خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

۱۵۹۸ مطلب با موضوع «مسائل دختران جوان» ثبت شده است

به دنیا اومدنم یه شوخی بزرگ از طرف خدا بوده!

سلام و وقتتون بخیر

حس میکنم به دنیا اومدنم یه شوخی بزرگ از طرف خدا بوده!  خانواده خوبی دارم اما از بچگی همیشه حس میکردم هیچکس منو نمیبینه و دوست نداره!  گاهی خواهرم میگه وقتی به دنیا اومدی چون دختر بودی همه ناراحت شدن!  مامانمم میگه وقتی دنیا اومدی همه منو تک و تنها توی بیمارستان گذاشتن اما من از اول خیلی زیاد عاشقت بودم و هستم.

ولی این حرفا همیشه توی ذهنم مونده و تکرار میشه! چند روز دیگه باز تولدمه و باز این حرفا واسم داره تکرار میشه و خاطرات بچگیم که همه منو دختر زبون درازی میدونستن و این اسم تا الان که بزرگ شدم روم مونده! باعث شده با همه ی فامیل قطع رابطه کنم چون واقعا دختر زبون درازی نیستم و حالا که بزرگ شدم بی نهایت آروم و صبورم با یه لبخند همیشگی.


موضوعات مرتبط :
مسائل دختران جوان درد دل های دختران و پسران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • ۲۱۳ بازدید
    • چهارشنبه ۲۲ آذر ۹۶ - ۲۰:۱۷

    مثل نوجوان ها نگاه پسران نامحرم رو میذارم به حساب علاقه

    سلام خدمت کاربران محترم سایت

    میخوام از خواهر های عزیز سایت راهنمایی بگیرم

    دختر بیست و چند ساله ای هستم ، تمام سعی م رو کردم که بنده ی خوبی برای خدا باشم ..
    بگذریم .. این رو گفتم یه پیش زمینه ای تو ذهنتون باشه . مشکلم اینه که آدم متوهمی هستم .. !
    یعنی از نگاه پسر ها برای خودم فکر و خیال میکنم . این موضوع منو تو دانشگاه خیلی آزار میده .. سعی میکنم سرمو بندازم پایین و به آقایون نگاه نکنم که مبادا متوجه نگاه پیوسته ای به خودم بشم اما خب .. گاهی متوجه میشم . تپش قلبم بالا میره .. خیلی احساس گناه میکنم . مطمئنم هیچ عشق و علاقه ای بوجود نمیاد اما توهم اینکه طرف منو دوست داره ولم نمیکنه . خانم ها میدونن همین فکر که طرف دوستت داره هر چقدر هم طرف رو برای خودت مناسب نبینی ، ذهن رو مشغول میکنه .


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۴ نظر
    • ۱۰۸۹ بازدید
    • دوشنبه ۲۰ آذر ۹۶ - ۲۲:۳۸

    با وجود همسایه م ، برای آینده نگرانم

    سلام

    من دختری هستم بیست و چند ساله ، دقیقا پارسال بود که برام خواستگاری رو یکی از اقوام معرفی کرده بودن ... زنگ زدن و قرار گذاشتن بیان خونه مون . وقتی زنگ خونه مون زدن بابام ایفون زد و رفت دم در خونه که خوشامد گویی بگه که دید خانواده خواستگار دارن با پسر همسایه مون حرف می زنند و بعد اومدن تو ...

    رفتارهاشون بسیار عجیب بود مثلا هیچ کدوم درباره پسرشون حرف نمی زدن حتی در مورد من نمی پرسیدن بیشتر مجلس سکوت بود مگر اینکه پدرم ازشون سوال می کرد ... پسره ذره ای نگاه نمی کرد جو جوری بود که خدا خدا می کردم بلندشن و برن . یکی دو بار خواستم بلند شم و مجلس ترک کنم ... خواستگار زیاد داشتم ولی تا حالا مثل اینا نبودن اصلا برا چی اومده بودن ...

    رفتن و دیگه زنگ نزدن ... خیلی رفتاراشون زشت بود خیلی ... اصلا رفتن اونا برام مهم نیست چون احساس می کنم هم فرهنگ نیستیم ... ولی اگه یه روزی یکی اومد که سخت خواستمش و برای ایندم دیدم که فرد مناسبیه اون وقت با این همسایه مون چیکار کنم ... در اصل من شکم به همسایه مونه ، جوونه سن و سالی نداره ولی از اون بی ذات هاست . کلا آدم درستی نیست اینو خیلی ها میگن ... حالا خیلی نمی خوام بازش کنم .... یعنی آیندم با وجود این همسایه مون چی می شه شرایط عوض کردن خونه رو هم نداریم . حتی کسی چندین سال پیش خونه رو ازش خریدیم از دست همینا فرار کرد البته به گفته همسایه ها .


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲ نظر
    • ۴۹۴ بازدید
    • دوشنبه ۲۰ آذر ۹۶ - ۱۸:۱۷

    از رشته خودم زده شده شدم و نمیخوام ادامش بدم

    20 آذر 96 :

    ممنون از همه عزیزانی که وقت گذاشتند نظر دادند.من تو پستای دیگه نظرات کاربران دیگه رو خوندم که باتجربه بودند و متاسفانه اینجا نظر ندادند.
    خوشحالم که کاربر تجربه جوون موفقی بوده و از تجربش راضیه حتما لیاقتشو داشته و زحمت کشیده.تصمیم من برای رفتن جدی شده و دلیلش هم اصلا فرار از کشور یا اوضاع اینجا نیست چون من اینجا هم بمونم یه کار دیگه رو شروع میکنم و یه تجربه دیگه به دست میارم هرچند بازم شکست بخورم و اونایی که فکر میکنند اینجا به جایی نرسیدند اگه هدف و همت نداشته باشند اونجا هم به جایی نمیرسند بلکه زندگی اونجا برای کسیکه نخواد صبح تا شب زحمت بکشه و روحیاتش متناسب با یه آدم موفق و سالم نباشه اصلا قشنگ نیست.من بازیگر،نویسنده و احتمالا روانشناس خیلی خوبی میشدم ولی مسیر زندگی من به سمت دیگه ای رفت بنابراین انتظار ندارم آدم بزرگی بشم یا به جای خاصی برسم.البته مدیر خوبی هم میشم اگه موقعیتش پیش بیاد و کم رویی رو کنار بذارم.پزشکی رو هم دوست داشتم و بی علاقه نبودم ولی بعید میدونم به سمتش برم.به هرحال خارج هم برم باید برگردم چون خانوادم اینجان و خانواده مهمترین و با ارزش ترین چیزی هست که از ازل بوده و تا ابد خواهد بود.


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان کسب و کار ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۴۳ نظر
    • ۱۰۱۷ بازدید
    • دوشنبه ۲۰ آذر ۹۶ - ۱۸:۱۰

    حکم زندان برادرم به جرم آسیب رسوندن به مادرم رو گرفتیم

    سلام

    سوالی دارم که مدت هاست ذهنم رو مشغول کرده .من توی  خونواده ای بزرگ شدم که پدر و مادرم آدم های اصیلی هستن . ولی متاسفانه برادرم به مواد اعتیاد پیدا کرد . چندین ساله که من و پدر و مادرم رو آزار میده . پدرمم دیگه جلودارش نیست .

    هزار بار اونو کمپ ترک اعتیاد فرستادیم، اما ترک نکرد. بشدت جو خونه مون رو نا آرام و پر از تنش کرده . طوری که یه لحظه رنگ آرامش رو ندیدیم و در خیلی مواقع با ضرب و شتم کارش رو پیش برده .

    چندین سال پیش بدلیل آسیب شدیدی که به مادرم رسوند ما هم شکایت کردیم و واسش دیه تعیین شد. بخدا هر لحظه آرزوی مرگ دارم . از ازدواج متنفر شدم و دیگه رغبتی هم به ازدواج ندارم. فقط آرامش میخوام . الان حکم جلب داداشم دستمونه به نظرتون اونو زندونی کنیم ؟

    بعدها خطر نداره واسمون ؟ یعنی بعد اینکه از زندون آزاد شد هر چقدرم خونه راهش نمیدیم بازم با تهدید میاد. الان سوالم اینه آیا زندون بندازیمش بهتره ؟

    ممنون میشم جواب بدید به خدا خودم با پدر و مادرم سردرگم شدیم.


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان تعامل با خانواده

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۴ نظر
    • ۶۳۳ بازدید
    • چهارشنبه ۱۵ آذر ۹۶ - ۱۶:۵۰

    خواستگارم میگه بعد از ازدواج رمز اکانت تلگرامت رو میخوام

    سلام

    زندگیم خیلی وقته شده ی کلاف پیچ‌ در پیچ ...
    ولی وقتی فکر میکنم میبینم اگه به عقبم برگردم باز همین مسیر و‌ میومدم.. قدم اول رو بد گذاشتم و با تمام وجودم فکر میکردم درسته و باقی مسیرم اشتباه رفتم...

    آخرین مشکلی که دارم اینه که با یه پسر یه سال و چند ماهه دوستم و از همون اولم قصدش ازدواج بود.. تا الان که با خانوادم صحبت کردن خانوادش . این آقا پسر بهم گفته که بعد از ازدواج باید رمز اکانت تلگرامت رو بهم بدی و اگه خواستی منم میدم . من واقعا دوسش دارم اونم منو دوس داره البته اگه عشق باشه واقعا . ولی با این درخواستاش گاهی دچار شک و تردید میشم ... بنظرتون این کار درستیه ؟

    اگه زیادم مخالفت کنم با خودش نمیگه لابد میخواد یه کاری بکنه.. گفتم شاید بخوام با مامانم یه بحث خصوصی بکنم . گفته بحث خصوصی بعد ازدواج نیست و منم تو چت های خانوادگیت نمیرم ... ولی میدونم که میره ، چکار کنم خیلی سردرگمم . اینم بگم‌ بنظرم شکاکه ولی همیشه بهم میگه اندازه چشمام بهت اعتماد دارم .


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها مسائل دختران جوان دوستی به قصد ازدواج

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۸ نظر
    • ۱۳۹۲ بازدید
    • چهارشنبه ۱۵ آذر ۹۶ - ۱۶:۴۲

    نگرانی بایت نظرات عاشقانه دختران و پسران برای افراد جذاب

    سلام
    وقتى وارد اینستاگرام میشى و به صفحه بعضى از مدل ها سر میزنى ، على الخصوص وقتى وارد صفحه پسر ها میشى یکسرى کاربران هستن که نظرات عجیب میذارن :
    واى عاشقتم ، اى جوون ، نفس من و ...
    معمولا دختر هایى که خیلى به خودشون میرسن این پیام ها رو میذارن ، به عنوان یک پسر ٢٥ ساله در آستانه ازدواج نگرانم ، چطور میشه فهمید همسرت از اون دسته از خانوم ها نیست که نگاه مادى زیادى داره ؟ ، و از کجا بفهمم که همسرم علاقه اى نسبت به این افراد نداره ؟ اصلا چنین دخترایى هستن که وقتى پسر جذاب میبینن چشم و دلشون نلرزه ؟خوب قطعا دخترا هم این نگرانى رو دارن اما من چون پسرم مخاطبم خانوما هستن

    مرتبط :


    موضوعات مرتبط :
    مسائل پسران جوان مسائل دختران جوان مسائل اجتماعی روز جامعه

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۲ نظر
    • ۱۱۸۴ بازدید
    • سه شنبه ۱۴ آذر ۹۶ - ۲۰:۵۵

    بحث در مورد تحصیلات خانم ها و آثار آن در جامعه

    سلام

    یه همسایه دارم که 4 تا دختر و یه پسر داره ، بابای خانواده اجازه بیشتر از تحصیلات ابتدایی را به دخترها نداده اما این دختر خانم ها خواستگاران زیادی داشتن و همسران خوبی هم براشون پیدا شده و زندگی های بسیار خوبی دارند و صاحب خانه و ماشین هستن.

    همه اونا هم بین 16 تا 18 سالگی ازدواج کرده اند. این مورد را آوردم تا در مورد تحصیلات و آثار آن در جامعه صحبت کنم.

    الان بسیاری از دختران ما تحصیلات کارشناسی و ارشد تا حتی دکترا دارند شرایط کشور ما هم جوری نیست که همه جذب بازار کار شوند با این وضعیت خیلی از این افراد هم از کار بازمانده و هم از ازدواج.

    سن آنان هم به بالای 26 رسیده و شاهد این حقیقت شده اند که تمام آرزوها و رویاهای آنان بر فنا رفته و احساس یاس و نا امیدی و سرخوردگی به آنان دست داده . از یه جا به این همه زحمت ها و مخارج تحصیلات نگاه می کنند و از زاویه ای دیگر که نه تنها تحصیلات کمکی به آنها نکرد بلکه آن ها را از همه چیز عقب انداخت و آن خرمی و شادابی و امید را هم از آنان گرفت.


    موضوعات مرتبط :
    مسائل پسران جوان مسائل دختران جوان کسب و کار مسائل اجتماعی روز جامعه

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۱ نظر
    • ۱۲۶۹ بازدید
    • سه شنبه ۱۴ آذر ۹۶ - ۲۰:۳۹

    زندگی یعنی فقط ازدواج ، کار و تحصیل ؟

    سلام دوستان

    دوستان به نظرتون زندگی فقط ازدواج ؛ کار؛ تحصیله ؟ یعنی نمیشه واس خودت زندگی کنی و لذت ببری؟ امشب یکی از دوستانم که خیلی دوسش دارم با من تماس گرفت تا با هم درد و دل کنیم . داشتیم از برنامه هامون میگفتیم که بهش گفتم من باشگاه میرم و لذت میبرم ایشونم گفتش من برنامم اینه که دوباره درس بخونم کنکور بدم ؛ خطاب به من گفتش من حالا یه برنامه ایی دارم چون به فکر آیندم هستم اما تو چی؟ کمی از حرفش ناراحت شدم.

    گفتمش که من با رفتن به باشگاه لذت میبرم دیگه آینده رو نمیدونم چی پیش میاد. ازدواج که دست من نیست ؛ کار هم که الحمد الله میگردی نیست؛ درس هم که فارغ شدم. به تازگیا دارم نویسندگی میکنم اما از نظر اطرافیانم کارم بیهوده است .

    یا باید ازدواج کرد یا کار کرد یا ادامه تحصیل داد!!!! به نظرتون زندگی همین سه مورده ؟ خب اگه شرایطش باشه که چه عالی اما نیست خب من خودمو بکشم چون کار ندارم؟ چون ازدواج نکردم؟ چون شرایطش نیس ادامه بدم. در ضمن من یه دخترم شاید خیلیاتون تو شرایط من باشین و درکم کنین. در جواب این عزیزان چه باید کرد؟ چه باید گفت ؟


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۰ نظر
    • ۱۲۱۹ بازدید
    • يكشنبه ۱۲ آذر ۹۶ - ۱۵:۵۲

    خواستگار چطور می تونه ظاهر یه دختری مذهبی رو ببینه ؟

    با سلام

    خواهشا به این سوال فقط خانم های مذهبی و چادری جواب بدن چون پاسخ ها در انتخاب ادامه راه زندگی من تاثیر داره .

    سوالم اینه که منه نوعی که خودم و خانواده ام مذهبی هستیم و تبعا دنبال خانواده و دختر مذهبی هستیم اگه جلسه اول مادر و خواهر بدون حضور پسر بیان دیدن دختر و خانواده دختر اشکال  داره ؟

    دلیل چنین تصمیمی هم البته به نظر خودم منطقیه، خوب قطعا یکی از ملاک های هر پسر و تبعا هم دختر بجز مسایل اخلاقی، اجتماعی، خانوادگی و مذهبی؛ مسیله ظاهر طرف مقابل هست.

    حالا اگه دختر خانم رو یک معرف و واسطه به خانواده پسر معرفی کرده باشه و اطلاعات زیادی نداشته باشه، اگه پسر در اولین جلسه حضور پیدا کنه، چطور ظاهر دختر خانم رو با چادر متوجه بشه؟ آیا اصلا حق داره بدونه طرف مقابل چاقه، لاغره، موهاش کمه زیاده ، تازه باب هم شده بعضی دخترها که ادعای بچه مذهبی دارن جلسه خواستگاری آرایش میکنن در حد تغییر رنگ پوست ! و....  یا اصلا چنین حقی نداره ؟ اگه چنین حقی رو برای پسر قبول ندارید بعد اگه ازدواجی صورت بگیره بنظرتون پسر نمیتونه بگه من که اصلا ندیدمت و فقط صورتتو دیدم ؟ و زندگی رو زهر مار کنه؟ مخصوصا اگه دختر خانم محجوب به حیا هم باشه و سرش رو هم همش پایین بندازه!


    موضوعات مرتبط :
    مسائل پسران جوان مسائل دختران جوان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰۳ نظر
    • ۲۶۹۴ بازدید
    • جمعه ۱۰ آذر ۹۶ - ۱۹:۴۵

    برو بالا