خانواده برتر

مشورت در قالب پرسش و پاسخ در مورد ازدواج و مدیریت خانواده

جستجو در بین بیش ا ز 17 هزار "پست" و بیش از 600 هزار "نظر" کاربران

جدیدترین ها
مطالب کاربران
صفحات خاص
صفحات کاربران
به روز شده ها
جدیدترین نظرات کانال های خانواده برتر گروه آیگپ خانواده برتر دنبال کنید
با پول نمی شه همه چیز را خرید (۴۸۷ بازدید توسط ۳۸۹ نفر) - (۶ نظر)
محاسن و معایب بچه دار شدن (۱۶۸۹ بازدید توسط ۱۳۴۱ نفر) - (۱۹ نظر)
ازدواج، رویایی که به خاطرات پیوست؟! (۲۶۷۵ بازدید توسط ۲۱۵۴ نفر) - (۴۰ نظر)
آیا نباید دانشگاه برویم؟ (۱۴۶۸ بازدید توسط ۱۱۹۳ نفر) - (۲۵ نظر)
تصمیم جانفرسا: عشق یا ... ؟ (۱۱۴۱ بازدید توسط ۸۲۴ نفر) - (۳۹ نظر)
میشه عشق قبلی رو فراموش کرد و باز هم عاشق شد؟ (۱۸۶۹ بازدید توسط ۱۳۵۰ نفر) - (۶۹ نظر)
خبرهای خوب، موفقیّت ها و پیشرفت‌های شخصی (۸۷۱ بازدید توسط ۶۷۰ نفر) - (۱۲ نظر)
بهترین و مفید ترین کتاب هایی که خوندم ... (۷۲۹ بازدید توسط ۵۸۸ نفر) - (۱۴ نظر)
چیزهایی رو که دوست ندارید تکرار بشه تکرار نکنید (۶۹۳ بازدید توسط ۵۳۸ نفر) - (۲۰ نظر)
درسی که من بعد از خوندن بیشتر پست های این وبلاگ گرفتم (۱۴۷۹ بازدید توسط ۱۱۳۴ نفر) - (۳۱ نظر)
چرا برخی از آقایون متاهل به برخی دختران توجه نشان می‌دهند؟ (۱۸۹۸ بازدید توسط ۱۵۱۷ نفر) - (۲۸ نظر)
دلایل اختلاف و تقابل دختران و پسران (۱۰۳۶ بازدید توسط ۸۰۹ نفر) - (۲۶ نظر)
فکر می‌کردم آخرش اگه ازدواج هم نکنم اتفاق خاصی نخواهد افتاد (۲۰۷۱ بازدید توسط ۱۵۹۸ نفر) - (۰ نظر)
این جوری همسرِ مناسب پیدا کن! (۱۹۶۱ بازدید توسط ۱۶۱۱ نفر) - (۱۶ نظر)
نترس از انتخابِ پوششِ ایده‌آل (۱۰۷۹ بازدید توسط ۸۴۷ نفر) - (۲۱ نظر)
چرا ما مردم برای کشورمون تلاشی نمی‌کنیم؟ (۱۱۲۵ بازدید توسط ۸۱۹ نفر) - (۳۲ نظر)
خانم‌ها شما را خدا مانتو جلو باز نپوشید (۳۶۰۷ بازدید توسط ۲۶۷۴ نفر) - (۳۹ نظر)
توبه کردن ،به آسانی حذف اینستاگرام (۶۸۹۴ بازدید توسط ۵۶۴۶ نفر) - (۴۱ نظر)
تو هموطن منی نه دشمنم (۸۸۱ بازدید توسط ۶۷۵ نفر) - (۱۹ نظر)
نظر شما درباره افشاگری های اخیر درباره ی سلبریتی ها چیست؟ (۱۰۳۴ بازدید توسط ۷۷۶ نفر) - (۱۵ نظر)
درمان همه دردها خداست (۵۵۵ بازدید توسط ۴۳۳ نفر) - (۴ نظر)
دانستن بعضی نکاتِ ریز و درشتِ روزمره (۲۷۴۷ بازدید توسط ۱۸۹۴ نفر) - (۱۰۴ نظر)
مقایسه ازدواج سنتی و غیر سنتی (۷۷۳ بازدید توسط ۶۵۱ نفر) - (۱ نظر)
نظر شما در مورد حرف‌های نوشین معراجی در جشنواره فجر چیه؟ (۹۶۸ بازدید توسط ۷۲۹ نفر) - (۵ نظر)
چطور می شود از این روزگار رونده فرصت دوباره گرفت؟ (۶۹۷۹ بازدید توسط ۴۲۵۶ نفر) - (۱۷ نظر)
جلوگیری از سوژه شدن خانم ها موقع بیان بعضی از افعال (۸۵۸۷ بازدید توسط ۶۴۲۷ نفر) - (۱۱۲ نظر)
چطور شوهرمون رو وابسته و عاشق خودمون کنیم (۲۱۱۱۲ بازدید توسط ۱۶۴۲۰ نفر) - (۳۵ نظر)
دختران هتیرایی، تناقض یا تکامل (۱۱۶۷۰ بازدید توسط ۷۷۱۲ نفر) - (۴۱ نظر)
دلایل تنفر بین جنس مؤنث و مذکر (1) (۱۸۱۷ بازدید توسط ۱۵۰۸ نفر) - (۱۹ نظر)
خانم‌ها سعی کنید تفاوت خواستگار رسمی با آدم‌های توی کوچه و بازار را درک کنید! (۳۱۴۰۵ بازدید توسط ۱۴۴۶۳ نفر) - (۲۵ نظر)
تصورات عجیب و غریب در مورد عشق رو دور بریزید (۵۵۹ بازدید توسط ۴۷۶ نفر) - (۵ نظر)
عشقی که زندگیم رو به بهشت تبدیل کرد (۸۲۰ بازدید توسط ۷۳۲ نفر) - (۵ نظر)
فایده داشتن صداقت در بیان خواسته ها قبل از ازدواج (۱۶۶۲ بازدید توسط ۱۰۹۹ نفر) - (۴۰ نظر)
تا با گذشته ت تسویه حساب نکردی سراغ من نیا (۱۳۷۰ بازدید توسط ۱۰۵۲ نفر) - (۳۲ نظر)
نامه ای از طرف کودکی ام به همه انسان ها (۶۷۶ بازدید توسط ۵۱۴ نفر) - (۶ نظر)
چطور زندگیم متحول شد (۱۴۷۸ بازدید توسط ۱۱۶۵ نفر) - (۱۱ نظر)
روزه ی روز غدیر خم، روزه ای معادل تمام عمر (۱۷۸۴ بازدید توسط ۱۳۹۳ نفر) - (۶ نظر)
سیاره درون تون چه شکلیه؟ (۴۱۹۱ بازدید توسط ۳۱۹۰ نفر) - (۲۳ نظر)
خوشبختی مثل تلفن می مونه (۵۲۱۳ بازدید توسط ۴۲۱۰ نفر) - (۷ نظر)
توهم پزشکی (۱۰۸۹۲ بازدید توسط ۸۸۳۸ نفر) - (۴۸ نظر)
نیازهای احساسی در ازدواج، حس حمایت شدن (۱۷۱۰۰ بازدید توسط ۱۳۳۹۴ نفر) - (۲۱ نظر)
نیازهایی که تنها در ازدواج ممکن است برآورده شود را نام ببرید! (۶۶۳۹ بازدید توسط ۵۳۴۸ نفر) - (۴۴ نظر)
یک لحظه آرامش، یک لحظه عشق (۳۵۶۳ بازدید توسط ۲۶۱۶ نفر) - (۲۹ نظر)
ایران در چه جایگاهی از برابری جنسیتی ایستاده است؟ (۴۵۶۸ بازدید توسط ۳۳۱۱ نفر) - (۹۲ نظر)
چرا بعضی از پسرها بعد از جواب رد شنیدن، کینه به دل می گیرند؟ (۴۳۴۶ بازدید توسط ۳۲۷۷ نفر) - (۱۹ نظر)
چرا زنان و دختران ایرانی این قدر از رنگ می ترسند؟ (۶۸۵۷ بازدید توسط ۴۸۰۱ نفر) - (۰ نظر)
با حجاب بودن سخته، با حجاب بودن غلطه! (۳۵۵۲ بازدید توسط ۲۷۳۶ نفر) - (۱۵ نظر)
اون، یکی از دلایل حال خوب منه (۲۹۶۷ بازدید توسط ۲۳۶۳ نفر) - (۱۲ نظر)
مرد که گریه نمی کنه! (۳۶۳۴ بازدید توسط ۲۵۰۶ نفر) - (۲۶ نظر)
کل زندگیم عادت کردم به تمام بدبختی هام بخندم 3! (۳۲۵۱ بازدید توسط ۲۵۱۰ نفر) - (۱۰ نظر)
گفتگوی آزاد (30 خرداد 1401) (۶۳۸۶ بازدید توسط ۴۱۱۰ نفر)
گفتگوی آزاد (8 اردیبهشت 1401) (۴۰۴۸ بازدید توسط ۲۷۴۲ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۵۱۷۳ بازدید توسط ۳۵۱۹ نفر)
گفتگوی آزاد (22 بهمن 1400) (۲۵۵۳ بازدید توسط ۱۵۴۱ نفر)
گفتگوی آزاد (28 شهریور 1400) (۷۱۰۹ بازدید توسط ۵۱۵۴ نفر)
صفحه شخصی غضنفر (4) (۴۶۲۴ بازدید توسط ۲۷۱۶ نفر)
قانون درخواست حذف نظر از خانواده برتر (۲۳۵۸ بازدید توسط ۱۵۹۱ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۲۰۶۵ بازدید توسط ۱۳۸۶ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۳۵۰۵ بازدید توسط ۲۲۹۴ نفر)
التماس دعا (۱۱۸۲۹ بازدید توسط ۸۹۲۲ نفر)
بیشتر شدن پست های سرگرمی (۱۰۶۳ بازدید توسط ۷۶۲ نفر)
صفحه درد دل های دخترونه (۹۵۳۰ بازدید توسط ۶۷۹۲ نفر)
پاتوق شادی خانواده برتر (۴۲۳۲ بازدید توسط ۳۰۴۲ نفر)
تبادل نظر در مورد تست های شخصیت شناسی (۷۴۸۲ بازدید توسط ۵۶۷۴ نفر)
همفکری و درد و دل های افراد درگیر با افسردگی (۴۴۰۵ بازدید توسط ۳۴۱۳ نفر)
صفحه گفتگوی کاربران (1) (۱۳۳۱۶ بازدید توسط ۸۱۴۶ نفر)
صفحه ی مشاوره ی حقوقی خانواده برتر (۳۷۴۰ بازدید توسط ۳۰۰۱ نفر)
معرفی مجموعه وساطت ازدواج آدم و حوا (۹۳۱۶ بازدید توسط ۶۵۲۹ نفر)
دختر مذهبی کجایی ، دقیقا کجایی ؟! (۱۸۳۰۷ بازدید توسط ۱۲۶۱۶ نفر)
ارسال مطلب به خانواده برتر (۵۹۰۳ بازدید توسط ۴۱۸۶ نفر)
صفحه ی شخصی 2017 (۶۶۱ نمایش) - (۲۷ نظر)
صفحه شخصی DOKHTAR LOR (۵۵۹ نمایش) - (۱۶ نظر)
صفحه شخصی ساقی (۱۷۸۴ نمایش) - (۱۰۷ نظر)
صفحه ی شخصی "مردی در بیابان های خلوتِ خدا" (۹۵۰ نمایش) - (۳۲ نظر)
صفحه ی شخصی Angel girl (۵۵۸ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۶۲۶۷ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی "دختران حتما بخوانند" (۳۶۴۰ نمایش) - (۱۵ نظر)
صفحه شخصی رضا alone "احادیث و موضوعات مختلف" (۲۵۸۳ نمایش) - (۱۳۶ نظر)
صفحه شخصی گلی خانم (2) (۱۸۲۷ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی فرشاد (۴۰۷ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی Holy Mind (۲۰۲۲ نمایش) - (۱۱۶ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (4) (۴۶۲۴ نمایش) - (۴۶۷ نظر)
صفحه شخصی خانم M&M (۵۳۹۸ نمایش) - (۳۴ نظر)
صفحه شخصی زندگی به شرط زندگی سید (2) (۱۴۹۴ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی ماه تی تی (۷۹۹۹ نمایش) - (۶۰۹ نظر)
صفحه شخصی رضا alone پُست دوم (۸۳۶۹ نمایش) - (۲۴۲ نظر)
صفحه شخصی شب ماه (۱۵۹۲۱ نمایش) - (۷۳۵ نظر)
صفحه شخص گلی خانم (۱۵۴۷۷ نمایش) - (۶۲۶ نظر)
صفحه ی احادیث گیاهی و درمانی🌾 (۳۸۴۹ نمایش) - (۵۹ نظر)
صفحه شخصی رهام روشن ضمیر (۵۰۵۰ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۱۶۴۴۱ نمایش) - (۱۰۶۸ نظر)
صفحه شخصی Ata MST (۸۸۵۵ نمایش) - (۳۶۷ نظر)
صفحه شخصی رضا alone (۱۵۷۸۴ نمایش) - (۸۷۵ نظر)
صفحه شخصی پسر آریایی (۷۷۱۴ نمایش) - (۲۹۹ نظر)
صفحه برنامه ‌نویسان خانواده‌ برتر (۱۴۰۸ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی دختر قمی (۲۲۱۵ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی .•.•.•امیرخان•.•.•. (۱۴۲۱ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی مشکات (۳۹۸۲ نمایش) - (۱۷۵ نظر)
صفحه شخصی سکوت شلوغ (۲۶۰۰ نمایش) - (۴۲ نظر)
صفحه شخصی مروان الشقب (۴۴۹۳ نمایش) - (۱۵۳ نظر)
صفحه مرد شب ویژه پرسش و پاسخ خصوصی (۲۱۶۵ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه شخصی آیدا 👑👩‍⚕️💐 (۶۳۴۳ نمایش) - (۱۲۷ نظر)
صفحه شخصی Ali Piroozi (۳۵۳۴ نمایش) - (۱۶۰ نظر)
صفحه شخصی 12 12 (۱۴۴۴ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه گزارش دهی روزانه به کاربران خانواده برتر (۴۵۳۵ نمایش) - (۱۹۵ نظر)
صفحه شخصی ماری (۱۴۵۲ نمایش) - (۱۵ نظر)
صفحه شخصی مهدی من (۳۰۳۸ نمایش) - (۷۸ نظر)
صفحه شخصی پارادوکس (۲۶۹۳ نمایش) - (۶۴ نظر)
صفحه شخصی Mard shab - پست دوم (۱۳۳۱۴ نمایش) - (۲۷۲ نظر)
صفحه شخصی پونه (۱۸۲۴ نمایش) - (۲۹ نظر)
صفحه شخصی شاهزاده شهر غریب (۲۲۷۱ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۳۵۲۲۸ نمایش) - (۹۵۳ نظر)
صفحه شخصی معصومه .. (۲۲۴۶ نمایش) - (۸۱ نظر)
صفحه شخصی luminous pearl (۲۰۳۱ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی فرزانه (۲۴۴۷ نمایش) - (۳۷ نظر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۲۱۰۱۴ نمایش) - (۶۱۴ نظر)
صفحه شخصی آبی (۶۸۱۴ نمایش) - (۲۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهشید" (۴۱۸۱ نمایش) - (۱۹۳ نظر)
صفحه شخصی berelian (۴۲۸۰ نمایش) - (۱۶۹ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۷۲۰۹ نمایش) - (۳۹۸ نظر)
پناهیان | فضیلت عجیب روز غدیر (۲۷۳۲ بازدید توسط ۲۱۶۳ نفر) - (۲۵ نظر)
اگه یه دختر محجبه و سرسنگین عاشق پسری بشه باید چه کار کنه؟ (۵۸۸۴ بازدید توسط ۴۷۱۹ نفر) - (۵۳ نظر)
تجرد قطعی در زندگی (۲۸۵۹ بازدید توسط ۲۲۶۰ نفر) - (۳۷ نظر)
قبول کنیم که اکثر ما پسرها در شرایط فعلی توانایی ازدواج کردن رو دیگه نداریم (۲۵۸۴۱ بازدید توسط ۱۸۷۵۱ نفر) - (۳۳۵ نظر)
نیاز عاطفیم باعث شده که همه ی فکر و ذکرم بشه ازدواج (۴۲۸۲ بازدید توسط ۳۲۱۰ نفر) - (۴۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۶۲۶۷ بازدید توسط ۴۵۱۳ نفر) - (۹۰ نظر)
نتیجه تلاش ها و پیشرفت های یه دختر، تنهایی و مجرد موندنه؟ (۱۴۳۹۹ بازدید توسط ۱۱۳۱۳ نفر) - (۲۸۵ نظر)
دوست داشتم شوهرم پزشک متخصص، پولدار، خوشتیپ و ... باشه (۹۷۲۸ بازدید توسط ۷۵۴۹ نفر) - (۸۲ نظر)
به همکلاسیم علاقمندم (۶۳۱۳ بازدید توسط ۵۰۸۲ نفر) - (۵۲ نظر)
واکنش ها به تغییر پوشش پسر 30 ساله به اسپرت چیه ؟ (۳۳۱۶ بازدید توسط ۲۴۸۲ نفر) - (۴۹ نظر)
سهم من از بودن با تو چیه؟ (۱۵۲۳ بازدید توسط ۱۲۶۰ نفر) - (۵۰ نظر)
توبه کردن ،به آسانی حذف اینستاگرام (۶۸۹۴ بازدید توسط ۵۶۴۶ نفر) - (۴۱ نظر)
خانمم تا یه چیزی میشه قهر میکنه میره خونه باباش (۱۰۱۹۰ بازدید توسط ۶۶۲۷ نفر) - (۵۷ نظر)
برای موفقیت در شاعری یا نویسندگی، حتماً باید عاشق بود؟ (۱۲۴۲ بازدید توسط ۹۲۷ نفر) - (۹ نظر)
چه جوری میشه شادی و لبخند و شوخ بودن رو یاد گرفت؟ (۸۷۶۲ بازدید توسط ۶۶۸۳ نفر) - (۳۳ نظر)
چطور نسبت به رفتار بد دیگران بی خیال باشم؟ (۹۱۰۰ بازدید توسط ۶۷۶۶ نفر) - (۱۹ نظر)
چطور می شود از این روزگار رونده فرصت دوباره گرفت؟ (۶۹۷۹ بازدید توسط ۴۲۵۶ نفر) - (۱۷ نظر)
چرا بعضی از دختران به جای کار رو شخصیت، ظاهرشون رو قشنگ می کنن؟ (۸۱۳۳ بازدید توسط ۶۲۷۹ نفر) - (۱۰۲ نظر)
گفتگوی آزاد (28 شهریور 1400) (۷۱۰۹ بازدید توسط ۵۱۵۴ نفر) - (۲۷۷ نظر)
آیا نوشتن اهداف، تاثیری در رسیدن به اون ها داره ؟ (۵۸۳۰ بازدید توسط ۴۵۱۶ نفر) - (۵۳ نظر)
جلوی خواستگار سرخ و سبز و بنفش میشم و صدام میره رو ویبره (۴۷۰۵ بازدید توسط ۳۷۷۸ نفر) - (۱۷ نظر)
معرفی مطالب مربوط به دوران مجردی در خانواده برتر (۲۶۴۰۷ بازدید توسط ۱۸۶۲۱ نفر) - (۱۸ نظر)
پرهیز از شوخی های زناشویی جلوی خواهر و برادر مجرد (۱۲۴۸۱ بازدید توسط ۹۳۸۵ نفر) - (۵۸ نظر)
چطوری از دوست پسرم جدا شم که دلش نشکنه؟ (۵۸۱۱۰ بازدید توسط ۴۴۳۱۳ نفر) - (۴۷ نظر)
آقایون چقدر به زیبایی و خوش تیپی خودشون اهمیت میدن؟ (۷۱۳۶ بازدید توسط ۵۳۲۵ نفر) - (۶۴ نظر)
هرگزهایی که باید به آن ها توجه داشته باشیم - دکتر انوشه (۵۳۱۹ بازدید توسط ۳۸۵۴ نفر) - (۱۰ نظر)
دخترا تو رو خدا ساپورت نپوشید (۲۰۰۳۳۹ بازدید توسط ۱۴۷۵۹۶ نفر) - (۵۱۶ نظر)
نه بهشت را میخواهم و نه ترس از دوزخ دارم (۶۱۷۰ بازدید توسط ۴۱۱۲ نفر) - (۶۴ نظر)
عشق واقعی چیست ؟ (۷۷۴۶ بازدید توسط ۵۱۶۰ نفر) - (۵۶ نظر)
در کل نباید تو چشم مردم بود ، موافقید یا مخالف ؟ (۴۰۹۷ بازدید توسط ۲۹۴۳ نفر) - (۳۳ نظر)

۴۹۵ مطلب با موضوع «تعامل با خانواده» ثبت شده است

اگه پدر مادر نداشتم جا برا پیشرفتم بیشتر بود

سلام
دختری ام که از وقتی یاد گرفت بگه پدر فهمید این پدر با بقیه پدرا فرق داره . پدرم بیماری روانی داره که نمیخوام اسم بیماریشو بگم و وارد این بحث بشم چون بیست ساله دارم با بیماریش و یه جورایی بی پدری سر میکنم .
مشکلم مادرمه ، مادری که خیلی زحمتمو کشید هم پدرم بود هم مادرم ، از وقتی یادم میاد تمام حقوق پدرم دست مادرم بوده و همه کاره ی زندگی . تونست با اداره کردنش خونه درست کنه ماشین و یه زندگی معمولی رو به بالا . اما بحث سر اینه که جز خونه و تجملات به هیچ چیز دیگ توجه نمیکنه . به نیازام ... به اینکه من یه دختر 20 ساله با وجود هزاران هزار استعداد و شوق و اوج پیشرفتم تا ازش چیزی میخوام میگه پول ندارم .
همه ی حقوق بابام خرج قسط و قرض میشه فقط ظاهر خونه زندگی عالی ولی عقده به دلم شده که یه لباسی که دوس دارم بدون التماس بخرم .گرچه التماسم بی فایده س . الان دیگه شدم مرده ی متحرک . از مادرم متنفر شدم .
صبح تا شب میره بیرون یا پشت قالی پیشه این زنا یا کاری که پول در بیاره . چه پولی؟ پولی که فقط بره باهاش لوازم خونه و کوفت و درد بخره که جلو مردم کلاس داشته باشه .
اونوقت منه جوون بی هنر بی کار از صبح تا شب مثه یه مرده خوابیدم یا سرم تو گوشی و برنامه ی اینستا و کوفت و درد . لطفا نگید توو خونه خیلی کارا میتونی بکنی .
هزار بار خواستم با آموزشای مجازی آشپزیای حرفه ای و ارایش و همه کاری بکنم ذوق همه کاری دارم اما دریغ از یه ذره توجه به ذوقم . مادرم ماهی 5 تومنم کف دسته من نمیذاره .
اینا هیچ کلا محبت و معرفتو یه درصد تو وجودش نداره و بخاطر همین دوستام همه میگن تو چرا انقد بی ذوق و سردی؟
مثلا یکی از دوستام انقد بامعرفت بود و چن سری پول بهم داد برای یه چیزی ولی یه روز میخواستم سر راه با مامانم برم دنبال همین دوستم که بریم عروسی یه دوستمون . اگه بدونید چیکار کرد مادرم؟ میگفت چرا ببرمش؟ اژانس بگیره فلانه فیساله . خلاصه اینکه دارم دیوونه میشم از دست کاراش . دیگه کشش ندارم . همش نیش و کنایه همش تو سری خوردن .
بخدا اگه پدر مادر نداشتم جا برا پیشرفتم بیشتر بود . دارم ولی جلوم وایسادن . تا بهش میگم روح و روانم داغونه میگه پاشو بریم دکتر .
یه بار رفتیم دکتر 50 تومن داد پیش دکتر گریه کردم گفتم درد دلمو ، حتی دکترم حقو به من داد . به جا اینکه اون 50 تومن لعنتیو بده مثلا یکی از نیازامو برطرف کنه میگه برو دکتر . خلاصه اینکه مرگو این روزا ارزو میکنم از دسش . فک نکنم کسی بتونه درکم کنه

↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مسائل دختران جوان (۲۳۲۹ مطلب مشابه) تعامل با خانواده (۴۹۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۷)
    • ۱۳۱۰ بازدید توسط ۹۹۵ نفر
    • سه شنبه ۱۳ بهمن ۹۴ - ۱۹:۵۶

    چطور باید روابط بین همسر و خانواده مون رو مدیریت کنیم ؟

    سلام

    برای این که روابط بین همسر و خانواده ی شما غالبا یه رابطه مطلوبی باشه لازمه که شما روابط بین اون ها رو مدیریت کنید .

    نمیگم صد در صد ولی ریشه درصد زیادی از اختلافات عروس و مادر شوهر ، عروس و خواهر شوهر ، داماد و مادر زن و ... بر میگرده به عدم توانایی یا ناآشنا بودن یکی از زوجین نسبت به نوع مدیریت روابط همسر و خانواده ش  .

    وقتی ازدواج می کنید شما باید اوضاع رو طوری مدیریت کنید که رابطه ی بین همسر و خانواده تون همواره خوب باشه . یه نکته ی کلیدی در این زمینه وجود داره که جهت یادآوری عرض می کنم :
    شما باید سعی تون این باشه که همسرتون رو برای خانواده تون و خانواده تون رو برای همسرتون عزیز کنید .

    این کار با درد دل کردن ، گله از همسر پیش خانواده و ... امکان پذیر نیست ! . بازم نمیگم همه ولی وجود دارند پدر و مادرهایی که چشم بسته از فرزندشون در مقابل همسرش دفاع می کنن . بنابراین بیان اختلافات برای مادر یا پدر ممکنه کمی شما رو آروم کنه ولی ضررهایی که داره خیلی بیشتر از اون آروم شدن موقتی هستش .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۹۵ مطلب مشابه) روابط عروس و مادر شوهر (۴۳ مطلب مشابه) مطالب محسن نجفی (۱۳۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۳)
    • ۴۷۵۹ بازدید توسط ۳۴۱۰ نفر
    • سه شنبه ۱۳ بهمن ۹۴ - ۱۰:۲۴

    نمی خوام بیشتر از این بازیچه دست این دو زن حرفه ای بشم.

    سلام دوستان عزیز  و فعالی که برای کمک کردن به دیگران با تجربیاتی که دارید کم نمیذارید.

    دوستان موضوعی هست که در برقراری ارتباط با خانواده شوهرم خیلی منو اذیت میکنه اینه که هر وقت بهم تیکه و کنایه میندازن زبونم بند میاد نمیتونم از خودم دفاع کنم.

    من 5 سال هست که ازدواج کردم 32 ساله هستم خواهر شوهر و مادر شوهرم مدام نزد من از جاریم تعریف میکنند!

    میگن وای چه خانم کدبانویی، همه چیز تمام در صورتی که در چنین مواقعی با شناختی که ازشون دارم میخوان منو خرد کنند، و بهم بفهمونن که من بی عرضم اخه جاریم شاغله ولی من خونه دارم،تو همه جشن هاشونم خانواده جاریم و دعوت میکنن ولی خانواده منو یکی در میون!


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۹۵ مطلب مشابه) روابط عروس و مادر شوهر (۴۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۱)
    • ۳۸۵۴ بازدید توسط ۲۸۲۷ نفر
    • يكشنبه ۱۱ بهمن ۹۴ - ۲۱:۳۲

    چرا مردان حد خانواده هاشون رو بهشون گوشزد نمیکنن ؟

    دوستان سلام
    قبل از هر چیز بگم که من مجردم و این سوالی که میپرسم واقعا ذهنم اذیت میکنه. پس خواهشی که ازتون دارم منطقی و درست پاسخگو باشید. البته اگو توهین به خانم ها نباشه مخاطب سوالم آقایون هستن. ولی نه اینکه خانما نظر ندن!
    و اما سوالم
    هر چقدر توی ذهنم میگردم نمیتونم هیچ دلیل منطقی برای این رفتار آقایون پیدا کنم. نظر دادن خانواده شوهر توی مسایل مختلف و حتی مسائلی که هیچ ارتباطی به اونا نداره و برای پسر و عروسشونم خصوصی محسوب میشه یه مسئله همیشگی بوده و هست. جدای از خانواده هایی که حد خودشون میدونن و دخالت بیجا نمی کنن و اسمش مشورت یا احترام به بزرگتر نمیذارن!
    چرا آقایون در برابر این رفتار خانواده هاشون عکس العمل درستی نشون نمیدن؟!

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۹۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۶)
    • ۲۳۳۵ بازدید توسط ۱۸۴۹ نفر
    • جمعه ۹ بهمن ۹۴ - ۲۰:۰۶

    مگه باباها تکیه گاه دختراشون نیستن ؟

    سلام

    مگه باباها تکیه گاه دختراشون نیستن مگه نمیگن دخترا بابایی هستن. پس چرا بابای من اینجوریه ؟چرا ازش بدم میاد ؟ چرا دلم میخواد این چند ماه عقدم زودتر بگذره تا عروسی کنم و از پیشش برم و مجبور نباشم ساکت بمونم در برابرش.

    مامانم میگه اون بی شعورترین ادم دنیاس ... چند روز پیش یه گلدون شیشه ای رو زد تو سر مامان به یه دلیل خیلی مسخره! چند روزه حالش خوب نیس! همیشه همین طور بوده.

    تمام خاطرات بچگی که یادم میاد خلاصه میشه تو اینحور صحنه ها. من 19 سالمه. با پسر عموم عقد کردیم و فقط دو تا خواهر کوچیک تر از خودم دارم. بابام بی منطق ترین ادمیه که تو عمرم دیدم. مطمئنم هیچوقت دلم براش تنگ نمیشه. به شوهرمم که نمیتونم این چیزارو بگم.اعصابم بهم ریخته... خواهرام گناه دارن. اون رو منم دست بلند میکنه. باز اگه یه کار اشتباهی کرده بودم دلم نمی سوخت.

    امروز رفته بودیم بازار من پشت ماشین بودم دو تا جای پارک رد کردم. اینم شد دلیل به نظر شما که بخواد تو خیابون تو گوش من بزنه؟ تازه بعدم من رفتم باهاش اشتی کنم ولی اون برا من قیافه میگیره فکر میکنه اگه بخاطر یه کار اشتباه عذرخواهی کنه چیزی ازش کم میشه؟...

    به نظر شما با همچین بابایی چه چجوری باید رفتار کرد؟ مامان میگه این چند ما هم باهاش کنار بیا بعد برو سراغ زندگیت اگرم دلت نخواست نیا سراغش حتی اگه داشت می مرد... شما چی پیشنهاد میکنین ... ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۹ مطلب مشابه) تعامل با خانواده (۴۹۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۴)
    • ۱۵۴۳ بازدید توسط ۱۲۷۱ نفر
    • جمعه ۹ بهمن ۹۴ - ۱۹:۲۹

    اگه شوهرم موضوع رو میدونست اصرار نمیکرد برم خونه خواهرم

    سلام

    دختری زیر 25 سال هستم حدود یک سالی میشه که عقد کردم. سوالی دارم که بیشتر میخوام جوابشو از دید آقایون بدونم البته از همه کسایی که نظر میدن واقعا ممنون میشم. این رو هم بگم که خدا رو شکر تا حدی این بحران رو پشت سر گذاشتم اما مسئله ای همچنان ذهنم رو درگیر کرده.

    ماجرا از حدود دو سال پیش شروع میشه ، زمانی که خواهر بزرگترم تازه ازدواج کرده بود . شوهرش آدم بدی نبود و ما هم چهار تا خواهر بودیم که برادر نداشتیم به همین خاطر از همون اول به چشم برادری بهش نگاه میکردیم و یه جورایی امیدوار بودیم جای یه برادر و برامون پر کنه.

    دیده بودم که توی اقواممون مثلا خواهرهای کوچکتر گه گاهی به دامادشون به خاطر مناسبت هایی مثل اعیاد یا تولدشون پیام میدن و تبریک میگن ما هم همین کارو میکردیم و اینو یه جور احترام می دونستیم حتی خواهرم هم خبر داشت که مثلا من تولد شوهرشو بهش تبریک گفتم یا گاهی بهش پیامی میدم و حتی خوشحالم میشد .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۹۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۰)
    • ۱۱۹۸۰ بازدید توسط ۹۰۲۷ نفر
    • پنجشنبه ۸ بهمن ۹۴ - ۱۸:۴۲

    تنها جوابش اینه که من کلفت تو نیستم

    سلام خدمت همه دوستان
    یه مشکلی داشتم که تقریبا میشه گفت یه مشکل خاصه!!!
    من یه پسر 25 ساله و مکانیک هستم و وقتی دوم دبیرستان بودم پدر و مادرم رو از دست دادم . خلاصه درس رو بیخیال شدم و شروع کردم به کار و شاید باورتون نشه از همون موقع  تنها زندگی میکردم .
    از حدود یکسال پیش به اصرار خواهرم و شوهرش ما با هم خونه گرفتیم و با هم زندگی میکنیم البته بگم که شوهر خواهرم یه گندی زد که حتی پول اجاره کردن خونه رو هم ندارن!!!!
    همه چی خوب بودا ، ولی یکدفعه ورق برگشت اخلاق خواهرم اصلا زیر و رو شد شاید باورتون نمیشه ولی چند وقته بهم میگه خودت ظرفات رو بشور یا مثلا وقتی خونه باشم که خیلی به ندرت پیش میاد خونه باشم بهم میگه تو غذا درست کن .
    به خدا جوری شده که اصلا خونه غذا نمیخورم همون سرکار غذا حاضری میخورم . به خدا من تنها بودم خیییییلی راحت بودم . موقع صبحونه فقط برا خودش و شوهرش چایی میریزه جوری که شوهرش خجالت میکشه برام چایی ریخت تا متوجه نشم اصلا خونمو تو شیشه کرده با این رفتاراش .
    میگم چه غلطی کردم باهاشون همخونه شدم حالا میخوام ازتون مشورت بگیرم که این رفتاراش به خاطر اینه که شوهرش گند اقتصادی زده و رو روحیه خواهرم تاثیر گذاشته؟؟؟؟
    حالا بهشون بگم من میخوام ازتون جدا بشم از طرفی هم پول ندارن خونه بگیرن . من چیکار کنم اصلا موندم به خدا .
    باهاش حرف هم زدم تنها جوابش اینه که من کلفت تو نیستم .

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۹۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۲)
    • ۲۱۴۳ بازدید توسط ۱۶۶۰ نفر
    • چهارشنبه ۳۰ دی ۹۴ - ۲۰:۰۱

    چطوری آرامش و زندگی بی دغدغه رو به مامانم برگردونم ؟

    سلام
    مامانم دیابت 2 داره  هر روز قرصای زیادی میخوره و انسولین نمیزنه . مریضیش طوریه که روی اعصابش هم تاثیر گذاشته  و همش نگرانه . نگران برادرام .

    مسائل کوچیک و انقدر بزرگش میکنه ادم نمیدونه چی بگه ؟ یکی سنش کمه و دیابت گرفته و لاغر شده داره درمان میشه. یک هم تازه ازدواج کرده الان کار خاصی نداره. کار دولتی و قبول نداره وگرنه الان موقعیتش اینطوری نبود. کار ازاد و ترجیح میده .

    قبلا توی یه شرکت بوده حقوق و موقعیتش خوب بود از اونجا اومد بیرون خودش یه شرکت زد تو دو سال فقط ضرر کردن الانم داره جمعش میکنه . زندگی خودشه ولی مشکل من مادرمه .

    مامان دو هفتست مریض شده چون سابقه دیابتم داره دیر تر خوب میشه  دو هفتست از صبح تا شب پیششم  به درسامم نمیرسم پیش دکترش بردیم فشارش بالا بوده تپش قلب داشته واسش یه سری ازمایش نوشته خدا کنه چیزی نباشه .

    همش نگرانه همش تو فکر و خیال برادرامه ، تا قبل ازدواج نگران ازدواجش بود حالا ازدواج کرده نگران کارشه پس فردا هم باید نگران بچه هاش باشه .

    خیلی نگرانشم بخدا هر شب دارم گریه میکنم زودتر خوب بشه  اصلا حوصله نداره. سر هر چیزی  میخواد بحث کنه چیزی نمیگم نمیخوام ناراحت بشه. تا یه جایی میتونم تحمل کنم .

    نمیتونم تمرکز داشته باشم ذهنم درگیره . با نظراتتون بگین چطوری ارامشو زندگی بی دغدغه رو به مامانم برگردونم
    چطوری بد اخلاقیاشو تحمل کنم  این روزا صبرم کم شده  .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۹ مطلب مشابه) تعامل با خانواده (۴۹۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷)
    • ۱۶۰۲ بازدید توسط ۱۱۶۳ نفر
    • شنبه ۲۶ دی ۹۴ - ۲۰:۴۰

    می خوام شروع کنم به بوسیدن دست و پای مادرم

    سلام
    من خیلی مادرم را دوست دارم. همیشه میشنویم که بهشت زیر پای مادران است. میخواستم بدونم کسانی که دست و پای مادرشون را میبوسن چه طور شروع کردن؟

    من تو خانواده ای زندگی میکنم که روابط خیلی رمانتیک نیست و بوسیدن و اینا فقط در عید نوروز اتفاق میوفته. میخواستم بدونم بوسیدن پای مادر رایجه در ایران ؟
    و اینکه کسانی که این کار را انجام دادن چه طور شروع کردن بدون رودربایستی؟
    ممنون

    پیشنهاد:

    شوهرم از خانواده م فاصله میگیره

    میزان مناسب سر زدن به والدین


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۹۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۳)
    • ۶۳۹۱ بازدید توسط ۴۶۷۱ نفر
    • پنجشنبه ۱۰ دی ۹۴ - ۱۰:۴۲

    چطور احترام پدر پیرم رو نگه دارم؟

    سلام
    پدر و مادرم خیلی پیرن و مراقبت اونها با من و برادرم هست. پدرم آدم لجبازیه. ظهرها بعد غذا توی آشپزخونه دستش رو میشوره و بعدش توی سینک فین میکنه. هر چی بهش میگم اینجا فین نکن فایده ای نداره.
    آخرین بار بعد اینکارش مجبور شدم جلو خودش ظرفهای کثیف که تو سینک بود رو بریزم تو سطل آشغال تا دیگه از این کارها نکنه. اما اون اومد ظرف رو از سطل برداشت گرفت زیر آب خالی خالی و گذاشت تو سبد ظرفها. من عصبانی شدم و از آشپزخونه بیرونش کردم. اون شروع کرد به فحش دادن من. و بعدش گفت که مرگم رو از خدا خواستم.
    این یکی از موردها بود. تقریبا هربار این مسائل تکرار میشه. من نمی خوام به پدرم بی احترامی کنم و مورد عاقش قرار بگیرم. اما نمی دونم باید چیکار کنم؟

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۹۵ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۱)
    • ۲۷۰۰ بازدید توسط ۱۹۶۴ نفر
    • چهارشنبه ۹ دی ۹۴ - ۲۳:۳۳

    خواهرم به دوستانش گفته که خیلی تنهاست

    سلام

    من یه خواهر دارم که از خودم دو سال کوچیک تره اما از نظر عقیده شاید بالای 20 سال تفاوتمون باشه . جفتمون هم زیر 20 سالیم.

    امروز از یکی از همکلاسی هاش شنیدم که می گفت احساس می کنه خواهرم افسردگی شدید داره. میگفت یهو قاطی می کنه و با دوستاش بحث می کنه. می گفت همش می گه که خیلی تنهاس. ما یه خونواده 7 نفری هستیم اما اصلا اصلا اصلا از نظر عاطفی به هم نزدیک نیستیم طوری که ما تا حالا تو عمرمون نشده که بیشتر از یک دقیقه صدای صحبت کردن پدرمونو تو خونه بشنویم.

    ایشون اصولا ادم کم حرفین و نزدیک به 30 سال با من و خواهرم تفاوت سنی دارن. مادرم خیلی تلاش کردن که محبتایی که پدرم ازمون دریغ کردنو جبران کنن اما همتون خوب می دونید که محبت و پشتیبانی پدر برای دختر یه چیز دیگس .

    پس قاعدتا مادرم نتونسته تو این کار موفق باشه. منم خیلی نمتونم به خواهرم نزدیک شم اخه خیلی پرخاشگری میکنه حتی زمانی که مادرم به بهترین شکل ممکن باش رفتار می کنن.

    تو رو خدا کمکم کنید بگید چیکار کنم که حالش خوب بشه یا مادرم چه طوری رفتاراشو تغییر بده که خواهرم احساس تنهایی نکنه. ما به مشاور دسترسی نداریم. اصلا دوس ندارم بفهمه که دوستش بهم راجع به رفتاراش چی گفته.

    از پدرم دیگه قطع امید کردم چون دقیقا مثل سنگ بی احساسه یا شایدم احساس داره و نشون نمیده. من با این شرایط کنار اومدمو عشقی که باید از خونوادم دریافت کنم و از دوستم می گیرم.

    در ضمن اما اصلا رابطه فامیلی خوبی نداریم همه باهامون قهرن خیلیم اهل بیرون رفتن نبودیمو نیستیم.

    تو رو خدا بگید چیکار کنم.خواهش میکنم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۹۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷)
    • ۹۸۱ بازدید توسط ۷۷۵ نفر
    • دوشنبه ۷ دی ۹۴ - ۱۹:۴۳

    درسم تموم شده و در حال اجرای دستورات پدر و مادرم هستم !

     سلام
    بنده دختری ۲۵ ساله ام که درسم تموم شده و کاری ندارم و در خانه هستم! حالا یه مشکلی دارم .بگید که من باید چه واکنش و رفتاری از خودم نشون بدم!
    من که تو خونه هستم همش مامان و خصوصا بابام بهم دستور میدن نه با لحن خشن معمولی ، ولی تو خونه ما کسی از کسی تشکر نمیکنه .
    مثلا بابام میگه عینکم بیار گوشیمو جورابمو نمیدونم ساعت چنده فلان کتاب و بیار فلان چیزو بده کارت ملیمو گواهینامه کلید خلاصه هر چی فکرشو کنید و در روز چندین بار  .
    واقعا داره بهم برمیخوره احساس میکنم دارم له میشم هیچ ارزش و احترامی ندارم انگار بچه ام منو میفرستن اینور اونور! و عصبانیتم  از اینه که مثلا اگه خواهر برادرای چه کوچکترم چه بزرگترم همه باشن صد درصد به من میگن انجام بده!
    منم با اکراه انجام میدم ولی بروز نمیدم ولی بعضی وقتا که یکم به رو خودم میارم کمتر بهم میگن ولی دوباره از فرداش همون آش همون کاسه!
    ازبچگی اینطوری بودن ولی الان که تو خونه هستم بیکارم دیگه زیاد شده و منم واقعا عصبی میشم و کینه شون رو به دل میگیرم و علت این کینه بخاطر اینه که همونطور که گفتم بیشتر به من میگن تا خواهر برادرای دیگم!
    یعنی اگه بطور مساوی بود هیچ وقت ناراحت نمیشدم! من از همه خواهر برادرام تو خونه بهترم! و بابام هم سالمه که مثلا نتونه کاراشو انجام بده!
    حالا حدیث هست که تو روی پدر مادرتون اف نگین حالا من چکار کنم با این حالت نفرت درونی؟
    اخه یه رفتاریم دارن که مثلا چون برادرم پزشکه به اون زشته نمیگن ولی به من انگار ... ! اعصابم خورده! هیییی

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۹ مطلب مشابه) تعامل با خانواده (۴۹۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۷)
    • ۱۵۲۵ بازدید توسط ۱۲۲۴ نفر
    • پنجشنبه ۳ دی ۹۴ - ۰۹:۱۶

    میزان روابط و ارتباطات شما با فامیل و اقوام چقدره؟

    سلام
    میزان روابط و ارتباطات شما با فامیل و اقوام چقدره؟ دلیل طرح این سوال اینه که برخی رفقای بنده مطالبی رو در این زمینه میگن که من نمیگم اینا دارن دروغ میگن اما هر کاری میکنم نمیتونم هضش کنم که چطوری میشه اینطوری میشه.

    مثلاً من رفیق دارم میگفت چند سال پیش نوروز زن عموم اومده بود خونمون من داشتم از طبقه دوم خونمون از پله ها میومدم پائین. تا زن عموم منو دید؛ به مادرم گفت این آقا پسر کیه؟ که مادرم هم گفت وا این پسرمه دیگه.

    یا مثلاً یکی دیگه از رفقا میگفت یه بار رفته بودم درمونگاه آمپول بزنم تزریقاتچی که یه خانم بود تا اسممو دید گفت فلانی چی کارت میشه؟ منم گفتم پدرمه. اینو که گفتم تزریقاتیه گفت میدونی من کیم؟ من دختر عمتم.

    یا یکی دیگه گفته بود من وقتی ازدواج کردم تازه فهمیدم یکی از عمه هام 3 تا بچه داره تا اون روز فکر میکردم 2 تا داره.

    یا مثلاً برخی رفقای ما میگن ما مثلاً اگه دختر خاله یا دختر عمومونو تو خیابون ببینیم نمیشناسیم. 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۹۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸۷)
    • ۶۴۳۵ بازدید توسط ۴۶۹۷ نفر
    • چهارشنبه ۲۵ آذر ۹۴ - ۱۷:۴۹

    چرا بعضی از پسرها غیرتی رو که روی خواهرشون دارن روی همسرشون ندارن ؟

    سلام

    چرا پسرا نسبت به خواهراشون انقدر حساس و غیرتین ، ولی وقتی ازدواج میکنند نسبت به خانمشون خیلی حساس نیستن .

    یا مثلا هیچ وقت پیش دوستاشون حرفی از خواهرشون نمیزنن ، یا اگه  دوستشون از خواهرشون خواستگاری کنه، شاکی میشن و بهشون بر میخوره ، انگار طرف جنایت کرده ، خب بدبخت خواستگاری کرده ، جرم که نکرده ، واقعا دلیل این رفتاراتون چیه ؟ میشه توضیح بدید ؟


    مرتبط:

    راه مقابله با آزار جنسی در ملاء عام چیه؟

    ما دختران چرا با هر پوششی باید مورد آزار جنسی قرار بگیریم؟

    تجاوزهای کلامی و رفتاری و لمسی

    راه مقابله با تجاوز رو چطور آموزش ببینیم؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۹۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۷)
    • ۸۹۱۴ بازدید توسط ۶۶۸۸ نفر
    • جمعه ۶ آذر ۹۴ - ۱۰:۳۶

    عروسمون فقط گیرنده هستش و دست بده نداره

    سلام دوستان خوبم

    ممنون که متن سئوالم و میخونید و پیشاپیش تشکر میکنم بخاطر همفکری و ارائه نظرات و تجارب مفیدتون به بنده

    از خودم شروع کنم

    به گفته اکثر دوستانم آدم مهربون و از خود گذشته ای هستم طوری که بعضیشون این خصلتم و به عنوان ویژگی منفیم میدونن

    برام مهمه که کسی ازم ناراحت نشه

    ما سه خواهر و سه برادریم که یک خواهر و برادرم ازدواج کردن و بقیه مجردیم

    عروس گرام پیش ما زندگی میکنن اما توی واحد بغلیمون

    ما همه تلاش خودمون و میکنیم که تو زندگیشون دخالت نکنیم و اجازه بدیم هر طور دوست دارن زندگی کنن و خیلی وقتا برای رفاه حالشون کمکشونم میکنیم

    اما اندر احوالات عروس جان ما اینه که تو خانواده ای بزرگ شده که براش ارزش زیاد قائل نشدن و پدر بد دهنی داشته و از نظر مالی در مضیقه بوده و با این جو تربیتی از همه آدما کینه به دل داره و کسی پیدا نمیشه که ایشون مسخره ش نکنه و خیلی انتظارش از همه بالاست در عین حال تو موقعیت مشابه به دیگران کمک نمیکنه بی تفاوت از کنارشون رد میشه
    یعنی انتظارهایی که از خانواده شوهر داره هیچ وقت برای عروس خودشون برآورده نمیکنن و فقط گیرنده هستش و دست بده نداره
    خودش هر حرفی رو بدون توجه به اینکه دیگران رو آزار میده میزنه اما به حرف بی منظور بقیه حساسه و زودی قهر میکنه
    بجز ساعات استراحت با بچه ش خونه مان و پسرکوچولوشو ول میکنه به امان خدا واسه ما و میره پی کارش و ما براش کم نمیذاریم چون برادرزاده مونه

    به کوچیکتر از خوش سلام نمیده و خیلی مغروره!!

    بشدت با من رقابت میکنه با این که اصلا شرایط ما مث هم نیست و اگه بخوام به رخش بکشم من ازش خیلی بالاترم اما برای من انسانیت خیلی مهمتره

    بارها رفتار غلطشو تحمل کردیم تنها بخاطر اینکه برادر جان ناراحت نشه اما این مسئله عروس گرامو پر توقع تر کرده طوری که احساس میکنه ما یا بلد نیستیم جواب رفتارشو بدیم یا آسمون سوراخ شده و ایشون به ما هدیه داده شدن از طرف خدا

    من تزم مهربونی کردن بوده باهاش اما بجای اصلاح شدن رفتاراش بدتر میشه
    بدجور وابسته به خانواده شه و اونا رو میپرسته طوری که شوهر و بچه شو فدای اونا میکنه
    خواهش میکنم به من بگید چطور برخوردکنم که نه داداشیم برنجه و عروس جان حد خودشو بدونه
    لطفا نگید از هم جدا زندگی کنید که امکانش به هیچ عنوان نیست
    از اینکه ما بارها غرورمون روبشکنیم و اون بذاره پای وظیفمون خیلی ناراحت میشم
    گاهی میگم ای کاش گیر مادر شوهر خواهر شوهر خطرناک میفتاد تا قدر عافیتو بدونه
    اما هرکی خوب باشه سزاش بدیه
    لطفا کمکم کنید

    سپاسگزارم

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۹۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۳)
    • ۲۳۳۲ بازدید توسط ۱۸۱۳ نفر
    • سه شنبه ۲۶ آبان ۹۴ - ۱۸:۵۶

    برو بالا