خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

۲۶۷ مطلب با موضوع «تعامل با خانواده» ثبت شده است

برادر 20 ساله ام با یه خانم 37 ساله رابطه پنهان تلگرامی داره

سلام

راستش یه مشکل بزرگ برای خانوادم پیش اومده که نمیدونیم باید چجوری حلش کنیم گفتم اینجا سوالم رو بپرسم شاید دوستان بتونن کمکم کنن .

قضیه از جایی شروع شد که برادرم تلگرامش رو روی کامپیوتر وصل کرد و یادش رفت پاک کنه و من اتفاقی پیاماش رو با یک خانم 37 ساله خوندم این خانم از دوستان خانوادگی ما هستند و رابطشون با برادرم کاملا مخفیانس و خیلی هم اصرار دارند که هیچکس نفهمه این رابطه رو.

برادرم 20 سالشه و احساس میکنم رابطه با این خانم عوضش کرده مثلا اون خانم تشویقش میکنه به مست کردن ، دوست دختر داشتن و ... در حالی که برادرم اصلا اینجوری نبووود یا مثلا چیز های مثبت 18 میفرسه و ... اینم بگم که داداشم خیلی وابستس به ایشون حتی وقتی از شهر ما رفتن داداشم کلی گریه میکرد حالا ما چیکار کنیم که دیگه رابطشون قطع بشه؟؟!!

این خانوم بچه ش همسن داداشمه


موضوعات مرتبط :
مسائل پسران جوان تعامل با خانواده

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۹ نظر
    • ۱۸۹۸ بازدید
    • جمعه ۱۷ آذر ۹۶ - ۱۸:۳۱

    حکم زندان برادرم به جرم آسیب رسوندن به مادرم رو گرفتیم

    سلام

    سوالی دارم که مدت هاست ذهنم رو مشغول کرده .من توی  خونواده ای بزرگ شدم که پدر و مادرم آدم های اصیلی هستن . ولی متاسفانه برادرم به مواد اعتیاد پیدا کرد . چندین ساله که من و پدر و مادرم رو آزار میده . پدرمم دیگه جلودارش نیست .

    هزار بار اونو کمپ ترک اعتیاد فرستادیم، اما ترک نکرد. بشدت جو خونه مون رو نا آرام و پر از تنش کرده . طوری که یه لحظه رنگ آرامش رو ندیدیم و در خیلی مواقع با ضرب و شتم کارش رو پیش برده .

    چندین سال پیش بدلیل آسیب شدیدی که به مادرم رسوند ما هم شکایت کردیم و واسش دیه تعیین شد. بخدا هر لحظه آرزوی مرگ دارم . از ازدواج متنفر شدم و دیگه رغبتی هم به ازدواج ندارم. فقط آرامش میخوام . الان حکم جلب داداشم دستمونه به نظرتون اونو زندونی کنیم ؟

    بعدها خطر نداره واسمون ؟ یعنی بعد اینکه از زندون آزاد شد هر چقدرم خونه راهش نمیدیم بازم با تهدید میاد. الان سوالم اینه آیا زندون بندازیمش بهتره ؟

    ممنون میشم جواب بدید به خدا خودم با پدر و مادرم سردرگم شدیم.


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان تعامل با خانواده

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • ۶۳۰ بازدید
    • چهارشنبه ۱۵ آذر ۹۶ - ۱۶:۵۰

    به خاطر خواست پدرم ، خواستگار دلخواهم رو رد کردم ولی ...

    سلام

    من و یه آقایی یه زمانی با هم آشنا شدیم . ایشون منو از پدرم خواستگاری کرد اما پدرم حتی مهلت نداد ما با هم زیر نظر خانواده آشنا بشیم . من خیلی عاشقش بودم و به خاطر احترامی که واسه پدرم قائل بودم ردش کردم . الآن چند سال میگذره و من از همه پسرا متنفرم ، چون هنوز کسی نتونسته جای اون طرف رو برای من بگیره .

    میخوام به خاطر همین مجرد بمونم چون خسته شدم و عاشق کسی نمیتونم بشم و میخوام برای ادامه تحصیل برم یه شهر دیگه و پدرمم مخالفه تا بتونم یه جورایی انتقام گرفته باشم و متوجه بشن دخترش داره سنش بالا میره و به عشقشم نرسیده و قراره احتمالا تا ابد تنها بمونه و مجرد باشه .

    یادش بمونه من رو دلم پا گذاشتم و شدم یه دختر افسرده ی تنها که دیگه نمیتونه کسی رو تو قلبش راه بده .


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان رد کردن خواستگار روابط با پدر

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۳۶ نظر
    • ۱۰۲۰ بازدید
    • جمعه ۱۰ آذر ۹۶ - ۱۹:۳۷

    آقایون لطفا کمی به همسرتون کمک کنید

    سلام

    این یک درد دله و اگر مایل بودید بخونیدش.

    دارم اینو براتون با اشک از اوضاع آشفته بازار خونه مون مینویسم. اول اینکه من همونم که مطلب برادرم تنها دلبستگی زندگیمه رو نوشتم. اگر اونو خونده باشید متوجه میشید که کنکوری ام. من دختر بزرگ خانواده ام و خانواده به نسبت پر جمعیتی داریم. مادرم شاغله و ساعت کاریش زیاده. علاوه بر اون مادرم خیلی زیاد به تمیزی و مرتبی خونه خیلی اهمیت میده، همیشه ناهار گرم و نرم و به موقع خوردیم. میخوام بگم که چقدر مامانم زحمت میکشه.

    یکی از دلایلی که من خیلی به برادرم اهمیت میدم هم همینه که از مسئولیت مامانم کم بشه. اینم اضافه کنم که من کلی عمه و عمو دارم اما هیچکدام حاضر نشدن از مامان بزرگم نگهداری کنن.ولی مامانم ازش نگهداری میکنه. مامان بزرگم از اونایی که حتما باید غذای جدا براش درست کنی و خلاصه کلی زحمت داره. میخوام بگم تا چه حد مامانم مسئولیت داره.


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان تعامل با خانواده

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۲۸ نظر
    • ۸۷۲ بازدید
    • يكشنبه ۵ آذر ۹۶ - ۲۲:۱۰

    نامادریم در خفی به مادر مرحومم توهین میکنه

    سلام

    من حدود 3.5 سالگی مادرم رو از دست دادم. پدرم تقریبا 1.5 سال بعد فوت مادرم ازدواج کرد. اون خانم و من از بچگی مادر صدا میکردم و راستش مثل مادر خودم میدونستمش و مامان صداش میکردم.

    2 تا خواهر دارم یکی بزرگتر که خواهر اصلیمه یکی کوچیکتر که ناتنیه. خب اینا شرح حال بود. حدودا 19 سالمه. جدیدا به خواهر ناتنیم میبینم یه سری پچ پچا در مورد مادر اصلیم میکنه این مادر جدید. و راستش جدیدا میبینم یواشکی به خواهر ناتیم درباره مادرم توهین میکنه و حرافایی بهش میزنه که واقعا ناراحتم میکنه.

    من از شدت عصبانیت مجبور شدم پست بذارم. چیکار باید بکنم من؟ به بابام بگم که توهین میکنه در خفی یا خودم مستقیم برم بهش بگم توهین نکنه؟ ( در ضمن من از مادر اصلیم فقط چند تا عکس دارم و چیزی یادم نمیاد و از وقتی فوت شده چیزی دربارش تو خونه ما حرف زده نشده و تازه همین 6 ماه پیش من با پدرم مطرح کردم قضیه رو و سوال پیچش کردم درباره مادرم یعنی خاله و دایی و مادربزرگ مادر اصلیم رو همین 3-4 ماه پیش برا اولین بار بعد 15 سال دیدم ) .


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان تعامل با خانواده

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۶ نظر
    • ۷۱۷ بازدید
    • يكشنبه ۲۸ آبان ۹۶ - ۱۷:۴۶

    امروز خواهرم تو راه برگشت مدرسه مورد تعرض قرار گرفته

    سلام

    این نوشته رو دارم با بغض و اشک مینویسم. امروز خواهرم تو راه برگشت مدرسه مورد تعرض یک حیوان شهوت پرست قرار گرفته. خدا رو شکر که مسیر خیلی نزدیک بوده و خواهرم تونسته سریع خودشه به خونه برسونه و اون نانجیب هم وقتی خواهرم به خونه رسیده پا به فرار گذاشته.

    از وقتی برگشته داره مدام گریه میکنه من هم زبونم بند اومده که چی به این طفل معصوم بگم. ذهنم قفل کرده و دارم با خودم فکر میکنم چطور یک انسان میتونه تا این حد پست فطرت باشه؟!  هیچ وقت فکر نمیکردم چنین اتفاقاتی برای خانواده ی من اتفاق بیفته .

    چون همیشه کوچکترین مسائل دینی رو هم رعایت کردیم. اما مثل اینکه مشکل جای دیگریست. وقتی اتفاقاتی از قبیل اهورا و آتنا اتفاق افتاد همه گفتن آموزش ما میلنگد و ... اما من میخوام بدونم در اینجور مواقع آموزش به چه کار میاد؟  آموزش رو ما با باید به بچه های کوچیک مون بدیم یا اون حیوان های کثیف باید آموزش ببینند؟  چرا واقعا شهوت رانی اینقدر در دنیای مدرنیته زیاد شده؟

    به این فکر میکنم که اون انسان کثیف به این فکر نکرد که ممکنه چنین اتفاقی برای خواهر خودشم رخ بده. دنیا دار مکافاته. من که هیچ‌ وقت نمیبخشمش امیدوارم تقاصشو هم این دنیا هم اون دنیا پس بده البته خداوند هدایتش کنه. دوستان دیگه نمیتونم چیزی بگم از شدت ناراحتی و اندوه فقط شما بگید دلیل این ناپاکی ها چیه؟!  پدر و مادر ها لطفا فرزندانتون الخصوص پسرانتون خوب تربیت کنید به پسر و دختر تون به یک اندازه سخت بگیرید تا چنین انسان های نانجیبی بوجود نیان.


    موضوعات مرتبط :
    تعامل با خانواده مسائل اجتماعی روز جامعه مسائل والدین

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۷۹ نظر
    • ۲۵۵۰ بازدید
    • شنبه ۲۷ آبان ۹۶ - ۱۶:۵۸

    عموی معتادم تهدید کرد که همه ی خانواده رو میکشه

    سلام

    راستش انقدر مشکلم بزرگ و پیچیدس که نمیدونم از کجا شروع کنم .

    راستش عموی من از 17 سالگی شروع به کشیدن مواد مخدر کرد ... اما متاسفانه و صد افسوس که هم پدرش و هم برادراش فقط به حال خودش ولش کردن و هیچ تلاشی جهت ترک دادنش نکردن ... کم کم گذشت و همه اعضای خونواده ازدواج کردن و رفتن به جز 1 دختر معلول ... 1 پسر که از لحاظ روحی طی این سالها بشدت داغونه و اگه مادر پیرش نباشه از گشنگی میمیره...

    1 پیرمرد و 1 پیرزن که همیشه از وقتی یادمه باهم دعوا دارن و هر دو آرزوی مرگ همو دارن (مادربزرگ و پدربزرگم) و در نهایت 1 معتاد بی همه چیز که تمام وسایل خونه و 1000 تا تلویزیون شکونده تا حالا ... اون 2 تا معلول رو کتک میزنه ...  و این یه بار هم نیست و کار هر دفعشه ... خدا میدونه چقدر باهاش حرف زدیم ... تهدیدش کردیم حتی !!! ولی معتاد کار خودشو میکنه ! شاید بگید چرا شکایت نمیکنن پدر و مادرش ؟ یه چیز جالب بگم این وسط ... مادربزرگ من اونقدر دلسوزه واسه بچه هاش ... اونقدر دلسوزه واسشون که حتی نگران اینه که اون معتاد یه وقت مواد بهش نرسه و خمار بمونه ! ببین چقدر مشکل ما پیچیدس !!! دلسوزی کاملا بیجا !


    موضوعات مرتبط :
    تعامل با خانواده

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • ۵۸۲ بازدید
    • چهارشنبه ۱۷ آبان ۹۶ - ۱۸:۳۶

    با حسادت ها و توهین های فامیل چه کنیم ؟

    سلام به همگی

    از اول بگم تک تک جملاتم و حرفام فقط واسه اینه که مطلب براتون باز شه . پس لطفا نگید مغروری و خود شیفته و از این حرفا ، ممنون!

    ببینید این موضوعی که میخوام بگم شاید یه قشر جامعه بهتر بفهمنش اونم قشر مرفه . خب من خانواده ای دارم ثروتمند تحصیل کرده مقید الحمد الله هممون راه درست رو پیش گرفتیم .

    پدر و مادرم روستایی هستند هر دوشون از خانواده هایی فقیر و بی سواد به جایگاهی که الان دارن رسیدن . تو خانواده پدری و مادریم .خاله عمه دایی و عمو تحصیل کرده کم هست. یعنی تو فامیل اکثرا وضع مالی متوسط رو به پایین دارن و سطح سواد کم .مادر من تنها فرد خانوادست که زندگی خوبی داره و همچنین پدرم . ( نگید تعریف میکنی چون میخوام قصه رو بگم باید اینارو بگم) .


    موضوعات مرتبط :
    تعامل با خانواده

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۵ نظر
    • ۱۱۴۴ بازدید
    • يكشنبه ۱۴ آبان ۹۶ - ۱۶:۰۶

    مناسب ترین نوع پوشش در مقابل داماد خانواده چیه؟

    سلام

    وقت بخیر

    میخواستم بپرسم که بهترین و مناسب ترین نوع پوشش در مقابل داماد خانواده چیه؟

    برای مثال خواهر من عقد کرده و نامزده ، بهترین پوششی که هم شرع گفته و هم دست و پاگیر نیست و میتونم در مقابل شوهرش که دامادمون میشه بپوشم چیه؟ چون شوهر خواهر هم محرمه هم نامحرمه ، از جهاتی محرم و از جهاتی نامحرمه. شنیدم که بعضیا جلوی داماد شون با بلوز شلوار و یه شال الکی میپیچن و میگردن  که از دیدگاه من این خیلی بده.

    بعضی ها هم که چادر میپوشن جلوی داماد ، که از دیدگاه من اینم خیلی خوب نیست چون دست و پا گیره ، بعدشم شوهر خواهر آدم یه جورایی مثل برادر آدم می مونه اینجوری به خود آدم خیلی زور میاد که با چادر جلوش بگرده.

    البته من خودم چادری هستم. ولی میدونم سختم میشه بخوام جلوی شوهر خواهرم چادر بپوشم ، بخواد هی خونه ی پدرم  بیاد و من با چادر باشم. البته من ازدواج کردم و خونه ی خودمم، منظورم زمانی بود که بخوایم بریم خونه ی پدرم و دامادمونم باشه. البته خواهر خودم جلوی شوهرم راحته و با مانتو هست.
    از دیدگاه خودم یه دامن بلند با مانتو خیلی خوبه یا مانتوی بلند با شلوار مناسب جلوش پوشید.البته با حجاب کامل. من اشتباه میکنم؟ چه نوع پوششی مناسبه جلوی شوهر خواهر ؟!

    متشکرم


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان تعامل با خانواده مسائل زنان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶۹ نظر
    • ۱۸۴۷ بازدید
    • پنجشنبه ۲۷ مهر ۹۶ - ۲۰:۲۸

    یه دختر ۱۹ ساله پشت کنکوریم، نمیتونم خانوادمو تحمل کنم

    سلام به همگی

    من یه دختر ۱۹ ساله پشت کنکوریم. ازتون میخوام درباره مشکلی که دارم، بهم کمک کنید.

    مشکلم اینه که دیگه نمیتونم خانوادمو تحمل کنم. همش بهم زور میگن. منت سرم میذارن. بخدا یه کاری کردن که منی که همه از اخلاقم تعریف میکردن، الان شدم یه بد اخلاق، یه آدم عصبی ، یکی که حتی خودم نمیتونم خودمو تحمل کنم.

    الان دو ساله اینجوری شده. موضوع از اون جا شروع شد که من سال سوم نتونستم درس بخونم . از اون موقع رفتارشون باهام عوض شده. حتی یه بار هم زدن تو گوشم. بخدا الان دو ساله آرزوی مرگ میکنم، افسردگی گرفتم، دیگه از زندگیم سیر شدم. هیچوقت نمیخندم. دیگه پدر و مادرمو دوست ندارم. دیگه برام مهم نیستن. اون قدر تو این دو سال زجرم دادن که از هر دوشون متنفرم.

    الان آرزوم اینه که دانشگاه قبول بشم ، برم یه شهر دیگه ، برم کار کنم که دیگه منتی رو سرم نباشه. همش دارن بهم میگن که تو زندگیمون رو حروم کردی. من الان مشکلم اینه که نمیخوام پیششون باشم. نمیتونم تحملشون کنم. الان هم چون دارم درس میخونم ، نمیتونم کار کنم و برم یه جای دیگه.

    تو رو خدا کمکم کنین. من چیکار کنم ؟


    موضوعات مرتبط :
    درد دل های دختران و پسران تعامل با خانواده خودسازی در دختران جهت اطلاع پدران و مادران

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۳۲ نظر
    • ۹۴۱ بازدید
    • سه شنبه ۲۵ مهر ۹۶ - ۲۱:۴۶

    برو بالا