خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


۱۲۲۸ مطلب با موضوع «مسائل دختران جوان» ثبت شده است

روش آماده کردن واجبی رو می خوام بدونم

سلام خدمت همه دوستان
یه سوال آرایشی بهداشتی که بیشتر از خانوم ها دارم در مورد موزدایی با واجبی که توی سایت دیدم نبود البته یه چیزایی بود ولی به درد من نمیخورد .
راستش من اصلا روشو ندارم برم آرایشگاه برام موم بندازه تو خونه هم داداش دارم دو سال کوچک تره از همه چی سر در میاره پس این قسمت و منتفیش کنیم .  ژیلتم که واحسرتا ، موها بلند بلند سه روز بعدش در میاد اینم به کنار . کرم هم که خیلی گرونه و هم پرمصرف ولش کنیم پس .
چند وقتیه دنبال واجبی  هستم  ، البته کم بوش ، ولی این مسئله وجود داره که منطق قاطی کردنش چه جوریه چه قدر بریزم که خوب بشه هرچی با آب مخلوط کردم چند تار موهامو فقط فر داد آخر سرم برده نشد ژیلت کشیدم یا شایدم اونقدری که باید صبر نکردم . میخوام کامل توضیح بدین نه اون طوری که رو جعبه اش نوشته .
پیشاپیش از همتون ممنونم
موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان , رفع موهای زائد بدن ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۳۸
    • چهارشنبه ۶ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۲۰

    کسی که ظاهر مذهبی داره ، باید رفتار بهتری داشته باشه

    سلام

    کاربر تصریف ریاح هستم . خیلی متنم طولانیه . ممنونم که وقت می ذارین و می خونینش .

    پیرو همون پستی که نوشته بودن توی وبلاگ از کلمه (مذهبی) استفاده نکنیم ، یه سوالی رو می پرسم و امیدوارم کمک کنین .

    من دخترم و نوجوونم  دو ماه دیگه 16 سالم می شه ان شاء الله  . چادری ام ولی نمی گم مذهبیم .

    دقیقا معتقدم کسی که میگه من مذهبیم ، باید تک تک احکام اسلام و مذهب شیعه رو انجام بده و به مو به موش مقید باشه . منم اونقدر مطمئن از خودم نیستم که این ادعا رو بکنم . کسی هم که رعایت می کنه همه رو ، گوش عالمو کر نمی کنه که آره من مذهبیم و من اینطوری و اونطوری ...

    ما یه فامیلی داریم ، دخترن و یه سال از من بزرگتره . این دختر خانوم ، مثل من چادریه . ولی خیلی سفت و سخت تره . قبلنا فکر می کردم خیلی مومنه . تا اینکه با هم صمیمی شدیم .

    کاشف به عمل اومد که این خانوم دوست پسر داره . با هم رابطه داشتن و والدین این خانوم در جریان نبودن . منم به شدت عصبی شدم و بهش گفتم رابطشو با اون پسر قطع کنه .
    بعدا  بهم گفت خانوم × ، چون خیلی دوستت دارم و تو رو قبول دارم ، با اون پسره قطع رابطه کردم و خطمو عوض کردم و حالا هم که اساس کشی کردیم ، دیگه رابطه ای باهاش ندارم .

    منم گفتم چه خوب و عالی شد !!!!

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی , مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۸۵
    • چهارشنبه ۶ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۱۰

    چرا نوع حجابم رو خانوادم باید تعیین کنند ؟

    سلام

    من دختری 28 ساله هستم . دوست دارم برای نوع پوششم خودم تصمیم بگیرم، دوست دارم با مانتو باشم ولی مانتویی باحجاب ، مانتوم تنگ و کوتاه نباشه، یه تار موهام هم بیرون نمیذارم ، ولی خانواده ام از 9 سالگی تا همین الان به زور منو چادری کردن و میگن باید چادر سرت کنی وگرنه ما تو فامیل آبرومون میره .

    جالبیش اینه که هر وقتم. چادرم کهنه بشه و بخوام برم چادر بگیرم با هزار بدبختی و اعصاب خوردی پول چادر بهم میدن ...

    نمیخوام بهم از مزایای چادر بگین ،چون خودم همه شو حفظم اونقدر که زیر گوشم خوندن . من به خانواده ام میگم نظرم اینه که من دیگه بچه نیستم که شما به زور بخواین در مورد کوچکترین چیزها هم که خودم توش حق انتخاب دارم ،نظرتونو به زور بهم اعمال کنید و مجبورم کنید به خاطر حرف مردم چادر سر کنم در صورتی که من دوست دارم مانتوییه با حجاب باشم و سختمه چادر سرم کنم .

    خدا هم تو قرآن گفته حجاب، نگفته حتما این حجاب چادر باشه . من با چادر مخالفت ندارم فقط سختمه تا الانم به زور سرم کردم ولی الان با خودم میگم من یه آدم عاقل و بالغم، قدرت تشخیص خوب و بد و درست و نادرستم دارم... چرا باید برای ابتدایی ترین مسایل ، مثل نوع پوشش ، دیگران برام تصمیم گیری کنن؟

    شما اگه جای من بودید چطوری خانوادتونو راضی میکردید؟

    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۴۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۷۰
    • سه شنبه ۵ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۲۵

    5 ساله که به بعضی صداها حساسیت شدید پیدا کردم

    سلام

    من 23 سالمه . نزدیک 5 ساله که نسبت به صداهایی همچون صدای غذا خوردن آدما که ملچ ملچ می کنند ،صدای مش مش آدما که  سرما خوردند ، صدای ضبط صوت همسایمون که بلند می کنه و صداش تا خونه ما هم میاد ، صدای خر خر کردن آدما ،  حتی اگه توی فیلم باشه و الکی باشه حساسیت پیدا کردم  ...

    وقتی این صداها رو می شنوم به شدت اعصابم بهم می ریزه دست چپم و پای راستم بی حس میشن و می سوزند ، پیش روانشناس و روان پزشک هم رفتم گفتند شرطی شدی و ذهنت با یه صدا شروع میکنه به این که اعصابتو بهم بریزه .

    گفت روزی چند بار مدیتیشن انجام بده و کلی بهم دارو دادند اما بازم فایده ای نداشت . فکر کنم از موقعی که  واسه کنکور لعنتی می خوندم این جوری شدم از بس به خودم فشار می  آوردم که روزانه قبول شم اما حالا دانشگاه فردوسی قبول شدم اما نمیتونم از دوران دانشجوییم لذت ببرم .

    از همون 4 یا 5 سال پیش توی یکی از سینه هام یه غده به اندازه ی یه بند انگشت در اومده که خیلی درد میکنه .هنوزم هست چند وقت پیش به مامانم گفتم رفتیم پیش دکتر ،سونوگرافی نوشت اما روز بعدش مامانم واسم گل گاو زبون  گرفت و گفت انقدر جوش الکی نزن ( و کلی هم دعوام کرد که چرا سر چیزای الکی جوش می زنم که این طوری بشم .   من همه ی اینا رو می دونم اما دست خودم نیست) ببرمت دکتر بلا سرت میارن و میگن سرطانه و باید سینتو درش  بیاریم ...

    شما چه راه حل هایی سراغ دارید ؟ تو رو خدا کمکم کنین! امید به ازدواجم ندارم آخه کی با یه آدمی مثل من که داره سلامتیشو با دستای خودش نابود میکنه ازدواج میکنه ؟

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۳۸
    • دوشنبه ۴ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۲۵

    از پشیمون شدن بعد از انتخاب خواستگار می ترسم

    سلام خدمت همه ی دوستان

    من دخترم و با توجه به سنم هم خواستگارهایی دارم... اما واقعا نمیدونم که به چه شخصی باید جواب مثبت بدم... نمیدونم چه جوری بگم ، در واقع خیلی میترسم... ازدواج یک امر مهم و به نظر خودم مهمترین تصمیم در زندگیه که خب به راحتی هم نمیشه پشیمون شد... و من دقیقا از همون پشیمون شدن میترسم... تا به حال عاشق نشدم و میترسم که بعد از ازدواج اون علاقه ای که باید ایجاد بشه نسبت به طرف مقابلم ایجاد نشه ... .

    من خودم دختر احساساتی و فوق العاده مهربونی هستم به گفته های اطرافیانم... و میدونم که اگه اشتباهی توی انتخابم رخ بده واقعا ضربه میخورم و یه جورایی باید بگم که نابود میشم... نمیدونم این ترس عادیه یا نه ولی واقعا خیلی میترسم...

    از طرفی هم دوست دارم همه ی این احساسمو پای کسی بذارم که ارزششو داره... اما اون ترسی که توی وجودمه حتی نمیذاره بسنجم و انتخاب کنم....

    لطفا راهنمایی کنید که چطور ازدواج کردید و چطور فهمیدید که طرف مقابلتون به دردتون میخورده و بعدش پشیمون نمیشید...

    ممنون

    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۰۷
    • يكشنبه ۳ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۱۵

    با کم محبت بودن نامزدم مشکل دارم

    سلام خسته نباشید

    من دختری 19 ساله ام و نامزدی 27 ساله دارم. مشکل من با ایشون در کم محبت بودنشون  هست . در صورتی که من محبت زیادی بهشون میکردم و دختر خیلی رمانتیکی هستم.

    بعد از مدتی اعتراض کردم نسبت به رفتارش" چه با دعوا چه به ارومی " و محبتم رو کمرنگ کردم تا خودش بیاد سمتم. اوایل یه مقدار بهتر شد. اما باز به روال قبل برگشته. به صورتی که نه محبت زیادی از طرف من هست نه ایشون.

    برای مثال ( در طول روز اصلا بهم زنگ نمیزنه مگر کار خاص و ضروری ای پیش بیاد و اخر شب ساعت 12-2 با من تماس میگیرن و حدود 2-3 ساعت صحبت میکردیم، اما به تازگی بهم میگه بخاطر کارم دیگه نمیتونم شبا باهات صحبت کنم فقط بهت شب بخیر میگم، و در طول روز هم وقت نمیکنم و تو باید منو درک کنی.

    هر چند وقت یک بار که اعتراض میکنم میگه که من کارم سخته و وقت ندارم و ادعا میکنه که بی نهایت منو دوست داره و زندگی بدون من براش پوچه . اما با توجه به رفتارش فکر میکنم این احساس واقعی نیست. تو جمع با من صحبت نمیکنه و توجه خاصی نداره، و میگه به دلیل اینکه به هم محرم نشدیم صحیح نیست.

    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۲۰
    • يكشنبه ۳ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۰۰

    مگر ازدواج برای دوران جوانی است ؟

    سلام
    دختری ١٩ ساله هستم و به تازگی خواستگاری مناسب دارم اما جوابم منفی است. اول به دلیل فرهنگ های خانوادگی و اینکه در کل سِنَّم پایین است و در فامیل ما معمولا دختر ها بعد ٢٢ ازدواج می کنند و برنامه هایی برای ادامه تحصیلم دارم که فعلا نمی توانم ازدواج کنم.
    دلیل دوم من علت ارسال این سوالم است.
    و آن اینست که اخیراً ماجراهایی از بعضی آقایان دیده و شنیدم ام و در حال حاضر به شدت ناامید و مأیوس شده ام و چشمم ترسیده است. و حتی گاهی به خودم می گویم تا آخر عمر ازدواج نخواهم کرد از اول این طوری نبودم.
    در کل من دختری احساساتی و جز دسته لمسی ها هستم و در کل گرم نیز می باشم و تا چندین ماه پیش مشکلی نداشتم که ٢٢ سالگی به بعد ازدواج کنم. اما جدیدا با وقایع جدیدی روبرو شدم.
    یکی از اقوام دورمان که آقای مُسِنی است و به علت بالا رفتن سن همسرش ( هر چند خودش هم سنش بالا رفته) زن دیگری که جوان تَر است گرفت . و من که بسیار خانمش را دوست داشتم دلم خیلی برایش سوخت. این کار به شدت از این آقا بعید بود و بسیار مورد اعتماد و احترام  بود.
    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۵۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۱۷۴
    • شنبه ۲ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۴۵

    دختر داییم دوست پسری داره که به دنبال زنا با اونه، چکار کنم ؟

    سلام

    دختری 18 ساله م و دختر داییم 15 سالشه . زیاد با خانواده ی داییم رفت و آمد نداریم ولی از طریق تلگرام  با دختر داییم در ارتباطم از عید . خونواده ی هر دو متوسط از نظر مالی و مذهبی .البته ما بیشتر مذهبی هستیم اونا کمتر. اصل قضیه اینه که دختر داییم مسائل شخصیشو به من گفته . از رابطش با دوست پسرش و قراراشون و کلا همه چی رو . پیامای پسره رو تو گوشیش خوندم . کاملا فهمیدم دنبال زنا هست اون پسر . ولی دختر داییم میگه اون منو واسه ازدواج میخواد .

    شرایط پسره خوبه، قیافه، وضع مالی، خانواده ، اخلاق (منظورم خوش اخلاقیش هست) و ... . من الآن دو تا مشکل واسم پیش اومده:
    1. چطور بفهمونمش که اون پسر ، پسر درستی نیست . زیاد دختر داییم معتقد نیست آخه ، و فکر میکنم چیزی بگم فکر کنه از سر حسادته
    2. خودم از وقتی باهاش حرف زدم هوایی شدم.
    چیکار کنم؟

    موضوعات مرتبط: مسائل دختران جوان ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۵۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۸۹
    • شنبه ۲ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۲۵

    چرا مثل بقیه دخترا حیا ندارم ؟

    سلام

    راستش من یه مشکلی دارم، بارها تصمیم گرفتم برم پیش مشاور ولی روم نمیشه، میترسم راجع بهم بد فکر کنه . سنم بالای 25 هست و نامزد دارم ( 6 ماه صیغه محرمیت خوندیم برای شناخت بیشتر ) .

    من تا حالا دوست پسر نداشتم، بخاطر اعتقاداتم تا حالا هر پسری برا دوستی بهم پیشنهاد داد رد کردم، ولی اردوی مختلط با بچه های دانشگاه زیاد میرفتم، اینطور نیستم که یه پسری ببینم معذب شم، متاسفانه روم تو روی پسرا باز شده و خیلی گرم و راحت باهاشون برخورد میکنم، میترسم این اخلاقم برام مشکل ساز شه .

    البته این اخلاقو یادمه از بچگی داشتم، از 9 سالگی بابام منو از بین پسرا میاورد بیرون و هی میگفت دیگه داری بزرگ میشی و نباید با پسرای غریبه بازی کنی و انقدر باهاشون گرم بگیری چون اینا نامحرمن.

    اصلا نمیدونم چیکار کنم که بتونم یه حریمی بین خودم و پسر یا مردی که باهاش صحبت میکنم احساس کنم، مثلا میرم پاساژ لباس بخرم انقدر گرم و صمیمی برخورد میکنم و با طرف میگم میخندم که آخرش طرف شماره میده بهم!!!

    منم تا از مغازه میام بیرون هی عذاب وجدان میگیرم که این چه غلطی بود کردم و چرا با یه نفر که نمیشناسم انقدر حرف میزنم!!! با راننده تاکسی، با نونوا، با پزشک درمانگاه، با مامور راهنمایی رانندگی، با پارکبان، با پسرای دانشگاه و محل کار، با کارمند بانک ... خلاصه به همه لبخند تحویل میدم و خیلی راحت جذب میشم!!!

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۱۰۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۳۶۰
    • جمعه ۱ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۳۰

    اشتباه کردم که خیلی زود به خواستگارم دل بستم

    سلام

    از خودم بگم از لحاظ قیافه و قد و تیپ و اینا در حد معمولی رو به بالا هستم البته به گفته اطرافیانم ، اهل نماز و خدا و پیغمبر هستم . تنها مشکل من احساساتی بودنم هست .

    بنده اخیرا یک خواستگار داشتم تقریبا موجه بودن و بعد از چندین بار ملاقات و صحبت های اولیه احساس کردم یه ایشون علاقه پیدا کردم . البته وقتی فهمیدم دوسش دارم که خواستگاری بهم خورد یعنی از طرف خانواده ها بهم خورد اینم بگم کاملا سنتی با هم آشنا شده بودیم .

    حالا که از طرف خانواده هامون با هم تفاهم نداشتن و بهم زدن خواستگاری رو احساس خوبی ندارم یعنی انگار شکست خوردم . تا بحال به هیچ پسری اینقدر فکر نکرده بودم البته اوایل حسی نداشتم اما کم کم احساس پیدا کردم و وقتی دیدم همه چیز  بهم خورد منم انگار شکست خوردم انگار عشقم رو ازم گرفتن  .

    اینم بگم کاملا همه چیز منتفی شده و امکان برگشتی نیست مگر اینکه خدا معجزه ای کنه . حالا سوالم از شماها اینه که چکار کنم اینقدر زود دل ندم ؟

    بنظرم اشتباه کردم وقتی که هیچ چیز  قطعی  نبود بهش  احساس پیدا کردم . الانم خیلی دلم براش تنگ میشه اما نمیتونم حرفی بزنم فکر میکنم نمیتونم دیگه به هیچ پسری فکرکنم میدونم این افکار و احساسات کاملا اشتباهه و شاید زود گذر اما دلم اینروزا یه حس بدی بهم میده .

    خواهش میکنم برامون دعا کنید اگر خوشبخت میشیم دوباره همه چیز رو به راه بشه من واقعا دلم پیش اون آقا گیره ایشون هم بی رمق نیستن نسبت به من .

    سپاس از تمامی کاربران محترم سایت

    پاینده باشید

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۷۷
    • پنجشنبه ۳۱ فروردين ۹۶ - ۲۲:۳۳

    برو بالا