خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی

دسترسی سریع ← آخرین مطالب - موضوعات - فعال ترین کاربران - آخرین نظرات



۳۰۳ مطلب با موضوع «مسائل رفتاری دوران عقد» ثبت شده است

نامزدم در اجرای خواسته هام تعلل می کنه

سلام

من یه مشکلی دارم اینه که شوهرم ( نامزدم ) به حرفم دیر گوش میده و عمل میکنه. همش هم فکر میکنم اشتباه از خودم بوده که اینجوری باهام برخورد میکنه. تو مسائل مالی هم همین قراره .

یعنی اگه بخوام یه مانتو بخرم باید یه هفته بگم و گریه کنم آخرش خودش بیاد سمتم بگه بریم بخر . یا بخوام جایی برم با یه بار حرف گفتن و درخواست من ،به خواسته ام عمل نمیکنه باید چند بار بگم یا دعوا کنم یا گریه کنم.... یا بگم بیا دنبالم، یا بخوام ازش تا کسی نیست با ماشین بیا دنبالم همون دفعه اول به حرفم گوش نمیده....

خیلی اذیت میشم میبینم مثلا زن های دیگه زنگ میزنن به شوهراشون میگن بیا کارت دارم یا فلان چیزو بخر شوهراشون زودی نیازشون رفع میکنه ولی من باید هی بگمو بگمو بگم :((

موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۸۶
    • سه شنبه ۲۵ آبان ۹۵ - ۲۲:۲۵

    چیکار کنم تا شوهرم محبت کلامی رو یاد بگیره ؟

    سلام

    من یه دختر زیر ۳۰ سال هستم که به تازگی عقد کردم. همسرم ۴ سال ازم بزرگتره. هم من و هم همسرم هر دو ازخانواده های مذهبی هستیم و خودمونم قبلا تجربه ی دوستی با نامحرم نداشتیم.

    من واقعا همسرم رو دوست دارم.در هر لحظه به یادشم و دوست دارم بهش محبت کنم. ایشونم منو دوست داره میدونم. ولی مرد درونگرایی هست و بیان نمیکنه احساساتش رو. یا اگر براش مشکلی پیش بیاد نمیاد باهام درد دل کنه. خیلی تو خودش میریزه و این منو ناراحت میکنه. این اخلاقش خیلی شبیه مادرشه. میگن پسرها اونجوری میشن که مادرشون هست.البته ایشون چندین ساله از مادرش دور هست به دلیل تحصیل و کار و ماهی ۱ بار به خانواده که شهرستان هستن سر میزنه.

    مشکل من اینه که چیکار کنم همسرم احساساتش رو بروز بده .خیلی باهاش حرف زدم.گاهی هم دلخوری و بحث پیش اومده.و ایشون قول داده که خودش رو اصلاح کنه ولی باز دوباره یادش رفته. به هر حال منم دخترم و دوست دارم همسرم بهم محبت کنه ازم تعریف کنه یا نازم رو بکشه. ( ناز کشیدن که اصلا تو مرامش نیس ). باهام درد دل کنه. هر روز به یادم باشه مثلا روزی ۲ بار بهم زنگ بزنه و حالمو بپرسه. نگرانم بشه. روم غیرت داشته باشه. تعصب نه!!! غیرت.

    واقعا هیچی بروز نمیده. از نظر محبت کلامی خیلی ضعیفه با اینکه من اینهمه قربون صدقه ش میرم و محبت میکنم ولی ایشون یاد نمیگیره. از لحاظ محبت رفتاری و هدیه خریدن و گل خریدن قابل قبوله ولی متاسفانه من آدم شنیداری هستم و بارها هم بهش گفتم. دوست دارم از زیبایی هام تعریف بکنه. از دستپختم و هنرهام، از هوشم و ...

    البته خودش قبلا بهم گفته که همون اول چهره م به دلش نشسته یا اندامم رو دوست داره یا باهوشم. ولی من حس میکنم ما اصلا شبیه نامزدها نیستیم و اون ذوق و شوق رو نداریم. انگار مثلا یه زوجی هستیم که ۲،۳ ساله عروسی کردن و از اون تب و تاب افتادن. اوایل و قبل محرم شدنمون بیشتر توجه نشون میداد بهم.

    در حال حاضر هفته ای ۱ بارم  سعی میکنم نیاز جنسی ایشون رو برطرف کنم و معاشقه هم داریم و از اون نظر دوتامون راضی هستیم. البته رابطه ی کامل نداشتیم تا حالا.

    ازتون میخوام راهنماییم کنید.من اشتباه میکنم که در دوران عقد به ایشون اجازه ی داشتن رابطه رو دادم؟ این میتونه دلیل کم شدن شوق ایشون نسبت به من باشه ( نسبت به دوران قبل عقدمون ) ؟ یا من اشتباه میکنم به ایشون محبت میکنم و قربون صدقه ش میرم؟ باید خودمو سرد نشون بدم تا بیاد طرفم ؟ آخه میگن مردها با محبت خیلی جذب میشن. وقتی محبت کلامی از همسرم نمیبینم اعتماد به نفسم میاد پایین و یکم افسرده شدم حس میکنم.

    خواهشا بگید من باید چیکار کنم تا ایشون محبت کلامی رو یاد بگیره.

    ممنونم از همه ی عزیزانی که نظرشونو میگن


    مرتبط :

    تاثیر خوش کلامی و محبت زنانه بر زندگی مشترک چه مقدار است؟

    رابطه بین ابراز محبت و رابطه جنسی در روابط زناشویی

    محبت محبت محبت، هم برای خانم هم برای آقا (4)

    محبت محبت محبت، هم برای خانم هم برای آقا (3)

    محبت محبت محبت، هم برای خانم هم برای آقا (2)

    محبت محبت محبت، هم برای خانم هم برای آقا (1)

    چرا شما اقایون بعضی وقتا محبت یادتون میره؟

    محبت مرد به زن باید بیشتر از محبت زن به مرد باشه؟!

    خانم ها ، چه رفتاری برا شما نماد محبت هستش؟

    نحوه ارتباط کلامی و محبت بین زن و شوهر

    شوهرم ابراز محبت کلامی نمی کنه مگر اینکه خودم ازش بخوام

    4 اصل برای افزایش محبت بین زن و شوهر

    چطور به شوهرم بفهمونم که نیاز به محبت دارم ؟

    شوهرم با اخلاقه ولی نمی تونه محبت کنه

    گدایی محبت از شوهر


    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۳۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۸۱
    • يكشنبه ۲۳ آبان ۹۵ - ۲۲:۴۰

    احساس سرافکندگی میکنم که انقدر مسخره برم زندگیمو شروع کنم

    سلام

    لطفا خواهش میکنم اگر تجربه ای دارید و میتونید راهنماییم کنید.

    من در دوران عقدم ، من زیر 20 سالمه شوهر زیر 25 ما از دو استان مختلف و دوریم. من دولتی و برا ورودی بهمن ماه قبول شدم و کارای ثبت ناممو کم کم دارم انجام میدم. شوهرم کارای کنکورمو انجام داد دروغکی به من گفت که اولویت اولتو میزنم استان خودتون اولویت آخرو میزنم استان ما.

    بعدش فهمیدم اولویت اولمو استان خودش زده و من اونجا قبول شدم. اولش گفتم که حتما منو خیلی دوستم داره. اما وقتی بهش گفتم میخوام خوابگاه بگیرم خیلی عصبانی شد و باهام دعوا کرد که من غیرتمو اجازه نمیده زنم بیاد استان ما اما بره تو خوابگاه اجاره کنه. بازم فکر کردم خیلی دوستم داره لابد.

    اما قضیه اینه که همه کاراش از اول نقشه بود که منو فقط با یه چمدون لباس بکشونه تو استان خودشون و بدون اینکه برام مراسم بگیره برم خونشون و روابط زناشویی داشته باشیم. بهم گفت الان عروسی نمیگیریم اما بیا خونه ما زندگی کن و بعد از چند سال برات عروسی میگیرم و خونه مستقلم میگیرم.

    یعنی به راحتی تمام داره همه چیز رو به نفع خودش تموم میکنه. من اصلا راضی نیستم و از وقتی که حقیقت رو بهم گفته خیلی حالم بده. من نمیتونم همینطوری با یه چمدون لباس برم خونشون و زندگیمو توی یه اتاق 12 متری شروع کنم.

    همسرم پدرش فوت شده و مرد خونشون اونه یه خواهر 13 و برادر 16-17 ساله داره و با پدربزرگشون زندگی میکنن و جالبه تمامی اعضای خانوادش از من بدشون میاد و میگن مگه دختر قحط بوده رفتی از یه استان دیگه و خلاصه غریبه گرفتی.

    از پدربزرگش تا برادر و مامان و خواهرش منو دوس ندارن. الان من موندم چیکار کنم. من تصورم این بود یکی دو سال تو استان خودم درسمو میخونم انتقالیمو میگیرم و ازدواج میکنم.

    کارم شده گریه و خیلی استرس دارم . جدیدا میگه تو فقط به دلیل رابطه زناشویی نمیای باهام زندگی کنی . تو بیا تا آرامش داشته باشم و خیالم راحت باشه منم انگیزه میگیرم . میگه نیازش باعث شده جلوی پیشرفتشو بگیره  میگه زودی خونه و عروسی میگیرم میریم.

    میگه چه اشکال داره یکم زودتر زندگیمونو شروع کنیم ؟ من واقعا تب و لرز دارم برم تو اون خونه. هنوز به خانوادم چیزی نگفتم اما خیلی میترسم.

    و چون دیده حالم خیلی بده و پریشون احوال شدم میگه خب تو اگه از رابطه زناشویی میترسی من قول میدم بیای کنارم زندگی کنی تا خودت نخوای بهت دست نزنم.

    از حرف فامیل میترسم خودمم احساس سرافکندگی میکنم اینجوری با یه مقدار لباس شخصی و انقدر مسخره برم زندگیمو شروع کنم.

    نکته: شوهرم یه پسر خاله داره که اینطوری ازدواج کرده و بعد از چند سال تازه دارن عقد میکنن خلاصه شوهره منم پسرخالشو الگوی زندگیش قرار داده. اما من نمیتونم وقتی فکرشو میکنم مریض میشم. لطفا بهم مشورت بدید چیکار کنم ؟

    من خواهر و برادر بزرگی ندارم که راهنماییم کنن پدرمادرمم که فقط منتظر بهونن باهام دعوا کنن.

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۴۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۷۲
    • سه شنبه ۱۸ آبان ۹۵ - ۲۲:۲۰

    دوست داشتن چه شکلیه ؟

    با سلام

    بنده 27 سالمه کارمندم میخواستم دوستان بگن دوست داشتن چه شکلیه؟

    بنده یک ماهه ازدواج کردم خانمم واسه ارشد اومده تهران یک هفته در میون میاد شهرستان، متاسفانه وقتی تهرانن دلم براش تنگ نمیشه دلتنگش نمیشم کم زنگ میزنم که همیشه ازم گلایه میکنه میگه چرا نمیگی دوسم داری یا زنگ میزنی قربون صدقم نمیری؟

    منم بعضی وقتی الکی میگم دلم تنگ شده  خیلی دوستت دارم... ایشون دختر خوبی هستن هم زیبا هم مهربون  ولی نمیدونم مشکل از کجاست اینم بگم من نسبت به اعضای خانوادمم دل سنگترم مثلا مامانم میره مشهد یا کربلا شاید ی بار بزور بهش زنگ بزنم!!!!

    متاسفانه تو دوران عقدم از ازدواجم پشیمون شدم و دوس داشتم زمان به عقب برگرده (خانوادمم نظرشون رو دختر خالم بود،این بنده خداها وضع مالی مناسب ندارن .. ولی شرایط طوری بود که نمیتونسم بگم اخه فامیل بودیم بخاطر حرف مردم ترسیدم البته ایشون تو دوران عقد چند بار گفت حسی بهم نداره تلاش میکنه دوسم داشته باشه ولی نمیتونه دلیلشم نمیدونه...

    رفته رفته حس ایشون به من بهتر شد الانم منتظره تا اول من ابراز علاقه و ... کنم بعد ایشونم بگه دوسم داره و ... البته من به یقین نرسیدم دوستم داره به خودشم گفتم چون تو خریدای عروسی همش حرف اون شد که چه چیزایی بخریم یا چه مدلی باشه!!!

    لطفا کمکم کنید هزینه های مشاوره هم ندارم که برم پیشش... یه مشکلی پیش میاد خیلی زود بهم برمیخوره و قهر میکنم  و چند روز طول میکشه از دلم بیرون بیاد چون همیشه جرقه بحثو ایشون زدن و اینکه از دل من خبر نداره و نمیدونه حسم اینجوریه میترسم یه موقع متوجه بشه و رفته رفته ازم دلسرد بشه  باعث بشه خدایی نکرده به یه کس دیگه پناه ببره!

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۴ مخالف
  • ۵۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۵۷
    • چهارشنبه ۱۲ آبان ۹۵ - ۲۲:۳۵

    چطوری ناز خانمم رو بکشم ؟

    سلام

    من پسری ۲۷ ساله هستم و حدود ۸ ماه میشه با دختر خانمی عقد کردیم ...

    خدا رو شکر دوران خوبی داریم و عاشقانه همدیگه رو دوست داریم. اما سوالم اینه که من چون خواهر نداشتم و با هیچ دختری قبل از ازدواج دوست نبودم، بلد نیستم ناز خانمم رو بکشم وقتی ناز میکنه یا خودشو برام لوس میکنه...!!

    نمیدونم اصلا باید چیکار کنم یا چی بگم بهشون!! اصلا ناز کشیدن چیه؟ اصولش چیه، ذاتیه یا میشه کسب کرد؟

    همسرم خوشبختانه چیزی نمیگه بهم، ولی خودم دوست دارم یاد بگیرم و تو زندگی چیزی براش کم نذارم.( البته شاید تو دلش بگه چرا همسرم اینجوریه!! ).

    از شما دوستان ( چه خواهران و برادران ) خواهش میکنم کمکم کنید که چیکار باید کنم. دوستان متاهل هم تجربیات خودشونو در این مورد در اختیارم قرار بدن لطفاااااا...

    خانما حتما جواب بدن! که دوست دارن همسرشون نازشونا بکشه یا نه؟ کی اینکارو بکنه بهتره؟ چه جاهایی باید ناز کشید و چه جاهایی نباید کشید و ...

    تا حالا چیزی برای همسرم کم نذاشتم،دوست دارم این یه مورد هم با کمک شما دوستان حل بشه ان شاءالله.
                    ممنون...

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۵۲۰
    • چهارشنبه ۵ آبان ۹۵ - ۲۲:۱۵

    آیا برخوردهای سرد همسرم در دوران نامزدی طبیعیه ؟

    سلام

    من یه مسئله دارم که نمیدونم چیکار کنم ! خانم ها لطف کنند پاسخ بدند ممنون میشم! همچنین اقایون اگه تجربه داشتند .

    من 29 سالم هست و فوق لیسانس خدا را شکر از لحاظ مالی هم هیچ مشکلی ندارم . و خودم فکر میکنم از لحاظ اخلاقی هم خوب باشم .

    2 ماه هست با یه خانم که 4 سال از من کوچیکتر هست نامزد کردم و قراره 2 ماه دیگه عقد کنیم در صورت حل بودن همه چی . خدا را شکر از لحاظ خانواده و طرز فکر شباهت زیادی به هم داریم و مذهبی هستیم .

    مشکل اینجاست که من باید همیشه به خانم زنگ بزنم پیام بدم و یا حرف های عاشقانه بزنم و طرف مقابل هیچی و من اصلا حس خوبی ندارم .

    با اینکه از خیلی از لحاظ ها به هم شبیه هستیم ول این سردیشون ازارم میده! ایا زوده هنوز انتظار حرف های عاشقانه از طرف مقابلم داشته باشم؟ یا کار خاصی باید انجام بدم !

    اگه رک ازش بپرسم ایرادی نداره؟

    ممنون میشم راهنماییم کنید

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۳۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۴۶
    • شنبه ۱ آبان ۹۵ - ۲۲:۰۰

    نامزدم از وقتی فهمید دوست داشتنم رو مخفی می کنم رفتارش عوض شد

    سلام
    من یه پسر 29 ساله هستم .
    من نامزدم رو خیلی دوست دارم به حدی که حاضرم جونمو هزار بار واسش بدم اما رو بروش هیچ وقت بروز نمی دادم و یعنی حتی اون نمی دونه که من حتی دوسش دارم در این حد. در واقع تا الان هم همینطور بوده. تا یه روز اون فهمید که من دوست داشتنم رو مخفی می کنم و رفتارش باهام تغییر کرد البته من حس می کنم که اون اینو از یه اشتباه من فهمید.! خلاصه بگذریم...

    می خواستم ببینم خانم ها چه رفتاری با این مساله دارند وقتی که می فهمن نامزدشون دوسشون داره ولی اصلا اصلا بروز نمی ده.. می خوام ببینم که این رفتار نامزدم چرا اینطوریه!!

    اون اگه فهمیده دوسش دارم دیگه چرا اینطوری می کنه...!!! یعنی واقعا منی که عشقم رو کامل بروز ندادم لایق چنین رفتاری هستم؟!! واقعا نمی فهمم اون که فهمیده دوسش دارم از وقتی اینجوری شد خیلی خیلی رفتارش تغییر کرد تا حدی که دارم خیلی آسیب می بینم خواهشا کمکم کنید.!!!

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۵۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۸۵
    • سه شنبه ۲۷ مهر ۹۵ - ۲۲:۴۵

    من چیکار کنم که اینقد حساس نباشم؟

    سلام به همه

    نامزد من پسر خوبیه شکر خدا ، اما گاهی با زبونش ازارم میده مثلا میدونه از فلان حرف بدم میاد اما اونو میگه ... مثلا میگه من دوست دختر دارم! یا هیکل فلان زن قشنگه... در صورتی که من شکر خدا هیچی ازش ندیدم و اصلا بهش  شک ندارم...فقط با زبونش اینارو میگه... و من خیلی ناراحت میشم...

    اما گاهی ام دقیقا عکس این حرفارو میزنه مثلا میگه بی شخصیته که مرد بره با کسی غیر از زنش... من چیکار کنم که اینقد حساس نباشم؟

    پیشاپیش ممنون ازهمگی

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۶۵
    • سه شنبه ۲۷ مهر ۹۵ - ۲۲:۰۵

    با بقال سر کوچمون راحت تر حرف میزنم تا با نامزدم

    سلام به همه ی شما دوستان

    من یه دختر بیست ساله هستم . از اول عمرم تا به الان اصلا نه دنبال دوستی با نامحرم بودم نه بهش اعتقاد داشتم . برا ازدواج میگفتم شرط مهم اینه که طرف آدم باشه و شرایطش ایده آل باشه و عشق بعد از ازدواج بوجود میاد و رو همین موضوع متمرکز بودم .

    یه خواستگار خوب و ایده آل برام پیدا شد . من خودم دانشجوی رشته ی پیرا پزشکی هستم دانشگاه آزاد ، خواستگارم رشته ی ریاضی و رتبه ی صد !! و  از نظر خانوادگی و همه چی بمن میخورد . کلا اوکیه اوکی بود .

    فقط بهش هیچ حسی نداشتم که گفتم با خودم، چون این اولین مردی هست که وارد زندگیم میشه حتما عاشقش میشم و همین میشه عشق زندگیم . یه نامزدی ساده مثل خواستگاری و از اون روز به بعد همون حس باقی موند . نامزدم هیچ تلاشی نکرد تا یخ بینمون آب شه .

    حتی چند وقت قبل خودم تلاش کردم دیگه‌ جمع خطابش نکردم ولی اون بازم به من‌ میگفت  شما و‌ خوبید و از این چیزا که واقعا یه حس بد بهم دست میده . هم رو شما و سوم شخص جمع خطاب میکنیم بعد از هفت هشت ماه ...

    بخدا بیست سال با هیچ پسری نبودم حالا تنها تر شدم با نامزد کردنم . اینم بگم واقعا خوشگلم . یه بار ازم تعریف نکرده یباااار حتی . یعنی با بقال سر کوچمون راحت تر حرف میزنم تا با اون .
    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد , روابط عاطفی در دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۳۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۰۴
    • پنجشنبه ۲۲ مهر ۹۵ - ۲۲:۳۰

    با تصمیم خانواده، یه دختر دیگه رو به دختر مورد علاقم ترجیح دادم

    با سلام

    پسری هستم 30 ساله. تقریبا با دختری حدودا 2 سال اشنا بودم. به اون دختر علاقه زیادی داشتم حتی نمی تونستم ناراحتیش رو ببینم. اما من و خونوادم متاسفانه ملاک هایی برای ازدواج داشتیم که اون شرایط رو پوشش نمیداد این دختر. یکیش مساله همشهری بودن و دیگری اختلاف سنی.

    اما ما هر دو بهم علاقه داشتیم. من به خونوادم این دختر رو در کنار سایر گزینه ها معرفی کردم اما خب خونوادم قبول نکردن. و تقریبا خودمم هم چون با این ملاک ها بزرگ شده بودم و قانون بود توی خونواده خیلی اصرار نکردم.

    ما بارها مجبور شدیم از هم جدا بشیم اما دوباره وصال صورت میگرفت. خوب هم دوستش داشتم هم نمیخواستم بیقراریش رو ببینم. تا اینکه قرار گذاشتیم تا زمانی که موردی برای هیچکدوممون پیش نیومده کنار هم بمونیم و ایشون هم قبول کردن.

    یکبار برای خواستگاری با یه دختر دیگه رفتم. اما اون قدر اون کسی که دوستش داشتم بیقراری کرد و من هم تعادل روانیمو از دست میدادم. بیخیال شدمو و جواب رد دادم. و از اون دختر خواستگاری کردم. اما بازم مشکل همون ملاک ها بود که قابل تغییر نبود.

    تا اینکه خونوادم تصمیم نهایی رو برای ازدواج با یک دختر دیگه گرفتنو نامزد شدیم. الان از خودم بدم میاد. از اینکه دارم به نامزدمم خیانت میکنم. چون دوستش ندارم بلکه ازش متنفرم.

    همه حتی اون دختری که دوستش داشتم هم میگه دلمو شکوندی و همه تقصیرو گردن من میندازن.
     ایا من حق انتخاب نداشتم؟ من چند بار در مورد ملاکام بهش گفته بودم. چرا با دونستن اون ملاکها بازم موند ؟ الان چیکار کنم ؟ از زندگی سیر شدم. از اینکه یه دختری اومده و ارزوهاشو میخواد با من ادامه بده. وقتی میبینمش حالم بد میشه.

    اونی که دوستش دارم و چیکار کنم ؟ حس تنفرم تا کی ادامه داره ؟ میخوام زودتر بمیرم و راحت شم.

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد , نادیده گرفتن فرد مورد علاقه در ازدواج ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۹۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۰۱۴
    • پنجشنبه ۲۲ مهر ۹۵ - ۲۲:۰۵

    تجربیات شما در مورد نحوه رفتار با همسر درونگرا

    سلام روزتون بخیر
    من تو بزرگترین دو راهی زندگیم قرار گرفتم خواهش میکنم شما کمکم کنید .
    من ۲۷ سالمه لیسانسه و همسرم ۳۳ سالشونه دیپلم ،همسرم از فامیل های دورم هست و زمانی که ایشون به خواستگاری من اومدن ،من رضایت نداشتم ولی به اصرار خانواده مخصوصا پدرم برخلاف اینکه همسر ایده عالم نبود قبول کردم با زور .
    الان حدود ۹ ماه میشه که عقدیم و خانواده ام متوجه شدن که اشتباه میکردن و حالا پی به حرف های من بردن و علت های مخالفتم ،بگذریم همسر من پسر معتقد و چشم پاکی هست تنها مشکل من اینکه ایشون درونگراست روابط عمومیش واقعا ضعیفه .
    از جمع فراریه صحبت نمیکنه حتی اگه من باهاش حرف نزنم کلا با سکوت روزمون سپری میشه ،هر چقدر ازش پرسیدم جواب درستی نمیده فقط یه بار گفت ترس از ضایع شدن داره.
     به خدا من تا حالا تو عمرم با همچین مردی روبرو نشده بودم خودم و خانوادم آدم های پر انرژی و شلوغی هستیم ،هزار بار فکر جدایی به سرم زده دو بار مسافرت رفتیم با خانوادش هر بارش پشیمون بودم از ازدواجم اصلا هوامو نداره فقط تو خودشه .
    مشاوره هم گرفتم  اون اخلاقش اینجوریه میدونم این مشکله منه حتی خانوادشم از این رفتاراش شاکی هستن و تمام حق رو به من میدن یه بارم با پدر مادرم رفتیم خونشون به طور مفصل حرف زدیم از بی توجهی ها و بی مسئولیت و بی حرفی همسرم اون شب حتی یه کلام هم حرف نزد مثلا قول داد رفتارشو درست کنه اما هیچ فرقی نکرد .
    به منم میگه اگه پشیمونی میتونی جدا بشی تو پیش من حیف میشی من هیچ آینده ای ندارم !!!کارشم که تو کار خونه ول کرد اومد شد کارگر عموش تو بازار هر چقدر کار معرفی کردیم جرات مصاحبه رفتن رو نداشت قبول نمیکرد ،رابطه زناشویی مون هم تعریفی نداره .
    خیلی بی ذوقه تا حالا هم اگه قبولش کردم فقط و فقط به خاطر نماز خون بودنشو سالم بودنش هست و این که میدونم دوسم داره به حرفام گوش میده ولی نمیتونه عمل کنه .
    چون جسارت نداره ،بعد محرم صفر هم قرار شده عروسی بگیریم واقعا نمیدونم کدوم راه درسته دیگه انقد خسته ام که حتی دست چپ و راستم رو تشخیص نمیدم .
    خواهش میکنم شما یه راهی جلو پام بذارید .
    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۴۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۹۵
    • چهارشنبه ۱۴ مهر ۹۵ - ۲۲:۱۰

    با این روش نامزدم در آینده لوس و پر توقع نمیشه؟

    سلام ٬ خسته نباشید.

    دختر خانم ۲۱ ساله ای هستم که ۲ ساله عقد کردم. متاسفانه هنوز زمان جشن عروسیم فرا نرسیده. در این مدت زمان تمام سعی ام رو کردم تا نامزدم رو بشناسم.حالا چه از لحاظ اخلاق فردی٬اجتماعی٬جسمی و یا حتی جنسی.

    و خیلی خوب فهمیدم که همسر عالی و ایده آلی دارم. ولی یه خصوصیت بدی که داره این هست که بدغذاست. یعنی هر جا که فامیل دعوتمون میکنن برای مهمونی و نامزدم اومده ٬آبروی منو برده. غذا که درست و کامل مثل بقیه نمیخوره هیچ ٬اگه از غذا بدش بیاد انقدر با قاشق غذاش رو این طرف و اون طرف میکنه ٬پخش میکنه که خود میزبان از خجالت آب میشه میره تو زمین. حالا حساب کنید من اون موقع چه حالی دارم از شرمندگی نمیتونم سرم رو بلند کنم.

    همیشه دوست داشتم همسرم خوش خوراک باشه. ولی مثل اینکه خدا این آرزوم رو نادیده گرفت. اما خدا رو شکر در مقابل این ویژگی بد هزار تا خصوصیت خوب دیگه داره.

    برای این عادتش تو مهمونی نمیتونم کاری بکنم ولی زمانی که با فامیل میریم بیرون برای تفریح. چون با عادت های غذاییش آشنا شدم. اگه بدونم غذایی که برداشتیم رو دوست نداره برای نامزدم غذایی رو که دوست داره درست میکنم و برمیدارم.

    میخواستم بدونم با این روش نامزدم در آینده لوس و پر توقع نمیشه؟

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۴۸
    • پنجشنبه ۸ مهر ۹۵ - ۲۳:۰۶

    شوهرم با دانشجو هاش خیلی خوش برخورده و من نگرانم

    سلام به همه

    من اخیرا نامزد شدم، همسرم استادم بود و من دانشجوش. بعد از دو سال تونستیم با هم محرم بشیم. من چون خیلی دوسش دارم خیلی روش حساسم. اون البته بیشتر!

    حالا مشکل من:

    همسرم سن زیادی نداره و دانشجو هاشم اکثرا دختر هستن. همسرم خیلی خوش برخورده و رابطه ش با دانشجو هاش صمیمی هست. نمیدونم چه جوری بهش بگم که من با این رفتارش ناراحت میشم. میترسم شان خودم زیر سوال بره. تنها واکنشی که به این حساسیت من نشون داده اینه که جلو من اصلا اصلا با دانشجوهاش حرف نمیزنه و باهاشون جدی برخورد میکنه. چه جوری متوجه بشم که این صرفا تعامل بین استاد دانشجو هست یا ممکنه این وسط چیزی پیش بیاد.

    چون خودمم دانشجوش بودم میترسم باز فیلش یاد هندوستان کنه !!! هزار بار هم گفتم که اگه نمیخوای خوب تموم ش کن. خودش انگار دو دل و سر در گم هست!

    ممنون از پاسخگویی تون

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۱۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۰۴
    • چهارشنبه ۷ مهر ۹۵ - ۲۲:۱۵

    چکار کنم شوهرم گذشته منو فراموش کنه ؟

    با سلام و عرض ادب

    خانومی هستم 19 ساله. چند ماهه عقدم ، خوشبختانه هیچ مشکلی نداریم و اخلاق و ... همه چیمون بهم میخوره . تنها مشکل ما فراموش نکردن همسرم از گذشتهاست و بخصوص گذشته من قبل ایشون . چرا که من همه چیه زندگیمو گفتم بهشون .

    خوبیم ... میگیم میخندیم یهو یه چیز میشه ایشون به یادش میوفته و همه چیز بهم میریزه . بهترین دوران و لحظه های زندگیمون تبدیل میشه به تلخ ترین ... .

    بنده هر چی با ایشون صحبت میکنم میگم الان زن توام و اروم میشه اما باز با کوچکترین اتفاق بیادش میوفته و ... .

    و اینم اضافه کنم من براش چیزی کم نذاشتم از هر لحاظ زن خوبی ام براش . تو رو خدا یه راه حل بگید بهم . ما هردو زندگیمونو دوست داریم . چی بگم که دیگه فکر نکنه و گذشته رو فراموش کنه؟ چه جوری رفتار کنم  باهاش اون موقع که داره به گذشته ها فکر میکنه ؟

    ممنونتون میشم پاسخ بدید

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۶۸
    • دوشنبه ۲۹ شهریور ۹۵ - ۲۲:۱۵

    10 ویژگی یا رفتار مورد پسند خانمها

    سلام به همگی یه سوال داشتم

    تو قسمت پیوندها یه سوال هست با عنوان 10 ویژگی یا رفتار مورد پسند آقایان که خیلی شفافه .

    سوال من اینه 10 ویژگی یا رفتار مورد پسند خانمها چیه ؟ فکر کنید خواستگار شما یه لیست ده تایی از شما میخواد به جز تکیه گاه بودن چه چیزایی مدنظرتونه؟

    میخواستم از نامزدم بپرسم ولی هنوز اینقدر رومون باز نشده برا هم .

    ممنون

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۶ موافق ۰ مخالف
  • ۷۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۶۱۲
    • چهارشنبه ۲۴ شهریور ۹۵ - ۲۲:۱۰