سلام یک سال به اصطلاح نشان کرده پسری بودم، قبل از آن با هم دوست بودیم، حدودا دو سال، عاشق هم بودیم ولی به دلیل دخالت های بیجای خانواده ها آن همه عشق و علاقه به بن بست رسید، تحت تاثیر جو ایجاد شده دعوای سختی بین ما اتفاق افتاد که در نهایت هر واقعیتی که تا آن روز چشم پوشی کرده بودیم چه نسبت به هم چه نسبت به خانواده ها به روی هم آوردیم و توهین و داد و دعوا و.... . 

همه چیز تمام شد... دو ماه و نیم میگذرد و توانایی کنار آمدن با نبودن را پیدا نکرده ام. نمیتوانم آینده خود را با شخص دیگری متصور شوم. چه کنم؟


مرتبط با شکست عشقی در دختران:

یعنی به همین راحتی ولم کرد؟

من تنها و اون با یارش، چیکار کنم آروم بشم؟

تصمیم دارم تا وقتی کسی ازم خاستگاری نکرده بهش حسی نداشته باشم

به پای عشقی که فکر میکردم درسته همه خواستگارهام رو رد کردم

چرا خدا منو به پسر مورد علاقم نرسوند ؟

عاشق پسر داییم شدم ولی اون بی توجهی می کنه

عشق یه طرفه سخته واسه دختر ...

پسر مورد علاقم منو خواهر خطاب کرد

انگاری فقط اومده بود تا دلِ منو ببره

شکست عشقی برای خانم ها سخت تره

چطور بعد از شکست عشقی و عاطفی خودم رو جمع و جور کنم؟

کمک به فراموشی شکست عشقی یه دختر


برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ دعوت از دوستان برای مشارکت در بحث ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
خواستگاری های بی سرانجام (۵۹ مطلب مشابه) مخالفت خانواده با ازدواج (۳۱ مطلب مشابه)