خانواده برتر

مشورت در قالب پرسش و پاسخ در مورد ازدواج و مدیریت خانواده

جستجو در بین بیش ا ز 17 هزار "پست" و بیش از 600 هزار "نظر" کاربران

جدیدترین ها
مطالب کاربران
صفحات خاص
صفحات کاربران
به روز شده ها
جدیدترین نظرات خبرنامه ایمیلی دنبال کنید
چطور می شود از این روزگار رونده فرصت دوباره گرفت؟ (۶۲۸۳ بازدید توسط ۳۷۲۳ نفر) - (۱۷ نظر)
جلوگیری از سوژه شدن خانم ها موقع بیان بعضی از افعال (۷۷۹۵ بازدید توسط ۵۸۳۶ نفر) - (۱۰۹ نظر)
چطور شوهرمون رو وابسته و عاشق خودمون کنیم (۱۹۲۱۶ بازدید توسط ۱۵۰۱۹ نفر) - (۳۵ نظر)
دختران هتیرایی، تناقض یا تکامل (۹۷۸۶ بازدید توسط ۶۴۹۹ نفر) - (۴۱ نظر)
دلایل تنفر بین جنس مؤنث و مذکر (1) (۱۳۱۹ بازدید توسط ۱۰۹۵ نفر) - (۱۹ نظر)
خانم‌ها سعی کنید تفاوت خواستگار رسمی با آدم‌های توی کوچه و بازار را درک کنید! (۲۲۹۴۲ بازدید توسط ۱۰۲۴۷ نفر) - (۲۵ نظر)
تصورات عجیب و غریب در مورد عشق رو دور بریزید (۳۹۰ بازدید توسط ۳۵۰ نفر) - (۵ نظر)
عشقی که زندگیم رو به بهشت تبدیل کرد (۶۶۳ بازدید توسط ۵۹۷ نفر) - (۵ نظر)
فایده داشتن صداقت در بیان خواسته ها قبل از ازدواج (۹۹۱ بازدید توسط ۷۵۳ نفر) - (۴۰ نظر)
تا با گذشته ت تسویه حساب نکردی سراغ من نیا (۱۲۰۸ بازدید توسط ۹۱۱ نفر) - (۳۲ نظر)
نامه ای از طرف کودکی ام به همه انسان ها (۵۵۹ بازدید توسط ۴۱۶ نفر) - (۶ نظر)
چطور زندگیم متحول شد (۱۲۹۷ بازدید توسط ۱۰۱۶ نفر) - (۱۱ نظر)
روزه ی روز غدیر خم، روزه ای معادل تمام عمر (۱۶۶۵ بازدید توسط ۱۲۸۹ نفر) - (۶ نظر)
سیاره درون تون چه شکلیه؟ (۴۰۳۶ بازدید توسط ۳۰۹۱ نفر) - (۲۳ نظر)
خوشبختی مثل تلفن می مونه (۴۹۲۲ بازدید توسط ۳۹۹۵ نفر) - (۷ نظر)
توبه کردن ،به آسانی حذف اینستاگرام (۵۶۴۲ بازدید توسط ۴۶۶۸ نفر) - (۳۱ نظر)
توهم پزشکی (۱۰۳۹۰ بازدید توسط ۸۵۲۸ نفر) - (۴۸ نظر)
نیازهای احساسی در ازدواج، حس حمایت شدن (۱۶۸۸۵ بازدید توسط ۱۳۲۳۳ نفر) - (۲۱ نظر)
نیازهایی که تنها در ازدواج ممکن است برآورده شود را نام ببرید! (۶۴۵۶ بازدید توسط ۵۲۰۹ نفر) - (۴۴ نظر)
یک لحظه آرامش، یک لحظه عشق (۳۳۳۸ بازدید توسط ۲۴۷۸ نفر) - (۲۹ نظر)
ایران در چه جایگاهی از برابری جنسیتی ایستاده است؟ (۴۴۲۹ بازدید توسط ۳۱۹۶ نفر) - (۹۲ نظر)
چرا بعضی از پسرها بعد از جواب رد شنیدن، کینه به دل می گیرند؟ (۳۳۵۱ بازدید توسط ۲۵۲۳ نفر) - (۱۹ نظر)
چرا زنان و دختران ایرانی این قدر از رنگ می ترسند؟ (۶۶۹۹ بازدید توسط ۴۶۸۳ نفر) - (۰ نظر)
با حجاب بودن سخته، با حجاب بودن غلطه! (۳۲۸۴ بازدید توسط ۲۵۴۱ نفر) - (۱۵ نظر)
اون، یکی از دلایل حال خوب منه (۲۸۰۴ بازدید توسط ۲۲۴۲ نفر) - (۱۲ نظر)
مرد که گریه نمی کنه! (۳۳۲۵ بازدید توسط ۲۳۰۷ نفر) - (۲۶ نظر)
کل زندگیم عادت کردم به تمام بدبختی هام بخندم 3! (۳۱۰۵ بازدید توسط ۲۴۰۳ نفر) - (۱۰ نظر)
از هر موضوعی دنبال جنجال درست کردن نباشید! (۲۷۱۳ بازدید توسط ۲۲۴۹ نفر) - (۰ نظر)
آیا می توانیم اخلاقی زندگی کنیم؟ (۳۰۴۵ بازدید توسط ۲۳۸۷ نفر) - (۲۹ نظر)
آیا شوهر واقعا کم است؟ (۷۰۵۱ بازدید توسط ۵۴۳۳ نفر) - (۲۷ نظر)
چرا بعضی از ایرانی ها این همه از سیر متنفرن؟! (۱۹۷۸ بازدید توسط ۱۶۰۸ نفر) - (۸ نظر)
کل زندگیم عادت کردم به بدبختی هام هم بخندم 2! (۳۷۶۰ بازدید توسط ۲۹۸۳ نفر) - (۲۶ نظر)
چند توصیه در مورد ازدواج با توجه به سریال از سرنوشت (۳۳۶۶ بازدید توسط ۲۶۱۹ نفر) - (۲۳ نظر)
چند پیشنهاد برای کمی تغییر و تحول در افزایش ازدواج (۲۳۲۴ بازدید توسط ۱۷۹۸ نفر) - (۵ نظر)
آیا واقعا کار نیست یا جوانان ما حال کار ندارن؟ (۴۵۸۸ بازدید توسط ۳۳۲۸ نفر) - (۳۸ نظر)
از رفتارهای دوست، فامیل و خانواده خسته شدید (۱۴۵۲ بازدید توسط ۱۱۳۹ نفر) - (۲ نظر)
کل زندگیم عادت کردم به تمام بدبختی هام هم بخندم 1 (۲۷۸۲ بازدید توسط ۲۱۷۸ نفر) - (۱۹ نظر)
کسری خدمت سربازی با شرکت در طرح علم الهدی (۵۰۷۳ بازدید توسط ۴۰۷۵ نفر) - (۸ نظر)
در مورد ریورس موزیک (۱۳۷۲ بازدید توسط ۹۷۱ نفر) - (۶ نظر)
چطوری هزینه های زندگی مون رو کمتر کنیم؟ (۴۵۷۹ بازدید توسط ۳۴۲۴ نفر) - (۳۱ نظر)
مروری بر اندیشه های زیگموند فروید (۱۳۷۱ بازدید توسط ۱۰۴۸ نفر) - (۱۱ نظر)
اخلاق یعنی چی و یا انسان خوش اخلاق به کی میگن؟ (۱۲۹۷ بازدید توسط ۹۵۳ نفر) - (۸ نظر)
معرفی کتاب بردگی خود خواسته (۱۱۶۱ بازدید توسط ۹۲۰ نفر) - (۶ نظر)
نیاز نیست به مردم با هر روشی ثابت کنید که انسان خوبی هستید (۱۸۰۵ بازدید توسط ۱۳۹۷ نفر) - (۲۰ نظر)
برخی خانم ها میگن پسر 10 ساله چیزی نمی فهمه! (۲۱۰۶۱ بازدید توسط ۱۷۱۷۵ نفر) - (۳۲ نظر)
بدون هدف و بدون امید حتی یک ثانیه زندگی کردن هم سخته (۲۶۴۱ بازدید توسط ۲۰۰۷ نفر) - (۱۲ نظر)
معرفی کتاب از اسطوره تا تاریخ، نوشته دکتر مهرداد بهار (۹۲۶ بازدید توسط ۶۴۱ نفر) - (۷ نظر)
برنامه نویسی، راهی برای کسب درآمد (۲۱۷۵ بازدید توسط ۱۵۸۵ نفر) - (۲۱ نظر)
فلانی خیلی گناهکاره ولی دست به هر چی میزنه طلا میشه (۷۵۸۲ بازدید توسط ۵۵۳۴ نفر) - (۸۲ نظر)
چرا سن دختران بالا می رود و ازدواج نمی کنند؟ (۴۳۹۷ بازدید توسط ۳۳۱۵ نفر) - (۲۵ نظر)
گفتگوی آزاد (28 شهریور 1400) (۶۱۸۳ بازدید توسط ۴۴۹۹ نفر)
صفحه شخصی غضنفر (4) (۳۵۷۵ بازدید توسط ۱۹۲۹ نفر)
قانون درخواست حذف نظر از خانواده برتر (۲۱۵۸ بازدید توسط ۱۴۴۹ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۱۹۴۶ بازدید توسط ۱۲۸۳ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۳۲۵۹ بازدید توسط ۲۱۲۱ نفر)
التماس دعا (۱۱۲۵۲ بازدید توسط ۸۶۰۰ نفر)
بیشتر شدن پست های سرگرمی (۹۲۸ بازدید توسط ۶۴۸ نفر)
صفحه درد دل های دخترونه (۸۴۰۴ بازدید توسط ۶۲۳۰ نفر)
پاتوق شادی خانواده برتر (۳۹۱۸ بازدید توسط ۲۸۲۱ نفر)
تبادل نظر در مورد تست های شخصیت شناسی (۷۲۹۲ بازدید توسط ۵۵۲۷ نفر)
همفکری و درد و دل های افراد درگیر با افسردگی (۴۱۴۳ بازدید توسط ۳۲۲۸ نفر)
صفحه گفتگوی کاربران (1) (۱۲۱۸۷ بازدید توسط ۷۵۱۷ نفر)
صفحه ی مشاوره ی حقوقی خانواده برتر (۳۵۶۴ بازدید توسط ۲۸۶۷ نفر)
معرفی مجموعه وساطت ازدواج آدم و حوا (۷۹۲۳ بازدید توسط ۵۷۷۵ نفر)
دختر مذهبی کجایی ، دقیقا کجایی ؟! (۱۶۰۰۳ بازدید توسط ۱۱۴۳۵ نفر)
ارسال مطلب به خانواده برتر (۵۷۵۷ بازدید توسط ۴۰۷۵ نفر)
صفحه ارسال سوال و مطلب به خانواده برتر (5) (۳۷۵۱۱ بازدید توسط ۲۳۴۰۱ نفر)
صفحه گفتگوی پسران درک نشده (۱۰۸۵۴ بازدید توسط ۸۱۸۹ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۴۰۷۳ بازدید توسط ۳۳۱۸ نفر)
تا اول ماه بهمن سوالات جدید ارسال نمیشن (۲۶۳۵ بازدید توسط ۲۱۹۰ نفر)
صفحه شخصی غضنفر (4) (۳۵۷۵ نمایش) - (۴۳۴ نظر)
صفحه شخصی خانم M&M (۵۱۱۶ نمایش) - (۳۳ نظر)
صفحه شخصی زندگی به شرط زندگی سید (2) (۱۱۲۸ نمایش) - (۵۲ نظر)
صفحه شخصی ماه تی تی (۷۳۴۷ نمایش) - (۵۹۶ نظر)
صفحه شخصی رضا alone پُست دوم (۷۹۷۵ نمایش) - (۲۳۴ نظر)
صفحه شخصی شب ماه (۱۴۵۱۹ نمایش) - (۷۰۲ نظر)
صفحه شخص گلی خانم (۱۴۸۶۸ نمایش) - (۶۲۸ نظر)
صفحه ی احادیث گیاهی و درمانی🌾 (۳۶۵۴ نمایش) - (۵۹ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۵۴۲۷ نمایش) - (۸۵ نظر)
صفحه شخصی رهام روشن ضمیر (۴۹۰۷ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۱۵۳۰۳ نمایش) - (۱۰۶۸ نظر)
صفحه شخصی Ata MST (۸۰۱۱ نمایش) - (۳۲۹ نظر)
رضا alone """جانم فدای ساقی کوثر""" (۱۵۵۶۱ نمایش) - (۸۷۵ نظر)
صفحه شخصی پسر آریایی (۶۳۱۳ نمایش) - (۲۵۶ نظر)
صفحه برنامه ‌نویسان خانواده‌ برتر (۱۳۰۰ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی دختر قمی (۲۰۲۷ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی .•.•.•امیرخان•.•.•. (۱۲۹۶ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی مشکات (۳۷۶۷ نمایش) - (۱۷۵ نظر)
صفحه شخصی سکوت شلوغ (۲۴۷۳ نمایش) - (۴۲ نظر)
صفحه شخصی مروان الشقب (۴۰۷۲ نمایش) - (۱۵۳ نظر)
صفحه مرد شب ویژه پرسش و پاسخ خصوصی (۲۰۱۸ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه شخصی آیدا 👑👩‍⚕️💐 (۵۵۹۴ نمایش) - (۱۲۷ نظر)
صفحه شخصی Ali Piroozi (۳۳۹۶ نمایش) - (۱۶۰ نظر)
صفحه شخصی 12 12 (۱۲۶۹ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه گزارش دهی روزانه به کاربران خانواده برتر (۴۴۰۴ نمایش) - (۱۹۵ نظر)
صفحه شخصی ماری (۱۳۵۲ نمایش) - (۱۵ نظر)
صفحه شخصی مهدی من (۲۸۴۱ نمایش) - (۷۸ نظر)
صفحه شخصی پارادوکس (۲۴۶۲ نمایش) - (۶۴ نظر)
صفحه شخصی Mard shab - پست دوم (۱۲۹۶۹ نمایش) - (۲۷۲ نظر)
صفحه شخصی پونه (۱۶۴۶ نمایش) - (۲۹ نظر)
صفحه شخصی شاهزاده شهر غریب (۲۱۶۷ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۳۴۵۰۰ نمایش) - (۹۵۳ نظر)
صفحه شخصی معصومه .. (۲۱۰۴ نمایش) - (۸۱ نظر)
صفحه شخصی luminous pearl (۱۹۳۰ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی فرزانه (۲۳۵۲ نمایش) - (۳۷ نظر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۲۰۲۰۴ نمایش) - (۶۱۴ نظر)
صفحه شخصی آبی (۶۶۶۵ نمایش) - (۲۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهشید" (۴۰۱۵ نمایش) - (۱۹۳ نظر)
صفحه شخصی berelian (۴۱۵۲ نمایش) - (۱۶۹ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۷۰۶۷ نمایش) - (۳۹۸ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۱۶۰۳ نمایش) - (۲۱ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۱۳۳۲ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه ی شخصی دختر باران (۱۷۳۷ نمایش) - (۲۰ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۹۳۷۴ نمایش) - (۵۶۴ نظر)
صفحه شخصی ♡🌺ملکه👑Zahra👑حجاب 🌺♡ (۱۳۸۴ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۴۶۰۳۸ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۳۱۶۹ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۵۵۷۰ نمایش) - (۱۰۸۷ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۱۰۲۲۱ نمایش) - (۴۰۵ نظر)
صفحه شخصی 🔥𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒏 𝒇𝒊𝒓𝒆🔥 (۴۰۸۶ نمایش) - (۲۱ نظر)
چه جوری میشه شادی و لبخند و شوخ بودن رو یاد گرفت؟ (۷۳۹۹ بازدید توسط ۵۶۷۸ نفر) - (۳۲ نظر)
چطور نسبت به رفتار بد دیگران بی خیال باشم؟ (۷۴۵۲ بازدید توسط ۵۵۷۲ نفر) - (۱۷ نظر)
چطور می شود از این روزگار رونده فرصت دوباره گرفت؟ (۶۲۸۳ بازدید توسط ۳۷۲۳ نفر) - (۱۷ نظر)
چرا بعضی از دختران به جای کار رو شخصیت، ظاهرشون رو قشنگ می کنن؟ (۶۶۳۶ بازدید توسط ۵۱۹۳ نفر) - (۹۷ نظر)
گفتگوی آزاد (28 شهریور 1400) (۶۱۸۳ بازدید توسط ۴۴۹۹ نفر) - (۲۷۰ نظر)
آیا نوشتن اهداف، تاثیری در رسیدن به اون ها داره ؟ (۵۰۵۲ بازدید توسط ۳۹۲۴ نفر) - (۵۲ نظر)
جلوی خواستگار سرخ و سبز و بنفش میشم و صدام میره رو ویبره (۴۰۵۲ بازدید توسط ۳۲۶۸ نفر) - (۱۶ نظر)
معرفی مطالب مربوط به دوران مجردی در خانواده برتر (۲۳۲۰۴ بازدید توسط ۱۶۴۰۷ نفر) - (۱۵ نظر)
پرهیز از شوخی های زناشویی جلوی خواهر و برادر مجرد (۱۰۴۶۴ بازدید توسط ۸۰۴۶ نفر) - (۵۶ نظر)
چطوری از دوست پسرم جدا شم که دلش نشکنه؟ (۵۰۹۹۵ بازدید توسط ۳۹۲۱۰ نفر) - (۱۵۱ نظر)
آقایون چقدر به زیبایی و خوش تیپی خودشون اهمیت میدن؟ (۶۱۴۸ بازدید توسط ۴۶۴۲ نفر) - (۶۲ نظر)
هرگزهایی که باید به آن ها توجه داشته باشیم - دکتر انوشه (۴۴۹۰ بازدید توسط ۳۲۶۲ نفر) - (۱۰ نظر)
دخترا تو رو خدا ساپورت نپوشید (۱۷۰۱۹۶ بازدید توسط ۱۲۳۴۲۰ نفر) - (۶۶۵ نظر)
نه بهشت را میخواهم و نه ترس از دوزخ دارم (۵۱۸۱ بازدید توسط ۳۵۱۴ نفر) - (۶۳ نظر)
عشق واقعی چیست ؟ (۶۸۴۶ بازدید توسط ۴۵۳۳ نفر) - (۵۲ نظر)
در کل نباید تو چشم مردم بود ، موافقید یا مخالف ؟ (۳۵۹۴ بازدید توسط ۲۵۶۶ نفر) - (۳۳ نظر)
الگوی خودمون رو درست انتخاب کنیم (۱۹۲۶ بازدید توسط ۱۵۱۳ نفر) - (۳۰ نظر)
خواستگارم نظامیه و خانوادم مخالف هستند (۵۹۳۸ بازدید توسط ۴۷۷۰ نفر) - (۵۲ نظر)
جلوگیری از سوژه شدن خانم ها موقع بیان بعضی از افعال (۷۷۹۵ بازدید توسط ۵۸۳۶ نفر) - (۱۰۹ نظر)
راه هایی برای تقویت اعتماد به نفس (۲۹۱۸ بازدید توسط ۲۲۸۸ نفر) - (۱۰ نظر)
چند نکته ی ساده برای موفقیت در زندگی (۳۲۴۵ بازدید توسط ۲۵۵۴ نفر) - (۱۷ نظر)
چطور میشه تشخیص داد یه مرد چشم چرونه یا کنجکاو؟ (۱۹۵۴۵ بازدید توسط ۱۴۶۸۷ نفر) - (۴۵ نظر)
چطور شوهرمون رو وابسته و عاشق خودمون کنیم (۱۹۲۱۶ بازدید توسط ۱۵۰۱۹ نفر) - (۳۵ نظر)
وقتی می بینم یه پسری داره بهم نگاه می کنه فکر می کنم دوستم داره (۲۴۰۳۱ بازدید توسط ۱۸۲۴۰ نفر) - (۶۸ نظر)
علت نگاه های پسران به خودم رو نمی فهمم (۱۹۲۴۹ بازدید توسط ۱۵۱۶۷ نفر) - (۹۴ نظر)
موقع تخفیف گرفتن از چه جملاتی استفاده می کنید؟ (۱۱۸۱۷ بازدید توسط ۷۹۱۰ نفر) - (۸۹ نظر)
همیشه ترس از دست دادن عزیزانم رو دارم (۱۱۷۷۳ بازدید توسط ۸۸۵۱ نفر) - (۲۵ نظر)
احساس می کنم نسبت به این زمونه بیشتر از حد مهربون هستم (۲۲۳۰ بازدید توسط ۱۶۷۱ نفر) - (۱۷ نظر)
ارباب من خوبه (۳۷۸۵ بازدید توسط ۲۹۳۴ نفر) - (۸۹ نظر)
برگزاری جلسه اول خواستگاری در بیرون از خونه دختر (۱۰۴۵۸ بازدید توسط ۷۹۲۳ نفر) - (۴۷ نظر)

۲۰۴ مطلب با موضوع «درد دل های دختران و پسران» ثبت شده است

همیشه تپش قلب دارم و خیلی خیلی کم خوابم

سلام
همیشه تو هر شرایطی یه ترس و دلهره ای تو قلبم بوده.. همیشه از دوران بچگی تا الان.. از اولین ترس هایی که یادم میاد وقتی بود که پدر و مادرم به شدت با هم دعوا میکردن و بابام به مامامم حمله میکرد و من تو اتاقم صدای اونارو میشنیدم و صدای ضربان قلبمو میشنیدم و خیال میکردم الانه که مامانمو بکشه...
بعضی وقتا پیش می اومد سر یه شوخیه الکی بابام بهم حمله میکرد و سیلی میزد در گوشم.. حتی یادمه یبار بدون دلیل بشقابو سر سفره پرت کرد تو صورتم و بهم فحش داد. البته اینم بگم پدرم در مواقع عادی خوب بود حتی نازم میداد و با قربون صدقه رفتن صدام میکرد که هرگز منو شاد نمیکرد و نمیکنه این قربون صدقه رفتناش بخاطر رفتارایی که از همون دوران نوزادیم تا حدود چهار پنج سال پیش باهام داشت...
از خیلی ها تو فامیل شنیدم که وقتی نوزاد بودم و شیر خواره... یبار بخاطر اینکه زیاد گریه کردم و اعصاب بابام خورد شد بابام منو پرت کرد از این سر حال تا اون سر... مادر بزرگم میگفت یه بار جوری زده بودت که ما فکر میکردیم مردی و تو رو گرفتیم زیر دوش اب سرد تا حال اومدی... من اینارو یادم نیست فقط, شنیدم و مادرمم تایید کرده.

↓ موضوعات مرتبط ↓ :
درد دل های دختران و پسران (۲۰۴ مطلب مشابه) تعامل با خانواده (۴۸۳ مطلب مشابه) خرید اینترنتی و مشورت در خرید (۸۸ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۳)
    • ۳۱۲۱ بازدید توسط ۲۴۵۲ نفر
    • سه شنبه ۱۳ تیر ۹۶ - ۲۱:۴۰

    چه عذابی میتونه مرهم دل پر درد من و مامانم باشه ؟

    سلام

    یه دختر 22 سالم. یه سوالی داشتم هر کسی جوابش رو میدونه بگه ،

    خدا که انگار واسه هر گناهی تو این دنیا عذاب تعیین کرده جز عذاب زن و بچه آزاری ، جز عذاب اذیت کردن خونواده ، جز کتک زدن ، جز حرف یاوه زدن ، جز فحش هرزه به دختر و زن دادن ، جز بی آبرو کردن خونواده ، میگن مملکت اسلامیه ، مملکت اسلامی که توش اسلام حاکمه ولی مرد سالاره مرد حق داره هر چند تا که دوست داره زن بگیره و زن باید از شوهرش تمکین کنه وگرنه بدترین عذابا در انتظارشه .

    اما همون مرد و خدا حتی واسش یه دونه عذابم هیچ جا در نظر نگرفته. تو یه سایتی سوال کرده بودم عذاب چنین مردایی چیه فقط تو جوابم داده بود حتما عذاب میشن. دلم از دست دین خدا گرفته. دختری که عاشق خدا بود، آروم بود ، حالا شده یه آدم فوق العاده عصبی،  نسبت به همون خدایی که همه جا داد زده حق مظلومو میگیرم و من و خونوادمو به کل فراموش کرده ،‌تردید تو دلش افتاده.

    نمیدونم کسایی که تو وضع منن تو چه موقعیتین اینقد حال و روزشون زار هس که نسبت به عدالت خدا شک کنن. بابام روزگارو برامون سیاه کرده. هر رفتاری دلش میخواد باهامون میکنه. بیکاره صبح تا شب فقط تحقیر فقط توهین ، خدا و پیغمبر و قبول نداره به اونام فحش میده.

    پشت سر هر کس دلش میخواد حرف میزنه ، فقط صدای بلند شو میشناسه و خودشو. کتکمون میزنه از بس اذیتمون کرده قلبم درد میکنه موهام سفید شدن مامانم دیابت داره هزار تا درد و مریضی گرفته .

    هیچکسو نداریم به دادمون برسه از وقتی پدر بزرگم فوت شده هر کاری دلش میخواد به سرمون میاره قبلشم بد بود اما این چند سال بعد اون کلی اذیتمون کرده. تا حالا یه حرف محبت آمیز بهمون نزده. مامان بیچارم خرجمونو میده هیچ مسئولیتی در قبال ما نداره. نه خرج زندگی نه خراب شدن وسایل نه خرج تحصیل ما 4 سال درس خوندم خرج تحصیلمو مامانم داد روزی نبود سرکوفت بهم نزنه.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۴ مطلب مشابه) خودسازی در دختران (۴۸۷ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۵۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۱)
    • ۱۴۵۴ بازدید توسط ۱۱۹۷ نفر
    • جمعه ۱۵ بهمن ۹۵ - ۲۲:۰۰

    من همون ماهم که کسی یارای رسیدن بهش رو نداره

    سلام
    راستش سوال که نه اما درد و دل
    من همه چی دارم.. خدا رو دارم خونواده بینهایت خوب و حامی.. تحصیلات ، زیبایی ، کار ، پول ، تفریح و ... اما خب تو بد روزگار یه اتفاقی برام افتاد.. خدا همه چی رو به یکی نمی ده و من توی یه حادثه و خطای پزشکی نخاعم آسیب دید.. و ویلچر نشین شدم همه چی دارم همه چی.. خونواده خوب، دوست خوب همه چی ولی انگار هیچی ندارم.. ابهت زنانه ندارم خواستنی نیستم و خب خواستگارم ندارم..
    دید آدما بده به اونایی که بیمارن یا ویلچرین..حق هم میدم..بعضی ها در موردم تو انکارن بعضی ها تمسخر و بیخیال بابا و بعضی ها هم تحقیر.. کسایی که باورشون نمیشه بیمارم  و منو سالم میدونن و منتظر معجزه ن.. کسایی که بالا رفتن سنم و تنهایی هامو نادیده می گیرن و زمان میگذره و فقط بهم میگن بیخیال و کسایی که وقتی تو جمع نشستیم حتی تو مجردا حسابم نمی کنن مثلا از سه مجرد با من..میگن دو مجرد تو گروه مونده..میدونید خیلی درد داره.. در عین اینکه همه چی داری ببینی هیچی نداری..

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۴ مطلب مشابه) مسائل و ازدواج توانمندان خاص (۲۶ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۲)
    • ۲۱۹۸ بازدید توسط ۱۶۸۶ نفر
    • چهارشنبه ۱۳ بهمن ۹۵ - ۲۲:۳۵

    تا با کفش های کسی راه نرفتی، راه رفتنش رو قضاوتش نکن

    سلام
    هیچ وقت اینقدر خوب معنی این عبارتو درک نکرده بودم."تا با کفشهای کسی راه نرفتی ،راه رفتنشو قضاوتش نکن."
    این روزا خیلی از حرفهای دیگران آزرده میشم.آدمایی که هیچ اطلاعی از مشکلات من ندارن و با زبون آزارم میدن. من نرمی استخوان دارم و پزشکم نرمش کردن رو به من توصیه کردن. مدام مفاصلم صدای تق تق میده . پزشکم گفتن با وزنه کار نکنم و من مجبورم تو باشگاه بدون وزنه حرکاتو انجام بدم. 
    از مشکل من به جز اینجا فقط خدا خبر داره و خانواده م و پزشکانم. حالا توی باشگاه با انواع و اقسام رفتارا اذیت میشم. مثلا مربیم میدونه مفاصل من صدا میده و گفت حرکاتو محدودتر انجام بده. چند روز بعد یادش رفت و اومد جلوی بقیه به من گفت چرا مثل آدم آهنی ورزش می کنی. گفتم بخاطر صدای مفاصلم. گفت آهان. آره حرکاتتو محدودتر کن. حتما دکتر برو. همه ش بخاطر کم تحرکیه.
    یا اینکه وسط ورزش وقتی استفاده از وزنه لازم شد و مادرم رفت برای خودش وزنه بیاره. خانمهای سن بالا شروع کردن صحبت کردن که من نرفتم برای مامانم وزنه بیارم و الان مادرا دخترا رو لوس بار میارن!! جوونا کمک نمی کنن و ...

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۴ مطلب مشابه) خودسازی در دختران (۴۸۷ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۶)
    • ۸۳۰۱ بازدید توسط ۶۱۴۴ نفر
    • چهارشنبه ۱۳ بهمن ۹۵ - ۲۲:۳۰

    درد و دل خواهرانه در مورد نحوه خواستگاری رفتن آقا پسرها

    سلام

    خواستم اینجا یه درد و دل خواهرانه داشته باشم :

    پسرا و خانواده های پسران مجرد خواهشا اول، معیار ها تون و دل ها تون رو با هم دیگه یکی کنید بعد به خواستگاری دختری برین.. بعضا پسر یه ملاک هایی داره و خانواده ملاک های دیگه و همچنین اگر به دنبال دختری به کمک واسطه و معرف  هستین ملاک ها و معیارهاتون رو با معرف ازدواج مطرح کنید و اگر دختری به شما معرفی شد سعی کنید نیمچه تحقیقی داشته باشین حداقل بدونین متولد چه سالی ست ؟ پدر و مادر چه کاره هستن ؟ میزان تحصیلات و شغل دختر خانم ؟ و اطلاعات اینچنین ی دیگر .

    شده طرف تماس گرفته حتی نمی دونسته منه دختر چند سالمه ؟!!! و حتما دورادور چهره دختر خانم یا عکسی از ایشون  رو ببینید و اگر این مراحل رو پیش رفتین و دیدین که ایشون می تونن همسری شایسته برای شما باشن با خانواده دختر  مطرح کنین .

    به هر حال قبل از مطرح کردن با خانواده دختر حداقل به یه شناختی نسبی از ایشون برسید اگر جلسه خواستگاری رفتید و دیدید در بعضی موارد  ملاک هاتون یکی نیست و منصرف شدین ، ضمن آرزوی خوشبختی برای دختر محترمانه اطلاع بدید .

    دخترها روحیه لطیف و شکننده ای دارن و بعضا ممکنه یه رفتار غلط موجب رنجش خاطر قلب دختری بشه متقابلا دختر و خانواده دختر هم نباید دل پسری رو بشکنن ولی توجه کنین حق انتخاب در وهله اول با شماست .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۵۳ مطلب مشابه) درد دل های دختران و پسران (۲۰۴ مطلب مشابه) ازدواج فرزندان (۱۷۰ مطلب مشابه)

  • ۵ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۰)
    • ۵۵۸۵ بازدید توسط ۴۲۶۵ نفر
    • چهارشنبه ۱۳ بهمن ۹۵ - ۲۲:۲۵

    از دو شخصیتی بودنم خسته شدم

    سلام

    من دو تا شخصیت تو وجودم دارم. تو خونه یه نفرم. بیرون از خونه یه کس دیگه. مامان بابام خیلی گیرن. سر کوچکترین چیزی بحث می کنن. بچه که بودم خیلی گوشه گیر بودم. اصلا قاطی جمع نمی شدم. طوریکه خالم به مامانم می گفت بچه رو ببر پیش روانپزشک. افسردگی داره.

    من خیلی کم حرف میزنم. بیشتر به حرفاشون گوش میدم. واسه همین کم حرفیم، تو خونه همه فکر میکنن من یه احمقم و هیچی حالیم نیست. اونا نمیدونن که من خارج از خونه ۱۸۰ درجه با اون چیزی که میبینن فرق دارم. چند روز پیش حاضر شدم با دوستام برم بیرون، مامانم منو دیده میگه کجا؟ گفتم با دوستام،بیرون.. میگه این کارا به تو نیومده. آخر نذاشت برم.

    بابا آخه کی میخوان بفهمن من دیگه اون بچه گوشه گیر نیستم؟ به خدا ۱۸ سالمه، بچه نیستم که. یه بار رفته بودیم خونه مادر بزرگم، من اصلا تو فاز فیلم های ماهواره نیستم.رفتم تو اتاق،گوشیمو در اوردم آهنگ گوش بدم، شنیدم دختر خالم پرسید دانیال فیلم نمی بینه؟ مامانم برگشته میگه هنوز زوده واسش،حالا دختر خاله بنده کلاس هفتمه !!!!

    یه بار به مامان بابام گفتم من اونی که شما فکر میکنین نیستم. من همه زندگیم درس نیس. دلم میخواد با دوستام برم بیرون. نمیخوام آدمی باشم که شما  میخواین. شاید واسه اینکه کارایی که اونا انجام میدن و انجام نمیدم فکر میکنن من هیچی حالیم نیست.

    بخدا من دوست ندارم بشینم پیش دایی هام درباره موضوعات مسخره بحث کنم. دوست ندارم با پسر خالم که ۲۰ سال از من بزرگتره و زنو بچه داره برم پارکو باهاش بشینم رو تاب و خیلی کارای کسالت آور دیگه که اگه بخوام بگم باید تا صبح تایپ کنم.حالا اگه این کارا رو نکنم میگن اصلا رفتارای اجتماعی بلد نیستی.

    تو خونه هیشکی درکم نمیکنه. منم که دیدم شرایط اینطوره، تصمیم گرفتم تا وقتی پیش فکو فامیلم تا میشه مراعات کنم، شاید فهمیدن من احمق نیستم،ولی اونا انقدر به خودشون قبولوندن که من آدم نمیشم، هر کاریم واسشون کنم به چشمشون نمیاد.

    وقتی دیدم کارای من چیزی رو تغییر نمیده،گذاشتم هر چی دلشون میخواد بگن. ولی هر چی میگذره من در نظرشون احمق تر جلوه میکنم.حتی دیگه دوست ندارم از مدرسه برگردم خونه. چون حداقل بیرون از خونه میتونم کسی باشم که دوست دارم.

    شما بگین چیکار کنم.این کاراشون داره دیوونم میکنه. تو جمعای غیر از خونواده مشکلی ندارم. چون به نظرم آدمای اون جمع مشکلی ندارن و توقعات بیجا از آدم ندارن. خسته شدم از بس بیرون یه جور رفتار کردمو تو خونه یه جور دیگه.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۴ مطلب مشابه) خودسازی در پسران (۲۰۷ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۵۱ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۶)
    • ۱۵۰۵ بازدید توسط ۱۰۱۶ نفر
    • چهارشنبه ۱۳ بهمن ۹۵ - ۲۲:۰۵

    درد و دل یه جوون 29 ساله

    سلام دوستان

    نمیدونم چرا وضع مملکت ما به یکباره این جوری شد ، تموم امید و آرزوهام شد واسه من رویا. من واسه درس خوندن خیلی زحمت کشیدم همش سرم توی درس و تحقیق و پژوهش بود ، دبیرستانم نمونه دولتی بودم حتی توی دبیرستان خوابگاه داشتیم و اونجا میموندم و از خانواده دور بودم لیسانس و فوق لیسانسمم همش دور از خانواده بودم واسه پایان نامه یک سال و نیم وقت گذاشتم روی موضوعی که توی هیچ دانشگاه دولتی راجع بهش بحث نشده بود بعدش مقاله و ... .

    خیلی خوشحال بودم که نتیجه داد تموم تلاش هام. بعد از سربازی که اومدم افتادم دنبال کار به این خیال که هر جا رزومه تحصیلی و مقاله و پژوهشمو بدم کسی نه نمیگه. زهی خیال باطل.. یکسال تموم دنبال کار گشتم بعد یکسال کاری پیدا کردم قراردادی ممکنه امسال باشم سال بعد نباشم و تعدیل کنن...

    حقوقش ماهی 2 تومنه ... ولی هر 5 ماه یه بار حقوق میدن اونم 4 یا 5 تومنشو میدن... خسته شدم از این ناعدالتی.. نمیدونم با این وضع کار و حقوق 5 ماهه میشه به اینده فکر کرد، ازدواج کرد؟ از پسرا کسی شرایط منو داشته باشه ازدواج میکنه؟ یا دختر خانوما کسی هست با همچین شرایطی کنار بیاد ؟ تصمیم گرفتم دیگه به ازدواج فک نکنم و فعلا سرم روی کارم باشه تا پس انداز کنم تا ببینم در اینده  چی پیش میاد.

    ممنون از همگی که حوصله به خرج دادن و این درد و دل  هامو خوندن

    موفق باشین.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۴)
    • ۲۲۹۳ بازدید توسط ۱۷۶۱ نفر
    • يكشنبه ۱۰ بهمن ۹۵ - ۲۲:۰۰

    عقده های عاطفی بچگیم هنوزم پابرجاست

    سلام به همه

    من همیشه سعی کردم بهترین باشم، تحصیلاتم عالیه، لباس هایی که میخرم معمولا گرونه چهره خوشگلی هم دارم اما کمبود محبت و اعتماد به نفس دارم، قبل تر ها خیلی گریه میکردم و هر روز آرزوی مرگ میکردم و حتی به خودکشی فکر میکردم ولی اوضاع زندگیم الان خوبه، حتی کسی رو دارم که خیلی دوستش دارم اما مثل گذشته همچنان آرزوی مرگ میکنم. حال خوبم هم مقطعی هست. با هر اتفاق کوچیکی میگم کاش بخوابم و دیگه بیدار نشم، دیگه توانایی و قدرت گذشته رو ندارم، احساس میکنم تحلیل رفتم، دیگه از تلاش و پیشرفت هم حتی خسته شدم. الان 8 ساله که این وضعیت رو دارم.

    یک چیزی هم درباره اعتماد به نفسم هست که در حضور خانواده ام اصلا نمیتونم با افراد دیگه خوب صحبت بکنم و خجالتی میشم، گریزانم از آدما. اما وقتی خودم تنها باشم و خانواده ام کنارم نباشن خیلی با اعتماد به نفس صحبت میکنم جوری که همه تحت تاثیر قرار میگیرن.

    احتمالا دلیلش این باشه وقتی بچه تر بودم مامانم خیلی سرکوفتم میزد، منو بی مصرف و به درد نخور و تن لش و القاب اینجوری خطاب میکرد. البته در مواقع عصبانیت فقط، و بعدش خودش هم پشیمون میشد.

    اما اثرات بد روحیش رو روم گذاشت و من یک آدم ضعیف شدم. آدم ضعیفی که میخواد خودش رو قوی جلوه بده.

    بعضی وقتا میبینم مردم بچه هایی دارن که نه دانشگاهای خوبی رفتند نه قیافه زیبایی دارند نه اخلاق خوبی دارند و فقط کوه توقع هستند، اما پدر مادرشون جوری ازشون تعریف و حمایت میکنند که با خودشون فکر میکنند حتما بهترین و زیباترین و موفق ترین آدم هستند. اون وقت من با این ویژگی هایی که خیلی ها دوس دارند داشته باشند هنوز فکر میکنم آدم نیستم.

    الان دیگه تنش های گذشته رو با خانواده ندارم و روابطمون خیلی بهتر شده اما عقده های عاطفی بچگیم هنوزم پابرجاست دیگه عجین شدم با این حالات روحیم، نمیدونم مسبب خراب شدن زندگی من کیه؟ خانواده ای که دوستشون دارم و برام کم نذاشتند اما ناخواسته من رو داغون کردند؟ همیشه دوست داشتم بدونم الان من حقی به گردنشون دارم یا نه ؟ من هم کوتاهی داشتم حتما، اما من فقط یک بچه بودم.

    همیشه بعد از نماز از خدا میخوام بخاطر عذاب هایی که کشیدم یه زندگی خوب نصیبم بکنه. اما نمیدونم چرا به آرامش نمی رسم.

    افسرده ام.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۴ مطلب مشابه) خودسازی در دختران (۴۸۷ مطلب مشابه) خودسازی در پسران (۲۰۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۱۶۶۸ بازدید توسط ۱۲۲۶ نفر
    • چهارشنبه ۲۹ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    وقتی یه مرد مهربون میبینم تو دلم میگم ای کاش پدرم بود

    سلام

    من یه دختر 23 ساله هستم ساکن یه شهر فوق العاده کوچیک با مردم سنتی  ، منشی یه دفترم با حقوق خیلی پایین .

    مشکلی که من دارم شباهت اخلاقی و رفتاری و ظاهری من به مادرمه .یه دختر فوق العاده ساده و مظلوم و مادرم یه زن فوق العاده بدبخت. خواهرام بهم میگن بخوای اینجور باشی سرنوشتت مثل مادرم میشه..

    امروز به خاطر دعوای پدر و مادرم ، مادرم گفت  هیچ وقت ازدواج نکن چون مردا وقتی زنشون خانواده درستی نداشته نباشه قدر زنشون رو نمیدونن . اینا حرفایی هستن که من همیشه میشنوم تا حالا که 23 سال زندگی کردم خانوادم هیچ وقت نگفتن یه روز ازدواج میکنی و خوشبخت میشی و همین باعث شده من همیشه از بیشتر مردا متنفر باشم و بترسم .

    من دیگه هیچ امیدی به پشتیبانی پدرم ندارم . پدرم یه مرد مریض و فوق العاده بدبین هستش که زندگی ما رو تباه کرده .32 ساله با مادرم ازدواج کرده و الان توی سن 65 سالگی به مادرم تهمت خیانت میزنه خجالت آورتر اینه که مادرم اونقدر چهرش رنج کشیدس  که اصلا این حرفا بهش نمیخوره و همه اینا به خاطر دل مریض پدرمه .

    امروز پدرم مادرم رو تهدید کرد که یا خونه ای رو که به نامش هست رو به نامم میزنی یا آبروت رو همه جا میبرم ، به همه میگم تو با این و اون رابطه نامشروع داشتی ..وقتی این حرفا رو از مادرم شنیدم که داشت برام درد دل میکرد فهمیدم این کسی که یه عمر پدر من بوده از یه ... هم پست تره .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۵۰ مطلب مشابه) درد دل های دختران و پسران (۲۰۴ مطلب مشابه) روابط با پدر (۲۳ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۹)
    • ۲۱۰۵ بازدید توسط ۱۵۳۰ نفر
    • چهارشنبه ۲۹ دی ۹۵ - ۲۲:۱۰

    من مادر خواهر و برادرم توی این دنیا به جز خدا هیچ کسی رو نداریم

    سلام دوستان

    الان که دارم مینویسم چشمام پر از اشک و دلم پر از خونه ،برای دشمنم هم زندگی که دارم رو آرزو نمی کنم. نمیدونم درد دله سواله چیه ؟ ولی بخدا دیگه بریدم ،دیگه نمیتونم ،فقط آرزوی مرگ میکنم برای خودم و مادر و خواهر و برادرم ..همگی با هم از دنیا بریم .

    پدر من دو همسر دارن و بسیار ثروتمندن، مادرم از رو ناچاری و به اجبار خونوادش تن به ازدواج با پدرم میده که زن و بچه داشته ، خدا شاهده که ظلمی نبود که در حق ما نکرده باشن ، همیشه تحقیرمون میکردن و مسخرمون میکردن .

    اونا خیلی قدرتمند بودن و ما خیلی ضعیف، پدرم هم اصلا ما رو دوس نداره و به خاطر هوس خودش زن گرفت و هیچ اهمیتی بهمون نمیده و تموم ثروتش رو به همسر اول و بچه هاش داده، کودکی بسیار تلخی داشتیم، من فقط یه برادر دارم ، بارها توی دوران کودکیمون، برادرهای ناتنیم برادرم رو کتک میزدن و کارش به بیمارستان کشیده میشد ، ما رو تحقیر میکردن و ازارمون میدادن.

    پدرم مکه میرفت و یه سکه هم پول برای ما نمیذاشت و تو تمام بیست و چند روزی که پدرم تمتع میرفت ما تو خونه فقط نون خشک می خوردیم و خونواده اول پدرم در ناز و نعمت ... هیچ وقت شکم سیر نخوابیدیم ، هیچ وقت با خیال راحت نخوابیدیم ،روزی که من به دنیا اومده بودم پدرم تا سه ماه خونه نیومده بود و خرجی نمیداد به مادرم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۴ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۲)
    • ۳۵۹۶ بازدید توسط ۲۸۰۷ نفر
    • سه شنبه ۱۴ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    من فقط آرامش میخوام، چیزی که تو خونه ی پدرم ندارم

    سلام به همه ی خواننده های خانواده برتر

    من یه دختر 26 ساله هستم که هم پدر و مادرم کارمند هستن و پدرم بازنشسته اس . 1 برادر و 4 تا خواهریم . فقط یکی از ما ازدواج کرده بقیمون تو خونه هستیم .

    دو ساله درسم تموم شده . توی این دو سال بدترین عذابا شامل حالم شده از اینکه پدرم خرج من و به سختی میده و بیشتر خرج روی دوش مادرم هست . البته من حتی سالی یک بار هم لباس نمیخرم که دستمو جلوشون دراز نکنم .

    چند جا دنبال کار رفتم توی ازمون های استخدامی شرکت کردم ولی فایده نداشته ، تصمیم گرفتم برای ارشد بخونم و زبانومو قوی کنم از کشور خارج شم ولی نمیتونم حتی کلاس زبان برم چون پولشو ندارم و از خانوادم هم نمیگیرم چون اگه رو بزنم ندارن بدن و مادرم هم دوست نداره به ما نه بگه یه جورای شرمنده میشه .

    ولی پدرم تو روم میگه تا 18 سالگی مسئولیت بچه با پدر و مادره بقیش با خودش ، مستقیما میگه برو خودت خرج خودتو بده وظیفه ای من نیست . یه ذره دوسمون نداره ما با هم ارتباطی نداریم مخصوصا با من ! اگه من تو یه اتاقی باشم و اون کار داشته باشه تا ببینه منم راشو برمیگردونه و نمیاد تو اتاق ، من از این رفتارای پدرم دارم خسته میشم احساس میکنم اضافی ام ..


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۹)
    • ۷۰۹۵ بازدید توسط ۵۲۷۶ نفر
    • جمعه ۳ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    گاهی وقتا آرزو میکنم که ازدواج کنم اما ته دلم میگه لطیفه آرزو نکن

    با عرض سلام و خسته نباشید

    اول از همه سوال من بیشتر به درد دل شبیه تا به سوال  اما چیکار کنم ببخشید مساله اینکه من یه فردی هستم با یه ذره اعتقاد به خدا که سعی کردم حروم و حلال رو رعایت کنم و تا الان که 26 سالمه خدا رو شکر با هیچ دختری دوست نبودم جز سلام و علیک احوال پرسی سر کار  .

    از یه طرف دانشگاه رو ول کردم رفتم سرکار به خاطره اینکه پدرم ور شکست شد و باید بدهی پدرم رو میدام در همین حین  خواستگار برای خواهرم  اومد و قسط جهیزیه هم اضافه شد و حالا حالا باید قسط و بدهی بدم  بعضی موقع ها وقتی فکر ازدواج رو میکنم بعدش خندم میگیره میگم تا بخواد بدهی ها تموم بشه موهای ما هم سفید شده .

    اما این روزها خیلی نیاز به یک همدم دارم  بعضی شب ها گریه میکنم میگم که اینم سهم ما از این دنیاست که حالا حالا رنگ زندگی رو نبینیم.

    تو رو خدا برام دعا کنید خیلی دلم شکسته میگم خدا هم ما رو رها کرده  گاهی وقتا ارزو میکنم که چی منم ازدواج کنم  اما ته دلم میگه لطیفه ارزو نکن .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۴ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۲۱۱۴ بازدید توسط ۱۶۰۱ نفر
    • چهارشنبه ۱ دی ۹۵ - ۲۲:۱۰

    فکر میکردم رابطه مجازی مثل رابطه واقعی جدی نمیشه

    سلام
    میخواستم در مورد بزرگترین حماقت زندگیم بگم بلکه حداقل هم سن و سالام یکم عبرت بگیرن!
    الان که دارم این متنو پست میکنم 20 سال دارم.. از خودم بخوام بگم دختری بودم که از نظر چهره خوب و جذاب محسوب میشم طوری که همه ی دوستام خودشون میگن که حسرت چهره منو دارن..
    نمیخواستم اینو بگم چون شاید بذارین به حساب خودشیفتگیم! ولی واسه اینکه اطلاعات کاملیو بدم گفتم.. همین چهرم باعث شده بود از بچگیم یعنی شاید حدودای ابتدایی و راهنمایی پسرای زیادی باشن که بهم پیشنهاد دوستی بدن.
    ولی من قبول نمیکردم..چون از این رابطه ها خیلی بدم میومد! یه جورایی اینکه تو سن بچگی با این چیزا اشنا شده بودم باعث شده بود از جنس مخالف بیزار شم..
    هم اینکه یه غرور کاذب بهم دست داده بود که فکر میکردم هیچ کدوم از این پسرا لیاقت دوستی با منو ندارن.. تا 18 سالگیم و وقتی که پیش دانشگاهی بودم که تقریبا با هیچ پسری همکلام نشده بودم.. جدا از اینکه از پسری تا اون موقع نشده بود که خوشم بیاد از اینکه بخوام با کس دیگه ای باشمو دستشو بگیرم و آخرشم معلوم نشه کارمون به کجا میرسه رو خیانت به همسر آیندم میدونستم..

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۳)
    • ۵۱۸۳ بازدید توسط ۳۷۰۸ نفر
    • چهارشنبه ۱ دی ۹۵ - ۲۲:۰۵

    دیگه نمیتونم این راه رو تنهایی ادامه بدم

    سلام
    من سوالی نداشتم فقط دلم خیلی گرفته بود میخوام چند خطی براتون از خودمو زندگیم بنویسم . من یه پسر 26 ساله هستم اهل جنوب . ذاتا آدم آروم و کم حرفیم .

    تا این سن هیج وقت دنبال رابطه با هیچ دختر خانمی نبودم . همیشه سعی کردم تو دانشگاه و خیابون و مکان های عمومی سرم پایین باشه و نگاهم رو کنترل میکردم اول به خاطر ترس از خدا و دوم اینکه وقتی ازدواج کردم همه چیز رو با خانمم تجربه کنم .

    اما خیلی چیزا طبق برنامه پیش نرفت بعد از کارشناسی رفتم خدمت بعد خدمت میخواستم ادامه تحصیل بدم اما دیدم تو این وضعیت درس خوندن ریسکه و رفتم دنبال کار ، هر جا میرفتم کار گیرم نمیومد تا اینکه تصمیم گرفتم هر طوری هست یه کاری پیدا کنم حتی اگه شده کارگری چون دیگه روم نمی شد از بابام پول بگیرم . در ضمن پدرم هم وضع مالی خوبی نداشت و نداره .

    چند ماه یه جایی پاره وقت کار میکردم اما حقوقش خیلی کم بود بعدش رفتم شاگرد سوپری شدم اون جا حقوقش بهتر بود اما فشار زیادی به ادم وارد میشد . چون بیشتر از دوازده ساعت کار میکردم و به خاطر دیسک کمری که از زمان خدمت سربازی بهش دچار شده بودم مجبور شدم بعد از هفت هشت ماه از اونجا بیام بیرون .

    چن ماهی بیکار بودم و تو آزمون های استخدامی و جاهای مختلف دنبال کار گشتم اما چون رشته ما یه رشته خاصه استخدامیش خیلی کمه اون هم حتما باید سابقه داشته باشی .

    به هر حال به این نتیجه رسیدم که برم کلاسهای فنی حرفه ای یه کاری یاد بگیرم و مدتیه دارم کلاسهای فنی حرفه ای رو شرکت میکنم .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۴ مطلب مشابه)

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۴)
    • ۳۹۵۲ بازدید توسط ۲۹۰۱ نفر
    • شنبه ۶ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۰

    مادرم یه بار هم از داشتن من ابراز رضایت نکرده

    سلام
    من دختر 18 ساله ای هستم که به آخر خط رسیدم . میدونم این حرف درست نیست و زندگی ارزشمند هست اما بخاطر مشکلاتی که در ابتدای زندگیم شروع شد و ادامه داشت افسردگی شدید گرفتم .

    پدر من مرد پرخاشگر و عصبانی و احساسی هست که در زندگی شخصی خودش مشکلات فراوانی داشت و مادرم زن جدی و قوی هست به همه کمک میکنه باز هم هر چقدر فکر میکنم شخصیت والدین من برای ازدواج با هم به هیچ وجه مشابه هم نیست .

    من بسیار خوشبین و مهربان و خونگرم بودم با اینکه مشکلات فروان بود وضع مالی مناسب نبود من خیلی امیدوار بودم شاید هم احمق ؛ ما با مادر پدرم زندگی میکردیم خانواده پدری باعث تفرقه و دعوا میشدن و مادربزرگم هم بین مادر و پدرم رو بهم میزد ما قطع ارتباط با خانواده پدرم کردیم فقط اقوام درجه 1 پدرم، با بقیه ارتباط داشتیم نمی خوام طولانی صحبت کنم .

    توی 13 سالگی فهمیدم که پدرم با خانم دیگه ای هست که من میشناختمش .کاملا چشم و گوش بسته بودم و فکر میکردم با وجود مشکلات و دعوا های روزانه پدر و مادر خوشبختم تا زمانه، خیانت پدر .من ترسیدم ما به شهر دیگری رفتیم و من شروع کردم به بیشتر شنیدن و فهمیدن و درک کردن اخرش کارم به این دیوونگی کشید.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۴ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۲)
    • ۳۴۲۹ بازدید توسط ۲۶۳۳ نفر
    • دوشنبه ۳ آبان ۹۵ - ۲۲:۳۵

    برو بالا