خانواده برتر

انتخاب همسر، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند



پست ثابت وبلاگ خانواده برتر

سلام

قبلِ استفاده از خانواده برتر حتما ادامه مطلب رو مطالعه بفرمائید

موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه ,

  • ۵۷ موافق ۷ مخالف
  • ۴۲۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۲۴۶۳
    • چهارشنبه ۳ ارديبهشت ۹۳ - ۲۳:۲۰

    احساس می کنم به همسر آیندم خیانت کردم

    سلام به تمامی کاربرای سایت خوب خانواده برتر

    بنده به یکی از دخترای فامیل علاقه مند بودم اتفاقاتی رقم خورد که تونستم بهش ابراز علاقه کنم اونم جواب مثبت داد با هم درباره زندگی آیندمون صحبت کردیم درباره همه چی که فکرشو کنید (( اواسط کارمون هم به مادرش گفتم قضیه رو و از خونواده خودمم خواهرم از اول میدونست ))

    اما نتیجه این همه صحبت این بود که فهمیدیم دنیاهامون به کلی با هم فرق میکنه اون یه دیدگاهی درباره زندگی داشت من هم یه دیدگاه دیگه، هر چقدر هم تلاش کردیم آخر سر نتونستیم با شرایط همدیگه کنار بیایم ((حالا بماند که اختلاف سر چی بود)) و از هم خداحافظی کردیم .

    تو مدتی که با هم بودیم یه بار بهم گفت چرا وقتی پیشمی دستامو نمیگیری، من هم به گمان اینکه این دیگه مال خودمه یه چند بار دستاشو گرفتم و حتی یه بار هم پشت دستشو بوس کردم ( بوس پشت دست  فقط یه بار بود اما دست گرفتن سه چهار مرتبه ) ، الان که همه چی تموم شده احساس میکنم به همسر آیندم خیانت کردم احساسات و عواطفمو خرج یکی دیگه کردم قلبم واقعا جریحه دار شده از این کار.

    روزی نیست که خودمو سرزنش نکنم ، از طرفی اولین و آخرین گزینه واسه همسر آیندم حیا و عفافش هستش اینکه با کسی رابطه نداشته باشه اما با این کاری که من کردم توقع منصفانه ای نیست .

    از طرفی هم نمیتونم یه دختر که قبلا با کسی بوده ولو سطحی رو انتخاب کنم چون باهاش نمیتونم زندگی کنم ، الان تو برزخم بین زمین و آسمون ، متاسفانه یا خوشبختانه یه اخلاقی از خودم سراغ دارم اونم اینه که اگه بدونم همسر آیندم با کسی ارتباط داشته بدون اینکه آبروریزی کنم و حرفشو بین مردم پخش کنم ازش جدا میشم که اینم با توجه به سابقه بدی که گفتم زیاده خواهی هستش.

    از کاربرای خانواده برتر میخوام که کمکم کنن که در رابطه با همسر آیندم چه رفتاری داشته باشم آیا بهش قبل ازدواج از این رابطه تلخ بگم یا نه، عکس العمل دخترا با شرایط من واسه جواب مثبت یا منفی چیه ؟

    موضوعات مرتبط: مسائل خواستگاری (برای پسران) , رفتارشناسی دختران برای ازدواج ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۳۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۶۰
    • جمعه ۱ بهمن ۹۵ - ۲۲:۴۵

    اول دبیرستان که بودم یه پسر بی خانواده برام حرف در آورد

    سلام

    من دبستان و راهنمایی همیشه معدلم 20 بود و هیچوقت حتی یک درصد هم کمتر نشدم. خانواده ی خوبی هم داشتم و کلا مشکلی نداشتم. اول دبیرستان که بودم یه پسر بی خانواده برام حرف در آورد و به داداشم گفته بود خواهرت با فلان پسر دوسته.

    داداشم خیلی به من اعتماد داشت و وقتی ازم پرسید که این درسته یا نه و من گفتم نه،باور کرد و بخاطر همین کاری با اون اقا پسری که گفته بودن با من دوسته نداشت ولی رفت و اون پسری که حرف دراورده بود رو زد...

    اونم شکایت کرد و دیه خواست و ماام دیه رو دادیم... پدر من همون شب که فهمید برام حرف دراوردن سرم داد زد برای اولین بار... من کاری نکرده بودم و قسم خوردم که حتی اون اقا پسر رو نمیشناسم و ندیدمش تا حالا.

    من خیلی شکستم سر این موضوع و دیگه نمیتونم درس بخونم. اول دبیرستان ترم اول معدلم بالای 19/5 شد ولی از اسفند ماه که این قضیه پیش اومد دیگه درس نخوندم و معدلم به 16/5 رسید.

    دوم دبیرستانم نخوندم اصلا و حتی یه درسم رو افتادم. الان سومم و امسالم اصلا درس نمیخونم. نه که نخوام ها، میخوام و نمیتونم.. همش حس میکنم خانوادم بهم شک دارن.

    حس که نه واقعا شک دارن. تنها کسی که پشتم بود داداشم بود که اونم حالا رفته سربازی و دیگه کنارم نیست. خیلی احساس تنهایی میکنم. تو خونه حتی یه کلمه ام حرف نمیزنم.. میشه کمکم کنین؟

    کسی این تجربه رو داشته؟ کسی تونسته خودشو بکشه بالا؟ من چکار کنم؟ چجوری درس بخونم؟ چجوری دیگه یه دختر افسرده نباشم؟ مادرم تا میبینه درس نمیخونم میگه پس چرا نمیذاری خواستگاراتو راه بدیم تو خونه؟ یا درس بخون یا شوهر کن. ولی من نمیخوام اصلا اوضاع روحیم خوب نیست که بخوام حتی به ازدواج فکر کنم.

    خواهش میکنم اگه میتونید کمکم کنید؟

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۹۲
    • جمعه ۱ بهمن ۹۵ - ۲۲:۴۰

    والدینم با طلاق ، آینده ی منو ازم گرفتن

    سلام دوستان

    من یکی از کاربرای همین وبلاگم که مسئله ای خیلی سردرگمم کرده و خیلی بابتش ناراحتم ...
    من چند سال پیش که سال کنکورم بود یک تصادف نزدیک زمان کنکور ، همه ی تلاشمو بهم ریخت و راهی بیمارستان شدم، واستادم سال بعد دوباره کنکور دادم و به آرزوم که پزشکی بود رسیدم  اما دانشگاه دولتی نه ،بلکه دانشگاه پولی قبول شدم بین رفتن و نرفتن دو دل بودم که تصمیم گرفتم برم بعد یک ترم مرخصی بگیرم دوباره بخونم اینکارو کردم اما اتفاقا همون سال والدینم تصمیم به جدایی گرفتن و تا حدی مراحل طلاق طی شد و من التماس کردم کمی صبر کنن ولی گفتن ما دو سال بخاطر تو صبر کردیم دیگه نمیتونیم و این حرف مامانم بود .
    بگذریم که تمام این سال ها تو تنش شدید و دعوا و درگیری گذشت و من به سختی وسط این همه دعوا تونستم درس بخونم گاهی اونقدر دعواها اذیتم میکرد که مجبور بودم برم تو پارک درس بخونم چون کتابخونه ای نزدیک خونه نبود و ساعت کاری شون هم کم بود و با توجه به دوری به صرفه نبود تا اونجا برم،گاهی تو پارکو خیابون از سرما میلرزیدم و گاهی از گرما ضعف میکردم.
    یک روزنامه میگذاشتم روی زمین شروع میکردم به زدن تست کنکور مثلا وقتی فیزیک رو شروع میکردم همونطور 4 ساعت روی زمین مدام میخوندم و متوجه زمان نبودم وقتی از روی روزنامه بلند میشدم همش خیس بود از گرما بس عرق ریخته بودم تازه اون لحظه متوجه نگاه سنگین عابرا میشدم و از خجالت میمردم از یک طرف استرس اینکه خونه الان چه خبره اعصابمو بهم میریخت.
    شهرمون خانه ی کنکور داره ولی پولشو نداشتم که روزی ده هزار تومان بدم و اگر هم از پدر میخواستم بگیرم میگفتن برو سراغ مادرت و اگه از مادر میخواستم بگیرم میگفتن برو سراغ پدرت و این شروع یک دعوای جدید بود. ما چندین خونه داریم و سه ماشین ولی من وضعیتم این بود .
    من برای سال سوم کنکور دادم و رشته سلولی مولکولی دولتی رو بعد رشته های خوب زدم و دانشگاه دولتی هم قبول شدم چون مجبور بودم زودتر از فضای خونه خارج بشم از طرفی از کنکور خسته و نا امید شده بودم اما حالا پشیمونم که صبر نکردم من ترم بهمنی هستم و بهمن ماه میرم دانشگاه اما همه آرزوهامو دفن کردم .
    رشته ای که هستم نه علاقه ی زیادی بهش دارم نه بازار کاری در آینده داره. جالب هست که من بخاطر پول ندادن خانوادم و کم شدن تنش ها پول نخواستم برای دانشگاه پولی در صورتی که اون ها برای طلاق خودشون هر کدوم بیست میلیون حدودا هزینه کردن که روی هم میشه حدودا 40 میلیون .
    از همه بدتر اینه که بعد طلاق حالا فهمیدن همه کاراشون لجبازی بوده و دوباره ازدواج کردن .اونا فقط آینده ی منو ازم گرفتن اونا فقط به فکر خودشون بودن و الان هم هستن. خیلی دلم شکسته خیلی .
    حالا به سرم زده برای دانشگاه که از خونه دور شدم برم همون جا همزمان کنکورو بخونم و باز دو سال دیگه کنکور بدم و برم دانشگاه پولی ، پولشم با قلدری و زور ازشون بگیرم .
    ولی مشکل این هست که من هم شخصیت مظلومی دارم و نمیتونم قلدر باشم هم منتشون همیشه زیرسرم  میشه  و باز تو دعواها دخالتم میدن. باز فکر میکنم برم تقاضای نفقه کنم ولی میترسم عاق بشم، من این همه سال گوش بحرف بودم  و وضعیتم اینه، خواهش میکنم راهنماییم کنید.
    از کنکور دوباره هم خیلی میترسم ولی چاره ای نیست.من یک دخترناامید و دل شکسته ام.
    موضوعات مرتبط: تعامل با خانواده , خودسازی در دختران ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۱۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۳
    • جمعه ۱ بهمن ۹۵ - ۲۲:۳۵

    با حفظ حجاب در حفظ زندگی خود و دیگران بکوشیم.

    سلام

    به نظر شما علل خیانت به همسر در ایران چیست؟ مهمترین علت یا ریشه این مشکل از کجاست؟ آیا بدحجابی یکی از مهمترین دلایل خیانت در کشور  است؟

    در جامعه ما معضلی به نام بدحجابی وجود دارد و این به این خاطر معضل محسوب می شود که جامعه ما 98 درصد مسلمان دارد. این یعنی زنان مسلمان ما بدحجاب هستند.

    حجاب امر الهی به زنان مسلمان است. روی سخن ما با بانوان مسلمان است و نه نامسلمان . امروز درد بدحجابی و مضر بودنش بیش از هر زمان برای افراد جامعه قابل درک است.

    امروز بدحجابی باعث از بین رفتن حیا و جلب توجه های گناه آلود شده است. از اثرات منحوس بدحجابی می توان به ؛

    1- علت عدم وجود شرایط کافی ( اقتصادی ،اجتماعی ، ... ) بسیاری از آقایان جوان و مجرد امکان ازدواج و رفع نیاز جنسی که حق طبیعی هر موجود است را ندارند و به دنبال تحریک های بصری متعدد توسط خانم های بدحجاب به گناه ترغیب می شوند.

    2- زمینه را برای تجاوز به زنان و دختران فراهم می کند.

    3- خانم های بدحجاب با جلوه گری در انظار عمومی موجب سردی روابط میان زوج ها می گردند و شوهران را نسبت به زیبایی همسرشان دچار تردید می کنند.

    4- خانم های بدحجاب زمینه خیانت به همسر را در جامعه به وجود می آورند. یا خود مورد طمع مردهای هوسران قرار می گیرند و به شوهرشان خیانت می کنند یا زمینه را برای خیانت مردی به همسرش فراهم می کنند. بعضی از خانم های بدحجاب گمان می کنند که از همه زیبا ترند ،‌ بدحجابی به بعضی از خانم های بدحجاب اعتماد به نفس کاذب داده و آنان خود را زیباتر از سایرین می پندارند چرا که متوجه خطری که خودشان را تهدید می کند نیستند.

    خانم ها ی بدحجاب از خیانت مصون نمی مانند فقط به این دلیل که عریان هستند. خانم های بدحجاب به خوبی می دانند که زیباترین زن شهر یا حتی خیابان یا حتی کوچه یا حتی اقوام خود نیستند. خانم های بدحجاب می دانند که زنان دارای میزان متفاوت زیبایی هستند و همیشه دست بالای دست بسیار است.

    خانم های بدحجاب موجب خیانت مردی به همسرش میشوند و زن بدحجاب دیگری موجب خیانت همسر خودشان به آنان می شود. این یک سیکل معیوب است. چاهی که بهر زنان دیگر کنده می شود و با خیال خام اینکه زنان دیگر در آن جای گیرند گریبان خود زنان بدحجاب را می گیرد.

    بنابراین از کلیه برادران ،همسران، پدران، پسرانی که به حفظ تحریم خانواده اهمیت می دهند و تمام بانوان بدحجابی که نگران خیانت دیدن خود در آینده هستند توصیه می شود با رعایت حجاب از این پدیده شوم و خانمان برانداز خیانت جلوگیری کنند. با حفظ حجاب در حفظ زندگی خود و دیگران بکوشیم.

    موضوعات مرتبط: مسائل اجتماعی روز جامعه ,

  • ۳ موافق ۱ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۹۹
    • جمعه ۱ بهمن ۹۵ - ۲۲:۳۰

    یه دختر کجا بره که با یه فرد مناسب برای ازدواج آشنا بشه ؟

    سلام

    من یه دختر ۲۴ ساله ام که تا الان بخش عمده ی زندگیم به درس خوندن و این جور مسائل گذشته، از وقتی که یادمه اسم پسر عموم روم بوده و قرار بوده با اون ازدواج کنم بگذریم از تمام ناراحتی ها و مشکلاتی که این قضیه برام درست کرد، اما خب متاسفانه یا خوشبختانه آزمایش خون که دادیم بهم نخورد و این قضیه هم منتفی شد .

    البته من از اول با این قضیه مخالف بودم و بقیه سعی در راضی کردن من داشتن بخاطر همین خیلی دیر رفتیم ازمایش خون و پدرم و عموهام هم در تمام این مدت تمام خواستگاران من رو رد میکردن و حتی به من نمیگفتن که مثلا فلانی از تو خواستگاری کرده ، بجز پسر عموم هم فقط ۲-۳ نفر شخصا از خودم خواستگاری کردن که بنظرم مناسب همدیگه نبودیم.

    قراره سال آینده در یک آزمون شغلی شرکت کنم که خب اگر موفق بشم آینده ی شغلیم رو تضمین میکنه البته مستلزم این هست که تمام مدت نه ماه پیش روم رو فقط و فقط درس بخونم و از مسائل دیگه کاملا بگذرم.

    مسئله ای که برام بوجود اومده اینه که همه بهم میگن دیگه درس خوندن بسه تا کی قراره مشغول درس و دانشگاه باشی بهتره به فکر ازدواج باشی و من نمیدونم باید چیکار کنم، خب من خانواده ی خوب و حتی در منطقه ی خودمون با اسم و رسم بسیار عالی دارم، خودم هم دختر تحصیلکرده با قیافه ی خوبی هستم و از نظر مالی هم خدا رو شکر وضع بسیار خوبی داریم، اما من هیچ وقت در ارتباط با جنس مخالف خوب نبودم و حتی بهتره بگم اصلا بلد نبودم چطور ارتباط بگیرم و حتی گاها فرصت هایی که برام وجود داشته رو با همین اخلاقم از بین بردم.

    بعد از جریان پسر عموم هم انگار چون خیلی طولانی شده بود و پدرم در تمام اون مدت همه ی خواستگارام رو رد میکرده دیگه انگار کسی تمایلی نداره برای خواستگاری من پا پیش بذاره، بعضی وقتا واقعا کلافه میشم از طرفی اگر بخوام به فکر اینده شغلی و تحصیلیم باشم باید حداقل تا دو سال اینده قید ازدواج رو بزنم و از طرف دیگه اگر بخوام به ازدواج فکر کنم مسائل دیگه ای برام وجود داره.

    من خیلی کتاب ها خوندم و حتی سمینارهای مختلف شرکت کردم اما باز به این نتیجه رسیدم که من دختری نیستم که بتونم برم بیرون و خودم با کسی ارتباط بگیرم ترجیحم اینه که بطور سنتی ازدواج کنم و خب بطور سنتی هم که این روزا تقریبا غیر ممکن شده، کسی رو هم ندارم که بخواد بهم خواستگار معرفی کنه و از این حرفا و حتی توی فرهنگ ما این نوع معرفی ها بعضا توهین به دختر محسوب میشه.

    این روزها اصلا نمیتونم درست و حسابی درس بخونم چون نمیدونم تصمیم درست چیه گاهی با خودم فکر میکنم بهتره مدتی بیخیال درس خوندن بشم و بیشتر بفکر زندگیم باشیم و گاهی نظرم کاملا برعکسه.. البته ما چون در یک شهر دیگری دور از بقیه فامیل زندگی میکنیم حتی اگر مشغول درس خوندن هم نباشم جایی رو ندارم که برم و گاهی شده حتی در طی ده روز یک بار هم از خونه بیرون نرفتم، اگر بخوام برم بیرون هم نمیدونم کجا باید برم که امکان آشنایی با یه فرد مناسب برام وجود داشته باشه. ممنون میشم اگر شما با نظراتتون کمکم کنید .

    موضوعات مرتبط: جذب خواستگار دلخواه ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۷۵
    • جمعه ۱ بهمن ۹۵ - ۲۲:۲۵

    یه پسرم ، چرا پدرم بین منو خواهرم فرق میذاره

    سلام

    می خواستم مشکلمو مطرح کنم که کمکم کنید چون واقعا ناراحت هستم از این مشکل . من پسر هفده ساله ای هستم که از نظر اندام و ظاهر خوبم به گفته بقیه خوشگلم و تیپمم خوبه من مدتیه که با مامان بابا سر یک موضوعی بحث میکنم اینم اینه چرا بهم ماشین یاد نمیدین اونا هم میگن سنت به گواهی نامه نمی خوره هر وقت سنت خورد باشه .

    منم میگم چرا خواهر بزرگم از سال دوم دبیرستان ماشین زیر پاش بوده الان موقع من میگید که سنت باید به گواهی نامه برسه پدرم در جوابم میگه تو قدر نشناسی و اصلا ازت راضی نیستم .

    اینم بگم من ادم فوق العاده مذهبی هستم میگم من که نه دنبال دخترای مردمم بعدا کل تابستونمم اومدم کمکت سر کار چون بدن درد داشتی کلا برا کوچک ترین چیزی که می خوام اینقدر سرم منت میذارن که حتی دیگه بدم میاد بهشون بگم پول لازم دارم و از تو کارتم میکشم .

    ولی بر عکس خواهر کوچیک ترم هر چی بگه بدون یک ثانیه طول دادن حاضر میشه به پدرم میگم چرا این همه فرق میذارین میگه اون خیلی کمک میکنه در صورتی که فقط تو خونه خوابیده و هیچ کاری انجام نمیده؟

    دیگه خسته شدم میتوام تا جایی برسوننم برا کلاس میگن خودت برو ما وقت ندارم ولی برا خواهرم که کوچیکت تره وسط کار ول میکنه میره دنبالش بخدا خسته شدم خسته شدم برا همه چیز بهم گیر میده به این نتیجه رسیدم که برا خودم دوست دختر پیدا کنم که حرفامو بفهمه و همدمم باشه .

    ولی از خودم خجالت میکشم میگم این همه مسجد رفتی که اخرش این طوری بشه از طرف دیگه منو یکی از دخترای فامیلمون همو می خوایم نه ( برا دوستی ) و میگم اگه برم دنبال  دوست دختر به اون ظلم کردم بخدا نمیدونم چی کار کنم کمکم کنین از این فکر تمام امتحاناتم رو دارم خراب میکنم.

    موضوعات مرتبط: خودسازی در پسران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۸
    • جمعه ۱ بهمن ۹۵ - ۲۲:۲۰

    انواع روش های موزدایی

    سلام همگی

    حالتون چطوره ؟ آقا طبق قرار قبلی من باید یه پست ایجاد میکردم با عنوانه : انواع روش های موزدایی

    قبلش چند تا نکته بگم ؛

    اینا همش تجربیات شخصیه خودمه . پس صد در صد درست نیست. فقط خواستم همه اطلاعات یک جا جمع باشه چون دیدم پست با مفهوم موزدایی زیاد ایجاد میشه. اینطوری یه کمکی هم شده به اقای نجفی. اگه چیزی رو جا انداختم شما هم کمکم کنید. اگه سوالی داشتید بپرسید توضیح میدم ،‌اگه به دردتون نخورد به بزرگی خودتون ببخشید ،‌اگه به دردتون خورد دعا کنید منم به مرادم برسم !

    مقدمه:

    مو زدایی خیلی مهمه ،‌مخصوصا واسه خانوما. دیده شده بعضی به حدی نگرانن که حتی سر این موضوع افسردگی میگیرن . فکر میکنن مو های زائد زیبایشونو از بین میبره و رو کیفیت رابطه شون تاثیر میذاره . فکر میکنن تمام درهای دنیا روشون بسته شده ،‌ولی خبر خوب اینه که کلی روش مو زدایی وجود داره ،‌واسه پر مو و کم مو ، بور و مشکی ، پولدار و بی پول و ...

    فقط تنها کاری که شما باید بکنید اینه که این پست و پست های بعدی رو بخونید . تمام روش هایی که گفته شد رو حداقل واسه یه بار انجام بدین و یادش بگیرید . چون بلاخره هر روش یه جا به دردتون میخوره، یاد گرفتنش ضرر نداره . و بلاخره بفهمید بهترین روش ها برای شما کدومان ؟ هر چه زودتر شروع کنید به یاد گرفتن حرفه ای تر میشین .

    خب اگه بخوایم روش های مو زدایی رو دسته بندی کنیم میتونیم بگیم ،‌ یه اپبلاسیون داریم: یعنی  کندن مو از ریشه ،‌یه دپیلاسیون داریم: یعنی مو رو از روی پوست قطع میکنیم ولی ریشه هنوز پا برجاست . هر کدوم انواع دارن .

    اپیلاسیون شامله: بند زدن ،‌ وکس کردن ،‌استفاده از ماشین هایی که مو رو میکنن مثل اپی لیدی ،‌منقاش ،‌لیزر و الکترولیز (مو رو از ریشه نمیکنه ولی به ریشه مو اسیب میزنه) .

    دپیلاسیون شامله: شیو کردن با تیغ و ماشین هایی که مو رو میتراشن ،‌قیچی ،‌کرم موبر ،‌پور موبر و ... . یه روش دکلره کردن هم وجود داره که نه  اپیلاسیونه و نه دپیلاسیون .

    خب در مورد هر روش توضبح میدم . پست های بعدی رو مطالعه بفرمائید ...

    موضوعات مرتبط: رفع موهای زائد بدن ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۰
    • جمعه ۱ بهمن ۹۵ - ۲۲:۱۵

    چطور یه عروسی بشم که از هر انگشتش یه هنر میباره ؟

    سلام دوستان

    من یه دختر ۲۰ ساله م. راستش به زودی قراره ازدواج کنم. یکم استرس دارم واسه این که خانوم خونه ی خوبی نشم! در واقع طرف سوالم خانومای متاهله .

    میشه بگید یه دختر برای اینکه کامل باشه باید چه هنرهایی داشته باشه؟ شما ها که الان متاهلید دوست داشتید قبل ازدواج چه چیزایی رو زودتر یاد میگرفتید که الان بدردتون بخوره؟

    منظورم کارها و هنرهایی که میشه کلاس رفت و یاد گرفت. مثلا من الان دارم یه دوره فشرده آشپزی و شیرینی پزی میرم! گواهی نامه گرفتم و ازین چیزا!

    به نظرتون چه چیزای دیگه باید در دوران مجردی توش مهارت پیدا کنم که وقتی رفتم خونه شوهر همه بهم بگن چه عروسی از هر انگشتش یه هنر میباره !

    خوش حال میشم کمکم کنین

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۲
    • جمعه ۱ بهمن ۹۵ - ۲۲:۱۰

    دوست دارم با تور به شمال کشور مسافرت کنم

    سلام

    آیا کسی تا به حال با تور مسافرتی از شیراز به شمال کشور سفر کرده است ، دوس دارم با تور به شمال کشور مسافرت کنم اما تور های که تاکنون  جستجو کردم خیلی گران بودند .

    من ترجیح میدم برای کاهش هزینه های مسافرتی با اتوبوس مسافرت برم اما تور های مورد نظر همش با هواپیما بودند و کمتر از 4 روز اون جا اقامت دارند و یک و خورده ای هزینش میشه برا من گرونه واقعا . آیا دوستان راه حلی دارند ؟

    خیلی جالبه برا مشهد 130000 تومن میدی 5 روز می برن مشهد تازه تو هتل هم هستی ،‌ولی شمال نه . دلم می خواد روحیم عوض شه و قرار تنهایی مسافرت کنم اما با این اوصاف دلم نمی خواد جایی برم ؟

    سپاس

    "جنگل بان"

    موضوعات مرتبط: تفریح با ایران گردی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۰
    • جمعه ۱ بهمن ۹۵ - ۲۲:۰۵

    آیا بیماری تشنج از مادر به بچه منتقل میشه ؟

    سلام

    من یک دخترم  ، زمانی که اول ابتدایی بودم تشنج کردم و تا الان دارم قرص میخورم ولی خدا رو شکر درسام خیلی خوبه نمراتم همه 20 هستن معلم و مدیر مدرسمون ازم راضین خیلیم آدم منطقی هستم ولی یک ترسی مثل خوره افتاده به جونم اونم اینکه من زمانی که ازدواج کردم مسئله بیماریم رو چطور با کسی که قراره بقیه عمرمو کنارش بگذرونم بگم و اگه بچه دار بشم این بیماری روی بچم تاثیر میذاره؟

    یعنی اگه بچه دار شم این قرص به بچم آسیب نمیرسونه و مشکلی پیش نمیاد؟ داروی معادل داروی اصلیم تجویز میشه که به بچم آسیب نرسونه؟ خیلی میترسم گاهی اوقات واقعا اشکم در میاد که چرا به جای من یه نفر دیگه این بیماری رو نگرفت گاهی اوقات واقعا فکر میکنم که خدا منو گذاشته به حال خودم و منو رها کرده .

    میترسم زمانی که ازدواج کردم اینو به نامزدم بگم که به من برچسب کسی که تشنج کرده بزنه و این مسئله رو هی بکوبه تو صورتم و این مسئله تو بچه دار شدنمم تاثیر بذاره . پیش دکترمم میرم میگه بیماریت خوب میشه آخه کی ؟ زمانی که عصا دستم گرفتم نوه هام به دنیا اومدن؟ دیگه هیچ امیدی به این زندگی ندارم .

    لطفا بهم بگین این مسئله رو بچم تاثیر میذاره؟

    موضوعات مرتبط: تجربیات پزشکی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۹
    • جمعه ۱ بهمن ۹۵ - ۲۲:۰۰

    در مورد آتش سوزی و فرو ریختن ساختمان پلاسکو

     سلام.

    30 دی ماه سال 1395 ساختمان پلاسکو که 54 سال قدمت داره، صبح آتیش گرفت و ساعت 11 و نیم هم فرو ریخت..

    جا داره اینجا تشکر خیلی ویژه کنیم از تمام نیروهای آتشنشان ها و امدادگراها و پلیس ها که کمک کردن.. به خصوص آتشنشان ها که خیلی ها شون جونشونو از دست دادن تو این آوار..
    و بهتره بگم شهید شدن.. شهید واقعی به این افراد می گن.. به کسانی که جونشونو برای نجات هم وطنشون از دست میدن.. و خودشون زیر آوار موندن..

    و واقعا من به عنوان یه شهروند تهرانی تاسف میخورم از بعضی مالکان تجاری که ساختمونشونو ، باوجود این همه نامه ای که نیروهای آتش نشانی بهشون داده بودن و اخطار جدی داده بودن درمورد احتمال آتیش سوزی و حتی فروریختن ساختمون .. ولی کسی گوش نداد و امنیت رو برقرار نکردن و آخر سرم آوار شد روی سر کسانی که هیچ دخلی و هیچ ارتباطی به این آتش سوزی نداشتن و ...

    خیلی غم انگیزه.. خیلی ها امروز گریه کردن.. خیلی ها رفتن قسمت اهدای خون تو وصال و خون دادن..

    واقعا باید به خودمون بیایم .. امنیت رو تو ساختمونمون ...یا حتی تو خونه هامون به وجود بیاریم.. درسته کسانی که شغلشون آتش نشانی هست باید بیان کمک.. ولی دلیل بر این نمیشه که هر دفعه ما یه شهید آتش نشان بدیم بیرون.. اینها همه خانواده دارن... زن و بچه دارن.. گناه دارن به خدا..

    نمیدونم این سوال کی پست میشه ولی دعا کنیم برای کسایی که هنوز از زیر آوار بیرون نیاوردنشون...

    خدا به خانواده آتش نشان ها صبر بده واقعا..

    موضوعات مرتبط: مسائل اجتماعی روز جامعه ,

  • ۷ موافق ۰ مخالف
  • ۶۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۳۷
    • جمعه ۱ بهمن ۹۵ - ۱۰:۳۴

    در زمینه ی مسائل جنسی و عاطفی چه سوالاتی از خواستگارم بپرسم ؟

    سلام
    یه سوال داشتم که ذهنم رو خیلی درگیر کرده
    تو جلسات اخر خواستگاری که همه چی عالی پیش رفته چطور میشه فهمید میل جنسی اون اقا چه قدره؟؟ یعنی سرده ؟ یا گرمه ؟ یا اینکه اون اقا اهل قربان صدقه رفتن برای خانومش هست؟ یا در اینده بلده حرفای خوب خوب بزنه ؟ خب شاید بگید خودت باید یادش بدی  .
    ولی وقتی میبینم تو این سایت افرادی هستن که میگن همسرم به شدت سرده یا من با سنگ ازدواج کردم یا بلد نیست حرفای عاشقانه بزنه ،‌خب اون افراد هم تلاش کردن ولی بازم نشده ،‌یعنی من چه سوالاتی بپرسم که بفهمم اون ادم چه جوریه ؟‌

    ٢) من از کجا باید بدونم خودم میل زیاد دارم یا کم اخه تو مجردی که واقعا نمیشه تشخیص داد ولی مطمئنم از حرفای عاشقانه خوشم میاد ،‌زشته بگم شما بلدی حرفای عاشقانه بزنی؟ یا شما چند روز قصد رابطه داری ؟ اونم دروغ میگه اره زیاده یعد بعدا زیاده اون با زیاده من فرق داره .
    من الان تو مجردی یه بارم حرف عشقانه نزدم به کسی ولی برا همسرم انجام میدم ولی از کجا بفهمم اونم انجام میده ؟ واقعا میشه این ها رو فهمید؟ یا باید بشینم دعا کنم که مثل خودم بیاد .
    خب شاید اون هم فکر کنه یه محجبه خیلی سخت اصلا بلد نیست یا اونم روش نشه بپرسه
    من واقعا برام مهمه . این اطلاعاتم برام مهمه قبل عقد بدونم
    ممنونم
    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • ۴۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۵۵
    • پنجشنبه ۳۰ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    می خوام با کار ترجمه ی کتاب درآمد زایی داشته باشم

    سلام

    دوستای گلم یک سوال داشتم.  من یک دختر دانشجو هستم.  مدتیه به این فکر میکنم که با کار ترجمه ی کتاب یکم درآمد زایی داشته باشم.  میخواستم بپرسم کسی اینجا کار ترجمه انجام میده؟  یا توی اعضای خانواده تون کسی کتاب ترجمه میکنه ؟  خیلی کمکم میکنید اگر در این زمینه راهنماییم کنید چون اصلا تجربه ی این کار رو ندارم و بلد نیستم چطوری باید این کار رو کرد.

    البته اینم بگم که زبانم خوبه و قبل از ورود به دانشگاه تقریبا 7-8 سال کلاس زبان رفتم.  توی دانشگاه هم اکثر کتابام رو نسخه ی انگلیسیش رو خوندم.

    مثلا نمیدونم چطوری وقتی یک کتاب رو انتخاب میکنم برای ترجمه،  با انتشارات در ارتباط باشم و قراردادش چطوریه و اینکه کلا آیا این کار به درآمدش می ارزه یا نه و در مجموع هر اطلاعاتی بهم بدین ممنون میشم.

    دوستدار همه ی شما

    موضوعات مرتبط: کسب و کار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۶۰
    • پنجشنبه ۳۰ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    چطوری خودمو دوست داشته باشم وقتی ذهنم از بچگی پر از افکار غلطه

    سلام دوستان خانواده ی برتر ..

    سوالمو مطرح میکنم ان شاء الله که با نظرای خوبتون راهنماییم کنید..

    من دختر هستم هجده سالمه از بچگی کم رو و خجالتی بودم تو محیط های شلوغ نمیتونستم زیاد بمونم فقط محیط های دوستانه..

    چند سالی هم هست دوست یابیم ضعیف شده یا دوستایی که پیدا کردم منو برای هوش بالام میخواستن که فقط یا بهشون درس یاد بدم یا تقلب برسونم یا کلا به هدفاشون برسونم که ( هدف منظورم خواسته هایی که دارن مثلا بعضیا دوست دارن برن پاساژ این ور و اونور به قول خودشون خوشگذرونی و خانوادشون اجازه نمیده تنها برن ) میخواستن با هم بریم .منم که طرز فکرم متفاوته و سر یک مدرسه عوض کردن دوستی مون به کل نابود شد !

    یه دونه دوست خوب تا الان نداشتم راستی اینم بگم اعتماد بنفسم متوسطه ولی اضطرابم بالاست و قرص استرس میخورم این باعث شده فکر کنم ادم شایسته ای نیستم در صورتی که واقعا شاگرد اول خانواده ی تحصیل کرده محجبه هستم و مشکل خاصی نداریم .

    توی سایت خوندم عده ای از خواهران خود زشت پندارن ... منم متاسفانه دلیل اصلی ناراحتیم و این که شاید عقب تر باشم تو مسایل اجتماعیم و این میدونم.. دارو درمانی هم شدم موثر نبوده روانشناسم رفتم.خودمو دوست ندارم .

    چیکار باید بکنم؟پسری هم خواستگارمه پسندیدمش اصلا نمیدونه این فکرا تو سرمه و ممکنه واسه این همه چیو تموم کنم .

    الان نا امیدم فقط خداست که نگهم داشته . تو رو خدا اگر راهکاری میدونید بگید سنی نیستم که انقد عذاب فکری داشته باشم... منی که انقد خدا پیغمبر حالیمه اهل چله و... اینا چرا باید اوضاعم این باشه. من که در و دیوار اتاقم پر آیه قرآن و آرامشه...

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۴۴
    • پنجشنبه ۳۰ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    برگردیم به قدیمای وبلاگ

    سلام
    یه عده از دوستان قبلا اینجا خیلی فعالیت داشتن ، بخشی از درخشش و نظران وبلاگ بر پایه نظرات این دوستان بود ، خواستم بگم که خوبه گاهگاهی این دوستان هم بیان اینجا و تجربیاتشونو بگن .
    سامان متاهل جنوب - زن زندگی - الی خانم- عروس خلیج فارس - خانمیه اقاش - رضا سرچشمه - پسر دهه شصتی - مینا گلی- محمد 28 - الی24 -صبا:)- هیس - اقا معلم- sa- مجید95 - ابراهیم - میتی کمان - امیر متاهل - نارنجی - سهیلا - زری28 - مردتنهای شب - باید امشب بروم - یکتا - خاله باران و ...
    قطعا اینجا هنوز افرادی هستن که به تجارب ارزشمند شماها نیاز داشته باشند .
    موضوعات مرتبط: مربوط به خانواده برتر ,

  • ۷ موافق ۳ مخالف
  • ۳۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۴۳
    • پنجشنبه ۳۰ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    scroll bar code