یکی از دوستام با من تو بچگی یه کار می کرد که کم کم به اون ها عادت کردم  ولی هیچ چیزی داخل  نمی کرد. اصلا من هیچ چی نمی دونستم. هر کاری اون می گفت می کردم.

بعد مدتی ...
بارها شاهد رفتارهای زناشویی پدر و مادرم بودم. اون اواخر یازده سالگیم بود. گفت دیگه نمی خوام اون کارها رو باهات بکنم . هر چی التماس می کردم. فایده نداشت. به جاش باهام یه حرف هایی می زد که بعدا فهمیدم به اون حرف ها میگن حرف ... . من می دونستم با هم کار بدی می کنیم.
تو یازده سالگیم که البته اون دوازده سالش بود. بهم گفت کاری که ما با هم می کنیم کار خیلی بدیه. نباید دیگه اون کارها رو بکنیم. هر چی التماس کردم فایده نداشت. ما تو دو تا شهر زندگی می کردیم .
همه چیز فراموش شد تا تو پانزده سالگیم، دوباره متوجه رفتار زناشویی پدر و مادرم شدم.تا اون ها رو می دیدم. با اینکه بدم میومد ولی خودم رو از حرص و عصبانیت ... !
بعد مدتی همون آدم اومد و به خاطر کاری که تو کودکی با من می کرد ازم عذر خواست. تقریبا بیست سالم بود. و خواست که حلالش کنم. من ازش خجالت می کشیدم ، تمام این سال ها از هم فرار کردیم. اونم مذهبی شده.
حالا من موندم و یه عالمه عقده ی جنسی . اصلا عقلم کار نمی کنه. از وقتی سر کوب شدم دیگه قادر به کنترل خودارضایی نیستم.
چند وقت وقت پیش دوستم به شوهرش که دکتر مشاوره بود شماره منو داد که سر یه موضوعی باهاش حرف بزنم اون انقدر وارد بود که بالاخره از من اعتراف گرفت و فهمید من خودارضایی می کنم. منم فقط گفتم یه بار خود ارضایی کردم. بعد پا به پام اشک ریخت، بعد هی قربون صدقم رفت بعد التماس کرد که برم خونه ش و صیغم کنه. 
حالا دیگه به هیچ مشاور و دکتری اعتماد ندارم ... 
اگه الان برای ترک خودارضایی اقدام کنم نهایتا یه ماه دیگه جوری تحریک میشم که با گریه باید ... ، شاید حالم بهتر شه . من چکار کنم؟ حتی یه بار دو هفته غذا نخوردم که این لعنتی کم شه ، بدتر شد. هر چی منع می کنم بدتره. من نمی تونم بیخیال نیاز جنسیم بشم . نمی تونم. هر بار توبه شکستم. من تشنه ام.
صیغه هم که نمیشه بکنم. تازه تحمل ندارم با یکی یه روز باشم دیگه نباشم. ازدواج که برای من فعلا مقدور نشده معلومم نیست کی بشه. چه کار کنم ؟ من بازم سعی می کنم. این راه حل های شما رو از برم ولی نمیشه.
شما که خودتون متاهلین دم به دقیقه انواع و اقسام لذت ها رو میبرین می تونین این درد و تحمل کنین؟
من که زنا نمی کنم. با پسری دوستی ندارم. هیچ کس و هیچ چیز ندارم. فیلم و عکس بد نمبینم. اما در بچگی مورد تجاوز قرار می گرفتم و انقدر تجربه های موفق جنسی دارم که الان از بی همسری دادم به آسمون بلنده. 
من پر از عقده ی جنسیم. خیال می کنم خدا منو نمی بخشه. خیال می کنم اگرم خدا بهم شوهر بده یه یه آدم کثیف میده. من از بچگیم قربانی جنسی بودم. حالا تو بیست و سه سالگیم هم قربانی جنسی هستم. قربانی!
نمی خوام خود ارضایی کنم. چون ارضا نمیشم. حالم بدتر میشه. گناهش ... هم ... که دیگه نمی دونم. آخه خدا چی منو ببخشه. اصلا چند سال توبه کنم که خدا نزدیک بیست سال گناه رو ببخشه.
کمر درد دارم، ضعف بینایی، رعشه ی دست، حالت تهوع، بی اشتهایی عصبی، غسل های مکرر، از زندگی بیزارم. از ازدواج می ترسم چون خیال می کنم  منو عقوبت می کنه. درسته که واقعا تا شانزده سالگیم از گناهام بی اطلاع بودم ولی چیو عوض می کنه؟ یه راهی پیش پام بذارید . چه جوری پاک بشم ... این همه عقده رو مگه به راحتی میشه مهار کرد ؟
تو رو خدا جواب منو بدین.
تاریخ انتشار: جمعه, ۹ آبان ۱۳۹۳

کاربران خانواده برتر در مورد پست (حالم بده، من پر از عقده ی جنسیم) ، (۸۵) نظر داده اند، برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا (کلیک-اشاره) کنید.
↓ به اطلاعات بیشتری نیاز دارید؟ پس روی عبارت یا عبارات زیر کلیک-اشاره کنید ↓ :
مسائل دختران جوان (دارای ۲۲۸۰ مطلب مرتبط)
درد دل های دختران و پسران (دارای ۱۹۶ مطلب مرتبط)
خودسازی در دختران (دارای ۳۷۵ مطلب مرتبط)
جهت اطلاع پدران و مادران (دارای ۱۳۳ مطلب مرتبط)
قربانیان تجاوز در کودکی و نوجوانی (دارای ۱۰ مطلب مرتبط)