خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

۴۰ مطلب با موضوع «ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده» ثبت شده است

تنها چیزی که تا آخر عمر با منه حسرته

سلام به همگی
دوستان میخوام از زندگیم براتون بگم. ازتون میخوام کاری کنید یکم امید به زندگی پیدا کنم و با حرفاتون دلداریم بدید. وگرنه هیچ راهکاری وجود نداره که بخوام از این وضع در بیام.
تنها چیزی هم که تا اخر عمر باهامه حسرته . باید حسرت همه ارزوهای کوچیک و پیش پا افتاده زندگیم رو با خودم به گور ببرم. خواهر و برادرای عزیزم، برام دعا کنید خدا حداقل بهم صبر بده. از صمیم قلب امیدوارم هر کس مشکلی داره حل بشه و براتون ارزوی خوشبختی دارم.

موضوعات مرتبط :
درد دل های دختران و پسران ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده جهت اطلاع پدران و مادران

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۲۲ نظر
    • ۱۱۰۳ بازدید
    • دوشنبه ۲۲ آبان ۹۶ - ۱۸:۳۴

    تا زنده ای زندگی باید کرد

    سلام به همه دوستان

    من مدت زیادی که به خانواده برتر سر میزنم خب اوایل برام تازگی داشت راستش چیزای زیادی یاد گرفتم ولی مدتیه که حس میکنم در جا زدیم یعنی چیز جدیدی از طرف کاربران مطرح نمیشه سوالات اکثرا تکراری هستند هر چند ممکنه فقط عنوان عوض بشه .

    الان جامعه دنبال یه راه جدیده چون یه اندازه کافی مسایل تکراری تجربه شده خب هر کسی که باید نتیجه بگیره گرفته ، به عنوان مثال زندگی متاهلی خب توی جامعه ما یه قوانینی داره اینکه با یه حداقل امکاناتی به همراه خانواده بری خاستگاری و...

    خب ایا این روشی که از سالها پیش جریان داشته چقدر هنوز کارامده یا اینکه اگر کسی نتونست با این چارچوب بسته هماهنگ بشه تکلیفش چیه ؟ خودم به عنوان یه پسر 38 ساله که نتونستم با این معیارها خودمو هماهنگ کنم تکلیف ماها چیه ؟ آیا باید از این دایره زندگی رونده بشیم ؟‌

    تکلیف دخترایی که به سن میانسالی رسیدن و هنوز در حسرت یه ... ایده های زیادی تو ذهنم دارم ولی نمیدونم چقدر میتونه با الگوهای خانواده برتر همخوانی داشته باشه ولی به عنوان قدم اول دوست دارم تو خانواده برتر یه کلوپ راه بیفته برای امثال ما که بیایم راحت تر مسائلمون رو مطرح کنیم و یه راه حل هایی جدیدی فارغ از سنت و مذهب و عرف جامعه براش پیدا کنیم ممنون از همه دوستان .

    تا زنده ای زندگی باید کرد


    موضوعات مرتبط :
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده ازدواج و مسائل پسران حدود 30+ سال

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲ نظر
    • ۶۰۸ بازدید
    • دوشنبه ۱۵ آبان ۹۶ - ۱۹:۳۰

    درد و دل یه دختر دهه شصتی

    سلام

    چه دنیای دلگیری شده برای ما دهه شصتی ها ، شمای خواننده رو نمیدونم ، ولی من دلگیرم ، دلگیر از تنهایی، دلگیر از بی تعلقی، دلگیر از بی عشقی .

    سن و سال خیلی هامون از عشق های رمانتیک و احساسی گذشته ، ولی یه حسی گوشه دلمون تلنبار شده که نتونستیم خرج کسی کنیم .

    تا این سن کسی نبوده که عاشقم باشه و من رو با همه وجود بخواد کسی نبوده که من هم همین حس رو نسبت بهش داشته باشم .

    بی پرده بگم بچه ها، دلم مدتیه عاشقی کردن میخواد، عشق تو هر سنی عشقه، فقط رنگ و روش فرق میکنه . فقط تعریفمون ازش فرق میکنه، کم سن و سال ها فکر نکنن ما که تا این سن ازدواج نکردیم سنگ بودیم، ما ها خیلی هامون پای سختگیری های خانواده هامون سوختیم.

    عشق میتونه حال آدمو خوب کنه، هزار تا مشکل داریا ، ولی همین که یه پیام صبح بخیر از عزیز دلت رو صفحه گوشیت ببینی حس و حال کل روزت رو عوض میکنه.

    این همه آدم طی روز از کنار هم عبور میکنیم ولی چطور نمیتونیم نیمه های هم رو پیدا کنیم، چه سخت شده این رسیدن .


    موضوعات مرتبط :
    درد دل های دختران و پسران مسائل اجتماعی روز جامعه ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده جهت اطلاع پدران و مادران

  • ۴ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲۸ نظر
    • ۴۲۲۲ بازدید
    • شنبه ۱۵ مهر ۹۶ - ۱۵:۳۳

    یک دخترم که در آستانه 30 سالگی دچار بحران شدم

    سلام

    دوستان میخوام کمی باهاتون درد و دل کنم نمی دونم از کجا شروع کنم .

    من یک دخترم . در آستانه 30 سالگی دچار بحران شدم . با اینکه شاغلم سعی میکنم به جز کار برای خودم مشغولیت درست کنم که گرفتار گناه نشم . تو خانواده شرایط خوبی ندارم نه اینکه خیلی بد باشه ولی خب در تضعیف روحیه م تاثیر گذاره .

    می خوام یکم از شرایطم بگم ؛

    از بچگی تا چشم باز کردیم دعوای پدر مادر ، بزرگتر که شدیم افسردگی مادر ، بزرگتر از قبل حالا دعوا های پدر فرزندی ، شیطنت های برادرم ، اختلافاتش با پدرم ، تنش ها ادامه داشتن فقط به نوع دیگه ای تبدیل شده بودن .

    دوران تحصیل تو دانشگاه تموم شد ، کنارش فشارهای پدرم برای اشتغال شروع شد . از سر دلسوزی که نمی خوام تو خونه باشی و افسرده شی 4 سال خونه نشینی ادامه داشت چون فقط راضی به کار دولتی بود و مجبور بودم تمام آزمون های بانکی و دولتی رو شرکت کنم.

    4 سال سخت گذشت تا اینکه با وساطت یک آدم خیرخواه تو یه شرکت خصوصی مشغول به کار شدم . مادرم تنها شد . 4 سال همنشینی با من بد عادتش کرده بود . به حضورم به شدت وابسته بود . دوستی نداشت که کنارش باشه ، خانواده پرجمعیتی نیستیم که زیاد اهل رفت و آمد باشیم ، اهل ورزش و مکان های اجتماعی هم نیست .


    موضوعات مرتبط :
    درد دل های دختران و پسران ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۲۴ نظر
    • ۲۱۲۴ بازدید
    • چهارشنبه ۲۵ مرداد ۹۶ - ۱۹:۰۶

    دختر 28 ساله ای هستم که دیگه هیچ هدفی ندارم

    سلام...
    دوستان این پست بیشتر جنبه درد و دل داره و یه جورایی شاید راهنمایی واسه تغییر وضعیتم .. پیشاپیش از تک تک تون به خاطر طولانی بودنش عذرخواهم.
    دختری هستم 28 ساله از یک شهرستان کوچیک ، فوق لیسانس رشته مهندسی و ظاهر مناسب و اخلاق عالی ( البته از نطر بقیه ) ، از اون دخترایی که از درون افسرده ان اما ظاهرشون اصلا اینو نشون نمیده .
    خواهرها و برادرهام ، همه دنبال زندگی خودشون هستند و یه جورایی خیلی تنهام . دوران دانشگاه همیشه خوابگاه بودم و دوستانم هم معمولا واسه همون دوران بودن و الان رابطه انچنانی با کسی ندارم  .
    دوستان مشکل من این دیگه هیچ هدفی ندارم از دوران دبیرستان هدفم درس و اینده بهتر بود و همه تلاشم هم کردم... کنکور سراسری رتبه 7 کنکور زبان اوردم و کنکور ریاضی هم رتبه سه رقمی... تو بهترین دانشگاه ها کارشناسی و ارشدم خوندم و برگشتم شهرمون وقتی دانشگاه بودم همه چیز خوب بود و کار و درامد خوبی داشتم اما بعد فارغ التحصیلی دلم راضی نشد که مادرم تنها باشه برگشتم شهرمون و دنبال کارو بالاخره تو یک کارخونه رفتم سرکار اما چه کاری ( بسته بندی) ولی از بیکاری بهتر بود یک سال رفتم ...

    موضوعات مرتبط :
    درد دل های دختران و پسران ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۲۷ نظر
    • ۲۵۷۶ بازدید
    • شنبه ۳۱ تیر ۹۶ - ۱۹:۵۲

    چجوری بگم خدا جون غلط کردم ، بگذر ازم ؟

    سلام
    میخوام از گذشتم بگم که باعث گیر افتادن تو برزخ الانه . پونزده سال پیش که مادرم فوت کرد خیلی تنها شدم پدرم و دو تا برادرام خیلی دیکتاتور بودن و هستن . دو سال بعد فوت مادرم برادرم ازدواج کرد و زنشو اورد تو خونه که با ما زندگی کنه .
    از همون اول فهمیدم طرف فتنه است یه افریته به تمام معنا . اصلا باهام نمیساخت اونقدر اذیتم کرد که فکر فرار از خونه میزد به سرم منم دیدن محبت روش اثر نداره شدم مثل خودش جنگ اعصاب داشتیم برادر دومیم سرباز بود پدرمم دنبال عیاشی و خوشگدرونی هاش .
    دانشگاه قبول نمیشدم افسرده بودم قیافم زشته ، قبلا خیلی چاق بودم و مسخره میشدم خواستگارم نداشتم اجازه کار نداشتم اینارو میگم که بدونید چرا اینقدر بد شدم .
    خلاصه بعد دو سال داداشم معتاد شد قبل ازدواجم مشروب خور بود ولی انداخت گردن من که تو باعث شدی با دعواهات اعصابمو بهم ریختی معتاد شدم . داداش دومیم که سربازیش تموم شد کار میکرد من بابام پولی بهم نمیداد از اون کش میرفتم بعد یه سال گفتش مرغ فروشی سود نداره گذاشت کنار و افتاد تو کار قاچاق و خلاف .
    البته بگم قبلا خیلی شر بود و چاقو کشی و ولگردی با رفیقای ناجور کارش بود الان من سی سالمه بدبخت و تنهام همش میگم خدا چوب کارای گذشتمو میزنه که اینجوری شدم .
    داداشام معتاد و بدبختن ، بزرگه طلاق گرفته صد بار خوابوندیمشون کمپ ترک نکردن یعنی تا اخر عمرم بدبخت میمونم .
    همش میگم من اینا رو بدبخت کردم پس تا وقتی اینا بدبختن خدا منو نمیبخشه . چجوری بهش بگم خدا جون غلط کردم بگذر ازم ؟

    موضوعات مرتبط :
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۵ نظر
    • ۱۳۲۳ بازدید
    • چهارشنبه ۲۸ تیر ۹۶ - ۱۸:۵۷

    آیا به صلاح دهه شصتی هاست که ازدواج نکنند ؟!

    سلام دوستان

    من دختری بالای 30 هستم و نتونستم ازدواج کنم. شرایط خوبی دارم و تا حالا هم با پسری نبودم. یه سوالی هست که ذهنمو مشغول کرده خواستم شمام نظر بدین شاید بهتر بتونم کنار بیام .

    سوالم اینه ؛

    آیا این که ما میگیم قسمت نشده مصلحت نبود آزمایش الهیه آیا فقط بصورت عمده برای دهه 60 و اواخر 50 هست ؟ بحثم دهه نیستا بازم نیاید بگید ولی میگم بیشتر تو این دهه با مشکل مواجه ان... ایا واقعا قسمته ؟ حکمته؟ صلاحه ؟ یا ما خودمونو گول میزنیم.

    گاهی بعضیا صبر میکنن و مثلا 28 ازدواج میکنن خب ادم میگه تاخیر ولی دختر 34 ساله 37 ساله و 40 ساله اخه دیگه شورش در اومده.. پس کی مادر شه؟ گاهی میگم دهه 70 یعنی صلاحشون به زود رفته فقط ما صلاحمون به موندنه ؟ نمیدونم از تنهایی و فشار چه فکرا که نمیکنم..

    من همه راهها رو رفتم نشد.. دوستای متاهلم میگن قسمته یهو همه چیز جور میشه ولی این جور شدن هیچ موقع در مورد من تا حالا رخ نداده؟


    موضوعات مرتبط :
    مسائل اجتماعی روز جامعه ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده ازدواج و مسائل پسران حدود 30+ سال

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲۷ نظر
    • ۶۰۸۶ بازدید
    • دوشنبه ۱۲ تیر ۹۶ - ۲۱:۱۱

    هر چه نشینی بر تخت نشینی

    سلام

    چند روز است که وارد 53 سالگی شده ام، اما هنوز مجردی را تجربه می کنم. هرگز فکر نمی کردم که روزی به این سن برسم و همچنان در حال و هوای مجردی سیر کنم. نه اینکه زشت بودم و یا موقعیت اجتماعی نداشتم بلکه در جوانی دچار وسواس انتخاب همسر شدم.

    شاید اگر در فامیل وضعیت مجردی من را جستجو کنید از من به عنوان دختری یاد می کنند که منتظر مردی با اسب سفید بود. شاید حداقل 4 خواستگار من از خود فامیل بود که دست رد به سینه شان زدم و هنوز هم که هنوزه مورد سرزنش بزرگان فامیل و برادرها و خواهر خود هستم.

    اولین خواستگارم در سن 19 سالگی درست بعد از گرفتن دیپلم و آماده شدنم برای کنکور برایم آمد. او پسر عمویم بود و کارمند یک داروخانه، با درآمد متوسطی بود. خانواده و خود وی به من بسیار ابراز علاقه می کردند. اما بزرگترین مشکلی که در ازدواج با او می دیدم فاصله سنی مان بود. من و او تنها 5 ماه فاصله سنی داشتیم و احساس می کردم او نمی تواند مرا درک کند. از نظر من او خیلی بچه بود و رفتارهای بچه گانه داشت. بنابراین نتوانستم به او به عنوان یک همسر که تکیه گاهم باشد نگاه کنم. اینگونه بود که اولین خواستگار خود را با این عقیده رد کردم و تا مدت ها به همین دلیل از خانواده عمویم فاصله گرفتم.


    موضوعات مرتبط :
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۸ نظر
    • ۲۰۰۶ بازدید
    • سه شنبه ۶ تیر ۹۶ - ۲۲:۱۷

    در بهترین سالهای زندگیم تنهام

    سلام
    من دختری 32 سال تمام هستم. خواهرهای کوچکم رفتن . چند روز قبل توهینی نبود که پدرم بهم نکنه بابت بی شوهری... خواستگار زیاد بوده ولی اصلا پیش نمیره و گاهی احساس میکنم جور نمیشه و خدا نمیخواد.

    محجبه ام اما شیک پوشم. تحصیلات عالیه دارم کار خوب درامد یه خونه کوچیک ظاهرم بی بیه .  طوری که حتی همکارام فکر میکنن 25 سالمه حالا بیرونیا که فکر میکنن تازه میرم دانشگاه. سعی میکنم به پدر مادرم برسم ولی خونمون توش ذره ای محبت و ارامش نیست میدون جنگه.

    خدا رو شاکرم نمیدونم چرا دعای ازدواجم نگرفته و در بهترین سالهای زندگیم تنهام. نگید پول و فلان من یکیو میخوام بهم بخوره. خاستگار دکتر و پولدارم داشتم اما شعور نداشتن. دلم میخواد عین یه معجزه زندگیم با کسی که دوستش دارم عوص شه ،عوض این همه سال سختی ، سرکوب نیازا و رفتن خواهران کوچکتر  و عذابی که خانوادم دادن.. تو رو خدا بیاید برای همه دعا کنیم برای من دخترم که از همه دنیا بریدم تو این ماه عزیز دعا کنید ان شالله به حرمت دل پاک شما بلکه راحت شم.

    میدونید پسرا همیشه دنبال دختری ان که دوست پسر نداشته ولی نمیدونم چرا من و امثال منو نمیبینن من تو اجتماع هستم صبح تا شب خیلی متاهلا میبینن خوششون میاد برا خانوادشوون اما پسرا انگاری منو نمیبینن پسرا فکر میکنن حتما ما مشکلی داشتیم که تا حالا نرفتیم .

    ولی بخدا من دخترم بخدا تا حالا خیلیا حتی همکارامم گفتن کسی مثل خودت نیس که لایقت باشه نمیخوام تعریف کنم ولی میگم پس چرا پسرا نمیبینن ؟ بعدم پسرای دهه 60 بجای ما میرن سراغ اخر دهه 60 و دهه 70. خب پس ما چی ؟ من جوونی همسرمو اگه بهم بخوره ترجیح میدم به پول پسری که چندین سال ازم بزرگتره . دوست دارم با هم دوست و همراه باشیم و با هم زندگیمونو بسازیم برخلاف خیلی از دخترا... به نظرتون راه حل من چیه؟ منو دعا کنید. شبای قدر مخصوصا


    موضوعات مرتبط :
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴۶ نظر
    • ۴۱۸۴ بازدید
    • جمعه ۱۹ خرداد ۹۶ - ۲۳:۴۷

    چطور برم تو زندگی مردی که زن مرحومش خوشگل بوده؟ مقایسه نمیشم ؟

    سلام

    وقتی یه دختر در آستانه سی سالگیه  و چهره جالبی نداره تازه با آرایش قیافش معمولی و قابل تحمل میشه ، خانواده نابسامانی داره و براش خواستگار بیوه چهل ساله با یه بچه میاد که وضعش خوبه ، اون دختر با چه اعتماد به نفسی بره تو زندگی مردی که زن مرحومش خوشگل بوده ؟ چه جوری برا شوهرش دلبری کنه وقتی میدونه مقایسه میشه و بازنده ست ؟ چکار باید بکنه ؟ کسانی که تجربه دارن لطفا راه حل بدن

    ممنون


    موضوعات مرتبط :
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۱ نظر
    • ۱۹۷۴ بازدید
    • چهارشنبه ۱۰ خرداد ۹۶ - ۲۲:۴۳

    برو بالا