خانواده برتر

ارسال مطلب و پرسش و پاسخ در مورد انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، زفاف، روابط زناشویی ، تربیت فرزند و مسائل اجتماعی

لینک های روزانه آخرین نظرات آخرین مطالب پست ثابت (خیلی مهم)

۴۲۶ مطلب با موضوع «مسائل رفتاری دوران عقد» ثبت شده است

شوهرم انتظار داره دردهام رو بهش نگم

سلام
من یه دختر حدود 20 ساله هستم که شش ماهه عقد کردم هنوز عروسی نگرفتیم و زیر یک سقف نیسیتم نامزدم هم حدودا 25 ساله اس . آشناییمون تو دانشگاه بود و با علاقه به همدیگه  .
مشکلی که بد جور عذابم میده و فکر حتی جدایی رو انداخته به سرم شاید به نظر شما کودکانه و احمقانه بیاد ولی داره دیوونم میکنه .
برای من نه مادیات مهم بود نه حتی ظاهر آنچنانی و مردی میخواستم که مهربون باشه هوامو داشته باشه ازم حمایت کنه؛ به خاطر مشکلات خانوادگی که داشتم و فرار از اونا و عشق اشتباه کردم و مدت آشناییمون کوتاه بود و نامزدم رو زیاد نشناختم .
وقتی باهاش درد و دل میکنم به جای دلداری و امید دادن بهم حرف رو عوض میکنه ! شده حتی چشمام پر بشه ولی نمی پرسه که مشکلت چی هست ؟! تنها کارش این هست که بحث رو عوض کنه . 
نمیدونم به نظرم دخترا بیشتر درک کنن چی میگم ! بقیه رفتاراش عاشقانه است خسیس نیست و محبت میکنه اما براش مهم نیست تو خونه اگه شبا گریه میکنم یا ... فقط انتظار داره اگه درد هم داشته باشم وقتی با همیم ظاهر سازی کنم و خوش بگذرونیم . 
میفهمم مردا زن شاد دوس دارن ! منم سعیم رو میکنم که شاد باشم ولی بعضی وقتا بد جور کم میارم و نیاز دارم بهش تکیه کنم.
توقع ندارم مشکلمو حل کنه توقع ندارم با من بشینه گریه کنه به خدا فقط یکم هوامو داشته باشه بفهمم منم تکیه گاه دارم .
تا حالا چند بار امتحان کردم و حرف رو عوض کرد بغضم تو گلوم خشکید! یه بار ترکید و پشت تلفن  گریه کردم و باهاش خداحافظی کردم اما چند ساعت بعد زنگ زد و انگار که نه انگار .
الان غرورم خرد شده در حدی که حتی نمیخوام دیگه مشکلاتم رو بفهمه چه برسه به اینکه خودم باهاش درد و دل کنم .

↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۵۷) پاسخ های مردم
    • ۲۴۵۱ بازدید
    • شنبه ۱۳ خرداد ۹۶ - ۰۰:۲۴

    می خوام وابستگی فکری شوهرم به خانواده ش کم بشه

    سلام
    یک سال و نیمه که توی عقدیم ، حس می کنم شوهرم احساس مسئولیت و قدرت تصمیم گیری نداره ، هر چی خونوادش میگن قبول میکنه . چند بار نظرایی رو که به من داده رو بعدا از زبون خونوادش شنیدم و فهمیدم نظر اونا بوده و الان هر حرفی میزنه و هر نظری میده حس میکنم حرف اوناست...
    هر کاری از دستش برمیاد واسه خونوادش انجام میده هر دستوری بدن نه نمیگه و نمی تونه حقشو بگیره حتی اگه حرفشون یا کارشون اشتباه و به ضرر ما باشه بازم هیچ حرکتی نشون نمیده و همش واسه همه چی چشمش به اوناست که یه کاری بکنن فکر میکنه همه ی کارا و تصمیمات اونا درسته...
    این خیلی ازارم میده من دلم میخواد استقلال داشته باشم دلم میخواد شوهرم بتونه حقشو بگیره و صاحب نظر باشه ولی ... نمیدونم باید چکار کنم تا این وابستگی فکریش به اونا کم بشه تا حداقل توی مسائل اشتباه باهاشون مخالفت کنه و بی چون و چرا در برابرشون کوتاه نیاد؟

    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۷) پاسخ های مردم
    • ۱۲۱۱ بازدید
    • جمعه ۱۲ خرداد ۹۶ - ۲۳:۵۶

    چکار کنم که شوهرم به حرف بیاد و احساسش رو بهم بگه

    با عرض سلام

    من یک سال و نیمه که تو عقدم و شوهرم ادم خونسرد و ارومو کم حرفیه و احساساتشو بروز نمیده و از احساسات و خواسته هاش باهام حرف نمیزنه . هر وقتم بهش میگم میگه برام هیچی مهم نیس یه زمانی میگفت 80 درصد زندگی رابطه ی جنسیه و میدونم که واسش خیلی مهمه ولی زیاد پافشاری نمیکنه نمیدونم باید چکار کنم تا به حرف بیاد و بدونم احساسش چیه درباره ی من ؟

    چون گاهی شک میکنم که واقعا دوسم داشته باشه چون از درونش بی خبرم..... بهم بگین چطور باید اعتمادشو جلب کنم تا حرفا و احساساتشو بهم بگه ؟


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۴) پاسخ های مردم
    • ۱۶۰۲ بازدید
    • سه شنبه ۹ خرداد ۹۶ - ۲۲:۵۷

    می ترسم تنها بمونم با میلی سرکش که در من بیدار شده

    سلام خانواده ی برتری ها
    حال من خوب نیست و دلشوره ای عجیب مداااام با منه . من یه دختر ۲۴ ساله هستم . یک سال و چهار ماهه نامزد پسرخاله ام شدم و در حالی که هیچ علاقه ای بهش نداشتم چهره و هیکلش ذره ای به دلم نمی نشست و رفتار جذابی هم نداشت ریال شغل تحصیلات و وضع  اقتصادی خاصی هم نداشت ریال‌اما سه سال خواستگار واقعیم بود .
    و من یک دختر زیبا و گرم مزاج بودم که دوست داشتم ازدواج کنم با یه مرد پاکدامن ، اتفاقا تقریبا هر هفته هم خواستگار داشتم ،‌اما آدم هایی که روی من خیلی مصر نبودند و  اختلاف نظرهای جزئی با خانواده ام آنها را مردد میکرد و پا پس میکشید اگر چه مرا هم پسندیده بودند. یا مصر بودند و همه چیز داشتند جز پاکدامنی...
    نهایتا اتفاق بدی برای یکی از عزیزان من در خانواده افتاد که حال روحی من رو خیلی بد کرد و من به خواست (اشتباه) خانواده ام و با دلی نا مطمئن نامزد پسر خاله ام شدم ...
    هر کس ما رو کنار هم میدید تعجب میکرد اقوام پدری هر دومون؛ آدم های توی خیابون، دوستام ... ما اصلا به هم نمی خوردیم و اوایل من دلم نمیخواست به کسی معرفیش کنم... اما خب مهربون بود و شیفته ی من .
    من هم کم کم داشتم بهش علاقمند میشدم که یه روز که دعوا داشتیم فهمیدم یعنی خودش اعتراف کرد گذشته ی وحشتناکی داشته انواع انحرافات جنسی و غیر جنسی رو تجربه کرده بود . و خیلی اختلافات دیگه ای که با هم داشتیم باعث شد که حالا با گذشت یکسال و چند ماه از نامزدی مون برای من تنها اندکی کشش جنسی داشته باشد و دیگه هیچ...
    نه دلم و نه عقلم هیچ کدوم منو برای زندگی با پسر خاله ام همراهی نمیکنن . ( دوست دارم جدا شم اما واقعا می ترسم تنها بمونم با میلی سرکش که در من بیدار شده... یا گیر آدم بدتر از ایشون بیفتم. )

    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۳۸) پاسخ های مردم
    • ۱۷۴۴ بازدید
    • سه شنبه ۹ خرداد ۹۶ - ۲۲:۲۹

    شوهرم خیلی کم برام کادو میخره

    سلام

    خانمی هستم که یکساله عقدم . شکر خدا همسر خوبی دارم و خیلی همدیگه رو دوست داریم . هر دو خانواده هم از نظر مالی در سطح متوسطی هستیم . ولی سوالی از دوستان دارم البته اینی که میخوام بگم مشکل و درد سر نیست فقط احساس کردم بهتره بیام اینجا از خانم های باتجربه سوال کنم تا یه چیزایی دستم بیاد چون نمیتونم از فامیلام بپرسم.

    خانم های محترم تا حالا شده همسرتون یا خانواده همسرتون به رسم و رسومات پایبند نباشن و عرف رو بجا نیارن؟ یا همسرتون واسه روزای خاص براتون کادو نیاره ؟

    مثلا من موقع بله برونم خانواده همسرم برام انگشتر نشون یا سکه نیاوردن و فقط یه دسته گل و شیرینی آوردن .در صورتی که انگشتر نشون فک کنم تو همه جای ایران رسم باشه که بدن و دو تا خواهرامم تو بله برونشون گرفتن.

    یا همسرم اسفند ماه روز زن بهم کادو نداد و روز اول عید فقط یه ربع سکه داد !! یا نیمه شعبان یا سپندانگان هیچ کادویی از همسرم نگرفتم! سر عقد هم مادر شوهرم زیر لفظی یه انگشتر فوق العاده سبک و معمولی و بی ارزش داد ... شب یلدا همسرم برام یه ظرف شکستنی آورد !

    توی مراسم عقدم خونوادشون یا همسرم بهم شاباش ندادن !(که البته من با شاباش موافق نیستم ولی چون عرف هست گفتم)
    یا ...


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • (۶۹) پاسخ های مردم
    • ۳۳۴۳ بازدید
    • چهارشنبه ۳ خرداد ۹۶ - ۲۱:۵۵

    شوهرم اطلاعات عمومی خیلی ضعیفی داره

    سلام

    من خانمی هستم 33 ساله و یکساله که عقد کردم . لیسانس جامعه شناسی دارم و بمدت 14 ساله که کارمند هستم و تعریف نباشه روابط عمومی خوبی دارم .همسرم فقط 9 ماه از من بزرگتره .فوق لیسانس داره و مثل من کارمنده. ازدواج ما کاملا سنتی بود .

    دوستان عزیزم اگه پستم طولانیه منو ببخشید ولی امیدوارم با دقت و حوصله بخونید و منو راهنمایی کنید .

    با توجه به اینکه زمان خیلی چیزها رو مشخص و روشن میکنه من بعد از مدتی متوجه شدم متاسفانه همسرم با اینکه مدرک تحصیلی ایشون فوق لیسانس هست ولی اطلاعات عمومی خیلی ضعیفی داره. من خیلی سطح توقعم نسبت به سطح اطلاعات و آگاهی از  ایشون بیشتر از این بود .

    نمیگم خودم  در سطح خیلی بالایی هستم  و علامه دهرم ولی احساس میکنم در حد خودم و تحصیلاتم و اینکه بمدت 14 سال کارمند بوده ام پائین نیست و از خیلی مسائل در حد خودم سر در میارم و اطلاعات دارم.چه مسائل پزشکی،زناشویی،همسرداری،تربیت کودک و یا خیلی از چیزهای دیگه ولی هیچ وقت توی این مدت ندیدم همسرم بتونه مسئله جدیدی رو بهم یاد بده و منو نسبت به چیزی آگاه کنه .

    یا مثلا اگر من دارم در مورد مسائل خیلی ساده  زناشویی باهاش حرف میزنم متعجب میشه و انگار اصلا توی عمرش به گوشش هم نخورده !!! کلا دایره لغات ایشون هم خیلی پایینه .گاهی واقعا از دستش ناراحت میشم .حس میکنم هوش و ذکاوت نداره .و با توجه باینکه 33 ساله هست باید خیلی بیشتر آگاهی و دانش داشته باشه .خیلی دوست داشتم کمی درحرف زدنش پیچیدگی وجود داشت .تا حالا نشده در مورد مسئله ای اطلاعاتی بده که من ندونم یا نشنیده باشم یا من سر در نیارم در صورتی که من خیلی هم  باهوش نیستم.


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • (۸۳) پاسخ های مردم
    • ۳۵۸۴ بازدید
    • شنبه ۳۰ ارديبهشت ۹۶ - ۲۲:۳۰

    نمیتونم حس خوبی نسبت به خواهر شوهرم داشته باشم

    با سلام

    بنده خانمی هستم 33 ساله که بمدت دقیقا یکساله که عقد کردم . شکر خدا همسر خوبی دارم .مهربون ، متدین، خوش اخلاق  و ... ولی بتازگی موضوعی پیش اومده که باعث شده ذهنم بهم بریزه و آشفته بشه . من و همسرم معمولا خیلی خونه هم رفت و آمد نداریم .شاید هفته ای یک بار پنجشنبه ها ایشون بیاد ولی من خیلی کمتر میرم اونجا .خب با توجه به اینکه هر دو کارمندم هستیم خیلی نمیتونیم پیش هم باشیم .البته من و همسرم خیلی هم از این موضوع شاکی نیستیم و دیگه عادت کردیم .ولی موضوع اینه که مدتی بود که موقعی که میرفتم خونه مادر شوهرم متوجه برخوردهای سرد خواهر شوهرم شده بودم .اینم بگم که خواهر شوهرم یه 5 ماهی میشه که عقد کرده . تا قبل از ازدواجش خیلی با هم صمیمی بودیم .خیلی منو دوست داشت و وقتی میرفتم خونشون ساعتها با هم حرف میزدیم عکس نشون هم میدادیم یا توی تلگرام از هم احوال پرس بودیم .یا وقتی میرفتم خونشون سریع می اومد جلوی در استقبالم و همو میبوسیدیم .

    خلاصه یه چند بار اول رفتار سردش رو گذاشتم به حساب اینکه لابد خسته ست و حال وحوصله نداره یا اینکه خودش مشکلی چیزی داره ولی دیدم نه یه چند ماهه اصلا من میرم اونجا تحویلم نمیگیره و محل نمیذاره .خیلی ناراحت شدم .هر چی فکر کردم دیدم من که برخورد بدی ازم سر نزده که ناراحتش کرده باشم .تا اینکه بعد از چندین ماه موضوع رو با شوهرم در میون گذاشتم و بهش گفتم مدتیه که من میام خونتون دیگه خواهرت مثل سابق منو تحویل نمیگیره و حتی جواب سلام منم به زور میده یا سعی میکنه تا اونجایی که میتونه با من تماس چشمی نداشته باشه و از حرف زدن با من هم طفره میره...


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد ارتباط با خانواده شوهر

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۴۶) پاسخ های مردم
    • ۲۰۲۰ بازدید
    • دوشنبه ۲۵ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۳۳

    نامزدم با اینکه منو دوست داره ولی مامانی هم هست

    سلام دوستان
    من ٢٥ سالمه و الان ٢ ماهه که نامزد کردم. قبل از نامزدی هم ٧ ماه با هم آشنایی به قصد ازدواج داشتیم. خیلی هم دیگه رو دوست داریم و هیچ مشکلی با هم نداشتیم که حل نشه. با اینکه خواستگارم بوده مادرش منو دوست نداره و دوست نداره فعلا ها عقد کنیم.
    منو خانوادم هیچی از اونا کم نداریم ولی مادرش همیشه از خودشون تعریف میکنه ، همیشه جلوی من قربون صدقه پسرش میره و منو تحویل نمیگیره. نامزدم با اینکه منو خیلی دوست داره مامانی هم هست و به حرفای مادرش درباره اینکه عقد نکنیم فعلا گوش میده. از طرفی منم از طرف خانوادم تحت فشارم. ما هر روز با هم بیرونیم و همه میدونن نامزدیم.
    نمیدونم چکار کنم نمی دونم این موضوع چقدر تو آینده تاثیر گذاره

    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۳۱) پاسخ های مردم
    • ۱۵۷۳ بازدید
    • يكشنبه ۲۴ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۱۳

    نباید درد و دل هامو به شوهرم بگم؟

    سلام
    من یه دختر 26 ساله ام و نامزد دارم . تک فرزندم . دوستانم هم شهرهای دیگه هستن و ازم دورن.. من و نامزدم هم از دو شهر متفاوت هستیم و همدیگه رو خیلی کم می بینیم بیشتر ارتباط ما تلگرامیه..
    مشکل من اینه که من توی زندگیم مشکلات زیادی دارم از جمله اختلافات خانوادگی و ... .
    و کسی رو برای درد و دل ندارم . دو هفته ای میشه جراحی شدم روحیه خوبی هم ندارم . هر وقت می خوام حرفامو به نامزدم بگم یا سکوت می کنه یا میگه دوست ندارم بشنوم . حتی سر این مسئله دعوامون میشه .
    صبح زود میره سر کار شب بر میگرده حتی تلگرامی هم رابطه چندانی نداریم . دوست نداره در مورد مشکلات من چیزی بشنوه . من فکر می کنم اهمیتی براش ندارم که گوش نمیده ولی اون میگه که منو دوسم داره!!
    وقتایی که من حالم بد بوده مشکلات داشتم مریض بودم تنها بودم نیاز داشتم کسی کنارم باشه راحت تنهام میذاشت و میرفت به برنامه های خودش می رسید.. مهمونی و... نمیتونم این نوع عشق رو درک کنم .
    من واقعا دوستش دارم ایشونم کلامی به من ابراز علاقه میکنه ولی تحمل شنیدن حرفام رو نداره!! وقتی هم دعوامون میشه حرفایی بهم میزنه که بعدا نمیتونم فراموشش کنم . مثلا بهم میگه: همیشه فکر می کردم بهترینی ...یعنی نبودی!! یا میگه: فکر می کردم یه زندگی عادی خواهم داشت... . من خیلی براش فداکاری کردم ،  اصلا نمی تونم این حرفاش رو هضم کنم .  واقعا براش همراه بدی نبودم به خدا من زندگیشو غیر عادی نکردم..
     هیچ توقعی ازش نداشتم ..خیلی فداکاری هم کردم.. همیشه سعی کردم هر کاری و هر چی ازم میخواد انجام بدم برای خوشحالیش هر کاری می کنم ولی تا یدونه انتقاد می کنم یا میخوام از مشکلاتم بهش بگم دعوا شروع میشه... . واقعا اینطوری خیلی تنهام. نمیدونم همه آقایون اینطوری هستن یا فقط حساسیت نامزد منه...
    لطفا آقایون نظرشونو بنویسن.... من باید چکار کنم؟ نباید درد و دل هامو به همسرم بگم؟ پس کی باید سنگ صبور من باشه؟ چرا ایشون تحمل درد و دل منو نداره؟ مشکلاتمو به کی بگم؟
    ممنون از همه دوستان 

    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد مشورت در شوهرداری

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۳۵) پاسخ های مردم
    • ۱۸۳۶ بازدید
    • يكشنبه ۱۷ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۱۶

    چکار کنم خانمم عاشقم بشه ؟

    سلام
    قبل از اینکه با نامزدم آشنا بشم و باهاش صحبت کنم و کمی هم زندگی کنم خیال میکردم عشق و عاشقی یه مسئله من درآوردیه که قوه جنسی باعث بوجود آمدنش میشه. هیچ وقت به هیچ دختری ابراز علاقه نکردم.
     همیشه همه منو یه آدم خشک و بی احساس میدونستن .اما الان بعد از 3 ماه که از نامزدیه من میگذره واقعا فهمیدم محبت بسیار فراتر از هوس و انجام کارهای جنسیه. راستش من نامزدمو در حد جنون دوست دارم. نمیدونم چرا یه جورایی انگار خدا محبتش رو تو دلم گذاشته. بهش ابراز محبت هم میکنم اما احساس میکنم اون منو حتی 1 درصدی که من دوسش دارم دوست نداره. از خواهرای عزیز سوال داشتم که چه طوری یه خانم عاشق همسرش میشه و دیوانه وار اونو دوست داره.
    البته به خاطر مسائل کاری و کمی دوری مسیر نمیتونم خیلی اونو ببینم و بیشتر ارتباط ما از طریق تلفنه.
    خواهشمندم از تجربیات تون در اختیار بنده بذارید.
    یاعلی

    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۳۲) پاسخ های مردم
    • ۱۹۵۲ بازدید
    • جمعه ۱۵ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۴۹

    نامزدم از اینکه من به پسر های فامیلمون دست میدم ناراحته

    سلام

    من به تازگی نامزد کردم ، نامزدم از اینکه من به پسر های فامیلمون دست میدم ناراحت میشن . به بعضی از فامیلامون این موضوع رو گفتم ولی برای نامزدم حرف درآوردن که بدگمانه . خانواده ی من حساس شدن و میخوان که نامزدی رو به این بهونه بهم بزنن و همش از نامزدم بد میگن. میگن بعدا اذیتت میکنه، بهت بی اعتماده، مشکوکه و ... .

    من نامزدمو دوست دارم نمیخوام ازش جدا بشم . با اینکه گفتم اینارو باز پسرای فامیل رعایت نمیکنن . من قبل از نامزد کردن هم سعی میکردم باهاشون دست ندم ، میرفتم قایم میشدم ولی الان نمیدونم از دستشون چیکار کنم .

    این مسئله ی کوچیک برای من شده معضل بزرگ


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • (۱۰۰) پاسخ های مردم
    • ۳۱۱۴ بازدید
    • شنبه ۹ ارديبهشت ۹۶ - ۲۲:۴۸

    نامزدم اصلا بهم ابراز علاقه نمی کنه

    سلام به همه

    ببخشید که مقدمه چینی بلد نیستم فقط بگم شما من و نامزدم رو بالای 23-4 سال در نظر بگیرید .

    آشنایی ما به این طریق بود که من طی ارتباط رسمی که وجود داشت بهش علاقه پیدا کردم و اون تقریبا از علاقه من باخبر شد بعد جلو اومد. خانواده درست حسابی هستند اما هیچ کدوم از اعضا با هم گرم و صمیمی نیستن و هر کس سرش تو کار خودشه .

    نامزدم اصلا حرف عاشقانه و این چیزا نمیزنه و بلد نیست مثلا ماهی یک بار چی بشه بگه عزیزم یا گلم . همین ! با اینکه میدونه چقدر نیاز دارم .

    یک بار یک صحبتی داشتیم من گفتم خب بابات دوستت داره که مثلا فلان ... گفت نه دوسم نداره ! دلیل این کارش فلان چیزه . ( تحلیل های بیش از حد منطقیش اعصاب آدمو بهم میریزه)

    گفتم نه این چه حرفیه میزنی ؟ گفت : خب اگرم داشته باشه بروز نمیده ، همون جوری که من تو رو دوست دارم اما به روت نمیارم ! یه جورایی مطمئن شدم مثل باباشه و امیدوار نباشم عوض میشه . منم نمیخوام عوضش کنم بالاخره اینجوریه دیگه .

    فقط سوالی که برام پیش اومده اینکه با توصیفاتی که از شخصیتش براتون کردم بنظرتون دلیلش میتونه این باشه که فقط چون من دوسش داشتم جلو اومده ؟ و خودش بی علاقه باشه .

    پسرهایی که شخصیتشون اینجوری بی احساسه اگر عاشق دختری بشن چقدر عوض میشن و بروز میدن ؟ اصلا عوض میشن ؟ یا فقط ته دلشونه ؟

    میخوام بدونم اینجور آدما که از بچگی محبت ندیدند و محبت کردن هم یاد نگرفتند حتی اگر عاشق باشن بازم توی ابراز محبت مشکل دارن ؟

    همیشه میگم نکنه اگر دختر دیگه ای جای من بود ، با اون دختر جور دیگه رفتار میکرد ؟ راستی نامزدم اصلا در گذشته هیچ ارتباطی با هیچ دختری نداشته و از این جهت کامل مطمئنم .

    بچه ها اگه توضیحی هم لازم بود میام میگم .

    مرسی


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • (۳۵) پاسخ های مردم
    • ۱۸۲۹ بازدید
    • پنجشنبه ۷ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۴۰

    چه جوری سر صحبت رو با نامزدم باز کنم ؟

    سلام به همه

    خانوادم یه دختری از آشناهامون برام خواستگاری کرد الانم با هم نامزدیم و دو هفته ای میشه عقدیم . من خیلی خجالتیم تو عمرم با یه دختر حرف نزدم بجز مامانمو خواهرام . به خانمم هم خیلی احساس پیدا کردم به طوری که شب ها حتی نمیتونم بخوابم از بس خوشحالم .

    با خانمم فقط (سلام و علیک و حالت چطوره و خوبم ) فقط همین قدر حرف زدم . لطفا بگین چجوری سر صحبت رو باز کنم ،چی بگم؟، خیلی دوسش دارم اما فکر نکنم بتونم بگم . اونم خجالتیه .

    لطفا از تجربیاتتون بگین . اول که با همسراتون حرف زدین چی بوده ؟

    با تشکر


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۵۰) پاسخ های مردم
    • ۲۴۴۸ بازدید
    • جمعه ۱ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۰۵

    چکار کنم که نامزدم نازم رو بخره ؟

     سلام

    من 6 ماهه تو عقدم. سن خودم و همسرم 25 تا 30 .  نامزد من از اون مردایی نیست که با آرایش و لباس آنچنانی و عشوه تحریک بشه نه که روش تاثیر نداشته باشه, تاثیر داره ولی مثل بقیه مردا نیست . اخلاقش خیلی سنگین و مردونه اس . من خودم دختر خیلی احساساتی هستم که دوست دارم نازمو بخره . چند بار باهاش صحبت کردم فرقی نکرده. هفته ها میگذره و ما با هم رابطه ای نداریم . همیشه جدیه ، خب منم ناراحت میشم .

    نمیدونم باید چه رفتاری داشته باشم .


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۷) پاسخ های مردم
    • ۲۰۰۶ بازدید
    • چهارشنبه ۳۰ فروردين ۹۶ - ۲۱:۵۲

    در ماهی که ۳۰ روزه ما فقط ۵ روزش با هم خوبیم

    سلام

    قبل از عقد من و نامزدم همیشه ماهی ۲ یا ۳ بار ناراحت و قهر بودیم سر موضوع های الکی . مثلا از من خواسته ای داشت و من نمی پذیرفتم و یا کمتر باهاش حرف میزدم سریعا ناراحت میشد و مشکل اینجاست که سریعا هم به خانوادم میگفت منم مجبور میشدم طبق میل اون باشم تا دلخور نباشه از من. یکبار دعوا کرده بودیم به خواهرش فقط گفتم داداشت ازم ناراحته آقا زنگ زد باهام دعوا کرد که چرا گفتی در صورتی که توی هر دعوا سریع به پدر مادرم و خواهرش میگه .

    بعد از عقد هم همینطور این ناراحتی ها و قهر کردناش خیلی بیشتر شد حتی با عصبانیت مجبورم کرد تلگرام و حتی اینستا رو پاک کنم اصلا بهم اعتماد نداره خیلی شکاکه بعد مدتی ازم خواست تلگرام نصب کنم منم نصب مردم ولی اصلا بازش نکردم فقط یکبار دستم خورد باز شد سریعا خارج شدم زنگ زده بهم داد میزنه از ساعت ۹ صبح تا ۴ عصر تلگرام چیکار میکردی؟


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۶۹) پاسخ های مردم
    • ۲۴۲۱ بازدید
    • دوشنبه ۲۸ فروردين ۹۶ - ۲۱:۵۵

    یکساله که عقدم ، نامزدم اصلا ازم خوشش نمیاد

    سلام

    ۱۹‌سالمه ، یکساله که عقدم نامزدم اصلا ازم خوشش نمیاد از حرف زدنم گرفته تا تیپ و شکل و ظاهرم چهرم خوبه خودمم راضیم از ۲۰ به خودم ۱۸ میدم تیپمم به روزه خیلی به خودم و ظاهرم میرسم و اهمیت میدم .

    ازدواج ما سنتی نبود قبلش با هم دوست بودیم کاری کرده که هر جا میرم لال میشم تا بهش برنخوره و نگه نباید این حرفو میزدی باید اینو میگفتی اونو میگفتی .

    به خودشم گفتم از این به بعد هر جا میریم من فقط مثل یه مرده ی متحرک باهاتم لال میشم تا یه وقت آبروتو نبرم ، وقتی پیش اونم حتی برای یه سلام و احوال پرسی کردن استرس تمام وجودمو میگیره بهترین لباس دنیارو تنم ببینه یه بارم نمیگه چقدر قشنگه خوشگل شدی همیشه ازم ایراد میگیره .

    دستپختم خیلی خوبه همه تعریفشو میکنن ولی حتی یه بارم بهم نگفته چه غذای خوشمزه ای گذاشتی ولی تا میتونه ایراد میگیره که روغنش زیاده نمکش کمه در صورتیکه همه  میخورن و تعریف میکنن .

    تا الان یه پیرهنم برام نگرفته که دلم خوش باشه کادوی تولد روز زن سالگرد عقد هیچی برام نگرفته بارها بهش گفتم من دارم اذیت میشم اگه نمیتونی باهام زندگی کنی ازم جداشو ولی قبول نمیکنه میگه دوست دارم نمیدونم این چه جور دوست داشتنیه که انقدر داره عذابم میده .

    تابستون عروسیمه ولی اصلا خوشحال نیستم یادم میفته اشکم در میاد هر شب کارم فقط گریه اس من قبلا یه بار تو دوران نامزدی جدا شدم و کاملا روحیمو باختم اگه بازم تکرار بشه نمیدونم چی به سرم میاد اگه شما جای من بودین چیکار میکردین ؟


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۴۸) پاسخ های مردم
    • ۲۱۵۱ بازدید
    • يكشنبه ۲۷ فروردين ۹۶ - ۲۳:۴۴

    3 ساله که نامزدیم و تو دوران لعنتی عقد هستیم

    سلام وقتتون بخیر

    دختر خانوم 26 ساله ای هستم و نامزدم 34 ساله هستن. 3 ساله که نامزدیم و تو دوران لعنتی عقد هستیم.

    سه ساله که آرزوی مستقل شدن و رفتن به خونه ی خودمون رو ، روی دل مون گذاشتن. و من تمام این تقصیرات رو از چشم بابام و مادر شوهر و پدر شوهرم میدونم. تو این سه سال آزگار خیلی سختی کشیدیم .

    اولش که بابام میگفت ، باید خونه فلان جا تهیه کنید ، عروسی تو فلان تالار بگیرید ، اقا داماد باید سرمایه ی تقریبا هنگفتی داشته باشه، فلان مقدار لباس و طلا برای دخترم بگیرید  و ....  که دخترم وقتی میره تو خونه اش، زندگی راحتی داشته باشه و چیزی کم و کسری نداشته باشه.

    همیشه هم به من میگفت تو شأن و منزلتت خیلی بیشتر از این حرف هاست ، باید بیشتر از این برای به دست آوردنت زحمت بکشن. و بهم میگفت ما باید تو اقوام  نشون بدیم که با چه خانواده ی درست و حسابیی وصلت کردیم.

    نامزدم چون تک پسر بود ، مادر شوهر و پدر شوهرم میگفتن یه مقدار صبر کنید تا بتونیم عروسیی که واقعا شایسته تون هست رو براتون بگیریم. [ نامزد من خودش منبع درآمد داره . ولی خانواده اش بهمون وعده وعید های الکی میدادن که  زوده اگه بخوایم زیر یکسال نامزدی عروسی کنیم.یه مقدار صبر کنیم تا برامون عروسی مفصل و اعیانیی بگیرن.]

    خلاصه ما یکسال از نامزدی مون گذشت ، و تمام شرایط برای عروسی مون ایجاد شد اما بدبختانه مرگ و میر اقوام شروع شد.

    خانواده نامزدم و یا خانواده ی خودم خیلی خرافاتی هستن و میگن باید تا سالگرد مرحوم بایستیم بعد عروسی بگیریم.که تا الان خیلی از اقوام مردن و ما فعلا منتظریم ببینیم کی خانواده ها اجازه میدن ما بریم سرخونه و زندگی خودمون.

    باور کنید راضیم برم مشهد و بعد بیام برم تو خونه ام .مشکل ،  پدر من و مادرشوهر و پدرشوهرمه ، که راضی نیستن اینطوری مجلس عروسی مون گرفته بشه.

    همه اش بهم میگن صبر کن . اما باور کنید خیلی سخته همه اش بهم میگن سه ساله که نامزدی یه خورده دیگه صبر کن تا جور بشه ، باور کنید فقط به گفتن راحته!!

    از شانس بدمم  وقتی میبینم دختر و پسرهای اقوام که از من سن و سال شون کمتره و ازدواج میکنن و یا بعضی هاشون حتی بچه هم دارن ، واقعا آتیش میگیرم ، اعصابم خورد میشه. نه سن من کمه و نه نامزدم.

    اون بیچاره که داره موهاش سفید میشه  ، به دلیل اینکه خیلی حرص میکنه. منم که به خاطر اینکه مظلومم ، صدام در نمیشه نمیتونم از دست کسی گله و شکایت کنم و همه اش تو خودم میریزم. هر شب کارم گریه کردن ، سرمم به شدت درد میگیره. نمیدونم شاید به قول قدیمی ها ما ستاره هامون با هم جور نیست!!

    خسته شدم. میخوام برم به نامزدم بگم اگه تا سال دیگه، سرهمین موقع عروسی کردیم و تمامی اون چیزایی که پدرم تو گوشم خونده  و مادر و پدرت بهمون قول دادن و انجام دادید و همون طور که در شأن مون هست عروسی گرفتید که هییچ ، ولی اگه عروسی نگرفتید باید منو طلاق بدی!! به نظرتون من کار درستی میخوام انجام بدم.؟

    خسته شدم از این زندگی لعنتی.

    مرسی.


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مراسم عقد و عروسی مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۴۵) پاسخ های مردم
    • ۲۰۳۲ بازدید
    • جمعه ۲۵ فروردين ۹۶ - ۲۱:۳۷

    نامزدم میگه تو پیرم کردی

    سلام به همه دوستان خانواده برتر

    واقعا نیاز به کمکتون دارم چون نمی تونم با کسی حتی خانواده حرفی بزنم . من یه دختر 21 ساله هستم . حدود یک سالی و اندی هست که عقد کردم ازدواج ما کاملا سنتی بود . یعنی اینکه نامزدم منو دیده بود و اومدن ، پدرم هم این مورد رو خودشون تایید کردن منم با توجه به شناختی که پدرم و اطرافیان جواب بله دادم .

    اولش واقعا راضی نبودم یعنی ظاهر ایشون رو دوست نداشتم ایشون تحصیلات ان چنانی نداشتن منم یه جورایی چون خودم شخصیتی بودم که همیشه جزو نفرات برتر بودم از این بابت مردد شدم . اما ایمانشون، اخلاقشون، رفتاراشون و شغلشون همه مورد تایید پدرم بودن .

    راستش منم دختری نبودم که رو حرف پدرم حرف بزنم . از یه طرفی هم ارتباطی با جنس مخالف نداشتم و همیشه از این بابت سعی کردم به مردی نگاه کنم که همسرم بشه . اما تو این مدت عقد کردن ، خانوادشون رفتارشون عجیب سرد هستن با من ، باورتون میشه مثلا خواهرشون تازه از دبی برگشته مادرشون منو دعوت کردن میرم اون جا می بینم هیچ کدوم نیستن رفتن عید گردی بعد مادرشون میگه شما برین تو اتاق شامتون بخورین این یه رفتار کوچیک . از یه طرف من و نامزدم اغلب مواقع بحث داریم . ایشون توجیه میکنن رفتار خانوادشون رو  .


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۲۰) پاسخ های مردم
    • ۱۷۷۱ بازدید
    • چهارشنبه ۲۳ فروردين ۹۶ - ۲۱:۱۰

    چیکار کنم به دل خونواده ی شوهرم بشینم؟

    سلام

    من 27 سالمه و همسرم 3 سال از من بزرگتره، تازه عقد کردیم اما تازگیا حرفایی از خوانواده همسرم میشنوم که واقعا قلبمو آتیش میزنه، صبح تا شب ناراحتم و نمیدونم چیکار کنم ؟ هر وقت یاد حرفاشون میفتم از شدت ناراحتی صورتم داغ و قرمز میشه و قلبم درد میگیره

    من و همسرم اولین بار تو یه جلسه ی کاری همدیگه رو دیدیم و بخاطر انجام ادامه ی کارهای همون جلسه شمارمو ازم گرفت و دقیقا همون شب بهم پیام داد که از برخورد و رفتارم خوشش اومده و اگه موافقم با هم آشنا شیم، منم قبول کردم و البته به خونوادم اطلاع داده بودم.

    تا 1 هفته تلفنی با هم صحبت میکردیم و همسرم درباره خودش و خونوادش و برنامه ش واسه آینده حرف میزد و منم حرفامو میگفتم، بعد از 1 هفته گفت که همدیگه رو بیرون ببینیم (چون ما محیط کاریمون جدا هست و اصلا همدیگه رو نمیبینیم، اون یه بار فقط بخاطر جلسه بود) شماره پدرم رو ازم گرفت و ازش اجازه گرفت که ما دو ماه برای آشنایی هر از چندگاهی همدیگه رو بیرون ببینیم و صحبت کنیم تا اگه به توافق رسیدیم بیان خواستگاری، پدرمم اجازه داد .

    خلاصه در نهایت اومدن خواستگاری و عقد کردیم، تا اینجا مشکلی نبود، اما تازگیا فهمیدم خونواده همسرم در مورد من خیلی بد حرف میزنن، یه بار خیلی شوکه شدم مادرش برگشت تو روم گفت ما فقط خواستگاری سنتی قبول داریم ولی شما قبل خواستگاری با هم رابطه داشتین !!!


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد ارتباط با خانواده شوهر

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۳۵) پاسخ های مردم
    • ۲۲۱۲ بازدید
    • شنبه ۱۹ فروردين ۹۶ - ۲۱:۵۰

    چند روز دیگه عروسیمه ولی من اصلا خوشحال نیستم

    سلام

    من دختری ۲۲ ساله هستم که نزدیک دو ساله تو عقدم، چند روز دیگه عروسیمه ولی من اصلا خوشحال نیستم، به خاطر این که به حد مرگ از شوهرم و خونواده شوهرم نفرت دارم طوری که ارزوی مرگشون رو دارم!

    خونواده شوهرم در ظاهر خودشون رو خوب نشون میدن مخصوصا مادر شوهرم که مَنم مَنم هاش گوش ما رو پر کرده ، با اینکه همیشه دارن بهترین چیزارو برای ما می گیرن ولی از یک طرف تا می تونن به من یا مادرم تیکه و متلک میندازن یا من رو بچه و نادون فرض می کنن .

    چند بارم غیر مستقیم به خونواده ام توهین کردن و یک بار هم سر یک مسئله ای که نظر مادرم هم باید می پرسیدن و اینکارو نکردن و البته که بعدش پشیمون شدن، قشقرقی به پا کرد که بیا و ببین چرا؟

    چون مادرم با احترام کامل سعی کرد بهش بفهمونه که اینکاری که شما کردین اشتباهه و اونم انقدر گریه زاری کرد که نگو ، بعدشم به مادرم گفت که تو داری از اخلاق من سوء استفاده می کنی !!!! بیچاره مادرم بنده خدا مونده بود چی بگه! باز از یک طرف جلوی بقیه فک و فامیل هاشون یک جوری رفتار می کنن که هر کی ندونه فکر می کنه اینا یک مشت فرشته اسمونین که خدا برای من فرستاده!!!

    بگذریم ...


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد ارتباط با خانواده شوهر

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • (۴۴) پاسخ های مردم
    • ۲۸۸۸ بازدید
    • جمعه ۱۸ فروردين ۹۶ - ۲۱:۱۰

    بالاخره خانم باید زیاد به شوهرش ابراز علاقه کنه یا کم ؟!

    با سلام خدمت همه خانواده برتری های عزیز

    بارها در پست های مختلف از زبان اقایون گفته شده که مردها طوری هستند که اگر زیاد بهشون ابراز علاقه بشه و یا درخواست های رابطه زناشویی بشه حالا نه دخول بیشتر معاشقه منظورمه  و.... زده میشن و نباید کامل سیراب بشن و باید یه مقدار تشنه بمونن و خودشون دوست دارند کندو کاو کنن سراغ خانومشون برن و صحبت هایی از این دست .

    ولی در جاهای دیگه برعکس اینها گفته شده که اگه سیر نشن از خانومشون  میرن سراغ زن های دیگه یا فیلشون یاد هندستون میکنه یا از خانومشون سرد میشن.

    حالا دقیقا این مرز کجاست .به نظرم تناقض داره ما خانومها رو گیج کرده میشه کامل باز کنید و با مثال توضیح بدید اقایون محترم ؟

    ممنون


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد مشورت در شوهرداری

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۷۹) پاسخ های مردم
    • ۶۱۷۸ بازدید
    • دوشنبه ۱۴ فروردين ۹۶ - ۲۱:۴۵

    راه های وابسته کردن شوهر رو می خوام یاد بگیرم

    سلام

    از زن و شوهرای عاشق میخوام که راهنماییم کنند، شایدم بهتر باشه بگم از زنایی که شوهرشونو دیوونه ی خودشون کردن، راهنمایی میخوام!!!

    من یک دختر تازه عقدم، هنوز همه چیز تازه اس و من و شوهرم هنوز زیاد با هم صمیمی نشدیم . برای همین میخوام از همین اولش مواظب رفتارام باشم و درررررست عمل کنم!!!

    راستش دوست دارم شوهرم تا حد خیلی زیادی وابسته ام باشه! طوری که بدون من زندگی براش بی معنی باشه !!

    من خیلی از این موارد دیدم، خانمایی که شوهراشون تا این حد بهشون علاقه دارن... طوری که آدم فکر میکنه شوهر بدبختو جادو کرده که اینقدررر عاشقشه اونم بعد از چند سال ازدواج!!! واقعا همیشه برام سوال بود که چکار میکنن که اینجوری شوهرش وابسته اش میشه ؟
    اینجا همچین خانمی هست ؟ تو رو خدا بگید چکار میکنید دقیقا ؟! مردا چی دوست دارن و وابسته ی چجور زنی میشن؟ زنی که چجور باهاشون رفتار کنه؟ چجور حرف بزنه؟!

    فکر نمیکنم زیاد ربطی به خوشگلی داشته باشه و بیشتر به شخصیت خانم ربط داره! بنظرتون اینجور خانما چجور شخصیتی دارند؟

    البته نگید وابستگی خوب نیست و..... خواهش میکنم فقط هر کی بلده راهنمایی کنه و نصیحت نکنید!

    با تشکر


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد مشورت در شوهرداری

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۶۱) پاسخ های مردم
    • ۴۷۱۳ بازدید
    • چهارشنبه ۹ فروردين ۹۶ - ۲۱:۱۵

    من صفر کیلومترم ولی نامزدم در مورد خانم ها همه چیز رو میدونه

    سلام

    وقت بخیر

    **آیا ازدواج کردن یه دختر خانم چشم و گوش بسته با آقا پسری که از همه ی مسائل زنان سر در میاره کار صحیحی هست یا خیر؟؟

    من دختر 20 ساله ام و نامزدم 28 ساله هست و یکساله که نامزدیم. جشن عروسیمون روز تولد حضرت علی (ع) برگزار میشه. اگه بگم استرس ندارم خب دروغ گفتم ولی  یه سوالی تو ذهنم به وجود اومده که من رو دچار تردید کرده که با نامزدم ازدواج بکنم یا نه همه چیز رو بهم بزنم.

    نامزد من یه طوریه ، راستش اخلاقاش یه جوریه ، حالا نمیدونم پسرهای این دوره زمونه هم این طور هستن یا نه اما این رو میدونم که مردهای قدیمی این طور نبودن. نامزد من پسر بد و مشکل داری نیست شاید من حساس شدم.

    نامزدم در مورد خانم ها همه چیز رو میدونه.حالا دیگه خودتون بفهمید منطورم چیه نمیشه باز کرد. اهل رقصه ، خب یه دوست داره که مربی رقصه و اون بهش یاد داده همه مدل رقصی رو.اما من بلد نیستم.

    از لوازم آرایش سر در میاره و بلده که چه طور باید استفاده کرد.خیلی دوست داره. قبل عید که رفته بودیم برای خرید بعضی از وسایل من جمله  لوازم آرایش عروسی ، مجبورم کرد از همه مدل و همه رنگ بردارم ، هر چه قدرم بهش گفتم من بلد نیستم چه طوری باید ازشون استفاده کنم ، گفت من خودم بهت یاد میدم.

    شاید باور نکنید اما من حتی دوران مجردی هم از لوازم آرایش استفاده نمیکردم حتی تو عروسی ها هم استفاده نمیکردم .یعنی نمیدونم چه طوری باید از وسایل آرایشی استفاده و نگهداری کرد.خلاصه بی نهایت چشم و گوش بسته بودم. اینا خوبه اصلا بلد نیستم یه زن لوند و زیرک باشم ، میترسم تو شوهرداری لنگ بزنم.

    تمامی این افکار باعث شده دو به شک بشم، که آیا تصمیم درستی برای زندگیم گرفتم ، این که با این آقا ازدواج کنم.؟!

    به نظر شما ما به درد هم میخوریم؟ فردا روز از بابت این که من بلد نیستم دلبری کنم مشکلی پیش نمیاد ؟ ( یعنی ممکنه نامزدم سراین موضوع از من جدا بشه؟ )

    به نظرشما این ازدواج از ریشه و بن اشتباه نیست؟چون ممکنه نامزدم دلش بخواد و من نتونم خواستش رو برآورده کنم میگم. از کجا میتونم یاد بگیرم این مسائل رو؟

    ممنون.


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۴۶) پاسخ های مردم
    • ۲۷۶۹ بازدید
    • دوشنبه ۷ فروردين ۹۶ - ۲۱:۳۵

    وقتی با نامزدم اختلاف پیدا میکنم منت کشی نمیکنه

    سلام خدمت دوستانم در خانواده برتر

    من از خوانندگان قدیمی سایت هستم و از قبل از ادواجم این سایت را مطالعه میکردم. من یک ساله عقد کردم و نامزدم مرد 34 ساله و متعهد و با ایمانی هست.

    نامزدم بسیار خوش قلب و مهربان هست و تا جایی که بتونه دوس داره به همه کمک کنه. نامزدم منا خیلی دوس داره ولی مشکلی که هست اینه وقتی با هم اختلاف پیدا میکنیم اون منت کشی نمیکنه و من چون طاقت قهر را ندارم مجبورم خودم پیشقدم بشم و تا حالا نشده بیشتر از یک روز با هم قهر باشیم ولی برای اینکه نارضایتیشا نشون بده و حرف خودشا عملی کنه رفتارش با من سرد میشه به حدی که به دیدنم نمیاد و قلبش سنگی میشه.

    زنگ نمیزنه و خیلی رسمی جواب پیامهاما میده .... بطوری که من چند تا پیام بدم تا اون به زور یکی بده و دیگه کلا ابراز علاقه هم نمیکنه.... من چند بار بهش گفتم این رفتارت تو ذهنم میمونه و از علاقم کم میشه ولی بازم وقتی دعوامون میشه تکرار میکنه.

    فکر میکنم نباید میگفتم بهش و باید با سیاست این مشکلا حل کنم ولی نمیدونم چطوری... حالا از دوستان سایت خواهش دارم بهم بگن با این اینجور مردها چطور باید رفتار کرد ؟

    و مشکل دیگه اینکه با این رفتار من سرد میشم و شاید تو ظاهر بهش نشون ندم ولی واقعا روم تاثیر میذاره و از علاقم کم کرده.


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۲۶) پاسخ های مردم
    • ۱۶۳۴ بازدید
    • شنبه ۵ فروردين ۹۶ - ۲۲:۰۳

    حس میکنم تکیه گاه این خانمم توی زندگی مردهای نامحرم فامیل هستند

    سلام

    من اخیرا با دختری عقد کردم که در ارتباط با فامیلشون رعایت محرم و نامحرم رو نمی کنه. مردها و پسرای فامیلشون از هر سن و سالی که باشن به خودشون اجازه میدن باهاش بگو و بخند داشته باشن و این مسئله من رو آزار میده.

    چون نمیخواستم زندگی رو براشون تلخ کنم فقط وقت هایی که واقعا سوتی میدن بهشون در خلوت اعتراض کردم ولی با جواب تندشون مواجه شدم و گفتن که به فامیل هاشون توهین کردم و با کمال پررویی گفتن که به خاطر حرف های من چند روز حالشان بد بوده. ایشون حرف های من رو به اطلاع خویشاوندانشون رسونده و با اون ها علیه من یک تیم تشکیل دادن.

    ایشون کلیه ی تصمیمات زندگی و هر جمله ی من رو به اطلاع خانوادیشان می رسانند و اخیرا متوجه شدم که حتی کلیه ی پیامک هایی که از لحظه ی آشنایی برای ایشان فرستادم را در اختیار محرم و نامحرم فامیلشان قرار دادند و واقعا تعجب کردم که یک دختر چطور ممکن است چنین کاری انجام دهند. البته در مقابل وقایع و حرف های خانوادیشان در مقابل من به شدت مخفی کاری می کنند.

    اطرافیانشون هم که متوجه باز بودن راه از طرف همسرم شدن در زندگی من مداخله می کنند. احساس میکنم تکیه گاه این خانم توی زندگی مردهای نامحرم هستند. واقعیتش فکر میکنم ایشون دارن به من خیانت میکنند.


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۴۰) پاسخ های مردم
    • ۱۷۲۲ بازدید
    • جمعه ۴ فروردين ۹۶ - ۰۰:۱۲

    تا حالا دو تا خانم رو تو زندگی شوهرم پیدا کردم

    با سلام خدمت دوستان گلم

    من یه دختر هستم که دو ساله تو عقدم.  شوهرم هم آدم خوب و مهربونیه اما مشکلی که دارم اینه که تا حالا دو تا خانم رو تو زندگی شوهرم پیدا کردم.  شاید فکر کنید موضوع خیانته اما نه اینطور نیست. 

    راستش این خانمها رو با فاصله یه سال تو زندگی شوهرم پیدا کردم ( منظورم اینه که بین رابطه اولی و دومی یه سالی بوده.  یعنی رابطه اولی یه سال طول کشیده و رابطه دومی چند ماه ).

    گرچه شوهرم اصرار داشت که با اولی ارتباط ج داشته اما من با تحقیقاتی که کردم و ته و توی زندگی اون خانم رو درآوردم و حتی با شوهر اون خانم حرف زدم متوجه شدم که این خانم اصلا اهل این کارا نیست و خانواده بسبار محترمی داره و واقعا خانم متشخصیه.
    اما دومی که اتفاقا خیلی هم بهش میاد اهل این کارا باشه اما شوهرم رابطه باهاش رو انکار میکنه و میگه که یه موضوع کاری بوده ( گرچه توضیحاتش طولانیه و تو حوصله این متن نیست) اما اونم یه جوریه که انگار رابطه شون جنسی نیست.. ولی شغل همسرم زیاد به خانمها مربوط نیست چون کار ساختمونیه. 

    حالا من موندم که شوهرم با این خانما چکار داره و مشکلش چیه که با این خانما رابطه داره؟! آیا کسی هست که بتونه کمکم کنه؟ لطفا آقایون جواب بدن آیا موارد مشابه برای شما پیش اومده و دلیل این ارتباط چی میتونه باشه؟!

    حتما میگید برو از شوهرت بپرس اما راستش شرایط طوریه که نمیتونم مستقیم از شوهرم بپرسم و ایشون هم جواب منو دقیق نمیدن... 

    آقایون سایت لطفا راهنماییم کنید. 


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • (۲۸) پاسخ های مردم
    • ۱۲۰۲ بازدید
    • پنجشنبه ۳ فروردين ۹۶ - ۲۳:۵۶

    نمیخوام بعدها خانمم برام شاخ بشه و نتونم کنترش کنم

    سلام دوستان

    سال نو همگی مبارک و پر از خیر و برکت . مردی 25 ساله هستم و نامزد .

    چه جوری میشه با همسر (زن) در زندگی برخورد کرد که از شوهر بیم داشته باشه ، حرف شوهرش براش مهم باشه و هر چی بگه گوش کنه ( البته منطقی ) ؟

    اطلاعاتم کمه ، نمیخوام فردا پس فردا همسرم برام شاخ بشه و نتونم کنترش کنم . چون یکم عصبیه و اینکه چند مساله رو با هم قبل از ازدواج توافق کردیم از جمله حجابش و ...

    آیا در بیان مسائلی که خلاف میل من باشه با تندی برخورد کنم باهاش تا بیم داشته باشه و یا این راهها غلطه کلن ؟!

    مرسی از همگی


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد مشورت در زن داری

  • ۱ موافق ۴ مخالف
  • (۵۴) پاسخ های مردم
    • ۲۴۰۵ بازدید
    • سه شنبه ۱ فروردين ۹۶ - ۲۱:۱۰

    رفتار خانمم بعد از عقد به یکباره عوض شد

    سلام به هموطنانم

    عاجزانه خواهشمندم تجربیات خود را بیان کنید.

    پسری 25 ساله هستم . با تقاضای مادرم با دختر خانمی که خودش پیدا کرده بود یک ماهی را جهت اشنایی حرف زدیم در قالب پیامک و تلگرامی جهت اشنایی و اخلاق و رفتار . این دختر خانوم در طول این مدت اخلاق خوبی داشتند و بسیار حجالتی و نجیب بودند.

    بنا به تشخیص خودم و خانواده ام دختر رو تایید کردیم و الان چند روزه عقد کردیم. اما متاسفانه این دختر خانوم زمین تا اسمون با اونی که در دوران اشنایی بود متفاوته . یعنی برای من فیلم بازی میکرده.

    در این چند روز همش از خانواده ام بد گفته. خانوادهش هم بی سر و سامانه.  الان خیلی بهم شوک عصبی و روانی وارد شده از کارش . الان ماندم چکار کنم.  نمیتوانم بگم من در انتخابم اشتباه کردم. آیا جدا بشم یا باهاش بسازم بهتره ؟!

     تو رو خدا منو راهنمایی کنید.


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    طلاق در دوران عقد

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۳۸) پاسخ های مردم
    • ۲۱۶۴ بازدید
    • شنبه ۲۸ اسفند ۹۵ - ۲۱:۳۰

    احساس میکنم خانمم همسر دائمی من نیست

    سلام

    من اخیرا به زن تازه عقد کرده ام شک کردم و یک سری افکار ذهنمو مشغول کرده و نمی تونم ازش بپرسم.

    میخواستم ببینم ارتباطی بین علاقه ی زن به بچه دار شدن و تعهد به ادامه ی زندگی وجود داره یا نه ؟

    من قبلا قصد ازدواج با شخصی رو داشتم که طرف خودش ازم پرسید که بچه دوست دارم یا نه. بعد خودش گفت که از بارداری و عوارضش میترسه و دوست نداره بچه ای داشته باشه. دوست نداره پوکی استخون و افتادگی دندون بگیره و میخواد فقط عشق و علاقه ی مرد متوجه زنش باشه نه بچه هاش و حسود هستش. البته این رابطه به هم خورد و من با دختری دیگه ای ازدواج کردم.

    وقتی من از همسرم پرسیدم نظرش در مورد تعداد فرزندان چی هست. به من گفت دوست نداره هیچ بچه ای داشته باشه. گفتش از درد پاره شدن بکارت میترسه. وقتی من گفتم در مورد تاریخ جشن عروسی صحبت کنیم. ناراحت شد و گفتش اگه زود عروسی کنیم که مال جمع نمیشه. نمیدونم منظورش مال برای زندگی مشترک بود یا منظورش از مال هدیه ها و طلاهایی بود که بین عقد و عروسی برای عروس هدیه میارن.

    من الان یه سری افکار ذهمنو مشغول کرده که این حرف های همسرم نشونه ی چی بوده؟ مثلا این فکر که زنی که بخواد با مردی زندگی کنه زود عروسی میگیره و با راه انداختن بچه مرد رو به زندگی متعهدتر میکنه و این خانوم شاید قصد طلاق داشته باشه و داره راه فرار و کم کردن مشکلات جدا شدن رو برای خودش هموار می کنه.

    راستش خیلی رغبتی به خرید کردن برای همسرم ندارم و احساس میکنم ایشون همسر دائمی من نیستند.


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۴۲) پاسخ های مردم
    • ۱۸۰۴ بازدید
    • دوشنبه ۲۳ اسفند ۹۵ - ۲۱:۲۰

    استقلال در انتخاب پوشش بعد از ازدواج

    با سلام خدمت دوستان گرامی

    من پسری بالای 30 ساله هستم که که مدتی است عقد کرده ایم و اگر خدا بخواهد چند ماه دیگر به خانه مستقل خودمون می ریم. نوع پوشش همسرم مثل بقیه خانوم های  و کمی اسپرت هست. حقیقتش می خواستم بیشتر مدل زنونه تر لباس بپوشه و نه دحترونه ( البته این سلیقه منه و برداشت نشه که پسرا از تیپ اسپورت خوششون نمیاد بلکه خیلی ها این مدلی رو می پسندن ) و وقتی سر زندگیمون می ریم به سلیقه من لباس بپوشه.

    به نظرتون چه طوری باید بهش اینها رو بگم که هم تو ذوقش نخوره که تابحال از پوشش راضی نبودم و هم اینکه بتونم لباس هاش رو به سلیقه خودم انتخاب کنم و اعمال نظرم رو از الان که خونه پدرش هست باید شروع کنم یا بعد از مستقل شدن؟

    به نظرتون آیا استقلال هر یک از همسران در انتخاب پوشش برای خودش در زندگی مشترک معنایی داره ؟ انتخاب ریز تا درشت لباس همسر کار درستی است و خانوم ها خوششون میاد؟ برای مثال توی یکی از پست ها خوندم که یکی گفته بود دوست دارم همسرم پوشش خاصی که مد نظرش بود نظیر کفش پاشنه بلند براش بپوشه. من هم دوست دارم همسرم جوراب نازک زنونه  تو خونه برام بپوشه و یکی از فانتزی هام اینه.

    آیا خانوم ها به پوشیدن جوراب در خانه جواب مثبت میدن و اگر من بخوام ناراحت نمیشه ؟ اگر نه چطوری باید همسرم رو راضی کنم که با اینکارش من رو ارضای روحی کنه؟  ممنون میشم همه دوستان به خصوص خانوم ها راهنمایی کنند.

    با سپاس از همه دوستان


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد مشورت در زن داری

  • ۱ موافق ۳ مخالف
  • (۵۶) پاسخ های مردم
    • ۲۰۷۳ بازدید
    • جمعه ۲۰ اسفند ۹۵ - ۲۳:۰۰

    برو بالا