خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


۳۷۳ مطلب با موضوع «مسائل رفتاری دوران عقد» ثبت شده است

مگه قهر کردن کار زن ها نیست؟

با سلام و عرض خسته نباشید.

نماز و روزه هاتون قبول باشه.

من یه دختر خانم 20 ساله هستم و 9 ماهه که با اقای 27 ساله ای نامزد کردم و الان عقدیم. نامزد من خیلی اهل قهر و دعوا کردن هست. ما خیلی سر هر مسئله ای جنگ و دعوا داریم با اینکه مدت زیادی نیست که عقد کردیم. یه حسی بهم میگه انگار خود درگیری داره که انقدر دوست داره قهر کنه با همه . و هم خودش و هم دیگران رو اذیت کنه.

ولی با این وجود من خیلی دوستش دارم و همیشه من خودم پیشقدم میشم و تمام سعیم رو میکنم تا این قهر و دعواها خاتمه پیدا کنه. حتی شده جلوش گریه کنم. یک بار نشده خودش بیاد سمتم و از من عذرخواهی کنه.ولی دروغ نگم ، شده یه وقتایی با کارهایی که انجام داده یه جور چراغ سبزی به من نشان داده که بیا با هم دوست بشیم ولی زبونی نه .

میخواستم از شما بچه های خانواده برتر که به عنوان یه فرد بزرگ تر بپرسم که:

1_ به نظر شما اگه من سر هر دعوایی حتی اگه نامزدم تقصیر کار باشه پا پیش بذارم و من برم معذرت خواهی  کنم. من با این رفتارم ارزش خودم رو نیاوردم پایین؟ و خودم رو خوار و خفیف نکردم؟

موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۸۴
    • جمعه ۲ تیر ۹۶ - ۲۲:۳۲

    چرا خوبی های من به چشم نامزدم نمیاد ؟

    سلام خسته نباشید

    من حدود یه سال که نامزد کردم ،‌ و چند تا جاری هم دارم یعنی من آخرین عروس خونوادم . البته عقد نکردیم هنوز ، نامزدم خیلی منو با بقیه جاری ها مقایسه میکنه . مدام هی میگه هیکل اون یکی خوبه ، رفتار فلانی خوبه ،‌منم هر بار میشنوم عکس العمل نشون میدم عصبی میشم دعوامون میشه گریه میکنم که چرا منو نمیبینی ؟

    چرا خوبی های من به چشمت نمیاد ؟ خیلی دوسش دارم ولی این وضعیت واقعا عذابم میده . بارها بهش گفتم ناراحت میشم از این رفتارش ولی انگار براش مهم نیست . من نمیدونم چکار کنم ؟
    کمک کنین

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۰۰۵
    • شنبه ۲۷ خرداد ۹۶ - ۲۲:۴۴

    سه ماهه عقد کردم ولی شوهرم به من بی اعتناست

     سلام

    من سه ماهه با نامزدم عقد کردم ایشون و من هیچ مشکل خانوادگی و دینی و ... نداریم اما نامزدم بمن میگوید هیچ حس و عاطفه ای نسبت به من ندارد . من نه از لحاظ چهره نه خونوادگی نه دینی نه هیچ مشکلی ندارم ولی نامزدم به من بی اعتنا هست و مرا خیلی خورد کرده .

    اما من با این حال دوستش دارم و نمیخواهم کارمون به طلاق کشیده شود. ایشون در مراسم خواستگاری خواستار چند ماه صیغه قبل عقد بود اما بنده رضایت ندادم در مورد تمامی مسایل دینی و سیاسی و... با هم تفاهم داریم اما ایشون دنبال نمیدونم چه هسی هست.

    گاهی میگوید ازدواج را دوست ندارم مرا هم واقعا گیج کرده اما به دلیل علاقه ام فقط به ایشون محبت میکنم لطفا کمکم کنین من و خوانواده خودش متعجبیم از این رفتارش .

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۱۶۰
    • دوشنبه ۲۲ خرداد ۹۶ - ۲۰:۵۸

    شوهرم تو خرج کردن حساب کتاب زیاد میکنه

    سلام وقتتون بخیر

    من تازه عقد کردم همسرم مهربون هست اما تو خرج کردن یه کم حساب کتاب زیاد میکنه مثلا فقط کوبیده و جوجه میگیره که بقیه اسراف و گرونه . می دونم با سختی زندگی کرده و هر چی داره با زحمت بدست آورده اما با اینکه تازه عقدیم بارها خواسته م رو رد کرده که نه گرونه و .... اما برا دیگران و خونوادش خیلی راحت خرج میکنه این آزارم میده. این طبیعیه از الآن این همه حساب کتاب کنه بعدا بدتر نمیشه؟ چیکار کنم یه کم نرم تر شه؟

    شهرامون از هم دوره قبلا بیشتر وقت میگذاشت بیاد پیشم اما الان به بهونه کار و بقیه گفتن هزینه ت میره بالا کمش کرده ، امروز هم که خونوادش رو برد بیرون بیشتر حرص خوردم . این بده ؟ من حسودم که چرا اونا رو تنها برده؟ میدونم خرجشون با خودش بوده حداقل بیشترش. پدر نداره، همش میخواد مادرش راضی باشه هفته قبل سفر بودیم برا بقیه هدیه خرید گرونتر از حدی شد که در نظر گرفته بود و جریمه هم شد بعد اومد از رو پولی که برا خریدمون در نظر گرفته بود کم کرد کمتر برا خودمون چیز خریدیم.

    یه چیز هوس کرده بودم اصلا نمی ایستاد گفتم با پول پدرم میخرم ایستاد با اینکه که کل پولشون شد 6 هزار تومان ناقابل! که چی بودجه ای که برا اینجا در نظر گرفتم تموم شده. همه اینا و تفاوت گذاشتنا نگرانم میکنه. بازم از این موردا پیش اومده حتی هفته اول عقد!

    مادرش خیلی پیگیر میشه از همه چیز سر در می یاره حتی انگار بچه س اعمال نظر هم میکنه این رو نکن اون رو انجام بده! ایشون هم همه چیز رو تعریف میکنه برعکس من که حتی به مادرم نمیگم کجا بودیم و چه کردیم چیکارش کنم چه جوری رفعش کنم؟ خیلی حساسه یه چیز بهش میگی کلی ناراحت میشه.

    اینا رو گفتم البته بگم خیلی خوبی هام داره اما موارد فوق ناراحتم میکنه. میخوام رفعشون کنم که نگرانم نکنن برا آینده اگه راهنماییم کنید طرز درست برخورد چیه ممنون میشم.

    موضوعات مرتبط: مسائل مالی دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۹۲
    • دوشنبه ۲۲ خرداد ۹۶ - ۲۰:۳۱

    با چه سیاستی خودم رو در دل خانواده ی شوهرم جا کنم ؟

    سلام دوستان

    شما دوران عقدتون چند وقت به چند وقت شوهرتون میومد خونتون؟ خودتون دعوتش میکردین یا خودش میومد ؟  شما چند وقت یه بار میرفتین خونه اونا ؟ خودتون میرفتین یا شوهرتون دعوتتون میکرد؟

    آخه شوهر من اصلا نمیگه بریم خونه ما و شاید خیلی دیر به دیر  من میرم خونشون اونم فقط واسه مناسبت ها که خودم میگم بریم یا مگر مهمونی باشه بیاد دنبالم بریم...

    البته اوایل عقدمون میگفت و بیشتر میرفتیم ولی مدتیه که اصلا نمیگه هیچی و شاید حتی چند ماه بشه که نرم خونشون... به نظر شما نرماله یا خودم باید بگم بریم خونتون ؟ چکار کنم دلم میخواد رابطم با خونواده شوهرم بهتر باشه نه  تفریط و نه افراط در حدی که احترام و حرمت ها حفظ بشه.

    میخواستم از تجربیات و دانسته هاتون درباره خودشیرینی واسه تک تک اعضای خانواده شوهر بگید لطفا با مثال و جزئی بگید که چطوری با سیاست خودمو توی دلشون جا کنم ؟

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد , تعامل با خانواده ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۱۲
    • يكشنبه ۲۱ خرداد ۹۶ - ۲۰:۴۲

    نامزدم چند وقته ساز مخالف کوک کرده و از کمبودهای مالی گله داره

    با سلام .

    23 سالمه و با همسرم هم سن هستیم مدت 2 ساله که عقد کردم . من و همسرم هر دو معلم هستیم . از نظر مالی وضعیت متوسطی داریم. سطح درآمد اونا از ما پایین تره . من چون تازه استخدام هستم حقوق آن چنانی ندارم و در حد یک زندگی ساده و معمولی میتونم براش مهیا کنم . پدرم کشاورزه و چون در خانواده پرجمعیتی هستیم نمیتونه تمام خرج عروسی رو تقبل کنه و از من خواسته که من هم کمک کنم . در طول این سه سال هم من وام ورداشتم و یکی دو تا از وسایل رو خریدم . امسال هم که قراره عروسی بگیریم . پدرم 20 میلیون وام ورداشتن که مراسم راه بیوفته . چون خونه هم ندارم یک ماهی هست دنبال اجاره ی خونه هستم .

    همسرم اما از چند وقته  ساز مخالف کوک کرده و میگه تنها دختره فامیله که باید به فکر هزینه های زندگیش باشه همیشه باید حساب کتاب کنه که کم نیاره .تنها دختر فامیله که خونه از خودش نداره . همه تو زندگی هاشون خوشبختن . خونه و ماشین دارن ولی ما باید 20 سال وام و قسط بدیم که بتونیم خونه  و ماشین دار بشیم . همیشه از خانواده ی منم بد میگن که اصلا کمک نمیکنن و خودشون رو زدن به اون راه . دیروز به من گفت . یادم باشه اگه دختر داشتم به پسری جواب بدم که ماشین و خونه و سرمایه داشته باشه که مثل من این همه حرص و جوش زندگی آیندش رو نخوره .

    خدا رو گواه میگیرم من چیزی تو زندگی کم نذاشتم همیشه محبت میکنم . ماهگرد ازدواجمون هر ماه گل میخرم و بهش میدم . اما فقط گاهی جواب این محبت ها رو میگیرم . من شاید روزی سه بار به خاطر دیدنش میرم خونه مادرخانمم اما حتی همسرم حاضر نمیشه دم در بیاد یا اگه داخل میرم همین طوری تو خونه نشسته و هیچ ابراز علاقه ای نداره اگه بگم به خاطر تو اومدم میگه من که نخواستم بیای!!! . روابط زناشویی هم خیلی کم شده دو هفته ای شاید.  اون هم در حد معاشقه . به خاطر اینکه به سمت گناه کشیده نشم وقتم رو با نماز و قرآن و کارای دیگه پر کردم و چشمم رو نیازم بستم .

    اما واقعا دیگه الان خسته شدم نمیدونم چیکار کنم . ممنون میشم دوستان راهنمایی کنند . با تشکر.

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد , مسائل مالی دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۸۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۱۸۷
    • سه شنبه ۱۶ خرداد ۹۶ - ۱۶:۳۸

    چطور به شوهرم بفهمونم که محبت های خانوادم رو جبران کنه ؟

    سلام

    ما دو تا خواهریم که خواهر کوچیکم مجرده و من توی عقدم . خونوادم مخصوصا مامانم خیلی داماد دوسته و به شدت هوای شوهرمو داره وقتی میاد خونمون مثل پادشاها میشینه روی مبل و تکون نمیخوره مامانمم همینطور چیزی میاره جلوشو برمیداره یعنی همینطور میاره که روی میز جلوش پر میشه تعارف میکنه غذا هم که همیشه هفت رنگ پلو جلوش میذاره خودمم خیلی هواشو دارم وقتی میاد خونمون توی این یک سال و چند ماه خیلی بردیمش رستورانو بستنی و ابمیوه و فست فود که بابام همیشه حساب کرده واسه عید و مراسما هم بهترین هدیه رو بهش دادیم تولد واسش گرفتم خونمون و مامان و باباشو خواهر برادرشو دعوت کردم خونوادمم حمایت کردنو بهترین کادوها رو بهش دادن خودمم همیشه چیزایی رو که می دونستم دلش میخواد و واسه مراسما واسش خریدم در صورتی که خونواده ی اون واسه تولد من هیچی نخریدن حتی نکرد سال بعد واسه تولدم جبران کنه بازم خونواده ی خودم واسم تولد گرفتن اونم یه کادو اورد فقط...

    تا بحال پیش نیومده یه چیزی دستش بگیره بیاد خونه ی ما نشده مامانم اینا رو دعوت کنه به رستوران یا حتی یه بستی چیزی میریم بیرون دلمون ابمیوه بستنی چیزی میخواد بابام میره میگیره یه تعارف نمیکنه که بره اون بخره اصلا انگار نه انگار که مرده حتی گاهی مامانم دعوتمون کرده رفته حساب کرده اون به روی خودشم نیاورده ....

    فقط روز مادر پدر واسه مامان بابام چیزی خریده اونم یه چیز زیر 100 تومان.... خانوادم تابحال از گل نازکتر بهش نگفتن و عین پسرشون هواشو داشتن بدون هیچ توقعی.... اونم اصلا جبران نمیکنه می ترسم هوا برش داره فکر کنه کسیه که اینقد باهاش خوبیم یا واسش عادی بشه و یجورایی وظیفه....

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۴۲۳
    • يكشنبه ۱۴ خرداد ۹۶ - ۱۵:۱۸

    شوهرم انتظار داره دردهام رو بهش نگم

    سلام
    من یه دختر حدود 20 ساله هستم که شش ماهه عقد کردم هنوز عروسی نگرفتیم و زیر یک سقف نیسیتم نامزدم هم حدودا 25 ساله اس . آشناییمون تو دانشگاه بود و با علاقه به همدیگه  .
    مشکلی که بد جور عذابم میده و فکر حتی جدایی رو انداخته به سرم شاید به نظر شما کودکانه و احمقانه بیاد ولی داره دیوونم میکنه .
    برای من نه مادیات مهم بود نه حتی ظاهر آنچنانی و مردی میخواستم که مهربون باشه هوامو داشته باشه ازم حمایت کنه؛ به خاطر مشکلات خانوادگی که داشتم و فرار از اونا و عشق اشتباه کردم و مدت آشناییمون کوتاه بود و نامزدم رو زیاد نشناختم .
    وقتی باهاش درد و دل میکنم به جای دلداری و امید دادن بهم حرف رو عوض میکنه ! شده حتی چشمام پر بشه ولی نمی پرسه که مشکلت چی هست ؟! تنها کارش این هست که بحث رو عوض کنه . 
    نمیدونم به نظرم دخترا بیشتر درک کنن چی میگم ! بقیه رفتاراش عاشقانه است خسیس نیست و محبت میکنه اما براش مهم نیست تو خونه اگه شبا گریه میکنم یا ... فقط انتظار داره اگه درد هم داشته باشم وقتی با همیم ظاهر سازی کنم و خوش بگذرونیم . 
    میفهمم مردا زن شاد دوس دارن ! منم سعیم رو میکنم که شاد باشم ولی بعضی وقتا بد جور کم میارم و نیاز دارم بهش تکیه کنم.
    توقع ندارم مشکلمو حل کنه توقع ندارم با من بشینه گریه کنه به خدا فقط یکم هوامو داشته باشه بفهمم منم تکیه گاه دارم .
    تا حالا چند بار امتحان کردم و حرف رو عوض کرد بغضم تو گلوم خشکید! یه بار ترکید و پشت تلفن  گریه کردم و باهاش خداحافظی کردم اما چند ساعت بعد زنگ زد و انگار که نه انگار .
    الان غرورم خرد شده در حدی که حتی نمیخوام دیگه مشکلاتم رو بفهمه چه برسه به اینکه خودم باهاش درد و دل کنم .
    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۵۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۱۹۹
    • شنبه ۱۳ خرداد ۹۶ - ۰۰:۲۴

    می خوام وابستگی فکری شوهرم به خانواده ش کم بشه

    سلام
    یک سال و نیمه که توی عقدیم ، حس می کنم شوهرم احساس مسئولیت و قدرت تصمیم گیری نداره ، هر چی خونوادش میگن قبول میکنه . چند بار نظرایی رو که به من داده رو بعدا از زبون خونوادش شنیدم و فهمیدم نظر اونا بوده و الان هر حرفی میزنه و هر نظری میده حس میکنم حرف اوناست...
    هر کاری از دستش برمیاد واسه خونوادش انجام میده هر دستوری بدن نه نمیگه و نمی تونه حقشو بگیره حتی اگه حرفشون یا کارشون اشتباه و به ضرر ما باشه بازم هیچ حرکتی نشون نمیده و همش واسه همه چی چشمش به اوناست که یه کاری بکنن فکر میکنه همه ی کارا و تصمیمات اونا درسته...
    این خیلی ازارم میده من دلم میخواد استقلال داشته باشم دلم میخواد شوهرم بتونه حقشو بگیره و صاحب نظر باشه ولی ... نمیدونم باید چکار کنم تا این وابستگی فکریش به اونا کم بشه تا حداقل توی مسائل اشتباه باهاشون مخالفت کنه و بی چون و چرا در برابرشون کوتاه نیاد؟
    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۸۸
    • جمعه ۱۲ خرداد ۹۶ - ۲۳:۵۶

    چکار کنم که شوهرم به حرف بیاد و احساسش رو بهم بگه

    با عرض سلام

    من یک سال و نیمه که تو عقدم و شوهرم ادم خونسرد و ارومو کم حرفیه و احساساتشو بروز نمیده و از احساسات و خواسته هاش باهام حرف نمیزنه . هر وقتم بهش میگم میگه برام هیچی مهم نیس یه زمانی میگفت 80 درصد زندگی رابطه ی جنسیه و میدونم که واسش خیلی مهمه ولی زیاد پافشاری نمیکنه نمیدونم باید چکار کنم تا به حرف بیاد و بدونم احساسش چیه درباره ی من ؟

    چون گاهی شک میکنم که واقعا دوسم داشته باشه چون از درونش بی خبرم..... بهم بگین چطور باید اعتمادشو جلب کنم تا حرفا و احساساتشو بهم بگه ؟

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۳۱
    • سه شنبه ۹ خرداد ۹۶ - ۲۲:۵۷

    برو بالا