خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

لینک های روزانه آخرین نظرات آخرین مطالب

۸۶۵ مطلب با موضوع «مسائل پسران جوان» ثبت شده است

هیچی ارزش اینو نداره که پا رو شرفت بذاری

سلام به همگی

ایام فاطمیه رو بهتون تسلیت میگم

راستش نمیدونم از کجا شروع کنم ... دیشب داشتم تو یه گروه تلگرامی که حدودا 200-300 تا عضو داشت داشتیم بحث میکردیم با بچه ها سر یه موضوعی که به ناگاه یه مشتی عکس زشت ( پورن ) بصورت رگباری توی اون گروه پست شد .

راستش رو بگم مو به تنم سیخ شد و تمام بدنم یخ کرد حتی تا چند ساعت بعدشم همین طور بودم بعدش سریع لفت دادم  ... این پست رو گذاشتم که اون دوستایی که این عکس ها رو میذارن توی گروه ها ( حالا نمیدونم هدفشون چیه دقیقا ، فازشونو نمیدونم )  یا در کل تو فضای اینترنت رو مخاطب قرار بدم بگم که داداش من خواهر من فکر کن همین عکس رو آبجی یا داداش خودت میبینه چرا این کارو میکنی ؟! بخدا هیچی ارزش نداره که پا رو شرفت بذاری ...

ضمنا فکر نکنین یه پسریم که تازه به سن بلوغ رسیده ..نه.. 22 سالمم هست ...میدونم من مرتکب تقصیری نشدم ولی این عذاب وجدان از دیشب تا حالا ولم نمیکنه . اونم تو ایام فاطمیه


موضوعات مرتبط :
مسائل پسران جوان مسائل دختران جوان مسائل اجتماعی روز جامعه مطالب کاربران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۹ نظر
    • ۷۵۸ بازدید
    • يكشنبه ۲۹ بهمن ۹۶ - ۲۱:۴۱

    زن‌ذلیلی یا حُسن معاشرت؟!

    سلام

    در فرهنگ ایران امروز مشهور است که اگر کسی با همسرش حُسن معاشرت داشته باشد، از سوی اطرافیان به «زن‌ذلیلی» وصف می‌شود! در این مختصر کاری به معنای حقیقی «زن‌ذلیلی» در اصل شکسته‌ شدن غرور مرد و بردگی نوین در مقابل زن باشد نداریم، تنها نگاهی شرعی به «حُسن معاشرت» خواهیم انداخت!

    خداوند در قرآن مجید فرموده است: "عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ" (النساء/19)، یعنی: با همسرانتان، بطور شایسته و نیکو معاشرت کنید!

    در اوضح التفاسیر (1/94)، در بیان معنای آیه آمده است: «یعنی با مؤدت و مهربانی که خداوند بین همسران واجب گردانده، با آنان رفتار کنید!»


    موضوعات مرتبط :
    مسائل اعتقادی مسائل پسران جوان مسائل دختران جوان مسائل رفتاری دوران عقد مشورت در زن داری مشورت در شوهرداری

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۱ نظر
    • ۱۲۳۰ بازدید
    • شنبه ۲۸ بهمن ۹۶ - ۲۰:۴۶

    می خوام تو تهران یا شهرهای اطرافش امریه بگیریم

    سلام دوستان خسته نباشید

    من سوالم در مورد سربازی هست . من اول اردیبهشت اعزام به خدمتم . الان می خوام اگه میشه تو تهران یا شهرهای اطرافش امریه بگیریم که به هر دری زدم متاسفانه نشد . الان اگه جایی رو می شناسید که امریه می گیرن لطفا معرفی کنید چون واقعا نه پارتی دارم نه هیچی.

    اگه امریه هم نشد حداقل دنبال اینم که جذب سپاه بشم تو رو قرآن اگه جایی رو تو تهران یا شهرهای اطراف تهران مثل شهریار، رباط کریم خصوصا غرب تهران یا کرج می شناسین که نیازی به پارتی نداره معرفی کنین

    مرسی


    موضوعات مرتبط :
    مسائل پسران جوان

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۲۵ نظر
    • ۵۶۹ بازدید
    • شنبه ۲۸ بهمن ۹۶ - ۲۰:۴۲

    تعریف شما از کلمه ی "دماغو" چیه ؟!

    سلام

    من توی خیلی از پست های سایت دیدم که کاربرا نوشتند که دماغو ، میخواستم بدونم منظور شما از این واژه دقیقا چیه؟ منظورتون از اینکه میگید دماغو یعنی کسی که دماغ بزرگی داره؟ منظورتون از دماغو کسی هست که مثلا سرما خورده و بینیش اومده بیرون؟

    مثلا توی پست ها دیدم که دخترا نظر گذاشتن که خواستگار نداشتن بهتر هست از اینکه با یه آدم دماغو ازدواج کنی ! یا اینکه نوشته منم خواستگار درست و حسابی نداشتم یا دماغو بوده و یا ... ، خیلی وقته این موضوع ذهنم رو درگیر کرده .

    سوال آخرم اینه که یعنی ازدواج با یه پسر که دماغش بزرگه برای شما دخترا یعنی دیگه آخر بد بودن هست؟؟


    موضوعات مرتبط :
    مسائل پسران جوان

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۲۴ نظر
    • ۷۰۹ بازدید
    • شنبه ۲۸ بهمن ۹۶ - ۲۰:۳۴

    نظر پسران در مورد حذف مهریه در قبال کمک در تهیه جهیزیه دختر

    سلام وقت بخیر

    دوستان لطفا کمی از وقت ارزشمندتون رو در اختیارم بذارید تصمیم دارم مقاله جامعه شناسی ارائه بدم ... قبل از هر چیزی بگم این پست ویژه آقایونه ( چون الان فمینیست ها میریزند سرم ؛ ) خانم ها خواهشا نیاید بگید که این چه سوالیه و ارزش زن رو پایین نیارید و فلان ؟! من منظوری از این پرسش دارم و باید به نتیجه ای برسم ...

    آقایون شرایطی و بیان میکنم و فقط لطف کنید بگید از نظر شما پذیرفتنی هست یا خیر ؟!

    اگر دختر‌ خانمی مهریه نخواد ... شاغل هم باشه و تمام خرج و مخارج عروسی هم با شما تقسیم کنه ( دقت کنید با شما نه خانوادتون البته تا حد امکان عروسی ساده باشه و بیشتر پولشو بذارید با هم روی خونه و فقط فامیلهای درجه یک و عروسی و عقد هم یکی باشه  ) خب تا حدودی این  مسئله اقایون حل شد میمونه چیزی که دغدغه دختراست یعنی جهیزیه ... حاضرید با خانومتون در حد نیازتون جهیزیه رو تهیه کنید و سر کم و زیاد بودن جهیزیه غر غر نمیکنید ؟ ( منظورم اینه که فقط روی خودتون دو تا حساب باز کنید نه خانواده هاتون و از تجملات دوری کنید و بد ها به مرور زمان سطح زندگیتونو ارتقا بدید و بقیه لوازم مورد نیازتون رو خودتون تهیه کنید نه اینکه از روز اول همه چیز حاضر و آماده باشه ) ( البته میدونم که در خیلی از شهر ها آقایون باید وسایل سنگین رو بدند که من با اینم موافق نیستم دقت کرده باشید گفتم با کمک خود دختر و پسر ) حتی اگر بسیار ساده هم بود حاضرید پای این زندگی باشید ؟ و از کنار هم پیشرفت کردن لذت ببرید .


    موضوعات مرتبط :
    مسائل پسران جوان مسائل دختران جوان مهریه جهیزیه

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۱۱۶ نظر
    • ۱۹۰۰ بازدید
    • يكشنبه ۲۲ بهمن ۹۶ - ۱۹:۰۶

    می خوام از فاز سکوت مطلق بیام بیرون

    سلام دوستان
    من امسال بعد چند سال پشت کنکوری بالاخره خودمو به یه رشته پیراپیزشکی راضی کردم و اول بهمن وارد دانشگاه شدم. یه شهر کوچیک اما نزدیک به شهر خودمون درس میخونم.
    من قبل اینکه بیام دانشگاه با اینکه خیلی شخصیت آرام و ساکتی دارم، در عین حال خیلی اجتماعی بودم. درونگرا بودم و کم حرف میزدم اما خجالتی نبودم. در برقراری ارتباط با آدمای جدید ناتوان نبودم اصلا. اما الان تو خوابگاه به مشکل برخوردم. اصلا نمیتونم با هم کلاسام ارتباط درست حسابی برقرار کنم.
    احساس میکنم اصلا متعلق به اون جمع نیستم. در حالیکه فاصله سنی ما حداکثر دو ساله شایدم کمتر.اما تحمل اینهمه شلوغ کاری و پرحاشیه بودنشون رو ندارم. تحمل اینکه شبا دور هم جمع میشن و هر چرت و پرتی رو به زبان میارن ندارم.
    توی همه این دورهمی هاشون منم دعوت میکنن. منم نه نمیگم بهشون چون به هر حال هم کلاسیم و نمیخوام فکر کنن خودمو میگیرم یا هر چی.
    اما واقعا تحمل اون جمع شلوغ رو ندارم.اتاق ما خیلی خلوتتر و آرومتره و من واقعا احساس راحتی دارم با این بچه های ترم بالاییا.اما تحمل هم کلاسیامو ندارم. این ویژگی خیلی شلوغ بودن اونا رو بذارین در کنار حس غریبی و دلتنگی و البته ترس من.
    من اینجا واقعا میترسم.از تنهایی، از اینکه خوابگاه یه عالمه سوسک و مارمولک داره، از اینکه نتونم با بچه ها ارتباط برقرار کنم، از درسهای سنگین، حتی از اینکه خوابگاه ما محل یه بیمارستان قدیمیه که بازسازی شده و ما دقیقا مجاور سردخونه قدیمی این بیمارستانیم....
    خلاصه اینکه تمام این حسها دست به دست هم دادن و از من یه آدم فوق العاده ساکت و کم حرف ساخته که کلا تو فاز سکوت مطلقه! و من عذاب میکشم از اینکه مدام توی جمع بهم بگن چرا انقدر ساکتی؟!
    این شخصیت جدیدم داره حوصله خودمم سر میبره چه برسه به بقیه. چیکار کنم از این حس و حال بیرون بیام؟

    موضوعات مرتبط :
    مسائل پسران جوان مسائل دختران جوان

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۱۲ نظر
    • ۵۹۴ بازدید
    • جمعه ۲۰ بهمن ۹۶ - ۲۰:۰۱

    برو بالا