خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

۲۶۷ مطلب با موضوع «تعامل با خانواده» ثبت شده است

چطوری می شه یه مرد یا زن رو خوشحال کرد ؟

سلام

با توجه به این که همه ما دیدگاه و تجربیات مختلفی تو زندگی داشتیم و داریم، می خوایم تو این پست در مورد اینکه چطوری می شه یه مرد یا زن رو خوشحال کرد صحبت کنید.

آقایون و خانوم ها؛

به نظرتون با چه چیزهای ساده ای می شه دل آقایون یا خانوم ها رو بدست آورد ؟ ساده به این دلیل که مطمئنا اگر بگید که برای خانومم یه سرویس طلا می خرم یا برای برادرم یه گوشی می خرم! شاید خیلی ها فکر کنم محبت کردن کار سختی و پس بگن نمی شه!

یه نمونه شو مثلا مثال می زنم:

اگر پدرتون چایی دوست داره، می تونید زمان بندی هاتون رو بکنید، ساعتتون رو تنظیم کنید ^_^ تا وقتی از سر کار رسید خونه، یه چای خوب از دست دخترش نوش جان کنه. چی خوشمزه تر از این ؟

یا وقتی می دونید شوهرتون دوست داره حس مرد بودنش رو تقویت کنید! وقتی می خواید یه چیز سنگین بلند کنید ازش کمک بخواید تا آقا هم کلی کیف کنه و حس کنه خیلی مرده :)

حالا اگر بخواید دل خانوم ها رو بدست بیارید چی کار می کنید یا اینکه خانوم هایی که خوشحال شدن بگم که چه اتفاقی باعث شده خوشحال بشند؟


موضوعات مرتبط :
تعامل با خانواده

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲۴ نظر
    • ۱۲۳۲ بازدید
    • يكشنبه ۲۹ مرداد ۹۶ - ۱۰:۲۵

    به عنوان برادر عروس چه برخوردی با بی احترامی های دامادمون باید بکنم ؟

    سلام
    پسری حدودا سی ساله هستم که نیاز به راهنمایی دارم.

    مشکلم از جایی شروع شده که خواهرم با یکی از فامیل های نزدیک ازدواج کرد و چون من و خانوادم مخالف این وصلت بودیم ولی بخاطر نظر خود خواهرم که اصرار کرد پدر و مادرم راضی شدن، بصورت خیلی خلاصه بخوام بگم این خانواده از همون اول خواهرم رو کشیدن سمت خودشونو و با وجودی که دوران عقد بودن ولی کلا خواهرم خونه اون ها بود و شاید هر دو هفته یه روزی سر به ما میزد.

    مادر داماد به خواهرم گفته بود به خانوادت بگو من ازشون خوشم نمیاد و خونشون که نمیرم ناراحت نشن! با وجود اینکه فامیل هستن رابطه شون توی سه سالی که عقد بودن با من و خانوادم خیلی بد بوده، قبل از این وصلت خیلی خوب خوش برخورد بودن ولی بلافاصله بعد عقد یه جوری رئیس بازی در اوردن ( خانواده من از نظر تحصیلات و موقعیت اجتماعی و اقتصادی از اونها بالاتره)، اون ها با خواهرم خوبن و هیچ مشکلی با هم ندارن ولی من و خوانوادم از اون ها انتظار احترام داریم فقط؛ بعضی از برخودهاشونو میگم :


    موضوعات مرتبط :
    مسائل پسران جوان تعامل با خانواده

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • ۱۴۶۷ بازدید
    • يكشنبه ۲۹ مرداد ۹۶ - ۱۰:۱۰

    با سبک شمردن نماز و گیر دادن های برادرم مشکل دارم

    سلام

    دوستان محترم و محترمه (مونث) . من یه مشکلی دارم ( البته همه دارند ...) من یه برادر دو قلو دارم و البته توی یه خانواده نیمه مذهبی زندگی می کنم ولی شخصیتم مذهبیه . من متوجه شدم که برادرم نماز رو ترک کرده یا حداقل یکی در میون می خونه .

    می دونم که عقاید و دین هر کسی به خودش مربوطه ولی این مدت اخلاق آق داداش ۱۸۰ درجه عوض شده جوری که همیشه با کار هاش منو آزار می ده . پدر و مادر من  هر دو شاغل اند و اکثر اوقات متوجه رفتار ایشون نمیشن و دقت که کردم دیدم جلو اونا گاهی نماز میخونه گاهی میگه خوندم و ...

    خلاصه سوال من اینه که به مامان بابام بگم ؟ سوال بعدیم اینه که من هر روز از دست برادرم گریه میکنم چون زیاد از حد عاطفی ام و چون روحیه شادی دارم زود فراموش میکنم ولی کاسه صبرم داره لبریز میشه چی کار کنم دست از آزار من برداره ؟ ( مثلا به حجاب من ، نماز من، حرف زدن من، شیطونی های من و خیلی چیزا دیگه گیر میده ) ممنون از راهنمایی ها تون...


    موضوعات مرتبط :
    مسائل اعتقادی مسائل دختران جوان تعامل با خانواده

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۶ نظر
    • ۷۷۷ بازدید
    • سه شنبه ۱۷ مرداد ۹۶ - ۱۷:۴۹

    دعا برای دور شدن از خانواده شوهر

    سلام

    خواسته ی عده ای خانم های متاهل اینه که از خانواده ی شوهرشون دور باشن ! در این پست می خوایم این موضوع رو بررسی کنیم که اصولا چرا اون عده از خانم ها چنین تمایلی دارتد ؟

    چه اتفاقاتی ممکنه رخ بده که خانم ها چنین تمایلی داشته باشن و حتی به دنبال " دعا " برای این خواسته شون باشن .

    دو سوال مهم این جا مطرح میشه ؟

    1 - آیا میشه قبل از ازدواج پیش بینی چنین روزهایی رو کرد ؟ آیا روش انتخاب همسر می تونه مانع بشه ؟

    2 - به خانم هایی که ازدواج کردند و چنین خواسته ای دارند چطوری میشه کمک کرد ؟

    چنین دعایی که وجود نداره ، پس باید بهشون کمک کنیم که روابط شون رو بهتر کنن تا اصل خواسته از بین بره . اما چطور ؟!

    موفق باشید


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در شوهرداری مسائل زنان ارتباط با خانواده شوهر سوالات پرتکرار در اینترنت

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۲ نظر
    • ۲۵۲۹ بازدید
    • دوشنبه ۱۶ مرداد ۹۶ - ۱۸:۱۵

    رفتارهای عجیب مادر خواستگار قبلی خانمم داره اذیتم میکنه

    سلام به همه کاربران گل خانواده برتر

    یه موضوع عجیب الان مدتی هس باهاش روبرو شدم که نمیدونم طبیعیه . یا من زیادی سخت میگیرم یا فقط واسه خانواده اینا هست.

    موضوع از این قراره که کمی قبل رفتیم خواستگاری یه دختر خانمی ، بعد ایشون یه عمه دارن که بزرگ فامیلشون هست یعنی از بابای نامزد منم بزرگتره و خیلی بهش احترام میذارن. پسر این عمه خیلی شدید قبلا نامزد منو میخواسته ولی مامان دختره مخالفت میکرده‌، البته بگم که دل نامزدمم باهاش نبوده اینو یقین دارم.

    خلاصه به من بله داد و عقد کردیم. بعد این عمه هه کلا رفتاراش غیر معقول شده و همه جوره رو اعصابه. چند هفته پیش پدر و مادر و خانواده نامزدم رفتن مسافرت و نامزدم نرفت. خب اول واسه تنها نباشه قرار شد این چند روز من برم خونشون پیشش، بعد این عمه به نامزد من گفت که تنهایی بیا خونه ما، نامزد من گفت نه ممنون و قراره که من برم پیشش. آقا عمه اینو فهمید چنان مسخره بازی در آورد، اول زنگ زد به پدر و مادر نامزدم گفت این چه بی آبرویی هست و چه میدونم چرا اینقد اینا بی حیان و هزار تا حرف چرت دیگه. خلاصه قرار شد یه روز در میون بشه یه روز بیاد خونه ما!یه روز هم خونه عمه اش!! هی به ما گفتن بزرگتره احترامش واجب.


    موضوعات مرتبط :
    تعامل با خانواده

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • ۲۰۶۱ بازدید
    • يكشنبه ۱ مرداد ۹۶ - ۱۵:۵۹

    من انسانم ، حق دارم راه خودم رو برم حتی به اشتباه ... ‌

    سلام به همگی

    من یه دختر ۱۸ ساله ام و با بابام سر یک سری مسایل خیلی کوچیک که تاثیرات بزرگی داره مشکل داریم . بابای من از خیلی اقایون و پدرهایی که می بینم روشن فکر تره ولی وقتی به مسئله درس و دانشگاه و کار کردن میرسه دچار مشکل میشیم .

    میگه دانشگاه به درد نمیخوره میگه کار نیست تو این مملکت به تحصیل کرده ارزش نمیدن من نمیگم دروغ میگه اما هدف من از دانشگاه بزرگ تر کردن روابط اجتماعیه ، برقراری ارتباطه ، حالا شغلی که مد نظر منه رو میشه تو اموزشگاهم خوند و کار کرد .

    برگشته به صراحت بهم میگه فکر کارکردن و از ذهنت بیرون کن من میدونم اگه کار نکنم مستقل نشم می میرم . من میخوام راه خودمو برم به بابام میگم خوب ایم طرز فکر شماست . میگم بذار اشتباه میرم فوقش یاد میگیرم ، میگه من به فکرتم . یعنی هر بار که در مورد اینا بحث میکنیم دیوونه میشم .

    چند بار هم گریه کردم یه مشکلم اینه که خواهر بزرگ تر من به راحتی حرف بابامو گوش کرد در حالی که الان که حدودا هفت سال از اون موقع میگذره هر چند وقت یکبار ازش می پرسم دوست داشتی بری دانشگاه ؟ میشد حس کرد میخواد بره .

    خواهر من واسه حقش دفاع نکرد و بابام هر بار حرف میکشه سمت خواهرم ، من میگم ادم با ادم فرق میکنه من بلند پروازم ، من نمی خوام خواهرم ناراحت بشه سعی میکنم بحث زیاد کش نیاد ولی خدا شاهده هر بار جوری ناراحت میشم که یا گریه میکنم یا حرصمو با حرفای نیش دار خالی میکنم ، به بابام میگم اگه پسر بودم میذاشتی برم دانشگاه میگه اره این حرفش هم باعث حرص خوردنم میشه هم تنفر به مردا رو توی من ایجاد میکنه .

    ببخشید طولانی شد لطفا بهم بگین چیکار کنم تا به تفاهم نظر برسیم لطفا نگین پدرته به فکرته من انسانم حق دارم راه خودم رو برم حتی به اشتباه... ‌

    ممنونم


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان تعامل با خانواده

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • ۸۳۳ بازدید
    • شنبه ۳۱ تیر ۹۶ - ۱۹:۵۷

    می خوام شوهر خواهرم توجهش رو ازم برداره

    سلام

    من یه دختر مجردم که خواهر بزرگترم ازدواج کرده و خدا رو شکر زندگی خوبی دارن. شوهرش آدم زحمتکشیه با وجودی که مدرک تحصیلی بالایی داره ولی حاضر به کار کشاورزی شده تا بتونه زندگی مرفهی برای خواهرم بسازه و خلاصه ش این که خواهرم خوشبخته و مشکلی نداره.

    حقیقتش من از بس رمانای بی محتوا خونده بودم که توش همه برای دخترای شیطون و پر شر و شور می مردن و همه فامیل خوششون می اومد ازش که الان می فهمم چقدر اشتباه بوده، تو یه مدتی سعی کردم خودمو جور دیگه ای نشون بدم. من درونگرایم و هیچ علاقه ای به اجتماع و حاضرشدن در جمع ها ندارم .کلا گوشه اتاقمو از همه جای دنیا بیشتر دوست دارم ولی به خاطر چیزای اشتباهی که خونده بودم مدتی سعی کردم توی فامیل خیلی خودمو نشون بدم .مرتبا با همه شوخی کنم حرفای خنده دار بزنم و از این دست کارای سخیف... که اصلا در شان و شخصیتم نبود.

    و در اون مدت خیلی با شوهر خواهرم کل کل می کردم و باهاش حرف می زدم . باور کنید الان که می نویسم خیلی خجالت می کشم و پشیمونم ولی چه می شه کرد اشتباهی بوده که انجام دادم.


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان تعامل با خانواده

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۲۶ نظر
    • ۲۹۷۸ بازدید
    • جمعه ۳۰ تیر ۹۶ - ۲۳:۵۰

    چطور به شوهرم بفهمونم که در ارتباط با خانواده ها سیاست داشته باشه ؟

    سلام
    میخواستم بدونم اگه مردی خونوادش رو اولویت قرار بده و همه قرار هاش رو با خونوادش بذاره و اگه اونا شرایطش رو نداشتن اون وقت بیاد سراغ خونواده ی همسرش و نسبت به خونواده ی همسرش بی تفاوت باشه دلیلش چیه؟
    حتی با وجودی که خانواده ی همسرش هواشو دارن و بهش محبت میکنن ولی ایشون مثل غریبه ها میاد خونشون و زمانی که هم خانواده ی خودش باشن هم همسرش ایشون بیشتر با خانواده خودش گرم میگیره و به خانواده ی همسرش بی توجه هست .
    به طور کلی میشه گفت اگه مردی سیاست نداشت چطور باید بهش بفهمونم رفتارش اشتباهه ؟ چطور بهش بفهمونم خودخواهانه برخورد میکنه ؟


    موضوعات مرتبط :
    مسائل رفتاری دوران عقد مشورت در شوهرداری تعامل با خانواده

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶ نظر
    • ۷۳۲ بازدید
    • چهارشنبه ۲۸ تیر ۹۶ - ۱۹:۰۴

    وقتی در یک بحث ، برادر ، طرف زنش رو میگیره ، منه خواهر چکار کنم ؟

    سلام

    می خواستم بدونم وقتی داداش ، تو موقعیت های مختلف طرف زنش رو میگیره ، منه خواهر باید چه رفتاری داشته باشم؟

    ۲ تا زن داداش دارم که دو تا خواهرن یکی از خواهرا رفته یه شهر دیگه سرکار شوهرش ولی اینجاست بعد هر هفته میاد  هر وقت هم که میاد خونه زندگی ما رو میریزه بهم و میره .

    به خدا خونه که محل آرامش هست ما توش آرامش نداریم اصلا اصلا نرمال نیست این یکی خواهرم با خودش خراب کرده ، همش تو زندگی ما دخالت می کنن ما هم که یه چیز میگیم  دیگه از کاه کوه میسازن .

    حالا من تو این موقعیت چکار کنم ؟ تازه ۱۰ روز دیگه هم نامزدی خواهرم هست همه چی داره بهم میریزه .

    مرسی از وقتی که می ذارین


    موضوعات مرتبط :
    تعامل با خانواده

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۴ نظر
    • ۱۳۸۲ بازدید
    • دوشنبه ۲۶ تیر ۹۶ - ۱۹:۱۱

    خانواده همسرم در حد نامتعارف انتظار کمک مالی ازم دارن

    سلام دوستان

    من یه مرد 35 ساله ام. یه سوال از همه تون دارم، میخوام ببینم رفتار شما در قبال وضعیت موجود من چیه؟ یا اگه تجربه اش رو داشتین راهنماییم کنین .

    چهار ساله که ازدواج کردم در مجموع راضیم . مشکلم اینه که خانواده همسرم انتظار کمک مالی ازم دارن اونم در حد نامتعارف ، تو این مدت کم نذاشتم براشون . هر وقت نیاز داشتن بهشون کمک کردم ولی مشکل اینجاست که فکر میکنن وظیفمه . چند بار این اواخر که نه گفتم بهشون ناراحت شدن و حتی همسرم منو متهم کرد به این که تو به خانواده ات پول میدی ولی وقتی خانواده من ازت کمک میخوان دریغ میکنی در حالی که اصلاً اینطوری نیست و خانواده ام نیازی به کمک من ندارند. این در حالیه که این وظیفه من نیست و احساس میکنم شده داستان "لطف مکرر و حق مسلم"

    کسایی که تجربه این موضوع رو دارن راهنمایی کنن باید چطور باید با این موضوع برخورد کنم؟


    موضوعات مرتبط :
    تعامل با خانواده

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • ۱۰۲۷ بازدید
    • يكشنبه ۲۵ تیر ۹۶ - ۱۹:۵۵

    برو بالا