خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی





۵۸ مطلب با موضوع «مسائل زنان» ثبت شده است

احساس میکنم پسر شوهرم خیلی بد بهم نگاه میکنه

سلام

من یه زن سی و ... ساله ام که حدود یکساله با یه مرد چهل و ... ساله ازدواج کردم این اقا قبلا یه بار ازدواج کرده و زنش فوت کرده و الان یک پسر داره از زن اولش که حدود نوزده سالشه . 

پسرش پیش ما زندگی میکنه و خب قبل ازدواجم به من گفته بود که قراره با ما زندگی کنه چون میگفت میترسم اگه پسرم خونه مجردی بگیره خراب بشه چون سنش کمه .

اوایل اصلا با پسرش مشکلی نداشتم اما چند ماهیه احساس میکنم پسرش بهم نظر داره  خیلی بد بهم نگا میکنه تو خونه اصلا راحت نیستم  همش با خودم میگم بچس پسر خوبیه شاید من حساس شدم و امکان نداره به من کاری داشته باش اما رفتاراش داره بدتر و بدتر میشه  مدام با من شوخی های الکی میکنه حرفای منظور دار میزنه .

با خودم میگم شاید من کاری کردم که توجهش بهم جلب شده اما من از اولم اصلا بهش رو ندادم .

به نظرتون باید به شوهرم بگم یا رفتاراشو نادیده بگیرم . اصلا نمیدونم چه جوری باهاش رفتار کنم خیلی میترسم

موضوعات مرتبط: مسائل زنان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۸۱
    • شنبه ۵ فروردين ۹۶ - ۲۱:۳۴

    راهنمایی در مورد بهداشت و زدودن موهای داخل لبه های آ. ت. زنانه

    سلام

    یه سوال دارم که فقط خانم ها میتونن کمک کنن. من یه دختری هستم که در مورد این مسایل اصلا نمیتونم تو دنیای واقعی از کسی سوال بپرسم و تنها جایی که میتونم این جاست پس لطفا کمکم کنید.

    در مورد زدودن موهای تناسلی مشکل دارم .مشکلم اینکه وقتی از پودر استفاده میکنم بعد از اون داخل لبه های کلیتوریس پر از مو باقی میمونه  و  بالاخره جلو شوهر زشته.

    نمیدونم ایا اگه پودر رو بزنم وسط لبه ها به بدنم آسیب میرسونه یا نه؟ اگه آسیب میرسونه پس چطور اون موها رو از بین ببرم؟ پست های مربوط به این مساله رو خوندم اما کسی مشکل منو عنوان نکرده بود.

    سوال دیگه ای هم دارم من با وجود اینکه مدام لباس زیرمو عوض میکنم متوجه میشم داخل لبه های کلییتوریس ماده کرم رنگ بد بویی ایجاد میشه اینو چطور حلش کنم؟

    ممنون میشم تجربیات خودتونو در اختیار بذارین. چون من آدم کثیفی نیستم اما این طور وقتی شوهرمم ببینتم فکر میکنه اهمیت نمیدم.

    با تشکر

    موضوعات مرتبط: مسائل زنان , رفع موهای زائد بدن ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۸۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۵۴۴
    • شنبه ۷ اسفند ۹۵ - ۲۱:۲۵

    بهم امیدی بدین که بتونم زندگیمو دوباره بسازم

    سلام

    من دختری هستم توی خونواده خوب و با ایمان ، ولی در عین حال بدبخت که هر کی از راه رسید بهمون نیش زد . بعضی وقت ها وقتی مادر و پدرم از خوبیهاشون که در حق مردم کردن تعریف میکنند حالم بد میشه چون همون ها حالا شدند دشمن درجه یک خونواده ام .

    اون هایی که پدر و مادرم واسطه ازدواجشون شدن یا حلال مشکل زندگیشون ولی حالا اینقد از زندگی عقب هستیم که واقعا من به عدالت خدا شک دارم  .

    البته خدا را شکر خواهر و برادرهام از لحاظ جسمی و ظاهر خوب و سالم هستیم که بابت این نعمت بزرگ سپاسگذارم ولی هر کدوم درگیر یه مشکل ، که همین مشکلات چنان بهمون فشار اورده که ارزو دارم یه روز خنده رو لبم باشه .

    خودم شدم یه دختر طلاقی اون هم تو سن سی سالگی وقتی نامزد کردم خیلی خوشحال بودند ولی کی فکرشو میکردند که دومادی که انتخاب کردند نامرد از اب در بیاد و جواب خوبی های بی وقفه شون را با طلاق دادن دخترشون و شکستن دلشون بده .

    حوصله صحبت کردن با پدر و مادر پیرم ندارم همش سرشون داد میزنم همش مقصرشون میکنم که چرا اینقد محبت و از خودگذشتگی کردین که به این روز بیفتین  ؟ شاید اگر شما هم کاری به کار هیچ کسی نداشتین خدا این جور جوابتون نمیداد وقتی میبینم که  چقدر تنهاو مظلوم هستند دلم میسوزه .

    وقتی میبینم که واسطه ازدواج تمامی اقوام نزدیک و دور شدند ولی حالا اون هایی که یه روزی دست به دامن اینها بودند چه راحت بال و پر گرفتند و مغرورانه خوشبختی شون را به چشم ما میکوبند و حالا هم پشت پا زدند به همه چی و رفتند .

    واقعا یادم این ضرب المثل می افته که میگه خوبی نکن تا بد نبینی . اخه تا کی باید محکوم باشیم تا کی باید نماز بخونن و دعا کنن و هرگز گره ای از کارشون باز نشه ؟

    چرا این امتحان باید اینقدر طولانی و سخت باشه دیگه رمقی تو وجود هیچ کدوممون نیست  تا کی باید مردم برامون دل بسوزونن و بگن به چه جرمی این خونواده متهم شدند  .

    دیگه امیدم به شدت محو شده با این که اعتقاد شدیدی به خدا و امام دارم خواهش میکنم بهم امیدی بدین که بتونم زندگیمو دوباره بسازم ..

    موضوعات مرتبط: مسائل زنان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۸۳
    • سه شنبه ۲۶ بهمن ۹۵ - ۲۱:۱۰

    تجربیات خانم هایی که در شهر غریب عروس شدند

    سلام
    ۲۱ سالمه ۵ ماهه نامزدم . ما تهران زندگی میکنیم نامزدم تبریز ، بعد ازدواج قراره برم  اون جا زندگی کنم . بعد عید هم عروسیمه . موضوع اینه که میترسم نتونم اون جا رو تحمل کنم  هر بار که میرم اون جا بیشتر از چند روز نمیتونم بمونم و لحظه شماری میکنم برگردم خونمون .
    ما قبل ازدواج حرفامون و زدیم و اون گفت اصلا حاضر نیست بیاد تهران زندگی کنه . چه الان چه در آینده . منم قبول کردم . ولی از اون جایی که بشدت وابسته ی خانوادم و شهرم هستم تحملش برام سخته .
    بدبختانه من یه بیماری هم دارم به اسم هراس یا فوبیای اجتماعی و اصلا نمیتونم تنها برم جایی ، همیشه باید یکی پیشم باشه به همین دلیل بشدت به مادرم وابسته ام . اون جا هم برم چون کسی رو ندارم مجبورم بشینم تو خونه .
    بیماری سخت و عذاب آوریه ، انواع داروها رو خوردم چند تا دکتر عوض کردم ولی بی فایده بوده و الان دیگه بی خیال درمانش شدم . بخاطر همین مشکلم میترسم که نتونم .
    لطفا اونایی که تجربه ازدواج راه دور داشتن بگن چه جوری با شرایط جدیدشون کنار اومدن؟ غربت سخته براشون یا نه ؟ کسی هست که این بیماری رو داشته باشه؟
    موضوعات مرتبط: مسائل زنان , مسائل زنان خانه دار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۹۷
    • دوشنبه ۲۵ بهمن ۹۵ - ۲۱:۴۵

    بهترین عکس العمل یه راننده خانم در برابر مزاحمت های بعضی از مردان

    سلام

    من یه دختر 27 ساله ام که به مدت سه ساله ماشین گرفتم . حقیقتشو بخوایید ماشینو بیشتر برای رفتن به سرکار گرفتم چون قبلا که ماشین نداشتم خیلی تو مسیر اذیت میشدم از مزاحمت های خیابونی گرفته تا گرما و سرما که هر کدوم اذیتم میکرد .

    خلاصه من ماشین خریدم و البته خیلی مدلش پایینه ( پراید ) . من رانندگیم بد نیست منتها وقتی تنها رانندگی میکنم خیلی با سرعت و هیجان رانندگی میکنم و صدای ضبطمم بالا میبرم . البته شیشه های ماشینم همیشه بالاس و صدای ضبط خیلی کم بیرون میره .

    حالا من که دلم به همین رانندگی خوشه و هیچ تفریحی ندارم وقتی رانندگی میکنم بعضی از این مردا مزاحمم میشن و حتی فحش های خیلی بد به من میدن . یه جوریه که باعث میشن من چند روز ناراحت باشم .

    حالا من وقتی پیاده بودم اون جوری اذیت میشدم وقتی هم که سواره هستم این مدلی ،‌ واقعا ما چیکار کنیم بعضی از مردا دست از سر ما بر دارند و مزاحممون نشن . حالا این یه نمونه اش بود .

    مثلا چند وقت پیش رفته بودیم طالقان با خانواده ام . خدا میدونه چقد تو مسیر اذیت شدیم چون مرد همراهمون نبود مردا به خودشون اجازه میدادن هر حرفی به ما بزنن . مادرم که همشون رو نفرین میکنه منتها من دلم برای ناموس اونا میسوزه چرا که امروز یکیو اذیت کنی فردا هم با یکی ناموس اونا رو اذیت میکنه .

    حالا دوستان نظرشونو بدن که من چه برخوردی نشون بدم که حرف نشنوم یا شنیدم چه عکس العملی نشون بدم .

    موضوعات مرتبط: مسائل زنان ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۵۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۲۸
    • پنجشنبه ۲۱ بهمن ۹۵ - ۲۱:۱۵

    یک نظرسنجی از آقایون در مورد ماهواره

    سلام
    راستش من متاهلم و با  جمعی از دوستان خانومی که اون ها هم متاهل هستند یه گروه زدیم. یه روز من سوالم رو که در مورد مضرات ماهواره بود مطرح کردم اما چون همشون ماهواره داشتند گفتند که نه ماهواره خوبه و مرداشون با ماهواره و دیدن خانومای بدحجاب در آن، تحریک نمیشن و من رو حساس خطاب کردند . قرار شد که سوالم رو در این سایت مطرح کنم که جمعی از مردان خودشون بیاند و سوال من رو جواب بدند .

    میگن راه تحریک مردها از طریق چشمه ،‌ خب پس مسلما دیدن ماهواره تحریکتون میکنه دیگه . حالا صرفا نه همه ی برنامه هاش و نه صرفا فیلم های مستهجنش ،‌ منظورم بعضی مسابقه ها و یا شو ها و موسیقی هستش . خانومی با لباس نسبتا باز و با آرایش میاد روی سن و میخونه و میرقصه و عشوه میاد . این شما رو تحریک میکنه؟

    چون راه تحریکتون که همون چشم هستش رو داره پر میکنه دیگه. پس بی تاثیر نیست. ممنون میشم در جواب دادن صادق باشید .

    موضوعات مرتبط: مسائل زنان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۴۶۳
    • سه شنبه ۱۹ بهمن ۹۵ - ۲۲:۰۵

    14 ماه بعد از تولد فرزند اولم مجددا باردار شدم

    سلام
    من یه مادر 27 ساله هستم که بعد از زایمان اولم درست تقریبا یکسال و دو ماه بعد مجددا باردار شدم اونم تو شیردهی .
    کسانی که شرایط منو دارن بیان و از تجربیات خودشون بهم بگن از مزایا و معایب و سختی هایی که توی این راه در انتظار منو پسرمه و اینکه چطوری میتونم با یه برنامه ریزی مناسب دو تا بچه ی صحیح و صالح تحویل جامعه بدم .
    بطور مثال من سر بارداری پسرم خیلی قران میخوندم و الان دارم تاثیرشو رو پسرم میبینم ولی بدلیل اختلاف کم بارداری دومم اصلا وقت ندارم و از طرفی هم تهوع بارداری اجازه بهم نمیده رو برنامه پیش برم .
    قبلا از شما سپاسگزارم
    موضوعات مرتبط: بارداری و زایمان , تربیت رفتاری پسران , مسائل زنان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۵۰
    • دوشنبه ۱۸ بهمن ۹۵ - ۲۲:۵۰

    زن با سیاستی نیستم و دستم به هیج جا بند نیست

    سلام

    تقریبا دو ساله که ازدواج کردم و از تهران به یک شهرستان دیگه اومدم . شوهرم رو خیلی دوسش داشتم برای ازدواج با اون خودم اصرار داشتم اما اون بی پوله و هیچ اختیاری از خودش نداره .

    برای همه ی کارهاش پدر مادرش نظر میدن و اصلا هم ادم حسابش نمیکنند . من خونه ی پدرم هیچ محدودیتی نداشتم اما الان اجازه ندارم تا سر کوچه برم پدر شوهرم و مادر شوهرم خیلی بدجنس هستن و برای اذیت کردن من از هیچ کاری دریغ نمیکنن. وحشتناک حسودن .

    حتی طاقت محبت شوهرم به من رو ندارند. در صورتی که خوشدون انقد حال به هم زن هستن جلوی ما عین دختر پسرهای 14 ساله با هم دیگه لوس بازی در میارن . ما تو یک خونه زندگی میکنیم .

    حتی روی پولی که در میاریم هم دخل و تصرف دارن. زندگیم شده عین رمان های خاله زنکی. پولی هم نداریم برای مستقل شدن . نمیدونم تا کی باید تحمل کنم. پدرشوهرم یک مرد کله ... بی ... که ادعای مردونگی داره شدید ...

    اما در واقع هیچ کارس و همه کاره زنشه . شوهرم هم بعد این همه مدت پدر و مادرش رو شناخته. زن با سیاستی نیستم و دستم به هیج جا بند نیست . جای من بودید چیکار میکردید ؟

    ممنون

    موضوعات مرتبط: مسائل زنان خانه دار , ارتباط با خانواده شوهر ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۹۸
    • يكشنبه ۱۷ بهمن ۹۵ - ۲۲:۲۰

    از تجربیاتتون درباره نعمت فراموشی برای عبور از بحران بگید

    سلام
    از تجربیات خودتان درباره فراموش کردن مسائل گذشته بگید. میگن فراموشی یک نعمته ، واقعا هم گاهی بودنش در زندگی خیلی لازمه ، از مشکلات مختلف از قبیل طلاق، بیماری، مشکلات مالی، مرگ عزیز، مهاجرت و ... .
    همه این ها واقعا اگه نعمت فراموشی نباشه خیلی تحملش سخته من قبلا میگفتم که فلانی چطوری با اون مشکلی که داره میتونه سرپا باشه و روحیه داشته باشه . الان مقداری خودم تجربه کردم که در مسیر مشکلات زندگی شاید بشه یکسری مسائل رو فراموش کرد ولی حقیقتا نمیدونم که تا چه حد امکان داره تجربه واقعی دقیق نکردم در مسیرش قرار گرفتم .
    اما نمیدونم چند سال دیگه میتونم خاطراتی که با اون عزیز از دست رفته ام داشتم رو فراموش کنم اون خاطرات خیلی اذیتم میکنه نه اینکه از ذهنم پاک بشه نه منظورم اینه که اینقدر اون خاطرات بهم هجوم نیاره بتونم کنترلش کنم یادآوری اون خاطرات راستش فقط اذیت میکنه دیگه کاری نمیشه کرد تو زمینه های مختلف تو معضلات گوناگون خودتان بگید که چقدر فراموشی کمک تون کرده ؟

    موضوعات مرتبط: مسائل پسران جوان , مسائل دختران جوان , مسائل اجتماعی روز جامعه , مسائل زنان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۸۵
    • پنجشنبه ۱۴ بهمن ۹۵ - ۲۲:۵۵

    هیچوقت به معنای واقعی خوشی نکردم

    سلام
    نزدیکه ۲۰ سالمه وهمسرم 28 ، به تازگی سه نفره شدیم ، خانه دارم و اصولا وقتایی که همسرم خونه س فقط رفیق شبیم ،‌ روزها مدام سرکوفتم میزنه بعدش میاد عذر خواهی که من دوستت دارم و اینا نمیدونم چرا هر از چند گاهی اینجوری میشم.. خلاصه اینکه درکم نمیکنه هیچوقت . به فکر اوقات فراغتم اصلا نیست ۲۴ ساعته بیکارمو اگه ازش بخوام کمکم کنه یه کاری یه سرگرمی برا خودم دست و پا کنم شروع میکنه به تحقیر کردن من .
    پس باقی زنا چیکار میکنن چرا تو فقط اینجوری ؟ تو این دوره زمونه من ۲۴ ساعته تو ی اتاق که اونم مال پدرشوهرمه زندانیم و حق بیرون رفتن ندارم مگر همسرم خودش لطف کنه ببرتم خرید .
    بگم تنهام سریع میگه برو پیش مادرم بشین حرف بزن ، خرید لباس که اگه بریم زهرم میکنه ،‌
    دستمو نگیری تو خیابون یه وقت اشنا میبینه ،‌ تنها حق نداری بری خرید یه وقت  میبیننت ،‌ یه آدرس بلد نیستم چون میدونم هیچوقت لازم نیست همین که بیفتم دنبال همسر محترم کافیه . تو محیط فوق العاده بسته روستا زندگی میکنم .  اینجا دختر فقط ازدواج و بچه ،‌ به هیچ عنوان نمیتونه پیشرفت کنه از هر لحاظ . خسته شدم از این وضع .
    نمیدونم چیکار کنم ؟ هیچوقت به معنای واقعی خوشی نکردم نه بیرون رفتنی نه مسافرتی فقط شدیدا درگیر کاره ، که اونم حساب کتابش با پدرش یکیه و درامد فقط برا مواد غذایی مونه . نمیدونم کی قراره زندگی کنم ؟ چرا امثال من فقط باید زنده باشیم ؟
    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری , مسائل زنان خانه دار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۱۰
    • دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵ - ۲۲:۴۰

    برو بالا