خانواده برتر

مشورت در قالب پرسش و پاسخ در مورد ازدواج و مدیریت خانواده

جستجو در بین بیش ا ز 17 هزار "پست" و بیش از 600 هزار "نظر" کاربران

جدیدترین ها
مطالب کاربران
صفحات خاص
صفحات کاربران
به روز شده ها
جدیدترین نظرات خبرنامه ایمیلی دنبال کنید
ازدواج، رویایی که به خاطرات پیوست؟! (۲۳۱۲ بازدید توسط ۱۸۴۷ نفر) - (۳۹ نظر)
آیا نباید دانشگاه برویم؟ (۱۲۵۸ بازدید توسط ۱۰۲۰ نفر) - (۲۴ نظر)
تصمیم جانفرسا: عشق یا ... ؟ (۱۰۰۸ بازدید توسط ۷۲۶ نفر) - (۳۹ نظر)
میشه عشق قبلی رو فراموش کرد و باز هم عاشق شد؟ (۱۶۴۳ بازدید توسط ۱۱۸۳ نفر) - (۶۹ نظر)
خبرهای خوب، موفقیّت ها و پیشرفت‌های شخصی (۷۶۴ بازدید توسط ۵۸۴ نفر) - (۱۲ نظر)
بهترین و مفید ترین کتاب هایی که خوندم ... (۶۳۴ بازدید توسط ۵۰۵ نفر) - (۱۴ نظر)
چیزهایی رو که دوست ندارید تکرار بشه تکرار نکنید (۶۶۵ بازدید توسط ۵۱۴ نفر) - (۲۰ نظر)
درسی که من بعد از خوندن بیشتر پست های این وبلاگ گرفتم (۱۴۰۶ بازدید توسط ۱۰۹۲ نفر) - (۳۱ نظر)
چرا برخی از آقایون متاهل به برخی دختران توجه نشان می‌دهند؟ (۱۸۵۶ بازدید توسط ۱۴۸۳ نفر) - (۲۸ نظر)
دلایل اختلاف و تقابل دختران و پسران (۹۹۳ بازدید توسط ۷۷۳ نفر) - (۲۶ نظر)
فکر می‌کردم آخرش اگه ازدواج هم نکنم اتفاق خاصی نخواهد افتاد (۲۰۱۹ بازدید توسط ۱۵۵۶ نفر) - (۰ نظر)
این جوری همسرِ مناسب پیدا کن! (۱۹۱۱ بازدید توسط ۱۵۶۸ نفر) - (۱۶ نظر)
نترس از انتخابِ پوششِ ایده‌آل (۱۰۴۹ بازدید توسط ۸۲۵ نفر) - (۲۱ نظر)
چرا ما مردم برای کشورمون تلاشی نمی‌کنیم؟ (۱۱۰۱ بازدید توسط ۸۰۲ نفر) - (۳۲ نظر)
خانم‌ها شما را خدا مانتو جلو باز نپوشید (۳۳۸۷ بازدید توسط ۲۵۵۶ نفر) - (۳۹ نظر)
توبه کردن ،به آسانی حذف اینستاگرام (۶۸۰۳ بازدید توسط ۵۵۶۶ نفر) - (۴۱ نظر)
تو هموطن منی نه دشمنم (۸۵۰ بازدید توسط ۶۵۱ نفر) - (۱۹ نظر)
نظر شما درباره افشاگری های اخیر درباره ی سلبریتی ها چیست؟ (۹۷۷ بازدید توسط ۷۴۳ نفر) - (۱۵ نظر)
درمان همه دردها خداست (۵۲۴ بازدید توسط ۴۰۵ نفر) - (۴ نظر)
دانستن بعضی نکاتِ ریز و درشتِ روزمره (۲۶۷۲ بازدید توسط ۱۸۴۳ نفر) - (۱۰۴ نظر)
مقایسه ازدواج سنتی و غیر سنتی (۷۴۵ بازدید توسط ۶۲۵ نفر) - (۱ نظر)
نظر شما در مورد حرف‌های نوشین معراجی در جشنواره فجر چیه؟ (۹۰۳ بازدید توسط ۶۸۸ نفر) - (۵ نظر)
چطور می شود از این روزگار رونده فرصت دوباره گرفت؟ (۶۹۳۷ بازدید توسط ۴۲۲۳ نفر) - (۱۷ نظر)
جلوگیری از سوژه شدن خانم ها موقع بیان بعضی از افعال (۸۵۴۸ بازدید توسط ۶۳۹۵ نفر) - (۱۱۲ نظر)
چطور شوهرمون رو وابسته و عاشق خودمون کنیم (۲۰۸۷۶ بازدید توسط ۱۶۲۵۱ نفر) - (۳۵ نظر)
دختران هتیرایی، تناقض یا تکامل (۱۱۲۹۰ بازدید توسط ۷۴۶۷ نفر) - (۴۱ نظر)
دلایل تنفر بین جنس مؤنث و مذکر (1) (۱۷۰۹ بازدید توسط ۱۴۲۲ نفر) - (۱۹ نظر)
خانم‌ها سعی کنید تفاوت خواستگار رسمی با آدم‌های توی کوچه و بازار را درک کنید! (۳۰۷۳۸ بازدید توسط ۱۴۱۱۶ نفر) - (۲۵ نظر)
تصورات عجیب و غریب در مورد عشق رو دور بریزید (۵۲۸ بازدید توسط ۴۵۱ نفر) - (۵ نظر)
عشقی که زندگیم رو به بهشت تبدیل کرد (۷۸۷ بازدید توسط ۷۰۵ نفر) - (۵ نظر)
فایده داشتن صداقت در بیان خواسته ها قبل از ازدواج (۱۳۲۰ بازدید توسط ۹۷۳ نفر) - (۴۰ نظر)
تا با گذشته ت تسویه حساب نکردی سراغ من نیا (۱۳۴۴ بازدید توسط ۱۰۳۰ نفر) - (۳۲ نظر)
نامه ای از طرف کودکی ام به همه انسان ها (۶۴۱ بازدید توسط ۴۸۷ نفر) - (۶ نظر)
چطور زندگیم متحول شد (۱۴۴۸ بازدید توسط ۱۱۴۰ نفر) - (۱۱ نظر)
روزه ی روز غدیر خم، روزه ای معادل تمام عمر (۱۷۵۴ بازدید توسط ۱۳۶۷ نفر) - (۶ نظر)
سیاره درون تون چه شکلیه؟ (۴۱۶۰ بازدید توسط ۳۱۶۵ نفر) - (۲۳ نظر)
خوشبختی مثل تلفن می مونه (۵۱۶۴ بازدید توسط ۴۱۷۴ نفر) - (۷ نظر)
توهم پزشکی (۱۰۸۲۵ بازدید توسط ۸۷۹۶ نفر) - (۴۸ نظر)
نیازهای احساسی در ازدواج، حس حمایت شدن (۱۷۰۵۴ بازدید توسط ۱۳۳۶۰ نفر) - (۲۱ نظر)
نیازهایی که تنها در ازدواج ممکن است برآورده شود را نام ببرید! (۶۶۰۷ بازدید توسط ۵۳۲۷ نفر) - (۴۴ نظر)
یک لحظه آرامش، یک لحظه عشق (۳۵۱۰ بازدید توسط ۲۵۸۴ نفر) - (۲۹ نظر)
ایران در چه جایگاهی از برابری جنسیتی ایستاده است؟ (۴۵۳۶ بازدید توسط ۳۲۸۴ نفر) - (۹۲ نظر)
چرا بعضی از پسرها بعد از جواب رد شنیدن، کینه به دل می گیرند؟ (۴۱۸۰ بازدید توسط ۳۱۵۳ نفر) - (۱۹ نظر)
چرا زنان و دختران ایرانی این قدر از رنگ می ترسند؟ (۶۸۲۵ بازدید توسط ۴۷۷۷ نفر) - (۰ نظر)
با حجاب بودن سخته، با حجاب بودن غلطه! (۳۴۹۰ بازدید توسط ۲۶۹۰ نفر) - (۱۵ نظر)
اون، یکی از دلایل حال خوب منه (۲۹۲۶ بازدید توسط ۲۳۲۸ نفر) - (۱۲ نظر)
مرد که گریه نمی کنه! (۳۵۷۳ بازدید توسط ۲۴۶۱ نفر) - (۲۶ نظر)
کل زندگیم عادت کردم به تمام بدبختی هام بخندم 3! (۳۲۰۹ بازدید توسط ۲۴۸۳ نفر) - (۱۰ نظر)
از هر موضوعی دنبال جنجال درست کردن نباشید! (۲۸۲۰ بازدید توسط ۲۳۲۸ نفر) - (۰ نظر)
آیا می توانیم اخلاقی زندگی کنیم؟ (۳۱۶۴ بازدید توسط ۲۴۸۰ نفر) - (۲۹ نظر)
گفتگوی آزاد (30 خرداد 1401) (۲۹۱۹ بازدید توسط ۱۹۲۸ نفر)
گفتگوی آزاد (8 اردیبهشت 1401) (۳۹۵۷ بازدید توسط ۲۶۷۹ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۵۱۴۰ بازدید توسط ۳۴۹۲ نفر)
گفتگوی آزاد (22 بهمن 1400) (۲۴۹۱ بازدید توسط ۱۴۹۴ نفر)
گفتگوی آزاد (28 شهریور 1400) (۷۰۴۵ بازدید توسط ۵۱۰۲ نفر)
صفحه شخصی غضنفر (4) (۴۵۵۷ بازدید توسط ۲۶۶۲ نفر)
قانون درخواست حذف نظر از خانواده برتر (۲۳۲۲ بازدید توسط ۱۵۶۴ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۲۰۲۹ بازدید توسط ۱۳۵۴ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۳۴۴۸ بازدید توسط ۲۲۵۴ نفر)
التماس دعا (۱۱۷۵۵ بازدید توسط ۸۸۸۲ نفر)
بیشتر شدن پست های سرگرمی (۱۰۳۳ بازدید توسط ۷۳۵ نفر)
صفحه درد دل های دخترونه (۹۳۰۴ بازدید توسط ۶۶۷۱ نفر)
پاتوق شادی خانواده برتر (۴۱۶۴ بازدید توسط ۳۰۰۳ نفر)
تبادل نظر در مورد تست های شخصیت شناسی (۷۴۲۶ بازدید توسط ۵۶۳۱ نفر)
همفکری و درد و دل های افراد درگیر با افسردگی (۴۳۲۴ بازدید توسط ۳۳۶۲ نفر)
صفحه گفتگوی کاربران (1) (۱۳۲۳۵ بازدید توسط ۸۱۰۲ نفر)
صفحه ی مشاوره ی حقوقی خانواده برتر (۳۷۰۴ بازدید توسط ۲۹۷۵ نفر)
معرفی مجموعه وساطت ازدواج آدم و حوا (۹۰۳۸ بازدید توسط ۶۳۷۹ نفر)
دختر مذهبی کجایی ، دقیقا کجایی ؟! (۱۸۰۴۳ بازدید توسط ۱۲۴۳۱ نفر)
ارسال مطلب به خانواده برتر (۵۸۵۱ بازدید توسط ۴۱۵۳ نفر)
صفحه شخصی DOKHTAR LOR (۳۳۸ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی ساقی (۹۵۴ نمایش) - (۵۵ نظر)
صفحه ی شخصی "مردی در بیابان های خلوتِ خدا" (۸۷۱ نمایش) - (۳۲ نظر)
صفحه ی شخصی Angel girl (۴۷۴ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۶۱۹۹ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی "دختران حتما بخوانند" (۳۴۷۴ نمایش) - (۱۵ نظر)
صفحه شخصی رضا alone "احادیث و موضوعات مختلف" (۲۵۳۲ نمایش) - (۱۳۶ نظر)
صفحه شخصی گلی خانم (2) (۱۶۷۲ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی فرشاد (۳۷۷ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی Holy Mind (۱۸۸۹ نمایش) - (۱۰۹ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (4) (۴۵۵۷ نمایش) - (۴۶۷ نظر)
صفحه شخصی خانم M&M (۵۳۶۴ نمایش) - (۳۴ نظر)
صفحه شخصی زندگی به شرط زندگی سید (2) (۱۴۲۸ نمایش) - (۵۷ نظر)
صفحه شخصی ماه تی تی (۷۹۶۱ نمایش) - (۶۰۹ نظر)
صفحه شخصی رضا alone پُست دوم (۸۳۲۵ نمایش) - (۲۴۲ نظر)
صفحه شخصی شب ماه (۱۵۷۹۳ نمایش) - (۷۳۰ نظر)
صفحه شخص گلی خانم (۱۵۴۳۳ نمایش) - (۶۲۶ نظر)
صفحه ی احادیث گیاهی و درمانی🌾 (۳۸۰۵ نمایش) - (۵۹ نظر)
صفحه شخصی رهام روشن ضمیر (۵۰۱۵ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۱۶۲۵۳ نمایش) - (۱۰۶۸ نظر)
صفحه شخصی Ata MST (۸۸۱۰ نمایش) - (۳۶۷ نظر)
صفحه شخصی رضا alone (۱۵۷۴۵ نمایش) - (۸۷۵ نظر)
صفحه شخصی پسر آریایی (۷۶۳۹ نمایش) - (۲۹۹ نظر)
صفحه برنامه ‌نویسان خانواده‌ برتر (۱۳۷۹ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی دختر قمی (۲۱۶۲ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی .•.•.•امیرخان•.•.•. (۱۳۸۹ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی مشکات (۳۹۴۰ نمایش) - (۱۷۵ نظر)
صفحه شخصی سکوت شلوغ (۲۵۵۹ نمایش) - (۴۲ نظر)
صفحه شخصی مروان الشقب (۴۴۳۱ نمایش) - (۱۵۳ نظر)
صفحه مرد شب ویژه پرسش و پاسخ خصوصی (۲۱۲۵ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه شخصی آیدا 👑👩‍⚕️💐 (۶۱۴۵ نمایش) - (۱۲۷ نظر)
صفحه شخصی Ali Piroozi (۳۵۰۵ نمایش) - (۱۶۰ نظر)
صفحه شخصی 12 12 (۱۴۱۵ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه گزارش دهی روزانه به کاربران خانواده برتر (۴۵۰۵ نمایش) - (۱۹۵ نظر)
صفحه شخصی ماری (۱۴۲۴ نمایش) - (۱۵ نظر)
صفحه شخصی مهدی من (۳۰۰۳ نمایش) - (۷۸ نظر)
صفحه شخصی پارادوکس (۲۶۴۲ نمایش) - (۶۴ نظر)
صفحه شخصی Mard shab - پست دوم (۱۳۲۵۲ نمایش) - (۲۷۲ نظر)
صفحه شخصی پونه (۱۷۹۴ نمایش) - (۲۹ نظر)
صفحه شخصی شاهزاده شهر غریب (۲۲۴۴ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۳۵۱۰۳ نمایش) - (۹۵۳ نظر)
صفحه شخصی معصومه .. (۲۲۱۵ نمایش) - (۸۱ نظر)
صفحه شخصی luminous pearl (۲۰۰۳ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی فرزانه (۲۴۱۹ نمایش) - (۳۷ نظر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۲۰۸۷۱ نمایش) - (۶۱۴ نظر)
صفحه شخصی آبی (۶۷۸۱ نمایش) - (۲۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهشید" (۴۱۴۵ نمایش) - (۱۹۳ نظر)
صفحه شخصی berelian (۴۲۴۹ نمایش) - (۱۶۹ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۷۱۷۶ نمایش) - (۳۹۸ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۱۷۲۴ نمایش) - (۲۵ نظر)
تجرد قطعی در زندگی (۲۶۱۶ بازدید توسط ۲۰۵۵ نفر) - (۳۷ نظر)
قبول کنیم که اکثر ما پسرها در شرایط فعلی توانایی ازدواج کردن رو دیگه نداریم (۲۴۲۶۸ بازدید توسط ۱۷۸۶۳ نفر) - (۳۴۲ نظر)
نیاز عاطفیم باعث شده که همه ی فکر و ذکرم بشه ازدواج (۴۰۲۵ بازدید توسط ۳۰۱۴ نفر) - (۴۱ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۶۱۹۹ بازدید توسط ۴۴۵۹ نفر) - (۹۰ نظر)
نتیجه تلاش ها و پیشرفت های یه دختر، تنهایی و مجرد موندنه؟ (۱۴۲۶۵ بازدید توسط ۱۱۱۹۶ نفر) - (۲۸۵ نظر)
دوست داشتم شوهرم پزشک متخصص، پولدار، خوشتیپ و ... باشه (۹۶۰۰ بازدید توسط ۷۴۶۵ نفر) - (۸۲ نظر)
به همکلاسیم علاقمندم (۶۲۴۹ بازدید توسط ۵۰۲۷ نفر) - (۵۲ نظر)
واکنش ها به تغییر پوشش پسر 30 ساله به اسپرت چیه ؟ (۳۲۶۹ بازدید توسط ۲۴۴۳ نفر) - (۴۹ نظر)
سهم من از بودن با تو چیه؟ (۱۴۷۶ بازدید توسط ۱۲۲۷ نفر) - (۵۰ نظر)
توبه کردن ،به آسانی حذف اینستاگرام (۶۸۰۳ بازدید توسط ۵۵۶۶ نفر) - (۴۱ نظر)
خانمم تا یه چیزی میشه قهر میکنه میره خونه باباش (۹۸۸۱ بازدید توسط ۶۴۵۲ نفر) - (۵۸ نظر)
برای موفقیت در شاعری یا نویسندگی، حتماً باید عاشق بود؟ (۱۱۸۹ بازدید توسط ۸۸۶ نفر) - (۹ نظر)
چه جوری میشه شادی و لبخند و شوخ بودن رو یاد گرفت؟ (۸۷۰۸ بازدید توسط ۶۶۴۳ نفر) - (۳۳ نظر)
چطور نسبت به رفتار بد دیگران بی خیال باشم؟ (۸۹۷۶ بازدید توسط ۶۶۷۴ نفر) - (۱۹ نظر)
چطور می شود از این روزگار رونده فرصت دوباره گرفت؟ (۶۹۳۷ بازدید توسط ۴۲۲۳ نفر) - (۱۷ نظر)
چرا بعضی از دختران به جای کار رو شخصیت، ظاهرشون رو قشنگ می کنن؟ (۸۰۷۱ بازدید توسط ۶۲۳۸ نفر) - (۱۰۲ نظر)
گفتگوی آزاد (28 شهریور 1400) (۷۰۴۵ بازدید توسط ۵۱۰۲ نفر) - (۲۷۷ نظر)
آیا نوشتن اهداف، تاثیری در رسیدن به اون ها داره ؟ (۵۷۹۳ بازدید توسط ۴۴۹۰ نفر) - (۵۳ نظر)
جلوی خواستگار سرخ و سبز و بنفش میشم و صدام میره رو ویبره (۴۶۶۷ بازدید توسط ۳۷۴۸ نفر) - (۱۶ نظر)
معرفی مطالب مربوط به دوران مجردی در خانواده برتر (۲۶۰۱۸ بازدید توسط ۱۸۳۵۳ نفر) - (۱۸ نظر)
پرهیز از شوخی های زناشویی جلوی خواهر و برادر مجرد (۱۲۳۰۰ بازدید توسط ۹۲۴۷ نفر) - (۵۸ نظر)
چطوری از دوست پسرم جدا شم که دلش نشکنه؟ (۵۷۲۹۳ بازدید توسط ۴۳۷۵۴ نفر) - (۴۷ نظر)
آقایون چقدر به زیبایی و خوش تیپی خودشون اهمیت میدن؟ (۷۰۲۸ بازدید توسط ۵۲۵۹ نفر) - (۶۴ نظر)
هرگزهایی که باید به آن ها توجه داشته باشیم - دکتر انوشه (۵۲۳۸ بازدید توسط ۳۸۰۲ نفر) - (۱۰ نظر)
دخترا تو رو خدا ساپورت نپوشید (۱۹۵۸۴۴ بازدید توسط ۱۴۴۱۰۲ نفر) - (۵۱۶ نظر)
نه بهشت را میخواهم و نه ترس از دوزخ دارم (۵۹۵۵ بازدید توسط ۴۰۰۲ نفر) - (۶۴ نظر)
عشق واقعی چیست ؟ (۷۶۴۹ بازدید توسط ۵۰۹۸ نفر) - (۵۶ نظر)
در کل نباید تو چشم مردم بود ، موافقید یا مخالف ؟ (۴۰۴۹ بازدید توسط ۲۹۰۸ نفر) - (۳۳ نظر)
الگوی خودمون رو درست انتخاب کنیم (۲۱۸۵ بازدید توسط ۱۷۰۴ نفر) - (۳۰ نظر)
خواستگارم نظامیه و خانوادم مخالف هستند (۶۷۰۷ بازدید توسط ۵۳۱۵ نفر) - (۵۲ نظر)

۷۹ مطلب با موضوع «مباحث یاد مرگ» ثبت شده است

توضیح در مورد "شاهدان" و "میزان" روز قیامت (یاد مرگ)

در قرآن داریم : روزی که شاهدان گواهی می دهند و بپا می خیرند. از این آیه مشخص می شود که شاهدان متعدد هستند .علاوه بر خداوند که اولین و اصلی ترین شاهد ما در دنیا و گواه در قیامت است ، شاهدان دیگری هم هستند.

در قرآن داریم که خدا بر هر چیزی شاهد است و بر اعماق وجود ما احاطه دارد. ناظر و شاهد بودن خداوند در این عالم از باب بربوبیت خدا است . شاهد بودن خدا در دنیا شبیه به مراقبت یک پرستار از بیمار یا مراقبت یک پدر و مادر دلسوز از فرزندش است.

پس نگاه خداوند نگاه امداد و تربیت است که موجب رشد است نه نگاه یک پلیس یا مراقب که می خواهد مچ بگیرد . البته خداوند شخصی را که تخلف می کند می بیند ولی اصل نگاه خدا برای تربیت و ربوبیت است .

اگر انسان به این توجه داشته باشد خجالت می کشد که در مقابل خدای مهربان گناه بکند.

طلبه ای که درسش تمام شده بود و می خواست به ایران برگردد ، یکی از علما به او گفت که این آیه را زیاد بخوان که می فرماید: آیا نمی دانی که خدا تو را می بیند ؟ این آیه باید تکرار بشود تا در جان انسان بنشیند.

حضرت امیرالمومنین می فرماید : بپرهیزید از اینکه در خلوت معصیت کنید زیرا کسی شما را نگاه می کند که خودش (حاکم) در قیامت شاهد است. از طرفی انسان باید خوشحال باشد که تحت نظارت چنین چشمانی است.

آیت الله اراکی می فرمودند: سالها قبل دخترم که بسیار متدین است می خواست تنها به حج مشرف بشود و می ترسید . ایشان به من گفت که من چکار کنم و من به او گفتم که در آنجا شما میهمان خدا هستی و ذکر یا حفیظ یا علیم را زیاد بگو. وقتی دخترم برگشت به من گفت که من وقتی سیل جمعیت را در طواف دیدم وحشت کردم و در گوشه ای از مسجد الحرام نشستم و ذکر یا حفیظ یا علیم را گفتم .

یک دفعه دیدم که تعدادی دور یک نفر حلقه زده اند و ایشان امام زمان (عج) بودند. من هم وارد آن حلقه شدم. من عبای حضرت را گرفتم و هفت مرتبه طواف کردم . در طول این هفت دور یک تنه به من نخورد. در انتهای طواف حضرت را ندیدم. دختر آیت الله اراکی از حفاظت خدا استفاده کرد. پس شاهد بودن خدا برای امداد رسانی است .

حالا اگر خدا شاهد است پس چرا شهود دیگری هم هستند؟ این جنبه ی تربیتی دارد . یک دسته از شهود ملائکه هستند و ناظر اعمال بد و خوب ما هستند.

از امام صادق (ع) سوال شد که چرا بجز خدا ملائک هم شاهد هستند. امام فرمود :وقتی کسی بداند که چشم های متعددی او را می بیند بیشتر از خودش محافظت می کند.


در جای خلوتی که ما فکر می کنیم کسی ما را نمی بیند دهها و صدها چشم ما را نگاه می کند.


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مباحث یاد مرگ (۷۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲)
    • ۲۵۸۱ بازدید توسط ۱۹۶۴ نفر
    • جمعه ۲۳ مرداد ۹۴ - ۰۹:۵۸

    مواقف پنجاه گانه قیامت در روایات ( یاد مرگ )

     پنجاه موقف بر صراط قرار دارد که درآن به اعمال و وظایفی که ما در دنیا داشتیم رسیدگی می کنند. این پنجاه موقف صریحا در روایات نام برده نشده است .

    از مجموعه روایات و سخنان بزرگان مثل شیخ صدوق این طور بر می آید که این پنجاه موقف وظایفی بوده است که بر دوش ما بوده است . بطور کلی مواقف، تکالیف و مسئولیت هایی است که ما باید در قبال خدا و مردم انجام می دادیم .

    از این مواقف نماز ، روزه ،خمس و زکات است. خمس حق ولایت و امامت است . اگر کسی شرایط پرداخت خمس را داشته باشد ولی آنرا ندهد، حق امام را غصب کرده است و او عملا یکی از غاصبین حقوق اهل بیت است .

    یکی دیگر از آن مواقف زکات است که حق فقرا است . نپرداختن خمس و زکات بی برکتی های زیادی در زندگی انسان پیش می آورد .

    در روایات داریم که پرداخت خمس و زکات باعث سهولت زندگی و زیاد شدن برکت رزق است و این با تجربه هم بدست می آید.

    رئیس سازمان حوادث غیرمترقبه ی کشور می گفتند که در مناطقی زلزله یا خشکسالی آمده بود و دو تا مزرعه در کنار هم بوده اند که یکی صد درصد سوخته بود و یک سالم مانده بود در حالیکه اگر خشکسالی یا سرمازدگی باشد باید هر دو از بین بروند. وقتی ما تفحص کرده ایم ، متوجه شدیم که صاحب یکی از آنها اهل خمس و زکات بوده است و یکی نبوده است .

    در قرآن داریم که اگر مردم مومن باشند برکات زمین و آسمان بر آنها نازل می شود. ما متوجه بسیاری از مشکلات روحی و معنوی نمی شویم .

    یکی از کشاورزان اطراف مشهد به دیدن مرحوم شیخ نخودکی رفته بود و گفت که آفت ملخ در مزارع خیلی زیاد شده است و مزرعه ی من دارد از بین می رود. ایشان گفتند که شما زکات نمی دهید و ملخ ها حق فقرا را از زمین شما می خورند ، زکات بده تا کارت درست بشود. کشاورز عهد بست که زکات بدهد و ایشان دعایی کرد و دستورالعملی به او داد. کشاورز می گفت که وقتی من به عهد خودم وفا کردم، می دیدم که ملخ ها اطراف ساقه ها می نشینند ولی علف های هرز را می خورند و ساقه های گندم را نمی خورند.

    این از وعده های قرآنی است. موقف بعدی صله رحم است که در قیامت از آن سوال می شود. صله ی رحم فقط صرف رفت و آمد نیست بلکه باید بین آنها مودتی باشد و کار یکدیگر را راه بیندازند .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مباحث یاد مرگ (۷۹ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴)
    • ۱۴۷۴ بازدید توسط ۱۱۱۸ نفر
    • پنجشنبه ۲۲ مرداد ۹۴ - ۱۰:۵۵

    توضیح در مورد موقف حق الناس در قیامت

    سخت ترین و مهمترین موقف در قیامت موقف حق الناس است .

    زیرا کمتر کسی است که تواسنته باشد تمام حقوق را رعایت کند و هر کسی از جهتی گرفتار حق الناس است . بنابراین باید به حق الناس اهمیت بدهیم .در قیامت به موقف حق الناس که در آن به حقوق دیگران رسیدگی می شود مرصاد می گویند.

    در قرآن داریم که خدای تو در کمینگاه است . یعنی مراقب است و رصد می کند. و اعمال انسان را یکی یکی بررسی می کند. افرادی که در این دنیا مراقبت بیشتری داشته اند بررسی اعمال شان کمتر طول می کشد ولی برای عده ای این بررسی زیاد طول می کشد .

    وقتی در قیامت طلبکارها می خواهند حق شان را بگیرند ، در آنجا کار سخت می شود. در دعای بیستم صحیفه ی سجاده ی داریم :خدایا رستگاری، پیروزی در معاد و سلامتی از این گذرگاه و ایستگاه را از تو درخواست می کنم .

    امام صادق (ع) می فرماید : کسی که ظلمی کرده باشد از این ایستگاه نمی تواند رد بشود و صلاحیت ورود به بهشت را پیدا بکند.

    حضرت امیر جمله ای را از پروردگار در قیامت نقل می کند که امروز من بین شما با عدل حکم می کنم و به هیچ کس ظلم نمی شود. در اینجا حق ضعیف را از ظالم می گیرم . کسی که ظلمی به او شده، خدا حق او را می گیرد و تلافی می کند.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مباحث یاد مرگ (۷۹ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷)
    • ۲۶۸۵ بازدید توسط ۱۹۷۱ نفر
    • چهارشنبه ۲۱ مرداد ۹۴ - ۱۰:۵۷

    کسانی که نماز نمی خوانند، در قیامت چه برخوردی با آنها می شود ؟

    از پیامبر داریم : کسی که عمدا نماز را ترک می کند و به خدا اهانت می کند کافر است .

    ترک نماز اهانت بزرگی به خداوند است مخصوصا در جامعه ی ما که امکان ندارد کسی در مورد نماز چیزی به گوشش نرسیده باشد .

    بعضی ها بهانه می کنند که نماز ذکر و یاد خداست و ما به یاد خدا هستیم ، پس دیگر نیازی به نماز خواندن نیست . با این مغلطه ها نمی شود از زیر فرمان الهی شانه خالی کرد .

    فرق بین اسلام و کفر در نماز خواندن یا ترک نماز است . این یک کفر حقیقی و عملی است. یعنی فرد در عمل مثل کافر است . وقتی وصف جهنم می آمد رنگ پیامبر عوض می شد و گریه می کرد . کسی که ترک نماز می کند و بی احترامی به خدا می کند ممکن است که به مرور اعتقاداتش را هم از دست بدهد و رابطه اش با خدا سست بشود.

    وقتی شخص اعتقاداتش را از دست بدهد، دیگری امیدی به شفاعت در روز قیامت نخواهد داشت . همه ی بدون استثنا نیاز به شفاعت دارند حتی انبیاء نیاز به شفاعت چهارده معصوم دارند.

    شفاعت فقط برای خارج کردن فرد از جهنم نیست بلکه برای ارتقاء هم هست .


    اگر کسی تارک نماز باشد صلاحیت شفاعت را از دست می دهد زیرا او در کلاس خدا و اهل بیت نیامده است تا اگر نمره ی کمی بگیرد، شفاعت شامل حال او بشود.


    در روایات داریم که شفاعت ائمه شامل کسانی که نماز را سبک می شمارند نمی شود .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مباحث یاد مرگ (۷۹ مطلب مشابه) نماز خواندن (۷۴ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸)
    • ۱۴۴۷ بازدید توسط ۱۰۷۷ نفر
    • سه شنبه ۲۰ مرداد ۹۴ - ۱۴:۰۵

    توضیح در مورد موقف تکالیف روی پل صراط (یاد مرگ)

    بعد از موقف اعتقادات که اولین موقف بر صراط است ، مواقف بعدی بررسی تکالیفی است که بر دوش انسان بوده است .

    اولین عملی که بررسی می شود نماز است .

    روایات متعددی از امام صادق (ع) و امام باقر (ع) داریم که اولین عملی که در قیامت محاسبه می شود نماز است ، اگر نماز را قبول بکنند بقیه ی اعمال مورد تایید قرار می گیرد.

    ما از این روایت متوجه می شویم که نماز در بین اعمال خصوصیتی دارد که قبول شدن آن مشروط به این است که انسان کارهای متعددی انجام بدهد که در این صورت زندگی انسان  خداپسند خواهد شد . یعنی نماز به اعمال دیگر ما جهت می دهد .

    ما در نماز، قبول بودن و صحیح بودن داریم . صحیح بودن نماز مربوط به صورت ظاهری و پیکره ی نماز است یعنی قرائت رکوع سجود و ... درست باشد ولی قبولی نماز مربوط به روح و باطن نماز است که نماز روح داشته باشد تا بتواند به عالم ملکوت برود و خداپسند باشد و بتواند روح انسان را ارتقاء بدهد . چنین نمازی شرایطی دارد .

    ممکن است که نمازی صحیح باشد، این نماز از انسان رفع تکلیف می کند اما این نمازی نیست که انسان را رشد بدهد و به معراج ببرد .

    در جلد هشتاد و چهار کتاب بحارالانوار داریم که امام صادق (ع) فرمود : گاهی نصف یا ثلث یا ریع یا خمس آن قبول می شود و به اندازه ای که انسان حواسش در نماز باشد که در محضر چه کسی ایستاده است مورد قبول قرار می گیرد.

    امام فرمود : اگر کسی بخواهد بداند که نمازش قبول شده است باید بیند که نمازش چقدر او را از گناه باز می دارد . یعنی به اندازه ای که نماز انسان را از آلودگی ها و فساد دور کند ، مورد قبول است .

    پس اگر من نماز می خوانم ولی ظلم می کنم یا رعایت حلال و حرام را نمی کنم ،بدانم که نمازم مشکل دارد و این نماز خداپسندانه نیست .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مباحث یاد مرگ (۷۹ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴)
    • ۸۸۰ بازدید توسط ۶۹۹ نفر
    • دوشنبه ۱۹ مرداد ۹۴ - ۱۱:۵۶

    توضیح در مورد موقف اعتقادات (یاد مرگ)

    تفاوتی که سوال شب اول قبر با سوالات اولین موقف قیامت دارد این است که سوال شب اول قبر در برزخ از کلیات عقاید است یعنی از اصل وجود خدا ، نبوت ،امامت. اما در قیامت سوالات جزئی تر است .

    مثلا اگر شما خدا را قبول داشتی ، آیا خدا را بعنوان رزاق قبول داشتی یا رزاق را کس دیگری می دانستی . یعنی اعتقادات ریز می شود. استاندارد یک مومن این است که خدا را در عالم همه کاره ، شفا دهنده،رزاق ،حکیم ، رب و ... بداند.

    ما معمولا این ها را می دانیم ولی به آنها عمل نمی کنیم . حدیث عنوان بصری برای این است که دانسته ها و ذهنیات وارد قلب ما بشود و با تمام جان بپذیریم که خدا مالک است. دانستن کفایت نمی کند.

    در اعتقادات زبانی ، وقتی زبان از کار می افتد، آن اعتقادات هم از کار می افتد . اعتقادات ذهنی هم در هنگام مرگ بخاطر هول مرگ کار نمی کند. پس در آنجا ملکات و جان انسان است که می ماند . اینکه ما می دانیم خدا رزاق و شفا دهنده است ،باید وارد قلب ما بشود .

    ما باید حرف خدا را از پیامبر بپذیریم و آنرا تصدیق کنیم ، بعد از پیامبر باید حرف معصومینی که شان پیامبر را دارند بپذیرم . برای اینکه این اعتقادات قلبی بشود انسان باید به آن عمل بکند.

    انسان وقتی خدا را مالک دانست دیگر بخل ندارد. وقتی انسانها خمس و زکات را نمی دهند یعنی خودشان را مالک می دانند و اعتقادات آنها قلبی نمی شود.

    حدیث عنوان بصری شیوه ی قلبی کردن اعتقادات است .

    البته دستورات دینی دیگر هم هست . ما دستورات صلاح دین را انجام می دهیم که اعتقادات مان محکم بشود. اگر اعتقادات وارد جانمان بشود و آنرا بپذیریم و در قلب ما نفوذ بکند، در قیامت می توانیم از موقف اعتقادات عبور کنیم .

    اعتقاداتی که وارد جان انسان می شود نباید شرک آلود باشد . یعنی اعتقاداتی که مربوط به فرهنگ دین نیست وارد وجود انسان نشده باشد . ممکن است که اعتقادات انسان طوری باشد که رگه های شرک یا خرافات در آن وجود داشته باشد .

    شاهرگ حیات همه ی اعتقادات ولایت است که در موقف اول از آن سوال می کنند .

    ما کتاب الهی و وحی را مستقیم از خدا نگرفته ایم بلکه یک انسان معصومی آنها را گرفته و به ما رسانده است . اگر ما بخواهیم به خدا متصل بشویم باید تسلیم او باشیم و او را بپذیریم . باب رسیدن به خدا، معصوم است ، بعد از پیامبر اولیاء الهی هستند یعنی کسانی که خصوصیات پیامبر را دارند ، کتاب خدا را تبیین می کنند ، دین خدا را تشریع و از انحراف آن جلوگیری می کنند و دین خدا را اجرا می کنند .

    پس بعد از پیامبر باید اعتقاد به اولیا الهی باشد .

    در روایات داریم که از مسئله ی ولایت سوال می شود . در سوره صافات آیه 24 داریم : آنها را نگه دارید تا از آنها سوال بشود . روایاتی داریم که از ولایت امیرالمومنین سوال می کنند . یعنی از میزان ولایت پذیری سوال می کنند .

    در سوره تکاثر آیه آخر می فرماید : خدا در قیامت از نعمت می پرسد . روایاتی داریم که مهمترین نعمت، ولایت اهل بیت است . اگر این نعمت نبود شما راهی به خدا نداشتید .

    شیطان می خواست بدون سجده به آدم معصوم ،به مقاماتی برسد ولی نرسید با آن همه عباداتی که داشت. پس ما بدون اهل بیت به بهشت نمی رسیم .

    پیامبر فرمود : وقتی بهشتی ها می خواهد وارد بهشت بشوند ، کوبه ی بهشت از یاقوت سرخ است و روی صفحه ی طلا می خورد و طنین آن یا علی است .

    علامه طباطبایی فرمود : وقتی شما در خانه ای را می زنید ، صاحب خانه را صدا می زنید ، صاحب بهشت علی و اولاد او هستند .

    در جلد هفتم بحارالانوار از پیامبر روایتی داریم : حضرت زهرا وارد صحنه ی محشر می شود و تلاطمی بر جمعیت محشر وارد می شود . خطاب می رسد : چشم هایتان را ببندید فاطمه می خواهد عبور کند . ( این خطاب ،خطاب تکلیفی نیست بلکه خطاب واقعی است یعنی چشم ها فرو بیفتید . زیرا چهره ملکوتی حضرت زهرا می خواهد بروز بکند و هر چشم بهشتی در هر مرتبه ای نمی تواند آنرا ببیند) .

    حضرت فاطمه در عرش الهی ظهور پیدا می کند . حضرت پیراهن اباعبدالله را بلند می کند و از دشمنان و ظالمین اهل بیت شکایت می کند و بعد شروع به شفاعت انسانها می کند مثل مرغی که از زمین دانه جمع می کند تمام محبین و دوستان اهل بیت را جمع می کند . جز عده ی قلیلی که فقط به درد جهنم می خورند همه را به سمت بهشت می برند و در آنجا همه دعا می کنند که ای کاش از فاطمیون بودند . بعد از موقف اعتقادات موقف عمل است که اولین آن نماز است .
    انشاء الله که ما بتوانیم زیر سایه ی اهل بیت ،اعتقادات و اعمال مان را از این مواقف عبور بدهیم .


    " مباحث یاد مرگ - حجت الاسلام عالی - برنامه سمت خدا - http://samtekhoda.tv3.ir "
    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مباحث یاد مرگ (۷۹ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲)
    • ۹۸۰ بازدید توسط ۷۹۲ نفر
    • يكشنبه ۱۸ مرداد ۹۴ - ۰۷:۰۴

    توضیح در مورد حدیث عنوان بصری از امام صادق (ع) - (یاد مرگ)

    این حدیث اقتضائات بندگی است . اگر کسی می خواهد در عمل مومن باشد و با دستورات خدا و ائمه زندگی کرد دین در قلب او تثبت می شود و این فرد در مواقف مشکل ندارد و موقف عقاید را براحتی می گذراند .

    امام صادق فرمود : بندگی سه رکن دارد :

    اول اینکه سرمایه ها را از خدا بدان و تو آنرا کسب نکرده ای و براحتی در راه خدا خرج کن

    دوم اینکه مدیریت را به خدا بسپار و درگیر قضا نشو . تو بندگی بکن و نتیجه را به خدا بسپار زیرا خدا از تو به تو دلسوز تر و آگاه تر است

    رکن سوم بندگی این است که مشغولیت بنده این است که آیا دائم امر خدا را انجام بدهید یا ندهید .

    خدایی که دائم رب است آیا من دائم بنده هستم ؟ شخصی که می خواهد بنده باشد و ایمانش در قلبش تثبیت بشود ، دائم مراقب دستورات دینی است و از دیگران هم خجالت نمی کشند.

    اگر شما به روی کسی که دارد غیبت می کند بخندی خدا ناراحت می شود ولی اگر به مردم نخندی ، بنده ی  خدا ناراحت می شود.

    نتیجه ی رکن سوم این است که چنین شخصی دنبال این نیست که دل دیگران را به خودش جلب کند یا فخرفروشی کند زیرا دستورات الهی برای او مهم است . چنین کسی عبد می شود و نمونه ی اعلی عبویت می شود .

    وقتی از پیامبر می پرسیدند که تو که هستی ؟ می فرماید : بنده ام ، پسر بنده ات . یعنی خدا همه کاره است و ما فقط بنده هستیم .

    درویشی به یکی از شاه های قاجار احترام نکرد و شاه ناراحت شد ، درویش گفت که مگر تو که هستی ؟ شاه گفت : من شاه هستم . درویش گفت : بعد چه می شوی ؟ شاه گفت : هیچی . درویش گفت که من از الان هیچی هستم ، تو می خواهی بعدا هیچی بشوی .

    مرحوم شیخ مرتضی انصاری مادری داشت که بسیار متدین بود . ایشان برای دیدن پسرش از شوشتر به نجف رفته بود. زن های نجف به او خیلی احترام کردند . او از پسرش که چرا خانم ها دست من را می بوسند و احترام می کنند ؟ شیخ گفت : زیرا شما نماز شب می خوانی . مادر گفت : خیلی ها نماز شب می خوانند . شیخ گفت : زیرا شما زیاد به زیارت می روید . باز مادرش این را قبول نکرد . شیخ گفت : آنها بخاطر من به شما احترام می گذارند . مادر به او گفت : مرتضی ، مگر تو کی هستی ؟ اگر انسان باور بکند که همه کاره خداست ، می فهمد که شان انسان بندگی است . ما باید نوع نگاه مان را اصلاح بکنیم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مباحث یاد مرگ (۷۹ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵)
    • ۱۳۹۶ بازدید توسط ۱۰۸۴ نفر
    • شنبه ۱۷ مرداد ۹۴ - ۱۲:۵۵

    توضیح در مورد مواقف روز قیامت ( یاد مرگ )

    مواقف و ایستگاههای برای بازرسی در صراط هست که تعداد آنها پنجاه موقف است . امام صادق (ع) فرمودند : در قیامت پنجاه موقف است . شیخ صدوق می گوید که این مواقف تکالیفی است که بر دوش ما بوده است که باید آنرا در صراط دنیا انجام می دادیم ،در واقع لوازم بندگی بوده است .

    در آنجا اعمال ما را بررسی می کنند که ما آنرا درست انجام داده ایم یا خیر . در مورد ترتیب مواقف ،ما روایت صحیحی نداریم . البته این مهم نیست . مهم این است که همه ی اینها بررسی می شود.

    از روایات این طور برمی آید که اولین موقف بر صراط ،بررسی اعتقادات حقی است که باید یک مومن یا انسان داشته باشد .

    در روایت داریم : از توحید ،نبوت و ولایت امیرالمومنین سوال می شود. پس ما باید اعتقادات مان را با خودمان به قیامت ببریم و در ضمن باید اعتقادات صحیح باشد و شرک آلود نباشد .

    در روایت داریم : ایمانها دو جور است بعضی از ایمان ها عاریه ای است یعنی موقت است و با جان ما عجین نشده است . امام حسین (ع) می فرماید : نباید دین به زبان باشد . وقتی هنگام مرگ زبان از کار بیفتد ،ایمانی هم که بر سر زبان بوده است از کار می افتد و جان انسان بدون ایمان خواهد رفت .

    هنگام مرگ کم کم باطن انسان آشکار می شود و انسان دیگر ملاحظه ی اطرافیان را نمی کند . اگر انسان جان شرک آلودی داشته باشد ، خودش را نشان می دهد. در خواب انسان ملاحظه ی بیرون را نمی کند .انسان تا وقتی بیدار است ، ملاحظه می کند که خودش را بیرون نریزد .

    در خواب روانکاوها با استفاده از هیپنوتیزم سعی می کنند که درون فرد را بفهمند . در مرحله ی مرگ ، انسان آنچه در دلش است بیرون می ریزد . کسانی که ایمان شان سطحی بوده و با خدا زندگی نکرده اند ، کفر بیرون بریزد .

    پیامبر بر بالین شخص محتضری بود ، پیامبر اشهدان لااله الاالله را بر او تلقین کرد ولی او گفت که من این ذکر را نمی گویم و از آن بیزار هستم. و در همین حال هم از دنیا رفت . پیامبر از همسر او سوال کرد که او عادت به چه گناهی داشت که دچار سوء عاقبت شد ؟

    همسرش گفت: او مشروب خوار بود . زمان انجام گناه ، انسان تحت ولایت خدا نیست . انسان در حین گناه تحت ولایت ابلیس است .

    در روایت داریم : شخص هنگامی که در حال انجام دادن فحشاء و دزدی است ، ایمان ندارد . عادت بر گناه هویتی برای انسان می سازد که تحت ولایت شیطان بودن برای او تثبیت می شود و ایمان از او سلب می شود . البته اینها قابل جبران و توبه است . اگر کسی با همین حالت و عدم اعتقاد درست بمیرد ،دچار سوء عاقبت می شود.

    در کتاب منازل الآخرة ، محدث قمی ، از فضیل عیاض نقل کرده است که او بر بالین یکی از شاگردانش سوره ی یس را خواند و شاگردش گفت : نحوان و او هم نخواند . بعد او تلقین اعتقادات را به او گفت . او گفت : من بیزار هستم و در همین حال از دنیا رفت .

    فضیل شاگردش را خواب دید که در عذاب است و از او پرسید : تو بهترین شاگرد من بودی ،چرا این طور شدی ؟ او گفت : من مبتلا به سه گناه بودم : سخن چینی ،حسادت و مشروب خواری ( البته ابتدای آن بخاطر مداوا بوده است .خدا می فرماید که ما مداوا را در شراب قرار ندادیم.)

    انسانی که در زندگی با خدا بوده است و از صمیم قلب خدا را دوست دارد . در آخر الزمان ، بعضی از افراد در اعمال کم می آورند . و بخاطر همین خدا تخفیف داده است و می فرماید که هر کس در  آخرالزمان یک دهم اعمال را بجا بیاورد اهل نجات است ولی در اعتقادات تخفیف داده نشده است زیرا اعتقادات قلبی است و سختی ندارد.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مباحث یاد مرگ (۷۹ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱)
    • ۱۰۲۰ بازدید توسط ۸۱۳ نفر
    • جمعه ۱۶ مرداد ۹۴ - ۱۰:۲۷

    راهکارهایی برای پایداری در توبه

    بزرگواری می گفت که ما میهمانی داشتیم و پسر او می خواست با پسر من که قویتر از او بود کشتی بگیرد . من به پسرم گفت که تو زمین بخور زیرا آنها میهمان ما هستند . پسر من زمین خورد . پسر من خیلی ناراحت بود ولی دفعه ی بعد که با او کشتی گرفت ، او را چنان به زمین زد که جبران دفعه ی اول را هم کرد .

    وقتی در کسی تواضع ریشه دار نیست ، دوام ندارد و دوباره به حالت اولیه بر می گردد . گاهی ما می خواهیم گناهی را ترک کنیم اما چون هنوز ریشه خوبی ها در ما شکل نگرفته است ، ریشه ی آن بدی ها بر ما غالب می شود.

    ممکن است که ما بخاطر مجلس باحال یا فیلم باحال جو گیر بشویم و گناهی را ترک کنیم ولی چون ریشه ی آن گناه در ما هست ، آن گناه بر می گردد. اهل معرفت می گویند که اگر شما می خواهید آلودگی را ترک کنید ریشه ی محکم تری برای خودتان درست کنید یعنی بجای حب نفس ، حب خدا را جایگزین بکنید . 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل اعتقادی (۱۱۷۵ مطلب مشابه) مباحث یاد مرگ (۷۹ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵)
    • ۲۳۲۱ بازدید توسط ۱۹۴۱ نفر
    • جمعه ۱۶ مرداد ۹۴ - ۱۰:۱۲

    آیا در قیامت ما باید در هر موقفی به سوالات جواب بدهیم ؟ (یاد مرگ)

    تمام تشکیلات قیامت برای این است که اعمال ما بررسی بشود. تا در دادگاه الهی مشخص بشود که اعمال چه کسی احتیاج به تطهیر یا جایزه دارد . مقتضای اسم حسیب خدا  این است که هیچ عملی رها و محمل و بی عکس العمل نباشد . لذا ریز و درشت اعمال ما در قیامت مورد سوال قرار می گیرد .

    حتی لایه های عمیق باطنی ما مشخص می شود تا خدا پاداش هر عملی را بدهد . در سوره ی نحل آیه نود و سه می فرماید : به پروردگارت قسم که از همه ی کارهایی که کرده اید سوال می شود و از همه کس سوال خواهد شد .

    فرق سوالاتی که در قیامت می شود با سوالاتی که در برزخ می شود در این است که سوالات برزخ یک بازپرسی اجمالی است از کلیات عقاید و از اصول عقاید که شخصیت انسان را تشکیل می دهد مثل قبول داشتن خدا ،پیامبر و کتاب . و همچنین برخی از کلیات اعمال مثل اصل نماز ، خمس ، روزه زکات .

    پس اصلی ترین سوال در برزخ در مورد اعتقادات است که مسیر بهشت برزخی یا جهنم برزخی را روشن می کند . ولی در قیامت کوچکترین عمل و نتیجه اش معلوم بشود . مثلا در مورد نماز به رکعت ، سجده نماز و تمام حرکات رسیدگی و سوال می شود .

    روی صراط مواقف متعددی است و در هر مواقف ( ایستگاه ) یک عمل با همه ی جزئیات به آن پرداخته می شود. پس در هر ایستگاه به یک عمل و جزئیات آن پرداخته می شود . پس در قیامت به جزئیات اعمال می پردازند تا اسم حسیب خدا پدیدار بشود.

    بحث سوال کردن در قیامت از بحث حسیب بودن خداست . چون خدا حسیب است باید همه چیز را حساب بکند . تجلی بودن اسم حسیب خدا با سوالات است.

    امیرالمومنین فرمود : منو معاویه باید پاسخگوی کسانی که در صفین کشته شده اند باشیم . هر کس باید پاسخگوی اعمال باشد . چرا به قیامت روز قیامت می گویند در حالیکه آنجا خورشید نیست ؟ در آنجا روز معنا ندارد زیرا خورشید از بین رفته است. در آنجا خورشید دیگری است و حقایق آفتابی می شود و چیزی مخفی نیست یعنی چون حقیقت روشن است روز است .

    در آنجا حقیقت بالا می آید . مرحوم یزدی صاحب کتاب عروةالوثقی فتواهای زیادی در کتابش داده است . فردی به ایشان گفت : سید برای روز قیامت باید برای این فتواها جواب آماده بکنی . ایشان فرمودند : من اول جوابش را داده ام که فتوا داده ام .

    اینها انسانهایی هستند که اول جواب اعمالشان را آماده می کنند بعد عمل می کنند . از امیرالمومنین در نهج البلاغه داریم که در قیامت از زمین ( محیط زیست ) ، از شما سوال می کنند . پیامبر از محلی رد می شدند و دیدند که روی شتر ، باری بسته شده و شتر معطل بود. پیامبر فرمودند :صاحب این شتر خودش را برای جوابگویی در قیامت آماده کند ( شتر را معطل گذاشته است ).

    حضرت علی (ع) در شب نوزدهم وقتی از خانه دخترشان بیرون می رفتند مرغابی ها خیلی سر و صدا می کردند ، حضرت فرمودند : یا به این مرغابی ها بِرس یا اینکه آنها را آزاد کن ، اینها جواب دارد .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مباحث یاد مرگ (۷۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳)
    • ۱۳۲۵ بازدید توسط ۱۰۳۰ نفر
    • پنجشنبه ۱۵ مرداد ۹۴ - ۰۷:۱۷

    ادامه توضیح در مورد عوامل تکفیر ( یاد مرگ )

    سلام

    یکی از بهترین مطالب بخش یاد مرگ رو به شما تقدیم می کنم ...

    ------------------------------

    بدترین و منفورترین صفت در نزد خدا تکبر و لجاجت و خصوع نکردن در برابر در مقابل حق است . ریشه ی تمام عواملی که اعمال خوب ما را از بین می برد همان خود محوری و خودرای بودن است .

    محبوب ترین حالت نزد خدا خضوع، شکستگی در مقابل حق و تسلیم خدا بودن است .

    روح تمام عواملی که باعث آمرزش گناهان و تکفیر  می شود به خضوع در برابر حق بر می گردد . مثلا اگر کافری عمری را در شرک بوده و بعد مسلمان بشود این مسلمان شدن باعث می شود که گناهانش آمرزیده بشود زیرا تسلیم خدا شده است .

    یکی دیگر از عوامل تکفیری شهادت در راه خداست . زیرا شهادت تسلیم عملی در مقابل خداست . توبه هم شکستن در برابر خداست و یکی از عوامل دیگر تکفیر است . عوامل دیگر تکفیر شفاعت ، اجتناب از گناهان کبیره و کهولت سن است .

    خداوند از باب تفضل بخشی از گناهان اشخاص پیر را می بخشد . عوامل تکفیر یا همه ی گناهان گذشته را پاک می کند مثل توبه یا بخشی از گناهان گذشته را پاک می کند .

    البته بخشش گناهان حق الناس به فرد صاحب حق بر می گردد .

    از عوامل دیگر آمرزش گناهان بلاها ، مصیبت ها و رنج هایی است که انسانها در دنیا تحمل می کنند .

    حتی اگر این بلاها در اثر عمل خود آنها باشد و منشا بلا مهم نیست .

    اگر کسی در این دنیا بلا و سختی بکشد خداوند از باب کرمش گناهان او را می بخشد .

    اما اینکه چه مقدار از گناهان پاک می شود را خدا می داند . انسان به تناسب رنج وبلایی که می کشد باعث پاک شدن برخی از گناهانش می شود . زیرا وقتی کسی دچار بلا و مصیبت میشود ، در خانه ی خدا می شکند و عجز او ظاهر می شود و باید به خدا التماس بکند و این تضرع در مقابل خدا باعث آمرزش گناهان می شود .


    کسی کارهای عبادی را انجام بدهد ممکن است که دچار عجب و غرور بشود . و از خدا طلبکار بشود و به خود و اعمالش تکیه بکند .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مباحث یاد مرگ (۷۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶)
    • ۸۴۲ بازدید توسط ۶۸۵ نفر
    • چهارشنبه ۱۴ مرداد ۹۴ - ۱۱:۲۲

    توضیح در مورد تکفیر گناهان (یاد مرگ)

    قانون اولیه اعمال ما این است که اعمال خوب ما به سمت راست عالم وجود می روند یعنی در ملکوت اعلی و در آنجا محفوظ بمانند و اعمال بد ما به سمت چپ عالم که همان سجین است برود و در آنجا محفوظ بماند .

    از بسیاری از روایات و آیات قرآن این طور بر می آید که اعمال ما در عالم ملکوت و سجین با هم بی ارتباط نیستند . بعضی از گناهان ما بقدری زشت هستند که اعمال خوب و صالح ما را می سوزانند و آنرا پاک می کنند که این همان بحث حبط اعمال است .

    بعضی از اعمال خوب بقدری مثبت هستند که همه ی یا بعضی اعمال بد را می سوزانند و از بین می برند که این همان بحث تکفیر است .

    از عواملی که باعث تکفیر گناهان می شود اسلام و ایمان است . اگر کسی سالها مشرک بوده است و بعد ایمان بیاورد و مسلمان بشود ، این اسلام آوردن او اعمال بدش را می پوشاند .

    در روایت داریم که اسلام گذشته را جبران می کند . کسانی که در دم آخر مسلمان می شوند و وقتی هم برای انجام اعمال ندارند ، خداوند اعمال حق الله آنها را می پوشاند . این افراد چون تسلیم خدا می شوند یعنی مسلمان می شود ، خدا از حق خودش می گذرد .

    پیامبر برای جوان یهودی که به مسلمین خواندن و نوشتن یاد می داد ، تلقین خواند و او چند دقیقه قبل از مرگش شهادتین را گفت و بعد او از دنیا رفت . پیامبر دستور داد که او را در قبرستان مسلمین دفع کنند .

    در سوره ی مائده آیه 65 می فرماید : اگر اهل کتاب ایمان بیاوند و تقوی پیشه کنند ما گناهان آنها را می پوشانیم . ( مغفرت ) این لطف خداست . ممکن است که این ذهنیت پیش بیاید که آنها عملی انجام نداده اند .

    مستضعف کسانی هستند که حق به آنها نرسیده است و مسلمان هم نشده اند ولی کسانی که کافر هستند و مسلمان می شوند ، اعمالی داشته اند . زیباترین عملی که خدا دوست دارد تسلیم شدن در برابر حق است .

    یعنی فرد با حضرت حق عناد و لجبازی نداشته باشد . بدترین صفتی که خداوند از او بدش می آید در مقابل حق ایستادن و استکبار است . استکبار یکی از صفت های شیطان است که باعث رانده شدن او شد .

    اعمالی مثل کفر ، شرک ، ریا ، حسد ، عُجب ، غرور ، منت گذاشتن بر کسی و آزار دادن دیگران باعث حبط اعمال ما می شوند و ریشه ی این اعمال کفر یا کفر خفی است . مثلا ریا یک کفر خفی است . خدا از این کفر و عناد بدش می آید .

    ریشه ی تکفیر به تسلیم بودن و خضوع در برابر حق بر می گردد . پس فردی که مسلمان می شود یعنی تسلیم در برابر خدا شده است و این کار کمی نیست که بدون هیچ کاری فرد به بهشت برود.

    بهشت درجاتی دارد . قرآن می فرماید : درجات هر کس در بر طبق عملش است . عملی که باعث تکفیر و آمرزش گناهان می شود مسلمان شدن است .

    عمل دیگری که باعث تکفیر گناهان می شود شهادت در راه خدا است . شهادت بالاترین تسلیم عملی در برابر حق است . کسی که شهید می شود با عملش اثبات می کند که تسلیم حق است .

    سوره ی آل عمران آیه 195 می فرماید : کسانی که در راه من شهر خودشان را ترک کردند و در راه من جهاد کردند و کشته شدند ، گناهان آنها را  می پوشانیم و آنها را داخل بهشت می کنیم .

    امام باقر (ع) می فرماید : اولین قطره از خون شهید که نشانه ی استقامت بر عهد الهی است می ریزد کفاره ی همه ی گناهان او می شود مگر حق الناس . کفاره ی او باید پرداخت بشود .

    در روز عاشورا امام حسین (ع) به یارانش فرمود : کسانی که بدهی دارند بروند و آنرا ادا بکنند . من از رسول خدا شنیدم اگر کسی بمیرد و بدهی برگردنش باشد ، در روز قیامت از حسنات او برمی دارند و به طلبکار او می دهند .

    امام حسین (ع ) می خواست کسانی که خالص هستند بمانند و حادثه ی عاشورا را رقم بزنند .

    عمل دیگر توبه کردن است که باعث تکفیر گناهان می شود. توبه در واقع یک نوع زانو زدن در برابر حق است . تمام موارد تکفیر  آمرزش گناهان به خضوع در برابر حق بر می گردد . در اینجا من از بین می رود . آبرو می رود ای ابر خطاپوش ببار     که به دیوان عمل نام سیاه آمده ایم .

    ابر خطاپوش همان توبه است . توبه باران رحمت الهی است که از طرف خدا شروع می شود، توبه یعنی رجوع . اول خدا به دل کسی رجوع می کند . یعنی به دل طرف می انداز که از گناه بدش بیاید و بویی از حقیقت به مشام او می رساند .

    در قرآن داریم که اول خدا توبه ( رجوع ) می کند و بعد فرد توبه می کند . وقتی که فرد فکر می کند که بی حرمتی کرده و باید کاری بکند ، آن موقع پشیمان می شود و به سمت خدا توبه می کند و بعد خدا توبه ی او را قبول می کند . یعنی در توبه دو بار خدا رجوع می کند .

    بنابراین خدا تواب و بخشنده است . توبه نه تنها باعث آمرزش گناهان قبل می شود بلکه باعث تبدیل سیئات به حسنات می شود.

    سوره فرقان آیه 70 می فرماید : کسی که توبه کند و بعد ایمان به خدا را داشته باشد و بجای هر گناه عمل صالحی انجام بدهد ، خدا گناهان او را به تبدیل به حسنات می کند . توبه بالاتر از تکفیر است . کسی که خودش را شکسته و پیش خدا آمده است و پای هر گناه او شرمنده ای هست ، پای هر گناهش یک شکستگی است و خدا این را دوست دارد .

    رسول ترک بعد از اینکه توبه کرد ( امام حسین (ع)  واسطه ی کار او شده بود) به هر مسجدی که می رسید دو رکعت نماز می خواند یا اگر در مسجدی بود که تا موقع نماز وقت داشت در هر گوشه ی مسجد نماز می خواند . رفیقش به او گفت که چرا در هر گوشه ی مسجد نماز می خوانی ، ممکن است که ما را مسخره کنند .

    او گفت : در این شهر جایی نیست که من در آنجا گناه نکرده باشم . من می خواهم در هر قسمت مقدس زمین عبادت بکنم تا در روز قیامت آنها شهادت بدهند که من در هر گناهم ، کار خوبی انجام داده ام .

    در جلد هفت بحارالانوار داریم که امام باقر (ع) می فرماید : در روز قیامت در موقف حسابرسی مومن گناهکار را می آورند . خدا خودش متولی حسابرسی به او می شود، احدی را بر حساب او مطلع نمی کند ، خدا گناهان فرد را به او می گوید ولی کسی اینها را نمی شنود حتی خدا این صحنه ی دادرسی را به پیامبر هم نشان نمی دهد تا فرد خجالت نکشد .

    خدا می فرماید که بدی های او را به خوبی تبدیل کنید و بعد پرونده ی او را به همه نشان بدهید . این فرد عبد مذنبی بوده است که توبه کرده است . پس از آثار توبه تبدیل گناهان به خوبی هاست . اگر انسان این شرمندگی ها را بعد از هر نمازش بگوید و توبه کند ، در آن روز شرمندگی نخواهد داشت .

    اگر کسی توبه  می کند و بدی های او به خوبی تبدیل می شود ، باید در ظاهر این فرد هم تحول ایجاد بشود . پیامبر فرمود : تائب واقعی کسی است که اگر استغفرالله بگوید ولی دِین خودش را به دیگران ادا نکند ، این توبه اش واقعی نیست ، اگر کسی توبه کرد ولی عبادتش اضافه نشده است و رابطه اش با خدا بیشتر نشده است این توبه ی واقعی نیست ، اگر کسی توبه کرد ولی ظاهرش عوض نشود توبه ی او واقعی نیست ، اگر کسی توبه کرد ولی رفقایش همان رفقای قدیمی اش هستند این توبه واقعی نیست ، اگر کسی توبه کرد ولی روحیاتش عوض نشود این توبه ی واقعی نیست .

    توبه باید در درون و ظاهر ما تغییراتی ایجاد بکند . خدا توبه ای را قبول می کند که فرد هم در ظاهر و هم در باطن تسلیم حق بشود و تغییراتی در او ایجاد بشود .

    یکی دیگر از عواملی که باعث می شود که گناهان ما پوشانده بشود شفاعت است . یکی دیگر از عوامل تکفیر، گذشتن از گناهان کبیره است . در قرآن برای گناهان کبیره وعده ی آتش داده شده است .

    شما سعی کنید گناهان کبیره را بشناسید . بهترین کتاب ، کتاب گناهان کبیره شهید دستغیب است . خدا در قرآن می فرماید :  اگر از کبائر پرهیز بکنید ما از گناهان صغیره ی شما می گذریم . ممکن است که این تلقی پیش بیاید که آیه باعث تجری بر گناه می شود ، ولی این طور نیست . این برداشت اشتباهی از آیه است .

    مقصود آیه این است که اگر کسی این قدر خدا ترس و باتقوا هست که از گناهان کبیره دوری بکند ، خدا کم کم در وجودش آثار گناهان صغیره را از بین می برد . مثلا اگر کسی مواد مخدر و غذاهای مضر را ترک بکند ، مزاجش سالم می شود و اگر مزاجش سالم شد ، می تواند بعضی از غذای ناسالم را دفع بکند .

    اگر کسی از گناهان کبیره اجتناب بکند روح سالم می شود و آن وقت آثار گناه صغیره خیلی   نمی تواند در زندگی فرد ضرر بزند . اگر کسی گناه صغیره را کوچک بشمارد و به آن بی اعتنا بکند این به بدترین گناهان تبدیل می شد .

    امیرالمومنین می فرماید : بدترین گناه این است که شخص انجام بدهد و بگوید این چیزی نیست .

    حالا اگر این فرد توبه نکند و گناه برای او عادت بشود و بر گناه اصرار بورزد ، این خودش گناه کبیره است . گناه صغیره یکی از تورهای شیطان است که اگر کسی آنرا انجام داد به سمت گناه کبیره هم می رود. این همان دانه پاشیدن شیطان است .

    یکی دیگر از موارد تکفیر کهولت سن است . همان طور که خدا می فرماید به  پیرها احترام کنید ، خودش هم به پیرها احترام می کند  . کهولت سن باعث می شود که خدا از بعضی گناهان آنها بگذرد . کسی که پیر می شود در مقابل خدا خاضع می شود و گردن کشی ندارد و این خودش تسلیم در برابر خداست .

    کهولت سن یک نعمت است . وقتی ما طفل هستیم هیچ قدرتی نداریم ولی بعد که جوان شدیم مغرور می شویم . اگر انسان همیشه جوان بماند مغرور می ماند ولی بعد از مدتی همه چیز از انسان گرفته می شود و انسان پیر می شود و  می فهمد که این نعمت ها از طرف خدا بوده است و این باعث می شود که در مقابل خدا خاضع بشود.

    البته پیرها هم باید حیای دینی داشته باشند . داریم کسی که از سن چهل می گذرد خدا از او توقع دارد ،وقتی سن انسان به شصت و هفتاد سالگی رسید خدا از او توقع بیشتری دارد که حیای دینی نسبت به خدا داشته باشد .

    آیت الله احمدی میانَجی می فرمودند : پدر من رفیقی داشت که سواد نداشت و اموال زیادی داشت و وقتی هنگام زکات می شد چون سواد نداشت می گفت : این باغ برای زکات .( با اینکه آن باغ خیلی بیشتر از زکات می شد ) ایشان خانه ای داشت که اتاق های متعددی داشت و به مسافران می داد و در محرم و صفر در آنجا مراسم بر پا می کرد . روزی او بیمار شد و گفت که من می خواهم بمیرم .

    ایشان به پدر آیت الله میانَجی فرمودند که تو امشب اینجا بمان تا من را غسل و کفن بدهی . در نیمه شب او بلند شد و به چهارده معصوم سلام داد و گفت :خدایا خودت فرمودی و ما هم شنیدیم که به پیرها احترام کنید . من هم پیر شدم بعد او جان داد .


    " مباحث یاد مرگ - حجت الاسلام عالی - برنامه سمت خدا - http://samtekhoda.tv3.ir "


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مباحث یاد مرگ (۷۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴)
    • ۹۹۵ بازدید توسط ۸۴۳ نفر
    • سه شنبه ۱۳ مرداد ۹۴ - ۱۰:۵۱

    توضیح در مورد حبط و تکفیر اعمال (یاد مرگ)

    در مورد حبط و تکفیر اعمال توضیحاتی بفرمایید . 
    یکی از بحث هایی که در مورد حسابرسی روز قیامت مطرح می شود بحث حبط و تکفیر اعمال است . این دو واژه از قرآن گرفته شده است .

    در موقف حساب ، بعضی از افراد در پرونده ی حساب شان ، اعمال خوب و صالح شان را نمی بینند . آنها سوال می کنند اعمال خوب ما کجاست ؟ خدا می فرماید که تو عمل زشتی انجام داده ای که آن عمل زشت تو باعث شد که اعمال خوب تو از بین برود .

    به این عمل حبط یا سوخت شدن عمل می گویند . بعضی از این گناهان به قدری زشت هستند که تمام اعمال خوب گذشته را از بین می برند و بعضی از این گناهان ، بعضی از اعمال خوب را از بین می برند که به نوع گناه و زشتی آن گناه بستگی دارد .

    پیامبر در جمعی از اصحاب فرمودند: هر کس که یک بار ذکر لا اله الا الله بگوید به ازای آن ده درخت در بهشت برای او کاشته می شود . بعضی از اصحاب گفتند که ما باغ بزرگی از پیش برای خودمان در بهشت فراهم کرده ایم . زیرا این ذکر را زیاد گفته ایم .

    پیامبر فرمود : به شرط اینکه آنرا نسوزانده باشید . بعضی از افراد در روز قیامت می بینند که در   پرونده شان هیچ گناهی نیست . آنها تعجب می کنند که گناهان شان در پرونده نیست . به آنها می گویند که شما کارهای خوبی کرده اید که بعضی از گناهان تان را از بین برده است . به این کار تکفیر ( پوشانیدن ) می گویند .


    اعمالی که باعث حبط و تکفیر می شوند کدامند ؟
    قانون اولیه در اعمال این است که همه ی اعمال محفوظ باقی بماند و چیزی از آن از بین نرود. فمن یعمل مثقال ذرة خیره یره ، فمن یعمل مثقال ذرة شره یره . اما بعضی از اعمال آنقدر زشت هستند که اعمال خوب ما را از بین می برند و همچنین بعضی از اعمال خوب آنقدر خوب هستند که اعمال بد را از بین می برند .

    پس قانون اولیه بقای اعمال است ولی بعضی از اعمال می توانند روی هم اثر بگذارند . بنابراین برایند کلی اعمال محاسبه می شود .

    چیزی که باعث حبط و سوختن تمام اعمال می شود کفر و ارتداد است .

    یعنی اینکه انسان در مقابل خدا و دین بایستد . این انسان اگر توبه نکند و از دنیا برود ، تمام اعمال خوبش از بین می رود .

    در سوره کهف آیه چهار داریم : کسانی که به آیات الهی کافر شدند اعمال خوب شان از بین می رود و در روز قیامت برای آنها میزان نمی گذاریم . آنها بی حساب به جهنم می روند .

    کار دیگر که باعث حبط اعمال می شود بی ادبی و تمسخر در حد بی معرفتی است که در حد کفر نیست .

    در زمان پیامبر وقتی می خواستند حضرت را صدا بزنند با صدای بلند و بی ادب ایشان را صدا می زدند و صدایشان را در محضر پیامبر بالا می بردند . سوره ی حجرات آیا دوم می فرماید : ای مومنین ، صدای تان را بالاتر از صدای پیامبر نبرید و همانطور که خودتان را صدا می زنید پیامبر را صدا نزنید ، مبادا که اعمال شما حبط بشود در حالیکه نمی دانید .

    الان ما باید ادب را نسبت به اولیاء خدا رعایت کنیم . حساب اولیاء در نزد خدا حساب خاصی است . امام خمینی وقتی معصومین را اسم می بردند با القاب آنها را می خواندند مثل حضرت امیر یا سیدالشهدا . امام صادق (ع) وقتی اسم پیامبر را می شنیدند بعلامت تعظیم نشسته سرشان را خم می کردند و سر و صورت امام به زمین می رسید .

    خود معصومین هم ادب الهی را رعایت می کردند . ما حتی در مورد روایات و اولاد معصومین هم باید ادب را رعایت کنیم . مثلا ما نباید به عزاداران سید الشهدا و روایات معصومین بی احترامی بکنیم . بعضی ها کتب معصومین را با وضو می خواندند و اگر روایتی را از معصوم می دیدند ، در مقابل آن نظر نداشتند . این بی ادبی است که انسان فوری یک روایت را کنار بزند .

    بخاطر همین است که ما ضریح و دیوار حرم معصومین را می بوسیم . در قرآن داریم که وقتی پیراهن یوسف را برای پدرش آوردند ، او پیراهن رابه چشم هایش مالید و بینا شد و شفا گرفت .

    وقتی پیراهن یوسف شفا می دهد پس چیزهایی هم که متعلق به معصومین هست می تواند شفا بدهد .

    مرحوم علامه امینی صاحب کتاب الغدیر نسبت به اهل بیت و فرزندانشان محبت شدید داشت . فردی به ایشان گفت که اگر من تعبیرات بلندی نسبت به حضرت ابوالفضل نداشته باشم آیا اشکالی دارد ؟

    ایشان با حالت تندی گفت : اگر شما حتی به من هم که فرزند او هستم بی احترامی بکنی دچار عذاب الهی می شوی . اگر شما به بچه ای بی احترامی بکنید پدر او ناراحت می شود و این بی احترامی را نسبت به خودش تلقی می کند .

    یکی دیگر از کارهایی که باعث حبط اعمال می شود عُجب است . اگر انسان قدرت یا ثروتی دارد فوری به خودش می نازد و غروری به او دست می دهد و خودش را بزرگ می شمارد و دیگران را کوچک می شمارد .

    کسی که خودش را بزرگ می بیند وقتی کسی را می بیند که دارای کمال است روی او عیب می گذارد . کسی که دچار غرور است از خدا هم طلبکار است . این صف یک کفر خفیف است زیرا انسان کمالات خودش را می بیند نه خدا را .

    در روایت داریم : عجب اعمال صالح را فاسد می کند .یکی از اصحاب امام رضا (ع) نزد امام رفت و شام در محضر ایشان بود و شب هم همانجا خوابید ، او پیش خودش دچار فخر و افتخار شد .

    امام رضا (ع) فرمود : امیرالمومنین به عیادت یک از اصحابش رفته بود و به او گفت که مبادا عیادت من را افتحاری برای خودت حساب بکنی ، تو مراقب خودت باشد ،

    امام هم فرمود : پس تو هم مواظب خودت باشد .

    در دعا داریم : عبادات من را با عجب خراب نکن . محدث قمی به مساجد کم جمعیت می رفت تا آنجا آباد بشود . وقتی ایشان در مسجد گوهرشاد نماز می خواندند جمعیت زیادی در پشت سر ایشان نماز می خواندند و صدای یا الله از دور به گوش می رسید .

    ایشان در یک لحظه گفتند که عجب جمعیتی . ایشان بلافاصله بعد از نماز مغرب از مسجد بیرون رفتند و نماز عشا را نخواندند و گفتند که من صلاحیت خواندن این نماز را ندارم .

    آنها در اعمال شان ریز بودند و نمی گذاشتند که چیزی وارد اعمال شان بشود .

    حسد هم باعث حبط عمل می شود . حسد با غبطه فرق دارد . غبطه از صفات مومنین است . یعنی وقتی شما خوبی در اعمال کسی می بیند دوست دارید که مثل او بشوید ، این صفت بدی نیست و مقدمه ی تلاش است ، ولی حسد بد خواهی است و من دوست دارم که آن صفت خوب از طرف گرفته بشود .

    امام باقر(ع)  : مواظب حسد باشید که حسنات را از بین می برد مثل آتشی که کم کم همه چیز را می سوزاند و از بین می برد .

    کار دیگر که باعث حبط اعمال می شود غیبت کردن است . الان این گناه رایج است و ما آنرا جدی نمی گیریم زیرا قبح آن ریخته شده است .

    امیرالمومنین می فرماید : بدترین گناه ، گناهی است که انسان آنرا کوچک بشمارد .

    در بحارالانوار روایتی از پیامبر داریم که در قیامت وقتی نامه ی اعمال بعضی را بدست شان می دهند ، اعمال خوب خودشان را در آن نمی بینند . به خدا می گوید : من اعمال خوبی داشته ام ولی آنرا در  پرونده ام نمی بینم .

    به او می گویند : تو غیبت فردی را کرده ای که به واسطه ی آن اعمال تو از بین رفته و به پرونده ی فرد غیبت شونده منتقل شده است .

    فرد غیبت شونده وقتی نامه ی اعمالش را می بیند ، فکر می کند که پرونده ی خودش نیست ولی به او می گویند : چون فرد غیبت کننده آبروی تو را برده ، به مقداری که به تو ضربه زده ، از اعمال او برداشته و به اعمال تو اضافه می شود .

    یکی از بزرگان می گفت که من غیبت فردی را کرده بودم . او نزد من آمد و گفت که من دیشب خواب دیدم که چند تا باربر از خانه ی شما برای من اثاثیه می آورند و گفتند که این اثاثیه را فلانی فرستاده است و من خوشحال شدم .

    این بزرگ فهمید که اعمال صالح خودش به طرف او رفته است .چند روز بعد این بزرگ از آن فرد حلالیت طلبید . چند روز بعد آن فرد گفت که خواب دیدم چند تا باربر آن اثاثیه ای که آورده بودند برگرداندند .

    توبه کردن باعث می شود که کارها جبران بشود .

    کسی که خودش را می شکند و از کسی که غیبتش را کرده ، حلالیت می طلبد گناهش پاک می شود البته بشرط اینکه با حلالیت طلبیدن کینه ی جدیدی درست نشود .

    اگر انسان غیبت کسی را کرده و حلالیت طلبیدن باعث کدورت بشود لازم نیست که انسان حلالیت بطلبد و استغفار و انجام دادن اعمال خیر به نیت آن فرد کافی است .

    توبه باعث تکفیر همه ی اعمال بد می شود .

    حتی اگر کسی که کافر است توبه بکند باعث می شود که اعمال صالح فرد باقی بماند .

    عمل دیگر که باعث حبط اعمال می شود ظلم به پدر و مادر است ( عاق والدین ) . کسی که پدر و مادرش را آزرده و آنها را ناراحت کرده است ، اعمالش به درد نمی خورد و به او می گویند : هر کاری می خواهی بکن .

    امام صادق (ع) می فرماید : کسی که نگاه خشمگینانه به پدر و مادرش می کند نمازش قبول نیست .

    بحث حقوق والدین و عاق آنها فقط مربوط به زنده بودن پدر و مادر نیست. اگر دینی بر گردن پدر و مادر بوده و فرزندان به آن بی اعتنایی کرده اند ،این باعث عاق والدین می شود . پس عاق والدین بعد از مرگ آنها هم امکان پذیر است .

    آنها بعد از مرگ حیات ندارند ولی حق شان پابرجاست و هنوز پدر و مادر هستند.

    ما عاق اولاد هم داریم . همانطور که فرزند می تواند مورد خشم پدر و مادر قرار بگیرد ، پدر و مادر هم می توانند مورد خشم فرزندان قرار بگیرند ؛

    پدر و مادری که به بچه هایشان ظلم می کنند یا تبعیض بیجا بین فرزندان شان می گذارند ، پدر و مادرهایی که دخالت های بیجا در زندگی فرزندان شان می کنند مخصوصا وقتی که آنها متاهل هستند ، پدر و مادری که سخت گیر هستند و باعث می شوند که بچه بی احترامی بکند ، پدر و مادری که کارهای سخت به بچه می دهد و باعث می شود که بچه زیر کار سخت بماند ، این پدر و مادر عاق اولاد می شوند .

    پیامبر فرمود : عاق والدین شدنی که برای فرزندان بوجود می آید برای پدر و مادر هم بوجود می آید و آنها عاق فرزندان  می شوند . حقوق دو طرفه است البته حقوق پدر و مادر خیلی بالاتر است .

    مورد دیگر بداخلاقی و آزاردادن به دیگران است . اگر مسلمانی بد اخلاق باشد باعث می شود که اعمال خوبش از بین برود.


    به پیامبر گفتند : خانمی است که زیاد عبادت می کند اما بد دهان است . با توهین و فحش اطرافیانش را آزار می دهد . پیامبر فرمود : خیری در او نیست و او اهل آتش است .

    امام صادق (ع) فرمود : بداخلاقی اعمال خوب را از بین می برد و دیگر چیزی نیست که این فرد را به بهشت ببرد .

    مسلمان بودن فقط به نماز و روزه و ... نیست .

    مهربان بودن و نرنجاندن هم جزو مسلمانی است . پیامبر فرمود : مسلمان مثل گل است و دیگران از آن استفاده می کنند . مسلمان مثل خار نیست که دیگران را آزار بدهد .

    بسیاری از بی توفیقی ها در نماز و دعا و قرآن خواندن بخاطر سوء اخلاق ها و نیش زدن هاست .

    شخصی شبی میهمان سید بن طاوس شد . سید ایشان را خیلی تحویل نگرفت . البته به او بی ادبی نکرد . وقتی ایشان برای نماز شب بلند شد ، دید که برای خواندن نماز شب حال ندارد . هنگام صبح میهمان گفت : من را تحویل نگرفتی ، آنها هم تو را تحویل نگرفتند .

    موارد دیگر ریا و منت گذاشتن است که در قرآن وجود دارد .


    سوال – سوره احقاف آیات 15 تا 20 را توضیح بفرمایید  .
    پاسخ – آیه پانزده می فرماید : ما به انسان سفارش کردیم که به پدر و مادر نیکی و محبت کنید. سه تا چیز مربوط به انسان است یکی وفای بعهد است ، برگرداندن امانت و احسان به والدین است . خیلی از افراد به پیامبر می گفتند که پدر و مادر ما مسلمان نیستند ولی پیامبر می فرمود که به آنها محبت بکند و احترام بگذار. احسان به والدین یکی از مواردی است که باعث تکفیر می شود. یعنی باعث می شود که گناهان انسان پوشانده بشود و از بین برود . در ادامه می فرماید : کسانی که به پدر و مادر احسان  می کنند ما بهترین اعمال آنها را قبول می کنیم و از گناهان آنها می گذریم و آنها را به بهشت می بریم .
    خدا از باب رحمت اعمالی را گذاشته است که باعث از بین رفتن گناهان ما می شود .


    امام رضا (ع) : اگر انسان چیزی ندارد که باعث تکفیر گناهان او بشود بر محمد و آل او صلوات بفرستد که این باعث تکفیر گناهان او می شود.


    هر مومنی باید اعمالی که باعث حبط می شود میل غبت و حسد و ... را در خودش پیدا بکند و آنرا در دیگران جستجو نکند . ما باید مراقب خودمان باشیم . هرک س باید بازنگری در خودش بکند .


    " مباحث یاد مرگ - حجت الاسلام عالی - برنامه سمت خدا - http://samtekhoda.tv3.ir "


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مباحث یاد مرگ (۷۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱)
    • ۹۳۵ بازدید توسط ۷۳۳ نفر
    • دوشنبه ۱۲ مرداد ۹۴ - ۱۰:۳۵

    توضیح در مورد موقف صراط ( یاد مرگ )

    مردم در نوع حسابرسی شان با هم متفاوت هستند . حساب کشیدن بعضی ها با سختی است و از بعضی به آسانی حساب کشیده می شود. بعضی ها بی حساب به بهشت و بعضی ها بی حساب به جهنم می روند .

    پس مردم چهار دسته هستند :

    یک دسته هستند که در حساب کشیدن از آنها با دقت برخورد می شود . در سوره رعد آیه 21 داریم : مومنین کسانی هستند که خشیت خدا را در دل دارند و از بد حسابرسی کردن می ترسند . ( بد حسابرسی کردن به معنی ظلم کردن خدا نیست بلکه مقصود با دقت بررسی کردن است یعنی این که خدا با عدلش با ما برخورد می کند نه با فضلش . این کار خدا ترس دارد )

    با دقت برررسی کردن باعث می شود که ما در خوبی هایمان هم کم بیاوریم . ممکن است که اگر کارهای خوب ما هم موشکافانه بررسی بشود دیگر کار ، خوب نباشد.

    امام صادق (ع) می فرماید: دیگر کارهای خوب مورد قبول واقع نمی شود و خدا با گناهان برخورد و مواخده می کند . اگر بخواهند کارهای خوب ما را خیلی موشکافی کنند مثلا نماز را موشکافی کنند که نیت چه بوده است یا بخواهند در مورد حضور قلب در نماز موشکافی کنند ( حواس پرتی در نماز نوعی توهین به خداست ) ، از این خوبی بدی در می آید .

    در دعای عرفه داریم : خدایا آن کسی که خوبی هایش هم بدی است . از شهید مدنی نقل می کنند که در شب بیست و یکم ماه رمضان به مردم گفت که اگر شما برای آمرزش گناهان تان آمده اید ، من خدا را شاهد می گیرم که من آمده ام که از اعمال خوبم توبه بکنم ، من یک پله از شما عقب تر هستم . شما از اعمال خوب تان مطمئن هستید ولی من به اعمال خوبم مطمئن نیستم .

    ما نباید از اعمال خوب مان ناامید باشیم ولی اگر قرار باشد که خدا با عدلش با ما برخورد بکند ، صدر درد مردم مردود هستند البته به جز معصومین . عدالت خوب است ولی اعمال ما بگونه ای است که اگر خدا بخواهد با عدل برخورد بکند ، مشکل پیدا می کنیم .

    در اصول کافی از امام صادق (ع) داریم که در روز قیامت سه تا دفتر را باز می کنند .

    یک دفتر ، دفتر نعمت هایی است که خدا به ما داده است ،

    دفتر دوم دفتر حسنات و کارهای خیر است که ما انجام داده ایم .

    دفتر سوم دفتر سیئات ما است .

    دیوان نعمت ها را با اعمال خیر ما می سنجند تا خدا ببیند در ازای نعمت هایی که به ما داده است ما شکر نعمت را بجا آورده ایم یا خیر . نعمتهای خدا اعمال خیر ما را در بر می گیرد و اعمال خیر ما کم می آورد.

    ممکن است که تمام اعمال خیر ما برای یک نعمت خدا بشود ، در این هنگام ما در اعمال خیرمان کم می آوریم و هنوز دفتر سیئات ما باز نشده است . در دعا ما از خدا می خواهیم که با فضلش با ما برخورد بکند نه با عدلش. فرشتگان می دیدند یکی از عابدان بنی اسرائیل که دائم عبادت می کرد و سختی می کشید در پیش خدا مقامی نداشت . فرشتگان تعجب کردند و خدا گفت که به او بشارت بدهید که من می خواهم با فضل خودم با او برخورد بکنم نه باعدل خودم . این بشارت را به عابد گفتند . عابد گفت که نه من خطایی نکرده ام و هفتاد سال عبادت کرده ام و روزی من نان و اناری بوده است که از درخت خودم می گرفتم . پس من نیازی به فضل خدا ندارم و خوب است که خدا با عدلش با من برخورد بکند .

    خدا فرمود : ای ملائک به روی او نیاورید که چه کسی قدرت این عبادت را به او داده است و نعمت های دیگر من را با او حساب نکنید و فقط با همان نان و انار با او حساب بکنید . ترازوی دقیق گذاشتند که برای بوجود آمدن یک انار چقدر اسباب در کار هستند و یک دانه ی انار با هفتاد سال عبادت او مساوی شد.

    اگر خدا با عدل خودش با کسی برخورد بکند کسی از خدا طلبکار نمی شود. هیچ کسی طلبکار از خدا نیست . این حساب شدید و با دقت شامل حال کسانی می شود که در دنیا سخت گیر بوده اند ، به دیگران فشار می آوردند ، اهل بخشش و گذشت نبودند ، اهل سازش نبودند ، در معاملات مخصوصا با نزدیکان سخت می گرفتند و به دیگران مهلت نمی دادند .

    امام صادق (ع) به فردی گفت که برادرت از تو شکایت داشت زیرا تو خیلی در معامله با او سخت گیری کرده ای . او گفت که من حقم را تا آخرین ریال از او می گیرم . امام فرمود : خدا هم تا ریال آخر از تو می گیرد . بعضی در برخورد با دوست و آشنایان تند و تیز هستند و از کوچکترین خطا نمی گذرند و به فرزندان شان سخت می گیرند و دائم محیط را برای خودشان و دیگران جهنم می کنند. خدا با چنین فردی سخت گیری خواهد کرد .

    کسی که تنگ نظر است و سعه ی صدر ندارد و گذشت ندارد ، در زندگی دنیا دچار عذاب روح است و با خودش درگیر است . داریم : کسانی که بداخلاق و تند هستند هم زندگی شان تلح است و هم در عذاب نفس هستند . این افراد در برزخ دچار عذاب قبر می شوند ( مثل سعد بن معاذ که یکی از یاران پیامبر بود و در جبهه جنگ می جنگید ، وقتی پیامبر او را دفن کرد ، مادرش گفت که بهشت گوارای تو باد . پیامبر گفت : ای مادر سعد ، برای خدا تعیین تکلیف نکن . او الان دچار فشار قبر شد . زیرا او با خانواده اش سوء اخلاق داشت . کسی که بر دیگران فشار می آورد قبر هم بر او فشار می آورد. ما فشار را با خودمان به برزخ می بریم و در روز قیامت با شدت با ما برخورد می کنند .

    دسته ی دیگر کسانی هستند که خدا با راحتی با آنها برخورد می کند و با فضلش با آنها رفتار می کند . در قرآن داریم : کسانیکه از اصحاب یمین است خدا با آنها آسان برخورد می کند. این افراد در دنیا با مردم با فضل و کرم برخورد می کردند و سخت نمی گرفتند .
    آیه 237 سوره بقره می فرماید : اگر اهل بخشش باشید این به تقوای الهی نزدیکتر است . در بین خودتان با فضل و بزرگواری برخورد بکنید . اهل بیت هم این طور بودند . پیامبر از کوچه ای رد می شد و فرد یهودی روی سرش زباله می ریخت . پیامبر دید چند روزی از این فرد یهودی خبری نشد و زباله نریخت . پیامبر فهمید که او بیمار است و به عیادت او رفت . یهودی از خجالت لحاف را روی سرش کشید و همان زیر شهادتین را گفت . پیامبر اهل عفو بود.

    یکی از مصادیق بارز اینکه انسان با فضل با دیگران برخورد بکند این است که انسان فضل داشته باشد . مرحوم سید حسن اصفهانی اسطوره فضل و کرم بود . پسر ایشان با تقوا و با فضل بود . پسر ایشان را در بین نماز مغرب وعشا در صحن به شهادت رساندند.

    ایشان برای خودش شعر اباعبدالله می خواند و اشک می ریخت . با این حال او اعلام کرد که من قاتل پسرم را بخشیدم . بعدا به قاتل پسرش گفت که من می دانم تو دچار جنونی شده ای و پسر من را کشتی ، من پولی به تو می دهم که از شهر بیرون بروی تا در امان باشی .

    فردی می گفت که من در صحن امام حسین (ع) بودم ، آقا سید حسن اصفهانی را دیدم که رد می شد . فردی با او موافق نبود و گفت که من الان حق او را کف دستش می گذارم . این فرد گفت که من تا خانه بدنبال ایشان رفتم و فحش دادم . او هیچی نگفت .

    وقتی به در خانه رسیدیم او پولی به من داد و گفت که اگر باز هم پول احتیاج داشتی پیش من بیا ، به من هم فحش بده ولی به عرض و آبروی من فحش نده . من اخلاق پیامبر را در او دیدم و پشیمان شدم . خدا می گوید تو که بنده ی من هستی و اهل عفو هستی ، پس من که خدای تو هستم باید از تو می گذرم . در دنیا اهل عفو باشید و از هم دیگر بگذرید .

     اگر ما کسی را ببخشیم آیا باز هم در آخرت به ظلم های او رسیدگی می شود ؟ اگر آنها با بخشیدن ما بخواهند به بهشت بروند آیا ما باید آنها را ببخشیم ؟
    گاهی ظلمی به انسان می شود و حقی از او ضایع می شود که بخشیدن آن خیلی سخت است .انسان می تواند نبخشد ولی این هنر نیست . هنر این است که انسان از حد معمولی فراتر عمل کند . اگر انسان بدی را با بدی جواب بدهد این طبیعی است و ممکن است که عیبی هم نداشته باشد ولی اگر انسان بخواهد که خدا با فضل خودش با او رفتار کند باید نشان بدهد که او هم اهل فضل است . در خیلی از مراحل به پیامبر ظلم شده بود ولی پیامبر بخشید . اگر فردی برای عذرخواهی بیاید و صاحب حق او را نبخشد ، این کوتاهی است .

    پیامبر فرمود : اگر کسی از لغزش مومنی بگذرد خدا هم از لغزش او می گذرد . شخصی پیش پیامبر آمد و گفت که من خانواده ای دارم که من به آنها خوبی می کنم ولی آنها به من بدی می کنند ،من با آنها پیوند برقرار می کنم ولی آنها از من می بُرَند ، من باید چکار کنم ؟  پ

    یامبر فرمود : با بدی به خوبی رفتار کن و بعد می بینی که صمیمیت برقرار می شود . اگر من در مقابل عذرخواهی دیگران آنها را ببخشم ، من سلامت نفس و سعه ی صدر خودم را نشان می دهم  و نان قلب خودم را می خورم . حالا اگر کسی ظلمی کرده و عذرخواهی نمی کند( اگر کسی به من ظلم کرده نه به جامعه و دین ) اگر من از او بگذرم من جزو اهل فضل حساب می شوم و خدا با فضلش با من برخورد می کند اما آن فرد باید جواب ظلم و عذرخواهی نکردن خودش را بدهد . از آن مقداری که حق ما است و می گذریم ، از آن فرد خطاکار می گذرند ولی بخاطر صفت تکبری که در فرد بوده ممکن است که او در صراط توقف طولانی داشته باشد و در حساب با او به سختی برخورد بشود .

    دسته ی دیگر کسانی هستند که بی حساب به بهشت می روند  . این افراد در دنیا به حساب خودشان رسیده اند : با ریاضت ، اشک ، توسل ، جبران خطاهایشان . کسی که از خودش حساب کشیده است خدا دوباره از او حساب نمی کشد.


    دسته دیگر بدون حساب به جهنم می روند . آنها کسانی هستند که قابلیت به بهشت رفتن را ندارند و به جهنم می روند . این افراد زشت و تبهکار اعمال خوبی ندارند و اعمال خوب شان حبط شده است . کسانی که دچار کفر یا اعمال خاص می شوند یکراست به جهنم می روند . 

     کتابی در مورد قیامت معرفی بفرمایید . 
    کتاب ابعاد تربیتی معاد یا جهان پس از مرگ نوشته ی آقای علی راجی ، از انتشارات زائر است . یکی از ویژگی های کتاب این است که نکات تربیتی هر کدام از مباحث مربوط به آخرت را متذکر شده است . این کتاب ارزشمندی است .


    " مباحث یاد مرگ - حجت الاسلام عالی - برنامه سمت خدا - http://samtekhoda.tv3.ir "


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مباحث یاد مرگ (۷۹ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴)
    • ۷۸۵ بازدید توسط ۶۲۴ نفر
    • يكشنبه ۱۱ مرداد ۹۴ - ۱۱:۲۱

    توضیحاتی در مورد حسابرسی و حسابگری خداوند (یاد مرگ)

    مهمترین مرحله ی قیامت ، مرحله ی حسابرسی خداوند است . خداوند پرونده های ما را در دادگاه هایی که حاکم آن خود اوست بررسی می کند .

    بزرگواری می گفت : کاری بکنید و حرفی بزنید که در قیامت بتوانید جواب خداپسندانه بدهید و دلیل کارهایتان را بیاورید .

    بابا طاهر می گوید :

    مکن کاری که بعدها سنگت آید     جهان با این فراخی تنگت آید

    چو فردا نامه خوانان نامه خوانند    تو بینی نامه ات را ننگت آید

    به مرحوم میرزای شیرازی گفتند که اگر به شما خبر بدهند که یک هفته دیگر زنده نیستید ، این یک هفته را چطور زندگی می کنید . ایشان فرمودند : همانطور که تابحال زندگی می کردم . من در زندگی سعی کرده ام وقتی می خواهم کاری انجام بدهم اول پاسخ آنرا در آخرت در نظر می گیرم و بعد آن کار را انجام می دهم.

    مرحوم کوهستانی می فرمود : من طوری زندگی کرده ام که اعضا و جوارح من در قیامت علیه من شهادت ندهند. گوش و چشمم نگویند که تو به ما خیانت کردی و من آنجا خجل بشوم . از اسماء حسنای خدا حسیب است یعنی در این عالم هیچ عملی بی عکس العمل نیست . اثر هر عملی یا در این عالم به ما می رسد یا در عالم قیامت به ما برمی گردد .

    پس ریزترین عمل ما رها و محمل نیست . حسابرسی خدا در قیامت یک گوشه ای از قانون کلی اسم حسیب خداست . یعنی خدا در این عالم هم هیچ عملی را بی حساب نمی گذارد . پس هیچ چیزی اتفاقی و بی حساب نیست ولی ظهور کامل اسم حسیب در روز قیامت است . یوم الحساب یعنی اینکه  خدا در روی صراط حسابگر اعمال ما خواهد بود .

    شما فرمودید که تمام آن چیزهایی که به ما می رسد نتیجه ی اعمال ماست . آیا منظور شما این است که بیماری ،فقر و مصیبت های دنیوی نتیجه ی گناهان ماست ؟
    اثر و نتیجه ی اینکه خدا حسیب است این است که هیچ عملی بی نتیجه و بی عکس العمل نیست . بنابراین هر اتفاق خوشایند یا ناخوشایند شانسی نیست . اگر خاری در دست ما می رود یا سنگی به سر ما می خورد تصادفی نیست .

    هیچ اتفاقی شانسی نیست و اثر یک عمل است ولی الزاما این طور نیست که اثر یک گناه باشد . گاهی اتفاقاتی ناخوشایندی که برای ما بوجود می آید بخاطر گناهی نیست که انجام داده ایم .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مباحث یاد مرگ (۷۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳)
    • ۱۳۶۲ بازدید توسط ۱۱۰۵ نفر
    • شنبه ۱۰ مرداد ۹۴ - ۱۳:۴۴

    برو بالا