خانواده برتر

انتخاب همسر، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

۱۷۳ مطلب با موضوع «مشورت در زن داری» ثبت شده است

میخوام از خانمای متاهل بپرسم رفتار خانمم عادیه ؟

سلام

لطفا خانمای متاهل جواب بدن .

سوالم اینه شما از همسرتون چی میخواهید ؟

من تو خونه کمک میکنم ظرف میشورم جارو برقی میکشم، تو نظافت بچه کمک میکنم ولی خانمم بازم ازم ناراضیه میگه تو ظالمی تو خودخواهی .

از سر کار ساعت 3 میام سفره رو میندازم جمع میکنم ظرفارو میشورم ( البته نه همیشه ولی تا جای ممکن کمک میکنم ) ولی بازم غر میزنه میگه وظیفه من نیست خانه داری و بچه داری !!! منم میدونم ولی خوب من بیرون کار میکنم وسایل امرار معاش و لباس و تفریحشونم کاملا برقراره ولی بازم غر میزنه!

هفته ای دو سه بار ( هر بار دو سه ساعت ) میرم باشگاه برای ورزش میگه برا چی میری تو خودخواهی خانوادتو تنها میذاری! شمام به ورزش همسرتون گیر میدید؟

بقیه هفته همش کنارشونم . خودش ظرفارو میذاره بعدا میشوره یا روز بعد! ولی به من میگه همین الان باید بشوری میگم خستم بعدا میشورم دعوا را میندازه بدو بیراه میگه بهم . میخوام بدونم شمام انقدر به شوهرتون گیر میدید ؟ تا چقدر ازش کار میخواهید ؟ میدونم زن وظیفش نیست ولی از روی محبت کار خونه رو ا انجام میده و وظیفه مرد کمک کردنه ولی این میگه به من مربوط نیست خودت باید انجام بدی . به نظر شما چرا اینجوری رفتار میکنه من باهاش چکار کنم ؟

خسته شدم از این وضعیت . تو رو خدا راهنماییم کنید من زندگیمو دوست دارم ولی تحمل این وضعیت برام سخته . یه ناهار بذاره هزار تا غر میزنه . تو خونه ما جای مرد و زن جابجا شده بهم امر و نهی میکنه هر کاری میکنم باید اجازه ایشون باشه ولی خودشون هر کاری میخواد بکنه هر جا میخواد بره!!

من ظهر نمیخوابم شب زود بخوابم میگه جای بچه رو عوض کن ظرفا رو بشور برا چی رفتی باشگاه خسته شدی الان میخوای زود بخوابی!!؟ حالا خودش نشسته داره با گوشیش بازی میکنه! خوب این عدالته انصافه ؟

خب من صبح 7 بیدار میشم خودش تا 10 میخوابه نباید من زودتر بخوابم ؟ میام تا هال پیشش بخوابم ساعت 11 برقارو خاموش میکنم با هم کنار هم بخوابیم میگه چقدر خودخواهی من میخوام فیلم نگاه کنم میرم اتاق خواب بخوابم میگه تو همش از زن و بچت فراری هستی!! خوب من چکار کنم ؟

تازه میبینی من تو اتاق خوابیدم ساعت 1 خودش میخواد بخوابه ( فیلمش تموم شده ) میاد منو از خواب بیدار میکنه میگه بیا تو هال بخواب !

من میخوام از خانمای متاهل بپرسم رفتار خانمم عادیه ؟ شمام اینجور هستید ؟ اگر غیر عادیه علتش چی میتونه باشه ؟ برای بهبود این رفتارش چکار کنم  ؟

لطفا راهنماییم کنید

با تشکر فراوان

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۸۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۰۱
    • چهارشنبه ۱۷ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۰

    خانومم مدام زندگیمون رو با زندگی های دیگران مقایسه می کنه

    سلام

    امیدوارم حالتون خوب باشه

    21 سالمه متاهل و شاغلم وضع مالیم متوسطه خانومم هم شاغله همسنیم . کمتر از یک ساله که ازدواج کردم . مشکلی که من تو ازدواجم داشتم و دارم اینه که خانومم مدام منو با مردای دیگه و زندگیمون رو با زندگی های دیگه مقایسه می کنه ...

    مثلا ماشینمون پرایده میاد میگه فلانی ماشینش سمنده فلان و بصار ، تفکرات دخترای دبیرستانی رو داره و این خیلی منو تحت فشار قرار داده همیشه تو رویا زندگی میکنه واقعیت رو نمیبینه !
    ماشین دارم . تا دو سال دیگه خونه هم تهیه می کنم بالاخره با قسط و قول برنامه ای بلند مدت زیادی برای زندگیمون دارم .

    از نظر قیافه هم واقعیتش خانومم کمی سرتره و این ملاک طبیعیه زشت هم نیستم قیافه ی معمولی دارم از نظر مذهبی هم کفویت داریم .

    مشکل اساسی که منو ازار میده و از زندگی دلسرد می کنه مقایسه است ! بنظرتون چکار کنم دست از این کار برداره و به زندگیش بچسبه ؟ البته مدام میگه از مقایسه قصدی نداره اما مگه میشه بدون قصد آدم حرف بزنه ؟

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۴۲
    • يكشنبه ۷ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۰

    بی توجهی مرد به زن عین آب ندادن به گله

     سلام

    میخواستم بگم سرد مزاجی و بی توجهی مرد به زن عین آب ندادن به گله . زن افسرده و پژمرده میشه. زنانگی در وجودش خشک میشه و در دراز مدت بیماری افسردگی و نهایتا باعث بیماریهای قلبی و اعصاب میشه. از ته دل می فهمم وقتی یک خانم میگه دلم میخواد با مردی باشم که تشنه منه یعنی چه ؟

    خواهشا اگر هم سرد مزاج هستید نگذارید همسرتون بفهمه جلوی چشمش از مردی ساقط میشین. تا جایی که میشه خودتون برید دنبال درمان و به هر حال هفته ای یکبار هم شده به زور خودتون مجبور کنید که برای رابطه داشتن پیشقدم بشید و خودتون رو خیلی مشتاق نشون بدین. هفته ای یکبار دیگه زیاد نیست. غیر از این زن زنده زنده می میره.

    ناگفته مشخصه منظور من در شرایطیه که زن بهداشت و آراستگی رو رعایت می کنه و اخلاقشم مشکلی نداره.

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • ۱۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۳۳
    • چهارشنبه ۲۸ مهر ۹۵ - ۲۲:۳۰

    به دلایل نامعلومی برای خانمم جذاب نیستم

    سلام

    من یه پسر ۲۳ ساله هستم که دو ساله با دختر داییم که دو سال ازم کوچیکتره عقد کردیم. شاید همین الان بگید تو که توی ۲۱ سالگی ازدواج کردی معلومه الان باید اینجا از مشکلاتت بنویسی.

    ولی خب مشکل ما سنمون نیست. مشکل من اینه نمیدونم مشکلمون کجاست؟! الان دو سه ماهی هست که خانومم میگه باید از هم جدا بشیم. میگم آخه من معتادم ؟ دختر بازم ؟ چشم چرونم ؟ چیم ؟ میگه آره دیگه.

    مشکل من همینه که شما فکر میکنید حتما باید یه چنین مشکلاتی وجود داشته باشه تا آدم از یکی خوشش نیاد! هر چی میگم مشکلم چیه یه چیزایی میگه که واقعا نمیدونم چی باید بکنم؟ میگه تو آدم جذابی نیستی. میگم چرا ؟ میگه والا نمیدونم. تو یه طور رفتار کردی که الان اینطور هستی توی نظرم...

    در صورتی که من تو این مدت احترام تمام براش قائل بوده‌ام. هیچ وقت خودمو برتر از اون نمیدیدم. در هیچ موردی بهش زور نمیگفتم. در هیچ موردی اذیتش نمیکردم. توی درس، توی هر چیز کمکش میکردم. کاملا اون رو یه آدم مستقل، کاملا برابر با خودم میدونستم.

    اگه میگفت فلان ظاهرت، فلان چیزت ایراد داره سعی میکردم درست کنم. هنوزم اگه بگه مشکل چیه تموم تلاشمو میکنم درستش کنم. با اینکه لاغرم ولی تیپ و قیافه‌م هم بد نیست.

    من دانشجوی رشته حقوق یکی از دانشگاه‌های دولتی خیلی خوب هستم و درسخون و تمام تلاشمو دارم میکنم برای قضاوت یا وکالت قبول شم ولی خانومم دائما باهام بدرفتاری میکنه و چون به دلیل خانواده‌هامون نمیتونم به هیچ وجه طلاقش بدم (مادر خانومم ( زن داییم) سکته مغزی کرده و برادر خانومم هم به تازگی طلاق گرفته و اگه منم طلاق بگیرم میشه به قول معروف قوز بالای قوز) بسیار کلافه و سرخورده شدم.

    یکی بیاد بهم بگه اشکال کار کجاست؟ آیا چنین مورد مشابهی کسی تا حالا داشته؟

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۵۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۲۰
    • شنبه ۱۰ مهر ۹۵ - ۲۲:۱۵

    تبعات جدا کردن تخت و اتاق یه زن و شوهر

    سلام

    من 31 سالمه و 6 ماهه ازدواج کردم و خانمم رو خیلی دوست دارم، منزل من که متعلق به خودمه 3 اتاق خوابست و خب الان که ما بچه نداریم 2 تا اتاقش خالیه،

    من چون به خاطر شغلم سفر خیلی میرم و عمدتا دیر وقت خونه بر می گردم می خوان تخت تک نفره دوران مجردی که الان خونه پدرمه رو بیارم توی یکی از این اتاق ها و مزاحمتی برای خانومم نداشته باشم و حتی خانومم هم آن یکی اتاق رو برای خودش تجهیز کنه .

    حتی این ایده رو هم دارم که اگه خواستیم رابطه داشته باشیم از اتاق مشترکمون استفاده کنیم و هر کسی اتاق خودش رو داشته باشته . از روزی که این ایده رو مطرح کردم خانمم خیلی ناراحت شده و اظهار نارضایتی می کنه . ولی من هر چی فکر می کنم به نظرم ایده بهتری میاد.

    چه کار کنم؟

    آیا جدا کردن تخت و اتاق برای افراد رسمی تر و بهتر نیست؟ و تخت مشترک زمانی که با هم هستیم؟ یا رابطه ما با این کار ممکنه مشکل اساسی پیدا کنه؟

    فقط می دونم توی خارج از ایران همچین جیزی رواج داره اما درستی یا نادرستیش رو نمی دونم.

  • ۱ موافق ۱۰ مخالف
  • ۷۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۱۸۷
    • جمعه ۱۵ مرداد ۹۵ - ۱۹:۲۶

    یکی از خواستگران قبلی خانمم بهش پیام داده

    سلام طاعات و عبادات قبول باشه
    به تازگی عقد کردم حدود یک ماهی میشه . راستش در همین ابتدای راه به چند مشکل برخوردم در مورد خلقیات همسرم . حقیقتش اینه که من به همسزم بها میدم و خیلی دوستش دارم اما جدیدا اتفاقاتی افتاده که خیلی زندگیم رو تحت تاثیر قرار داده .
    خانومم طی دوران مختلف خواستگار زیاد داشته و شمارشو خیلی ها داشتن ازش خواستم در اولین فرصت شمارشو عوض کنیم اونم نه نیاورد حالا به هر دلیلی مشکل پیش اومد وقت نشد شمارشو عوض کنیم تا اینکه چند روز پیش بهم گفت که یکی از خواستگارهای قبلیش بهش پیام داده اونم در جواب نوشته شوهر خوبی دارم و  مزاحمم نشو .
    این مکالمه داخل تلگرام رو بهم نشون داد و گفت که دوست ندارم چیزی رو ازت پنهان کنم . راستش شک بدلم راه افتاد می خواستم زنگ بزنم به پسره حالشو بگیرم خانوم اجازه نداد تو پیام بهش هشدار دادم یکبار دیگه پیام بدی خونت پای خودته .
    و واقعا پشت خانوم در اومدم و گفتم که بهت شک ندارم هر چند که جای شک داره ، خلاصه گذشته از این مورد سوالی برام پیش اومده که بنظرتون با خانوم رفتار خاصی داشته باشم ؟ فرداش رفتم شمارشو عوض کردم و قراره که سیم قبلی رو به من بده این از این .
    خیلی در این زمینه  بهم برخورد یعنی اگر پسره جلوم بود تکه پاره میشد خلاصه در این مورد دوست دارم افراد پخته تر نظر بدند که ایا باید کار خاصی انجام بدم بجز تغییر شماره نیازی نیست که مدتی سیمشو داشته باشم و کمی بررسیش کنم ؟
    مسئله بعدی که خیلی ذهنم رو مشغول کرده رفتارهای خودسرانه خانومه ، به طوری که مادرش ازش کاری بخواد سریع و بدون مشورت و اجازه من به اون کار مشغول میشه ، بهش گفتم که الان متاهلی و مجردی تموم شده اما حس می کنم این اخلاقش مشکل ساز خواهد شد ، بنظرتون برای اینکه رفتارش رو اصلاح کنم چکار باید انجام بدم ؟
    ممنون میشم افراد با تجربه نظر بگذارند چون واقعا تجربه در این موارد خیلی کارسازتره
    با تشکر
  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۴۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۸۸
    • دوشنبه ۷ تیر ۹۵ - ۱۳:۵۸

    خوشبختی که من میسازم یا خوشبختی که منتظرم ساخته بشه 4

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به همه کاربران خوب خانواده برتر

    یه جمله ای هست که قبلا هم در بعضی از تاپیک ها گفته بودم اما چون دقیقا مرتبط با موضوع این مقالات بود تصمیم گرفتم یه بار دیگه بیانش کنم.

    چند سال پیش در یک مراسم مذهبی که توی شاهچراغ علیه السلام برگزار شده بود سخنران بزرگ و نامی و عالم دوست داشتنی جناب آقای پناهیان حضور داشتند. در سخنرانی که انجام دادند به مسائل زودگذر دنیا اشاره کردند و یک جمله ای رو گفتند که میشه گفت چکیده تمام این مقالاتی بود که قبلا قرار دادم. ایشون فرمودن:

    « ما برای خوش گذراندن به این دنیا نیامدیم بلکه برای خوب گذراندن به این دنیا اومدیم »

    مثال بسیار خوبی که میتونه این جمله رو توضیح بده اینه که:

    کودکی رو در نظر بگیرین که سرما خورده. این کودک به دلیل اینکه بیمار هست یه سری از خوردنی هارو نباید مصرف کنه. اما این بچه توی خونه شیرینی میبینه و میره سمتش که ازش بخوره چون این شیرینی خوردن برای این بچه خوشه و دوست داره. اما مادر این بچه که میدونی این شیرینی براش ضرر داره هر چند که با عشق و علاقه خیلی زیادی هم میخواد که اون شیرینی رو بخوره ولی بهش میگه این برای تو خوب نیست...!!

    پس خوردن شیرینی برای اون کودک خوشه اما خوب نیست...!!

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • ۳۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۴۸
    • سه شنبه ۱ تیر ۹۵ - ۲۲:۱۳

    به خاطر فیلم های پورنی که دیدم از خانمم چندشم میشه

    سلام
    من در گذشته اون قدر فیلم پورن میدیدم که حالم به هم میخورد . ولی بازم بهش کشش داشتم. الان وقتی همسرمو میبینم با این که دختری خیلی زیباست ولی ازش چندشم میشه. متاسفانه اون متوجه میشه و من خجالت میکشم. نمیدونم باید چکار کنم ؟
  • ۱ موافق ۸ مخالف
  • ۷۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۹۰۲
    • دوشنبه ۲۴ خرداد ۹۵ - ۱۰:۴۷

    زنم راضی نمیشه به یه شهر دیگه مهاجرت کنیم

    با سلام

    من دو ساله ازدواج کردم و سنم زیر 25 ساله . تو یه شهر کوچیک زندگی میکنیم که اصلا هیچ جایی برای پیشرفت نداره . منم پرستارم و چهار سال درس خوندم برا یه روز خوب که البته تو شهر ما نمیشه جز یه بیمارستان درب و داغون جای دیگه کار کرد .

    علاقه شدید دارم از شهر خارج شم و بخاطر اشنایی بیشتر مشهد رو برا سکونت انتخاب کردم . ولی زنم به هیچ وجه راضی نیست به مهاجرت و بدون هیچ دلیل منطقی و با این دلیل که از خونوادم و مادرم دور میشم قبول نمیکنه که جابجا شیم .

    حالم از شهر خودمو به هم میخوره چون اصلا جایی برا پیشرفت نداره ولی زنم عاشقشه. نمیدونم باید چیکار کنم . حتی چند مرتبه دعوامون شده . دوسش دارم و نمیخوام به زور کاری رو بکنه و مجبورش کنم . حرف زدن باهاش فایده نداره . بنظرتون چیکار کنیم؟

    من اگه کوتاه بیام هیچ پیشرفتی تو زندگیم نخواهم داشت و به اون چه فکر کردم نخواهم رسید .

    ممنونم

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۰۳
    • پنجشنبه ۱۳ خرداد ۹۵ - ۰۹:۵۰

    به من معنی بده با عشق ...

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام این تیتر مجموعه ی جدید نوشته هایی ست که قرارست بیشتر رویشان وقت بگذاریم .

    مطالعه ی آن برای  تمام افراد آزاد ست ولی روی صحبتش با خانم هاست مخصوصا خانم های متاهل

    شاید خودتان هم بدانید که یک سری از روابط در روابط زندگی زناشویی می شود ترانه ی زندگی ... می شود ناز

    می شود نیاز ...

    آموزش می خواهند... تجربه می خواهند... نیاز به رسیدگی دارند... مثل روابط جنسی

    در مورد اهمیت آن به تکرار صحبت شده .در این مجموعه قرار ست یک سری تجربه و اطلاعاتی که شاید سرسری از کنار آن ها گذشته اید را مرور کنیم

    در قسمت اول این موضوع سه مرحله را به چالش می کشانیم

    1-وقتی همسرم در اوج غم و عصبانیت از راه جنسی وارد می شود  ، چه کنم؟

    2-حال و حوصله ی نداشته ام را وقتی همسرم میل نزدیکی دارد چگونه عنوان کنم؟

    3-توهم نعوظ

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۳۴
    • چهارشنبه ۱۲ خرداد ۹۵ - ۱۰:۳۸

    زبان عشق... همسرانه... قسمت هفتم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    زبان عشق... همسرانه. قسمت هفتم ((راز جدید رسید))

    درود بر شما

    پله ی اول

    در حالی که به همسرتان اجازه داده اید تا بعد از آنکه به منزل بازگشت به تجدید قوای روحی و جسمی خویش بپردازد و بعد از اینکه شرایط مطلوب را برای او مهیا کردید با او در مورد موضوع مهمتان صحبت کنید و آن وقت به یکباره به او می گویید ،

    عزیزم بیا با هم حرف بزنیم ... همسرتان هم فقط گردنی تکان می دهد و شما هم که موضوع صحبتتان را مهم می دانید این عکس العمل را ناشایست دانسته و فضای برخوردن را عجیب ملس می دانید و به او می گویید عههههههههه ببین حواست به من نیستا... ببین دوستم نداری... انگار نه انگار که من می خوام با تو حرف بزنم و بعد ... خب یک بحرانی که می توانست پیش نیاید.

    بگذارید یک برگشت به گذشته داشته باشیم... زمانی را به یاد بیاورید که باید مسائل ریاضی را حل می کردید گاهی آنقدر بیان مسئله مبهم بود که سردرد می گرفتید و در خوشبینانه ترین حالت ممکن بی خیال حل مسئله می شدید.

    دقیقا با مبهم و گنگ صحبت کردن هایتان همسرتان گیج و سردرگم می شود و نمیداند که دقیقا باید چه انجام بدهد .

    عزیزم بیا با هم صحبت کنیم... عزیزم فکر می کنم باید در مورد رفتار اون شبت حرف بزنیم... عزیزم نظرت در مورد فلان کار چیه؟

    همین؟ همین قدر ناکافی ؟

    شاید بشود شاه کلید یک سری از این بن بست های ارتباطی و بحرانی شدن شرایط پیش آمده را بر سر گنگ و مبهم بودن گفته های شما بانوی محترم دانست

    یک ...دو ...سه ثانیه تامل کنید..این طور نیست؟؟؟

    خانم عزیز یک چیزی را یادتان باشد همان طور که شما دوست دارید حتما به نتیجه ی دلخواهتان برسید مردتان روی هدف تمرکز می کند یعنی چی؟

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۰۰
    • چهارشنبه ۱۲ خرداد ۹۵ - ۱۰:۳۰

    پاسخ کیان به چند سوال در مورد زن داری

    سلام

    خواهشاااااا اگه مشکلی نیست به این سوالاتم پاسخ بدید .

    ۱. وقتی همسرتون تو مسئله ای باهاتون مخالفن چی جوری بیانش میکنن تا اقتدار شما هم زیر سوال نره و هم اینکه نظرشو بگه و شما ناراحت نشید ؟

    ۲. اگه چیزی باشه ( مثل لباس ، وسایل خونه ، طرز ظاهر و رفتار خاص ) که ایشون دوست دارن ولی شما نمیپسندید ، چی جوری مطرح میکنن تا شما هم به حرفشون گوش بدید ؟

    ۳. چه چیزی تو خانمتون هست که اینقدر بهشون علاقه دارید و حتی قبل ازدواج هم واسشون اینقد تلاش کردید ؟ آیا این عشق بعد ازدواج هم زیاد میشه یا نه ؟

     ۴ . واسه پایدار بودن عشقتون دقیقا دوست دارید که همسرتون چه کارایی انجام بدن ؟

    ممنون ازتون

    پاسخ کیان :

    سلام

  • ۵ موافق ۰ مخالف
  • ۳۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۹۶
    • دوشنبه ۱۰ خرداد ۹۵ - ۱۸:۱۴

    دوست دارین همسرتون واستون "چیکار نکنه" ؟

    سلام
    همه ماها توی هرکاری که میخوایم اطلاعات کسب کنیم و موفق بشیم دنبال این میگردیم که چه کاری خوبه که انجام بدیم، ولی بعضی وقتا نبایدهایی که کمتر بهشون توجه میشه بیشترین ضربه رو بهمون میزنه بدون اینکه متوجه بشیم!
    یکی از این مسایل مهم همین زندگی و روابط زن و شوهره همش میگیم چی کار کنیم چی بگیم پی بپوشیم!.....!!!! اما کمتر به این توجه میکنیم که آیا بقیه کارایی که جدای از این کارای قشنگ!! تو زندگی روزمره انجام میدیم درسته یا نه؟ همین که به همسرمون روزی چند بار بگیم دوست دارم کافیه؟ یا یه جاهایی رفتارمون خلاف اینو میگه؟ بیاین این دفعه بگین دوست دارین همسرتون واستون "چیکار نکنه" ؟
    نکته مهم:
    اتفاقایی که واقعا واسه خودتون پیش اومده رو مثال بزنین کلی گوی نکنین مثلا همه ما میدونیم که غرور یه مرد رو نباید شکست اما چطوری؟ اگر خانومتون کاری کرده که غرورتون شکسته و خدا نکرده ازش دلسرد شدین اونو بگین ( شرح حال ننویسین که ... )
    مجردام میتونن هر چی دوس دارن بگن!!
    نکته نه چندان مهم:
    این رفتارهای ناخوشایند میتونه مربوط به مسایل جنسیتون بوده باشه یا رفتاری یا گفتاری یا هر چیز دیگه،مهم اینه که تا جای امکان واقعی باشه . خودم مجردم وگرنه اولیشو خودم میگفتم.
  • ۴ موافق ۰ مخالف
  • ۵۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۲۷۱
    • جمعه ۷ خرداد ۹۵ - ۲۰:۳۵

    متاهلین ، بعد از ازدواج تغییری در رفتارتون ایجاد شد ؟

    سلام
    دوستان بگن آیا بعد تأهل نسبت به قبلش تغییری هم کردن یا نه؟ چه مثبت چه منفی . تغییر در رفتار و خلقیات و روحیات مد نظرمه.
    مثلاً میگم ممکنه یکی بگه من بعد تأهل صبرم در مقابل مشکلات بیشتر شده. یکی بگه روحیه گذشت و ایثارم بیشتر شده. یکی بگه انتقادپذیرتر شدم. یکی بگه دست و دل بازتر شدم. یا مثلاً در صفات منفی بگه زود رنج تر شدم به نسبت قبل تأهل زودتر از کوره در میرم و عصبانی میشم. محتاط تر شدم ... اینطور تغییرات چه مثبت چه منفی .
  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۱۳
    • يكشنبه ۲ خرداد ۹۵ - ۲۰:۲۱

    چطور شور و اشتیاق فعلی مون رو بعد از عروسی حفظ کنیم

    سلام به همه
    من 19 سالمه و حدودا دو ماه دیگه عروسیمه . تقریبا همه بهم میگن این که الان انقدر با احساس هستین و واسه هم شور و اشتیاق و عشق دارین تا دو سه ماه بعد عروسی ادامه داره ولی بعد کاملا عادی میشه و دیگه این احساسا وجود نداره.
    دیگه مثل این روزا تمایل نداری کنار همسرت باشی. شما چی فکر میکنین؟ شمایی که تجربه چند سال زندگی مشترک دارین نظرتون چیه؟ چی میتونه کمک کنه همیشه حتی بعد از چندین سال زندگی مشترک همینطور پر از شور و شوق باشه؟
    ممنون از کسایی که جواب میدن.
  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • ۲۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۰۰
    • شنبه ۱ خرداد ۹۵ - ۱۵:۴۹

    scroll bar code