خانواده برتر

مشورت در قالب پرسش و پاسخ در مورد ازدواج و مدیریت خانواده

جستجو در بین بیش ا ز 17 هزار "پست" و بیش از 600 هزار "نظر" کاربران

جدیدترین ها
مطالب کاربران
صفحات خاص
صفحات کاربران
به روز شده ها
جدیدترین نظرات خبرنامه ایمیلی دنبال کنید
چیزهایی رو که دوست ندارید تکرار بشه تکرار نکنید (۵۳۷ بازدید توسط ۴۰۶ نفر) - (۲۰ نظر)
درسی که من بعد از خوندن بیشتر پست های این وبلاگ گرفتم (۱۱۷۸ بازدید توسط ۹۲۰ نفر) - (۳۱ نظر)
چرا برخی از آقایون متاهل به برخی دختران توجه نشان می‌دهند؟ (۱۴۱۱ بازدید توسط ۱۱۱۹ نفر) - (۲۵ نظر)
دلایل اختلاف و تقابل دختران و پسران (۸۱۱ بازدید توسط ۶۲۹ نفر) - (۲۶ نظر)
فکر می‌کردم آخرش اگه ازدواج هم نکنم اتفاق خاصی نخواهد افتاد (۱۹۰۷ بازدید توسط ۱۴۷۰ نفر) - (۰ نظر)
این جوری همسرِ مناسب پیدا کن! (۱۸۲۸ بازدید توسط ۱۵۰۱ نفر) - (۱۶ نظر)
نترس از انتخابِ پوششِ ایده‌آل (۱۰۰۵ بازدید توسط ۷۸۸ نفر) - (۲۱ نظر)
چرا ما مردم برای کشورمون تلاشی نمی‌کنیم؟ (۱۰۶۴ بازدید توسط ۷۷۵ نفر) - (۳۲ نظر)
خانم‌ها شما را خدا مانتو جلو باز نپوشید (۳۱۶۵ بازدید توسط ۲۴۲۵ نفر) - (۳۹ نظر)
توبه کردن ،به آسانی حذف اینستاگرام (۶۶۹۶ بازدید توسط ۵۴۷۴ نفر) - (۴۱ نظر)
تو هموطن منی نه دشمنم (۸۲۲ بازدید توسط ۶۲۹ نفر) - (۱۹ نظر)
نظر شما درباره افشاگری های اخیر درباره ی سلبریتی ها چیست؟ (۸۹۵ بازدید توسط ۶۹۷ نفر) - (۱۵ نظر)
درمان همه دردها خداست (۴۸۸ بازدید توسط ۳۷۳ نفر) - (۴ نظر)
دانستن بعضی نکاتِ ریز و درشتِ روزمره (۱۶۹۹ بازدید توسط ۱۱۸۳ نفر) - (۶۹ نظر)
مقایسه ازدواج سنتی و غیر سنتی (۷۰۵ بازدید توسط ۵۹۰ نفر) - (۱ نظر)
نظر شما در مورد حرف‌های نوشین معراجی در جشنواره فجر چیه؟ (۸۱۲ بازدید توسط ۶۴۳ نفر) - (۵ نظر)
چطور می شود از این روزگار رونده فرصت دوباره گرفت؟ (۶۸۷۸ بازدید توسط ۴۱۸۵ نفر) - (۱۷ نظر)
جلوگیری از سوژه شدن خانم ها موقع بیان بعضی از افعال (۸۴۶۳ بازدید توسط ۶۳۳۳ نفر) - (۱۱۲ نظر)
چطور شوهرمون رو وابسته و عاشق خودمون کنیم (۲۰۵۱۱ بازدید توسط ۱۶۰۰۲ نفر) - (۳۵ نظر)
دختران هتیرایی، تناقض یا تکامل (۱۰۷۹۱ بازدید توسط ۷۱۶۹ نفر) - (۴۱ نظر)
دلایل تنفر بین جنس مؤنث و مذکر (1) (۱۶۰۵ بازدید توسط ۱۳۳۶ نفر) - (۱۹ نظر)
خانم‌ها سعی کنید تفاوت خواستگار رسمی با آدم‌های توی کوچه و بازار را درک کنید! (۲۹۱۷۹ بازدید توسط ۱۳۳۲۰ نفر) - (۲۵ نظر)
تصورات عجیب و غریب در مورد عشق رو دور بریزید (۴۹۳ بازدید توسط ۴۲۰ نفر) - (۵ نظر)
عشقی که زندگیم رو به بهشت تبدیل کرد (۷۴۸ بازدید توسط ۶۷۰ نفر) - (۵ نظر)
فایده داشتن صداقت در بیان خواسته ها قبل از ازدواج (۱۱۵۰ بازدید توسط ۸۹۲ نفر) - (۴۰ نظر)
تا با گذشته ت تسویه حساب نکردی سراغ من نیا (۱۳۲۰ بازدید توسط ۱۰۱۰ نفر) - (۳۲ نظر)
نامه ای از طرف کودکی ام به همه انسان ها (۶۰۹ بازدید توسط ۴۶۰ نفر) - (۶ نظر)
چطور زندگیم متحول شد (۱۴۰۵ بازدید توسط ۱۱۰۴ نفر) - (۱۱ نظر)
روزه ی روز غدیر خم، روزه ای معادل تمام عمر (۱۷۱۳ بازدید توسط ۱۳۳۰ نفر) - (۶ نظر)
سیاره درون تون چه شکلیه؟ (۴۱۲۳ بازدید توسط ۳۱۳۸ نفر) - (۲۳ نظر)
خوشبختی مثل تلفن می مونه (۵۰۷۸ بازدید توسط ۴۱۱۱ نفر) - (۷ نظر)
توهم پزشکی (۱۰۵۸۵ بازدید توسط ۸۶۶۶ نفر) - (۴۸ نظر)
نیازهای احساسی در ازدواج، حس حمایت شدن (۱۶۹۹۵ بازدید توسط ۱۳۳۱۷ نفر) - (۲۱ نظر)
نیازهایی که تنها در ازدواج ممکن است برآورده شود را نام ببرید! (۶۵۵۵ بازدید توسط ۵۲۸۸ نفر) - (۴۴ نظر)
یک لحظه آرامش، یک لحظه عشق (۳۴۵۶ بازدید توسط ۲۵۵۲ نفر) - (۲۹ نظر)
ایران در چه جایگاهی از برابری جنسیتی ایستاده است؟ (۴۴۹۹ بازدید توسط ۳۲۵۶ نفر) - (۹۲ نظر)
چرا بعضی از پسرها بعد از جواب رد شنیدن، کینه به دل می گیرند؟ (۳۹۱۶ بازدید توسط ۲۹۵۳ نفر) - (۱۹ نظر)
چرا زنان و دختران ایرانی این قدر از رنگ می ترسند؟ (۶۷۷۹ بازدید توسط ۴۷۴۰ نفر) - (۰ نظر)
با حجاب بودن سخته، با حجاب بودن غلطه! (۳۴۱۶ بازدید توسط ۲۶۳۲ نفر) - (۱۵ نظر)
اون، یکی از دلایل حال خوب منه (۲۸۷۰ بازدید توسط ۲۲۸۹ نفر) - (۱۲ نظر)
مرد که گریه نمی کنه! (۳۵۰۵ بازدید توسط ۲۴۲۰ نفر) - (۲۶ نظر)
کل زندگیم عادت کردم به تمام بدبختی هام بخندم 3! (۳۱۷۰ بازدید توسط ۲۴۵۵ نفر) - (۱۰ نظر)
از هر موضوعی دنبال جنجال درست کردن نباشید! (۲۷۸۸ بازدید توسط ۲۳۰۵ نفر) - (۰ نظر)
آیا می توانیم اخلاقی زندگی کنیم؟ (۳۱۱۶ بازدید توسط ۲۴۴۶ نفر) - (۲۹ نظر)
آیا شوهر واقعا کم است؟ (۷۳۳۶ بازدید توسط ۵۶۲۷ نفر) - (۲۷ نظر)
چرا بعضی از ایرانی ها این همه از سیر متنفرن؟! (۲۰۵۷ بازدید توسط ۱۶۷۰ نفر) - (۸ نظر)
کل زندگیم عادت کردم به بدبختی هام هم بخندم 2! (۳۸۸۳ بازدید توسط ۳۰۶۰ نفر) - (۲۶ نظر)
چند توصیه در مورد ازدواج با توجه به سریال از سرنوشت (۳۵۳۹ بازدید توسط ۲۷۵۸ نفر) - (۲۳ نظر)
چند پیشنهاد برای کمی تغییر و تحول در افزایش ازدواج (۲۳۹۱ بازدید توسط ۱۸۵۰ نفر) - (۵ نظر)
آیا واقعا کار نیست یا جوانان ما حال کار ندارن؟ (۴۸۳۵ بازدید توسط ۳۴۷۶ نفر) - (۳۸ نظر)
گفتگوی آزاد (8 اردیبهشت 1401) (۲۸۶۲ بازدید توسط ۱۹۶۱ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۵۰۸۴ بازدید توسط ۳۴۴۸ نفر)
گفتگوی آزاد (22 بهمن 1400) (۲۴۰۶ بازدید توسط ۱۴۳۲ نفر)
گفتگوی آزاد (28 شهریور 1400) (۶۹۵۵ بازدید توسط ۵۰۳۵ نفر)
صفحه شخصی غضنفر (4) (۴۴۳۰ بازدید توسط ۲۵۵۹ نفر)
قانون درخواست حذف نظر از خانواده برتر (۲۲۸۱ بازدید توسط ۱۵۲۷ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۱۹۹۲ بازدید توسط ۱۳۲۲ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۳۴۰۵ بازدید توسط ۲۲۲۰ نفر)
التماس دعا (۱۱۶۴۳ بازدید توسط ۸۸۰۶ نفر)
بیشتر شدن پست های سرگرمی (۱۰۰۵ بازدید توسط ۷۱۰ نفر)
صفحه درد دل های دخترونه (۸۹۹۷ بازدید توسط ۶۵۲۴ نفر)
پاتوق شادی خانواده برتر (۴۱۰۲ بازدید توسط ۲۹۶۱ نفر)
تبادل نظر در مورد تست های شخصیت شناسی (۷۳۷۳ بازدید توسط ۵۵۹۳ نفر)
همفکری و درد و دل های افراد درگیر با افسردگی (۴۲۵۹ بازدید توسط ۳۳۱۵ نفر)
صفحه گفتگوی کاربران (1) (۱۳۰۵۴ بازدید توسط ۷۹۶۴ نفر)
صفحه ی مشاوره ی حقوقی خانواده برتر (۳۶۶۰ بازدید توسط ۲۹۴۶ نفر)
معرفی مجموعه وساطت ازدواج آدم و حوا (۸۶۵۱ بازدید توسط ۶۱۵۵ نفر)
دختر مذهبی کجایی ، دقیقا کجایی ؟! (۱۷۴۴۹ بازدید توسط ۱۲۱۲۸ نفر)
ارسال مطلب به خانواده برتر (۵۸۱۹ بازدید توسط ۴۱۲۵ نفر)
صفحه ارسال سوال و مطلب به خانواده برتر (5) (۳۷۷۹۱ بازدید توسط ۲۳۶۲۰ نفر)
صفحه ی شخصی "مردی در بیابان های خلوتِ خدا" (۲۱ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه ی شخصی Angel girl (۳۰۳ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۵۹۸۵ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۲۶۶۰ نمایش) - (۲ نظر)
صفحه شخصی رضا alone "احادیث و موضوعات مختلف" (۲۱۵۷ نمایش) - (۱۲۵ نظر)
صفحه شخصی گلی خانم (2) (۱۲۱۶ نمایش) - (۵۷ نظر)
صفحه شخصی فرشاد (۳۴۵ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی Holy Mind (۱۱۹۷ نمایش) - (۸۵ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (4) (۴۴۳۰ نمایش) - (۴۶۳ نظر)
صفحه شخصی خانم M&M (۵۲۵۸ نمایش) - (۳۴ نظر)
صفحه شخصی زندگی به شرط زندگی سید (2) (۱۳۶۷ نمایش) - (۵۷ نظر)
صفحه شخصی ماه تی تی (۷۸۶۳ نمایش) - (۶۰۵ نظر)
صفحه شخصی رضا alone پُست دوم (۸۱۷۴ نمایش) - (۲۳۴ نظر)
صفحه شخصی شب ماه (۱۵۵۵۳ نمایش) - (۷۲۷ نظر)
صفحه شخص گلی خانم (۱۵۳۵۶ نمایش) - (۶۲۶ نظر)
صفحه ی احادیث گیاهی و درمانی🌾 (۳۷۴۲ نمایش) - (۵۹ نظر)
صفحه شخصی رهام روشن ضمیر (۴۹۸۱ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۱۵۹۷۲ نمایش) - (۱۰۶۸ نظر)
صفحه شخصی Ata MST (۸۷۵۱ نمایش) - (۳۶۶ نظر)
صفحه شخصی رضا alone (۱۵۶۸۴ نمایش) - (۸۷۵ نظر)
صفحه شخصی پسر آریایی (۷۳۴۵ نمایش) - (۲۸۸ نظر)
صفحه برنامه ‌نویسان خانواده‌ برتر (۱۳۵۵ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی دختر قمی (۲۱۱۵ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی .•.•.•امیرخان•.•.•. (۱۳۴۵ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی مشکات (۳۸۸۵ نمایش) - (۱۷۵ نظر)
صفحه شخصی سکوت شلوغ (۲۵۲۷ نمایش) - (۴۲ نظر)
صفحه شخصی مروان الشقب (۴۳۳۵ نمایش) - (۱۵۳ نظر)
صفحه مرد شب ویژه پرسش و پاسخ خصوصی (۲۰۹۷ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه شخصی آیدا 👑👩‍⚕️💐 (۵۹۱۱ نمایش) - (۱۲۷ نظر)
صفحه شخصی Ali Piroozi (۳۴۷۴ نمایش) - (۱۶۰ نظر)
صفحه شخصی 12 12 (۱۳۷۲ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه گزارش دهی روزانه به کاربران خانواده برتر (۴۴۷۳ نمایش) - (۱۹۵ نظر)
صفحه شخصی ماری (۱۳۹۵ نمایش) - (۱۵ نظر)
صفحه شخصی مهدی من (۲۹۶۶ نمایش) - (۷۸ نظر)
صفحه شخصی پارادوکس (۲۵۷۳ نمایش) - (۶۴ نظر)
صفحه شخصی Mard shab - پست دوم (۱۳۱۹۵ نمایش) - (۲۷۲ نظر)
صفحه شخصی پونه (۱۷۶۸ نمایش) - (۲۹ نظر)
صفحه شخصی شاهزاده شهر غریب (۲۲۰۸ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۳۴۸۹۵ نمایش) - (۹۵۳ نظر)
صفحه شخصی معصومه .. (۲۱۷۴ نمایش) - (۸۱ نظر)
صفحه شخصی luminous pearl (۱۹۷۷ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی فرزانه (۲۳۹۴ نمایش) - (۳۷ نظر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۲۰۶۱۳ نمایش) - (۶۱۴ نظر)
صفحه شخصی آبی (۶۷۴۲ نمایش) - (۲۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهشید" (۴۱۰۳ نمایش) - (۱۹۳ نظر)
صفحه شخصی berelian (۴۲۱۳ نمایش) - (۱۶۹ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۷۱۲۷ نمایش) - (۳۹۸ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۱۶۵۳ نمایش) - (۲۱ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۱۵۲۳ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه ی شخصی دختر باران (۱۸۲۲ نمایش) - (۲۰ نظر)
نیاز عاطفیم باعث شده که همه ی فکر و ذکرم بشه ازدواج (۳۳۱۴ بازدید توسط ۲۴۸۹ نفر) - (۴۰ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۵۹۸۵ بازدید توسط ۴۳۰۲ نفر) - (۹۰ نظر)
نتیجه تلاش ها و پیشرفت های یه دختر، تنهایی و مجرد موندنه؟ (۱۳۸۹۵ بازدید توسط ۱۰۹۱۳ نفر) - (۲۸۵ نظر)
دوست داشتم شوهرم پزشک متخصص، پولدار، خوشتیپ و ... باشه (۹۳۷۸ بازدید توسط ۷۳۰۰ نفر) - (۸۱ نظر)
به همکلاسیم علاقمندم (۶۱۵۵ بازدید توسط ۴۹۵۲ نفر) - (۵۲ نظر)
واکنش ها به تغییر پوشش پسر 30 ساله به اسپرت چیه ؟ (۳۱۸۰ بازدید توسط ۲۳۷۹ نفر) - (۴۹ نظر)
سهم من از بودن با تو چیه؟ (۱۴۲۹ بازدید توسط ۱۱۹۰ نفر) - (۵۰ نظر)
توبه کردن ،به آسانی حذف اینستاگرام (۶۶۹۶ بازدید توسط ۵۴۷۴ نفر) - (۴۱ نظر)
خانمم تا یه چیزی میشه قهر میکنه میره خونه باباش (۹۴۷۳ بازدید توسط ۶۲۳۰ نفر) - (۵۷ نظر)
برای موفقیت در شاعری یا نویسندگی، حتماً باید عاشق بود؟ (۱۱۱۶ بازدید توسط ۸۳۵ نفر) - (۹ نظر)
چه جوری میشه شادی و لبخند و شوخ بودن رو یاد گرفت؟ (۸۵۹۸ بازدید توسط ۶۵۷۵ نفر) - (۳۳ نظر)
چطور نسبت به رفتار بد دیگران بی خیال باشم؟ (۸۸۱۹ بازدید توسط ۶۵۶۷ نفر) - (۱۹ نظر)
چطور می شود از این روزگار رونده فرصت دوباره گرفت؟ (۶۸۷۸ بازدید توسط ۴۱۸۵ نفر) - (۱۷ نظر)
چرا بعضی از دختران به جای کار رو شخصیت، ظاهرشون رو قشنگ می کنن؟ (۷۹۶۶ بازدید توسط ۶۱۵۸ نفر) - (۱۰۲ نظر)
گفتگوی آزاد (28 شهریور 1400) (۶۹۵۵ بازدید توسط ۵۰۳۵ نفر) - (۲۷۷ نظر)
آیا نوشتن اهداف، تاثیری در رسیدن به اون ها داره ؟ (۵۷۲۲ بازدید توسط ۴۴۳۷ نفر) - (۵۳ نظر)
جلوی خواستگار سرخ و سبز و بنفش میشم و صدام میره رو ویبره (۴۶۲۶ بازدید توسط ۳۷۱۴ نفر) - (۱۶ نظر)
معرفی مطالب مربوط به دوران مجردی در خانواده برتر (۲۵۳۶۷ بازدید توسط ۱۷۸۸۶ نفر) - (۱۸ نظر)
پرهیز از شوخی های زناشویی جلوی خواهر و برادر مجرد (۱۱۸۷۴ بازدید توسط ۹۰۱۱ نفر) - (۵۷ نظر)
چطوری از دوست پسرم جدا شم که دلش نشکنه؟ (۵۵۹۲۹ بازدید توسط ۴۲۸۰۸ نفر) - (۱۵۴ نظر)
آقایون چقدر به زیبایی و خوش تیپی خودشون اهمیت میدن؟ (۶۸۶۰ بازدید توسط ۵۱۵۹ نفر) - (۶۴ نظر)
هرگزهایی که باید به آن ها توجه داشته باشیم - دکتر انوشه (۵۰۹۵ بازدید توسط ۳۷۰۴ نفر) - (۱۰ نظر)
دخترا تو رو خدا ساپورت نپوشید (۱۹۰۰۱۶ بازدید توسط ۱۳۹۳۰۱ نفر) - (۵۱۶ نظر)
نه بهشت را میخواهم و نه ترس از دوزخ دارم (۵۷۳۰ بازدید توسط ۳۸۸۷ نفر) - (۶۴ نظر)
عشق واقعی چیست ؟ (۷۵۲۹ بازدید توسط ۵۰۱۷ نفر) - (۵۴ نظر)
در کل نباید تو چشم مردم بود ، موافقید یا مخالف ؟ (۳۹۸۷ بازدید توسط ۲۸۶۴ نفر) - (۳۳ نظر)
الگوی خودمون رو درست انتخاب کنیم (۲۱۴۵ بازدید توسط ۱۶۷۶ نفر) - (۳۰ نظر)
خواستگارم نظامیه و خانوادم مخالف هستند (۶۵۷۴ بازدید توسط ۵۲۱۹ نفر) - (۵۲ نظر)
جلوگیری از سوژه شدن خانم ها موقع بیان بعضی از افعال (۸۴۶۳ بازدید توسط ۶۳۳۳ نفر) - (۱۱۲ نظر)
راه هایی برای تقویت اعتماد به نفس (۳۲۳۸ بازدید توسط ۲۵۳۲ نفر) - (۱۰ نظر)

۲۷۸ مطلب در فروردين ۱۳۹۵ ثبت شده است

میخوام بشم همونی که باید باشم

سلام
من دخترم ،مجرد ، متولد 76 ، کنکور در پیش دارم رشتمم تجربیه . من اصلا اهل بهونه و توجیه نیستم واقعا از سستی خودم بود که تا الان کم کاری داشتم .

میخوام از این لحظه که متنمو نوشتم شروع کنم و میدونم که میتونم چون سابقه ی تحصیلی گذشتم مهره تاییده بر توانایی و پتانسیل بالام هم اراده اشو دارم هم تواناییشو استعدادم طبق تست های روانشناسی و روانپزشکی جزو نوابغه ولی من عقیده ام بر اینه که 100٪ تلاشه که جواب میده چرا که افراد با بهره ی هوشی پایین هم مطمئنن با تلاش نتیجه اشو میبینن

الان من به شدت ناراحتم تو این کم کاری هام محیط و دوستان اطرافم خیلی روم اثر داشتن من خودم محکم نبودم که همون دختر درسخون بمونم ولی محیطو اتفاقات اطرافم و دوست هام چه فامیل چه دوستهای مدرسه ایم خیلی روم اثر گذاشتن

ناراحتم جالبه منم که به دوستام انگیزه میدادم که هنوز دیر نشده میشه تو این مدت عالی خوند و پزشکی آورد و اونا هر وقت که فاز غم داشتن حس درس نداشتن با من هم صحبت میشدن ولی الان خبری ازشون نیست بخصوص دو تا دختر عمم .

امروز فهمیدم هر دوشون گوشی هاشونو جمع کردن و مدتیه شروع کردن , خیلی ناراحت شدم قرار بود با هم شروع کنیم کلا دلم از یکیشون خیلی پره اینی که میگم یه سال ازم بزرگتره و نامزد کرده دختر عمم زمانی که مهلت ثبت نام واسه رشته های پیراپزشکی بود که بخوان ظرفیت تکمیل کنن رفت تکنیسین دندون ثبت نام کرد و منو اطلاع نداد!!!

من مشکلات و شرایطی که داشتم بهتر بود خونه نشین نمیشدم پس تکنیسین هم واسم بهتر از هیچی بود ولی اون خبرم نکرد بعد که بهش گفتم گفت بخدا اصلا ایقد هول هولکی شدم فراموش کردم باور کردم یا وقتی نامزد کرده بود اوایلش که واقعا به اجبار عمم بوده و مخالف بود چقد من باهاش صحبت کردم و دلشو نرم کردم و با کارهایی که بهش گفتم انجام بده ناخواسته به نامزدش علاقمندش کردم .


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مسائل دختران جوان (۲۳۲۶ مطلب مشابه) ادامه تحصیل (۴۶۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۵)
    • ۲۱۰۵ بازدید توسط ۱۶۳۳ نفر
    • سه شنبه ۳۱ فروردين ۹۵ - ۲۱:۲۶

    الان که به نبود مادرم عادت کردم چرا برگشته ؟

    سلام دوستان

    من یه دختر ... ساله هستم که تقریبا یک ساله دانشگاه میرم و متاسفانه من بچه ی طلاق بودم تقریبا 12 سالم بود که پدر مادرم از هم جدا شدن و از اون موقع من و برادرم با پدرم زندگی میکردیم و اما مشکل اصلی :

    تقریبا ... ماه پیش پدر و مادرم دوباره با هم ازدواج کردن یعنی پدرم و مادرم که از هم طلاق گرفته بودن دوباره به واسطه گری بزرگای فامیل با هم ازدواج کردن .

    خوب پدرم و برادرم از این موضوع خوشحال بودن اما من نه ! از وقتی که مادرم دوباره برگشته من هرگز نتونستم اون رابطه ی سابق و خوبی که همه ی همدوره ای هام با مادراشون داشتم رو باهاش داشته باشم و الان اون از من شاکیه که چرا باهاش حرف نمیزنم و در و دل نمیکنم آخه شما بگید الان حرف زدن و در و دل کردن به چه درد من میخوره ؟

    اون موقعی که بهش نیاز داشتم نبود الان که به نبودنش عادت کردم چرا برگشته ؟ وقتی برای اولین بار پریود شدم و هول شده بودم و اضطراب داشتم کجا بود ؟

    وقتی هر سال کارنامم بیست بود و مدیر و معاون تشویقم میکردن و ازم تقدیر میکردن کجا بود تا اون هم بهم اعتماد به نفس و غرور بده ؟؟ ایا قربون صدقه های الانش برای رتبه ی دو رقمی کنکورم به درد میخوره وقتی موقع درس خوندن هیچ کس نبود بهم انگیزه بده ؟

    فقط در حق من اجحاف نشده ! وقتی برادرم تو دانشکده عاشق شد و پدر و مادر دختر مورد علاقش به خاطر بچه ی طلاق بودن !!! ردش کردن کجا بود ؟

    اون موقعی که پدرم هم غذا میپخت هم خونه رو تمیز میکرد هم به درس و مشق بچه هاش میرسید فموقعی که پدرم هم مادر بود برای منو برادرم هم پدر ،موقعی که من روی شونه های برادرم به خاطر تیکه هایی که از پسرا تو راه مدرسه میشنیدم گریه میکردم ، مادرم البته اگه بشه اسمش رو گذاشت مادر داشت تو کیش و قشم و ترکیه با خواهراش خوش میگذروند .

    مادرم هیچ وقت نبوده و الان اومده اعلام حضور میکنه در حالی که  دیگه نیازی بش نیست . من دیگه هیچ وقت ، هیچ وقت و هیچ وقت نه میتونم به عنوان مادرم قبولش کنم و نه هیچ وقت میبخشمش .

    فقط خواستم از همه ی کسایی که دارن ازدواج میکنن و یا بچه دارن خواهش کنم هیچ موقعی این ظلم رو در حق بچه هاشون نکن .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۶ مطلب مشابه) درد دل های دختران و پسران (۲۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۱)
    • ۲۳۱۵ بازدید توسط ۱۷۴۰ نفر
    • سه شنبه ۳۱ فروردين ۹۵ - ۲۱:۲۰

    شاگردم گفت وقتی دست تون میخوره به دستم مورمورم میشه


    سلام
    من دختر, زیر 30 . معلم خصوصی شدم. یه پسر 14 ساله هست. میرم خونه اشون هر روز تقریبا باهم درس میخونیم.
    من باهاش مثل داداش خودم برخورد میکنم. موقع درس خوندن بالاخره دست و بالمون کمی بهم برخورد میکنه غیر عمدی البته. تا اینکه دیشب میخواستم ببینم چی نوشته روی کاغذ دستم خورد به دستش,  برگشت گفت که وقتی دستتون میخوره به دستم مورمورم میشه. منو میگی همین طوری زل زدم بهش و به این فکر میکردم که آیا منظورش از مورمور چیه!!! همین طوری که داشتم نگاه میکردم و تو افکار خودم غرق بودم گفت که با نگاه کردن هم مور مورم میشه!!
    حالا از دیشب توی این فکرم که این حسش نکنه همون حس جنسی باشه! آیا باید اصلا بهش نزدیک نشم و خیلی خودمونی باهاش نشم یا که نه منظورش قلقلک بوده! چون بعدش گفت خیلی قلقلکی ام. نمیدونم. بنظر شما چیکار کنم؟

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تربیت جنسی پسران (۶۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۵)
    • ۶۵۵۶ بازدید توسط ۴۸۲۴ نفر
    • سه شنبه ۳۱ فروردين ۹۵ - ۲۱:۱۵

    همش تو فکر خواهرم هستیم نکنه شوهرش دوباره بزنتش

    سلام

    دامادمون خواهرمو به خاطر اینکه بچه اش دختره کتک میزنه !خواهرم 5 ساله ازدواج کرده شوهرشو خودش انتخاب کرد قبلا با هم دوست بودن . الان این اقای میگه چرا بچه دختر بارداره!؟ بچه اولشون دختره این دومی هم سونو گرافی گفته دختره .

    از وقتی که سونو گرافی گفته دختره نمیدونید چه کارایی که با خواهر نمیکنه . تو دوران جاهلیت داره زندگی میکنه میگه جنسیت بچه با زنه! زنا با احساس تصمیم میگیرن و ژنتیک تاثیر داره شماها هم دخترا زایید . ما برادر نداریم  3 تا خواهریم . از این حرفای دوران جاهلیت .

    البته کتک زدنش طوری نیست که سیاه و کبود بشه یه سیلی ابداره که جدیدا صورتش کمی کبود شده!
    ما هم اجازه دخالت تو زندگیش نداریم یه بار پدرم رفت صحبت کنه ولی فایده ای نداشت پدرم به خواهرم میگه بیا شکایت کن . ولی خواهرم میگه نه شوهرمه پدر دخترمه .... دیگه نمیدونیم چیکار کنیم ؟

    تو خونه خودمون ارامش نداریم همش تو فکر خواهرم هستیم نکنه شوهرش دوباره بزنتش .... تو این چند ماهه ارامش از خونمون رفته نمیدونیم ...

    راهنماییم کنید "ممنون"

     "نیلوفر"


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل متفرقه (۷۳۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۵)
    • ۲۵۳۵ بازدید توسط ۱۸۷۴ نفر
    • سه شنبه ۳۱ فروردين ۹۵ - ۲۰:۵۷

    چطور دخترم رو راضی کنم از پریود نترسه

    سلام

    دختری 13 ساله دارم 4 ماه پیش برای اولین بار پریود شد. از وقتی که پریود شده دیگه حمام نمیره . از خودش بدش میاد از دختر بودنش بدش میاد . همش میگه چرا باید من دختر بشم هر ماه پریود شم . چیه که یه خونی ازم خارج شه که تو این ایام این همه  افسرده شم از این حرفا.

    بهش گفتم دخترم بیا با هم بریم پیش یه مشاور خوب باهات حرف بزنه ببینی دخترا چقدر گلن این خونی هم که ازت خارج میشه برات خوبه . ولی نیومد.

    خودم رفتم همه ماجرا رو برای مشاور تعریف کردم راهکار هایی بهم داد اومدم اجرا کردم ولی جواب نداد ( مشاور گفت باید خوشم بیاری ) الان 4 ماهه که حمام نرفته به قدری هم بوی بد میده که هر روز باید چند بار به خودش عطر بزنه . تا بو نده.

    دیگه نمیدونم چیکار کنم . چطور باهاش حرف بزنم و متقاعدش کنم خانم ها هر ماه این جوری میشن .این براشون خوبه . نشانه سلامتیشه . نمیدونم .

    خدا رو شکر تو این 4 باری که پریود شده ،پریودش منظمه . اینم بگم 2جلسه به مدت یک هفته در میون رفتم پیش مشاور و راهکار بهم داد بعد از اون گفت باید دخترت هم بیاد ولی ...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تربیت جنسی دختران (۵۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۵)
    • ۶۱۰۰ بازدید توسط ۴۴۴۰ نفر
    • سه شنبه ۳۱ فروردين ۹۵ - ۲۰:۵۳

    می خوام در آینده دقیقا نقش خانوم خونه رو داشته باشم

    سلام به همگی...

    دختر، مجرد، زیر 30 سال هستم ... در هر مقطعی از زندگی بسیار موفق بودم ، لیسانس و ارشد هر دو در بهترین دانشگاههای دولتی تهران بودم... ، فنی مهندسی خوندم در یک رشته کاملا مردونه ...

    در آزمون کشوری استخدام شرکت کردم و بدون بند پ ( پارتی ) یک کار دولتی دارم... در حالی که تنها 1 نفر خانم میخواستند در کل استان !؟

    پایان نامه رو با بهترین استاد ایران ( در رشته ام ) برداشتم که در یک موضوع خاص در دنیا نفر اول هستند... حتی ایشان هم اذعان به پرتلاش بودن و پیگیر بودن من داشتند...

    یک دختر بسیار کوشا و سمج در رسیدن به هر چیزی ... برای من نشد وجود ندارد و تا آخرین نفس دنبال خواسته ام میروم ... چند مقاله علمی در سطح بین المللی دارم ...نقاش حرفه ای هستم ... اهل کتاب و شعر... بیرون زیاد معلوم نیست:))) ولی از درون بشدت مذهبی هستم...

    اطلاعات عمومی بسیار بالا در هر زمینه ای ( اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، مذهبی و...) دارم... با اولین صحبتهام مخاطبانم جذب میشوند و از برخوردها کاملا حس میکنم که مجذوب سطح دانش و طرز بیانم شدند...

    بارها بهم گفتن با ذهنم هر نوع مسئله و تفکری رو حلاجی میکنم... ظاهر جذاب و بی نقصی دارم (خدا رو شکر البته) ... و کسانی که پیش قدم میشوند از همه نوعند مذهبی، لاییک، فیلسوف، ورزشکار... هر یک از ظن خود یار میشوند به نوعی ...کلا آهنربام .

    بلطف خداوند قبل از حتی هر حرفی محبت و مهربانی دیگران، حتی آنها که بار اول مرا میبینند را جذب میکنم تا آنجا که بدترین افراد در حقم بهترینها را میکنند ... حتی دشمنانم... از این بابت ممنون خدای قشنگمم...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۵۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۷)
    • ۲۸۶۹ بازدید توسط ۲۱۴۴ نفر
    • سه شنبه ۳۱ فروردين ۹۵ - ۲۰:۵۱

    احساس میکنم احساساتم داره از بین میره

    سلام

    من 17 سالمه ، مشکل من اینه که نمیدونم در مقابل دیگران باید چه رفتاری باید داشته باشم؟ اخلاق من یه جوریه که در مقابل کادوی دیگرانم بلد نیستم ذوق کنم و انقدر مصنوعی تشکر میکنم که طرف پشیمون میشه:|

    یا اینکه اصلا برای تولد دیگران (دوستام .خانواده...) ذوق نمیکنم:| که اخ جون تولده و برامم مهم نیس !! یا اینکه دوستم وقتی یه چی تعریف میکنه من نمیدونم چی بگم لبخند فوق العاده مصنوعی میزنم . احساس میکنم احساساتم داره از بین میره ، ایا بخاطر کمبوده محبته؟؟؟

    اصلا علاقمو به دیگران از دست دادم امروز تشیع جنازه زندایم بود اشکم در نمیومد فقط دو قطره اصلا امروز حالم از خودمو رفتارام بهم خورد قبلنا زیاد گریه میکردم ولی الان یه هفتس خیلی کم گریم میگیره ، در زندگیمم هیچ پسری نبوده!!

    کسی میدونه چرا رفتارام انقدر خشکه رفتارام یه جوریه که بعضی ها فکر میکنن من جنس پسر متنفرم ولی واقععا اینجور نیس ... دختر مذهبی هم نیستم فقط نمیدونم چرا انقدر بی محبت شدم؟؟؟؟

    حتی با چند تا از دوستام قطع ارتباط کردم ...دوس ندارم اینجوری باشم چجوری دوباره به دیگران علاقه مند شم همراه با نیش و کنایشون ( شاید بعضی ها بگن به حرفاشون توجه  نکن ولی شاید همین حرفا و نگاها منو اینجوری کرده) . اینم بگم اهل ازار و اذیتم هم نیستم خیلی ارومم... لطفا هر کی این پستو میخونه نظرشو بگه من فقط اینجا میتونم درد و دلامو بگم:(

    با تشکر


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۲)
    • ۱۵۶۱ بازدید توسط ۱۱۲۰ نفر
    • سه شنبه ۳۱ فروردين ۹۵ - ۲۰:۳۴

    خواهرم اومده قهر و خانواده شوهرش اقدامی نکردن

    سلام

    مشکل من خواهرم هستش که الان دو هفته اس اومده قهر و خانواده شوهرش اقدامی نکردن. از طرفی پدرو مادرم هر دو بیمار قلبی هستن هرچند به روی خودشون نمیارن اما غصه میخورند.

    چطوری خواهرم رو راضی کنم برگرده سر زندگیش؟ چون خیلی عصبی و حساس شده وقتی برادرم گفت برگرد،میگفت میرم تو کوچه میخوابم! بچه اش هم دست اوناست این مدت که ندیده عصبی شده.

    ما هم از اینکه خودمون رو درگیر مشکلاتش کنیم خسته ایم و اندر خم گرفتاریای خودمون هستیم. چطور قانعش کنم که بره؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در زن داری (۳۱۵ مطلب مشابه) مشورت در شوهرداری (۷۷۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۸)
    • ۲۰۱۸ بازدید توسط ۱۵۲۱ نفر
    • سه شنبه ۳۱ فروردين ۹۵ - ۲۰:۳۱

    خاطر ، شعر ، درد و دل و ... به مناسبت روز پدر

    سلام به دوستان خوبم

    در آستانه میلاد با سعادت حضرت امیر المؤمنین (ع) و روز پدر هستیم. فکر کردم خالی از لطف نباشه اگر پستی به این مناسبت گذاشته بشه و حال و هوای وبلاگ هم کمی تغییر کنه  امیدوارم همه دوستان مشارکت کنند ولو در حد نگاشتن یک جمله کوتاه هم که باشه.

    پذیرای هر نوع کامنتی هستیم در قالب خاطره ( تلخ و شیرین )، شعر، درد و دل و... منتهی مرتبط با پدران عزیز و بزرگوارتون.

    خب رسم بر اینه که صاحبخونه طوری رفتار کنه که مهمونا معذب نباشن حالا منم به عنوان صاحب پست خودم شروع میکنم:

    پدر بنده معلم هستن منتهی الان بازنشسته شدن یادمه از همون روز اول مدرسه سایه خودکار و خط کش ایشون بالای سر من بود در واقع من فوبیای خودکار و خط کش دارم خخخ هر زمانی که میخواستن به من چیزی یاد بدن از ترس اینکه خودکار لای انگشتام قرار بگیره یا با خط کش کف دستم سرخ بشه همیشه درسامو میخوندم حتی پیشخوانی هم داشتم و اصلا خبری از شیطنت و بازیگوشی نبود... پدر من تو شغلش بسیارررررر جدی بود حتی همین الانم دانش آموزاش که بزرگ شدن و صاحب زندگی اذعان دارن هر وقت ایشونو میدیدن از جدیت و ابهت ایشون ترس وجودشونو میگرفت و منم باهاشون موافقم و اعتراف میکنم اگه الان به موفقیتی رسیدم و در نگاه دیگران جایگاه اجتماعی خوبی دارم مدیون سختگیریهای پدرم هستم که از همون کلاس اول تا الان پا به پای من جلو اومدن و همیشه حامی من بودن و تنهام نذاشتن.

    و حالا خاطره در مورد دستکاری کردن برگه های امتحانی دانش آموزای بابام

    راستش من خیلی دل رحمم خخخ این دل رحمی تا جایی بود که مثلا از 30 نفر دانش آموزای بابام 25 نفر 20 میشدن بقیه هم بالای 19 تصور کنید دانش آموزی که برگه اش تقریبا سفید بود و تک میگرفت رو من با جواب دادن به سوالات و پر کردن برگه ش تا 19 میرسوندم و اینا همه ش دور از چشم بابام بود و خیلی هم اینکارو کردم تا جایی که دیگه یبار مچمو گرفت و تنبیهی شدم بس به یاد ماندنی...

    میدونستم کارم درست نیست ولی توجیهم این بود که اگه نمرشون بد بشه بابام تنبیهشون میکنه و دلم میسوخت ( ببینید من برا شما پسرا چه جانفشانیها که نکردم خخخخ ) وقتی بابام فهمید بعدش دیگه برگه های امتحانی رو میذاشت تو کمد درشم قفل میکرد کلیدشم میبرد با خودش تا سر موعد بیاد تصحیح کنه ومن هم حرص میخوردمو برا دانش آموزاش غصه میخوردم خخخخ (حالا فکر کنید اون دانش آموزی که تک میگرفته وقتی میفهمیده 19 شده و از تنبیه خبری نیست چقدر ذوق میکرده:)))

    خاطره خیلی هست بقیه شو کامنت میذارم.

    پیشاپیش از دوستانی که با این پست به هر دلیلی خاطرشون مکدر شده عذر خواهی میکنم.

    " دختر ایرونی "


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل متفرقه (۷۳۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱۱)
    • ۳۵۷۷ بازدید توسط ۲۴۱۷ نفر
    • دوشنبه ۳۰ فروردين ۹۵ - ۲۲:۵۳

    تو خرج خورد و خوراک و مدرسه بچه هام موندم

     سلام
    مردی هستم 40 ساله
    رشته ام مهندسی عمران هست. دو تا بچه و یک همسر مهربان دارم. در کار خودم اگر تعریفی نباشد توانایی زیادی دارم . هم کارهای محاسباتی می توانم بکنم، هم برنامه نویسی و تدریس، هم نظارت و نقشه کشی و ...

    دو سال هم هست که با توجه به علاقه ام در رشته دکتری زلزله ازدانشگاه سراسری با رتبه 10 قبول شدم و هم اکنون در حال گذراندن آن می باشم.

    متاسفانه یا خوشبختانه به خاطر دقت زیاد در کارم حدود 6 ماه هست که کار ثابت ام را از دست داده ام. از طرفی درست 6 ماهه که یارانه ام هم قطع شده، هیچ کار محاسباتی و نقشه کشی هم نتوانسته ام پیدا کنم. به دانشجویان دکتری این ترم ، اجازه تدریس ندادند. خلاصه همه جوره مثل اینکه خدا منو فراموش کرده.

    تو این شش ماه از شدت استرس و فشار عصبی به مشکل قلبی نیز گرفتار شدم و ادامه تحصیل هم برایم مشکل شده.

    خواهش میکنم منو راهنمایی کنید. شهر ما شهر کوچکی هست که توش همه همدیگر را میشناسند. تو خرج خورد و خوراک و مدرسه بچه هام موندم .
    یا حق


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    اقتصاد خانواده (۱۰۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۵)
    • ۲۳۲۷ بازدید توسط ۱۷۵۳ نفر
    • دوشنبه ۳۰ فروردين ۹۵ - ۲۲:۴۸

    از همرنگ شدن فرزندم با جامعه میترسم

    سلام به همه ی دوستان

    من دختری 18 ساله هستم که حدود دو سال چادر سر میکنم . اما در همین دو سال با وجود علاقه ی قلبیم در بسیاری از جاها چادر سرم نمیکنم .
    چون من تنها دختر فامیل هستم که چادری هستم و بخاطر همین بسیاری از آشنایان هنوز این موضوع و نمیدونن و روم نمیشه که اینگونه ظاهر شوم ولی بالاخره جرات کردم و در فضای مجازی عکس با چادر گذاشتم و اولین واکنش احساس انزجار یکی از دوستان به چادر و چادریان بود .
    حالا من علاوه بر نگرانی برای شیوه ی زندگی ام در حال حاضر نگران آینده نیز هستم که به مراتب این مهجور ماندن چادر در جامعه بیشتر می شود . من از این میترسم که حتی اگر خودمم به یک باور اصیل و پایدار رسیده باشم ، اما نتونم این باورو به فرزندم انتقال بدهم و فرزندم از چادری بودن من ناراضی باشد .
    میترسم از اینکه به جای ایجاد علاقه ی او به اسلام باعث ناخوششایندی او نسبت به دینمون بشم . من خیلی وقت است که از الان نگران تربیت فرزندم هستم چون در چند سال اینده اگر با همین روند پیش برود بیشتر مردم اطرافمان به مردمانی غرب زده تبدیل شده که پایبندی به عقاید را امل بودن می انگارند و زندگی کردن در میانشان یا همرنگ شدن با آن ها را می طلبد یا محکم ایستادن بر سر عقاید را ، من از همرنگ شدن فرزندم یا اصلا خودم میترسم
    لطفا مرا کمک کنید تا شاید کمی از این نگرانی هایم کم شود



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل اعتقادی (۱۱۷۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۲)
    • ۱۳۹۸ بازدید توسط ۱۰۵۷ نفر
    • دوشنبه ۳۰ فروردين ۹۵ - ۲۲:۴۰

    شغل آزاد یا دولتی ؟!

    سلام
    راستش چند وقتی هست که در خانواده ما مطرح شده که دیگر وقتش شده که زندگی مستقل تشکیل بدهم البته من هم بدم نمی اید منتها مشکلی دارم اونم اینکه من کار ازاد دارم . و البته درآمدم هم خوب است کارم مطابق با رشته تحصیلی ام هست و شغل خوبی است .

    اصلا برایتان میگویم که واضح تر باشد من در کار سیستم های امنیتی حفاظتی هستم ولی میشنوم همه جا میگویند باید شغل دولتی داشته باشی و خلاصه شغل ازاد را شغل نمیدانند.

    حالا من با این موضوع مانده ام اگر بروم خواستگاری بگویم شغلم آزاد هست نکند قبول نکنن یا بهم حرف بزنن و خلاصه هر چیزی بگن که اعصاب ادم بهم بریزد بدتر از اینکه فرد خاصی نه مد نظر من هست نه خانواده ام و اینکه خب هیچ نمیدانم خانواده کسی که به خواستگاری میرویم چطور هستند و چه طرز فکر دارند!!!!!

    جای گفتن ندارد ولی خدا رو شکر از همه نظر ایده آل هستم و فکر نمیکنم هیچ ایرادی بتوانند بگیرند .  ولی فقط همین یک مورد هست .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    کسب و کار (۵۴۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۶)
    • ۴۰۴۶ بازدید توسط ۲۷۵۸ نفر
    • دوشنبه ۳۰ فروردين ۹۵ - ۲۲:۳۶

    نمیتونم به شوهرم حس اقتدار بدم چون تکیه گاه خوبی نیست

    سلام دوستان

    من و همسرم نزدیک به یک ساله که ازدواج کردیم. اما راستش زندگیمون به سختی میچرخه. درآمدی که داره فقط خرج خورد خوراک و بنزین و اجاره و ... این چیزا میشه... و کمتر پیش میاد بتونم مثل همه چیزی که دلم میخواد مثل یه مانتو ... روسری و چیزای ساده ای  این مدلی بخرم...

    هیچوقت انتظار اینو نداشتم، همیشه باید حسرت بخورم. فامیلهاشم زیاد دور هم بیرون میرن... اونم انتظار داره ما همیشه بریم باهاشون... همشونم پر از ادا ..اطفار و اهل تنوع و ... .در کنار اونا حس خیلی بدی دارم.... حتی مجرداشون همیشه شیک و مرتب اما من همیشه ساده و تکراری... هر وقت خواستم یه کلاس برم گفت نه... . خسته شدم.

    راستش علاقه م بهش کم شده... حس میکنم باید یه کاری کنه ،اما حال منو نمیدونه... نمیتونم بهش حس اقتدار بدم چون حس میکنم تکیه گاه خوبی نیست .خودشم چند بار گفته چون پول ندارم احترام ندارم... .
    من عاشقش بودم اما الان نمیتونم کناربیام ،چه کنم؟؟؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۷۳ مطلب مشابه) مسائل زناشویی خانم ها (۵۴۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۲)
    • ۳۵۳۸ بازدید توسط ۲۶۰۰ نفر
    • دوشنبه ۳۰ فروردين ۹۵ - ۲۲:۳۱

    واقعا لازمه که بنده دوست صمیمی بگیرم

    سلام

    بنده دختری هستم که به دلایلی که دیدم خیلی اهل معاشرت با افراد مختلف و دوست شدن با دیگران نیستم خودم البته اخیرا احساس کردم که داشتن یه دوست صمیمی میتونه برام خوب باشه هر چند کسی که همه جوره خوب باشه را سراغ ندارم و الان واقعا هم نمیشه به کسی اعتماد کرد خب دوستی بنده دیگه در سطح مدرسه و دانشگاه که نیست چون این دوران رو گذروندم و باید در حد رفت و اومد به منزل باشه .
    راستش میخواستم از شما هم راهنمایی و کمک بگیرم که تا چه حد از رفت و آمد با دوستان خودتون راضی هستین و یا اینکه تا چه حد و حدودی رابطه دارین اصلا واقعا لازمه که بنده دوست صمیمی بگیرم این به زندگیم چه کمکی میکند چرا یه عده اینقدر دوست دارن با همه رفیق بشن
    به نظر خودم واقعا الان دوستی ها فایده ای نداره حتی واقعا مواقعی هم خیلی خوشحال میشم که اهل دوست صمیمی نیستم دلایل هم خیلی زیاد است الان آدم ها خیلی حسود شدن و حسادت هم واقعا عواقب خودشو داره الان دیگه درد دل کردن و تکیه کردن به کسی حتی نزدیکترین فرد هم معنایی نداره تا برسه به یه غریبه که مثلا دوست صمیمیه متاسفانه بی ریایی و حسن نیت دوستی هم دیگه نیست همش مردم چابلوس و ریاکار شدن و فقط ظاهریه به هر حال الان رابطه با مردم لذتی نداره آدم تو لاک خوش باشه بهتره ولی خب خلاء تنهایی به وجود میاد و این مشکل منه.
    نمیدونم که عقیده من درباره دوست صمیمی درسته یا نه اگر لطف کنید بگید که من اشتباه برداشت میکنم یا واقعا درست میگم البته دیدم افرادی هم هستن که خیلی از این رفقات ها لذت هم می برن واقعا باید چه جوری حداقل الان با این همه مسایل بشه با یکی محترمانه و آبرومندانه دوست بود که خدا نکرده ندامت و ناراحتی در میان نباشه.
    ممنونم

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۵)
    • ۱۳۶۹ بازدید توسط ۱۰۲۵ نفر
    • دوشنبه ۳۰ فروردين ۹۵ - ۲۲:۲۴

    آرایش عروس نمازش رو باطل میکنه ؟

    سلام
    من یکی از کاربران تقریبا فعال وبلاگ هستم که سوال بسیار جالبی برایم پیش آمده که امیدوارم جوابم رو توسط دوستان و خانم های مذهبی تره وبلاگ بگیرم.
    البته سوالیه که به نظر خیلی از افراد مذهبی هم حتی بهش فکر و دقت نکردن. چند ماه دیگه عروسی یکی از اقوام هست و اخیرا بحثی در مورد آرایش و نماز در روز و شب عروسی بین شون مطرح شد. حدود دو هفته پیش در خانواده برتر، سوالی تحت عنوان "عروس خانم ها در شب عروسی چطوری برای نماز وضو میگیرن؟" پرسیده شد و بحث ها و جواب های متنوعی هم پیرامونش صورت گرفت.

    حالا من یک مرحله سوال رو ساده تر مطرح می کنم و جواب می دم. چرا نمی شود با آرایشی در حد شب عروسی وضو گرفت؟ جواب : چون این نوع آرایش معمولا جرم محسوب شده و مانع از رسیدن آب به پوست می شود. بعد چه در همون پست و خیلی موارد دیگه که به عینه دیدم اون دختر خانم مذهبی با افتخار یاد می کنه که من وضوم رو نگه داشتم و نمازم رو مثلا با آقامون اینا خوندم (و گاها دیدم به رخ دیگران هم می کشونند که البته این فعلا جای سوال نیست!)   

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مراسم عقد و عروسی (۱۰۴ مطلب مشابه) نماز خواندن (۷۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۱۷۶۴ بازدید توسط ۱۴۶۲ نفر
    • دوشنبه ۳۰ فروردين ۹۵ - ۲۲:۰۴

    برو بالا