سلام دوستان خوبید؟ 

نمی دونم این متن اینجا درج می کنه یا نه. شاید به ظاهر تکراری باشه حرف هام ولی احتیاج به درد دل کردن دارم جز اینجا و شما کسی رو ندارم که بتونم راحت راجع به این موضوع باهاش صحبت کنم. 

می‌خواستم از متاهل های عزیز خواهش کنم یکم مراعات ما مجردها رو بکنن، این قدر جلو چشم ماها خیلی غلیظ لاو نترکونن! 

آقای عزیز خانم عزیز به خدا من می دونم این حق شماست، به هم علاقه دارین، می دونم مقصر اصلی بعضی از این مسئولان هستند که باعث شدن وضع اقتصادی و شرایط ازدواج این‌طوری بشه، ولی تو رو خدا ما مجردها رو هم یه کم درک کنید.

یه مثال بزنم شما دل تون میاد جلوی یه آدم گرسنه ی فقیر کباب و غذای آن‌چنانی بخورین؟. من نمی گم به همسرتون بی احترامی کنین یا بدرفتاری کنین ولی یه کم این لاو ترکوندن ها رو بذارین برای خلوت. 

الآن با این اوضاع ناجور کشور و گرونی خیلی‌ها توان ازدواج ندارن چه دختر چه پسر، زیر فشار جنسی و عاطفی هستن. به خدا من آدم حسودی نیستم همیشه دوست دارم همه خوشبخت باشن، ولی وقتی لاو ترکوندن و عشق بازی خواهر و دامادم رو می بینم جدای از اینکه دچار خجالت و شرم میشم ته دلم خیلی حسرت می خورم هی سرم رو می‌کنم تو گوشی و خودم رو با کار سرگرم می‌کنم.

همه ش می خوام این موضوع در نظرم عادی باشه ولی نمی تونم یه حس حسرت عجیبی بهم دست میده، انگار از نظر عاطفی تحریک میشم حتی بعضی اوقات جنسی (البته اون ها حرکت جنسی نمی کنن ولی خب دیگه خیلی غلیظ ابراز علاقه می کنن) و منم بیشتر تحریک عاطفی میشم.

بازم میگم به خدا به همون کربلایی که رفتم حسود نیستم ولی دست خودم نیست. وقتی این حرکات شون رو می بینم از شدت فشار عاطفی دیوونه میشم، به خدا الآن دارم گریه می‌کنم نمی دونم چرا مراعات منو نمی کنن با اینکه می دونن من شرایط ازدواج ندارم، مخصوصاً به خاطر یه سری دلایل شاید هیچ وقت نتونم ازدواج کنم. 

چه کار کنم وقتی خواستگار نیست، اهل دوست پسر و این چیزها هم نیستم چون هم با اعتقادات خودم این کارها هم خوانی نداره هم خانوادم حساسن و مخالف این مسائل. تا الآن که ۲۳ سالمه با پسری نبودم، البته متاسفانه بارها به سرم زده منم با یکی دوست بشم مخصوصاً وقتی ابراز علاقه‌ی اون ها رو می بینم بیشتر وسوسه میشم اما باز پشیمون میشم می‌ترسم از چاله بیفتم تو چاه. 

شاید پیش خودتون فکر کنین حتماً آدم بدی ام یا در حق شون بدی کردم و اون ها می خوان با این کار اذیتم کنن ولی به خدا من آزارم به مورچه هم نمی رسه نه اهل دل شکستنم نه عوضی بازی، نمیخوام از خودم تعریف کنم ولی همه منو آدم بی آزار و خوبی می دونن اما نمی دونم چرا این‌جوری می کنن.

خواهرم با من خوبه به خانواده ش علاقه داره. باور کنین منم خیلی دوست شون دارم بعضی اوقات می‌ترسم این آه حسرتم دامن گیرشون بشه یا ناخواسته چشم شون بزنم. ولی دست خودم نیست نمی تونم هم بهشون بگم آخه با چه رویی چه جوری بگم که بابا فشار عاطفی داره منو میکشه جلوی من این جوری نکنین. 

به خدا ماها گناه داریم.


انتقاد از متاهلین:

متاهل ها، توی جمع رعایت مجردها رو بکنید!

متاسفم واسه همه متاهلان و واسه خودم که مجردم

گرفتن دست همسر در خیابان، خوب یا بد ؟

گرفتن دست همسر در خیابان اشکال داره؟

انتقاد از رفتار زن و شوهرها در اماکن عمومی

عروس و داماد رفتاری داشتند که من همه ش سرم پائین بود

پرهیز از شوخی های زناشویی جلوی خواهر و برادر مجرد

چرا بعضی ها پز همسرشون رو به دیگران میدن؟

عشقولانه بازی های خواهرم و شوهرش منو هوایی می کنه


برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ دعوت از دوستان برای مشارکت در بحث ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مشورت در زن داری (۳۱۳ مطلب مشابه) مشورت در شوهرداری (۷۷۱ مطلب مشابه) درد دل های دختران و پسران (۲۰۴ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۹۶ مطلب مشابه) درد دل های پسران (۸۴ مطلب مشابه)