خانواده برتر

مشورت در قالب پرسش و پاسخ در مورد ازدواج و مدیریت خانواده

جستجو در بین بیش ا ز 17 هزار "پست" و بیش از 600 هزار "نظر" کاربران

جدیدترین ها
مطالب کاربران
صفحات خاص
صفحات کاربران
به روز شده ها
جدیدترین نظرات خبرنامه ایمیلی دنبال کنید
چیزهایی رو که دوست ندارید تکرار بشه تکرار نکنید (۵۳۷ بازدید توسط ۴۰۶ نفر) - (۲۰ نظر)
درسی که من بعد از خوندن بیشتر پست های این وبلاگ گرفتم (۱۱۷۷ بازدید توسط ۹۱۹ نفر) - (۳۱ نظر)
چرا برخی از آقایون متاهل به برخی دختران توجه نشان می‌دهند؟ (۱۴۱۱ بازدید توسط ۱۱۱۹ نفر) - (۲۵ نظر)
دلایل اختلاف و تقابل دختران و پسران (۸۱۱ بازدید توسط ۶۲۹ نفر) - (۲۶ نظر)
فکر می‌کردم آخرش اگه ازدواج هم نکنم اتفاق خاصی نخواهد افتاد (۱۹۰۷ بازدید توسط ۱۴۷۰ نفر) - (۰ نظر)
این جوری همسرِ مناسب پیدا کن! (۱۸۲۸ بازدید توسط ۱۵۰۱ نفر) - (۱۶ نظر)
نترس از انتخابِ پوششِ ایده‌آل (۱۰۰۵ بازدید توسط ۷۸۸ نفر) - (۲۱ نظر)
چرا ما مردم برای کشورمون تلاشی نمی‌کنیم؟ (۱۰۶۴ بازدید توسط ۷۷۵ نفر) - (۳۲ نظر)
خانم‌ها شما را خدا مانتو جلو باز نپوشید (۳۱۶۵ بازدید توسط ۲۴۲۵ نفر) - (۳۹ نظر)
توبه کردن ،به آسانی حذف اینستاگرام (۶۶۹۶ بازدید توسط ۵۴۷۴ نفر) - (۴۱ نظر)
تو هموطن منی نه دشمنم (۸۲۲ بازدید توسط ۶۲۹ نفر) - (۱۹ نظر)
نظر شما درباره افشاگری های اخیر درباره ی سلبریتی ها چیست؟ (۸۹۵ بازدید توسط ۶۹۷ نفر) - (۱۵ نظر)
درمان همه دردها خداست (۴۸۸ بازدید توسط ۳۷۳ نفر) - (۴ نظر)
دانستن بعضی نکاتِ ریز و درشتِ روزمره (۱۶۹۹ بازدید توسط ۱۱۸۳ نفر) - (۶۹ نظر)
مقایسه ازدواج سنتی و غیر سنتی (۷۰۵ بازدید توسط ۵۹۰ نفر) - (۱ نظر)
نظر شما در مورد حرف‌های نوشین معراجی در جشنواره فجر چیه؟ (۸۱۲ بازدید توسط ۶۴۳ نفر) - (۵ نظر)
چطور می شود از این روزگار رونده فرصت دوباره گرفت؟ (۶۸۷۸ بازدید توسط ۴۱۸۵ نفر) - (۱۷ نظر)
جلوگیری از سوژه شدن خانم ها موقع بیان بعضی از افعال (۸۴۶۳ بازدید توسط ۶۳۳۳ نفر) - (۱۱۲ نظر)
چطور شوهرمون رو وابسته و عاشق خودمون کنیم (۲۰۵۱۰ بازدید توسط ۱۶۰۰۱ نفر) - (۳۵ نظر)
دختران هتیرایی، تناقض یا تکامل (۱۰۷۹۰ بازدید توسط ۷۱۶۸ نفر) - (۴۱ نظر)
دلایل تنفر بین جنس مؤنث و مذکر (1) (۱۶۰۵ بازدید توسط ۱۳۳۶ نفر) - (۱۹ نظر)
خانم‌ها سعی کنید تفاوت خواستگار رسمی با آدم‌های توی کوچه و بازار را درک کنید! (۲۹۱۷۸ بازدید توسط ۱۳۳۱۹ نفر) - (۲۵ نظر)
تصورات عجیب و غریب در مورد عشق رو دور بریزید (۴۹۳ بازدید توسط ۴۲۰ نفر) - (۵ نظر)
عشقی که زندگیم رو به بهشت تبدیل کرد (۷۴۸ بازدید توسط ۶۷۰ نفر) - (۵ نظر)
فایده داشتن صداقت در بیان خواسته ها قبل از ازدواج (۱۱۵۰ بازدید توسط ۸۹۲ نفر) - (۴۰ نظر)
تا با گذشته ت تسویه حساب نکردی سراغ من نیا (۱۳۲۰ بازدید توسط ۱۰۱۰ نفر) - (۳۲ نظر)
نامه ای از طرف کودکی ام به همه انسان ها (۶۰۹ بازدید توسط ۴۶۰ نفر) - (۶ نظر)
چطور زندگیم متحول شد (۱۴۰۵ بازدید توسط ۱۱۰۴ نفر) - (۱۱ نظر)
روزه ی روز غدیر خم، روزه ای معادل تمام عمر (۱۷۱۳ بازدید توسط ۱۳۳۰ نفر) - (۶ نظر)
سیاره درون تون چه شکلیه؟ (۴۱۲۳ بازدید توسط ۳۱۳۸ نفر) - (۲۳ نظر)
خوشبختی مثل تلفن می مونه (۵۰۷۸ بازدید توسط ۴۱۱۱ نفر) - (۷ نظر)
توهم پزشکی (۱۰۵۸۵ بازدید توسط ۸۶۶۶ نفر) - (۴۸ نظر)
نیازهای احساسی در ازدواج، حس حمایت شدن (۱۶۹۹۵ بازدید توسط ۱۳۳۱۷ نفر) - (۲۱ نظر)
نیازهایی که تنها در ازدواج ممکن است برآورده شود را نام ببرید! (۶۵۵۵ بازدید توسط ۵۲۸۸ نفر) - (۴۴ نظر)
یک لحظه آرامش، یک لحظه عشق (۳۴۵۶ بازدید توسط ۲۵۵۲ نفر) - (۲۹ نظر)
ایران در چه جایگاهی از برابری جنسیتی ایستاده است؟ (۴۴۹۹ بازدید توسط ۳۲۵۶ نفر) - (۹۲ نظر)
چرا بعضی از پسرها بعد از جواب رد شنیدن، کینه به دل می گیرند؟ (۳۹۱۶ بازدید توسط ۲۹۵۳ نفر) - (۱۹ نظر)
چرا زنان و دختران ایرانی این قدر از رنگ می ترسند؟ (۶۷۷۹ بازدید توسط ۴۷۴۰ نفر) - (۰ نظر)
با حجاب بودن سخته، با حجاب بودن غلطه! (۳۴۱۶ بازدید توسط ۲۶۳۲ نفر) - (۱۵ نظر)
اون، یکی از دلایل حال خوب منه (۲۸۷۰ بازدید توسط ۲۲۸۹ نفر) - (۱۲ نظر)
مرد که گریه نمی کنه! (۳۵۰۵ بازدید توسط ۲۴۲۰ نفر) - (۲۶ نظر)
کل زندگیم عادت کردم به تمام بدبختی هام بخندم 3! (۳۱۷۰ بازدید توسط ۲۴۵۵ نفر) - (۱۰ نظر)
از هر موضوعی دنبال جنجال درست کردن نباشید! (۲۷۸۸ بازدید توسط ۲۳۰۵ نفر) - (۰ نظر)
آیا می توانیم اخلاقی زندگی کنیم؟ (۳۱۱۶ بازدید توسط ۲۴۴۶ نفر) - (۲۹ نظر)
آیا شوهر واقعا کم است؟ (۷۳۳۶ بازدید توسط ۵۶۲۷ نفر) - (۲۷ نظر)
چرا بعضی از ایرانی ها این همه از سیر متنفرن؟! (۲۰۵۷ بازدید توسط ۱۶۷۰ نفر) - (۸ نظر)
کل زندگیم عادت کردم به بدبختی هام هم بخندم 2! (۳۸۸۳ بازدید توسط ۳۰۶۰ نفر) - (۲۶ نظر)
چند توصیه در مورد ازدواج با توجه به سریال از سرنوشت (۳۵۳۹ بازدید توسط ۲۷۵۸ نفر) - (۲۳ نظر)
چند پیشنهاد برای کمی تغییر و تحول در افزایش ازدواج (۲۳۹۱ بازدید توسط ۱۸۵۰ نفر) - (۵ نظر)
آیا واقعا کار نیست یا جوانان ما حال کار ندارن؟ (۴۸۳۵ بازدید توسط ۳۴۷۶ نفر) - (۳۸ نظر)
گفتگوی آزاد (8 اردیبهشت 1401) (۲۸۶۲ بازدید توسط ۱۹۶۱ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۵۰۸۴ بازدید توسط ۳۴۴۸ نفر)
گفتگوی آزاد (22 بهمن 1400) (۲۴۰۶ بازدید توسط ۱۴۳۲ نفر)
گفتگوی آزاد (28 شهریور 1400) (۶۹۵۵ بازدید توسط ۵۰۳۵ نفر)
صفحه شخصی غضنفر (4) (۴۴۳۰ بازدید توسط ۲۵۵۹ نفر)
قانون درخواست حذف نظر از خانواده برتر (۲۲۸۱ بازدید توسط ۱۵۲۷ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۱۹۹۲ بازدید توسط ۱۳۲۲ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۳۴۰۵ بازدید توسط ۲۲۲۰ نفر)
التماس دعا (۱۱۶۴۳ بازدید توسط ۸۸۰۶ نفر)
بیشتر شدن پست های سرگرمی (۱۰۰۵ بازدید توسط ۷۱۰ نفر)
صفحه درد دل های دخترونه (۸۹۹۷ بازدید توسط ۶۵۲۴ نفر)
پاتوق شادی خانواده برتر (۴۱۰۲ بازدید توسط ۲۹۶۱ نفر)
تبادل نظر در مورد تست های شخصیت شناسی (۷۳۷۳ بازدید توسط ۵۵۹۳ نفر)
همفکری و درد و دل های افراد درگیر با افسردگی (۴۲۵۹ بازدید توسط ۳۳۱۵ نفر)
صفحه گفتگوی کاربران (1) (۱۳۰۵۴ بازدید توسط ۷۹۶۴ نفر)
صفحه ی مشاوره ی حقوقی خانواده برتر (۳۶۶۰ بازدید توسط ۲۹۴۶ نفر)
معرفی مجموعه وساطت ازدواج آدم و حوا (۸۶۵۱ بازدید توسط ۶۱۵۵ نفر)
دختر مذهبی کجایی ، دقیقا کجایی ؟! (۱۷۴۴۸ بازدید توسط ۱۲۱۲۸ نفر)
ارسال مطلب به خانواده برتر (۵۸۱۹ بازدید توسط ۴۱۲۵ نفر)
صفحه ارسال سوال و مطلب به خانواده برتر (5) (۳۷۷۹۱ بازدید توسط ۲۳۶۲۰ نفر)
صفحه ی شخصی "مردی در بیابان های خلوتِ خدا" (۱۶ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه ی شخصی Angel girl (۳۰۳ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۵۹۸۵ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۲۶۶۰ نمایش) - (۲ نظر)
صفحه شخصی رضا alone "احادیث و موضوعات مختلف" (۲۱۵۷ نمایش) - (۱۲۵ نظر)
صفحه شخصی گلی خانم (2) (۱۲۱۶ نمایش) - (۵۷ نظر)
صفحه شخصی فرشاد (۳۴۵ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی Holy Mind (۱۱۹۷ نمایش) - (۸۵ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (4) (۴۴۳۰ نمایش) - (۴۶۳ نظر)
صفحه شخصی خانم M&M (۵۲۵۸ نمایش) - (۳۴ نظر)
صفحه شخصی زندگی به شرط زندگی سید (2) (۱۳۶۷ نمایش) - (۵۷ نظر)
صفحه شخصی ماه تی تی (۷۸۶۳ نمایش) - (۶۰۵ نظر)
صفحه شخصی رضا alone پُست دوم (۸۱۷۴ نمایش) - (۲۳۴ نظر)
صفحه شخصی شب ماه (۱۵۵۵۳ نمایش) - (۷۲۷ نظر)
صفحه شخص گلی خانم (۱۵۳۵۶ نمایش) - (۶۲۶ نظر)
صفحه ی احادیث گیاهی و درمانی🌾 (۳۷۴۲ نمایش) - (۵۹ نظر)
صفحه شخصی رهام روشن ضمیر (۴۹۸۱ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۱۵۹۷۲ نمایش) - (۱۰۶۸ نظر)
صفحه شخصی Ata MST (۸۷۵۱ نمایش) - (۳۶۶ نظر)
صفحه شخصی رضا alone (۱۵۶۸۴ نمایش) - (۸۷۵ نظر)
صفحه شخصی پسر آریایی (۷۳۴۵ نمایش) - (۲۸۸ نظر)
صفحه برنامه ‌نویسان خانواده‌ برتر (۱۳۵۵ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی دختر قمی (۲۱۱۵ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی .•.•.•امیرخان•.•.•. (۱۳۴۵ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی مشکات (۳۸۸۵ نمایش) - (۱۷۵ نظر)
صفحه شخصی سکوت شلوغ (۲۵۲۷ نمایش) - (۴۲ نظر)
صفحه شخصی مروان الشقب (۴۳۳۵ نمایش) - (۱۵۳ نظر)
صفحه مرد شب ویژه پرسش و پاسخ خصوصی (۲۰۹۷ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه شخصی آیدا 👑👩‍⚕️💐 (۵۹۱۱ نمایش) - (۱۲۷ نظر)
صفحه شخصی Ali Piroozi (۳۴۷۴ نمایش) - (۱۶۰ نظر)
صفحه شخصی 12 12 (۱۳۷۲ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه گزارش دهی روزانه به کاربران خانواده برتر (۴۴۷۳ نمایش) - (۱۹۵ نظر)
صفحه شخصی ماری (۱۳۹۵ نمایش) - (۱۵ نظر)
صفحه شخصی مهدی من (۲۹۶۶ نمایش) - (۷۸ نظر)
صفحه شخصی پارادوکس (۲۵۷۲ نمایش) - (۶۴ نظر)
صفحه شخصی Mard shab - پست دوم (۱۳۱۹۵ نمایش) - (۲۷۲ نظر)
صفحه شخصی پونه (۱۷۶۸ نمایش) - (۲۹ نظر)
صفحه شخصی شاهزاده شهر غریب (۲۲۰۸ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۳۴۸۹۵ نمایش) - (۹۵۳ نظر)
صفحه شخصی معصومه .. (۲۱۷۴ نمایش) - (۸۱ نظر)
صفحه شخصی luminous pearl (۱۹۷۷ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی فرزانه (۲۳۹۴ نمایش) - (۳۷ نظر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۲۰۶۱۳ نمایش) - (۶۱۴ نظر)
صفحه شخصی آبی (۶۷۴۲ نمایش) - (۲۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهشید" (۴۱۰۳ نمایش) - (۱۹۳ نظر)
صفحه شخصی berelian (۴۲۱۳ نمایش) - (۱۶۹ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۷۱۲۷ نمایش) - (۳۹۸ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۱۶۵۳ نمایش) - (۲۱ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۱۵۲۳ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه ی شخصی دختر باران (۱۸۲۲ نمایش) - (۲۰ نظر)
نیاز عاطفیم باعث شده که همه ی فکر و ذکرم بشه ازدواج (۳۳۱۴ بازدید توسط ۲۴۸۹ نفر) - (۴۰ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۵۹۸۵ بازدید توسط ۴۳۰۲ نفر) - (۹۰ نظر)
نتیجه تلاش ها و پیشرفت های یه دختر، تنهایی و مجرد موندنه؟ (۱۳۸۹۵ بازدید توسط ۱۰۹۱۳ نفر) - (۲۸۵ نظر)
دوست داشتم شوهرم پزشک متخصص، پولدار، خوشتیپ و ... باشه (۹۳۷۸ بازدید توسط ۷۳۰۰ نفر) - (۸۱ نظر)
به همکلاسیم علاقمندم (۶۱۵۵ بازدید توسط ۴۹۵۲ نفر) - (۵۲ نظر)
واکنش ها به تغییر پوشش پسر 30 ساله به اسپرت چیه ؟ (۳۱۸۰ بازدید توسط ۲۳۷۹ نفر) - (۴۹ نظر)
سهم من از بودن با تو چیه؟ (۱۴۲۹ بازدید توسط ۱۱۹۰ نفر) - (۵۰ نظر)
توبه کردن ،به آسانی حذف اینستاگرام (۶۶۹۶ بازدید توسط ۵۴۷۴ نفر) - (۴۱ نظر)
خانمم تا یه چیزی میشه قهر میکنه میره خونه باباش (۹۴۷۳ بازدید توسط ۶۲۳۰ نفر) - (۵۷ نظر)
برای موفقیت در شاعری یا نویسندگی، حتماً باید عاشق بود؟ (۱۱۱۶ بازدید توسط ۸۳۵ نفر) - (۹ نظر)
چه جوری میشه شادی و لبخند و شوخ بودن رو یاد گرفت؟ (۸۵۹۸ بازدید توسط ۶۵۷۵ نفر) - (۳۳ نظر)
چطور نسبت به رفتار بد دیگران بی خیال باشم؟ (۸۸۱۹ بازدید توسط ۶۵۶۷ نفر) - (۱۹ نظر)
چطور می شود از این روزگار رونده فرصت دوباره گرفت؟ (۶۸۷۸ بازدید توسط ۴۱۸۵ نفر) - (۱۷ نظر)
چرا بعضی از دختران به جای کار رو شخصیت، ظاهرشون رو قشنگ می کنن؟ (۷۹۶۶ بازدید توسط ۶۱۵۸ نفر) - (۱۰۲ نظر)
گفتگوی آزاد (28 شهریور 1400) (۶۹۵۵ بازدید توسط ۵۰۳۵ نفر) - (۲۷۷ نظر)
آیا نوشتن اهداف، تاثیری در رسیدن به اون ها داره ؟ (۵۷۲۲ بازدید توسط ۴۴۳۷ نفر) - (۵۳ نظر)
جلوی خواستگار سرخ و سبز و بنفش میشم و صدام میره رو ویبره (۴۶۲۶ بازدید توسط ۳۷۱۴ نفر) - (۱۶ نظر)
معرفی مطالب مربوط به دوران مجردی در خانواده برتر (۲۵۳۶۷ بازدید توسط ۱۷۸۸۶ نفر) - (۱۸ نظر)
پرهیز از شوخی های زناشویی جلوی خواهر و برادر مجرد (۱۱۸۷۴ بازدید توسط ۹۰۱۱ نفر) - (۵۷ نظر)
چطوری از دوست پسرم جدا شم که دلش نشکنه؟ (۵۵۹۲۹ بازدید توسط ۴۲۸۰۸ نفر) - (۱۵۴ نظر)
آقایون چقدر به زیبایی و خوش تیپی خودشون اهمیت میدن؟ (۶۸۶۰ بازدید توسط ۵۱۵۹ نفر) - (۶۴ نظر)
هرگزهایی که باید به آن ها توجه داشته باشیم - دکتر انوشه (۵۰۹۵ بازدید توسط ۳۷۰۴ نفر) - (۱۰ نظر)
دخترا تو رو خدا ساپورت نپوشید (۱۹۰۰۱۱ بازدید توسط ۱۳۹۲۹۷ نفر) - (۵۱۶ نظر)
نه بهشت را میخواهم و نه ترس از دوزخ دارم (۵۷۳۰ بازدید توسط ۳۸۸۷ نفر) - (۶۴ نظر)
عشق واقعی چیست ؟ (۷۵۲۹ بازدید توسط ۵۰۱۷ نفر) - (۵۴ نظر)
در کل نباید تو چشم مردم بود ، موافقید یا مخالف ؟ (۳۹۸۷ بازدید توسط ۲۸۶۴ نفر) - (۳۳ نظر)
الگوی خودمون رو درست انتخاب کنیم (۲۱۴۵ بازدید توسط ۱۶۷۶ نفر) - (۳۰ نظر)
خواستگارم نظامیه و خانوادم مخالف هستند (۶۵۷۴ بازدید توسط ۵۲۱۹ نفر) - (۵۲ نظر)
جلوگیری از سوژه شدن خانم ها موقع بیان بعضی از افعال (۸۴۶۳ بازدید توسط ۶۳۳۳ نفر) - (۱۱۲ نظر)
راه هایی برای تقویت اعتماد به نفس (۳۲۳۸ بازدید توسط ۲۵۳۲ نفر) - (۱۰ نظر)

۳۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «درد دل های پسران» ثبت شده است

تجرد قطعی در زندگی

سلام

من ۲۰ سالمه از مازندران

دوستان من یک ساله دارم به آینده و زندگی فکر می‌کنم به این نتیجه رسیدم تو این کشور ایدئولوژی که به هیچ جایی نمی رسه خودمون هم اضافی هستیم تصمیم گرفتم هیچ وقت هیچ وقت آدم دیگه ای به این عالم وحشی اضافه نکنم. 

خب به نظرتون شخص مقابلم این رو قبول می کنه که بچه دار نشه و تا آخر دو نفر باشیم؟ خیر حوصله با یک نفر دیگه بودن رو هم ندارم و بقیه عمر رو خرج شناخت یکی دیگه کنم آدم خودش تک بمونه خودش رو بشناسه به علایقش برسه بهتره و نمی خوام درس یه نفر دیگه زندگی کنم و خب وقتی ازدواج نخوایم خونه می خوایم چه کار؟

والله آدم مگه چقدر جا و وسیله می خواد هر چی می خوایم خب تو خونه پدر مادر هست دیگه باز چرا آدم بده خونه مجردی بگیره و بند و بساط و ... این هم پس دلیلش بهترین کار موندم تو خونه والدینه هم آدم پیششونه هم دلتنگ نمیشن هم آدم یه درآمدی کسب کنه با پدرمادرش تو خونه شریک میشه والله به خدا چرا این همه دردسر بکشیم برای خودمون زندگی کنیم که وقت تنگه.


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
درد دل های پسران (۸۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۸)
    • ۱۳۲۱ بازدید توسط ۹۹۳ نفر
    • دوشنبه ۱۵ شهریور ۰۰ - ۲۰:۵۴

    دگر حوصله ای نیست ...

    از چی بگم، دلم خونه خون هست. از سال ۸۰ ماه عقرب روز نوزدهم که پا به عرصه گیتی گذاشتم. خانواده ای سه نفره که تا الآن همون سه نفره ست. شغل پدر نظامی. تا ۷ سالگی که مثل همه عشق و حال دوران بچگی و تا ۱۸ سالگی پستی بلندی ها کلاس های مختلف رفتن حالا یا از ترس والدین یا علاقه های هیجانی یا هر چی.

    بین همه این ها یک امید واهی ۱۲ ساله بود که تو مخ مون کرده بودن که با درس به همه جا میرسی و هیچ چیز بدتر از این نیست که بفهمی همه اون حرف ها پوشالی بیش نبود اون هم در کشوری مثل ایران. عمرت رو با جدیت پاش بذاری. بعد بفهمی حقیقت چیز دیگه ای بود. با سختی کتاب های پلاسیده ا.پ رو بخونی و بفهمی زندگی اون چیزی نبود که بهت گفتن نه بعدش نه قبلش زندگی آرومی نخواهی داشت.

    حالا هم که دو سال گذشته انگیزه ای نمونده دیگه با یک رشته دره پیتی عمر را سر می کنیم.نه توان مسکن و ازدواج و اشتغال و مایملک داریم.جامعه بیرون هم گرگ زده. پس کلا بیخیالش.می مونیم تو همین خونه پدر مادر تا آخر .تا الآن این جوری بود الانش هم می گذره همین جوری دیگه پس بیخیالش کلا. فقط بگذره  دیگه کلا بی خیال همه چیز شدم مهم نیست اصلاً.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های پسران (۸۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۱۰۲۳ بازدید توسط ۷۹۰ نفر
    • دوشنبه ۱ شهریور ۰۰ - ۲۰:۳۸

    پسری که رسما به فنا رفته

    سلام

    من یه پسر تقریبا 20 ساله ام که انگیزه و علاقه هام رو به شدت از دست دادم، انگار زندگیم سیاه شده، دیگه انگیزه خاصی برای درس و کار و.. ندارم. تو مدت اخیر چند بار به خودکشی فکر کردم، گرچه به خاطر حرام بودنش هیچ وقت نمی تونم این کار رو بکنم. این متن رو می نویسم تا شاید کمکی بهم بشه. پیشاپیش به خاطر طولانی بودنش عذر می خوام.

    بزرگترین نعمتی که خدا بهم داد بزرگ شدن تو یه خانواده مومن و معتقد بود. از 13 سالگی واجباتم رو سعی می کردم به نحو احسن انجام بدم و مورد تحسین اطرافیان بودم(مادر، مادر بزرگ، معلّم دینی و...).

    دوران نوجوانی خیلی دوران شیرینی بود برام. روحیه قوی و پر انگیزه ای داشتم، تو موضوعات مورد علاقه ام فعالیت می کردم، تولید محتوا می کردم. حتی 15 سالم بود تو مسجد محله مون کلاس برگزار می کردم. زبانم رو قوی کردم.

    به لطف خدا از اول درسم عالی بود، همین جور در حال پیشرفت بودم. دبیرستان سمپاد قبول شدم و بعد هم دانش آموز ممتاز شدم(هنوز تندیسم رو دارم :))، دیگه کنکور حساب ویژه باز کرده بودن روم. حسرت خوردن های بقیه رو به زندگیم احساس می کردم. اون زمان نقطه اوج زندگیم بود، امّا... از سال یازدهم درسم خراب شد. 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    موفقیت در زندگی (۱۱۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
    • ۷۳۶۱ بازدید توسط ۶۰۳۳ نفر
    • سه شنبه ۲۴ فروردين ۰۰ - ۲۱:۱۹

    کل زندگیم عادت کردم به بدبختی هام هم بخندم 2!

    سلام، این یه دل نوشته ست و صرفاً خواستم کمی درد و دل کرده باشم، پس به دنبال یه متن منسجم نباشید چون هرچیزی که به ذهنم اومده رو پشت سرهم نوشتم.

    سعی کردم و می‌کنم که زیاد اطلاعاتی درباره یه خودم ندم، نیازی هم نیست که همه سختی های زندگی من رو بخونن و ناراحت بشن و بخوان برای من دلسوزی کنن.

    از اینجا شروع کنم که یه پسر دانشجو تنها، دوران بچگی خیلی بدی داشتم یه چیزی بدتر از فیلم ها!!! خانواده‌ای که همه بیمار بودن و آسیب‌های زیادی رو تحمل کردم امّا باز هم هرچه قدر در حقم بدی کردند من نامرد نبودم و جواب شون رو با خوبی دادم.

    طلاق توی فامیل ما یه چیز تابو بود و خب در نهایت داستان این خانواده با مرگ یکی از طرفین ازدواج تموم شد و به کلی همه چی تموم شد، یعنی دیگه مجبور نبودیم با تمام دشمنی‌های بین مون بود با هم زندگی کنیم. (البته من دشمنی با کسی نداشتم ولی اینجا من تصمیم گیرنده نبودم!!!)

    خب عملاً تو چنین مواقعی فامیل‌ها هم کلاً رابطه شون رو باشما قطع می کنن، البته اگه کاری داشته باشن من در خدمتم چون هر چی باشه صله رحم واجبه بالاخره، ولی خب دیگه وقتی هیچ کسی حتی جواب تلفناتون رو هم نده حتی اگه صدبار زنگ بزنید متوجه میشید که چه خبره!!! 

    بگذریم مشکلات زندگی من که این چهار تا دونه نیست که اگه بود که چه قدر خوب و خوش زندگی می‌کردم!!! صرفاً خواستم یه پس زمینه ای داشته باشین.



  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۳۸۸۳ بازدید توسط ۳۰۶۰ نفر
    • پنجشنبه ۱۳ آذر ۹۹ - ۰۷:۱۵

    کل زندگیم عادت کردم به تمام بدبختی هام هم بخندم 1

    اول از همه می خوام بی نهایت از شما تشکر کنم که با راه انداختن این بلاگ مشکلات زیادی رو در زندگی من حل کردید.

     سلام،یه پسر دانشجو، هستم، اول بگم که خب این متن طولانیه به خاطر اینکه نمی تونم اطلاعات ناقصی بدم به شما و از شما انتظار داشته باشم که بتونید شرایطم رو درست بفهمید.

    نمی دونم از کجا شروع کنم، وجود عشق بین دو انسان چیز خیلی قشنگیه، محبت، دوست داشتن و...، امّا خب ممنوعه است، یه عده که مذهبی هستن میان و درباره یه معنویات حرف میزنن و این مورد رو از بی اهمیت ترین چیزها حتی از خاک هم پست تر می کنن و یه عده دیگه که کاملاً دین رو از زندگی شون جدا کردن هم میان و از بد بودن انسان‌ها و تقلبی بودن عشق حرف میزنن...

    و یه عده هم وجود دارن مثل من و باید حرف های بقیه رو تایید کنن، و موقع تایید از درون خرد میشن و له میشن و به اندوه شون اضافه میشه، البته شاید این عده کمتر باشن.

    فکر کنم از دانشگاه شروع کنم خوب باشه، سال اول که وارد دانشگاه شدم، خیلی خوش حال بودم، رشته‌ای که عاشقش بودم، فرقی نمی‌کرد چه ساعتی از شب بخوابم هر روزی که کلاس داشتم ساعت ۶ صبح می‌رفتم دانشگاه و با ۶ یا ۷ شب دانشگاه بودم و از زندگی تو دانشگاه و مطالعه و تحقیق و درس و ورزش و.... لذّت می‌بردم و دوباره لحظه شماری می‌کردم تا فردا صبح بشه و برم دانشگاه، شاید در روز حداقلش ۱۴ ساعت کار مفید می‌کردم بدون اینکه خسته بشم، حتی اگه شبی فقط ۲ ساعت می‌خوابیدم باز هم سرحال بودم، حتی اگه نمیخوابیدم! چون انگیزه داشتم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های پسران (۸۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۹)
    • ۲۸۹۳ بازدید توسط ۲۲۴۸ نفر
    • جمعه ۲ آبان ۹۹ - ۲۱:۴۶

    بدم میاد که هیچ خلافی تو زندگیم نکردم!

    سلام

    زندگی خوبی دارم، امّا ...

    زندگی برام خسته کننده شده، چند وقتیه که دیگه زندگی برام هیچ جذابیتی نداره، شاید تقریباً به چیزی که می‌خواستم تو زندگی رسیدم، یه زندگی معمولی، احساس می‌کنم دیگه چیزی تو دنیا نیست که بخواد منو ذوق زده یا خیلی خوش حال کنه.

    تو زندگیم خیلی موفق بودم که یه بخش مهمیش قرار گرفتن در مسیر درست استعداد ذاتیم و بقیه ش تلاش بوده.

    امّا موقعیت‌های خیلی زیادی وجود داشته که می تونستم ازشون به چیزهای خیلی بیشتری برسم.

    از بچگیم که یادم میاد توی امتحان تقلب نکردم، همیشه راست گفتم، همیشه به دیگران احترام گذاشتم، همیشه معذرت خواهی کردم، همیشه دیگران رو به خودم ترجیح دادم و از حق خودم گذشتم، همیشه بدون هیچ چشم داشتی به دیگران کمک کردم، هیچ وقت فخرفروشی نکردم و برعکس همیشه تواضع کردم شاید حتی تواضع بیش از حد و...

    از بچگی که بهم گفتن حق الناس، از اون به بعد همیشه به فکر کمک به مردم بودم حتی کسانی که از من بدشون می اومد یا اصلاً متنفر بودن.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های پسران (۸۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۲)
    • ۲۳۱۰ بازدید توسط ۱۸۳۷ نفر
    • يكشنبه ۲۷ مهر ۹۹ - ۱۸:۴۰

    تصمیم گرفتم دیگه غصه ی ازدواج رو نخورم

    اینکه به جنس مخالف از سنین نوجوانی نیاز پیدا می کنیم طبیعیه نه گناهه نه چیز بدیه، من همیشه جای خالی محبت یک زن در زندگیم کم بود و الآن که سی ساله شدم خیلی ناراحت بودم برای گرونی برای همه چی که شرایط هیچ رقمه مهیا نیست.

    من به دخترهایی که انتظار دارن شوهرشون همه چیز رو مهیا کنه و زن خونگی هستن و حق میدم که خونه ای برای زندگی بخوان، حق میدم که درآمدی در حد نون خوردن و زنده موندن دست کم و خرج دوا و دکتر و ... بخوان، اگه یک سال پیش بود خیلی خشمگینانه می‌گفتم نه و ...، خب این گروه دخترها و این مدلی همینه و مرد باید تامین کننده باشه و خیلی کار سختیه تغییر و چند دهه طول می‌کشه تا بخواد همه چی عوض بشه.

    عده یه کمی از پسرها هستن که حاضر میشن این همه مسئولیت رو بپذیرن و برای یکی هم پدر باشن و هم شوهر و کمتر پسری از پس این موضوع بر میاد هر کی هم می بینم ازدواج می‌کنه بنا به عرضه خودش نبوده و با کمک پدر و این و اون بوده و کمی هم تلاش‌های خودش.



  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۸)
    • ۳۲۲۴ بازدید توسط ۲۵۶۲ نفر
    • يكشنبه ۲۰ مهر ۹۹ - ۱۸:۳۳

    قربانی دهن بینی خانواده م شدم

    سلام وقت بخیر

    من پسری بین ۲۰ تا ۳۰ سال هستم، چرا بعضی‌ها این قدر دهن بین هستن و چشم شون به دهن مردمه، من توسط خانواده م به خاطر همین موضوع آسیب دیدم هم جسمی هم روحی، مثلاً من در دبستان درسم خیلی خوب بود و جز شاگرد اول‌های مدرسه بودم بعد از پایان دبستان خانواده م مجبورم کردن به مدرسه ای برم که یکی از آشناها معلّم مدرسه بود (به پیشنهاد همین فرد) و از نظر تحصیلی زیر نظرش باشم. که دچار افت تحصیلی شدم خانواده م هم به معلّم گفتن مختاری هر کاری که دلت می خواد بکن تا پیشرفت کنه!!! 

    که منجر شد به ۴_۵ سال شکنجه روحی و آبرو ریزی با دروغگویی از من توسط این فرد، زمانی که در اوج نوجوانی بودم و داشت شخصیتم شکل می‌گرفت شدم یک آدم افسرده، تنها، کم حرف و خجالتی (همون زمان که داشتم توسط این آدم به ناحق خورد میشدم با خودم عهد بستم و قسم خوردم که در آینده زندگی شو نابود کنم که هنوز که هنوزه هم بر سر عهدم هستم) 

    الآن که چند سال از اون ماجرا می گذره وقتی ازشون می پرسم چرا این کار رو با من کردین به کلی کتمان می کنن و میگن یادمون نیست شایدم این قدر بی ارزشه که یادشون رفته. هنوز هم هر کاری می خوان انجام بدن اول به فکر حرف مردمن که مردم چی میگن.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۹۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶)
    • ۱۳۵۸ بازدید توسط ۱۰۹۷ نفر
    • شنبه ۱۲ مهر ۹۹ - ۱۹:۰۱

    از مجردی خسته م، شرایط ازدواج رو دارم ولی دلم شکسته

    من پسری ۳۰ ساله هستم. رشته داروسازی دانشگاه دولتی یکی از شهرستان‌ها درس خوندم (خودم ساکن یکی از شهرستان‌های تهران هستم). پدرم از قبل برام خونه خریده و منم تونستم ماشین ۲۰۷ بخرم، سربازی رو رفتم و شغل با درآمد ۱۰ میلیون دارم، شرایط ازدواج رو دارم ولی دلم شکسته، البته از این اخلاقاً ندارم که بگم می خوام از جامعه انتقام بگیرم و به دخترها نگاه نمی کنم و نه اهل این رفتارهای چیپ نیستم.

    من وقتی جوون بودم عاشق شدم ولی هیچ وقت بهش نرسیدم، حتی بهش نگفتم. شاید سی چهل بار خوابش رو دیدم!، همیشه خندیدم و دردم رو تو خودم ریختم، شب از شدت دلتنگی عاطفی گریه می‌کردم. موقع خواب انگار وزنه صد کیلویی روی سینم بود، شاید فشار جنسی من ۱ بود و فشار عاطفی ۱۰۰ بود برام.

    هیچ وقت به خاطر متانتم به دختری نزدیک نشدم. ارتباط دانشجویی و حتی بگو بخند داشتم ولی هیچ وقت از حدم نگذشتم، نتیجه ش رو هم دیدم. من درسم رو با معدل هجده تموم کردم و پیشنهاد تدریس دانشگاه هم بهم شده، ولی اون زمان‌ها می‌دیدم دوستانم با دخترها شمال میرن.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل درک نشدگان (۱۰۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۵)
    • ۴۲۵۶ بازدید توسط ۳۳۰۱ نفر
    • شنبه ۲۹ شهریور ۹۹ - ۲۲:۴۷

    پسری مجرد و ۳۹ ساله هستم، نه شغل دارم و نه پس انداز

    با عرض سلام

    من یک پسر مجرد ۳۹ ساله هستم و در حال حاضر نه مشغول به کاری هستم و نه پس اندازی دارم. با هیچ دختری رابطه نداشتم. الآن وضعیت روحی خوبی ندارم و معمولاً در خانه هستم. در سال ۷۴ تجربه تصادف با یک تاکسی را داشته ام. در سال81-82 عمل جراحی سینوس پائیلونیدال داشتم اونم ۳ بار، ۱۰ سال مصرف کننده مواد بودم. الآن در چنین منجلابی چه می‌توانم انجام دهم الا اینکه شناسنامه رو باطل کنم. خیلی احساس سر درگمی دارم. پدرم فوت کرده، مادری مریض دارم و....

    دلم گرفته بود و اینجا بهم این فرصت رو دادن که کمی تخلیه بشم. مرسی از همه


    پیشنهاد:

    ای کاش وقتی ۲۴ ساله بودم ازدواج میکردم

    قبول کنیم که اکثر ما پسرها در شرایط فعلی توانایی ازدواج کردن رو دیگه نداریم

    در حق من که بچه ی آخرم داره ظلم میشه


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل درک نشدگان (۱۰۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰)
    • ۲۶۲۲ بازدید توسط ۲۰۵۶ نفر
    • چهارشنبه ۲۶ شهریور ۹۹ - ۱۸:۵۲

    می‌خواستم آدمی مهمی بشم تا همه حسرت جایگاهم رو بخورن

    سلام

    می خوام از مشکلاتم کمی بگم و راهنمایی بگیرم، امیدوارم بهم پیشنهاد رفتن پیش مشاور داده نشه چون یکی از مشکلاتم اتفاقاً اینه که اصلاً پولش رو ندارم که برم پیش روانشناس یا روانپزشک و تنها جایی که به ذهنم رسید اینجاست.

    من سال ۹۷ یه پست اینجا زدم که دنبال یه دختر برای ازدواجم ولی پیدا نمی‌کنم. اون دختر که هنوز پیدا نشده هیچ.

    ولی دقیقاً از همون موقع فکر می‌کنم افسردگی گرفتم و بی انگیزه ام و هیچ چیزی هم نتونسته این رو درست بکنه.

    حتی چند جلسه پیش مشاور رفتم و توی اون دقایقی که اون جا بودم همه ش می‌خواستم از پیشش فرار بکنم. چون دلم به اون اندک پولم که داره اون جا خرج میشه می‌سوخت. واقعاً پول نداشتم و هر ثانیه ساعت بیشتر استرس و فشار عصبی برام میاورد پس رفتن پیش روانشناس و مشاور هم کار ساده ای نیست پول خیلی زیادی می خواد.

    برای بیست دقیقه مشاوره هشتاد تا صد هزار تومان باید پول پرداخت کنی تازه اونم اگه روانشناس درست حسابی باشه روانپزشک هم که همینه هم ویزیتش گرونتره، علاوه بر اینها دارو هم هست که پول اونم باید بدی و پول تست، اتفاقاً یه مدت پیش روانشپزشک هم رفتم اونم به خاطر پول رها کردم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های پسران (۸۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۳)
    • ۱۵۳۴ بازدید توسط ۱۲۳۷ نفر
    • سه شنبه ۲۵ شهریور ۹۹ - ۱۸:۵۸

    پسری 27 ساله ام، کاش یکی منو درک می‌کرد

    سلام به کاربرهای خوب سایت خانواده برتر

    لطفاً همه بخونن و جواب بدن. خیلی مهمه برام، من چندین ساله مخاطب خانواده برتر هستم و اکثر پست‌ها رو خوندم، حرف هایی که می زنم عمدتاً درد و دله ولی خوشحال میشم نظرات شما دوستان رو بشنوم.

    من پسری هستم حدوداً ۲۷ ساله، همیشه سعی کردم زندگی خوب و سالمی داشته باشم و پاک بمونم برای همسر آینده م، همیشه نماز خوندم و از خود خدا کمک خواستم برای حل همه مشکلاتم، همیشه تلاش کردم توی درس و زندگی ولی متأسفانه موفقیتی برام حاصل نشد، کلی آرزو داشتم برای آیندم برای ازدواج و عشق بینهایت به همسر آینده م، به شدت مهربون و وفادارم و دلم می خواد تا جایی که می تونم به همه کمک کنم.

    متأسفانه با وضع اقتصادی این دوره و زمونه باید برای همیشه آرزوهام رو فراموش کنم، چون نه پدر پولداری دارم که بتونه حمایتم کنه و نه خودم درآمد بالایی دارم، توی یکی از استان های شمالی ساکنم و هر چقدر تلاش کردم موفق نشدم، کار رسمی و با درآمد خوب در رابطه با تحصیلم پیدا کنم با اینکه بی سواد هم نیستم و لیسانس دارم، اکثر شغل هام شغل های آزاد بوده و در حال حاضر بیکارم بعد موضوع کرونا تعدیل نیرو کردن.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های پسران (۸۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۳)
    • ۲۲۱۰ بازدید توسط ۱۷۹۰ نفر
    • سه شنبه ۴ شهریور ۹۹ - ۲۱:۳۵

    چرا دنیا این قدر جای کثیف و پستیه؟

    سلام

    من پسر ۲۴ ساله هستم. لیسانس نرم افزار دارم. سربازی رفتم، من جایی کار می‌کنم که به من ۳ تومن میدن، می دونم خیلی‌ها همین حقوق رو هم ندارن، داشتم فکر می‌کردم چرا باید این جور باشه که من صبح تا عصر کار کنم و فقط ۳ تومن بگیرم؟ 

    یعنی من ۱۲ سال مدرسه رفتم، ۴ سال دانشگاه، ۲ سال سربازی که الآن بیام فقط ۳ تومن بگیرم، امّا بعضی‌ها هستن به لطف این نظام سرمایه داری حاکم بر دنیا، با یه پول باد آورده ای یا چیزی یه کاری میزنن و مثل رُبات از کارگر کار میکشن و سود اصلی رو خودشون می‌کنند، من با ۳ تومن حقوق تا ۱۰ سال بعد هم هیچی نمی بشم. نه می تونم خونه بخرم، نه ازدواج کنم.

    از خودم توقعاتی داشتم و دلم می‌خواست روزی بتونم مثل بیل گیتس برنامه‌ای کاربردی تولید کنم، امّا لعنت، لعنت به این نظام سرمایه داری که توش برای هر حرکتی باید ثروت داشته باشی، حتی اگه من همچین برنامه‌ای بسازم، باید کلی پول تبلیغ داد تا کارت دیده بشه، خسته م از این زندگی. صبح تا شب کار کن و یه عمر توی استرس زندگی کن، بهترین لحظات زندگیم لحظاتی هست که خواب هستم، همه دلخوشیم خواب شبه، چرا باید این دنیا انقدر مسخره و ناعادلانه باشه؟ 

    چرا یکی به اسم جف بزوس (مالک فروشگاه اینترنتی آمازون) باید روزی ۳۰۰ میلیون دلار درآمد خالص داشته باشه و بدبخت‌هایی مثل من و بقیه تو ۳۰۰ سال هم نتونیم به یک روز اون درآمد برسیم؟ مگه جف بزوس چه کار کرد؟ میلیون‌ها نفر دیگه هم فروشگاه زدن به کجا رسیدن؟ اصلاً چرا همه ثروتمندان عالم باید تو آمریکا باشند؟ غیر این هست که این ثروتمند شدن یک کار مافیایی هست؟ 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۵۱۰ مطلب مشابه) درد دل های پسران (۸۵ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۱۸۹۲ بازدید توسط ۱۵۲۱ نفر
    • جمعه ۲۴ مرداد ۹۹ - ۱۱:۲۴

    خوشحالم چون می‌خوام زندگیم رو از نو بسازم

    سلام

    خوشحالم چون می‌خوام زندگیم رو از نو بسازم. از نزدیک دو سال پیش که تنهایی زندگی می‌کنم افسرده شده بودم، متاسفانه تعداد خ ا هام خیلی زیادتر شده بود و به روزی چند بار می‌رسید این باعث شد کمی ضعیفتر بشم.

    ورزش رو رها کرده بودم و بدن زیبایی که ساخته بودم رو خراب کردم زیاد نه، ولی دیگه فرم خاصی نداره و معمولی شده و احساس خستگی و بی حالی به دلیل کنار گذاشتن ورزش، تغذیه نامناسب و خ ا زیاد

    تنهایی برای من خیلی سخت بود و الآن نه که سخت نباشه واقعاً سخته مخصوصاً در این جامعه با این همه فشاری که روی ما هست از فشار اقتصادی گرفته تا فشار روحی و روانی و جنسی با این همه بدحجابی جامعه.

    از طرفی چون دختر مورد نظرم و پیدا نکرده بودم روز به روز غمگین تر میشدم، کار به جایی رسید من که یک عمر ورزش کردم چند روزی بود که شروع کردم به کشیدن سیگار.

    هنوزم با اینکه رها کردم احساس سوزش و درد در قفسه سینه ام دارم چون تجربه کشیدن سیگار نداشتم ولی انقدر زیاده روی کردم که خیلی روم تاثیر منفی گذاشت و الآن نفس کشیدن هم برام سخته، البته احتمالاً آسیب جدی و دائمی ندیدم چون زود قطع کردم و همه ش چند روز بود ولی احتمالاً چند روز این درد و اثراتش ماندگار، یه جوری مثل ترک کردن میمونه که خیلی سخته انگار بدنم بهش نیاز پیدا کرده و درد شدیدی در قفسه سینه دارم که باید مدتی بگذره تا بدنم دوباره ترمیم بشه و اثرات بدش از بین بره.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های پسران (۸۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۳)
    • ۱۹۳۳ بازدید توسط ۱۵۱۳ نفر
    • چهارشنبه ۱۵ مرداد ۹۹ - ۰۸:۵۶

    متاهل های عزیز، به خدا ما مجردها گناه داریم

    سلام دوستان خوبید؟ 

    نمی دونم این متن اینجا درج می کنه یا نه. شاید به ظاهر تکراری باشه حرف هام ولی احتیاج به درد دل کردن دارم جز اینجا و شما کسی رو ندارم که بتونم راحت راجع به این موضوع باهاش صحبت کنم. 

    می‌خواستم از متاهل های عزیز خواهش کنم یکم مراعات ما مجردها رو بکنن، این قدر جلو چشم ماها خیلی غلیظ لاو نترکونن! 

    آقای عزیز خانم عزیز به خدا من می دونم این حق شماست، به هم علاقه دارین، می دونم مقصر اصلی بعضی از این مسئولان هستند که باعث شدن وضع اقتصادی و شرایط ازدواج این‌طوری بشه، ولی تو رو خدا ما مجردها رو هم یه کم درک کنید.

    یه مثال بزنم شما دل تون میاد جلوی یه آدم گرسنه ی فقیر کباب و غذای آن‌چنانی بخورین؟. من نمی گم به همسرتون بی احترامی کنین یا بدرفتاری کنین ولی یه کم این لاو ترکوندن ها رو بذارین برای خلوت. 

    الآن با این اوضاع ناجور کشور و گرونی خیلی‌ها توان ازدواج ندارن چه دختر چه پسر، زیر فشار جنسی و عاطفی هستن. به خدا من آدم حسودی نیستم همیشه دوست دارم همه خوشبخت باشن، ولی وقتی لاو ترکوندن و عشق بازی خواهر و دامادم رو می بینم جدای از اینکه دچار خجالت و شرم میشم ته دلم خیلی حسرت می خورم هی سرم رو می‌کنم تو گوشی و خودم رو با کار سرگرم می‌کنم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در زن داری (۳۱۵ مطلب مشابه) مشورت در شوهرداری (۷۷۳ مطلب مشابه) درد دل های دختران و پسران (۲۰۴ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۹۶ مطلب مشابه) درد دل های پسران (۸۵ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۱)
    • ۵۰۱۰ بازدید توسط ۴۰۶۴ نفر
    • جمعه ۳ مرداد ۹۹ - ۱۰:۴۵

    برو بالا