خانواده برتر

مشورت در قالب پرسش و پاسخ در مورد ازدواج و مدیریت خانواده

جستجو در بین بیش ا ز 17 هزار "پست" و بیش از 600 هزار "نظر" کاربران

جدیدترین ها
مطالب کاربران
صفحات خاص
صفحات کاربران
به روز شده ها
جدیدترین نظرات خبرنامه ایمیلی دنبال کنید
چطور می شود از این روزگار رونده فرصت دوباره گرفت؟ (۴۲۸۷ بازدید توسط ۲۱۶۴ نفر) - (۱۸ نظر)
جلوگیری از سوژه شدن خانم ها موقع بیان بعضی از افعال (۶۴۱۲ بازدید توسط ۴۸۱۱ نفر) - (۹۶ نظر)
چطور شوهرمون رو وابسته و عاشق خودمون کنیم (۱۸۳۸۲ بازدید توسط ۱۴۴۵۵ نفر) - (۳۵ نظر)
دختران هتیرایی، تناقض یا تکامل (۹۳۵۹ بازدید توسط ۶۲۲۴ نفر) - (۴۱ نظر)
دلایل تنفر بین جنس مؤنث و مذکر (1) (۱۱۷۳ بازدید توسط ۹۶۸ نفر) - (۱۹ نظر)
خانم‌ها سعی کنید تفاوت خواستگار رسمی با آدم‌های توی کوچه و بازار را درک کنید! (۶۹۱ بازدید توسط ۵۷۲ نفر) - (۲۴ نظر)
تصورات عجیب و غریب در مورد عشق رو دور بریزید (۳۵۱ بازدید توسط ۳۱۳ نفر) - (۵ نظر)
عشقی که زندگیم رو به بهشت تبدیل کرد (۶۱۳ بازدید توسط ۵۵۲ نفر) - (۵ نظر)
فایده داشتن صداقت در بیان خواسته ها قبل از ازدواج (۹۳۹ بازدید توسط ۷۰۸ نفر) - (۴۰ نظر)
تا با گذشته ت تسویه حساب نکردی سراغ من نیا (۱۱۷۷ بازدید توسط ۸۸۵ نفر) - (۳۲ نظر)
نامه ای از طرف کودکی ام به همه انسان ها (۵۳۴ بازدید توسط ۳۹۳ نفر) - (۶ نظر)
چطور زندگیم متحول شد (۱۲۶۱ بازدید توسط ۹۸۶ نفر) - (۱۱ نظر)
روزه ی روز غدیر خم، روزه ای معادل تمام عمر (۱۶۳۴ بازدید توسط ۱۲۵۹ نفر) - (۶ نظر)
سیاره درون تون چه شکلیه؟ (۴۰۱۱ بازدید توسط ۳۰۶۹ نفر) - (۲۳ نظر)
خوشبختی مثل تلفن می مونه (۴۸۴۱ بازدید توسط ۳۹۳۸ نفر) - (۷ نظر)
توبه کردن ،به آسانی حذف اینستاگرام (۵۵۳۲ بازدید توسط ۴۵۸۶ نفر) - (۳۱ نظر)
توهم پزشکی (۱۰۱۹۵ بازدید توسط ۸۳۸۸ نفر) - (۴۸ نظر)
نیازهای احساسی در ازدواج، حس حمایت شدن (۱۶۸۳۷ بازدید توسط ۱۳۱۹۲ نفر) - (۲۱ نظر)
نیازهایی که تنها در ازدواج ممکن است برآورده شود را نام ببرید! (۶۳۶۹ بازدید توسط ۵۱۴۱ نفر) - (۴۴ نظر)
یک لحظه آرامش، یک لحظه عشق (۳۲۲۱ بازدید توسط ۲۴۰۵ نفر) - (۲۹ نظر)
ایران در چه جایگاهی از برابری جنسیتی ایستاده است؟ (۴۴۰۱ بازدید توسط ۳۱۷۰ نفر) - (۹۲ نظر)
چرا بعضی از پسرها بعد از جواب رد شنیدن، کینه به دل می گیرند؟ (۳۱۷۳ بازدید توسط ۲۳۹۱ نفر) - (۱۹ نظر)
چرا زنان و دختران ایرانی این قدر از رنگ می ترسند؟ (۶۶۱۴ بازدید توسط ۴۶۱۵ نفر) - (۰ نظر)
با حجاب بودن سخته، با حجاب بودن غلطه! (۳۲۳۹ بازدید توسط ۲۵۱۰ نفر) - (۱۵ نظر)
اون، یکی از دلایل حال خوب منه (۲۷۵۱ بازدید توسط ۲۲۰۹ نفر) - (۱۳ نظر)
مرد که گریه نمی کنه! (۳۲۰۷ بازدید توسط ۲۲۳۶ نفر) - (۲۶ نظر)
کل زندگیم عادت کردم به تمام بدبختی هام بخندم 3! (۳۰۲۰ بازدید توسط ۲۳۴۶ نفر) - (۱۲ نظر)
از هر موضوعی دنبال جنجال درست کردن نباشید! (۲۶۳۵ بازدید توسط ۲۱۸۹ نفر) - (۰ نظر)
آیا می توانیم اخلاقی زندگی کنیم؟ (۲۹۸۸ بازدید توسط ۲۳۳۳ نفر) - (۲۹ نظر)
آیا شوهر واقعا کم است؟ (۶۹۰۹ بازدید توسط ۵۳۴۷ نفر) - (۲۷ نظر)
چرا بعضی از ایرانی ها این همه از سیر متنفرن؟! (۱۹۵۷ بازدید توسط ۱۵۹۰ نفر) - (۹ نظر)
کل زندگیم عادت کردم به بدبختی هام هم بخندم 2! (۳۷۳۷ بازدید توسط ۲۹۶۷ نفر) - (۲۶ نظر)
چند توصیه در مورد ازدواج با توجه به سریال از سرنوشت (۳۲۴۱ بازدید توسط ۲۵۳۶ نفر) - (۲۳ نظر)
چند پیشنهاد برای کمی تغییر و تحول در افزایش ازدواج (۲۲۹۵ بازدید توسط ۱۷۷۰ نفر) - (۵ نظر)
آیا واقعا کار نیست یا جوانان ما حال کار ندارن؟ (۴۴۳۷ بازدید توسط ۳۲۴۸ نفر) - (۳۸ نظر)
از رفتارهای دوست، فامیل و خانواده خسته شدید (۱۳۴۲ بازدید توسط ۱۰۵۴ نفر) - (۲ نظر)
کل زندگیم عادت کردم به تمام بدبختی هام هم بخندم 1 (۲۶۸۲ بازدید توسط ۲۱۱۰ نفر) - (۱۹ نظر)
کسری خدمت سربازی با شرکت در طرح علم الهدی (۴۴۹۳ بازدید توسط ۳۶۰۸ نفر) - (۷ نظر)
در مورد ریورس موزیک (۱۳۱۰ بازدید توسط ۹۳۹ نفر) - (۶ نظر)
چطوری هزینه های زندگی مون رو کمتر کنیم؟ (۴۴۵۳ بازدید توسط ۳۳۴۳ نفر) - (۳۱ نظر)
مروری بر اندیشه های زیگموند فروید (۱۳۲۵ بازدید توسط ۱۰۱۷ نفر) - (۱۱ نظر)
اخلاق یعنی چی و یا انسان خوش اخلاق به کی میگن؟ (۱۲۳۹ بازدید توسط ۹۱۸ نفر) - (۸ نظر)
معرفی کتاب بردگی خود خواسته (۱۰۷۶ بازدید توسط ۸۶۰ نفر) - (۶ نظر)
نیاز نیست به مردم با هر روشی ثابت کنید که انسان خوبی هستید (۱۷۸۱ بازدید توسط ۱۳۷۸ نفر) - (۲۰ نظر)
برخی خانم ها میگن پسر 10 ساله چیزی نمی فهمه! (۱۸۴۳۱ بازدید توسط ۱۵۰۹۶ نفر) - (۳۱ نظر)
بدون هدف و بدون امید حتی یک ثانیه زندگی کردن هم سخته (۲۶۱۰ بازدید توسط ۱۹۸۷ نفر) - (۱۳ نظر)
معرفی کتاب از اسطوره تا تاریخ، نوشته دکتر مهرداد بهار (۸۴۷ بازدید توسط ۵۸۸ نفر) - (۷ نظر)
برنامه نویسی، راهی برای کسب درآمد (۲۰۹۶ بازدید توسط ۱۵۴۳ نفر) - (۲۱ نظر)
فلانی خیلی گناهکاره ولی دست به هر چی میزنه طلا میشه (۷۳۶۱ بازدید توسط ۵۳۹۷ نفر) - (۸۳ نظر)
چرا سن دختران بالا می رود و ازدواج نمی کنند؟ (۴۲۵۵ بازدید توسط ۳۲۳۴ نفر) - (۲۵ نظر)
گفتگوی آزاد (28 شهریور 1400) (۵۰۴۷ بازدید توسط ۳۶۳۶ نفر)
صفحه شخصی غضنفر (4) (۳۴۰۷ بازدید توسط ۱۷۹۸ نفر)
قانون درخواست حذف نظر از خانواده برتر (۲۰۲۴ بازدید توسط ۱۳۵۵ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۱۹۱۸ بازدید توسط ۱۲۵۷ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۳۱۴۲ بازدید توسط ۲۰۳۴ نفر)
التماس دعا (۱۱۱۱۶ بازدید توسط ۸۵۰۹ نفر)
بیشتر شدن پست های سرگرمی (۷۹۸ بازدید توسط ۵۵۳ نفر)
صفحه درد دل های دخترونه (۷۹۴۸ بازدید توسط ۵۹۴۳ نفر)
پاتوق شادی خانواده برتر (۳۸۱۵ بازدید توسط ۲۷۵۱ نفر)
تبادل نظر در مورد تست های شخصیت شناسی (۷۲۶۴ بازدید توسط ۵۵۰۴ نفر)
همفکری و درد و دل های افراد درگیر با افسردگی (۴۰۸۹ بازدید توسط ۳۱۸۸ نفر)
صفحه گفتگوی کاربران (1) (۱۱۸۴۹ بازدید توسط ۷۳۰۱ نفر)
صفحه ی مشاوره ی حقوقی خانواده برتر (۳۵۴۰ بازدید توسط ۲۸۴۶ نفر)
معرفی مجموعه وساطت ازدواج آدم و حوا (۷۶۴۶ بازدید توسط ۵۵۹۹ نفر)
دختر مذهبی کجایی ، دقیقا کجایی ؟! (۱۵۶۰۷ بازدید توسط ۱۱۱۸۵ نفر)
ارسال مطلب به خانواده برتر (۵۷۳۹ بازدید توسط ۴۰۵۸ نفر)
صفحه ارسال سوال و مطلب به خانواده برتر (5) (۳۷۳۴۸ بازدید توسط ۲۳۲۹۱ نفر)
صفحه گفتگوی پسران درک نشده (۱۰۶۷۷ بازدید توسط ۸۰۷۲ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۴۰۴۲ بازدید توسط ۳۲۹۷ نفر)
تا اول ماه بهمن سوالات جدید ارسال نمیشن (۲۶۰۹ بازدید توسط ۲۱۶۷ نفر)
صفحه شخصی غضنفر (4) (۳۴۰۷ نمایش) - (۴۳۲ نظر)
صفحه شخصی خانم M&M (۵۰۴۷ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی زندگی به شرط زندگی سید (2) (۱۰۳۹ نمایش) - (۴۶ نظر)
صفحه شخصی ماه تی تی (۷۲۲۴ نمایش) - (۵۹۸ نظر)
صفحه شخصی رضا alone پُست دوم (۷۸۸۲ نمایش) - (۲۲۳ نظر)
صفحه شخصی شب ماه (۱۴۰۴۱ نمایش) - (۷۰۴ نظر)
صفحه شخص گلی خانم (۱۴۷۰۳ نمایش) - (۶۳۲ نظر)
صفحه ی احادیث گیاهی و درمانی🌾 (۳۶۰۱ نمایش) - (۶۱ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۵۳۲۶ نمایش) - (۸۵ نظر)
صفحه شخصی رهام روشن ضمیر (۴۸۶۸ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۱۵۰۵۰ نمایش) - (۱۰۶۸ نظر)
صفحه شخصی Ata MST (۷۸۷۱ نمایش) - (۳۲۹ نظر)
رضا alone """جانم فدای ساقی کوثر""" (۱۵۵۱۵ نمایش) - (۸۸۳ نظر)
صفحه شخصی پسر آریایی (۶۱۴۸ نمایش) - (۲۴۹ نظر)
صفحه برنامه ‌نویسان خانواده‌ برتر (۱۲۷۸ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی دختر قمی (۲۰۰۷ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی .•.•.•امیرخان•.•.•. (۱۱۸۸ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی golbaran nazanin (۶۴۳۷ نمایش) - (۳۳۴ نظر)
صفحه شخصی مشکات (۳۶۹۶ نمایش) - (۱۸۸ نظر)
صفحه شخصی سکوت شلوغ (۲۴۵۴ نمایش) - (۴۲ نظر)
صفحه شخصی مروان الشقب (۳۸۸۶ نمایش) - (۱۵۴ نظر)
صفحه مرد شب ویژه پرسش و پاسخ خصوصی (۱۹۳۹ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه شخصی آیدا 👑👩‍⚕️💐 (۵۳۸۴ نمایش) - (۱۲۷ نظر)
صفحه شخصی Ali Piroozi (۳۳۱۲ نمایش) - (۱۶۰ نظر)
صفحه شخصی 12 12 (۱۲۰۱ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه گزارش دهی روزانه به کاربران خانواده برتر (۴۳۸۱ نمایش) - (۱۹۵ نظر)
صفحه شخصی ماری (۱۲۶۴ نمایش) - (۱۵ نظر)
صفحه شخصی مهدی من (۲۷۲۶ نمایش) - (۷۸ نظر)
صفحه شخصی پارادوکس (۲۴۰۰ نمایش) - (۶۴ نظر)
صفحه شخصی Mard shab - پست دوم (۱۲۸۳۵ نمایش) - (۲۷۲ نظر)
صفحه شخصی پونه (۱۶۲۲ نمایش) - (۲۹ نظر)
صفحه شخصی شاهزاده شهر غریب (۲۰۷۶ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۳۴۲۳۸ نمایش) - (۹۵۳ نظر)
صفحه شخصی معصومه .. (۲۰۷۷ نمایش) - (۸۱ نظر)
صفحه شخصی luminous pearl (۱۸۴۷ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی فرزانه (۲۳۳۳ نمایش) - (۳۷ نظر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۲۰۰۳۶ نمایش) - (۶۱۳ نظر)
صفحه شخصی آبی (۶۶۳۸ نمایش) - (۲۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهشید" (۳۹۷۱ نمایش) - (۱۹۳ نظر)
صفحه شخصی berelian (۴۱۲۴ نمایش) - (۱۶۹ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۷۰۴۶ نمایش) - (۳۹۸ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۱۵۷۴ نمایش) - (۲۱ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۱۳۱۳ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه ی شخصی دختر باران (۱۷۰۰ نمایش) - (۲۰ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۹۱۸۸ نمایش) - (۵۵۸ نظر)
صفحه شخصی ♡🌺ملکه👑Zahra👑حجاب 🌺♡ (۱۲۸۰ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۴۵۸۳۱ نمایش) - (۲۶۳ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۳۱۴۲ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۵۳۶۴ نمایش) - (۱۰۸۷ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۱۰۰۹۱ نمایش) - (۴۰۳ نظر)
چه جوری میشه شادی و لبخند و شوخ بودن رو یاد گرفت؟ (۴۰۷۹ بازدید توسط ۳۱۴۰ نفر) - (۲۹ نظر)
چطور نسبت به رفتار بد دیگران بی خیال باشم؟ (۴۰۵۵ بازدید توسط ۳۱۱۷ نفر) - (۱۶ نظر)
چطور می شود از این روزگار رونده فرصت دوباره گرفت؟ (۴۲۸۷ بازدید توسط ۲۱۶۴ نفر) - (۱۸ نظر)
چرا بعضی از دختران به جای کار رو شخصیت، ظاهرشون رو قشنگ می کنن؟ (۳۱۲۶ بازدید توسط ۲۴۶۰ نفر) - (۵۱ نظر)
گفتگوی آزاد (28 شهریور 1400) (۵۰۴۷ بازدید توسط ۳۶۳۶ نفر) - (۲۴۹ نظر)
آیا نوشتن اهداف، تاثیری در رسیدن به اون ها داره ؟ (۳۳۹۹ بازدید توسط ۲۶۴۷ نفر) - (۵۰ نظر)
جلوی خواستگار سرخ و سبز و بنفش میشم و صدام میره رو ویبره (۳۳۲۲ بازدید توسط ۲۶۹۸ نفر) - (۱۵ نظر)
معرفی مطالب مربوط به دوران مجردی در خانواده برتر (۲۲۳۰۷ بازدید توسط ۱۵۷۸۱ نفر) - (۱۵ نظر)
پرهیز از شوخی های زناشویی جلوی خواهر و برادر مجرد (۹۱۳۰ بازدید توسط ۷۰۳۱ نفر) - (۵۵ نظر)
چطوری از دوست پسرم جدا شم که دلش نشکنه؟ (۴۸۶۵۸ بازدید توسط ۳۷۴۳۹ نفر) - (۱۴۲ نظر)
آقایون چقدر به زیبایی و خوش تیپی خودشون اهمیت میدن؟ (۵۵۳۰ بازدید توسط ۴۱۵۸ نفر) - (۵۹ نظر)
هرگزهایی که باید به آن ها توجه داشته باشیم - دکتر انوشه (۳۹۷۷ بازدید توسط ۲۸۶۹ نفر) - (۱۰ نظر)
دخترا تو رو خدا ساپورت نپوشید (۱۵۵۹۴۷ بازدید توسط ۱۱۲۴۴۷ نفر) - (۶۸۱ نظر)
نه بهشت را میخواهم و نه ترس از دوزخ دارم (۴۸۰۷ بازدید توسط ۳۲۳۷ نفر) - (۶۳ نظر)
عشق واقعی چیست ؟ (۶۴۷۶ بازدید توسط ۴۲۸۶ نفر) - (۵۱ نظر)
در کل نباید تو چشم مردم بود ، موافقید یا مخالف ؟ (۳۳۳۷ بازدید توسط ۲۳۶۴ نفر) - (۳۴ نظر)
الگوی خودمون رو درست انتخاب کنیم (۱۷۸۸ بازدید توسط ۱۴۰۲ نفر) - (۲۸ نظر)
خواستگارم نظامیه و خانوادم مخالف هستند (۵۴۳۹ بازدید توسط ۴۳۹۳ نفر) - (۵۲ نظر)
جلوگیری از سوژه شدن خانم ها موقع بیان بعضی از افعال (۶۴۱۲ بازدید توسط ۴۸۱۱ نفر) - (۹۶ نظر)
راه هایی برای تقویت اعتماد به نفس (۲۵۴۸ بازدید توسط ۲۰۱۶ نفر) - (۱۰ نظر)
چند نکته ی ساده برای موفقیت در زندگی (۳۰۰۰ بازدید توسط ۲۳۵۷ نفر) - (۱۵ نظر)
چطور میشه تشخیص داد یه مرد چشم چرونه یا کنجکاو؟ (۱۸۶۹۰ بازدید توسط ۱۴۰۸۰ نفر) - (۴۵ نظر)
چطور شوهرمون رو وابسته و عاشق خودمون کنیم (۱۸۳۸۲ بازدید توسط ۱۴۴۵۵ نفر) - (۳۵ نظر)
وقتی می بینم یه پسری داره بهم نگاه می کنه فکر می کنم دوستم داره (۲۳۱۰۶ بازدید توسط ۱۷۵۷۱ نفر) - (۶۸ نظر)
علت نگاه های پسران به خودم رو نمی فهمم (۱۸۳۸۶ بازدید توسط ۱۴۵۳۷ نفر) - (۹۰ نظر)
موقع تخفیف گرفتن از چه جملاتی استفاده می کنید؟ (۱۱۰۴۹ بازدید توسط ۷۳۳۵ نفر) - (۸۸ نظر)
همیشه ترس از دست دادن عزیزانم رو دارم (۱۱۲۶۶ بازدید توسط ۸۴۷۰ نفر) - (۲۴ نظر)
احساس می کنم نسبت به این زمونه بیشتر از حد مهربون هستم (۲۰۹۱ بازدید توسط ۱۵۵۸ نفر) - (۱۷ نظر)
ارباب من خوبه (۳۲۸۴ بازدید توسط ۲۵۶۱ نفر) - (۸۸ نظر)
برگزاری جلسه اول خواستگاری در بیرون از خونه دختر (۹۸۵۰ بازدید توسط ۷۴۷۵ نفر) - (۴۷ نظر)

۳۱ مطلب با موضوع «تجربیات زوج های موفق» ثبت شده است

از تجربه های مزدوج شدن تون بگید

سلام
تو این چند مدت اخیر مدام پستای ناراحت کننده و نا امید کننده منتشر میشد که حتی من خودم به شخصه با ترس و لرز این سایتو باز میکردم! نه میتونستم بگذرم از این سایت، نه میشد که راحت و بی دغدغه بخونم پستها رو ، چون فوق العاده احساساتی هستم متأسفانه .
حالا دلم میخواد واسه جبران اون همه حس منفی هم که شده، از کسانی که در حال حاضر متأهل هستن بخوام که از تجربه های مزدوج شدنشون بگن .
اونایی که واسه ازدواجشون مدام به مشکل میخوردن و هر راهی براشون بن بست بود و فکر میکردن خدا رهاشون کرده؛ولی بالاخره بعد از اون همه کش و قوس به خواستشون رسیدندوست دارم با جزییات بگید و از حس اون لحظه تون که به آرزوتون رسیده بودید بگین.
یه مورد دیگه هم اینکه خیلی ها به قسمت توی ازدواج ایمان دارن . دوست دارم در این مورد هم از تجربیات و خاطره هایی که حالا یا واسه خودتون یا اطرافیان و آشناهاتون بوده بگین یذره ما هم امیدوار بشیم

↓ موضوعات مرتبط ↓ :
تجربیات زوج های موفق (۳۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۸)
    • ۵۲۶۴ بازدید توسط ۳۹۷۹ نفر
    • شنبه ۱۴ اسفند ۹۵ - ۲۱:۰۰

    میخوام که تجربیات زندگی متاهلی ام رو براتون بگم

    سلام

    میخوام که تجربیات زندگی متاهلی ام رو براتون بگم شاید که به دردتون خورد.

    من یه مرد ۲۸ ساله هستم وقتی میخواستم همسرم رو انتخاب کنم کلا در دل و احساس و عاطفه رو بستم تا یه ازدواج کاملا منطقی و عاقلانه داشته باشم ( البته اینم بگم که یه آدم به شدت عاطفی هستم و فکر نکنید که از عشق و احساس به همسر به دور هستم ) به خودم گفتم اول عاقلانه انتخاب کن بعد یه عمر عاشقانه زندگی کن.

    نشستم با خودم بدون تعارف ویژگی های مثبت و منفی ام رو لیست کردم و همچنین ویژگی ها و خصوصیاتی که همسرم باید داشته باشه رو تعیین کردم. یه جمع بندی کردم و به مادرم گفتم همچین همسری میخوام.

    خب رفتیم چند جا خواستگاری که نشد ( یا اونا نمیخواستن یا ما ) تا اینکه رفتم خواستگاری دختری که الان همسرم هستن.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تجربیات زوج های موفق (۳۱ مطلب مشابه)

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۸)
    • ۶۷۹۰ بازدید توسط ۵۰۵۰ نفر
    • چهارشنبه ۲۰ بهمن ۹۵ - ۲۲:۱۰

    تجربیاتی در خصوص سبک زندگی و پس انداز یک زوج جوان

    سلام

    من یک زن متأهلم. فرزند نداریم فعلا . من و همسرم با درآمد ماهانه 1 میلیون و ششصد هزار تومان در یک شهر بزرگ و مهم و یک محله خوب و شیک، زندگی میکنیم.

    از این درآمد ماهانه 300 هزار تومان فیکس میره پای اجاره خونه. خونه قدیمیه اما مناسبه. متراژش هم 100 متره. ماهانه 50 هزار تومان پرداخت میکنیم به خیریه. در واقع همون پول یارانه ام رو میدیم خیریه.
    و مخارجمون شامل قبض گاز، آب، برق، تلفن، هزینه اینترنت پرسرعت، کتاب، مواد غذایی و خوراکی، مواد شوینده و بهداشتی، هزینه ورزش، بنزین و خرجهای متفرقه گه گاهی هست.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تجربیات زوج های موفق (۳۱ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰۶)
    • ۶۴۲۵ بازدید توسط ۴۹۲۸ نفر
    • يكشنبه ۵ دی ۹۵ - ۲۲:۱۰

    من واقعا به وعده های الهی در زمینه ازدواج ایمان آوردم

    سلام

    همیشه یادمه تو این چند سال چند وقت یک بار سر میزدم و اینجا نظر می ذاشتم اکثر نظراتم هم نا امیدانه بود و گله از دنیا و دولت و ...

    چند ماه پیش زدم تو بازار ، کارم گرفت . تصمیم گرفتم ازدواج کنم به مادرم سپردم و یه دختر خانوم محجبه برام پیدا کرد ، ساده و بی الایش .

    در همون نگاه اول به دلم نشست و شد زیباترین ملکه برای من ، فقط بخاطر ایمانش رفتم خواستگاری ، دختر خانومم با اینکه خواستگار زیاد داشت همه رو رد کرد و منو قبول کرد .

    حالا از این ماجراها بگذریم بعد یه مدت متوجه شدم که پدرشون تو بازاره و خیلی هم سرمایه داره و اصلا هم خسیس نیست .

    به قول خودمون ادم لارجیه چند تا ماشین داره . از قضا چون دامادش شدم یه ماشین پژو صفر بهم داد و پول برای رهن خونه ، اصلا باورم نمیشد و الانم که با خانوم هستم خیلی خوش اخلاق هستند و با ایمان .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل اعتقادی (۱۱۶۹ مطلب مشابه) تجربیات زوج های موفق (۳۱ مطلب مشابه)

  • ۸ موافق ۳ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۵)
    • ۵۴۱۲ بازدید توسط ۴۲۹۱ نفر
    • پنجشنبه ۱۳ خرداد ۹۵ - ۱۰:۱۸

    بیاییم از خوبی های همسرمون بگیم

    با سلام

    بیاییم از خوبی های همسرمون بگیم چون بیشتر این جا از عیب هاشون میگیم و از هم کمک میخواهیم .

    این موضوع همین الان با خوندن یک سوال به ذهنم رسید اما وجدانی اقراغ نکنیم و تعریف های غیر قابل باور نکنیم .

    خواهش میکنم اگه صلاح دونستید پست کنید چون خود بنده از خوندن بعضی از پستها به خوبی همسرم پی بردم ممنون.

    " باران "


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تجربیات زوج های موفق (۳۱ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۸)
    • ۴۴۸۵ بازدید توسط ۳۴۹۴ نفر
    • جمعه ۱۰ مهر ۹۴ - ۲۰:۰۵

    متاهل ها، لطفا از اولین هاتون برامون بگید

    سلام

    از متاهلان عزیز میخوام از اولین های زندگیتون بگید.
    مثل اولین دیدار, اولین جواب بله, اولین هدیه, اولین سالگرد, اولین سورپرایز و ... و حستون در اون زمان. جای چنین پستی واقعا اینجا خالیه.
    واقعا لحظات زیبایی هستن.
    بلکه جوونا هم بیشتر ترغیب بشن به ازدوج کردن.


    تجربیات زوج های موفق:

    تجربیات دوران متاهلی یکی از خانواده برتری های قدیمی

    نحوه ی بیدار کردن شوهر از خواب !

    مرا در خانه سروی هست


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تجربیات زوج های موفق (۳۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۷)
    • ۲۵۷۸۹ بازدید توسط ۲۰۶۶۷ نفر
    • جمعه ۶ شهریور ۹۴ - ۲۲:۲۰

    از لحظات خوب و ناب زندگی مون صحبت کنیم

    سلام به همه دوستان عزیز

    دوستان دلمون گرفت از بس از مشکلاتمون گفتیم و شنیدیم و نظر دادیم بیاید این بار از لحظات خوب و ناب زندگیمون صحبت کنیم تا با یاد آوری خاطرات شیرین خودمون و خواندن خاطرات و لحظات شیرین سایر دوستان زندگیمون شیرین تر و خستگی و روزمرگی از تنمون بیرون بره و روحمون شاد بشه.

    از اولین و زیباترین خاطره و صحنه های رمانتیک بعد از آشنایی با همسراتون و شب عقدتون کلأ هر خاطره شیرین و رمانتیکی که با همسرتون تو دوران نامزدی، عقد و عروسی داشتید رو بگید،

    از سوتی های جالبتونم بگید. ‏

    (با آرزوی دلی شاد برای همه عزیزان‏)


    مرتبط:

    بین شما کسی هست که واقعا خوب زندگی کرده باشه؟

    با توقع کم زندگی خوبی داشته باشیم

    در زندگیم همه چی خوبه، فقط این ازدواج برام شده یه معما

    تجربیات خوب تون رو از صبر کردن در برابر ناملایمات زندگی بگید



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تجربیات زوج های موفق (۳۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۴)
    • ۳۹۴۹ بازدید توسط ۳۳۲۷ نفر
    • چهارشنبه ۴ شهریور ۹۴ - ۲۲:۲۵

    قبل از سوار شدن به ماشین زندگی ، گواهینامت رو بگیر

    سلام 

     معمولا خیلی ها برای کارهایی غیر از ازدواج مثل دانشگاه و کار و خرید و ... آمادگی قبلی دارن و یه مقدار اطلاعات دارن . البته یه مقدار خیلی زیاد . اما برای ازدواج خودشون رو بی نیاز از کسب آگاهی و اطلاعات می بینن و تصور میکنن که وقتی متاهل شدن و رفتن توی دورانه متاهلی خودش خود به خود آموزش میده بهشون .

    یعنی مشکلات و مسایل روحی و روانی و جسمی و اقتصادی و عقیدتی وفرهنگی و ... رو نادیده میگیرن و تصور میکنن ازدواج و دورانه متاهلی خودش درمان کننده همه اون مسائله . اما هیچ موقع اینطور نیست و نبوده و باید قبل از ازدواج برای رفع اونها برنامه ریزی کرد و مشاوره رفت و کسب تجربه کرد .

    این مسایل وقتی بزرگتر میشه که طرف مقابلمون هم درست مثل ما فکر کنه و اون هم همین عقیده رو داشته باشه و تصور کنه طرف مقابلش وظیفش اینه که با ما کنار بیاد . نه ما با اون . من یکسری از اون مسایل رو اینجا مینویسم .

    هیچ وقت نباید فراموش کنیم که ما میخوایم با کسی ازدواج کنیم و اونو شریک زندگیمون بکنیم که از جنسه مخالفمونه و و عقاید متفاوتی با ما داره . در کنار ظاهر کاملا متفاوتش .

    یعنی ظاهر و باطنش با ما کاملا فرق میکنه و این ها وقتی بیشتر آزارمون میده که با غریبه بخواهیم ازدواج کنیم و هیچ شناختی از اون نداریم . باید خصوصیاتش رو شناخت و درباره اونها مثل دروس مدرسه و دانشگاه مطالعه و تحقیق کرد .

    حتی خیلی بیشتر از اونها . برای اینکه حساب یک عمر زندگی هست و اگر هم به طلاق و جدایی بکشه حساب یک عمر ناراحتی و عوارض بعد از طلاق که حتی ممکنه سالیانه سال و حتی تا آخر عمر شخص رو درگیره خودش بکنه و عذابش بده . پس تحقیق و مطالعه در مورد جنس مخالف کار مهمی نشون میده .

    فراموش نکنیم که هیچگاه صرفا بخاطر رفع غرایض جنسی ازدواج نکنیم . نیاز جنسی خیلی زود عادی میشه و تبدیل به روزمرگی میشه و تبدیل به رفع مسئولیت در مقابل همسر و نه اینکه لذت همچون مثل روزهای اول ازدواج .

    حوصلمون رو زیاد کنیم و قبل از ازدواج توی کارهایی که فکر میکنیم عجول هستیم و خونسردی خودمون رو از دست میدیم بیشتر کار کنیم و آستانه صبر و تحملمون رو بیشتر کنیم .

    برای اینکه شاید طرف مقابلمون توی همون کارها با ما کاملا متفاوت فکر میکنه و با صبوری و خونسردی اون کارها رو میخواد که انجام بده . مثل خرید کردن و تفریح و کارهای مثل اینها . 

    همسرمون رو از خانوادش جدا نکنیم و اون تنها نخوایم . همسر مثل غنچه یه درختی هست که اون درخت خانوادست . غنچه ای که هم غنچه به درخت احتیاج داره و هم درخت به غنچه خودش افتخار میکنه و این جدایی چیزی جز فنا شدن برای غنچه و لطمه به درخت چیزی دیگه ای به ارمغان نمیاره .

    فراموش نکنیم که وقتی با همسرمون ازدواج میکنیم خانوادش و اطرافیانش یه جزیی از اون هستند و ما باید قبلا خودمون رو برای پذیرش اونها هم آماده کنیم .

    اینو خیلی ها تا موقعی که خودشون عروس و داماد دار نشدند نمیتونن درک کنن . بدونیم زندگی پذیرش مسولیت سنگینیه و برای شب بیداری هاش برای پرستاری از همسر و بچه هامون و برای پذیرایی و مهمان نوازی های چند ساعته و گاهی چند روزه از خانواده و فامیل های همسرمون و برای خرج و مخارج اینها آمادگی کامل باید داشته باشیم .

    برای محک زدن خودمون برای آمادگی این موضوع میتونیم قبل از ازدواج مثلا حدود 1 یا 2 ماه تمام مسئولیتهای اقتصادی و مسایل جانبی خانواده خودمون رو بپذیریم و از پدر و مادرمون بخوایم که یه مدت جای اون ها رو بگیریم تا محکی بزنیم خودمون رو برای پذیرش مسئولیت های زندگی آینده خودمون . این یه امتحانه چند ماهه هست برای دورانه متاهلی خودمون . 

    نخوایم همسرمون همون چیزی بشه که دقیقا ما میخوایم . همسرمون رو همون جوری که هست بپذیریم . چون انسانها خیلی از چیزهاشون ممکنه در طول زمان عوض بشه . اما سرشت و عادتهای اونها یا عوض نمیشه و یا ممکنه سالیانه سال به طول بیانجامه .

    میشه 70 درصد طرف مقابلمون رو تغییر بدیم اما 30 درصدش تغییر پذیر نیست . پس بهتره به نیمه پر لیوان زندگیمون نگاه کنیم و عمر و لحظاتی که میتونیم در کنار همسرمون با لذت سپری کنیم رو برای اصلاح اون 30 درصد حرام نکنیم و به کام خودمون و همسرمون تلخ نکنیم .

    صرفا بخاطر ظاهر و موقعیت طرف مقابل اونو انتخاب نکنیم . برای اینکه روزگار بازی های خودش رو داره و ظاهر به تبی بنده و ثروت و موقعیت به شبی . پس بهتره روی چیزهایی حساب کنیم که به راحتی قابل تغییر نیست و یا اگر هم تغییر کنه خیلی زندگیه مارو متلاطم نمیکنه و از مسیر اصلیش دور نمیکنه .

    مثل ایمان و عقیده و اخلاق نیکو و وفاداری و محبت و ... . طرف مقابلمون رو توی دورانه نامزدی 3 بار به صورت مختلف و خیلی حرفه ای و طبیعی یه کاری کنیم که باعث عصبانیتش میشه . بعد از اون ببینید که واکنش اون چیه . آیا با صعه صدر و صبوری برخورد میکنه یا از کوره درمیره و خیلی عصبانی میشه . همسر واقعی و انتخاب درست صبورانه برخورد میکنه و می بخشه .

    خودمون رو برای روزمرگی و عادی شدن ظاهر طرف مقابلمون و اعمال زناشویی آماده کنیم و بهترین آمادگی اینه که دفعات انجام زناشویی رو متعادل کنیم و نه خیلی سرد مزاجی و بی احساس برخورکنیم و نه خیلی گرم مزاج و پرهیجان .

    بهترین کارها چه توی این مسایل وچه توی هر مسائلی میانه روی است . شرای بحرانی همسرمون رو بشناسیم و قبلش آمادگی برای مواجه با اونها رو داشته یاشیم . مثل عادت ماهانه برای خانومها معمولا باعث دردهای شدید جسمی و کم حوصلگی و عصبانی بودن و ضعیف شدن و ... میشه .

    برای مردها هم از سر کار و از بیرون موقعی که به خونه میان معمولا تا چند دقیقه و گاهی تا چند ساعت عصبانی و خسته هستند و طاقت چیزی رو ندارن . هر دوی این رفتار در خانوم ها و آقایون مقطعی هست و خانومها بعد از عادت ماهانه سر حال میشن و خوشحال و برای همسرخودشون شادی رو به ارمغان میارن و مردها هم بعد از چند دقیقه و چند ساعت استراحت در منزل و کانون گرم خانواده آماده شنیدن حرف های همسر میشن و آماده محبت کردن به اون میشن .پس توی اون دورانه بحرانی بهترین کار صبوری هست .

    از مقایسه همسر خود با دیگران باید خودداری کرد برای اینکه خدا هر شخصی رو با ظاهری متفاوت و موقعیتی متفاوت خلق کرده و تلاش هم توی کسب موفقیتش بی تاثیر نبوده . ما هم پس تلاش کنیم . و هیچ موقع هم فراموش نکنیم که مرغ همسایه همیشه مرغه و نه غاز . 

    خانومها توجه و حمایت دوست دارن و مردها هم اقتدار و احترام . خانوادتون رو خیلی دوست داشته باشین اما یک قدم بیشتر همسرتون رو دوست داشته باشین که این بهش دلگرمی میده و زحمات خودش رو بی فایده نمیبینه . توی ناراحتی تصمیم نگیرین و بدونین همیشه بدترین تصمیم ها توی ناراحتی و عصبانی گرفته میشه و همیشه هم به پشیمانی و ندامت می انجامه .

    درسته که خیلی هاشون قابل جبرانه . اما باید بپذیریم که خیلی هاشون هم جبران ناپذیره . به همسمون اعتماد داشته باشیم اما هیچ موقع نسبت به اون بی اهمیت نباشیم و مراقب و مواظب زندگیمون هم باشیم و اونو فراموش نکنیم .

    عشق برای ازدواج لازمه اما کافی نیست . مثل سفر کوهنوردی که اگه با تجهیزات کامل انجام نشه پر مخاطره میشه . حتما پیشه یه مشاور برید تا درصد موفقیت ازدواجتون بالاتر بره و یا اگه به مسایلی پی بردین از ادواج با طرف مقابلتون خیلی منطقی انصراف بدین .

    از ازدواج انتظار معجزه نداشته باشین و تصور نکنید که بعد از متاهلی آسمون زندگی همیشه رنگین کمانیه . نه . فراموش نکنیم که همیشه بعد از طوفان رنگین کمان بوجود میاد . طوفان های زندگی هم یه چیزه عادیه و باید همیشه برای چیزهای پیش بینی نشده و دشواری های یک دفعه ای زندگی خودمون رو آماده کنیم .

    فقط باید قدرت مبارزه داشت و میدون رو خالی نکرد . اگر این نکات و خیلی نکاته دیگه که فعلا به ذهن من نمیرسه رو رعایت کنید و وارد زندگی مشترک شدین تا میتونین دیگه تلاش کنید برای حفظ کانونه خانوادتون .

    اگر خدای ناکرده به مشکلات دورانه متاهلی برخورد کردین و تصمیم به طلاق و جدایی گرفتین و اینو آخرین راه دیدین یه چیزی رو توی همون لحظات آخر فراموش نکنید .

    شاید همین نکته اینقدر بهتون نیرو بده که از تصمیم طلاق منصرف بشین . مردها فراموش نکنید که بعد از طلاق خانومتون که یه روزی ناموستون بود و حاضر بودین برای حفظ ناموستون به هر سختی و مشقتی بیوفتین و حتی از جون خودتون هم بگذرین حالا دیگه هیچ اختیاری در مورد اون ندارین و اونو کنار یه نفر دیگه به عنوان شوهر و یا هر چیزی دیگه می بینین و اجازه هیچ گونه اعتراضی رو ندارین .

    خانومها هم فراموش نکنین که مرد اول زندگیتون شمارو برای همه چیز میخواسته . چه خوشیها و چه ناخوشیها . حتی اگر هم براتون خیلی سخت میگذشته . اما زمانیکه طلاق میگیرین خیلی ها شما رو فقط به عنوانه یه شخصی می بینن برای اطفای غرایض جنسی خودشون و بس و برای فراهم کردن آرامش و راحتی شما و رفع ناراحتی ها و مشکلات شما خودشون رو بی مسولیت می بینن و خیلی راحت فرار رو برقرار ترجیح میدن .

    چه زن و چه مرد توی زندگی اول خودش اگر چه هم براش سخت باشه میتونن از خودشون اختیاراتی داشته باشن و قدرت اعتراض داشته باشند . اما توی زندگی بعدی باید همیشه کوتاه بیان که مبادا دوباره کارشون به طلاق و جدایی بکشه و محکوم به این بشن که تو اصلا هنر زندگی کردن بلد نیستی و مشکل از خودته و نه از طرف مقابلت .

    از اینکه وقتتون رو گرفتم معذرت میخوام . این یکسری مطالب بود که امیدوارم چه دختر پسرها که در آستانه ازدواج هستند و چه زن و شوهرهایی که در آستانه طلاق هستند با خوندن اینها یه ازدواج موفق داشته باشند و یا از طلاق منصرف بشن .

    دوران مجردی و دوران متاهلی هر کدوم راحتی ها و سختی های خودش رو داره . نباید توی دوران مجردی خیلی حسرت متاهل ها رو خورد که به اونجایی رسید که دوران پاک مجردی رو برای خودمون به ناپاکی و گناه آلوده کنیم و نه توی دورانه متاهلی خیلی حسرت زندگی مجردها رو خورد که کانون خانواده ی که با کلی زحمت و خونه دل خوردن تشکیل شده رو متلاشی کرد و برگشت به دورانه مجردی .

    به اعتقاد من بهترین راه برای جلوگیری از این مسایل متاهل شدن و بس . اما متاهل شدنی که آزادی رو از طرف مقابلمون نگیریم و اجازه بدیم بهش گاهی با نظارت و خودمون به یاد تفریحات سالم دوران مجردی اون رو رهاش کنیم تا خدای ناکرده بدتر از اون ها رو توی خفا و به دور از چشم انجام نده .

    فراموش نکنیم که پرنده ای که توی قفسه وقتی آزاد میشه فرار میکنه و میره . اما کبوتری که جلد میشه اگه همه دنیا هم بره باز برمیگرده پیش خودمون . توی قفس کردن یا جلد کردن انتخاب با خود ماست .

     

     امیدوارم این مطالب مثمر ثمر باشه .

    تاریخ و زمان نوشتن 94/2/15ساعت 5 و 45 دقیقه صبح .

    " محمد 60 "

    ------

    سلام

    به نکات خوبی اشاره کردید . 

    یادآوری می کنم که مرد با اطاعت شدن آروم میشه و زن با محبت دیدن

    موفق باشید


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تجربیات زوج های موفق (۳۱ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۶)
    • ۲۴۱۸ بازدید توسط ۱۸۴۴ نفر
    • جمعه ۲۵ ارديبهشت ۹۴ - ۱۵:۵۳

    خوش بحال پدر و مادرم که طعم عشقو چشیدن

    دوست دارم اینو به عنوان یکی از افتخارات زندگی پدر و مادرم اینجا درج کنم.

    این روزا قد و قامت و زیبایی شده اولویت ولی میخوام از زندگی پدرو مادرم بگم مادرم یه مشکلی در پاشون تو یه تصادف قبل از ازدواج براشون به وجود اومد مادرم میگن همه میگفتن کی دیگه این دخترو میگیره ولی پدرم همون روزا میره خواستگاری مادرمو .

    الان بعد از چندین سال هنوزم زندگی خوبی دارن پدرم هیچ وقت حس ترحم نداشتن اونقدر خوشم میاد هنوزم میبینم بخاطر همدیگه کوتاه میان یه وقتا با هم دعوا میکنن ولی به شب نکشیده با هم اشتی میکنن .

    ولی دوره زمونه ما چی شده برا یه عیب کوچیک طرف عقب می کشه مخصوصا پسرا . خدا میدونه چند تا خواستگار برام اومدن همشون سنتی بوده اقایون سطح فرهنگی و تحصیلیشون از خودمون پائینتر بوده ولی بازم طاقچه بالا میذارن دختری ام خدا رو شکر زیبا سالم دانشجوی فوق لیسانس از لحاظ فرهنگی خوب ولی وقتی این چیزا رو میبینم میگن خوش بحال پدر و مادرم که طعم عشقو کشیدن.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تجربیات زوج های موفق (۳۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲)
    • ۲۱۷۰ بازدید توسط ۱۶۸۱ نفر
    • چهارشنبه ۲۴ دی ۹۳ - ۱۷:۱۳

    من با پسرم فقط 16 سال تفاوت سنی دارم

    سارا** :

    آخه وقتی خود دخنر میگه دوست دارم ازدواج کنم،پسر میگه نیاز دارم ازدواج کنم،منه بزرگتر چرا باید جلوش رو بگیرم؟

    شاید همه جوانها قدرت کنترل نداشته باشن.اصلا وقتی خدا راه حلال گذاشته چرا باید کنترل کنن.

    مگه چه ایرادی داره که توقعات بیاد پایین و ازدواج زود انجام بشه؟مگه چه ایرادی داره زن و مرد ازدواج کنن و باهم درس بخونن و نخوان نیازهاشون روسرکوب کنن؟مگه چه ایرادی داره زندگیشون رو با هم بسازن و با هم رشد کنن.

    مگه منی که در سن 15 سالگی ازدواج کردم،الان پشیمونم؟

    به والله من خودم رو یکی از خوشبخت ترین زنهای این دنیا میدونم.

    بعد از ازدواج درس خوندنم ادامه پیدا کرد.همسرم کاردانی میخوند و من دبیرستانی بودم.

    شاگرد اول بودم و رشته م ریاضی بود.دخترای فامیل بین 18 تا 22 ازدواج میکردن.

    هنوز کلاس سوم راهنمایی بودم برام خواستگار اومد.خیلی  پیش پدرم خجالت کشیدم.بعدش به مادرم گفتم میخوام فیزیک بخونم تا دکتری.مادرم گفت اگه مورد خوبی بعد از دیپلم گیرت اومد باید ازدواج کنی ولی الان هم زوده.خلاصه بعد از کلی بحث بهش گفتم من سنت شکنی میکنم و بالای سی سال ازدواج میکنم.

    اون روز گذشت.یک روز حدود ساعت سه بعد از ظهر که هیچ کس خونه نبود،پدر و مادرم سر کار بودن،خواهرم مدرسه بود،داداشم که دانشجوی شهر دیگه ای بود،اومد خونه در زد و من سر نماز بودم و چادرم رو دور سرم پیچونده بودم.نماز رو سلام گفتم و با همون حال رفتم جلوی در و در رو باز کردم.دیدم داداشم تنها نیست و با دوستش اومده.احوالپرسی کرد و منم بعداز سلام و احوالپرسی اومدم داخل.داداشم اومد کتابی رو از کتابهاش برداشت و بهش داد و دوستش رفت.

    یک هفته ای دوست داداشم میومد دنبالش و با هم میرفتن کتابخونه.و من از همه جا بی خبر...

    همش سرم توی کتاب بود ولی متوجه شدم انگار پدر و مادر و برادرم پچ پچ میکنن.

    بالاخره پدرم یک روز اومد توی اتاقم و شروع کرد به صحبت:

    راستی دوست داداشتو دیدی؟ گفتم نمیدونم کدومش؟وادامه داد :همون که اونروز اومد جلوی خونه،چند روزه میاد.گفتم آره.دیدمش 

    گفت تو رو از داداشت خواستگاری کرده و بعد پیش من اومده و اجازه خواسته.

    خشکم زد.سرمو انداخته بودم پایین

    فقط اشک میریختم بیصدا.

    گفت:بهش گفتم جوابت منفیه.گفتم ما تو این سن کم دخترمون رو شوهر نمیدیم.اما پدرش رو واسطه کرده و پدرش هم با من صحبت کرده.

    داداشت خیلی ازش تعریف میکنه پسر خوبیه اما منم جوابم نه هست.هر چه کردم قانع نشدن. پدرش اجازه خواست فقط یکبار بیان و همینجا ما به پسرشون نه بگیم.با این حرف دلم کمی آروم شد.گفت پنج شنبه دارن میان.شما هم آماده باش.

    منم گفتم:امتحان دارم نمیام.خودتون نه بگین.

    اونا اومدن و من موندم توی اتاقم.پدرم هر عذری میاورد،اونا راهی میذاشتن و قانعش میکردن.پدرم در نهایت گفت خودش راضی نیست.چون هم سنش کمه وهم میخواد درسش رو ادامه بده.دوست داداشم اصرار کرد که با خودم صحبت کنه.پدرم اومد پشت در و من در رو قفل کرده بودم و گریه میکردم.پدرم کلی اصرار کرد تا در رو باز کردم و با همون اشکهام چادر سر کردمو ایشون اومدن توی اتاقم وباهام صحبت کردن.کلی حرفهای قشنگ.

    حالا که فکر میکنم میبینم چه قدر پخته و خوب حرف زد برام.

    حرفا تمام شد و رفتن.

    پدرم گفت:حالا که جواب منفیه،همین فردا زنگ میزنم و میگم.من سرم پایین بود و گفتم:حالا شاید خیلی هم منفی نباشه.

    و خیلی سریع رفتم اتاقم.

    ظاهرا با اون چادری که دور سرم واسه نماز پیچونده بودم،توی همون نگاه اول عاشق شده بود.و بعد از یکسری تحقیقات با داداشم و بعد پدرم صحبت کرد.

    خیلی خوب تونست منو قانع کنه 

    مادرم سر به سرم میذاشت و میگفت چه قدر خوب سنت شکنی کردی.فقط به جای ازدواج در سی سالگی،پانزده سالگی ازدواج میکنی.

    کمتر از دوماه بعد من سر خونه زندگی خودم بودم و اصلا حواسم نبود دیگه سر کلاس خودممیتونم بشینم و باید برم کلاس بزرگسال!

    وقتی بهم گفتن فقط خدا میدونه چه حالی شدم.اینقدر گریه کردم و به شوهرم گفتم تقصیر توست که باید با زنهای سن بالا بشینم.الان دوستم جای من شاگرد اول میشه و کلی غر زدم.

    همسرم با مهربونی اومد پیشم و گفت اینا مهم نیست.مهم اینه که از الان اگه جایی مشکل درسی پیدا کردی من خودم کمکت میکنم.مهم اینه که وارد دانشگاه بشی مهم اینه که تو یک خانوم بزرگ شدی که مسوولیت زندگی رو به عهده گرفتی.کاری که خیلی از دوستات نمیتونن انجام بدن.

    ما با هم درس خوندیم.تغییر رشته دادم به تجربی بعد دانشگاه قبول شدم در حالی که پسرم حدود سه سالش بود وارد دانشگاه شدم.

    زندگی خوشی داشتیم.همسرم تا دکتری خوند و من تا ارشد.واسه دکتری شوهرم به یکی از کشورهای اروپایی رفتیم با دو تا بچه.سخت بود من مجبور شدم قید ادامه تحصیل رو بزنم.ما با محبت همدیگه رو سیراب کرده بودیم.

    هر دو گرم و پر شور بودیم هردو سرشار از انرژی بودیم.

    من با پسرم فقط 16 سال تفاوت سنی دارم. کجای این بده؟ خیلی هم خوبه... کاملا همدیگه رو درک میکنیم.

    در سن سی و شش سالگی من مادر بزرگ شدم.چی از این بهتر؟...

    ترجیح دادم این تجربه خوشایند رو فرزندانم هم داشته باشن.

    دخترم در پانزده سالگی ازدواج کرده و یک  جفت پسر دوقلو داره.پسرم هم بعد از ماه صفر به امید خدا ازدواج میکنه.

    فقط الان بدترین قضیه از دست دادن همسرمه.مردی که از ابتدا نمیخواستم باهاش زندگی کنم ولی او منو مجذوب خودش کرد و جوری زندگی کردکه عاشقش شدم.

    حالا هی بگین ازدواج نباید در سن کم باشه.

    من میگم اگه معیار ها درست باشه و هر دو طرف بلوغ فکری و جسمی رسیده باشن،خیلی هم خوبه در سن پایین ازدواج کنن.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تجربیات زوج های موفق (۳۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۴)
    • ۱۱۹۶۳ بازدید توسط ۹۵۰۷ نفر
    • جمعه ۹ آبان ۹۳ - ۱۵:۵۶

    تو جوجه ی ناز و تپل منی، منم شیر پر قدرتتم

    2 سال پیش ازدواج کردم اون موقع شوهرم 20 سالش بود و من 23. خانواده فرهنگی و تحصیل کرده ای بودیم. خواستگار زیاد داشتم. یه شب که برام خواستگار اومده بود خانواده ی شوهرم که اسمش رو میذارم رضا، سر زده اومدن خونه ما. مادرش با مادرم فامیل بود. وقتی دیدن واسه من خواستگار اومده خیلی ناراحت شدن. اینو بگم که من رضا رو که کلاس 5 ابتدایی بود دیدم و بعد اون تا اون شب ندیدم. یعنی رفت و آمد داشتن خانواده هامون اما قسمت نبود ما همدیگه رو ببینیم.

    من لیسانسم رو تازه گرفته بودم و تازه رفته بودم سرکار و اون سربازیش رو تموم کرده بود و سیکل داشت و تو یه مغازه شاگردی میکرد. وقتی همدیگه رو اون شب دیدیم من مهرش به دلم افتاد و خواستگارم رو رد کردم اما به کسی دلیلش رو نگفتم. فردا شب اونم خانواده ش رو راضی کرد و اومدن خواستگاریم. پدر مادرم سر سخت مخالف بودن و ما هر دو تا مون راضی. حتی من از سن و تحصیلات و هزار بهونه دیگه آوردم اما اون گفت یا باید مال من بشی یا هرگز زن نمیگیرم. بعد از 6 بار خواستگاری تو دو ماه مراسم عروسی مون گرفته شد و یه هفته ای رفتیم سرخونه زندگی مون.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد (۴۵۸ مطلب مشابه) مشورت در زن داری (۳۱۳ مطلب مشابه) مشورت در شوهرداری (۷۷۱ مطلب مشابه) تجربیات زوج های موفق (۳۱ مطلب مشابه) مسائل زناشویی خانم ها (۵۴۹ مطلب مشابه)

  • ۴ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰۰)
    • ۲۲۲۸۲ بازدید توسط ۱۶۹۵۲ نفر
    • چهارشنبه ۷ آبان ۹۳ - ۲۳:۴۷

    شوهر بد اخلاقم رو عاشق خودم کردم

    من در بست در اختیار شوهرم بودم... یعنی تو بدترین حال و اوضاعم برای شوهرم بهترین بودم... ، کارهایی که من واسش کردم تو این دوره زمونه هیچ کسی نمیکنه ... ، اما خوب محبت های من بی دریغ که نبود. بی انتظار که نبود ...

    خودم دوستش داشتم، بهش نیاز داشتم برای همین بهش محبت میکردم تا بهم محبت کنه ... ، من هر روز گریه میکردم و و مدت ها از ازدواجم به شدت پشیمون بودم، چون همسرم دیوار بود، یعنی هیچ حرفی نمیزد ، روزی که صداش و میشنیدی اون صدا صدای اعتراض بود، اونم به شکلی که میکوبوندتاااا ، براشم فرق نمیکرد که جلو کی باشه ... ، بیشترین تعریفش از ظاهرت این بود که  بهت میاد ، شوخی ؟ خنده؟ هههه... اصلااااا

    شوهرم تو خیابون حتی کنارم راه نمیرفت ... جلوی مهمون ها با فاصله ازم می نشست...منم می نشستم کنارش صاف صاف نگام میکرد میگفت برو اونور زشته ... یا صداتو بیار پایین ... ، تو حسرت این بودم بریم مهمونی برای من یه قاشق بذاره جلوی من... میدیدم شوهران دیگران سالاد و ماست و برنج و .....

    در مسائل زناشویی هم در 70 درصد مواقع من پیش قدم بودم... اما بارها هم از این ناحیه کوبونده شدم و میگفت نه امشب نه ... هر وقت هم می اومد تو اتاق یه بهونه هایی می آورد که من ازش رابطه نخوام... مثلا در رو باز میذاشت ... یا میگفت سرم درده،  کمرم درده ... یا خسته م .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    راهنمای زوج های جوان (۷۰ مطلب مشابه) مشورت در شوهرداری (۷۷۱ مطلب مشابه) تجربیات زوج های موفق (۳۱ مطلب مشابه) روابط عاطفی در دوران عقد (۶۹ مطلب مشابه) وابسته کردن شوهر (۱۶ مطلب مشابه) مسائل زناشویی خانم ها (۵۴۹ مطلب مشابه) روابط عاطفی زن و شوهرها (۷۶ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۹)
    • ۱۶۶۲۱۸ بازدید توسط ۱۲۸۵۲۶ نفر
    • دوشنبه ۲۱ مهر ۹۳ - ۲۲:۳۴

    مرا در خانه سروی هست

    زهیر:

    و خدا عشق را آفرید...

    وقتی نگاهم به عکس همسرم که  روی میز اتاقم قرار داره میفته ناخوداگاه میرم به سمت میز. قاب عکسش رو در دست میگیرم و لبخند میزنم. به خودم میگم چه کار خیری به درگاه خدا انجام دادم که چنین نعمت بزرگ و ارزشمندی رو بهم عطا کرده! خدایا یه دنیا ممنونم. ممنونم که کسی رو بهم دادی که مایه آرامش منه. کسی که قلبم با وجودش زنده است. خدایا قول میدم قدر این نعمت رو بدونم. قاب عکسشو روی قلبم میذارم و به یکتا بانوی قلبم فکر میکنم و تمام وجودم از عشق لبریز میشه.

    همسر من پاک ترین، نجیب ترین، مومن ترین، خوش اخلاق ترین، کدبانو ترین، فهمیده ترین، با اصالت ترین، زیبا ترین و در یک کلام خوب ترین دختر دنیاست...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تجربیات زوج های موفق (۳۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸۱)
    • ۶۵۹۲ بازدید توسط ۴۹۲۱ نفر
    • جمعه ۱۱ مهر ۹۳ - ۱۷:۴۲

    شک نکنید که بهترین شیوه ازدواج به روش سنتی است

    سلام

    شک نکنید که بهترین شیوه ازدواج به روش سنتی است. البته باید بعد از آشنایی خانواده ها اجازه بدن آقا پسر و دختر خانم از هم به شناخت لازم برسن.

    اونم فقط منوط به رفت و آمد دوتا خانواده با همه. من خودم دوست پدرم بانی ازدواجم شد.چطور؟ می گم براتون پدر همسرم سال گذشته تو ایام تولد امام حسن می رن پیش دوست پدرم (دوست پدرم از معتمدین شهرک هستن) عنوان می کنن که ما یه آقا پسر گل داریم قصد ازدواج داره ایشون هم منو معرفی می کنن.

    اون موقع من و خونوادم درگیر یه خواستگار دیگه بودیم اما با ایشون به توافق نرسیدیم. پدر همسرم با مادر همسرم در میون می ذارن و مادرشون یه روز صبح اومدن که منو ببینن به هر حال همون روز مامان همسرم تماس گرفتن که یه بار هم به اتفاق پسرشون بیان خونه ما اومدن و ما همدیگرو دیدیم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تجربیات زوج های موفق (۳۱ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۷)
    • ۴۹۳۷ بازدید توسط ۳۸۳۳ نفر
    • شنبه ۲۱ تیر ۹۳ - ۱۳:۳۱

    به نظرم خانمم ضرر کرده با من ازدواج کرده !

    سفیر :

    به نظرم خانمم ضرر کردن،  با من ازدواج کردن !!!  ههههه

     

    اگه از خصوصیات خوب ایشون من بخوام براتون لیست کنم ...اوووووه   ... این صفحات جواب نمیده !! کم میارن ..( اینایی که میگم فقط بخشی از حس خوبمه از بودن با همسر عزیزترازجونم!!)

     

    بعضی موقع ها که نگاشون میکنم باخودم میگم : فقط میتونم بگم حیفــــــــــــــــت!!!

     مگه چه گناهی کرده بود که باید به پست من میخورد؟؟!!! وقتی که قطار قطار خاطر خواه داشت...خـــــــــــدایا مگه من چه ثوابی کرده بودم که تو باید هدیه ای به این با ارزشی رو به من میبخشیدی!!


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تجربیات زوج های موفق (۳۱ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۰)
    • ۴۵۸۸ بازدید توسط ۳۶۶۹ نفر
    • دوشنبه ۱۹ خرداد ۹۳ - ۲۳:۱۳

    برو بالا