سلام
سوال من اینه که شما برای بهبود رفتار آدم های کینه ای چکار می کنید؟
اگه طرف غریبه باشه خب میشه فاصله گرفت امّا اگه این آدم کینه ای پدرتون یا یکی از اعضای مهم خانواده تون باشه باید چکار کرد؟
پدر من فوق العاده آدم کینه ای هستند درسته بدی هایی بهشون شده در عین حال که خیلی اوقات به خیلی ها کمک کردن امّا آدم به کینه را چند سال باید با خودش حمل کنه؟
پدر من کینه هایی نزدیک به 20 30 سال با خودش داره
باعث شده ما تقریبا با هیچ کس رفت و آمد نکنیم از همه بدشون میاد هر کس کوچکترین اشتباهی می کنه از چشم شون میافته و میشه کینه که یک جا جبرانش کنن گاهیم که مستقیم به روی طرف میارن و ما از خجالت اب میشیم
نمی دونم باید چکار کرد پدرم شده یک فرد منزوی تقریبا هر آدم درست و حسابی دورمون بوده دور شده و جای خودشا به آدم هایی داده که واقعاً نمی دونم چی باید بگم حس می کنم آدم های درستی نیستن
پدر من تحصیلات بالایی دارن خود ما همین طور امّا الآن دوست و رفقای پدرم شدن...
حالم خیلی بده.
حتی با عمه هام رابطه خوبی نداریم با عموهام با دایی هام که افتضاح بنده خدا مادرم از اول زندگی سر کینه ای بودن پدرم خیلی غصه خورده و تحمل کرده تمام فامیل های مادرم حتی مادر و برادراشون یه جورایی کنار گذاشته شدن.
من و خواهر برادرهام سعی کردیم این طور نباشیم فامیل رو می بینیم محترمانه رفتار می کنیم امّا همون جا بابام میادو یه چیزی به طرف میگن که ما باز نمی دونیم چطوری باید جمعش کنیم.
من نزدیک ازدواجمه نگرانم این خلقیات روی آینده منم تاثیر بگذاره البته فکر می کنم گذاشته چون سال به سال کسی زنگ خونه مون رو نمی زنه
کاش یه راهی بود یه تکنیکی یه راه حلی کاش می شد این رفتار رو درست کرد.
قبلا خیلی باهاشون حرف میزدیم حتی دعوا می کردیم که نکنید زشته و خودتون بیشتر زیر بار این کینه ها پیر میشید امّا فایده نداشت الآن دیگه برام مهم نیست حوصله جر و بحث ندارم هر حرفی بزنن دیگه به روی خودم نمیارم امّا ناراحتیم سر جاشه.
من پدرم رو با تموم وجود دوست دارم هیچ کس نمی تونه پدرش رو حتی با هزار جور عیب و ایراد دوست نداشته باشه وجودشون با تموم  ایرادا برام یک نعمته و نمی خوام خدای نکرده ناشکری کنم امّا خدا می دونه نگران خودشونم هستم دلم می خواد یه کم مهربون تر یه کم مردم دار تر و بی کینه تر بود.
این رفتارا این قدر باعث حرص و غصه و دعوا و اعصاب خوردی شد که روی قلبشونم اثر گذاشت و خیلی زود به بیماری قلب مبتلا شدن خودم به درک نمی خوام دوباره قلبشون مشکل پیدا کنه. یه بدن مگه چقدر می تونه فشار و استرس و ناراحتی را تحمل کنه.
فکر کنید پدرم با یکی از قدیمی ترین دوستاش که مربوط به دوران مجردیشون بودن وکلی خاطره خوب داشتن این اواخر سر یه مسئله فوق العاده پیش پا افتاده 6 سال قهر کرد!!! 
 شما راهی برای بهبود این اوضاع سراغ ندارید؟

پیشنهاد:

چطور با همسر، پدر و ... که خودرای هست برخورد کنیم؟

میزان روابط و ارتباطات شما با فامیل و اقوام چقدره؟

چطور محترمانه به مادرم بگم، در زندگیم دخالت نکنید

مادری داریم که نمی تونیم بر خلاف نظرش کاری بکنیم

چه کار کنیم با عروس مغرور بد اخلاق پرتوقع؟

با داماد بد دهن مون چکار کنیم ؟

چطوری جواب متلک های خاله ام رو بدم که بی احترامی نشه؟



لطفا این مطلب را با دوستان تان به اشتراک بگذارید ←
از کاربران محترم خانواده برتر در این پست ، (۱۰) نظر تائید شده است، برای مطالعه نظرات یا کمی پایین تر بروید یا اینجا (کلیک-لمس) کنید.
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مسائل دختران جوان (۲۳۱۵ مطلب مشابه) تعامل با خانواده (۴۶۸ مطلب مشابه)
↓ موضوعات پربیننده و منتخب ↓ :
ابراز علاقه دختر به پسر نیاز جنسی دختران نیاز عاطفی دختران دختران مجرد 30+ سال پسران مجرد 30+ سال آموزش های شوهرداری آموزش های زن داری دوستی به قصد ازدواج مشورت در ازدواج خانم ها ازدواج موفق دکتر فرهنگ دوران عقد مسائل زناشویی درد دل های پسران آموزش ترک خودارضایی آموزش کنترل فشار جنسی مسائل خانم های چادری فشار جنسی قبل از ازدواج