خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی

دسترسی سریع ← آخرین مطالب - موضوعات - فعال ترین کاربران - آخرین نظرات



۳۰۳ مطلب با موضوع «مسائل رفتاری دوران عقد» ثبت شده است

2 ساله که اعتیاد پدرم رو از نامزدم پنهان کردم

سلام

دختری 24 ساله هستم که 2 ساله عقدم نامزدم پسر خوبیه اما روی اعتیاد حساسیت خاصی داره و متاسفانه پدر من معتاد هستن تا حالا هم این راز رو از نامزدم  مخفی کردم و چون کسی هم از اقوام صراحتا این موضوع رو نمیدونه و اگر هم میدونن به روی خودشون نمیارن برای همین همه ی این ها مزید بر علت شد که من این موضوع رو تا به امروز پنهان کنم.

اما الان 2-3 ماهی هست که نامزدم حساس شده و تا حالا 2 بار به این موضوع اشاره کرده که پدرت بوی تریاک میداد ووقتی که من انکار کردم گفت خب حتما جایی بوده و دوستاش کنارش کشیدن ...
از این میترسم که روزی رازم بر ملا بشه ... ممنون میشم راهنماییم کنین چون الان خیلی حساب ویژه ای روی من و خانواده م میکنه و اگه بفهمه خیلی برامون بد میشه... اضطراب این موضوع خواب و خوراک رو ازم گرفته ...

موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد , تعامل با خانواده , جهت اطلاع پدران و مادران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۹۳
    • دوشنبه ۲ اسفند ۹۵ - ۲۱:۴۰

    الان دیگه نامزدمم دوست ندارم و بهش مشکوکم

    سلام...

    تقریبا یه ساله اینجا رو دنبال میکنم و هیچوقت فکر نمیکردم که منم دچار این مشکلات که بعضی وقتا بعضیاتون مینوشتین بشم...

    یه دختر عمو دارم 5 سال ازم کوچک تره و از بچگی با هم بازی بودیم و حتما این حرف عجیب و غریبو شنیدین که عقد دختر عمو پسر عمو رو تو آسمون بستن... خلاصه هم بازی بودیم اونم فقط زمان بچگی ولی متاسفانه بقیه همه چی رو تموم شده می دونستن و از همون بچگی تا چن ماه پیش شوخی میکردن مثلا زن عموم همیشه به شوخی به من میگفت دامادم یا خانواده ما اون رو عروسمون خطاب میکرد که از همون موقع من اصلا استقبال نمیکردم و فکر نمیکردم تا این حد جدی باشه چون من هیچ علاقه ای بهشون ندارم .

    البته دختر خوبیه و اینم تقریبا مطمئنم که هیچ خواستگاری رو بخاطر من رد نکردن چون تازه 20 سالشه. حالا تا اینجا داشته باشین :( 3..4 ماه پیش به اصرار زیاد خودم  رفتیم خواستگاری یه دختری  اینم بگم اصلا خانواده م راضی نبودن و هر جور بود راضیشون کردم چون واقعا اون دختر و دوست داشتم ولی فامیلای پدری دیگه نقش منو ندارن و متنفرن.

    بعد نامزدم همون جلسه اول گفت که نمیخواد چیز پنهانی بینمون باشه و گفت که قبلا یکی از پسرای کلاسشون عاشقش بوده و نامزد منم دوستش داشته ولی چون که بچه اطراف هس و شیراز فقط واسه دانشگاه میاد و نمی تونسته شیراز بمونه و باید میرفتن شهر خودشون، خانواده نامزدم مخالفت کردن و گفت که همه چی بینشون تموم شده و فقط همکلاسی ان. منم قبول کردم و گذشت.

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۳۰۸
    • پنجشنبه ۲۸ بهمن ۹۵ - ۲۱:۳۰

    انقدر هیچی رو نزدم تو سرش دیگه رو من سوار شده

    سلام

    منو همسرم از ابتدا تا الان که عقدیم 2 ساله با همیم . خانواده من از نظر فرهنگی و تحصیلی از خانواده همسرم بالا ترن خیلی بالاترن ولی خدا شاهده من هیچ وقت این موضوع رو به روش نیوردم حتی عیب هم نمیدوستم چون اصلا ربطی نداشت من نمیخواستم با عمه و خالش زندگی کنم خودش درس خونده من با برخوردم بهش ثابت کردم که برام اهمیت نداره ولی نمیدونم چرا همش خودش با خودش احساس کوچیکی میکنه و سر این با هم دعوامون میشه .

    خواهرش خیلی سختگیره ،  من به عقاید ادم ها احترام میذارم ولی این دیگه خیلی ... منم برعکس اونم نه اینگه ول باشم ولی متعادلم ،‌الان من هر کار میکنم همسرم به خواهرش میگه این اینو خرید توام بخر . اون این کارو کرد توام بکن این اینجور حرف میزنه توام ...

    منم از اون اول بدم میومد یکی مثل من باشه ، من حس میکنم با این کاراش سعی میکنه که خانوادش شبیه ما بشه ،‌ منم بهش گفتم ول کن بذار هر کار میکنه بکنه هر چی میخواد بپوشه به نظرش احترام بذار میگه نه ...

    تو به ابجی من حسودی میکنی ،‌ منم هی تو دهنم میاد اون چی داره من حسودی کنم دلم نمیاد بگم . انقدر هیچی رو نزدم تو سرش دیگه رو من سوار شده ،‌ به نظرتون من چکار کنم ؟

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد , ارتباط با خانواده شوهر ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۵۲
    • دوشنبه ۱۸ بهمن ۹۵ - ۲۲:۲۰

    چطور بدون یکنواختی همیشه برای شوهرم دلربا باشم ؟

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد , مشورت در شوهرداری ,

    • تعداد نمایش : ۱۹۱۴
    • پنجشنبه ۱۴ بهمن ۹۵ - ۲۲:۵۰

    مادر شوهر معتقده که زن باید فقط به فکر وظایف همسری باشه

    با سلام

    من حدود نه ماه عقد کردم. همسرم دانشجوی دکتری برق است و با اخلاق هست. در روزای خواستگاری من ازش در مورد نوع مراسمات و اینکه در عروسی های ما بزن بکوب هست البته غیر مختلط. و اونم در موردش مخالفتی نکرد اما بعدها بهم گفت دوست نداره در مراسم عروسی بزن بکوب باشه.

    من خیلی نوع عروسی گرفتن و جشن گرفتن برام مهمه و حتی میگم اگه عروسی بچه های من اون شکلی باشه که من دوست دارم نشه ... ، خیلی عذابم میده. مورد دیگه که منو اذیت میکنه اینکه همسرم نذاره من کار کنم ( خودم دوست دارم استاد دانشگاه بشم ) البته همسرم مشکلی با تحصیل من نداره .

    من خیلی آرمانگرا هستم دوست دارم در کنار همسری و مادری حتما با یه کار دیگه هم انجام بدم و مشکلی رو حل کنم. مادر شوهر معتقده که زن باید فقط به فکر وظایف همسری و خانه داری باشه و این خیلی منو اذیت میکنه و تو خودم میریزم . حس میکنم دارم افسرده میشم .

    لطفا کمکم کنین

    ممنون

    موضوعات مرتبط: مراسم عقد و عروسی , مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۶۱
    • دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵ - ۲۲:۳۵

    هر دختری همسرشو تمام و کمال واسه خودش میخواد

    سلام دوستان

    من یه مشکل حادی دارم. از دوستانی که مشکل مشابه من دارن یا نظر کاربردی و خوبی دارن خواهش میکنم کامنت بذارن.

    مشکل من اینه:

    من یه دختر مذهبی بودم که از طریق معرفی یکی از پسرهای مذهبی دانشگاه اومد خواستگاریم. ما توی دانشگاه دولتی تو تهران درس میخوندیم. الان 1 ساله که عقد کردیم اما یه فکری به شدت منو آزار میده. باعث شده به همسرم سر این موضوع هی گیر بدم و ایشونم دیگه به من گفتن این ششمین باره که یه مساله رو باز میکنی و دارم یواش یواش خسته میشم.

    مشکل اینه که وقتی ایشون اومد خواستگاری من رفتم از همکلاسی هاشون که دوست من بودند به اصطلاح تحقیق کردم. غافل از اینکه همون دوست من خواستگارم رو خیلی دوست داشته و آرزوی ازدواج با ایشونو داشت. 

    دوستم بهم گفت این آقا قبلا یه دختری رو دوست داشته که رفته خواستگاریش و جواب رد شنیده. من برای اینکه از صحت ماجرا مطلع شم از واسطه سوال پرسیدم. واسطه به من گفت نه ایشون با معرفی رفته خواستگاری و اصلا هم جواب رد نشنیده و خودشون پشیمون شدن.

    من در جلسات بعدی صحبت هامون از خواستگارم پرسیدم آیا قبلا کسی تو زندگیتون بوده که نشده باشه بهش برسید و حالا اذیت شده باشید و ناراحت؟ ایشون خیلی صداقت داشت و گفت بله ولی خیلی سخت نبود برام دلیلشم این بود که از لحاظ خانوادگی بهم نمیخوردیم و پدرم نپذیرفتن و خواستگاری بهم خورد.

    از صحبت هایی که شد من متوجه شدم چیز حادی نبوده و عشق و عاشقی در کار نبوده و خواستگاری معمولی بوده. من حدود 7-8 ماه طولش دادم تا جواب مثبت بدم و دلیلمم همین بود که میخواستم بدونم ایشون چقدر منو دوست داره. توی اون 8 ماه هی با پدرم صحبت کردن و میگفتن من 100 درصد دخترتون رو میخوام. خلاصه من فکر کردم ایشون واقعا منو دوست داره و جواب مثیت دادم و عقد کردیم.

    الان هر وقت بین دوستان حرف از دختر خانمی که همسرم قبلا رفته خواستکاریش میشه ( اون دختر ازدواج کرده ) من تا 1 روز میرم تو خودم.

    همسرم هم ساده هست و مثلا یه بحثی پیش بیاد ممکنه اون خانم رو برام مثال بزنه و این منو خیلی اذیت میکنه. طوری که بهش میگم اگر دوسش نداری چرا اسمشو میاری تو زندگیمون. تو میدونی من حساسم. اگر دوسش داشتی باهاش ازدواج میکردی. ایشون میگن من اصلا وقت فکر کردن به اون خانومو ندارم اصلا و تنها به همسرم فکر میکنم.

    ولی من لابه لای حرفای همسرم متوجه شدم که اون دخترو دوست داشته و فقط چون خانواده ش خوب نبودن ولش کرده. این منو داره میکشه. من فوق العاده حسودم. در ضمن شوهرم محبت کردن کلامیشم میلنگه و من همش با خودم میگم حتما دوسم نداره که نمیتونه حرفای قشنگ قشنگ برام بزنه.

    به نظرتون زیادی حساسم؟ آخه هر دختری همسرشو تمام و کمال واسه خودش میخواد. من همش با خودم میگم چرا پس من از بین خواستکارام بحث هیچ کدومو وسط نمیکشم؟ الانشم با اینکه ازدواج کردم کلی خواستگار دارم اما همیشه به همسرم میگم بهتر از تو رو پیدا نمیکردم. همیشه ازش تعریف میکنم و کلی محبت بهش میکنم. میدونم دوسم داره اما حس میکنم به اون خانمم هنوز علاقه داره. این بحث هر 2 ماه یه بار بینمون به وجود میاد. خودم خسته شدم چه برسه به همسرم.

    آقایون تو رو خدا اگر میخواین کسی رو فراموش کنید با کسی ازدواج نکنین که اونم بدبخت کنین.  دوستان لطفا بگین من باید چه رفتاری داشته باشم و چیکار کنم؟ دارم از همسرم سرد میشم

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۱۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۶۰
    • شنبه ۹ بهمن ۹۵ - ۲۲:۰۵

    انگار روی یه مو قرار گرفتم هر لحظه میخوام پرتاب شم ...

    سلام...

    دختری 20 ساله هستم، دو سال پیش بنا به مشکلاتی و راه یابی به دانشگاه باعث شد به سمت قرص ترامادول برم کم کم تعدادش زیاد شد .
    این برای من دختر خیلی سخت بود حتی نمیتونستم راه برم بخوابم غذا بخورم دستشوی برم هیچی نرمال نبود افت وزن اونم 20 کیلو! توی اون 1 سال مصرفم بالای 30 بار ترک میکردم و بازم ...
    ترک با بدترین درد و زجر ولی بازم... اینجا رو استپ کنین حالا اینو گوش بدین ؛
    قبل از این ماجر با پسری بودم و تا الان باهاشم یعنی 3 سال ... . اوضاع قیافم و همه چیم تابلو شد که دارم چیزی مصرف میکنم وقتی اون پسر که حالا عشقم شده بود بهم شک کرد که چیزی میخورم ازم خواست که بهش بگم..
    گفت بگو کمکت میکنم تو عشقمی تحمل این وضعو ندارم ،‌بهش گفتم و همون شبم ترک کردم برای اخرین بار! ولی این اقا پسر فردا شبش باهام قهر کرد و همش تو خودش بود همون روزای که توی ترک بودم باهام قهر کرد ولی بهش حق دادم... حالا نزدیک 9 ماهه که ترک کردم اول بخاطر خودم دوم بخاطر عشقم..
    مشکل اینجاست :
    هر بار که یه سرما خوردگی کوچیک میگیرم، هر بار که خوابم میاد یا بی خواب بشم، هر بار صورتم یه دونه جوش بزنه، هر بار بغض داشته باشم، هر بار یه خورده عصبی بشم ... میگه بازم خوردی؟ میگه قرص تمام کردی؟ جوری که وسوسه میشم باز بخورم ولی جلوی خودمو میگیرم.
    5 ماه دیگه عروسیمونه.. نگید که ازش جدا شو یا باهاش حرف بزن چون توی این 9 ماه  بارها باهاش حرف زدم.
    کمکم کنید روی یه مو انگاری قرار گرفتم هر لحظه میخوام پرتاب شم ...
    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۳۹
    • چهارشنبه ۶ بهمن ۹۵ - ۲۲:۰۵

    همیشه باید ناز زن رو کشید؟

    سلام
    پسرم، 25 ساله. نامزدی همسن خودم دارم. همه جوره همو پسندیدیم و اوکی هستیم، ولی فقط یه مورد در موردش هست که منو توی شک انداخته که آیا باهاش خوشبخت میشم یا نه. اینکه اون یه خورده بلوغش کمتر از سنشه و توی یه سری رفتارها بچه گانه رفتار می کنه. کم بودن ظرفیت و جنبه ی اون یه خورده بعضی وقتا ناراحتم می کنه، زیاد نمی تونه تحمل کنه و زود بدش میاد.

    از اون دختراست که غرق محبت بوده و طاقت شنیدن بالای چشمت ابروئه رو نداره. (به مرور زمان یخورده بهتر شده) هرموقع دعوامون میشه نازش رو میخرم و ازش عذرخواهی می کنم درصورتی که اکثر مواقع من حرف خاصی نزدم که بدش بیاد و اون زود ناراحت شده.

    میدونم که دختر رو باید نازش رو خرید و خود این ناز اومدن اون توی زندگی مشترک قشنگه، ولی ترسم اینه صبرم تموم بشه و زندگیم از هم بپاشه. اینکه هی به خاطر دوام رابطه هی کوتاه بیای و زورکی قبول کنی اشتباه کردی قطعا یه روزی صبر آدم تموم میشه و من خودم رو میشناسم، از همین الان میخوام بفهمم وظیفه من چیه، ناز کشیدن و کوتاه اومدن یا باید برابر باشیم.

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد , رفتارشناسی دختران برای ازدواج ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۲۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۸۴
    • چهارشنبه ۲۹ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    نامزدم میگه تحقیرهای مادرم رو نمیتونه فراموش کنه

    سلام

    من خانم هستم.. من چند وقتیه عقد کردم، شوهرم فوق العاده خوبه ولی یک مشکل بزرگی توی زندگیمون داریم. اونم مادر محترم بنده هستن...

    خونواده شوهرم خیلی صبور و مهربون هستن. ولی تا یک چیز کوچیکی پیش میاد، مامانم سریع به مادر شوهرم تماس میگیره و دعوا میکنه ... یک روز با خونواده شوهرم نشسته بودیم، یهو مامانم سره یک اختلاف نظره کوچیک، از بین ما بلند شد رفت بیرون... وقتی ناراحت میشه به شوهرم تماس میگیره و اون رو تحقیر میکنه...

    حتی اجازه نمیده یک ساعت من و شوهرم کناره هم باشیم... وقتی به من قولی میده یهو زیرش میزنه... مثلا به من میگه شوهرت سه شنبه میتونه شب بیاد خونمون بخوابه، ولی وقتی سه شنبه میشه، زیر قولش میزنه، اونم خیلی بی دلیل ...

    شوهرم میگه کینه ای نیست ولی تحقیرای مادرم رو نمیتونه فراموش کنه... با مادرم صحبت کردم ولی بی نتیجه بوده. مامانم حتی یک بار به شوهرم گفت که ازش بدش میاد  با اینکه شرهرم خیلی مهربونه و خدا رو شکر شغل پر درآمدی هم داره و اهل نماز و روزه هست ... واقعا چیکار کنم ؟ برای شمام پیش اومده ؟ چیکار کردین توی این شرایط ؟

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد , روابط داماد و مادر زن ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۸۶
    • دوشنبه ۲۷ دی ۹۵ - ۲۲:۰۵

    خانمای متاهل ، همه چیز رو به همسرتون میگید؟

    سلام

    منظورم پنهان کاری نیست. منظورم گذشتتونم نیست. در زمان حال تو زندگی مشترک چه چیزایی هست که ترجیح میدین همسرتون ندونن؟

    بذارین چند تا مثال بزنم: آ

    آرایشگاه رفتنتون رو اطلاع میدین یا میگین میرید بیرون ؟ واسه بیرون رفتن مقصد رو میگید یا کلا بیرون ،‌بیرون از خونس دیگه؟ شاید شما مثلا خواستین ابروتون رو هاشور بزنید ولی شوهرتون مخالفت کنه. بهش توجه میکنین؟ براش توضیح میدین؟

    چون تو این کارا وارد نیستن کار خودتونو انجام میدین؟ همه خریداتون رو بهش نشون میدین؟ ( توجه کنید اینا صرفا مثاله)

    آقایون در این مورد چی فکر میکنن ؟ باید خانمتون همه چیو بهتون اطلاع بده ؟ حتی بیرون رفتن از منزل؟ مثلا اگه بدون شما بره سفر باید گزارش لحظه ای بده ؟ مجردا در این مورد چی فکر میکنن؟  


    مرتبط :

    اطلاع دادن به شوهر قبل از خروج از خونه

     

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد , مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۹۴۱
    • شنبه ۲۵ دی ۹۵ - ۲۲:۵۰

    فرق بد دلی با غیرت چیه ؟

    سلام

    به نظر شما فرق بد دلی با غیرت داشتن چیه ؟‌


    مرتبط :

    قبلا شوهرم روم غیرت داشت ولی الان ...

    وقتی با شوهرم در یه جمعی حضور دارم به شدت غیرتی میشه

    شوهرم روی من غیرت نداره

    من یه پسر مذهبی و غیرتی ام

    تعادل بین غیرت و خشونت یک مرد مذهبی!

    فرق حسادت با غیرت تو آقایون چیه؟

    تعریف غیرت از نظر شما چیه ؟

    شوهرم خیلی غیرتی هستند

    چطور میشه یه مردی رو غیرتی کرد؟


    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد , رفتارشناسی پسران برای ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۵۸
    • جمعه ۲۴ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    به خاطر کارهای شوهرم در فضای مجازی امنیت ندارم

    سلام
    یه سوال داشتم در مورد شک های اقایون قبل از رسمی شدن ازدواج و مراسم عقد ....
    نامزد من 30 سالشه و مهندسی الکترونیک خونده و شرکت داره تو زمینه گوشی و لپ و اندروید حرفه ای به تمام معناس .
    خودمم 21 سالمه دانشجوی سال اول دندون هستم  و از نظر شرایط خانوادگی و طبقه اجتماعی از سطح خوبی برخوردار هستم .
    اولش فکرم این بودش که مرد ها به کسی که دوسش دارن شک میکنن و روش غیرتی هستن ولی باز از یه طرف دیگه اینم هست که به کسی که دوسش داری شک نمیکنی و روش مطمئنی ولی واقعا بعضی از مرد های ایرانی یکم متفاوتن تو این مساله ...
    وقتی من مشغول چت کردن تو تلگرام بودم چند بار ایشون خواستش زیر زیرکی ببینه من چیکار میکنم  ولی من از ایشون پنهان کردم و نشونش ندادم  چون داشتم با خالم چت می کردم و در مورده مسایل شخصیش صحبت می کردیم و غیبت و ... ، شک برداشت تو مساله و گفت اگه یه باره دیگه تکرارش کنی خودم دس به کار میشم ... و گذشتش ماجرا .
    تا 20 روزه بعدش که ما همدیگر ندیدیم من عکس پروفایلمو عوض کردم و مضمونشم برگشتن به گذشته بودش و دل خوشی های گذشته .
    و خب ایشونن خبر داشتش که من خواستگاری داشتم که شرایطشون واقعا عالی بودش و به هم می خوردیم ولی چون مادرم فهمیدن ایشون بیش از اندازه بد دل و حساس جلوی مساله رو گرفتن به زور ولی خب چون همدیگر رو دوس داشتیم نشدش .
    ولی هنوز که هنوز ایشون میره مسافرت به هر کشوری برام سوغاتی میفرسته و با من صحبت کردن که برگردن و دوباره شروع کنن و خب نشد دیگه ....
    تا اینکه  نامزدم شک کرد به من و جمعه شب هک کردن بنده رو ، اونم به صورتی حرفه ای که از طریق سامانه پیامکی خوده فرد هک شده هستش و هیچ کد از تو به طرف ارسال نشده و هیچ پیغامی از طرف تلگرام نمیاد که هک شدین  و تا زمانی که خوده هکر نخواد تو نمیتونی حذفش کنی  و اعتراضی به تلگرام کنی چون تو قسمت active session  چیزی جز اکانت شما نیس .
    من اون شب رفتم به قسمت کسایی که بلاک شون کرده بودم  و خب مزاحمی داشتن که 2 یا 3 ماه بلاک بودن و خواستگارم بودن ولی خب من علاقه ای به این موضوع اصلا نداشتم  و حدوده 360 تا فک کنم پی ام فوق العاده عاشقانه فرستادش و من جوابشو سر بالا دادم و رد کردم ایشونو خیلی سیریشه ایشون و ول کنم نبود . منم سره شب به نامزدم پی ام داده بودم  ولی ایشون خب گفته بود انلاین نشد بود وقتی خوندش پی امو  و وقتی اسکرین گرفتم از پیغامی که نمیتونم حذف کنم هکر رو  ایشون گفت کاره خودش بوده .
    و وقتی به ایشون گفتم چرا کردی گفت لازم باشه بارها و بارها انجامش میدم  . و خب خاله ام گف تو فضای مجازیت واقعا ارامش نداری و شخصی نیس و خیلی دعوا کردیم با هم ...
    الاننم ایشون میگه بیار ضد هک بریزم ولی خب میدونم میخواد تمام پی ام هایه منو ریکاوری کنه که برگرده برام  ...
    و مادرم نمیذاره و ایشونم منتظره و منم احساس امنیت ندارم و حتی با دوستام نمیتونم درد و دل کنم  ...
    من با کسی رابطه ای نداشتم وقتی رابطه ام با ایشون شکل جدی گرفت ولی خب درد و دل  و یه سری پی ام ها هست که شخصیه نمیشه کسی واقعا بخونتشون  ...
    اگه کمکم کنین ممنونتون میشم که به روشی متقاعدش کنم که دست برداره از این کارهاش و من خیلی دوسش دارم و دوس ندارم کدورتی بوجود بیاد بینمون .
    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۳ موافق ۱ مخالف
  • ۱۰۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۹۹
    • سه شنبه ۲۱ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    تازه عقد کردم متاسفانه شوهرم تو هیچ موردی نظر منو نمیپرسه

    سلام

    لطفا منو راهنمایی کنید .

    من ۲۳ سالمه و نامزدم ۳۴ . ما چند ماهه عقد کردیم متاسفانه نامزدم تو هیچ موردی  نظر منو نمیپرسه ، مثلا بدون اینکه من بدونم رفته خونه گرفته حتی نمیدونم چند متره ، اصلا کجاس این خونه، کلا مرموزانه رفتار میکنه من نه میدونم چقدر حقوق میگیره نه میدونم با پولاش چیکار میکنه و نه میدونم چقدر پس انداز داره، حتی کوچکترین چیزا رو ازم پنهون میکنه .

    مثلا میگه دارم میرم فلان جا منم که دلیلشو میپرسم جوابمو نمیده همین باعث شده نسبت بهش دلسرد بشم و فکر کنم براش غریبه ام، من از یکی از بستگانش فهمیدم که خونه خریده وقتی به اون گفتم من در جریان نیستم تعجب کرد، اعتماد به نفسمو ازم گرفته همیشه میگه قبل از اینکه حرف بزنی فکر کن اینکارو بکن اون کارو نکن .

    با اینکه منو تو فامیل به عنوان یه دختر عاقل و با فهم و شعور میشناسن ولی نامزدم جوری رفتار میکنه که انگار اون همه چی رو میدونه و من نفهمم، چون نمیتونم این حرفا رو بهش بگم میریزم تو خودم و همین باعث شده عصبی و زود رنج بشم با کوچکترین حرفی گریم میگیره .

    واقعا دست خودم نیست از وقتی نامزد شدم روح و روانم مریض شده حتی یک بار هم نشده ازم تعریف کنه ، تو جمع و وقتی پیش اونم میترسم حرف بزنم که نکنه حرف نسنجیده ای بزنم و ناراحتش کنم .

    خانواده اش هم بدتر از خودشن خودشونو از همه بالاتر و بهتر میدونن  اینم بگم از لحاظ مالی ما از اونا بهتریم . از لحاظ ظاهر و قیافه هم همه پیش خودش میگن خانومت از خودت سرتره ولی بازم....

    به نظر شما من چیکار کنم یه راه حل بگید واقعا داغونم احساس میکنم ازم راضی نیست.

    ممنون 

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۲۵
    • پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    نامزدم دوست داره یه آدم دیگه از شخصیت من بسازه

    سلام

    من 24 سالمه و 4 ماهه که عقد کردم. من تحصیلات دانشگاهی دارم. تو خانواده و فامیل و آشنا همیشه همه قبولم داشتن. حتی با توجه به تخصصی بودن رشته تحصیلیم و کم کار کردن خانوم ها در اون حیطه، من یه مدت یه جا مشغول بودم و رفتار اجتماعی نسبتا مورد قبولی دارم. به خاطر مطالعه زیاد هم ،اطلاعات عمومی خوبی دارم.حتی تو ورزشی مثل فوتبال که خانوم ها زیاد دل خوشی ازش ندارن. هدف تعریف از خودم نبود.هدف سوال پایین بود.

    اما بعد از ازدواجم همسرم تموم افکار من، رفتار من رو تو خونه خودشون ، تو خونه خودمون، تو خرید تو مهمونی و هر جا دیگه را کنترل میکنه. و من الان به مرحله ای رسیدم که میترسم حرف بزنم.

    هفته پیش مهمونی بودیم خونه ی یکی از اقوامش، اخر شب بهم گفت چقدر همه از رفتار من خوششون اومده و چقدر به داشتن من افتخار میکنه. من اولش خوشحال شدم ولی بعدش حالم از خودم بهم خورد.

    چون مثل یه ادم اهنی رفتار کرده بودم،ساکت نشسته بودم سر جام، لبخند ملیح زده بودم ، تو شستن ظرف ها کمک کرده بودم و در اخر تشکر از همه.

    من دیگه هیچ اعتماد به نفسی ندارم.با اینکه محبت زیادی بهم میکنه ولی انگار خود من را دوست نداره. دوست داره یه ادم دیگه از شخصیت من بسازه. چیکار کنم.؟؟

    چطور بهش بگم چقدر اذیت میشم...

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۲۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۱۳
    • چهارشنبه ۱۵ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    کادو نگرفتن نامزدم رو تلافی کنم ؟

    سلام

    من ۳ ماهه که عقد کردم ولی نامزدم تا الان هیچ هدیه ای برام نگرفته . مثلا روز تولدم فقط یه تبریک گفت . دریغ از یه شاخه گل ، یا شب یلدا برام هیچی نیاوردن خانوادش پاگشا بهم ندادن جالب اینجاس هر چی هم فامیلاشون بهم پاگشا داده بودن همشو ازم گرفت و پس نداد .

    منم اصلا به روی خودم نیاوردم و چیزی بهش نگفتم . اینا رو گفتم تا اینو بگم چند وقت دیگه تولدشه موندم براش کادو بگیرم یا اینکه مثل خودش فقط یه تبریک بگم ؟ راستش خیلی ازش دلخورم مخصوصا از خانوادش، نمیدونم چیکار کنم .

    منو راهنمایی کنید بهترین کار چیه ؟ کادو بگیرم براش یا خودمو بزنم به بیخیالی؟

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد , راهنمای خرید هدیه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۳۸
    • سه شنبه ۱۴ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵