خانواده برتر

انتخاب همسر، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

۳۹۷ مطلب با موضوع «مسائل پسران جوان» ثبت شده است

فکر دختر داییم نمی ذاره که درست درس بخونم

سلام

من یک پسر هفده ساله هستم با قد 181 و وزنم  60 . ادمیم  که کلا ورزش خیلی میکنم و هیکلمم عالیه کلا چربی ندارم هیکلمم سیکس پکه  و از لحاظ قیافه هم همه میگن خیلی خوشگلی (تعریف از خود نباشه ولی چشمام یکم درشته و مشکی و تمام . دوستان و اطرافیان میگن خیلی خوشکلی ) مشکل من اینه که عاشق دختر داییم شدم. که پنج شیش ماه ازم کوچیک تره البته یک چیزم بهتون بگم اولا اون به من علاقه مند شده بود و به یکی از دخترای فامیلمون اینو گفته بود بعدا اونم اومد کف دست من گذاشت یعنی رازشو به من گفت بعدا که فهمید من دونستم کلی گریه کرد ولی الان از اون ماجرا دو سال میگذره و منم بهش علاقه من شدم علاقه که چه عرض کنم عاشقش شدم.

اینم بگم هر وقت ازش میپرسم من ادم خوشگلیم یا نه میگه نه خیلی خوشگلی نه زشتی معمولی هستی میگه اصلا تا الان ادم قشنگ ندیدم البته اینارو جلو بقیه ازش میپرسم و این جواب رو جلو بقیه میده.

  • ۰ موافق ۳ مخالف
  • ۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۰۷
    • پنجشنبه ۱۸ آذر ۹۵ - ۲۲:۱۵

    خانم های مذهبی چه زمان هایی برای شوهرشون آرایش میکنند ؟

    سلام

    من خودم مذهبی هستم ( پسرم) ، یه سوال داشتم از خانوم های مذهبی؛

    این خانوم ها که بیرون از خونه آرایش نمیکنن ( که صد البته کاره پسندیده ای هست ) داخل خونه هم که به خاطر نماز باید وضو گرفت، سوالم اینه که آیا این خانوم ها، جلوی شوهر تو روز های عادی ( نه فقط هنگام برقراری رابطه ) بدون آرایش هستن؟ یعنی لاک و آرایش صورت و اینا نمیکنن؟ فقط موقع رابطه جنسی آرایش میکنن ؟

    لطفا خانوم های متاهل بگن

    ممنون

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۴۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۱۵
    • پنجشنبه ۱۱ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۵

    چند سوال در مورد عمل واریکوسل

    سلام خدمت کاربرای عزیز

    من 5 ساله که واریکوسل دارم و اقدامی نکردم چون اولا بچه بودم و روم نشد به کسی بگم ،دردم نمیکرد و اینکه وضع مالیم هم خیلی بده. حالا چند تا سوال ازتون داشتم لطفا اگه کسی اطلاعات داره کمکم کنه.

    1- هزینه این عمل توی بیمارستان دولتی چقدره؟

    2- برای معافی گرفتن از این طریق باید قبل عمل مراجعه کرد یا بعد عملم اگه برم امکانش هست؟

    3- اگه یه سال دیگه عقب بندازم تا درسم تموم بشه مشکلی پیش میاد ؟ هر چند از وقتی فهمیدم باعث نا باروری میشه خیلی ناراحت شدم ولی فکر نمیکنم یه سال دیگه فرقی بیاره.

    ممنون از همه

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۹۷
    • دوشنبه ۸ آذر ۹۵ - ۲۲:۱۰

    24 سالمه ، دوباره می خوام شروع کنم به درس خوندن

    با سلام

    پسری ۲٤ سالە هستم چند وقتە عذاب وجدان اینکە چرا درس نخوندم و نتونستم مثە دوستام دانشگاە برم و الانم بعضیاشون سرکار رفتن .

    ولی من نه کارە درست حسابی واسم پیدا شد و نە موقعیت مناسب، سربازیم رفتم ولی چند روزە که خیلی بهم فشار میاد و دوست دارم درس بخونم ولی بعضی وقتا به این فکر میکنم که دیگە سنی ازم گذشتە و این برای من امکان پذیر نیست .

    اونای که تجربە دارن خواهشا جواب بدین که امیدی هست درس بخونم کنکور بدم ؟

    تشکر

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۴۳
    • سه شنبه ۲ آذر ۹۵ - ۲۲:۱۵

    چطور به پدر اورولوژیستم بگم که در ناحیه تناسلیم درد شدیدی دارم ؟

    سلام

    من پسری 19 ساله هستم با پدرم زندگی میکنم معذرت میخوام این سوالو میکنم ولی مدتیه یه درد خیلی مبهم و شدید از ناحیه تناسلی دارم خیلی اذیتم میکنه به طوری که نصف شبا یا موقع احتلام از خواب بیدارم میکنه .

    تا بحال هم خودارضایی نداشتم . مشکل اصلی من الان اینه که پدرم اورولوژیسته و من و پدرم با هم زندگی می کنیم مادرم چند ساله فوت کرده و تو این شهر هیچ آشنایی نداریم فقط و فقط مجبورم به بابام بگم ولی واقعا روم نمیشه اصلا روم نمیشه .

    من تا حالا بهش تو نگفتم و به قول قدیمیا پامو جلوش دراز نمیکنم  الان نه تنها از گفتنش خجالت میکشم میترسم بخواد خودش معاینم کنه تصور اینکه بخواد در این رابطه حتی چند تا سوال ازم بپرسه داغونم میکنه چون واقعا خیلی برام جذبه داره و ازش خجالت میکشم  .

    اگه هم به متخصصای دیگه مراجعه کنم بدون اطلاع پدرم اگه بفهمه که بهش نگفتم قطعا ناراحت میشه چون همه رو میشناسه و در این صورت بالاخره میفهمه و دلخور میشه که بهش اطلاع ندادم من واقعا چیکار کنم بگم بهش؟ چطوری بگم؟  چه جمله ای بگم؟ این درد نگرانم کرده .

    و اینکه اگه معاینم کنه گناهه ؟ اینو بخاطر این میپرسم که پدرم خودشون تا حدی مذهبی هستن و اگه این کار از نظر شرعی گناه باشه این کارو نمیکنه .

    خیلی ممنون میشم اگه کمکم کنید

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۳۷
    • پنجشنبه ۲۷ آبان ۹۵ - ۲۲:۰۵

    رابطه بین دختر و پسر تا چه حد قابل قبوله ؟

    سلام

    من یه سوالی داشتم که خیلی سرنوشت سازه . بنابراین لطفا راحت از کنارش نگذرین و هر کس نظرشو بگه... خواهش می کنم . رابطه بین دختر و پسر تا چه حد قابل قبوله ؟

    ببینید فرض کنید من توی دانشگاهی که هستم با دختر خانمی آشنا شدم که از دیدگاه ظاهری با معیارها من منطبق هس... ولی این شناخت کاملا سطحی هست... ولی برای رابطه ی جدی تر معیار های ظاهری کافی نیس...

    حالا سوال اینجاست که مرحله بعدی چیه؟ چگونه وارد رابطه ای با او شوم که هم به درون یا رفتارهایی درونی اون پی ببرم و در آن واحد وابستگی ای در اون ایجاد نکنم؟

    نظر خودم اینه با اون یه رابطه دوستی مث رابطه خودم با دیگر دوستای هم جنسم برقرار کنم تا بتونم ببینم واقعا اون همون کسی هست که من دنبالش بودم یا نه ولی از این می ترسم که اونو به خودم وابسته کنم... کجای نظر من اشتباهه ؟ لطفا از دیدگاه عقلانی و منطقی پاسخ بدید نه عقیدتی و مذهبی

    پیشاپیش از نظراتی که می ذارید و وقتی که میذارین ممنونم

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۶۹
    • سه شنبه ۱۱ آبان ۹۵ - ۲۲:۳۵

    کمکم کنید سرم رو گرم چیزایی بکنم که واسم نون و آب داشته باشه

    سلام

    من یه پسر 19 ساله ام، دانشجوام و رشته تحصیلیم خوبه. درسخون هم تا حدودی هستم. مشکلی که من دارم علی الظاهر، همه تجربه اش میکنن و باهاش راه میان اما من فکر میکنم شرایطم تا حدودی خاص باشه.

    ببینین من آدم مذهبی هستم و شخصیت آروم و کم تنش دارم. بیرون از خونه و مخصوصا دانشگاه دخترهای همسن خودم رو زیاد میبینم. رنگارنگ و از همه مدل و متاسفانه کنجکاوی و جاذبه جنسی و کلا همه چی باعث میشه فکرم متوجهشون باشه و حواسم پرت شه. تا اینجاش روتینه و برای همه آشناس. اما من شرایطی دارم که این مسئله رو برام حادتر میکنه:

    1.من کم حرفم. روزانه تو دانشگاه یا بیرون از اون تا وقتی لزومی نباشه تقریبا با هیچ خانومی حرف نمیزنم و این قضیه یه جورایی داره تابو میشه.

    2.من پرکاری تیروئید دارم؛ این باعث میشه با کمترین استرس دست و پام شروع به لرزیدن کنن و حالت ناخوشایند و خجالت آوری پیش بیاد. همینطور باعث میشه دائما بیقراری داشته باشم.

    3.علیرغم علاقه ظاهری و یه هوس های موقتی، هیچ علاقه ای به اطوارهای هم نسلای خودم علاقه ندارم.

    4.ارتباط با جنس مخالف ابدا برام امکان پذیر نیست چون اولا مذهبی ام ثانیا تا حدودی عاقلم! خلاصه که این امکانش نیست.

    5. من اطمینان خاطر دارم که هیچ کسی به من علاقه عاطفی نخواهد داشت!! حتی از نوع زودگذرش!! بی تعارف!! اصلا و ابدا هیچ جذابیتی ندارم.

    6.من هنوز خامم و جوون و صحیح نیست به این قضایا ورود کنم

    7. از همه مهمتر و اصلی ترین دلیلی که بخاطرش به اینجا رو آوردم، من دچار خیالبافی و توهم هستم... متاسفانه خیالبافی ذهنم رو اشغال میکنه و تمرکزم رو بهم میزنه. و این وقتمو تلف میکنه و از واقعیت دورم میکنه.

    8. من قوای جنسی سالم و فعالی دارم!!

    خلاصه بخوام بگم اینکه من در معرض هوس هایی هستم و امکان دور شدن از این فضاها برام وجود نداره؛ ذهنم درگیر مسائلی میشه که سرانجام ندارن و خودمم میدونم که اشتباهه.

    اما شرایطی که دارم باعث میشه این فکرهای بی اساس اذیتم کنن و آرامش و کار و زندگی رو ازم بگیرن. باید به هر نحوی که هست از دست این احساس نیاز کاذب راحت شم.

    لطفا کمکم کنین که عاقلانه تر رفتار کنم و با شرایطی که خودم و جامعه ام داره، (خوب یا بد) کنار بیام و سرم رو گرم چیزایی کنم که واسم نون و آب داشته باشه .

    ممنونم

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۲۲
    • پنجشنبه ۶ آبان ۹۵ - ۲۲:۱۵

    آیا راه خونگی هست که بشه دائم رنگ مو ها رو تغییر داد ؟

    با سلام

    ببخشید میخواستم بدونم ایا راه خونگی هست که بشه دائم رنگ مو ها رو تغییر داد ؟ ایا راه پزشکی ای هست ؟ ( در صورت نبود راه خانگی ) . من مو های مشکی ای دارم و میخوام رنگ مو هام از مشکی به فندقی تغییر رنگ پیدا کنه .

    لطفا نگید این کار درست نیست و ... و این موضوع برای من تموم شده هست و تصمیمم قطعیه . در ضمن پسری هستم ١٩ ساله .

    ممنون

  • ۱ موافق ۴ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۳۳
    • سه شنبه ۲۷ مهر ۹۵ - ۲۲:۳۰

    الان دیگه حتی نمیتونم ۵ دقیقه درس بخونم

    سلام

    من ۱۷ سالمه. من از اول دبستان شاگرد اول بودم .خیلی درسخون. کلا عاشق درس خوندن بودم و حتی تفریحم هم درس بود. اما سال ۹۴ که سوم دبیرستان بودم، از اذر ماه نمیدونم چی شد که دیگه نتونستم درس بخونم کلا حوصلم نمیکشه. یا نمیدونم مغزم قفل شده یا ... ۵ تا روانپزشک رفتم یکی گفت افسردگی اون یکی گفت اضطراب و وسواس فکری ... کلا کسی نمونده که پیشش نرم روانشناس، طب سنتی، سوزنی، نوروفیدبک و ...

    اما اصلا خوب نمیشم. من تو فرزانگان درس میخونم و شاگرد تاپ اونجا بودم اما با این مشکل نتونستم برم مدرسه و خرداد و شهریور هم نرفتم. منی که معلمام امید داشتن واسه پزشکی ،‌ حتی دیگه نمیتونم ۵ دقیقه درس بخونم.از این رو به اون رو شدم.هزار جور قرص خوردم.حتی گریه پدر و مادرمم دیدم. خیلی عذاب میکشم. دیگه به اخر خط رسیدم. تو رو به قران هرکی میتونه کمکم کنه.

    التماس میکنم

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۳۹
    • دوشنبه ۲۶ مهر ۹۵ - ۲۲:۲۰

    چون با خوهرام بزرگ شدم کلا شبیه دختران رفتار می کنم

    سلام
    من یه پسر ۱۷ ساله هستم . من از بچگی با ابجیام بزرگ شدم برا همین الان که بزرگ شدم خیلی اذیتم. اداهام حرف زدنام همش مث دختراس .
    تو فامیل شوخی شوخی حرفاشونو بهم میزنن ولی بشون میگم بدل نگرفتم ولی دلم میشکنه
    تو مدرسه که مسخره اینو اون بودم ، زوری از خودم ندارم یعنی کلا زور ندارم ، آدم خسته اییم شل ول هستم .
    بچه محلا بهم میگن بیا باشگاه بدنتو بالا بیار ولی هر زمانی که وقتش میشه میگم نمیرم پشیمون میشم مترسم. خجالت میکشم نمیدونم حالا این خجالت از چیه ؟
    از اخلاقم خیلی خسته شدم از دخترونه بودنم عاصی شدم . همیشه رو به خدا میشم گریه میکنم که چرا منو به دنیا اوردی که اینو اون مسخرم کنن. زندگیم عذابه  .
    تو رو خدا بگید چه کنم از این اخلاق دست بردارم . دست خودم نیس کمکم کنید
  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۸۳
    • دوشنبه ۲۶ مهر ۹۵ - ۲۲:۰۰

    سربازی و مرخصی تحصیلی

    سلام

    من دانشجوی ارشد روزانه برق هستم. الان ترم 5 هستم و واحد پایان نامه م باقی مونده. من بعلت مشکلات روحی و از دست دادن انگیزه و موارد دیگر نتونستم دوره ارشد رو خوب درس بخونم و دو ترم مشروط شدم و الان در معرض اخراج هستم.

    البته از طریق مرکز مشاوره چون پرونده دارم درخواست دادم برای بازگشت به تحصیل. که احتمالا قبول کنن تا پایان نامه م رو دفاع کنم. اما مشکلی که هست اینه که معدلم خیلی پایینه (13/17) و حتی پایان نامه رو 20 هم بتونم بشم بازم به 14 میرسه.

    حالا من موندم ادامه بدم و تلاش کنم برای بازگشتن به تحصیل یا بیخیال شم و برم سربازی و دوباره کنکور ارشد بدم و از نو شروع کنم. خودم دلم میخواست از نو شروع میکردم و درس میخوندم. چون حتی فارغ التحصیل هم بشم با این معدل نمیتونم دکترا جایی قبول بشم.

    من دانشجوی تنبلی نبودم و به تحصیل علاقه دارم ولی بعلت مشکلاتی نتونستم درس بخونم. ولی اگه بیخیال شم دو سال از عمرم تلف شده و باید برم سربازی و اگه ادامه بدم شاید بعدا پشیمون بشم... اگه الان برم سربازی و کنکور ارشد سال بعد رو شرکت کنم بهم مرخصی تحصیلی میدن تا ارشد رو شروع کنم!؟

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۶
    • شنبه ۲۴ مهر ۹۵ - ۲۲:۰۵

    بعد از جنب شدن تا دو روز زیر چشمام گود میافته

    سلام

    پسری 26 ساله هستم و مجرد از سن 12 سالگی تا 18 سالگی دچار عادت اشتباه خ ا بودم ولی با متوجه شدن مضرات این عمل از اون سن دیگه دست به این کار نزدم ولی دچار عارضه ی سیاهی زیر چشم بدنبال جنب شدن هستم که تا دو روز حداقل زیر چشام گود میفته و سیاه میشن .

    به طوری که خیلی در ظاهرم تاثیر گذاره و پس از سپری شدن دو سه روز کاملا خوب میشه . من سوالم اینه آیا پس از ازدواج نیز بدنبال رابطه جنسی نیز همین طور خواهم بود و زیر چشام گود و سیاه میشن .

    ممنونم .

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۲۱
    • شنبه ۲۴ مهر ۹۵ - ۲۲:۰۰

    چیکار کنم تنهایی و خیالبافی منو اذیت نکنه؟

    سلام

    یه پسر هستم حدود ۱۸سال . خواهشا فکر کنین من برادر کوچیک تونم. بهم سر کوفت نزنید. اگر عصبانی هستید یا نظر ندید یا دعوام نکنیم. خسته شدم از این همه دنیای مسخره
    توی تنهایی میشینم با خودم حرف میزنم و خلاصه خیالبافی های من شده این ویژگی های همسر اینده من:

    حدود یک سال از من کوچیک تره. قدش تقریبا اندازه خودم هست. پوست خیلی سفیدی داره. لاغر اندام هست. بسیار خوش اخلاق و بسیار با حیا و با ایمان، البته جلوی نا محرم ها. خیلی هم مهربون هست. اگر بشه یکی دو سال دیگه به هم برسیم خیلی عالیه. ما برای هم کم نمیذاریم. هر چیزی از هم دیگه بخواهیم برای هم انجام میدیم.

    عاشق همیم. خیلی با هم مهربونیم و توی سختی ها هم دیگه رو تحمل می کنیم و هم رو درک می کنیم. توقع های بی جا از هم نداریم. کاری هم به حرف مردم نداریم. چون ما هم رو خیلی دوست داریم.

    نمیدونم اسمش چیه یا حتی کجاست. ولی اون هم الان از تنهایی داره درد میکشه ولی خودش رو از گناه دور نگه می داره. ما از الان باید به هم وفاداری خودمون رو ثابت کنیم.

    خلاصه بگم. خیلی هم رو دوست داریم. و برای هم دیگه از همه چیز می زنیم و برای هم وقت می گذاریم.

    چیکار کنم تنهایی و خیالبافی منو اذیت نکنه؟

    خیلی شیطان منو به داشتن دوست دختر وسوسه میکنه ولی خب... اگر شاید یه کم مثل بقیه هم سن هام بودم همچین کاری می کردم. تو رو خدا کمکم کنید. فکر کنید یه برادر کوچیک تنها دارید.

    تکلیف من که نه شرایط ازدواج دارم. نه میتونم گناه کنم چیه؟ فقط باید بسوزم و بسازم؟ آخرش هم توی ۲۷ سالگی بعد از کلی سرکوب کردن خودم تازه فکر ازدواج باشم؟
    اگه راهی دارید بگید.

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۵۱
    • پنجشنبه ۱ مهر ۹۵ - ۲۲:۰۰

    ما مردها چه چیزهایی رو باید رعایت کنیم تا خانمها تحریک نشن ؟

    سلام و خسته نباشید خدمت دوستان

    یک سوال داشتم از خانومها خانمها از چه راههای تحریک میشند مثلا میگن خانمها حجابشون رو رعایت کنند تا مردها تحریک نشند .

    ما مردها چه چیزهایی رو باید رعایت کنند تا خانمها تحریک نشن  ؟

    با تشکر

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۱۹۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۴۶۴
    • چهارشنبه ۳۱ شهریور ۹۵ - ۲۲:۵۰

    تصویرسازی می کنم که ازدواج کردم

    سلام

    پسری هستم 19 ساله که امسال میخواسم وارد دانشگاه بشم و تو یه خانواده متوسط از نظر همه چی زندگی میکنم.

    حدود 2 ساله که دچار یه نوع توهم شدم ... همش تصویر سازی میکنم ... تصویر سازی این که من یک همسر دارم و با اون در طول روز زندگی میکنم ... موقع خواب باهاش حرف میزنم و بغلش میکنم ... نمیدونم چمه؟

    خیلی وقتا سعی کردم که این کار رو نکنم نرم توی توهم ولی وقتی این کار رو میکنم آروم میشم و حس خوبی بهم دست میده ...

    سوال اولم این که این کار از نظر شما دوستان اشتباهه یا نه ؟ اگر این طور هست من به یه روانپزشک احتیاج دارم یا نه ؟ خودم میتونم کنترلش کنم؟ این کار چه صدمه هایی میتونه بهم بزنه ؟

    ممنون میشم از دوستان کمکم کنن ...

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۳۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۱۰
    • يكشنبه ۲۸ شهریور ۹۵ - ۲۲:۲۰

    scroll bar code