سلام

من تقریبا از سال ۹۴ اینجا هستم، اون زمان ۲۳ سالم بود، پر انرژی و تمام فکرم درس و ادامه تحصیل بود، البته خواستگار هم راه میدادم ولی تو این وادی زیاد نبودم، بعد که با سختی ها و فشارهای جامعه و خانواده بر دختران مجرد بالای ۳۰ سال آشنا شدم ترسیدم.

خواهرانم که دهه شصتی بودن همه قبل ۲۰ ازدواج کردن و برادرهایم هم حداکثر تا ۲۳ مزدوج شدن و من الان ۲۷ سالمه و افرادی که برای آشنایی بهم معرفی میشوند همه سنتی و ۹۹ درصدشون بی نتیجه و فقط یک جلسه تشکیل میشه .و گاهی انقدر ناامید میشم که افکار خودکشی به ذهنم میرسه ، احساس بی ارزشی و طرد شدن بهم دست میده.

این پست زدم و خواستم از افرادی که بالای ۳۰ سال تونستن ازدواج کنند دغدغه ها  و تجارب شون را به اشتراک بگذارند و اینکه چطور تونستند روحیه شون رو حفظ کنند و موفق شدند. شاید برای امثال من راهگشا باشه، بخصوص قدیمی های خانواده برتر که بالای ۳۰ ازدواج کردند مثل خانم ها ... و ... ، البته اگر خودشون دوست داشتن

ممنون میشم


بیشتر بخوانید ...

دختری 29 ساله ام که جهیزیه ندارم، به ازدواج کردن امید داشته باشم؟

یه بغض سنگینی رو گلومه که فقط خدا حالم رو میدونه و بس

دیگه نمیکشم، دیگه نمیخوام این زندگی رو ...

همه چیزمون رو الکی و برای هیچ باختیم

سهم من از این زندگی فقط کلفتی پدر و مادرم هست

نمیدونم سرنوشتم چرا اینجوری شد ؟

سر طبیعی ترین مسائل زندگی جیگرم خونه

این که یه دختر مجرد خونه بگیره و مستقل بشه بده ؟

چطور خانوادم رو قانع کنم که سر کار برم ؟

صبح تا شب توی خونه حسرت زندگی دوستانم رو می خورم

چرا منو کسی نمیخواد؟ ، این سوال شده عقده

تنها چیزی که تا آخر عمر با منه حسرته

درد و دل یه دختر دهه شصتی

یک دخترم که در آستانه 30 سالگی دچار بحران شدم

دختر 28 ساله ای هستم که دیگه هیچ هدفی ندارم


برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ دعوت از دوستان برای مشارکت در بحث ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۲۹ مطلب مشابه)