خانواده برتر

مشورت در قالب پرسش و پاسخ در مورد ازدواج و مدیریت خانواده

جستجو در بین بیش ا ز 17 هزار "پست" و بیش از 600 هزار "نظر" کاربران

جدیدترین ها
مطالب کاربران
صفحات خاص
صفحات کاربران
به روز شده ها
جدیدترین نظرات خبرنامه ایمیلی دنبال کنید
ازدواج، رویایی که به خاطرات پیوست؟! (۲۲۵۲ بازدید توسط ۱۷۹۷ نفر) - (۳۹ نظر)
آیا نباید دانشگاه برویم؟ (۱۲۳۲ بازدید توسط ۹۹۸ نفر) - (۲۴ نظر)
تصمیم جانفرسا: عشق یا ... ؟ (۹۹۵ بازدید توسط ۷۱۷ نفر) - (۳۹ نظر)
میشه عشق قبلی رو فراموش کرد و باز هم عاشق شد؟ (۱۶۲۸ بازدید توسط ۱۱۷۴ نفر) - (۶۹ نظر)
خبرهای خوب، موفقیّت ها و پیشرفت‌های شخصی (۷۵۷ بازدید توسط ۵۷۸ نفر) - (۱۲ نظر)
بهترین و مفید ترین کتاب هایی که خوندم ... (۶۲۶ بازدید توسط ۴۹۷ نفر) - (۱۴ نظر)
چیزهایی رو که دوست ندارید تکرار بشه تکرار نکنید (۶۶۴ بازدید توسط ۵۱۳ نفر) - (۲۰ نظر)
درسی که من بعد از خوندن بیشتر پست های این وبلاگ گرفتم (۱۴۰۱ بازدید توسط ۱۰۹۰ نفر) - (۳۱ نظر)
چرا برخی از آقایون متاهل به برخی دختران توجه نشان می‌دهند؟ (۱۸۵۱ بازدید توسط ۱۴۷۸ نفر) - (۲۸ نظر)
دلایل اختلاف و تقابل دختران و پسران (۹۹۱ بازدید توسط ۷۷۱ نفر) - (۲۶ نظر)
فکر می‌کردم آخرش اگه ازدواج هم نکنم اتفاق خاصی نخواهد افتاد (۲۰۱۷ بازدید توسط ۱۵۵۴ نفر) - (۰ نظر)
این جوری همسرِ مناسب پیدا کن! (۱۹۰۴ بازدید توسط ۱۵۶۱ نفر) - (۱۶ نظر)
نترس از انتخابِ پوششِ ایده‌آل (۱۰۴۷ بازدید توسط ۸۲۴ نفر) - (۲۱ نظر)
چرا ما مردم برای کشورمون تلاشی نمی‌کنیم؟ (۱۱۰۰ بازدید توسط ۸۰۱ نفر) - (۳۲ نظر)
خانم‌ها شما را خدا مانتو جلو باز نپوشید (۳۳۶۵ بازدید توسط ۲۵۴۶ نفر) - (۳۹ نظر)
توبه کردن ،به آسانی حذف اینستاگرام (۶۷۹۲ بازدید توسط ۵۵۵۸ نفر) - (۴۱ نظر)
تو هموطن منی نه دشمنم (۸۴۹ بازدید توسط ۶۵۰ نفر) - (۱۹ نظر)
نظر شما درباره افشاگری های اخیر درباره ی سلبریتی ها چیست؟ (۹۷۱ بازدید توسط ۷۴۰ نفر) - (۱۵ نظر)
درمان همه دردها خداست (۵۲۰ بازدید توسط ۴۰۳ نفر) - (۴ نظر)
دانستن بعضی نکاتِ ریز و درشتِ روزمره (۲۶۵۳ بازدید توسط ۱۸۲۹ نفر) - (۱۰۵ نظر)
مقایسه ازدواج سنتی و غیر سنتی (۷۳۹ بازدید توسط ۶۱۹ نفر) - (۱ نظر)
نظر شما در مورد حرف‌های نوشین معراجی در جشنواره فجر چیه؟ (۸۹۵ بازدید توسط ۶۸۴ نفر) - (۵ نظر)
چطور می شود از این روزگار رونده فرصت دوباره گرفت؟ (۶۹۳۲ بازدید توسط ۴۲۱۹ نفر) - (۱۷ نظر)
جلوگیری از سوژه شدن خانم ها موقع بیان بعضی از افعال (۸۵۴۳ بازدید توسط ۶۳۹۲ نفر) - (۱۱۲ نظر)
چطور شوهرمون رو وابسته و عاشق خودمون کنیم (۲۰۸۴۶ بازدید توسط ۱۶۲۳۳ نفر) - (۳۵ نظر)
دختران هتیرایی، تناقض یا تکامل (۱۱۲۶۲ بازدید توسط ۷۴۵۳ نفر) - (۴۱ نظر)
دلایل تنفر بین جنس مؤنث و مذکر (1) (۱۶۹۴ بازدید توسط ۱۴۱۱ نفر) - (۱۹ نظر)
خانم‌ها سعی کنید تفاوت خواستگار رسمی با آدم‌های توی کوچه و بازار را درک کنید! (۳۰۶۲۹ بازدید توسط ۱۴۰۵۵ نفر) - (۲۵ نظر)
تصورات عجیب و غریب در مورد عشق رو دور بریزید (۵۲۴ بازدید توسط ۴۴۷ نفر) - (۵ نظر)
عشقی که زندگیم رو به بهشت تبدیل کرد (۷۸۳ بازدید توسط ۷۰۱ نفر) - (۵ نظر)
فایده داشتن صداقت در بیان خواسته ها قبل از ازدواج (۱۲۷۶ بازدید توسط ۹۵۳ نفر) - (۴۰ نظر)
تا با گذشته ت تسویه حساب نکردی سراغ من نیا (۱۳۴۳ بازدید توسط ۱۰۲۹ نفر) - (۳۲ نظر)
نامه ای از طرف کودکی ام به همه انسان ها (۶۳۸ بازدید توسط ۴۸۵ نفر) - (۶ نظر)
چطور زندگیم متحول شد (۱۴۴۶ بازدید توسط ۱۱۳۸ نفر) - (۱۱ نظر)
روزه ی روز غدیر خم، روزه ای معادل تمام عمر (۱۷۵۰ بازدید توسط ۱۳۶۳ نفر) - (۶ نظر)
سیاره درون تون چه شکلیه؟ (۴۱۵۸ بازدید توسط ۳۱۶۴ نفر) - (۲۳ نظر)
خوشبختی مثل تلفن می مونه (۵۱۵۷ بازدید توسط ۴۱۶۸ نفر) - (۷ نظر)
توهم پزشکی (۱۰۸۰۵ بازدید توسط ۸۷۸۷ نفر) - (۴۸ نظر)
نیازهای احساسی در ازدواج، حس حمایت شدن (۱۷۰۴۸ بازدید توسط ۱۳۳۵۶ نفر) - (۲۱ نظر)
نیازهایی که تنها در ازدواج ممکن است برآورده شود را نام ببرید! (۶۶۰۴ بازدید توسط ۵۳۲۶ نفر) - (۴۴ نظر)
یک لحظه آرامش، یک لحظه عشق (۳۵۰۵ بازدید توسط ۲۵۸۰ نفر) - (۲۹ نظر)
ایران در چه جایگاهی از برابری جنسیتی ایستاده است؟ (۴۵۳۲ بازدید توسط ۳۲۸۲ نفر) - (۹۲ نظر)
چرا بعضی از پسرها بعد از جواب رد شنیدن، کینه به دل می گیرند؟ (۴۱۶۵ بازدید توسط ۳۱۴۰ نفر) - (۱۹ نظر)
چرا زنان و دختران ایرانی این قدر از رنگ می ترسند؟ (۶۸۲۲ بازدید توسط ۴۷۷۵ نفر) - (۰ نظر)
با حجاب بودن سخته، با حجاب بودن غلطه! (۳۴۸۶ بازدید توسط ۲۶۸۷ نفر) - (۱۵ نظر)
اون، یکی از دلایل حال خوب منه (۲۹۲۱ بازدید توسط ۲۳۲۵ نفر) - (۱۲ نظر)
مرد که گریه نمی کنه! (۳۵۶۷ بازدید توسط ۲۴۵۸ نفر) - (۲۶ نظر)
کل زندگیم عادت کردم به تمام بدبختی هام بخندم 3! (۳۲۰۴ بازدید توسط ۲۴۸۰ نفر) - (۱۰ نظر)
از هر موضوعی دنبال جنجال درست کردن نباشید! (۲۸۱۸ بازدید توسط ۲۳۲۷ نفر) - (۰ نظر)
آیا می توانیم اخلاقی زندگی کنیم؟ (۳۱۶۰ بازدید توسط ۲۴۷۶ نفر) - (۲۹ نظر)
گفتگوی آزاد (30 خرداد 1401) (۱۸۵۰ بازدید توسط ۱۳۱۱ نفر)
گفتگوی آزاد (8 اردیبهشت 1401) (۳۹۴۸ بازدید توسط ۲۶۷۴ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۵۱۳۷ بازدید توسط ۳۴۸۹ نفر)
گفتگوی آزاد (22 بهمن 1400) (۲۴۸۵ بازدید توسط ۱۴۹۰ نفر)
گفتگوی آزاد (28 شهریور 1400) (۷۰۴۰ بازدید توسط ۵۰۹۷ نفر)
صفحه شخصی غضنفر (4) (۴۵۴۸ بازدید توسط ۲۶۵۴ نفر)
قانون درخواست حذف نظر از خانواده برتر (۲۳۱۸ بازدید توسط ۱۵۶۰ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۲۰۲۵ بازدید توسط ۱۳۵۱ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۳۴۴۴ بازدید توسط ۲۲۵۱ نفر)
التماس دعا (۱۱۷۴۱ بازدید توسط ۸۸۷۲ نفر)
بیشتر شدن پست های سرگرمی (۱۰۳۲ بازدید توسط ۷۳۴ نفر)
صفحه درد دل های دخترونه (۹۲۷۶ بازدید توسط ۶۶۶۱ نفر)
پاتوق شادی خانواده برتر (۴۱۵۸ بازدید توسط ۳۰۰۰ نفر)
تبادل نظر در مورد تست های شخصیت شناسی (۷۴۱۴ بازدید توسط ۵۶۲۶ نفر)
همفکری و درد و دل های افراد درگیر با افسردگی (۴۳۱۹ بازدید توسط ۳۳۵۸ نفر)
صفحه گفتگوی کاربران (1) (۱۳۲۲۷ بازدید توسط ۸۰۹۷ نفر)
صفحه ی مشاوره ی حقوقی خانواده برتر (۳۷۰۱ بازدید توسط ۲۹۷۳ نفر)
معرفی مجموعه وساطت ازدواج آدم و حوا (۹۰۱۸ بازدید توسط ۶۳۷۲ نفر)
دختر مذهبی کجایی ، دقیقا کجایی ؟! (۱۸۰۱۴ بازدید توسط ۱۲۴۱۸ نفر)
ارسال مطلب به خانواده برتر (۵۸۴۹ بازدید توسط ۴۱۵۱ نفر)
صفحه شخصی DOKHTAR LOR (۳۳۴ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی ساقی (۹۴۴ نمایش) - (۵۵ نظر)
صفحه ی شخصی "مردی در بیابان های خلوتِ خدا" (۸۶۳ نمایش) - (۳۲ نظر)
صفحه ی شخصی Angel girl (۴۶۸ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۶۱۹۳ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی "دختران حتما بخوانند" (۳۴۴۲ نمایش) - (۱۵ نظر)
صفحه شخصی رضا alone "احادیث و موضوعات مختلف" (۲۵۲۹ نمایش) - (۱۳۶ نظر)
صفحه شخصی گلی خانم (2) (۱۶۵۸ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی فرشاد (۳۷۴ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی Holy Mind (۱۸۷۴ نمایش) - (۱۰۹ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (4) (۴۵۴۸ نمایش) - (۴۶۷ نظر)
صفحه شخصی خانم M&M (۵۳۶۰ نمایش) - (۳۴ نظر)
صفحه شخصی زندگی به شرط زندگی سید (2) (۱۴۲۶ نمایش) - (۵۷ نظر)
صفحه شخصی ماه تی تی (۷۹۵۶ نمایش) - (۶۰۹ نظر)
صفحه شخصی رضا alone پُست دوم (۸۳۲۲ نمایش) - (۲۴۲ نظر)
صفحه شخصی شب ماه (۱۵۷۸۶ نمایش) - (۷۳۰ نظر)
صفحه شخص گلی خانم (۱۵۴۲۸ نمایش) - (۶۲۶ نظر)
صفحه ی احادیث گیاهی و درمانی🌾 (۳۸۰۱ نمایش) - (۵۹ نظر)
صفحه شخصی رهام روشن ضمیر (۵۰۱۳ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۱۶۲۴۰ نمایش) - (۱۰۶۸ نظر)
صفحه شخصی Ata MST (۸۸۰۸ نمایش) - (۳۶۷ نظر)
صفحه شخصی رضا alone (۱۵۷۳۷ نمایش) - (۸۷۵ نظر)
صفحه شخصی پسر آریایی (۷۶۳۳ نمایش) - (۲۹۹ نظر)
صفحه برنامه ‌نویسان خانواده‌ برتر (۱۳۷۸ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی دختر قمی (۲۱۵۹ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی .•.•.•امیرخان•.•.•. (۱۳۸۵ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی مشکات (۳۹۳۷ نمایش) - (۱۷۵ نظر)
صفحه شخصی سکوت شلوغ (۲۵۵۷ نمایش) - (۴۲ نظر)
صفحه شخصی مروان الشقب (۴۴۲۷ نمایش) - (۱۵۳ نظر)
صفحه مرد شب ویژه پرسش و پاسخ خصوصی (۲۱۲۳ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه شخصی آیدا 👑👩‍⚕️💐 (۶۱۲۸ نمایش) - (۱۲۷ نظر)
صفحه شخصی Ali Piroozi (۳۵۰۳ نمایش) - (۱۶۰ نظر)
صفحه شخصی 12 12 (۱۴۱۳ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه گزارش دهی روزانه به کاربران خانواده برتر (۴۵۰۳ نمایش) - (۱۹۵ نظر)
صفحه شخصی ماری (۱۴۲۲ نمایش) - (۱۵ نظر)
صفحه شخصی مهدی من (۳۰۰۲ نمایش) - (۷۸ نظر)
صفحه شخصی پارادوکس (۲۶۳۵ نمایش) - (۶۴ نظر)
صفحه شخصی Mard shab - پست دوم (۱۳۲۴۷ نمایش) - (۲۷۲ نظر)
صفحه شخصی پونه (۱۷۹۳ نمایش) - (۲۹ نظر)
صفحه شخصی شاهزاده شهر غریب (۲۲۴۳ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۳۵۰۸۷ نمایش) - (۹۵۳ نظر)
صفحه شخصی معصومه .. (۲۲۱۳ نمایش) - (۸۱ نظر)
صفحه شخصی luminous pearl (۲۰۰۲ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی فرزانه (۲۴۱۸ نمایش) - (۳۷ نظر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۲۰۸۶۳ نمایش) - (۶۱۴ نظر)
صفحه شخصی آبی (۶۷۷۹ نمایش) - (۲۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهشید" (۴۱۴۱ نمایش) - (۱۹۳ نظر)
صفحه شخصی berelian (۴۲۴۷ نمایش) - (۱۶۹ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۷۱۷۴ نمایش) - (۳۹۸ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۱۷۲۳ نمایش) - (۲۵ نظر)
تجرد قطعی در زندگی (۲۵۸۶ بازدید توسط ۲۰۳۰ نفر) - (۳۷ نظر)
قبول کنیم که اکثر ما پسرها در شرایط فعلی توانایی ازدواج کردن رو دیگه نداریم (۲۴۱۹۲ بازدید توسط ۱۷۸۰۲ نفر) - (۳۴۲ نظر)
نیاز عاطفیم باعث شده که همه ی فکر و ذکرم بشه ازدواج (۴۰۰۷ بازدید توسط ۳۰۰۳ نفر) - (۴۱ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۶۱۹۳ بازدید توسط ۴۴۵۵ نفر) - (۹۰ نظر)
نتیجه تلاش ها و پیشرفت های یه دختر، تنهایی و مجرد موندنه؟ (۱۴۲۴۹ بازدید توسط ۱۱۱۸۲ نفر) - (۲۸۵ نظر)
دوست داشتم شوهرم پزشک متخصص، پولدار، خوشتیپ و ... باشه (۹۵۹۰ بازدید توسط ۷۴۵۸ نفر) - (۸۲ نظر)
به همکلاسیم علاقمندم (۶۲۴۰ بازدید توسط ۵۰۲۰ نفر) - (۵۲ نظر)
واکنش ها به تغییر پوشش پسر 30 ساله به اسپرت چیه ؟ (۳۲۶۵ بازدید توسط ۲۴۳۹ نفر) - (۴۹ نظر)
سهم من از بودن با تو چیه؟ (۱۴۷۳ بازدید توسط ۱۲۲۵ نفر) - (۵۰ نظر)
توبه کردن ،به آسانی حذف اینستاگرام (۶۷۹۲ بازدید توسط ۵۵۵۸ نفر) - (۴۱ نظر)
خانمم تا یه چیزی میشه قهر میکنه میره خونه باباش (۹۸۴۵ بازدید توسط ۶۴۳۱ نفر) - (۵۸ نظر)
برای موفقیت در شاعری یا نویسندگی، حتماً باید عاشق بود؟ (۱۱۸۳ بازدید توسط ۸۸۲ نفر) - (۹ نظر)
چه جوری میشه شادی و لبخند و شوخ بودن رو یاد گرفت؟ (۸۷۰۲ بازدید توسط ۶۶۳۹ نفر) - (۳۳ نظر)
چطور نسبت به رفتار بد دیگران بی خیال باشم؟ (۸۹۶۶ بازدید توسط ۶۶۶۷ نفر) - (۱۹ نظر)
چطور می شود از این روزگار رونده فرصت دوباره گرفت؟ (۶۹۳۲ بازدید توسط ۴۲۱۹ نفر) - (۱۷ نظر)
چرا بعضی از دختران به جای کار رو شخصیت، ظاهرشون رو قشنگ می کنن؟ (۸۰۶۸ بازدید توسط ۶۲۳۷ نفر) - (۱۰۲ نظر)
گفتگوی آزاد (28 شهریور 1400) (۷۰۴۰ بازدید توسط ۵۰۹۷ نفر) - (۲۷۷ نظر)
آیا نوشتن اهداف، تاثیری در رسیدن به اون ها داره ؟ (۵۷۸۸ بازدید توسط ۴۴۸۶ نفر) - (۵۳ نظر)
جلوی خواستگار سرخ و سبز و بنفش میشم و صدام میره رو ویبره (۴۶۶۴ بازدید توسط ۳۷۴۷ نفر) - (۱۶ نظر)
معرفی مطالب مربوط به دوران مجردی در خانواده برتر (۲۵۹۸۸ بازدید توسط ۱۸۳۲۹ نفر) - (۱۸ نظر)
پرهیز از شوخی های زناشویی جلوی خواهر و برادر مجرد (۱۲۲۷۶ بازدید توسط ۹۲۳۴ نفر) - (۵۸ نظر)
چطوری از دوست پسرم جدا شم که دلش نشکنه؟ (۵۷۲۰۰ بازدید توسط ۴۳۶۸۶ نفر) - (۴۷ نظر)
آقایون چقدر به زیبایی و خوش تیپی خودشون اهمیت میدن؟ (۷۰۱۸ بازدید توسط ۵۲۵۲ نفر) - (۶۴ نظر)
هرگزهایی که باید به آن ها توجه داشته باشیم - دکتر انوشه (۵۲۲۴ بازدید توسط ۳۷۹۳ نفر) - (۱۰ نظر)
دخترا تو رو خدا ساپورت نپوشید (۱۹۵۴۹۳ بازدید توسط ۱۴۳۸۱۵ نفر) - (۵۱۶ نظر)
نه بهشت را میخواهم و نه ترس از دوزخ دارم (۵۹۳۴ بازدید توسط ۳۹۹۳ نفر) - (۶۴ نظر)
عشق واقعی چیست ؟ (۷۶۴۲ بازدید توسط ۵۰۹۴ نفر) - (۵۶ نظر)
در کل نباید تو چشم مردم بود ، موافقید یا مخالف ؟ (۴۰۴۲ بازدید توسط ۲۹۰۳ نفر) - (۳۳ نظر)
الگوی خودمون رو درست انتخاب کنیم (۲۱۸۳ بازدید توسط ۱۷۰۳ نفر) - (۳۰ نظر)
خواستگارم نظامیه و خانوادم مخالف هستند (۶۷۰۱ بازدید توسط ۵۳۱۱ نفر) - (۵۲ نظر)

۷۹ مطلب با موضوع «مباحث یاد مرگ» ثبت شده است

سختی پاسخ دادن به سوالات شب اول قبر و راهکار رفع سختی آن

به ظاهر این سوالات ساده است و پاسخ آن هم ساده است . چون ما این سوالات را با سوالات دنیایی مقایسه می کنیم . در دنیا وقتی از ما امتحان می گیرند یا مسابقه ای هست از محفوظات ذهنی ما می پرسند . اگر کسی از قبل مطالبی را حفظ کرده می تواند اینها را جواب بدهد .

ما فکر می کنیم که سوالاتی که در برزخ می پرسند مثل سوال دنیایی است که در محفوظات ما هست و جواب آن ساده است . در حالیکه ما نباید سوال کردن دنیایی را با سوال کردن برزخی مقایسه بکنیم .

سوالات برزخی از محفوظات ذهنی نیست بلکه از باورهای قلبی است یعنی وقتی ملائکه سوال می کنند عقاید و باورها را واکاوی می کنند . بخاطر همین اینجا کار سخت می شود.

در اینجا لازم نیست که ذهن کار بکند قلب باید باورهایش را رو بیاورد . قلب باید باورهای محکمی داشته باشد که وقتی سوال کردند بتواند قلبا اعتقاد خودش را به آنها برساند و آنها می فهمند که تو به رب اعتقاد داری یا خیر .

فیض کاشانی می گوید که افرادی هستند که سالها ها اسم پیامبر را فراموش می کنند و یادشان نمی آید . این نشان می دهد که عقاید و باور به پیامبر در قلب شان نفوذ نکرده است .

سوالات قبر را از بدن ظاهری و گوشتی نمی پرسند . سوالات را از باطن می پرسند و در باطن دروغ نیست . در این دنیا می توان به ظاهر دروغ گفت ولی در برزخ ظاهر کنار رفته و دروغ معنا ندارد .

می پرسند که در دنیا رب تو و معبود تو چه کسی بوده است ؟ کسی که در دنیا معبودش مال و ثروتش بوده است ، می گوید شیطان است . آنها خودشان درمی یابند و احتیاج به گفتن نیست . این عقیده و باطن مخفی نیست و رو است . اما کسی که در دنیا معبود و هدفش خدا بوده است و باورش در دنیا این بوده است ، وقتی از او می پرسند امام تو که بود ، چون در دنیا از علی و آل او تبعیت کرده است نام امامش را می گوید ولی کسی که در دنیا هر کاری خواسته کرده و از امام تبعیت نکرده است ، وقتی از او می پرسند که امام تو که بوده است می گوید : نفس من بوده است .

چیزی که به درد برزخ می خورد عقاید و باورهای قلبی است . قلب باید خدا را بعنوان معبود باور کرده باشد ، امام را بعنوان یک جلودار قبول کرده باشد . در بعضی از روایات از این دو فرشته بعنوان کسی که خالص را از ناخالص جدا می کند نام برده شده است یعنی وقتی آنها واکاوی می کنند قلب خالص از ناخالص را جدا می کنند. اینها بسته به باورهایی دارد که در دنیا برای خودمان تثبیت کرده ایم و واقعا در قلب مان نفوذ کرده است .

کسانی که این اعتقادات در قلب شان نفوذ کرده است و با نماز و روزه اعتقادات را تثبیت کرده اند ، آنها آنجا کاملا جوابگو هستند .

 آیا می شود کاری کرد که ما پاسخ این سوالات را براحتی بدهیم ؟
 امام سجاد (ع) هر جمعه در مسجد النبی در مدینه موعظه می کرد . در کتاب بحار جلد ششم داریم که می فرماید : بعد از این که از خدا و پیامبر سوال می کنند ، به هوش باش و به خودت فکر کن ، قبل از اینکه از تو سوال کنند در این دنیا آماده باش .

آمادگی این امتحان به این صورت نیست که محفوظات ذهنی مان را زیاد کنیم یا کتاب بخوانیم که جواب بدهیم بلکه باید اعتقادات و باورهای مان را در این دنیا تقویت کنیم .

وقتی بحران های زندگی به سراغ من می آید بحران های مالی ، سیاسی ، جنسی و خانوادگی ، دست از اعتقادم برندارم و با کوچکترین مشکل با خدا قهر نکنم و نمازم را ترک نکنم . با بالا و پایین شدن مد دست از حجابم برندارم . با یک تغییر در زندگی تمام عقایدم را دور نریزم .


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مباحث یاد مرگ (۷۹ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۱۰۰۸ بازدید توسط ۷۹۸ نفر
    • دوشنبه ۱۵ تیر ۹۴ - ۱۲:۴۴

    آیا همه انسان ها سوال قبر را دارند ؟ (مباحث یاد مرگ)

    می گویند که کسی وصیت کرده بود که وقتی من مردم من را با یک کفن کهنه بپوشانید که وقتی نکیر و منکر آمدند گمان کنند که من مرده ی قدیمی هستم و قبلا از من سوال کرده اند !

    سوال قبر را از همه می پرسند منتها از همه ی کسانی که در دنیا یک موضع اعتقادی یا ضد اعتقادی داشته اند . هر کسی که در دنیا آنقدر آگاهی و فهم داشته که برای خودش موضعی انتخاب بکند .حالا یا این موضع درست دینی و اعتقادی است که ما به آن مومن می گوییم یا یک موضع ضد دین است که ما به آن کافر می گوییم .

    از این دو دسته سوال قبر می شود . داریم که سوال نمی شود مگر از کسانی که در طریق ثبیت دین یا در طریق تثبیت کفر بوده اند .

    اما دو دسته هستند که سوال قبر ندارد . یک دسته کسانی که شان آن ها بالاتر از این است که از آنها سوال بپرسند ، مثل انبیاء و امامان . بی معنا است که از پیامبر بپرسند که پیامبر تو کیست . آنها امتحان شان را در دنیا پس داده اند . پیامبر خودش دین و کتاب را آورده است .همچنین از شهدا هم سوال نمی شود .

    پیامبر فرمود : شهید در قبر مورد سوال قرار نمی گیرد . پرسیدند که چرا از مومنین سوال می کنند ولی از شهدا سوال نمی کنند. پیامبر فرمود: همین که او به زیر تیغ شمشیر بخاطر خدا رفت ، آن بالاترین امتحان برای شهید است .

    عزیزی است که دو چشم و دو دستش را برای خدا داده است. ایشان می گفتند که من زمان جنگ آرپیچی زن بودم . یکی از دوستان ما که مجروح هم بود نزدیک تانگ شد تا موشک بزند ولی موشک به تانک اصابت نکرد . تانک از روی بدن او رد شد و من گوشت های بدن او را می دیدم که به اطراف پرت می شد. من خودم را به بالین او رساندم .

    وقتی آخرین نفس هایش را می کشید می گفت که خدایا از من راضی شدی ؟ کسی که این جوری جانش را داده است و عملا اعتقادش را نشان داده دیگر احتیاجی به سوال ندارد .

    یک دسته ی دیگر شان شان پایین تر از این است که از آنها سوال بشود . مثلا کسانی که در فرهنگ دینی ما مستضعف فرهنگی و فکری شمرده شده اند . یا در دنیا به حد رشد فکر نرسیده اند که ایمان داشته باشند یا نداشته باشند مثل بچه ها یا دیوانگان که تکلیفی ندارند . که اینها نه جزو مومن و نه جزو کافر به حساب می آیند .

    یا کسانی که انسانهای بالغی هستند که حجت بر آنها تمام نشده است . کسانی که دین حق به آنها عرضه نشده است چه بسا اگر دین حق به آنها عرضه بشود آنها هیچ انکاری ندارند . این جور افراد نه مومن هستند نه کافر .

    فردی که اطلاعات در اختیار او قرار نگرفته است . یک وقت اطلاعات هست و ما باید تحقیق بکنیم و اگر این کار را نکنیم ما مقصر هستیم ولی یک موقع اصلا به فرد صدایی نرسیده است و مقصر نیست .

    ممکن است که پیرو دینی بوده است و احتمال نمی داده که اسلام دین حقی است که برود سوال بکند. این جور افراد که دسترسی به حق نداشته اند و حجت بر آنها تمام نشده است ، مستضعف نام دارند .

    رحمت خدا وسیع تر از این است که کسانی که حجت بر آنها تمام نشده عذاب بکند . به تعبیر قرآن امر آنها به خدا واگذار شده است . و خدا خودش می داند که با آنها چه رفتاری بکند. چیزی که از آیه بر می آید این است که آنها مورد عفو خدا واقع می شوند . در آیه ی متسضعفین می فرماید که امید است که عفو خدا شامل حال آنها بشود. پس این دو دسته سوال قبر ندارند .


    " مباحث یاد مرگ - حجت الاسلام عالی - برنامه سمت خدا - http://samtekhoda.tv3.ir "


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مباحث یاد مرگ (۷۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷)
    • ۱۰۲۴ بازدید توسط ۸۱۳ نفر
    • يكشنبه ۱۴ تیر ۹۴ - ۱۲:۰۱

    سوال های قبر چیست و چه زمانی آنها را از ما می پرسند ؟ (یاد مرگ)

    یکی از مباحثی که مربوط به برزخ و زندگی پس از مرگ است بحث سوال قبر است و از مسلمات معارف دینی ما است . در زیارت آل یاسین که یکی از زیارت های مربوط به حضرت ولی عصر است و روی خواندن آن هم تاکید شده داریم که این سوال نکیر و منکر سوال حقی است و واقعیت دارد .

    در روایتی از امام صادق (ع ) داریم که اگر کسی این سه چیز را انکار بکند از ما شیعیان نیست ، یکی معراج پیامبر و یکی سوال قبر و یکی شفاعت اهل بیت .

    سوال قبر یکی از عقاید همه ی شیعیان است . در روایات بسیار زیادی چگونگی سوال قبر موشکافی شده است و بسیاری از مباحث در آن مطرح شده است .

    روایتی از پیامبر است که می فرماید : خدا دو تا فرشته دارد که به آنها منکر و نکیر می گویند ، وارد بر میت می شوند و از او سوال می کنند . شاید علت این که به آنها نکر می گویند این است که آنها ناشناخته هستند و فرد بواسطه ی آنها چیزی نمی فهمد .

    در بعضی از روایات داریم که ورود این دو ملک برای همه به یک شکل نیست . افرادی که اهل معصیت هستند اینها به شکل عبوس بر آنها وارد می شوند که نکیر و منکر هستند . برای مومنین این دو ملک بنام مبشیر و بشیر هستند که بشارت می دهند و برخورد بسیار ملایمی دارند .

    در جلد سوم کافی داریم که ابو بصیر از امام صادق (ع) سوال کرد که این دو ملک برای مومن و کافر به یک شکل می آیند ؟ ایشان فرمودند : خیر به یک شکل نمی آیند .

    در دعای ماه رجب داشتیم که خدایا من را از سوال برزخ نجات بده ، از من نکیر و منکر را دور بکن و بشیر و مبشر را برای من بفرست که اینها با چهره های باز و بشارت دهنده هستند . در مورد زمان سوال قبر در روایات پاسخ داده شده است .

    در همان ابتدای ورود به عالم برزخ این دو ملک می آیند و تعیین تکلیف می کنند . عالم برزخ یعنی عالم قبر . بعد از مرگ با بدن دنیایی کاری ندارند . شخص میت ساعتها و روزهای اولیه هنوز نمی تواند بین عالم دنیا و عالمی که وارد آن شده است فرق بگذارد . و هنوز نمی فهمد که از این دنیا بیرون رفته است و گمانش این است که هنوز در این دنیا است .

    پیامبر می فرماید وقتی شخص را در قبر می گذارند ، وقتی صدای کفش کسانی که دارند می روند می شنود ، دو ملک می آیند ، یعنی این دو ملک این قدر سریع می آیند .

    روایتی در نهج البلاغه است که می فرماید : وقتی تشیع کنندگان رفتند و کسانی که گریه می کردند برگشتند ، این فرد را می نشانند و از او سوال می کنند و این قدر این سوال ناگهانی است و شخص از دنیا رفته ترس رد شدن از این امتحان را دارد که سوال را به آرامی جواب می دهد .

    روایتی داریم که شخصی که از دنیا رفته را دو تا تلقین بکنید ، یکی وقتی او را در قبر می گذارند و یکی هم بعد از دفن که پوشانیده شد تلقین بکنید و امام صادق (ع) می فرماید که وقتی تلقین دوم را می کنید نکیر و منکر می گویند که او را تلقین کردند پس برویم .

    پس همان موقعی که شخص را تلقین می کنند این دو فرشته می آیند . نکیر و منکر به یکدیگر می گویند که آن حجتی که باید همراه این متوفا باشد به او تلقین شد ، برویم .

    آقای حائری یزدی که مرجع تقلید بیست و شش سال پیش بود ، یکی از دوستانشان فوت کرده بودند و ایشان وارد قبر شدند و کمی طول کشید .از ایشان سوال کردند که چرا این قدر طول دادید؟ ایشان گفتند که می خواستم نکیرین که آمدند بشنوم که درست جواب داده است و خیالم راحت بشود .

    پس زمان سوال قبر همان اول ورود به عالم برزخ است . بخاطر همین گفتیم که وقتی همه قبرستان را ترک می کنند عده ای در کنار قبر بمانند و دعا و تلقین بخوانند که اینها بسیار برای او موثر و مفید است .


    با توجه به اینکه ما باید در روز قیامت هم این سوالها را پاسخ بدهیم ، چه لزومی دارد که در برزخ هم این سوالات پاسخ بدهیم ؟
    ما یک سوال در عالم برزخ داریم و یک سوال هم در عالم قیامت داریم . سوالاتی که در عالم برزخ می شود یک بازجویی اولیه است که سوال از کلیات و اصول عقاید و بعضی از اصول اعمال است ولی در قیامت از ریز و درشت عقاید اخلاقیات سوال می کنند .

    مثلا در برزخ از اصل نماز سوال می کنند که آیا نماز می خواندی یا خیر ؟ اما در قیامت می پرسند که فلان نمازی که خواندی نیت تو چه بود و آیا لباس تو غصبی یود یا خیر ؟ قرائت و رکوع و سجود تو درست بوده است یا خیر ؟ جز به جز سوال می کنند .

    در برزخ کلیات عقاید را سوال می کنند .یعنی آن چیزی که محور اصلی تشکیل شخصیت انسان است .

    اصلی ترین عنصری که شخصیت انسان را و جهت گیری و مسیر زندگی دنیایی انسان را تشکیل می دهد باورها و عقاید او هست که آیا عقاید کلی در زندگی را باور دارد یا ندارد. این اولیه و مهمترین عنصر تشکیل دهنده ی شخصیت فرد است .

    درست است که اخلاقیات و رفتارهای انسان هم در شخصیت او اثرگذار است اما مهمترین عنصر تشکیل دهنده ی شخصیت عقاید است و لذا از آنها سوال می کنند .


     * می پرسند که معبود تو در این عالم که بود ؟

     * دین تو چه بود ؟

     * پیامبر و امام تو که بود ؟

     * و از یک تعداد محدود اعمالی که آن اعمال شاهد اعتقادات هستند . مثل نماز، روزه ،خمس ، حج . از انجام این اعمال سوال می کنند

     * و دیگر اینکه می پرسند کسب و درآمد تو از چه راهی بوده است حلال یا حرام ؟

     * جوانی و عمر خودت را در چه راهی مصرف کرده ای ؟

    حالا چرا از این اعمال می پرسند؟ چون این اعمال اصلی ترین اعمالی است که شاهد بر صدق اعتقادات است .

    اگر من بگویم که من خدا را قبول دارم و اعتقادات را دارم ، بعد می گویند نشانه ی تو که نماز است کجاست ؟ تو که می گویی امام و پیامبر را قبول دارم چرا سهم امام را غصب کردی ؟ خمس ندادی ؟ چرا درآمد خودت را از هر راهی درآوردی ؟ چرا عمرت را به بطالت گذراندی و در راه معصیت خدا گذراندی ؟ پس از جزئیات نمی پرسند.

    این سوالات مثل سوالات امتحانی پرسیده نمی شود که وقتی برای آن بگذارند . ملائک خیلی راحت آنها را از فرد در می آورند .

    داریم که اگر سوال را سربلند جواب داد نتیجه اش این می شود که عالم برزخ گشایش پیدا می کند و دری از بهشت به او باز می کنند . یعنی از آن باغ ، یک باغچه ای به او می دهند ، یک جلوه ای از بهشت قیامتی به او می دهند که در این مدت راحت باشد.

    اما کسی که از این سوالات رد شد نتیجه اش این می شود که یک دری از جهنم را برای او باز می کنند . باید تکلیف فرد از همان قدم اول روشن بشود ،پس سوال قبر از همان ابتدای ورود به برزخ است . ما سرگردانی نداریم .


    " مباحث یاد مرگ - حجت الاسلام عالی - برنامه سمت خدا - http://samtekhoda.tv3.ir "


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مباحث یاد مرگ (۷۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۱۸۷۸ بازدید توسط ۱۳۲۲ نفر
    • شنبه ۱۳ تیر ۹۴ - ۱۲:۴۶

    پست های یاد مرگ به من حس عقب بودن دست داد

    سلام دوستان این چند روزه بین پستا یه سری پست گذاشته شد با مضمون یاد مرگ
    خواستم بگم من هیچ کدومو نخوندم تا سحر امروز که تاریخ یازدهمه . توصیه میکنم بخونین خدا وکیلی خیلی مهمه اصلا بحث ترس مرگ و از این حرفا نیست هر کی گفته خیلی زیبا گفته       همراه با داستان گفته فوق العاده جالب و کارامده    
    از اون دسته داستان های مرگ نیست که بترسید و بگید وای خدایا نکنه الان بمیرم ؟ فقط جوری گفته که بفهمید کجای دنیا دارید میرید.

    به من حس عقب بودن دست داد عقب از اعمال مهم و اخروی یعنی نوعی اهمال در کارام          فک کنم بخونین عالیه واستون. البته فکر نه حتما عالیه    
    نماز روزه هاتون قبول ان شاء لله که خدا عبادات ناقصمونو قبول کنه   

    یا علی  

    " پسر شورشی "


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مباحث یاد مرگ (۷۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷)
    • ۱۱۶۳ بازدید توسط ۹۵۷ نفر
    • جمعه ۱۲ تیر ۹۴ - ۲۲:۱۴

    نوع زندگی در عالم برزخ چگونه است ؟ (مباحث یاد مرگ)

    کلاً در ارتباط با زندگی برزخی دست ما کوتاه است و تا زمانی که ما به آنجا نرویم نمی توانیم آن را درک کنیم . مرحوم حاج آقا بزرگ تهرانی نقل می کنند که استاد ایشان آیت الله سید احمد کربلایی که از عرفا بود زمانی که از دنیا رفت در یک حالتی ایشان را دید ( ظاهراً در حالت خواب بوده است ) دست ایشان را گرفت و گفت از آن طرف چه خبر دارید؟

    او با یک حالتی دست خود را کشید و گفت باید اینجا بیایی تا ببینی چه خبر است . شبیه همین مطلب را نیز مرحوم آیت الله گلپایگانی که از مراجع بزرگ تقلید و همزمان با آیت الله بروجردی بود نقل می کنند . ایشان مرحوم میرزای نائینی را در حالتی دید و از ایشان پرسید از عالم برزخ چه خبر؟ مرحوم نائینی فرمودند : یک چیزی می گوییم ، یک چیزی می شنوید و یک چیزی می شنویم . باید آن را ببینید .

    این واقعیت مسئله است. اما آن چیزی که از اهل بیت به ما رسیده و ما به غیر از این سند دیگری نداریم این است که بعد از مرگ زندگی برزخی به این شکل شروع می شود که روح که تا به حال با این بدن سنگین ، خاکی و گوشتی و استخوانی کار می کرد ، زندگی خود را با یک بدن سبک آغاز می کند .

    بدن سبک همان بدن برزخی است که به آن بدن مثالی هم می گویند. چون شکل و مثل این بدن است .

    از امام صادق (ع) پرسیدند که بعد از مرگ چطور زندگی می کنیم ؟ حضرت در یک روایتی فرمودند : در یک بدن هایی مثل بدن های دنیایی . بهترین مثال شبیه همان چیزی است که در خواب می بینیم. در خواب بدن گوشتی زیر لحاف است و هیچ تحرکی ندارد ، اما آن بدن را می بینیم که کاملاً فعال است ، حرکت می کند ، می فهمد ، می خورد ، می آشامد ، درد می کشد و لذت می برد .

    البته بدنی که با آن در برزخ هستیم این بدن که ما در خواب می بینیم نیست . هزاران بار متکامل تر از این بدن است چون بدن در خواب هنوز متعلق به عالم دنیا است . اما بدن برزخی ، ما از عالم دنیا بیرون رفته ایم و به عالم کامل تری رسیده ایم .

    در روایت دیگری امام صادق(ع) فرمود که وقتی بعد از مرگ ما وارد عالم برزخ می شویم در یک شکل و قالبی مانند همین قالب دنیا هستیم . پس شکل و صورت دارد اما جرم و سنگینی ندارد . بدن برزخی می خورد ، می آشامد ، لذت می برد و درک و فهم دارد . لذت و عذاب او یا درک و فهم او به مراتب قوی تر از درک و فهم و لذت و عذاب هایی است که در عالم دنیا می برد چون کامل تر بوده و حجاب هایی دنیایی برداشته شده است .

    شخصی از امام صادق (ع) پرسید که بعد از مرگ ارواح کجا می روند ؟ امام صادق (ع) فرمود : ارواح مومنین در یک اتاق هایی مربوط به بهشت برزخی از غذاهای آنجا می خورند . از نوشیدنی های آنجا می آشامند . البته خوردن و آشامیدن در بهشت مانند دنیا فقط تأمین غریزه نیست، آنجا قرب می آورد . در این دنیا بدن ما نیاز دارد و یک تأمین غریزه است . حیوانات نیز می خورند و می آشامند . اما در آن جا خوردن برای شخص قرب به همراه می آورد .

    بعد حضرت فرمودند : مومنین در برزخ یکدیگر را می بینند ، می شناسند و با یکدیگر انس داشته و مراوده دارند . شخصی که از دنیا می رود اگر بهشتی باشد به دور او جمع می شوند . از او سوال کرده و راجع به فامیل می پرسند . البته نظام زندگی برزخی اجتماعی نیست و نظام فردی است . زندگی ما در عالم دنیا اجتماعی است .

    در جامعه همه به یکدیگر احتیاج داریم. ما به مشاغل مختلف احتیاج داریم و به تنهایی نمی توانیم نیازهای خود را برآورده کنیم . احتیاج به نانوا، قصاب ، پزشک و .. داریم . اما آنجا دیگر اینگونه نیست . آنجا زندگی هر نفر فردی است . یعنی هر کسی در گرو اخلاقیات ، عقاید و اعمال خود است . زندگی اجتماعی به این معنا که به یکدیگر وابسته بوده و به هم کمک کنیم وجود ندارد . اما می تواند به صورت جمعی بوده و در کنار هم جمع شویم و یکدیگر را ببینیم .

    یعنی خانواده ها می توانند یکدیگر را ببینند . جزو لذت های بهشت برزخی این است که افراد یکدیگر را دیده و با هم انس بگیرند . این یک لذتی است که شامل حال مومن می شود . از طرف دیگر شخصی که دچار جهنم و عذاب برزخی می شود هم خوردن و آشامیدن دارد اما این خوردن و آشامیدن برای او عذاب است .

    در زندگی برزخی تکامل و رشد وجود دارد . اما تکامل برزخی ، تکامل عملی نیست . یعنی آنگونه نیست که ما آنجا بتوانیم اعمال انجام دهیم یعنی خیرات کرده ، نماز بخوانیم و بتوانیم کارهای خود را جبران کنیم . یعنی دار عمل و مزرعه همین دنیا است . اما تکامل معرفتی و علمی است . یعنی مرحله به مرحله حجاب ها کنار رفته و اسراری برای فرد کشف می شود . افرادی که اهل بهشت هستند با دیدن و فهمیدن لذت آنها بیشتر می شود . افرادی که اهل عذاب هستند ، حسرت و عذاب آنها بیشتر می شود .

    در روایتی از امام موسی ابن جعفر(ع) در جلد دوم اصول کافی است که حضرت به یکی از افرادی که در کنار ایشان نشسته بودند فرمودند که دوست دارید در دنیا عمر شما طولانی شود ؟ آن شخص گفت بله. حضرت فرمود به چه دلیل؟ گفت خیلی سوره ی قل هو الله احد را دوست دارم و دوست دارم که این سوره را زیاد بخوانم . امام چند لحظه سکوت کردند و بعد فرمودند: شخصی از مومنین که از دنیا برود اگر در دنیا قرآن را نیاموخته باشد ( البته به شرطی که برای آموختن کوتاهی نکرده باشد) در عالم قبر به او تعلیم می دهند . بنابراین تعلیم و رشد علمی در آنجا وجود دارد .

    بعد حضرت فرمود : به این خاطر که درجه ی او را بالا ببرند . چون درجات بهشت به اندازه ی آیاتی است که خوانده اید و بر جان شما نشسته است ، به شما می گویند بخوانید و بالا بروید . لذا در آن دنیا به او تعلیم می دهند .

    در روایاتی است که بچه ها ی کوچکی که هنوز بالغ نشده و از دنیا می روند و یا حتی سقط شده و از دنیا رفته اند در یک روایت است که حضرت ابراهیم (ع) آنها را در عالم برزخ تربیت کرده و از جهت معرفتی آنها را رشد می دهد .

    پیامبر فرمود: من در معراج دیدم که بچه های زیادی به دور او نشسته بودند. در روایت دیگری است که امام صادق (ع) فرمود: اطفال شیعیان ما که از دنیا می روند حضرت زهرا (س) تربیت می کند. اینها همه تکامل های برزخی است . به همین خاطر است که شما در دعاها صلوات برای اهل بیت فرستاده و ترفیع درجه برای آنها می خواهید . در تشهد نماز شما می گویید که خدایا درجه ی پیامبر را بالا ببر. دعا برای ترفیع درجه نشان می دهد که درجات هنوز وجود دارد .
    در بهشت برزخی این رشد و تکامل می تواند وجود داشته باشد ، آیا در جهنم برزخی نیز ممکن است رشد و تکاملی بوجود بیاید که فرد دیگر بعد از برزخ وارد جهنم نشود؟

    کسانی که حداقل های شرایط ورود به بهشت را دارند یعنی اصل ایمان را دارند اما در دنیا گناهان زیادی مرتکب شده اند . کسانی که اصل ایمان ، اعتقاد به پیامبر و ولایت اهل بیت را دارند یعنی عقائد را دارند ولی عمل نداشته یا معصیت زیاد دارند، باید در مراحلی پاک شده و کفاره ی اعمال بدی را که انجام داده اند ببینند .

    این پاک شدن یا در فشار هنگام مرگ است ، یا شب اول قبر است و یا در مراحل برزخ است . لذا در روایتی داریم که عذاب های برزخ برای مومنین کفاره ی گناهان است تا پاک شده و به بهشت بروند .

    اما برای کافران و کسانی که اعتقادات نداشته و با حضرت حق عناد دارند . یعنی مستضعف فکری نبوده اند که حق به آنها نرسیده ، رسیده اما قبول نکرده اند . این افراد در جهنم برزخی هستند و تکامل آنها به سمت غضب خدا است .

    یعنی مرحله به مرحله درکات آنها بالا رفته و بیشتر به باتلاق فرو می روند . هر چه قدر حجاب ها بیشتر برداشته شود حسرت و پشیمانی آنها بیشتر می شود .

    خیلی از افراد می پرسند برزخ کجا است ؟ فکر می کنند برزخ در آسمان ها است . یعنی یک گمان عوامانه ای در اذهان شکل می گیرد که گویی برزخ در آسمان ها و کهکشان ها است . به هیچ وجه اینگونه نیست . تمام آسمان ها و کهکشان ها که با میلیاردها سال نوری با ما فاصله داشته باشند هنوز در عالم دنیا هستند . فاصله ی عالم برزخ با ما فاصله ی مکانی نیست . فاصله ی زمانی هم نیست که چند میلیون سال دیگر به آن برسیم . فاصله ی رتبی است .

    مثلاً اگر الان یک حیوانی در یک مکان و یک زمان کنار ما باشد، ما چیزهایی می فهمیم که او نمی فهمد . چون رتبه ی ما متفاوت است . پس الان رتبه ی ما پایین تر از برزخ است که نمی توانیم بشنویم و درک کنیم . همین الان اینجا برزخ است . یعنی در باطن این عالم برزخ وجود دارد اما نباید به سراغ بعد زمانی و مکانی برویم. و اگر بخواهیم باطن را بفهمیم اینگونه است که ما موقع خواب ظاهر را از دست داده و به سراغ باطن می رویم .


    " مباحث یاد مرگ - حجت الاسلام عالی - برنامه سمت خدا - http://samtekhoda.tv3.ir "


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مباحث یاد مرگ (۷۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲)
    • ۱۷۴۱ بازدید توسط ۱۲۶۳ نفر
    • جمعه ۱۲ تیر ۹۴ - ۱۳:۴۳

    شب اول قبر چیست ؟ چرا همه از آن وحشت دارند ؟ (مباحث یاد مرگ)

    هر مسلمان معتقدی می داند که در آینده ی دور یا نزدیک با چنین شبی روبرو خواهد بود . ما در روایات داریم که کلمه ی قبر همان عالم برزخ است . این قبری که حفره ای است در قبرستان و بدن مادی را در داخل آن قرار می دهند .

    دیگر با این بدن دنیایی کاری ندارند و نظام دنیا برچیده می شود . یک نظام کامل تری بعنوان عالم برزخ افتتاح می شود . و با این بدن تا قیامت کاری نیست .

    بنابراین اگر گفته می شود فشار قبر ، سوال اول قبر، وحشت قبر و تعبیراتی از این قبیل ، مراد برزخ است . از همان زمان مرگ که فرد از عالم دنیا مفارقت می کند و روح از بدن جدا می شود شخص وارد برزخ می شود .

    از امام صادق (ع) سوال کردند که برزخ چیست فرمود: برزخ همان قبر است ، از هنگام مرگ تا قیامت . این فاصله ی زمانی از زمان مرگ تا قیامت ، زندگی برزخی است . آن ساعات اولیه ای که روح از بدن مفارقت کرده و جدا می شود ، ساعات عجیبی است . و حتی روزهای اولیه که روح انسان از بدن جدا شده و فرد می میرد روزهای عجیبی است .

    از این جهت که در عین حالی که شخص از دنیا رفته هنوز به این خاطر که انس با آن عالم و موجودات برزخی نگرفته و سالها با این بدن و نظام دنیوی انس گرفته ، آنچنان تحیر و سردرگمی و ابهامی دارد که درست نمی تواند در یابد که کیست .

    یعنی هنوز فکر می کند همان بدن خاکی است که در داخل حفره می گذارند . با اینکه از آن بدن جدا شده اما به این خاطر که درست خود را نیافته گمان می کند که همان بدن است . باید زمان بگذرد تا کم کم با عالم برزخ انس پیدا کرده و از این عالم دنیا دور شده و بداند که دیگر جدا شده است .

    در دین و توصیه های دینی ما اکیداً گفته شده که مراعات حالات اولیه ی میت را بکنید . که او خود را بیابد و در درک آن حالات و رفع سردرگمی و گیجی او را کمک بدهید .

    توصیه های دینی چقدر زیبا شما را پیش برده تا آن میت بتواند خود را بیابد و درک کند که کجا است .

    در قدم اول گفته شده که هنگام غسل آب داغ بر روی فرد نریخته و ادب بدن را حفظ کنید. در روایت داریم که با او مدارا کرده و مهربان باشید. چون شخص میت در آن جا حضور داشته و گمان می کند که همان بدن است .

    چه بسا زمانی که می خواهند او را چپ و راست کنند اذیت می شود . او مانند تنه ی درخت نیست که هرکاری خواستند بکنند و آب داغ بر روی او بریزند .

    در روایتی از پیامبر اکرم (ص) است که خدا غضب می کند بر کسی که با مومن ضعیفی مدارا نمی کند . این میت الان مومن ضعیف است و دست او از همه جا کوتاه بوده و کاری از او بر نمی آید بنابراین باید مراعات او را کرد .

    درقدم بعدی گفته شده وقتی او را تشییع می کنید و به سمت قبر می برید، آهسته آهسته ببرید . با شتاب نبرده و ناگهان او را وارد قبر نکنید .

    چون او هنوز خود را نیافته و خیلی سخت است که بدن او وارد حفره شود . امام صادق(ع) در روایتی فرمود که میت را در چند قدمی قبر بر روی زمین بگذارید ، چند لحظه صبر کنید . بعد بلند کنید و یک مقدار جلوتر ببرید ، برای بار دوم بر روی زمین بگذارید . باز یک مقدار جلوتر ببرید و برای بار سوم همین کار را تکرار کنید . در آخر در کنار قبر بر روی زمین بگذارید ، چون قبر وحشت های زیادی دارد . بگذارید آمادگی پیدا کند . برای بار چهارم او را بلند کنید و بدن را وارد قبر کنید .

    چقدر خوب است افرادی که این آداب را می دانند و می خواهند این کارها را بکنند در موقع دفن زیارت عاشورا بخوانند . یا صدای قرآن و ذکر و صلوات بلند شود .

    ما نمی دانیم ارتباط آن چیست ولی فقط می دانیم که ذکر به میت کمک می کند که زودتر خود را بیابد.

    در قدم سوم گفته شده که وقتی او را داخل قبر می گذارید تلقین همراه با تکان دادن بکنید . یعنی شخصی که وارد قبر می شود میت را تکان داده و به او تفهیم کند که کجا است .

    به او بگوید توجه داشته باش ، حواس خود را جمع کن و نترس . وقتی که دو ملک می آیند و از تو سوال می کنند به آنها این جواب ها را بده . چون میت گیج است فوق العاده این مسائل به درد او می خورد .

    در قدم چهارم گفته شده که وقتی روی قبر را پوشاندند ، نزدیکان میت که او در زمان حیات با آنها انس داشته و صدای آنها برای او آشنا است در کنار او بمانند .

    یک بار دیگر از روی قبر و در قسمت بالای سر او را تلقین کنند . حضرت زهرا(س) در وصیت خود به امیرالمومنین (ع) فرمودند که بعد از مرگ من بالای سر من بنشین . بدرستی که این ساعتی است که میت نیاز دارد که افراد زنده یک انسی با او داشته باشند . یک دفعه نرفته و او را تنها نگذارند .

    متأسفانه گاهی اوقات در این زمان برخی از افراد به زور بستگان میت را از سر قبر دور می کنند . درست است که امکان دارد برخی از بستگان خیلی بی تابی کنند ولی این بی تابی کردن ها در آن زمان باید به گونه ای باشد که بیشتر به درد فرد متوفی بخورد . یعنی انسان فقط نخواهد که غم خود را تخلیه کند . چند نفر از آشنایان او بمانند و این تلقینات را انجام دهند . این کارها قدم به قدم باعث می شود که فرد متوفی انس بگیرد .

    او فریادهایی دارد که ما نمی شنویم .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مباحث یاد مرگ (۷۹ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۱۸۳۲ بازدید توسط ۱۳۴۲ نفر
    • پنجشنبه ۱۱ تیر ۹۴ - ۱۳:۴۳

    چکار می شود کرد که از وحشت قبر کاسته بشود ؟

    کسانی که مومن هستند و می دانند فردی مثل فاطمه زهرا (س) و امام سجاد (ع) از این مسئله اشک و ترس داشتند ، ما هم باید از آنها یاد بگیریم ، ما که پاک تر از آنها نیستیم . این یکی از فریب های شیطان است که می گوییم خدا مهربانتر از آن است که ما را عذاب بکند و باعث وحشت ما بشود .

    آنها با اینکه رحمت خدا را می دیدند از مرگ هم خوف هم داشتند . ما نباید این را مفری برای خودمان قرار بدهیم که هر کاری دلمان خواست بکنیم . خدا بی دینی و لا ابالی گری را نمی بخشد . ما نمی توانیم کلاه شرعی سر خودمان بگذاریم .

    خدا فردی را می بخشد که تمام سعی و تلاش خودش را دارد می کند و یک جا کم آورده است . اما کسی که سعی نمی کند و دستورات الهی را انجام نمی دهد خیلی جذب رحمت الهی نمی کند . مواظب باشیم که گرفتار این ترفند شیطان نشویم .

    عمده وحشت عالم قبر بخاطر این است که ما با عالم غیب نامانوس هستیم . ما با عالم آخرت و برزخ و ملائکه خیلی انس نداریم آنها برای ما نامانوس و وحشتناک هستند . از طرف دیگر تعلق زیاد ما به این دنیا باعث وحشت ما می شود.


    اولین کاری که باید بکنیم این است که انس خودمان را با خدا زیاد بکنیم .

    وقتی انس با خدا که معدن همه ی رحمت هاست و همه چیز در دست اوست ، دیگر در هیچ جا وحشتی به شما دست نمی دهد و شما دیگر تنهایی نداری . دیگر از تنهایی و غربت نمی ترسی زیرا هیچ جا تنها نیستی .

    بزرگی تنهایی نشسته بود و با خدا صحبت می کرد فردی وارد شد و گفت که دیدم شما تنها هستی و پیش شما بنشینم . بزرگ گفت که من تنها نیستم . من الان با خدا مشغول بودم و شما بزم ما را بهم زدی . کسی که با خدا مانوس است وقتی در تنهایی قرار می گیرید لذت می برد .

    امام کاظم (ع) وقتی در سخت ترین سیاه چال ها زندانها قرار می گرفت می گفت : خدایا شکرت ، دنبال جای خلوتی می گشتم که با تو انس بگیرم . پس انس خودمان را با خدا زیاد کنیم . وقتی انس با خدا زیاد بشود در امور خدایی هم با ملائک مانوس می شویم .


    دومین مطلب که در روایت به آن تکیه شده است صدقه و نماز وحشت یا لیلة الدفن است .

    شب اول قبر یعنی ورودی میت به عالم برزخ است که هنوز وحشت بر او هست و مدتی که بگذرد کار سبک تر می شود. شب اول خیلی سخت است .

    پیامبر فرمود : سخت ترین ساعات بر اولاد آدم شب اول قبر است .

    با صدقه دادن به اموات تان رحم کنید و اگر نتوانستید دو رکعت نماز بخوانید که همان نماز لیلة الدفن است . پس اگر مومنی از دنیا رفت اولین کار برای او صدقه است . این از نماز مهمتر است . به نیت میت صدقه به فقیر داده بشود تا خدا رحمتش را بر او نازل بکند .

    این نماز بدین صورت است که در رکعت اول بعد از حمد آیت الکرسی و در رکعت دوم بعد از حمد یازده ده مرتبه اناانزلنا دارد که وقتی نماز تمام شد صلوات می فرستیم و می گوییم که ثواب این نماز را به فلانی بفرست .

    پیامبر فرمود که اگر این نماز را بخوانید قبر او تا قیامت وسعت پیدا می کند. منظور عالم برزخ است . خود شخصی که نماز را خوانده به تعداد مخلوقات عالم ثواب می برد زیرا بزرگترین خدمت را کرده است .

    استاد محدث نوری در کتاب دارالسلام از قول استادش ملا فتح علی سلطان آبادی که از عرفا در نجف بود نقل می کرد که من عادتی داشتم که وقتی مسلمانی از دنیا می رفت بعد از نماز عشا دو رکعت نماز لیلة الدفن برای او می خواندم . یک کسی به من گفت که من یک از اقوامی که از دنیا رفت بود را در خواب دیدم . او به من گفت که خدا رحمت کند پدر این عالم بزرگوار را زیرا با دو رکعت نماز من آزاد شدم .


    سومین چیزی که برای رفع وحشت موثر است خواندن قرآن است .

    خواندن سوره ی یاسین قبل از خواب موثر است . خواندن سوره یاسین بر سر قبر کسی که از دنیا رفته است بسیار موثر است .


    چهارمین چیز صلوات فرستادن است .

    گاهی فرستادن یک صلوات قبرستانی را نورانی می کند. ما نمی دانیم که یک صلوات چیست . با یک صلوات میت از سختی رهایی پیدا می کند .


    کار دیگری که در روایات تاکید شده ؛

    رکوع را کامل انجام دادن است .

    ما نمی دانیم چه ارتباطی بین دفع وحشت و انجام دادن کامل رکوع است . بعضی ها رکوع را مثل نوک زدن انجام می دهد این رکوع ناتمام است .


    یکی دیگر از تفضلات الهی این است که ؛

    اگر کسی از ظهر پنجشنبه تا جمعه از دنیا برود عذاب قبر از او برداشته می شود .


    دیگری محبت اهل بیت است .

    پیامبر فرمود : محبت من و اهل بیت در هفت جای وحشتناک که اولین آن مرگ ، قبر و ... است نجات بخش است .


    بعضی ها وقتی فوت می کنند در قبر قرار نمی گیرند مثلا در دریا غرق می شوند یا دفن نمی شوند . آیا اینها هم شب اول قبر دارند ؟

    بله . امام صادق (ع) فرمود که اسم دیگر برزخ ، قبر است . قبر دو تا معنا دارد . یکی همین گودالی است که در قبرستان است و جایگاه بدن گوشتی ما است . بعد از مرگ تا قیامت دیگر با این بدن کاری نیست .

    یک بدن دیگری به ما داده می شود که روح به آن بدن تعلق می گیرد بنام بدن برزخی که مثل این بدن است ولی سنگینی ندارد شبیه بدنی است که ما در خواب می بینیم .

    البته هزاران بار کامل تر از این بدن ما است . عالم برزخ روح با بدن مثالی است که مثل این بدن است . اگر کسی در دریا دنیا رفته است یا مثل هندی ها که مرده را می سوزانند و بر باد می دهند ، قبر خاکی ندارد. ما به این قبر کاری نداریم .

    سوال و فشار قبر برای برزخ است . در عالم برزخ این اتفاقات رخ می دهد . قرآن در مورد قوم نوح می فرماید : بخاطر گناهانشان در دریا غرق شدند و وارد آتش شدند .


    " مباحث یاد مرگ - حجت الاسلام عالی - برنامه سمت خدا - http://samtekhoda.tv3.ir "


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مباحث یاد مرگ (۷۹ مطلب مشابه)

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۳)
    • ۱۹۱۴ بازدید توسط ۱۴۱۸ نفر
    • چهارشنبه ۱۰ تیر ۹۴ - ۱۲:۲۷

    توضیحاتی در مورد قبر و وحشت آن (مباحث یاد مرگ)

    مسئله ی قبر و ورود به قبر برای هر کسی ترسناک است . بعد از قبض روح و توفی شخص که شخص میت شد ، اولین عالم آخرتی قبر است . پیامبر فرمود : اگر کسی از این منزل بتواند خلاص بشود و نجات پیدا کند مراحل بعدی راحتتر است . اما اگر نتوانست از این منزل خلاص بشود معلوم نیست که مراحل بعدی راحتتر باشد .

    اگر در دنیا پرونده اش به نوعی بوده که آمادگی هایی کسب کرده و در این منزل او راحت است و مشکلی برایش پیش نیامده دلیلی ندارد که در مراحل بعدی مشکل خاصی برایش پیش بیاید.

    در عالم قبر این منزل به منزل باید طی بشود و زمانش در مورد افراد مختلف فرق می کند . بعضی ها هستند که در دنیا بقدری برای خودشان آمادگی کسب کرده اند و بقدری تعلقات شان را رها کرده اند که این افراد منازل را به سرعت طی می کنند. به تعبیری این منازل را در دنیا طی کرده اند .

    پیامبر فرمودند : قبل از اینکه شما را ببرند خودتان بروید. ائمه و اولیاء الهی که در مراحلی را از کمال روح طی کرده اند ( عالم قبر طی کمالات روح است ) بعد از مرگ در کلاسی هستند که تا آنجا رفته بودند . این افراد کلاس های ابتدایی را گذرانده اند . پس گذراندن راهها متفاوت است . یکی اینها را در دنیا رد کرده است یا یک کسی دیرتر اینها را رد می کند .

    این منزل که اولین منزل آخرت است مرحله ی سختی است . در تشییع جنازه ای امام کاظم (ع) حضور داشتند . وقتی شخص را در قبر گذاشتند امام در کنار قبر نشست و فرمود : دنیایی که آخرش با یک کفن ساده ، یک قبر کوچک و دست خالی ختم می شود شایسته است که انسان از اول به آن دل نبندد . آخرتی که اولش از اینجا شروع می شود را باید جدی گرفت .

    امام سجاد (ع) در دعای ابوحمزه اشک می ریزد و می گوید که من گریه برای مرگ خودم ، برای تاریکی قبر و تنگی قبر گریه می کنم . ترسی که این اولیاء الهی با آن پاکی و صفا داشتند یک ترس مقدسی بود که همه باید آن ترس را داشته باشند .

    این ترس از روی معرفت و ایمان است . از روی این است که آنها متوجه هستند که دارند کجا می روند . با اینکه اینها تمام اعمال شان کار صالح و خیر بود اما تکیه به اعمال نداشتند و تکیه شان به خداوند بود .

    آنها خجل بودند از اینکه اعمالشان را اسم ببرند .

    چگونه سر زخجالت بر آورم بر دوست/که خدمتی بسزا بر نیامد از دستم .

    بعضی مواقع ما با دو تا عمل کوچک از خدا طلبکار می شویم و گله می کنیم و چراهای زیادی داریم . در حالیکه بیشتر مشکل آنها هم تقصیر خودمان است. گاهی آنها مشکل اجتماعی است ولی ما آنرا به خدا نسبت می دهیم .

    مرحوم مجلسی در جلد شش بحار این روایت را آورده است . حضرت علی (ع) با گریه بر پیامبر وارد شدند و فرمود که مادرم از دنیا رفت . پیامبر گفت که او مثل مادر من بود و گاهی اگر بچه هایش گرسنه می ماندند من را سیر می کرد. پیامبر گاهی او را مادر صدا می زد . پیامبر به او لباسی دارد که آنرا کفن بکنند و در تشییع پیامبر پای برهنه و آهسته آهسته تشییع می کردند . پیامبر نماز این بانو را خواند و هفتاد مرتبه تکبیر گفت . وقتی می خواستند او را در قبر بگذارند پیامبر ابتدا خودش در قبر خوابید و بعد او را در قبر گذاشتند و پیامبر تلقین را فرمودند . وقتی مردم داشتند پراکنده می شدند پیامبر فرمود : اَبنُک اَبنُک نه جعفر و نه عقیل ، علی بن ابیطالب .

    علت این کارها را از پیامبر پرسیدند . پیامبر فرمودند که یک روزی من از احوال آخرت می گفتم و از قیامت می گفتم که همه عریان محشور می شوند . یک دفعه فاطمه لرزید و گفت : وای از خجلت آن روز . من لباس خودم را تن او کردم تا روز قیامت پوشیده محشور بشود . اینکه من آهسته آهسته تشییع می کردم بخاطر ازدحام فرشته ها بود که آهسته آهسته تشییع می کردند و اینکه هفتاد مرتبه در نماز تکبیر گفتم بخاطر این بود که هفتاد صف از ملائکه بسته شده بود . اینکه در قبر خوابیدم بخاطر این بود که روزی برای او از عالم قبر می گفتم ، دیدم فاطمه ترسید و گفت : وای از ضعیفی من این فشار را چطوری تحمل بکنم ؟

    گفتم : مادرم من در قبر تو می خوابم و از خدا می خواهم که این قبر بر تو فشاری نیاورد و اینکه آن فریاد را زدم به این جهت بود که دو تا ملک برای سوال پیش او آمدند .

    روایت داریم که به محض ورود به عالم قبر دو ملک می آیند . بعد از اینکه انسان مُرد روح جدا می شود و روح به بدن برزخی تعلق می گیرد .

    در لحظات اول و بخصوص در شب اول قبر هنوز خودش را نیافته و با عالم برزخ اُنس نگرفته و هنوز درست متوجه این نظام نشده است . سالها در این بدن و در این دنیا بوده است و در تحیر است .

    بخاطر همین می گویند که سه تا تلقین به مرده بکنید زیرا متحیر است . و خودش را هنوز بدنی می بیند که در قبر خاکی می برند . فشار قبر و سوال قبر برای این قبر دو متر در یک متر نیست . عالم قبر اسم دیگر برزخ است منتها شخص در اوایل هنوز متحیر است .

    پیامبر فرمود که وقتی دو ملک از او سوال کردند که پروردگار و پیامبرت کیست ؟ ا گفت : خدا و محمد . وقتی سوال کردند که ولی و امام تو کیست ؟ این خانم خجالت کشید که بگوید : فرزندم . دسته گلی مثل علی در این دامن پرورانده شده است ولی خجالت می کشد که بگوید من کاری کرده ام . من به او گفتم که بگو : فرزندم علی بن ابیطالب نه جعفر نه عقیل . وقتی او این را گفت ، خدا برای او رحمتی فرستاد که او با چشم روشنی در آن عالم زندگی می کند.

    اولیاء همه می ترسیدند . حضرت زهرا در وصیتش به امیرالمومنین می فرمود : بعد از اینکه من را در قبر گذاشتی نرو ، بنشین و قرآن بخوان . میت احتیاج به خواندن قرآن دارد .

    در آداب دفن داریم که وقتی شخص متوفا را دفن کردند و مردم داشتند پراکنده می شدند چند نفر از نزدیکان متوفا در آنجا بمانند . این توصیه ی اکید است . مدتی بمانند و تلقین بخوانند .

    امام صادق (ع) فرمود : یکی از نزدیکان میت دستش را روی خاک بگذارد و با صدای بلند تلقین بخوانند . وقتی این تلقین را گفتند ، آن دو ملک به همدیگر می گویند که برویم حجت را به او تلقین کردند .

    آمده که بعد از دفن بر سر قبر بنشینند و قرآن بخصوص سوره ی یاسین ، ملک ، حمد و یازده مرتبه قل هوالله ، حمد و هفت مرتبه انا انزلنا را بخوانند ، دعا بکنند و برای میت طلب رحمت بکنند .

    در روایت داریم که اگر چهل نفر کنار قبر و جنازه بیایند و طلب مغفرت برای میت بکنند خداوند می گوید که من شهادت شما را پذیرفتم و او را می بخشم .


    " مباحث یاد مرگ - حجت الاسلام عالی - برنامه سمت خدا - http://samtekhoda.tv3.ir "


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مباحث یاد مرگ (۷۹ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲)
    • ۱۶۱۸ بازدید توسط ۱۲۱۵ نفر
    • سه شنبه ۹ تیر ۹۴ - ۱۱:۵۱

    دعای عدیله حاوی چه مضامینی است ؟ (مباحث یاد مرگ)

    این دعا توصیه شده که وقتی فرد در صحت و سلامتی است خوانده بشود و فرد یک دوره با خلوص اعتقاداتش را مرور بکند و این دعا را بعنوان امانت به خدا بسپارد که در هنگام سختی پروردگار آنرا به او برگرداند .

    همچنین خواند این دعا را بر بالین محتضر سفارش شده است که بخوانید بخصوص اگر شخص محتضر هم بتواند آنرا بخواند و دنبال بکند . این دعا در مفاتیح قبل از دعای جوشن کبیر است . کلمه ی عدیله به معنی عدول از حق به باطل است.

    برای اینکه چنین اتفاقی رخ ندهد این دعا خوانده می شود . یعنی این دعا مانع از عدول به سمت باطل بشود . این دعا با شهادت به وحدانیت خدا آغاز می شود . خود خدا به وحدانیت خودش شهادت می دهد و خدا شهادت می دهد که معبودی جز خودش نیست و صاحبان خرد و علم و کسانی که با معرفت هستند .

    دین مقبول نزد خدا اسلام است . اقرار می کنیم به اینکه خدایا من بنده ای هستم که در مقابل الطاف بیکران تو مقصر هستم و کوتاهی کرده ام . من هم به وحدانیت خدا شهادت می دهم همانطور که ملائکه شهادت دادند . خدایی که دارای کرم و احسان است . صفات خدا را می شماریم تا آخر .

    خدایی که رحمتش بر غضبش پیشی گرفته است . مگر ما کاری بکنیم که غضب خدا را به دنبال داشته باشیم . خدا در ابتدا با غضب شروع نمی کند . صفت اصلی خدا رحمت است و غضب خدا به تبع اعمال صورت می گیرد که آن هم برای تادیب است نه برای انتقامجویی .

    هر کسی که طالب خدا باشد او را از دست نمی دهد و این طور نیست که نتواند به آن برسد . خدایی که موانع تکلیف را برطرف کرد و راه را برای همه مساوی قرار داد و راه را آسان کرد تا همه تکالیف الهی را انجام بدهند و راه ترک حرام را آسان کرد و گمان نکنیم که این راه سخت است و نمی شود.

    تکلیفی که خدا خواسته حتما شدنی است . تکلیفی را خدا نفرستاد مگر اینکه قبلا طاقت و توانش را در انسان ایجاد کرده است. چیزی که انسان طاقت و توانش را ندارد خدا از او نمی خواهد .

    بعد در این دعا به بعثت انبیاء اشاره می کند . انبیاء و اولیاء الهی را فرستاد تا عدل الهی را محقق بکنند و نعمت های خدا را برای بندگان اظهار بکنند . ما را از امت پیامبر قرار داد از بهترین امت و جانشینان پیامبر .

    ایمان به پیامبر اکرم و قرآن داریم که بر او نازل شده است . ایمان به وصی او که در روز غدیر پیامبر او را نصب کرد داریم . پیامبر اشاره کرد که این علی وصی و جانشین من است . بعد یکی یکی ائمه را اسم می برد تا امام زمان که ما انتظارش را می کشیم .

    با بودن او دنیا برقرار است به برکت او هست که آسمان و زمین روزی می خورند.بواسطه ی او هست که زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد پس از اینکه زمین از طلم و جور پر شده باشد .

    کلام شان بر من حجت است و تبعیت از آنها بر من واجب است . دوست آنها لازم و حتمی است . پیروی از آنها نجات بخش است و مخالفت با آنها هلاک کننده است .

    سوال قبر حق است برانگیخته شدن از قبور حق است .بعد یک دوره اعتقادات مرور می شود . مردم توجه کنند که همه ی دعاها و از جمله این دعا را با توجه بخوانند . ما نباید فقط این دعا را قرائت بکنیم بلکه باید به مضامین آن توجه بکنیم .

    من این اعتقاداتم را به ودیعه گذاشته ام و تو بهترین امانتدار هستی . خودت به ما امر کردی که امانت را برگردانیم . در هنگام مرگ این اعتقادات را به من برگردان .

    مرحوم حائری می گفتند که در کنار آیت الله حجت که از مراجع تقلید در زمان آیت الله بروجردی بودند دو بار دعای عدیله را خواندیم . ایشان با اینکه به بالشتی تکیه داده بود با خلوص نیتی این کلمات را می گفت و وقتی به کلمه ی علی می رسیدیم ، این اعتقاداتش را مرور می کرد . بعد که این دعا تمام شد و آنرا به خدا ودیعه سپرد ، چون ایشان بیمار بود مقداری آب با تربت خوردند و گفت که آخرین توشه ی من تربت اباعبدالله است .


    " مباحث یاد مرگ - حجت الاسلام عالی - برنامه سمت خدا - http://samtekhoda.tv3.ir "

    ↓ متن فارسی و عربی دعا به همراه دانلود صوت در ادامه مطلب

                                                        


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مباحث یاد مرگ (۷۹ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲)
    • ۱۵۶۰ بازدید توسط ۱۲۰۷ نفر
    • دوشنبه ۸ تیر ۹۴ - ۱۵:۴۲

    قبض روح و توضیح در مورد حضرت عزرائیل

    بحث قبض روح همان چیزی است که ما از آن تعبیر مرگ و جان دادن می کنیم . در قرآن با این لفظ نیامده و ما در قرآن اصلاً تعبیر قبض روح نداریم . البته در روایات داریم . در قرآن یک تعبیر دقیق تری داریم به نام توفی که کلمه ی وفات نیز از همین گرفته شده است . توفی یا وفات یعنی تحویل گرفتن .

    اینکه ما به قبض روح می گوییم توفی و در قرآن نیز آمده است یعنی فرشته ی مرگ روح را تحویل گرفته و تعلق آن را از بدن قطع می کند . روح موجود مجرد است و بدن مادی است . مانند آبی نیست که از کوزه بیرون بیاید بلکه تعلق و رابطه ی آن قطع می شود .

    گاهی اوقات ما به غلط به مرگ فوت می گوییم . فوت به معنای تمام شدن و از بین رفتن است . در واقع از بین نمی رود بلکه وفات می کند . وفات یعنی تحویل گرفته شد و از این عالم به یک عالم دیگری رفت .

    در قرآن برای دو مورد تعبیر توفی و وفات بکار گرفته شده است : یکی در رابطه با موقع خواب و خوابیدن و یکی در رابطه با مرگ . در خواب نیز ما وفات پیدا می کنیم و مکرر در چند آیه قرآن این مسئله را بیان کرده است .

    قرآن می فرماید: خداوند متعال آن کسی است که هنگام مرگ جان ها را توفی کرده و تحویل می گیرد و آن کسی که زمان مرگ او نرسیده هنگام خواب این توفی برای او صورت می گیرد . یعنی تشابه خواب و مرگ همین است .

    درست است که در هر دو توفی و وفات و تحویل گرفتن روح از این جسم به یک عالم دیگر صورت می گیرد که همه ی ما در خواب آن را تجربه کرده ایم . یعنی به نوعی همه ی ما وفات های متعدد داشته ایم و تجربه کرده ایم ولی فرق آن این است که در مرگ تعلق روح به بدن به طور کلی قطع می شود و دیگر مدیریت بدن را روح نخواهد داشت .

    ولی در هنگام خواب تعلق و رابطه ی روح با بدن ضعیف می شود . لذا ضربان قلب و نبض کاهش پیدا می کند و حرارت بدن پایین می آید بنابراین شبه مرگ است .

    وقتی از امام باقر (ع) سوال کردند که مرگ چیست فرمود: همان خوابی است که شما هر شب دارید ولی دراز مدت است . یعنی مرگ یک خواب طولانی است و خواب یک مرگ سبک است .

    لذا پیامبر اکرم (ص) هر موقع می خوابیدند یک آداب زیبایی را انجام می دادند . مرحوم محدث قومی نقل کرده که پیامبر (ص) هر موقع می خوابیدند اینگونه دعا می کردند : خدایا به نام تو که می خواهم بمیرم و زنده شوم و زمانی که از خواب بیدار می شد شکر می کرد که خدا را شکر که ما را بعد از مرگ زنده کرد .

    این تعابیر را فارسی نیز بگوییم اشکالی ندارد بلکه مهم نوع برخورد با خدا و مرگ است . که اینقدر دم دست و جلوی چشم باشد و انسان با آن مأنوس باشد .

    چقدر انسان آرزو می کند در آن لحظات آخری که از دنیا می رود و مرگ حتمی او فرا رسیده که خدایا یک لحظه ی دیگر به من فرصت بده .

    اما الان خدا را شکر می کنیم که ما را بعد از آنکه مرده بودیم بازگرداند . در معارف و فقه ما است که اگر فرد در حال جنابت است نخوابد و اگر خواست در این حالت بخوابد مستحب است که وضو بگیرد . آن چیزی که توصیه شده این است که شخص جنب وضو بگیرد و یا حداقل تیمم کند و بخوابد .

    در روایتی از امیرالمومنین (ع) است که شخص طاهر باشد و اگر جنب بود وضو بگیرد و یا حداقل تیمم کند به این خاطر که روح را در هنگام خواب عروج می دهند و به سمت خدا می برند . و اگر مرگ شخص در آن حالت برسد دیگر او را باز نمی گردانند وگرنه او را باز می گردانند تا زمان مرگ او .

    بنابراین چون یک چنین اتفاقی می خواهد رخ دهد که روح در محضر الهی حاضر شده و در عالم بالاتری برود گفته اند که در حالت جنابت مکروه است .


    توضیح در مورد حضرت عزرائیل

    متأسفانه یکی از جفاهایی که برخی از ما در رابطه با ملک الموت و حضرت عزرائیل انجام می دهیم دید بدی است که نسبت به این بزرگوار داریم . یعنی گاهی از ملک مقرب الهی یک هیولا ترسیم می کنیم . این خیلی بد است که بی جهت یک تنفری از ایشان در خود ایجاد کنیم .

    تعداد ملائک بی شمار است اما چهار فرشته رئیس فرشتگان هستند . یکی از فرشتگان حضرت جبرائیل (ع) است که ایشان و زیر دستان او مأمور در علم ، معرفت ، وحی و الهام رساندن به اهل آن و در امداد های غیبی هستند .

    برخی از ملائکه مأمور رزق هستند و روزی ها را می رسانند که رئیس آنها حضرت میکائیل (ع) است .

    دسته ی بزرگی از ملائکه هستند که مأمور حیات و زندگی بخشیدن هستند . زمانی که روح در جنین دمیده می شود حیات در او القاء می شود . یا هنگامی که در قیامت همه از قبرها برانگیخته می شوند و دوباره زنده می شوند که مأمور این کار حضرت اسرافیل است .

    یک دسته ی عظیمی از ملائکه مأمورین گرفتن جان و قبض روح هستند که اینها حضرت عزرائیل (ع) و مأمورین زیر دست او هستند .

    حضرت عزرائیل جزو روسای ملائکه و مقرب الهی است . در قرآن داریم که اینها بندگان بزرگوار الهی هستند که هیچ معصیت ندارند . بنابراین حضرت عزرائیل ملک ، نورانی و بسیار زیبا است . یعنی خود او چون ملک است و هیچ گناهی ندارد بنابراین بسیار زیبا است .

    مرحوم آیت اله خوانساری که از اولیای الهی بود ایشان می گفت من حضرت عزرائیل (ع) را دیدم که چقدر زیبا است و اصلاً از او نترسیدم . هفت قدم به سمت من آمد از این حرکت فهمیدم که هفت روز دیگر بیشتر زنده نیستم و همینطور نیز شد .

    اینکه برخی از افراد ملائک مرگ را به چهره های دیگر می بینند ، در واقع در ظرف ادراک آنها یک نوع زشتی است که در این ظرف آن ملک را زشت می بینند . مانند اینکه شما در یک ظرفی که آلودگی دارد آب زلال بریزید . بنابراین خود او زشت نیست و بسیار هم زیبا است اما برای برخی از افراد این ملائکه زشت هستند . چون زشتی باطنی خود آن فرد را نشان می دهند و مانند آینه عمل می کنند .

    در روایت داریم که حضرت ابراهیم (ع) به حضرت عزرائیل (ع) گفت اگر می شود آن طور که افراد فاجر را قبض روح می کنی خود را نشان بده . گفت طاقت نداری ببینی ، حضرت ابراهیم گفت چرا . گفت روی خود را برگردان و بعد نگاه کن .

    حضرت ابراهیم (ع) روی خود را برگرداند و بعد نگاه کرد خود او توصیف می کند که چهره ای بسیار زشت و متعفن بود که از دماغ و دهان او دود و آتش بیرون می آمد حضرت بیهوش شد. بعد که بهوش آمد گفت یا ملک الموت اگر آن فرد فاسق و فاجر هیچ عذابی نداشته باشد بجز دیدن تو، در لحظه ی آخر برای او بس است .

    اگر حضرت عزرائیل (ع) با این چهره می تواند برای فجار نشان داده شود برای مومن به حدی زیبا نشان داده می شود که دیدن او با آن نورانیت و عطر عجیبی که دارد باعث می شود که روح از بدن پر بکشد .

    شما در قرآن ببینید وقتی حضرت یوسف را زنان مصر دیدند دست های خود را بریدند . یعنی جمال یوسف باعث شد که از حالت عادی بیرون بروند . وقتی جمال ملکوتی حضرت عزرائیل می آید چنان شخص از دیدن این بزرگوار متحیر خواهد بود که پر می کشد .

    بنابراین ما باید دید خود را از حضرت عزرائیل عوض کنیم و با احترام از او یاد کنیم به تعبیر بعضی از اهل معرفت با او دوست شویم . برخی گفته اندکه باید با او بیشتر دوست شد چون واسطه ی انتقال ما به عالم ربوبی است .


    حضرت عزرائیل (ع) تنها نیست و هزاران ملک به او کمک می کنند . لذا الزامی ندارد که خود او بر بالین هر کسی باشد . شأن ملک مقرب بالا تر از این است که بالای سر همه بیاید . برای برخی افراد ضعیف تر، ملائک پایین تر را می فرستد و برای برخی افراد قوی تر در حد اولیاء الهی خود او حاضر میشود . حتی اگر ملائک مرگ متعدد نبود و خود حضرت عزرائیل تنها هم بود باز هم مشکلی نبود .

    به این خاطر که حضرت عزرائیل مادی نیست که بخواهد از جایی به جای دیگر برود . ما که در عالم ماده هستیم زمانی که در یک مکان هستیم دیگر نمی توانیم درجای دیگر حضور داشته باشیم . ولی او که مجرد است احاطه به تمام عالم دارد لذا امام صادق (ع) از قول حضرت عزرائیل (ع) نقل کرده که کل عالم در دست من مانند سکه ای است در دست شما .


    " مباحث یاد مرگ - حجت الاسلام عالی - برنامه سمت خدا - http://samtekhoda.tv3.ir "


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مباحث یاد مرگ (۷۹ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰)
    • ۱۶۵۲ بازدید توسط ۱۲۸۷ نفر
    • يكشنبه ۷ تیر ۹۴ - ۱۲:۲۱

    اگر به خاطر مرگ ناگهانی نتوانیم آداب قبل از آن را اجرا کنیم چه اتفاقی می افتد ؟

    الان بسیاری از مرگ هایی که اتفاق می افتد مرگ هایی نیست که افرادی در کنار محتضر نشسته باشند و او را رو به قبله کنند و آدابی را در کنار او انجام دهند . متأسفانه اینگونه مرگ ها کم شده و مرگ های ناگهانی زیاد شده است . تصادفات ، حوادث غیر مترقبه ، سکته هایی که در این زمان خیلی زیاد شده و یا حتی برخی از مریضی هایی که باعث شده افراد بر روی تخت های بیمارستان باشند و بستگان آنها در کنارشان نباشند که در این صورت امکان اجرای آن آداب وجود ندارد .
    البته تقاضایی که از پرسنل محترم بیمارستان ها اعم از پزشکان و پرستارانی که زحمت می کشند داریم این است که علاوه بر وظیفه ی شغلی خود ، وظیفه ی ایمانی و دینی را نیز در نظر بگیرند .
    اگر مریضی در حالتی است که آنها تشخیص می دهند علائم مرگ در او مشخص شده حتی الامکان آن آداب واجب را که رو به قبله کردن است انجام دهند . چقدر خوب است که یک پرستار که در لحظه ی آخر در کنار مریضی است که همراهی ندارد تلقین شهادتین کرده ، اسم ائمه را گفته و یا یک سوره ی قرآن بالای سر او بخواند .
    شبیه این سوال را از پیغمبر اکرم کردند ، پیامبر اکرم (ص) در جمع تعدادی از اصحاب بود که فرمود به شخصی که در شرف موت است شهادتین را تلقین کنید و اگر کسی آخرین کلام زبان او لااله الا الله باشد داخل بهشت می شود .
    یک شخصی گفت در زمان سکرات موت ما آنقدر گیج و متحیر هستیم که حواس ما نیست این کلمات را بگوییم و این حرف ها را بزنیم . همان موقع جبرائیل نازل شد و به پیامبر اکرم (ص) فرمود الان که در صحت و سلامتی هستید ، زبان شما باز و حواس شما جمع است کلمه ی لا اله الا الله را بگویید اگر می خواهید این کلمه در قلب شما باقی بماند .
    چون زبان صرف که در قلب نباشد خیلی هنر و ارزشی ندارد . مهم این است که در قلب باشد ، اگر کسی توانست بگوید که چه بهتر اما اگر فرصت نکرد عمده اعتقادات قلبی است . بنابراین به تعبیر سعدی ؛
    کنونت که چشم است اشکی ببار           زبان در دهان است عذری بیار،
    کنون بایدت عذر تقصیر گفت                  نه چون نفس ناطق زگفتن بخفت.
    علامه محمد تقی جعفری شاگرد یکی از عرفای نجف به نام شیخ مرتضی طالقانی بودند که مرحوم آیت اله بهجت نیز مدتی شاگرد ایشان بودند .
    علامه جعفری می گوید :

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مباحث یاد مرگ (۷۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷)
    • ۱۴۳۴ بازدید توسط ۱۱۳۹ نفر
    • شنبه ۶ تیر ۹۴ - ۱۳:۴۳

    وظایف ما در قبال کسی که در حال احتضار است

    گاهی اوقات انسان با فردی مواجه می شود که در لحظات بسیار سخت و حساس احتضار است و نیاز دارد که کسی به او کمک بدهد، اما اطرافیان که در کنار او هستند اصلاً نمی دانند که چه کاری بکنند .

    برای یک مسلمان زشت است که در آن هنگام نداند چکار باید بکند . درباره ی شخص محتضر یک وظیفه ی واجب و تعدادی نیز وظیفه ی مستحب داریم .

    وظیفه ی واجب این است که اگر مواجه شدیم با فردی که علائم مرگ در او مشخص شده و به نظر می رسد در حال رفتن از دنیا است او را رو به قبله کنیم . این کار بر هر مسلمانی واجب است البته اگر کسی او را رو به قبله کرد از دیگران ساقط است یعنی واجب کفایی است .

    باید طوری او را به پشت بخوابانیم که کف پاهای او به سمت قبله باشد . البته اگر در جایی بود که این کار امکان پذیر نبود ، مثلاً بر روی تخت بیمارستان که به فرد سرم و دستگاه های مختلفی وصل است و این امکان وجود ندارد ، باید حتی الامکان و تا جایی که به این شکل شبیه تر است او را قرار داد . اگر هم نشد که ساقط است .

    در روایتی از پیامبر اکرم (ص) فلسفه ی این کار گفته شده است . ایشان فرمود اگر کسی را اینگونه رو به قبله کنید دائم تا زمان قبض روح ملائک الهی و خود خداوند با رحمت خود به او رو می کنند .

    آداب مستحبی نیز وجود دارد که اولین آن مسئله ی تلقین است . این را باید در نظر بگیریم که آن شخصی که در سکرات موت قرار دارد به قدری در سرگردانی و تحیر است که چه بسا اسم خود را نیز به یا نمی آورد . او در یک حالت گیجی و تحیر تام است . لذا در روایات متعدد گفته شده که به او کمک بدهید .

    شهادتین را به این صورت به او تلقین کنید ، در کنار او نشسته و آرام آرام نه با داد و بیداد و دعوا و اینطور چیزها که بیشتر او را اذیت کند به دهان او بگذارید که بگو لااله الا الله ، خدا یکی است . اسم پیامبر را ببر و بگو محمد رسول الله . امام اول خود را بگو ، امیر المومنین علی (ع) . پیامبر اکرم (ص) فرمود : این کار را بکنید و حرف های پراکنده دیگر نزنید و سپس فرمود: اگر به این صورت تلقین کنید آن کسی که بر زبان او این کلمات باشد و با اینها از دنیا برود داخل بهشت می شود .

    البته معلوم است که از روی اعتقاد این کلمات را می گوید و طوطی وار بیان نمی کند .

    دومین نکته تلقین دعای فرج است . دعای فرج آن چیزی است که در قنوت ها در رساله ها گفته شده بخوانید . افراد می توانند در رساله ها قسمت قنوت مراجعه کنند . لا اله الا الله الحلیم و الکریم ، لااله الا الله العلی العظیم ، سبحان اله الرب السماوات و ... در رساله ها به این بخش رجوع بفرمایید .

    این دعای فرج است که خود مرور اعتقادات توحیدی است . این را آرام آرام بخوانید که شخص محتضر به دنبال شما بخواند .

    امیرالمومنین (ع) بر سر بالین هر محتضری که می رفتند و این را می خواندند می فرمودند که دیگر ترسی نیست .

    سومین نکته ای که توصیه شده خواندن هر جای قرآن ، خصوصاً آیت الکرسی ، سوره ی یاسین و صافات است . این ها را بخوانیم و لازم نیست تلقین کنیم . در روایات داریم یاسین را که می خوانید ملائک رحمت نازل می شوند . صافات را که می خوانید وسوسه های شیطان دفع می شود . اینها آثار این سوره ها است که در آن هنگام خیلی مهم است .

    چهارمین چیزی که ما به آن توصیه شده ایم القاء امید است . خوف و رجاء و بیم و امید یک مومن تا وقتی که زنده است باید مساوی باشد . هم از اعمال خود ، از آخرت و از عذاب بترسد و هم به رحمت خدا امیداور باشد .

    اما در روایات متعدد داریم که هنگام مرگ باید فقط امید باشد . لذا به آن شخصی که هنگام احتضار است رحمت خدا را القا کنید . اهل بیت به تو کمک می دهند و جایی می روی که به استقبال تو می آیند .

    ما در روایت داریم که رحمت خدا در آخرت به گونه ای است که حتی ابلیس به آن طمع می کند . ابلیسی که گناه اولین و آخرین به عهده ی او است وقتی رحمت خدا را می بیند می گوید شاید ما را هم ببخشند . باید این رحمت را با خواندن همین روایات به فرد القاء کرد و اگر هم بلد نیستیم بگوییم که لطف خداوند متعال بی نهایت است ، گناه ما محدود است اما رحمت او نامحدود است . لطف خدا بیشتر از جرم ماست نکته ی سربسته چه گویی خموش .

    " مباحث یاد مرگ - حجت الاسلام عالی - برنامه سمت خدا - http://samtekhoda.tv3.ir "


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مباحث یاد مرگ (۷۹ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵)
    • ۲۴۲۳ بازدید توسط ۱۶۲۸ نفر
    • جمعه ۵ تیر ۹۴ - ۰۷:۰۷

    شرایط راحت مردن و دور ماندن از وسوسه های شیطان در لحظه مرگ

    در روایات اهل بیت (ع) هم به عواملی اشاره شده که باعث آسان شدن مرگ ، راحت از دنیا رفتن و سختی نکشیدن فرد می شود و هم عواملی که باعث می شود فرد با سلامت از دنیا برود .

    این دو نکته است ، اینکه هم انسان راحت از این عالم به عالم دیگر منتقل شده و سختی نکشد . و هم با سلامت رفته و دچار آن وسوسه هایی که شیاطین در لحظه ی آخر انسان را می کنند و تیرهای آخر را به سمت او پرتاب می کنند نشود .

    اینجا دیگر منزل آخری است که دست شیطان به انسان می رسد و در نتیجه تمام تلاش خود را در این لحظه می کند . اهل بیت در روایات مختلفی اشاره به عوامل آسان ، راحت و با سلامت از دنیا رفتن کرده اند .

    اصلی ترین مورد این است که انسان اعتقادات سالم و درستی داشته باشد . تردیدی نیست که اگر من ایمان به خدا و آخرت داشته باشم و سیم اتصال من به خدا وصل باشد ، زمانی که می خواهند من را به سمت خدا منتقل کنند وحشت نمی کنم . چرا که من را به سمت دشمن نمی برند بلکه به سمت دوست می برند .

    خود این ایمان ، انسان را در لحظه ی آخر راحت می کند . در روایت زیبایی است که حضرت عزرائیل (ع) بر ابراهیم خلیل الله وارد شد . حضرت ابراهیم (ع) وقتی او را دید پرسید: آیا تو الان من را دعوت می کنی که به اختیار آن طرف بیایم، یا زمان اختیار گذشته و خواهی نخواهی باید بروم ؟

    حضرت عزرائیل (ع) گفتند نه به اختیار خود شما است که بیایید یا نیایید . حضرت ابراهیم چیزی گفت که حضرت عزرائیل را به فکر وادار کرد : خدا دوست و خلیل من است ، آیا دیده ای که یک دوستی مرگ را به دوست خود هدیه بدهد ؟ حضرت عزرائیل درمانده شد . از خداوند متعال خطاب به حضرت عزرائیل رسید که به او بگو آیا دیده ای که دوستی از دیدار دوست خود بدش بیاید . تو به طرف دوست خود می آیی و دوست مشتاق دیدن دوست است .

    اگر بخواهیم این نگاه را به مرگ داشته باشیم مستلزم این است که ایمان داشته باشیم . در این صورت چقدر این لحظه برای فرد زیبا خواهد بود .

    در آیه بیست و هفت سوره ی ابراهیم داریم که خداوند مومنین و افراد با ایمان را نگاه می دارد و در دنیا و آخرت آنها را تثبیت می کند . ما در روایات متعدد داریم که حضرت عزرائیل (ع) می گوید که من از پدر و مادر مهربان بر مومن مهربان تر هستم . خود او مومنین را به شهادتین تلقین می کند . ملائکه ی مرگ به او خوش آمد گفته و به استقبال او می آیند .

    در روایتی داریم که دو شاخه ی گل بسیار معطر از حرم الهی برای او آورده می شود . بوی یکی از آنها به گونه ای است که فرد خانواده و اموال خود را فراموش می کند تا سختی نکشد . و بوی دیگری از نسیم رحمت الهی آنچنان حالتی در او ایجاد می کند که سخاوتمندانه جان خود را بدهد. اینها همه برای مومن است .

    یک روایتی است از حضرت امام صادق (ع) که می فرماید: روزی گذر سلمان در کوفه به بازار آهنگرها افتاد . یک مرتبه دید جوانی بیهوش شده و مردم اطراف او را گرفته اند . سلمان که از آن نزدیکی عبور می کرد، یکی از آن افراد دوید و به او گفت یا اباعبدالله این جوان مریض و بیهوش است بیا یک دعایی بالای سر او بخوان که بهوش بیاید .

    سلمان وقتی نزدیک شد و به بالین جوان رسید او چشم باز کرد . تا سلمان را دید سر خود را بلند کرد و گفت یا ابا عبدالله اینطور نیست که مردم گمان می کنند من بیمار هستم . وقتی گذر من به بازار آهنگرها افتاد و دیدم که با چکش های آهنی به میله های سرخ می کوبیدند یاد این آیه افتادم : نگهبانان جهنم با چکش های آهنین بر دوزخیان می زنند . در این حالت دیگر نفهمیدم و از هوش رفتم .

    سلمان دید این فرد با معرفت است با او دوست شد . بعد از یک مدتی این جوان مریض شد ، سلمان به عیادت او رفت و دید که موقع مرگ او است . سلمان به حضرت عزرائیل (ع) خطاب کرد که یا ملک الموت این جوان برادر و دوست من است لطفاً مراعات او را بکن . حضرت عزرائیل فرمود: یا ابا عبدالله من مراعات این جوان و تمام مومنین را خواهم کرد و با آنها دوست هستم .

    بنابراین اصلی ترین شرط برای راحت مردن ایمان است . البته اگر می خواهیم ایمان در لحظه ی مرگ و پس از آن در مراحل ابدیت حافظ ما باشد باید در دنیا حافظ ایمان خود باشیم . ما حافظ ایمان خود باشیم تا ایمان در سختی ها حافظ ما باشد .

    بعضی از افراد هستند که از ایمان و اعتقادات خود محافظت ندارند . چه بسا که اعتقادات آنها لغزنده و سست است . در روایت داریم که اعتقادات و ایمان بعضی از افراد عاریه ای است ، از این دست می گیرند و از آن دست می دهند .

    مثلاً تا یک مقدار وضع مالی جابجا می شود ، حقوق کم و زیاد می شود و فشار زندگی وارد می شود چه بسا افراد خدا را به ظلم متهم می کنند . اینها خطرناک است .

    باید ایمان ها را تثبیت کرده و نگاه داشت . تثبیت ایمان و اعتقادات هم فقط با خواندن کتاب و یا رفتن به کلاس عقیدتی نیست . اینها خوب است و می تواند عقل را قانع کند . اما دل انسان نیز باید قانع شود . باید قلب انسان باور کند و ایمان در قلب رسوخ کند .

    باور قلب با عمل به دست می آید . هر چقدر ما اعمال خود را طبق وظایف و دستورات دینی انجام دهیم مانند چکشی که بر میخ می رود و فرو می رود باعث تثبیت اعتقادات در قلب و باور آنها می شود .

    این آیه ی قرآن است : اگر می خواهید به یقین و باور قلبی برسید ، عبودیت و بندگی انجام دهید . عمل صالح هم حافظ و تثبیت کننده ی ایمان و هم ارتقاء دهنده ی آن است . هم ایمان عمل صالح را خالص تر می کند و هم برعکس .

    هر گناه و معصیت بندهای ایمان و اعتقادات را شل و پاره می کند . چه بسا بعد از مدتی اگر انسان دچار معاصی و آلودگی ها شود و توبه نکرده و باز نگردد از درون خالی می شود . و در این صورت شاید در حادثه های سنگین مانند لحظه ی مرگ نتواند ایمان خود را حفظ کند .

    در لحظه ی مرگ فکر و محاسبات فکری خیلی کار نمی کند بلکه باورهای درونی انسان بیرون می ریزد . اگر کسی درون دل او هرز و کفر باشد بیرون می ریزد . اگر درون دل او خدا و اعتقادات باشد او هم بیرون می ریزد .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مباحث یاد مرگ (۷۹ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴)
    • ۱۵۵۴ بازدید توسط ۱۲۶۱ نفر
    • پنجشنبه ۴ تیر ۹۴ - ۱۳:۴۷

    سکرات موت با احتضار چه فرقی دارد ؟

    این واژه ی سکرات موت در ادبیات دینی ما وجود دارد . سکرات جمع سکره است که کلمه ی سکر و مستی نیز از همین کلمه مشتق می شود . و در قرآن مفرد این کلمه به کار برده شده است .

    سکرات در واقع همان حالت احتضار است اما از آن جهت به حالت دم مرگ احتضار می گویند که وقت حضور مرگ ، وقت حضور ملائک است . و از آن جهت به آن سکرات می گویند که انسان در یک تحیر ، سردرگمی و گیجی قرار می گیرد شبیه افراد مست .

    از یک طرف انسان حسرت این را می خورد که عمر او به پایان رسیده و درست استفاده نکرده است . و اندوه این را می خورد که در حال جدا شدن از دنیا و امور مورد علاقه ای است که عمری با آنها انس گرفته است و از طرف دیگر عوالم ناشناخته ای برای او جلوه می کند که وحشت آور است .

    دیدن صحنه هایی که تا به حال ندیده است او ملائک و شیاطین را که حاضر شده اند می بیند. و همینطور عمری فرد با بدن خود انس گرفته ، آن فشاری که باعث شود روح از بدن جدا شود یک حالت سردردگمی و گیجی و تحیری ایجاد می کند که به آن سکرات می گویند .

    اگر یک دندان ما شدیداً درد بگیرد ما سردرگم و گیج می شویم و خیلی چیزها را فراموش می کنیم . دندان درد با حالات دم مرگ قابل مقایسه نیست . در قرآن یک تعبیر دیگری هم وجود دارد به نام قمرات الموت . قمرات به معنای شداید و سختی های مرگ است .

    یک تعبیر امیرالمومنین (ع) در خطبه ی 109 نهج البلاغه دارد که توصیف هنگام سکرات است . این مطلب را از زبان کسی می شنویم که به جزئیات این راه آگاه بوده است .

    حضرت می فرمایند : آن هنگام قابل توصیف نیست . از یک طرف سکرات موت و سختی جان دادن و از طرف دیگر غم و اندوه فرصت هایی که فرد از دست داده است تمام وجود او را می گیرد .

    در آن لحظات سخت اعضاء بدن سست می گردد و رنگ آنها تغییر می کند . با لحظه لحظه زیاد شدن آثار مرگ در پیکر، زبان از کار می افتد ( یعنی اولین عضوی است که از کار می افتد ) و قدرت سخن گفتن سلب می گردد .

    ولی همچنان اعضاء خانواده ی خود را با چشم نگاه می کند و با گوش های خود می شنود ، عقل او نیز سالم است . فکر می کند که عمر خود را به چه چیزهایی گذرانده و در چه راهی روزگار خود را تباه کرده است . به یاد اموالی می افتد که با خون دل آنها را جمع کرده و کاری به حلال و حرام آن نداشته است .

    این نشان می دهد که حضرت کسانی را توصیف می کند که اهل دنیا هستند . و حالا باید برود و جوابگوی این اموال باشد . لذت و استفاده ی آن برای دیگران و حساب پس دادن و بدبختی آن برای او مانده است .

    مرگ همچنان بر اعضاء بدن او چیره می گردد تا آنجا که گوش او نیز مانند زبان از کار می افتد . و فقط به خانواده ی خود نگاه می کند و حرکت زبان آنها را می بیند ولی دیگر صدایی نمی شوند . پس از مدتی چشم او نیز از کار می افتد و روح از بدن خارج می شود. مرداری خواهد شد در بین خانواده ی خود به طوری که از نشستن نزد او وحشت می کنند و از نزدیک شدن به او دوری می نمایند .

    در این حال دیگر نه گریه کننده ای او را یاری می کند و نه کسی به او جواب می دهد . سپس او را برداشته و بسوی آخرین منزلگاه یعنی قبر می برند و او را آنجا تنها گذاشته و به دست اعمال خود می سپارند و از دیدار او برای همیشه چشم می پوشند .

    این آن لحظه سکرات و قمرات است که حضرت امیر (ع) توصیف کرده و لحظه ی سختی است .

    " مباحث یاد مرگ - حجت الاسلام عالی - برنامه سمت خدا - http://samtekhoda.tv3.ir "


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مباحث یاد مرگ (۷۹ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶)
    • ۱۰۷۹ بازدید توسط ۸۸۵ نفر
    • چهارشنبه ۳ تیر ۹۴ - ۰۵:۲۵

    در لحظه ی آخر نوع جان دادن انسان ها به چهار صورت است

    این سوال برای خیلی از افراد پیش می آید اولاً سختی و راحتی جان دادن صرفاً آن چیزی نیست که ما با چشم خود می بینیم . شما گاهی کنار رفیق خود نشسته اید که او خواب است و در هنگام خواب وحشتناک ترین کابوس را می بیند . یک دفعه از خواب بیدار می شود و می گوید آیا تو دیدی آن چیزی را که من دیدیم ؟ می گویید نه من ندیدم ، شما راحت خوابیده بودید .

    ظاهر فرد خیلی راحت است اما در باطن او چه اتفاقی رخ می دهد . بنابراین صرف ظاهر را نباید ملاک گرفت . آن چه که از روایات برمی آید این است که در لحظه ی آخر نوع جان دادن انسان ها چهار صورت است :

    بعضی از افراد آدم های خوبی هستند ، خیلی راحت هم از دنیا می روند . در روایتی از پیامبر اکرم (ص) است که ملک الموت دو شاخه ی گل برای این فرد می آورد . یکی از آنها باعث نسیان اموال و فرزندان می شود که فرد دیگر غصه نخورد . یکی دیگر بویی معطر از حرم الهی دارد و وقتی مومن این گل را بو می کند سخاوتمندانه جان می دهد . در برخی از روایات است که این دو شاخه گل نیستند بلکه دو نسیم هستند که از حرم الهی می وزند . دو نسیم معطر و جان فزا که یکی از آنها مونسیه و دیگری موسخیه است و فرد به راحتی جان می دهد مانند بو کردن یک گل .

    اما برخی از خوبان هستند که در لحظه ی آخر سخت جان می دهند . در روایتی از پیامبر اکرم (ص) است که الموت کفارةٌ لِذُنوب المُومنین . احیاناً اگر گناهانی بوده که فرد نتوانسته آنها را جبران کند و با بلاها ، مرض ها ، سختی ها و مشکلات دنیا پاک نشده است ، خداوند متعال در آخرین مرحله ی دنیا این سختی را برای او بوجود می آورد که اینجا بی حساب شود . یعنی پاک شود و از آن طرف اول راحتی او شود.

    نوع سوم آدم های بدی هستند که خوب می میرند و در ظاهر راحت جان می دهند . به این دلیل است که خداوند متعال اجر کسی را ضایع نمی کند . از طرف دیگر خدا قسم یاد کرده که در آن طرف دیگر خبری از احسان به کفار نیست . از این جهت اگر کافری در این دنیا عمل خیری انجام داده باشد ، همینجا جزای او را می دهند . جزای او این است که راحت جان بدهد .

    روایتی از امام کاظم (ع) است که حسنات کفار در همین دنیا با آنها تسویه می شود . اگر کار خوبی کرده باشند در همین دنیا پاداش آن را می بینند یعنی آخرین لذت و راحتی آنها همین است .

    چهارمین نوع آدم های بدی هستند که بد هم می میرند . مرحوم آیت الله اراکی می فرمود من پای منبر آقا شیخ عباس قمی صاحب مفاتیح بودم و شنیدم که محدث قمی فرمود من وارد قبرستان وادی السلام شدم و صدای نعره شنیدم . چون صدای نعره ها بسیار بلند بود اول گمان کردم که شتری را داغ می کنند . هر چه نزدیک تر می شدم صدای نعره ها بیشتر می شد . دقت کردم و دیدم که اطرافیان نمی شوند و فقط من آن را می شنوم . وقتی نزدیک شدم دیدم جنازه ای را دفن می کنند . ایشان می گویند من متوجه شدم که نعره ها از همین جنازه است . این فرد چه انسان فاسق و فاجری بوده که عذاب او از همین جا شروع شده است .

    این آدم ها افرادی هستند که بد هستند و بد نیز می میرند . البته این چهار قسم را که گفتم ما نباید فقط ظاهر را نگاه کنیم ، چیزهایی است که با چشم و گوش دیگری است دیده و شنیده می شود که آنها ملاک است .
    خدایا با فرج ولی خود همه ی مومنین را خوشحال کن . آن تعبیری که در تعقیبات نماز در ماه مبارک رمضان داریم که حتی بر اموات سرور است .


    " مباحث یاد مرگ - حجت الاسلام عالی - برنامه سمت خدا - http://samtekhoda.tv3.ir "


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مباحث یاد مرگ (۷۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹)
    • ۱۸۳۸ بازدید توسط ۱۲۱۳ نفر
    • سه شنبه ۲ تیر ۹۴ - ۰۶:۱۳

    برو بالا