خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


۳۸۵ مطلب با موضوع «مسائل رفتاری دوران عقد» ثبت شده است

می خوام وابستگی فکری شوهرم به خانواده ش کم بشه

سلام
یک سال و نیمه که توی عقدیم ، حس می کنم شوهرم احساس مسئولیت و قدرت تصمیم گیری نداره ، هر چی خونوادش میگن قبول میکنه . چند بار نظرایی رو که به من داده رو بعدا از زبون خونوادش شنیدم و فهمیدم نظر اونا بوده و الان هر حرفی میزنه و هر نظری میده حس میکنم حرف اوناست...
هر کاری از دستش برمیاد واسه خونوادش انجام میده هر دستوری بدن نه نمیگه و نمی تونه حقشو بگیره حتی اگه حرفشون یا کارشون اشتباه و به ضرر ما باشه بازم هیچ حرکتی نشون نمیده و همش واسه همه چی چشمش به اوناست که یه کاری بکنن فکر میکنه همه ی کارا و تصمیمات اونا درسته...
این خیلی ازارم میده من دلم میخواد استقلال داشته باشم دلم میخواد شوهرم بتونه حقشو بگیره و صاحب نظر باشه ولی ... نمیدونم باید چکار کنم تا این وابستگی فکریش به اونا کم بشه تا حداقل توی مسائل اشتباه باهاشون مخالفت کنه و بی چون و چرا در برابرشون کوتاه نیاد؟
موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۲۸
    • جمعه ۱۲ خرداد ۹۶ - ۲۳:۵۶

    چکار کنم که شوهرم به حرف بیاد و احساسش رو بهم بگه

    با عرض سلام

    من یک سال و نیمه که تو عقدم و شوهرم ادم خونسرد و ارومو کم حرفیه و احساساتشو بروز نمیده و از احساسات و خواسته هاش باهام حرف نمیزنه . هر وقتم بهش میگم میگه برام هیچی مهم نیس یه زمانی میگفت 80 درصد زندگی رابطه ی جنسیه و میدونم که واسش خیلی مهمه ولی زیاد پافشاری نمیکنه نمیدونم باید چکار کنم تا به حرف بیاد و بدونم احساسش چیه درباره ی من ؟

    چون گاهی شک میکنم که واقعا دوسم داشته باشه چون از درونش بی خبرم..... بهم بگین چطور باید اعتمادشو جلب کنم تا حرفا و احساساتشو بهم بگه ؟

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۶۷
    • سه شنبه ۹ خرداد ۹۶ - ۲۲:۵۷

    می ترسم تنها بمونم با میلی سرکش که در من بیدار شده

    سلام خانواده ی برتری ها
    حال من خوب نیست و دلشوره ای عجیب مداااام با منه . من یه دختر ۲۴ ساله هستم . یک سال و چهار ماهه نامزد پسرخاله ام شدم و در حالی که هیچ علاقه ای بهش نداشتم چهره و هیکلش ذره ای به دلم نمی نشست و رفتار جذابی هم نداشت ریال شغل تحصیلات و وضع  اقتصادی خاصی هم نداشت ریال‌اما سه سال خواستگار واقعیم بود .
    و من یک دختر زیبا و گرم مزاج بودم که دوست داشتم ازدواج کنم با یه مرد پاکدامن ، اتفاقا تقریبا هر هفته هم خواستگار داشتم ،‌اما آدم هایی که روی من خیلی مصر نبودند و  اختلاف نظرهای جزئی با خانواده ام آنها را مردد میکرد و پا پس میکشید اگر چه مرا هم پسندیده بودند. یا مصر بودند و همه چیز داشتند جز پاکدامنی...
    نهایتا اتفاق بدی برای یکی از عزیزان من در خانواده افتاد که حال روحی من رو خیلی بد کرد و من به خواست (اشتباه) خانواده ام و با دلی نا مطمئن نامزد پسر خاله ام شدم ...
    هر کس ما رو کنار هم میدید تعجب میکرد اقوام پدری هر دومون؛ آدم های توی خیابون، دوستام ... ما اصلا به هم نمی خوردیم و اوایل من دلم نمیخواست به کسی معرفیش کنم... اما خب مهربون بود و شیفته ی من .
    من هم کم کم داشتم بهش علاقمند میشدم که یه روز که دعوا داشتیم فهمیدم یعنی خودش اعتراف کرد گذشته ی وحشتناکی داشته انواع انحرافات جنسی و غیر جنسی رو تجربه کرده بود . و خیلی اختلافات دیگه ای که با هم داشتیم باعث شد که حالا با گذشت یکسال و چند ماه از نامزدی مون برای من تنها اندکی کشش جنسی داشته باشد و دیگه هیچ...
    نه دلم و نه عقلم هیچ کدوم منو برای زندگی با پسر خاله ام همراهی نمیکنن . ( دوست دارم جدا شم اما واقعا می ترسم تنها بمونم با میلی سرکش که در من بیدار شده... یا گیر آدم بدتر از ایشون بیفتم. )
    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۷۱
    • سه شنبه ۹ خرداد ۹۶ - ۲۲:۲۹

    شوهرم خیلی کم برام کادو میخره

    سلام

    خانمی هستم که یکساله عقدم . شکر خدا همسر خوبی دارم و خیلی همدیگه رو دوست داریم . هر دو خانواده هم از نظر مالی در سطح متوسطی هستیم . ولی سوالی از دوستان دارم البته اینی که میخوام بگم مشکل و درد سر نیست فقط احساس کردم بهتره بیام اینجا از خانم های باتجربه سوال کنم تا یه چیزایی دستم بیاد چون نمیتونم از فامیلام بپرسم.

    خانم های محترم تا حالا شده همسرتون یا خانواده همسرتون به رسم و رسومات پایبند نباشن و عرف رو بجا نیارن؟ یا همسرتون واسه روزای خاص براتون کادو نیاره ؟

    مثلا من موقع بله برونم خانواده همسرم برام انگشتر نشون یا سکه نیاوردن و فقط یه دسته گل و شیرینی آوردن .در صورتی که انگشتر نشون فک کنم تو همه جای ایران رسم باشه که بدن و دو تا خواهرامم تو بله برونشون گرفتن.

    یا همسرم اسفند ماه روز زن بهم کادو نداد و روز اول عید فقط یه ربع سکه داد !! یا نیمه شعبان یا سپندانگان هیچ کادویی از همسرم نگرفتم! سر عقد هم مادر شوهرم زیر لفظی یه انگشتر فوق العاده سبک و معمولی و بی ارزش داد ... شب یلدا همسرم برام یه ظرف شکستنی آورد !

    توی مراسم عقدم خونوادشون یا همسرم بهم شاباش ندادن !(که البته من با شاباش موافق نیستم ولی چون عرف هست گفتم)
    یا ...

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • ۶۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۵۸۱
    • چهارشنبه ۳ خرداد ۹۶ - ۲۱:۵۵

    شوهرم اطلاعات عمومی خیلی ضعیفی داره

    سلام

    من خانمی هستم 33 ساله و یکساله که عقد کردم . لیسانس جامعه شناسی دارم و بمدت 14 ساله که کارمند هستم و تعریف نباشه روابط عمومی خوبی دارم .همسرم فقط 9 ماه از من بزرگتره .فوق لیسانس داره و مثل من کارمنده. ازدواج ما کاملا سنتی بود .

    دوستان عزیزم اگه پستم طولانیه منو ببخشید ولی امیدوارم با دقت و حوصله بخونید و منو راهنمایی کنید .

    با توجه به اینکه زمان خیلی چیزها رو مشخص و روشن میکنه من بعد از مدتی متوجه شدم متاسفانه همسرم با اینکه مدرک تحصیلی ایشون فوق لیسانس هست ولی اطلاعات عمومی خیلی ضعیفی داره. من خیلی سطح توقعم نسبت به سطح اطلاعات و آگاهی از  ایشون بیشتر از این بود .

    نمیگم خودم  در سطح خیلی بالایی هستم  و علامه دهرم ولی احساس میکنم در حد خودم و تحصیلاتم و اینکه بمدت 14 سال کارمند بوده ام پائین نیست و از خیلی مسائل در حد خودم سر در میارم و اطلاعات دارم.چه مسائل پزشکی،زناشویی،همسرداری،تربیت کودک و یا خیلی از چیزهای دیگه ولی هیچ وقت توی این مدت ندیدم همسرم بتونه مسئله جدیدی رو بهم یاد بده و منو نسبت به چیزی آگاه کنه .

    یا مثلا اگر من دارم در مورد مسائل خیلی ساده  زناشویی باهاش حرف میزنم متعجب میشه و انگار اصلا توی عمرش به گوشش هم نخورده !!! کلا دایره لغات ایشون هم خیلی پایینه .گاهی واقعا از دستش ناراحت میشم .حس میکنم هوش و ذکاوت نداره .و با توجه باینکه 33 ساله هست باید خیلی بیشتر آگاهی و دانش داشته باشه .خیلی دوست داشتم کمی درحرف زدنش پیچیدگی وجود داشت .تا حالا نشده در مورد مسئله ای اطلاعاتی بده که من ندونم یا نشنیده باشم یا من سر در نیارم در صورتی که من خیلی هم  باهوش نیستم.

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۸۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۰۵۲
    • شنبه ۳۰ ارديبهشت ۹۶ - ۲۲:۳۰

    نمیتونم حس خوبی نسبت به خواهر شوهرم داشته باشم

    با سلام

    بنده خانمی هستم 33 ساله که بمدت دقیقا یکساله که عقد کردم . شکر خدا همسر خوبی دارم .مهربون ، متدین، خوش اخلاق  و ... ولی بتازگی موضوعی پیش اومده که باعث شده ذهنم بهم بریزه و آشفته بشه . من و همسرم معمولا خیلی خونه هم رفت و آمد نداریم .شاید هفته ای یک بار پنجشنبه ها ایشون بیاد ولی من خیلی کمتر میرم اونجا .خب با توجه به اینکه هر دو کارمندم هستیم خیلی نمیتونیم پیش هم باشیم .البته من و همسرم خیلی هم از این موضوع شاکی نیستیم و دیگه عادت کردیم .ولی موضوع اینه که مدتی بود که موقعی که میرفتم خونه مادر شوهرم متوجه برخوردهای سرد خواهر شوهرم شده بودم .اینم بگم که خواهر شوهرم یه 5 ماهی میشه که عقد کرده . تا قبل از ازدواجش خیلی با هم صمیمی بودیم .خیلی منو دوست داشت و وقتی میرفتم خونشون ساعتها با هم حرف میزدیم عکس نشون هم میدادیم یا توی تلگرام از هم احوال پرس بودیم .یا وقتی میرفتم خونشون سریع می اومد جلوی در استقبالم و همو میبوسیدیم .

    خلاصه یه چند بار اول رفتار سردش رو گذاشتم به حساب اینکه لابد خسته ست و حال وحوصله نداره یا اینکه خودش مشکلی چیزی داره ولی دیدم نه یه چند ماهه اصلا من میرم اونجا تحویلم نمیگیره و محل نمیذاره .خیلی ناراحت شدم .هر چی فکر کردم دیدم من که برخورد بدی ازم سر نزده که ناراحتش کرده باشم .تا اینکه بعد از چندین ماه موضوع رو با شوهرم در میون گذاشتم و بهش گفتم مدتیه که من میام خونتون دیگه خواهرت مثل سابق منو تحویل نمیگیره و حتی جواب سلام منم به زور میده یا سعی میکنه تا اونجایی که میتونه با من تماس چشمی نداشته باشه و از حرف زدن با من هم طفره میره...

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد , ارتباط با خانواده شوهر ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۵۶
    • دوشنبه ۲۵ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۳۳

    نامزدم با اینکه منو دوست داره ولی مامانی هم هست

    سلام دوستان
    من ٢٥ سالمه و الان ٢ ماهه که نامزد کردم. قبل از نامزدی هم ٧ ماه با هم آشنایی به قصد ازدواج داشتیم. خیلی هم دیگه رو دوست داریم و هیچ مشکلی با هم نداشتیم که حل نشه. با اینکه خواستگارم بوده مادرش منو دوست نداره و دوست نداره فعلا ها عقد کنیم.
    منو خانوادم هیچی از اونا کم نداریم ولی مادرش همیشه از خودشون تعریف میکنه ، همیشه جلوی من قربون صدقه پسرش میره و منو تحویل نمیگیره. نامزدم با اینکه منو خیلی دوست داره مامانی هم هست و به حرفای مادرش درباره اینکه عقد نکنیم فعلا گوش میده. از طرفی منم از طرف خانوادم تحت فشارم. ما هر روز با هم بیرونیم و همه میدونن نامزدیم.
    نمیدونم چکار کنم نمی دونم این موضوع چقدر تو آینده تاثیر گذاره
    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۴۷
    • يكشنبه ۲۴ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۱۳

    نباید درد و دل هامو به شوهرم بگم؟

    سلام
    من یه دختر 26 ساله ام و نامزد دارم . تک فرزندم . دوستانم هم شهرهای دیگه هستن و ازم دورن.. من و نامزدم هم از دو شهر متفاوت هستیم و همدیگه رو خیلی کم می بینیم بیشتر ارتباط ما تلگرامیه..
    مشکل من اینه که من توی زندگیم مشکلات زیادی دارم از جمله اختلافات خانوادگی و ... .
    و کسی رو برای درد و دل ندارم . دو هفته ای میشه جراحی شدم روحیه خوبی هم ندارم . هر وقت می خوام حرفامو به نامزدم بگم یا سکوت می کنه یا میگه دوست ندارم بشنوم . حتی سر این مسئله دعوامون میشه .
    صبح زود میره سر کار شب بر میگرده حتی تلگرامی هم رابطه چندانی نداریم . دوست نداره در مورد مشکلات من چیزی بشنوه . من فکر می کنم اهمیتی براش ندارم که گوش نمیده ولی اون میگه که منو دوسم داره!!
    وقتایی که من حالم بد بوده مشکلات داشتم مریض بودم تنها بودم نیاز داشتم کسی کنارم باشه راحت تنهام میذاشت و میرفت به برنامه های خودش می رسید.. مهمونی و... نمیتونم این نوع عشق رو درک کنم .
    من واقعا دوستش دارم ایشونم کلامی به من ابراز علاقه میکنه ولی تحمل شنیدن حرفام رو نداره!! وقتی هم دعوامون میشه حرفایی بهم میزنه که بعدا نمیتونم فراموشش کنم . مثلا بهم میگه: همیشه فکر می کردم بهترینی ...یعنی نبودی!! یا میگه: فکر می کردم یه زندگی عادی خواهم داشت... . من خیلی براش فداکاری کردم ،  اصلا نمی تونم این حرفاش رو هضم کنم .  واقعا براش همراه بدی نبودم به خدا من زندگیشو غیر عادی نکردم..
     هیچ توقعی ازش نداشتم ..خیلی فداکاری هم کردم.. همیشه سعی کردم هر کاری و هر چی ازم میخواد انجام بدم برای خوشحالیش هر کاری می کنم ولی تا یدونه انتقاد می کنم یا میخوام از مشکلاتم بهش بگم دعوا شروع میشه... . واقعا اینطوری خیلی تنهام. نمیدونم همه آقایون اینطوری هستن یا فقط حساسیت نامزد منه...
    لطفا آقایون نظرشونو بنویسن.... من باید چکار کنم؟ نباید درد و دل هامو به همسرم بگم؟ پس کی باید سنگ صبور من باشه؟ چرا ایشون تحمل درد و دل منو نداره؟ مشکلاتمو به کی بگم؟
    ممنون از همه دوستان 
    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد , مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۲۰
    • يكشنبه ۱۷ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۱۶

    چکار کنم خانمم عاشقم بشه ؟

    سلام
    قبل از اینکه با نامزدم آشنا بشم و باهاش صحبت کنم و کمی هم زندگی کنم خیال میکردم عشق و عاشقی یه مسئله من درآوردیه که قوه جنسی باعث بوجود آمدنش میشه. هیچ وقت به هیچ دختری ابراز علاقه نکردم.
     همیشه همه منو یه آدم خشک و بی احساس میدونستن .اما الان بعد از 3 ماه که از نامزدیه من میگذره واقعا فهمیدم محبت بسیار فراتر از هوس و انجام کارهای جنسیه. راستش من نامزدمو در حد جنون دوست دارم. نمیدونم چرا یه جورایی انگار خدا محبتش رو تو دلم گذاشته. بهش ابراز محبت هم میکنم اما احساس میکنم اون منو حتی 1 درصدی که من دوسش دارم دوست نداره. از خواهرای عزیز سوال داشتم که چه طوری یه خانم عاشق همسرش میشه و دیوانه وار اونو دوست داره.
    البته به خاطر مسائل کاری و کمی دوری مسیر نمیتونم خیلی اونو ببینم و بیشتر ارتباط ما از طریق تلفنه.
    خواهشمندم از تجربیات تون در اختیار بنده بذارید.
    یاعلی
    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۰۸
    • جمعه ۱۵ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۴۹

    نامزدم از اینکه من به پسر های فامیلمون دست میدم ناراحته

    سلام

    من به تازگی نامزد کردم ، نامزدم از اینکه من به پسر های فامیلمون دست میدم ناراحت میشن . به بعضی از فامیلامون این موضوع رو گفتم ولی برای نامزدم حرف درآوردن که بدگمانه . خانواده ی من حساس شدن و میخوان که نامزدی رو به این بهونه بهم بزنن و همش از نامزدم بد میگن. میگن بعدا اذیتت میکنه، بهت بی اعتماده، مشکوکه و ... .

    من نامزدمو دوست دارم نمیخوام ازش جدا بشم . با اینکه گفتم اینارو باز پسرای فامیل رعایت نمیکنن . من قبل از نامزد کردن هم سعی میکردم باهاشون دست ندم ، میرفتم قایم میشدم ولی الان نمیدونم از دستشون چیکار کنم .

    این مسئله ی کوچیک برای من شده معضل بزرگ

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۱۰۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۹۰۶
    • شنبه ۹ ارديبهشت ۹۶ - ۲۲:۴۸

    برو بالا