خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی

جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
صفحات خاص
صفحات کاربران
مسائل روز
به روز شده ها
جدیدترین نظرات خیلی مهم خرید و فروش بک لینک و رپورتاژ
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 3 (۳۷۴ بازدید توسط ۲۷۱ نفر)
نقد و بررسی علم‌ روانشناسی غربی (۱۶۶۶ بازدید توسط ۱۱۴۶ نفر)
پاسخ به سوالات مربوط به طراحی سایت با وردپرس و سئو کردن مطالب (۲۹۸۴ بازدید توسط ۱۶۰۶ نفر)
چند نکته در مورد تائید نظرات با توجه به شروع فصل مدارس (۱۳۵۶ بازدید توسط ۸۵۸ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۸۷۵۱ بازدید توسط ۵۵۰۲ نفر)
خلاصه ی نکاتی که از خانواده ی برتر آموختید رو بیان کنید (۲۲۶۱ بازدید توسط ۱۵۴۷ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۷۱۱ بازدید توسط ۱۱۳۰ نفر)
رفع یک سوء تفاهم در عدم پاسخگویی به سوالات و درخواست های شما (۴۷۹۳ بازدید توسط ۳۸۲۳ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۱۰۸۶ بازدید توسط ۷۳۳ نفر)
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 2 (۱۷۳۶۶ بازدید توسط ۱۰۴۷۷ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۱۷۱۲ بازدید توسط ۱۲۳۳ نفر)
نوع برخورد با پست هایی که فکر می کنید سرکاری باشند (۱۸۱۳ بازدید توسط ۱۱۹۲ نفر)
ترویج فرهنگ کتابخوانی (۱۱۱۹ بازدید توسط ۸۴۶ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۳۲۹۴ بازدید توسط ۲۴۳۰ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۷۱۶ بازدید توسط ۵۹۸ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۵۱۲ بازدید توسط ۴۱۶ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۶۲۳ بازدید توسط ۱۲۹۷ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۳۴۲ بازدید توسط ۱۱۱۳ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۶۸۴ بازدید توسط ۱۲۶۲ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۲۰۲۶۳ بازدید توسط ۱۲۳۷۳ نفر)
صفحه نکته های آموزنده روانشناسی (۱۴۸۹ بازدید توسط ۱۲۱۰ نفر)
صفحه درد دل های پسرونه (۴۱۹۲ بازدید توسط ۳۱۰۶ نفر)
صفحه درد ودل های دخترونه (۴۷۲۸ بازدید توسط ۳۵۸۸ نفر)
صفحه آشپزی خانواده برتر (۱۶۹۷ بازدید توسط ۱۲۱۰ نفر)
دلتنگی های عاشقانه و غیر عاشقانه (۲۸۸۱ بازدید توسط ۲۲۴۶ نفر)
حق الناس دل شکستن (3) (۱۶۸۶ بازدید توسط ۱۲۹۰ نفر)
جملات روانشناسی، حکیمانه و زیبای بزرگان درباره ازدواج (۵۰۸۲ بازدید توسط ۴۳۰۷ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (3) (۵۲۸۸ بازدید توسط ۳۶۵۴ نفر)
صفحه امید به زندگی 2 (۱۰۹۰۷ بازدید توسط ۷۱۰۰ نفر)
صفحه گفتگوی دختران و پسران بالای 30 سال (۵۶۷۹ بازدید توسط ۴۳۳۷ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۳۸۵۰ بازدید توسط ۲۵۷۵ نفر)
در مورد پست های رمزدار (۱۵۰۱ بازدید توسط ۱۲۵۷ نفر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۶۸۰۶ بازدید توسط ۴۹۲۹ نفر)
توضیح به خانواده برتری های جدید در مورد نظرات ستاره دار (۱۲۶۵ بازدید توسط ۹۹۳ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۱۳۲۱ بازدید توسط ۱۱۰۱ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان (۲۵۷۲ بازدید توسط ۱۹۷۹ نفر)
توضیح در مورد ابزار اشتراک مطالب (۹۱۲ بازدید توسط ۷۶۱ نفر)
تصحیح برداشت اشتباه در مورد طرح آشنایی بیشتر بین کاربران (۳۳۱۱ بازدید توسط ۲۴۳۱ نفر)
نظرات کدام یک از کاربران روی شما تاثیر مثبت گذاشته ؟ (۳۰۹۶ بازدید توسط ۲۲۳۲ نفر)
آشتی کنان، حلالیت طلبی و نقد پذیری کاربران خانواده برتر (۲۳۱۲ بازدید توسط ۱۷۱۵ نفر)
التماس دعا (۹۰۸۵ بازدید توسط ۷۲۲۰ نفر)
پیشنهاد مطلب به سایر کاربران (۹۸۲ بازدید توسط ۸۰۴ نفر)
پیشنهاد پست های ویژه هفتگی (۱۶۰۰ بازدید توسط ۱۲۴۹ نفر)
پربازدیدترین مطالب روزانه خانواده برتر (۱۴۹۴ بازدید توسط ۱۲۲۴ نفر)
خدایا شکرت که ... (۳۴۰۸ بازدید توسط ۲۵۷۷ نفر)
صفحه نکته های خانه داری (۱۷۱۲ بازدید توسط ۱۲۹۸ نفر)
معرفی مراکز خرید مخصوص خانم ها (۱۵۶۴ بازدید توسط ۱۳۰۲ نفر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۳۳۳۳ بازدید توسط ۲۶۹۳ نفر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۳۹۳۳ بازدید توسط ۳۰۶۷ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۱۲۴۶۳ بازدید توسط ۷۹۷۷ نفر)
صفحه شخصی 🍃Brain on fire🍃 (۲۱۴ نمایش) - (۲ نظر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۸۷۵۱ نمایش) - (۳۱۵ نظر)
صفحه شخصی 𝒪𝓃𝒸𝑒 𝒰𝓅𝑜𝓃 𝒶 𝒯𝒾𝓂𝑒 (۲۳۰۱ نمایش) - (۸۰ نظر)
صفحه شخصی "مهشید" (۲۶۲۹ نمایش) - (۱۹۲ نظر)
صفحه شخصی berelian (۸۷۳ نمایش) - (۴۵ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۴۰۹۸ نمایش) - (۲۳۵ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۶۹۶ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۴۶۸ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه ی شخصی دختر باران (۷۳۲ نمایش) - (۲۰ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۷۲۳۸ نمایش) - (۷۳۲ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۴۵۰۷ نمایش) - (۳۲۳ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۸۰۱۰ نمایش) - (۲۱۶ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۱۳۳۳ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۲۱۲۲ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۲۴۸۸ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۶۹۶۱ نمایش) - (۳۹۵ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۱۳۳۲ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۳۳۶۲ نمایش) - (۳۱۱ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۲۰۲۵ نمایش) - (۵۴ نظر)
صفحه شخصی هجران (۱۵۶۱ نمایش) - (۲۰ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۶۹۴ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۱۳۴۲ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی فان (۲۵۸۸ نمایش) - (۳۲ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۲۷۴۲ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۱۳۹۶ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۱۰۱۹ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۱۲۳۸۸ نمایش) - (۱۰۰۵ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۵۶۲۵ نمایش) - (۲۳۱ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۸۲۷۹ نمایش) - (۳۵۱ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۶۵۵۹ نمایش) - (۱۴۰ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۲۱۹۷ نمایش) - (۶۷ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۸۶۵۳ نمایش) - (۳۸۶ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۱۴۴۲ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۲۱۵۹ نمایش) - (۴۲۳ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۱۳۴۶ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۱۶۳۳ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۲۱۰۵ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۱۶۴۳ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۸۴۵۷ نمایش) - (۱۰۱ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۳۱۷۵ نمایش) - (۴۹ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۱۴۳۵ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۱۳۶۸ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۱۶۲۰ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۷۷۷ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۲۰۴۸۱ نمایش) - (۶۵۳ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۱۴۱۳ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۱۶۷۸ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۱۵۴۱ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۱۶۵۱ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۱۸۸۷ نمایش) - (۷۳ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۱۶۳۴ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۴۶۴۶ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۲۱۴۵ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۲۳۳۶ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۱۹۹۸ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۲۵۸۹ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۲۵۲۶ نمایش) - (۲۸ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۵۸۹۰ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۲۰۰۱ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۲۲۴۲ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۱۸۶۶ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۲۳۳۲ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۲۷۶۲ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۶۰۷۷ نمایش) - (۲۶۷ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۲۰۴۶ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۳۱۸۵ نمایش) - (۷۴ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۲۱۴۶ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۲۴۴۶ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۲۶۱۴ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۷۳۸۲ نمایش) - (۳۱۷ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۲۷۳۹ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۲۲۰۵ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۲۳۵۹ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۱۶۳۸ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۱۹۲۱ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۶۳۴۶ نمایش) - (۷۳۸ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۱۶۴۰ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۲۰۲۹ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۱۱۰۴۶ نمایش) - (۲۶۸ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۶۵۴۹ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۱۶۷۶ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۴۶۵۵ نمایش) - (۱۰۰ نظر)
صفحه شخصی " خاله باران " (۶۷۳۵ نمایش) - (۴۱۰ نظر)
صفحه شخصی " همسر اقای امیر_متاهل " (۱۵۹۲ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " تقوی " (۱۱۵۳۵ نمایش) - (۴۳۲ نظر)
صفحه شخصی " جیگیلی بیگلی " (۱۶۱۶ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " پرتو خورشیدی " (۲۸۵۰ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی " Papillon :-) " (۱۴۳۴ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " رضا سرچشمه " (۱۳۹۲۴ نمایش) - (۴۸۴ نظر)
صفحه شخصی " eror " (۱۴۸۹ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۲۴۷۵ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی " پرواز ... " (۱۲۲۳ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " ¤¤ سجاد ¤¤ " (۱۴۵۲ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " میثم 23 " (۱۱۴۷ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی " *[adam]* " (۲۰۸۹ نمایش) - (۷۹ نظر)
صفحه شخصی " زهرا سادات " (۱۶۳۳ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " صبا :) " (۵۶۲۴ نمایش) - (۴۴۸ نظر)
صفحه شخصی " بهار 23 " (۱۰۰۵ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " خـــــــــــرپـــرنـــده " (۲۳۶۲ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " N.A " (۱۳۱۹ نمایش) - (۱۳ نظر)
آیت الله مایکل جنازه لازم داره (۱۱۲۶ بازدید توسط ۸۱۱ نفر) - (۰ نظر)
شاید اسلحه‌ ی آمریکا شکسته باشه، ولی رسانه‌ش هنوز هست (۱۶۴۱ بازدید توسط ۱۱۴۲ نفر) - (۵۴ نظر)
در مورد سقوط پرواز ۷۵۲ هواپیمای اوکراین (۴۷۹۵ بازدید توسط ۳۲۶۰ نفر) - (۲۱۳ نظر)
تسلیت به خانواده های قربانیان سقوط پرواز 752 اوکراین (۱۲۱۸ بازدید توسط ۸۷۳ نفر) - (۵۷ نظر)
اگر خواب بمانیم ... (۳۹۷۱ بازدید توسط ۲۷۸۹ نفر) - (۱۳۴ نظر)
چرا بعضی مردم حافظه تاریخی ضعیفی دارند؟ (۱۴۹۶ بازدید توسط ۱۱۱۸ نفر) - (۴۳ نظر)
درسی جاودانی از شهید جهانی (۷۹۲ بازدید توسط ۵۹۸ نفر) - (۱۵ نظر)
آماده شدن برای ظهور، به معنای آیت الله بهجت شدن نیست (۹۴۹ بازدید توسط ۷۵۹ نفر) - (۱۲ نظر)
قاسم حسین زنده تره از این به بعد (۱۸۶۰ بازدید توسط ۱۲۷۰ نفر) - (۷۱ نظر)
سیاست مداران، چگونه شما را فریب می دهند؟ (۱۶۲۵ بازدید توسط ۱۱۴۹ نفر) - (۴۰ نظر)
چرا یک فیلترینگ قدرتمند نداریم که هیچ جوانی منحرف نشود؟ (۲۰۳۳ بازدید توسط ۱۴۸۹ نفر) - (۵۴ نظر)
در هوای آلوده چیکار کنیم زنده بمونیم؟! (۱۰۲۲ بازدید توسط ۷۴۳ نفر) - (۲۱ نظر)
یه ملت چطور می تونه بدون جنگ و خونریزی به مرحله دمکراسی برسه؟ (۳۶۸۱ بازدید توسط ۱۵۲۶ نفر) - (۹۲ نظر)
مسائل روز جامعه، موضوع جدید خانواده برتر (۲۸۱۲ بازدید توسط ۱۰۱۷ نفر) - (۴۶ نظر)
من زن میخوام ، اینو برای اولین بار چطوری گفتید ؟ (۸۷۱۹ بازدید توسط ۶۹۶۷ نفر) - (۷۱ نظر)
اصرار در خواستگاری مستقیم از خود دختر تا چه حد باید باشه؟ (۶۰۰۴ بازدید توسط ۴۶۰۱ نفر) - (۸۱ نظر)
خانمم اون دختری نیست که در زمان نامزدی و عقد باهاش بودم (۵۶۸۷ بازدید توسط ۴۳۸۴ نفر) - (۱۳۱ نظر)
اولین ملاقات با دختر مورد علاقه (۷۶۷۴ بازدید توسط ۴۶۴۳ نفر) - (۹۳ نظر)
موقع تخفیف گرفتن از چه جملاتی استفاده می کنید؟ (۶۴۶۰ بازدید توسط ۳۹۳۹ نفر) - (۸۳ نظر)
ما هم از دختران گله داریم (۸۹۷۸ بازدید توسط ۶۲۵۰ نفر) - (۹۷ نظر)
چطور محترمانه به یه پسر بفهمونم که تمایلی بهش ندارم (۲۹۷۰ بازدید توسط ۱۷۸۴ نفر) - (۱۲ نظر)
مردای قدیمی بر چه اساسی با زن چاق ازدواج میکردن ؟ (۱۲۱۷۶ بازدید توسط ۷۸۵۴ نفر) - (۹۳ نظر)
آدم درونگرا صرفا باید با آدم درونگرا باشه؟ (۱۲۰۶۵ بازدید توسط ۴۳۳۷ نفر) - (۱۵۸ نظر)
از عینکی بودن کسی که میرید خواستگاریش بدتون میاد؟ (۱۰۴۹۶ بازدید توسط ۷۶۷۴ نفر) - (۹۵ نظر)

۴۱۶ مطلب با موضوع «تعامل با خانواده» ثبت شده است

کلا یه دختر بی هدفم، هیچ هدف و انگیزه ای برای زندگی ندارم

سلام 

من یه دخترم و ۲۰ سالمه، امسال دانشگاه قبول شدم، ترم بهمن رشته پرستاری، تو تابستون و این چهار ماه تعطیلی من هیچ کار مفیدی انجام ندادم، کلا یه دختر بی هدفم، هیچ هدف و انگیزه ای برای زندگی ندارم روزهام همین طوری میگذره، گاهی شروع میکنم به سخنرانی گوش دادن، کتاب خوندن پیاده روی و … ، ولی خیلی زود تمومش میکنم، راستش دلم یه چیزهایی تو زندگی میخواد که هیچ وقت نداشتم و نخواهم داشت، مثل یه پوست صاف.

آخه صورتم پر از جوش و جای جوشه، هر کی نگام میکنه حالش بهم میخوره، خیلی خیلی دنبال درمان رفتم ولی فایده ای نداشت بدتر هم شد، باعث شد صورتم لاغر لاغر بشه، دلم میخواست یه دختر سر زبون دار میبودم، ولی از بچگی به شدت خجالتی و کم حرف بودم، همیشه تو اتاقم هستم،  حتی وقتی خواهر زاده کوچولوم میاد میرم تو اتاق مخفی میشم، همیشه تنهایی غذا میخورم و … ، دلم میخواست یه روزی میتونستم ازدواج کنم، کنار یه مردی حسابی خوشبخت بشم، به آرامش برسم، بچه داشته باشم و شاد باشم، ولی کدوم مردی میاد سراغ دختری با ویژگی های روحی و ظاهری من؟، آخه دلم میخواست با حجاب باشم ولی چون اخلاقم خشکه و اکثرا تو جمع میرم یه گوشه وایمیسم چادر نمیزنم میترسم دید بقیه نسبت به چادری ها بد بشه.


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
تعامل با خانواده (۴۱۶ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۶۰ مطلب مشابه) مسائل درونگراها (۲۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۴)
    • ۲۶۵۷ بازدید توسط ۱۹۴۷ نفر
    • جمعه ۲۷ دی ۹۸ - ۲۱:۵۸

    چطور به خانواده م بگم یه درس 3 واحدی رو افتادم؟!

    سلام

    میشه بگید اولین بار که تو دانشگاه درسی رو افتادید چطور با خانواده تون مطرح کردید؟

    میدونم سوالم مسخره است، ولی به هر حال این مشکل الان برای من پیش اومده. دخترم و ۱۸ ساله. تو یکی از دانشگاه های دولتی خوب شهر خودمون درس می خونم. دو سال کنکور دادم. مدرسه خاص بودم. همیشه نمره هام عالی بوده. خانواده م عمرا انتظار همچین چیزی رو ندارن.

    نمره یه درس مهم سه واحدی زیر ده!!!، ترم اولم، البته بیشتر بچه های کلاس مون اون درس رو افتادن. اون هایی هم که پاس شدن با ده و دوازده پاس شدن اکثرا. حتی ترم بالایی ها که این درس رو دوباره برداشتن هم افتادن. میدونم چندان خوب درس نخوندم و اگه از اول ترم مرتب این درس رو میخوندم نمی افتادم ولی بیشتر الان نگران واکنش پدر و مادرم هستم تا نمره. هر دوتاشون تحصیل کرده اند ولی هم اختلاف سنی مون زیاده هم سخت گیرن. نظر شما چیه؟ تجربه مشابه یا هر چیزی که فکر میکنین لازمه رو بگین. 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۱۶ مطلب مشابه) چگونه درس بخوانم (۵۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۱)
    • ۱۲۱۳ بازدید توسط ۹۶۲ نفر
    • دوشنبه ۲۳ دی ۹۸ - ۲۰:۱۹

    چطور به پدر و مادرمان نیکی کنیم؟

    با سلام خدمت همه بزرگواران

    من خیلی از اهمیت نیکی به پدر و مادر شنیدم، در قرآن هم خدا بلافاصله بعد از مسئله توحید (پرستش انحصاری خداوند که مسئله ی فوق العاده مهمی هست)، ما رو به نیکی به پدر و مادر امر کرده.

    نقل شده که امام صادق علیه السلام در مورد اون آیه ی قرآن چیزی به این مضمون فرمودن که؛

    "و بالوالدین احسانا" یعنی قبل از اینکه پدر و مادرت از تو درخواستی بکنن اون خواسته ها رو شناسایی کنی و پدر و مادرت رو در اون موارد یاری کنی.

    علاوه بر این حدیث ارزشمند که عمل کردن به اون اهمیت فوق العاده ای داره شما چه جوری به پدر و مادرتون لطف میکنید یا چه کارهایی میتونید انجام بدید که پدر و مادرتون خوشحال بشن؟

    ممنونم که وقت گذاشتید و تشکر میکنم از کسانی که نظر میذارن

    خدا نگهدار


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۱۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۹)
    • ۹۳۴ بازدید توسط ۶۷۴ نفر
    • جمعه ۱۳ دی ۹۸ - ۱۷:۵۹

    برادرم میگه تو نباید شوهر کنی

    برادرم به دلیل سادگی با کلاه برداری هایی که بر سرش اومد محکوم به حبس شد.  از سن 18 سالگی به بعد دیگه ندیدمش و فقط تلفنی باهاش ارتباط داشتم و یک دیدار هم نداشتم و خودش هم دوست نداشت اون جا ببینمش.

    همیشه خواستگارهام رد میشدند، برای اینکه کسی بیاد بگه برادرت کجاست نگیم کجاست و به قول خانواده م یه عمر سرت پایین نباشه. 

    سنم از 18 شد 19 -20-21-22-23-24-25 و  نزدیک 8 سال گذشت که خودم و خدا میدونم که چی تو اون سال ها گذشت و نمیخوام بازگو کنم که چه اتفاقات مالی و روحی و جسمی بهم زده شده، فقط با جمله واقعا وحشتناک بود اکتفا میکنم.

    همین قدر بگم که ضربه های جبران ناپذیری به اوج جوانی من زده شد، ولی همیشه براش دعا کردم ، بیاد همیشه بهش فکر میکردم، یعنی الان اون جا چیکار میکنه حالش چطوره؟

    در مورد مبحث ازدواجم هم خانوادم دیدن این همه انتظار درست نشد تصمیم گرفتن خواستگار راه بدن و یکی دو موردی رفتن و اومدن و یکی رو پسندیم و تا مراحل بله برون پیش رفتیم و خیلی اتفاقی برادرم به آغوش خانواده برگشت و من خیلی خوشحال شدم و بال درآوردم که سه روز بعدش دعام مستجاب شده و بله برونم کنارم هست، خب شادی من وصف شدنی نبود.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۱۶ مطلب مشابه) روابط خواهر برادری (۲۰ مطلب مشابه) مخالفت خانواده با ازدواج (۲۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۹)
    • ۲۴۰۴ بازدید توسط ۱۸۶۵ نفر
    • دوشنبه ۹ دی ۹۸ - ۱۹:۵۶

    درباره تفاوت سلیقه با پدر در مورد ازدواج

    سلام

    من دختری 26 ساله هستم. کارشناسی ارشد دارم و از یک خانواده سنتی و فرهنگی. تا این سن خواستگار داشتم، یا اون ها رد میکردن یا بیشتر از جانب ما رد میشدند (تلفنی)، اما جدی نگاه نمیکردم و در حقیقت آمادگی شخصی نداشتم که بخوام وارد ازدواج و زندگی مستقل بشم. 

    خانواده هم اجازه کار در بیرون رو بهم نداده و نمیدن (پدرم فقط معلمی و کار دولتی رو امن میدونن و با هر مخالفت کوچیک ما، دعوا درست میکنن و مادر و برادرم هم سر این مسئله خیلی اذیت میشن) از طرفی هم تا الان در مدارس و دانشگاه های سطح بالا بودم، الان اکثر دوستانم اپلای کردن و رفتن و من با اینکه شرایط تحصیلی بهتری هم داشتم، به خاطر موقعیت و جو خانواده این مورد رو باید کنار میذاشتم که البته شکایتی ندارم...

    یک ساله که به ازدواج خیلی جدی فکر میکنم، چند مورد خاستگار داشتم که معیارهای من رو نداشتند اما کاملا مورد پسند خانواده به خصوص پدرم بودند و ایشون اصرار و به دنبال اون دعوا و اوقات تلخی میکنن که چرا قبول نمیکنی و ... (اکثر مواقع تو خونه حرف، حرف بابا هست)

    مثلا من تحصیلات خیلی برام مهمه، دوست دارم همسرم پزشک یا دکترا یا حداقل فوق داشته باشه، با کار و ادامه تحصیل من مشکل نداشته نباشه، خونه و وضع مالی هم واقعا اصلا برام مهم نیست، چون  میخوام یک زندگی سالم درست کنیم و بسازیمش. اما بابا اصلا مدرک براشون مهم نیست، کلا انگار هیچ ملاکی ندارند و منتظرند یکی بپسنده و ما هم بله را بگیم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۱۶ مطلب مشابه) ازدواج فرزندان (۱۴۹ مطلب مشابه) بررسی معیارهای ازدواج دختران (۲۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۴)
    • ۱۲۲۳ بازدید توسط ۹۰۵ نفر
    • شنبه ۷ دی ۹۸ - ۲۱:۰۴

    نشون کرده ی پسری هستم که مادرش بهم حسودی میکنه؟

    سلام

    من مدتیه نشون کرده یه آقا پسر هستم که دو سال پیش با هم در ارتباط بودیم، خودش پسر خیلی خوبیه ولی مامانش خیلی به من حسادت میکنه، فکر میکنه من اومدم باهاش رقابت کنم، یا پسرش رو ازش بگیرم. 

    کاملا ظاهر حفظ میکرد و اصلا نشون نمی‌داد با من مشکل داره و با رضایت کامل اومدن خواستگاری من. تا اینکه خیلی اتفاقی به این موضوع پی بردم. مامان شون پشت سر من به پسرشون از من بد میگن حتی میگن چرا کم محلش نمیکنی پر رو میشه، یا دختره لوسه و فلانه. 

    پسرشون تا حالا همیشه از من دفاع کرده، باهاش صحبت کردم و قبول داره که حرف های مامانش به صلاح مون نیست، ولی دو بار قبلا دیدم موقع دعوا حرف های مامانش رو به زبون می‌آورد، البته من یک بار خیلی محترمانه به مامان شون گفتم دخالت نکنن، ولی فایده نداره. کاره درست تو این وضعیت چیه؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۱۶ مطلب مشابه) روابط عروس و مادر شوهر (۴۲ مطلب مشابه) ارتباط با خانواده شوهر (۵۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۱)
    • ۲۰۵۱ بازدید توسط ۱۴۸۸ نفر
    • جمعه ۲۹ آذر ۹۸ - ۱۸:۲۳

    یه دختر وابسته بار اومدم که اعتماد به نفس انجام کاری رو ندارم

    سلام

    مشکل من مادرمه، نمیدونم چطور رفتار کنم احترامش حفظ بشه.

    وقتی بچه بودم خیلی ذوق داشتم، میدیدم دختر خاله م ظرف میشوره، خونه جارو میکنه، میگفتم منم میخوام ظرف بشورم، میگفت نمیتونی خودم باید بشورم، (البته یکم وسواس داره) اگه می شستم ذوق میکردم می بردم نشونش بدم دعوام میکرد که چرا دست زدی انگار جنایت کرده بودم، منم زده میشدم.

    یه کم بزرگتر شدم دختر خاله م مستقل تر شد من وابسته، خاله م همه ش از دخترش تعریف میکرد مادر منم همه ش منو با اون مقایسه میکرد و می گفت ببین اون رو، از هر انگشتش یه هنر می باره ولی تو هیچی بلد نیستی. در حالی که هیچ وقت بهم هیچی یاد نداده بود، وقتی اعتراض میکردم میگفت خودت باید یاد می گرفتی. وقتی کسی میاد خونه مون تمام نقاط ضعف مو میریزه رو دایره و تحقیرم میکنه، اگه چیزی هم بگم میگه خفه شو .

    الان هم گیر داده با پسر یکی از فامیل هامون ازدواج کنم، میگم اون برام مناسب نیست ولی هیچی سرش نمیشه، به گذشته خودم که نگاه میکنم 180 درجه تغییر کردم، درسم خیلی خوب بود، اونم به شدت افت کرد، الان میخوام برم آب هم بخورم یه چیز تو مغزم تکرار میشه نمیتونی نمیتونی بعد منصرف میشم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۶ مطلب مشابه) تعامل با خانواده (۴۱۶ مطلب مشابه) افزایش اعتماد به نفس (۲۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۳۹۷۷ بازدید توسط ۱۵۸۴ نفر
    • پنجشنبه ۲۱ آذر ۹۸ - ۱۷:۴۲

    چطور با برادر خودسر خود برخورد کنم؟!

    سلام

    من آقایی ۲۳ ساله هستم و یک برادر کوچکتر هم دارم که حدود ۱۶ سال داره، یکی از بزرگترین مشکلات زندگیم همین برادر کوچیکه هست، حقیقتش اصلا ما دو تا هیچی‌ مون شبیه هم نیست، ظاهری شبیه هستیم ولی باطنی مثل زمین و آسمون ...

    من آدم ساکت، آروم و مثبتی هستم، تفکرات عمیقی دارم و دوست ندارم تو کار کسی دخالت کنم یا بی‌ احترامی کنم. خلاصه که سرم تو لاک خودمه، ولی اون داداش ما کاملا برعکس ...، یک آدم بی‌ فکر که هر چی به ذهنش میرسه سریع به زبون میاره، حالا کاری نداره بی ادبی هست یا کسی ناراحت میشه.

    کاملا تو کار بقیه دخالت میکنه و همیشه نظر میده واسه خودش، (مثلا وقتی که من دارم با مادرم صحبت میکنم)، کلا یه آدم منفی هست که همیشه دنبال مشکلات و نقطه ضعف های آدم ها میگرده، حد خودش رو نمیشناسه و به منی که شش سال از اون بزرگترم هیچ احترامی قائل نیست، بعضی مواقع بد دهنی، بعضی مواقع کلمات منفی ...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۷۶ مطلب مشابه) تعامل با خانواده (۴۱۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۵۲۷۷ بازدید توسط ۱۴۰۴ نفر
    • دوشنبه ۱۳ آبان ۹۸ - ۱۸:۲۶

    اصلا نمیدونم چی میخوام و هدفم چیه؟

    سلام

    اجازه بدید از زندگیم بگم براتون، دخترم، دانشجو در یکی از رشته های پیرا پزشکی، در یک خانواده معمولی از نظر مالی، و خوب از نظر تحصیلی و فرهنگی، تک دختر هستم .

    از وقتی یادم میاد از همون بچگی احساس ضعف میکنم، حس میکنم یه کمبودی دارم، از ۷-۸ سالگی این حس رو دارم، هیچ وقت اعتماد به نفس نداشتم، همیشه خودم رو کمتر از بقیه میگرفتم و میگیرم، ۱۶ سالم بود پسر عمه م بهم گفت دوستم داره تا اون موقع برام پیش نیومده بود، راستش هیجان زده شدم، ضمن اینکه از قبل هم خودم به ایشون حس خوبی داشتم (نمیدونم چه حسی دوست داشتن، عشق یا چی) قصد جفت مون اون زمان ازدواج بود.

    یه مدت با هم ارتباط تلفنی داشتیم، فکر کنم حدود هشت ماه، بعد از این مدت یهو من فکر کردم که اصلا چرا با ایشون باشم،چرا با ایشون ازدواج کنم مگه چی داره! باورش سخته ولی من تو یه روز به این نتیجه رسیدم و به ایشون هم گفتم نمیخوام دیگه ارتباطی داشته باشیم، دیگه باهاش ارتباط نداشتم ولی هر روز عذاب وجدان داشتم که چرا سرکارش گذاشتم، چرا اذیتش کردم و ... ،خیلی گریه میکردم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۱۶ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۶۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۲)
    • ۱۷۴۰ بازدید توسط ۱۱۸۹ نفر
    • دوشنبه ۱ مهر ۹۸ - ۰۹:۰۱

    قصد دارم برای خواستگاری اصلا پدرم رو با خودم نبرم؟

    نظر شما چیه که برای خواستگاری اصلا پدرم رو با خودم نبرم؟، پدر من با زن جدیدش داره یک جای دیگه زندگی میکنه و زندگی خودش رو داره و همیشه هم من با پدر آبم توی یک جوب نرفت و اختلاف داشتم.

    هیچ چیز دیگری به جز یک خانه برای زندگی کردن ندارم، دوست دارم حتی پدر خودم رو خواستگاری نبرم، این طوری راحت ترم، از حرف هاش، از رفتارهاش از همه چیزش بدم میاد. تازه اگه اون رو ببرم پای نامادریم هم باز میشه، نامادری ای که الان چندین ساله دیگه داره با پدر یک جای دیگه زندگی می کنه و اصلا رابطه ای نداریم و پدر و هم چند وقت یک بار می بینم و خودم دارم برای خودم زندگی می کنم و وضع مالی خوبی ندارم ولی جایی برای زندگی هست.

    و اینکه بعد از کلی بحث با پدر سر مسائل مختلف دیگه کلا قطع امید کردم از خودش از رفتارها و دخالت ها و ناصواب بازی های نامادریم. من تصمیم دارم اصلا نبرمش اونم بذار ببینه روی پای خودم وایسادم و می خوام برم خواستگاری و حتی پدرم رو با خودم نبرم و کارت عروسیم رو براش می فرستم خونه، شاید ناراحت بشه ولی این بهتره تا اینکه همیشه من ناراحت باشم یا اینکه همیشه با هم جنگ و دعوا داریم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۱۶ مطلب مشابه) ازدواج فرزندان (۱۴۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۱)
    • ۱۶۷۶ بازدید توسط ۱۱۵۹ نفر
    • يكشنبه ۳۱ شهریور ۹۸ - ۰۹:۵۷

    اگه برادرم نامزد کنه ممکنه احساس حقارت کنم؟

    سلام 

    دختری هستم 20 ساله، روحیه ی حساسی دارم، برادرم 22 سالشه و مثل اینکه خدا بخواد قراره به زودی نامزد کنه، راستش من همیشه دلم میخواد خوشبختی اطرافیانم رو ببینم مخصوصا خوشبختی و ازدواج برادرم رو.

    ولی یک سری موضوعات و مشکلات ذهن من رو درگیر کردن، من فاصله ی سنی کمی با برادرم دارم و از این که احساس میکنم میخواد نامزد کنه ولی من احتمالا حالا حالاها تو چنین شرایطی نیستم ممکنه یه کم حس حقارت بهم دست بده و اینکه بخاطر شرایطم همیشه میگفتم ایرادی نداره اگر من دیر ازدواج کنم یا اصلا ازدواج نکنم! ولی همیشه ته فکرم این بود که اگر اطرافیان من همه متاهل شدند اون وقت من چه جوری خودم رو کنترل کنم! ، احساسم و نگاه دیگران رو چکار کنم؟

    به نظرتون مشکل من با نامزد کردن برادرم حادتر میشه؟، و نیازه که برم پیش روانشناس؟، دختر یا پسری داریم که نخواد یا نتونه ازدواج کنه و از این بابت خیلی ناراحت نباشه؟، نمیدونم چه کنم، دلم یه کم گرفته، ممنون از کسانی که با نظرشون کمک میکنند


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۱۶ مطلب مشابه) روابط خواهر برادری (۲۰ مطلب مشابه) خودسازی در دختران (۳۹۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۶)
    • ۱۴۵۷ بازدید توسط ۹۶۱ نفر
    • يكشنبه ۳۱ شهریور ۹۸ - ۰۹:۳۴

    لزومی داره خانواده شوهرم بفهمن، یه زن مطلقه بودم؟

    سلام 

    من یه خانم 26 ساله هستم. 19 سالم بود ازدواج کردم و تقریبا 3 سال بعد یعنی 22 سالگیم جدا شدم. تو دوران عقد جدا شدم اما دوشیزه نبودم. 2 سال تمام  آقایی بودن به من ابراز علاقه میکردن و مدام پیغام  واسطه ایشون رو دریافت می کردم، نمیدونستن من مطلقه هستم، یعنی نذاشته بودم کسی بفهمه. فقط کارفرمام میدونستن. منم خیلی بهش علاقه داشتم البته اصلا اصلا بروز نداده بودم، ولی میدیدمش قلبم می اومد دهنم. اصلا سرخ و سفید میشدم افتضاح، همه ش شب ها با خدا حرف میزدم میگفتم خدایا میدونم خواستم غیر منطقیه ولی یه کاری کن این بیاد منو بگیره.

    خودت سنگ های جلو پامون رو بردار، منم ازدواج کنم برم از تنهایی در بیام، کی بهتر از این سر راهم میتونه باشه؟، ولی وقتی اومد جلو  پیشنهاد ازدواجش رو جدی نگرفتم، با خودم گفتم هر چقدر هم خودش جدی باشه خانواده ش نمیذارن این وصلت سر بگیره. تا اینکه با اصرار اومدن همراه مادر و دو تا خواهر  و بعد همون حلسه من تو یه قرار خصوصی براشون تعریف کردم که یه بار ازدواج کردم و جدا شدم. خدا میدونه با چه زجری این کلمات از زبانم اومد بیرون!، ایشون اولش یه کم شوکه شد اما گفت منو انتخاب کرده و واسه ش مهم نیست. من ازشون خواستم خودش با خانوادش صحبت کنه چند روز فکر کرد گفت نه!


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۱۶ مطلب مشابه) ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۹ مطلب مشابه) طلاق در دوران عقد (۳۵ مطلب مشابه) مسائل زنان مطلقه و بیوه (۳۳ مطلب مشابه) ارتباط با خانواده شوهر (۵۸ مطلب مشابه) ازدواج با همکار (۱۸ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۶)
    • ۲۵۴۱ بازدید توسط ۱۸۸۰ نفر
    • پنجشنبه ۲۸ شهریور ۹۸ - ۱۲:۳۵

    برادرم با فحاشی هایی که میکنه منو از خودش متنفر کرده

    سلام

    من ۲۳ ساله م، واقعا از حرف های آزار دهنده برادرم خسته شدم، یه آدم فحاش که متنفرم کرده از خودش، من از فحش متنفرم، دوست دارم همیشه تو آرامش باشم ولی این همیشه آرامش منو بهم میریزه، نمیدونم قصدش چیه ولی متاسفانه خیلی حسوده و حریص، البته تا حدی هم تقصیر اون نیست،  پدر و مادرم از اول فحاش بودن، هم به ما هم با خودشون، این هم از اون ها یاد گرفته.

    من نمیتونم مثل اون ها باشم، البته اگه زیاد عصبیم کنن منم جواب شون رو میدم ولی اون ها همیشه اینطوری هستند، نه برای من واسه پدرم هم اینطوره،  به خدا دیروز گفتم بخاطر این آدم از خونه میرم،  پدرم نذاشت، نخواستم دلش رو بشکنم، نرفتم.

    مادرم هم طرف اون میگفت برو وسایلت رو هم ببر، من همیشه غصه شون رو خوردم، خسته م کرده این با حرف هاش. 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۱۶ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۷)
    • ۱۱۴۲ بازدید توسط ۷۶۶ نفر
    • پنجشنبه ۲۸ شهریور ۹۸ - ۱۱:۱۲

    سیگاری بودن پدرم، ما رو از هم دور کرده

    سلام به همه

    میخوام یه کم از مشکلم با پدرم بگم شاید به درد یکی خورد؛

    همیشه وقتی میان خونه منم مثه بچه های دیگه خوشحال میشم ولی بعدش که یادش میافتم ناراحت میشم. بیشتر اوقات از بوی بد لباس یا دهن ایشون نمیتونم نزدیک به هم بشینیم یا گاهی بلافاصله بعدش نمیتونم تحمل کنم با هم صحبت کنیم.

    وقتی سیگارش روشنه سرم درد میگیره ،شب ها صدای خس خس نفس کشیدن پدرم رو میشنوم همه ش نگرانم دور از جون رگ های قلبش مسدود بشه یا سرطان ریه بگیره...، خودم هم دیگه بعضی شب ها صدای خس خس خفیفی رو میدم که خواهرم بهم گفتن.

    اصلا یکی از علت هایی که منو خواهرم از پدرم دوری میکنیم همین سیگارشه!، به خدا خیلی مهربونه دوسش دارم، دلسوزه، همه کار برامون میکنه، ولی ای کاش این ظلم رو در حق خودش و خونواده ش نمیکرد.

    الان یکی از معیارامه که با پسری ازدواج کنم سیگاری نیست. خواهش میکنم جوون ها ترکش کنید شاید فکرش رو هم نکنید ولی همین عامل ما رو خیلی از هم دور کرده.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۱۶ مطلب مشابه) روابط با پدر (۲۲ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۶۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲)
    • ۶۲۵ بازدید توسط ۴۶۹ نفر
    • پنجشنبه ۲۱ شهریور ۹۸ - ۱۱:۴۳

    وقتی رتبه ی کنکور افتضاح میشه ...

    تقریبا 1 ماه پیش بود که نتایج کنکور رو دادن، مثل همیشه همه اون هایی که کنکوری میشناختن دوست داشتن بدونن رتبه چند آورده!، همه این ها که میگن رتبه یه چیز شخصیه باد هواست، لطفا واقعا بگین جواب فامیل، دوست و  آشنا رو چی میدید اگه رتبه خوب نیارید!؟، واقعا برگردین بگین یه چیز شخصیه که طرف قبول نمیکنه که!، آدم رو دست میندازن اگه به روی خودشون هم نیارن کلا رفتارشون عوض میشه!

    به خاطر این پرسیدم که شما اگه جای من بودید چیکار میکردید؟ وقتی امکانات دارید، یه وضع نرمال برای گرفتن نتیجه خوب، اما رتبه میشه افتضاح...! رک بگم رتبه منطقه 60 هزار کشوری هم که .... خودتون میدونید!

    فامیلی که سالی یه بار می بینیش هم زنگ میزنه!


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۱۶ مطلب مشابه) کنکور (۵۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۱۷۲۲ بازدید توسط ۱۳۰۱ نفر
    • شنبه ۱۶ شهریور ۹۸ - ۱۲:۱۱

    کار کردن دختر در محیط مردانه

    سلام 

    من یک دختر 23 ساله هستم، رشته من کشاورزی بوده، امسال من یک کار برای کار توی گلخونه گل و گیاه پیدا کردم که یک کارگر معمولی میخواد، منم تا حالا هیچ جایی کار نکردم و هیچ چیز عملی یاد ندارم، توی دانشگاهم همه ش تئوری یاد میدادن، گفتم برم اینجا شاید به دردم بخوره و یه چیزی یاد بگیرم.

    مشکلم اینه که اون جا فقط من هستم و صاحب گلخونه که یک آقای تقریبا 30 ساله هست، بابام که کلا مخالفه، میگه نمیخواد بری، ولی من دو دل هستم، الان به این فکر میکنم که اگر روزی خواستم ازدواج کنم این مساله بدیه که من محیط کاریم مردانه هست.

    نمیدونم شاید سوالم چرته، ولی آقایون دیدشون چیه، چه فکری راجع به من میکنند؟، ممکنه فکر کنن چون من با مرد ها سر و کله میزنم دختر بدی ام؟


    مرتبط:

    می خوام برم کار کنم، چطور پدر و مادرم رو راضی کنم؟



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۱۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۸)
    • ۱۱۴۰ بازدید توسط ۸۹۵ نفر
    • جمعه ۱۵ شهریور ۹۸ - ۱۲:۰۵

    با خانم های کینه ای باید چیکار کرد؟

    سلام

    با خانم های کینه ای که هیچ چیز رو فراموش نمیکنن باید چیکار کرد که این کارشون رو ترک کنن، راستش من تو یه خانواده ٥ نفری بزرگ شدم که الان ٢٤ سالمه و مجرد هستم، تو دوران بچگی اتفاقاتی افتاده که مادرم و خواهرهانم با عمه هام رابطه خوبی ندارن ولی من رابطه م خوبه، رفت و آمد داریم ولی سرد. توی دور و اطرافم هر خانمی رو که دیدم تقریبا این طوریه، میخوام بدونم باید چیکار کرد که این رفتارشون رو ترک کنن؟

    مادرم هی میکوبه تو سر پدرم خواهرانت این طورن ...، عمه هام به پدرم میگن زنت این طوره، مدام زیر آب همدیگه رو میزنن، چرا اینطوره واقعا؟، شاید تو همه خانم ها این طور نباشه ولی در کل، من این طور دیدم چه رفتاری بکنیم تا این جور نیش و کنایه نشنویم که به هم بگن؟، شاید تو آقایون هم باشه ولی تو خانوم ها بیشتره، لطفا راهنمایی کنین؟


    مرتبط:

    روش برخورد با فرد کینه جو



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۱۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۸۹۶ بازدید توسط ۶۷۸ نفر
    • سه شنبه ۱۲ شهریور ۹۸ - ۱۳:۳۲

    چرا بعضی ها در محبت کردن بین برادرزاده ها و خواهرزاده ها فرق میذران؟

    سلام 

    من یه دختره هفده ساله هستم، از وقتی چشم هام رو باز کردم خونه پدر باباییم بیشتر میرفتم، اما هی که بزرگتر شدم کلا سردی عمه ها رو نسبت به خودم درک کردم تا اینکه یه روز یکی از عمه ها به مادرم بی دلیل حرف ناشایست زد ....

    اون جا بود که منم دیگه نسبت به عمه هام سرد شدم، اما بازم مادرم میخواست رابطه منو با خانواده پدریم خوب کنه، حتی من تا چند هفته از ترس همین عمه خونه پدربزرگم نمیرفتم، بله شاید مسخره به نظر بیاد ولی من اون موقع چون سنم کم بود یه ترسی تو دلم نسبت به این عمه اومده بود ...

    هی بزرگتر که میشدم حسادت بعضی عمه ها رو نسبت به مامانم و خودم درک میکردم، از حرف هاشون و حرکات شون. این باعث میشد که من خونه ی پدربزرگم فقط هفته ای یک بار اونم همراه پدر و مادرم برم، همین الان هم همین جوریه، اگر پدر یا مادرم همراهم نباشه من اون جا تنها نمیرم فقط بخاطر رفتار سردشون. 

    شاید باورتون نشه، یکی از عمه هام اصلا با من و مادرم حرف نمیزنه و من اصلا باهاش هم کلام نمیشم به خاطر سردی کلامش و رفتارش، خودم دوست داشتم با عمه هام رابطه صمیمی تری ایجاد کنم ولی گویا اونا اصلا اینو دوست نداشتن. پدرم هم نسبت به بقیه عموها پشتوانه خوبی برای بعضی از عمه هام هست ....


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۱۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۸)
    • ۱۳۷۴ بازدید توسط ۱۰۴۷ نفر
    • دوشنبه ۱۱ شهریور ۹۸ - ۱۱:۱۱

    آقایون، چطور پدر و مادرم رو راضی به ترک تحصیل کنم؟

    سلام و عرض ادب

    میخواستم بپرسم که  یه پسر هفده ساله چطور میتونه پدر و مادرش رو راضی کنه که درس نخونه و ترک تحصیل کنه؟، منظورم در مورد شخصیه که استعداد و علاقه درس خوندن رو نداره.

    فرض میکنیم این پسر قصد داره که خودش توی همین سن بره کار کنه و نمیخواد اصلا دانشگاه بره و حتی ممکنه دیپلم هم نگیره. چطوری میتونه پدر و مادرش رو برای ترک تحصیل قانع کنه؟

    ممنون میشم جواب بدید.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۷۶ مطلب مشابه) تعامل با خانواده (۴۱۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۹)
    • ۸۳۷ بازدید توسط ۶۰۴ نفر
    • يكشنبه ۱۰ شهریور ۹۸ - ۱۴:۱۵

    چکار کنم بچه هام با خانواده منم مثل خانواده ی شوهرم راحت باشن؟

    سلام 

    خانمی هستم سی و چند ساله که دارای دو فرزند، یکی دختر و یکی پسر که از بچگی پیش مادر شوهرم بزرگ شدن. منو شوهرم صبح ها میرفتیم سر کار، مادر شوهرم از بچه هامون مراقبت میکرد.

    مشکلی که دارم اینه که بچه هام اصلا از خانواده من خوش شون نمیاد، هر وقت که میخواییم بریم خونه مامانم اینا بچه ها یا نمیان یا به زور و اعصاب خورد کنی میان، چیکار کنم با خانواده منم راحت باشن، یعنی راحت بیان خودشون بگن بریم خونه مادر بزرگ، بیشتر دوست دارن برن خونه مادر شوهرم.

    اگه ممکنه کمکم کنید


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تربیت رفتاری پسران (۹۸ مطلب مشابه) تربیت رفتاری دختران (۸۹ مطلب مشابه) تعامل با خانواده (۴۱۶ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۹)
    • ۸۵۷ بازدید توسط ۶۶۱ نفر
    • شنبه ۹ شهریور ۹۸ - ۱۲:۳۳

    تو خانواده ما کسی حرمت ها رو نگه نمیداره

    سلام به همه دوستان

    من یه دختر ١٩ساله هستم که یه برادر  و خواهر نوجوان دارم، مشکلی که دارم تو خانواده ما کسی حرمت ها رو نگه نمیداره، نمیدونم چیکار کنم، برادرم تو خونه خیلی راحت میگرده پیرهن نمیپوشه و با یه شلوارک میچرخه، بهش هم که چیزی میگیم بدتر لج میکنه به مادرم میگم که تو لااقل چیزی بهش بگو هیچی نمیگه، میگه آخه پسر گلم چی بگم که این همه بزرگ شده یه جورایی هواش رو داره، پدرم هم مثل مادرم که از گل باریک تر بهش نمیگن .

    گاهی اوقات از حمام در میاد با همون یه شورت (با عرض معذرت) میچرخه، از برجستگیش میشه فهمید که ...، (من از خواهرم خیلی می ترسم، آخه سنش کمه برادرم هم که اصلا ملاحظه نمیکنه)، به وسایل شخصیم میره دست میزنه هر چقدر که بهش میگم بدتر لج میکنه، نمیدونم چیکار کنم، چطور باهاش برخورد کنم که این کار ها رو نکنه یه کم آدم بشه؟

    اگه ممکنه کمکم کنید؟


    بیشتر بخوانید ...

    علت بی حجابی مردهای نسل جدید چیه؟

    پوشش آقا پسرها تو خانواده چطور باید باشه؟

    هر وقت مردها مثل زمان قدیم لباس پوشیدند منم چادر می پوشم

    مضرات پوشیدن شلوار های فاق کوتاه و تنگ برای آقایان

    آیا پوشیدن شلوار تنگ برای پسران ایرادی دارد؟

    ممنوعیت پوشیدن لباس آستین کوتاه توسط رانندگان تاکسی


    پیشنهاد:

    چقدر به دخترهام در خونه از لحاظ پوشش آزادی بدم؟

    دادن اعتماد به نفس به دختران خردسال در مورد زیبایی ظاهری

    از ایده های تربیتی تون برای داشتن فرزند صالح بگید

    تو رو خدا یه کم با بچه هاتون مهربون تر باشین

    نحوه پوششم تو خونه جلوی دختر چهار ساله ام باید چه جوری باشه ؟

    آیا شما بدنبال مطیع بودن فرزندانتان هستید ؟

    لطفا بچه هاتون رو محدود نکنید

    تلاش کنیم پدر و مادر خوبی باشیم


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تربیت جنسی پسران (۵۸ مطلب مشابه) تربیت جنسی دختران (۴۵ مطلب مشابه) تربیت رفتاری پسران (۹۸ مطلب مشابه) تربیت رفتاری دختران (۸۹ مطلب مشابه) تعامل با خانواده (۴۱۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۶)
    • ۲۱۶۳ بازدید توسط ۱۵۷۶ نفر
    • چهارشنبه ۶ شهریور ۹۸ - ۱۹:۲۱

    با مادری که زیاد فحاشی میکنه باید چیکار کرد؟

    سلام

    با مادری که زیاد فحاشی میکنه آدم باید چیکار کنه؟، من خودم صبورم و جواب نمیدم ولی باور کنین اکثر فحشش جز رکیک ترین فحش هاست، مثلا اگه بگه خفه شو قابل تحمله ولی همیشه بدترین فحش ها رو میده، منم مجبور میشم به خودش برگردونم.

    خودتون میدونیند تو دعوا خیرات نمیدن، بیماری فشار و قند خون داره که در عذابه بابت همون و دکترها میگن بیشتر مراعات کنید، دست خودش نیست ولی کسی که دست خودش نباشه باید همه جا همین طوری باشه نه تو جمع فامیل خوب باشه، تو خونه این مدلی.

    واقعیتش هم اینه که انقدر فحش داده و به من گیر داده منم رو حرکاتش حساس شدم و با کوچیک ترین حرفش گارد میگیرم. پدرم میگه تو باید تمرین کنی سکوت کنی وگرنه ازدواج کنی به مشکل بر میخوری،  ولی واقعیت اینه من فقط رو حرکات مادرم حساسم و از اول این مدلی نبودم، خب شما هم بدترین فحش ها رو بشنوید خون تون به جوش میاد دیگه.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۱۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۶)
    • ۱۰۰۹ بازدید توسط ۷۴۲ نفر
    • چهارشنبه ۶ شهریور ۹۸ - ۱۸:۵۵

    میشه سلام و احوال پرسی کردن رو یادم بدید ؟!

    سلام به همه خانواده برتری های گل و عزیز

    یک هفته ای هست که برای پرسیدن سوالم دو دلم . چون اینقد به نظر خودم غیر عادی و مسخره هست که حتی بهم بخندید .

    ولی خوبیش اینه که شما منو در واقعیت نمیشناسید و حتی اگرم مسخرم کنید !

    من یک دختر جوان هستم که کلا اهل دوست و رفیق و بیرون رفتن از خونه و دور همی های دوستانه و... نبودم از اول. همین جوری تو خونه بزرگ شدم  سرم تو درس بود و کتاب و اصلا رغبتی به رفتن در اجتماع،حتی عروسی و عید دیدنی و... نداشتم .

    درونگرا و خجالتی و جامعه گریز نیستم ولی خوشم نمیاد از جمع های زنانه و حرفای خاله زنکی. از بیشتر دور و وری هام هم خوشم نمیاد چون غالبا یک رفتار بیخود و دور از شانی ازشون دیدم که از چشمم بیوفتن. خلاصه که عوامل زیادی باعث شد من به جمع های فامیلی و ... علاقه نداشته باشم . 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۷۶ مطلب مشابه) مسائل دختران جوان (۲۳۲۶ مطلب مشابه) تعامل با خانواده (۴۱۶ مطلب مشابه) مسائل اجتماعی روز جامعه (۵۳۹ مطلب مشابه) روابط اجتماعی دختران (۱۹۳ مطلب مشابه) روش های اجتماعی تر آقایان (۸۵ مطلب مشابه) احوال پرسی در موقعیت های مختلف (۶ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹۰)
    • ۷۰۶۳۴ بازدید توسط ۵۵۶۷۳ نفر
    • شنبه ۲ شهریور ۹۸ - ۲۰:۵۵

    ناراحتی از خونه مون برو بیرون

    با سلام

    من دختری هستم کنکوری، در خانواده ای زندگی میکنم که در اون والدین سالاری حاکمه و تقریبا حق همه موارد مربوط به آینده م جز رشته تحصیلیم ازم سلب شده. مثلا در مورد ازدواج، شهر محل تحصیل، طرز لباس پوشیدن، ارتباط با دیگران چه دوست چه غریبه چه جنس مخالف و چه همجنس، اون ها برام تعیین میکنن چه جوری باشم.

    بارها مخالفت کردم و دعوای شدید راه انداختم اما نتیجه اش جمله "ناراحتی از خونه مون برو بیرون" مواجه شدم و اطمینان دارم که اون ها تغییر ناپذیرن، با این وجود درس میخونم، اما دیگه علاقم به درس خیلی کم شده، چون میدونم همه اختیار آینده م دست اون هاست و بعد از اون هم همسری که اون ها انتخاب میکنن.

    بگید چیکار کنم لطفا؟دیگه باید از چه راهی برم که بفهمن من شبیه خودشون نیستم؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۱۶ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۶۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۱۱۷۷ بازدید توسط ۹۲۵ نفر
    • پنجشنبه ۳۱ مرداد ۹۸ - ۰۸:۴۷

    واقعا چرا انقدر من بدبختم

    سلام

    من یه دختر 27 ساله هستم، احساس میکنم دیگه کشش زندگی رو ندارم، شاگرد اول مدرسه مون بودم از کلاس اول تا پیش دانشگاهی، پشت کنکور موندم که پزشکی قبول بشم به خاطر ضعف مالی و زندگی تو یه شهر خیلی کوچیک و بی امکانات نشد که قبول بشم، دیگه داشتم دیوونه میشدم داشت کارم به دکتر اعصاب میکشید، انتخاب رشته کردم رفتم لیسانس گرفتم، ولی دوسش نداشتم.

    اومدم بشینم خونه باز واسه کنکور بخونم، خونه مون هر روز دعواست، هر روز، اصلا نمیشه زندگی کرد، هر روز بابام و خواهرم دعواشون میشه، من و مامانم همه ش میونه داری میکنیم، مادرم میره دکتر اعصاب، مشکل معده پیدا کرده، من غصه ی اونم میخورم.

    کلی گشتم واسه جای خواب امن، بهزیستی رو هم چک کردم، نمیدونم خدا منو نمیبینه، از نماز خوندن افتادم، افسرده شدم، یه دختر شاد بودم پدرم رو در آوردن، کاش وقتی بدنیا می اومدم میمردم، انقدر بدبختی نمیکشیدم، تو دانشگاه دانشجوی ممتاز شده بودم، استعداد درخشان دانشگاه واسم بنر زده بود، مادرم زنگ زد تو خونه صدای داد و بیداد می اومد، خواهرم جیغ میکشید، التماس شون میکردم آروم شن، به خدا اشکم رو درآوردن، رفته بودم سر کلاس بچه ها میگفتن شیرینی بخر من حالم سر خودش نبود، اصلا نمیذارن عین آدم زندگی کنم، اگه پسر بودم میرفتم کارگری مامانم هم با خودم میبردم، بدبختی اینجاست که دخترم، واقعا چرا انقدر من بدبختم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۱۶ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۶۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۹)
    • ۲۰۴۹ بازدید توسط ۱۵۹۵ نفر
    • چهارشنبه ۳۰ مرداد ۹۸ - ۱۴:۳۴

    می خوام برم کار کنم، چطور پدر و مادرم رو راضی کنم؟

    سلام خدمت دوستان عزیز 

    من راهنمایی میخوام در مورد این که چطوری پدر و مادرم رو متقاعد کنم برم کار کنم، پول خیلی خوبی هم میده روزانه، اما هنوز به پدر و مادرم نگفتم، چون مطمئنم مخالفن چون که میشناسم شون، به خاطر این که دخترم میترسن اتفاق بدی برام بیافته، ولی خب به پولش نیاز دارم برای آزمون های آزمایشی کنکور و دوست دارم کلاس هم برم. 

    من کلی آرزو دارم، مثلا رتبه برتر بشم، ولی خب مشکل مالی دارم موندم چیکار کنم، خودم کار کنم که باید با خانواده کل کل کنم، ولی به هر حال برای رسیدن به آرزوها سختی بدم خودم رو، میدونم کار تو اون جا بد و طاقت فرسا هست ولی من عاشق درس خوندن هستم به خاطرش حاضرم هر سختی رو تحمل کنم.

    حالا به نظرتون چطوری اون ها رو متقاعد کنم اجازه بدن به عنوان کارگر در زمین های کشاورزی مردم کار کنم، کار دیگه ای برای کسب درآمد بلد نیستم، البته کار فروشندگی هست اما حساب و کتاب کردن برام سخته، تنها راهم اینه.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۱۶ مطلب مشابه) آموزش کسب درآمد برای دختران (۷۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰)
    • ۶۷۹ بازدید توسط ۵۳۸ نفر
    • سه شنبه ۲۹ مرداد ۹۸ - ۱۲:۱۶

    چطور با وجود اختلافات مذهبی و سیاسی پدرم رو دوست داشته باشم؟

    سلام

    من به پسر 21 ساله هستم به لطف خدا و نظر اهل بیت فکر می کنم طی بیشتر از 5 سال گذشته کم کم مسیر زندگی مورد رضایت خدا رو پیدا کردم، اما مشکلی که الان دارم پدرم هست. مادرم زن مذهبی و اهل نماز و روزه و شرعیات هست ولی پدرم ... .

    دریغ از یک رکعت نماز که من دیده باشم بخونه، آدم خوبیه ولی خیلی با هم فرق داریم، گرایشات سیاسیش هم 180 درجه فرق می کنه با من، تو خونه بحث میشه فقط ساکت میشینم و هیچی نمی گم چون می دونم بی فایده هست و قانع بشو نیست...

    منم دلم باهاش بخاطر همین چیزها نمی تونه صاف بشه، دوست دارم دوستش داشته باشم، باهاش حرف بزنم و ... ، ولی هر کاری می کنم نمی تونم خودم رو راضی کنم ...

    این مسئله خیلی هم منو نگران کرده چون تو آینده اگه بخوام با یک خانوم مذهبی ازدواج کنم به مشکل می خورم، فامیل های پدری من هم تقریبا توی همین مدل ها هستند زیاد بند دین نیستن ...، می دونم اشتباهه ولی از داشتن این پدر یه جورایی احساس خجالت می کنم ...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۱۶ مطلب مشابه) روابط با پدر (۲۲ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۸۸۹ بازدید توسط ۶۸۶ نفر
    • دوشنبه ۲۸ مرداد ۹۸ - ۱۳:۲۳

    موقع عصبانیت باید چه کار کنیم که احترام بزرگتر ها حفظ بشه؟

    سلام دوستان 

    میخوام بدونم موقع عصبانیت باید چه کار کنیم که احترام بزرگتر ها حفظ بشه؟

    نمیدونم این ویژگی تو همه پدر و مادرها وجود داره که گاهی وقت ها به ناحق با بچه هاشون تند رفتار میکنن یا نه، اما واسه من اینطوریه که معمولا عصبی نمیشم مگر اینکه کسی دیگه بد برخورد کنه، مثلا بابام وقت هایی که فشار کار روش زیاد باشه، عصبی میشه که از شدت ترس حتی نمیتونم نگاهش کنم و اگه حرفی بزنه بهم منم جوابش رو میدم و این طوری بگم که من کوچکتر بزرگتر برام فرقی نمیکنه هر کی حرف ناحق یا زوری بزنه من جوابش رو میدم. 

    و همین باعث شده از همه مردها بترسم و اصلا نمیتونم به ازدواج فکر کنم از شدت ترس، الان یه عده میان میگن که به بلوغ فکری نرسیدی، من فقط تحمل حرف زور رو ندارم همین. 

    به نظرم یه هر دلیلی حق نداریم که عصبانیت روی موضوعات دیگه رو سر دیگران خالی کنیم و خودم هم این کار رو نمیکنم، نگم ۱۰۰ درصد اما تا مرز انجام دادنش هم برم سعی میکنم جلوی خودم رو بگیرم، و از طرفی هم دوست دارم که ازدواج کنم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۱۶ مطلب مشابه) کنترل خشم و عصبانبت (۱ مطلب مشابه) حفظ احترام بزرگترها (۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵)
    • ۴۷۸ بازدید توسط ۳۵۲ نفر
    • يكشنبه ۲۷ مرداد ۹۸ - ۱۰:۰۳

    در حق من که بچه ی آخرم داره ظلم میشه

    برادر من قبل از گرونی ها عروسی کرد، پدرم کل خرج و مخارج طلا و عروسی رو بر عهده گرفت، در خرید خانه و ماشین بهش کمک کرد و هی راه رفت پسرم پسرم عروسم عروسم زد و بعدش هم خواهرم ازدواج کرد و پدرم داماد دار هم شد.

    و بعد الان عروس مون حامله هستش و باز پدر و مادرم در حال نوه دار شدن هستن که این وسط من دیگه هیچ چی اصلا!

    مشکل من اینه که من اولین کَسی بودم که از سن پایین قبل از اینکه هیچ کدوم از خواهر و برادر های بزرگ تر حرف عروسی رو بزنن بارها بحث ازدواج رو پیش میکشیدم و میگفتم میخوام ازدواج کنم، کلی هم دعوا میکردم و هر بارم از یکی خوشم میومد و اینا بهم میگفتن که اول خواهر و برادر بزرگترت و بعد منم بعد از کلی جنگ و دعوا بیخیال میشدم، میگفتم این ها میگن نمیخوام به من چه ربطی داره؟

    هیچ چی اون قدر منو که خیلی هم گرم بودم و ازدواجی، نگه داشتن که بزرگترها عروسی کردن، توی ارزونی هم عروسی کردن و پدرم حتی یک بار حتی یک بار نگفت به برادرم که پول ندارم و میلیون میلیون براش پول خرج کردن و برای خواهرم هم همین طور.

    خواهر و برادرم هم داشتن میرفتن هر چی میتونستن برای جهیزیه و عروسی و ... از پدرم پول کندن و همه رو جارو کردن بردن!


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۱۶ مطلب مشابه) ازدواج فرزندان (۱۴۹ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل درک نشدگان (۹۲ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۸ مطلب مشابه) درد دل های پسران (۳۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۹)
    • ۱۴۷۸ بازدید توسط ۱۱۹۱ نفر
    • پنجشنبه ۲۴ مرداد ۹۸ - ۱۱:۵۶

    نوع برخورد با مادری که نقش پدر در موفقیت بچه ها رو انکار می کنه

    سلام دوستان عزیز

    اگه یه خانواده مادرسالاری باشه که هر دو (پدر و مادر) به سختی و با کار و تلاش بچه ها رو بزرگ کرده باشن، پدر با حقوق کارگری که از ۵ صبح از خونه رفته بیرون تا بوق شب برگشته. مادر هم به نوعی کمک خرجش بوده. حالا که بچه ها به جایی رسیدن، بعضی ها کارمند و بعضی هم شغل آزاد. این درسته که مادر همه چی رو به نام خودش تموم کنه؟ و موفقیت های بچه ها رو فقط و فقط حاصل زحمات خودش بدونه؟ و راه به راه هم اینو به بچه هاش گوشزد کنه که من یودم که شما درس خوندین، من بودم که شما کارمند شدین، من بودم و من بودم. پس پدر چی؟ 

    یعنی پدر هیچ نقشی این وسط نداشته؟، ما که اینو میدونیم و می فهمیم که پدرمونم با حقوق کارگری اما لقمه حلال ما رو بزرگ کرده، پس چه لزومی داره گفتن این حرف ها، شما باشین چه عکس العملی نشون میدین و چه برخوردی میکنین؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۱۶ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۸ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰)
    • ۴۹۹ بازدید توسط ۴۱۳ نفر
    • سه شنبه ۲۲ مرداد ۹۸ - ۱۱:۵۱

    برو بالا
    سری دوم موضوعات خانواده برتر
    عشق ازدواج حجاب خواستگاری روابط اجتماعی محبت اعتماد به نفس سربازی طلاق میل جنسی مطالب از تبار خاک ... رسیدن به آرامش سابقه دوستی قبل از ازدواج قانون جذب فراموشی عشق فراموشی عشق قبلی قصد ازدواج افسردگی عشق یک طرفه ترک خودارضایی اختصاصی خانواده برتر معرفی کتاب استرس دختر چادری شناخت خواستگار شکست عشقی مادر شوهر زندگی مشترک دوران عقد و رابطه حسادت خیانت تحصیل در دانشگاه پیام نور جلسه خواستگاری وابستگی آموزش خواستگاری سوالات خواستگاری پست های ویژه نیاز عاطفی پست های پیشنهادی کاربران دوستی با جنس مخالف آرامش جلسه اول خواستگاری قانون جذب از زبان شفق ابراز علاقه رشته پزشکی وسواس فکری عوارض خود ارضایی دوست پسر نداشتم فشار جنسی مطالب سعید کرمی چگونه اعتماد به نفس را افزایش دهیم عشق یک طرفه به پسر موفقیت زندگی در خوابگاه فرهنگ سازی پست های راهنمای خانواده برتر مطالب اسی $ پشت کنکور پزشکی نیاز جنسی چراغ سبز به جنس مخالف درونگرایی شناخت پسران قبل از ازدواج شناخت قبل از ازدواج دوست دختر نداشتم دوران مجردی حیا در دختران شناخت خانم ها روش های چاق شدن کنکور تجربی پشت کنکوری ها عاشق شدن جلسه دوم خواستگاری وسواس دوران عقدم ازدواج دانشجویی مطالب باشگاه خبرنگاران احساس تنهایی ازدواج با دانشجوی پزشکی عواقب روابط عاطفی قبل از ازدواج کاربران فعال کم کردن میل جنسی ترس از خیانت شوهر ازدواج با دانشجو شناخت دختران نماز ازدواج با دختری که پدر معتاد دارد ابراز علاقه به پسر استخاره برای ازدواج ریزش مو قصد ازدواج بدون داشتن امکانات استخاره اثرات بد حجابی معرفی روانشناس خواستگاری از دختر محجبه شوخی های ناجور ترس از ازدواج دهه شصتی ها آموزش های آشپزی مونس ازدواج از طریق سایت های همسریابی قول ازدواج