خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی

جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
ماه محرم
صفحات خاص
صفحات کاربران
جدیدترین نظرات خیلی مهم رپورتاژ
مراقبت های لازم در پیاده روی اربعین برای کسی که عمل قلب باز داشته (۱۱۸۵ بازدید توسط ۴۰۸ نفر)
پیاده روی اربعین دانشجویی (۷۹۳ بازدید توسط ۴۳۳ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۵۶۱ بازدید توسط ۱۰۱۱ نفر)
نوحه، برادرم کجایی ...؟ (۶۶۰ بازدید توسط ۴۶۴ نفر)
چطوری با امام حسین (ع) آشتی کنم؟ (۱۰۰۳ بازدید توسط ۶۷۵ نفر)
فدا کردنِ ارزشمندترین دارایی در راه یک هدف والا (۱۰۸۵ بازدید توسط ۷۴۶ نفر)
در مراسم عزاداری برای ظهور امام زمان عج دعا کنید (۹۴۹ بازدید توسط ۶۰۰ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۹۴۱ بازدید توسط ۶۱۲ نفر)
درخواست اطلاعات در مورد پیاده روی اربعین 98 (۱۰۵۴ بازدید توسط ۸۴۶ نفر)
چند نکته در مورد تائید نظرات با توجه به فصل شروع مدارس (۱۱۳۹ بازدید توسط ۶۸۸ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۴۶۱۵ بازدید توسط ۲۷۸۲ نفر)
خلاصه ی نکاتی که از خانواده ی برتر آموختید رو بیان کنید (۱۹۶۹ بازدید توسط ۱۳۲۳ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۵۶۱ بازدید توسط ۱۰۱۱ نفر)
رفع یک سوء تفاهم در عدم پاسخگویی به سوالات و درخواست های شما (۴۶۲۴ بازدید توسط ۳۶۸۰ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۹۴۱ بازدید توسط ۶۱۲ نفر)
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 2 (۷۴۷۱ بازدید توسط ۴۴۵۴ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۱۳۱۳ بازدید توسط ۹۲۹ نفر)
نوع برخورد با پست هایی که فکر می کنید سرکاری باشند (۱۶۴۳ بازدید توسط ۱۰۵۱ نفر)
ترویج فرهنگ کتابخوانی (۹۰۳ بازدید توسط ۶۸۶ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۲۵۳۵ بازدید توسط ۱۸۸۱ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۵۵۳ بازدید توسط ۴۵۸ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۳۷۴ بازدید توسط ۳۰۱ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۴۱۲ بازدید توسط ۱۱۲۴ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۱۷۹ بازدید توسط ۹۸۲ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۴۳۵ بازدید توسط ۱۰۸۲ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۱۵۴۵۰ بازدید توسط ۹۶۹۷ نفر)
صفحه نکته های آموزنده روانشناسی (۱۲۹۵ بازدید توسط ۱۰۵۱ نفر)
صفحه درد دل های پسرونه (۳۸۶۷ بازدید توسط ۲۸۶۴ نفر)
صفحه درد ودل های دخترونه (۴۲۶۴ بازدید توسط ۳۲۲۱ نفر)
صفحه آشپزی خانواده برتر (۱۵۰۵ بازدید توسط ۱۰۶۷ نفر)
دلتنگی های عاشقانه و غیر عاشقانه (۲۳۹۹ بازدید توسط ۱۸۷۷ نفر)
حق الناس دل شکستن (3) (۱۳۵۶ بازدید توسط ۱۰۵۰ نفر)
جملات روانشناسی، حکیمانه و زیبای بزرگان درباره ازدواج (۴۸۸۰ بازدید توسط ۴۱۶۱ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (3) (۴۸۹۰ بازدید توسط ۳۳۷۳ نفر)
صفحه امید به زندگی 2 (۹۹۹۸ بازدید توسط ۶۴۳۵ نفر)
صفحه گفتگوی دختران و پسران بالای 30 سال (۵۱۰۸ بازدید توسط ۳۹۲۸ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۳۵۵۳ بازدید توسط ۲۳۷۷ نفر)
در مورد پست های رمزدار (۱۲۲۵ بازدید توسط ۱۰۴۷ نفر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۶۴۳۵ بازدید توسط ۴۶۸۳ نفر)
توضیح به خانواده برتری های جدید در مورد نظرات ستاره دار (۱۰۵۳ بازدید توسط ۸۴۵ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۱۱۱۵ بازدید توسط ۹۵۷ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان (۲۳۵۰ بازدید توسط ۱۸۳۶ نفر)
توضیح در مورد ابزار اشتراک مطالب (۷۴۶ بازدید توسط ۶۳۷ نفر)
تصحیح برداشت اشتباه در مورد طرح آشنایی بیشتر بین کاربران (۲۹۹۶ بازدید توسط ۲۲۱۹ نفر)
نظرات کدام یک از کاربران روی شما تاثیر مثبت گذاشته ؟ (۲۸۴۸ بازدید توسط ۲۰۶۴ نفر)
آشتی کنان، حلالیت طلبی و نقد پذیری کاربران خانواده برتر (۲۱۰۸ بازدید توسط ۱۵۶۸ نفر)
التماس دعا (۸۷۴۷ بازدید توسط ۶۹۹۰ نفر)
پیشنهاد مطلب به سایر کاربران (۷۸۵ بازدید توسط ۶۷۳ نفر)
پیشنهاد پست های ویژه هفتگی (۱۳۸۷ بازدید توسط ۱۰۹۰ نفر)
پربازدیدترین مطالب روزانه خانواده برتر (۱۲۲۰ بازدید توسط ۱۰۶۱ نفر)
خدایا شکرت که ... (۲۸۷۱ بازدید توسط ۲۱۸۳ نفر)
صفحه نکته های خانه داری (۱۴۵۴ بازدید توسط ۱۱۲۶ نفر)
معرفی مراکز خرید مخصوص خانم ها (۱۳۵۴ بازدید توسط ۱۱۵۵ نفر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۳۰۷۴ بازدید توسط ۲۵۲۲ نفر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۳۵۰۷ بازدید توسط ۲۷۷۷ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۱۱۷۵۴ بازدید توسط ۷۵۲۰ نفر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۷۹۴۱ بازدید توسط ۱۸۰۵۶ نفر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۱۷۸۵۲ بازدید توسط ۱۳۴۲۶ نفر)
بحث و تبادل نظر درباره یادگیری زبان انگلیسی (۵۰۵۳ بازدید توسط ۳۸۵۴ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۴۶۱۵ نمایش) - (۲۰۸ نظر)
صفحه شخصی 🌍ساناز🌏 (۴۰۸ نمایش) - (۴۶ نظر)
صفحه شخصی "مهشید" (۳۷۸ نمایش) - (۲۹ نظر)
صفحه شخصی berelian (۳۱۷ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۱۷۰۱ نمایش) - (۱۱۰ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۲۶۴ نمایش) - (۲ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۲۸۳ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه ی شخصی دختر باران (۵۳۹ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۵۱۹۵ نمایش) - (۵۳۶ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۳۲۹۱ نمایش) - (۲۵۹ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۵۵۲۰ نمایش) - (۱۷۷ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۱۱۵۹ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۱۸۳۳ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۱۷۷۹ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۵۴۸۶ نمایش) - (۳۷۱ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۱۱۲۱ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۲۷۶۸ نمایش) - (۳۰۸ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۱۷۷۱ نمایش) - (۵۴ نظر)
صفحه شخصی هجران (۱۱۵۶ نمایش) - (۱۶ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۵۳۴ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۱۰۵۵ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی فان (۲۲۱۵ نمایش) - (۳۰ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۲۳۸۰ نمایش) - (۸۲ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۱۱۴۶ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۸۰۹ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۱۱۶۱۰ نمایش) - (۱۰۰۵ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۵۲۰۵ نمایش) - (۲۲۹ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۷۴۹۹ نمایش) - (۳۴۹ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۶۱۴۴ نمایش) - (۱۴۰ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۱۹۵۶ نمایش) - (۶۶ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۷۸۰۷ نمایش) - (۳۷۷ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۱۲۲۱ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۱۳۵۱ نمایش) - (۴۲۳ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۱۱۲۷ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۱۴۳۴ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۱۸۹۷ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۱۳۷۲ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۴۹۱۳ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۲۹۶۴ نمایش) - (۴۹ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۱۲۳۰ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۱۱۵۹ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۱۳۷۵ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۵۵۰ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۱۴۲۹۴ نمایش) - (۴۱۸ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۱۲۰۱ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۱۴۵۱ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۱۳۲۷ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۱۴۵۷ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۱۴۷۹ نمایش) - (۷۳ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۱۴۱۸ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۴۰۶۷ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۱۷۱۶ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۱۹۷۸ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۱۶۵۶ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۲۲۳۱ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۲۲۷۶ نمایش) - (۲۷ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۵۵۱۲ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۱۷۱۷ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۱۹۰۶ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۱۵۷۵ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۲۱۱۸ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۲۵۰۹ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۵۷۴۰ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۸۲۵ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۲۹۸۲ نمایش) - (۷۴ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۱۹۴۵ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۲۱۴۳ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۲۳۸۱ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۷۰۶۰ نمایش) - (۳۱۷ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۲۴۵۹ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۱۹۳۳ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۲۱۲۶ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۱۳۴۹ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۱۶۲۵ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۵۲۱۵ نمایش) - (۷۳۸ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۱۳۲۴ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۷۹۸ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۱۰۴۵۵ نمایش) - (۲۶۸ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۶۲۰۶ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۱۴۰۵ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۴۳۶۴ نمایش) - (۱۰۰ نظر)
صفحه شخصی " خاله باران " (۶۱۳۳ نمایش) - (۴۰۹ نظر)
صفحه شخصی " همسر اقای امیر_متاهل " (۱۳۰۹ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " تقوی " (۱۱۰۱۳ نمایش) - (۴۳۲ نظر)
صفحه شخصی " جیگیلی بیگلی " (۱۳۲۲ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " پرتو خورشیدی " (۲۵۳۶ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی " Papillon :-) " (۱۱۵۸ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " رضا سرچشمه " (۱۲۳۷۲ نمایش) - (۴۸۴ نظر)
صفحه شخصی " eror " (۱۲۵۸ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۲۲۳۱ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی " پرواز ... " (۱۰۳۵ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " ¤¤ سجاد ¤¤ " (۱۲۶۲ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " میثم 23 " (۹۷۵ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی " *[adam]* " (۱۹۰۰ نمایش) - (۷۹ نظر)
صفحه شخصی " زهرا سادات " (۱۴۲۳ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " صبا :) " (۵۲۱۳ نمایش) - (۴۴۶ نظر)
صفحه شخصی " بهار 23 " (۸۰۹ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " خـــــــــــرپـــرنـــده " (۲۰۵۹ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " N.A " (۱۰۹۹ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " sophist " (۹۱۹ نمایش) - (۵ نظر)

۸۸ مطلب با موضوع «ازدواج و مسائل درک نشدگان» ثبت شده است

سوال از دهه شصتی هایی که چشم انداز روشنی ندارند

سلام

آهای  اون گروه دختر پسرهای دهه شصتی که الان بالای 30 سال هستین ، شغل درست درمون ندارید ، تا حالا مجرد موندید ، امیدی به ازدواج ندارید ، تحصیلات عالیه دارید امکان مهاجرت دارید اما مشکل خانوادگی دارید دست و پاتون بسته است ، نا امیدی تون رو چه طوری از بین میبرید ؟ چطوری آرامش دارید ؟


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۹ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۸ مطلب مشابه) موفقیت در زندگی (۵۷ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۸)
    • ۵۹۰۴ بازدید توسط ۳۴۰۶ نفر
    • پنجشنبه ۱۱ مهر ۹۸ - ۱۹:۳۸

    مناجات قشنگ من با خدا

    مناجات قشنگ من با خدا، خبر از ایجاد یک تغییر می‌خوام بهتون بدم. الان که این مطلب رو ارسال میکنم در حرم نشستم، من همیشه آدم معتقد و قوی ای بودم و از یاد خدا قافل نمی‌شدم. اما چند ماه شد که بعد از یک سری شکست های کاری از نماز و حرم و ... غافل شدم. الان که اینجا هستم اشک از چشمام جاری شده، چه آرامشی دارم وقتی که کنار ضریح نشستم واقعا چه آرامشی...

    آخه یه مدت بود که نیومده بودم، من آدم مذهبی ای نیستم ولی نماز و رزوه و حلال و حرام رو رعایت میکردم با جنس مخالف رابطه نداشتم و یه پسر سی ساله مجردم.

    ولی در چند ماه قبل دلم گرفته بود و به خاطر تنهایی اشتباه کردم که رفتم به خیلی ها رو زدم، به خاطر کار به خاطر همه چی، و الان که اینجا هستم میفهمم که اشتباه کردم در این مدت آرامش نداشتم فقط در حال دویدن بودم.

    چه دخترهایی که حتی شخصیتم رو پایین آوردم به خاطرشون که مثلا بهشون ابراز علاقه کنم به قصد ازدواج، ولی اون ها دنبال دوستی بودن و من هم چون پسر ساده و دل نازکی بودم خیلی دلم هی می‌شکست. به هر حال من نتونستم بلاخره دختری پیدا کنم ولی کلا فهمیدم ... !

    من چون شرایط زیاد عالی ای ندارم و مشکلات اقتصادی هم که هست و شرایط خانوادگی خوبی هم ندارم گفتم که شاید بشه که کسی عاشقم بشه و این طوری بتونم شرایط رو شاید آسون تر کنم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل اعتقادی (۱۰۸۳ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۸ مطلب مشابه) درد دل های پسران (۳۱ مطلب مشابه) مسائل پسران دهه شصتی (۱۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۴)
    • ۱۳۱۰ بازدید توسط ۷۸۱ نفر
    • پنجشنبه ۴ مهر ۹۸ - ۰۹:۴۵

    تمام عمرم رو دویدم تا به پول و شغل مناسب برسم، اما نشد ...

    سلام 

    من یک پسر 30 ساله هستم که نمیدونم باید چیکار بکنم، من نه پول دارم و نه ظاهر خیلی خوشگل، من ظاهرم معمولیه، اندامم خوب و قشنگه، بد تیپ نیستم ولی پول ندارم، تمام عمرم رو دویدم تا به پول و شغل مناسب برسم، اما نشد که نشد، دانشگاه هم رفتم، الان برای ازدواج هم به هر دختری گفتم من رو قبول نکرد.

    من میگم پسرانی مثل من انگار باید تا ابد مجرد بمونن، اون قدر بدشانسم که نه ظاهر خیلی خوشگلی دارم که کسی عاشقم بشه، و پولم رو نادیده بگیره، و نه پول دارم که ظاهرم رو نادیده بگیرن!!!

    خانواده چندان درستی هم ندارم، همه سالم هستن و معتاد و ... نیستن، ولی خانواده مون طلاق توش بوده و الان مشکلی نداره، ولی به هر حال خانواده ای هستیم که زیاد عشقی نسبت به هم نداریم و هر کی حرص خودش رو میزنه، ولی خب نه اینکه موقع ازدواج بخوایم با هم نباشیم و دعوایی هم نداریم، ولی به دلیل همین که مادر ندارم و عشقی هم بین اعضای خانواده نیست، نمیتونم از اون ها هم کمک بگیرم که بخوان دختری برام پیدا کنن یا در این زمینه به من کمک کنن.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۸ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل پسران حدود ۳۰ سال (۱۰ مطلب مشابه) مسائل پسران دهه شصتی (۱۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۱۴۷۸ بازدید توسط ۱۰۱۸ نفر
    • شنبه ۳۰ شهریور ۹۸ - ۱۳:۰۶

    جدیدا دیدگاه های من برای ازدواج تغییر کرده

    پسری هستم ۳۲ ساله، هر چقدر سنم بالاتر میره انتظاراتم از همسر آینده کمتر میشه، از اول هم مادیات دختر مهم نبود هرگز، جهیزیه هم برای من اهمیتی نداشت. اما برای من مهم بود که زنم تمام نوبت ها در خانه آشپزی بکنه و یه زن سنتی باشه و مادری کنه.

    ولی الان می خوام حتی در جلسه خواستگاری به دختر بگم که تو همه ش نباید آشپزی بکنی و من در کارهای خانه به تو کمک می کنم. یه بار تو بپز من میشورم یه بار من میپزم تو بشور. الان دیگه فکر می کنم زندگی فراتر از فقط خوردن و خوابیدنه.

    فقط نیاز به یک همدم دارم، کسی که بتونم سختی های زندگی رو باهاش پشت سر بذارم، کسی که بتونم نیاز هاش رو برطرف کنم و اون هم نیازهای من رو برطرف کنه.

    وظایف رو در تمام کارها با هم تقسیم میکنیم، اگه اون شاغل باشه، من هم در خانه باهاش کار می کنم، اگه شاغل نباشه باز هم اگه انرژی و وقتی باشه هر کمکی از دستم بر بیاد در خانه براش انجام میدم.

    قبلا مخالف بودم که زن بخواد بره بیرون بچرخه، ولی الان موافقم و مشکلی با این موضوع ندارم، بره باشگاه بره دانشگاه، برای هزینه ها کمک هم می کنم و این دیدگاه های من برای ازدواجه جدیدا.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۸ مطلب مشابه) رفتارشناسی دختران برای ازدواج (۴۵۷ مطلب مشابه) مسائل پسران دهه شصتی (۱۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۶)
    • ۲۲۳۴ بازدید توسط ۱۷۰۳ نفر
    • يكشنبه ۱۷ شهریور ۹۸ - ۱۴:۰۶

    ترسم از اینه که بی همدم بمونم

    سلام 

    صحبتم بیشتر رنگ و بوی درد دل داره؛

    ترسم از اینه که با بدون همدم دوران جوانیم تموم بشه، بعد از اون هم برام مهم نیست کسی بیاد یا نه، جوونی مگه بر می گرده؟، یه پسر با این سن و سال که حتی یک دوست دختر نداشته را شاید بگین خوبه. اما اون روی قضیه را نمی بینید که شاید ناتوان بوده از انجام این کار. خستگی روحی را نمی بینید. نیازهای سرکوب شده را نمی بینید. توان نداشتن برای ادامه هم نمی بینید. 

    درد دل می کنم چون چاره ی دیگری نیست. زندگی بدون عشق برای من یکی که تا الان بی معنا بوده. کسی هم به داد ما نمی رسه، نه خانواده و نه دوست. هنوز هم تا قبل از اتمام جوونی دوست دارم اونی که باید، سر راهم قرار بگیره. ترسم از اینه که بی همدم بمونم. 

    چطور بین جمعیت میلیونی این شهر و کشور یک نفر برای عاشقی پیدا نمیشه؟، شایدم هست اما من توانم بیشتر از گشتن اطرافم نیست همه کار هم کردم واسه ش، از بس همیشه بار این تنهایی ناخواسته را به دوش کشیدم همه میگن تو قلب و احساس نداری انگار!، نمیدونن تو دلم چه خبره فکر میکنن تصمیمم این بوده. این رو هم خواستم بگم اون هایی که جفت هستید قدر زندگی را بیشتر بدونید.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۸ مطلب مشابه) درد دل های پسران (۳۱ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۱۶۰۲ بازدید توسط ۱۱۶۹ نفر
    • چهارشنبه ۱۳ شهریور ۹۸ - ۱۱:۳۲

    از چه سنی احساس کردید واقعا نیاز به ازدواج دارید؟

    من یک سوال مهم دارم که خواستم از شماها بپرسم و تا حالا داخل اینترنت پیدا نکردم و توی این وبلاگم نیست و سوالم تازه هست.

    سوالم اینه که دخترها و پسرها از چه سنی احساس کردید واقعا نیاز به ازدواج دارید. از لحاظ روحی و جسمی شدید؟

    مثلا برای شروع من برای خودم رو میگم؛

    من از همون اولش هم ازدواجی شدید بودم ولی خب به هیچ وجه نیاز جنسی خودم از سن ۲۷ به بعد که الان نزدیک ۳۰ هستم رو نمیتونم با قبلش مقایسه بکنم، یعنی قبلا فکر میکردم خیلی زیاد بود ولی الان دیگه به حد غیر قابل تحمل و اوج بلوغ و نیاز خودش رسیده و جدای از این از لحاظ روحی و روانی هم احساس نیاز شدید به یک همراه دارم و دیگه نه دوستانم نه هیچ کار دیگری منو خوشحال نمیکنه و واقعا خلا جنس مخالف رو احساس میکنم. 

    من پسر هستم. تا همین چند سال پیش انگار بی خیال الکی خوش بودم و میگفتم هنوز فرصت دارم ولی الان واقعا احساس میکنم چقدر مسخره فرصت سوزی کردم و الان احساس میکنم حتی دیره.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۳۸ مطلب مشابه) مسائل دختران جوان (۲۲۹۷ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۹ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۱)
    • ۲۸۸۴ بازدید توسط ۲۱۶۹ نفر
    • يكشنبه ۱۰ شهریور ۹۸ - ۱۴:۵۳

    می خوام برای کار و پیشرفت به یه شهر بزرگ مهاجرت کنم

    من 30 سال در شهرستان مون موندم و درس خوندم و کار کردم و هر کاری کردم انگار هیچ دست آوردی نداشتم. شاید به خاطر این بوده که همیشه یک احساس حمایت و پشت گرمی به خانواده بوده که چندان باعث میشد پس انداز خاصی نکنم و شاید اصلا درآمدم اون قدری کم بوده که نمیشد این کار رو کرد و هزار دلیل دیگه.

    ولی میخوام این بار دل رو به دریا بزنم برم به یک شهر بزرگ دیگه برای کار، هر چند هیچ فامیل و آشنا و دوستی اون جا ندارم، اما رفتارهای بد و خانواده بدی که دارم هم داره منو اذیت میکنه.

    دوست دارم برم یک شهر دیگه با هر بدبختی ای شده کار بکنم و ماشین و خونه بخرم، یک دختر با یک زبون و فرهنگ دیگه پیدا کنم و بعد فقط برای ازدواج و یک سری مراحل دیگه بیام پیش خانواده ام.

    میخوام به خداوند اعتماد کنم، به کارهایی که پیامبران میکردن اعتماد بکنم، هر چند میدونم اگه برم یک شهر دیگه حتی جای خواب ندارم تا کار پیدا بکنم یک جا بخوابم، ولی این ها ایمان نداشتنه، این ها همون دلایلی هست که منو اینجا نگه داشت و این همه سال باعث پسرفت من شد و باعث شد که نتیجه ای نگیرم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۸ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل پسران حدود ۳۰ سال (۱۰ مطلب مشابه) مشکلات اقتصادی پسران (۱۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶)
    • ۴۲۳ بازدید توسط ۳۲۵ نفر
    • يكشنبه ۱۰ شهریور ۹۸ - ۱۴:۰۱

    سرنوشت دخترهای پرتوقع چه خواهد شد؟

    سلام

    همه ما نظراتی رو تو این وبلاگ دیدیم که یه پسر رفته خواستگاری دختری یا خانواده سطح پایین تر از خودش و بعضا خیلی پایین تر. اما با توقعات نجومی اون ها مواجه شدن و رفتن. این یه حقیقته که همه مون مشابهش رو یا دیدیم یا تجربه کردیم با حداقل شنیدیم از اطرافیان. 

    اگر از دید علم اقتصاد نگاه کنیم یه پدیده مشابه ای اون جا وجود داره که به شکست مکانیزم بازار معروفه که اقتصاد خونده ها میفهمند منظورم چیه.

    حالا سوالم اینه که به نظرتون چرا این اتفاق رخ میده و درمان اون در سطح جامعه چیه؟، سرنوشت دختری که حتی باباش هیچی نداره ولی تحت تاثیر اینترنت و ... انتظاراتش در حد پرنسس هست چی میشه؟

    ممنون


    مرتبط:

    ازدواج با دخترانی که اشتباها به کم توقعی معروف شدند

    نامزدم بیشتر از حد انتظار ازم توقع داره

    آقایون بگن من یه دختر پر توقع هستم ؟

    توقعات عجیب دختران و پسران امروزی


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۳۸ مطلب مشابه) مسائل دختران جوان (۲۲۹۷ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۹ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۸ مطلب مشابه) مسائل پسران دهه شصتی (۱۴ مطلب مشابه) مسائل دختران دهه شصتی (۱۰ مطلب مشابه) توقعات بالا در ازدواج (۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۸)
    • ۲۰۱۱ بازدید توسط ۱۴۵۰ نفر
    • شنبه ۹ شهریور ۹۸ - ۱۲:۴۲

    با شرایط امثال من خواستگاری سنتی جواب میده؟

    سلام و ارادت

    من یه سوال واضح و مشخص داشتم که ممکنه مسأله خیلی از دوستان هم باشه. ولی قبلش یه درد دل کوتاه (سعی میکنم البته!) بکنم که مخاطبش بیشتر دختر خانم ها هستند.

    من یه پسر ۳۳ ساله هستم و مجرد. اهل درس و دانشگاه و کار. از خدمت که اومدم یه مدتی کار کردم و پس اندازی داشتم. دیگه داشتم آماده میشدم برای تشکیل خانواده که یهو شب خوابیدیم صبح پا شدیم پراید ۷ میلیونی شد ۲۰ میلیون. چهار پنج سالی گذشت تا دوباره تونستم خودم رو از لحاظ روحی و مالی دوباره جمع و جور کنم، آهان نگفتم، شکست عشقی هم خوردم که طبیعیه همه تو اون سن دو سه تا میخورن. خب رسیدیم به حوالی سی سال و این بار شرایط سخت تر از قبل بود. 

    دفعه قبل انتظارات ازم کمتر بود چون سنم کمتر بود. ولی حالا تو این سن دیگه ازم انتظار داشتن که یه خونه حداقلی داشته باشم. خلاصه داشتم حساب کتاب هام رو میکردم که با وام و قرض و قوله (غوله؟ نمی‌دونم کدومه) یه حرکتی بزنم که یهو شب خوابیدیم و صبح پا شدیم دیدیم خونه شد سه برابر، دیگه تو مسکن مهر هم با اون پول بهمون خونه نمی‌دادن. 

    خب البته این اتفاقات یه شبه نمی‌افتاد ولی ما هم از اون آدم هایی نبودیم که تیز بریم تو صف دلار و سکه و اصلا درست نمی‌دونستم این کار ها رو که البته الان پشیمونم مثل ...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج سنتی (۲۰ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۸ مطلب مشابه) رفتارشناسی دختران برای ازدواج (۴۵۷ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل پسران حدود ۳۰ سال (۱۰ مطلب مشابه) درد دل های پسران (۳۱ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۰)
    • ۳۰۶۶ بازدید توسط ۲۲۱۵ نفر
    • پنجشنبه ۷ شهریور ۹۸ - ۱۲:۱۰

    ای کاش وقتی ۲۴ ساله بودم ازدواج میکردم

    من اومدم مطلبی بنویسم، درد دلی بکنم، شاید به شما هم کمک کنه.

    وقتی که بچه هستیم و دوران ابتدایی که فکر بازی و ... هستم، در نوجوانی تغییر صدا و بلوغ و ... هر روزمون شاید با روز بعدمون فرق بکنه، وقتی رفتم دانشگاه باز هم تغییراتی در دیدگاه های من اتفاق افتاد و سربازی هم بعدش  و وقتی از سربازی اومدم ۲۴ ساله بودم.

    اوایل فکر میکردم که از این مرحله به بعد هم آدم زیاد تغییر میکنه، حتی خیلی از فعالیت های مختلف رو شروع کردم، که قبلا انجام نمی‌دادم. ظاهراً در کارم داشتم پیشرفت میکردم و ...، اما وقتی که به سن ۳۰ سالگی رسیدم (دقیق نگفتم حدودیه)، یهو نگاهی به خودم انداختم و دیدم که واقعا نه تغییری کردم در این سال ها نه پیشرفتی!، در واقع تقریبا از سن ۲۵ سالگی در حال درجا زدن بودم!

    ظاهر امر پیشرفت و تلاش و کار روزانه رو نشون میداد، اما در باطن هیچ اتفاقی نمی افتاد، فقط سنم داشت بیشتر از قبل میشد، الان به این سن رسیدم دیدم که خیلی از پول هام رو ناخواسته خرج میکردم، خب مجرد بودم و خرج های اون هم درست و خوب، نه خرج دختر و سیگار و ... همه مثلا خرید کتاب و مسافرت و ...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۳۸ مطلب مشابه) مسائل دختران جوان (۲۲۹۷ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۸ مطلب مشابه) قبل از ازدواج لازم است بدانید (۲۶۶ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل پسران حدود ۳۰ سال (۱۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۳)
    • ۲۲۴۸ بازدید توسط ۱۸۵۶ نفر
    • چهارشنبه ۶ شهریور ۹۸ - ۱۹:۱۶

    می خوام برم خواستگاری و بگم که امکانات خاصی ندارم ....

    سلام

    من یک پسر 30 ساله هستم، وضع مالی زیاد خوبی ندارم ولی یک خانه میتونم برای شروع زندگی جور بکنم، یک دختر در همسایگی ما زندگی میکنه که ایشون هم از خانواده فقیر هستند، من میخوام برم خواستگاری شون و بگم که من هیچ چیز خاصی ندارم، زندگیمون رو با هم بسازیم و ... اگه قبول کرد زندگیم ام رو شروع بکنم.

    نمیدونم این ایده جواب میده یا نه، ولی من تا این سن تلاش زیادی کردم شاید نداشتن یک همدم و همدرک و همسفر باعث شد که نتونم به دستاوردهای زیادی برسم و نتونستم تمامی پتانسیل وجود خودم رو کشف کنم و بروز بدم، اصلا تنبل نیستم اهل کارم ولی با توجه به شخصیت خودم آدم متعهدی هستم و تن به کار میدم، یعنی اگر در شرایط قرار بگیرم از زیر بار مسئولیت شانه خالی نمیکنم و تمام تلاشم رو برای همسرم انجام میدم.

    فقط تنها ترسی که دارم اینه که خانواده دختر بهم بگن که تو هیچ چیز خاصی جمع نکردی و نداری، بیکاری، فقط یه کم پس انداز داری که باهاش یک خونه فراهم میکنی، ولی من قرار نیست بیکار بمونم، فقط میخوام برم صحبت بکنم و بعدا فورا میرم دنبال کار.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۸ مطلب مشابه) رفتارشناسی دختران برای ازدواج (۴۵۷ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل پسران حدود ۳۰ سال (۱۰ مطلب مشابه) قصد ازدواج بدون داشتن امکانات (۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۷)
    • ۱۲۶۶ بازدید توسط ۱۰۰۰ نفر
    • جمعه ۱ شهریور ۹۸ - ۱۵:۵۷

    هر کسی هر زمانی احساس نیاز به ازدواج کرد باید ازدواج کنه

    اگه ازدواج زودخوب نیست شاید ازدواج دیر از زودش هم بدتره، به نظر من هر کسی هر زمانی احساس نیاز به ازدواج کرد باید ازدواج کنه حالا چه پانزده سالش باشه چه بیست و پنج و ...، یادمه انگار همین دیروز بود که بچه دبیرستانی بودیم و وقتی یکی حرف ازدواج و با ما میزد می‌گفتیم اوووه کو تا ازدواج!

    بعد رفتیم دانشگاه و چند تا مقطع خوندیم الان راحت شدم بیست و هشت سال!، و کلی حس بد از ازدواج نکردن، کلی فشار و ...

    به نظر من این اشتباهه که وقتی یکی می‌شنوه فلانی توی فلان سن ازدواج کرد بهش بگن اون بچه ست کوچیکه و ...

    به نظر من ضررهای ازدواج دیر اگه بیشتر نباشه کمتر از ازدواج بود هم نیست، با این تفاوت که در ازدواج زودتر سازگاری ها بیشتره، خیلی ها داخل دانواده برتر میان به جوون های ۱۸ تا ۲۳ میگن بچه ای و حالا خیلی وقت داری و ...

    در صورتی که شاید خودشون هم از اون دست آدم هایی هستن که هر لحظه آه و داد و فقان دارن از اینکه سن شون رفت بالا و ازدواج نکردن.

    ببینید وقتی مثلا یه پسر بیست و سه ساله بیاد با یک دختر هجده نوزده ساله ازدواج کنه خانواده ها هم حمایت بکنن و اینا تصمیم بگیرن زندگی رو با هم بسازن بیشتر و بهتر قبول میکنن.

    همین دخترها هر چقدر سن شون بالاتر می‌ره سختگیری بیشتر و توقعات و کلاس بیشتر و پسرها هم همین طور هستن اتفاقا.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج آسان (۴۷ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۸ مطلب مشابه) مسائل پسران دهه شصتی (۱۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۷)
    • ۲۱۳۷ بازدید توسط ۱۶۷۳ نفر
    • پنجشنبه ۲۴ مرداد ۹۸ - ۱۴:۱۷

    در حق من که بچه ی آخرم داره ظلم میشه

    برادر من قبل از گرونی ها عروسی کرد، پدرم کل خرج و مخارج طلا و عروسی رو بر عهده گرفت، در خرید خانه و ماشین بهش کمک کرد و هی راه رفت پسرم پسرم عروسم عروسم زد و بعدش هم خواهرم ازدواج کرد و پدرم داماد دار هم شد.

    و بعد الان عروس مون حامله هستش و باز پدر و مادرم در حال نوه دار شدن هستن که این وسط من دیگه هیچ چی اصلا!

    مشکل من اینه که من اولین کَسی بودم که از سن پایین قبل از اینکه هیچ کدوم از خواهر و برادر های بزرگ تر حرف عروسی رو بزنن بارها بحث ازدواج رو پیش میکشیدم و میگفتم میخوام ازدواج کنم، کلی هم دعوا میکردم و هر بارم از یکی خوشم میومد و اینا بهم میگفتن که اول خواهر و برادر بزرگترت و بعد منم بعد از کلی جنگ و دعوا بیخیال میشدم، میگفتم این ها میگن نمیخوام به من چه ربطی داره؟

    هیچ چی اون قدر منو که خیلی هم گرم بودم و ازدواجی، نگه داشتن که بزرگترها عروسی کردن، توی ارزونی هم عروسی کردن و پدرم حتی یک بار حتی یک بار نگفت به برادرم که پول ندارم و میلیون میلیون براش پول خرج کردن و برای خواهرم هم همین طور.

    خواهر و برادرم هم داشتن میرفتن هر چی میتونستن برای جهیزیه و عروسی و ... از پدرم پول کندن و همه رو جارو کردن بردن!


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۰۸ مطلب مشابه) ازدواج فرزندان (۱۴۱ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۸ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۳ مطلب مشابه) درد دل های پسران (۳۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۹)
    • ۱۳۱۱ بازدید توسط ۱۰۵۸ نفر
    • پنجشنبه ۲۴ مرداد ۹۸ - ۱۱:۵۶

    دخترهای حدود 30 ساله، هنوز هم مثل قبل سرحال و شیطون هستید؟

    یک سوال دارم که دوست دارم خانم های خانواده برتر نظر بنویسن چون سوالم فقط از خانم هاست.

    من خودم قبل از اینکه به آستانه 30 سالگی برسم خیلی حوصله بچه کوچیک ها رو داشتم، هر چند هنوزم سر حالم و برای کارهای خودم با حوصله، ولی برای خیلی از کارها دیگه حوصله و انگیزه و شادابی قبل رو ندارم. هر چند در کل خیلی اکتیو و عالیم اما خب با چند سال پیش فرق کرده از نظر انگیزه ام برای ازدواج و رابطه با دختر و داشتن حس به جنس مخالف.

    اشتباه برداشت نکنید غریضه ام تقوت هم شده و حتی میشه گفت غیرقابل کنترل و دیگه به اوجش رسیده و از سال های قبل خیلی بیشتره، ولی حسم کلا نسبت به دخترا کمتره و بیشتر با مجردیم کنار اومدم که خب این چیز خوبی نیست و نشانه بدیه و یکی از بدی های بالا رفتن سن ازدواجه.

    خب آدم ها روحیات مختلفی دارن ولی من میخوام همسرم مثلا اگه من سی هستم بیست سالش باشه تا یکم سرزنده تر و سرحال تر از من باشه و منو به وجد بیاره ولی خب با توجه به اینکه شاید الان نتونم ازدواج بکنم مثلا سی و چهار سالم بشه موقع ازدواج شاید بخوام با یک خانم سی ساله ازدواج بکنم چون حتما باید کوچیکتر باشه و به هیج وجه هم سن رو قبول ندارم حداکثر سه سال کوچیکتر باشه. حالا نه اون ده سال نه کمتر از سه سال.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۹ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۸ مطلب مشابه) رفتارشناسی پسران برای ازدواج (۴۷۶ مطلب مشابه) رفتارشناسی دختران برای ازدواج (۴۵۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱۸)
    • ۳۶۰۹ بازدید توسط ۲۷۰۹ نفر
    • پنجشنبه ۲۴ مرداد ۹۸ - ۱۱:۳۲

    وقتش نشده طرز فکر و نگاه مون رو به ازدواج تغییر بدیم؟

    سلام خدمت همه ی دوستان گلم

    یه چند وقتی می خواستم در مورد ازدواج باهاتون یه کم درد و دل کنم و یه سری تجربیاتم رو باهاتون در میون بذارم.

    خیلی از پسرها مثل من مجردیم و شرایط ازدواج نداریم، بخاطر همین هم جرات خواستگاری رفتن نداریم...، یه عده هم که طرف شون رو پیدا کردند منتها یا دست شون خالیه یا خواستگارشون دستش خالیه، با این اوضاع و احوال موندن چیکار کنند... ،یه عده از دخترها هم سن شون رفته بالا یا خواستگار رد می کنند یا کلا خواستگار ندارند... حالا تکلیف چیه؟

    من به عنوان یه جوون سی ساله این حرف ها رو دارم میزنم، به عنوان کسی که سرد و گرم روزگار رو چشیده، بالا و پایینش رو دیده، هم پول رو دیده هم بی پولی رو، هم عزت و احترام دیده هم خفت و خواری، هم گناه کرده هم پاک بوده... خلاصه یکی مثل خودتون ... 

    تقریبا 21 سالم بود که تصمیم به ازدواج گرفتم، اون موقع شرایط کامل ازدواج و داشتم، چه مالی چه کاری چه روحی... ،سربازیم رو رفته بودم، دانشجو بودم، کارم رو داشتم، وضع مالی مون هم خیلی خوب بود، لنگ خونه و ماشین و این جور چیزها هم نبودم...، خلاصه یکی رو نشون کردیم رفتیم دنبال کارهاش و یه چند سال هم با هم بودیم، ولی به دلایل اینکه شغل دولتی ندارم، یا درسم رو تموم نکردم، یا سن مون کمه ...، خلاصه خانواده دختر قبول نمی کردند ما با هم ازدواج کنیم، هر چند همدیگه رو خیلی می خواستیم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج آسان (۴۷ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۳)
    • ۲۴۰۷ بازدید توسط ۱۹۷۱ نفر
    • سه شنبه ۱۱ تیر ۹۸ - ۱۴:۲۱

    خیلی نگران آینده م هستم!

    سلام به همگی

    من مردی 28 ساله هستم، قد 167، رنگ چهره سبزه معمولی، صورت و فیس کمی متناسب ولی بازم معمولی، تراکم موهام هم فکر کنم به علت افزایش سن کم شده کمی ریزش مو دارم، اخلاقم هم بدک نیست ولی خودم نمیدونم چرا گاهی زود پرخاشگر و عصبانی یا یهو از بقیه دلگیر میشم میذارم میرم، چشمام ریزه ولی پسرونه ست به نظر خودم خیلی خوبه، هوش و استعدادم بدک نیست راستش درسته که مطالب رو باید چند بار بخونم تا متوجه بشم ولی عوضش پشتکارم خیلی خوبه، یه کمی گوشه گیرم و تنهایی رو بیشتر میپسندم اما با افراد کنارم مشکلی ندارم، تعداد و دایره ی دوستان و اطرافیانم یه خورده کمه که فکر نکنم مساله خاصی تو زندگی باشه، منطق و احساسات و ابراز محبتم کمه و برام سخته که هی دم به دم به همسرم بگم دوستت دارم یا محکم ببوسمش و تو بغلم لهش کنم!، تقریبا آدم خوبی هستم و خلاف سنگینم اینه که گاهی اوقات با یه آیدی دیگه تو وبلاگ کامنت میذارم!

    خیلی نگران آینده م هستم !

    قلبم شکسته، سوالم اینه به نظرتون آیا واقعا دختری پیدا میشه که همچین شخصی با این قیافه معمولی و ظاهر و روحیات عجیب غریبم کنار بیاد و واقعا از ته دل دوسم داشته باشه؟! یا باید تا آخر عمرم تک و تنها باقی بمونم؟!

    راستی اگه پیشنهادی واسه بهبود زندگیم دارید بگید لطفا

    ممنون از راهنمایی های پر بارتون


    مرتبط با مسائل پسران حدود 30 سال:

    قبول کنیم که اکثر ما پسرها در شرایط فعلی توانایی ازدواج کردن رو دیگه نداریم

    30 سالمه، چرا دخترها زنم نمیشن و قبولم نمیکنن؟

    مشکلات یک پسر در ایران


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۸ مطلب مشابه) رفتارشناسی دختران برای ازدواج (۴۵۷ مطلب مشابه) بررسی معیارهای ازدواج پسران (۲۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۸)
    • ۱۲۸۵ بازدید توسط ۱۰۲۳ نفر
    • يكشنبه ۲ تیر ۹۸ - ۱۱:۲۲

    35 سالمه، نمی تونم دختری رو که می خوام پیدا کنم

    با عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات در این شب و روزهای عزیز؛

    می خوام یه راهنمایی بگیرم از شما دوستان؛

    من پسری 35 ساله مجرد و کارمند هستم، مشکلی که برای من پیش اومده اینه که دختری رو که می خوام و همیشه تو افکارم هست دیگه پیدا نمی کنم از طرفی هم دیگه خسته شدم می خوام قید ازدواج رو کلا بزنم.

    واقعا موندم چیکار کنم، از یه طرف مادرم خیلی حساس شدن و هر روز اصرار می کنند برای ازدواج و از یه طرف اونی که می خوام پیدا نمی کنم، تو 2 راهی گیر کردم نمی خوام آخر عمری دل مادرم رو بشکنم از یه طرف دختری رو که مهرش به دلم بشینه پیدا نمی کنم،چیکار کنم به نظر شما؛

    رو احساسم پا بذارم برم یه دختر رو بگیرم که هیچ حسی بهش ندارم که بنده خدا مادرم هم اینقدر غصه نداشته باشه؟ از یه طرف اون دختر معصوم چه گناهی کرده که باید زن من بشه، از یه طرف دیگه حسی به ازدواج ندارم.

    تو رو خدا راهنماییم کنید.

    التماس دعا


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸۶)
    • ۲۳۴۴ بازدید توسط ۱۸۰۴ نفر
    • يكشنبه ۵ خرداد ۹۸ - ۱۳:۲۲

    قبول کنیم که اکثر ما پسرها در شرایط فعلی توانایی ازدواج کردن رو دیگه نداریم

    سلام به دوستان وبلاگ خانواده برتر

    من پسری 28 ساله هستم که مدرک ارشد از یک دانشگاه دولتی دارم و ماهی حدودا 3 تومن در ماه درآمد دارم، البته استخدام رسمی نیستم، خیلی هم تو این چند سال تلاش کردم که درآمدم بیشتر بشه اما نشد. 

    با توجه به دو سه مورد خواستگاری که رفتم و شرایطی که خانواده های دختر و خود دختر داشتن البته حق هم دارن همه به این امید ازدواج میکنن که زندگی بهتری رو تجربه کنن (اما لطفا نگید که خواستگاری هم کفو خودت نرفتی یا طرف از تو پولدارتر بود که از همه لحاظ به قول خود شماها هم کفو بودیم متاسفانه هیچ وقت بهم نگفتن چرا بهم جواب رد دادن منم دلیلش رو نپرسیدم) و همچنین مطالبی که دخترهای این وبلاگ در مورد معیارهاشون دارن به این نتیجه رسیدم که آدم هایی مثل من که شرایط خوبی ندارن از نظر مالی، ازدواج نکنن خیلی بهتره.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲۱)
    • ۳۶۷۹ بازدید توسط ۲۸۶۴ نفر
    • پنجشنبه ۱۹ ارديبهشت ۹۸ - ۰۰:۳۱

    رفتار خانواده ها با فرزندانی که از سن ازدواج شون داره میگذره چطوره ؟

    دختر خانم هایی که سن شون از 23 سال بیشتر شده، سوالم از شما اینه که رفتار خانواده و جامعه با شما چطوریه؟ واقعی!؟

    من خیلی دیدم در این وبلاگ دختر خانم ها در کل کل هایی که با پسرها میکنن میگن ازدواج نکنیم بهتره، تا آخر عمر خونه پدر می مونیم و میخوریم و میخوابیم و راحت زندگی میکنیم و شادیم و ... . 

    اما زندگی من و مشاهده خواهرانم دقیقا عکس این موضوع رو نشون میده (بعضی دختران هم که قصد کل کل نداشتن اومدن حقیقت مطلب رو لا به لای نظراتی که هر چند وقت یک بار به عنوان درد دل میگفتن)

    مشاهده بنده این بوده که در خانواده ما پدر و مادر تا یه جایی اعصاب بچه ها رو داشتن، از یه جایی به بعد میخوان از سر خودشون وا بکنن، بهشون دیگه پول نمیدن، از عمد باهاشون بحث میکنن و اعصاب بچه ها رو خرد میکنن و ... حالا من نمیگم این تکنیک درستی هست یا نه ولی این کاریه که بعضی از پدر و مادر ها انجام میدن.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج فرزندان (۱۴۱ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۹ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۸ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۹)
    • ۱۷۶۰ بازدید توسط ۱۴۳۷ نفر
    • سه شنبه ۳ ارديبهشت ۹۸ - ۱۸:۱۳

    داستانی از ازدواج یک پسر بالای چهل سال

    من یه دوستی دارم که سنش بالای چهل سال شد و ازدواج کرد و میخوام داستانش رو براتون تعریف بکنم و یک نقدی هم هست به دختران و پسرانی که راحت درباره سن ازدواج نظر میدن و به جوان 27 ساله هم میگن تو سنی نداری! (اتفاقا به نظر من 27 ساله هم زیاده) به 40 ساله هم میگن تو سنت کمه هنوز! به 35 ساله هم میگن تو هنوز جوانی! بگذریم!

    این دوست من تا 41 سالگی زندگی مجردی خیلی شادی داشت، وضع مالیش زیاد مناسب نبود، میگفت دوست دارم ازدواج بکنم ولی خب شرایطش زیاد خوب نبود از خواهر و مادر و پدر پیرش نگه داری میکرد و باعث میشد که بازم نتونه ازدواج کنه، به هر حال خواهرهای کوچیکترش هم همه ازدواج کرده بودن و فقط اون مجرد بود.

    این دوستم همیشه میرفت کوه نوردی و ... و واقعا خوش بود، همیشه تصاویر جاهای دیدنی دنیا تو موبایل و کامپیوترش بود و ...، و خب مسئولیت زن روی دوشش نبود ولی بازم گاهی میگفت که دوست دارم ازدواج بکنم به هر حال طبیعیه این ... .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۳۰ مطلب مشابه) ازدواج در سن پایین (۱۷ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۸)
    • ۲۳۶۷ بازدید توسط ۱۹۵۳ نفر
    • دوشنبه ۲ ارديبهشت ۹۸ - ۱۸:۰۳

    مشکلات یک پسر در ایران

    یک پسر بر فرض در سن 18 سالگی دیپلم میگیره، یک سال برای کنکور باید وقت بذاره، 19 سالگی میره دانشگاه، حالا شاید یک سال پس و پیش به هر حال .

    اگر رشته اش 140 واحد داشته باشه و واحدها رو خوب پاس بکنه، ترم تابستونی هم برداره خیلی خوب درسش رو تمام بکنه ظرف مدت سه سال و میشه سنش 22 سال، بعد تا دفترچه خدمتش بیاد بره سربازی چند ماه زمان پرتی داره، البته ممکنه این زمان رو نداشته باشه، به هر حال ما الان این زمان پرتی رو در نظر نمیگیریم از اون طرف ولی یک سال رو برای کنکور حساب کردیم.

    البته مدرک هم تا لیسانس حساب شده، اگر مدرک بالاتر باشه باز سن میره بالاتر که خیلی ها تا فوق یا دکترا میخونن به هر حال لیسانس رایج تره، از 22 سالگی تا حدود 24 سالگی سرباز هست و در سن 24 سالگی سربازیش تمام میشه.

    یک سال افسردگی بعد از خدمت سربازی کاملا طبیعیه، تا پایان زمان افسردگی بعد از خدمت و اینکه دوباره پسر خودش رو یه کم جمع و جور بکنه و یه تکونی بده سنش شده 25 سال، حالا همه رو دارم خیلی خوب و شیرین محاسبه میکنم، مثلا مدرک لیسانس و ... ،بعضی ها که در حال درس خوندن مجبور بودن کار کنن یا مشکلات خانوادگی داشتن مثلا دیپلم هم درجا زدن و ... سن شون ممکنه از اینم بالاتر باشه.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۳۸ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۸ مطلب مشابه) رفتار شناسی پسران (۴۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۸)
    • ۱۶۳۷ بازدید توسط ۱۳۸۴ نفر
    • دوشنبه ۲ ارديبهشت ۹۸ - ۱۷:۴۷

    پسری 36 ساله ام، 14 سال پیش ازدواج می کردم اگه خواهرانم نبودند

    من یه پسرم و سی و شش سالمه، دو تا خواهر بزرگتر از خودم دارم که مجرد هستند، باور کنید حتی از فکر کردن به ازدواج و خوشبخت شدن و مسایل جنسی خجالت میکشم، چطور میتونم بی خیال شون بشم و برم دنبال عشق و عاشقی خودم، اینقدر دعا کردم که خواهرام ازدواج کتن که خسته شدم .

    گناه من چیه که خواهرانم چند تا خواستگار داشتن و به خاطر بی پول بودن شون ردشون کردن و الان هم دیگه کلا خواستگار ندارن، از زمین و زمان گله دارم و عقده ای شدم . 

    ای کاش حداقل یه داداش داشتم تا بدبختیم رو باهاش شریک میشدم، و حداقل یه ذره حالم بهتر میشد، تو خونه ما هم هیچ کس به فکر من نیست و همه خودشون رو زدن به بی خیالی . در ضمن من بخاطر این طرز تفکرم تا حالا اهل دوستی با جنس مخالف نبودم، به نظرتون چکار کنم واسه زندگیم ، چون اگه ازدواج کنم هم خواهرانم بیشتر افسرده و داغون میشن، چون میبینن من که ازشون کوچکترم رفتم سر خونه و زندگیم و هم کلا خودم عذاب وجدان میگیرم و نمیتونم از زندگیم لذت ببرم .

    به خدا خیلی دلم ازدواج میخواد، و اگه این مانع خواهرها رو نداشتم همون بیست و خورده ای سالگی زن میگرفتم، هر کسی تو فامیل یا همسایه ها ازدواج میکنه خواهرهانم حسودی شون میشه، چون سن عروس از اینا کمتره و تا چند روز افسرده میشن، قشنگ من میفهمم حتی بعضی وقت ها، وقتی یه تازه عروس رو میبینن بهش تیکه میندازن تا دل شون خنک بشه.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    موانع ازدواج (۳۹ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۸ مطلب مشابه) درد دل های پسران (۳۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۲)
    • ۱۳۷۱ بازدید توسط ۱۱۵۷ نفر
    • يكشنبه ۱ ارديبهشت ۹۸ - ۰۶:۲۰

    درد دل های اسقف اعظم

    من معلم هستم و تنهایی زندگی میکنم. چند سال پیش درآمد بالایی داشتم، میتونستم خونه و ماشین و همه چیز بخرم. واقعا میتونستم این کار رو انجام بدم. نمیخوام بگم اشتباه کردم چون اون موقع بهترین تصمیمات رو گرفتم و یک سری دلایل داشتم که چرا نخریدم که برخی به ازدواج مربوط بودن و برخی هم ربطی به ازدواج نداشتن.

    الان هم میتونم به راحتی درآمد خودم رو افزایش بدم در همین چند روز پیش فقط تصمیم گرفتم که درآمدم رو افزایش بدم با چند تا کلاس خصوصی به راحتی چند میلیون تومان درآمد کسب کردم و بعضی افرادی که در این وبلاگ سوال میکنن که نمیتونن کسب درآمد بکنن و کار نیست من واقعا در اکثر این پست ها نظر نمیذارم چون اگه نظر بدم قبول نمیکنن و میگن نفس من از جای گرم در میاد، ولی کار هست برای کسی که جرات به خرج بده و اهل کار کردن باشه منم هیچ پشتوانه ای نداشتم تک و تنها دست گذاشتم روی کارهای پول ساز و معلم شدم و الان هم هر چقدر بخوام درآمد کسب میکنم. کسب درآمد برای من مثل آب خوردنه و راحته اما مشکلی هست.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۸ مطلب مشابه) درد دل های پسران (۳۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲۴)
    • ۲۹۱۰ بازدید توسط ۲۱۴۸ نفر
    • پنجشنبه ۲۹ فروردين ۹۸ - ۱۶:۵۱

    آیا واقعا با بالا رفتن سن، حس نیاز به ازدواج مردان کم میشود؟

    سلام

    من تا چند ماه دیگه 29 ساله میشم، از چند سال پیش خواننده خانواده برتر بودم و از نظرات استفاده میکردم، چند سال پیش خیلی به ازدواج فکر میکردم و احساس نیاز میکردم ولی نشد، اصلی ترین دلیلش هم مشکلات اقتصادی بود.

    اون وقت ها یادم بود می دیدم خیلی ها مطلب مینوشتن که سنم بالا رفته دیگه با وجودی که پول و خونه و ... دارم دیگه دوست ندارم ازدواج کنم، با خوندن این مطالب هم میترسیدم که نکنه دیگه شور و شوقی برام نمونه و نتونم کسی رو دوست داشته باشم، و از طرفی هم امیدوار میشدم که این احساس نیاز ابدی نیست و راحت خواهم شد.

    امروز اومدم بنویسم؛

    من الان ماشین دارم، صد میلیون پس انداز دارم که اگر قیمت ها این جوری بالا نرفته بود خونه رو هم خریده بودم، یک واحد 150 متری خالی که پدرم داشت رو گرفتم و لوازم خونه خریدم و پرش کردم فکر کنم دو سه تا قلم مونده مثل لباس شویی و فرش فقط دیگه، همه چی خریدم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۸ مطلب مشابه) عدم تمایل به ازدواج در پسران (۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۸)
    • ۲۴۴۵ بازدید توسط ۲۰۳۶ نفر
    • پنجشنبه ۲۲ فروردين ۹۸ - ۱۷:۱۵

    چرا بعضی از پسرانی که شرایط خوبی دارند ازدواج نمی کنند؟

    با سلام وقت بخیر 

    چرا بعضی از پسران با اینکه وضع کاری و شرایط خانوادگی خوبی دارن ولی بیشتر وقت شون به کار صرف میشه و به ازدواج و دخترهای اطراف شون اهمییت نمیدن؟

    مثلا یک آقا پسری 28 ساله تو نظام مهندسی هست که تنها فرد مجرد خانوادشونه و طرح های آزاد و نظام مهندسی رو خیلی برمیداره، خونه هم خریده، ماشین و ... هم داره و پدر مادر شون هم نیازی به ایشون ندارن ولی توجهی به رفتارهای محترمانه من و یا هیچ دختر دیگه ای نمی کنند فقط و فقط کار ... .

    واقعا دلیل اینکه پسران با شرایط فوق العاده ازدواج نمی کنند چیه؟ مگه آدم چند سال عمر میکنه که همش دنبال کارن؟

    ممنون


    مرتبط :

    سوال از مجرد هایی که قصد ازدواج ندارند

    چرا بعضی از پسران ازدواج نمی کنند؟

    پسرهایی میشناسم که همه چی دارن ولی میلی به ازدواج ندارن

    چرا یه پسر 28 ساله با وجود داشتن شرایط ، ازدواج نمی کنه ؟

    چرا یک پسر باید ازدواج کند؟

    دلایل عدم ازدواج علی رغم داشتن شرایط

    چرا اقدام برای ازدواج ، این روزها کم رنگ شده؟



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۸ مطلب مشابه) رفتارشناسی پسران برای ازدواج (۴۷۶ مطلب مشابه) عدم تمایل به ازدواج در پسران (۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲۶)
    • ۸۱۱۵ بازدید توسط ۶۷۳۶ نفر
    • يكشنبه ۱۸ فروردين ۹۸ - ۱۷:۴۰

    لطفا داستان زندگیم رو بخونید و بگید چه کنم ؟

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۸ مطلب مشابه) ازدواج فرزندان طلاق (۲۳ مطلب مشابه) مسائل فرزندان طلاق (۷ مطلب مشابه) درد دل های پسران (۳۱ مطلب مشابه)

    • ۲۹۵۴ بازدید توسط ۲۰۰۹ نفر
    • جمعه ۱۶ فروردين ۹۸ - ۱۲:۳۳

    30 سالمه، چرا دخترها زنم نمیشن و قبولم نمیکنن؟

    یه سوال از شما کاربران خانواده برتر دارم

    آیا ما برای همیشه نمیتونیم ازدواج کنیم؟ آیا سرنوشت ما همینه؟ باید تا ابد مجرد بمونیم؟

    من یه پسر سی ساله هستم و تا این سن فکر درس و دانشگاه و سربازی و ... بودم و اعتقاداتم اجازه نداد با دختر دوست بشم، البته دروغ نگم که در این عمر درازم تقریبا ده سال پیش دوست شدم با یکی وقتی جوان بودم و در حد حرف و بعد بهم زدیم چون میدونستم کار غلطیه و هرگز به سمت این کار دیگه نرفتم همونم در حد حرف بود فقط و خیلی کوتاه .

    به هر حال الان که به این سن رسیدم دوست دارم ازدواج کنم ولی وقتی میرم خواستگاری معمولا دخترهای هم نسل من توقعات شون بالا رفته، چون میگن خونه و ماشین و همه چیز باید فراهم باشه تا زندگی رو شروع بکنیم، من کار دارم ولی درآمدم زیاد نیست اوضاع مملکت رو هم که می‌بینید چطوریه.

    یعنی واقعا خسته شدم، پنجاه جا خواستگاری رفتم هیچ دختری شرایط مالیم رو قبول نکرد، میگفتن دین و ایمان همه چی خوب فقط شرایط مالیت خوب نیست . 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۹ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۸ مطلب مشابه) بررسی معیارهای ازدواج (۶۰ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۳ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲۹)
    • ۴۹۷۱ بازدید توسط ۳۹۵۶ نفر
    • سه شنبه ۱۳ فروردين ۹۸ - ۲۱:۳۴

    به نصیحت های والدین، جامعه و دوستان گوش نکنید، هر چه زودتر ازدواج کنید!

    سلام خدمت همه

    شاید از عنوان این مطلب این طور برداشت کرده باشید که منظورم اینه که آدم یک دنده و لجبازی باشید و فقط فکر کنید خودتون درست میگید و به حرف ها و نصحیت های دیگران گوش نکنید اما نه، به نصیحت های بد گوش نکنید الان میگم منظورم چیه؛

    من یک دوستی داشتم که چند سال پیش وقتی حدودا بیست و پنج سالش بود و دلار چهار هزار تومان و ... ، گفت که من میخوام در سن حدود بیست و نه سالگی ازدواج بکنم و میخوام پس انداز بکنم و ... فعلا فکر میکنم زوده و خیلی هم نیاز به ازدواج رو در حد تحمل نکردن شرایط فعلی حس نمیکنم میتونم تا چند سال صبر بکنم فعلا.

    این دوستم اومد پنجاه میلیون تومن پس انداز کرد (من خیلی کمتر) بعد در سال نود و هفت دلار حتی رسید به هجده هزار تومان و خیلی اتفاقات دیگه افتاد و مملکت به معنی واقعی کلمه ببخشید ... (بوووووق) شد!!!

    بعد از اینکه پراید شد سی میلیون و دلار دور و بر پانزده تا هجده هزار تومان بازی میکرد این دوستم گفت الان اوضاع خیلی خراب شده پس یه کم وایسم شاید ارزون تر شد! یهو پراید شد پنجاه میلیون و طلا رفت بالا ...، خلاصه این طور به شما بگم که برنامه ریزی دوستم برای ازدواج که از بیست و پنج سالگی ریخته بود و صد میلیون پس اندازش شد در عرض چند ماه ... (بووووق) یه چیزی شبیه موی گربه منظورم بود!

    میدونید دردناک ترین حرفی که دوستم به من زد چی بود و من واقعا حالم گرفته شد!؟ چون منم آدمی بودم که دقیقا به خاطر همین نصیحت های مسخره تا این سن مثل خودش صبر کردم و حرف اون حرف من هم بود دقیقا.

    بهم گفت:

    لعنت (لعنت!) به هر کسی که منو نصیحت کرد گفت ازدواج زوده، الان جوانی کن، الان نمیتونی زن نگه داری، وایسا یه کم پس انداز بکن تو پول نداری و کار نداری، وایسا فلان و ...، الان به مرحله ای رسیدم که فکر میکنم دست آورد تمام زندگیم به اندازه دو میلیون تومنم دیگه ارزش نداره! (کنایه به کاهش ارزش پول ملی) و الان فکر میکنم که دیگه چون روحیه ام داغونه و افسرده شدم تا آخر عمرم دیگه خواب ازدواج رو هم نمیتونم ببینم!

    دوستان الان اگه به متنم دقت بکنید متوجه میشید که منظورم نصیحت های خوب نبود. نصیحت هایی مثل اینکه تو هنوز برات زوده، تو هنوز جوونی، وایسا کار خوب پیدا کن و خونه و ماشین بخر و ... میدونی چرا این اتفاق برای دوستم افتاد؟

    چون خدا گفته از ترس فقر ازدواج رو به تاخیر نندازید! یعنی ما به خدا اعتماد نکردیم و چوب اعتماد نکردن به خداوند رو خوردیم و ثابت شد که وعده خدا حتمیه و حرفش حرفه و ثابت شد که خدا الکی حرف نمیزنه و حقه.

    من به دوستم گفتم منم همون غلطی رو کردم که تو کردی و برعکس! هر دو اشتباه کردیم!

    نصیحت ها اینا بود. بازم تکرار میکنم چون برای خیلی هاتون آشناست و از خیلی ها اینا رو میشنوین از دوست، از پدر مادر و ...

    تو هنوز راه داری (اشاره به اینکه هنوز سنت میتونه بیشتر بشه برا ازدواج و ...) و تو هنوز کار نداری، خونه نداری، ماشین نداری، پول نداری، توانایی نگهداری زن رو نداری، ازدواج که بچه بازی و مسخره بازی نیست و ...

    یعنی میبینید دقیقا خودِ پدر و مادرها به بچه هاشون میگن که شما برید خلاف بکنید، دوستم بهم گفت الان که فکر میکنم من اون موقع نیاز به ازدواج هم داشتم ولی انقدر داخل کله من این نصیحت ها پر شده بود که فکر میکردم (فقط فکر میکردم میتونم صبر بکنم و نیاز ندارم)

    یعنی دقیقا خود پدر و مادرها به بچه هاشون میگن که برید دوست دختر پسر بگیرید برید گناه کنید و ... (نه اینکه اینو بگن، بلکه معنی اون نصیحت هاشون یعنی همین)

    به هر جهت الان منظورم فقط رابطه جنسی نیست، به طور کلی بود و بیشتر بحثم سر شرایط مالی بود و این سخت ترین چیز برای پسرهاست، وقتی که دخترها بیشتر مسائل مالی براشون مطرحه خب پسرها هم وقتی چنین اتفاقاتی براشون میافته و به این نقطه میرسن یهو احساس درماندگی میکنن.

    یک سوال اینجا پیش میاد؛

     دخترها که توقعات شون بالاست و خانوده های دخترها که سخت گیرن و ...، پس چرا میگیم اشتباه کردیم. خب با شرایطی که من و دوستم و امثال من چند سال پیش داشتیم مگه اگرم میخواستیم کسی به ما زن میداد؟ جواب مثبته بله صد در صد .

    به خاطر اینکه اون زمانی که حدود بیست و چهار پنج سال سن مون بود از ما توقع کمتری مثل خانه داشتن و ماشین داشتن و مثلا اگه میرفتیم با یک دختر بیست ساله ازدواج میکردیم یا بیست و یک دو ساله، قطعا خانواده دختر خیلی بیشتر راه میومدن و میگفتن تا چند سال دیگه خودش رو جمع و جور میکنه (درسته که همه اینو نمیگن و اکثرا باز گیر میدن ولی بازم در اون سن کار راحت تر بود یک دختر و یک خانواده پیدا میشد که بپذیره)

    ولی الان به یک مرد حدود سی ساله هزار تا تهمت میزنن دیگه نمیگن این بدبخت سالم مونده، این بدبخت ها اشتباه کردن، نصیحت های مزخرف و غلط جامعه و پدر و مادر رو گوش کردن، این بدبخت ها سعی شون رو انجام دادن و سالم موندن و ...

    بلکه تهمت میزنن بهشون و میگن حتما عیاشی کرده و مشکلی داشته که تا الان خونه نخریده! تا الان ماشین نخریده، پس انداز خوبی نداره و ... !!! (ای وای از این حرف ها ...) دیگه نمیگن این بدبخت کلی زحمت کشیده که همسر آینده اش در رفاه باشه و خوشبخت بشه ولی الان فهمیده که اشتباه کرده که صبر کرده و صبر دقیقا اینجا یعنی یک اشتباه بزرگ .

    و باز مساله دیگه اینه که از یک پسر بیست و نه ساله دیگه انتظار دارن همه این ها رو داشته باشه، چون دختر هم دیگه بیست و پنج سال و رد کرده و دیگه میخواد همه چیز رو کامل و یک جا داشته باشه و دیگه حالا صبر کنیم و جمع و جور بکنی دیگه فایده نداره، پسر کی خودش رو جمع و جور بکنه؟ تا سی و پنج سالگی؟ تا پیر شدنش؟ تا الان داشت چیکار میکرد؟ حتما مشکلی داشته که تا این سن نتونسته کاری بکنه؟ بی عرضه نبوده؟ (حرفهااا، حرفهااا)

    همه رو گفتم که به این حرف برسم؛

    از اسقف اعظم به یاد داشته باشید دوستان خوبم:

    از قلب تون پیروی کنید، به ندای قلب تون گوش کنید، اگه زودتر ازدواج کنید بهتره چون خانواده های دختر در سنین پایین بیشتر راه میان ، بعدا دخترشون بزرگتر میشه بیشتر ایراد میگیرن!!! و یه جوری میشن که انگار فقط میخوان دختری که انقدر بزرگ شده رو از سر خودشون وا بکنن بره فقط همین!!! و اونجاست که دهن شمای پسر به معنی واقعی کلمه ... (بووووق)


    و منظورمم این نیست که برید به هر قیمتی و فقط برای یک نیاز ازدواج بکنید و بعد عین خر بمونید تووی گل.

    بعد طلاق به وجود بیاد بعد بچه های طلاق به وجود بیاد و ... منظورم اینه که از قلبتون پیروی بکنید و اگه فکر میکنید آمادگی ازدواج رو دارید و میتونید منطقی و عاقلانه ازدواج بکنید، ازدواج بکنید و در سنین پایین راحت تره هر چی سن ازدواج بالاتر میره پسرها ممکنه از این اتفاقا براشون بیوفته و دخترها هم بداخلاق تر و زیاده خواه تر میشن البته درسته که در سنین پایین هم دخترا یا دارن درس میخونن یا قصد ازدواج ندارن و ... !!! به هر حال یکی باید پیدا بشه که میشه و پیش رفتن با فرمان جامعه ماها رو به اینجا رسونده اصلا چه ایرادی د اره که دختر وقتی داره درس میخونه ازدواج هم بکنه ؟ درسشو بخونه قرار نیست بیاد زیر یک سقف اصلا عقد باشن با هم از دوست دختر پسری که بدون ازدواج هم هستن غیرشرعی و ... و بهم میزنن و آسیب هاش تا بعد از ازدواج هم میمونه که بهتره

    من نمیگم دختر زیر نوزده سال ازدواج بکنه و پسر هم زیر بیست و سه سال ازدواج بکنه بلکه میگم دیگه واقعا از یک جایی به بعد اگه فکرشون یکم پخته شده فقط به خاطر شرایط مالی نیاید ازدواج نکنید

    یکی از ویژگی های اون نصیحت ها (البته ویژگی های مخربش) اینه که پسر و دختر عوض اینکه بزرگ بشن بچه باقی میمونن،.

    دلیلش همینه که یک نفر در آمریکا به نام بیل گیتس در سن پانزده سالگی به چنان پختگی و تفکری دست پیدا میکنه که شرکت مایکروسافت رو راه اندازی میکنه و دنیا رو تغییر میده و یکی مثل دختر و پسر ایرانی تا سی سال مثل یک عقده ای زندگی میکنن که هنوز نیازهای ابتدایی شون رفع نشده یا اگه راه نامشروع رفع شده، هم آسیب هاش براش باقی مونده و از همه مهمتر اینکه تا سی سالگی هنوز بچه و تیتیش مامانی و بابایی باقی موند، لطفا به مثالم درباره بیل گیتس دقت بکنید.

    اگه پدر و مادر بیل گیتس هم میخواستن بهش بگن بچه ی نفهم بشین درست رو بخون، تو رو چی به شرکت تاسیس کردن، تو هنوز بچه ای، برو دانشگاه تا سی سالگی درس بخون، بیل گیتس هم الان احتمالا در بهترین حالتش یک کارمند ساده شده بود یا یک ساندویچی ای چیزی زده بود!!! الان بحثم درباره موفقیت های دیگه و کسب و کار نیست بحثم راجع به این بود که جامعه ما داره دختر و پسرها رو لوس و بی شعور بار میاره و ما پسر و دخترها باید خودمون جلوی پدر و مادرها وایسیم و جلوی فرهنگی که غلط فرهنگ شده بایستیم و شرایط رو تغییر بدیم.

    نمیگم ایدئولوژی های من درسته درباره ازدواج و ازدواج یک هدف نیست که فقط ازدواج کنیم و بچه بیاریم و زندگی معمولی بسازیم، اگه دختر و پسر هم پای هم باشن نیاز به ساختن زندگی معمولی نیست حتی میتونن ازدواج بکنن و درس رو ادامه بدن اهداف شون رو ادامه بدن به شرطی که زیاد به هم گیر ندن و چون شرایط زیر یک سقف رو ندارن و یک زندگی معمولا وقتی جوون هستن خوش باشن و اهداف شون رو دنبال بکنن و کم کم بعدش برن زیر یک سقف و بچه بیارن و ... .

    خیلی هم به نظر من ایده قشنگیه و بهتر از نسل پسر و دخترهای نابود شده و افسرده امروزیه که حتی اون هایی که الان ازدواج میکنن در سنین بالا هم دیگه اشتیاقی ندارن و فقط جنگ و دعواست، چون انعطاف شون از بین رفته، چون لجوج شدن، چون سلامت جسمی و اشتیاق جوونی شون از بین رفته ،چون دیگه از سر ناچاری ازدواج کردند که تنها نمونن، و ازدواج کردن چون باید میکردن و سن داشت بالا میرفت.

    چون خب طبیعیه وقتی سن ازدواج بالا میره ممکنه (اکثرا اینطوریه) تجربه دوستی دختر و پسر هم داشته باشن و این در زندگی فعلی یعنی ازدواج در سن بالای اون ها هم تاثیر گذاشته و اگه روابطی داشتن و پنهان کردن روح خودشون در عذابه و سر شریک شون رو کلاه گذاشتن و اگه روابط جنسی نبوده هنوز ممکنه درگیر روابط عاطفی قبلی باشن و اینها همه اشتیاق به زندگی رو کم میکنه و همه آسیب های جبران ناپذیری به زندگی ها و نسل های آینده وارد میکنه .

    و حالا این دوست مون پنجاه میلیون پس انداز داره و میتونه الان یک پراید بخره و با وام ازدواج و ...، یک زندگی گوسفندی تشکیل بده، من دوستانی دارم که الان پنج میلون پس اندازم ندارن و بدبخت ها تلاش کردن ولی نتونستن، حالا ببینید اوضاع برای اونا چطوریه!! 

    دستم درد گرفت انقدر نوشتم، مغزمم درد گرفت انقدر نوشتم و چون درد دل بود و ناراحت کننده نوشتن سخت بود.

    ولی حرف من حرف خیلی از جوون هاست

    ارسالی از "اسقف اعظم"

    وقت همگی بخیر


    مرتبط :

    از بی همسری خسته شدم

    سوال از دهه شصتی هایی که چشم انداز روشنی ندارند

    ازدواج حلقه گمشده بعضی ها

    پدر دختر مورد علاقم اعتقاد داره نمی تونم خرج یه زندگی رو بدم

    نمیتونم که تا 60 سالگی عفت پیشه کنم

    خواستگار 38 ساله م به زور اطرافیان اومده جلو

    کی قراره به یه زندگی خوب برسم ؟

    خسته شدم، هر جا میرم همه میگن چرا زن نمیگیری ؟

    بخدا منم دوست داشتم ازدواج کنم

    سن ازدواج هر چی میره بالاتر انسان سختگیر و ریزبین میشه؟

    پسر 32 ساله ی صفر کیلومتر بی عرضه است ؟

    رسومات دردسرساز و بی فایده ازدواج رو بشکنیم

    چرا بعضی ها ازدواج رو یه غول وحشتناک می بینن ؟

    عقد کنیم و تا زمان ایجاد شرایط ازدواج ، موافقید ؟

    ائمه تاکید کردن به ازدواج آسان اما انگار گوش ما بدهکار نیست!

    با آسون کردن شرایط ازدواج به خودمون کمک کنیم

    اگه دختران و پسران در سنین پایین عقد کنن چه مشکلاتی داره ؟

    کاش عقاید مردم جامعه طوری بود که بچه هاشون زود ازدواج کنن

    ترس از ازدواج ، یکی از مشکلات ازدواج آسان



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۳۰ مطلب مشابه) ازدواج آسان (۴۷ مطلب مشابه) ازدواج فرزندان (۱۴۱ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۸ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۲ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹۱)
    • ۲۸۵۲ بازدید توسط ۲۲۲۵ نفر
    • جمعه ۹ فروردين ۹۸ - ۱۵:۳۰

    ای کاش اون دختر، عشقم رو میتونست درک کنه

    سلام

    من یک پسر 28 ساله هستم که هرگز اهل دوستی دختر و پسر و هیچ کدام از این چیزها نبودم، تا جایی که یادمه همیشه در حال تلاش و دنبال کردن اهدافم بودم و به قولی فرصت سر خاروندن رو هم نداشتم چه رسد به اینکه بخوام به دخترها فکر بکنم. هر کی رو هم میدیدم یا بهم پیشنهاد میدادن انگار نه انگار.

    اما دو ماه پیش توی کلاس زبان همون روز اولی که یه دختر خانم رو دیدم ازش خوشم اومد. از ترس اینکه بگم و بگه نه و از این جور فکرها یا اینکه اگه زود بگم بعد میگه این چه پسریه تا منو دید پیشنهاد داد پس هر کی رو میبینه اینطوریه و به خیلی های دیگه هم پیشنهاد داده و بعدا پیشنهاد میده، واسه همین تقریبا تا آخر ترم یک زبان کش دادم و زجر کشیدم و ابراز علاقه نکردم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    رد کردن خواستگار (۹۸ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۸ مطلب مشابه) ابراز علاقه برای ازدواج (۶۳ مطلب مشابه) جلب نظر دختر برای ازدواج (۱۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۲)
    • ۲۳۴۹ بازدید توسط ۱۷۹۱ نفر
    • چهارشنبه ۲۲ اسفند ۹۷ - ۱۷:۱۳

    سوال از کسانی که در دهه چهارم زندگی شون ازدواج کردند

    سلام خدمت شما عزیزان

    سوالی داشتم از دختر و پسر هایی که در سنین بین سی تا چهل سالگی ازدواج کردن و فقط خواهش دارم که اون ها جواب بدن، وقتی که تو این سن ازدواج کردین آیا ازدواج شما شور و حرارتی هم داشت و آیا از ازدواجی که تو این سن انجام دادین راضی هستین و عشق هم تو وجودتون مونده و یا اینکه فقط از سر وظیفه و یا حرف مردم این ازدواج رو انجام دادید ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۰۹ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۰)
    • ۱۷۲۷ بازدید توسط ۱۴۹۵ نفر
    • يكشنبه ۱۲ اسفند ۹۷ - ۱۹:۰۵

    برو بالا
    عبارات کلیدی
    عشق ازدواج حجاب خواستگاری روابط اجتماعی محبت سربازی طلاق اعتماد به نفس میل جنسی مطالب از تبار خاک ... رسیدن به آرامش قانون جذب ترک خودارضایی اختصاصی خانواده برتر قصد ازدواج دختر چادری استرس زندگی مشترک معرفی کتاب افسردگی مادر شوهر دوران عقد و رابطه خیانت حسادت جلسه خواستگاری وابستگی آموزش خواستگاری پست های ویژه تحصیل در دانشگاه پیام نور پست های پیشنهادی کاربران شکست عشقی آرامش عشق یک طرفه سوالات خواستگاری قانون جذب از زبان شفق عوارض خود ارضایی نیاز عاطفی وسواس فکری مطالب سعید کرمی چگونه اعتماد به نفس را افزایش دهیم جلسه اول خواستگاری زندگی در خوابگاه رشته پزشکی مطالب اسی $ پشت کنکور پزشکی فشار جنسی فرهنگ سازی پست های راهنمای خانواده برتر ابراز علاقه دوران مجردی حیا در دختران کنکور تجربی جلسه دوم خواستگاری وسواس دوران عقدم مطالب باشگاه خبرنگاران پشت کنکوری ها درونگرایی کاربران فعال کم کردن میل جنسی ازدواج با دختری که پدر معتاد دارد نیاز جنسی عواقب روابط عاطفی قبل از ازدواج ریزش مو چراغ سبز به جنس مخالف عاشق شدن استخاره اثرات بد حجابی معرفی روانشناس خواستگاری از دختر محجبه دوست پسر نداشتم آموزش های آشپزی مونس موفقیت ایده های خلاقانه کسب و کار رابطه با همسایه مسائل فرزندان طلاق شب عروسی ازدواج با دانشجوی پزشکی مسائل روز جامعه عشق اول ازدواج با دانشجو تقویت زنانگی اعتیاد پدر دختر دهه شصتی ها ازدواج از طریق سایت های همسریابی قول ازدواج مطالب بانو لیلا برنامه نویسی دختر مغرور رشته حقوق تحصیلات خواستگار روش درست دعا کردن قصد ازدواج بدون داشتن امکانات مطالب سید محمد سعید تقوی زنانگی داشتن حسابداری شناخت خواستگار کمبود اعتماد به نفس آمار طلاق