خانواده برتر

انتخاب همسر، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند



۲۹۶ مطلب با موضوع «مسائل رفتاری دوران عقد» ثبت شده است

من چیکار کنم که اینقد حساس نباشم؟

سلام به همه

نامزد من پسر خوبیه شکر خدا ، اما گاهی با زبونش ازارم میده مثلا میدونه از فلان حرف بدم میاد اما اونو میگه ... مثلا میگه من دوست دختر دارم! یا هیکل فلان زن قشنگه... در صورتی که من شکر خدا هیچی ازش ندیدم و اصلا بهش  شک ندارم...فقط با زبونش اینارو میگه... و من خیلی ناراحت میشم...

اما گاهی ام دقیقا عکس این حرفارو میزنه مثلا میگه بی شخصیته که مرد بره با کسی غیر از زنش... من چیکار کنم که اینقد حساس نباشم؟

پیشاپیش ممنون ازهمگی

موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۴۳
    • سه شنبه ۲۷ مهر ۹۵ - ۲۲:۰۵

    با بقال سر کوچمون راحت تر حرف میزنم تا با نامزدم

    سلام به همه ی شما دوستان

    من یه دختر بیست ساله هستم . از اول عمرم تا به الان اصلا نه دنبال دوستی با نامحرم بودم نه بهش اعتقاد داشتم . برا ازدواج میگفتم شرط مهم اینه که طرف آدم باشه و شرایطش ایده آل باشه و عشق بعد از ازدواج بوجود میاد و رو همین موضوع متمرکز بودم .

    یه خواستگار خوب و ایده آل برام پیدا شد . من خودم دانشجوی رشته ی پیرا پزشکی هستم دانشگاه آزاد ، خواستگارم رشته ی ریاضی و رتبه ی صد !! و  از نظر خانوادگی و همه چی بمن میخورد . کلا اوکیه اوکی بود .

    فقط بهش هیچ حسی نداشتم که گفتم با خودم، چون این اولین مردی هست که وارد زندگیم میشه حتما عاشقش میشم و همین میشه عشق زندگیم . یه نامزدی ساده مثل خواستگاری و از اون روز به بعد همون حس باقی موند . نامزدم هیچ تلاشی نکرد تا یخ بینمون آب شه .

    حتی چند وقت قبل خودم تلاش کردم دیگه‌ جمع خطابش نکردم ولی اون بازم به من‌ میگفت  شما و‌ خوبید و از این چیزا که واقعا یه حس بد بهم دست میده . هم رو شما و سوم شخص جمع خطاب میکنیم بعد از هفت هشت ماه ...

    بخدا بیست سال با هیچ پسری نبودم حالا تنها تر شدم با نامزد کردنم . اینم بگم واقعا خوشگلم . یه بار ازم تعریف نکرده یباااار حتی . یعنی با بقال سر کوچمون راحت تر حرف میزنم تا با اون .
    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد , روابط عاطفی در دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۳۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۳۱
    • پنجشنبه ۲۲ مهر ۹۵ - ۲۲:۳۰

    با تصمیم خانواده، یه دختر دیگه رو به دختر مورد علاقم ترجیح دادم

    با سلام

    پسری هستم 30 ساله. تقریبا با دختری حدودا 2 سال اشنا بودم. به اون دختر علاقه زیادی داشتم حتی نمی تونستم ناراحتیش رو ببینم. اما من و خونوادم متاسفانه ملاک هایی برای ازدواج داشتیم که اون شرایط رو پوشش نمیداد این دختر. یکیش مساله همشهری بودن و دیگری اختلاف سنی.

    اما ما هر دو بهم علاقه داشتیم. من به خونوادم این دختر رو در کنار سایر گزینه ها معرفی کردم اما خب خونوادم قبول نکردن. و تقریبا خودمم هم چون با این ملاک ها بزرگ شده بودم و قانون بود توی خونواده خیلی اصرار نکردم.

    ما بارها مجبور شدیم از هم جدا بشیم اما دوباره وصال صورت میگرفت. خوب هم دوستش داشتم هم نمیخواستم بیقراریش رو ببینم. تا اینکه قرار گذاشتیم تا زمانی که موردی برای هیچکدوممون پیش نیومده کنار هم بمونیم و ایشون هم قبول کردن.

    یکبار برای خواستگاری با یه دختر دیگه رفتم. اما اون قدر اون کسی که دوستش داشتم بیقراری کرد و من هم تعادل روانیمو از دست میدادم. بیخیال شدمو و جواب رد دادم. و از اون دختر خواستگاری کردم. اما بازم مشکل همون ملاک ها بود که قابل تغییر نبود.

    تا اینکه خونوادم تصمیم نهایی رو برای ازدواج با یک دختر دیگه گرفتنو نامزد شدیم. الان از خودم بدم میاد. از اینکه دارم به نامزدمم خیانت میکنم. چون دوستش ندارم بلکه ازش متنفرم.

    همه حتی اون دختری که دوستش داشتم هم میگه دلمو شکوندی و همه تقصیرو گردن من میندازن.
     ایا من حق انتخاب نداشتم؟ من چند بار در مورد ملاکام بهش گفته بودم. چرا با دونستن اون ملاکها بازم موند ؟ الان چیکار کنم ؟ از زندگی سیر شدم. از اینکه یه دختری اومده و ارزوهاشو میخواد با من ادامه بده. وقتی میبینمش حالم بد میشه.

    اونی که دوستش دارم و چیکار کنم ؟ حس تنفرم تا کی ادامه داره ؟ میخوام زودتر بمیرم و راحت شم.

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد , نادیده گرفتن فرد مورد علاقه در ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۸۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۹۲
    • پنجشنبه ۲۲ مهر ۹۵ - ۲۲:۰۵

    تجربیات شما در مورد نحوه رفتار با همسر درونگرا

    سلام روزتون بخیر
    من تو بزرگترین دو راهی زندگیم قرار گرفتم خواهش میکنم شما کمکم کنید .
    من ۲۷ سالمه لیسانسه و همسرم ۳۳ سالشونه دیپلم ،همسرم از فامیل های دورم هست و زمانی که ایشون به خواستگاری من اومدن ،من رضایت نداشتم ولی به اصرار خانواده مخصوصا پدرم برخلاف اینکه همسر ایده عالم نبود قبول کردم با زور .
    الان حدود ۹ ماه میشه که عقدیم و خانواده ام متوجه شدن که اشتباه میکردن و حالا پی به حرف های من بردن و علت های مخالفتم ،بگذریم همسر من پسر معتقد و چشم پاکی هست تنها مشکل من اینکه ایشون درونگراست روابط عمومیش واقعا ضعیفه .
    از جمع فراریه صحبت نمیکنه حتی اگه من باهاش حرف نزنم کلا با سکوت روزمون سپری میشه ،هر چقدر ازش پرسیدم جواب درستی نمیده فقط یه بار گفت ترس از ضایع شدن داره.
     به خدا من تا حالا تو عمرم با همچین مردی روبرو نشده بودم خودم و خانوادم آدم های پر انرژی و شلوغی هستیم ،هزار بار فکر جدایی به سرم زده دو بار مسافرت رفتیم با خانوادش هر بارش پشیمون بودم از ازدواجم اصلا هوامو نداره فقط تو خودشه .
    مشاوره هم گرفتم  اون اخلاقش اینجوریه میدونم این مشکله منه حتی خانوادشم از این رفتاراش شاکی هستن و تمام حق رو به من میدن یه بارم با پدر مادرم رفتیم خونشون به طور مفصل حرف زدیم از بی توجهی ها و بی مسئولیت و بی حرفی همسرم اون شب حتی یه کلام هم حرف نزد مثلا قول داد رفتارشو درست کنه اما هیچ فرقی نکرد .
    به منم میگه اگه پشیمونی میتونی جدا بشی تو پیش من حیف میشی من هیچ آینده ای ندارم !!!کارشم که تو کار خونه ول کرد اومد شد کارگر عموش تو بازار هر چقدر کار معرفی کردیم جرات مصاحبه رفتن رو نداشت قبول نمیکرد ،رابطه زناشویی مون هم تعریفی نداره .
    خیلی بی ذوقه تا حالا هم اگه قبولش کردم فقط و فقط به خاطر نماز خون بودنشو سالم بودنش هست و این که میدونم دوسم داره به حرفام گوش میده ولی نمیتونه عمل کنه .
    چون جسارت نداره ،بعد محرم صفر هم قرار شده عروسی بگیریم واقعا نمیدونم کدوم راه درسته دیگه انقد خسته ام که حتی دست چپ و راستم رو تشخیص نمیدم .
    خواهش میکنم شما یه راهی جلو پام بذارید .
    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۴۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۷۲
    • چهارشنبه ۱۴ مهر ۹۵ - ۲۲:۱۰

    با این روش نامزدم در آینده لوس و پر توقع نمیشه؟

    سلام ٬ خسته نباشید.

    دختر خانم ۲۱ ساله ای هستم که ۲ ساله عقد کردم. متاسفانه هنوز زمان جشن عروسیم فرا نرسیده. در این مدت زمان تمام سعی ام رو کردم تا نامزدم رو بشناسم.حالا چه از لحاظ اخلاق فردی٬اجتماعی٬جسمی و یا حتی جنسی.

    و خیلی خوب فهمیدم که همسر عالی و ایده آلی دارم. ولی یه خصوصیت بدی که داره این هست که بدغذاست. یعنی هر جا که فامیل دعوتمون میکنن برای مهمونی و نامزدم اومده ٬آبروی منو برده. غذا که درست و کامل مثل بقیه نمیخوره هیچ ٬اگه از غذا بدش بیاد انقدر با قاشق غذاش رو این طرف و اون طرف میکنه ٬پخش میکنه که خود میزبان از خجالت آب میشه میره تو زمین. حالا حساب کنید من اون موقع چه حالی دارم از شرمندگی نمیتونم سرم رو بلند کنم.

    همیشه دوست داشتم همسرم خوش خوراک باشه. ولی مثل اینکه خدا این آرزوم رو نادیده گرفت. اما خدا رو شکر در مقابل این ویژگی بد هزار تا خصوصیت خوب دیگه داره.

    برای این عادتش تو مهمونی نمیتونم کاری بکنم ولی زمانی که با فامیل میریم بیرون برای تفریح. چون با عادت های غذاییش آشنا شدم. اگه بدونم غذایی که برداشتیم رو دوست نداره برای نامزدم غذایی رو که دوست داره درست میکنم و برمیدارم.

    میخواستم بدونم با این روش نامزدم در آینده لوس و پر توقع نمیشه؟

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۳۱
    • پنجشنبه ۸ مهر ۹۵ - ۲۳:۰۶

    شوهرم با دانشجو هاش خیلی خوش برخورده و من نگرانم

    سلام به همه

    من اخیرا نامزد شدم، همسرم استادم بود و من دانشجوش. بعد از دو سال تونستیم با هم محرم بشیم. من چون خیلی دوسش دارم خیلی روش حساسم. اون البته بیشتر!

    حالا مشکل من:

    همسرم سن زیادی نداره و دانشجو هاشم اکثرا دختر هستن. همسرم خیلی خوش برخورده و رابطه ش با دانشجو هاش صمیمی هست. نمیدونم چه جوری بهش بگم که من با این رفتارش ناراحت میشم. میترسم شان خودم زیر سوال بره. تنها واکنشی که به این حساسیت من نشون داده اینه که جلو من اصلا اصلا با دانشجوهاش حرف نمیزنه و باهاشون جدی برخورد میکنه. چه جوری متوجه بشم که این صرفا تعامل بین استاد دانشجو هست یا ممکنه این وسط چیزی پیش بیاد.

    چون خودمم دانشجوش بودم میترسم باز فیلش یاد هندوستان کنه !!! هزار بار هم گفتم که اگه نمیخوای خوب تموم ش کن. خودش انگار دو دل و سر در گم هست!

    ممنون از پاسخگویی تون

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۱۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۸۰
    • چهارشنبه ۷ مهر ۹۵ - ۲۲:۱۵

    چکار کنم شوهرم گذشته منو فراموش کنه ؟

    با سلام و عرض ادب

    خانومی هستم 19 ساله. چند ماهه عقدم ، خوشبختانه هیچ مشکلی نداریم و اخلاق و ... همه چیمون بهم میخوره . تنها مشکل ما فراموش نکردن همسرم از گذشتهاست و بخصوص گذشته من قبل ایشون . چرا که من همه چیه زندگیمو گفتم بهشون .

    خوبیم ... میگیم میخندیم یهو یه چیز میشه ایشون به یادش میوفته و همه چیز بهم میریزه . بهترین دوران و لحظه های زندگیمون تبدیل میشه به تلخ ترین ... .

    بنده هر چی با ایشون صحبت میکنم میگم الان زن توام و اروم میشه اما باز با کوچکترین اتفاق بیادش میوفته و ... .

    و اینم اضافه کنم من براش چیزی کم نذاشتم از هر لحاظ زن خوبی ام براش . تو رو خدا یه راه حل بگید بهم . ما هردو زندگیمونو دوست داریم . چی بگم که دیگه فکر نکنه و گذشته رو فراموش کنه؟ چه جوری رفتار کنم  باهاش اون موقع که داره به گذشته ها فکر میکنه ؟

    ممنونتون میشم پاسخ بدید

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۳۹
    • دوشنبه ۲۹ شهریور ۹۵ - ۲۲:۱۵

    10 ویژگی یا رفتار مورد پسند خانمها

    سلام به همگی یه سوال داشتم

    تو قسمت پیوندها یه سوال هست با عنوان 10 ویژگی یا رفتار مورد پسند آقایان که خیلی شفافه .

    سوال من اینه 10 ویژگی یا رفتار مورد پسند خانمها چیه ؟ فکر کنید خواستگار شما یه لیست ده تایی از شما میخواد به جز تکیه گاه بودن چه چیزایی مدنظرتونه؟

    میخواستم از نامزدم بپرسم ولی هنوز اینقدر رومون باز نشده برا هم .

    ممنون

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۶ موافق ۰ مخالف
  • ۷۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۵۱۹
    • چهارشنبه ۲۴ شهریور ۹۵ - ۲۲:۱۰

    با کار کردن خانمم کنار بیام یا مانع شون بشم ؟

    سلام به تمامی کاربرای خانواده برتر

    من پسری ۷-۲۶ساله هستم و تقریبا ۶ ماه میشه که با دختری ۲۴ ساله عقد کردیم. من و همسرم از خیلی سالها پیش خاطرخواه هم بودیم و همه هم میدونستن ما برای همیم!😊

    ما دوران عقد پر فراز و نشیبی داشتیم و هنوزم داریم و عروسیمون هم تقریبا تا سال دیگه شرایط برگذاریش را نداریم.

    خانمم شاغله و دندونپزشکن ( قراره تا چند ماه دیگه بشن انشاءالله) . و کار من هم هنوز رسمی نشده ولی در حد و جایگاه اجتماعی خودم و خانمم هست.

    مشکل من همین شاغل بودن ایشونه، من دوست ندارم ایشون کار کنن، یا اگرم کار داشته باشن نهایتش تا چند سال محدود!!

    اینا را به خاطر خودم نمیگم، بلکه به خاطر خودش میگم. دوست ندارم همسرم سختی بکشه و با محیط خشن بیرون برخورد داشته باشه ( نهایتا یه کار هنری یا کلاسی چیزی ). دوست ندارم چشم هر کس و ناکسی به گل زندگی من بیفته. دوست ندارم هر دومون خسته و کوفته از سرکار برگردیدم و حال و حوصله خودمونو نداشته باشیم چه برسه به دیگری!

    دوست دارم بشینیم با هم غذاهای دستپخت شون را با عشق و علاقه و در کنار هم بخوریم نه اینکه هفته ای یکبار هم وقت نداشته باشیم با هم باشیم و برای هم باشیم...

    مشکلم اینه که ایشون خودشون به کارشون علاقه دارن و میگه اگر تو خونه بمونم دیوونه میشم!!! منم تا الان به تمام علایقشون احترام گذاشتم و حتی خودمم بیشتر کمکش کردم که بره سمت علایقش ولی این یکی ...

    ایشون بسیار همسر مهربون، فهمیده و با ایمان و محجبه (چادری) هستن و منم بسیار دوستشون دارم حتی جونمم براشون بدم.

    ایشون حتی بهم گفتن تمام حقوقمو میدم بهت و مدیریت مالی باشه با تو ( مطمئنم که اینکارم میکنه ). میگه همه چیمون باید مشترک باشه و منم همین عقیده را دارم.

    از شما میخوام کمکم کنید که چطوری بهش بگم که منصرف بشه یا چیکار کنم ( البته میدونم که نباید تو خونه تنها بذارمشون و یه سرگرمی نیمه وقت دیگه براشون فراهم کنم به جای شغلش). یا چه جوری از معایب اشتغال زنان بهش بگم؟

    من دوست دارم همسرم تو خونه بشینه فقط و فقط خانمی کنه و به خودش و خونه اش برسه! این خواسته ی زیادیه ؟ به کی باید بگم اینو ؟

    اگرم توقع من بیجاست و مختل کننده زندگیمون،بهم بگین دوستان. من فقط میخوام بدونم نظرات شما چیه و باید چیکار کنم. (‌ کوتاه بیام یا منصرفشون کنم )؟

    حرف از طلاق و جدایی هم نزنید که حتی فکرشم دیوونه ام میکنه. فقط راهکار بدید ...

    ممنون از همه دوستان که مطالعه کردین.

    ضمنا ایشون پدر هم ندارن و به رحمت خدا رفته!"😞

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۵۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۵۳
    • يكشنبه ۱۴ شهریور ۹۵ - ۱۲:۳۶

    اصول رفتار در دوران عقد و حد و حدود ابراز علاقه از طرف دختر

    سلام

    درباره ی رفتار های مناسب برای دوران عقد سوال دارم .

    میخوام بدونم که بنظر دوستان در دوران عقد چطوری باید رفتار کرد که طرف مقابل فکر نکنه که دیگه همه چیز تمومه و برای هرچه زودتر فراهم کردن شرایط عروسی و خونه تلاش نکنه .

    من خودم دختری حدودا 20 ساله هستم که یک ماهه عقد کردم و به همسرم علاقه ی خیلی زیادی دارم و ابراز میکنم و خداییش اون هم خیلی بهم ابراز علاقه و ابراز بیقراری میکنه اما بقیه میگن که اگه من خیلی راحت برخورد کنم و توی خوف و رجا قرارش ندم ، اون برای بدست اوردن من توجهی نمیکنه.

    اصول رفتار در دوران عقد و حد و حدود ابراز علاقه از طرف دختر به پسر باید چطور باشه ؟

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۲۴
    • شنبه ۱۳ شهریور ۹۵ - ۰۹:۱۰

    اشکم دم مشکمه، با این اخلاق بدم چیکار کنم ؟

    سلام

    دختری بیست ساله ام که یازده ماهه عقد کردم . مشکلی که دارم اینه که فوق العاده لوس و نازنازیم به این صورت که فوری اشکم در میاد به قول معروف اشکم دم مشکمه .
    البته اینم بگم من از این اخلاق خودم به شدت متنفرم دلم نمیخواد اینقدر زود گریم بگیره تا جایی که بتونم جلوی همسرم جلو خودمو میگیرم که گریه نکنم ولی نمیشه واقعا سختمه اشکمو کنترل کنم .

    تو رو خدا راهنماییم کنید من با این اخلاق بدم چیکار کنم ؟ باور کنید عاصی شدم میترسم همسرم ازم زده بشه.

    خیلی ممنونم.

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۱۶
    • جمعه ۱۲ شهریور ۹۵ - ۱۳:۵۷

    چیکار کنم که موهام هم پرپشت بشه هم بلند

    سلام

    لطفاً افراد با تجربه راهنمایم کنن.

    نامزد من بینهایت عاشق موی سر بلنده و اصلا کوتا دوست نداره. اما من به دلیل اینکه موهام کم پشته وقتی خیلی بلندشون می کنم بد شکل میشه و مجبورم کوتاشون کنم.

    خواهشاً بگید چیکار کنم که موهام هم پرپشت بشه هم بلند.

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۲۱
    • پنجشنبه ۱۱ شهریور ۹۵ - ۱۳:۵۲

    چکار کنم که شوهرم کمی به عقاید و علایقم احترام بذاره

    سلام وقت بخیر دوستان

    من دختری درونگرا هستم که حدود یازده ماهه با اقایی عقد کردم شخصیتشون دقیقا برعکس منه برونگرا هستن.

    من فوق‌العاده ایشونو دوست دارم اما متاسفانه تو اکثر موارد با هم کنار نمیایم ایشون لجباز و یکدنده هستن بعضی وقتا عقایدمنو به سخره میگیرن ، عاشق رفت و آمد با فامیل و دوستان هستن در صورتی که من بیشتر وقتا ترجیح میدم یا تنها باشم یا با خودشون واقعا در عذابم نمیتونم از علایقم بهش بگم چون میترسم مسخره‌م کنند .

    در ضمن من رفتار نسبتا آرامی دارم و به قول معروف مظلوم هستم ولی این به این معنی نیست که خجالتی باشم در جمع های غریبه خجالت نمیکشم اما چون همیشه تنها بودم نمیتونم خیلی راحت با کسی ارتباط برقرار کنم و همین باعث میشه بقیه فکر کنن خودمو میگیرم!

    به نظرم همسرمم این فکرو میکنه بعضی وقتا چون واقعا نمیفهمم دلیل بعضی رفتارای تحقیر امیزش با من چیه ؟

    ممنون میشم راهنماییم کنید چطور با همسرم کنار بیام و اگه بشه بهش بفهمونم که نباید منو به تمسخر بگیره و کمی به عقاید و علایقم احترام بذاره.

    پیشاپیش از راهنمایی‌هاتون ممنونم.

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۳۸
    • سه شنبه ۱۹ مرداد ۹۵ - ۲۰:۴۶

    از خودم میپرسم چی دیدم تو شوهرم که بله رو گفتم ؟

    سلام به همه

    من یه مشکل دارم نیاز دارم کمکم کنید . آیا به قسمت معتقد هستید ؟ این که میگن دو نفر که ازدواج میکنن قسمت هم هستن درسته ؟

    من دو ماهه که عقد کردم همیشه قبل ازدواج رو خواستگارام خیلی حساس بودم هر کسی رو قبول نمیکردم اگه یه مورد خیلی جدی میشد میگفتم چند جلسه باید حرف بزنم باهاش. با خانواده هامون بیرون بریم بیشتر آشنا بشیم. حتما قبل عقد مشاوره باید برم.

    اما وقتی شوهرم اومد خواستگاریم انگار چشمام بسته شده بود زبونم قفل شده بود حرف مهم و جدی نزدم در مورد کار و درآمدش و میزان سرمایه ای که داره ازش نپرسیدم حس میکنم یه لحظه عاشق شدم و جواب بله و عقد ...

    اما الان میبینم خیلی متفاوته از اون چه که فکر میکردم همسر ایده آلم نیس. راحتتر بگم پشیموونم همش با خودم کلنجار میرم من چی دیدم تو شوهرم که قبول کردم زنش بشم ؟ دارم بهش سرد میشم اونطوری که میخوام عمل نمیکنه دو سال از من بزرگتره رفتارش بچه گانس .

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۳۲۴
    • شنبه ۹ مرداد ۹۵ - ۲۰:۴۶

    با دختری عقد کردم که دید خوبی نسبت به خانوادش ندارم


    با سلام خدمت همه دوستان
    لطفا خیلی دقیق راهنماییم کنید.
    4 ماهه با یه دختر خانم از اقواممون عقد کردم ( تقریبا همسنیم 27 ساله ) قبل عقد واسه جواب مثبت دادن به یقین نرسیده بود و با اصرار من مثبت داد میگفت پسر خوبی هستم ولی حسی بهم نداره از دیدنم خوشحال نمیشه .
    با راهنمایی دوستامون ادامه دادیم و گفتم رفته رفته درست میشه ( خانوادم ساز مخالف میزدن که اونارم راضی کردم البته خودش خبر نداره ) از نظر زیبایی بسیار خوشگلن و خیلی هم اهل نماز و روزه ولی وضعیت مالی خوبی ندارن طوری که قرار شد تمام جهیزیه رو من تهیه کنم اولش این موضوع جهیزیه برام مهم نبود ولی یکم که گذشت وضعیت مالیشون ناراحتم میکرد .
    ولی پیشش چیزی نگفتم، پدرش هم اعتیاد به مواد داره که زخم زبون اهل فامیل بعضی وقتا عذابم میده . البته از اون معتادا نیست که لنگ نون شب باشه و گدایی کنه، داییاش هم تو منطقه وجهه خوبی ندارن که این قضیه و وضعیت مالیشون منو به شک انداخت که انتخابم درست بوده یا نه ؟
     همیشه با خودم کلنجار میرم بابت این قضایا. طرف دیگه قضیه هم حس خانمم به منه که گمان میکردم خوب شده و عاشقمه ولی دیشب سر یه موضوع بحثمون شد که تازه فهمیدم حس خانم مث روزای اوله و تغییر زیادی نکرده حالا دوتامونم موندیم چکار کنیم ؟
    منطقمونم کوچیکه فرهنگش طوریه که دختر پسر قبل عقد نمیتونن با هم اشنا بشن و درحد حرف زدن تو خواستگاریه و اگه جدا بشیم هر دومون ضربه سختی میخوریم ؟
     لطفا راه چاره بدین:
    1- حس من به خانوادش و اقوامش که خوب نیست (که خودش خبر نداره)؟
    2- حس ایشون به من که میگه فقط بعضی وقتا دلتنگم میشه اونطور که باید شور واشتیاق نداره؟
    3- خانواده منم اصرار دارن که زودتر عروسی بگیریم اگه بعد ازدواجم حسش همینجوری باشه چی؟ حالا من سعیمو میکنم با نداریشون و حرف و حدیث هایی که پشت سرشون  هست کنار بیاااام ولی اگه بعد ازدواجم حسش بهم خوب نشد چکار کنم؟ میگم شاید گناه هایی که تو مجردی مرتکب شدم باعث شده این بلاها سرم بیاد هر چند منو به عنوان یه جوون پاک و سالم میشناسن ولی زیرآبی زیاد رفتم.
     ببخشید سرتون درد آوردم واقعا گیج شدم
    با تشکر
    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۷۹
    • پنجشنبه ۷ مرداد ۹۵ - ۲۲:۴۸

    scroll bar code