سلام طاعات همگی قبول

این چند وقته داشتم پست ها رو میخوندم، و آخرین کامنت هایی که توی پست های سال های قبل گذاشته میشه نشون از نحوه مراجعه داره، غالب پست های ریپلای شده، یه سرشون به ازدواج میرسه !

اتفاقا اخیرا یه پست در همین موضوع از یکی از خانوم ها هم بود! به حد کافی جوون تر ها دارن نیازشون به آشنایی درست و اصولی رو داد میزنن ولی بزرگتری نیست که بخواد بشنوه و دست بشه برای کمک ، خواستم منم بگم شاید چند تا دست با هم صداشون به جایی رسید و کسی همتی خرج کرد.

توی یکی از پست های ریپلای شده برای سال ۹۴، یه آقایی گفتن شاید فرد ایده آلم توی فاصله نزدیک من باشه، اما چون معرفی نیست من نمیتونم بشناسمش و کماکان تنهام ...، حقیقتا خیلی جمله قابل تاملی بود!!!

همه ما دنبال ایده آل هامون می گردیم ولی چند نفر کمک مون میکنن که پیداشون کنیم؟ باز آقایون حق انتخاب دارن، منه دختر اول باید جزو ایده آل های شخصی باشم، بعد در قدم دوم فکر کنم آیا اون هم جزو ایده آل های من هست؟! و حقیقتا گاهی این دیدار ها عذاب آوره.

مثال ساده میزنم و خودم رو میگم تا جسارتی به کسی نشه، شما خودتون بسطش بدید! من هم مثل همه ی دختر های دیگه همیشه خونه مون خواستگار در حال رفت و آمد بوده، اما هیچ کس توی این ۲ سالی که خواستگار ها رو دیدم اونی که باید، نبود!

خواستگارهام تو رنج متمولی از لحاظ مالی بودن، اما یا فقر مذهب داشتن یا فقر اخلاق! خیلی ها نقدم کردن که چرا ردشدن کردی ولی معتقدم خدا رزاقه و مال رو به مرور میده، اما اخلاق ثابته و محوریت زندگی!

حالا مثلا، من ایمانم رو ذره ذره بدست آوردم و چیزی که الان دارم بشدت برام ارزشمنده، اگه آقای خامنه ای واسه یه عده رهبرن، برای من حضرت آقان، خواستگاری که بهم میگه فقط در حد رهبر بودن قبولش دارم نه بیشتر، تو اصل ولایت با من مشکل داره!

من معتقدم تا وقتی که جوونم و انرژی دارم، باید بهره ببرم ! فعال باشم، مفید باشم، درست گام بردارم ،نقش مذهبی و اجتماعی و فرهنگی و علمیم رو ایفا کنم، خودم رو رشد بدم، یاد بگیرم و یاد بگیرم و یاد بگیرم و بعد که سنم بالا رفت، وقتی که دیگه توان و انرژی کافی نداشتم، آروم تر بشم و از یافته ها و دستاورد های جوونیم استفاده کنم! 

و مردی که به من میگه زندگی رو ساده بگیر، فقط میخوام یه زندگی ساکت و آروم داشته باشیم، ابدا با روحیات من یکی نیست من دنبال کمالم اون دنبال؟! (البته واقف بر نقش اصلی زن، در خونه هستم و دلمم ۴ تا دسته گل میخواد که فدایی آقا صاحب الزمان بشن، ولی میگم هم میشه مادر و همسر خوبی بود هم نقش فردی رو درست ایفا کرد) .

یا تعداد زیادی شون رک به من راجع به ظواهرم گفتن ، هیچ ادعایی ندارم در این مورد، لطف خداست اگر به چشم شون خوب میام، ولی کسی که اصلش بر ظواهره، چقدر قابل اتکاست؟! این آدم اعتماد به نفس من رو پایین میاره، و در یک کالبد محدودم میکنه! و هزار مثال از این دست که باعث بهم‌ خوردن آشنایی ها میشه!

من یک  دخترم؛ پس انتخابم فقط به این خواستگارهام محدود میشه، چاره م چیه؟ میتونم خودم روی مردی دست بذارم؟ میتونم به سایت های همسریابی مراجعه کنم؟ نه! چون هنوز این وجهه برای خانم جا نیفتاده

گیرم هم انجام بدم، باید به خانواده‌ها گفت چطور آشنا شدیم؟! اون آقا چی فکر میکنه؟!، اصلا همه این ها به کنار، برم چی بگم؟

کسی هست بگه ماست من ترشه؟! الان من دلم میخواد همسری داشته باشم که نشونش بدم بگم میبینیدش؟ هر چی دارم از ایشون دارم، اگه منش و رفتارم، اگه دین و اعتقادم، اگه وجهه و شخصیتم رشد کرده، بخاطر این مردیه که مردیت خرجم کرده! فردای قیامت تو صحرای محشر دستم رو ببرم بالا بگم خدا تو شاهدی که این بنده ت بود، من رو به جلو هل داد، من رو با تو آشناتر کرد، عزیزم کرد، عزیزش کن، با کرم خودت سمت بهشتت هلش بده ...

و در مقابل، خودم هم از خودم تا جون دارم بگذرم تا همسرم رشد کنه، در اصل طالب زندگی ای ام که مبناش رشد دادن طرف مقابل باشه! این جوری همسرت هم دینته هم دنیات ...

من چنین مردی رو با چه مشخصاتی خطاب کنم و دنبالش بگردم؟ کجا دنبالش بگردم؟ گیرم پیداش کردم، پسندیدست بگم شما ایده آل من هستید؟!

توسل کنم؟! نذر کنم؟! چقدر دیگه؟ مگه نمیگن از تو حرکت از خدا برکت؟!

منم یه جوونم مثل بقیه، هر چقدرم ادعا کنم قوی ام، گاهی دلم‌ می لرزه برای یه آغوش که سر روی سینش بذارم و بعدِ خدا پناهم باشه که دیدنش هم دلم رو آروم کنه، که هر روز سر از سجده بردارم شکر بگم بابت بودنش، بابت داشتنش ...

زیاده گویی کردم ولی هدف این بود مشکلات خودم و خواهری هام که باهاشون مواجهیم رو بگم ...، نه فقط من مطمئنم خیلی هامون این شرایط رو داریم، گفتم که بزرگ تری، اعلم تری، خیرخواه تری پیدا بشه و شاید راهی داشته باشه ...

میگن بچه تا گرسنه ش نباشه گریه نمیکنه، خیلی هامون داریم از گرسنگی روح مون زار میزنیم، اگر دستی هست که غذایی داشته باشه، بسم الله ...

و من؛ 

فقط یک دختر ۲۰ ساله ام که خلا وجود یک مرد با رنگ پناه، احساست امروزم رو به چالش کشیده، ما ۲۰ ساله ها، زیادیم!


مرتبط :

چطوری دختر مناسب خودتون رو پیدا می کنید و به خواستگاری اون میرید؟

از کجا همسر آینده ام را پیدا کنم؟

من از کجا باید دختر هم سن و مناسب شرایط خودم رو بیدا کنم ؟

از کجا دختر مناسب برای ازدواج پیدا کنم ؟

چه جور میشه دختر خوب پیدا کرد؟

چکار کنم که خودم یه دختر خوب پیدا کنم ؟

کجا دنبال دختر خوب گشتی که میگی نیست ؟

خواسته من یه دختر خوبه که مثل خودم خودش رو حفظ کرده

نحوه پیدا کردن یک دختر خوب برای ازدواج

از کجا دختر مناسب برای ازدواج پیدا کنم ؟

می خوام با یه دختر مذهبی و ساده ازدواج کنم

دختر مذهبی کجایی ، دقیقا کجایی ؟!

میخوام با یه دختر پاک و دست نخورده ازدواج 

چرا دختر پاک، سالم ، چادری مقید و بدون آرایش کمتر انتخاب میشن ؟

آقایون خوبی که دنبال دختر پاک میگردن کجان اگه راست میگن ؟


کاربران محترم خانواده برتر در مورد پست (چرا جامعه حق انتخاب رو از من میگیره؟) ، (۴۹) نظر داده اند، برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا (کلیک-لمس) کنید.
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
نداشتن خواستگار مناسب (۶۶ مطلب مشابه) جذب خواستگار دلخواه (۹۹ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۵۶ مطلب مشابه)
↓ موضوعات پربیننده و منتخب ↓ :
ابراز علاقه دختر به پسر نیاز جنسی دختران نیاز عاطفی دختران دختران مجرد 30+ سال پسران مجرد 30+ سال آموزش های شوهرداری آموزش های زن داری دوستی به قصد ازدواج مشورت در ازدواج خانم ها ازدواج موفق دکتر فرهنگ دوران عقد مسائل زناشویی پرده بکارت درد دل های پسران تناسب اندام آموزش ترک خودارضایی آموزش کنترل فشار جنسی مسائل خانم های چادری فشار جنسی قبل از ازدواج عشق