خانواده برتر

ارسال مطلب و پرسش و پاسخ در مورد انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، زفاف، روابط زناشویی ، تربیت فرزند و مسائل اجتماعی

لینک های روزانه آخرین نظرات آخرین مطالب پست ثابت (خیلی مهم)

۲۸۸ مطلب با موضوع «تعامل با خانواده» ثبت شده است

مناسب ترین نوع پوشش در مقابل داماد خانواده چیه؟

سلام

وقت بخیر

میخواستم بپرسم که بهترین و مناسب ترین نوع پوشش در مقابل داماد خانواده چیه؟

برای مثال خواهر من عقد کرده و نامزده ، بهترین پوششی که هم شرع گفته و هم دست و پاگیر نیست و میتونم در مقابل شوهرش که دامادمون میشه بپوشم چیه؟ چون شوهر خواهر هم محرمه هم نامحرمه ، از جهاتی محرم و از جهاتی نامحرمه. شنیدم که بعضیا جلوی داماد شون با بلوز شلوار و یه شال الکی میپیچن و میگردن  که از دیدگاه من این خیلی بده.

بعضی ها هم که چادر میپوشن جلوی داماد ، که از دیدگاه من اینم خیلی خوب نیست چون دست و پا گیره ، بعدشم شوهر خواهر آدم یه جورایی مثل برادر آدم می مونه اینجوری به خود آدم خیلی زور میاد که با چادر جلوش بگرده.

البته من خودم چادری هستم. ولی میدونم سختم میشه بخوام جلوی شوهر خواهرم چادر بپوشم ، بخواد هی خونه ی پدرم  بیاد و من با چادر باشم. البته من ازدواج کردم و خونه ی خودمم، منظورم زمانی بود که بخوایم بریم خونه ی پدرم و دامادمونم باشه. البته خواهر خودم جلوی شوهرم راحته و با مانتو هست.
از دیدگاه خودم یه دامن بلند با مانتو خیلی خوبه یا مانتوی بلند با شلوار مناسب جلوش پوشید.البته با حجاب کامل. من اشتباه میکنم؟ چه نوع پوششی مناسبه جلوی شوهر خواهر ؟!

متشکرم


↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
مسائل دختران جوان تعامل با خانواده مسائل زنان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۶۹) پاسخ های مردم
    • ۲۰۱۳ بازدید
    • پنجشنبه ۲۷ مهر ۹۶ - ۲۰:۲۸

    یه دختر ۱۹ ساله پشت کنکوریم، نمیتونم خانوادمو تحمل کنم

    سلام به همگی

    من یه دختر ۱۹ ساله پشت کنکوریم. ازتون میخوام درباره مشکلی که دارم، بهم کمک کنید.

    مشکلم اینه که دیگه نمیتونم خانوادمو تحمل کنم. همش بهم زور میگن. منت سرم میذارن. بخدا یه کاری کردن که منی که همه از اخلاقم تعریف میکردن، الان شدم یه بد اخلاق، یه آدم عصبی ، یکی که حتی خودم نمیتونم خودمو تحمل کنم.

    الان دو ساله اینجوری شده. موضوع از اون جا شروع شد که من سال سوم نتونستم درس بخونم . از اون موقع رفتارشون باهام عوض شده. حتی یه بار هم زدن تو گوشم. بخدا الان دو ساله آرزوی مرگ میکنم، افسردگی گرفتم، دیگه از زندگیم سیر شدم. هیچوقت نمیخندم. دیگه پدر و مادرمو دوست ندارم. دیگه برام مهم نیستن. اون قدر تو این دو سال زجرم دادن که از هر دوشون متنفرم.

    الان آرزوم اینه که دانشگاه قبول بشم ، برم یه شهر دیگه ، برم کار کنم که دیگه منتی رو سرم نباشه. همش دارن بهم میگن که تو زندگیمون رو حروم کردی. من الان مشکلم اینه که نمیخوام پیششون باشم. نمیتونم تحملشون کنم. الان هم چون دارم درس میخونم ، نمیتونم کار کنم و برم یه جای دیگه.

    تو رو خدا کمکم کنین. من چیکار کنم ؟


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    درد دل های دختران و پسران تعامل با خانواده خودسازی در دختران جهت اطلاع پدران و مادران

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۳۴) پاسخ های مردم
    • ۱۱۴۸ بازدید
    • سه شنبه ۲۵ مهر ۹۶ - ۲۱:۴۶

    لزوم وجود محبت در خانه و خانواده

    با سلام

    اینجا میخوام مطالبی رو در حد فهم خودم بذارم .

    از اینجا شروع میکنم که بدن ما از دو دو بَُعد روح و جسم تشکیل شده همانطور که بدن ما به غذا نیاز دارد ، روح ما نیز به محبت ، عشق و دوست داشتن نیاز دارد که بعضا نبود این محبت خصوصا در خانه و خانواده میتواند مشکلاتی را به همراه داشته باشد .

    ابتدا از یک مصداق ساده شروع می‌کنیم. بهترین و پاک‌ترین مصداق محبت، محبت مادر به فرزند است. یکی از آثار محبت مادر به فرزند این است که به او خیلی توجه می‌کند. وقتی انسان چیزی را دوست ندارد، به آن توجه نمی‌کند و کاری به بود یا نبودش ندارد، اما وقتی چیزی را دوست دارد، ابتدا به آن توجه می‌کند و هر چه آن را بیشتر دوست داشته باشد، بیشتر به آن توجه می‌کند.

    یکی دیگر از آثار محبت این است که می‌خواهد همیشه نزدیک محبوب باشد؛ مادر می‌خواهد فرزندش را بغل بگیرد، به سینه‌اش بچسباند و او را ببوسد. از دیگر آثار محبت این است که انسان از توجه و ارتباط با محبوب لذت می‌برد و آرامش پیدا می‌کند. وقتی مادر فرزندش را در بغل می‌گیرد، آرامش پیدا می‌کند، اما وقتی از فرندش جدا می‌شود، نگران است.کمبود محبت در خانه، چه بین زن و شوهر و چه بین آن‌ها و فرزندان، منجر به فروپاشی نظام خانواده می‌شود و خانواده بی‌محبت و عاری از رأفت و مهربانی، افراد ناسالم و پرخاشگر و افرادی که دچار بیماری روحی و روانی هستند، تحویل جامعه می‌دهد.


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    تعامل با خانواده مطالب کاربران مسائل والدین

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۵) پاسخ های مردم
    • ۸۰۸ بازدید
    • دوشنبه ۲۴ مهر ۹۶ - ۲۰:۰۴

    از پدرم که خرجی نمیده شکایت کردیم

    سلام
    قبلا پستی گذاشته بودم که به دیر اومدن های پدرم مشکوک شدیم که سرچ کردم پیدا نشد . که تو اون راهنمایی شدم به اینکه یه جوری تعقیبش کنیم به هر نحوی بود یه آشنا واسطه شد و تعقیب کردیم دیدیم بله درسته حدسمون .
    درگیری ها پیش اومد دعوا و انکار کردنش و بهانه گیری های عجیبش که انگار اون زن یه جورایی مخشو زده بود. ما هم گفتیم دنبال بهانه ای دعوا درست کنی بود و نبودت فرقی نداره برو بیشتر ما رو عذاب نده. پولش و خرجیش و به رخمون نکشه خودمون داریم . منت میذاشت خیلی...فکر میکرد همه چیز یخچاله .
    رفت و پشت سرشم نگاه نکرد تو همین پروسه 6 ماهه قبل اصلا خرجی نمیداد ( قبلشم بسیار خسیس بود ) و ماهی فوقش 100 هزار که اصلا به چشم نمیومد  و پول آب برق و  ... وجودش آزار میداد ههمون رو ، کسی که اینقدر بهش اطمینان داشتیم چند ساله داره به همون دروغ میگه و خیانت ... .

    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    تعامل با خانواده سوالات حقوقی

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • (۳۷) پاسخ های مردم
    • ۱۱۵۲ بازدید
    • جمعه ۲۱ مهر ۹۶ - ۲۰:۵۷

    نظرتون درباره مستقل شدن در دوران مجردی چیه؟

    سلام

    دوستان عزیز نظرتون درباره مستقل شدن در دوران مجردی چیه؟

    به هر حال خیلی ها بنا به دلایلی نتونستن ازدواج کنن و دارن با والدینشون زندگی میکنن. به نظرم تعداد زیادیشون هم خیلی تمایلی ندارن در ادمه پیش والدینشون بمونن. چون همه بهشون به چشم یه بچه نگاه میشه ، گاهی در زمینه های خیلی معمولی هم نمیتونن موافق دلشون رفتار کنن و خیلی موارد دیگه .

    نهایتا ترجیح میدن به خاطر حفظ شان و شخصیتشون مستقل بشن . با در نظر گرفتن همه معایب و  محاسن این کار به نظرتون انجامش معقوله یا نه ؟

    البته من احساس میکنم پسران مجرد بیشتر از دختران تو خونه پدر راحت هستند و به خاطر خطر اعتیاد و .... والدینشون بیشتر از دختران ملاحظه اونها را میکنن اما حالا اگر دختر خانمی قصد داشته باشه مستقل بشه و پول هم نداشته باشه راه حل معادلش چیه ؟


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل پسران جوان مسائل دختران جوان تعامل با خانواده

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۴۹) پاسخ های مردم
    • ۱۵۰۶ بازدید
    • چهارشنبه ۱۲ مهر ۹۶ - ۲۱:۲۴

    مدیریت دیدارهای خانوادگی بعد از ازدواج برای زوج های احساسی

    سلام

    روزتون بخیر .

    راستش من تقریبا مدتیه که ازدواج کردم و اومدم سر خونه زندگی خودم. زندگی خوب و آرومی دارم و از همسرم راضی ام اما یه مشکلی هست که واقعا آرامش زندگی ام رو داره ازم میگیره. متاسفانه من آدم فوق العاده احساسی هستم که همین موضوع به شدت آزارم میده.

    من در کودکی پدر و خواهر برادرام رو از دست دادم و الان مادر و برادرم برام موندن و من تا قبل ازدواج خیلی بهشون وابسته بودم. شهری که با همسرم زندگی میکنم از خانوادم دور هست و من هر تعطیلی دوست دارم کنار خانوادم باشم ولی خب همسرم هم دوست داره کنار خانواده خودش باشه.

    آخه مادر و برادرم جز من کسی رو ندارن و تنهان و این مسئله به شدت اذیتم میکنه و آرامش زندگیمو ازم گرفته .

    خواهش میکنم راهنماییم کنین که چطور میتونم مدیریت کنم این مسئله رو.


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مشورت در شوهرداری تعامل با خانواده

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۰) پاسخ های مردم
    • ۶۹۰ بازدید
    • دوشنبه ۱۰ مهر ۹۶ - ۲۳:۰۹

    چه زمانی به بچه مون بگیم پدر و مادر واقعیش نیستیم ؟

    سلام دوستان عزیز

    سوالی داشتم از محضرتون

    ممنون میشم راهنمایی کنید

    بهترین زمان ممکن ( رنج سنی ) برای اینکه به بچه مون بگیم پدر مادر واقعیش نیستیم چه زمانیه؟

    آیا بین دختر و پسر فرقی داره؟ خودمون بگیم بهتره یا یکی از نزدیکان رو مامور انجام این مهم بکنیم ؟ با چه عبارت و ادبیاتی این کارو انجام بدیم ؟


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    تعامل با خانواده

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۳۲) پاسخ های مردم
    • ۱۱۶۴ بازدید
    • پنجشنبه ۶ مهر ۹۶ - ۰۷:۲۴

    چطوری بفهمم که مادرم دقیقا چی می خواد ؟!

    سلام

    وقت همگی بخیر

    من یه چیزی شدیدا ذهنمو درگیر کرده . یه پسر ۲۲ ساله ام، ببینید مادرم ادم مهربونیه فقط وقتی ازش سوال میپرسم نمیدونم چرا طولش میده و جون من به لبم میرسه تا بفهمم منظورش چیه . مثلا میگه برو گردو بگیر بیا گفتم باشه چجوری باشه با پوست یا بی پوست ؟

    اینو جواب داده : میری سر خیابون و میری میوه فروشیه هست که جلوش چیده میوه ها رو تو سبد این گردوها هستن که تازه اند چند تا میگیری میای فرقیم نمیکنه یه چیز بگیر بیار .

    میگم بهش مادر من ، یه کلمه فقط بگو پوست داشته باشه ( اینا که دستو سیاه میکنن ) یا بدون پوست ، من از زیر سنگم شده همونو میگیرم برا فقط جواب بده ، اخه من که میدونم اگه هر کدومو بگیرم باز میگه کاش اونو میگرفتی و چرا نرفتی اون مغازهه، بخدا خسته شدم پنج دقیقه توضیح میده برام و فقطم اصرار داره برم از میوه فروشی بگیرم براش ، اصلا براش مهم نیست که بهترینو بگیرما انگار براش مهمه برم همون کاری رو بکنم که میخواد ، تازه اصلا اون مغازه ای که میگه نداشت گردو به شدتم جنسش بده.


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل پسران جوان تعامل با خانواده

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۳۰) پاسخ های مردم
    • ۱۰۸۷ بازدید
    • دوشنبه ۳ مهر ۹۶ - ۱۹:۰۱

    میخوام در سفر به کربلا با شوهرم تنها باشم ولی ...

    سلام
    من یک سالی هست که ازدواج کردم و از سمت دانشگاه برام کمک هزینه سفر به کربلا در اومده . قرار بود تنها برم که نشد و ازدواج کردم  و قراره با همسرم برم . من اینطور برنامه ریختم که اگه خدا بخواد بعد از زیارت اقدام کنم واسه بارداریم . کلی نقشه داشتم .

    ولی مادر شوهرمم میخواد بیاد ، من اصلا دوست ندارم این اتفاق بیوفته ، میخوام با همسرم تنها باشم ، چون اگه با ایشون برم واقعا شرمم میاد خیلی کنار همسرم باشم . نمیدونم اشتباهه یا نه ولی این مدلیم دیگه .

    از طرفی مادر شوهرم جوونه و پدر شوهرمم خدا حفظشون کنه سالمن میتونن با ایشون برن . ولی به شوهرم گفته خواستید برید منم ببر . آخه چرا باید اینکارو بکنن ؟ حالا اگه بازم تا حالا زیارت نرفته بودن مشکلی نداشتم که بیان ، ولی سه سال پیش با خواهرشون رفتن زیارت ... .

    واقعا خیلی پلیدم که میخوام با همسرم برم مهمترین سفر زندگیم رو ؟ حالا همه از جمله بابام میگه اگه میخوایی رشد کنی باید خدمت کنی به مادر شوهرت . من آدم بدی نیستم بخدا . چیکار کنم بهشون برنخوره و نیان ؟!

    خواهش میکنم کمکم کنید ،  کارم شده سرچ تو اینترنت که یاد شما افتادم . پدر شوهرم مادرشو نگهداری میکنه . مادر شوهرمم این انتظارو از ما داره ...


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    روابط عروس و مادر شوهر

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • (۵۵) پاسخ های مردم
    • ۲۵۴۶ بازدید
    • چهارشنبه ۲۹ شهریور ۹۶ - ۲۲:۱۹

    از دلایل نا معقول پدرم برای شوهر ندادنم چه کنم ؟

    سلام

    واقعا قسمت چیست؟ ایا میشود نام اشتباهات خودمان را قسمت بگذاریم؟ اکنون که این متن را مینویسم پاسی از شب گذشته است . پدر من خواستگاران را به خانه راه نمیدهد با این بهانه که اگر قسمت باشند هیچ کدام جایی نمیروند . نمیگذارند خانواده خواستگارانم مرا حتی ببینند با این بهانه که من بچه ام . برادرانم رو ترش میکنند و بحث ازدواج مرا عوض میکنند .

    میخواهم از شدت غم فریاد بزنم ، دیگر اشک چاره کار من نیست . میگویند مگر تو عقلت میرسد؟ بنشین و درست را بخوان . کسی میداند؟

    نصف مطالعات من در خصوص کودک یاری و همسر داری است؟ صبوری های مرا نمیبینند؟ آه و افسوس من از دیدن دست های گره شده تازه عروس و داماد ها را چه؟ آیا آن را می بینند؟ آیا بیست سال سن کمی است برای ازدواج ؟


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل دختران جوان درد دل های دختران و پسران ازدواج فرزندان روابط با پدر به پدران و مادران جهت اطلاع پدران و مادران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۸) پاسخ های مردم
    • ۱۱۵۲ بازدید
    • سه شنبه ۲۸ شهریور ۹۶ - ۱۴:۴۴

    مگه خواهر محرم نیست ؟

    با سلام

    من دختری ۱۶ ساله هستم و فقط یک برادر دارم که ۲۵ سالش است ما در خانواده ی مذهبی بزرگ شدیم ، همیشه جلوی برادرم پوشش مناسب دارم و برادرم خیلی پاک و مذهبی است به طوری اصلا به دخترا نگاه نمی کنه  .

    برادرم کلا آدم مهربانی است ولی یک سالی است مهربانی اش کمی بیشتر شده مثلا خیلی بغلم می کنه یا بوسم می کنه ولی وقتی که تنها هستیم مثلا جلوی پدر یا مادر این کار را نمی کند .

    شاید به خاطر غرورش  ولی توی این سایت چند وقت پیش چند مطلب خواندم که کمی من رو به فکر فرو برد که نوشته بودند من با پوشش خواهرم اذیت میشم ولی من که پوششم همیشه خوب بوده یا نوشته بود که وقتی خواهرم بغلم می کنه احساس بدی دارم ولی من که هیچ وقت خودم برادرم رو بغل نکردم و اون خودش به من محبت می کنه و اگه خدای نکرده بخواد حس بدی داشته باشه از اون جایی که مذهبیه این کار رو نمی کنه .

    شاید به خاطر اینه که من دچار کمبود محبت نشم و در اجتماع دچار مشکل نشم ولی احساس می کنم زیادی محبت می کنه از طرفی چرا جلوی دیگران این کار رو نمی کنه ولی در نهایت به این باور میرسم که فقط محبت برادرانه است ولی پس چرا پسرای دیگه حتی با پوشش خواهرشون مشکل دارن ؟

    مگه خواهر محرم نیست . خواهش می کنم آقایون راهنماییم کنن از یه طرف اگه در مقابل برادرم خشک رفتار کنم عذاب وجدان می گیرم که فکر نکنه خواهر بی عاطفه ای هستم و از طرفی مطالبی که خوندم آزارم میده البته برادرم اکثر روز سر کاره و فقط نهایتا شب ها کنار همیم و خیلی همدیگر رو دوست داریم .


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل دختران جوان روابط خواهر برادری

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۶۱) پاسخ های مردم
    • ۱۱۹۱۰ بازدید
    • چهارشنبه ۱۵ شهریور ۹۶ - ۲۲:۳۳

    دخترم و حرف مشترکی با بابام ندارم چیکار کنم ؟

    سلام

    من یه دختر ۲۰ ساله دانشجو هستم. مشکل من اینه که کلا زیاد نمیتونم با خانواده ام بخصوص پدرم ارتباط برقرار کنم. قبلا تا حدود پنج شش سال پیش پدرم برای من مظهر یه آدم کامل بود که همه کاراش درستن و خیلی بهش افتخار میکردم.

    از اینکه باهاش درباره هر چیزی حرف بزنم و اونم نظرشو بهم بگه خیلی خوشم میومد. اما نمیدونم از کجا این تفکرم شروع به تغییر کرد بطوری که الان صحبت های روز مره هم به زور با هم داریم.

    من اونقدرام دختر ایده آل بابام نبودم اونقدری که اون میخواست درس نمیخوندم از بی نظمیمم خیلی ناراضی بود ، از طرفی اونم خیلی درگیر کارش بود و هست .خلاصه بعد کنکور من اون رشته ای که ایده آل بابام بود قبول نشدم، البته دانشگاه خیلی خوبی و رشته خوبی قبول شدم ولی نه اون مورد پرفکت مدنظر بابام.

    روابط ما همینطور سردتر میشد و منم یه اخلاقی دارم که کلا زیاد با خانواده هم کلام نمیشم و وقتم رو بیشتر تو اتاقم میگذرونم.


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل دختران جوان روابط با پدر

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۰) پاسخ های مردم
    • ۹۶۶ بازدید
    • يكشنبه ۱۲ شهریور ۹۶ - ۱۷:۴۳

    چطوری می شه یه مرد یا زن رو خوشحال کرد ؟

    سلام

    با توجه به این که همه ما دیدگاه و تجربیات مختلفی تو زندگی داشتیم و داریم، می خوایم تو این پست در مورد اینکه چطوری می شه یه مرد یا زن رو خوشحال کرد صحبت کنید.

    آقایون و خانوم ها؛

    به نظرتون با چه چیزهای ساده ای می شه دل آقایون یا خانوم ها رو بدست آورد ؟ ساده به این دلیل که مطمئنا اگر بگید که برای خانومم یه سرویس طلا می خرم یا برای برادرم یه گوشی می خرم! شاید خیلی ها فکر کنم محبت کردن کار سختی و پس بگن نمی شه!

    یه نمونه شو مثلا مثال می زنم:

    اگر پدرتون چایی دوست داره، می تونید زمان بندی هاتون رو بکنید، ساعتتون رو تنظیم کنید ^_^ تا وقتی از سر کار رسید خونه، یه چای خوب از دست دخترش نوش جان کنه. چی خوشمزه تر از این ؟

    یا وقتی می دونید شوهرتون دوست داره حس مرد بودنش رو تقویت کنید! وقتی می خواید یه چیز سنگین بلند کنید ازش کمک بخواید تا آقا هم کلی کیف کنه و حس کنه خیلی مرده :)

    حالا اگر بخواید دل خانوم ها رو بدست بیارید چی کار می کنید یا اینکه خانوم هایی که خوشحال شدن بگم که چه اتفاقی باعث شده خوشحال بشند؟


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    تعامل با خانواده

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۲۴) پاسخ های مردم
    • ۱۳۵۶ بازدید
    • يكشنبه ۲۹ مرداد ۹۶ - ۱۰:۲۵

    به عنوان برادر عروس چه برخوردی با بی احترامی های دامادمون باید بکنم ؟

    سلام
    پسری حدودا سی ساله هستم که نیاز به راهنمایی دارم.

    مشکلم از جایی شروع شده که خواهرم با یکی از فامیل های نزدیک ازدواج کرد و چون من و خانوادم مخالف این وصلت بودیم ولی بخاطر نظر خود خواهرم که اصرار کرد پدر و مادرم راضی شدن، بصورت خیلی خلاصه بخوام بگم این خانواده از همون اول خواهرم رو کشیدن سمت خودشونو و با وجودی که دوران عقد بودن ولی کلا خواهرم خونه اون ها بود و شاید هر دو هفته یه روزی سر به ما میزد.

    مادر داماد به خواهرم گفته بود به خانوادت بگو من ازشون خوشم نمیاد و خونشون که نمیرم ناراحت نشن! با وجود اینکه فامیل هستن رابطه شون توی سه سالی که عقد بودن با من و خانوادم خیلی بد بوده، قبل از این وصلت خیلی خوب خوش برخورد بودن ولی بلافاصله بعد عقد یه جوری رئیس بازی در اوردن ( خانواده من از نظر تحصیلات و موقعیت اجتماعی و اقتصادی از اونها بالاتره)، اون ها با خواهرم خوبن و هیچ مشکلی با هم ندارن ولی من و خوانوادم از اون ها انتظار احترام داریم فقط؛ بعضی از برخودهاشونو میگم :


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل پسران جوان تعامل با خانواده

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۳) پاسخ های مردم
    • ۱۶۵۳ بازدید
    • يكشنبه ۲۹ مرداد ۹۶ - ۱۰:۱۰

    با سبک شمردن نماز و گیر دادن های برادرم مشکل دارم

    سلام

    دوستان محترم و محترمه (مونث) . من یه مشکلی دارم ( البته همه دارند ...) من یه برادر دو قلو دارم و البته توی یه خانواده نیمه مذهبی زندگی می کنم ولی شخصیتم مذهبیه . من متوجه شدم که برادرم نماز رو ترک کرده یا حداقل یکی در میون می خونه .

    می دونم که عقاید و دین هر کسی به خودش مربوطه ولی این مدت اخلاق آق داداش ۱۸۰ درجه عوض شده جوری که همیشه با کار هاش منو آزار می ده . پدر و مادر من  هر دو شاغل اند و اکثر اوقات متوجه رفتار ایشون نمیشن و دقت که کردم دیدم جلو اونا گاهی نماز میخونه گاهی میگه خوندم و ...

    خلاصه سوال من اینه که به مامان بابام بگم ؟ سوال بعدیم اینه که من هر روز از دست برادرم گریه میکنم چون زیاد از حد عاطفی ام و چون روحیه شادی دارم زود فراموش میکنم ولی کاسه صبرم داره لبریز میشه چی کار کنم دست از آزار من برداره ؟ ( مثلا به حجاب من ، نماز من، حرف زدن من، شیطونی های من و خیلی چیزا دیگه گیر میده ) ممنون از راهنمایی ها تون...


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل اعتقادی مسائل دختران جوان تعامل با خانواده

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۱۶) پاسخ های مردم
    • ۱۰۰۰ بازدید
    • سه شنبه ۱۷ مرداد ۹۶ - ۱۷:۴۹

    دعا برای دور شدن از خانواده شوهر

    سلام

    خواسته ی عده ای خانم های متاهل اینه که از خانواده ی شوهرشون دور باشن ! در این پست می خوایم این موضوع رو بررسی کنیم که اصولا چرا اون عده از خانم ها چنین تمایلی دارتد ؟

    چه اتفاقاتی ممکنه رخ بده که خانم ها چنین تمایلی داشته باشن و حتی به دنبال " دعا " برای این خواسته شون باشن .

    دو سوال مهم این جا مطرح میشه ؟

    1 - آیا میشه قبل از ازدواج پیش بینی چنین روزهایی رو کرد ؟ آیا روش انتخاب همسر می تونه مانع بشه ؟

    2 - به خانم هایی که ازدواج کردند و چنین خواسته ای دارند چطوری میشه کمک کرد ؟

    چنین دعایی که وجود نداره ، پس باید بهشون کمک کنیم که روابط شون رو بهتر کنن تا اصل خواسته از بین بره . اما چطور ؟!

    موفق باشید


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مشورت در شوهرداری مسائل زنان ارتباط با خانواده شوهر سوالات پرتکرار در اینترنت

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۳۶) پاسخ های مردم
    • ۵۷۰۹ بازدید
    • دوشنبه ۱۶ مرداد ۹۶ - ۱۸:۱۵

    رفتارهای عجیب مادر خواستگار قبلی خانمم داره اذیتم میکنه

    سلام به همه کاربران گل خانواده برتر

    یه موضوع عجیب الان مدتی هس باهاش روبرو شدم که نمیدونم طبیعیه . یا من زیادی سخت میگیرم یا فقط واسه خانواده اینا هست.

    موضوع از این قراره که کمی قبل رفتیم خواستگاری یه دختر خانمی ، بعد ایشون یه عمه دارن که بزرگ فامیلشون هست یعنی از بابای نامزد منم بزرگتره و خیلی بهش احترام میذارن. پسر این عمه خیلی شدید قبلا نامزد منو میخواسته ولی مامان دختره مخالفت میکرده‌، البته بگم که دل نامزدمم باهاش نبوده اینو یقین دارم.

    خلاصه به من بله داد و عقد کردیم. بعد این عمه هه کلا رفتاراش غیر معقول شده و همه جوره رو اعصابه. چند هفته پیش پدر و مادر و خانواده نامزدم رفتن مسافرت و نامزدم نرفت. خب اول واسه تنها نباشه قرار شد این چند روز من برم خونشون پیشش، بعد این عمه به نامزد من گفت که تنهایی بیا خونه ما، نامزد من گفت نه ممنون و قراره که من برم پیشش. آقا عمه اینو فهمید چنان مسخره بازی در آورد، اول زنگ زد به پدر و مادر نامزدم گفت این چه بی آبرویی هست و چه میدونم چرا اینقد اینا بی حیان و هزار تا حرف چرت دیگه. خلاصه قرار شد یه روز در میون بشه یه روز بیاد خونه ما!یه روز هم خونه عمه اش!! هی به ما گفتن بزرگتره احترامش واجب.


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    تعامل با خانواده

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۵) پاسخ های مردم
    • ۲۳۱۴ بازدید
    • يكشنبه ۱ مرداد ۹۶ - ۱۵:۵۹

    من انسانم ، حق دارم راه خودم رو برم حتی به اشتباه ... ‌

    سلام به همگی

    من یه دختر ۱۸ ساله ام و با بابام سر یک سری مسایل خیلی کوچیک که تاثیرات بزرگی داره مشکل داریم . بابای من از خیلی اقایون و پدرهایی که می بینم روشن فکر تره ولی وقتی به مسئله درس و دانشگاه و کار کردن میرسه دچار مشکل میشیم .

    میگه دانشگاه به درد نمیخوره میگه کار نیست تو این مملکت به تحصیل کرده ارزش نمیدن من نمیگم دروغ میگه اما هدف من از دانشگاه بزرگ تر کردن روابط اجتماعیه ، برقراری ارتباطه ، حالا شغلی که مد نظر منه رو میشه تو اموزشگاهم خوند و کار کرد .

    برگشته به صراحت بهم میگه فکر کارکردن و از ذهنت بیرون کن من میدونم اگه کار نکنم مستقل نشم می میرم . من میخوام راه خودمو برم به بابام میگم خوب ایم طرز فکر شماست . میگم بذار اشتباه میرم فوقش یاد میگیرم ، میگه من به فکرتم . یعنی هر بار که در مورد اینا بحث میکنیم دیوونه میشم .

    چند بار هم گریه کردم یه مشکلم اینه که خواهر بزرگ تر من به راحتی حرف بابامو گوش کرد در حالی که الان که حدودا هفت سال از اون موقع میگذره هر چند وقت یکبار ازش می پرسم دوست داشتی بری دانشگاه ؟ میشد حس کرد میخواد بره .

    خواهر من واسه حقش دفاع نکرد و بابام هر بار حرف میکشه سمت خواهرم ، من میگم ادم با ادم فرق میکنه من بلند پروازم ، من نمی خوام خواهرم ناراحت بشه سعی میکنم بحث زیاد کش نیاد ولی خدا شاهده هر بار جوری ناراحت میشم که یا گریه میکنم یا حرصمو با حرفای نیش دار خالی میکنم ، به بابام میگم اگه پسر بودم میذاشتی برم دانشگاه میگه اره این حرفش هم باعث حرص خوردنم میشه هم تنفر به مردا رو توی من ایجاد میکنه .

    ببخشید طولانی شد لطفا بهم بگین چیکار کنم تا به تفاهم نظر برسیم لطفا نگین پدرته به فکرته من انسانم حق دارم راه خودم رو برم حتی به اشتباه... ‌

    ممنونم


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل دختران جوان تعامل با خانواده

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۴) پاسخ های مردم
    • ۱۰۳۰ بازدید
    • شنبه ۳۱ تیر ۹۶ - ۱۹:۵۷

    می خوام شوهر خواهرم توجهش رو ازم برداره

    سلام

    من یه دختر مجردم که خواهر بزرگترم ازدواج کرده و خدا رو شکر زندگی خوبی دارن. شوهرش آدم زحمتکشیه با وجودی که مدرک تحصیلی بالایی داره ولی حاضر به کار کشاورزی شده تا بتونه زندگی مرفهی برای خواهرم بسازه و خلاصه ش این که خواهرم خوشبخته و مشکلی نداره.

    حقیقتش من از بس رمانای بی محتوا خونده بودم که توش همه برای دخترای شیطون و پر شر و شور می مردن و همه فامیل خوششون می اومد ازش که الان می فهمم چقدر اشتباه بوده، تو یه مدتی سعی کردم خودمو جور دیگه ای نشون بدم. من درونگرایم و هیچ علاقه ای به اجتماع و حاضرشدن در جمع ها ندارم .کلا گوشه اتاقمو از همه جای دنیا بیشتر دوست دارم ولی به خاطر چیزای اشتباهی که خونده بودم مدتی سعی کردم توی فامیل خیلی خودمو نشون بدم .مرتبا با همه شوخی کنم حرفای خنده دار بزنم و از این دست کارای سخیف... که اصلا در شان و شخصیتم نبود.

    و در اون مدت خیلی با شوهر خواهرم کل کل می کردم و باهاش حرف می زدم . باور کنید الان که می نویسم خیلی خجالت می کشم و پشیمونم ولی چه می شه کرد اشتباهی بوده که انجام دادم.


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل دختران جوان تعامل با خانواده

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • (۲۶) پاسخ های مردم
    • ۳۱۴۵ بازدید
    • جمعه ۳۰ تیر ۹۶ - ۲۳:۵۰

    چطور به شوهرم بفهمونم که در ارتباط با خانواده ها سیاست داشته باشه ؟

    سلام
    میخواستم بدونم اگه مردی خونوادش رو اولویت قرار بده و همه قرار هاش رو با خونوادش بذاره و اگه اونا شرایطش رو نداشتن اون وقت بیاد سراغ خونواده ی همسرش و نسبت به خونواده ی همسرش بی تفاوت باشه دلیلش چیه؟
    حتی با وجودی که خانواده ی همسرش هواشو دارن و بهش محبت میکنن ولی ایشون مثل غریبه ها میاد خونشون و زمانی که هم خانواده ی خودش باشن هم همسرش ایشون بیشتر با خانواده خودش گرم میگیره و به خانواده ی همسرش بی توجه هست .
    به طور کلی میشه گفت اگه مردی سیاست نداشت چطور باید بهش بفهمونم رفتارش اشتباهه ؟ چطور بهش بفهمونم خودخواهانه برخورد میکنه ؟


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد مشورت در شوهرداری تعامل با خانواده

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۶) پاسخ های مردم
    • ۸۳۰ بازدید
    • چهارشنبه ۲۸ تیر ۹۶ - ۱۹:۰۴

    وقتی در یک بحث ، برادر ، طرف زنش رو میگیره ، منه خواهر چکار کنم ؟

    سلام

    می خواستم بدونم وقتی داداش ، تو موقعیت های مختلف طرف زنش رو میگیره ، منه خواهر باید چه رفتاری داشته باشم؟

    ۲ تا زن داداش دارم که دو تا خواهرن یکی از خواهرا رفته یه شهر دیگه سرکار شوهرش ولی اینجاست بعد هر هفته میاد  هر وقت هم که میاد خونه زندگی ما رو میریزه بهم و میره .

    به خدا خونه که محل آرامش هست ما توش آرامش نداریم اصلا اصلا نرمال نیست این یکی خواهرم با خودش خراب کرده ، همش تو زندگی ما دخالت می کنن ما هم که یه چیز میگیم  دیگه از کاه کوه میسازن .

    حالا من تو این موقعیت چکار کنم ؟ تازه ۱۰ روز دیگه هم نامزدی خواهرم هست همه چی داره بهم میریزه .

    مرسی از وقتی که می ذارین


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    تعامل با خانواده

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۴۴) پاسخ های مردم
    • ۱۶۲۹ بازدید
    • دوشنبه ۲۶ تیر ۹۶ - ۱۹:۱۱

    خانواده همسرم در حد نامتعارف انتظار کمک مالی ازم دارن

    سلام دوستان

    من یه مرد 35 ساله ام. یه سوال از همه تون دارم، میخوام ببینم رفتار شما در قبال وضعیت موجود من چیه؟ یا اگه تجربه اش رو داشتین راهنماییم کنین .

    چهار ساله که ازدواج کردم در مجموع راضیم . مشکلم اینه که خانواده همسرم انتظار کمک مالی ازم دارن اونم در حد نامتعارف ، تو این مدت کم نذاشتم براشون . هر وقت نیاز داشتن بهشون کمک کردم ولی مشکل اینجاست که فکر میکنن وظیفمه . چند بار این اواخر که نه گفتم بهشون ناراحت شدن و حتی همسرم منو متهم کرد به این که تو به خانواده ات پول میدی ولی وقتی خانواده من ازت کمک میخوان دریغ میکنی در حالی که اصلاً اینطوری نیست و خانواده ام نیازی به کمک من ندارند. این در حالیه که این وظیفه من نیست و احساس میکنم شده داستان "لطف مکرر و حق مسلم"

    کسایی که تجربه این موضوع رو دارن راهنمایی کنن باید چطور باید با این موضوع برخورد کنم؟


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    تعامل با خانواده

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۲۳) پاسخ های مردم
    • ۱۲۱۴ بازدید
    • يكشنبه ۲۵ تیر ۹۶ - ۱۹:۵۵

    بعد از اشتباه دوستی با یه پسر، چطور اعتماد پدرم رو دوباره جلب کنم ؟

    سلام به همه

    من یه دختر 18 ساله ام که یه سال پیش مرتکب یه اشتباهی شدم و با یه پسری دوست شدم و بابام فهمید و منو کتکم زد و چقدر تحقیرم کرد و ...

    از اونجا به بعد زندگیم جهنم شد. دیگه به هیچ وجه بهم اعتماد نداره همش بهم سرکوفت میزنه الان تابستونه میخواستم یه جایی برم سره کار نذاشت گفت تو خرابی ... دیگه هیچ جایی نمیذاره تنهایی برم . بخدا خسته شدم یه ساله همین جوریم چیکار کنم بهم اعتماد کنه؟

    تو خونه همش تنهام یه خواهر دارم که دانشجوعه خونه نیست بابام گوشیمو هم ازم گرفته با همه ی دوستام قطع رابطه ام حتی با اون دوستم که 9 سال باهاش دوست بودم! خیلی تنهام همش تو خونه ام دیگه بابام بهم پول هم نمیده وضع مالیمون هم تعریفی نداره .

    بخدا هیچی از جوونیم نفهمیدم همش یا درس میخونم یا دارم گریه میکنم حسرت میخورم بعضیا رو میبینم انقدر پولدارو خوشن و آزادن ، از ته دل حسرت میخورم . آخه مگه ادم چند بار زندگی میکنه؟

    چرا امسال منی که هیجده سالم بیش تر نیست هر روز آرزوی مرگ کنم؟ دیگه دارم زیر عینک بدبینی بابام له میشم . هه امسال من باید زیر عقاید خرافی پدر و مادرمون جون بدیم تقدیرمون همینه امسال ما بدنیا اومدیم تماشاچی باشیم استادیوم خالی نباشه  

    لطفا کمکم کنید مرسی


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل دختران جوان درد دل های دختران و پسران تعامل با خانواده

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۳۸) پاسخ های مردم
    • ۲۳۳۶ بازدید
    • چهارشنبه ۲۱ تیر ۹۶ - ۱۸:۱۹

    چطور محترمانه با مادر شوهر مخالفت کنیم ؟

    سلام

    1 - عروس خانما اگه مادر شوهرتون برگرده یه نظری بهتون بده که شما مخالف اون نظر باشین چطوری با سیاست جواب میدین که هم نظر خودتونو انجام داده باشین هم بی احترامی نکرده باشین؟

    2 - به طور مستقیم بهتون حرفی زده و شما هم نمی دونین قصد توهین داشته یا از روی خوبی و مادرانه داره میگه... اینجا چطوری رفتار میکنید تا دیگه به خودش اجازه ی این حرفا رو نده .

    مثلا : این لباست بهت نمیاد ، تو از پس این کار برنمیای

    3 - جلوی شما برگرده به شوهرتون بگه فلان کار رو براتون انجام نده و یه جورایی دخالت کنه اینجا باید چطور برخورد کرد ؟

    مثلا : تو خسته ای استراحت کن بذار خانمت خودش بره

    4 -  از شوهرتون درخواستی رو بکنه که در اون لحظه با توجه به حضور شما غیر منطقی و نادیده گرفتن شماست .

    مثلا: اخر شب ایشون رو بفرسته دنبال کاری در حالی که وقت خوابه و شما باید منتظر بمونید شوهرتون برگرده . در تمام این موارد خانم های با سیاست چطور عکس العمل نشون میدن ؟

    و چطوری میشه با سیاست به شوهر فهموند که کار مادرش اشتباه بوده و اینکه ایشون در همون لحظه بجای ما جواب مادرشو با احترام بده و پشت ما  باشه؟


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مشورت در شوهرداری روابط عروس و مادر شوهر

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۸) پاسخ های مردم
    • ۱۳۳۷ بازدید
    • چهارشنبه ۲۱ تیر ۹۶ - ۱۸:۱۴

    خانم ها، حتی یه لحظه از بچه تون غافل نشید

    سلام
    مطلبی که میخوام بنویسم تجربه شخصیه خودمه. دو دختریم و من کوچیکه م .  اول اینو بگم که تو خونواده ی تحصیل کرده و مرفه بزرگ شدم که خیلی مسائل تربیتی توش مراعات میشد اما یه  اتفاق ... . وقتی به نوجونی رسیدم حدود ۱۳ سال از اطرافیانم میشنیدم که میگفتن ماشاء الله خوش قد و بالا شدی و حرفای اینچنینی .
    چند بار که خونه ... بودیم متوجه شدم ... قصد داره بهم نزدیک بشه حتی توی خواب! خیلی ترسیدم سعی کردم نرم اونجا ولی نمیشد بخاطر همین از پیش مامانم تکون نمیخوردم هنوزم انقد بزرگ نشده بودم که بفهمم چی تو ذهنشه! تا ۱۵ سالگی اون قصد داشت شرایط رو طوری بچینه که تنها بشه با من ولی من نمیذاشتم.
    عروسی خاله و داییم نزدیک بود و مادرم سرش شلوغ بود درگیر کمک به مادر بزرگم یه روز عصر از خواب پا شدم خونه بابابزرگم دیدم مامانم میخواد بره خیابون گفتم میام منم گفت نه بمون تازه بیدار شدی خلاصه شرایطی شد که با ... تنها شدم اومد سراغم منم از دستش به سختی فرار کردم و اومدم تو کوچه موندم تا بقیه بیان.

    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    تعامل با خانواده مسائل زنان به پدران و مادران جهت اطلاع پدران و مادران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۴۴) پاسخ های مردم
    • ۲۸۲۹ بازدید
    • دوشنبه ۱۹ تیر ۹۶ - ۱۷:۵۶

    تذکرهای بی فایده در قبال رفتارهای اشتباه اعضای خانواده

    سلام
    من یک پسرم از یک خانواده 5 نفره. میخواستم بپرسم اگه تو خانواده شما همه افراد یک کار اشتباهی را انجام بدهند و تذکر دادن شما فایده ای نداشته باشه ، عکس العمل شما چیه؟ به عنوان مثال همه، حتی خانمهای خونه ، وقتی میرن سر یخچال با بطری یا پارچ آب میخورند ،هر قدر هم تذکر میدم فایده ای نداره.
    جلوی من رعایت میکنن ولی وقتی من اونا را نمی بینم بازم با بطری آب میخورند. یا پدر و برادرم وقتی از بیرون میان و یک کار تو خونه داشته باشند،با کفش میان روی فرش تا نخوان کفششون را از پا درارن و دوباره بپوشن. همیشه هم بقیه بهشون تذکر میدن ولی فایده نداره . یا خونه به جز اتاق من همیشه بهم ریخته هست و کسی به مرتب بودن خونه و اتاق خودش اهمیت نمیده، مگر اینکه قرار باشه مهمون بیاد که در اون صورت خونه را تمیز و مرتب میکنند. یا با صدای بلند بحث و دعوا میکنن که صداشون تو کوچه میره و همسایه ها میشنون . یا خیلی مسائل دیگه از این دست .

    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    تعامل با خانواده

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۹) پاسخ های مردم
    • ۵۹۹ بازدید
    • دوشنبه ۱۹ تیر ۹۶ - ۱۷:۴۰

    همیشه تپش قلب دارم و خیلی خیلی کم خوابم

    سلام
    همیشه تو هر شرایطی یه ترس و دلهره ای تو قلبم بوده.. همیشه از دوران بچگی تا الان.. از اولین ترس هایی که یادم میاد وقتی بود که پدر و مادرم به شدت با هم دعوا میکردن و بابام به مامامم حمله میکرد و من تو اتاقم صدای اونارو میشنیدم و صدای ضربان قلبمو میشنیدم و خیال میکردم الانه که مامانمو بکشه...
    بعضی وقتا پیش می اومد سر یه شوخیه الکی بابام بهم حمله میکرد و سیلی میزد در گوشم.. حتی یادمه یبار بدون دلیل بشقابو سر سفره پرت کرد تو صورتم و بهم فحش داد. البته اینم بگم پدرم در مواقع عادی خوب بود حتی نازم میداد و با قربون صدقه رفتن صدام میکرد که هرگز منو شاد نمیکرد و نمیکنه این قربون صدقه رفتناش بخاطر رفتارایی که از همون دوران نوزادیم تا حدود چهار پنج سال پیش باهام داشت...
    از خیلی ها تو فامیل شنیدم که وقتی نوزاد بودم و شیر خواره... یبار بخاطر اینکه زیاد گریه کردم و اعصاب بابام خورد شد بابام منو پرت کرد از این سر حال تا اون سر... مادر بزرگم میگفت یه بار جوری زده بودت که ما فکر میکردیم مردی و تو رو گرفتیم زیر دوش اب سرد تا حال اومدی... من اینارو یادم نیست فقط, شنیدم و مادرمم تایید کرده.

    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    درد دل های دختران و پسران تعامل با خانواده خرید اینترنتی و مشورت در خرید

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۳۴) پاسخ های مردم
    • ۲۱۹۲ بازدید
    • سه شنبه ۱۳ تیر ۹۶ - ۲۱:۴۰

    چیکار کنم موقع دعوای خانوادگی خودمو کنترل کنم ؟

    سلام به اهالی خوب خانواده برتر

    من دختری ۲۳ ساله هستم و امسال لیسانسمو گرفتم. بیرون از خونه بین دوستام دختری آروم و ساکتی ام. با همه برخورد خوبی دارم تا حالا با هیچکدوم از دوستام بحث و دعوا نداشتیم.

    ولی توی خونه پرخاشگرم. کافیه یکیشون یه چی بگن تا من بپرم بهشون، واقعا درمونده شدم از رفتارم چون بعدش فورا پشیمون میشم و استغفار میکنم و وقت دعوا بهشون توهین میکنم حتی به پدر و مادرم . توهینایی که هیچوقت تو خونمون نبوده .

    تنها چیزی که همیشه تو خونمون بوده بی مهری و سردی بین اعضا بوده و از بچگی محبت آنچنانی ندیدم... الان چیکار کنم خودمو کنترل کنم وقت دعوا؟ مخصوصا با پدر و مادرم ،‌ جدیدا نامزدی کردم و یک بار هم با نامزدم دعوام شد و نتونستم خودمو کنترل کنم . واقعا دست خودم نیست وقت دعوا انگار تا طرف رو تخریب نکنم آروم نمیشم..میترسم این رفتارم به زندگی آیندم لطمه خیلی بزرگی وارد کنه..

    منی که بیرون خونه ساکت و سر به زیرم این جوری ...

    لطفا راهنماییم کنید دوستان. فقط سرزنشم نکنید که من خودم به ثانیه نکشیده شرمنده و پشیمونم..
    و با پاسخ های کلیشه ای مثل خودت رو به خدا نزدیک کن و نماز بخون و قران و ... منو مواجهه نکنید چون تا جایی که بتونم خودم رعایت میکنم


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    مسائل دختران جوان تعامل با خانواده

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۷) پاسخ های مردم
    • ۸۶۳ بازدید
    • سه شنبه ۱۳ تیر ۹۶ - ۰۰:۲۵

    آیا میشه مادر شوهر جای مادر خودمون رو بدونیم؟

    سلام خدمت همه دوستان

    راستش با خوندن چندین پست اخیر که راجع به رابطه عروس و مادر شوهر یا کلا رابطه با خانواده شوهر بود میشه به یک نتیجه گیری کلی رسید اونم اینکه مادر شوهر هر چی بگه و هر کاری بکنه عروس نباید چیزی بگه چرا ؟ چون بزرگتره چون جای مادرته چون همسرت رو چندین سال بزرگ کرده و زحمت کشیده.

    حال من یک سوال از همه شما دوستان دارم مادر شوهری که تو رو جای دخترش ندونه. مادر شوهری که تو رو یه غریبه بدونه و هر وقتم حرفش پیش میاد میگن دختر مردمه دیگه. مادر شوهری که دائم تیکه بارونت کنه. مادرشوهری که تو رو دزد پسرش بدونه. ( البته بعضی ها نه همه ) مادرشوهری که بهت احترام نذاره من از شما میپرسم ایا همچین کسی رو ادم میتونه جای مادرش بدونه؟

    ما تعریفمون از مادر و اون چه که از بچگی از مادرامون دیدیم همچین شخصیتی هست؟ خب برا پسرش زحمت کشیده دستش درد نکنه خیلی مثلا کار بزرگی کرده هر کی بچه ای به دنیا میاره شرعا و قانونا وظیفه حفاطت و تربیتش رو داره. مگه مادرای ما دخترا برامون زحمت نکشیدن؟

    چرا تا حرف از رابطه عروس و مادر شوهر میشه همه میگن بزرگه احترامش واجبه مگه ما ادم نیستیم؟ مگه ما نباید بهمون احترام گذاشته بشه ؟ چرا تو این مباحث همیشه عروس رو محکوم میکنید؟


    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    روابط عروس و مادر شوهر

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۳۱) پاسخ های مردم
    • ۱۲۰۱ بازدید
    • دوشنبه ۵ تیر ۹۶ - ۲۱:۱۰

    یه عروس چطوری می تونه مورد احترام خانواده ی شوهرش قرار بگیره ؟

    سلام
    می خوام بدونم هر فرد با چه ویژگی رفتاری میتونه ساده فرض بشه در برابر خونواده شوهرش و یه جورایی سوارش بشن و حرمتشو نگه ندارن ؟
    اگه همچین فردی رو میشناسین لطفا بیاین بگین چه کار کرده که اینطوری فرضش کردن؟ و در مقابل می خوام بدونم چطور میشه عروسی باشی که خونواده ی شوهر به خودشون اجازه ی بی احترامی ندن؟ و شخصی محترم که نظرشم مهم باشه تلقی بشیم ؟

    ↓ مطالب بیشتر در رابطه با این موضوع ↓ :
    ارتباط با خانواده شوهر

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۵) پاسخ های مردم
    • ۱۱۶۳ بازدید
    • جمعه ۲ تیر ۹۶ - ۲۲:۵۶

    برو بالا