خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


۶۰۳ مطلب با موضوع «مسائل پسران جوان» ثبت شده است

تاثیر چشم چرانی در وفاداری به همسر

سلام
آقایی که حالا برحسب عادت از روی کنجکاوی یا چشم بد یا ... از دوران مجردی به خانما حداقل در حد یک نگاه مینداخته و همچنان در دوران تاهل هم ادامه داره و خانم متوجه میشه و حالا به طور غیر مستقیم تذکر میده و اظهار ناراحتی میکنه و اقا انکار میکنه و کارشو با گفتن یک نظر انداختن به بعضیها اونم از روی کنجکاوی توجیه میکنه و میگه نمیتونه یک نظرم نندازه ... .و شاید بعد از دو سال ازدواج خانم مچ شوهرشو مبنی بر ارتباط داشتن با کسی نگرفته .... . خب این شخص امکان داره که در کنار این نگاه ها بتونه همچنان به همسرش وفادار بمونه و دوستش داشته باشه؟
لطفا از روی حدس و گمان و شاید و اگر جواب ندین آقایونی که همچین نظر انداختن هایی به خانما دارن و متاهل هستن بگن تاثیری در وفاداری به خانمشون داشته و باعث شده حسشون به همسرشون تغییر کنه؟
و همینطور خانمایی که همچین شوهرایی دارن خب تونستن زندگی خوب و عاشقانه ای داشته باشن؟
یا هر کسی که همچین افرادی رو در اطرافیانش دیده و از رابطشون خبر داره لطفا بگه .

موضوعات مرتبط: مسائل پسران جوان , مسائل دختران جوان , مشورت در زن داری , مشورت در شوهرداری , مسائل اجتماعی روز جامعه ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۶۸
    • يكشنبه ۴ تیر ۹۶ - ۲۰:۴۶

    یکی از اقوام در رفتارش به من توهین میکنه

    سلام

    شخصی از اقوام نزدیکمون هست که به شدت آدم حراف و معاشرتی و شوخ طبعی است . مشکلی که وجود داره در رفتاری که با من داره توهین و تسخیر وجود داره و متاسفانه دلیلش رو نمیدونم ...

    گاهی بی احترامی میکنه که در جمع واسم آزار دهنده است . بطوری که حتی اطرافیان هم متوجه میشن و بهش میگن ... من دلیلی نمی بینم در این رفتار ایشون . گاهی سعی میکنم نادیدشون بگیرم گاهی به شوخی جواب میدم ولی در بعضی مواقع نه جوابی دارم نه اینکه نادیده گرفتن درسته و نمی دونم باید چه رفتاری نشون بدم تا به خودش این اجازه ی بی احترامی رو نده .

    البته قطع رابطه امکان پذیر نیست و اینکه شرایطی هم نیست بخوام خودمو کوچیک کنم و ازش بپرسم چرا... ؟ پس لطفا بگین چطور برخورد کنم یا جواب بدم گاهی رفتار زشتی میکنه که نمیدونم باید متقابلا چکار کنم که درست بشه ؟

    موضوعات مرتبط: مسائل پسران جوان , مسائل دختران جوان ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۱۶
    • يكشنبه ۴ تیر ۹۶ - ۲۰:۳۷

    یک دختر نرمال در چه زمینه های محدودیت داره؟

    سلام خدمت شما دوستان
    دوستان من یک پسرم اما صادقانه ازتون جواب میخوام دنبال کل کل نیستم میدونم سوالم جنجالیه ولی واقعا یه دختر نرمال توی جامعه چه محدودیت هایی داره ؟  لطفا کامل توضیح بدین و اگه میشه نظراتی مثل دختر نیستی بفهمی یا هیسس دختران فریاد نمیزنند و اینا رو نفرستین .
    واقعا شما چی رو میخواین فریاد بزنین؟
    من پسر هر چقدر فکر میکنم جامعه رو من فشار خیلی بیشتری وارد میکنه تا یه دختر ( اگه بحث تساوی هستش ) بلاخره جامعه ازم خدمت سربازی میخواد شغل میخواد خونه میخواد ماشین میخواد اگه حتی یکیشون نباشه از نظر جامعه یه فرد ناقص به حساب میام  ... و فرصت های شغلی هم که همه در جریانن .
    حرفام اینطور برداشت نشه که یه عده بیان بگن که میخواین اینکارارم انجام ندین.... نه اینارو صرفا به قصد مقایسه گفتم نه چیز دیگه .
    با تشکر از کسایی که نظرات منطقی و به دور از تعصب گذاشتن 😊
    سپاس🌷
    موضوعات مرتبط: مسائل پسران جوان , مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۵۰
    • شنبه ۳ تیر ۹۶ - ۲۱:۱۲

    پشیمانم چرا در 20 تا 25 سالگی ازدواج نکردم

    با سلام

    این تجربه شخصی بنده هستش . بنده یکی از کسانی هستم که متاسفانه و یا شاید بدبختانه به این مشکل فوق حاد ( اصلا بزرگنمایی نیست و عین حقیقته ) دچار شده بودم. اما خدا را شکر این مساله با ازدواج بطور کامل حل شد. غرض از این پست صرفا اگاهی بخشی و راه حل برای عزیزانی که به این مشکل حاد و شدید دچار هستند .

    روزگار من در قبل ازدواج فاجعه بود فاجعه به معنای حقیقی کلمه . طوری وضعم بود که هر روز مشکل داشتم . هر روز خدا . در حسرت بودم روزی اینکارو نکنم . در حسرت بودم ارامش روحی داشته باشم . با کوچکترین موردی بر انگیخته میشدم. این حال روز من قبل ازدواج بود!

    برداران و خوهران میدونم جامعه فوق تحریکی وجود داره. میدونم شرایط ازدواج سخت شده . میدونم ارزش ازدواج و سنت اسلام ظاهری شده متاسفانه.

    اگر به سلامتی خودتون اهمیت میدید حتما ازدواج کنید. من جایی شنیدم ایت الله ... در عنفوان جوانی که احساس نیاز کردنند بلافصله به پدر و مادرش اونم دو نصف شب ! اصرار کردند که حتما همین الان باید برید خواستگاری! خلاصه اصرار ایشان مجبور میکنه پدر و مادرش که میرن خواستگاری. بنظرم اگر این بزرگوار مشکل نیاز جنسی شو از طریق ازدواج حل نمیکرد مسلما الان آیت الله که سهله بکله شاید به راه انحراف کشیده میشد .

    موضوعات مرتبط: مسائل پسران جوان , خودارضایی ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۶۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۷۲
    • شنبه ۳ تیر ۹۶ - ۲۱:۱۰

    تغییرات صورت پسران در دوران بلوغ

    سلام دوستان
    من پسرم و در سن بلوغ هستم. تو یکی دو سال گذشته چهرم خیلی تغییر کرده مخصوصا بینی و پوستم. راستش بینیم از نیمرخ مشکلی نداره ولی احساس میکنم یه کمی باد کرده و نوکشم پهن شده.
    انگار و کلا انگار اجزای صورتم با هم تناسب ندارن. پوستم هم اصلا صاف نیست و انگار پر فرو رفتگی یا منافذه و پوست قسمت بینیم هم جوش های ریزی داره ( البته پوستم جوش های بزرگ و قرمز نداره ) من در حال حاضر نزدیک به 16 سالمه و خودارضایی رو هم فقط قبلا یه مدت کوتاهی میکردم و الان بیشتر از یه ساله که گذاشتم کنار.
    میخواستم از افرادی که دوران بلوغ رو سپری کردند بپرسم که شما تا چه اندازه چهره تون دوباره خوب شد ؟ آیا درسته که میگن با پهن تر شدن و مردونه تر شدن صورت بینی عادی تر به نظر میرسه یا باد کردگیش به ظاهر کمتر میشه؟ از چه سنی به بعد این تغییرات معلوم میشن ؟
    با تشکر
    موضوعات مرتبط: مسائل پسران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۶۷
    • شنبه ۳ تیر ۹۶ - ۲۱:۰۸

    دوست دارم از تک تک لحظه های زندگیم استفاده کنم

    سلام دوستان
    پسری هستم ۱۹ ساله که از زندگی خسته شدم ( جمله کلیشه ای ) .چند سالی بود که وضع و اوضاع زندگیمون اصلا جالب نبود و هر روز داشتیم با یه مشکلی دست و‌ پنجه نرم میکردیم و آرزوی همه ی افراد خونوادمون و از همه بیشتر خودم پولدار شدن و خوشبختی بود . بعد از چند سال تازگی یه پول خیلی زیادی از فروش یه زمین به ما رسید .
    پدرم ۵۳ و مادرم ۴۹ سالشه و یه خواهر ۲۴ ساله دارم که مجرده و  همه با هم زندگی میکنیم
    هیچ موقعی از خودمون خونه نداشتیم و همیشه مستاجر بودیم .  من و خواهرم هر دوتامون رشتمون کامپیوتره و جدیدا هم داریم رو طراحی وب سایت کار میکنیم .
    پدر مادر و خواهرم علاقه خیلی زیادی دارن که با اون پول خونه بگیرن و یه سقفی بالا سرشون باشه و با بقیه پولشم یه ماشین و ... بگیرن . ولی من دیگه اشتیاقمو به خوشبختی و راحت زندگی کردن از دست دادم . دوست دارم زندگیم همیشه پرفراز و نشیب باشه .
    خیلی خوشحالم که مستاجرم چون هر سال دارم تو جای جدیدی زندگی میکنم و با ادمای جدیدتری اشنا میشم . میخوام همیشه با چالش های جدیدی روبرو بشم . حتی اگه به قیمت از دست دادن هر چی که دارم منجر بشه .
    زندگی مردم رو که نگاه میکنم میبینم که هیچ اتفاق هیجان انگیز و بزرگی تو زندگیشون رخ نمیده( از جمله افراد خانواده برتر ) .
    موضوعات مرتبط: مسائل پسران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۴۰
    • شنبه ۳ تیر ۹۶ - ۲۱:۰۲

    یه پسر چطور میتونه آبروش رو از گزند یه خانم بد بین حفظ کنه ؟

    با سلام

    از همه ی دوستانی که این پست رو می خونن یا پاسخ میدن سپاسگزارم. لظفا خانوم ها بیشتر مشارکت داشته باشن و همچنین آقایونی که در شرایط مشابه بودن بفرمایند با چنین موقعیت هایی چطور برخورد کردن که رهایی یافتن.

    بنده پسری هستم سر و سنگین و سرم تو کار خودم هست و سوال خیلی مهمی که پاسخ یکی از مهمترین مشکلاتم هست اینه که چطور میشه یه پسر آبروش رو از گزند خانومی که مدام  فکر میکنه آدم به اون چشم دوخته یا بد چشمی میکنه در حالی که چنین چیزی اشتباه محضه و  یکبار هم چنین موردی رو از آدم ندیده حفظ کنه.

    تصور کنید اگه یه خانوم در یک محیط مدام از یه پسر یا مرد خودش رو بپاد یا طوری رفتار کنه که انگار اون فرد داره مزاحمت یا بد چشمی میکنه به چه سادگی باعث تغییر  دید اطرافیان و حاضرین به اون آقا میشه و آبرو و شخصیت اون فرد رو میتونه خدشه دار بکنه و باعث بد بینی سایرین به اون فرد بدبخت بی گناه بشه و مثل تیر غیب بر سر اون فرد فرود بیاد.

    موضوعات مرتبط: مسائل پسران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۶۴
    • جمعه ۲ تیر ۹۶ - ۲۳:۵۷

    من 17 سالمه و احساسات عجیبی بهم دست میده

    سلام
    من 17 سالمه و احساسات عجیبی بهم دست میده . برای مثال من آدم احساسی هیچ وقت نبودم ولی الان احساسی شدم و یا یه دختر خاله دارم که همیشه از اخلاق و رفتار و همه چیزش بدم میومده ولی الان ازش خوشم میاد .
    من هیچ وقت دوست نداشتم با دخترا دوست بشم ولی الان نظرم عوض شده و دوست دارم این کارو بکنم و برای خودم دلایلی برای توجیح میارم برای مثال میگم دوست شدن باعث افزایش ارتباط عمومی میشه تا پس فردا تو دانشگاه دختر هست دیگه مشکلی برام پیش نمیاد و ....
    میخواستم بدونم تو سن من این چیزا طبیعی و میگذره و من دوباره مثل قبل میشم؟!
    موضوعات مرتبط: مسائل پسران جوان ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۱۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۷۴
    • پنجشنبه ۱ تیر ۹۶ - ۲۲:۲۵

    25 سالمه ، درسته که سربازی رو عقب بندازم

    سلام

    من 25 سالمه تا چند ماه دیگه 26 سالم میشه . من به دلایلی تا پارسال لیسانس ام طول کشید و برای کنکور ارشد هم شرکت کردم متاسفانه رتبه خوبی نیاوردم باید شهرستان دانشگاه ضعیف انتخاب میکردم اما دلم راضی نشد نزدم . اینم بگم که برق خوندم دانشگاه ازاد . سوال من اینه من دی ماه اعزام به سربازی هستم آیا کار درستیه با این سن سربازی رو عقب بندازم یه کنکور ارشد دیگه بدم یا برم سربازی درس رو ول کنم؟
    اگر برم سربازی و برگردم بعد کنکور بدم بازم باید از صفر شروع کنم !!! الان مطالبی که خوندم یادمه اخه  . منو از سردرگمی خارج کنید لطفا . آها اینم بپرسم ایا برای استخدام شغل نظامی (پدرم نظامی بوده ) سن ام زیاد نمیشه ؟

    موضوعات مرتبط: مسائل پسران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۲۷
    • پنجشنبه ۱ تیر ۹۶ - ۲۲:۲۰

    امان از عکس و فیلم غیر اخلاقی و خود ارضایی

    سلام

    من کوروش هستم . قبلا در مورد خواستگاری و ازدواج و اینا چند باری سوال پرسیدم که شاید کاربرای قدیمی بدونن. الان من پس از دو تا خواستگاری ناموفق ، در سومین بار تقریبا به یک نقطه امیدی رسیدیم . ولی در شرایط اصطلاحاً " نه به باره نه به داره " . سوال اینجاست که یک سری دل نگرانی هایی راجع به اینده پیدا کردم .

    1. من تو این پنج شش سال ،‌ سالم سالم زندگی نکردم . رابطه با هیچ دختری به هیچ طریقی نداشتم تا حالا ولی امان از عکس و فیلم غیر اخلاقی و خود ارضایی . یه دوره ای خیلی زیاد بود و چند وقتی هست که خیلی کم شده ولی هنوز هست . ( البته بیست روزی میشه که با احتمال یافتن ازدواجم دارم جلوی خودمو می گیرم ولی این خویشتن داری خیلی سخت انجام میشه و همین سخت بودن منو می ترسونه )‌ خیلی می ترسم از اینکه حتی بعد از رسمیت یافتن رابطه ام ، باز هم ادامه پیدا کنه و در این صورت واقعا از خودم بدم میاد .

    2. به خاطر فکر کردن زیاد به ازدواج و تلاش های زیادی که برای ازدواج توی چند سال اخیر انجام دادن و خلا عاطفی ( که هر کسی من رو ببینه به سادگی به احساساتی بودنم پی می بره ) ناشی از مجردی احساس می کنم دچار افسردگی شدم . یعنی بعضا به این فکر می کنم که ازدواج هم اگه بکنم اتفاق خاصی نمیفته و بعد یه مدت وضع مثل سابق میشه . من چند سال موقع خواب با خودم حرف میزدم و با همسر خیالیم درد و دل می کردم و حتی بالش یا پتو بغل می گرفتم و بهش محبت می کردم . (نخندین ، خیلی ها گرفتار این مشکلن )

    3. من همیشه تو تصوراتم دوست داشتم همسرم تپل باشه ( چاق نه ) ولی الان رفتم سراغ کسی که لاغر هستش .

    سوال اصلی : آیا ممکنه علی رغم تلاش های خودم برای جلوگیری از تاثیر زندگی گذشتم روی زندگی متاهلی  ،‌ این شرایط روی زندگی آینده ام تاثیر بذاره ؟ کسی تجربه ای در این زمینه داره ؟ راهکار های جلوگیری اش چیه ؟

    ممنون از همه

    موضوعات مرتبط: مسائل پسران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۷۲
    • پنجشنبه ۱ تیر ۹۶ - ۲۲:۱۲

    برو بالا