خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


۵۶۶ مطلب با موضوع «مشورت در شوهرداری» ثبت شده است

افسردگی پس از زایمان گرفتم

سلام

از وقتی دخترم دنیا اومده، رابطه من و شوهرم کم رنگ شده. حتی شده ده روز یه بار هم کاری بهم نداشته باشیم. اصلا باهام حرف نمیزنه شوهرم. نمیگه بیا بریم بیرون مثلا با هم دور بزنیم. میبینه من همش خونم و نمیتونم با بچه شش ماهه زیاد بیرون برم. حرف هم میزنم باهاش محل نمیده و سرش تو گوشیه. به دخترم خیلی توجه میکنه ولی من انگار کسی نیستم تو خونه.

خدا رو شکر زندگیمون خوبه. ولی من همش فکر میکنم ازم سرد شده. راستی دو ماه پیش یک اتفاقی افتاد که کلا روحیمو باختم. همش زندگیمو با دیگران مقایسه میکنم. دست خودم نیست. حس میکنم من و شوهرم فقط هم خونه هستیم و عشق و محبت و حتی حرفی بین ما نیست.

دوران حاملگیم خیلی هوامو داشت شوهرم. ولی این چند ماهه بجای اینکه بیشتر هوامو داشته باشه انگار که ازم دورتر میشه. دلم خیلی پره. میدونم دوسم داره. ولی تا حالا یه بار نشده تو این چند ماه کنارم بشینه و باهام حرف بزنه. منظورم اینه نازمو بکشه و این حرفا. انگار که منم مثل خودش یه مردم ! با دوستاش بگو بخند داره ولی با زن خودش زورش میاد حرف بزنه.

دوستان کمکم کنین لطفا

موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری , مسائل زنان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۴
    • سه شنبه ۶ تیر ۹۶ - ۲۲:۲۱

    داره بین منو شوهرم فاصله ی احساسی ایجاد میشه

    سلام

    حس میکنم دارم نسبت به همسرم دلسرد میشم با بعضی رفتارا و حرکاتش داره منو از خودش دل زده میکنه اگه ناراحت بشم بهش میگم و بعد از چندین ساعت خوب میشم باهاش واسه همین دیگه تلاشی نمیکنه واسه رفع ناراحتیم چون میدونه خودم بعد از مدتی خوب میشم .

    ولی نمی دونه ظاهرم فقط خوب میشه ولی توی دلم می مونه اون مسئله و ناراحتیه حل نشده که همون داره به مرور منو دلزده میکنه...خیلی ناراحتم از موضوع و دلم نمیخواد دلزده و بی تفاوت بشم نسبت بهش ... نمی دونم چطوری باید دلگرم بشم بهش ، حس میکنم کم کم بدون اینکه متوجه بشیم داره بینمون فاصله ی احساسی میفته ...
    شوهرم انگار چیزی رو احساس نمیکنه و تلاشی هم واسه دلگرم شدنم نمیکنه نمیدونم باید چکار کنم ؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۹۰
    • سه شنبه ۶ تیر ۹۶ - ۲۱:۴۱

    شوهرم به شدت بچه ننه است

    سلام

    شوهرم به شدت بچه ننه است خونوادش خیلی واسش مهمن حتی دلش میخواد بره توی اپارتمان مامانش اینا زندگی کنه. هر چی اونا میگن واسش حجته چند بار پیش اومده که برنامش با منو بهم زده واسه خاطر کارای اونا...

    اصلا عین مردای دیگه نمیتونه یه  تصمیم بگیره همش مامانش باید بگه این کارو بکن اینکارو نکن ... توی کارگری همه کاره ی خونوادشه ولی توی تصمیم گیری ها و نظر دادن هیچکاره ...

    به جایی رسیده که هر چی میگه حس میکنم حرف خونوادشه . تحملش واسم سخته هیچ تلاشی واسه ایندمون  نمیکنه واستاده ببینه اونا چکار میکنن .

    من نمیتونم واستم ببینم دیگران چه تصمیمی واسم میگیرن نمی تونم دخالت دیگران رو تحمل کنم نمیتونم  ادم های دو رو رو تحمل کنم . دارم میشم ادم بده چون حقو میگم . دیگه نمیدونم چکار کنم دارم کم میارم .

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۸۵
    • دوشنبه ۵ تیر ۹۶ - ۲۱:۲۵

    تاثیر چشم چرانی در وفاداری به همسر

    سلام
    آقایی که حالا برحسب عادت از روی کنجکاوی یا چشم بد یا ... از دوران مجردی به خانما حداقل در حد یک نگاه مینداخته و همچنان در دوران تاهل هم ادامه داره و خانم متوجه میشه و حالا به طور غیر مستقیم تذکر میده و اظهار ناراحتی میکنه و اقا انکار میکنه و کارشو با گفتن یک نظر انداختن به بعضیها اونم از روی کنجکاوی توجیه میکنه و میگه نمیتونه یک نظرم نندازه ... .و شاید بعد از دو سال ازدواج خانم مچ شوهرشو مبنی بر ارتباط داشتن با کسی نگرفته .... . خب این شخص امکان داره که در کنار این نگاه ها بتونه همچنان به همسرش وفادار بمونه و دوستش داشته باشه؟
    لطفا از روی حدس و گمان و شاید و اگر جواب ندین آقایونی که همچین نظر انداختن هایی به خانما دارن و متاهل هستن بگن تاثیری در وفاداری به خانمشون داشته و باعث شده حسشون به همسرشون تغییر کنه؟
    و همینطور خانمایی که همچین شوهرایی دارن خب تونستن زندگی خوب و عاشقانه ای داشته باشن؟
    یا هر کسی که همچین افرادی رو در اطرافیانش دیده و از رابطشون خبر داره لطفا بگه .

    موضوعات مرتبط: مسائل پسران جوان , مسائل دختران جوان , مشورت در زن داری , مشورت در شوهرداری , مسائل اجتماعی روز جامعه ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۴۵
    • يكشنبه ۴ تیر ۹۶ - ۲۰:۴۶

    شوهرم میگه منو عصبانی نکن

    سلام و طاعاتتان قبول

    من خانمی هستم که پنج ماهه عروسی کردم .حدود یازده ماهم عقد بودم. شوهرم مرد خوبیه سالم و کاری و به فکر زندگی.

    در دوران عقد بحث هایی داشتیم که بعضیاش شدید بود. خانواده فهمید. در همه اون ها شوهرم مادرم و دخالت کن میدونست. و من قبول نمیکردم. در آخر نزدیک عروسی دوباره دعوا شدید کردیم و بی احترامی و ... خلاصه بعدش به خیر ختم شد و الان خدا رو شکر رابطه ها خوبه و همه چی تموم شد.

    اما اثرات دعوا رو من مونده و مدام یادمه . من بی احترامی به خانوادمو هرگز فراموش نمی کنم الانم سر هر چیزی دعوا میکنیم خیلی گریه میکنم هیچ وقت به خانوادش فحش و بی احترامی نکردم اما اون چرا .

    بعد عروسی هم یه بار این اتفاق افتاد اون میگه من رو عصبانی نکن.  چطور میشه عصبانیش نکنم یا اینکه در حین عصبانیت کاری کنم که این حرفا رو نگه چون من بعدش دیوونه میشم. همش افکار منفی دارم که در آینده همسرم با کسی دیگه ازدواج میکنه یا اینکه من میمیرم . از یه طرف افکار منفی و از یه طرف بیکاریم در منزل و از یه طرف خاطرات بد اون دوران  و از طرفی حرفاش در حین دعوا بیچارم کرده . من لیسانس نرم افزارم اما بیکارم و از شدت بیکاری و بی هدفی حس خوبی ندارم به خودم

    کمکم کنید.

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۷۹
    • جمعه ۲ تیر ۹۶ - ۲۳:۴۶

    دلم میخواد شوهرم با حفظ احترام بتونه حقش رو از خانواده ش بگیره

    سلام

    خانواده ی شوهرم پرجمعیت هستن و عروس اخر و توی عقد .عروس خانواده باید چطور برخورد کنه تا احترام و حرمتش حفظ بشه و دخالت هم توی زندگیش نشه و در عین حال رابطه ی خوب و صمیمانه ای هم داشته باشه با خونواده شوهر؟

    این در صورتیه که عروس های بزرگ خانواده اشخاص خونسرد و خنثی هستن و اهل کار کردن خونه مادرشوهر نیستن و بهشون محبت و احترام گذاشته میشه ولی دخالت هم میشه تو زندگیشون... ولی با این وجود شوهرهاشون اشخاص صاحب نظری هستن و حق خودشونو توی خانواده میگیرن و در برابر خونوادشون حاضر جوابن .

    و در عوض کل خونواده به شوهر من دستور میدن چون پسر کوچیکه خانوادش و حتی گاهی بنظرم زور میگن و سوء استفاده میکنن و ایشونم انگار شده بله قربان  و حتی نمی تونه حقشو بگیره

    خودشم میفهمه که ازش سواستفاده میکنن ولی بازم احترامشون رو نگه میداره . نمیخواد رابطه ها خراب بشه و بی احترامی پیش بیاد ولی دلم میخواد حداقل با حفظ احترام شوهرم بتونه حقشو بگیره ... چکار کنم که رفتارشو تغییر بده؟ یا اگه نتونستم اونو تغییر بدم خودم باید چطوری برخورد کنم تا هم خراب نشم و هم ساده فرض نشم و بتونم حق خودمو شوهرمو بگیرم ؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری , ارتباط با خانواده شوهر ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۱۸
    • جمعه ۲ تیر ۹۶ - ۲۲:۴۵

    بهر امیدی ازدواج کردم ولی چه سود

    سلام به همه دوستان عزیزم

    حدود 5 ماهی میشه که عروسی کردم خودم و شوهرم هم سن هستیم . تو این مدت یه دعواهای کوچیکی بین خودم و شوهرم پیش میومد که بعدش به آشتی تبدیل میشد تا یه دو هفته پیش سر یه موضوع کوچیک از دست شوهرم دلخور شدم و رفتم خونه پدرم تا یکم حالم عوض بشه و برگردم .

    وقتی اومدم فهمیدم که شوهرم نشسته تمام بحثایی که تو این مدت داشتیم رو برا خواهرش گفته و بعدم اون رو به خانواده اش منتقل کرده خلاصه خانواده ها درگیر بحثمون شدن و کار به جایی کشید که رفتم برای گرفتن مهریه و بعدم طلاق ولی باز پدرامون وساطت کردن و اشتی کردیم بماند که چقدر تحقیرم کردن هم شوهرم و هم خانواده اش .

    حالا از این موضوع یک هفته ای گذشته ولی رابطه مون خیلی سرد شده جوری که هر کاری میکنم شوهرم کمی کنارم باشه نمیشه سریع یه حرفی میزنه و دوباره بحث و بعدم خونه پدرش .

    بخدا خسته شدم اصلا نمیدونم باید چکار کنم ولی از اون بحث تا الان اخلاق شوهرم 180 درجه تغییر کرده و خیلی بدتر شده جوری که واقعا تمایلی دیگه بهش ندارم و انگار الکی دارم برا خودم زندگی می کنم پیش مشاوره هم اصلا نمیاد که بریم و حلش کنیم ادم الکی که ازدواج نمیکنه بهر امیدی ازدواج کردم ولی چه سود 

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۷۰
    • جمعه ۲ تیر ۹۶ - ۲۲:۴۱

    ناز کردن بلدم ولی نمی دونم کجا و کی ؟

    سلام
    من تو دوران نامزدی ام بنا به شرایطی دیر دیر نامزدمو می‌بینم همسرم توی صحبتاش گفت :« زن باید ناز کنه منم حتما نازشو می‌خرم مردا از زن مطیع خوششون میاد کسی که بگه بله چشم نه اینکه خودسر باشه نه ولی محبت زیادی به مذاق مردا خوش نمیاد .» حالا اگه ازش بپرسم مگه من کدوم رفتارا رو داشتم بهم میگه کلی گفتم و دقیق توضیح نمی‌ده برای همین دست به دامن شما عزیزان شدم.
    من یه زنم و ناز کردن بلدم ولی نمی‌دونم کجا و چه زمانی وقت ناز کردنه   ؟ تا چه حد ناز کنم ؟ مثلا یکی از موارد ناز کردن تو مسایل جنسی ولی نمی‌دونم چجوری هر چند رابطه خب من تا الان فک میکردم چون دیر به دیر همو می‌بینیم حالا من تو رابطه بیام ناز کنم کلافه میشه میگه حالا بعد چند ماه اومدیم توهم ناز می‌کنی .
    یا مطیع بودن زن: تو چه مواردی میشه مطیع نبود من بازم تا الان تصورم این بود که زن باید مطیع باشه ،توچه کارایی اجازه ی سرکشی دارم؟
    موضوعات مرتبط: مسائل زناشویی خانم ها , مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۹۰۹
    • يكشنبه ۲۸ خرداد ۹۶ - ۲۳:۱۷

    چطور میشه تشخیص داد یه مرد چشم چرونه یا کنجکاو ؟

    سلام

    یه سوال داشتم از آقایون ؛

    چطور میشه تشخیص داد یه مرد چشم چرونه یا کنجکاو ؟

    هر مردی که نگاهش ناخوداگاه به خانما میفته اونم زیاد یعنی چشم چرونه ؟ اگه نیست پس دلیلش چیه؟ یه خانم چطور میتون تشخیص بده چشم بد رو ؟ یعنی اگه مردی به چشم بد به کسی نگاه کنه همون لحظه حالت خاصی بهش دست میده که قابل تشخیص باشه؟یه نظر نگاه کردن به صورت هر خانمی که رد میشه دلیلش چیه؟

    آقایون متاهلی که زیاد چشم تون می چرخه ، حالا بر حسب عادتی که از دوران مجردی داشتین ، فکر کردین که کارتون بده؟ ممکنه خانمتون ناراحت بشه؟ خانمتون چطوری حالا با حرف یا عمل بهتون گوشزد کنه کارسازتره ؟ و ممکنه به خودتون بیاین؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۴۰
    • شنبه ۲۷ خرداد ۹۶ - ۲۱:۵۵

    حس می کنم شوهرم در مقابل زن ها بی اراده است

    سلام
    یه حسی مدتهاست داره آزارم میده ، باعث شده وقتی بهش فکر میکنم از شوهرم متنفرشم و خیلی وقتها به جدایی فکر میکنم ولی جراتشو ندارم انگار.... .

    من همیشه از مردای بی اراده بدم میومد از همونایی که جلوی زنا کوتاه میومدن ، همونایی که از هیچ زنی نمیگذرن حداقل در حد یه نگاه همونایی که قدرت نه گفتن ندارن شاید یه خواهش به راحتی باعث بشه کوتاه بیان ، همونایی نسبت به زنا کنجکاون ، همونایی که ...

    اره نگاه های شوهرم به خانما توی خیابون یا هر جای دیگه حتی به اجزای بدنشون... یعنی امکان نداره خانمی توی خیابون باشه و ایشون حداقل یه نظر ندیده باشندش یا توی ماشین در حال رانندگی انگار هر زنی توی ماشینای دیگه باعث میشه ناخوداگاه نگاهش برگرده به اون سمت... اشتیاقش به دیدن عکس و فیلمهای خصوصی اطرافیان... دیدن عکس های بد توی تلگرامش... اشتیاق به دیدن ماهواره... گاهی که فکر میکنم دلم میخواد چشاشو در بیارم از جا....

    حس میکنم در برابر زنا بی ارادس ... مثلا ارباب رجوع خانمی خواسته ای داشته باشه راه میندازه ...قدرت نه گفتن نداره به خانما... حس میکنم اگه کسی بهش پا بده زود راه میاد... دلش واسه زنای فاحشه حتی میسوزه و ....

    لطفا خانمایی که این تجربه رو دارن راهنماییم کنن یا اقایونی که اینطورین....  تا بحال مستقیما درباره ی این ناراحتیم بهش چیزی نگفتم... نمیدونم با چه روشی باید باعث بشم خودشو کنترل کنه چون واقعا حس میکنم عادت شده و ناخوداگاه شده ...خیلی وقتا سعی میکنم خودمو بزنم به اون در و باهاش خوب باشم ولی وقتی یادم میاد یا میبینم ناخوداگاه ازش متنفرمیشم بدجوری داره آزارم میده این مسئله

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۳۹
    • جمعه ۲۶ خرداد ۹۶ - ۲۲:۵۰

    برو بالا