با عرض سلام خدمت همه خانواده برتری ها

چند وقتیه به یه مشکل برخوردم، میخوام بدونم کسانی که شرایط منو دارن چیکار کردن با این موضوع و کمکم کنن.

بحث سر نبود وضع مالی خیلی خوب و به تبع اون از دست دادن اعتماد به نفسه. قبلا این موضوع خیلی درگیرم نمیکرد ولی الان خیلی داره اذیت میکنه و به نظرم به خاطر بالا رفتن سن باشه. واقعیتش وقتی به اوج خودش میرسه که با دوستانم هستم. به خدا آدم حسودی نیستم ولی خب آدم خواسته یا ناخواسته خودش رو مقایسه میکنه. همون کاری که اطرافیان آدم درباره ما میکنن.

وقتی میبینم دغدغه هایی که من دارم (یا شاید آرزوها) برای دوستانم یه چیز خیلی معمولی و پیش پا افتاده هستند از خودم خجالت میکشم. برای مثال داشتن ماشین (که فکر کنم برای خیلی هاتون خنده دار باشه)، برای من مخصوصا تو این گرونی ها مثه یه رویاست، ولی دوستام از همون دوره دانشگاه ماشین داشتن یا اگرم نداشتن تو این دو سه سال براشون خریدن.

این موضوع خیلی اذیتم میکنه و یه جوری خونه نشینم کرده. دیگه حتی با دوستام هم حوصله ندارم بیرون برم. دفعه آخری که رفتیم بیرون همه با ماشین هاشون اومده بودن و نگاه شون به من یه جوری بود. 

میدونین کسی که پول نداشته باشه خیلی جدی گرفته نمیشه و اصلا حرفی برای گفتن نداره. واقیعتش اون روز حس اضافه بودن بهم دست داد. ی دفعه با خودم فکر کردم من میون این ها چیکار میکنم؟ از اون به بعد هر وقت بهم زنگ میزنن با یه بهانه ای نمیرم. کار دیگه ای از دستم برنمیاد.

این پست بیشتر حالت درد دل داشت تا سوال و شاید به نظر عده ای بچگونه به نظر بیاد ولی اون هایی که این شرایط رو درک کردن میدونن من چی میگم.

الان هم بشدت حس دلم ردگی دارم. هیچی خوشحالم نمیکنه. حس میکنم سال های عمرم رو تلف کردم و هیچ لذتی نتونستم از زندگیم ببرم. آخه امکاناتش رو نداشتم. حتی سر همین موضوع دختری رو که دوست داشتم حتی جرات نکردم بهش ابراز علاقه کنم و خبر دارم اونم بعد از ایام صفر قراره با کسی که وضعش خوبه ازدواج کنه.

با خودم که فکر میکنم میگم خوب شد بهش نگفتم لااقل دختر مردم رو بدبخت نکردم، هر چند اصلا بعید میدونم که قبول میکرد ... بگذریم!


مرتبط با مشکلات روحی و اقتصادی پسران:

یه حسی بهم میگه امسال سال آخر زندگیمه

تا کی باید دست مون در جیب پدر و مادر باشه؟!

برای اینکه روحم آروم باشه میرم کارگری، تا به خودم بگم رفتم سر کار

برادرم به خاطر بی توجهی های گذشته، عقده ای شده

پسری 26 ساله ام، برام سخته که از خانواده پول بگیرم

بیکاری یا مشکل مالی مرد رو عصبی می کنه ؟

بیایید علل بیکاری رو به چالش بکشیم

در مورد حل مشکل بیکاری چه کارهایی میشه کرد ؟

یه پسر وقتی ناراحته، چطور باید آرومش کرد ؟

شما چه می کنید با این وضع بی پولی ؟

درد شرمندگی مردان در این اوضاع اقتصادی

اشکالی داره پسر و دختر ازدواج کنن ولی هر کدوم سر سفره پدرشون باشن؟


برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ دعوت از دوستان برای مشارکت در بحث ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
درد دل های پسران (۸۷ مطلب مشابه)