سلام دوستان

دختری هستم حدود 25 ساله. با وجود پیشنهادهای مختلفی که داشتم سال ها با هیچ پسری دوست نشدم که فقط یک مرد تو زندگی باشه اونم شوهرم. همیشه به این فکر میکردم که ازدواج عاشقانه ای داشته باشم و در آینده همه مهر و محبتمو خرج همسرم کنم.

ولی متاسفانه در این اواخر نسبت به ازدواج ،مخصوصاااا ازدواج سنتی به شدت بدبین شدم. دلیلشم اینه که خیلی از دوستان و اطرافیانمو میبینم که ازدواج کردن و شیش ماه، یک سال و حتی چند سال از ازدواجشون میگذره ولی متاسفانه از زبان خودشون شنیدم که دلشون یه جای دیگست.

یه تعداد از دوستام تا چند روز قبل از عقدشون هم با عشق یا همون دوست پسر قبلیشون درگیر بودن (که البته در اکثر مواقع اون پسر علاقه واقعی به اینا نداشته و واسه ازدواجم با دوستام  اقدامی نکرده ولی خب دوستام دلشون پیش همون پسره مونده ) و در نهایت از ترس مجرد موندن و تنهایی تن به ازدواج با یکی دیگه دادن.

الانم که تو گروه های تلگرامی که هستیم وقتی میبینم این متاهلا متن ها و پست های دوری از عشق و دلتنگی و ازین جور چیزا میذارن اعصابم به هم میریزه. تازه این اطلاعاتیه که من از جنس خودم دارم  فکر و دل پسرا دیگه بماند...

حتی تو همین سایت بارها و بارها حرف دختر و پسرایی رو خوندم که گفتن یکی دیگه رو دوست داشتن ولی با کسی ازدواج کردن که حسی بهش ندارن. آخه این چه جور ازدواجی شد؟

چه زن و شوهری شد که هر کدوم دلشون یه ور دیگست؟ ازدواج های الان اکثرش فقط شده یک قرارداد. خیلی عصبی شدم این اواخر. ضمن اینکه من هیچوقت هم از ازدواج سنتی خوشم نمیومد و دوست داشتم یک پسری خودش منو انتخاب کنه و قبل ازدواج بینمون علاقه باشه. الانم که با وجود چنین مواردی  که در اطرافیانم  میبینم از ازدواج سنتی متنفر شدم متنفرم .

چون در چنین ازدواج هایی بیشتر با عقل و منطق جلو میرن. واقعا درمونده شدم. نمیدونم با یک چنین ازدواجی میشه عشق و علاقه واقعی رو تجربه کرد یا نه؟ یعنی من میتونم با یک ازدواج سنتی عاشق شوهرم بشم! اصلا فرضا من بهش علاقه پیدا کردم چه تضمینی هست که اونم منو واقعا دوست داشته باشه.

ضمن اینکه همه میگن آدم هیچوقت عشق اولشو فراموش نمیکنه و بهش فکر میکنه .با این حساب بعضی از  ازدواجا احساس عمیق علاقه بینشون نیست.

خیلی کلافه ام خیلی . کاش زندگی یک شکل دیگه بود...