خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

۶۰۰ مطلب با موضوع «مشورت در شوهرداری» ثبت شده است

می خوام خودم رو تغییر بدم و بشم همون چیزی که همسرم میخواد

سلام

من چند ساله که ازدواج کردم. اولش فکر میکردم که ازدواج چقدر رویایی هست و زن و مرد در کنار هم چقدر خوش و خرم هستند. اما بعد از ازدواج فهمیدم که چقدر زندگی با یه نفر غریبه سخته و راضی نگه داشتنش سخت تر.

همسرم توقعاتش از من زیاده و البته منطقی و من هم تغییر دادن خودم برام سخته. نمیتونم مطابق میلش رفتار کنم و نهایت 2 الی 3 روز بتونم خودم رو کنترل کنم. الان از زندگی دلسرد شدم و نمیتونم دوستش داشته باشم.

همش بین ما جنگ و جدله. با یه حرف کوچیکش به اوج انفجار میرسم. اصلا نمیدونم دوستش دارم یا نه. فقط میدونم دلم نمیخواد از دستش بدم. دلم میخواد دوباره به زندگی دلگرم بشم همه چیز رو فراموش کنم و ببخشم . خودمو تغییر بدم و بشم همون چیزی که میخواد ولی واقعا نمیدونم چجوری!؟

به نظرتون من باید چیکار کنم؟


موضوعات مرتبط :
مشورت در زن داری مشورت در شوهرداری

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۳ نظر
    • ۱۷۶۰ بازدید
    • يكشنبه ۳۰ مهر ۹۶ - ۱۹:۱۲

    چطور رازداری و اهمیت اون رو به همسر و فرزندانمون یاد بدیم؟

    سلام دوستان خوبم

    از اون جایی که هر خونه باید یه ماوا و محل امن برای اعضائش باشه باید به عوامل به وجود آورنده این موضوع هم اهمیت داده بشه . یکی از چیزهایی که منزل رو برای زن و مرد " امن " میکنه بحث رازداریه . بماند که برخی از زوجین بسیار ناشیانه به این امر مهم توجه نمیکنن و بسیاری از امور و تصمیمات منزلشون قبل از اجرایی شدن به سمع و نظر بقیه رسیده.

    خوبه خانم ها و آقایون در این مورد حتما با همسرانشون صحبت کنند و حتی درباره مواقعی که به هر دلیلی نمیخوان اطرافیان از موضوعی یا دلیل کاری باخبر باشن با هم همسو بشن و این ویژگی رو در خودشون تقویت کنند .

    واقعا داشتن حریم خصوصی برای منزل و افراد اون و تقویت رازداری یکی از مواردی که خیلی باعث دلخوشی نسبت به همسر میشه . متاسفانه برخی زوجین بدون دقت به این موضوع رفتار میکنند به طوری که اگر مثلا دو قسط وام شون عقب افتاده یا مدتیه که از نظر خوراک پوشاک و ... در مضیقه هستن  یا کوچکترین اختلاقات و بگو مگوهایی که پیش میاد و یا حتی درباره مسائل خیلی خیلی خصوصی بین خودشون هم اطرافیان خبرهای نصف و نیمه ای دارن .

    من از این دریچه میخواستم از دوستان خواهش کنم کمک کنیم تا چطور رازداری و اهمیتش رو به همسر و فرزندانمان یاد بدیم؟


    موضوعات مرتبط :
    مسائل رفتاری دوران عقد مشورت در زن داری مشورت در شوهرداری تربیت رفتاری پسران تربیت رفتاری دختران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰ نظر
    • ۴۳۹ بازدید
    • شنبه ۲۹ مهر ۹۶ - ۱۷:۴۰

    شوهرم به کادو دادن و کادو گرفتن اصلا اهمیت نمیده

    سلام به همه کاربران خانواده برتر

    من یه دختر 24 ساله م . واسه نامزدم یه چیزی که میدونستم برای دانشگاهش به دردش میخوره خریدم. به سختی هم اون چیز رو پیدا کردم به قیمت 300 هزار تومن.

    برای تولدش هم از 6 ماه قبلش پول تو جیبی جمع میکردم و تو استرس و برنامه ریزی بودم و 1 میلیون خرج کردم حدودا . وقتی دید اینقدر خرج کردم ناراحت شد گفت چرا اینکارو کردی؟ اما من دوس داشتم. مسئله پولش نیست, بحث اینه خیلی وقت گذاشتم و هیچوقت از کنار علایقش بی تفاوت نگذشتم چون عاشقشم. اما اون برای تولد من هیچی نخرید....

    خیلی هم وضعشون خوبه و مسئله مالی نداشت. منم دختر پرتوقعی نیستم هدیه کوچولو هم میخرید خوشحال میشدم. اما فقط تبریک گفت. البته 5-6 ماه قبل از تولد من فهمیدیم پدرش مریضه البته مریضی سختی که نه. یعنی لاعلاج بود اما قابل کنترل . ولی اینجوری نبود که چند ماه بعدش که تولد من نزدیکه حالش بد باشه. نه . زندگی عادی داشتن. اما وقتی به خودش گله میکنم میگه تو این یکسال خیلی فشار روم بوده و از این حرفا.


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در شوهرداری

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۴۷ نظر
    • ۱۵۷۱ بازدید
    • يكشنبه ۲۳ مهر ۹۶ - ۲۱:۱۹

    شوهرم متوجه شده پسر داییم خواستگارم بوده

    سلام

    دو سالی هست ازدواج کردم .همسرم . پسر یکی از آشنایان خاله ام هست . خیلیم از زندگیم و همسرم راضی هستم کلا خیلی خیلی احساس خوشبختی دارم شکر خدا .

    قبلش پسر داییم اومده بود برا خواستگاری  ولی نه خودم و نه خانوادم مایل به این ازدواج نبودیم . همون موقع هم قرار شد نتیجه هر چی بود تو روابط خانوداگی مون تاثیر نداشته باشه که تقریبا  همینم شد .

    مشکلم اینه که  همسرم  از قبل از محرم متوجه خواستگاری پسر دایی  شده . حالا هم هر جا که احتمال بده پسر داییم یا حتی خانواده داییم باشن یا اخلاقش یه جوری میشه  که خیلی تو ذوق می زنه ( چون  خیلی خوش مشربه کلا ) یا اگه بتونه  اصلا نمیریم بعضی وقتا سر همین رفتن نرفتن ها  بینمون بحث پیش  اومده .

    کلا خودم قبل از متوجه شدنش هم حواسم به رفتارم بود که حرف و حدیثی توش نباشه . حالا  موندم  چه جوری به شوهرم بگم که انتحاب من اون بوده و رابطه منو پسر داییم در حد همون رابطه پسر دایی دختر عمه هست بلکه هم کمتر .

    تا حالا اصلا درباره این موضوع حرفی نزدم باهاش  . می خوام قبلش با یه مشورت کنم ولی طاقت ندارم تا نوبتم بشه نمی دونم از خانواده هامون کمک بگیرم یا ... اصلا نمی دونم چیکار کنم


    موضوعات مرتبط :
    مسائل رفتاری دوران عقد مشورت در شوهرداری

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۰ نظر
    • ۱۱۴۰ بازدید
    • چهارشنبه ۱۹ مهر ۹۶ - ۲۰:۱۵

    بهترین راه برای سپاسگزاری از دیگران

    سلام و عرض ادب

    یه سوالی رو میخوام مطرح کنم تحت عنوان نحوه تشکر از دیگران . بهترین راه برای سپاسگزاری از دیگران مثل پدر و مادر همسر یا افراد دیگه چیه ؟

    البته من نظرم بیشتر رو تشکر از همسر هست، چون ما در تشکر از همسر و دونستن زبان محبت جنس مخالف بیشتر مشکل داریم تا خانواده مون.

    خانمها و آقایون هر کدوم از دید خودشون بگن چطور تشکر میکنن و دوست دارن چطور ازشون تشکر بشه تا حق مطلب ادا بشه .

    سپاس


    موضوعات مرتبط :
    مسائل پسران جوان مسائل دختران جوان مسائل رفتاری دوران عقد مشورت در زن داری مشورت در شوهرداری

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۸ نظر
    • ۴۸۲ بازدید
    • يكشنبه ۱۶ مهر ۹۶ - ۱۹:۲۲

    مدیریت دیدارهای خانوادگی بعد از ازدواج برای زوج های احساسی

    سلام

    روزتون بخیر .

    راستش من تقریبا مدتیه که ازدواج کردم و اومدم سر خونه زندگی خودم. زندگی خوب و آرومی دارم و از همسرم راضی ام اما یه مشکلی هست که واقعا آرامش زندگی ام رو داره ازم میگیره. متاسفانه من آدم فوق العاده احساسی هستم که همین موضوع به شدت آزارم میده.

    من در کودکی پدر و خواهر برادرام رو از دست دادم و الان مادر و برادرم برام موندن و من تا قبل ازدواج خیلی بهشون وابسته بودم. شهری که با همسرم زندگی میکنم از خانوادم دور هست و من هر تعطیلی دوست دارم کنار خانوادم باشم ولی خب همسرم هم دوست داره کنار خانواده خودش باشه.

    آخه مادر و برادرم جز من کسی رو ندارن و تنهان و این مسئله به شدت اذیتم میکنه و آرامش زندگیمو ازم گرفته .

    خواهش میکنم راهنماییم کنین که چطور میتونم مدیریت کنم این مسئله رو.


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در شوهرداری تعامل با خانواده

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰ نظر
    • ۵۴۲ بازدید
    • دوشنبه ۱۰ مهر ۹۶ - ۲۳:۰۹

    محبت و توجه زن به شوهر در چه حدی باید باشه ؟

    سلام دوستان 

    خیلی وقته که سوالی ذهنمو مشغول کرده . زیاد خوندم تو این وبلاگ که آقایون گفتن از ابراز علاقه یا خواستگاری دختر از خودشون حس خوبی بهشون دست نمیده و زده میشن از اون دختر و دوست دارن خودشون پیش قدم شن واسه رسیدن به دختری .

    حالا سوالم اینه که بعد ازدواج چطور دوست ندارن خانمشون بهشون محبت کنه ؟ از ابراز علاقه همسرشون بدشون میاد زده میشن ازش یا نه اگه زیادی باشه خلاصه چطوریه ؟ چه مقدار باید باشه ؟
    ممنون میشم نظراتتون به اشتراک بگذارید


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان مسائل رفتاری دوران عقد مشورت در شوهرداری

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۱ نظر
    • ۱۵۴۵ بازدید
    • شنبه ۸ مهر ۹۶ - ۲۱:۴۲

    اعتراض غیر مستقیم به همسر بابت عدم رعایت بهداشت شخصی

    سلام دوستان
    شاید براتون سوال باشه چرا من اینقدر سوال دارم .

    راستش خدا به ما یه وجهه ای لطف کرده که مورد اطمینان دوستان هستیم و خیلی از مواقع میان پیشمون در دل میکنن . ما هم اندازه بضاعت سعی میکنیم راهنمایی کنیم البته اگر موضوع تخصصی نباشه . صبحی یکی از دوستان از عدم رعایت بهداشت شخصی همسرش شاکی بود من یکی دو راه بیشتر به ذهنم نرسید .

    سرچ هم کردم چیز خاصی پیدا نکردم . من بهشون گفتم اولا خیلی غیر مستقیم تو حرفاتون اشاره کنید البته باید فضای صحبت اقتضا کنه که چنین حرفی غیر مستقیم زده بشه که مثلا وای بعضیا اصلا به خودشون نمیرسن چقدر بده حتما تو روابطشون با ادما اثر میذاره ادم خدا خدا میکنه از پیش ادم برن  و ... .  وقتایی که از حمام برمیگردن و تمیز و پاکیزن خیلی بهش فاز بدید .

    اگر شما چیز دیگه ای به ذهنتون میرسه کمک کنید


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در زن داری مشورت در شوهرداری

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۹ نظر
    • ۱۸۵۳ بازدید
    • پنجشنبه ۲۳ شهریور ۹۶ - ۱۹:۴۳

    خلاصه ی کتاب پنج زبان عشق اثر گری چاپمن

    دوستان عزیز سلام

    کتابی هست تحت عنوان 5 زبان عشق از آقای گری چاپمن که هدفش جلوگیری از یکنواخت و سرد شدن بعد احساسی و عاشقانه ی روابط زوجین پس از ازدواج و زیر یه سقف رفتنه.

    تو این کتاب بیان میشه که هر فردی چه مرد و چه زن یکی از پنج زبان عشق مختص به خودش رو داره و عشق ورزی با اون فرد با زبانی به غیر از زبان عشق مختص بهش بی نتیجه هست و نمیتونه نیاز عاطفی و احساسی عشقی اون فرد رو تامین کنه، به عبارت دیگه اگر میخوایم که مخزن عشق همسرمون همیشه پر باشه و در زندگی با ما احساس عشق و خوشبختی کنه باید با زبان عشق خودش باهاش صحبت و رفتار بشه، همچنین خودما هم اگر میخوایم احساس خوشبختی و عشق در زندگیمون داشته باشیم همسرمون باید زبان عشق مختص به ما رو پیدا کرده باشه و با اون زبان به ما عشق ورزی کنه .

    گاهی اوقات زبان عشق ورزی زوجین یکسانه و این کارو خیلی راحت میکنه ولی در خیلی از موارد زبان عشق دوطرف متفاوته و از اونجایی که هر کس فکر میکنه با زبان مختص به خودش که با اون احساس عشق میکنه، شریک زندگیش هم با همون زبان احساس عشق خواهد کرد پس از مدتی مخزن عشقی دوطرف خالی شده و هر کدوم فکر میکنن از لحاظ عاطفی و احساسی مورد بی توجهی از جانب همسرشون قرار گرفتند و این دلیلی میشه بر سردیشون پس از ازدواج .

    پس لازمه که هر فرد در دوره ی آشنایی با زبان عشق همسرش آشنا بشه تا با اون زبان با شریک زندگیش عشق ورزی کنه ,


    موضوعات مرتبط :
    مسائل رفتاری دوران عقد مشورت در زن داری مشورت در شوهرداری مطالب کاربران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۴ نظر
    • ۱۰۸۶ بازدید
    • چهارشنبه ۲۲ شهریور ۹۶ - ۰۷:۱۴

    وابستگیم به شوهرم مثل یه دختر بچه به پدرشه

    سلام

    اول از بچگیم بگم که تا سن 6 سالگی حضور پدر رو حس نکردم. یه دختری که همه دلخوشیش پدرشه. دوره ی جنگ که تموم شد و بابام اومد تازه ماموریت هاش شروع شد و باز هم من یه دختر تنها شدم و محروم از محبت و توجه ی مرد.

    تا دانشگاه و موقع ازدواج و سختگیری های پدرم و ... . حالا ازدواج کردم و بچه دارم ولی وابستم به شوهرم و ازش انتظار پدر و برادر و شوهر و دارم. انتظار یه دختر از یه مرد بعنوان تکیه گاه. با این وابستگی دوره عقد بدی رو گذروندم چون همش میخواستم بهش بچسبم و کمبود سالها بی محبتی از طرف یه مرد و جبران کنم.

    از همه نظر بهش وابسته شدم و شد تمام تکیه گاهم. شوهرم مرد مهربون و با محبتیه و شرایط منو درک کرده و همش سعی میکنه نیازمو برطرف کنه ولی من دارم اذیت میشم. انقدر وابستم که تا از سرکارش دیر بیاد عصبی میشم .

    اولا دلم میخواست دنبالش برم سرکارش. یا دلم میخواد همش پیشش باشم. شبا تا بغلم نکنه خوابم نمیبره. ازش هیچ انتظاری غیر توجه ندارم. من از نظر مالی خانواده تقریبا خوبی داشتم و کمبود مالی ندارم. خونه و ماشین به نامم هست. ولی کمبود محبت آزارم میده. این وابستگی خسته کننده و زجر آور. دلم نمیخواد بدون شوهرم هیچ جا برم. وابستگیم مثل ی دختر بچه به پدرشه.

    بگید چکار کنم تا یکم آروم بشم. اینم بگم من دختر تحصیلکرده شاغل و مستقلی بودم. ولی حالا ...


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در شوهرداری مسائل زنان

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۳۳ نظر
    • ۲۱۰۹ بازدید
    • سه شنبه ۲۱ شهریور ۹۶ - ۲۳:۲۳

    برو بالا