خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی



جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
پیشنهاد مدیر
صفحات خاص
صفحات کاربران
جدیدترین نظرات خیلی مهم رپورتاژ
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۴۳۹ بازدید توسط ۳۱۵ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۱۷۵۰ بازدید توسط ۱۲۸۷ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۳۸۸ بازدید توسط ۳۰۹ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۲۴۸ بازدید توسط ۱۸۹ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۱۰۷ بازدید توسط ۸۷۹ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۰۲۱ بازدید توسط ۸۳۷ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۱۹۶ بازدید توسط ۸۹۲ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۱۰۵۱۵ بازدید توسط ۷۲۴۵ نفر)
صفحه نکته های آموزنده روانشناسی (۱۱۵۶ بازدید توسط ۹۲۰ نفر)
صفحه درد دل های پسرونه (۳۵۳۹ بازدید توسط ۲۶۴۰ نفر)
صفحه درد ودل های دخترونه (۳۷۶۳ بازدید توسط ۲۸۶۹ نفر)
صفحه آشپزی خانواده برتر (۱۳۴۰ بازدید توسط ۹۳۶ نفر)
دلتنگی های عاشقانه و غیر عاشقانه (۲۰۵۹ بازدید توسط ۱۶۱۳ نفر)
حق الناس دل شکستن (3) (۱۱۱۶ بازدید توسط ۸۷۷ نفر)
جملات روانشناسی، حکیمانه و زیبای بزرگان درباره ازدواج (۴۷۵۷ بازدید توسط ۴۰۵۴ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (3) (۴۵۶۴ بازدید توسط ۳۱۲۸ نفر)
صفحه امید به زندگی 2 (۸۰۳۰ بازدید توسط ۵۱۳۸ نفر)
صفحه گفتگوی دختران و پسران بالای 30 سال (۴۶۲۹ بازدید توسط ۳۵۹۳ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۳۳۰۷ بازدید توسط ۲۱۹۰ نفر)
در مورد پست های رمزدار (۱۰۱۴ بازدید توسط ۸۷۹ نفر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۶۱۴۵ بازدید توسط ۴۴۷۷ نفر)
توضیح به خانواده برتری های جدید در مورد نظرات ستاره دار (۸۸۲ بازدید توسط ۷۰۰ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۹۷۷ بازدید توسط ۸۳۹ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان (۲۲۱۰ بازدید توسط ۱۷۱۳ نفر)
توضیح در مورد ابزار اشتراک مطالب (۶۲۲ بازدید توسط ۵۲۹ نفر)
تصحیح برداشت اشتباه در مورد طرح آشنایی بیشتر بین کاربران (۲۷۴۵ بازدید توسط ۲۰۱۷ نفر)
نظرات کدام یک از کاربران روی شما تاثیر مثبت گذاشته ؟ (۲۶۳۶ بازدید توسط ۱۸۹۵ نفر)
آشتی کنان، حلالیت طلبی و نقد پذیری کاربران خانواده برتر (۱۹۵۴ بازدید توسط ۱۴۳۱ نفر)
التماس دعا (۸۴۲۸ بازدید توسط ۶۷۵۸ نفر)
پیشنهاد مطلب به سایر کاربران (۶۵۴ بازدید توسط ۵۶۰ نفر)
پیشنهاد پست های ویژه هفتگی (۱۲۴۴ بازدید توسط ۹۶۶ نفر)
پربازدیدترین مطالب روزانه خانواده برتر (۱۰۴۵ بازدید توسط ۹۱۵ نفر)
خدایا شکرت که ... (۲۵۰۷ بازدید توسط ۱۸۹۳ نفر)
صفحه نکته های خانه داری (۱۲۶۸ بازدید توسط ۹۷۵ نفر)
معرفی مراکز خرید مخصوص خانم ها (۱۲۰۱ بازدید توسط ۱۰۲۵ نفر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۲۸۴۶ بازدید توسط ۲۳۴۱ نفر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۳۲۰۹ بازدید توسط ۲۵۴۵ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۱۱۱۹۷ بازدید توسط ۷۱۶۴ نفر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۷۴۸۰ بازدید توسط ۱۷۷۵۰ نفر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۱۵۷۲۴ بازدید توسط ۱۱۸۰۶ نفر)
بحث و تبادل نظر درباره یادگیری زبان انگلیسی (۴۳۶۰ بازدید توسط ۳۳۲۵ نفر)
پسر خوب و سالم کجایی ؟ دقیقا کجایی؟ (۴۸۷۲ بازدید توسط ۳۸۸۷ نفر)
دختر مذهبی کجایی ، دقیقا کجایی ؟! (۵۶۸۵ بازدید توسط ۴۳۵۶ نفر)
پاتوق شادی خانواده برتر (۱۶۱۸ بازدید توسط ۱۳۲۵ نفر)
راهکارهای صرفه جویی در آب، برق، گاز و ... (۱۲۸۶ بازدید توسط ۱۰۴۱ نفر)
پیشنهاد ایجاد صفحه برای رشته های مختلف تحصیلی (۱۳۲۰ بازدید توسط ۱۰۴۷ نفر)
داستان ماجراهای ساختمان خانواده برتر (۱۶۷۴ بازدید توسط ۱۳۶۷ نفر)
صفحه معرفی مشاور خانواده به تفکیک استان (۱۲۱۳ بازدید توسط ۱۰۲۰ نفر)
صفحه معرفی روانشناس به تفکیک استان (۱۲۰۵ بازدید توسط ۹۸۵ نفر)
صفحه کنکوری های 98 - پست اول (۷۴۲۹ بازدید توسط ۵۶۱۸ نفر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۳۸۲۰ نمایش) - (۴۲۵ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۱۸۸۴ نمایش) - (۱۴۸ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۴۱۵۷ نمایش) - (۱۵۵ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۹۴۹ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۱۵۶۲ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۱۲۶۹ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۳۸۷۲ نمایش) - (۲۸۹ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۹۳۶ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۲۰۸۶ نمایش) - (۲۹۴ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۱۵۱۳ نمایش) - (۵۳ نظر)
صفحه شخصی هجران (۷۹۷ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۴۲۶ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۸۴۹ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی فان (۱۹۵۴ نمایش) - (۳۰ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۲۱۴۶ نمایش) - (۸۲ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۹۸۹ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۶۷۲ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۱۱۰۱۹ نمایش) - (۱۰۰۵ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۴۷۴۳ نمایش) - (۲۲۶ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۶۸۷۸ نمایش) - (۳۴۹ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۵۷۲۹ نمایش) - (۱۴۰ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۱۷۶۴ نمایش) - (۶۳ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۷۱۳۹ نمایش) - (۳۷۰ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۱۰۷۸ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۰۵۰۳ نمایش) - (۴۰۶ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۹۶۵ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۱۲۹۱ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۱۷۳۷ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۱۱۱۸ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۴۲۰۵ نمایش) - (-۳ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۲۷۵۵ نمایش) - (۴۸ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۱۰۸۵ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۱۰۳۹ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۱۲۱۷ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۳۹۳ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۸۹۴۴ نمایش) - (۳۵۲ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۱۰۶۶ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۱۲۶۵ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۱۱۸۸ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۱۳۳۳ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۱۱۹۱ نمایش) - (۷۳ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۱۲۸۸ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۳۸۴۰ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۱۵۶۲ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۱۸۳۴ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۱۵۳۲ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۲۰۸۳ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۲۱۲۲ نمایش) - (۲۷ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۵۳۳۱ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۱۵۹۶ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۱۷۵۰ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۱۴۴۳ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۲۰۰۳ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۲۳۹۷ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۵۵۵۸ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۶۹۳ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۲۸۵۵ نمایش) - (۷۴ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۱۸۲۵ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۱۹۸۸ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۲۲۴۲ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۶۸۲۵ نمایش) - (۳۱۷ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۲۲۷۷ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۱۷۳۶ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۲۰۲۰ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۱۱۶۰ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۱۴۵۰ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۴۴۶۳ نمایش) - (۷۳۸ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۱۱۴۳ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۶۵۶ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۱۰۰۲۸ نمایش) - (۲۶۹ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۵۹۱۹ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۱۲۲۷ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۴۱۵۵ نمایش) - (۱۰۰ نظر)
صفحه شخصی " خاله باران " (۵۷۴۸ نمایش) - (۴۰۹ نظر)
صفحه شخصی " همسر اقای امیر_متاهل " (۱۱۰۱ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " تقوی " (۱۰۵۴۲ نمایش) - (۴۳۲ نظر)
صفحه شخصی " جیگیلی بیگلی " (۱۱۳۸ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " پرتو خورشیدی " (۲۳۲۹ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی " Papillon :-) " (۹۶۸ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " رضا سرچشمه " (۱۱۵۲۱ نمایش) - (۴۸۴ نظر)
صفحه شخصی " eror " (۱۱۲۳ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۲۰۷۸ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی " پرواز ... " (۹۲۳ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " ¤¤ سجاد ¤¤ " (۱۱۴۲ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " میثم 23 " (۸۶۰ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی " *[adam]* " (۱۷۸۰ نمایش) - (۷۹ نظر)
صفحه شخصی " زهرا سادات " (۱۳۰۳ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " صبا :) " (۴۹۸۸ نمایش) - (۴۴۵ نظر)
صفحه شخصی " بهار 23 " (۶۷۲ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " خـــــــــــرپـــرنـــده " (۱۸۴۱ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " N.A " (۹۵۳ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " sophist " (۸۱۳ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " امیر - متاهل " (۱۵۹۷ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی سکوت ..... (۷۲۵۳ نمایش) - (۳۲۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو رضوی " (۱۰۱۵ نمایش) - (۱ نظر)

مشورت در ازدواج خانم ها ازدواج موفق دکتر فرهنگ دوران عقد مسائل زناشویی کسب درآمد کنکور تناسب اندام آموزش ترک خودارضایی آموزش کنترل فشار جنسی مسائل خانم های چادری سربازی عشق

۴۱ مطلب با موضوع «روابط عروس و مادر شوهر» ثبت شده است

مادرشوهرم بهم میگه ما یه عروس دیگه میخواستیم!

با سلام

دختری‌ 30 ساله هستم، مدت 10 ماهه عقد کردم و هنوز سر زندگیم نرفتم و هفته ای یک بار خونه مادر شوهرم میرم، با همسرم مشکلی ندارم ایشون آدم بسیار خوب و آروم و متشخصی هستن، اما مادر همسرم هر دفعه باعث ناراحتی من میشه.

مثلا هر سری به من میگن که ما فرد دیگری رو برای پسرمون در نظر داشتیم و مایل بودیم با اون شخص ازدواج کنه، اما پسر ما اصرار کرد که باید تو رو بگیره، یا به راحتی اجازه دخالت تو هر مساله ای رو به خودشون میدن و کلا عاشق بچه خودش، منو غریبه میدونه و آدم فوق العاده رکی هستش و راحت تو چشم هام نگاه میکنه و میگه لباست قشنگ نیست، حلقه ازدواجت اصلا قشنگ نیست، و مدام از من انتظار داره وقتی اونجا هستم یکسره کار کنم.

به محض اینکه بیینه یک جا نشستم فوری صدام میزنه و میگه برو فلان کار رو بکن، وقتی به همسرم این مسائل رو میگم همه ش میگه اون پیرزنه، تو تحصیل کرده ای، سن اون بیشتره، یعنی میخواد یه جورایی من همه ش گذشت کنم، اما من از این وضعیت خسته شدم و چون خیلی ساده باهاشون رفتار کردم بعضی وقت ها پدر شوهرم با من بد حرف میزنه، اما با دخترها و عروس های دیگه ش خیلی بهتر رفتار میکنه، به نظرتون من چه جوری باید رفتار کنم، احساس میکنم از سادگیم دارن سوء استفاده میکنن.


↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
مشورت در شوهرداری (۷۳۱ مطلب مرتبط)
تعامل با خانواده (۳۹۰ مطلب مرتبط)
روابط عروس و مادر شوهر (۴۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۳)
    • ۱۸۹۸ بازدید توسط ۱۵۹۴ نفر
    • چهارشنبه ۲۲ خرداد ۹۸ - ۱۲:۲۹

    به مادر شوهرم گفتم دوست ندارم بین مون رابطه ای باشه

    سلام

    خانم متاهلی هستم که ۲۶ سال سن دارم. دوران مجردی بسیار اهل مطالعه بودم و با جدیت و اشتیاق تمام درس میخوندم و نمرات عالی کسب میکردم، اما محیط خانوادگی خوبی نداشتم، پدر و مادر عصبی و بسیار فضولی داشتیم و داریم، روزی نبود من و خواهر و برادرم که از من کوچکترند از دست این والدین  کتک نخوریم و فحش نشنویم، دلیلش هم پول بود، مثلا به بابام میگفتم پول بده برم‌خوراکی بخرم می اومد دنبالم منو میزد، خونه مون هم که از زندان ابوغریب چیزی کم نداشت . 

    من و خواهر و برادرم مدام توی اتاق در بسته بودیم و مشغول درس،از ترس اینکه با عصبانیت های بی جا والدین مون رو برو نشیم. من و خواهرم هیچ وقت تنهایی اجازه نداشتیم جایی بریم و پول توجیبی مون از ماهی ده تومن بیشتر نشد. فامیل های والدین مون هم مثل خودشون عصبی بودند، اما من و خواهرم اخلاق مون خوبه و همه همسایه هامون میگفتند اصلا انگار از این قوم نیستید. تو سن بالا ازدواج کردم، بدون عروسی و با مهریه صد سکه، یک ساله رفتم خونه بخت.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۳۱ مطلب مرتبط)
    مسائل زنان (۱۵۷ مطلب مرتبط)
    روابط عروس و مادر شوهر (۴۱ مطلب مرتبط)
    ارتباط با خانواده شوهر (۵۴ مطلب مرتبط)
    درد دل های زنان (۹ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۲)
    • ۱۶۱۰ بازدید توسط ۱۳۸۶ نفر
    • پنجشنبه ۱ فروردين ۹۸ - ۱۵:۲۷

    چیکار کنم مادر شوهرم عادت نکنه شب ها خونه ام بخوابه !

    سلام خدمت دوستان

    سوال عجیبی دارم ؛ 

    بنده بعد از پنج سال عقد که به دلایل مختلف طولانی شده قراره عروسی کنیم، همسرم فامیل هستن و سی چند سال دارن و منم زیر 30 سال، کلا اخلاق و رفتار همسرم رو دوست دارم، مرد اجتماعی ای هست، قضیه از این قراره که پدر شوهرم فوت کردن و مادر شوهرم بیوه هستن، خونه دارن و زندگی شون راحته، البته یه پسر تو خونه دارن پس نمیترسن شب ها، و اما بیشتر شب ها خونه ی دختران یا پسرانش میخوابه و روز ها هم به همین منوال، کلید خونه هاشون رو بلا استثنا داره !

    حالا ما قراره بریم سر خونه زندگی و این روال داره اذیتم میکنه، از اون جایی که همسرم خیلی مادرش رو دوست داره و احترام به والدین براش خیلی مهمه، و اینه که نمیخواد تافته ی جدا بافته بشه، پس یعنی رفت و آمد این چنینی به خونه ی ما قراره مجاز بشه ! من دلم نمیخواد مادر شوهرم وقت و بی وقت و تازه سرزده و بدتر شب واسه خواب بیاد خونه ام ! 


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۳۱ مطلب مرتبط)
    روابط عروس و مادر شوهر (۴۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۶)
    • ۱۶۴۲ بازدید توسط ۱۳۶۰ نفر
    • جمعه ۲۴ اسفند ۹۷ - ۲۰:۲۵

    وقتی از حرف مادر شوهر ناراحت میشید چکار می کنید ؟

    سلام

    از خانم های متاهل یه سوال داشتم که وقتی از حرف مادر شوهر شون ناراحت میشن چطور مدیریت میکنن؟ به شوهرشون میگن ؟ چه جوری ؟ یا خودشون حل میکنن ...
    من کل خونه مادر شوهرم رو تمیز کرده بودم جز یه اتاق ، مادر شوهرم از مسافرت برگشتنی  به نامزدم گفت خونه پره اشغاله و کثیفه و ... بهم خیلی برخورد که عوض یه دستت درد نکنه برگشته این حرفارو میزنه. انصافا نامزدم جواب داد که نه تمیز کرده زنمو همه جا رو جارو کشیده ...

    ولی من باز قانع نشدم دق و دلیم رو سر نامزدم خالی کردم . ی سوال دیگه اینکه آقایون از خانم هاشون چه انتظار هایی نسبت به مادرهاشون دارن؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۲۶۳ مطلب مرتبط)
    مسائل رفتاری دوران عقد (۴۵۲ مطلب مرتبط)
    مشورت در شوهرداری (۷۳۱ مطلب مرتبط)
    روابط عروس و مادر شوهر (۴۱ مطلب مرتبط)
    ارتباط با خانواده شوهر (۵۴ مطلب مرتبط)
    قبل از ازدواج لازم است بدانید (۲۵۷ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۸)
    • ۳۲۹۱۳ بازدید توسط ۲۶۸۹۳ نفر
    • يكشنبه ۱۲ اسفند ۹۷ - ۰۷:۰۵

    چکار کنم که در رابطه با خانواده شوهرم پر رو باشم ؟

    سلام

    خیلی خجالتیم‌، از بچگی همین طوری بودم ، حتی بعضی فامیل ها یه کلمه حرف منو نشنیدن، چند وقته عقد کردم، جاریم خیلی پرحرفه، شوهرم هم میگه یه کم سعی کن مثل اون باشی.

    مادر شوهرم‌ همش بهم میگه پر رو باشم، اما من نمیتونم . شما بگین چیکار کنم ؟


    مرتبط:

    خانواده شوهرم یه درگیری رو با من شروع کردند

    رابطه من با خانواده شوهرم چطور باید باشه ؟

    چرا نباید بدی های خانواده شوهرمون رو به شوهرمون نگیم ؟

    از خانواده شوهر جز شر چیزی ندیدم

    راهنمایی در مورد زندگی مسالمت آمیز با خانواده شوهر

    چرا خانواده شوهرم نمیذارن باب میل خودمون زندگی کنیم ؟

    خانواده شوهرم اصلا محبت های منو نمی بینن

    من از دو رویی خانواده شوهرم واقعا خسته شدم

    خانواده شوهرم دوست ندارن برم خونه شون

    دعا برای دور شدن از خانواده شوهر


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۳۱ مطلب مرتبط)
    تعامل با خانواده (۳۹۰ مطلب مرتبط)
    روابط عروس و مادر شوهر (۴۱ مطلب مرتبط)
    روابط اجتماعی دختران (۱۷۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۱۱۵۵ بازدید توسط ۱۰۰۲ نفر
    • سه شنبه ۹ بهمن ۹۷ - ۱۷:۲۵

    شوهرم این حس رو به من میده که آدم بدی هستم

    سلام

    دوستان خوبم لطفا به من پیشنهاد طلاق و سکوت ندین چون این دو راه رو خودمم می دونم ، اگه راهکار مناسبی ندارین لطفا کامنت ندین مرسی . 

    من چند ماهی میشه که عروسی کردم و از کلانشهر خودم اومدم به شهر کوچیک همسرم، با عشق هم عروسی کردیم ، سخت هم به هم رسیدیم ، خودمون هم همدیگه رو انتخاب کردیم بدون اجبار اما ...

    از همون روزهای بعد عروسی به شدت احساس اختلاف فرهنگی با خانوادش داشتم ، دوران نامزدی زیاد به شهر همسرم نیومدم و تصورش رو نمی کردم همچین شهری باشه ، با خودش اختلافی نداشتم ، کم کم از شهر و اخلاق های مردمش زده شدم . اما من با سکوت و مدارا رفتار می کردم و خوب خانواده همسرمم که رفتار مناسبی با من نداشتند اما به هیچ عنوان همسرم ازم دفاع نمی کرد ، و کاملا مدافع خانوادش بود و مثل کوه روبروم وایساده بود .  


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۳۱ مطلب مرتبط)
    تعامل با خانواده (۳۹۰ مطلب مرتبط)
    محبت بین زن و شوهر (۴۵ مطلب مرتبط)
    روابط عروس و مادر شوهر (۴۱ مطلب مرتبط)
    ارتباط با خانواده شوهر (۵۴ مطلب مرتبط)
    روابط عاطفی زن و شوهرها (۵۸ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۲)
    • ۲۰۶۰ بازدید توسط ۱۷۱۰ نفر
    • شنبه ۸ دی ۹۷ - ۱۷:۵۵

    صله رحم و تبری از کسانی که جز شر و بدی چیزی ندارند

    سلام دوستان

    مادر شوهرم معلم بازنشسته است و با وجود خالی بودن طبقه بالا منزل شون درخواست ما رو مبنی بر اینکه اون جا زندگی کنیم رد کردند. ما واقعا احتیاج داشتیم اون شهر باشیم به خاطر شغل شوهرم، دلیل خساست مادر شوهرم اینکه چون پدر شوهرش کمک نکرد میگه ما هم به پسرمون کمک نمی کنیم . اما شوهرم میگه موقع ازدواج پدر و مادرش پدر بزرگش به باباش زمین داده بود ، مادر شوهرم خیلی خودخواهه ، همه اش به فکر خودشه . 

    همیشه ی تسبیح به دست داره و پول هاش رو تو حسابش نگه داشته و به کسی نمیده، با کسی هم رفت و آمد نداره، با خیلی حرف هاش دل منو سوزوند، نمونه اش اینکه به شوهرم گفت یه دختر دیگه میگرفتی بهتر بود . 


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل اعتقادی (۱۰۷۰ مطلب مرتبط)
    تعامل با خانواده (۳۹۰ مطلب مرتبط)
    روابط عروس و مادر شوهر (۴۱ مطلب مرتبط)
    ارتباط با خانواده شوهر (۵۴ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲)
    • ۶۰۶ بازدید توسط ۵۱۹ نفر
    • پنجشنبه ۶ دی ۹۷ - ۱۶:۴۷

    مادرم عکس های پروفایل دختر مورد علاقم رو دیده و مخالف ازدواج ماست

    سلام

    پسری ۲۲ ساله هستم که دانشجوی یکی از دانشگاه هایی هستم که متعلق به یکی از ارگان های دولتیه (منظورم اینه آینده ی شغلیم تضمین شده هست)، من با یه دختری آشنا شدم و الان ۶ ماه هست که با هم در مورد ازدواج حرف میزنیم و من بهش واقعا علاقه دارم ( از من دو سال کوچکتر هستن ایشون ) . 

    ولی از وقتی که موضوع رو به خانواده ام گفتم مادرم مخالفت کرده و میگه به درد هم نمیخوریم، این ها رو از روی عکس های پروفایلش فهمیده، آخه مگه از روی عکس پروفایل میشه به همه ی ابعاد زندگی یک فرد پی برد؟ خلاصه اینکه مادرم اصلا راضی نیست و من الان واقعا تمرکزم رو از دست دادم نمیدونم چیکار کنم، میترسم اگه ازدواج کنیم هیچ وقت این عروس و مادر شوهر با هم نسازن .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    ازدواج فرزندان (۱۳۳ مطلب مرتبط)
    روابط عروس و مادر شوهر (۴۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۱)
    • ۱۹۱۲ بازدید توسط ۱۶۱۵ نفر
    • پنجشنبه ۲۹ آذر ۹۷ - ۱۸:۰۶

    چرا بعضی از آقایون از همسرشون دفاع نمی کنن

    سلام

    شنیدین میگن تحمل هزار من سنگ از تحمل یک فحش آسان تر است؟ اگه شنیدین و قبول دارین چرا از همسران تون در مقابل خانوادتون دفاع نمی کنید؟!

    من از یکی شنیدم چون مردها کلی نگر ترن به این چیزها توجه نمی کنن. اگه مادرتون و خواهرتون بزنن تو گوش زنتون تازه اون موقع هست که شاید فکر کنین روابط شون یه ذره غیر صمیمیه ؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۲۶۳ مطلب مرتبط)
    روابط عروس و مادر شوهر (۴۱ مطلب مرتبط)
    ارتباط با خانواده شوهر (۵۴ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۸)
    • ۱۵۵۳ بازدید توسط ۱۳۰۱ نفر
    • سه شنبه ۱۷ مهر ۹۷ - ۱۷:۲۱

    عروس باید کلفت باشه تو خونه مادر شوهر ؟

    سلام

    آیا این درسته که بعضی از مادر شوهرها به چشم نیروی کار به عروسشون نگاه کنند ؟ لااقل تو خانواده های سنتی؟ من خودم همچین حسی دارم. و واقعا هم درسته از نظر من. به نظرتون عروس باید کلفت باشه تو خونه مادر شوهر ؟ بخدا عروس هم حرمتی داره. شعور و شخصیت داره.

    چرا بعضی مادرشوهران گرامی انقدر توقع دارند از عروس بدبخت ؟ من خودم تحصیل کرده و از یه خانواده اصیل مذهبی ام ولی بخدا شرمم میاد از بعضی رفتارهای مادر شوهرم. فقط ادعای دین و مذهب دارند. کل مملکت و کل نظام رو زیر سوال میبرن و میخوان حرف حرف خودشون باشه .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    روابط عروس و مادر شوهر (۴۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۸)
    • ۲۴۸۱ بازدید توسط ۱۹۸۲ نفر
    • چهارشنبه ۲۴ مرداد ۹۷ - ۱۷:۰۹

    از خانواده شوهر جز شر چیزی ندیدم

    سلام دوستان

    والدین شوهرم بسیار خسیس هستند و در هیچ موردی به شوهرم کمک نکردند، شوهرم به سختی بزرگ شد و‌ دانشگاه دولتی درس خوند و با تلاش خودش خونه و ماشین خرید و زن گرفت. حتی رسم و رسومات رایج که معمولا پدر به پسرش کمک میکنه در مخارج عروسی رو هم ازش دریغ کردند.

    مادر شوهر به شوهرم گفته بود که دختر بهتری بود چرا با این دختر ازدواج کردی ؟ یکی نیست بهش بگه اگر مورد بهتر سراغ داشتی شهر خودتون برای پسرتون دختر پیدا می کردید و الان که متاهل شده جای این حرف ها نیست و این حرف های نابخردانه فقط باعث دور شدن عاطفی زن و شوهر از هم می شود.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۳۹۰ مطلب مرتبط)
    روابط عروس و مادر شوهر (۴۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۰)
    • ۱۲۶۵ بازدید توسط ۱۰۴۴ نفر
    • يكشنبه ۲۱ مرداد ۹۷ - ۱۸:۰۶

    نوع برخورد با عروس به نوع ازدواج مربوط میشه ؟

    سلام

    یه سوالی داشتم که خیلی وقته ذهنم رو مشغول خودش کرده. میگن پسری که به دستور مامانش با دختری ازدواج می کنه ، همیشه نگاهش به دهن مادرشه که ببینه نظر مامانش چیه ؟ یعنی نظر مامانش براش اولویت داره تا خانومش . و اگه پی عروسش و بزنه پسره زود باور میکنه.

    اما پسری که خانومش رو خودش انتخاب میکنه تو مشکلات پا به پاش همراهیش میکنه و نمیذاره کسی تو زندگی شون دخالت کنه. کم پیش میاد خیانت کنه و عاشقانه همسرش رو دوست داره. نظر شما چیه؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۰۵ مطلب مرتبط)
    مسائل دختران جوان (۲۲۶۳ مطلب مرتبط)
    روابط عروس و مادر شوهر (۴۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۶)
    • ۱۰۰۰ بازدید توسط ۸۶۴ نفر
    • دوشنبه ۱۵ مرداد ۹۷ - ۲۳:۰۴

    میخوام در سفر به کربلا با شوهرم تنها باشم ولی ...

    سلام
    من یک سالی هست که ازدواج کردم و از سمت دانشگاه برام کمک هزینه سفر به کربلا در اومده . قرار بود تنها برم که نشد و ازدواج کردم  و قراره با همسرم برم . من اینطور برنامه ریختم که اگه خدا بخواد بعد از زیارت اقدام کنم واسه بارداریم . کلی نقشه داشتم .

    ولی مادر شوهرمم میخواد بیاد ، من اصلا دوست ندارم این اتفاق بیوفته ، میخوام با همسرم تنها باشم ، چون اگه با ایشون برم واقعا شرمم میاد خیلی کنار همسرم باشم . نمیدونم اشتباهه یا نه ولی این مدلیم دیگه .

    از طرفی مادر شوهرم جوونه و پدر شوهرمم خدا حفظشون کنه سالمن میتونن با ایشون برن . ولی به شوهرم گفته خواستید برید منم ببر . آخه چرا باید اینکارو بکنن ؟ حالا اگه بازم تا حالا زیارت نرفته بودن مشکلی نداشتم که بیان ، ولی سه سال پیش با خواهرشون رفتن زیارت ... .

    واقعا خیلی پلیدم که میخوام با همسرم برم مهمترین سفر زندگیم رو ؟ حالا همه از جمله بابام میگه اگه میخوایی رشد کنی باید خدمت کنی به مادر شوهرت . من آدم بدی نیستم بخدا . چیکار کنم بهشون برنخوره و نیان ؟! 


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    روابط عروس و مادر شوهر (۴۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۶)
    • ۴۴۵۹ بازدید توسط ۳۴۷۱ نفر
    • چهارشنبه ۲۹ شهریور ۹۶ - ۲۲:۱۹

    چطور محترمانه با مادر شوهر مخالفت کنیم ؟

    سلام

    1 - عروس خانما اگه مادر شوهرتون برگرده یه نظری بهتون بده که شما مخالف اون نظر باشین چطوری با سیاست جواب میدین که هم نظر خودتونو انجام داده باشین هم بی احترامی نکرده باشین؟

    2 - به طور مستقیم بهتون حرفی زده و شما هم نمی دونین قصد توهین داشته یا از روی خوبی و مادرانه داره میگه... اینجا چطوری رفتار میکنید تا دیگه به خودش اجازه ی این حرفا رو نده .

    مثلا : این لباست بهت نمیاد ، تو از پس این کار برنمیای

    3 - جلوی شما برگرده به شوهرتون بگه فلان کار رو براتون انجام نده و یه جورایی دخالت کنه اینجا باید چطور برخورد کرد ؟

    مثلا : تو خسته ای استراحت کن بذار خانمت خودش بره

    4 -  از شوهرتون درخواستی رو بکنه که در اون لحظه با توجه به حضور شما غیر منطقی و نادیده گرفتن شماست . 


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۳۱ مطلب مرتبط)
    روابط عروس و مادر شوهر (۴۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۸)
    • ۲۴۲۶ بازدید توسط ۱۹۶۹ نفر
    • چهارشنبه ۲۱ تیر ۹۶ - ۱۸:۱۴

    آیا میشه مادر شوهر جای مادر خودمون رو بدونیم؟

    سلام خدمت همه دوستان

    راستش با خوندن چندین پست اخیر که راجع به رابطه عروس و مادر شوهر یا کلا رابطه با خانواده شوهر بود میشه به یک نتیجه گیری کلی رسید اونم اینکه مادر شوهر هر چی بگه و هر کاری بکنه عروس نباید چیزی بگه چرا ؟ چون بزرگتره چون جای مادرته چون همسرت رو چندین سال بزرگ کرده و زحمت کشیده.

    حال من یک سوال از همه شما دوستان دارم مادر شوهری که تو رو جای دخترش ندونه. مادر شوهری که تو رو یه غریبه بدونه و هر وقتم حرفش پیش میاد میگن دختر مردمه دیگه. مادر شوهری که دائم تیکه بارونت کنه. مادرشوهری که تو رو دزد پسرش بدونه. ( البته بعضی ها نه همه ) مادرشوهری که بهت احترام نذاره من از شما میپرسم ایا همچین کسی رو ادم میتونه جای مادرش بدونه؟

    ما تعریفمون از مادر و اون چه که از بچگی از مادرامون دیدیم همچین شخصیتی هست؟ خب برا پسرش زحمت کشیده دستش درد نکنه خیلی مثلا کار بزرگی کرده هر کی بچه ای به دنیا میاره شرعا و قانونا وظیفه حفاطت و تربیتش رو داره. مگه مادرای ما دخترا برامون زحمت نکشیدن؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    روابط عروس و مادر شوهر (۴۱ مطلب مرتبط)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۱)
    • ۲۰۰۵ بازدید توسط ۱۶۱۳ نفر
    • دوشنبه ۵ تیر ۹۶ - ۲۱:۱۰

    مادر شوهرم بین من و جاریم فرق میذاره

    سلام به همه دوستان

    دوستان عزیزم من 25 سالمه و 2 سال و نیمه که عقدم. همسرم هم با من همسنه . همسرم وقتی با من عقد کرد دانشجو بود بعدم سرباز شد و همیشه بی پول بودیم این چند سال رو ، تازگیا کار پیدا کرده .

    من مشکلی که دارم ( و توی سایت سرچ کردم و این موضوع مطرح نشده بود تا حالا ) اینه که مادر همسرم بین من و جاریم فرق میذاره و تبعیض قائل میشه حتی بین همسرم و برادرش هم فرق میذاره  .

    خیلی برام سخته چون من همیشه تو خونشون کار میکنم کمک میکنم محبت میکنم خدا شاهده تا به حال نشده که زخم زبون و نیش و کنایه ای بشنوم و جوابشو بدم همیشه سکوت کردم و توی تنهایی خودم گریه کردم.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    روابط عروس و مادر شوهر (۴۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۰)
    • ۱۶۷۹۲ بازدید توسط ۱۲۸۶۴ نفر
    • سه شنبه ۱۹ ارديبهشت ۹۶ - ۲۲:۰۷

    دوست دارم که مادر شوهرم همسرم رو دوست داشته باشه

    سلام خدمت دوستان عزیز

    من با یه آقایی آشنا شدم که تا اینجاش فهمیدم که با مادرش یه مشکلاتی داره . البته خیلی پسر مودب و مهربون و آرومیه ولی کلا فکر میکنم مامانش از اینکه پسرش درباره رفتارهای اشتباهش راهنماییش کنه عصبانی میشه و کلا به اون یکی پسرش علاقه بیشتری داره و رابطه بهتری با اون داره ، البته اینا رو خود این آقایی که دوسش دارم میگه و من هنوز نمیدونم تا چه حد این تبعیض واقعی هست .

    خانواده خیلی محترم و تحصیلکرده و خوبین ولی من میترسم بعدن حتی با متاهل شدنمون به اندازه کافی به همسرم احترام نذارن . به عبارتی دوست دارم که مادر شوهرم همسرم رو دوست داشته باشه و بهش احترام بذاره ، چون علاقه و احترام به همسرم به نوعی علاقه و احترام به من هست و فرقی نداره من یا همسرم یک نفر هستیم .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    روابط عروس و مادر شوهر (۴۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۸)
    • ۱۳۴۲ بازدید توسط ۱۰۶۸ نفر
    • شنبه ۲۶ فروردين ۹۶ - ۲۱:۳۰

    مادر شوهرم توقعات بیجا از من داره

    سلام به همگی

    بنده حدود 7 ساله که ازدواج کردم البته دو سال و نیم عقد بودیم و بعد از جشن عروسی رفتیم شهر دیگه واسه زندگی به خاطر شغل شوهرم, شوهرم خدا را شکر مرد خوبیه و ازش راضی هستم ولی نمیتونم با اخلاق خونوادش کنار بیام . مثلا انتظار دارن همه کارامون با اونا هماهنگ باشه مثلا خریدمون,سفر رفتن و این چیزا .

    مادر شوهرم توقعات بیجا از من داره خودم حس میکنم چون خواهر شوهر ندارم رفتارش اینجوره , از اول خونش میرفتم تو  ظرف شستن و غذا پختن کمکش میدادم جوری که هر چی ظرف بود را خودم تنهایی میشستم ولی بعد از مدتی دیدم وظیفه م میدونن و اگه روزی حال نداشتم انجام نمیدادم اخلاقش تغییر میکرد .

    البته بعد که رفتیم سر خونه خودمون و دیدم وقتی میاد خونمون خودشا مثل مهمون میدونه و هیچ کمکی نمیده اخلاق منم تغییر کرد دیگه کاری هم که خونش میکنم برام دلچسب نیس و یه جورایی از سر اجباره البته بهم متلک هم میندازه که تقریبا باهاش کنار اومدم .

    مشکل اصلیم اینکه من پریودهام با درد خیلی شدید و حالت تهوع همراهه و دو سه روز کامل از پا میفتم و هر کی که ببینتم میفهمه که پریودم تا جایی که بشه از خونه بیرون نمیرم و اگه هم رفتم خونه مادرشوهرم و اون فهمید که پریودم جلو پدرشوهرم و بردارشوهرم میگه من پریودم یا مثلا عمه شوهرم زنگ زد میگه که مثلا عروسم حالش خوب و نیست و پریوده منم اصلا خوشم نمیاد این مساله را در مورد من حداقل آقایون بفهمن یا مثلا جایی عروسی یا مهمونی دعوتم ولی نمیخوام برم میره به دروغ میگه عروسم پریود بود و حالش خوب نبود در صورتی که همون موقع برا عروسی نرفتن دلیل موجه تر مثل فوت پسر عموی بابام را داشتم که مثل عمو بودن برام.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    روابط عروس و مادر شوهر (۴۱ مطلب مرتبط)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۴)
    • ۳۸۱۶ بازدید توسط ۲۹۵۵ نفر
    • دوشنبه ۴ بهمن ۹۵ - ۲۲:۱۵

    زندگی با مادر شوهر در یک خانه باعث نمیشه حرمت ها از بین بره ؟

    سلام دوستان یه سوالی داشتم امیدوارم کمکم کنید

    من یه خانومم حدود دو ساله که عقدم . همسرمم باهام همسنه هر دو زیر 25 هستیم همسرم ارشد میخونه هیچی هم نداره صفر صفر هستیم .

    امتحان وکالت داده حالا نمیدونم اگه خدا بخواد و قبول بشه وضعمون کمی بهتر میشه. مادر شوهرم گفته بعد عید میخوایم طبقه بالای خونه رو بسازیم عروسیتونو بگیریم .

    حالا من از شما یه سوال دارم بنظرتون زندگی با مادر شوهر در یک خانه باعث نمیشه حرمت ها از بین بره  ؟ خیلی میترسم که با این کار کم کم احتراممو از دست بدم.

    نمیدونم چیکار کنم من قراره یه شهر دیگه عروس برم . اونجا هیشکی رو ندارم اگه باهاشون تو یه منزل باشم بهتره یا جدا  باشیم ؟ راستش خانوما انقد اومدن نالیدن از زندگی کنار مادر شوهر که من ترس برم داشته.

    خواهشا حقیقت رو بگید نه اینکه بخواید دلداری بدید

    ممنون


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    روابط عروس و مادر شوهر (۴۱ مطلب مرتبط)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۶)
    • ۳۷۵۸ بازدید توسط ۳۰۰۲ نفر
    • سه شنبه ۱۶ آذر ۹۵ - ۲۲:۴۵

    مادرشوهرم از خواستگاری هایی میگه که برای شوهرم رفته

    سلام به همگی

    من یک زن 25 ساله هستم و حدود 1 سال هست که ازدواج کردم، به طور کلی همسرم مرد بسیار مهربان و خوش اخلاقی هست و من واقعا دوستش داشتم شرایط ظاهری و تحصیلی خوبی هم داره البته کمی مشکل مالی داریم ولی من از زمان عقد تا کنون با ایشون ساختم و هیچ وقت به روی ایشون نیاوردم.

    مشکل اصلی من این است که مادر ایشون در زمان عقدمون از خواستگاری هایی که برای ایشون رفته و به ایشون جواب رد دادن برای من صحبت کرده و حتی هرازگاهی با افسوس و ناراحتی که حیف ردمون کردن از آنها تعریف کرده و حتی یکبار به من گفت دختر خیلی از اشخاص معروف بودن که به خواستگاریشون بریم .

    یک مورد رو در بعد از شب عروسیم بهم گفت که این دختر خانم رو هم خواستگاری کرده بودیم که چقدر خانواده خوب و دختر زیبایی هم هست  ولی قبول نکرده . در ضمن جاری بنده هم بهم گفته که دو سال قبل از من به خواستگاری دختر یکی از دوستانشون رفتن که ایشون هم جواب منفی داده بوده و در حال حاضر هم با این خانواده خیلی رفت و آمد میکنند و دختر خانمشون گاهی خیلی خودش رو برام میگیره و البته ازدواج کرده و بچه هم داره.

    من واقعا دلم گرفته و از درون غصه میخورم من به لحاظ خانواده، زیبایی و تحصیلات ( فوق لیسانس ) چیزی کم ندارم و خودم هم خیلی خواستگار داشتم و در ضمن از این جهات از اون دختر خانم و موارد دیگرشون خیلی  خیلی سرتر هم هستم.

    مشکلم اینه که دیگه به زندگیم سرد شدم و از مادرشوهرم هم متنفر شدم وقتی به حرفاش فکر میکنم از ته قلبم ناراحت میشم من تو این مدت که عروس ایشون بودم واقعا مثل دختر براش رفتار کردم و باید بگم که خیلی هم در مسائل مالی و زندگی باهاشون راه اومدم اما  واقعا با حرفاشون آزارم میدن.

    متاسفانه از اینکه چرا جواب حرفاشون رو نمیدم بیشتر خودخوری میکنم و وقتی تنها هستم خیلی گریه میکنم و واقعا افسرده شدم همش فکر میکنم نکنه همسرم هنوز تو دلش اون موارد قبلی خواستگاری مونده و بهشون فکر میکنه این فکر داره من رو نابود میکنه .

    به نظرتون چیکار کنم تا مشکلم حل بشه واقعا از زندگیم دلسرد شدم و از مادر همسرم متنفر شدم حتی دیگه دوست ندارم ببینمش


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    روابط عروس و مادر شوهر (۴۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۱)
    • ۲۳۰۳ بازدید توسط ۱۷۳۷ نفر
    • يكشنبه ۱۴ شهریور ۹۵ - ۱۲:۴۰

    دخالت خانواده شوهرم در مسائل جنسی ما

    به نام خدا

    سلام

    من یه خانم زیر 30 سال هستم و مذهبی ، ما دو ساله که عروسی کردیم ، از همان اوایل ازدواج خانواده ی همسرم در رابطه با مسایل جنسی صحبت می کنند .

    من خیلی خجالت می کشم و اصلا دوست ندارم در مورد روابط زناشوییم به کسی بگم حتی با مادر و خواهر خودم اصلا این مسایل رو مطرح نمی کنم .

    اما خانواده ی همسرم هر وقت من رو میبینن  یا تماس تلفنی داریم از من سوال میپرسند ، مثلا شب ها تماس میگیرن . میگن شب حواست به شوهرت باشه نیازش برآورده کن ، یا میگن زود اقدام کن بچه بیارین ، یا میگن اوه شما  خونه اید  پس با هم رابطه دارید و ... .

    یک نمونش  هم امروز که پدر شوهرم به همسرم گفت و بعدش به من که روز تعطیل و اینکه پس پسرم  رو نمیذاری  کارهاش  رو بکنه و ...

    حتی مادر بزرگ همسرم هم دخالت میکنه . روابط من با شوهرم خیلی خوبه اما واکنش اون در مقابل حرف خانواده اش فقط لبخنده و اصلا جوری  نشون نمیده که ناراحت شده ، من واقعا خیلی ناراحت میشم .

    اصلا دوست ندارم در مورد این مسائل صحبت بشه تو جمع حتی جلو دامادشون . بارها به شوهرم گفتم اما انگار اون هر دفعه که از این صحبت ها میشه یادش میره  و انگار خودش هم خوشش  میاد .

    میشه راه حلی بدید ؟

    آیا درسته من خودم به خانواده شوهرم تذکر بدم ؟

    چجوری ؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۳۱ مطلب مرتبط)
    روابط عروس و مادر شوهر (۴۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۵)
    • ۱۶۸۴۴ بازدید توسط ۱۳۷۰۸ نفر
    • يكشنبه ۱۶ خرداد ۹۵ - ۱۸:۳۳

    دخالت مادرم در روابط من با خانواده ی شوهرم

    به نام خدا

    با سلام

    من دو ماه است که عروسی کرده ام و دقیقا دو ماه است که به خانه ی مادرم و همینطور خانه ی مادر همسرم نرفته ام . ما در شهری زندگی میکنیم که فقط ساعتی با شهر خانواده هایمان فاصله دارد . آنها مدام  زنگ میزنند و میخواهند که ما به دیدنشان برویم . اما من به بهانه های مختلف در خواستشان را  رد میکنم .

    وقتی در دوران عقد بودم مادرم مدام میگفت به مادر شوهرت سر بزن و اگر یک ساعت می ماندم میگفت چرا بیشتر نماندی و زود آمدی ؟

    در حالی که من خواهری دارم که او هم ازدواج کرده است ولی مادرم هیچ کاری به او ندارد اصلا با او خیلی بهتر است در حالی که او خیلی کم به مادر شوهرش سر میزند .

    واقعا خسته شده ام دوران عقد مادر شوهرم همه اش به مادرم میگفت من نمی روم  به دیدنش در حالی که من محصل بودم و خیلی کار داشتم و کنکوری . هر چقدر سعی کردم با مادرم صحبت کنم  تا این مشکل حل شود او اصلا حتی ذره ای به من نگاه نمی کرد .

    خیلی آزار دهنده است که در خانه ی مادری ات جایی نداشته باشی،  رسما آنها مرا بیرون میکنند . حالا مادرم زنگ میزند و می گوید به مادر شوهرت زنگ بزن  و احوالش را جویا شو . 


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۳۹۰ مطلب مرتبط)
    روابط عروس و مادر شوهر (۴۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲)
    • ۲۲۷۴ بازدید توسط ۱۸۴۰ نفر
    • چهارشنبه ۱۲ خرداد ۹۵ - ۰۹:۳۰

    موندم کدوم پیشنهاد شوهرم رو قبول کنم؟

    سلام به همه ی خانواده برتری ها

    من نه ماهه نامزدم .نامزدم هم بچه ی آخر خونواده شونه .که * تا خواهر و * تا برادرن . کلا همه شون هم *** خونه زندگی دارن. پدر شوهرم هم تازه فوت شدن. نامزدمم هم با مامانش میمونه...

    ی مسئله ای برام پیش اومده. ما قرار بود که از اول تو حیاط مادر شوهرم خونه بسازیم به خاطر اینکه تنها نمونه و ...
    حالا شوهرم میگه که دو تا راه دارم یا حیاط خودشون خونه میسازیم که اینجوری مادرشوهرم شب ها تو خونه خودش میخوابه یا اینکه یه کم دور میریم و شب ها شوهرم مادر شوهرمو میاره پیش خودمون ...
    منم موندم کدومو قبول کنم؟

    اگه قبول کنم تو خونه پدریش خونه درست کنه , خونه مامانم هم نزدیک هستیم راحت تر میشه برام ولی از یه طرف هم از حرف و حدیث و حرفای خاله زنکی پنج تا خواهرش میترسم که عید و تابستون میان . از یه طرف هم که تو ی حیاط با مادر شوهرم زندگی کنم و ...

    اگه هم قبول کنم که مادر شوهرم شبا بیاد اینو هم دوس ندارم که هر شب مادر شوهرم بیاد خونه مون . من صبح ها میرم سر کار اون تا بیدار شه بره یا که بمونه...از ی طرف هم میترسم قبول کنم شبا بیاد اونم عادت کنه بگه کلا با شما میمونم ...

    البته اینو هم بگم که سه ماه تابستون اکثرا خواهر شوهرام هستن زمستون ها هم اکثرا مادر شوهرم میره تهران. ولی خب بازم میترسم قبول کنم میگم شاید خوشش نیومد بره تهران یا خواهر شوهرام تابستونو نموندن ...

    کلا هفت تا بچه ان نمیخوام مسئولیتش تنهایی بیفته گردن من و شوهرم. الان هم موندم بین دو راهی که بمونم حیاط پدریش با ساختمان مجزا و نزدیک مادر شوهرم یا یه کم دورتر بمونم و شبا مادر شوهرم بیاد پیشمون ...
    ممنون میشم راهنمایی کنید


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۳۱ مطلب مرتبط)
    روابط عروس و مادر شوهر (۴۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۳)
    • ۱۸۴۳ بازدید توسط ۱۵۴۷ نفر
    • شنبه ۱۱ ارديبهشت ۹۵ - ۲۳:۱۵

    صحبت کردن با پدر و مادر همسرم برام یه شکنجه ی بزرگه

    سلام خدمت دوستان گرامی

    خانمی هستم که یک ساله ازدواج کردم، سنم نزدیک به ۳۰ و سن همسرم نزدیک به ۳۲ هست. ما در دوران عقد و زندگی مشترک، دعواهای زیادی به خاطر دخالت های خانواده ایشون داشتیم. و خانوادشون به طور غیر مستقیم و مستقیم  آزار و اذیت های زیادی به من روا داشتن و همش هم میگن ما دلسوز شماییم و همه کارهامون از روی عشق  و محبت هست .

    من دچار مشکلات روحی شدیدی شدم و مدام ذهنم درگیر اون خاطرات تلخی هست که خانواده همسرم باعثش شدن، و نه تنها هیچ کدوم از اشتباهاتشون رو قبول ندارن بلکه معتقدن خیلی هم به من محبت کردن. حالا این فکر و خیالا واقعا منو مریض کرده .

    از طرفی خانواده همسرم هستن نمی تونم و نمی خوام که قطع ارتباط باشم چون همسرم اذیت میشه، از طرفی هر چقدر بد باشن پدر و مادرن .

    میخوام راهنماییم کنید لطفا که چطور میتونم فراموش کنم گذشته رو؟  چون هر بار که محبت آمیز باهاشون صحبت میکنم یا کاری براشون انجام میدم یاد کارهاشون میفتم و از ته دل ازشون متنفر میشم .

    طوری شده که حتی صحبت کردن باهاشون برام یک شکنجه ی بزرگ هست


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    روابط عروس و مادر شوهر (۴۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۱۲۶۴ بازدید توسط ۱۰۰۱ نفر
    • شنبه ۱۱ ارديبهشت ۹۵ - ۲۰:۵۶

    چرا خانواده شوهرم نمیذارن باب میل خودمون زندگی کنیم ؟

    سلام

    سوال من اینه که تا کی باید تو جامعه ی ما به زن ظلم بشه؟ با هزار امید و آرزو ازدواج می کنیم که مستقل باشیم و باب میل خودمون و همسرمون زندگی کنیم، ولی چرا این خانواده شوهر ها نمیذارن؟ مگه این مادر شوهر و خواهر شوهرا خودشون زن نیستن؟ پس چرا اینقدر ظلم میکنن، پس چرا تو همه چیز دخالت میکنن از لباس پوشیدن و راه رفتن و نفس کشیدن عروس باید باب میل اونا باشه .

    به خدا دیگه از این دین اسلام زده شدم، هر چی قدرت تو جامعه قانون به مردها داده از طریق همین دین هست، که به پشتوانه  اون خانواده شوهرا تا میتونن اذیت میکنن تا صدات در بیاد میگن طلاق، چون حق طلاق با مرد هست، از حق و حقوقم حرف بزنیم میگن زن زندگی نیستین .

    سه سال ازدواج کردم، هر رفتاری کردن گفتم عیب نداره اونام پدر و مادرن، ولی برای اولین بار که بهشون یه ناراحتیمو گفتم با احترام کامل، نمی دونین چه الم شنگه ای راه انداختن .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۳۱ مطلب مرتبط)
    روابط عروس و مادر شوهر (۴۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۰)
    • ۱۶۷۷ بازدید توسط ۱۳۴۴ نفر
    • پنجشنبه ۲ ارديبهشت ۹۵ - ۱۴:۱۴

    بد بینی مادرم به خانواده ی خانمم رو چطور مدیریت کنم ؟

    با سلام
    5 ماه هست که ازدواج کردم . 30 تا 33 سال سن دارم همسرم 22 تا 25 سال داره . مشکلم اینه که مادرم خیلی حساس و بد بین هست از روزی که عقد کردیم بخاطر مسایلی که قبلا در موردش فکر نکرده بودیم و اتفاق افتاد به شدت به خانواده عروس بد بین شد .

    حتی در دوران عقد فشار بسیار شدیدی بمن می اورد که طلاق بگیریم ولی من مخالف بودم . جالب اینجاست که معرف خانواده عروس خوده مادرم بود .

    با هر بدبختی که بود ازدواج کردیم . ولی متاسفانه هنوز همون بدبینی ها وجود داره ، از طرفی مادرم هست و باید احترامش را نگه دارم ، و از طرفه دیگه رفتار مادرم به شدت من و همسرم را ازار میده حتی باعث شده دیده بعضی از فامیل ها نسبت به همسرم بد بشه .

    هر بار که میرم خانه مادرم با رفتارش  سوالاتش و لحن صحبتش منو پشیمان میکنه از دیدارش ، لطفا با تجربه ها جواب بدن که  چطور میشه این رفتار مادرم را مدیریت کنم که باعث رنجش مادر و همسرم نشم؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در زن داری (۲۸۹ مطلب مرتبط)
    روابط عروس و مادر شوهر (۴۱ مطلب مرتبط)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۳)
    • ۱۱۶۷ بازدید توسط ۹۴۰ نفر
    • پنجشنبه ۶ اسفند ۹۴ - ۱۵:۳۴

    باید حداقل سه سال بریم خونه مادر شوهرم بشینیم

    سلام به همه ی خانواده برتریا؛
    دختری ۲۴ ساله هستم که با پسر ۳۰ ساله چند ماهی است که نامزد کردم مشکلم اینجاست که شوهرم با وجود اینکه مقداری پول جمع کرده و میتونه الان یه خونه یه خوابه کوچیک بخره ولی میگه باید حداقل سه سال بریم خونه مادر شوهرم بشینیم بعد که حسابی پولاشو جمع کرد بره یه خونه دو خوابه بخره.
    اما من اصلا و به هیچ وجه نمیخوام برم خونه مادرشوهرم اینا بشینم.بهش گفتم اگه فقط یه ذره واس نظر من ارزش قائلی بریم یه خونه دیگه زندگی کنیم حتی پدر شوهرم یه خونه داره که هم تو بالا شهره هم نوساز و بزرگه من میگم آقاجان اصلا بیا بریم اونجا بشینیم اما چون تو یه طبقش جاریم زندگی میکنه مادرشوهرم اینا نمیخوان برم اونجا .

    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    روابط عروس و مادر شوهر (۴۱ مطلب مرتبط)
    زندگی با خانواده شوهر (۶ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۹)
    • ۱۹۰۵ بازدید توسط ۱۵۲۰ نفر
    • شنبه ۱۷ بهمن ۹۴ - ۱۵:۴۰

    چطور باید روابط بین همسر و خانواده مون رو مدیریت کنیم ؟

    سلام

    برای این که روابط بین همسر و خانواده ی شما غالبا یه رابطه مطلوبی باشه لازمه که شما روابط بین اون ها رو مدیریت کنید .

    نمیگم صد در صد ولی ریشه درصد زیادی از اختلافات عروس و مادر شوهر ، عروس و خواهر شوهر ، داماد و مادر زن و ... بر میگرده به عدم توانایی یا ناآشنا بودن یکی از زوجین نسبت به نوع مدیریت روابط همسر و خانواده ش  .

    وقتی ازدواج می کنید شما باید اوضاع رو طوری مدیریت کنید که رابطه ی بین همسر و خانواده تون همواره خوب باشه . یه نکته ی کلیدی در این زمینه وجود داره که جهت یادآوری عرض می کنم :
    شما باید سعی تون این باشه که همسرتون رو برای خانواده تون و خانواده تون رو برای همسرتون عزیز کنید .

    این کار با درد دل کردن ، گله از همسر پیش خانواده و ... امکان پذیر نیست ! . بازم نمیگم همه ولی وجود دارند پدر و مادرهایی که چشم بسته از فرزندشون در مقابل همسرش دفاع می کنن . بنابراین بیان اختلافات برای مادر یا پدر ممکنه کمی شما رو آروم کنه ولی ضررهایی که داره خیلی بیشتر از اون آروم شدن موقتی هستش .

    تا وقتی ازدواج نکردید ، مادر و پدر برای شما در درجه اول محسوب میشن . ولی وقتی ازدواج کردید پدر و مادر یک پله نزول می کنن و همسر جای اونا رو میگیره . اگه می خواید در مدیریت روابط همسر و خانواده تون موفق عمل کنید و از این حیث دغدغه نداشته باشید باید این اصل رو بپذیرید .

    البته لازم نیست اینو به زبون بیارید چون مطرح کردن این موضوع خودش باعث دردسر میشه .برای رسیدن به هدفی که داریم توجه به دو اصل واجب و ضروریه :


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۳۹۰ مطلب مرتبط)
    روابط عروس و مادر شوهر (۴۱ مطلب مرتبط)
    مطالب محسن نجفی (۱۴۶ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۲)
    • ۲۷۲۳ بازدید توسط ۲۱۳۱ نفر
    • سه شنبه ۱۳ بهمن ۹۴ - ۱۰:۲۴

    نمی خوام بیشتر از این بازیچه دست این دو زن حرفه ای بشم.

    سلام دوستان عزیز  و فعالی که برای کمک کردن به دیگران با تجربیاتی که دارید کم نمیذارید.

    دوستان موضوعی هست که در برقراری ارتباط با خانواده شوهرم خیلی منو اذیت میکنه اینه که هر وقت بهم تیکه و کنایه میندازن زبونم بند میاد نمیتونم از خودم دفاع کنم.

    من 5 سال هست که ازدواج کردم 32 ساله هستم خواهر شوهر و مادر شوهرم مدام نزد من از جاریم تعریف میکنند!

    میگن وای چه خانم کدبانویی، همه چیز تمام در صورتی که در چنین مواقعی با شناختی که ازشون دارم میخوان منو خرد کنند، و بهم بفهمونن که من بی عرضم اخه جاریم شاغله ولی من خونه دارم،تو همه جشن هاشونم خانواده جاریم و دعوت میکنن ولی خانواده منو یکی در میون!


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۳۹۰ مطلب مرتبط)
    روابط عروس و مادر شوهر (۴۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۱)
    • ۲۸۷۲ بازدید توسط ۲۲۶۳ نفر
    • يكشنبه ۱۱ بهمن ۹۴ - ۲۱:۳۲

    مادر شوهرم همه ی کارهای منو بی احترامی میدونه

    سلام

    من با شوهرم هیچ مشکلی ندارم فقط مادر شوهرم خیلی بهم گیر میده . شده اقا بالا سر من . اول عقد بهم گفت مانتوت کوتاهه منم رفتم مانتو بلند گرفتم ، چند وقت بعد گفت چادر بپوش خوبه ، من برای خودت میگم . بازم من چادر پوشیدم چند روز پیش تو خونه بودم سرفان داشتم دامادشون اومد خونشون اونجا گفت برو چادر سرت کن منم یکم دیرتر سرم کردم .

    وای نمیدونی چقد زود ناراحت میشه روز بعد بهم میگفت چرا بی احترامی کردی بهم ؟ گفتم چادر بپوش نپوشیدی .  هزار حرف دیگه ...

    واقعا دیگه نمیدونم چیکار کنم به شوهرم گفتم اونم میگه حق با توست حتی شوهرمم به باباش گفت ولی مادر شوهرم خیلی هر کار منو بی احترامی میدونه .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۳۱ مطلب مرتبط)
    روابط عروس و مادر شوهر (۴۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۴)
    • ۲۷۴۰ بازدید توسط ۲۱۷۷ نفر
    • يكشنبه ۲۰ دی ۹۴ - ۱۹:۴۴

    برو بالا

    تبلیغات متنی
    تبلیغ شما در این جا