سلام دوستان
من شرایطم واسه ازدواج با ایمان بودن طرف و نماز و روزه گرفتن بود. خواستگارم که الآن شوهرم هست و ما در عقد هستیم به من اطمینان دادن که نماز می خونن مادرشون هم گفتن از خودتم بیشتر می خونه...
من هم اعتماد کردم و با تحقیقاتی که کردیم قبول کردم. الآن سه سال و نیم تو عقدیم و آقا از اول عقدمون کاهل نمازی می‌کرد یکی در میون میخوند الآن هم کلاً نماز نمی خونه روزه ام نمی گیره و من می‌خواستم کلاً از زندگیم بیرونش کنم ولی بگم خیلی هم دوستش دارم ولی دیدن روزه خوری و بی نمازیش اذیتم می کنه تا حدی که گریه می‌کنم. 
اون اشک هام رو می بینه ولی اهمیت نمی ده و میگه من خیلی دوستت دارم ولی نمی دونم چرا با این کارش ناراحتم می کنه منم کلاً بی خیال قهر این چیزها شدم ولی اصلاً تو دلم ازش راضی نیستم و از خدا خواستم جفت مون رو هدایت کنه راهنماییم کنید چه کار کنم کار درستی می‌کنم یا ازش جدا شم. 
چون تحمل بی نمازی واسه م سخته و اعتقادم اینه که هر کسی نماز نخونه و با خدا نباشه کلاً می تونه هر کاری بکنه و زندگی مون از هم میپاشه ولی من دوست دارم همسرم رو و دوست ندارم از هم جدا بشیم. 
کمکم کنید این روزها خیلی عذاب می کشم

مرتبط :

چه جوری میتونم در نماز تداوم داشته باشم؟

یه جوری قانعم کنید که نماز بخونم

می خوام دختری نماز خون بشم

میترسم نماز بخونم توقعم از خدا بالا بره

یه راهکار و یا یه انگیزه قوی میخوام که بتونم نمازخوان بشم

نماز خوندن واقعا برای من سخته

فلسفه نماز از زبان استاد رائفی پور

چرا نمی تونم نماز بخونم؟

نماز خوندن چه فوایدی داره ؟

چطور نفرتم رو از نماز نابود کنم ؟

چرا نماز و روزه روی من تاثیر نداره ؟

چرا و چه جوری نماز بخونم ؟

دلم میخواد نماز خون بشم


برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا را (کلیک-لمس) کنید.
خوشحال خواهیم شد اگر اطلاعات یا تجربیاتی که دارید را با ما در میان بگذارید
↓ دعوت از دوستان برای مشارکت در بحث ↓
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مسائل اعتقادی (۱۱۶۹ مطلب مشابه) مشورت در شوهرداری (۷۷۱ مطلب مشابه) نماز خواندن (۷۴ مطلب مشابه)