سلام
من یکی از کامنت گذاران پست "این زندگی اونی نیست که میخواستم" هستم که با نویسنده همزاد پنداری زیادی داشتم. اون جا  گفته بودم ته دلم یک کینه و گله ی کوچک از خدا  از گذشته تو دلم هست که  صاف نمیشه و فقط موقت فراموش میشه به خاطر سختی و تلاش های زیادی که کردم و دقیقه نود به در بسته خوردم. یک جورایی با خدا قهر بودم راستش اصلا دست و دلم هم نمیرفت قرآن بخونم یک مدت زیادی. حس میکردم چیزی عین گلوله تو دلم مونده بود سر این موضوع.
الان نمیدونم از دعای نویسنده پست و کاربرهای دیگه بود از حضور امام حسین بود نمیدونم واقعا چی بود که گفتم دعا کنید با این وضع حداقل از دنیا نرم، روز قبل تاسوعا  یک حالت عجیبی به دلم اومد. و از اون موقع با خدا آشتی کردم. یعنی بعد  گذشت یک سال تقریبا ...

↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مسائل اعتقادی (۱۰۸۳ مطلب مشابه) تفکر در احادیث و روایات (۲۱ مطلب مشابه)