خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی

جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
صفحات خاص
صفحات کاربران
جدیدترین نظرات خیلی مهم خرید و فروش بک لینک و رپورتاژ
چند نکته در مورد تائید نظرات با توجه به فصل شروع مدارس (۱۲۳۳ بازدید توسط ۷۷۰ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۵۸۲۷ بازدید توسط ۳۶۱۷ نفر)
خلاصه ی نکاتی که از خانواده ی برتر آموختید رو بیان کنید (۲۱۰۰ بازدید توسط ۱۴۱۸ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۶۳۲ بازدید توسط ۱۰۷۱ نفر)
رفع یک سوء تفاهم در عدم پاسخگویی به سوالات و درخواست های شما (۴۷۰۳ بازدید توسط ۳۷۵۰ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۱۰۱۱ بازدید توسط ۶۷۳ نفر)
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 2 (۱۱۷۰۲ بازدید توسط ۶۹۴۴ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۱۴۵۵ بازدید توسط ۱۰۴۷ نفر)
نوع برخورد با پست هایی که فکر می کنید سرکاری باشند (۱۷۳۱ بازدید توسط ۱۱۲۴ نفر)
ترویج فرهنگ کتابخوانی (۹۹۶ بازدید توسط ۷۶۴ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۲۷۵۷ بازدید توسط ۲۰۴۵ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۶۳۶ بازدید توسط ۵۳۲ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۴۳۹ بازدید توسط ۳۶۳ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۵۱۶ بازدید توسط ۱۲۱۸ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۲۵۴ بازدید توسط ۱۰۴۷ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۵۵۶ بازدید توسط ۱۱۷۲ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۱۶۳۴۸ بازدید توسط ۱۰۲۱۰ نفر)
صفحه نکته های آموزنده روانشناسی (۱۳۷۲ بازدید توسط ۱۱۲۲ نفر)
صفحه درد دل های پسرونه (۳۹۸۱ بازدید توسط ۲۹۴۶ نفر)
صفحه درد ودل های دخترونه (۴۴۵۳ بازدید توسط ۳۳۷۲ نفر)
صفحه آشپزی خانواده برتر (۱۵۷۸ بازدید توسط ۱۱۲۹ نفر)
دلتنگی های عاشقانه و غیر عاشقانه (۲۵۶۶ بازدید توسط ۲۰۱۳ نفر)
حق الناس دل شکستن (3) (۱۵۰۳ بازدید توسط ۱۱۵۹ نفر)
جملات روانشناسی، حکیمانه و زیبای بزرگان درباره ازدواج (۴۹۵۷ بازدید توسط ۴۲۲۸ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (3) (۵۰۳۲ بازدید توسط ۳۴۷۹ نفر)
صفحه امید به زندگی 2 (۱۰۳۵۰ بازدید توسط ۶۶۹۶ نفر)
صفحه گفتگوی دختران و پسران بالای 30 سال (۵۳۱۲ بازدید توسط ۴۰۶۳ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۳۶۹۶ بازدید توسط ۲۴۸۰ نفر)
در مورد پست های رمزدار (۱۳۴۷ بازدید توسط ۱۱۴۹ نفر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۶۵۹۷ بازدید توسط ۴۸۰۴ نفر)
توضیح به خانواده برتری های جدید در مورد نظرات ستاره دار (۱۱۴۳ بازدید توسط ۹۱۹ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۱۲۱۲ بازدید توسط ۱۰۳۵ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان (۲۴۵۲ بازدید توسط ۱۹۱۰ نفر)
توضیح در مورد ابزار اشتراک مطالب (۸۲۰ بازدید توسط ۷۰۰ نفر)
تصحیح برداشت اشتباه در مورد طرح آشنایی بیشتر بین کاربران (۳۱۳۸ بازدید توسط ۲۳۳۰ نفر)
نظرات کدام یک از کاربران روی شما تاثیر مثبت گذاشته ؟ (۲۹۶۰ بازدید توسط ۲۱۵۳ نفر)
آشتی کنان، حلالیت طلبی و نقد پذیری کاربران خانواده برتر (۲۱۹۱ بازدید توسط ۱۶۳۵ نفر)
التماس دعا (۸۸۷۲ بازدید توسط ۷۰۸۶ نفر)
پیشنهاد مطلب به سایر کاربران (۸۶۸ بازدید توسط ۷۴۱ نفر)
پیشنهاد پست های ویژه هفتگی (۱۴۸۰ بازدید توسط ۱۱۶۴ نفر)
پربازدیدترین مطالب روزانه خانواده برتر (۱۳۲۸ بازدید توسط ۱۱۳۹ نفر)
خدایا شکرت که ... (۳۰۴۶ بازدید توسط ۲۳۱۸ نفر)
صفحه نکته های خانه داری (۱۵۶۰ بازدید توسط ۱۲۰۰ نفر)
معرفی مراکز خرید مخصوص خانم ها (۱۴۴۰ بازدید توسط ۱۲۲۳ نفر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۳۱۹۲ بازدید توسط ۲۶۰۶ نفر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۳۶۶۶ بازدید توسط ۲۸۹۱ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۱۲۰۲۵ بازدید توسط ۷۷۰۱ نفر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۸۲۳۶ بازدید توسط ۱۸۲۳۷ نفر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۱۸۴۳۸ بازدید توسط ۱۳۸۶۱ نفر)
بحث و تبادل نظر درباره یادگیری زبان انگلیسی (۵۳۱۴ بازدید توسط ۴۰۴۴ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۵۸۲۷ نمایش) - (۲۳۸ نظر)
صفحه شخصی 🌏 Anahita 🌎 (۱۳۵۸ نمایش) - (۱۰۰ نظر)
صفحه شخصی "مهشید" (۱۷۲۲ نمایش) - (۱۳۶ نظر)
صفحه شخصی berelian (۷۱۷ نمایش) - (۴۲ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۳۰۲۰ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۵۷۵ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۳۷۷ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه ی شخصی دختر باران (۶۲۶ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۵۶۲۲ نمایش) - (۵۴۹ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۴۰۳۳ نمایش) - (۳۰۵ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۶۳۴۱ نمایش) - (۱۹۰ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۱۲۲۵ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۱۹۵۶ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۲۰۳۷ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۵۸۷۹ نمایش) - (۳۷۴ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۱۲۱۲ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۲۹۷۲ نمایش) - (۳۰۸ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۱۸۹۰ نمایش) - (۵۴ نظر)
صفحه شخصی هجران (۱۳۳۶ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۶۰۴ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۱۱۵۲ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی فان (۲۳۴۷ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۲۵۲۴ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۱۲۴۳ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۸۹۵ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۱۱۸۹۹ نمایش) - (۱۰۰۵ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۵۳۳۳ نمایش) - (۲۲۹ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۷۷۷۳ نمایش) - (۳۴۹ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۶۳۱۹ نمایش) - (۱۴۰ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۲۰۵۹ نمایش) - (۶۶ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۸۱۲۴ نمایش) - (۳۸۰ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۱۳۱۴ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۱۶۴۱ نمایش) - (۴۲۳ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۱۲۲۰ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۱۵۱۷ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۱۹۸۹ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۱۴۹۷ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۵۶۶۶ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۳۰۵۸ نمایش) - (۴۹ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۱۳۰۸ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۱۲۴۲ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۱۴۷۵ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۶۴۴ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۱۶۰۷۳ نمایش) - (۴۹۸ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۱۲۷۹ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۱۵۳۶ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۱۴۱۵ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۱۵۳۵ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۱۶۰۶ نمایش) - (۷۳ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۱۵۱۳ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۴۱۹۰ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۱۸۰۷ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۲۰۶۰ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۱۷۴۱ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۲۳۲۳ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۲۳۸۶ نمایش) - (۲۸ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۵۶۱۰ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۱۷۹۸ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۲۰۰۳ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۱۶۶۰ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۲۱۸۴ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۲۵۹۵ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۵۸۵۰ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۹۱۶ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۳۰۶۳ نمایش) - (۷۴ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۲۰۲۵ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۲۲۳۶ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۲۴۷۴ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۷۱۹۶ نمایش) - (۳۱۷ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۲۵۸۸ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۲۰۴۶ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۲۱۹۹ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۱۴۵۶ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۱۷۴۱ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۵۵۵۸ نمایش) - (۷۳۸ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۱۴۴۴ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۸۷۸ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۱۰۶۲۴ نمایش) - (۲۶۸ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۶۳۲۴ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۱۵۰۶ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۴۴۸۲ نمایش) - (۱۰۰ نظر)
صفحه شخصی " خاله باران " (۶۳۲۲ نمایش) - (۴۰۹ نظر)
صفحه شخصی " همسر اقای امیر_متاهل " (۱۴۲۲ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " تقوی " (۱۱۲۶۹ نمایش) - (۴۳۲ نظر)
صفحه شخصی " جیگیلی بیگلی " (۱۴۳۰ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " پرتو خورشیدی " (۲۶۴۸ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی " Papillon :-) " (۱۲۵۵ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " رضا سرچشمه " (۱۲۸۳۳ نمایش) - (۴۸۴ نظر)
صفحه شخصی " eror " (۱۳۴۳ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۲۳۱۵ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی " پرواز ... " (۱۱۰۴ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " ¤¤ سجاد ¤¤ " (۱۳۲۸ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " میثم 23 " (۱۰۴۴ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی " *[adam]* " (۱۹۷۳ نمایش) - (۷۹ نظر)
صفحه شخصی " زهرا سادات " (۱۵۰۸ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " صبا :) " (۵۳۵۴ نمایش) - (۴۴۸ نظر)
صفحه شخصی " بهار 23 " (۸۸۹ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " خـــــــــــرپـــرنـــده " (۲۱۷۸ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " N.A " (۱۱۸۸ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " sophist " (۱۰۰۱ نمایش) - (۵ نظر)

۱۹۸ مطلب با موضوع «درد دل های دختران و پسران» ثبت شده است

زندگی هیچ وقت روی خوشش رو به من نشون نداده

درود و عرض ادب...

دلم میخواست با چند نفر که نمیدونن من کی هستم درد و دل کنم... 

زندگی هیچ وقت روی خوشش رو به من نشون نداده... از وقتی یادم هست توی خونه مون دعوا و گریه و غم بوده... پدرم یه فرد بسیار عصبی، دیکتاتور، ریاکار، خشن و بدون ذره ای محبت... مادرم هم یه زن ساده که بویی از برخورد اجتماعی و سیاست نبرده و نمیتونه توی جمع چهار کلام صحبت درست بکنه و فقط بلده غذا بپزه...

من و برادرم هیچ وقت نه محبتی دیدم نه نوازشی...، هر چی بوده دعوا، آبرو ریزی، خجالت زده شدن بین فامیل و همیسایه و بس، پدرم فقط بلده ما رو تحقیر و خورد و ذلیل کنه...

پدرم اصلا به فکر ما نیست و به خاطر ریاکاری بیشتر درآمدش رو به دیگران میده و همه ازش سوء استفاده میکنن و وقتی ما ازش پولی میخوایم چنان داد و هوار میکنه که از کار خودمون پشیمون میشیم...

برادرم به خاطر همه این ماجراها ناراحتی روحی روانی بدی گرفت، که مشت مشت قرص اعصاب میخورد و پدرم و مادرم اصلا نگرانش نبودن و به خاطر شرایط بدی که داشت یه غروب غم انگیز مرگ و به این زندگی نکبت بار ترجیح داد و من درمانده تر از همیشه شدم...


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) خودسازی در دختران (۳۸۵ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۶ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۵۴ مطلب مشابه) خسته شدم از تنهایی (۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۹)
    • ۱۸۲۷ بازدید توسط ۱۰۵۳ نفر
    • يكشنبه ۱۹ آبان ۹۸ - ۱۸:۰۱

    تا حالا شده دل تون به حال خودتون بسوزه؟

    سلام

    میخواستم از دوستان یه سوال که جدیدا دیگه خیلی درگیرش شدم بپرسم، آیا شما هم براتون اتفاق افتاده که دل تون برای خودتون بسوزه؟، من که کلاً اینجوری شدم.

    یعنی این جوری بهتون بگم، وقتی دغدغه های خودم رو با اطرافیانم مقایسه میکنم که چقدر پیش پا افتاده هستند، دلم به حال خودم میسوزه. وقتی میرم بیرون میبینم که همه (اکثرا) یکی رو دارن که باهاش خوشن، وقتی میبینم که تو جمع خیلی یا بهتره بگم اصلا بهم توجه نمیشه، وقتی میبینم برای کسی مهم نیستم، وقتی میبینم اگه بمیرم هم هیچ کس هیچ احساسی نخواهد داشت، و ... ، دلم به حال خودم میسوزه.

    جدیدا تنهایی میرم تو پارک مردم رو نگاه میکنم و حسرت میخورم. اخیرا سیگاری هم شدم. نمیدونم این دیگه چه نوع افسردگیه، حس میکنم به دنیا اومدم که سکوها خالی نباشه. جوری شدم که همه ازم فراری هستند. میگن حرف هام همش بوی غم میده. البته حق دارن چون اصلا شرایط منو نمیفهمن.

    نمیدونم تا حالا حس تنهایی تو جمع رو تجربه کردین؟، این که هیچ کس نیست کمک تون کنه یا اقلاً درک تون کنه رو درکش کردین؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) درد دل های پسران (۳۳ مطلب مشابه) خسته شدم از تنهایی (۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۴)
    • ۴۶۹۱ بازدید توسط ۱۹۹۴ نفر
    • يكشنبه ۱۲ آبان ۹۸ - ۰۸:۲۹

    مجنونم باش تا لیلای تو باشم!

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    مجنونم باش تا لیلای تو باشم!!!!

    این جا نیومدم از خودم بگم، درد دل من از خودم و شاید هم دیگرانی هستن که وضعیت بدتر از من دارن...

    اما حرف و درد و دل من چیه؟ اطراف من یعنی توی خوابگاهی که دارم زندگی میکنم هزاران دختر خوب و پاکی هستن که تقریبا شرایطشون مثل منه. اونا همه ارشد یا دکتری هستن و تو رنج سنی من یا بالاتر من. اما متاسفانه اکثریت این قشر دختران دانشجو و فعال و مذهبی و پاک مجرد هستن....

    شاید وقتی دیگران از بیرون قضاوت میکنن میگن اینا دخترایی هستن که توقعاتشون بالاست اما وقتی پای درد و دلشون می شینی می بینی چقد اوضاع و احوالشون داغونه:
    بین این دخترا، یه سری هم هستن که حتما یکی دو تا دوست پسر خوب و پایه دارن. تلفن های هر روز. روابط نامشروع ... و هزار و یک مورد دیگه که توی زندگی اینها هست. اما وقتی صحبت ازدواج میشه این جور دختران موفق تر هستن. بعد هم که صحبت میشه و میگن چی شد زود ازدواج کردی؟ میگن قسمت بود و خودمون زرنگی کردیم....

    اما حال و روز این دخترای مجرد مذهبی: دخترای بسیار پاک و دوست داشتنی، تنها دغدغه اشون درس خوندن و پیدا کردن شغل مناسب با روحیاتشون، اصلا اهل رابطه با پسر و نامحرم نیستن. دغدغه دینی دارن که مبادا امور مذهبی دانشگاه و خوابگاه روی زمین بمونه. دغدغه اینو دارن اگه مورد مناسبی توی فامیل دارن واسه دخترای هم سن و مناسب معرفی کنن و هزار و یک فکر و ایده خوب و خداپسندانه تو ذهنشونه... و تلاش میکنن هیچ خواستگاری را همینطوری از دست ندن اما اگر به آن خواستگارها بشه گفت خواستگار....

    اما .... همین دختران مذهبی باید به جرم نداشتن دوست پسر، تنها بمونن.. به جرم این که نمیخوان و نخواستن با پسری دوست باشن نخواستن مث بعضی دخترای دیگه ... کنن باید تنها باشن. اگر چه اکثریت اونها دخترای زیبایی هم هستن اما نمیدونم چرا وقتی میخوان ازدواج کنن همش پسرای مطلقه و بهتره بگم مردای زن مرده و طلاق داده میان سراغشون ...

    هیچ وقت یادم نمیره وقتی داشتم با دوستی درد و دل میکردم هم سن خودم بود وقتی ازش پرسیدم چرا ازدواج نمیکنی گفت با کدوم خواستکار؟ گفت همین دو روز پیش یه نفر خواستگاری بهم معرفی کرده که زنش مرده و دو تا بچه داره. من با این تحصیلات با این خانوادم بعد این همه پاک موندن و ازدواج نکردنم برم با این مرد زندگی کنم؟ مگه کم زن بیوه داریم که این آقا اومده خواستگاری یه دختر مجرد؟؟؟ مگه کم زن هایی داریم که واقعا نیاز به ازدواج با این آقا دارن اما اومده سراغ من؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۲ مطلب مشابه) مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۳۵ مطلب مشابه) درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۲۴)
    • ۸۴۳۶ بازدید توسط ۶۰۹۱ نفر
    • يكشنبه ۲۱ مهر ۹۸ - ۱۵:۳۰

    سوال از دهه شصتی هایی که چشم انداز روشنی ندارند

    سلام

    آهای  اون گروه دختر پسرهای دهه شصتی که الان بالای 30 سال هستین ، شغل درست درمون ندارید ، تا حالا مجرد موندید ، امیدی به ازدواج ندارید ، تحصیلات عالیه دارید امکان مهاجرت دارید اما مشکل خانوادگی دارید دست و پاتون بسته است ، نا امیدی تون رو چه طوری از بین میبرید ؟ چطوری آرامش دارید ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۱۳ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل درک نشدگان (۹۰ مطلب مشابه) موفقیت در زندگی (۶۱ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۹)
    • ۶۱۳۶ بازدید توسط ۳۵۸۱ نفر
    • پنجشنبه ۱۱ مهر ۹۸ - ۱۹:۳۸

    لطفا یک نگاه و نگرش ثابت و یکسان به افراد نداشته باشیم

    سلام به تمام دوستان

    من دختری 18 ساله هستم. دوران مدرسه که به خاطر حجم بالای درس ها کار خونه نمیکردم. وقتم محدود بود. صبح تا ظهر یا بعد از ظهر مدرسه، وقتی هم که می اومدم خونه خسته و کوفته کمی استراحت میکردم و میرفتم سر درسم.

    علاقه ای هم به کار خونه نداشتم. کلا روی درس تمرکز میکردم، چون همیشه دوست داشتم نمراتم 19 به بالا باشه. همیشه معدلم بالا میشد. و کلا یه انسان تقریبا تک بعدی بودم. فقط و فقط درس.

    بعد هم به خاطر شرایطی که داشتم نمیخواستم واسه کنکور بخونم. تو دوران دبیرستان هم فقط در حد کتاب میخوندم اونم واسه سواد و کسب نمرات خوب، نه به خاطر کنکور، هیچ تستی هم کار نکردم، شرمنده نپرسین چه شرایطی؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) تعامل با خانواده (۴۰۹ مطلب مشابه) خودسازی در دختران (۳۸۵ مطلب مشابه) مسائل دختران خانه دار (۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۱۰۳۰ بازدید توسط ۹۰۱ نفر
    • شنبه ۷ ارديبهشت ۹۸ - ۲۰:۱۵

    دخترتون باید آبروتون رو ببره تا بفهمین نیاز جنسی فقط مال پسرا نیست ؟!

    سلام

    من یه دختر مجرد ۲۲ ساله م که همه بدبختیم سر همین مجرد بودنمه . اول از همه یه سری اطلاعات راجبه خودم بدم . دختر مذهبی هستم ولی تظاهر نمیکنم مثلا وسط مهمونی پاشم نماز بخونمو چادر سر کنم و اینا نیستم همیشه اعتقادم بر این بوده که حجاب افکار مهم تر از حجاب ظاهره حالا بریم سر موضوع اصلی ؛

    دیگه خودارضایی جوابگوم نیست و دارم به همجنس بازی و صیغه شدن و دوست پسر و این چیزا فکر میکنم ، یعنی درست چیزایی که به ضررشون واقفم ولی دیگه خسته شدم ، عاجز شدم .

    وقتی از بیرون به خودم نگاه میکنم کسی جز یه فاحشه فکری پیدا نمیکنم دیگه برام بکارت و ازدواج مهم نیست، خسته شدم، مار خفته م امونمو بریده، دوست دارم طبیعی ارضا شم ولی نمیشه .

    یعنی نمیذارن که بشم ، دو سه هفته پیش برام خواستگار پیدا شد که خانواده ی متوسطی بودن . داداشم نمیدونید چه مرافعه ای راه انداخت که نه زود و اینا به ما نمیخورن و فلان، خلاصه ردشون کردن و حتی نذاشتن پسر و ببینم .

    چند روز بعد جواب رد آقا پسر و تو خیابون دیدم آخه برادرم ایراد گذاشت که فلان ایراد و داره وقتی دیدمش اینطوری نبود خیلی پسر خوب و خوشگلی بود.

    این هیچی تموم شد و رفت ولی باز من موندم و این مار خفته ی لعنتی که روز به روز حریص تر میشه دیگه ساعت ها هم خود ارضایی کنم ارضا نمیشه انگار دنبال تجربه م و از اون مهم تر دیگه خیانت به همسر برام کار ننگی نیست .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) نیاز جنسی دختران مجرد (۱۰ مطلب مشابه)

  • ۳ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۱۸)
    • ۴۴۲۳۹ بازدید توسط ۳۵۰۵۹ نفر
    • شنبه ۳۱ فروردين ۹۸ - ۲۲:۰۱

    به خاطر بیکار شدن، زخم زبون های ننه مون هم به غصه هام اضافه شد

    سلام رفقا

    بابا جون دارم به مرز جنون می رسم. کلی درد و مرض روحی و روانی دارم که روز به روز دارن حادتر می شن مثل وسواس. خیر سرمون سی سالمونه، علاف و بی هدف مثل یه گوسفندی که گله رو گم کرده دارم سرگردان می چرخم. 

    همیشه قبل خواب به سبک چوپون زمون حضرت موسی با خدا نجوا می کنم میگم آخه قربون چارقدت بشم چرا منو تو این جا دنیا آوردی!؟ چرا باید تو بازه ی زمانی ... دهه شصت، دنیا بیام که سی سال بعدش یعنی 98 این جور حیرون و ویلون باشم. 

    میدونم تنها نیستم، بخش زیادی از جوون های ... کشورم باهام همدرد و هم مشکلن. چند سال با وجود بیماری روحی عین ... مش قاسم شب کاری کشیدم به امید اینکه یه پس اندازی کنم بتونم یه ... 40 یا 50 متری تو تهرون ... بخرم. با بدبختی 50 میلیون جمع کرده بودم و کور سوی امیدی به خونه دار شدن ولو در حاشیه های تهران داشتم که طی نوسانات ارزی سال گذشته ارزش پولم یا بهتره بگم پولمون، به یک چهارم کاهش پیدا کرد! 50 میلیونم الان ارزشش معادل ... !


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) درد دل های پسران (۳۳ مطلب مشابه) مسائل پسران دهه شصتی (۲۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۰)
    • ۱۱۵۵ بازدید توسط ۹۴۰ نفر
    • دوشنبه ۱۹ فروردين ۹۸ - ۱۶:۱۱

    چطوری باید با احساس تنهایی کنار بیام

    به نام خدا 

    با سلام خدمت خوانندگان محترم خانواده برتر 

    بنده دختری مجرد هستم و تا مقطع لیسانس در یکی از رشته های علوم انسانی ادامه تحصیل دادم. مدت ها پیش اینجا پست گذاشتم. گفته بودم برادری دارم که مبتلا به بیماری روانی ست. در مورد کار هم عرض کنم که خودم خانه داری رو ترجیح دادم. چون علاقه ای به کار بیرون از منزل نداشتم.

    از دوران کودکی زیاد با کسی ارتباط نداشتم. همیشه خودم و برادرهام تو روابط اجتماعی ضعیف بودیم. البته الان نسبت به قبل بهتر شدم. سعی میکنم با مطالعه روی بیانم کار کنم. فامیل که هر کدوم به فکر خویش بودند و هستند. رابطه ی گرم و صمیمانه ای ندارند. یعنی مثل غریبه ها هستند. البته بین شون چند نفر دشمن ما هستند.

    من که نه خواهری و نه دوست صمیمی داشتم که بتونه جای خواهر رو برام پر کنه. این رو هم بگم که درون گرا هستم و در جمع های شلوغ دچار اضطراب میشم حتی موقع غذا خوردن. مشکل دیگری که دارم راجع به پدرم هست. او در هیچ موردی با ما تفاهم نداره. من قصد داشتم اموزشگاه رانندگی برم، هر بار که با پدرم صحبت می کردم به شدت مخالفت می کرد، تا اینکه دفعه ی اخر یک دعوای سختی بین مون در گرفت که از اون موقع دیگه در این مورد حرفی نزدم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) تعامل با خانواده (۴۰۹ مطلب مشابه) روابط با پدر (۲۲ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۵۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۷)
    • ۲۶۴۰ بازدید توسط ۲۱۳۴ نفر
    • شنبه ۱۷ فروردين ۹۸ - ۱۹:۱۲

    لطفا داستان زندگیم رو بخونید و بگید چه کنم ؟

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل درک نشدگان (۹۰ مطلب مشابه) ازدواج فرزندان طلاق (۲۳ مطلب مشابه) مسائل فرزندان طلاق (۷ مطلب مشابه) درد دل های پسران (۳۳ مطلب مشابه)

    • ۲۹۹۰ بازدید توسط ۲۰۳۱ نفر
    • جمعه ۱۶ فروردين ۹۸ - ۱۲:۳۳

    چه کاری در زندگی تون انجام بدین حس میکنید براستی زندگی کرده اید؟!

    دوستان عزیز، قبل از هر چیز باید بگم مطلبم بیشتر یه درد دله، شاید هم یه دغدغه یا حسرت، شاید هم نشونی از خودم در ابهام روزهای پیش رو. 

    گاهی شب ها قبل خواب به این فکر میکنم که چه موهبت بزرگیه وقتی بدونی کی زندگیت تموم میشه، شاید فرصت جبران داشته باشی، شاید بتونی تغییری در رفتارت و در کارهات بدی، گاهی خیلی خوبه!

    اما خوب وقت هایی هم هست که آینده پیش روی تو قدم میزنه و از تو میخواد در ذهنت تصویرش کنی، نمیتونی ازش بگذری حتی وقت هایی که حس میکنی زمان شتابان، تا اون جا همراهیت نمیکنه!

    اونجاست که آرزو رخ خودش رو بهت نشون میده ...

    امشب به این فکر میکنم که چه چیزی در آینده هست که براستی میخوام ببینم؟ چه چیزی که بدون دیدنش حس میکنم زندگیم ناتموم مونده!؟، اینکه عاشق بشم، اینکه همسر باشم یا مادر باشم و یا تغییری در چیزی بدم؟ به خودم میگم برای چی میجنگم؟ کجا بایستم، حس میکنم زنده بودم؟ من اگر عشقی رو تجربه میکردم، با او تمام لحظات کوتاه رو به ابدیت میسپردم، حتی اگر جسمم از او دور میبود، با روحم برای او آشیانی ابدی از آرامش میساختم، اگر عاشق میشدم...

    اما عشق رو نمیتونم امشب به تصویر بکشم، ذهنم امشب با من درگیره، گویی مرد آینده من  هم امشب به نظاره من و این ذهن درگیر نشسته، امشب فکر من مال او نیست، مال خودم هم نیست!

    امشب به فرزندی فکر میکنم که متولد نشده، حسی از حضور او قویا با منه، گویی آینده تکه ای از خودش رو جدا کرده و به آغوش من سپرده، این کودک از بطن من هست یا نه؟! اجازه ندارم که بدونم، گویی کسی این سوال رو از ذهنم با قدرت میکشه بیرون و فقط اجازه میده با این کودک سخن بگم. تازه میبینم وقتی موجودی این چنین معصوم در آغوش ماست، هم خونی معنی نداره، گویی قلب هر زن و مردی میتونه  نسبتی عمیق از هر جا که اومده با خونش پیوند بده و در اعماق قلبش او رو جا بده!

    اگر مادر می شدم ...

    اگر مادر میشدم، به کودکم یاد میدادم بوی خاک رو به خاطر بسپاره، با او پا برهنه زیر باران میدویدم، او رو از دنیای بی رحمی که قصد کرده کودکیش رو ازش بگیره میدزدیدم و با او به افسانه ارامش باران و شبنم و  چشمه سار  میرفتم.

    با او از آسمان ها میگفتم و قصه پرواز دختران و پسرانی که تصویر شفاف افق در تاریکی بی انتهای ظلمت شدند. آنهایی که از اسارت بی رحم ناباوری ها برگشتند، اما نه به برهوت، به دنیایی که تنها در چشمانشان نمایان بود، به دنیای امید و اراده ..‌.

    با کودکم هرگز از افسانه های بی بهای شاه پریان نمیگفتم، با او از استقامت کودکانی میگفتم که پشت دیوارهای بلند زاده شدند، در سرزمین های عریانی که تنها دانه ها می روییدند، از آنان که به قصه عادت تن نسپردند و دریافتند که باید آنقدر به نهال های کوچک آب دهند تا قد بکشند، از آن بالا روند و آن سوی دیوار را ببینند، حتی اگر سال ها زمان برد! همان هایی که روزی آنسوی دشت های هرگز ندیده را دیدند و رها شدند!

    با او در دشت هایی قدم می نهادم که هنوز از عطر اقاقی ها خیس و از ترنم احساسی خاک سخن ها میگوید. اگر مادر بودم برای کودکم قصه گویی هزار و یک شب میشدم، به او می آموختم تاریکی جزئی از همان روشنایی ست، اگر نباشد چشمهایش هرگز قادر به دیدن نیست، آنان که همواره روشنی میبنند هم میتوانند کور باشند! 

    به او می آموختم، در تاریکی ها صبر باید، پشت هر لحظه تلخ شادی خواهد رسید. آن دو خواهر و برادرند.

    به او می آموختم آنچه که در پس تلاش نهفته است همواره دیدنی نیست، ارزشی است که قلبش احساس خواهد کرد.

    و گاهی آنقدر بین پاسخ و تلاشش فاصله خواهد بود که شاید با خود نجوا کند بی پاسخ ماندم ! اما به او خواهم گفت، هرگز هیچ تلاشی خاموش نخواهد شد مگر اینکه قبل از خاموشی درخشیده باشد. آنچه احساس میکند ندیده است، سال ها بعد در شبی تاریک چونان ستاره های خاموش هزاران ساله بر او میتابند و آن همان پاسخی است که در انتظارش بود!

    به او می آموزم که در آغاز راه، انتها پیدا نیست، اما راهها خوب سخن میگویند، با قلبش صدایشان را خواهد شنید اگر رهرو باشد،  راهها چونان طبیعت صادقند!

    به کودکم می آموزم به قالب جسمش بسنده نکند، فراتر از هرچه دیگران از جنسیت میگویند، آزاد باشد. به او میاموزم که دستانش برای ساختن و چشمانش برای دیدن و افکارش برای رهایی اوست، هرگز آنها را با بندهایی از جنس افکار دیگران نبندد، انکه نتواند خود را دوست داشته باشد هرگز به آسمان نخواهد رسید.

    به او میاموزم تنهایی موهبتی است بی بدیع، و اینکه چگونه در خلوتگه خود با خود نجوا کند، بر خود بگرید، بر خود خرده بگیرد و یا مرهم گونه خود را در آغوش کشد، بداند وجدان هر کسی بهترین دوست اوست، اگر گاهی دردمند شد و از او شاکی،  هم چاره گر شود و هم شادمان، او بهترین همراه آدمیست، آنگونه با او همراه شود که اگر روزی سرشکسته به خلوتگه خود باز رفت، مایوس و خسته، بر شانه هایس دست کشد و بگوید برخیز، همه چیز را دوباره میسازیم، انگاه خواهد دانست آنان را که وجدانشان همراه است هرگز تنها نخواهند ماند!

    تنها کسانی که کالبدی خالی از وجدان دارند در هر کجا که باشند مرده اند! از درد وجدان نباید ترسید، آنها خوب میدانند که چه کسی را  چگونه ببخشند! و اجبارش خواهند کرد که او نیز خود را ببخشد!  آنکه نتواند در خود آرام بگیرد هرگز به خیچ راهی آرام نخواهد گرفت!

    اگر مادر میشدم به کودکم می آموختم هیچ کودکی نخواهد آمد مگر اینکه حلقه ای از زنجیره ای باشد که آدمی را به رهایی خواهد رساند، در این زنجیره برای ماندن باید فولادین بود، بی تالم از جنس و رنگ و نژاد، نظاره گر در زنجیره حلقه ها را جدا نمیبیند و بدیش بسی بی اهمیت است که از کجا آورده شده اند، چرا که هیچ آهنی از ابتدا فولاد نیست، فولادها ساخته میشوند! اینکه  ابتدا چه بودی  و از کجا هرگز مهم نیست! کجا خواهی ایستاد تو را معنا میکند!!

    به کودکم می آموزم جای درختان انار در بیابان نیست، اگر جایی رشد نکردی، متعلق به آنجا نیستی، ریشه هایت را از خاک بیرون آر و انقدر بر سطح خاک قدم بنه تا باغ های انار را ببینی، آنگاه دوباره در خاک ریشه کن! 

    برای رشد کردن گاهی باید دل از هر چه داری برکنی...

    اگر مادر بودم...نمیدانم اگر مادر بودم چقدر حرف ها و چه کارهای دیگر که نمیکردم...

     اما نه اگر مادر بودم براستی آغوشم را به وسعت سرزمینی باز میکردم که حتی اگر روزی خود نبودم کودکانی از سراسر دنیا به آن پناه آورند.

    شاید اگر زمان اجازه میداد، مدرسی میشدم برای فرزندان سرزمین های که هنوز معنای آسمان را نمیدانند و به پرواز پرندگان نمی نگرند! 

    اگر زمان اجازه میداد از علمم برای ساختن سدها بهره نمیگرفتم، برای شکستن آنها قدم بر میداشتم، سدهایی که در برابر تمام دنیاهای کوچک قد علم کرده اند. شاید سد شکن میشدم...

    آری اگر روزی برسد که بدانم پس از من زندگی ای تغییر کرده، پس از من انسانی در بطن جامعه ای که انسانیت در آن مرده، متولد شده، پس از من کسی پشت دیوارهای بلند، آنسوی دشت ها را نظاره کرده، پس از من نوری در شبی تاریک بخاطر آنچه برایش جنگیده ام بر خسته ای تابیده، پس از من بندی باز شده، و فکری در خاک پوسیده تعصب و پوچی جوانه کرده، آنگاه حس خواهم کرد براستی زنده بوده ام!!

    آری سال هاست با خودم عهد بستم که در نهانم با جز چنین دنیایی هم پیمان نباشم، و خود رهرو به سوی دنیای بهتر شوم...

    شاید سال ها بعد بتوانم خودم را و سرنوشت دیگری را تغییر داده باشم، شاید سالها بعد یک نفر دیگر از قاب پوسیده چشمانم افق را ببیند و به شوق فراسوها در طلوعی صبحگاه پرواز کند ... حتی اگر یک نفر باشد...

    شاید که باید سالها برایش جنگیده باشم، شاید عمرم مرا یاری ندهد،  اما می خواهم ببینم چنین لحظاتی را حتی اگر نباشم!

    و آنگاه میدانم زنده بوده ام و زندگی کرده ام.

    باور دارم در زیر خاک هم ستاره ها میدرخشند، ستاره ای که در زندگی کسی دیگر کاشته ام.

    آری اگر زمان با من می ماند.

    "شادی"


    مرتبط:

    تلاش کنیم پدر و مادر خوبی باشیم

    از ایده های تربیتی تون برای داشتن فرزند صالح بگید

    دلم نمیخواد پسرم بی تربیت و بد دهن بار بیاد

    از پدر و مادر بودن چی می دونید ؟

    تربیت فرزندانمون در آینده چه طور باید باشه؟



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۱۹ مطلب مشابه) تربیت رفتاری پسران (۹۵ مطلب مشابه) تربیت رفتاری دختران (۸۶ مطلب مشابه) درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۵۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۱)
    • ۱۲۲۶ بازدید توسط ۹۰۸ نفر
    • چهارشنبه ۱۴ فروردين ۹۸ - ۱۹:۲۲

    احساس میکنم نه تنها کنکور، بلکه کل زندگی ام رو باختم

    سلام 

    این پست بیشتر جنبه ی درد دل داره . من ۱۹ ساله ام .پدر و مادرم جدا شدن و من با مادرم زندگی میکنم. سال های دوم و سوم دبیرستان قوی ترین دانش آموز دبیرستان مون بودم و در اغلب آزمون ها هم رتبه ی ۱ سنجش در ناحیه مون (یکی از کلانشهر ها) معدل هام هم ۱۹.۹۰ تا ۲۰ بود توی این دو سال .

    توی اون دو سال تحصیلی خیلی درس خون بودم ( قبل از اون نه ) جوری که انتظار همه ی معلم ها و استادهای کنکور و همین طور دوستانم و حتی خانواده و فامیل رو از خودم بالا بردم خیلی تشویق می شدم توسط اطرافیان میگفتن استعداد خیلی زیادی داری و حتما یه رشته ی توپ قبول میشی . رشتم تجربی بود . 

    به معنی واقعی یکی از  مثبت ترین بچه های مدرسه مون بودم دوستان خوبی داشتم و معاون مدرسه مون هم منو دوست داشت و زیاد تحویل میگرفت! یک علتش فکر کنم واسه این بود که میدید با وجودی بچه ی طلاقم ولی از اکثریت دانش آموزان مثبت ترم و درس هام هم بهتره. اینم بگم که توی مدرسه مون هیچکس حتی صمیمی ترین دوستام هم از قضیه جدایی پدر و مادر خبر نداشتن. هیچ وقت پیش کسی از خودم و خانوادم حرفی نزدم، اهل درد و دل پیش دوست و رفیق هم نبودم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) پشت کنکوری ها (۷۰ مطلب مشابه) مسائل فرزندان طلاق (۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۴)
    • ۱۷۴۲ بازدید توسط ۱۳۵۵ نفر
    • دوشنبه ۱۲ فروردين ۹۸ - ۱۱:۵۹

    مثل مادر من نباشیم

    سلام

    یه جورایی هدفم از نوشتن این مطلب درد و دل کردنه . بیایم بگیم انتظارات مون رو از پدر و مادرامون، شاید یه روز باعث شد که کسی اشتباهات اون ها رو تکرار نکنه. بدونه چه جور با بچه ش رفتار کنه، دل بچه ش رو نشکونه.

    بریم سر اصل مطلب؛

    مامان من یه فرشته هست، یه فرشته ی عصبانی که تحمل نظر مخالف شنیدن رو نداره، عاشقشم ولی بعضی وقت ها بدجوری دلم رو شکونده، اونقدر بد که میگم خدایا این ها رو باز میتونم به هم بچسبونم .

    تا ابد مدیونشم بخاطر همه کارهایی که واسم کرده و وظیفش نبوده، ولی هیچ وقت ازم نپرسید که چی میخوام ازش، به اینکه پیشش نباشم فکر میکنم اشک هام سرازیر میشه، ولی وقت هایی شده که میگم کی میشه از این خونه برم که دیگه نبینم شون، یک بارم فقط یک بار انقدر ناراحتم کرد که داد زدم تو سرش، گفتم ازت متنفرم... فقط میخوام برم یه جایی که هیچ کدوم تون رو نبینم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۹)
    • ۱۴۶۶ بازدید توسط ۱۱۲۰ نفر
    • سه شنبه ۶ فروردين ۹۸ - ۱۳:۱۰

    چرا خدا ما رو از همه آرزوهامون محروم کرده؟

    سلام

    من درد و دل میکنم، نگین از احساس ترحم خوشت میاد، نمیخوام کسی دلش برای ما بسوزه ، چرا خدا ما رو از همه آرزوهامون محروم کرده؟ ... (ادامه پست به درخواست نویسنده حذف شد)


    مرتبط :

    چرا خدا کمکم نمیکنه ازدواج کنم؟

    چرا خداوند بعضی آدمها را مادر زادی دوست نداره؟

    خدا کجایی؟ این سوال منو له کرده ...

    خدایا... یه دنیا دل گرفته ام

    چی کار کنم خدا من و خانوادم را ببینه ؟

    هیچ وقت از خدا نا امید نشید

    چرا خدا یه کاری برای ما نمیکنه

    صدامو داری خدا جونم؟

    دلم از خدا شکسته

    خدا کجاست که صدامو نمی شنوه؟

    چرا خدا همش میگه نه ؟

    چرا هر چی میگم خدا گوش نمیده ؟

    خدا منو دوست داره یا نه؟

    از خدا دلگیرم ... چرا جوابمو نمیده ؟

    خدا واقعا از خلقت من چه هدفی داشته؟



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۷)
    • ۱۳۸۶ بازدید توسط ۱۰۱۶ نفر
    • دوشنبه ۵ فروردين ۹۸ - ۱۴:۴۸

    دلم میخواد برای رفع نیاز عاطفی یه خانم تو زندگیم باشه

    سلام دوستان 

    یه ذره دلم گرفته بود و چه جایی بهتر از خانواده برتر برای درد دل و گرفتن مشورت .

    دوستان من یه پسر ۲۱ ساله هستم... گذشته ی خیلی سختی داشتم، کمبود محبت هم حس میکنم دارم و شدیدا دلم میخواد برای رفع نیاز عاطفی یه خانم تو زندگیم باشه... علی رغم ظاهر خشک و جدیم باطنا خیلی احساساتی هستم... خیلی خواستم فکرم رو درگیر درس کنم چون دانشجو هستم ولی نشد. وضع مالی خوبی ندارم و از لحاظ مالی ۵ سالی طول میکشه خودم رو جمع کنم...

    به واسطه سختی هایی که کشیدم به بلوغ عقلی و بلوغ عاطفی رسیدم و الان نیاز به همدم پیدا کردم. تا حالا هم با دختری دوست نبودم چون فرزند طلاقم نمیخواستم مثل پدرم تنوع طلب شم یا قبحش بشکنه که از وفادار بودن دور بشم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۶۰ مطلب مشابه) درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) ازدواج فرزندان طلاق (۲۳ مطلب مشابه) نیاز عاطفی پسران (۱۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۸)
    • ۱۷۳۹ بازدید توسط ۱۴۳۵ نفر
    • جمعه ۲ فروردين ۹۸ - ۱۱:۱۹

    لعنت به بی پولی و ترس از ابراز علاقه

    سلام

    ترم دو دانشگاه بودم که کم کم به دختری  از هم رشته ای ها علاقمند شدم، اوایل نمی دونستم این حس چیه ، کم کم سر کلاس فقط به اون نگاه میکردم مدام میخواستم برم جلو باهاش حرف بزنم ولی میترسیدم، چون  تا قبل اون با هیچ دختر حرف نزده بودم و از طرفی شرایط مالیم برای ازدواج جور نبود، کم کم وابستگیم خیلی زیاد شده بود ولی اون نمی دونست شاید هم از نگاه هایم چیزی حس کرده بوده به همین دلایل یکی دو ترم صبر کردم.

     ترم 4 دل زدم به دریا و رفتم جلو که با هاش حرف بزنم ولی یکی بهم گفت تازگی نامزد کرده، چند روز تعقیبش کردم و دیدم درسته . لعنت به بی پولی و کم رویی ، لعنت به این سرنوشت . 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) ابراز علاقه برای ازدواج (۶۳ مطلب مشابه) شکست عشقی (۱۰ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۷)
    • ۱۹۹۰ بازدید توسط ۱۴۸۷ نفر
    • چهارشنبه ۲۹ اسفند ۹۷ - ۱۴:۳۶

    هر چی اون بالایی بخواد تسلیم هستم

    با سلام و عرض ادب

    بعد مدتها دوری از خانواده برتر امروز اومدم که یه کم درد و دل کنم با دوستان و درباره زندگی خودم بگم براشون. پیشاپیش ازتون ممنونم که حوصله میکنید و میخونید.

    22 سالمه، یه پسر با اعتقادات دینی هستم و سعی میکنم رعایت کنم تمام مسائل شرعی رو، اعتقاداتم خیلی برام مهم و خط قرمز های من هستند که سر این موضوع از هر طرفی دارم ناسزا و دهن کجی میبینم، اما یک ذره هم عقب نمیکشم. 

    چند سال پیش دبیرستان رو تموم کردم و کنکور دادم و علی رغم اینکه پتانسیل درسی خیلی خوبی داشتم و انتظارات از من بالا بود اما چون درگیر بسیج و مسجد و وظایفم تو اونجا شدم اون طور که باید تلاش نکردم و بالاخره ریاضیات محض دانشگاه دولتی قم رو قبول شدم که واقعیت رشته مناسبی نیست. 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹۰)
    • ۲۴۰۴ بازدید توسط ۱۴۵۷ نفر
    • دوشنبه ۲۷ اسفند ۹۷ - ۱۹:۵۹

    دنبال کار گشتم اما جز تحقیر و مزاحمت هیچی گیرم نیومد

    سلام

    من چند وقت پیش برای استخدام اقدام کردم ، ولی جز تحقیر و مزاحمت هیچی گیرم نیومد، همش یا پیشنهاد دوستی یا پیشنهادات زشت میدادن یا سرکارم میگذاشتن ، یا خیلی رک میگفتن با کسی میخوایم آرایش کرده و تا کلاس کاری مون بره بالا . 

    رفتارهای خیلی بدی داشتن، حتی یه خانوم دراومد به من گفت تو معلومه کار نمیخوای، دنبال شوهر میگردی و کلی اذیتم کردن .... واقعا خدا نکنه که گدا معتبر بشه ... 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) آموزش کسب درآمد برای دختران (۷۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۱)
    • ۱۱۲۰ بازدید توسط ۹۵۱ نفر
    • سه شنبه ۱۴ اسفند ۹۷ - ۲۲:۱۶

    ما جوون ها، بخاطر عدم ارضای نیاز جنسی باید یقه کی رو بگیریم؟

    سلام خدمت شما عزیزان

    به لطف رسانه ها از همون سنین پایین با مسائل جنسی آشنا شدیم و این نیاز در ما بیدار شد و ما که تو اون سن نمیدونستیم این نیاز اصلا چی هست گرفتارش شدیم و بعضی هامون تن به هر روابطی دادیم.

    با توجه به این که پدر مادرهای ما زمان جوونی شون خودشون تو سن خیلی پایین ازدواج کردن، حالا که نوبت ما رسیده از ما توقع کنترل این نیاز رو دارن، نیازی که چند سال زود تر در ما جوون ها بیدار شده .

    حتی از ما جوون های صفر کیلومتر توقع دارن که اول شرایط یک زندگی رو که الان حتی خودشون به اون سطح نرسیدن رو تو اول جوانی مون برآورده کنیم در حالی که خیلی از کشور های فقیری هم هست که با وجود فقر نمیگن برو شرایط رو همون اول جوونی محیا کن .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) مسائل اجتماعی روز جامعه (۵۳۸ مطلب مشابه) ازدواج فرزندان (۱۴۲ مطلب مشابه) جهت اطلاع مسئولین (۱۵ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۶ مطلب مشابه) نیاز جنسی دختران مجرد (۱۰ مطلب مشابه)

  • ۴ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۸)
    • ۳۱۵۷ بازدید توسط ۲۶۳۴ نفر
    • پنجشنبه ۹ اسفند ۹۷ - ۱۶:۱۵

    حالم بده، من پر از عقده ی جنسیم

    یکی از دوستام با من تو بچگی یه کار می کرد که کم کم به اون ها عادت کردم  ولی هیچ چیزی داخل  نمی کرد. اصلا من هیچ چی نمی دونستم. هر کاری اون می گفت می کردم.

    بعد مدتی ...
    بارها شاهد رفتارهای زناشویی پدر و مادرم بودم. اون اواخر یازده سالگیم بود. گفت دیگه نمی خوام اون کارها رو باهات بکنم . هر چی التماس می کردم. فایده نداشت. به جاش باهام یه حرف هایی می زد که بعدا فهمیدم به اون حرف ها میگن حرف ... . من می دونستم با هم کار بدی می کنیم.
    تو یازده سالگیم که البته اون دوازده سالش بود. بهم گفت کاری که ما با هم می کنیم کار خیلی بدیه. نباید دیگه اون کارها رو بکنیم. هر چی التماس کردم فایده نداشت. ما تو دو تا شهر زندگی می کردیم .
    همه چیز فراموش شد تا تو پانزده سالگیم، دوباره متوجه رفتار زناشویی پدر و مادرم شدم.تا اون ها رو می دیدم. با اینکه بدم میومد ولی خودم رو از حرص و عصبانیت ... !

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۱۹ مطلب مشابه) درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) خودسازی در دختران (۳۸۵ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۶ مطلب مشابه) قربانیان تجاوز در کودکی و نوجوانی (۱۰ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸۵)
    • ۲۷۴۳۶ بازدید توسط ۲۱۸۱۳ نفر
    • سه شنبه ۷ اسفند ۹۷ - ۰۷:۰۱

    حسودیم میشه به دختری که اونو داره

    سلام

    نمیدونم از کجا شروع کنم , از شدت غصه و رنج دارم آب میشم . پارسال اولین خواستگارم که پسر داییم بود اومد این موقع ها خواستگاریم ,ترم دوم بودم و کوچیک تر ,اونم اولین خواستگاریش بود ,صداهایی از قبل شنیده بودم که میگفتن دوسم داره ,وقتی اومد بخاطر اینکه تو شهر دیگه درس میخوندم گفتم دوست دارم تو اون جا درس بخونم و این چند سال رو صبر کن , هیچی گفت نمیتونم و رفت ولی بهش گفتم من جوابم منفی نیست فقط این یه چیز رو ازت میخوام اما قبول نکرد,اینم بگم اون موقع هیچ حسی بهش نداشتم متنفرم نبودم ولی خب علاقه ای نبود .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۱۹ مطلب مشابه) درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) رد کردن خواستگار (۱۰۴ مطلب مشابه) رد کردن خواستگار فامیل (۲۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۵۴)
    • ۶۱۸۴ بازدید توسط ۴۸۷۶ نفر
    • دوشنبه ۶ اسفند ۹۷ - ۰۷:۰۶

    چطور با دیگران ارتباط خوب و موثری برقرار کنم ؟

    سلام

    میخواستم یه مشکلی رو مطرح کنم که شاید برای خیلی ها خنده دار باشه.

    من۲۰ سالمه،معتقدم این سن یعنی یاد گرفتن و عمل کردن، اما نه چیزی بلدم نه به چیزهایی که توی ذهنمه عمل میکنم. یا جرات و جسارتش رو ندارم یا آموزشی ندیدم، رک بگم ... 

    گاهی حس میکنم حرف زدن هم بلد نیستم، نمیدونم کی و کجا چی بگم ... چه جور از بقیه تشکر کنم ... چطور خشمم رو بروز بدم ... چطور توی موقعیت های جدید رفتار کنم ... من فردا روز که ازدواج کردم بلد نباشم حرف بزنم با خانواده همسرم و درست رفتار کنم یا مثلا اگه یه تفریح رفتیم بلد نباشم خوش بگذرونم در کنارشون ٬ بهم نمیخندن؟! خودم احساس بدی بهم دست نمیده ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) روابط اجتماعی دختران (۱۸۴ مطلب مشابه) روش های اجتماعی تر آقایان (۸۰ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳)
    • ۳۸۵ بازدید توسط ۳۳۸ نفر
    • يكشنبه ۵ اسفند ۹۷ - ۱۵:۰۰

    یه پسر جوانم که فقط باید شاهد زجر کشیدن خانوادم باشم

    سلام 

    سلام من پسری 19 ساله هستم و دانشجو، در یک خانواده معمولی هستم با مادر خواهر و پدرم ، مشکل من جوریه که دنیا رو برام تیره و تار کرده، من توی زندگی مشکلات خیلی زیادی داشتم از بی پولی بگیر تا مشکلات روحی و افسردگی شدید ، ولی همه رو به لطف خدا حل کردم و هیچ کدوم نتونسته اشکم رو در بیاره و خمم کنه . ولی این یکی کرده و حال  روزم رو بهم ریخته، منی که سر هیچی گریه نمیکردم الان اشکم در اومده و حالم بده واقعا . 

    مشکل من پدرم هستن .. آدمی بسیار مغرور، متکبر، خودخواه، یک دنده و عصبی ، به طوری که حرف هیچ احدی رو قبول نداره و فکر میکنه فقط حرف خودش درسته، ما مشکل مالی داریم ولی اون واقعا مهم نیست مشکل ما جوی هست که توی خانواده هست و ما رو تبدیل به  آدم هایی افسرده کرده . بسیاری از مشکلات روحی که دارم ناشی از رفتارش از بچگیم بوده ... من هر چی بگم بازم قابل توصیف نیست این آدم ... .  


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۶ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۳)
    • ۱۲۲۴ بازدید توسط ۱۰۰۹ نفر
    • شنبه ۴ اسفند ۹۷ - ۱۶:۲۶

    آقایون خوبی که دنبال دختر پاک میگردن کجان اگه راست میگن ؟

    سلام دوستان

    پیرو پست چه جوری دختر مورد علاقه مو پیدا کنم مینویسم. نمی دونم درد دله یا هر چی که هست باشه .

    دوستان چرا انقدر مسئله سن خانوم ها رو بزرگ میکنید؟ چرا به این فکر نمیکنید با این سال و روزی که معلوم نیست از کجا میاد به کجا میره زندگیه یه دختر باید تحت الشعاع قرار بگیره ؟ اصلا همین پسرهایی که ادعاشون میشه دنبال دختر خوب و پاکن تو دنیای واقعی کجان ؟

    پس چرا ما نمی بینیم شون ؟ و هر کسی میبینم دنبال یه سری حاشیه هاست جز پاک و نجیب بودن اون دختر ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) نداشتن خواستگار مناسب (۶۶ مطلب مشابه) فرهنگ سازی (۵۹ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۱۳ مطلب مشابه) رفتارشناسی پسران برای ازدواج (۴۸۸ مطلب مشابه) پیدا کردن دختر مناسب برای ازدواج (۲۲ مطلب مشابه)

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸۸)
    • ۳۲۳۷ بازدید توسط ۲۴۱۷ نفر
    • دوشنبه ۲۹ بهمن ۹۷ - ۱۹:۲۶

    از ازدواج به شدت میترسم وقتی رفتار بعضی از دخترها رو می بینم

    با سلام

    پسری هستم 24 ساله. مشکل من اینه که از ازدواج به شدت میترسم. از عاشق شدن میترسم. وقتی دارم میبینم که متاسفانه بعضی از دخترها روابط قبل از ازدواج و حتی یه عده شون روابط جنسی هم دارن. 

    از این که راستش رو نمیگن، از این که بابت مهریه پسر رو خونه خراب میکنن، کلا ترس عجیبی از دخترهای این دوره و زمونه دارم. از این که بعضی از اون ها گذشته شون رو با یه توبه کردم پنهون میکنن ولی توقع درست کردن یه زندگی آنچنانی از طرف پسرها رو دارن، از اینکه خیانت تو متاهل ها بیشتر شده ، ترس های عجیبی از آینده و ازدواج دارم، از اینکه بعضی ها اون چیزی که نشون میدن نیستند.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۶۰ مطلب مشابه) درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) رفتارشناسی دختران برای ازدواج (۴۷۲ مطلب مشابه) آموزش روش های تحقیق برای ازدواج (۴۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۹)
    • ۲۳۴۱ بازدید توسط ۱۷۶۷ نفر
    • يكشنبه ۲۸ بهمن ۹۷ - ۲۰:۱۲

    پشت کنکوریم ، مامانم تو هیچ موردی با من راه نمیاد

    سلام به همه 

    پیشاپیش تشکر میکنم بابت وقتی که میذارید تا متنم رو بخونید و نظر بدید و معذرت خواهی بابت اینکه طولانی خواهد شد و حوصله تون رو ممکنه سر ببره ! 

    من تابستون امسال با خانواده برتر آشنا شدم و تا امروز بیشتر کاربر خاموش بودم و خیلی کم نظر گذاشتم اما خیلی چیزها ازتون یاد گرفتم . بابت اینم تشکر میکنم .

    من ۱۹ سال دارم و پشت کنکوری ( از این اصطلاح هیچ خوشم نمیاد ) مشکلی که میخوام امشب اینجا مطرح کنم شاید مشکل خیلی ها تو شرایط من باشه. از انتخاب رشته ی اجباری تا والدین بی درک! اولین کنکور من ۹۷ بود، تا قبل از شروع سال چهارم دانش آموزی نسبتا قوی بودم و امید پزشکی مدرسه مون ( هر چند هدفم دقیقا این نبود چون علاقه ندارم ، هدف خودم دندون یا دارو بود) مدرسمم نمونه دولتی بود.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) تعامل با خانواده (۴۰۹ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۶ مطلب مشابه) مسائل والدین (۴۹ مطلب مشابه) پشت کنکوری ها (۷۰ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۲)
    • ۱۲۸۷ بازدید توسط ۱۰۰۵ نفر
    • دوشنبه ۲۲ بهمن ۹۷ - ۱۴:۰۱

    ما دهه هفتادی ها نسل جزغاله ایم

    سلام

    میخوام یه کم درد و دل کنم از نسل خودمون، والا اگه دهه شصتی ها نسل سوخته هستند ما دهه هفتادی ها نسل جزقاله ایم، از بچگی که خیلی امکانات و تفریحات نسل الان رو نداشتیم اوج تفریح مون میکرو و سگا بود، حالا باز بچگی خوب بود مثل نسل الان خونه نشین نبودیم همش تو کوچه بودیم . 

    ولی بزرگ که شدیم اول همه که به خیلی هامون هیچ کسی نبود بگه بریم چه رشته ای واسه آینده ، مثل الانم گوشی نبود سرچ کنی یه غلطی کردیم رفتیم رشته ریاضی . 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۶۰ مطلب مشابه) درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) کسب و کار (۴۷۹ مطلب مشابه) آینده شغلی رشته ... (۱۳۸ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۶)
    • ۲۱۹۴ بازدید توسط ۱۷۱۱ نفر
    • شنبه ۲۰ بهمن ۹۷ - ۱۶:۲۹

    چه جوری از تنهایی در بیام ؟

    سلام

    میخواستم مشکلاتم توی یه پست بذارم ولی جدا جدا میگم ، جون هر کی دوست دارید یه راهی بذارید جلو پام

    من دحترم بالای بیست سال ، تک فرزندم ، فوق العاده دست پا چلفی و ترسو بارم آوردن، مادرم همیشه از دوران کودکی منو از همه میترسوند به طوری همان هفت سالگی که یادم میاد خواب ترسناک میدیدم، دلیل ترسوندش این بود که با کسی دوست نشم حتی دختر! سرویس مدرسه برام میگرفتن خودش باهام می اومد سوار سرویس میشد، بعضی وقت ها از پشت پنجره مدرسه میدیدمش داره منو میپاد در صوتی که دبستانی بودم فوق العاده محدود و منزویم کردن ! 

    من تا سن هجده سالگی یه سوپر مارکت نرفته بودم ! همش خونه ،هر چی لازم داشتم خانواده ام برام آماده میکردن ( البته چیزای ابتدایی چون پول هم نداشتیم ) .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۱۹ مطلب مشابه) درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۰)
    • ۱۷۳۵ بازدید توسط ۱۳۶۲ نفر
    • شنبه ۲۰ بهمن ۹۷ - ۱۶:۰۱

    از بی همسری خسته شدم

    سلام

    میدونم دوستان شاید این حرف ها دیگه تکراری باشه اما بعضی وقت ها آدم میخواد خفه بشه جایی نیست حرفت رو بزنی، کسی نیست بهش بگی، من قبلا توی این وبلاگ بودم ماه ها دیگه سر نزدم شاید کمی قدیمی ترها بشناسن منو .

    چند روز پیش 36 سالم تموم شد شدم 37 ، هنوز هم یه پسر مجردم که شاید بر خلاف یه عده از مجردی لذتی نمیبرم ، هیچ وقت هم نبردم ، شاید خیلی از هم نسل هامون این طور بوده باشن یا همش سرمون تو درس و دانشگاه بود یا بعدش از صبح تا شب کاری که فقط به زور کفاف خودت رو میداد، یهو نگاه کردیم دیدیم بهترین سال های دوران جوونی مون گذشته .

    ببینین دوستان ؛


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) مسائل اجتماعی روز جامعه (۵۳۸ مطلب مشابه) مطالب کاربران (۷۶۵ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل درک نشدگان (۹۰ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۷۸)
    • ۱۵۱۳۳ بازدید توسط ۱۰۸۲۸ نفر
    • پنجشنبه ۱۸ بهمن ۹۷ - ۱۴:۵۹

    علت تناقض رفتاری بعضی از دختران در مقابل دوست پسر و خواستگار

    سلام خدمت کاربران عزیز
    مدتیه که موضوعی ذهن من رو به شدت مشغول کرده و خواستم اون رو در این وبلاگ به اشتراک بذارم.
    موضوع اینه که شاید توی زندگیم تا حالا صدها دختر رو دیدم ( منظور از دیدن در همسایه، فامیل و دوست دخترهای دوستانم و ...) که رفتارهای کاملا عجیبی از خودشون به نمایش میذارن که واقعا برام عجیبه!
    اول این رو بگم که شما رو به خدا موضوع رو به سمت و سوی جنگ و دعوا نبرین و خیلی منطقی نگاه بکنین. درسته مخاطبینم دختران هستن، اما منظورم این نیست که دختران مقصرن و پسرها خوب هستن. منظورم یه چیز مهم دیگه ست که آخرش خودتون متوجه میشین. البته اگر با عینک بدبینی نگاه نکنین و به حرفام مشکوک نباشین. 

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۶۰ مطلب مشابه) مسائل دختران جوان (۲۳۱۹ مطلب مشابه) درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) ارتباط با جنس مخالف (۶۹ مطلب مشابه) رفتارشناسی دختران برای ازدواج (۴۷۲ مطلب مشابه) دوستی با جنس مخالف (۱۰۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰۷)
    • ۴۱۶۶ بازدید توسط ۳۱۷۸ نفر
    • چهارشنبه ۲۶ دی ۹۷ - ۱۶:۵۰

    انگاری فقط اومده بود تا دلِ منو ببره

    سلام

    الان دنبال یه راهیم که فردا کمتر بهش فکر کنم ، این انصافه ؟ اولین خواستگارم نبود و نیست! اتفاقا همین دیروز هم یه  نفر معرفی شد بهم اما هیچ کس برام مثل این نمیشد ، الان چیکار کنم با این دلِ شکسته؟

    من هیچ وقت با هیچ پسری دوست نبودم! ... ایشون اولین نفری بود که این جوری با هم حرف میزدیم، تفاهمات زیادی هم داشتیم اما ایشون در برابر مشکلاتی که پیش روشون بود خیلی سریع تسلیم شدن و حتی به خودشون زحمت ندادن که یک جلسه ی دیگه بیان تا در مورد این مشکلات حرف بزنیم با هم . 

    خودشون وقتی باهام حرف میزدن خیلی رضایت داشتن و حتی میترسیدن که من بهشون پایبند نمونم و به خواستگارهای دیگه م جواب مثبت بدم ! انگاری فقط اومده بود تا دلِ منو ببره ...


    مرتبط با شکست عشقی:

    شکست عشقی برای خانم ها سخت تره

    چطور بعد از شکست عشقی و عاطفی خودم رو جمع و جور کنم؟

    کمک به فراموشی شکست عشقی یه دختر

    چگونگی به دست آوردن دل دختری که شکست عشقی خورده



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۱۹ مطلب مشابه) درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) برگرداندن خواستگار (۳۹ مطلب مشابه) رفتارشناسی پسران برای ازدواج (۴۸۸ مطلب مشابه) جواب رد به دختر (۲۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸۷)
    • ۵۸۴۸ بازدید توسط ۴۱۴۶ نفر
    • چهارشنبه ۲۶ دی ۹۷ - ۱۶:۳۶

    برو بالا
    عبارات کلیدی
    عشق ازدواج حجاب خواستگاری روابط اجتماعی محبت اعتماد به نفس سربازی طلاق میل جنسی مطالب از تبار خاک ... رسیدن به آرامش قانون جذب فراموشی عشق ترک خودارضایی فراموشی عشق قبلی اختصاصی خانواده برتر معرفی کتاب قصد ازدواج دختر چادری استرس افسردگی زندگی مشترک مادر شوهر دوران عقد و رابطه حسادت خیانت عشق یک طرفه شکست عشقی جلسه خواستگاری وابستگی آموزش خواستگاری تحصیل در دانشگاه پیام نور پست های ویژه پست های پیشنهادی کاربران آرامش سوالات خواستگاری جلسه اول خواستگاری قانون جذب از زبان شفق نیاز عاطفی وسواس فکری عوارض خود ارضایی دوست پسر نداشتم شناخت خواستگار فشار جنسی مطالب سعید کرمی رشته پزشکی چگونه اعتماد به نفس را افزایش دهیم زندگی در خوابگاه ابراز علاقه مطالب اسی $ پشت کنکور پزشکی فرهنگ سازی پست های راهنمای خانواده برتر موفقیت دوران مجردی نیاز جنسی حیا در دختران کنکور تجربی پشت کنکوری ها درونگرایی جلسه دوم خواستگاری وسواس دوران عقدم دوست دختر نداشتم مطالب باشگاه خبرنگاران عاشق شدن کاربران فعال کم کردن میل جنسی ترس از خیانت شوهر ازدواج با دختری که پدر معتاد دارد احساس تنهایی ازدواج با دانشجوی پزشکی عواقب روابط عاطفی قبل از ازدواج ریزش مو چراغ سبز به جنس مخالف استخاره اثرات بد حجابی معرفی روانشناس خواستگاری از دختر محجبه ازدواج با دانشجو عشق یک طرفه به پسر دهه شصتی ها آموزش های آشپزی مونس ایده های خلاقانه کسب و کار رابطه با همسایه مسائل فرزندان طلاق شب عروسی تحصیلات خواستگار مسائل روز جامعه عشق اول خواستگارم زشته تقویت زنانگی اعتیاد پدر دختر ترس از ازدواج ازدواج از طریق سایت های همسریابی قول ازدواج مطالب بانو لیلا پیدا کردن دختر خوب برای ازدواج برنامه نویسی