خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


۵۳۸ مطلب با موضوع «مشورت در شوهرداری» ثبت شده است

شوهرم مدام سر هر مساله ی کوچیکی قهر می کنه

سلام
دقیقا یک ساله ازدواج کردم. زندگی آروم و گرمی داریم، مشکل اصلیم اینه که همسرم مدام سر هر مساله ی کوچیکی قهر می کنه و تا نرم سراغش، مثل یه تیکه سنگ می مونه.
هم به نرمی و هم با قاطعیت ولی نه به صورت تهدید بهش میگم من زنم، من باید حمایت شما رو داشته باشم، چرا جاهامون عوض شده که من باید نازتو بکشم؟
همون موقع آشتی می کنه ولی باز تکرار می کنه. من دلیل اصلی این رفتاراشو به تربیتش بر می گردونم. ته تغاریه و خیلی خیلی برای خانواده ش عزیزه و نازخر داره. و اینکه مامان و باباشم تو سن بالا از این رفتارا با هم دارن و حتی تو جمع با هم بد حرف می زنن!
یه نکته دیگه م اینه که همسرم اعتماد به نفس واقعی نداره و خیلی خیلی کم حرفه. اصلا منطقش اینه که تا ازم سوال نشه، حرفی نمی زنم! منم که از حرفش ناراحت میشم، میگه ببین من حرف نزنم، بهتره!
قهر آخرش که الان روز پنجمشه، سر این موضوعه که داشت یه حرف بدی رو می زد، من دفعه ی اخر به خودم گرفتم. گفت با شما نبودم. گفتم کلا دیگه از این حرفا جلو من نزن، دیگه نشنوم. آقا وسط مسافرت قهر کرد، از رشت تا تهران بکوب اومد و این داستان همچنان ادامه دارد...
منم این دفعه دیگه سراغش نرفتم. می خوام خودش بیاد سمتم. آخه از 5 تا مسافرتی که با هم یا با خونواده هامون رفتیم، فقط یه بار با دل خوش رفتیم و برگشتیم، بقیه ش همین جوری بوده! دو روز پیشم گفت هفته ی دیگه میریم مسافرت؟ من فقط گفتم نه! دلم می خواد این دفعه اساسی باهاش برخورد کنم که دیگه این بچه بازیا رو بذاره کنار !
موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۶۷
    • پنجشنبه ۳۱ فروردين ۹۶ - ۲۲:۴۱

    بعد از دو سال شوهرم از پیج دختری که بهش نرسیده بازدید کرده

    با سلام

    فکر کنید با یه پسری ازدواج کردین از خانواده ی مذهبی ولی ظاهر پسر کاملا به روز اما با اعتقادات مذهبی ، شما موقع آشنایی ازشون میپرسین با کسی بودن ایشون انکار میکنن ،شما هم به هیچ عنوان با کسی نبودین!!! و براتون مهم بود که همسر آیندتون هم همینطور باشن!

    بعد ازدواج به طورکاملا اتفاقی متوجه میشین همسرتون قبلا با چند نفر بوده که یکشیشونو خیلی میخواسته خیلییی ها ولی به علت اختلاف عقیده و مهم تر از اون مخالفت خانواده پسر ازدواج سر نمیگیره!!!!

    بماند که چه ها سر شما میاد و کاملا افسردگی میگیرین از اون طرف محبت پسر تو دلتونه قسم میخوره که اون ارتباط کاملا اشتباه بوده و عاشق شماست شما هم کاملا مطمئن میشین که طرفتون واقعا شما رو دوست داره و راست میگه یهو به طور کاملا اتفاقی میبینید بعد دو سال زندگی همسرتون تو فیسبوک پیج اون دخترو دیده!!!!

    شما باشید چیکار میکنین؟ چی پیش خودتون فکر میکنین ؟

    خواهش میکنم واقعا همون احساسی که بهتون دست میده رو بهم بگین

    مرسی از همتون

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۶۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۲۰۶
    • سه شنبه ۲۹ فروردين ۹۶ - ۲۲:۰۰

    علاقه شوهرم به تکنولوژی منو خسته کرده

    با سلام خدمت خواهرا و برادرای خوب خانواده برتر

    راستش اینی که میخوام بگم مشکل نیست، یعنی هستا ولی یه کمی خنده داره. یه دختر ۲۳ ساله ام. شوهرمم ۲۵ سالشه. خدا رو شکر اخلاقامون خوبه. از هم راضی هستیم. از نطر مالی وضعش بدک نیست و منم بهش خرده نمی‌گیرم. زندگی خوبی داریم. پدر شوهرم یه آپارتمان داشتن که در اختیارمون قرار دادن. عروسی هم نگرفتیم و یه مسافرت کوچیک به مشهد و شما داشتیم و وسایل رو هم با پس انداز های شوهرم خریدیم. تفاهممون خوبه. هر دومون مذهبی و خوب، منم چادری و شوهرم هم آدمی هست که اعتدال رو در همه وجه ها رعایت می‌کنه. اینا رو گفتم تا بدونید وضع زندگی مون چطوریه.

    مشکل من با شغل شوهرمه! شغل که چه عرض کنم مسائل شغلی شون. ایشون مهندس کامپیوتر هستند. تو شغلشون حسابی وارد هستند. و کارای بزرگی انجام می‌دن. ولی از بس سرش توی گوشی و کامپیوتره تفریحش هم شده بازی با کامپیوتر. برای من وقت می‌ذاره، خدا رو شکر پاشم توی شبکه های اجتماعی مسخره نذاشته اما اوقات فراغتش رو با بازی پر می‌کنه. همیشه هم آخرین مدل سخت افزار و بازی ها رو استفاده می‌کنه، می‌گه میخوام بازیم لگ نزنه!!!

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۵۸
    • سه شنبه ۲۹ فروردين ۹۶ - ۲۱:۵۵

    نمیخوام نگاه سنگین کسی رو زندگیم باشه

    سلام دوستان

    من و همسرم 1 ساله ازدواج کردیم، همسرم 33 سالشه و من 29، تقریبا 3 سال پیش (زمانی که هنوز منو همسرم با هم آشنا نشده بودیم ) یه دختر خانمی برای مصاحبه کاری رفتن شرکتی که همسرم توش کار میکنه، ولی تو آزمون پذیرفته نشدن، ولی چون خیلی به اون زمینه کاری علاقه داشتن از سرپرست شرکت راهنمایی خواستن که چه منابعی مطالعه کنن تا تو آزمون موفق بشن، اون آقا هم همسرم رو معرفی کرد بهش و ایشون با همسرم تماس گرفتن و منابعی که باید بخونن رو ازشون پرسیدن، خلاصه تماسهاش یکم ادامه دار شد، همسرم چون دیدن ایشون خیلی پیگیر هستن و واقعا به کار علاقه دارن خیلی راهنماییشون کرد و تمام منابع و هر چی لازم بود رو بهشون گفت .

    البته اون موقع شرکتی که همسرم توش کار میکنه برا پروژه شون فقط دو نفر نیرو میخواستن و تکمیل شد و دیگه به اون خانم نیازی نداشتن، ولی اون دختر خانم حدودا یک سال بعد یه شرکت دیگه مصاحبه کرد و قبول شد و دوباره با همسرم تماس گرفت و گفت که فلان شرکت پذیرفته شده و کلی تشکر کرد و گفت همون راهنمایی های شما باعث شد این شرکت جدید استخدام شم .

    بعد هر وقت یه مشکلی تو کار پیش میومد زنگ میزد به همسرم و راهنمایی میخواست، همسرمم خیلی درگیری کاریش زیاده و معمولا نمیتونست براش وقت بذاره و ازش معذرت خواهی میکرد و میگفت وقت ندارم .

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری , مسائل اجتماعی روز جامعه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۸۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۱۳۶
    • دوشنبه ۲۸ فروردين ۹۶ - ۲۱:۴۰

    چطور خرج کردن درست رو به شوهرم یاد بدم ؟

    سلام به همه خانمها و اقایون عزیز

    از همتون درخواست راهنمای دارم . اگه یه خورده متنم طولانی شد ببخشید حوصله کنید . ممنونم

    من یه خانم 27 سالم و  9 ماهه  عقد کردم و حدودا 4 ماه دیگه عروسیمه . 2 تا مسئله ذهنمو درگیر کرده که یکیشو الان میپرسم و یکیشو بعدا چون دو تا موضوع کاملا متفاوتن . همسرم یه مرد خیلی مهربون ، با اراده و پشتکار قوی ،خونواده دوست و چشم پاکه . فقط یه خورده جوشیه که در کنار خوبیای دیگش اصلا به چشم نمیاد . ایشون شغلشون ازاد و تو کارشون  موفقن و درامدشون خیلی خوبه خدا رو شکر .

    ما تصمیم داریم یه عروسی خیلی خودمونی و مختصر بگیریم  چون من ازدواج دوممه و ایشونم چندان  از بزن و برقص خوشش نمیاد .

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری , اقتصاد خانواده ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۹۸
    • دوشنبه ۲۸ فروردين ۹۶ - ۰۰:۱۲

    چرا بعضی از آقایون خواهرشون رو بیشتر از همسرشون دوست دارند ؟!

    با عرض سلام خدمت بچه های خانواده برتر

    من یه سوالی دارم که  ذهنمو مشغول کرده ، امیدوارم آقایون جوابش رو بدند. سوال ؛

    چرا آقایون به خواهراشون حتی بیشتر از همسرشون علاقه مندند و احترام میذارن ؟

    اصولا بعضی از آقایون ایرانی اخلاق شون طوریه که خدایی نکرده اگه خانم شون یه مقدار بدگویی یا گله شکایتی از خواهراشون در نزد شون  بکنن ، سریع عصبانی میشن . و همونجا سریع یا میزنند تو دهان همسرشون یا با همسرشون یه قهر بلند مدتی میکنن ، یا همون جا شروع میکنن از خانواده ی همسرشون بد گفتن ، که آره بابای تو هم این طوریه، اخلاق داداشت مزخرفه و...

    و جالب این جاست که به زن بدبخت شون این جور میگند و دیگه پیگیر نیستن ببینن بین زن و خواهراشون چه اتفاقاتی افتاده که میانشون شکرآب شده. یا اصلا کدوم شون مقصر هستن.

    منم یه زنم خیلی برای منم این جور اتفاقات افتاده. اما تو این جور مواقع از همسرم یه انتظاراتی دارم ، مثل همه ی خانم ها. و دوستدارم طرف میانه رو بگیره  و اگه حق با من بود طرف من رو بگیره و حمایت کنه ازم و اگه حق با من نبود آگاهم کنه از اشتباهم ، که نه سیخ بسوزه و نه کباب. نه این که پیاز داغ ماجرا رو زیادتر کنه ، و نمک رو زخم بپاشه .

    اما خب همیشه خلاف اون چیزی که انتظار داشتم رو از همسرم دیدم. یه زن وقتی میاد تو زندگی همسرش خب اینو خیلی خوب میدونه که نمیتونه جای مادر همسرش رو در قلب شوهرش بگیره ، بالاخره مادرشه ، فرق داره ، اما انتظار داره وقتی با لباس سفید عروس میاد خونه ی شوهرش و بهش محبت میکنه بتونه اون اندازه از قلب و مهر و محبت همسرش رو تسخیر کنه که بیشتراز اندازه خواهر شوهراش باشه. یعنی شوهرش زنش رو بیشتر از خواهراش دوست داشته باشه و بیشتر به اون احترام وتوجه بذاره نه خیلی به  خواهراش. در واقع میخواد مقامش در نزد همسرش بیشتر از خواهر های همسرش باشه.

    ولی در واقعیت چیزی که در بیشتر آقایون ایرانی دیده میشه عکس این قضیه است. یعنی اول مادر خودشون ، بعد خواهراشون ، بعد فرزندشون ( اگه دختر باشه ) و در آخر جایی پیدا شد اون وسطا برای خانم شون.

    من خودم یه خانم متاهل هستم و فرزند دختر هم دارم و نه تنها خودم از خیلی از خانم های متاهل پرسیدم و سرانجام به این نتیجه رسیدم.

    ممنون میشم آقایون وبلاگ علت این علاقه ی شدید به خواهراشون رو توضیح بدند؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری , تعامل با خانواده ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۳۳
    • جمعه ۲۵ فروردين ۹۶ - ۲۱:۴۴

    چکار کنم شوهرم از رفیق بازی دست برداره ؟

    باسلام

    خسته نباشید.

    خانم 36 ساله ای هستم و شوهرم 41 سالشه. و دو فرزند دارم. شوهرم خیلی زیاد اهله رفیق بازیه و با دوستانش که تقریبا  تو همین رنج سنّی قرار دارند یه اکیپ دوستانه تشکیل دادن و باید هر جور که شده از زن و بچه و زندگیشون بزنند و با هم بروند بیرون.

    برای تعطیلات هم برنامه ریزی میکنن و با هم میروند مسافرت « اون هم به صورت مجردی » ، البته گاهی اوقات هم متاهلی مسافرت میروند و خانم هایشون رو با خودشون میارند.

    اما چیز قابل توجه اینه که همه ی خانم های دوستاش ، حاضر نیستن که رفت و آمد بکنن با دوستای شوهرشون. یعنی شما اگه اونجا حضور داشته باشید متوجه میشید که من چی میگم ، انقدر تو مسافرت هایی که میروند کارهاشون مسخره و بی نمکه و بخصوص بچه گونه هست ، بعد خودشون هم به کارهای بی نمکشون میخندند.

    یکی از دوستاش که حدودا 50 سالشه و از قضای بد داماد عموش هست که شدیدا با هم رفیق هستن . و تو فامیل از بس که با هم میگردن و با هم صمیمی اند و پیش هم میشینند ، تو فامیل انگشت نما شدند.

    شوهر من از همون روز اول زندگیه  مشترکش با من ، اهله رفیق بازی بود .با خودم میگفتم شاید رفته رفته درست بشه ولی نشد. یعنی بچه های من از این مرد مهر و محبت پدری ندیدند اصلا نمیشناسن واژه ای به اسم بابا رو.

    سال گذشته هم نمیدونم چی تو گوش برادر کوچیکش خواند ، که حاضر شد با دختره همین داماد عموش، ازدواج کنه ، بیچاره پسر جوون یه نفر دیگه رو میخواست ، نمیدونم چی مدام در گوشش خواند که از این رو به اون رو شد.

    ختم کلام، خیلی اهله رفیق بازیه و تو همه ی مسائل که پای دوستاش در میان باشه ، اون ها رو نسبت به همه چیز ترجیح میده ،  البته ناگفته نماند من هم خیلی به شوهرم گفتم که از این مسئله گله دارم و یه خورده هم به ما توجه کن ولی تا حالا به حرفم گوش نداده. و اگه تا الانم که باهاش زندگی کردم ، فقط به خاطر بچه هام بوده که نمیخواستم فرزند طلاق بشند.

    از دیدگاه شما بروم دادخواست طلاق بدم و بترسونمش که میخوام برم طلاق بگیرم ، آیا باعث میشه دست از رفیق بازیش بکشه یا نه ؟

    باتشکر

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۹۳
    • پنجشنبه ۲۴ فروردين ۹۶ - ۲۱:۴۰

    دانشجو هستم و ناخواسته باردار شدم

    سلام

    من 20 سالمه و دو ساله ازدواج کردم الانم دانشجوم ترم چهارم پزشکی که متوجه شدم باردارم و واقعا هنگم و فقط این چند روز گریه کردم و با شوهرمم دعوا . از نظر روحی خیلی بهم ریخته شدم نمی دونم چکار کنم کلا حالم خوب نیست با اینکه مراقب بودم خیلی ولی شده نمی دونم چکار کنم امتحان پایه رو چکار کنم؟

    شوهرم سعی می کنه ارومم کنه ولی انگار کوه انفجارم . واقعا نمی دونم می تونم چطوری درسمو ادامه بدم؟ این چند روز گند زدم به ازدواجم بس که با شوهرم دعوا کردم اونم هیچی نمیگه فقط سعی می کنه ارومم کنه ولی واقعا الان زود برای بچه دار شدن کسی تجربه ایی داره ؟ مادر و مادر شوهرم هر دو توی همین شهرن می دونم کمکم می کنن ولی 2 سال اول بچه سخته و درسای منم سخت تره

    موضوعات مرتبط: بارداری و زایمان , مشورت در شوهرداری , زندگی دانشجویی ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۱۲۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۸۵۷
    • چهارشنبه ۲۳ فروردين ۹۶ - ۲۲:۰۰

    بخاطر چشم و هم چشمی های خواهرشوهرم من باید منتظر بمونم!

    سلام
    من در دوران نامزدی هستم، هنوز عقد نکردیم . نامزد من از اقوام دورمون هستن . من مشکلم با خواهر ایشونه که به شدت آدم سوء استفاده گری هست . خانوادش توی گیلان هستن و نامزدم توی مازندران مشغول به کار . نامزد من کارتش رو داده دست خواهرش که هر وقت مادرشون نیاز داشت براش برداره و قسط های نامزدمو پرداخت کنه .
    علاوه بر اینکه هر ماه حقوقش رو میریزه داخل همون کارت، اول نزدیک به سی میلیون توی کارتش بود و از زمانی که به خواهرش داده شده 17 تومن . دامادشون با نامزدم همکاره و حقوقش کمی از نامزدم بالاتره .
    اونا قسطشون زیاده و 500 تومن براشون در ماه میمونه که از چشم و هم چشمی بقیه بچه ی 5 سالشون رو فرستادن کلاس که خرج کلاس اون میشه و تقریبا 100 میمونه براشون . شما حساب کنید با این اوصاف میشه در عرض یک ماه کل دکوراسیون خونه رو نو کرد؟!
    نامزدم گفت هر وقت کم میارن از کارتم برمیداره بعدا که حقوق گرفتن پس میدن... 100 تومن که میمونه رو پس میدن؟! اگه پس میدن پس چجوری قریب به 13 تومن از حسابش کم شده؟ حالا اینا به کنار، نامزدم یه کارت دیگه داره که رمز دوم داره برای شارژ و ... . خواهر و دامادش رمز دوم رو دارن و هر وقت بخوان شارژ میکشن و بسته ی اینترنتی میگیرن . نامزدم در جواب اعتراضم میگه پس میدن... باز با 100 تومن؟! این 100 هزار تومن چقد با برکته مگه؟!
    والا من مامان و خاله های خودم رو میبینم که حاضرن جونشونو برای داداشاشون بدن و خدا رو شاهد میگیرم که دایی های من از مامانم کلی پول گرفتن و پس ندادن!
    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری , تعامل با خانواده ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۷۴
    • چهارشنبه ۲۳ فروردين ۹۶ - ۲۱:۱۵

    فلسفه ی این گروه های مختلط کوهنوردی چیه ؟

    سلام

    خسته نباشید میگم خدمت خوانندگان وبلاگ

    من دختری بیست و چند ساله م که حدود یک ساله با پسری بیست و نه ساله عقد کردم. از اونجایی که خوشبختانه توی خونواده با حیا و نجابت بار اومدم همیشه هم دوست داشتم با مردی ازدواج کنم که سرش توی کار خودش باشه و فقط به زن و زندگیش عشق بورزه و اهل زندگی باشه. نمیگم تفریح رو دوست ندارم و یا مانع تفریحات شوهرم می شم. نه اتفاقا دختری خوش مشرب و با ذوق (تعریف نباشه) و خونگرم هستم. با همه کس می جوشم و زود گرم می گیرم ولی وقتی پای زندگی به میون میاد خیلی به تعهد داشتن اهمیت میدم.

    داستان سؤال بنده از اینجا شروع میشه که متأسفانه مدتیه که احساس میکنم شوهری که انتخاب کردم مرد مقیدی نیست. مشکل از اینجا شروع شد که شوهرم زیاد به کوهنوردی میره . اون هم نه از اون کوهنوردایی که مثلا با چند تا پسر و همجنسای خودش پاشه بره .

    در واقع از اون کوهنورداییه که یکسره با دوستای مجرد و متأهل و خانمای کوهنورد از این شهر و اون شهر قرار مدار میذارن و هر هفته هر ماه هر سال میرن کوه. کوههای مناطق و جاهای مختلف و خیلی خیلی هم اون خانما ( تا جایی که ازشون شناخت پیدا کردم ) باز و بی قید و بند برخورد میکنن متأسفانه.

    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۵۰۲
    • سه شنبه ۲۲ فروردين ۹۶ - ۲۳:۴۶

    برو بالا