خانواده برتر

انتخاب همسر، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند



۴۹۵ مطلب با موضوع «مشورت در شوهرداری» ثبت شده است

همیشه شوهرم خواهرهاشو به من ترجیح میداده

سلام دوستان

از وقتی که یادمه همیشه شوهرم خواهرهاشو به من ترجیح میداده واقعا دلم شکسته دیگه نمیتونم تحمل  کنم .

همین امشب جلوی خواهراش برگشت به من گفت من هیچ وقت خواهرام و به تو نمیفروشم اونام فقط به من خندید مثلا همین دیشب من رفتم بیمارستان به خاطر مشکل زنانگی که داشتم بیمارستان گفت نیاز به بستری داری ولی چون بچه ام کوچیکه قبول نکردم گفتن پس لااقل سرم بزن فشارت روی نه هستش .

شوهرم مدام زنگ میزد بیا بریم بیا بیریم منم با رضایت شخصی و بدون سرم زدن از بیمارستان اومدم بیرون حالا امشب فهمیدم دلیله اون همه اصرارش برای بردن من از اون جا به خاطر این بوده که میخواسته بره خواهرشو برسونه در صورتی که خواهرش شوهر داره و شوهرش به راحتی میتونسته اینکارو انجام بده خیلی ناراحتم از وقتی که عقد کردیم تا الان که عروسی کردیمو بچه داریم هر جا خواستیم بریم خواهراشم با اینکه شوهر دارن ولی همیشه با ما بودن .

دلیلشونم اینکه چون پدر مادرمون شهرستانن برادرمون حکم پدرمونو داره . بابا من چه گناهی کردم اخه که همیشه باید حضورشونو تو تمامه زندگیم احساس کنم دیگه بریدم حالا اگه خوب بودن یه چیزی میان با ما مدام هم تیکه میندازنو حرف باره ادم میکنن دلم میخواد طلاق بگیرمو از این زندگی لعنتی برم بیرون ولی چه کنم که بچه ی کوچیک دارم دیگه بریدم خسته ام به تمامه معنا دیگه نمیکشم .

وقتی این حرفو جلوی خواهراش زد به من شکستم خورد شدم دلم برای خودم میسوزه که انقدر به خاطر شوهرم از خودم گذشتم اینجوری جواب محبتامو داد من به اون خود خواه ها فروخت.

موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری , ارتباط با خانواده شوهر ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۳۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۵۶
    • شنبه ۲ بهمن ۹۵ - ۲۲:۳۰

    حس میکنم شوهرم در محل کارش با همکارای خانم راحته

    سلام ، خسته نباشید.

    من یه مشکل دارم که مثل خوره افتاده به جونم و دیگه از زندگی سرد شدم، بنده 24 و شوهرم 31 ساله هستن عاشق هم هستیم و زندگی خوبی داریم اما چیزی که خیلی آزارم میده و باعث شده سرد بشم اینه که حس میکنم شوهرم در محل کارش با همکارای خانم راحته .

    مثلا چند وقت پیش یکیشون که مجرده به شوهرم زنگ زد و درخواست کمک مالی کرد من با کمک کردنش مشکل ندارم ولی فکره این که چرا باید شمارش رو بده به همکاره خانم چرا مثلا فلان همکارش بعد از زایمانش عکس بچه هاش رو برای شوهرم فرستاده ؟ چرا شوهرم از زندگی و مشکلات همکار خانمش اطلاع داره ؟ لابد حتما نشستن درد دل کردن با هم که شوهرم میدونه طرف مجرده از فلان شهر اومده با خواهرش تنها زندگی میکنه و این حرفا .

    با خودم میگم اصلا چرا باید شماره موبایلشو بهشون بده در حالیکه فقط چند ماهه تو این شرکت مشغوله کاره و کارشم جوری نیست که بخاطر کار و همکاری نیاز باشه شمارشو به خانمهای شرکت بده . اصلا چرا اون خانم از بین این همه آدم و مردای شرکت به شوهر من زنگ زد کمک خواست در حالیکه میدونه شوهرم کارمند ساده ست و وضع خوبی نداره ؟

    حتما خیلی شوهرم براش قابل اعتماد بوده و صمیمی تر بوده که روش حساب کرده و رو انداخته و کمک خواسته . در آخر شوهرم از دو نفر قرض کرد و برای کمک به اون خانم داد. واقعا دارم با این فکرها دیوونه میشم .

    شوهرم ارتباطشو و تلفنهاشو با همکارای خانم از من پنهان نمیکنه و صداقت داره ولی این افکار خیلی اذیتم میکنه در حدی که رو آوردم به خوردن آرام بخش و وقتایی که شرکته کلی فکر میکنم و گریه میکنم .

    دارم افسردگی میگیرم و میل و عشقمو بهش از دست میدم دلم خیلی شکسته از طرفی نمیدونم چطوری بهش بفهمونم کارش آزارم میده میترسم بگم و دیگه باهام رو راست نباشه و پنهان کنه تلفن و ارتباطاتش رو.

    چیکار کنم خیلی خسته و افسرده ام حتی دیگه نمیتونم رو درسام تمرکز کنم همش حرص میخورم و گریه میکنم. خیلی میترسم نکنه یه وقت یکی از این روابط پر رنگ شه و بهشون علاقه مند شه.

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۳۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۱۹
    • شنبه ۲ بهمن ۹۵ - ۲۲:۲۵

    شوهرم حاضر نیست یه بار به خاطر من از دوستاش بگذره

    سلام

    چهار ساله ازدواج کردم .اوایل خوب بود ما هم مثل همه ی زن و شوهرها گاهی بحثمون میشد ولی به مرور حرمت ها شکست؛ بیشتر به خاطر اینکه شوهرم گاهی با دوستاش میرفت بیرون من ناراحت میشدم و دعوامون میشد.

    میدونم من مقصر بودم ولی دست خودم نبود ؛ من روز اول بهش گفته بودم از رفیق بازی خوشم نمیاد اونم گفت ما پنج شش ماهی یه بار با هم بیرون میریم  من موافقت کردم ولی با اینکه کم میرفت بازم ناراحت میشدم ؛ تا اینکه باردار شدم  .

    مردها وقتی زنشون باردار میشه بیشتر بهش محبت مکنن ولی واسه من برعکس بود از سه چهار ماهگی رفتارش عوض شد؛ وقتی سرکار بود بهم پیام نمیداد یا کم میداد؛ اکثرا خودم میگفتم تا بهم محبت کنه؛ از نظر جنسی با اینکه سختم بود ولی براش کم نذاشتم ولی فایده نداشت.

    دوران بارداریم سخت بود و اکثرا خونه بودم نمیتونستم جایی برم ولی اون درک نمیکرد و یک شب درمیون حتما باید میرفت پیش مامانش؛ خلاصه بعد بارداری بیشتر از قبل با دوستاش میرفت بیرون مثلا ماهی دو بار ولی به من گفته بود پنج شش ماهی یه بار میرم؛ خلاصه وقتی عصبانی میشد نمیتونست خودشو کنترل کنه و بهم حرف بد میزد مثلا « باید دهنتو پر از سرب کنم؛ تو تنظیم نیستی باید بری دکتر و ... » .

    ولی من خیلی حواسم هست که بهش بی احترامی نکنم حتی یه بار بهم گفت :« همینه نمیخوای ساکت و ببند برو » البته بعدش خودش پشیمون میشه و عذرخواهی میکنه و میگه وقتی عصبانی میشم دست خودم نیست و تو دلم هیچی نیست.

    اون حتی حاضر نیست یه بار به خاطر من از دوستاش بگذره حتی روز تولدم با دوستاش رفت بیرون بهش گفتم ولی توجه نکرد؛ در کل مرد خوبیه ولی احساس میکنم دوستاشو بیشتر از من دوست داره که به خاطرشون به من این حرفا رو میزنه؛ البته الان یه کم با بیرون رفتنش کنار اومدم راستش چاره ای ندارم چون موافق باشم یا نباشم خودش میره.

    راستش هر کار میکنم نمیتونم از صمیم قلب دوستش داشته باشم ؛ حرفایی رو که بهم زده رو نمیتونم فراموش کنم؛ حتی از اینکه دوباره باردار بشم میترسم به خاطر بی مهری هایی که از همسرم دیدم ؛ حتی چشمش  پاک نیست ؛ خیلی خستمه نمیدونم چیکار کنم؛

    از نظر محبت کلامی در حد صفره هر چی بهش میگم من نیاز به محبت دارم فایده نداره؛ دیگه شده وقتی ابراز علاقه میکنه باورم نمیشه و بهش میگم: چون خودم گفتم داری میگی؛از نظر روحی داغونم

    با همه اینا حاضر نیستم یه خار به پاش بره

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۲۰
    • چهارشنبه ۲۹ دی ۹۵ - ۲۲:۰۵

    صدا زدن شوهرم برام سخته !

    سلام

    من یه خانم ۲۵ ساله هستم. ۲ ساله که عروسی کردم ولی تا الان حتی یکبار هم نتونستم اسم همسرمو صدا بزنم ، لطفا نخندید به حرفم ولی واقعا نمیتونم ، خجالت میکشم .

    حتی وقتی با هم تنهاییم نشده اسمشو صدا بزنم چه برسه تو جمع ، خیلی سعی کردم نشد . همیشه بخوام صداش بزنم بهش میگم ببین !!! به خدا خودمم خندم میگیره حتی اگه بخوام عزیزم ، نفسم و عشقم هم صداش کنم بازم خجالت نمیذاره ، ولی خب از اینا بیشتر استفاده کردم .

    فقط صدا زدن اسمش برام سخته ، کسی هست که مثل من نتونه همسرشو صدا بزنه؟ به نظر شما من چیکار کنم که راحت بتونم صداش کنم؟ تو رو خدا جدی جواب بدید برام مهمه

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۷۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۹۸۰
    • يكشنبه ۲۶ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    خانمای متاهل ، همه چیز رو به همسرتون میگید؟

    سلام

    منظورم پنهان کاری نیست. منظورم گذشتتونم نیست. در زمان حال تو زندگی مشترک چه چیزایی هست که ترجیح میدین همسرتون ندونن؟

    بذارین چند تا مثال بزنم: آ

    آرایشگاه رفتنتون رو اطلاع میدین یا میگین میرید بیرون ؟ واسه بیرون رفتن مقصد رو میگید یا کلا بیرون ،‌بیرون از خونس دیگه؟ شاید شما مثلا خواستین ابروتون رو هاشور بزنید ولی شوهرتون مخالفت کنه. بهش توجه میکنین؟ براش توضیح میدین؟

    چون تو این کارا وارد نیستن کار خودتونو انجام میدین؟ همه خریداتون رو بهش نشون میدین؟ ( توجه کنید اینا صرفا مثاله)

    آقایون در این مورد چی فکر میکنن ؟ باید خانمتون همه چیو بهتون اطلاع بده ؟ حتی بیرون رفتن از منزل؟ مثلا اگه بدون شما بره سفر باید گزارش لحظه ای بده ؟ مجردا در این مورد چی فکر میکنن؟  


    مرتبط :

    اطلاع دادن به شوهر قبل از خروج از خونه

     

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد , مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۷۳
    • شنبه ۲۵ دی ۹۵ - ۲۲:۵۰

    من بچه ای که رابطه بین برادرها رو سرد کنه نمی خوام

    سلام به همه ی خانواده برتری های عزیز ...

    ازتون کمک میخوام ، راستش من عروس آخری خانواده هستم در حال حاضر یکسالی میشه  که عروسی کردیم و بنا به دلایلی هنوز با خانواده همسرم زندگی میکنیم .

    طبقه اول این خونه برادر شوهر بزرگم می شینن و طبقه دوم هم مادر شوهرم ... راستش مشکل من مربوط به این قضیس که هم عروس من بعد از چند سال تازه باردار شده بود ولی نمیدونم چه اتفاقی افتاد که توی ماه های اخر بارداری بچه خفه شد و سقط شد.

    تو همین روزا بود که من متوجه شدم باردارم ، راستش خیلی خوشحال شدم وقتی به شوهر و مادر شوهرم گفتم . شوهرم  فقط یه لبخند تصنعی به من زد و مادر ایشون فقط گفت کمتر به چشم بیا مبادا دل کسی رو با داشتن این تو راهی بسوزونی .

    هر چند این دوره زمونه بچه اوردن کار خاصی نیست هنر بزرگی نیست . میدونم این حرفا رو بخاطر همون هم عروسم گفت . راستش بغض گلومو فشار میداد.

    چیزی نگفتم شب زار زار گریه کردم . حتی شوهرم متوجه شد میدونم شوهرم دوستم داره ولی وقتی باهاش حرف زدم گفتم از حرف مادرت ناراحت شدم . فقط برگشت گفت من بچه ای که رابطه بین برادرها رو سرد کنه نمی خوام .

    این حرف مثل بقیه حرفا دلم رو بیشتر سوزوند یاد حرف های گذشته شوهرم افتادم که می گفت بچه نعمته ،  ازدواج کردیم دلم میخواد زودتر بابا بشم ... با شنیدن حرفایی که الان میگفت هیچ نشانه مهری احساس نکردم .. یادم رفت بگم من شاغلم سر کار همش ذهنم مشغول بود.

    تصمیم گرفتم چند روزی برم خونه پدرم ، نمیدونم تصمیم درستی گرفتم یا نه ، واقعا نمی دونید تو چه شرایط روحی قرار گرفتم .

    از یه طرف بچه ما اولین نوه ی خانواده پدریم و اونا از شنیدن این موضوع همگی خوشحالند حتی خواهرم ، از الان داره لباس و سیسمونی انتخاب می کنه ... از یه طرف خانواده شوهرم و رفتاراشون ...

    باور کنید بعد از شنیدن اون حرفا رفتارم عوض نشد باهاشون ، تو کارا کمکشون می کنم .. خونه خودمون هم داره کم کم آماده میشه ولی شوهرم میگه فعلا زوده مادر تنهاست. منم قبول کردم .

    واقعا نمیدونم با این بچه که نشونه و نعمت خداست چیکار کنم عصر همون روز به شوهرم گفتم اجازه بدی چند روز برم خونه پدرم ولی ایشون  که حتی اگه نیم ساعت ازم خبر نداشت منو نمی دید زمین به زمان می دوخت گفت اره برو.

    الان که این متن نوشتم خونه پدرم هستم اینجا همه از شنیدن مادر شدنم خوشحالند ولی نمیدونم واقعا چیکار کنم ؟

    ببخشیدکه سرتون به درد آوردم از همتون ممنونم

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری , ارتباط با خانواده شوهر ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۶۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۸۴
    • جمعه ۲۴ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    قبلا شوهرم روم غیرت داشت ولی الان ...

    سلام

    من چهار ساله که ازدواج کردم . من ٢٥ سالمه و شوهرم ٢٧ سالشه . شوهرم اولاش روم غیرت داشت مثلا طرز لباس پوشیدنم یا بیرون رفتنم واسش مهم بود البته نه در حدی که محدودم کنه منم اصلا از غیرتش بدم نمیومد حتی به خودشم گفته بودم که از غیرت مرد خوشم میاد..

    ما یه چند ماهی جدا شدیم قرار بود طلاق بگیرم ولی مشکل حل شد و دوباره برگشتم پیشش ، از علاقه هیچکدوممون هم کم نشده و خدا رو شکر مثل قبلنا داریم زندگیمونو میکنم ولی نمیدونم چرا دیگه روم حساس نیست؟

    نه لباس پوشیدنم براش مهمه نه بیرون رفتنم . یه بار بهش گفتم گفت من عوض شدم دوست ندارم محدودت کنم . به نظرتون این بی غیرتیه ؟! حس میکنم بی غیرت شده و این موضوع خیلی عذابم میده میگفت قبلنا به لباس پوشیدنت گیر میدادم چون نمیخواستم کسی نگات کنه اما الان میبینم در هر صورت نگات میکنن پس لازم نیست محدودت کنم ..

    این موضوع باعث ناراحتی من شده لطفا بکین طبیعیه یا واقعا بی غیرت شده ؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۱ موافق ۲ مخالف
  • ۴۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۰۵
    • پنجشنبه ۲۳ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    دانلود لیست مطالب وبلاگ خانواده برتر


    سلام
    در این صفحه به مرور زمان ، لیست مطالب وبلاگ به صورت موضوع بندی شده برای دانلود قرار داده میشه ؛

    دانلود لیست مطالب موضوع مسائل زناشویی خانم ها ( تا تاریخ 18 دی ماه 95 ) جدید
    دانلود لیست مطالب موضوع مشورت در شوهرداری ( تا 15 دی 95 )
    دانلود لیست مطالب موضوع مشورت در زن داری ( تا 15 دی 95 )
    دانلود لیست مطالب موضوع مسائل جنسی دوران عقد ( تا 15 دی 95 )
    دانلود لیست مطالب موضوع مسائل اجتماعی روز جامعه ( تا 15 دی 95 )

    موضوع بعدی چی باشه بهتره ؟

    موضوعات مرتبط: مسائل جنسی دوران عقد , مشورت در زن داری , مشورت در شوهرداری , مسائل اجتماعی روز جامعه , دانلود لیست مطالب ,

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • ۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۶۳
    • پنجشنبه ۲۳ دی ۹۵ - ۱۵:۳۵

    پنهان کار بودن شوهرم، باعث شده حس کنم شریک زندگیش نیستم

    با سلام
    ببخشید من یک سال و نیم هست که با همسرم آشنا شدم  ایشون در همه مسائل عالی هستند اما یه مشکل دارند که بنده واقعا اذیت میشم سر این موضوع و تا حالا هم به طور مستقیم بهشون نگفتم که این کار شما منو اذیت میکنه...

    مشکل ایشون اینه که در مسائل کاری و اقتصادی اصلا بنده رو حساب نمیکنن که حتی تصمیمی که گرفتن رو به من بگن.

    مثلا یکدفعه میگن ماشین رو بردم فروختم یا مثلا میگن یه دفتر کاری خریدم یا مثلا چند ماه بعدش من میپرسم که دفتر رو چی کردی؟ میگن کدوم دفتر؟ اونو که فروختم....

    اوایل نامزدی حتی رفت و آمد هاشون رو به من نمیگفتن.... مثلا میرفتن تهران واسه یه کاری بعد دو روز من زنگ میزدم اما جواب نمیدادن بعد که برمیگشتن میگفتن که تهران بودن سرم شلوغ بود نمیتونستم حرف بزنم.... و من اصلا به ایشون شک ندارم که بخوام فکر کنم ایشون جای دیگه ای بودن چه بسا بسیار آدم راستگویی هستند....

    اما همیشه این جمله رو در جواب اعتراض های گاه و بیگاه من میگن که تا من چیزی راجب موضوعی نگفتم تو چیزی نپرس ... مثلا من میپرسم  که چرا ماشین رو فروختی میگن سوالای شما زن ها تمومی نداره هر وقت زمانش رسید بهت میگم...

    بعد در مقابل از من انتظار دارن که کوچکترین کاری که انجام میدم رو بهشون بگم و من هم همینطور رفتار میکنم و اگر از روی سهل انگاری و غفلت یه موضوعی رو یادم بره بهشون بگم واقعا از دستم ناراحت میشن ...

    من چیکار کنم که همسرم انقدر پنهان کار نباشه ؟  واقعا اذیت میشم چون حس میکنم منو شریک زندگی خودش نمیدونه ...

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۹۵
    • شنبه ۱۸ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    مشورت در مورد خود آرایی در منزل برای شوهر

    سلام

    یه سوال از خانمای عزیز داشتم امیدوارم راهنماییم بکنن .

    من قراره به زودی عروسی کنم تو دوران عقد چند بار موهامو رنگ کردم ولی میخوام بعد عروسی دیگه رنگو بذارم کنار بخاطر شیمیایی بودن و ضرر داشتن برا مو و بدن.

    خانومای عزیز چند تا سوال دارم در مورد خود آرایی در منزل برای همسر ؛
    1. لطفا اطلاعاتتون رو راجع به گچ مو و اسپری مش مو بگید اگه کسی استفاده کرده لطف کنه و بگه خوبه یا نه؟ درمورد گچ و اسپری شنیدم بعد استفاده میریزه رو گردن یا لباس ،آیا حقیقت داره؟

    2. آیا موبر صورت باعث ایجاد لک یا جوش میشه؟ من صورتم موهاش بوره ولی وقتی بند میندازم پره جوش میشه اگه هم نندازم با اینکه بوره و کمه ولی چهره ام گرفته بنظر میاد و شفاف نیس از دور. موبر صورت بزنم ؟ کسانی که استفاده کردن بگن لطفا اگه جوابتون منفیه یا روش دیگه ای دارید بگید.

    3. رنگ کردن ابرو با مواد طبیعی مث دارچین یا ... امکان پذیره؟ اگه کسی روشی مثل اینو میدونه بگه خواهشا

    4. ابروهای من نازکه و بعضی قسمتاش اصلا مو نداره دائما نمیتونم که مداد دستم بگیرم پرش کنم ضمنا موقع وضو گرفتن سختم میشه پاک کنم ایا کسی از هاشور استفاده کرده؟ ایا ضرری برای بدن نداره؟ یا برای وضو و غسل اشکالی نداره؟

    5. آیا لاک زدن برای بدن ضرر دارد ؟ من تو اینترنت مطلبی خوندم که گفته بود باعث ناباروری میشه ، شوهر من خیلی دوس داره لاک بزنم پس اگه ضرر داره من از چه وسیله ای برای زیبایی و جذابیت ناخن استفاده کنم؟

    ممنون از دوستان گلم

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۸۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۲۸۲
    • پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵ - ۲۲:۵۰

    اگه شوهر کردیم چه رفتاری با همسرمون انجام بدیم ؟

    سلام

    من دختر ۲۰ ساله ای هستم. چند سالیه همراه خانواده برترم . سوالی که چند وقته ذهنمو مشغول کرده می خوام ازتون بپرسم.

    ما دخترا وقتی سن ازدواجمون میرسه و خواستگار برامون میاد به این فکر میکنیم که اگه ازدواج کردیم چه رفتاری با همسرمون انجام بدیم بذارید واضح تر توضیح بدم.

    وقتی میشینی پای درد و دل خانومای متاهل یکی میگه از اول زندگی زیاد به شوهرت محبت نکنی ها ! بذار تشنه محبتت باشه و همیشه دنبالت. یکی میگه نه شوهرتو از محبت سیراب کن تا گوش به حرفت بوده. یکی میگه زبون خوش داشته باشی شوهرت بنده ت میشه.

     واا.... آدم میمونه .من به خصوص چون تا حالا با پسری دوست نبودم زیاد وارد به این جور مسائل نیستم. دور و برمم هر کی یه جوره ولی به نظرم زبون خوش خیلی کارایی داره. از خانوما و آقایون میخوام اگر تجربه یا نظری دارن بگم به گوش جان میشنوم.

    کامروا باشید .

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , مسائل رفتاری دوران عقد , مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۹۱
    • سه شنبه ۷ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    خانم های مذهبی کجا باید رقصیدن رو یاد بگیرن ؟!

    سلام

    دو تا سوال دارم .

    1. میخواستم بدونم چطوری میشه برای شوهر رقصید و لوندی کرد وقتی اسلام رقص رو حرام میدونه و میگه فقط برای همسرت باید برقصی

    2. آیا رقصیدن تو جایی که فقط خودم باشم و آهنگ بذارم و تمرینی برقصم حرامه ؟ من تو رساله گشتم نبود  .

    خب وقتی رقص زن مقابل زنان دیگر و یا برادر و محارم دیگر غیر از همسر حرامه ، خب ما مذهبی ها کجا این چیزا رو یاد بگیریم تا بتونیم گاهی برا شوهرمون خودمونو لوس کنیم و براش برقصیم ؟

    من تو عمرم یک بار و فقط یک بار رقصیدم اونم عروسی بهترین دوستم که زیاد بلد نبودم خجالت کشیدم :( بعدشم که رساله رو دیدم خیلی پشیمون شدم از کارم چون حتی تو عروسی خواهر برادرام نرقصیدم این چیزا رو بلد نیستم

    ممنون


    مرتبط :

    هر رقصی حرام نیست

    رقص معمولی یه دختر چادری در عروسی اشتباهه ؟

    آقایون عموما از چه رقصی خوششون میاد ؟

    چطور راضیش کنم برام برقصه؟

    شب عروسیم حتما باید با خانمم برقصم ؟

    یه دختر رقص بلد نباشه خیلی ضایع اس؟

    می تونم از روی فیلم رقص س. یاد بگیرم ؟


    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۶۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۵۳۳
    • يكشنبه ۵ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    با چه روش و لحنی همسرمو قانع کنم سیگار نکشه ؟

    سلام دوستان

    من خانومی هستم که دو سال و خورده ای که عقدم. همسرم و من زیر 25 هستیم مشکلی که دارم اینه که همسرم بعد عقد تفننی سیگار میکشید ولی بعد از مدتی ترک کرد واقعا هم ترک کرده بود و من خوشحال بودم که حتی یک نخ هم نمیکشید ولی حدودا 8 ماه پاک بود دوباره شروع کرد و من هر چی گفتم که اینکارو نکن تاثیری نداشت و گفت من یکبار تونستم ترک کنم پس بازم میتونم و الان فقط به خاطر استرس اینکارو میکنم .

    اخه یه امتحان مهمی در پیش داشت که استخدامی بود و به خاطر اون استرس داشت منم گفتم بعد امتحان باید ترک کنی ها گفت باشه. ولی الان حدود یکساله میکشه و ترک هم نکرده و من نمیدونم چطوری باهاش مطرح کنم که حرفام روش تاثیر بذاره؟ اخه همش میگه باشه نمیکشم ولی بازم کارخودشو میکنه البته بگم مصرفش انچنان بالا نیس شاید روزی 8 نخ باشه. در ضمن فعلا بیکاره ولی ارشد میخونه اینو گفتم چون احتمال میدم شاید به خاطر استرس بیکاری که میکشه.

    من باهاش منطقی حرف زدم از مضرات سیگار گفتم.با تهدید حرف زدم.باالتماس حرف زدم هیچکدوم اثر نداشت . لطفا شما عزیزان از تجربه هاتون بگید.چیکار کنم؟ با چه روش و لحنی همسرمو ترک بدم ؟

    پیشاپیش ممنوم ازشما عزیزان

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۸۳
    • دوشنبه ۲۹ آذر ۹۵ - ۲۲:۴۰

    می ترسم شوهرم متوجه گناهان گذشته ام بشه

    سلام

    دختری *2 ساله ام چند ماهی هست ازدواج کردم . *1 سالم بود که فریب دوستامو خوردم و همینطورم با کنجکاوی ها و سادگی خودم با مردی دوست شدم . اما فقط تلفنی این اقا تو پیامهاش خیلی حرفای بدی میزد و مدام از من میخواست که به خونه اش برم .

    من با اینکه هیچی از این چیزا نمیدونستم اما یک ترس غریزی مانعم میشد که حرفشو گوش کنم بنابراین پیشنهادشو رد کردم و رابطه ما بهم خورد من بخاطر این موضوع چندماه افسرده بودم که خب اونم میشه گفت بخاطر ابراز علاقه های هر چند الکی یک پسر به من بود چون اولین بار بود که یکی بهم ابراز علاقه می‌کرد .

    این موضوع گذشت که باز هم من تو دام این جور دوستی ها افتادم که البته همشم خودم مقصر بودم متاسفانه به گناه هم کشیده شدم ولی انقدر نماز خوندم و توبه کردم که خدا هم فکر کنم منو بخشید ولی از اون به بعد من هر بار نماز خوندم خدا همیشه دعاهای منو برعکس جواب می‌داد که البته الان فهمیدم به نفعم بوده ولی اون موقع که خیلی خام و احمق بودم سر این موضوع با خدای خودم  قهر کردم!

    یعنی نماز نمیخوندم و مدام افکار عجیب غریب به سرم می‌زد مثل خودکشی یا خدا منو بکشه شیطان پرستی و  یا اگر میخواستم برم بیرون تیپ های عجیب غریب میزدم!!

    واقعا نادون بودم و الان میفهمم که خدا چقدر مهربون و بخشنده س البته تو این مدت از وقتی که توبه کرده بودم هیچ گناهی نکردم حتی با کسی هم دیگه دوست نشدم فقط افکارش به ذهنم می‌اومد از درس و خورد و خوراکم افتادم خونه نشین شدم و دیگه اونقدرا هم بیرون نمیرفتم فقط سرم گرم برنامه های اجتماعی؛فیلم و اهنگ بود .

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۲۵
    • يكشنبه ۲۸ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۵

    نمی خوام کسی رو که بعد از پنج سال بهش رسیدم اذیت کنم ؟

    سلام

    من دختری هستم که به تازگی با کسی که دوسش داشتم، عقد کردم، من تو خانواده ای بزرگ شدم که پدرم فوق العاده عصبی و پرخاشگر هستند، البته خیلی مهربونن ولی خب عصبی بودنشون دست خودشون نیست ، من ۲۵ سالمه و با اینکه خیلی تلاش کردم اما متاسفانه نمی تونم پرخاشگری خودم رو از بین ببرم، منم متعاقبا از اخلاق پدرم تاثیر گرفتم و سر هر چیزی زود جوش میارم، زود رنجی و عصبانیت و داد زدن .

    در حالیکه دو ثانیه بعدش به شدت پشیمون میشم و از خودم بدم میاد، همسرم ولی با همه این تفاسیر خیلی مهربون و آروم و منطقیه و در جواب عصبانیت های من همیشه آرومم میکنه با لبخند و حمایت عاطفی و جواب های منطقی و من کلی شرمندش میشم. من نمیخوام کسی رو که ۵ سال عاشقش بودم  و حالا بهش رسیدم اذیتش کنم... اینم بگم من با کسانی که راحتم و رودرواسی ندارم این اخلاقم شفاف تر میشه...

    الان همسرم دوست داره من ادامه تحصیل بدم در مقطع ارشد، همه کتابا و منابع رو هم تهیه کرده اما من مدام خودم رو سرزنش میکنم و حتی نمیتونم حواسم رو متمرکز درسم بکنم. در حالی که همسرم انقدر بزرگواره که حتی به روش نمیاره و این منو بدتر شرمنده میکنه .

    میدونم رفتارم اشتباهه، ازتون خواهش میکنم اگه راهکاری دارید در مورد مشکل پرخاشگری بهم بگید.

    ممنون

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۶۵
    • شنبه ۲۰ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۰

    scroll bar code