنهام و نیاز به یه همراه بهشتی دارم ...

    کم کم دارم به این نتیجه میرسم که من سخت گیرم حتما پایبندی به واجبات ملاک چندان مهمی هم نیست، خسته شدم این روزا روز خوش ندارم  تو عذاب بدی ام...

    برام دعا کنید و تو رو خدا نگاهتون رو به آدما و مشکلاتشون تغییر بدید بیرون گود وایستادن و تماشا کردم خیلی راحته منم هیچ وقت فکر نمیکردم ازدواج کنم جدا بشم اما شد، هیچ اتفاقی از آدمیزاد دور نیست...

    ببخشید که طولانی شد اگر راهنمایی برام دارید ممنون میشم بگید
    یا حق


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۸ مطلب مشابه) مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۲ مطلب مشابه)

  • ۳ موافق ۲ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۹)
    • ۲۵۶۸ بازدید توسط ۱۹۳۸ نفر
    • پنجشنبه ۵ فروردين ۹۵ - ۱۷:۳۱

    چرا ازدواج پسران مجرد با زنان مطلقه رایج شده؟

    سلام

    در سایت تابناک با مطلب جالبی روبرو شدم گفتم اینجا بگذارم اگر جناب نجفی صلاح دانستند پستش کنند و نظرات بقیه هم بدونیم

    چرا ازدواج پسران مجرد با زنان مطلقه رایج شده؟
    این روزها به نسبت گذشته ازدواج پسران مجرد با زنان مطلقه و بزرگ‌تر از خودشان که حتی فرزندی هم دارند، رایج‌تر شده است. یکی از دلایل این انتخاب با تجربه بودن
    این خانم‌ها در اداره زندگی است اما قطعا دلایل دیگری هم دارد و به همین علت است که این روزها بسیاری از کارشناسان به ریشه‌یابی این مسئله می‌پردازند.

    به گزارش مجله زندگی ایده‌آل، در بین اطرافیان‌تان هم که دقت کنید چنین ازدواج‌هایی را یا دیده‌اید یا بیش از گذشته در مورد آن شنیده‌اید. اما اینکه این ازدواج
    تا چه اندازه از نظر متخصصان حوزه روانشناسی پذیرفته است، بحثی جداست. دکتر محمد مجد، روانپزشک و مشاور خانواده در ادامه دلایل گرایش به این ازدواج‌ها را بررسی
    می‌کند. 

    زن مطلقه با فردی مثل خودش ازدواج کند


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۸ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۲ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۱)
    • ۳۴۰۷ بازدید توسط ۲۶۲۹ نفر
    • سه شنبه ۳ فروردين ۹۵ - ۲۰:۵۳

    دوست دارم با یه مطلقه مثل خودم ازدواج کنم

    سلام عیدتون مبارک

    ببخشید وقتتون رو می گیرم.  خیلی ناراحتم سنم داره به سی می رسه یه بار جدا شدم و تنهام. شناسنامه م رو عوض کردم ولی واقعیت تلخیه که اتفاق افتاده و نمی تونم صفحات زندگیم رو عوض کنم.

    خسته شدم یعنی من محکوم به بدبختیم؟ چرا ؟ فرقم با آدمایی که خوشبختن چی بوده؟ من که تلاش کردم تو شرایط زندگیم موفق باشم تو درسام تو زندگیم. با هیچ نامحرمی دوست نشم و نگم و نخندم. نمی گم پاکم قطعا منم گناهای زیادی دارم اما مگه بقیه پاک پاکن که خوشبختن.

    دوس دارم با یکی مثل خودم ( مطلقه ) کسی که باهاش تفاهم داشته باشم و بتونم بهش تکیه کنم ازدواج کنم اما نیست! چیکار کنم. می دونم نمی تونم به کسایی که از خودم ضعیف ترن تکیه کنم.

    موردایی بوده هم سنم مجرد و فوق دیپلم بیکار حتی نپذیرفتم باهاشون صحبت کنم. آخه نه درسش معلوم بوده نه کارش بعد یه عمر سرکوفت بخورم که من مجرد بودم تو مطلقه، از طرفی می دونم نمی تونم به کسی که برای خودش تدبیری تو زندگیش نداشته برا یه عمر زندگی تکیه کنم. اما خونوادم مدام رو اعصابم هستن که قبول کن تو الان موقعیتت فرق کرده.

    خیلی غصه میخورم کسایی که از من کوچیکترن کار و زندگی و بچه شون سر جاشه با اینکه بعضا از نظر درسی از من ضعیف تر بودن و کمتر تلاش کردن اما من یه ارشد بیکارم. چیکار کنم دوس دارم برم سر کار اما کجا؟

    خسته م چیکار کنم؟ چطور یه همدم پیدا کنم؟ دلم به شدت یه همراه و هم دل می خواد.  چطور کاری دست و پا کنم؟ حتی رفتم درخواست دادم مجانی بیام پیشتون کار کنم که یاد بگیرم و تجربه کسب کنم نپذیرفتن تو رشته م کلا کار خوابیده.

    اگه می شه راهنماییم کنید. نگید برو تبیان چون تهران نیستم و این طرح برا تهرانه.

    برام لطفا، اگه میشه دعا کنید خیلی بریدم .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۸ مطلب مشابه) مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۳)
    • ۱۱۸۱ بازدید توسط ۹۷۷ نفر
    • دوشنبه ۲ فروردين ۹۵ - ۱۸:۵۲

    باتجربه بودنم برای همسر دومم باعث سوءتفاهم میشه ؟

     سلام
    من یه زن 26 ساله هستم که متاسفانه یک ازدواج ناموفق رو تجربه کردم . ولی بعد از جدایی ناامید نبودم و سعی کردم اطلاعاتم رو بالا ببرم . توی پستی تعدادی از اقایون گفته بودن خانومی که توی روابط زناشویی خیلی کار بلد باشه بهش شک میکنن و یا خیلی براشون خوشایند نیست .

    خوشبختانه دوباره دارم ازدواج میکنم و دوست دارم واقعا برای همسرم بهترین باشم و چون تجربه قبلی دارم در زمینه مسایل جنسی و مثل یه دختر صفر کیلومتر نیستم و از طرفی به هیچ وجه تجربه صیغه و دوستی با هیچ مردی غیر از همسر سابقم رو نداشتم ,ایا برای همسر دومم سوءتفاهم به وجود خواهد امد که شاید من تجربه صیغه داشتم یا نه ؟
    ایا واقعا حیا و خجالت یه دختر در ارتباط جنسی جذابه ؟
    ممنون میشم نظراتتون رو بگید


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۲)
    • ۱۵۹۳ بازدید توسط ۱۳۹۳ نفر
    • پنجشنبه ۲۷ اسفند ۹۴ - ۱۹:۳۳

    کسی هست که با یک خانم مطلقه ازدواج کرده باشه ؟

    سلام

    این مدت بحث ازدواج با دختران مطلقه خیلی مطرح شد دوباره . خودم از جمله کسایی بودم که از یک خانوم خوشم اومد که همه ی معیاراش خوب بود ولی مطلقه بود ( در دوران عقد  اونم فقط چند ماه )
    خانواده مخالفت کردن و گفتن مردم حرف در میارن.
    همیشه جواب به این پست ها بعد منفی داشته ایندفعه می خوام اگه کسی تجربه چنین ازدواجی رو داشته و موفق هم بوده بیاد نظرش رو بده .


    مرتبط :

    چرا بعضی از پسرها دختران مطلقه رو به دختران مجرد ترجیح میدن؟

    یه خانم مطلقه چقدر شانس ازدواج مجدد دائم رو داره ؟

    مزایا و معایب زندگی با خانوم مطلقه

    یه دختر مطلقه باید سطح توقعاتش رو در ازدواج مجدد پایین بیاره ؟

    چرا ازدواج پسران مجرد با زنان مطلقه رایج شده؟

    ازدواج پسر مجرد با دختر مطلقه

    بعد از ازدواج با یه خانم مطلقه چه چیزهایی ممکنه آزارم بده ؟

    چون مطلقه هستم می خوام پسری رو که بهم توجه داره از خودم دور کنم

    چرا عده ای از پسران مجرد با مطلقه ها ازدواج می کنند ؟

    مطلقه ام، می ترسم خواستگارم بعد از ازدواج پشیمون بشه

    دختری مطلقه ام، ولی کسانی که به من معرفی می شوند مجرد هستند


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج مجدد (۷۲ مطلب مشابه) ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۵)
    • ۲۲۶۲ بازدید توسط ۱۹۸۳ نفر
    • سه شنبه ۱۰ آذر ۹۴ - ۱۸:۰۴

    آیا کسی که یکبار اشتباه کرده حق زندگی کردن نداره؟

    سلام کاربران محترم خانواده برتر
    واقعیت اینه که من یه خانم مطلقه هستم زمانی که ازدواج کردم یه دختر بودم که هیچ نوع ارتباطی با جنس مخالف نداشتم حتی در دانشگاه ارتباط کلامی هم با جنس مخالف نداشتم حتی با پسرعمو پسر عمه و غیره ارتباط نداشتم و برادر هم ندارم  .
    مادر هم در این رابطه به من آگاهی نداده بودن و ازدواج کردم با پسری شبیه خودم که او هم ارتباطی با جنس مخالف نداشته و ازدواج سنتی به وسیله معرفی که هر دوی ما رو می شناخت و ما ارتباطمان فقط در حد دو جلسه یک ربع بود و بعد هم عقد کردیم .
    هر دو بی تجربه و ناآگاه نسبت به خیلی از مسائل و حتی قبل از رابطه جنسی فقط چند کلمه با هم حرف زدیم و همین باعث شد که همیشه با هم کم صحبت کنیم خیلی زود وارد رابطه جنسی شدیم هر دو تشنه این رابطه بودیم.
    و همین ارتباط کم و بی تجربگی باعث شد کم کم نسبت به هم سرد و سردتر بشه تا اینکه همسر سابقم در مورد طلاق با من صحبت کرد. و بعد از اون من متوجه شدم که قضیه از چه قرار است و همسرم هم در مورد نارضایتی که داشت هیچگاه با من صحبت نکرد و البته هر دوی ما از این ارتباط ناراضی بودیم.
    من خیلی تلاش کردم با هم مشاوره بریم و مشکلاتمان و حل کنیم اما همسرم به هیچ عنوان راضی نشد و بعدا فهمیدم با یک نفر در ارتباطن و به من گفتن کار از کار گذشته و دیگه نمیشه درست کرد در نهایت بالاجبار طلاق گرفتم.
    اولش کنار اومدن با این شرایط خیلی سخت بود تا اینکه  بعد از دو سال خودم و جمع و جور کردم بعد از اون سعی کردم نواقص رفتاری خودم و برطرف کنم و در رابطه با مسائل جنسی اطلاعاتم و زیاد کردم و با کلاسها و کارگاه های مختلف و با مطالعه کتابها و ادامه تحصیل شناخت خودم افزایش دادم و اجتماعی شدم و تونست خیلی خودم و تغییر بدم .
    اما هنوز دارم رو خودم کار میکنم و در حال حاضر در محل کار و اتوبوس و ... افراد زیادی پیدا میشن به خاطر برخوردم و تحصیلات و غیره که شماره خونه رو میگیرن برای خواستگاری اما بعد از اینکه از طریق خودم مادرم و غیره متوجه میشن طلاق گرفتم منصرف میشن .
    سوالم اینه آیا کسی که یکبار اشتباه کرده حق زندگی کردن نداره؟
    داخل این وبلاگ هم اومدم اکثرا همون نظری رو دارن که افراد جامعه دارن البته من بهشون حق میدم خودم هم متوجه هستم که آقایون دوس ندارن که همسرشون تجربه در این زمینه داشته باشه و تصور اینکه با یکی دیگه بوده براشون سخته اینارو میدونم اما نمیدونم چه طور با این مسئله کنار بیام منم دلم میخواد مث بقیه آدمها ازدواج کنم مخصوصا فرزند داشته باشم.
    گاهی فک میکنم برای من همه چیز تموم شده و دیگه راهی ندارم چون با وجود تلاشی که کردم ولی گذشتم برای مردم اهمیت داره و نه الانم و الان دیگه داره اشکام میریزه فک میکنم دیگه حق زندگی کردن و خوشبخت شدن ندارم. اکثرا افراد هم دردی میکنن اما تفکرشون همونه. نمیدونم با این مسائل چه طور کنار بیام نمیدونم  چه آینده ای در انتظارمه.
    حتما میگید با یه فرد مطلقه ازدواج کن خب باید یه فرد مطلقه بیاد خواستگاریم من که نمیتونم برم خواستگاری. تمام افرادی که از من خواستگاری کردن مجرد بودن.
    متشکرم که متن طولانی و درد دل من و مطالعه فرمودید.
    التماس دعا

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۸ مطلب مشابه) مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۰)
    • ۲۲۵۵ بازدید توسط ۱۷۸۴ نفر
    • دوشنبه ۹ آذر ۹۴ - ۱۹:۲۴

    به نظر شما یه پسر مذهبی با من ازدواج می کنه؟

    سلام

    من تو دوره عقد جدا شدم شناسنامه م رو با داشتن شرایط مناسب، عوض کردم. زیر سی سال دارم. دختر خوب و مهربونیم یه وقتایی هم عصبانی می شم مخصوصاً وقتی احساس می کنم درکم نمی کنن و یا ناراحتم.

    از یه خونواده خوب با وضع مالی معمولی گاهاً کمتر از معمولی هستم. برادر خواهرام تحصیلکرده و موفق هستند. اهل رعایت خیلی از مسائل دینی هستم. شوهر مذهبی و مال حلال خورده رو صد در صد ترجیح می دم. پدر مادرم پیرن و بیمار. بیکارم. اهل هیچ رابطه حرام نبوده و نیستم.

    حالا به نظرتون شانس ازدواج مجدد دارم؟ موردایی که بعد از جدایی بوده خیلی داغون بودن، رد کردم و خیلی ناراحت شدم. فقط ازدواج نیست که؟ جنس مذکر زیاده مهم خوشبخت بودنه. یه بار پا رو اعتقاداتم برا ازدواج گذاشتم به اصرار و بعد هم علاقه ازدواج کردم نتیجه رو هم دیدم دوست ندارم تکرار شه.

    به نظر شما یه پسر مذهبی با من ازدواج می کنه؟ البته ترجیح می دم یه نفر باشه که شرایط مشابه من رو پشت سر گذاشته باشه و درکم کنه. برام جالبه دخترایی که با خیلیا هم بودن بعد ازدواج می کنن توپ! چرا؟ بعد من که مشکل و  روابط اونا رو نداشتم میگن وای شوهر داشته. چر واقعاً؟ بماند که ظاهراً هم با همه آرایش و لباس تنگشون نگاه های زیادی رو سیراب می کنن.

    البته اعتقاد دارم همه چیز تو این دنیا نیست و خدا رو شاکرم که به موقع خلاص شدم اما باز یه وقتایی ناراحت میشم . تعجبم از آدماست. خوابن یا خودشون رو زدن به خواب! شاید بپرسین چرا جدا شدی؟ با نظر مشاور و خانواده اقدام کردم پس کند و کاو نکنید.  


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۸ مطلب مشابه) مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۲ مطلب مشابه) ازدواج با پسر مذهبی (۱۳ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۱)
    • ۱۷۰۹ بازدید توسط ۱۴۱۴ نفر
    • دوشنبه ۲ آذر ۹۴ - ۰۸:۰۶

    ازدواج با خانم مطلقه ای که یه پسر 9 ساله داره

    سلام
    من با خانمی 26 ساله متراکه کرده آشنا شدم که یک فرزند 9 ساله دارد که پسر هست . من از عاقبت این رابطه واهمه دارم که پسر به سنین 20 به بالا رسید من با چه عملکرد های وی روبرو خواهم شد و شایان بذکر می باشد ما شیفته هم و بصورت منطقی طالب همدیگر هستیم در این میان بنده نیز متارکه کرده هستم ولی بدون فرزند .

    میل عاطفی خانم نسبت به فرزند بسیار هست ,این رابطه فرزند و مادر چه رویکردی در زندگی زناشویی ما خواهد گذاشت


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج مجدد (۷۲ مطلب مشابه) ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۷)
    • ۱۷۳۴ بازدید توسط ۱۴۹۱ نفر
    • جمعه ۲۲ آبان ۹۴ - ۱۸:۲۱

    مطلقه ام و از ازدواج مجدد می ترسم

    سلام دوستان عزیز
    سی و دو ساله هستم و سه ساله از همسرم جدا شدم
    توی این یک سال اخیر سه خاستگار داشتم هم پسر مجرد سی و پنج ساله و هم مرد مطلقه همسن خودم و مرد بیوه با بچه سه ساله با سن سی و یک سال .

    مشکل من اینه که نمیتونم انتخاب کنم و ترس دارم .  ازدواج با اون اقا پسر رو بیشتر ترجیح میدم ولی از خانواده اش و عواقب بعدش میترسم .اقای مطلقه هم فوق العاده خوش تیپ هستند ولی میترسم و باید بیشتر تحقیق کنم تا دلیل طلاقش رو مطمین شم  . از اقایی که بیوه است هم به دلیل داشتن فرزند مرددم ولی ایشون خیلی اصرار به ازدواج دارند .

    ایا همه اونایی که از همسرشون جدا شدن برای ازدواج دوم مثل من ترس و استرس زیاد دارند ؟ اونقدر اضطراب پیدا میکنم که ترجیح میدم اصلا ازدواج نکنم .

    میخواستم راهنمایی ام کنید کدام مورد بهتره با توجه به اینکه اقا پسر وضعیت مالی مناسبی نداره ولی با محبته و اقای مطلقه از هر لحاظ مناسبه ولی میترسم . چه کنم؟؟؟ مجرد موندن به نظر راحت تره ولی به قول برادرم تا کی؟؟

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲)
    • ۱۸۵۰ بازدید توسط ۱۴۸۵ نفر
    • سه شنبه ۱۲ آبان ۹۴ - ۱۸:۰۸

    نمیدونم تصمیمی که گرفتم درست بوده یا نه؟

    سلام
    یه خانم از کاربرای سایتم از شما کاربرای محترم خانواده برتر یه سوال دارم
    چهار ماهی هست یکی از اقوام برای پسرشون اومدن خواستگاری. بعد از دو جلسه خواستگاری رسمی با توجه به این که از اقوام نزدیک هستن قرار بر این شد چند ماهی من و آقا پسر بیشتر با هم آشنا بشیم تلفنی و گاهی دانشگاه.

    من دانشجوی ارشد بودم و شهریور دفاع کردم و درسم تموم شد ایشون دانشگاه ... کار میکنن فوق دیپلم هستن و حقوقشون یک میلیون و دویسته که زمان خواستگاری نگفتن فعلا تا چند سال قرض دارن و فقط دویست تومان براشون میمونه.

    این و یه مدت بعد که با هم در ارتباط بودیم گفتن و من در زمان خواستگاری ( ایشون چون خیلی نگران کم بودن حقوقشون بودن ) گفتم مادیات زیاد واسم مهم نیست هر چند یه حداقلی برای شروع زندگی باید باشه. و سعی کردم خیالشون رو از این بابت راحت کنم.

    ولی بعدا که گفتن فقط دویست فعلا برای شروع زندگی دارم من کمی بهم برخورد که چرا همون موقع خواستگاری نگفتن نه اینکه پشیمون شده باشم از رفتارشون ناراحت شدم دلیلشم اینه که سنم کم نیست و نمیخوام دوران عقد داشته باشم و همچنین از دوران عقد خوشم نمیاد و دلیل اینکه با شرایط مالی فعلی ایشون واسم مهم نیست اخلاقشون ایمانشون و خانواده خیلی خوبشون هست.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۸ مطلب مشابه) آموزش تصمیم گیری (۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۰)
    • ۱۲۶۶ بازدید توسط ۱۰۸۰ نفر
    • سه شنبه ۲۸ مهر ۹۴ - ۲۱:۳۹

    یه دختر مطلقه باید سطح توقعاتش رو در ازدواج مجدد پایین بیاره ؟

    سلام

    من دو تا سوال دارم .

    سوال اولم ؛

    دختری که 1 ماه نامزد داشته عقد کرده بوده ولی بنا بدلایلی بدشانسی اورده بود بعد از زمانی جدا شده چون باکره بود شناسنامه ش سفید شده . خیلی کم با نامزد سابقش بود جدایی از طرف پسره بوده یعنی پسره اهل زندگی نبوده سر و گوشش میجنبید اخلاق نداشت ایمان نداشت کلا مقصر و نا حق بود .

    دختره هم چون خونواده خوبی داشته خودشم اروم و خانوم بوده مهریشو بخشیده تو شرایط سخت تو این مدت نشسته واسه ارشد خونده و قبول شده . حالا میخوام بدونم چنین دختری باید سطح توقعاتش رو در انتخاب همسر بخاطر جداییش بیاره پایین؟ یعنی تو انتخاب همسر باید ملاک هاش خیلی کمتر بشه؟! 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج مجدد (۷۲ مطلب مشابه) ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۷)
    • ۱۷۸۹ بازدید توسط ۱۴۸۸ نفر
    • سه شنبه ۲۱ مهر ۹۴ - ۲۱:۱۹

    مزایا و معایب زندگی با خانوم مطلقه

    سلام به همه دوستان خوبم که به پست " اصلا باکره بودن مهمه " سر زدن و نظر دادن.

     من تسلیم .! قانع شدم که خیلی مهم نیست مسئله باکره بودن واسه  ازدواج با خانومی که قبلا ازدواج کرده . البته قبلا هم این موضوع رو قبول داشتم ولی اطرافیان اینقدر گفته بودن که ....

    حالا یه گام رسیدیم جلوتر . لطفا دوستان متاهلی که تجربه زندگی با خانوم مطلقه رو داشتن از مزایا و معایبش بگن .

    چه مشکلاتی می تونه از طرف جامعه ، خانواده و یا حتی خود شخص ( مثلا این که بعدش پشیمون بشه از انتخابش ) پیش بیاد ؟

    خواهرای گلی که مطلقه بودن و برای بار دوم ازدواج کردن بگن چه ایا تفاوتی در اخلاقشون ایجاد میشه ( مثلا بعضی ها میگن وقتی یه خانوم طلاق می گیره زندگی بعدیش رو سفت تر می چسبه و یه عده هم میگن واسه اون خانومایی که اصلا اهل زندگی نیستن طلاق عادی شده و با یه مشکل کوچیک دوباره میرن دنبال طلاق دوم )


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۳۵ مطلب مشابه) ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۷)
    • ۲۸۴۰ بازدید توسط ۲۲۸۲ نفر
    • سه شنبه ۱۴ مهر ۹۴ - ۲۰:۰۹

    مطمئن نیستم عشقش پایدار باشه

    سلام
    توی جهنم دو دلی گیر کردم و نمیتونم خودمو نجات بدم . 24 سالمه تقریبا آقایی که قراره در موردشون صحبت کنم تقریبا 30 سالشونه.
    یه دانشگاه خوب درس خوندم اما متاسفانه نتونستم کار دلخواهم و پیدا کنم و مجبور شدم توی یه شرکت خصوصی کار کنم .

    تقریبا دو سال گذشته آقا پسری نزدیک دفتر کارمون از من خوشش اومده بود و به گفته خودش چند ماهی نامحسوس منو زیر نظر داشته بعد هم همکارشو فرستاد برای وساطت اما من به دلایلی گفتم نه!

    اول اینکه من یکبار تجربه ازدواج داشتم و نمیخواستم کسی اینو بفهمه . دوم اینکه من اصلا ایشون رو ندیده بودم . خلاصه بعد مدتی خودشون اومدن جلو و اصرار زیادشون باعث شد من واقعیت رو بگم .

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹)
    • ۱۴۶۱ بازدید توسط ۱۲۳۶ نفر
    • سه شنبه ۷ مهر ۹۴ - ۲۰:۵۵

    از پنهانی دیدنش خسته ام

    سلام به همه
    بین دو راهی گیر کردم. نه راه پس دارم نه پیش . با خودم ، احساسم ، منطقم ... در گیرم. بالای 30 سال سنمه و مامان یه پسر 7 ساله ام.

    وقتی پسرم یک سالش بود از پدرش جدا شدم. پسرم اصلا پدرشو بخاطر نداره و طبعا با واژه پدر آشنا نیست. حدود 2 سال بعد از جدایی از همسر سابقم به آقایی که به تازگی از همسرش جدا شده بود و پدر دختری دبیرستانیه معرفی شدم.

    بعداز یک ماه نتونستیم رابطه عادی رو ادامه بدیم و میل و نیاز جنسی باعث شد صیغه کنیم. بدون اطلاع خونوادم. چون پدرم مخالف شدید صیغه ست. اما مامانمو بعد از مدتی در جریان گذاشتم.

    البته نگفتم صیغه ایم. گفتم فقط شناخت. نظر مامان در مورد ازدواج باهاش بین مثبت و منفی در نوسانه. در حال حاضر 3 سال از آشناییمون میگذره. خیلی خوب همو شناختیم. اختلافهای عمیق فرهنگی و فکری و در عین حال تفاهم های بسیار عالی و ایده آل داریم که مجموعا نظرمو مثبت نگه داشته.

    علت ازدواج نکردنمون مشکلات شدید مالیشه. جایی سرمایه گذاری کرده که هنوز به نتیجه نرسیده. اگه بیاد خواستگاری خونوادم موقعیتشو نمیپذیرن و جوابشون منفیه. پس مجبوریم همچنان صبر کنیم.

    خواستگارهایی داشتم و دارم که جوابشون کردم.اما مامان دیگه به ستوه اومده. میگه آینده خودت هیچ ، به آینده بچه ات فکر کن. داره بزرگ میشه و پدر رو نمیپذیره. رابطه پسرم با این آقا خیلی خوبه. رابطه من و دخترش هم همینطور. شبی نیست که مامان بخاطر آینده نوه اش و احتمال حل نشدن مشکلات مالی این آقا و هدر رفتن جوونی خودم نصیحتم نکنه. خیلی خیلی خسته ام.از پنهانی دیدنش خسته ام.

    از پسرم خجالت میکشم که بخاطر احساسات خودم نذاشتم یه پدر جدید داشته باشه. تا خواستگار میاد عذاب وجدان دارم حتی در موردش فکر کنم. بهش وابسته شدم. عقل و احساسم عجیب با هم درگیرن. تو دو راهی ام . بنظر شما چه کنم؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۸ مطلب مشابه) مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۲)
    • ۲۲۸۷ بازدید توسط ۱۷۷۴ نفر
    • پنجشنبه ۲۶ شهریور ۹۴ - ۲۲:۴۵

    میگه شما بیا زندگی کن من برات همه کار میکنم

    سلام
    36 سالمه 5 سال پیش به ازدواج کردم دو سال بعدش بخاطر اختلال روحی همسرم ازش جدا شدم. خواستگاری دارم که از طرف یک معرف معتبر معرفی شده.
    از من 15 سال بزرگتر هستند وجه اجتماعی و شغل و خانواده خوبی دارند. همسرشان ده سال پیش فوت شده 5 سال زندگی کردن. یک پسر 15 ساله دارند که از اول به من گفتن پسرم مستقل هست با من صبح ها از خونه بیرون میاد و غروب برمیگردیم فقط یه شام بهش بده هیچ کار دیگه ای براش انجام نده.
    گفتن همسر من برایم در اولویت اول هستند. ولی مهریه را 5 سکه می گویند مادرم نگران هستند و می گویند تو مسئولیتت زیاد هست و وقتی انقدر هم از تو خوشش آمده چرا هیچ ضمانتی نمی دهد که خیال  ما راحت باشد.
    یعنی هیچ شرطی را در ازدواج نمی پذیرند. قسم میخوره خوشبختم میکنه بسیار عاطفی هستند. یک ماه و نیم هست آشنا شدیم و محرمیت یک ماهه خوندیم. خیلی ابراز علاقه میکنه میگه من از زندگی ام هیچ نفهمیدم همسرم از ابتدا بیمار بود. من نگران یک چیز هستم نظر خودشون براشون خیلی مهمه.
    مثلا به ایشان گفتم محرمیت در جلسه رسمی تر باشد برای احترام به خانواده ها.گفت نیاز نیست همه خبر شوند من و شما بچه نیستیم. همین که به پدر و مادر شما و مادر خودم گفتیم خوبه. برای عقد خیلی عجله داشتند من گفتم حداقل 3 ماه رفت و آمد کنیم و من بچه شما را بیشتر ببینم.
    و ما که عروسی هم نمی خواهیم بگیریم برای عقد رسمی خواهرم هم از شهرستان میایند می گوید ( دیگه چرا همه را خبر کنیم پدر و مادرها کافی هستند. برادرهای منم شاید نیایند. پزشک هستند و گرفتار و من از کسی نظر نمی خواهم ) گفتم.
    این احترام هست نظر و دخالت نیست اینکه خانواده من و شما حضور داشته باشند . کمی نگران این حرف ها هستم ولی در عمل این خود محوری را ندارند چیزی ازشون بخوام توجه می کنند.
     ولی می گوید مرد مسئول خانواده هست من دوست دارم شما با من زیاد بحث نکنید. در صورتی که من تحصیلات بالا دارم و شاغل هم بوده ام.
    در ضمن مشاوره را قبول ندارد می گوید من خودم به همه مشاوره میدم در یکی از سازمان ها آموزش و پرورش هستند.
    هر روز ساعتها با من حرف می زنه و میخواد اگه بشه هر روز منو ببینه ولی من یه جورایی عقب نشینی می کنم احساس می کنم به من فرصت نمیده و فقط نظر خودش مهمه البته میدونم دوستم داره و محبتش رو هم نشون میده و منم بهش علاقه دارم ولی طوری رفتار میکنه که انگار چون من میخوام و از شما خوشم اومده همه چی حله و یه ذره هم نظرش رو درباره شرایط ازدواج که مادرم راضی نیستن عوض نمیکنه.
    میگه شما بیا زندگی کن من برات همه کار میکنم. 

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۶)
    • ۱۳۹۵ بازدید توسط ۱۱۹۰ نفر
    • پنجشنبه ۱۹ شهریور ۹۴ - ۲۲:۱۰

    برو بالا
    عبارات کلیدی
    عشق ازدواج حجاب خواستگاری روابط اجتماعی محبت اعتماد به نفس سربازی طلاق میل جنسی مطالب از تبار خاک ... رسیدن به آرامش قانون جذب فراموشی عشق ترک خودارضایی فراموشی عشق قبلی اختصاصی خانواده برتر معرفی کتاب قصد ازدواج دختر چادری افسردگی استرس زندگی مشترک مادر شوهر دوران عقد و رابطه حسادت خیانت عشق یک طرفه شکست عشقی جلسه خواستگاری وابستگی آموزش خواستگاری تحصیل در دانشگاه پیام نور پست های ویژه پست های پیشنهادی کاربران آرامش جلسه اول خواستگاری سوالات خواستگاری قانون جذب از زبان شفق نیاز عاطفی وسواس فکری عوارض خود ارضایی دوست پسر نداشتم شناخت خواستگار فشار جنسی مطالب سعید کرمی رشته پزشکی چگونه اعتماد به نفس را افزایش دهیم زندگی در خوابگاه ابراز علاقه مطالب اسی $ پشت کنکور پزشکی فرهنگ سازی پست های راهنمای خانواده برتر موفقیت دوران مجردی نیاز جنسی حیا در دختران کنکور تجربی پشت کنکوری ها درونگرایی جلسه دوم خواستگاری وسواس دوران عقدم دوست دختر نداشتم مطالب باشگاه خبرنگاران چراغ سبز به جنس مخالف عاشق شدن کاربران فعال کم کردن میل جنسی ترس از خیانت شوهر ازدواج با دختری که پدر معتاد دارد احساس تنهایی ازدواج با دانشجوی پزشکی عواقب روابط عاطفی قبل از ازدواج ریزش مو استخاره اثرات بد حجابی معرفی روانشناس خواستگاری از دختر محجبه ازدواج با دانشجو عشق یک طرفه به پسر دهه شصتی ها آموزش های آشپزی مونس کمبود اعتماد به نفس ایده های خلاقانه کسب و کار رابطه با همسایه مسائل فرزندان طلاق شب عروسی تحصیلات خواستگار مسائل روز جامعه عشق اول خواستگارم زشته تقویت زنانگی اعتیاد پدر دختر ترس از ازدواج ازدواج از طریق سایت های همسریابی قول ازدواج مطالب بانو لیلا پیدا کردن دختر خوب برای ازدواج