خانواده برتر

انتخاب همسر، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند



۹۴۴ مطلب با موضوع «مسائل دختران جوان» ثبت شده است

مجبور شدم یه آقای مجرد رو به عنوان مدرس انتخاب کنم

سلام

من کنکور دارم برای یکی از درس ها مجبور شدم کلاس خصوصی بگیرم. ولی معلم خانم پیدا نکردم و از طرفی معلمهای آقا که تو آموزشگاهها هستند و با تجربه اند هزینه زیادی میخواستن. 

من مجبور شدم از یه آقای مجرد دانشجو که اون درس رو بلده بخوام که تدریس کنه و اینطوری شد که رفتم سر کلاسش.. اول در رو باز گذاشتم ولی مسئول بی ... آموزشگاه اومد بست با اینکه سالن کسی نبود . کلا میخوام بپرسم این کار من گناهه ؟ زشته ؟  اون آقا فقط درس میده اصلا حرف نامربوط نمیزنه منم محجبه کاملم و فقط درسش رو گوش میدم و مواظبم خنده و اینا نداشته باشم و به محض اتمام کلاس عین چی فرار میکنم از کلاس سریع خداحافظی میکنم میرم. یه وقت خیال بد نکنند؟

خوبه به مامانم بگم همیشه بیاد دنبالم با اینکه واقعا سختش میشه یا همون طوری ادامه بدم؟ ما فقط درس میخوانیم منم خیلی کوچیکترم فکر کنم مثل خواهر کوچیکشم ولی خوب میترسم در موردم فکر بد بشه! احکام تدریس خصوصی نامحرم رو میخوندم حس بدی پیدا کردم. حس کردم کارم اشتباهه با اینکه هیچ اتفاقی نیفتاده و مطمئنم نمیفته. .. داریم خوب پیش میریم تو درس ان شاء الله تا چند جلسه دیگه تمومه.. نظرتون چیه؟ اگه بفهمید دختری سر کلاسی میره که تنهاست فکر بد میکنید ؟

موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۳۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۹۵
    • چهارشنبه ۲۹ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    روش های تجربی کاهش سایز سینه در خانم ها

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

    • تعداد نمایش : ۱۵۷۵
    • جمعه ۲۴ دی ۹۵ - ۲۲:۰۵

    بیایید جذاب باشیم

    سلام

    من چندوقته توی این سایت چرخ میزنم خیلی بحثا دیدم که پسرا دختر سفید میپسندن و میگن فقط دختر سفید ، حالا برای من سواله که واقعا اگه سبزه ی خوشگل ببینن بازم سمتش نمیرن؟ یا این که ترجیحشون سفیده ؟

    خدا وکیلی چرا همچین حرفایی میزنین خودتون چقدر ناراحت میشین وقتی دخترا میگن پسر فقط قد بلند چارشونه؟ چرا همش میگید سفید سفید مگه سبزه چشه چون سفیدا شبیه خارجیان حس میگنید با کلاسه ؟ یا دخترا میگن پسر فقط سبزه مگه سفیدا چشونه؟

    اصلا چرا به رنگ پوست اینقدر اهمیت میدید؟ صافی و تمیزی و نرمی و لطافتش مهمتر نیست؟ چرا به قد اینقدر اهمیت میدید تناسب اندام مهمتر نیست؟ خیلی ها اینجا تو ذوقشون خورده و اعتماد به نفسشون رو از دست دادن ،

    خواهش میکنم توی این سوال کل کل نکنید به صورت نظر سنجی کلی برای بار آخر همه بیان به این 5 سوال جواب کوتاه بدن تا متوجه بشیم سلیقه ها متفاوته و هیچکس دلشکسته از این سایت بیرون نره. آخرشم آمارشو براتون میذارم .

    1. جنسیت خودتون پسر هستید یا دختر

    2. رنگ پوست خودتون ( خیلی سفید - سفید - گندمی - سبزه روشن - سبزه تیره )

    3. رنگ پوستی که در جنس مخالف میپسندین

    4. قد خودتون

    5. رنج قدی که در جنس مخالف میپسندین

    (خواهش میکنم صادق باشیم اینجا چیزی جز یه اسم فیک از شما وجود نداره ) جواب کوتاه بدید لطفا همه بحثا قبلا شده میخوام یه جمع بندی کنیم همدیگه رو نکوبونیم رنگ پوستامون قدامون که دست خودمون نیست .

    خود من شخصا فکر میکنم این حالتا و رفتارا و حرفایی که از دهن یکی بیرون میاد که در چشم ما جذاب و غیر جذابش میکنه. پس بیایید جذاب باشیم.

    موضوعات مرتبط: مسائل پسران جوان , مسائل دختران جوان ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۱۸۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۲۲۳
    • چهارشنبه ۲۲ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    چرا بعضی از آقایون سعی می کنن باهام ارتباط بگیرن ؟

    سلام ...

    خیلی دلم گرفته. دنیای اینجا اصلا با بیرون قابل مقایسه نیست. اینجا اکثرا مذهبین. اما تو جامعه دقیقا عکس اینجاست... هر پسری می بینم اولش با خودم میگم بله چه پسر خوبی. به ماه نرسیده ببخشید یه سبک بازیایی در میارن...

    تازه من اخلاقم جوریه که کمتر پسری جرات میکنه بهم درخواست دوستی بده ... مثلا پسرای دانشگاهمون بعضا بعد 2 سال بهم پیام میدن که احوالپرسی کنن که سلام همکلاسی قدیمی و ...

    بعد از یه جا یهو لحن صحبتشون عوض میشه یا میگن شما جز تنها کسایی بودی که تو دانشگاه با ما حرف نمیزدی و ما با اکثر خانما زیاد شوخی میکردیم در صورتی که اون پسر جز مذهبی های دانشگاه بود یا سر کار یه آقایی که من فکر میکردم آدم جدی باشه چون با من تاحالا زیاد دم خور نبوده و همیشه با من جدی بوده ، یهو میبینم با خیلی همکارا زیاد شوخی میکنه و مثلا زمانی که من و ایشون تنهاییم هیچ حرفی نمیزنه ولی تلفنی جوری که من بشنوم از تنهایی و ... حرف میزنه.

    یا مثلا واسه ازدواج خیلی جدی پا پیش میذارن و کار به آشنایی میرسه بعد میفهمم که بله آقا با یه نفر دیگم حرف میزنه... یا مثلا یه سری یه همکار داشتیم که تازه ازدواج کرده بود و من و ایشون اکثرا تنها بودیم، این آقا هیچ وقت حلقه دستش نبود ولی وقتایی که خانمش میخواست بیاد حلقه رو دستش میکرد یهو .

    درسته که من از این آقا هیچی ندیدم و خدایی خیلی آقا بودن ولی خب یه سری رفتارا هم با یه سری از افراد نشون میداد. یا مثلا بعضی مردای فامیل ( شوهرخاله و..) که جز به من به هیشکی مسیج نمیدن (متن ادبی و خنده دارو کلیپ)؟

    البته منم گاها جواب میدن چون بعضیاشون 20 سال از من بزرگترن... یا یه مدت من گوشیم خاموش بود یهو میدیدم یکی از این آقایون روزی 10 بار زنگ زده ( مسیجش برام میومد ) ...

    حالا سوال من :

    دلیل رفتار این شکلی بعضی آقایون چیه ؟ یعنی چون من زیاد با آقایون هم صحبت نشدم و خیلی جدیم اینا برام عجیبه ؟ یه چیز دیگم اینه که من تو محیط کار و دانشگاه و بیرون و فامیل، فرد پسر گریزیم ( تو خانواده ما پسر دخترا زیاد با هم صمیمی هستن ولی من اینجوری نیستم) و همین باعث شده اکثر پسرای فامیل شماره منو پیدا کنن و پیام بدن بهم متاسفانه و فکر کنن ازشون رو میگیرم و یه سریاشونم با همه شوخی میکنن جز با من ( چون اونام سختشونه با من حرف زدن ) . ولی با متاهلا راحتم . اینم بگم که من از نظر مذهب یه فرد معمولیم.

    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۳۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۶۵
    • دوشنبه ۲۰ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    من لمسی هستم ، می خوای آرومم کنی بغلم کن

    سلام

    من از خوانندگان خاموش این وبلاگم. دخترم و دانشجوی کارشناسی. این پست مربوط به زندگی و دغدغه های یه آدم لمسی هست.

    من توی این وبلاگ قبلا هم پست اینطوری دیده بودم ولی بنظرم جای توضیحات تکمیلی خالی بود :)

    لطفا اگه تمایلی دارین راجع به افراد لمسی اطلاعات کسب کنین اینو مطالعه کنین. اگرم تمایلی ندارین بازم مطالعه کنین خب!! :) ممکنه چیز تازه ای به دانسته هاتون اضافه بشه. قبلش بخاطر طولانی بودن، از همه ی کاربران محترم عذر خواهم.

    من به شدت لمسی ( احساسی ) هستم. قبلا این ویژگیم رو نمیدونستم و باعث شده بود یه جورایی سرخورده بشم. مثلا بچه که بودیم خواهرمو بغل میکردم ولی مامانم دعوام میکرد و میگفت این کار خوبی نیست و نباید انجام بدی! میرفتم بغل بابام و بابام میگفت تو دیگه بزرگ شدی زشته دیگه نیا بغل من . بوسشون میکردم ولی خودشونو پس میکشیدن ... .

    اینم بگم که این کارام افراطی نبود که بدشون بیاد و همون بارهای اول با توجه به واکنش هاشون دیگه این کارارو نکردم.

    ولی سرخورده میشدم. یه حسی توی دلم بود که میخواستم به عزیزای زندگیم نزدیک بشم و بغلشون کنم ولی اجازه نداشتم. از همه بدتر فکر میکردم به من علاقه ی چندانی ندارن وگرنه منو بغل میکردن و دستمو میگرفتن. فکر میکردم مشکل از خودمه که زیاده خواهم.

    مخصوصا که پدرم وقتی از دستم عصبانی میشد و موقع دعوا کردنم بهم میگفت "عقده ای" و "کمبود محبت داری" و دلمو میشکست. هنوزم این حرفارو بهم میزنه... .

    البته من پدر و مادرم و خیلی دوست دارم و میدونم اونا هم همینطور. ولی هیچوقت اون محبتی که میخواستم بهم ندادن. به جاش کارای دیگه که از نظر خودشون محبت حساب میشه کردن. پدرم برای محبت کردن ما رو به رستوران های شیک و گرون میبره یا خرید میکنه.

    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۶۵۰
    • يكشنبه ۱۹ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    همیشه صحنه های فیلم های بدی که دیدم میاد توی ذهنم

    سلام
    من یه دختر 16 ساله ام با اینکه سنم کمه ولی گناه های زیادی توی زندگیم انجام دادم من تا چند وقت پیش اصلا نماز نمیخوندم و بدترین کارم این بود که فیلم های ... نگاه میکردم و حتی خ ا  هم انجام میدادم . البته تا حالا هیچوقت با هیچ پسری رابطه ای نداشتم ولی خب چه فایده با اون کارهایی که من کردم . حالا اینکه چی شد به خودم اومدم بماند ...
    واقعا از گذشته خودم شرمندم میدونم هنوز فرصت برای برگشتن به دین اسلام دارم ولی نمیدونم باید چیکار کنم الان چند وقتیه که نماز میخونم خ ا رو ترک کردم حتی دیدن اون فیلم ها هم ترک کردم ولی الان مشکل من یه چیز دیگه اس .
    من توی تمام مراحل زندگیم اون صحنه های بد میاد توی ذهنم و اصلا داغونم کرده ، موقع درس خوندن ،غذا خوردن ، حرف زدن حتی "نماز خوندن" اون صحنه مدام از جلو چشمام رد میشن هر چی سعی میکنم بهشون فکر نکنم نمیتونم .
    نمیدونم باید چیکار کنم که بتونم فراموششون کنم شاید مشکلم یه مسئله ی کوچیکی به نظر بیاد ولی واقعا داره به منی که تازه دارم میفهمم خدا کیه دین چیه آسیب میزنه.
    راه حلی برای مشکلم هست ؟
    فقط خواهشا سرزنشم نکنید خودم به اندازه کافی اینکارو با خودم کردم .
    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۱۹
    • يكشنبه ۱۲ دی ۹۵ - ۲۲:۰۵

    اگر دیگه خود ارضایی نکنم با همسرم ارضاء خواهم شد ؟

    سلام
    دخترم ، قبل از اینکه عوارض خودارضایی رو بفهمم شاید روزانه یک یا دو بار این کار رو میکردم . ولی وقتی که خوندم متوجه بعضی چیز ها شدم مثل این که اگر مدت طولانی باشه آدم نمیتونه با جنس مخالفش به ارگاسم برسه ، من خیلی دنبال دلیل این بودم که چرا با جنس مخالف لذت نمیبرم ، که دلیلشو فهمیدم .
    میخواستم بدونم اگر دیگه خود ارضایی نکنیم این داستان حل و برطرف میشه ؟ یا اینکه همیشه همراهمون میمونه تا آخر دیگه نمیتونیم با کسی به ارگاسم برسیم؟ 
    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۵۱
    • چهارشنبه ۸ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    کلیتوریس من انگار که از حد طبیعی بزرگتره

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

    • تعداد نمایش : ۱۶۲۶
    • سه شنبه ۷ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    یک سوال در مورد زندگی در خوابگاه دانشجویی دخترانه

    سلام

    دختری هستم پشت کنکوری که در شهرستان زندگی میکنیم . ان شاء الله اگه یه رشته خوب توی شهر خوب قبول بشم بخوام برم باید توی خوابگاه بمونم .

    من از دوری از خانواده و زندگی توی یه شهر دیگه مشکلی ندارم فقط شنیدم که داخل خوابگاه بعضی دخترا زیاد پایبند اخلاق نیستن و کارهایی میکنن که معمول نیست . مثلا بحث تعویض لباس جلوی دیگران .

    با اینکه دختر خجالتی نیستم ولی من اصلا نه خودم میتونم اینطوری باشم نه دوست دارم کسی اینکارو پیشم انجام بده !

    این حرفا که شنیدم درسته؟ اگر همچین موردی برخوردم به مسئول خوابگاه بگم برخود میکنن ؟ اصلا میتونم اعتراض کنم یا نه؟

    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۸۷
    • دوشنبه ۶ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    فکر نمی کردم که یه روزی به خاطر اسمم تحقیر بشم

    سلام

    من یه مشکل اساسی دارم که تا قبل از رفتن به دانشگاه نه تنها مشکل نبود که حسن هم محسوب می شد !  مشکل من با اسممه ! اسم من گردآفرید هست ( یکی از قهرمانان زن در شاهنامه ) که اونم به خاطر اعتقادات ایران دوستانه ی پدر و مادرمه .

    البته تا قبل از دانشگاه با اسمم مشکلی که نداشتم هیچ خیلی هم بهش افتخار می کردم و راحت تر با مخفف های اسمم مثل ( گردی ، گرد ، گرد و خاک ، آفرینش ، آفریدن ، گردا و ... ) کنار می اومدم اما الان با این که در یکی از معتبر ترین دانشگاه های شهرم ادبیات فارسی  میخونم خیلی از ادما نه تنها معنی اسمم رو نمیدونن و گردآفرید ( معروف ترین اسطوره ی زن ادبیات فارسی ) رو نمیشناسن که حتی من رو به خاطر اسمم مسخره هم میکنن .

    و مشکل این جاست که همه ی استادا هم با اتفاق نظر من رو گرد افرید صدا میزنن و هر استاد جدیدی هم که میاد مجبورم میکنه فلسفه ی اسمم رو براش توضیح بدم ! البته نه فقط برای اون برای کل کلاس . و بعد این قدر همه اسم من رو صدا بزنن که از انتظامات دانشگاه گرفته تا استاد علوم اجتماعی دانشکده کناری من رو بشناسن ! واقعا اینی که من میگم شوخی نیست تا قبل از امتحانات میان ترم بیش تر دانشجو ها من رو میشناختن اون هم به خاطر اسمم !

    این واقعا برای من غیر قابل هضمه این که یه عده اون قدر هویتشون رو فراموش کرده باشن و از ادبیات مملکتشون چیزی ندونن که اسم من براشون عجیب به نظر برسه . ( اون هم دانشجو های ادبیات )

    واقعا فکر نمی کردم که یه روزی به خاطر اسمم تحقیر بشم یا حتی نتونم تو حیاط دانشگاه راحت قدم بزنم اون هم برای چی ؟ برای این که مردم کشورم از قهرمانای مهم ترین کتاب اساطیری کشورشون اطلاع ندارن .

    چی کار کنم ؟ این جا واقعا مشکل از منه یا از بقیه یا از کسایی که از فرهنگ کشورشون اطلاع ندارن ؟ من باید به خاطر اسمم خجالت بکشم یا دیگران ؟ یا کسایی که به خودشون اجازه میدن ادما رو بابت اسمشون تحقیر کنن ؟
    شاید هم شما پیش خودتون تصور کنید که من دارم زیادی سخت میگیرم یا خیلی وسواسی ام اما واقعا اگه من نخوام خانومی که توی حراست دانشگاه کار میکنه اسمم رو بدونه چه کسی رو باید ملاقات کنم ؟!
    شاید از نظر شما مشکل محسوب نشه یا به خاطر طرز نوشتنم بگین این دختره چقدر سرخوشه ولی این مسئله از نظر من خیلی مهمه . ممنون میشم اگه راهنماییم کنید.

    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۸۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۶۵
    • شنبه ۴ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    خیلی از دوستام میگن درشتی، دخترونه نیستی

    با سلام ...

    دختری 22 ساله هستم ، با قد 174 ( با کفش ) و یه مقداری درشت هیکل ( 67 کیلوام ) . حقیقتا خیلی ظریف مریف نیستم ، پوستمم سبزه س ولی خب به گفته ی بقیه ،خوشگلم . هیشکی تا حالا بهم نگفته چاق، اما استخون بندی درشتی دارم ... ، تقریبا از همه ی دوستام ،حتی از هم قدام درشت ترم . اما خیلی از دوستام میگن درشتی، دخترونه نیستی و ... ! بهم میگن خوشتیپی ( هیکل زنانه ای دارم، ولی یه مقدار شونه های پهنه، ولی سایز لباسم همون 40 ه ) .

    ولی خودم گاهی خیلی حس انزجار دارم از خودم ، دوس دارم نظرتونو بدونم ، خدایی حمل بر فخر فروشی ام نباشه ، دختر بدی نیستم ، اخلاقم خیلی آنچنانی نیست ، ولی بدم نیستم زیاد ، هستن کسایی که خیلی ام دوسم دارن! . ولی خب ، بازم حس خوبی به خودم ندارم  .

    میشه بپرسم از آقایون ، تو ازدواج با یکی مثل من چه مشکلاتی وجود داره؟ متاسفانه جمعیت پسرای قد بلند واسه منم خیلی کمه! یعنی هر کی رو نگاه میکنم نهایتا 1 وجب از من بلندتره  اصلا حس خوبی ندارم! بگین چه کنم؟

    هستن دخترایی هم سبک من باشن ؟ مزدوج شده باشن ؟ میشه یکم از مشکلاتش بگن ... ؟ مچکرم ، (ناراحتم نمیشم)

    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۴۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۵۴
    • پنجشنبه ۲ دی ۹۵ - ۲۲:۱۰

    من خیلی حسودی میکنم

    سلام نادیا هستم

    بین 20 تا 25 سنمه ، مشکلی که تازگیا باهاش مواجهم این هست که من خیلی حسودی میکنم . یعنی میدونین جایی میرم با خودم میگم من بااااااااااید باید از همه بهترترتر ! باشم از هر جهت . دانشجو پزشکیم تو دانشگاه هم با خودم میگم من باید بهترین باشم . نمیتونم ببینم یکی از من بهتر باشه حالا چه تو درس چه تو پوشش تو قیافه .

    در حد مرگ حرص میخورم ، بابام همیشه میگفت ما باید تو فامیل بهترین باشیم که هستیم ، من از حسودیم دارم اذیت میشم . لطفا نگید خودتو با بقیه مقایسه نکن که نمیتونم.

    ممنون

    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۸۷
    • دوشنبه ۲۹ آذر ۹۵ - ۲۲:۱۵

    ممکنه تقدیر یک نفر این باشه که برای همیشه مجرد بمونه ؟

    سلام
    ببخشید یه سوال داشتم.. دلم میخواد راست و حسینی یکی یه جواب درست حسابی بهم بده ... و میخوام نظر کاربرای اینجا رو بدونم..
    ممکنه خدا برای کسی جفتی قرار نداده باشه؟ یعنی تقدیر اون شخص، این باشه که برای همیشه مجرد بمونه ؟
    منظورم اینه که کسی که تا حالا موقعیت ازدواج براش فراهم نشده (من خودم یه دخترم و 24 سالمه..) حالا به هر دلیلی، ممکنه که تا آخر عمر مجرد بمونه و کسی سراغش نیاد؟
    این مسئله ذهن منو مشغول کرده که ممکنه اصلا خدا هیچ جفتی رو برای اون در نظر نگرفته باشه؟ میخوام بدونم اصلا همچین چیزی ممکنه ؟
    ببینید منظورم این نیس که طرف خودش نخواد که مجرد بمونه.. اما خب مثلا من که یه دخترم جرات اینو ندارم که برم از پسری خواستگاری کنم.. اصلا به نظرم درست نیست.. درستش اینه که اون بیاد جلو.. خب؟
    نمیدونم دیگه چه قد باید توضیح بدم.. یه کلام: آیا ممکنه خدا برای بعضی از انسان ها جفتی در نظر نگرفته باشه ؟ و تقدیر اون فرد این باشه که برای همیشه مجرد باقی بمونه ؟ آیا اصلا همچین چیزی هست ؟
    ممنون
    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۲ موافق ۳ مخالف
  • ۵۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۱۲
    • دوشنبه ۲۹ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۰

    آیا نبستن سینه بند باعث بزرگ تر شدن سینه ها میشه ؟

    سلام ...

    یک سوال در مورد سایز سینه داشتم .

    من خانومی هستم که از سایز سینه هام زیاد راضی نیستم. من یک‌جایی شنیده بودم که اگر سوتین نپوشیم طی یه مدت طولانی سینه ها بزرگ تر میشه.

    سوال من این هست که ایا این نظریه درست هست؟ اگر درست هست تا چه‌ مدت به نظرتون طول میکشه تا افزایش سایز داشته باشیم؟ و در اخر لطف کنید چند تا راهکار برای بزرگ شدن سایز سینه بگین...

    پیشاپیش ممنونم از نظراتون.

    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۴ مخالف
  • ۴۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۶۱۵
    • يكشنبه ۲۸ آذر ۹۵ - ۲۲:۵۰

    می خوام با همکلاسی های پسر ، رفتاری محترمانه داشته باشم

    سلام خدمت همگی دوستان

    دوستان من یک مشکلی دارم که واقعا خیلی ناراحتم. من زمانی که وارد دانشگاه شدم یک دختر بسیار شاد و اجتماعی بودم و رفتارم با همکلاسی هام چه دختر و چه پسر خوب بود.

    ولی بعد از یک مدت متوجه شدم که بعضی پسرا به دنبال نوع روابطی هستند که من اصلا اهل اون روابط نیستم و من فقط میخوام با همکلاسی های پسر در حد همکلاسی رابطه داشته باشم و رابطه ای همراه با احترام متقابل باشه و در زمینه های درسی بتونیم به هم کمک کنیم و در کل دوست داشتم که رابطه ی خوبی با هم داشته باشیم . ولی این رابطه فقط در حد همکلاسی باشه .

    اوایل همه چیز خوب بود و منم رفتارم با همکلاسی هام خوب بود ولی با گذشت زمان بچه های کلاس دو گروه شدند یک گروه از دخترا که با پسرا بودن و با هم بیرون میرفتن و شوخی و ... که من به هیچ عنوان دوست نداشتم و یک گروه دیگه که معتقد بودند که به هیچ عنوان نباید هیچ ارتباطی با پسرا وجود داشته باشه و اساسا رابطه با پسرا را حتی در حد همکلاسی و مسائل درسی به شدت بد میدونستند و هیچ حالت وسطی هم وجود نداشت.

    با گذشت زمان من که اصلا نمیخواستم با پسرا رابطه ی غیر از همکلاسی داشته باشم و با شناختی که از پسرهای همکلاسیم به دست اورده بودم که پسرای درستی نیستن مجبور شدم برم تو اون گروه  دوم . اول سعی میکردم خودم باشم و به پسرا سلام کنم و در مسائل درسی ازشون کمک بگیرم ولی کم کم نگاه این ادمای گروه دوم و حرفاشون که دیگه الان شده بودن دوست های صمیمیم و هر روز از صبح تا شب با هم بودیم اذیتم میکرد .

    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۲۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۸۴
    • شنبه ۲۷ آذر ۹۵ - ۲۲:۴۵

    scroll bar code