سلام

من تازه ۲۰ ساله شدم و دو ماهه که نامزد کردم (عقد نه، نامزد)، آشنایی مون کاملا سنتی بود و ایشون بسیار آدم خوب و موجهی هست. من از بچگیم کسی رو دوست داشتم ولی خب هیچ وقت این علاقه رو بروز ندادم بهش و دو ساله که اون رو از دست دادم (فوت نکرده ولی برای همیشه از اینجا رفته و هیچ جوره هم دیگه نمیتونم پیداش کنم) برام خیلی سخت بود اوایلش، تا حدی که کنکورم رو به بدترین شکل ممکن به نسبت سطح درسی و انتظار خودم و خانوادم پشت سر گذاشتم و از ترس اینکه نکنه با اون حال روحی بد تو خونه بمونم و افسرده بشم، تصمیم گرفتم که انتخاب رشته کنم برم دانشگاه یه شهر دور.

چند ماه بعد از دانشگاه رفتنم هم که ورود خواستگارها به خونه مون شروع شد، چون دیگه من وارد دانشگاه شده بودم و بهونه ای برای درس و کنکور نداشتم، من ندیده ردشون میکردم چون اصلا حوصله ی اینکه بخوام وارد رابطه بشم رو نداشتم ولی نمیدونم چرا وقتی بحث خواستگاری نامزدم پیش اومد گفتم که بیان، هنوز هم به کسی که دوستش داشتم فکر میکردم ولی وقتی نشستم فکر کردم و دیدم اون دیگه هیچ وقت برنمیگرده و منم دیدم که خواستگارم آدم خوبیه و از خیلی از جنبه ها باهام هم کفوه تصمیم گرفتم بله رو بگم.

این طور که نامزدم میگه من اولین دختری هستم که تو زندگیشم، دوستم داره، سعی میکنه بهم نزدیک بشه، درباره آینده مون میگه، آدم صبور و زحمت کشیه، بهم احترام میذاره و ...، ولی من یه جوریم؛

یه حس دوست داشتن معمولی فقط نسبت بهش دارم ولی عاشقش نیستم، من برای کسی که دوستش داشتم یه حسای خاص داشتم مثلا با دیدنش حتی از روی عکس های پروفایلش یا شنیدن صداش وقتی می اومد خونه ی یکی از فامیلاش که نزدیک مون بود، حالم یه جوری میشد، قلبم تند میزد، خیلی دوستش داشتم و الانم که نیست گاهی که به یادش میافتم حالم یه جور عجیبی میشه (میگن این عشق نبوده و صرفا یه علاقه ی کاذب و بچگانه ی یک طرفه اونم از سر تغییرات هورمونی بوده!)

ولی نسبت به نامزدم اینطور نیستم، متاسفانه یه کم رسمیم نسبت بهش، مثل خیلی از دخترهایی که هم سن و سال من هستند و تا نامزد میکنن همه ش پای تلفنن و باهاش حرف میزنن نیستم، اصلا حوصله ی بیرون رفتن باهاش رو ندارم و ایشون هم میگه میذاریم هر وقت که دوست داشتی و راحت بودی بریم با هم بیرون. 

روزی دو ساعت به طور میانگین بهم پیام میدیم که بیشتر مواقع هم ایشون شروع کننده پیام دادنه و گاهی هم ایشون زنگ میزنه، من دوست ندارم بهش بی توجه باشم ولی خب میگم اگه عاشقش بودم حتما میتونستم خودم رو راضی کنم بهش زنگ بزنم، باهاش قرار بذارم و برم بیرون و خیلی کارهای دیگه که نامزدها و تازه ازدواج کرده ها انجام میدن ولی نمیتونم، نه که نخوام، بالاخره منم آدمم و احساس و عاطفه دارم و اون نیاز عاطفیم رو دوست دارم برطرف کنم ولی نمیدونم چرا نمیشه تو ذهنم و قلبم ایشون رو به عنوان عشقم بپذیرم و بیشتر حس میکنم رفیقمه تا کسی که قراره بشه همسرم.

دلم نمیخواد آدم خائنی باشم و هی تو ذهنم مقایسه ش کنم با کسی که دوستش داشتم [نامزدم از هر لحاظی؛ ایمان، شغل و چهره و اخلاقیات و اعتقادات و ... از اون کسی که دوستش داشتم بهتره ] اینو هم بگم که بخاطر اینکه یه سری مشکلات مالی وجود داره، ما تا دو سه سال دیگه ازدواج نمیکنیم.

خواهش میکنم کسانی که ازدواج شون سنتی بوده و قبلش هیچ حسی به همسرشون نداشتن یا عاشق کس دیگه ای بودن و بعد با همسرشون ازدواج کردن و الان رابطه خوب و عاشقانه ای دارن، بهم کمک کنن که چطور عشق رو به رابطه الانم وارد کنم؟، چکار کنم تا عاشق نامزدم بشم؟ 

یه مسئله دیگه هم که هست اینه که من و نامزدم وقتی چت میکنیم حرف زیاد برای گفتن داریم و تو اون تایمی که داریم حرف میزنیم که (گاهی که بحث مون مفصله، چت مون به پنج ساعتم میرسه)، کلی چیز به ذهن مون میرسه ولی مکالمه های حضوری و تلفنی مون خیلی کم و کوتاهه، من با دوستام و بقیه کسانی که میشناسم شون پرحرفم، نامزدم هم همین طور 

ولی وقتی با هم تلفنی حرف میزنیم حرف هامون یادمون میره. اوایلش شاید بخاطر خجالت و استرس بود ولی الان هیچ کدوم مون استرس هم نداریم، چطور اینو درستش کنیم؟


مرتبط:

عشق برای دخترهای با حیا و محجبه هم پیش میاد؟

چند سوال از کسانی که به روش سنتی ازدواج کردند

شک نکنید که بهترین شیوه ازدواج به روش سنتی است

از ازدواج سنتی اصلا خوشم نمیاد

کدوم ازدواج با دوام تره ، با عشق یا سنتی ؟

مزایا و معایب ازدواج های سنتی و مدرن

در جامعه امروز، ازدواج به روش سنتی جواب گو هست ؟

گاهی مواقع از خواستگاری سنتی به شدت متنفر میشم

عشقی که در ازدواج های سنتی فیلم ها وجود داره واقعیه ؟

بدترین چیز ازدواج سنتی همین فرایند طولانی بودنشه

سوال از دختر خانم ها و خانم های متاهلی که سنتی ازدواج کردن

چطوری نظرم رو نسبت به ازدواج سنتی تغییر بدم ؟

معیارهایی مدرن برای ازدواج در خانواده ای سنتی ...

من میتونم با یک ازدواج سنتی عاشق شوهرم بشم ؟

در ازدواج های سنتی، شناخت و علاقه شدید شکل میگیره ؟

در ازدواج سنتی میزان صمیمیت دختر پسر در چه حد باید باشه ؟

چه جوری تو خواستگاری سنتی بفهمم یه دختر بهم علاقه داره یا نه؟

روش کسب شناخت قبل از ازدواج

ازدواج باید عاقلانه باشه نه عاشقانه

ازدواج عاشقانه یا ازدواج عاقلانه

الان به این نتیجه رسیدم که شوهرم رو عاقلانه انتخاب نکردم

دلم میخواد عشقی داشته باشم و ازدواج کنم

ازدواج بدون عشق یه قمار بزرگه ؟!

آسیب های برخاسته از عشقِ قبل از ازدواج

ازدواج با کدومش، عشق، دوست داشتن یا خویشاوندی؟

اومدیم و این عشق بعد ازدواج به وجود نیومد !

عشق شما دوست دخترتان هست یا زنی که با او ازدواج میکنید؟

آیا عشق بعد از ازدواج از بین میره ؟

وقتی عشق وجود نداره چرا ازدواج کنم ؟


کاربران محترم خانواده برتر در مورد پست (چرا نمی تونم نامزدم رو در ذهن و قلبم به عنوان عشقم بپذیرم؟) ، (۴۵) نظر داده اند، برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا (کلیک-لمس) کنید.
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
ازدواج سنتی (۲۰ مطلب مشابه)
↓ موضوعات پربیننده و منتخب ↓ :
ابراز علاقه دختر به پسر نیاز جنسی دختران نیاز عاطفی دختران دختران مجرد 30+ سال پسران مجرد 30+ سال آموزش های شوهرداری آموزش های زن داری دوستی به قصد ازدواج مشورت در ازدواج خانم ها ازدواج موفق دکتر فرهنگ دوران عقد مسائل زناشویی پرده بکارت درد دل های پسران تناسب اندام آموزش ترک خودارضایی آموزش کنترل فشار جنسی مسائل خانم های چادری فشار جنسی قبل از ازدواج عشق