خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی


پیشنهاد مدیر
جدیدترین ها
صفحات خاص
صفحات کاربران
جدیدترین نظرات پست ثابت (خیلی مهم) راهنما

در اکثر مسائل ما زن ها داریم همدیگه رو نابود میکنیم (۱۹۴۰ بازدید توسط ۱۶۷۱ نفر) - (۲۹ نظر)
منتظر مردی با اسب سفید بودم، الان 53 سالگی را دارم تجربه می کنم (۱۰۲۱۵ بازدید توسط ۸۷۸۸ نفر) - (۶۹ نظر)
دخترتون باید آبروتون رو ببره تا بفهمین نیاز جنسی فقط مال پسرا نیست ؟! (۲۸۸۳۲ بازدید توسط ۲۳۰۶۶ نفر) - (۲۰۷ نظر)
راه های جذاب شدن دختران (۲۵۵۵۳ بازدید توسط ۲۱۳۲۷ نفر) - (۱۱۰ نظر)
شما چطور در ماه رمضان اعصاب تون رو کنترل می‌کنید؟ (۱۸۸۹ بازدید توسط ۱۵۹۲ نفر) - (۳۴ نظر)
به پای عشقی که فکر میکردم درسته همه خواستگارهام رو رد کردم (۲۷۰۰ بازدید توسط ۲۲۵۳ نفر) - (۲۹ نظر)
کاشکی منم سفید بودم و حداقل یه خواستگار برام می اومد (۱۰۹۴۱ بازدید توسط ۹۳۲۵ نفر) - (۸۷ نظر)
خدایا منو ببخش که با پوششم باعث تحریک آقایون می شدم (۱۷۸۸۰ بازدید توسط ۱۴۹۴۸ نفر) - (۷۷ نظر)
مجردها، به جای سرکوب میل جنسی، آن را مدیریت کنید (۶۹۲۶ بازدید توسط ۶۰۵۳ نفر) - (۳۵ نظر)
چطور به پسر مورد علاقه مون چراغ سبز نشون بدیم؟ (۲۷۳۷۸ بازدید توسط ۲۱۷۱۹ نفر) - (۴۱ نظر)
چطور میشه در حضور بچه ها به خانمم محبت کنم ؟ (۳۸۸۳ بازدید توسط ۳۲۰۲ نفر) - (۲۱ نظر)
بخدا ما جوونا خیلی گناه داریم (۲۵۰۳ بازدید توسط ۲۱۰۱ نفر) - (۳۸ نظر)
کودکان ما در خطر تهاجم جنسی هستند (۱۰۰۷۳ بازدید توسط ۶۴۳۳ نفر) - (۱۷۸ نظر)
دلیل مخفی کاری بعضی از مردان در مسائل مالی چیه ؟ (۱۶۹۰ بازدید توسط ۱۳۷۴ نفر) - (۵۷ نظر)
طراوت و تازگی دختر لزوما مساوی با رضایت جنسی بیشتر برای مرد نیست (۶۴۴۶ بازدید توسط ۴۶۴۴ نفر) - (۱۳۷ نظر)
معرفی چند ختم برای بخت گشایی (۴۱۲۲۰۰ بازدید توسط ۳۰۰۶۷۵ نفر) - (۱۰۵۱ نظر)
چطوری باید با احساس تنهایی کنار بیام (۲۰۱۷ بازدید توسط ۱۶۲۸ نفر) - (۵۷ نظر)
چطور شوهرم رو مجذوب خودم بکنم ؟ (۱۰۸۸۲۷۷ بازدید توسط ۸۶۵۱۹۱ نفر) - (۳ نظر)
30 سالمه، چرا دخترها زنم نمیشن و قبولم نمیکنن؟ (۳۸۲۲ بازدید توسط ۳۰۶۰ نفر) - (۱۲۵ نظر)
تازه عقد کردیم، چطور به شوهرم بگم سطح روابط مون رو بالاتر ببره؟ (۳۳۰۷ بازدید توسط ۲۷۵۵ نفر) - (۵۰ نظر)
فقط می خوام بدونه که عاشقش هستم، می دونم بهش نمیرسم (۲۸۵۳ بازدید توسط ۲۳۰۴ نفر) - (۴۸ نظر)
خانمی متاهلم، نماز رو به خاطر دردسر هایی که داره گذاشتم کنار (۳۰۷۳ بازدید توسط ۲۵۵۰ نفر) - (۹۴ نظر)
یه دختر با حیا، چطور باید به پسر مورد علاقه ش چراغ سبز نشون بده؟ (۲۶۹۴ بازدید توسط ۲۲۳۷ نفر) - (۳۹ نظر)
چرا بعضی از پسران، دختران مطلقه رو به دختران مجرد ترجیح میدن؟ (۵۶۶۰ بازدید توسط ۴۰۴۰ نفر) - (۲۷۱ نظر)
تا قبل از ازدواجم، بدن زن رو فقط در فیلم های مستهجن دیده بودم (۴۲۱۵ بازدید توسط ۳۵۷۳ نفر) - (۶۴ نظر)
کسی عاشق من میشه میون این همه دخترهای رنگارنگ ؟ (۲۹۸۹ بازدید توسط ۲۴۰۰ نفر) - (۱۰۹ نظر)
وقتی از حرف مادر شوهر ناراحت میشید چکار می کنید ؟ (۲۵۶۲۱ بازدید توسط ۲۰۷۹۱ نفر) - (۶۸ نظر)
چه جوری بلای شوهرم بشم ؟! (۵۸۴۰۸ بازدید توسط ۴۴۸۲۴ نفر) - (۸۶ نظر)
بدون واسطه ، چطور به یه پسر بگم که دوسش دارم ؟ (۷۲۷۳۹ بازدید توسط ۵۷۱۵۶ نفر) - (۱۷۵ نظر)
در جهیزیه چه چیزهایی مهم و واجبه ؟! (۲۳۲۶۲ بازدید توسط ۱۸۲۵۳ نفر) - (۱۰۴ نظر)
قربون صدقه های عاشقانه (۵۲۲۸۲ بازدید توسط ۴۳۱۰۳ نفر) - (۳۸ نظر)
دخترهایی که سابقه دوستی دارند جذاب تر هستند ؟! (۷۲۹۶ بازدید توسط ۵۶۸۹ نفر) - (۲۰۲ نظر)
دلایل پسند نشدن دختران در خواستگاری از زبان آقایان (۱۷۰۵۶ بازدید توسط ۱۳۰۲۵ نفر) - (۲۳۱ نظر)
در مورد سخنرانی دکتر حبشی با عنوان " کلید مرد " (۱۰۱۷۳ بازدید توسط ۷۴۴۳ نفر) - (۱۰ نظر)
چطوری جذاب باشم که خواستگار جذب کنم ؟ (۷۲۳۵ بازدید توسط ۵۹۶۸ نفر) - (۸۵ نظر)
حاضرید 3 سال برای پسری که عاشق شماست صبر کنید ؟ (۲۸۳۰ بازدید توسط ۲۱۹۶ نفر) - (۸۰ نظر)
چطور جذب کنم پسری رو که به هیچ دختری محل نمیذاره ؟ (۲۵۰۶۴ بازدید توسط ۲۰۵۹۴ نفر) - (۱۴۸ نظر)
دختران، لطفاً تکلیف ما پسرا رو روشن کنید. (۶۰۹۶ بازدید توسط ۴۸۳۰ نفر) - (۵۸ نظر)
فرق عشق و میل جنسی از نظر آقایون چیه؟ (۳۹۵۵۸ بازدید توسط ۳۰۸۴۹ نفر) - (۳۱۲ نظر)
ایرادات تقسیم کارهای زندگی به طور مساوی بین زن و مرد چیه ؟ (۳۱۳۰ بازدید توسط ۲۲۳۲ نفر) - (۱۴۴ نظر)
چیکار کنم شوهرم بهم وابسته بشه ؟ (۱۲۵۶۶۹ بازدید توسط ۱۰۰۶۰۰ نفر) - (۹۹ نظر)
متاهلین عزیز، لطفا از اشتباهات تون در دوران عقد بگید (۱۵۳۶۹ بازدید توسط ۱۳۰۱۰ نفر) - (۸۳ نظر)
فراموشی عشق اول برای آقایون سخت تره یا خانم ها ؟ (۱۱۶۷۲۰ بازدید توسط ۸۶۸۰۱ نفر) - (۷۸۲ نظر)
شوهر بد اخلاقم رو عاشق خودم کردم (۹۱۲۴۲ بازدید توسط ۷۱۲۱۲ نفر) - (۷۸ نظر)

با پسری که مطمئنم خوشبختم میکنه 3 مشکل بزرگ دارم (۱۱۰۵ بازدید توسط ۹۰۹ نفر) - (۲۲ نظر)
کسب درآمد از طریق وبلاگ یا سایت (۵۹۹ بازدید توسط ۵۰۱ نفر) - (۷ نظر)
دختری 25 ساله هستم که تکلیفم با خودم معلوم نیست (۶۲۸ بازدید توسط ۵۱۸ نفر) - (۱۲ نظر)
نظرات منتقدان ناشناس تایید نشه! (۴۱۱ بازدید توسط ۳۰۰ نفر) - (۲۷ نظر)
چرا اکثر افراد نابغه ، مشکلات روانی دارن ؟ (۵۶۰ بازدید توسط ۴۴۸ نفر) - (۱۷ نظر)
همسرم رو از میزان ارثیه م باخبر کنم یا نه؟ (۴۷۷ بازدید توسط ۳۸۲ نفر) - (۲۱ نظر)
ازدواج با پسری که با شوخی مجلس رو گرم میکنه (۷۱۸ بازدید توسط ۵۴۵ نفر) - (۲۷ نظر)
دانلود آهنگ با لینک مستقیم (۱۸۹ بازدید توسط ۱۴۶ نفر) - (۲ نظر)
میشه عاشق خدا بود و از خدا طلبکار نبود (۶۶۹ بازدید توسط ۵۴۳ نفر) - (۱۵ نظر)
با این همه منابع، چرا در یادگیری زبان موفق نمیشم؟ (۲۹۵ بازدید توسط ۲۵۱ نفر) - (۷ نظر)
دختره فقط بخاطر پول منو نخواست! (۹۰۳ بازدید توسط ۷۰۸ نفر) - (۳۴ نظر)
نامزدم نسبت به من خیلی حساسه و احساس مالکیت داره (۱۶۷۴ بازدید توسط ۱۳۱۶ نفر) - (۷۶ نظر)
فضای مجازی رو جدی نگیرید (۳۰۴ بازدید توسط ۲۵۴ نفر) - (۴ نظر)
به خاطر ضعف اعصاب می ترسم ازدواج کنم (۴۸۵ بازدید توسط ۳۷۲ نفر) - (۱۸ نظر)
اگه بدونم واقعا توهم زدم دیگه این همه بهش فکر نمیکنم (۱۲۲۵ بازدید توسط ۱۰۴۶ نفر) - (۲۲ نظر)
پدرم سر سوزنی برای من ارزش قائل نیست؟ (۵۹۶ بازدید توسط ۵۱۳ نفر) - (۱۲ نظر)
احساس میکنم مسخره شدم (۷۱۳ بازدید توسط ۵۶۱ نفر) - (۲۷ نظر)
شرایط سخت اقتصادی بهانه ی خوبیه برای ازدواج آسان (۵۸۸ بازدید توسط ۴۸۷ نفر) - (۱۹ نظر)
برای ازدواج کردن حرام خدا رو حلال نکنیم (۶۸۲ بازدید توسط ۵۴۱ نفر) - (۲۳ نظر)
دختر همسایه مون در مورد من ظاهرا خود درگیری داره (۷۴۱ بازدید توسط ۵۸۰ نفر) - (۲۰ نظر)
اگه دوستم نداشت چرا پیغام داد برم خواستگاریش؟ (۸۱۱ بازدید توسط ۶۵۱ نفر) - (۲۲ نظر)
به خاطر ترس از ضعف بدنی تا الان موفق نشدم روزه بگیرم (۳۴۱ بازدید توسط ۲۶۷ نفر) - (۱۸ نظر)
می ترسم از ازدواج با پسر عمه م پشیمون بشم (۴۲۹ بازدید توسط ۳۶۵ نفر) - (۹ نظر)
جناب آقای شریعتمداری تسلیت (۸۴۳ بازدید توسط ۶۲۱ نفر) - (۴۱ نظر)
تمایلی به خرید از تعاونی های مصرف دارید (۲۲۱ بازدید توسط ۱۶۶ نفر) - (۵ نظر)
معرفی کتاب و سایت در مورد فتوشاپ برای طراحی سایت (۱۲۹ بازدید توسط ۹۹ نفر) - (۳ نظر)
بحث در مورد مراجعه خانمها به دکتر مرد (۱۷۳۲ بازدید توسط ۱۳۷۰ نفر) - (۵۷ نظر)
خانواده چقدر در موفقیت افراد تاثیر داره؟ (۷۵۰ بازدید توسط ۵۲۱ نفر) - (۴۵ نظر)
ایجاد تصورات ترسناک در ذهن (۳۳۹ بازدید توسط ۲۶۰ نفر) - (۱۳ نظر)
چطوری به خواستگارم بفهمونم که من اون رو رد نکردم؟ (۵۶۳ بازدید توسط ۴۷۸ نفر) - (۱۷ نظر)
معرفی کتاب زود قضاوت نکن (۱۷۵ بازدید توسط ۱۳۸ نفر) - (۵ نظر)
میدونید وقتی یه حرفی رو مدام به کسی بگید براش تبدیل به باور میشه (۳۹۹ بازدید توسط ۳۲۹ نفر) - (۱۱ نظر)
تصمیم دارم تا وقتی کسی ازم خاستگاری نکرده بهش حسی نداشته باشم (۵۹۶ بازدید توسط ۵۰۸ نفر) - (۱۱ نظر)
دختری 29 ساله ام که جهیزیه ندارم، به ازدواج کردن امید داشته باشم؟ (۱۵۷۸ بازدید توسط ۱۲۰۶ نفر) - (۶۷ نظر)
به خاطر خیانت هایی که دیده ام از ازدواج متنفرم (۸۳۹ بازدید توسط ۶۷۰ نفر) - (۴۱ نظر)
هر چی لاشی تر باشی برای دختران جذاب تری ؟! (۲۲۶۴ بازدید توسط ۱۶۶۵ نفر) - (۱۰۳ نظر)
خواستگار دارم اما مشکلم اینه که ماهواره داریم (۷۸۳ بازدید توسط ۶۵۷ نفر) - (۲۶ نظر)
دسترسی راحت و دنبال کردن مطالب مورد علاقه در خانواده برتر (۱۳۲ بازدید توسط ۱۰۵ نفر) - (۱ نظر)
در فواید نوشتن (۵۲۶ بازدید توسط ۴۰۲ نفر) - (۲۲ نظر)
تجربیات شما در مورد عمل زاویه سازی فک (۴۹۲ بازدید توسط ۴۱۵ نفر) - (۱۶ نظر)
در چه صورتی پروفایل تلگرام آدم ها رو چک می‌کنید؟ (۱۰۵۲ بازدید توسط ۸۸۵ نفر) - (۳۱ نظر)
چطوری علاقه خودم رو به خواهر دوستم بیان کنم؟ (۱۲۲۶ بازدید توسط ۹۸۵ نفر) - (۴۴ نظر)
بین شما کسی هست که واقعا خوب زندگی کرده باشه؟ (۱۲۹۳ بازدید توسط ۱۰۵۹ نفر) - (۴۰ نظر)
بهنام صفوی از بین ما رفت (۶۲۵ بازدید توسط ۵۰۳ نفر) - (۲۱ نظر)
آیا کرم روشن کننده ای هست که رنگ ملایم داشته باشه؟ (۳۲۴ بازدید توسط ۲۶۸ نفر) - (۸ نظر)
با مدرک روانشناسی عمومی می خوام در آزمون استخدامی آموزش و پرورش شرکت کنم (۳۵۱ بازدید توسط ۳۰۱ نفر) - (۱۶ نظر)
شوهرم بهم ابراز علاقه نمیکنه (۱۵۸۵ بازدید توسط ۱۲۹۶ نفر) - (۴۳ نظر)
دختر مورد علاقه م ناز کرد یا واقعا جواب رد داد؟ (۱۴۵۵ بازدید توسط ۱۱۹۰ نفر) - (۳۶ نظر)
خدا چه حد از ارتباط رو می پذیره؟ (۱۸۹۸ بازدید توسط ۱۴۵۳ نفر) - (۶۱ نظر)
حس تناقض در احساسات (۸۲۱ بازدید توسط ۶۷۱ نفر) - (۱۷ نظر)

صفحه درد ودل های دخترونه (۱۹۵۰ بازدید توسط ۱۴۸۹ نفر)
صفحه آشپزی خانواده برتر (۹۲۸ بازدید توسط ۶۳۷ نفر)
دلتنگی های عاشقانه و غیر عاشقانه (۱۳۰۲ بازدید توسط ۱۰۱۵ نفر)
حق الناس دل شکستن (3) (۷۲۰ بازدید توسط ۵۷۹ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (3) (۳۴۰۸ بازدید توسط ۲۳۱۱ نفر)
صفحه امید به زندگی 2 (۳۷۱۷ بازدید توسط ۲۳۹۱ نفر)
صفحه گفتگوی دختران و پسران بالای 30 سال (۳۸۵۷ بازدید توسط ۲۹۹۷ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۲۹۹۱ بازدید توسط ۱۹۳۹ نفر)
در مورد پست های رمزدار (۶۹۵ بازدید توسط ۵۸۵ نفر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۵۴۸۶ بازدید توسط ۴۰۱۵ نفر)
توضیح به خانواده برتری های جدید در مورد نظرات ستاره دار (۶۲۹ بازدید توسط ۴۸۹ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۷۷۴ بازدید توسط ۶۵۵ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان (۲۰۱۵ بازدید توسط ۱۵۳۴ نفر)
توضیح در مورد ابزار اشتراک مطالب (۴۵۷ بازدید توسط ۳۷۸ نفر)
تصحیح برداشت اشتباه در مورد طرح آشنایی بیشتر بین کاربران (۲۲۲۳ بازدید توسط ۱۶۱۲ نفر)
نظرات کدام یک از کاربران روی شما تاثیر مثبت گذاشته ؟ (۲۳۲۴ بازدید توسط ۱۶۴۰ نفر)
آشتی کنان، حلالیت طلبی و نقد پذیری کاربران خانواده برتر (۱۷۲۵ بازدید توسط ۱۲۲۰ نفر)
التماس دعا (۸۱۳۸ بازدید توسط ۶۵۱۸ نفر)
پیشنهاد مطلب به سایر کاربران (۴۸۹ بازدید توسط ۴۰۷ نفر)
پیشنهاد پست های ویژه هفتگی (۱۰۴۵ بازدید توسط ۷۹۱ نفر)
پربازدیدترین مطالب روزانه خانواده برتر (۸۲۹ بازدید توسط ۷۱۷ نفر)
خدایا شکرت که ... (۲۰۲۶ بازدید توسط ۱۵۲۴ نفر)
صفحه نکته های خانه داری (۹۸۹ بازدید توسط ۷۴۶ نفر)
معرفی مراکز خرید مخصوص خانم ها (۹۹۱ بازدید توسط ۸۳۵ نفر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۲۶۰۱ بازدید توسط ۲۱۱۸ نفر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۲۸۰۱ بازدید توسط ۲۲۱۲ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۱۰۵۲۲ بازدید توسط ۶۶۶۵ نفر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۶۲۴۳ بازدید توسط ۱۶۸۷۵ نفر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۹۰۶۲ بازدید توسط ۶۲۵۳ نفر)
بحث و تبادل نظر درباره یادگیری زبان انگلیسی (۳۴۹۴ بازدید توسط ۲۶۲۵ نفر)
پسر خوب و سالم کجایی ؟ دقیقا کجایی؟ (۴۲۴۹ بازدید توسط ۳۳۸۸ نفر)
دختر مذهبی کجایی ، دقیقا کجایی ؟! (۴۹۸۵ بازدید توسط ۳۸۱۳ نفر)
پاتوق شادی خانواده برتر (۱۳۹۸ بازدید توسط ۱۱۲۵ نفر)
راهکارهای صرفه جویی در آب، برق، گاز و ... (۱۱۰۶ بازدید توسط ۸۷۴ نفر)
پیشنهاد ایجاد صفحه برای رشته های مختلف تحصیلی (۱۱۱۹ بازدید توسط ۸۶۷ نفر)
داستان ماجراهای ساختمان خانواده برتر (۱۴۶۸ بازدید توسط ۱۱۷۴ نفر)
صفحه معرفی مشاور خانواده به تفکیک استان (۹۹۶ بازدید توسط ۸۲۰ نفر)
صفحه معرفی روانشناس به تفکیک استان (۹۹۹ بازدید توسط ۷۹۹ نفر)
صفحه کنکوری های 98 - پست اول (۵۳۸۹ بازدید توسط ۳۹۴۷ نفر)
صفحه گفتگوی گوهران کشف نشده (۹۸۳۷ بازدید توسط ۷۳۱۱ نفر)
صفحه گفتگوی پسران درک نشده (۳۰۰۰ بازدید توسط ۲۳۳۸ نفر)
صفحه گفتگوی تک فرزندان خانواده برتر (۹۹۳ بازدید توسط ۷۸۳ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های 97 (۵۳۱۶۸ بازدید توسط ۳۶۵۴۵ نفر)
خاطرات جالب و خنده دارتون رو بگید (۴۵۵۸ بازدید توسط ۳۵۳۶ نفر)
صفحه ی طنز پردازان خانواده برتری (۴۶۳۵ بازدید توسط ۳۶۳۳ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۷۵۰۱ بازدید توسط ۵۳۰۱ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (۵۰۹۵۸ بازدید توسط ۳۳۵۶۹ نفر)

صفحه شخصی دختر بهاری (چادرم خاکیست) (۹ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۴۷۷ نمایش) - (۲۷ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۶۳۰۸ نمایش) - (۶۵۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۹۳۶ نمایش) - (۹۶ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۶۵۷ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۱۴۱۳ نمایش) - (۲۸۷ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۸۵۹ نمایش) - (۴۱ نظر)
صفحه شخصی هجران (۲۶۹ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۲۴۹ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۴۸۸ نمایش) - (۷ نظر)
صفحه شخصی فان (۱۲۹۰ نمایش) - (۳۰ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۱۷۸۸ نمایش) - (۸۲ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۶۳۶ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۴۸۱ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۱۰۰۳۲ نمایش) - (۱۰۰۲ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۳۶۲۷ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۵۹۹۸ نمایش) - (۳۳۷ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۳۴۸۳ نمایش) - (۹۹ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۱۳۷۵ نمایش) - (۵۰ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۶۰۴۱ نمایش) - (۳۳۱ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۸۴۵ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۶۸۵۰ نمایش) - (۴۴۷ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۷۳۶ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۱۰۵۴ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۱۵۲۴ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۹۳۷ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۳۰۸۳ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۸۷۴ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۸۷۳ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۸۴۴ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۹۶۹ نمایش) - (۷ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۱۵۵ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۴۹۴۴ نمایش) - (۱۶۹ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۸۵۰ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۹۹۴ نمایش) - (۲ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۹۰۸ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۱۰۴۸ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۰۷۴۱ نمایش) - (۷۳ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۱۱۱۲ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۳۵۷۴ نمایش) - (۱۶۳ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۱۳۶۱ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۱۶۰۲ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۱۳۴۰ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۱۸۸۳ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۱۸۵۹ نمایش) - (۲۴ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۵۰۵۹ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۱۴۲۱ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۱۵۵۵ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۱۲۵۹ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۱۸۶۸ نمایش) - (۶۲ نظر)


۱۴ مطلب با موضوع «درد دل های دختران» ثبت شده است

تصمیم دارم تا وقتی کسی ازم خاستگاری نکرده بهش حسی نداشته باشم

سلام به تمام دوستان

بچه ها یه چیز واسم سوال شده ...، چیزی که واقعا به هیچ وجه نمیتونم جواب سوالم رو پیدا کنم!، من فکر میکنم یکی از پسراهای فامیل دورمون که اختلاف سنیمون ۳ ساله و نیمه، یه جورایی دوستم داره. از ایشون اطلاعات زیادی ندارم و فقط میدونم که پسر خوبیه (بنا به تعریفات بعضی از افراد فامیل).

یه چند دقیقه نشستم با خودم عاقلانه فکر کردم، که آیا نگاه هاش از روی علاقه س یا نگاه معمولیه، آیا سلام نکردن هاش دلیل خاصی داره؟ یا به خاطر اینه که بهش سلام نمیکنم اونم سلام نمیکنه؟

دقت که کردم دیدم هیچ شواهد و دلایل عقلانی واسه اینکه ایشون به من علاقه داره پیدا نکردم و فقط حسم بهم میگه که ازت خوشش میاد! نمیدونم چرا ؟

من کلا دختر درس خونی هستم، آدم مذهبی هستم (یعنی اینکه واجبات مثل نماز و اهل دوستی با جنس مخالف نبودن و چیزهای دیگه). نمیخوام وقت و عمرم رو صرف کسی کنم که نمیدونم میاد خواستگاریم یا نه، نمیخوام پس فردا که پشت سرم رو نگاه میکنم،بگم ای کاش به حسم اعتماد نمیکردم. ای کاش فرصت های زندگی و خواستگارهام رو به خاطر این پسر از دست نمیدادم.

راستش رو بخوایین، خودم از این پسر فامیل دورمون خوشم میاد واسه ازدواج. البته من ۴ سالی هست که از ایشون خوشم میاد. ولی نه واسطه دارم نه هیچی، خودمم نمیخوام چه به طور مستقیم و چه غیر مستقیم این کار رو کنم. اصلا خوشم نمیاد.


↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
مسائل دختران جوان (۲۲۲۵ مطلب)
درد دل های دختران (۱۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۵۹۶ بازدید توسط ۵۰۸ نفر
    • پنجشنبه ۲۶ ارديبهشت ۹۸ - ۱۵:۰۳

    به خاطر خیانت هایی که دیده ام از ازدواج متنفرم

    با سلام

    بنده دختری در رده سنی 20 تا 30 سال هستم. از ازدواج متنفرم به خاطر چیزهایی که در جامعه و اطراف خود از خیانت مردان به زنان دیده ام (البته که خانم ها هم خیانت میکنند و من هم چون دخترم خیانت مردان برایم بولد شده) و کلا به خاطر روحیات مردان که نمیدانم خدادادی است یا در اثر عدم کنترل شهوت است که به یک زن راضی نمیشوند.

    مطمئنا ازدواج امر مقدسی است و با این عقیده سر جنگ ندارم ولی روحیات مردان را حتی اگر در سرشت آن ها نهادینه شده باشد را به هیچ وجه نمیتوانم تحمل کنم پس طبق اختیار اصلا دوست ندارم ازدواج کنم. ولی باز هم به خاطر همین جامعه که شخصیت یک خانم را بدون ازدواج هیچ میدانند و هیچ استقلالی بدون ازدواج برایش قائل نیستند مجبورم یک ازدواج داشته باشم ولی تا چند سال بتوانم تحمل کنم و  ... نمیدانم.

    من با هم جنس های خود سر جنگ ندارم و به زیباتر بودن خیلی از آنها از خودم اذعان دارم و زیبایی شان را صادقانه تحسین میکنم، ولی احتمالا مردی که در آینده کنار من قرار بگیرد به زیبایی خانم ها دید دیگری دارد که صد البته در زندگی شخصی من اثر میگذارد.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۲۲۵ مطلب)
    درد دل های دختران (۱۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۱)
    • ۸۳۹ بازدید توسط ۶۷۰ نفر
    • پنجشنبه ۲۶ ارديبهشت ۹۸ - ۱۴:۲۹

    خدا چه حد از ارتباط رو می پذیره؟

    سلام. 

    دختر هستم. 27 ساله، مدتی هست که سوالی فکرم رو مشغول کرده.

    من دختر خوب زمان قدیمم. دقیقا همون تعریفی که چندین سال پیش مادر بزرگها از "دختر خوب" داشتن! دختری که سر به زیره ، با پسرهای نامحرم خوش و بش نمی کنه، با پسرهای غریبه ی بیرون خونه حرف نمی زنه ،  شماره به کسی نمیده، سر سنگین و متین و جدیه ... 

    نه تنها از لحاظ عرفی ،بلکه از نظر دینی هم مسئله همیشه برام این طوری جا افتاده بوده و هنوزم همین طوره، هیچ وقت درست نمیدونستم پنهانی با یک پسر عشق و عاشقی راه بندازم. نه که عاشق نشم ولی تو عاشقی کردن هم محتاط بودم. 

    تو دانشگاه حتی با پسرها چشم تو چشم نمیشدم. چه برسه بخوام به روشون لبخند بزنم. تو دانشگاه فقط دو بار به طور تصادفی پیش اومد که لبخندم به لبخند پسرا گره خورده باشه!

    اصلا همین که چشم تو چشم نشی ، خیلی موارد کنسل میشه. جرقه ی علاقه مند شدن به نظر من از راه نگاهه. وقتی ی دختر پسرها رو نگاه نمی کنه ، کسی بهش علاقه مند بشه هم ، جرات نمی کنه جلو بره و صحبت کنه.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران (۱۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۱)
    • ۱۸۹۸ بازدید توسط ۱۴۵۳ نفر
    • دوشنبه ۲۳ ارديبهشت ۹۸ - ۲۰:۵۶

    یه بغض سنگینی رو گلومه که فقط خدا حالم رو میدونه و بس

    سلام به دوستان عزیز خانواده برتر

    من یه دختر ۲۹ ساله هستم، خواستم از دختر خانوم های خانواده برتر بپرسم شده مردم به خودشون اجازه بدن براشون خاستگاری معرفی کنند که قبلا ازدواج کرده و بچه هم داره؟

    دیروز یه نفر بهم گفت اگه یه همچین شخصی بیاد باهاش ازدواج میکنی... ؟ نمیدونید چقدر قلبم تکه تکه شد از این حرفش، این بود جواب اون همه تنهایی ها، این بود جواب اون همه نجابت در راه خدا؟ اون لحظه فقط لال شدم.

    حالا با پر رویی تمام میگه خب چرا قبول نمیکنی؟ هم سنت بالاست، هم شرایطتت اینه...، آخه درد بی درمونم رو به کی بگم؟ من تو این دنیا کی رو دارم جز خدا پشتم باشه...؟ مادرم فوت کرده، پدرم هم اعتیاد داشت و رفیق باز بود. برادرم و پدرم دوستان شون رو جمع میکردن خونه مواد میکشیدن، مجبور شدم جدا زندگی کنم بخاطر اینکه به آبروم لطمه نخوره، از پدرم جدا شدم، یعنی یه جورایی مجبوره مجبور شدم علاوه بر رفیق بازیش انقدر بهم توهین کرد و گفت چرا از خونه ام نمیری مجبور شدم ...


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    واسطه گری برای ازدواج (۳۴ مطلب)
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۹۱ مطلب)
    درد دل های دختران (۱۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۳)
    • ۱۸۲۳ بازدید توسط ۱۵۳۵ نفر
    • سه شنبه ۱۷ ارديبهشت ۹۸ - ۱۵:۴۰

    صفحه درد ودل های دخترونه

    میتوان با این خدا پرواز کرد

    سفره دل را برایش باز کرد

    میتوان درباره گل حرف زد

    صاف و ساده مثل بلبل حرف زد

    چکه چکه مثل باران راز گفت

    میتوان با او صمیمی حرف زد


    مرتبط:

    صفحه دخترانه خانواده برتر 1

    صفحه دخترانه خانواده برتر 2

    صفحه دخترانه خانواده برتر 3

    درد دل های دختران و پسران

    صفحه گفتگوی گوهران کشف نشده



    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران (۱۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۸)
    • ۱۹۵۰ بازدید توسط ۱۴۸۹ نفر
    • دوشنبه ۱۶ ارديبهشت ۹۸ - ۱۷:۰۶

    پس من با کی حرف بزنم؟

    سلام به تموم دوستان گل

    من دختری در آستانه ۱۹ سالگی، و فرزند اول خانواده هستم. دختری برون گرا و شاد و شوخ طبع (به موقع) و در موقعیت های مختلف شیطون یا آروم هستم. (بنا به شرایط)، بذارین خصوصیاتم رو بگم قصد تعریف ندارم ولی دارم میگم که شما از خصوصیاتم مطلع بشین؛

    دختری با حجاب و بدون آرایش و همیشه یه لبخند ملایم رو لب هام هست، همیشه تمیز و آراسته و شیک پوشم. تو درس و زندگی و هنر واسه خودم برنامه ریزی دارم. تازه دفتر برنامه ریزی درسی با دفتر برنامه ریزی زندگیم جداست و هر روز کارهام رو یادداشت میکنم و خودم رو موظف میدونم که انجام شون بدم. واقع بین هستم. خیال باف نیستم‌، هنر آشپزی و شیرینی پزی در حد مقدماتی بلدم، خانه داری در حد حرفه ای بلدم.

    قبلا که مدرسه میرفتم به این کارها علاقه نداستم و انجام شون نمیدادم و میگفتم هر وقت رفتم دانشگاه کار خونه انجام میدم، و به قولم هم عمل کردم و از وقتی پام به دانشگاه باز شد کار خونه و کارهایی که در بالا ذکر کردم رو انجام میدم، اونم با عشق و علاقه، کلا آدم دیگه ای شدم. در صمن اعتماد به نفس و عزت به نفسم هم رفته بالا و اجتماعی تر شدم‌، نماز هام ر هم عید تا الان شروع کردم به خوندن، قبلا به خاطر عدم علاقه نمیخوندم ولی الان با عشق میخونم. خوش اخلاقم. ولی مامانم بدجور رو مغزم راه میره ...


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۳۴۴ مطلب)
    درد دل های دختران (۱۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۷)
    • ۷۹۴ بازدید توسط ۶۸۵ نفر
    • جمعه ۱۳ ارديبهشت ۹۸ - ۱۴:۲۲

    خیلی وقته با کسی حرف نزدم، افسرده و بی انگیزه شدم

    سلام

    مدتیه دچار مشکل عجیبی شدم که خیلی خسته ام کرده؛

    من جایی کار میکردم اما نه اینکه کارمند رسمی باشم ولی محیطش رو دوست داشتم ...همه دوستام اون جا بودن؛ خیلی با هم خوش بودیم با وجود همه مشکلات زیر آب زنی و ...

    مهم تر اینکه مسئول اون جا دوست صمیمیم بود و هر وقت دچار مشکل تو کنترل فضا میشد یا مشکل اداری پیش میومد که نمیتونست حلش کنه ازم کمک میگرفت... خیلی محیط کارم رو دوست داشتم ...

    مشکل از جایی شروع شد که بعضی ها در این مورد حرف میزدن که من مورد توجه غیر عادیه بعضی آقایون هستم، من مدت چندین سال سعی میکردم به بقیه بقبولانم که اینطور نیست و همه ش سوء  تفاهمه، اما حس کردم که مسئول مون در مورد مشکلی که پیش می اومد و من برای حلش از کمک میگرفتم نظرش برگشته و سعی میکرد بهم بفهمونه سوء تفاهم نیست و چیزی هست .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران (۱۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۱۱۹۷ بازدید توسط ۹۸۹ نفر
    • شنبه ۷ ارديبهشت ۹۸ - ۲۲:۰۵

    چطوری دیدگاه بدم که ریشه در گذشته داره رو نسبت به مردان اصلاح کنم؟

    سلام

    من دختر ۲۲ ساله هستم، واقعیتش اینه من زندگی خیلی نا آرومی رو تجربه کردم، از بچگی هام خشونت بابام رو علیه مادرم و خودم و برادرم دیدم، کتک زدن هاش، دست های سنگینش، داد زدن هاش، فحش دادن هاش، محدود کردن هاش، بی محبتی هاش،خلاصه یه جور برده بودیم واسه ش ،گذشت و گذشت زندگی مون ناآروم بود آرامش نداشت .

    اولین ضربه رو موقعی که چهارم ابتدایی بودم خوردم، پدرم به مادرم خیانت کرده بود یه زن دیگه گرفته بود و من به عنوان یه دختر خیلی شکستم و از پدرم خیلی فاصله گرفتم.

    من دختر بودم مثل همه ی دخترها، میتونستم بابایی بشم ولی منی که مثل گل نو شکفته بودم تو غنچه خفه شدم، نا آرومی های خونه مون شدت گرفت، ۳ نصف شب می اومد خونه، همش دعوا . کتک هاش شروع شد بعد چند ماه خودش گفت که قبلا یه زن دیگه هم داشته، دیگه کاملا شکستم.

    مامانم جوون بود اون موقع، هیچ کسی رو نداشت که پشتش باشه، نتونست ما رو ول کنه، موند و سوخت، جایی هم نداشت بره، با سختی های زیاد بزرگ شدیم این بار هیز بازی های برادرم شروع شد.  


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    جهت اطلاع پدران و مادران (۱۱۸ مطلب)
    درد دل های دختران (۱۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۳)
    • ۱۱۳۹ بازدید توسط ۹۵۰ نفر
    • يكشنبه ۱ ارديبهشت ۹۸ - ۰۷:۳۹

    زیر دست پدر و مادری بزرگ شدم که اعتماد به نفس ندارند

    سلام دوستان گرامی

    من به تازگی توی خانواده برتر عضو شدم و علت مطرح کردن مشکلم اینجا به این خاطره که احساس کردم اینجا واقعا براشون مهمه و راه حل های خوبی میدن، سایت های دیگه هم هست ولی فقط از تاپیک های خاله زنک و مسخره استقبال میکنن. 

    مشکل من چیه؟

    ۲۶ سالمه، مادرم خیلی عصبیه و اخلاقش بده و گاهی تحمل ناپذیره برام. نمیدونم چه جوری باهاش رفتار کنم؟ اعتماد به نفسش هم خیلی پایینه، هم پدرم هم مادرم. و الان من، خواهر بزرگتر و برادرم هم اعتماد به نفس نداریم.

    من واقعا سعی میکنم مثل پدر و مادرم نباشم تا حد امکان ولی گاهی کم میارم، واقعا ناراحتم که این رو میگم ولی مادرم اصلا  آروم نیست، همه ش گریه، همش داد و بیداد. خدا منو ببخشه ولی گاهی حتی میگم خوش به حال کسی که پدر و مادر نداره. 


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    افزایش اعتماد به نفس (۱۸ مطلب)
    جهت اطلاع پدران و مادران (۱۱۸ مطلب)
    درد دل های دختران (۱۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۳)
    • ۴۷۱ بازدید توسط ۳۸۹ نفر
    • يكشنبه ۱ ارديبهشت ۹۸ - ۰۶:۰۵

    چکار کنم با خانواده ی بی حوصله و بد اخلاقم؟

    سلام خدمت دوستان

    دختری ۲۶ ساله هستم که تقریبا دو سال و نیمه درسم تمام شده. تو کل زندگیم به جز یک نفر هیچ خواستگاری نداشتم. مقید به مسایل دینی هستم ولی نه خیلی افراطی . خودم برای خودم کار میکنم. و کارهای اینترنتی انجام میدم و درآمد مختصری دارم. 

    خانواده م فوق العاده بی حوصله هستند و اصلا اهل بیرون و مهمانی و تفریح و معاشرت نیستن. مشکلم اینه که پدرم اصلا منو حمایت مالی نمیکنه. وضع مالی مون بد نیست خدا رو شکر .ولی اصلا پدرم عین خیالش نیست که من مخارجم چه جوری باید تامین شه. فوق العاده بد اخلاق و عصبیه. کلا یک مدلیه . اصلا نمیشه باهاش حرف زد .

    حتی با مادرم نمیسازه. فقط خانواده خودش رو میپرسته. با اون پسر هم که آشنا شدم خودمون دو تایی رفتیم تو کافه حرف زدیم بعد فهمیدیم بدرد هم نمیخوریم. بعد من خیلی پیچیده به مادرم گفتم. اصلا نمیدونم واقعا باید چه کنم. کلی ایده کسب و کار دارم. باهاش حرف میزنم اصلا به حرف هام اهمیت نمیده.  میخواستم وام بگیرم بهش گفتم ضامن پیدا کن برام، نکرد این کار رو. مادرم هم که بداخلاق و عصبی تر از اونه. همین سه ماه پیش بدجور منو زد با جارو.

    من چه کار کنم با این پدر و مادر؟، خواستگار هم ندارم، درآمدمم کمه . نمیتونم اجاره خونه بدم. 


    بیشتر بخوانید ...

    مدتی هست که احساس میکنم کاملا از پدرم متنفرم

    پدرم کلا هیچ ارزشی برا ما قائل نیست

    از پدرم دیگه رسما بدم میاد

    شوخی های پدرم عین مته رو روانمه

    با پدرم هر روز دعوا دارم، دعوای خیلی بد

    علت بسیاری از بیماری های روحی من پدرمه

    حرفها و حرکات پدرم آزارم میده


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    کسب درآمد دختران (۵۳ مطلب)
    جهت اطلاع پدران و مادران (۱۱۸ مطلب)
    درد دل های دختران (۱۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰)
    • ۴۳۷ بازدید توسط ۳۷۴ نفر
    • يكشنبه ۱ ارديبهشت ۹۸ - ۰۵:۵۴

    مامانم میگه همیشه که زندونی ها رو دعا میکنن یاد تو میافتم

    سلام

    من دختر ۲۴ ساله ای هستم که از بچگیم تا حالا مشکلات زیادی داشتم، البته هدفم از این پست این نیست که مشکلاتم رو بازگو کنم، نکته ای که وجود داره اینه که خب سال هاست که با کسی تو این دنیا رفت و آمد نداریم.

    پدرم چند ساله که بازنشسته شده و همه ش تو خونه است، یا میخوابه یا همیشه تلویزیون نگاه میکنه، مادرم خانه داره و سر ماه میره خرید و وسایل ضروری خونه رو میخره و به کارهای خونه میرسه و هفته ای چند بار هم جلسه ی قرآن میره، خواهر ندارم فقط یه برادر دارم که اونم متاهله و اونم هیچ جا نمیره و همیشه تو خونه است، فقط سر کار میره و بر میگرده البته مریضم هست و تحرک زیادی نداره.

    قضیه اینه که از بچگی شاهد کتک ها و دعواهاش بودم روزهای خوبی نداشتیم هیچ قدرت و هیچ جایی هم نداشتیم، پدرم الان سنش بالاتر رفته ولی هنوز سرحاله و بدنش ورزیده است و دست های سنگینی داره وضع مالیش هم خوبه و همه چی داره و هیچ وقت هم نمیذاشت با کسی رفت و آمد کنیم، همیشه نگاه های بد و راحت بودنش و دشمنیش و خیلی چیزهای دیگه و محبت پدری که هیچ وقت وجود نداشت تو تموم این سال ها فقط ازش ترسیدیم و اونم اذیت مون میکرد و ما هم بچه بودیم هیچ قدرتی نداشتیم بزرگم که شدیم باز هم هیچ قدرتی نداشتیم.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۳۴۴ مطلب)
    درد دل های دختران (۱۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۷)
    • ۸۳۸ بازدید توسط ۷۲۸ نفر
    • چهارشنبه ۲۸ فروردين ۹۸ - ۱۹:۵۵

    در زندگیم همه چی خوبه، فقط این ازدواج برام شده یه معما

    سلام 

    میخوام درد دل بکنم، واقعا این قضیه ازدواج خیلی فکرم رو درگیر کرده، آیا ازدواج قسمته؟ چرا هر کی تا حالا اومده دیگه پیگیر نشده؟ نمیگم همه شون ایده آل بودن، ولی چرا هیچ کدوم هم کفو خانواده ما نبودن؟ 

    خیلی دوست دارم هر چه زودتر ازدواج کنم، خیلی سنم داره بالا میره، دیگه روحیه با نشاط قبل رو ندارم و اینکه سختگیری های بی جا داشتم و تصمیم گیری درستی نداشتم، همیشه تو خونه اوقات تلخی راه مینداختم و از این قضیه پدر و مادرم رو خیلی آزار دادم، آیا قهر خدا منو گرفته که دیگه هر چی نذر و نیاز میکنم دیگه هیچ اتفاقی برام نمیوفته؟ 

    تو زندگیم همه چی خوبه، فقط این ازدواج شده یه معما تو ذهنم ...


    مرتبط:

    آیا واقعا ازدواج قسمته ؟

    شاید پسر همسایه قسمت منه که ازدواجم جور نمیشه

    نقش شانس و قسمت در ازدواج

    من به قسمت دیگه اعتقاد ندارم

    هر خواستگاری که میاد قسمت نمیشه

    نقش شانس و قسمت در ازدواج

    به نظر شما حکمت تاخیر در ازدواج چی می تونه باشه ؟

    یه بخشی از ازدواج قسمت، و یه بخش دیگه دست خود ماست


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۹۱ مطلب)
    درد دل های دختران (۱۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۱۱۷۲ بازدید توسط ۱۰۲۵ نفر
    • سه شنبه ۲۷ فروردين ۹۸ - ۰۹:۱۴

    چطوری باید با احساس تنهایی کنار بیام

    به نام خدا 

    با سلام خدمت خوانندگان محترم خانواده برتر 

    بنده دختری مجرد هستم و تا مقطع لیسانس در یکی از رشته های علوم انسانی ادامه تحصیل دادم. مدت ها پیش اینجا پست گذاشتم. گفته بودم برادری دارم که مبتلا به بیماری روانی ست. در مورد کار هم عرض کنم که خودم خانه داری رو ترجیح دادم. چون علاقه ای به کار بیرون از منزل نداشتم.

    از دوران کودکی زیاد با کسی ارتباط نداشتم. همیشه خودم و برادرهام تو روابط اجتماعی ضعیف بودیم. البته الان نسبت به قبل بهتر شدم. سعی میکنم با مطالعه روی بیانم کار کنم. فامیل که هر کدوم به فکر خویش بودند و هستند. رابطه ی گرم و صمیمانه ای ندارند. یعنی مثل غریبه ها هستند. البته بین شون چند نفر دشمن ما هستند.

    من که نه خواهری و نه دوست صمیمی داشتم که بتونه جای خواهر رو برام پر کنه. این رو هم بگم که درون گرا هستم و در جمع های شلوغ دچار اضطراب میشم حتی موقع غذا خوردن. مشکل دیگری که دارم راجع به پدرم هست. او در هیچ موردی با ما تفاهم نداره. من قصد داشتم اموزشگاه رانندگی برم، هر بار که با پدرم صحبت می کردم به شدت مخالفت می کرد، تا اینکه دفعه ی اخر یک دعوای سختی بین مون در گرفت که از اون موقع دیگه در این مورد حرفی نزدم.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب)
    تعامل با خانواده (۳۴۴ مطلب)
    روابط با پدر (۱۹ مطلب)
    درد دل های دختران (۱۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۷)
    • ۲۰۱۷ بازدید توسط ۱۶۲۸ نفر
    • شنبه ۱۷ فروردين ۹۸ - ۱۹:۱۲

    چه کاری در زندگی تون انجام بدین حس میکنید براستی زندگی کرده اید؟!

    دوستان عزیز، قبل از هر چیز باید بگم مطلبم بیشتر یه درد دله، شاید هم یه دغدغه یا حسرت، شاید هم نشونی از خودم در ابهام روزهای پیش رو. 

    گاهی شب ها قبل خواب به این فکر میکنم که چه موهبت بزرگیه وقتی بدونی کی زندگیت تموم میشه، شاید فرصت جبران داشته باشی، شاید بتونی تغییری در رفتارت و در کارهات بدی، گاهی خیلی خوبه!

    اما خوب وقت هایی هم هست که آینده پیش روی تو قدم میزنه و از تو میخواد در ذهنت تصویرش کنی، نمیتونی ازش بگذری حتی وقت هایی که حس میکنی زمان شتابان، تا اون جا همراهیت نمیکنه!

    اونجاست که آرزو رخ خودش رو بهت نشون میده ...

    امشب به این فکر میکنم که چه چیزی در آینده هست که براستی میخوام ببینم؟ چه چیزی که بدون دیدنش حس میکنم زندگیم ناتموم مونده!؟، اینکه عاشق بشم، اینکه همسر باشم یا مادر باشم و یا تغییری در چیزی بدم؟ به خودم میگم برای چی میجنگم؟ کجا بایستم، حس میکنم زنده بودم؟ من اگر عشقی رو تجربه میکردم، با او تمام لحظات کوتاه رو به ابدیت میسپردم، حتی اگر جسمم از او دور میبود، با روحم برای او آشیانی ابدی از آرامش میساختم، اگر عاشق میشدم...

    اما عشق رو نمیتونم امشب به تصویر بکشم، ذهنم امشب با من درگیره، گویی مرد آینده من  هم امشب به نظاره من و این ذهن درگیر نشسته، امشب فکر من مال او نیست، مال خودم هم نیست!

    امشب به فرزندی فکر میکنم که متولد نشده، حسی از حضور او قویا با منه، گویی آینده تکه ای از خودش رو جدا کرده و به آغوش من سپرده، این کودک از بطن من هست یا نه؟! اجازه ندارم که بدونم، گویی کسی این سوال رو از ذهنم با قدرت میکشه بیرون و فقط اجازه میده با این کودک سخن بگم. تازه میبینم وقتی موجودی این چنین معصوم در آغوش ماست، هم خونی معنی نداره، گویی قلب هر زن و مردی میتونه  نسبتی عمیق از هر جا که اومده با خونش پیوند بده و در اعماق قلبش او رو جا بده!

    اگر مادر می شدم ...

    اگر مادر میشدم، به کودکم یاد میدادم بوی خاک رو به خاطر بسپاره، با او پا برهنه زیر باران میدویدم، او رو از دنیای بی رحمی که قصد کرده کودکیش رو ازش بگیره میدزدیدم و با او به افسانه ارامش باران و شبنم و  چشمه سار  میرفتم.

    با او از آسمان ها میگفتم و قصه پرواز دختران و پسرانی که تصویر شفاف افق در تاریکی بی انتهای ظلمت شدند. آنهایی که از اسارت بی رحم ناباوری ها برگشتند، اما نه به برهوت، به دنیایی که تنها در چشمانشان نمایان بود، به دنیای امید و اراده ..‌.

    با کودکم هرگز از افسانه های بی بهای شاه پریان نمیگفتم، با او از استقامت کودکانی میگفتم که پشت دیوارهای بلند زاده شدند، در سرزمین های عریانی که تنها دانه ها می روییدند، از آنان که به قصه عادت تن نسپردند و دریافتند که باید آنقدر به نهال های کوچک آب دهند تا قد بکشند، از آن بالا روند و آن سوی دیوار را ببینند، حتی اگر سال ها زمان برد! همان هایی که روزی آنسوی دشت های هرگز ندیده را دیدند و رها شدند!

    با او در دشت هایی قدم می نهادم که هنوز از عطر اقاقی ها خیس و از ترنم احساسی خاک سخن ها میگوید. اگر مادر بودم برای کودکم قصه گویی هزار و یک شب میشدم، به او می آموختم تاریکی جزئی از همان روشنایی ست، اگر نباشد چشمهایش هرگز قادر به دیدن نیست، آنان که همواره روشنی میبنند هم میتوانند کور باشند! 

    به او می آموختم، در تاریکی ها صبر باید، پشت هر لحظه تلخ شادی خواهد رسید. آن دو خواهر و برادرند.

    به او می آموختم آنچه که در پس تلاش نهفته است همواره دیدنی نیست، ارزشی است که قلبش احساس خواهد کرد.

    و گاهی آنقدر بین پاسخ و تلاشش فاصله خواهد بود که شاید با خود نجوا کند بی پاسخ ماندم ! اما به او خواهم گفت، هرگز هیچ تلاشی خاموش نخواهد شد مگر اینکه قبل از خاموشی درخشیده باشد. آنچه احساس میکند ندیده است، سال ها بعد در شبی تاریک چونان ستاره های خاموش هزاران ساله بر او میتابند و آن همان پاسخی است که در انتظارش بود!

    به او می آموزم که در آغاز راه، انتها پیدا نیست، اما راهها خوب سخن میگویند، با قلبش صدایشان را خواهد شنید اگر رهرو باشد،  راهها چونان طبیعت صادقند!

    به کودکم می آموزم به قالب جسمش بسنده نکند، فراتر از هرچه دیگران از جنسیت میگویند، آزاد باشد. به او میاموزم که دستانش برای ساختن و چشمانش برای دیدن و افکارش برای رهایی اوست، هرگز آنها را با بندهایی از جنس افکار دیگران نبندد، انکه نتواند خود را دوست داشته باشد هرگز به آسمان نخواهد رسید.

    به او میاموزم تنهایی موهبتی است بی بدیع، و اینکه چگونه در خلوتگه خود با خود نجوا کند، بر خود بگرید، بر خود خرده بگیرد و یا مرهم گونه خود را در آغوش کشد، بداند وجدان هر کسی بهترین دوست اوست، اگر گاهی دردمند شد و از او شاکی،  هم چاره گر شود و هم شادمان، او بهترین همراه آدمیست، آنگونه با او همراه شود که اگر روزی سرشکسته به خلوتگه خود باز رفت، مایوس و خسته، بر شانه هایس دست کشد و بگوید برخیز، همه چیز را دوباره میسازیم، انگاه خواهد دانست آنان را که وجدانشان همراه است هرگز تنها نخواهند ماند!

    تنها کسانی که کالبدی خالی از وجدان دارند در هر کجا که باشند مرده اند! از درد وجدان نباید ترسید، آنها خوب میدانند که چه کسی را  چگونه ببخشند! و اجبارش خواهند کرد که او نیز خود را ببخشد!  آنکه نتواند در خود آرام بگیرد هرگز به خیچ راهی آرام نخواهد گرفت!

    اگر مادر میشدم به کودکم می آموختم هیچ کودکی نخواهد آمد مگر اینکه حلقه ای از زنجیره ای باشد که آدمی را به رهایی خواهد رساند، در این زنجیره برای ماندن باید فولادین بود، بی تالم از جنس و رنگ و نژاد، نظاره گر در زنجیره حلقه ها را جدا نمیبیند و بدیش بسی بی اهمیت است که از کجا آورده شده اند، چرا که هیچ آهنی از ابتدا فولاد نیست، فولادها ساخته میشوند! اینکه  ابتدا چه بودی  و از کجا هرگز مهم نیست! کجا خواهی ایستاد تو را معنا میکند!!

    به کودکم می آموزم جای درختان انار در بیابان نیست، اگر جایی رشد نکردی، متعلق به آنجا نیستی، ریشه هایت را از خاک بیرون آر و انقدر بر سطح خاک قدم بنه تا باغ های انار را ببینی، آنگاه دوباره در خاک ریشه کن! 

    برای رشد کردن گاهی باید دل از هر چه داری برکنی...

    اگر مادر بودم...نمیدانم اگر مادر بودم چقدر حرف ها و چه کارهای دیگر که نمیکردم...

     اما نه اگر مادر بودم براستی آغوشم را به وسعت سرزمینی باز میکردم که حتی اگر روزی خود نبودم کودکانی از سراسر دنیا به آن پناه آورند.

    شاید اگر زمان اجازه میداد، مدرسی میشدم برای فرزندان سرزمین های که هنوز معنای آسمان را نمیدانند و به پرواز پرندگان نمی نگرند! 

    اگر زمان اجازه میداد از علمم برای ساختن سدها بهره نمیگرفتم، برای شکستن آنها قدم بر میداشتم، سدهایی که در برابر تمام دنیاهای کوچک قد علم کرده اند. شاید سد شکن میشدم...

    آری اگر روزی برسد که بدانم پس از من زندگی ای تغییر کرده، پس از من انسانی در بطن جامعه ای که انسانیت در آن مرده، متولد شده، پس از من کسی پشت دیوارهای بلند، آنسوی دشت ها را نظاره کرده، پس از من نوری در شبی تاریک بخاطر آنچه برایش جنگیده ام بر خسته ای تابیده، پس از من بندی باز شده، و فکری در خاک پوسیده تعصب و پوچی جوانه کرده، آنگاه حس خواهم کرد براستی زنده بوده ام!!

    آری سال هاست با خودم عهد بستم که در نهانم با جز چنین دنیایی هم پیمان نباشم، و خود رهرو به سوی دنیای بهتر شوم...

    شاید سال ها بعد بتوانم خودم را و سرنوشت دیگری را تغییر داده باشم، شاید سالها بعد یک نفر دیگر از قاب پوسیده چشمانم افق را ببیند و به شوق فراسوها در طلوعی صبحگاه پرواز کند ... حتی اگر یک نفر باشد...

    شاید که باید سالها برایش جنگیده باشم، شاید عمرم مرا یاری ندهد،  اما می خواهم ببینم چنین لحظاتی را حتی اگر نباشم!

    و آنگاه میدانم زنده بوده ام و زندگی کرده ام.

    باور دارم در زیر خاک هم ستاره ها میدرخشند، ستاره ای که در زندگی کسی دیگر کاشته ام.

    آری اگر زمان با من می ماند.

    "شادی"


    مرتبط:

    تلاش کنیم پدر و مادر خوبی باشیم

    از ایده های تربیتی تون برای داشتن فرزند صالح بگید

    دلم نمیخواد پسرم بی تربیت و بد دهن بار بیاد

    از پدر و مادر بودن چی می دونید ؟

    تربیت فرزندانمون در آینده چه طور باید باشه؟



    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۲۲۵ مطلب)
    تربیت رفتاری پسران (۸۹ مطلب)
    تربیت رفتاری دختران (۷۷ مطلب)
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب)
    درد دل های دختران (۱۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۱)
    • ۱۰۳۶ بازدید توسط ۷۶۴ نفر
    • چهارشنبه ۱۴ فروردين ۹۸ - ۱۹:۲۲

    برو بالا