خانواده برتر

مشورت در قالب پرسش و پاسخ در مورد ازدواج و مدیریت خانواده

جستجو در بین بیش ا ز 17 هزار "پست" و بیش از 600 هزار "نظر" کاربران

جدیدترین ها
داغ های جدید
پراستفاده ترین ها
مطالب کاربران
صفحات خاص
صفحات کاربران
به روز شده ها
جدیدترین نظرات خبرنامه ایمیلی دنبال کنید
خواهر بزرگترم خیلی خواستگار داره، اما قسمتش نمیشه (۳۶۰۵ بازدید توسط ۲۷۵۵ نفر) - (۷۵ نظر)
معرفی مجموعه وساطت ازدواج آدم و حوا (۵۲۸۴ بازدید توسط ۳۸۸۵ نفر) - (۲۹ نظر)
چطور سعی میکنید هر روز همسرتون رو خوشحال کنید (۵۹۰۵ بازدید توسط ۴۰۳۳ نفر) - (۱۱۷ نظر)
قانون به غیر از مهریه دیگه چه حقی به زن داده؟ (۴۱۹۶ بازدید توسط ۳۱۴۴ نفر) - (۶۸ نظر)
خانم‌ها، مراقب متاهل ها، پیرمردها و بابابزرگ ها باشید! (۴۸۶۰ بازدید توسط ۳۷۹۲ نفر) - (۲۸ نظر)
غیرت مردان و انتشار عکس های شخصی از خانم های اون ها (۴۶۸۱ بازدید توسط ۳۷۲۴ نفر) - (۳۸ نظر)
چند کلام با دختران دم بخت (۵۹۱۹ بازدید توسط ۴۵۵۵ نفر) - (۴۵ نظر)
چقدر حاضرید برای ازدواج کردن از معیارهایی که دارید کوتاه بیاین؟ (۴۲۳۵ بازدید توسط ۳۲۵۴ نفر) - (۴۷ نظر)
چرا بعضی از خانم ها طرفدار مردان ضد زن میشن؟ (۳۰۳۵ بازدید توسط ۲۳۲۵ نفر) - (۲۵ نظر)
دوست ندارم سرم کلاه بره و با کسی ازدواج کنم که دوست پسر داشته (۵۸۲۳ بازدید توسط ۴۴۱۵ نفر) - (۶۵ نظر)
دلبستگی های دوران خواستگاری و دست خوردگی روح آدم ها (۲۷۳۷ بازدید توسط ۲۱۲۴ نفر) - (۱۶ نظر)
بعضی از مادران می دونن دخترشون دوست پسر داره اما ... (۵۵۷۹ بازدید توسط ۴۳۰۴ نفر) - (۳۷ نظر)
چرا خنده ی یک خانم در حضور یک مرد نامحرم ممکن است تأثیر منفی بگذارد؟ (۵۹۲۰ بازدید توسط ۴۱۴۰ نفر) - (۲۰۲ نظر)
دختری نوجوانم، بعد از دیدن فیلم مستهجن، به هم ریختم (۵۲۵۳ بازدید توسط ۳۹۸۱ نفر) - (۵۵ نظر)
پسر مورد علاقه م منو دوست اجتماعی خودش میدونه (۳۲۳۸ بازدید توسط ۲۴۶۴ نفر) - (۴۸ نظر)
این همه آدم کم درآمد چطور دارن ازدواج میکنند؟ (۸۰۴۳ بازدید توسط ۵۶۶۹ نفر) - (۱۲۸ نظر)
در خواستگاری از دختری مذهبی و کم تجربه چه مسائلی رو باید مطرح کنم؟ (۲۶۵۴ بازدید توسط ۱۹۹۷ نفر) - (۲۴ نظر)
شوهرم حریم خصوصی نمی فهمه (۳۹۰۰ بازدید توسط ۲۸۷۱ نفر) - (۴۲ نظر)
دلیل رفتارهای گستاخانه، طلبکارانه و فاقد احترام بعضی از دانشجویان چیه؟ (۲۵۴۸ بازدید توسط ۱۹۰۵ نفر) - (۵۳ نظر)
دخترم، با جنسیتم نمیتونم کنار بیام (۴۵۱۶ بازدید توسط ۳۱۱۵ نفر) - (۲۵۵ نظر)
افسردگی گرفتم، دختر مورد علاقه م حتی اجازه خواستگاری کردن نداد (۴۲۵۲ بازدید توسط ۳۰۴۸ نفر) - (۱۰۰ نظر)
وقتش نرسیده دختران و پسران برای ازدواج کردن واقع بین باشند؟ (۳۲۸۵ بازدید توسط ۲۳۵۷ نفر) - (۹۹ نظر)
به آرایش نکردنم ادامه بدم یا نه؟ (۳۴۸۳ بازدید توسط ۲۵۴۹ نفر) - (۵۶ نظر)
آیا حجاب امری جزئی است؟ (۲۵۲۱ بازدید توسط ۱۷۴۰ نفر) - (۱۰۹ نظر)
ایجاد بخشی برای بچه های خانواده برتر جهت آشنایی و ازدواج (۵۳۰۸ بازدید توسط ۳۵۲۴ نفر) - (۱۵۳ نظر)
پسر مورد علاقه م میگه خیلی به من نزدیک نشو (۴۱۰۷ بازدید توسط ۳۱۱۹ نفر) - (۶۱ نظر)
پسری 19 هستم، برادرم پیشنهاد دادن ازدواج کنم (۳۰۵۱ بازدید توسط ۲۲۳۳ نفر) - (۶۱ نظر)
با پسر مورد علاقه دوستم ارتباط دارم، بهش بگم؟ (۴۳۲۴ بازدید توسط ۳۲۷۴ نفر) - (۱۳۰ نظر)
خواستگارهای مختلف در سنین مختلف (۳۵۲۴ بازدید توسط ۲۶۲۶ نفر) - (۸۱ نظر)
چرا بعضی از مجردها با وجود سرد نبودن، فشار جنسی اذیت شون نمی کنه؟ (۴۰۷۲ بازدید توسط ۳۱۴۰ نفر) - (۸۴ نظر)
قرار شد به سوالات درسی یه دختر پاسخ بدم اما ... (۳۳۴۹ بازدید توسط ۲۵۳۲ نفر) - (۶۳ نظر)
بحث در مورد هزینه هایی که یه پسر در دوران آشنایی متحمل میشه (۲۹۲۲ بازدید توسط ۲۱۷۵ نفر) - (۱۰۵ نظر)
دهه هفتاد هم نسل سوخته شد (۳۲۴۴ بازدید توسط ۲۳۰۴ نفر) - (۱۲۲ نظر)
ما که به ازدواج نیاز داریم چه کاری انجام بدیم؟ (۴۵۶۵ بازدید توسط ۳۴۹۰ نفر) - (۱۰۸ نظر)
آداب بیرون رفتن در مرحله آشنایی قبل از ازدواج چیه؟ (۶۹۳۳ بازدید توسط ۵۳۶۱ نفر) - (۸۲ نظر)
حواشی نمایش تخت دو نفره با گل قرمز در سریال پایتخت! (۳۱۰۷ بازدید توسط ۲۲۹۶ نفر) - (۵۱ نظر)
من هفته ای یکی دو بار با همسرم قهر میکنم (۳۵۶۱ بازدید توسط ۲۶۵۷ نفر) - (۷۲ نظر)
چند مورد از رازهای پنهان انگیزه ی دوستی پسرها با دخترها (۵۱۵۴ بازدید توسط ۳۸۶۰ نفر) - (۱۱۴ نظر)
پسر مورد علاقه م پیام داده مزاحم نشو (۳۸۴۹ بازدید توسط ۲۸۳۵ نفر) - (۶۹ نظر)
احساس می کنم دختری که باهاش درس می خونم بهم وابسته شده (۲۵۱۵ بازدید توسط ۲۰۳۰ نفر) - (۳۷ نظر)
خطاب به دخترهایی که به خاطر کنجکاوی تمایل دارن با پسرها دوست بشن (۳۶۹۱ بازدید توسط ۲۷۰۴ نفر) - (۷۳ نظر)
چطوری آقایی که قراره باهاش ازدواج موقت بکنم رو قانع به ازدواج دائم بکنم؟ (۴۵۱۹ بازدید توسط ۳۴۰۷ نفر) - (۱۶۷ نظر)
از کجا می فهمید چهره دختری که انتخاب کردید به دل تون نشسته یا نه؟ (۴۴۲۹ بازدید توسط ۳۳۶۵ نفر) - (۷۵ نظر)
به خاطر سختگیری دختران، می خوام با یه مطلقه ازدواج کنم (۳۳۱۴ بازدید توسط ۲۵۱۹ نفر) - (۹۸ نظر)
دلم میخواد منم با پسری دوست بشم (۵۸۷۰ بازدید توسط ۴۵۸۴ نفر) - (۸۰ نظر)
من باید چیکار کنم که در سن مناسب با آدم مناسب ازدواج کنم؟ (۲۳۹۸ بازدید توسط ۱۸۳۲ نفر) - (۵۶ نظر)
آیا نباید توقع داشته باشم که اولین تجربه همسر آینده م باشم؟ (۳۶۱۶ بازدید توسط ۲۸۳۱ نفر) - (۷۲ نظر)
ازدواج با یک سلبریتی چه مشکلاتی میتونه به همراه داشته باشه؟ (۲۹۷۵ بازدید توسط ۲۲۳۸ نفر) - (۵۸ نظر)
آقا پسرها اگه دختری که زمانی دوستش داشتید، برگرده چیکار می کنین؟ (۳۲۸۸ بازدید توسط ۲۴۹۹ نفر) - (۴۸ نظر)
چرا بعضی دخترها شدیدا عاشقِ پسرهای کره ای میشن؟ (۱۴۱۱۸ بازدید توسط ۱۱۰۴۸ نفر) - (۱۱۰ نظر)
حکمت خلقت آدم های زشت چیه ؟ (۴۷۳۹۱ بازدید توسط ۳۷۴۶۳ نفر) - (۲۲۲ نظر)
چرا در بعضی روابط قبل ازدواج، پسرها از دخترها عکس بی حجاب میخوان؟ (۸۱۶۱۱ بازدید توسط ۶۵۲۲۴ نفر) - (۱۱۳ نظر)
وقتی به کسی فکر می کنیم، اونم به ما فکر می کنه؟ (۲۳۷۶۲۱ بازدید توسط ۱۸۷۲۸۷ نفر) - (۱۵۶ نظر)
چه تغییری باید در زندگیم بدم که خواستگار داشته باشم؟ (۶۴۳۱۰ بازدید توسط ۴۸۹۶۲ نفر) - (۱۷۷ نظر)
مصداق های عینی "چوب خدا صدا نداره" (۶۰۵۵۱ بازدید توسط ۴۶۸۴۶ نفر) - (۲۲۱ نظر)
خیلی درگیر سرگرمی‌های بی خود و بی هدف شدم (۱۴۵۲ بازدید توسط ۱۱۲۹ نفر) - (۱۰ نظر)
آقای محترم، من باربی نیستم (۴۷۰۳ بازدید توسط ۳۶۴۶ نفر) - (۵۸ نظر)
مراسم عقد در حرم امام رضا (ع) (۵۲۴۷ بازدید توسط ۲۴۶۸ نفر) - (۲۲ نظر)
از کجا بفهمم خواستگارم اعتیاد داره یا نه؟ (۳۶۴۵ بازدید توسط ۲۶۸۸ نفر) - (۵۸ نظر)
فلسفه پوشیدن چادر چیه؟ (۵۱۰۳ بازدید توسط ۳۶۸۴ نفر) - (۹۰ نظر)
خسته شدم از تنهایی، دلم میخواد ازدواج کنم (۷۳۷۸ بازدید توسط ۵۷۲۳ نفر) - (۹۸ نظر)
با مادر خواستگارتون تشریف ببرید استخر! (۸۸۹۷ بازدید توسط ۶۶۳۸ نفر) - (۱۹۴ نظر)
هیچ لوازم آرایشی ای روی پوستم نمیشینه (۲۷۹۸ بازدید توسط ۲۰۲۷ نفر) - (۲۲ نظر)
پسر مورد علاقه ام بین منو مامانش گیر کرده (۱۹۱۱۰ بازدید توسط ۱۵۴۴۵ نفر) - (۱۲۲ نظر)
نمی تونم با پسرها راحت باشم و برم بیرون (۳۸۶۱ بازدید توسط ۳۰۳۱ نفر) - (۲۴ نظر)
چطور مامانم رو متقاعد کنم به مانتویی شدنم رضایت بده؟ (۳۵۲۶ بازدید توسط ۲۵۵۵ نفر) - (۲۳ نظر)
معرفی کتاب ازدواج مثل آب خوردن آسان است (۲۴۷۹ بازدید توسط ۱۷۱۹ نفر) - (۱۰ نظر)
خواستگار خوبم رو به خاطر خوب حرف نزدن از دست دادم (۴۵۷۸ بازدید توسط ۳۵۷۳ نفر) - (۳۴ نظر)
تجربیات شما در مورد اثر حجامت بر سلامتی (۳۴۷۱ بازدید توسط ۲۵۴۳ نفر) - (۲۴ نظر)
راهنمایی درباره ورزش های مربوط به تناسب اندام (۲۰۲۳ بازدید توسط ۱۴۰۷ نفر) - (۱۵ نظر)
چرا آقایون علت جواب نه رو نمی پرسند؟ (۹۲۶۷ بازدید توسط ۷۱۷۲ نفر) - (۹۰ نظر)
خودم رو حق یه دختر پاک میدونم (۵۹۱۳ بازدید توسط ۴۲۲۲ نفر) - (۶۹ نظر)
هم سن های تو الان بچه دارن، چرا ازدواج نکردی؟ (۵۱۱۹ بازدید توسط ۴۱۳۹ نفر) - (۶۸ نظر)
چاقی با میکس پودر جوانه ی گندم با شیر خشک و سفیده تخم مرغ (۶۶۸۶ بازدید توسط ۵۰۹۳ نفر) - (۰ نظر)
مگه نباید هر کسی با یکی مثل خودش ازدواج کنه؟! (۶۷۶۰ بازدید توسط ۴۸۵۱ نفر) - (۱۱۶ نظر)
متوجه هستین که یه عده خواهر ندارن؟ (۸۵۱۶ بازدید توسط ۶۰۴۴ نفر) - (۶۶ نظر)
محاسن و معایب زندگی با مردهای خیلی آرام و خجالتی (۴۰۱۳ بازدید توسط ۳۰۲۰ نفر) - (۳۴ نظر)
روی خیاطی تمرکز کنم یا حسابداری؟ (۵۸۴۲ بازدید توسط ۴۱۸۱ نفر) - (۴۰ نظر)
تحمل تیکه ها و شوخی های دوستان متاهلم رو ندارم (۵۳۳۵ بازدید توسط ۴۱۳۲ نفر) - (۷۳ نظر)
مهریه های سنگین باعث کدورت و دشمنی می شود (۳۲۹۰ بازدید توسط ۲۲۹۲ نفر) - (۳۴ نظر)
کسانی که روانشناسی خوندن یه کم ازش تعریف کنن (۶۴۸۹ بازدید توسط ۴۶۵۴ نفر) - (۲۴ نظر)
به خواستگارم بله بگم یا منتظر یه خواستگار کارمند بمونم؟ (۴۷۰۳ بازدید توسط ۳۳۹۳ نفر) - (۵۹ نظر)
فلسفه ی این گروه های مختلط کوهنوردی چیه؟ (۶۳۵۱ بازدید توسط ۴۸۶۲ نفر) - (۱۰۳ نظر)
چطور می تونم با مانتو یا چادر هم محجبه باشم و هم شیک؟ (۱۳۶۲۱ بازدید توسط ۹۹۴۳ نفر) - (۱۱۴ نظر)
روش از بین بردن تخم شپش روی موهای سر (۱۲۷۵۸۴۵ بازدید توسط ۹۵۶۰۴۱ نفر) - (۱۷۳ نظر)
این که شوهرم دیر جواب پیامک های منو میده باعث نگرانیه؟ (۱۰۳۵۸ بازدید توسط ۸۰۲۰ نفر) - (۶۳ نظر)
مجبورم نون خور اضافه به نظر بیام چون خواستگار مناسب ندارم (۴۹۰۰ بازدید توسط ۳۵۷۳ نفر) - (۵۲ نظر)
عاشق دختر عموم شدم ولی اون نسبت به من سرده (۵۱۳۸ بازدید توسط ۳۶۰۶ نفر) - (۲۰ نظر)
آیا میشه شریک زندگی رو از فضای مجازی انتخاب کرد؟ (۵۵۸۸ بازدید توسط ۴۰۹۹ نفر) - (۲۹ نظر)
چگونه به معتاد نبودن، خواستگار خود پی ببریم؟ (۴۱۵۷ بازدید توسط ۲۹۷۳ نفر) - (۲۳ نظر)
دلایل سرد شدن بعضی از پسران در دوره آشنایی قبل از ازدواج (۴۰۴۹ بازدید توسط ۳۰۰۸ نفر) - (۵۱ نظر)
مدیریت مالی خانواده ای که زن و شوهر شاغل هستند (۵۱۵۳ بازدید توسط ۳۸۱۲ نفر) - (۲۶ نظر)
دخترم، در 34 سالگی بالاخره حس ازدواج رو پیدا کردم (۵۸۱۶ بازدید توسط ۴۴۱۸ نفر) - (۳۲ نظر)
کجا دنبال دختر خوب گشتی که میگی نیست؟ (۷۶۴۶ بازدید توسط ۵۳۶۱ نفر) - (۱۲۵ نظر)
مقلد کدوم مرجع تقلید بشم؟ (۱۴۶۲۱ بازدید توسط ۱۰۶۷۲ نفر) - (۳۲ نظر)
دچار حواس پرتی و فراموشی خفیف شدم (۶۴۳۸ بازدید توسط ۴۹۸۲ نفر) - (۷۶ نظر)
خانم ها، چه انگیزه ای غیر از درآمد دارید واسه رفتن سرکار؟ (۵۲۴۹ بازدید توسط ۳۹۸۷ نفر) - (۶۸ نظر)
نوع رفتار و پوشش دختر در اولین برخورد با خواستگار (۴۶۳۰ بازدید توسط ۳۴۷۳ نفر) - (۲۲ نظر)
زن بودن و زنانه بودن (3) – مادونا (۵۷۷۰ بازدید توسط ۴۲۳۸ نفر) - (۱۶ نظر)
شوهرم به نماز و روزه اهمیت نمیده (۴۰۹۷ بازدید توسط ۳۰۲۵ نفر) - (۳۳ نظر)
ایران در چه جایگاهی از برابری جنسیتی ایستاده است؟ (۳۸۷۱ بازدید توسط ۲۸۱۹ نفر) - (۹۰ نظر)
چرا بعضی از پسرها بعد از جواب رد شنیدن، کینه به دل می گیرند؟ (۲۰۵۲ بازدید توسط ۱۵۸۴ نفر) - (۲۱ نظر)
چرا زنان و دختران ایرانی این قدر از رنگ می ترسند؟ (۶۲۸۰ بازدید توسط ۴۳۹۸ نفر) - (۰ نظر)
با حجاب بودن سخته، با حجاب بودن غلطه! (۲۷۵۴ بازدید توسط ۲۱۸۸ نفر) - (۱۳ نظر)
اون، یکی از دلایل حال خوب منه (۲۲۹۳ بازدید توسط ۱۹۰۲ نفر) - (۱۲ نظر)
مرد که گریه نمی کنه! (۲۶۲۹ بازدید توسط ۱۸۶۵ نفر) - (۲۶ نظر)
کل زندگیم عادت کردم به تمام بدبختی هام بخندم 3! (۲۶۹۵ بازدید توسط ۲۱۴۸ نفر) - (۱۳ نظر)
از هر موضوعی دنبال جنجال درست کردن نباشید! (۲۳۱۷ بازدید توسط ۱۹۸۹ نفر) - (۰ نظر)
آیا می توانیم اخلاقی زندگی کنیم؟ (۲۴۹۷ بازدید توسط ۲۰۴۶ نفر) - (۲۷ نظر)
آیا شوهر واقعا کم است؟ (۶۰۸۰ بازدید توسط ۴۸۲۶ نفر) - (۲۹ نظر)
چرا بعضی از ایرانی ها این همه از سیر متنفرن؟! (۱۵۲۵ بازدید توسط ۱۳۴۹ نفر) - (۹ نظر)
کل زندگیم عادت کردم به بدبختی هام هم بخندم 2! (۳۳۶۵ بازدید توسط ۲۷۴۳ نفر) - (۲۶ نظر)
چند توصیه در مورد ازدواج با توجه به سریال از سرنوشت (۲۶۹۷ بازدید توسط ۲۱۷۸ نفر) - (۲۳ نظر)
چند پیشنهاد برای کمی تغییر و تحول در افزایش ازدواج (۱۸۸۸ بازدید توسط ۱۵۱۵ نفر) - (۵ نظر)
آیا واقعا کار نیست یا جوانان ما حال کار ندارن؟ (۳۶۷۴ بازدید توسط ۲۷۸۵ نفر) - (۳۸ نظر)
از رفتارهای دوست، فامیل و خانواده خسته شدید (۱۰۵۹ بازدید توسط ۸۶۳ نفر) - (۲ نظر)
کل زندگیم عادت کردم به تمام بدبختی هام هم بخندم 1 (۲۳۱۶ بازدید توسط ۱۸۶۹ نفر) - (۱۹ نظر)
کسری خدمت سربازی با شرکت در طرح علم الهدی (۲۵۲۱ بازدید توسط ۲۰۹۰ نفر) - (۶ نظر)
در مورد ریورس موزیک (۹۶۰ بازدید توسط ۷۱۳ نفر) - (۶ نظر)
چطوری هزینه های زندگی مون رو کمتر کنیم؟ (۳۸۹۹ بازدید توسط ۳۰۱۹ نفر) - (۳۱ نظر)
مروری بر اندیشه های زیگموند فروید (۹۹۴ بازدید توسط ۷۸۵ نفر) - (۱۱ نظر)
اخلاق یعنی چی و یا انسان خوش اخلاق به کی میگن؟ (۸۳۶ بازدید توسط ۶۳۴ نفر) - (۷ نظر)
معرفی کتاب بردگی خود خواسته (۸۲۸ بازدید توسط ۶۹۳ نفر) - (۶ نظر)
نیاز نیست به مردم با هر روشی ثابت کنید که انسان خوبی هستید (۱۴۷۰ بازدید توسط ۱۱۹۰ نفر) - (۲۰ نظر)
برخی خانم ها میگن پسر 10 ساله چیزی نمی فهمه! (۱۶۱۳۹ بازدید توسط ۱۳۴۰۸ نفر) - (۳۱ نظر)
روزه ی روز غدیر خم، روزه ای معادل تمام عمر (۱۱۳۵ بازدید توسط ۸۹۷ نفر) - (۶ نظر)
بدون هدف و بدون امید حتی یک ثانیه زندگی کردن هم سخته (۲۳۰۴ بازدید توسط ۱۷۶۹ نفر) - (۱۳ نظر)
معرفی کتاب از اسطوره تا تاریخ، نوشته دکتر مهرداد بهار (۵۲۱ بازدید توسط ۴۰۶ نفر) - (۷ نظر)
برنامه نویسی، راهی برای کسب درآمد (۱۴۸۰ بازدید توسط ۱۱۸۱ نفر) - (۲۱ نظر)
فلانی خیلی گناهکاره ولی دست به هر چی میزنه طلا میشه (۶۳۳۹ بازدید توسط ۴۸۰۳ نفر) - (۸۳ نظر)
چرا سن دختران بالا می رود و ازدواج نمی کنند؟ (۳۵۲۹ بازدید توسط ۲۷۸۸ نفر) - (۲۴ نظر)
چند تقاضا از کاربران خانواده برتر در مورد رعایت علائم نگارشی و پاراگراف گذاری (۱۰۵۸ بازدید توسط ۷۶۹ نفر) - (۱۰ نظر)
رابطه مجازی از نظر آسیب زایی دست کمی از دوستی‌های بی پایه نداره (۱۶۰۱ بازدید توسط ۱۲۵۳ نفر) - (۱۳ نظر)
نگاهی متفاوت به مهریه (۱۷۸۴ بازدید توسط ۱۴۴۴ نفر) - (۲۱ نظر)
پشت پرده انتخاب همسر در بعضی از پسران (۱۵۲۶۴ بازدید توسط ۱۲۴۱۱ نفر) - (۱۰۸ نظر)
دختران، شوهر خوب می خوان (۴۵۴۴ بازدید توسط ۳۵۷۱ نفر) - (۶۹ نظر)
چرا فمینیسم از پایه اشتباست؟ (۲۵۰۱ بازدید توسط ۱۸۸۱ نفر) - (۴۲ نظر)
باید دقت کنید بچه تون از چه کسی زاده می شه (۳۱۷۶ بازدید توسط ۲۵۳۵ نفر) - (۵۹ نظر)
آقای محترم، من باربی نیستم (۴۷۰۳ بازدید توسط ۳۶۴۶ نفر) - (۵۸ نظر)
سعی کنید با یکی مثل خودتون ازدواج کنید (۳۵۰۰ بازدید توسط ۲۷۷۹ نفر) - (۲۵ نظر)
خانوم محترم، من غول چراغ جادو نیستم (۳۳۴۵ بازدید توسط ۲۶۳۴ نفر) - (۳۱ نظر)
بیایید خانواده برتر بسازیم، دعوت به یک کار جهادی فرهنگی (۱۰۶۷ بازدید توسط ۷۶۸ نفر) - (۱۶ نظر)
صدا و سیما اولین رسانه‌ای بود که تجمل گرایی رو در بین مردم باب کرد (۱۳۶۳ بازدید توسط ۱۰۶۱ نفر) - (۱۷ نظر)
آفرینش و هدف از آن از زبان حاج آقا عظیمی (۲۵۱۴ بازدید توسط ۱۷۸۸ نفر) - (۴۲ نظر)
چطور با وجود مشکلات، می توان از زندگی لذت برد؟ (۱۳۹۴ بازدید توسط ۱۰۹۶ نفر) - (۸ نظر)
چرا خنده ی یک خانم در حضور یک مرد نامحرم ممکن است تأثیر منفی بگذارد؟ (۵۹۲۰ بازدید توسط ۴۱۴۰ نفر) - (۲۰۲ نظر)
لطفا روی تربیت جنسی بچه هاتون کار کنید (۳۷۰۶ بازدید توسط ۲۳۵۰ نفر) - (۳۳ نظر)
چرا اطلاعات عمومی جوانان و نوجوانان کم است (۱۵۱۶ بازدید توسط ۱۰۸۸ نفر) - (۳۷ نظر)
ضرورت ایجاد یه سایت همسریابی ایده ال (۱۶۶۸ بازدید توسط ۱۲۷۶ نفر) - (۴۴ نظر)
توصیه آیت الله بهجت به خواندن نماز جعفر طیار برای باز شدن گره ازدواج (۳۷۷۸ بازدید توسط ۲۶۶۹ نفر) - (۴۵ نظر)
معرفی مجموعه وساطت ازدواج آدم و حوا (۵۲۸۴ بازدید توسط ۳۸۸۵ نفر)
دختر مذهبی کجایی ، دقیقا کجایی ؟! (۱۲۹۴۲ بازدید توسط ۹۳۷۴ نفر)
ارسال مطلب به خانواده برتر (۵۳۱۴ بازدید توسط ۳۸۱۰ نفر)
صفحه ارسال سوال و مطلب به خانواده برتر (5) (۸۳۷۹ بازدید توسط ۵۳۲۹ نفر)
صفحه گفتگوی پسران درک نشده (۹۷۰۱ بازدید توسط ۷۴۲۳ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۳۶۵۸ بازدید توسط ۳۰۳۴ نفر)
تا اول ماه بهمن سوالات جدید ارسال نمیشن (۲۳۰۹ بازدید توسط ۱۹۷۰ نفر)
صفحه رفع خجالت و کم رویی (۱۶۱۷ بازدید توسط ۱۲۷۷ نفر)
همفکری و درد و دل های افراد درگیر با افسردگی (۱۹۷۸ بازدید توسط ۱۴۴۷ نفر)
همفکری و درد و دل های افراد وسواسی (۱۴۱۰ بازدید توسط ۹۶۸ نفر)
صفحه معرفی وبسایت های مفید با موضوعات مختلف (۸۱۴ بازدید توسط ۶۱۵ نفر)
صفحه برنامه ‌نویسان خانواده‌ برتر (۸۸۵ بازدید توسط ۶۹۱ نفر)
صفحه ی آرامش ذهن (۸۳۱ بازدید توسط ۶۰۰ نفر)
صفحه ارسال سوال و مطلب به خانواده برتر (3) (۱۳۵۲۴ بازدید توسط ۸۶۴۹ نفر)
نوستالژی های ما (۷۵۵ بازدید توسط ۶۰۱ نفر)
دریافت خودکار مطالب جدید در ایمیل شما با feed burner خانواده برتر (۸۴۲۲ بازدید توسط ۶۸۶۶ نفر)
صفحه گفتگوی کنکوری های 99 (۳۲۷۴ بازدید توسط ۲۳۵۰ نفر)
وقت برخورد با بعضی از کاربران خاطی و یا حتی اخراج اون ها رسیده! (۳۵۷۴ بازدید توسط ۲۲۴۳ نفر)
صفحه گفتگوی کاربران (1) (۶۵۵۰ بازدید توسط ۴۲۲۳ نفر)
صفحه سوتی ها و اتفاقات خنده دار - 1 (۴۶۰۳ بازدید توسط ۳۳۷۷ نفر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۱۳۵۵۸ نمایش) - (۱۰۶۳ نظر)
صفحه شخصی Ata BMT (۳۴۱۰ نمایش) - (۴۷ نظر)
صفحه شخصی رضا alone (۳۱۱۸ نمایش) - (۱۰۸ نظر)
صفحه شخصی پسر آریایی (۱۵۸۳ نمایش) - (۱۵ نظر)
صفحه برنامه ‌نویسان خانواده‌ برتر (۸۸۵ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی دختر قمی (۱۵۸۲ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی .•.•.•امیرخان•.•.•. (۸۲۰ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی golbaran nazanin (۳۴۱۵ نمایش) - (۱۶۴ نظر)
صفحه شخصی مشکات (۳۰۸۴ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی سکوت شلوغ (۱۹۸۰ نمایش) - (۴۶ نظر)
صفحه شخصی مروان الشقب (۳۱۷۷ نمایش) - (۱۵۴ نظر)
صفحه مرد شب ویژه پرسش و پاسخ خصوصی (۱۵۶۴ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه شخصی آیدا 👑👩‍⚕️💐 (۴۱۰۹ نمایش) - (۱۲۶ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۳۷۵۵ نمایش) - (۷۳ نظر)
صفحه شخصی Ali Piroozi (۲۲۴۲ نمایش) - (۹۹ نظر)
صفحه شخصی 12 12 (۸۶۵ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه گزارش دهی روزانه به کاربران خانواده برتر (۴۰۱۱ نمایش) - (۱۹۵ نظر)
صفحه شخصی ماری (۹۳۶ نمایش) - (۱۵ نظر)
صفحه شخصی مهدی من (۲۳۳۰ نمایش) - (۷۸ نظر)
صفحه شخصی پارادوکس (۱۸۰۴ نمایش) - (۶۴ نظر)
صفحه شخصی Mard shab - پست دوم (۱۱۵۶۹ نمایش) - (۲۹۳ نظر)
صفحه شخصی پونه (۱۲۹۶ نمایش) - (۲۹ نظر)
صفحه شخصی شاهزاده شهر غریب (۱۷۳۴ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۳۲۳۰۲ نمایش) - (۹۷۲ نظر)
صفحه شخصی معصومه .. (۱۴۵۳ نمایش) - (۶۱ نظر)
صفحه شخصی luminous pearl (۱۵۵۰ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی فرزانه (۱۹۵۵ نمایش) - (۳۷ نظر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۱۸۹۱۷ نمایش) - (۶۱۲ نظر)
صفحه شخصی آبی (۶۳۰۶ نمایش) - (۲۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهشید" (۳۴۰۳ نمایش) - (۱۹۳ نظر)
صفحه شخصی berelian (۲۷۶۱ نمایش) - (۱۱۰ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۶۴۷۶ نمایش) - (۳۹۱ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۱۲۸۰ نمایش) - (۲۱ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۹۳۳ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه ی شخصی دختر باران (۱۲۷۶ نمایش) - (۲۰ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۶۸۴۲ نمایش) - (۴۳۸ نظر)
صفحه شخصی ♡🌺ملکه👑Zahra👑حجاب 🌺♡ (۹۲۹ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۴۳۵۵۴ نمایش) - (۲۴۲ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۲۷۹۹ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۴۵۷۴ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۹۳۷۰ نمایش) - (۴۰۳ نظر)
صفحه شخصی 🔥𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒏 𝒇𝒊𝒓𝒆🔥 (۳۷۱۷ نمایش) - (۶ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۱۹۳۹ نمایش) - (۷ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۶۱۷۳ نمایش) - (۳۵۸ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۳۰۱۳ نمایش) - (۵۸ نظر)
صفحه شخصی هجران (۲۷۱۹ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۱۲۰۵ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۲۱۱۷ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی فان (۳۴۹۶ نمایش) - (۳۲ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۳۶۵۳ نمایش) - (۸۴ نظر)
خواهر بزرگترم خیلی خواستگار داره، اما قسمتش نمیشه (۳۶۰۵ بازدید توسط ۲۷۵۵ نفر) - (۷۵ نظر)
معرفی مجموعه وساطت ازدواج آدم و حوا (۵۲۸۴ بازدید توسط ۳۸۸۵ نفر) - (۲۹ نظر)
دختر مذهبی کجایی ، دقیقا کجایی ؟! (۱۲۹۴۲ بازدید توسط ۹۳۷۴ نفر) - (۹۹ نظر)
دخترهای مذهبی بعد از ازدواج می تونن جلوی شوهر بی حیا باشن؟ (۲۵۷۶۶ بازدید توسط ۲۰۰۹۵ نفر) - (۲۶۹ نظر)
قشنگی زندگی تون چیه یا کیه؟ (۲۵۴۸ بازدید توسط ۲۰۰۹ نفر) - (۴۳ نظر)
خاطرات خنده دار دانشگاه و خوابگاه دانشجویی (۱۹۹۲۷ بازدید توسط ۱۵۲۵۵ نفر) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۱۳۵۵۸ بازدید توسط ۸۰۴۸ نفر) - (۱۰۶۳ نظر)
چطوری خرج می‌کنید که همه چی می خرید و پس انداز هم دارید؟ (۴۲۷۶ بازدید توسط ۳۴۹۸ نفر) - (۱۰ نظر)
ازدواج دختران مجرد بالای 30 سال موفق (۸۵۳۲ بازدید توسط ۶۸۶۹ نفر) - (۴۷ نظر)
باید به چه سطح از تجربه برسم که بتونم شعرهام رو چاپ کنم؟ (۷۲۳ بازدید توسط ۵۳۸ نفر) - (۱۶ نظر)
چطور سعی میکنید هر روز همسرتون رو خوشحال کنید (۵۹۰۵ بازدید توسط ۴۰۳۳ نفر) - (۱۱۷ نظر)
برای ازدواج هر کسی بره سمت هم کفو خودش (۱۰۱۰۷ بازدید توسط ۸۰۲۶ نفر) - (۷۱ نظر)
مضرات آرایش کردن مداوم برای خانم ها (۶۶۷۳ بازدید توسط ۵۲۱۷ نفر) - (۵۲ نظر)
اجازه بدهیم بچه ها سختی های طبیعی زندگی را لمس کنند (۴۶۹۹ بازدید توسط ۳۶۹۶ نفر) - (۶۰ نظر)
چرا به آموزش مسائل جنسی در خانواده های ما اهمیت داده نمیشه ؟ (۵۶۹۷ بازدید توسط ۴۶۰۱ نفر) - (۲۶ نظر)
تربیت بچه های نسل گذشته بهتر بود یا حالا ؟ (۳۶۱۶ بازدید توسط ۲۹۳۰ نفر) - (۵۸ نظر)
پسرهای 35 به بالا معمولا چه معیارهایی واسه ازدواج دارن؟ (۹۷۸۸ بازدید توسط ۷۸۶۵ نفر) - (۳۷ نظر)
تجربه یا اتفاقاتی که نقطه ی عطف زندگی تون شده رو بگید (۴۶۳۸ بازدید توسط ۳۷۳۵ نفر) - (۲۸ نظر)
5 نکته اساسی برای زندگی مشترک از دید مجردها و متاهل ها (۴۴۸۰ بازدید توسط ۳۷۰۶ نفر) - (۳۸ نظر)
صفحه گفتگوی پسران درک نشده (۹۷۰۱ بازدید توسط ۷۴۲۳ نفر) - (۳۵ نظر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۳۶۵۸ بازدید توسط ۳۰۳۴ نفر) - (۱۳ نظر)
چه ویژگی های پسندیده ای رو برای همسرتون مد نظر دارید؟! (۱۱۱۳۳ بازدید توسط ۸۶۲۳ نفر) - (۱۲۲ نظر)
درس هایی که از زندگی متاهلی نزدیکان تون گرفتید رو بگید (۷۸۱۷ بازدید توسط ۶۴۷۷ نفر) - (۵۴ نظر)
از نظر شما ماهی چقدر باید برای زندگی درآمد داشته باشیم؟ (۷۲۲۷ بازدید توسط ۵۶۴۱ نفر) - (۴۳ نظر)
باورهای غلط یا درست در مورد خوشبختی و بدبختی (۳۱۵۲ بازدید توسط ۲۵۵۲ نفر) - (۲۸ نظر)
دخترم، کلاً دل به فعالیت و کار نمی‌دم (۳۷۶۸ بازدید توسط ۳۰۶۸ نفر) - (۱۵ نظر)
به نظرتون شروطی که برای ازدواج می ذارم مناسبه؟ (۷۰۸۷ بازدید توسط ۵۶۸۶ نفر) - (۶۷ نظر)
پسران، به ظاهر دختر توجه می کنن یا رفتارش ؟ (۱۳۳۵۸ بازدید توسط ۱۰۲۲۹ نفر) - (۹۸ نظر)
دسترسی آسان و راحت به دختران از دلایل مهم کاهش ازدواج است (۱۰۵۴۹ بازدید توسط ۸۴۵۲ نفر) - (۸۸ نظر)
چند نکته در مورد پیشگیری از کودک آزاری جنسی (۳۰۲۵ بازدید توسط ۲۵۵۶ نفر) - (۱۱ نظر)

۲۰۰ مطلب با موضوع «درد دل های دختران و پسران» ثبت شده است

در اوج بی اعتمادی به جوانان به خصوص پسران بودم

پرنیان :

من زمانی با این وبلاگ آشنا شدم که در اوج بی اعتمادی به جوانان به خصوص پسرا بودم و فکر می کردم که دیگه هیچ پسر پاکی وجود نداره . خوشحالم که با این وبلاگ آشنا شدم

یه تشکر ویژه می کنم از کاربرای عزیز این وبلاگ که به من نشون دادن که هنوز هم زیادن افراد پاک و با ایمان که به خاطر خدا گناه نمی کنن و روح و جسم شونو از هر چیزی که از خدا دور می کنه دور کردند . زیادن افرادی که با جنس مخالف شون هیچ نوع ارتباطی ندارن و پاکدامن و عفیف هستند . زیادن افراد نماز خون که براشون مهمه نماز صبح شون قضا نشه .

خدا رو شکر

آشنایی من با این وبلاگ باعث شد در درونم با مسابقه بذارم و رقابت کنم  با افراد پاک و با خدا این وبلاگ که برای رسیدن به قرب الهی زندگی می کنند .

من دختر محجبه و اهل نماز و روزه هستم و شکر خدا هیچ وقت با پسری دوست نبودم اما در این برهه از زندگیم که درسم تموم شده و شرایط ازدواجم فراهم نیست و موانعی هست و به بزرگترین هدف فعلی زندگیم که سر کار رفتنه نرسیدم یه خورده سست شده بودم گاهی از خدا شاکی می شدم و گله می کردم . بارها تا یه قدمی سرکار رفتن پیش رفتم و یه دفعه همه چی به هم می ریخت و کارم جور نمی شد نمی دونم چرا؟

آشنایی من با این وبلاگ باعث شد که با ایمان و اعتقادات سایر دوستان آشنا شم و کمک کرد که اجازه ندم هیچ چیزی منو از خدا دور کنه و ایمان و عقیده ام رو ازم بگیره

این وبلاگ منو با استاد رائفی پور آشنا کرد و با گوش دادن به سخنرانی های ایشون به خودم اومدم و فهمیدم که هیچی نیستم و خیلی از خدا و ائمه دورم

تلاشم رو کردم تا ایمانمو تقویت کنم و بیشتر قرآن بخونم و اعمال مستحبی انجام بدم  تا به خدا نزدیکتر شم. خدا رو شکر

حالا یقین دارم که حکمت خداست که کار پیدا نمی کنم ، صبر می کنم و از خودش کمک می خوام و به تلاشم ادامه می دم. مطمئنم که خدا بهترین ها رو برا بنده هاش می خواد و هر چی به صلاحم باشه برام مقدر می کنه

شما دوستان عزیز هم برام دعا کنید

برای همه ی کاربران و خوانندگان عزیز این وبلاگ آرزوی خوشبختی و عاقبت به خیری دارم

التماس دعا


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
درد دل های دختران و پسران (۲۰۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۰)
    • ۱۸۸۹ بازدید توسط ۱۴۷۵ نفر
    • سه شنبه ۵ اسفند ۹۳ - ۲۱:۱۵

    دلم میخواد از دید همه پنهون باشم

    سلام.

    اتفاقی وارد این سایت شدم. و دیدم که بیشتر به پرسش های زناشویی پاسخ های زیادی داده شده. اگه سوال من براتون جالب نبود، فقط یه لحظه فکر کنید که خواهرتونم و بهم کمک کنید.

    از بچگی شاهد دعواهای پدر و مادرم بودم . شاهد که نه، شاید بیشتر از یه شاهد، شاهد همسایه ها بودند، من میانه جنگ بودم، گواه این ماجرا هم روح زخمی منه. پر رنگترین خاطره ی بچگیم هم این بود که بابام میخواست مامانمو بکشه و فقط جیغ زدن هام یادم مونده و بعدشم یه خواب عمیق. خوابی که الان انگار بیدار شدم ازش ... بیدار شدم و دیدم پر از عقده ام، پر از تنهایی و غصه.

    و بعد ها هم دعواهای شدید برادرم با پدرم، مادرم و حتی فحاشی اش به همه. . . بیشتر از همه برادرم بود که تحقیرم کرد، ناراحتم کرد. تاثیر دعواهای پدر و مادر از یه طرف و از طرف دیگه رفتار های غلط برادرم با من .

    یه سال قبل از اینکه برم دانشگاه اونم بابامو راضی کرد که بفرستدش دانشگاه آزاد. با اینکه نه سال اختلاف سنی داشتیم و توقعم این بود که برادرم تکیه گاهم باشه، نبود، حس میکردم یه خواهر حسود دارم نه برادر.

    الانم که ارتباطمون خیلی سرد شده ولی من ته دلم غصه میخورم ولی بد اونو نمیخوام ولی اون چرا. اینو بارها به زبون هم آورده. با اینکه قیافه معمولی دارم ولی چهره منو بارها مسخره کرده. اعتماد به نفسی هم ندارم. نمیدونم چرا این مدلی باید زندگی کنم.

    توی دانشگاه نتونستم خیلی خوب باشم . از پسر ها هم بدم می اومد. چون از برادرم فقط ناراحتی و تحقیر دیده بودم.الان احساس تنهایی میکنم. خیلی با خدا حرف میزنم

    نماز میخونم، درد دل میکنم. اما دلم می خواد از محبتم خرج کنم، نمیتونم تو این خونه با محبت باشم، چون اونقدر رنجور بار اومدم که دیگه با کوچکترین رفتار غلطشون دلم میشکنه و تحمل زندگی با اینا رو ندارم.

    خواهرم خودکشی ناموفقی داشت واسه همین فکر خودکشی هم نیستم. الانم که ازدواج کرده همسرش واقعا دوستش نداره و دلم براش خیلی میسوزه. دو تا خواهر دیگه م هم طلاق گرفتند و جدا زندگی میکنند. گاهی فکر میکنم اگه خانوادم درست حسابی بود، هیچ وقت دامادها هم پر رو نمیشدند. و اگر رفتار خواهر هایم درست می بود، همسرانشان را نگه میداشتند، و اگر خیلی منطقی بودند، اصلا با آنها ازدواج نمیکردند. اونقدر که من ناراحت اونا هستم اونا نیستند. تحمل هیچ حرف منو ندارند. 

    بیشتر روزا که خونم غذامو تنها میخورم. با اینکه 23 سالمه ولی نتونستم یه دختر محکم باشم. بعضی ها میگن تو بچگی موندم. ولی اینطور نیست. خیلی چیز ها رو میفهمم واسه اینکه به زبون نیارم یا با واکنش نشان دادن اعصابمو به هم نریزم به روی خودم نمیارم و خودمو به کوچه علی چپ میزنم. میدونید، وقتی پای یه شاخه آب میریزی چن سال بعد میشه یه درخت، حس میکنم، تمام غصه ها و ناراحتی هایی که از بچگی باهاش بزرگ شدم، الان دارم نتیجه شو میبینم.

    اون همه حرص واسه ظرفیت من زیاد بود! الان اونقدر پر از عقده ام که نیاز به هرس شدن دارم.  نیاز دارم خدا هرسم کنه. الان دارم نتیجه اون سکوت هایی رو می بینیم که به اجبار مادرم و به ترس از برادرم بهم تحمیل شد.

    همیشه میگفت هر کاری کرد ساکت باش. وگرنه تو رو میزنه . من حق اعتراضی هم نداشتم. یه مدت کلاس قرآن رفتم تا دوستای خوب پیدا کنم و بهم کمک کنن اوضاعم بهتر بشه اما اونا بعضی هاشون باهام دوست شدن واسه آمار گرفتن.

    آمار میگرفتن و آمار منو به هم میدادن. اولاش نمی فهمیدم ولی بعد ها قصه مو به روایت های مختلف میشنیدم. طوری که من انگار یه موجود شاخدار بین اونا بودم. درست که نشدم هیچ،  انگیزم هم به قرآن کمتر شد. از دوستان اون کلاس فقط غیبت نصیبم شد. انگار دنبال سوژه بودند که من بهترین گزینه بودم. کاش درد دل نمیکردم کاش اصلا کلاس نمیرفتم.

    الان دلم میخواد دیگه از دید همه پنهون باشم. دلم میخواد از این خونه برم. اصلا دلم میخواد برم جایی غیر از اینجا. مدتی سعی کردم به شرایط این خونه صلح و صفا بدم نشد. حالا میخوام برم تا به روح خودم صفا بدم. اما کجا برم . مرگ بهترین راهه ولی حیف دست من نیست.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۵)
    • ۲۲۵۸ بازدید توسط ۱۷۲۵ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۶:۰۸

    می خوام یکی درکم کنه

    سلام

    درسته اینجا جاش نبود بنویسم من کمک میخوام چه میدونم شاید ابراز هم دردی یا اینکه یکی درکم کنه .

    من پسری 20 ساله و پشت کنکوریم از لحاظ عاطفه تو خانوادم تامین شدم ولی واقعا این روزا وقتی تو خیابون راه میرم و زن وشوهرایی و می بینم که با هم راه میرن خیلی احساس تنهایی بهم دست میده .

    من یه پسرم هنوز سربازی نرفتم همه خانواده چششون به منه و کنکور بعد کنکورمم خانوادم ازم درسو خواهند خواست که تا مدرکم و نگیرن خبری از ازدواج نباشه.

    پدر مادرم میگن ازدواج ادمو از درس میندازه ازدواج چیه؟ ازدواج...! در صورتی که خودشونم تو سن پایین ازدواج کردن قبول دارم واسه ازدواج شرایطی میخواد قبول دارم باید شغلی داشته باشم باید یه مدرکی بگیرم باید یه حقوقی داشته باشم همش قبول ولی واقعا این حق هر کسی نیس که بهترین لحظات عمرشو کنار شریک زندگیش باشه کنار همدمش کسی که اونو به عنوان مردش قبول داره!

    باید قبول کنیم که همه ی ما چه از لحاظ عاطفی و چه از لحاظ جسمی نیاز به ازدواج داریم ولی چرا؟ چرا باید یه پسر مدرکش و بگیره سر کارم بره تازه تو موارد حادتر سربازیم رفته باشه که ... اگه قرار باشه مدرک و بگیرم تو رشته ی مورد علاقه و ادامه تحصیل و سربازی حداقلش 9 سال طول میکشه .

    یعنی قید ازدواج این نعمت خدا این ارامش درونی رو بزنم یعنی واسه درس و آینده باید قید همه چیمو بزنم چرا سن ازدواج اینقده بالا رفته از کجا معلوم مدرکمم گرفتم دختر خوبو با اخلاق گیرم اومد از کجا معلوم منو به خاطر مدرک و کارم نخواد.

     این مطلب برای همه صدق میکنه قبول دارم که پاک باشی پاک گیرت میاد نباشی نه ولی همیشه همه ی پاکا که از همه لحاظ خوب نیستن همه ی انسانا یه عیب هایی داریم خطاب من به همه ی مادر پدرایی که این مطلب و میخونید از جمله پدر و مادر خودم ازدواج یه امر مقدسه واسه درسو دانشگاه این نعمت پاک بچتونو نگیرین حتی واسه یه سال .


    پاسخ :

    سلام

    این که سن ازدواج بالا رفته طبیعی نیست . بدون شک ما داریم اون طوری زندگی مون رو به پیش میبریم که دیگران برای ما برنامه ریزی کردند .

    ما هم بدون این که حواس مون باشه داریم طبق نظر اون عده ی خاص زندگی می کنیم . جوون ها یه طرف ، پدر و مادرها از طرف دیگه و ضلع سوم هم مسئولین قرار دارن . همگی در این اتفاق ناگوار ( بالا رفتن سن ازدواج ) مقصریم . 

    ذره ذره فرهنگ ما رو عوض کردن . معیارهای بد رو جایگزین معیارهای مثبت کردند . معنویات رو زشت معرفی کردند و زرق و برق های دنیوی رو مهم جلوه دادند .

    جوون ها با تغییر معیارها ، پدر و مادر ها با آرزوهای خودشون و مسئولین هم با ندیدن بعضی حقایق دارن به مشکل بالا رفتن سن ازدواج کمک می کنند .

    برای حل این مشکل سه ضلع مثلت عوامل بالا رفتن سن ازدواج باید با هم همکاری کنن . مگه یه دختر و پسر چند سال قراره با هم زندگی کنن ؟! 50 سال ؟ 100 سال ؟ 

    جالب نیست که ما برای 50 سال زندگی مشترک این همه داریم حساسیت به خرج میدیم ولی غافل از این شدیم که میلیارها میلیارد سال قراره یه جای دیگه زندگی کنیم ؟

    واقعا چه اشکالی داره که یه دختر و پسر زیر 20 سال با کمک بزرگ ترها و تحقیقات مفصل با هم عقد کنن ؟! دختر خونه ی باباش باشه و پسر هم خونه ی باباش ؟! 

    بعدش با کمک هر دو خانواده برن سر خونه زندگی شون !

    اگه کمی از بعد معنوی به ازدواج نگاه کنیم خیلی از مشکلات حل میشه .

    امیدوارم یکی بیاد و یه سطل آب سرد رو سرمون بریزه و جلوی خوابگردی ما رو بگیره .

    موفق باشید


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۰ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۸)
    • ۳۱۸۹ بازدید توسط ۲۳۵۲ نفر
    • جمعه ۱۹ دی ۹۳ - ۱۹:۱۶

    من یه دختر ساده هستم که نمیتونه حقش رو بگیره

    بچه ها خواهش میکنم دعام کنید

    دلم خیلی گرفته، امروز از بس گریه کردم، سر درد گرفتم...، هر چقدر داد بزنم و شکایت کنم اصلا درکم نمیکنن، خونوادم افسردم کردن، اجازه ی هیچ کاری رو بهم نمیدن، 24 ساعته میخوان تو خونه باشم.

    من خیلی خستم. خیلی ... ، از همه ی دوستام عقب موندم، من از همه عقب موندم. برام دعا کنید. پس این خدا کجاست که به دادم نمیرسه ؟، پس کی میخواد به دادم برسه؟، امروز از ته دلم سر بروی آسمان بلند کردم و از خدا خواستم جونم رو بگیره، جونم رو بگیره تا هم من از دست شون راحت شم، هم اون ها از دستم راحت بشن، کاش بتونید درکم کنید. بخدا قسم هیچکس نمیتونه درکم کنه، دیگه هیچ کسی رو دوست ندارم ...، من یه دختر ساده هستم که نمیتونه حقش رو بگیره.

    من باختم. تو زندگی باختم...متاسفم برای خودم که چقدر ضعیفم.، برام دعا کنید بمیرم بلکه راحت بشم.

    ممنون که خوندین. ببخشید اگه خسته کننده بود.


    مرتبط :

    خدا بر اساس چه معیارهایی نعمت ها رو تقسیم کرده

    چرا خدا ما رو از همه آرزوهامون محروم کرده؟

    چرا خدا کمکم نمیکنه ازدواج کنم؟

    چرا خداوند بعضی آدمها را مادر زادی دوست نداره؟

    خدا کجایی؟ این سوال منو له کرده ...

    خدایا... یه دنیا دل گرفته ام

    چی کار کنم خدا من و خانوادم را ببینه ؟

    هیچ وقت از خدا نا امید نشید

    چرا خدا یه کاری برای ما نمیکنه

    صدامو داری خدا جونم؟

    دلم از خدا شکسته

    خدا کجاست که صدامو نمی شنوه؟

    چرا خدا همش میگه نه ؟

    چرا هر چی میگم خدا گوش نمیده ؟

    خدا منو دوست داره یا نه؟

    از خدا دلگیرم ... چرا جوابمو نمیده ؟

    خدا واقعا از خلقت من چه هدفی داشته؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۶)
    • ۲۰۰۰ بازدید توسط ۱۶۴۵ نفر
    • پنجشنبه ۴ دی ۹۳ - ۲۳:۴۳

    هیچ وقت از خدا نا امید نشید

    سلام بچه ها.

    من یه دخترم که ترم 2 دانشگاه با پسری اشنا شدم چند وقتی با هم بودیم خیلی بیرون میرفتیم . چون تو خوابگاه بودم و همه بچه ها دوست پسر داشتن خوب منم دوست داشتم حداقل کسی بهم محبت کنه. خلاصه برای اولین بار بار بود که دوست میشدم. من چادریم ظاهرمم خوبه .

    دلم میخواست برای یک بار هم که شده محبت جنس مخالفمو احساس کنم. برا اولین باری که همو دیدیم از خودم مطمئن بودم که عاشقم میشه اما من که سخت گیر بودمم از اون خوشمم اومد چون خیلی خاکی بود. 2 ماهی هر روز بیرون بودیم و دور میزدیم و من واقعا بهش وابسته شده بودم. تا یه روز یهو دستمو گرفت. واقعا تو اون لحظه شوکه شده بودم. حرارت دستش، حرفاش ... از اون روز به بعد هم عذاب وجدان و هم عشق بیشتر. تا اینکه موقع امتحانات که همش بهم اس میداد و اینا بعدش مشروط شدم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۷)
    • ۳۶۵۸ بازدید توسط ۲۷۲۵ نفر
    • پنجشنبه ۱۳ آذر ۹۳ - ۱۶:۱۳

    کاش پسر آفریده میشدم

    آخه این چه وضعشه؟ من خیلی از دست شما مردا شاکیم.از ازدواج هم میترسم.خیلی از دخترای دیگه هم مثل من این حرفا روشون تاثیر میذاره.میبینید که خانما تعجب کردن وحتی میگن اصلا سایز 90 نیست.

    خب حق دارن . آخه اینم شد حرف ؟ ما سایز 95 از کجا بیاریم؟؟؟؟ مردا که برای لذت میخوان ولی این سایز رو دختر بدبخت باید حمل بکنه وکلی دردسر برای مخفی کردنش از دید نا محرم.

    من با سایز 60 و اندام لاغر آخه به چه امیدی شوهر کنم؟ چه غلطی بکنم اگه مورد پسند شوهرم نبود ؟ ببینید مشاور چی گفته. میگه این مسایل باعثه طلاق میشه. آخه چرا اینقدر برای دختر سخت میگیرید؟

    خب وقتی من لاغرم البته نه زیاد. بقیه بهم میگن ریزه میزه و سایز 60. چکار کنم چاق بشم؟ اصلا نمیشه. من مدلم این شکلیه ولی دیگه اعتماد بنفس ندارم. بیشتر آقایون اینجوری سخت میگیرن، برای پرده هم جدیدا داستان درست کردن.

    اینا ظلمه به دختر و حداقل منو از ازدواج فراری میکنه.اصلا معلوم نیست فکرتون در مورد دختر چیه و برا چی آفریده شده؟ فقط برای سکس؟ من که دیوونه میشم اگه بفهمم شوهرم دوستم نداره و فقط برای سکس منو میخواد.

    اینکه بگه سینتو بزرگ کن، باسنتو چاق کن، لباتو اونکار کن و... یعنی منو فقط برای سکس میخواد و دوستم نداره. اگه دست خودم بود، نمیخواستم دختر باشم و کاش پسر آفریده میشدم. دلم برای خودم میسوزه . حق ندارم تو گفته هام ؟ حق با من نیس ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۷)
    • ۴۵۹۱ بازدید توسط ۳۴۳۶ نفر
    • شنبه ۱ آذر ۹۳ - ۲۳:۳۶

    حس میکنم که زندگیم از تعادل خارج شده

    تنهام، اعصابم از دست همه خورده، امروز از یه روانپزشک وقت گرفته بودم که نرفتم، می خواستم ازش در مورد خودارضایی بپرسم که حوصله نداشتمو خسته بودم و نرفتم. راستش من زیاد به این سایتا اعتمادی ندارم که بیام و در مورد خودم و زندگیم توش بنویسم ولی الان دیگه لبریزم، دوست دارم که با یکی در این مورد حرف بزنم، نوشتم طولانی میشه ولی دوست دارم که بنویسم:

    28 سالمه ، 6 یا 7 ساله بودم و در حالی که روی شکمم دراز کشیده بودم و در اون زمان اصلأ نمیدونستم که اینکاری که دارم انجام میدم، خودارضایی هستش ، مادرم اومد و بهم گفت که بابات گفته اگه یه بار دیگه اینجوری ببینمت پامو میذارم روی کمرت و اونو میشکنم و گفتش که اگه این کارو انجام بدی باردار میشی.

    همین جمله ی آخری مادرم که در مورد بارداری بود، تمام زندگی منو تا امروز که 28 سالمه داغون کرد، شاید مادرم فکر میکرد که با گفتن این جمله من میترسم و دیگه اینکارو نمی کنم ولی من به این قضیه ادامه دادم در حالی که هر بار خودم رو سرزنش می کردم، تو نمازهایی که میخوندم دعام این بود که باردار نشم، گاهی تو عالم بچگی اگه شکمم ورم میکرد، فکر میکردم که حامله ام و فکر خودکشی به سرم میزد، من به این کار عادت کرده بودم و انجامش میدادم. البته سالی که پشت کنکور بودم با خودم عهد کردم که انجامش ندم و ندادم، چند سالیم بود که به ندرت اینکارو میکردم ولی الان یه مدتی هست که استرس و فشار تو زندگیم زیاد شده و دارم دوباره با فواصل کم اینکارو انجام میدم و واقعیت اینه که دیگه مثل دوران نوجونی بهم لذت نمیده و بیشتر درد جسمیش برام میمونه، بگذریم. من چند تا سوال داشتم، لطفأ جواب بدین.

    1- خوب خدا رو شکر که همچین سایتی هست که میشه ازش کمک گرفت ولی می خواستم ببینم که کسانی که جواب سوالات کاربران رو مینویسن تخصصشون چیه، میشه رو حرفشون حساب باز کرد یا راهنماییشون مثل راهنمایی مادر منه که به جز یه عمر افسردگی چیز دیگه ای برام نداشت.

    2-می خواستم بدونم چرا من از 6 سالگی و بدون هیچ غریزه ای اینکارو کردم اینکه تو این سن اینجوری شدم باعث شده بود که فکر کنم با همسالام فرق دارم و به حالشون افسوس بخورم

    3-چرا این قضیه این همه سربستس،در موردش هیچ آموزشی نمیدن، با اینکه این اتفاق بیشتر تو سنین مدرسه اتفاق میفته و این همه مشاور تو مدرسه ها هستن، هیچ آموزشی در این باره نمیدن، سر کلاس دینی بودیم معلم داشت در مورد مبطلات روزه حرف میزد که گفت یکیش استمنا، یکی از بچه ها گفت خانم استمنا چیه؟ ، که اون چپ چپ نگاش کرد و چیزی نگفت . شاید اگر معلم ما اون موقع توضیح میداد که استمنا چیه من کمتر احساس سردرگمی میکردم.

    3- حداقل برای بچه هایی که تو سن بلوغن جزوه ی آموزشی در مورد بلوغ و خودارضایی و میل جنسی تهیه کنن به والدین و بچه ها بدن که این قدر نوجونا جواب سوالاتشون از کسانی که معلوم نیست تا چه حدی آگاهن نگیرن.

    4- من مشکلی با خودارضایی و ترک کردنش ندارم، تو این مدت بارها تونستم ترکش کنم و تا چندین سال انجام ندم،چیزی که باعث میشه اخیرأ دوباره به سمتش برم اینه که بعضی وقتا احساس خستگی، اضطراب و کلافگی زیادی میکنم که برای خلاصی از این حس اضطراب و بی حوصلگی خودارضایی رو انجام میدم.

    لطفأ راهنمایی کنید حس میکنم که زندگیم از تعادل خارج شده. ممنون


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۵)
    • ۲۲۲۲ بازدید توسط ۱۶۶۹ نفر
    • دوشنبه ۱۲ آبان ۹۳ - ۱۱:۰۴

    چرا خدا ما رو دوباره سر راه هم قرار داد ؟

    سلام دوستان گلم ...

    من یه پسری اومده بود تو زندگیم یه مدت کوتاه ..

    که میخواست با هم باشیم ولی آخرش من قبول نکردم و رفت ...

     بعد از اینکه اون پسر رفت من خیلی اذیت شدم اولش بیخیال بودم فکر میکردم چیزی نمیشه اما فرداش یدفه به خودم اومدم دیدم دلم براش تنگ شده و لحظه شماری و روز شماری میکنم تا شاید برگرده ... دیگه هر روز و هر شبم شد گریه ... خیلی حالم بد بود  البته هنوزم هست ...


    از آخرای مرداد تا الان همینطورم ... هر کاری هم کردم بیخیالش شم نشده اصن فکرش مث خوره افتاده به جونم خواب میرم بیدار میشم همش فکرش باهامه صداش تو گوشمه به هر دری زدم فکرش جدا نشده ازم حتی چقدر خودمو میزدم به بیخیالی اما یدفه یه خاطره ازش یادم می اومد و باز مث قبل میشدم ... سالها بود واسه هیچ پسری اینجوری نشده بودم...


    تا اینکه تو  اینترنت به متن زیر برخورد کردم ... :


     وقتی دیگران آزارتان می دهند یا نومیدتان می کنند معنایش چیست ؟

     چون دیگران نیز فرزندان پروردگارند ، نمی توانند موجب شکست ، یأس ، تحقیر ویا شرمندگی ما بشوند . شاید هنگامیکه از سر راهمان می گذشتند لغزیده باشند . اما آنها نیز فرزندان خدا هستند، فرزندانی که موقتأ راه خود را گم کرده اند . به این دلیل سر راه ما قرار گرفتند که به دعای خیر ما نیاز داشتند .

    آنها هر کاری بکنند یا نکنند ، وجودشان مانع از پیشرفت و کامیابی ما نمی شود .آنها موهبت ما را از دستمان نمی گیرند ، زیرا قادر به این کار نیستند . حتی اگر چنین به نظر برسد که اندک مدتی آزارمان داده اند ، بنا به مشیت الهی بر سر راهمان قرار گرفته اند.

    دلیل این که گاه مردم ما را می آزارند این است که روح آنها توجه الهی و دعای خیر ما را می جوید . اگر برای آنها برکت و آمرزش بطلبیم ، دیگر آزارمان نمی دهند . از زندگیمان بیرون می روند و خیر . صلاحشان را جایی دیگر می یابند .

    کاترین پاندر


     اون به دعا نیاز داشته...چیزی که خودم هم حسش میکردم ..همیشه وقتی دعاش میکردم آروم میشدم ..

     هر موقع فکرش باعث آزارم میشد میدونستم تا دعاش نکنم آروم نمیشم و همین بود که باعث میشد تو نماز شبم دعاش کنم وقتی نماز شب میخونم و دعاش میکنم خیلی اروم میشم خیلیییی ...طوری که با هیچی اروم نمیشم فقط وقتی براش دعا میکنم آروم میشم... 


    وقتی این متن و خوندم فهمیدم علت حضورش تو زندگیم چی بوده ..

     و کلا میدونم علت حضورمون تو زندگی هم چی بوده ما یه مدت کوتاهی اومدیم تو زندگی هم چون تو اون برهه از زمان به هم نیاز داشتیم اون به دعای من و من به حرفای اون ...


     اون به دعا نیاز داشته چون یادمه اون موقع هم بهم گفته بود براش دعا کنم و بنظرم اومد مشکلات زندگیش داره اونو به گناه میندازه ...و ازون ورم همونطور که گفتم من هر موقع فکرش اذیتم میکنه تا دعاش نکنم اروم نمیشم ...پس همه اینا یعنی به دعا نیاز داشته و داره


    منم تو اون برهه از زمان به حرفای اون احتیاج داشتم چون من یه تصمیم مهم داشتم می گرفتم و اگه اون نبود و اون حرفارو به من نمیزد و راهنماییم نمی کرد من تصمیم اشتباهی رو گرفته بودم که بدجور پشیمون میشدم و بیچاره میشدم اصن! 

    من به خدا گفته بودم اگه مال هم نیستیم پس دیگه هیچوقت برنگرده هیچوقت هم نبینمش .. اصلا هم فکرشو نمیکردم ببینمش 

    اما در اوج ناباوری و درست موقعی که با هزار جون کندن داشتم نبودشو باور میکردم تا کم کم فراموشش کنم یدفه بصورت اتفاقی تو خیابون دیدیم همدیگرو !


    همین جمعه ای که گذشت ! بعد از حدود 2 ماه دیدیم همو !

     همه چی خیلی سریع اتفاق افتاد ! یدفه دیدم روبروی همیم و از کنار هم رد شدیم !

    داشت با موبایلش صحبت میکرد و صداشم شنیدم ! آخ که چقدر دلم براش تنگ شده بود ! 

    حالا از اون موقع تا حالا برام سواله که چرا ؟؟ واقعا چرا؟؟ چرا دوباره دیدمش؟ چرا دوباره باید می دیدمش؟

    اونم درست موقعی که بعد از کلی کلنجار داشتم نبودشو و این که واقعا رفته و تموم شده رو باور میکردم تا فراموشش کنم چرا باید می دیدمش؟

     به خدا گفتم خدایا من بهت گفته بودم اگه مال هم نیستیم دیگه برنگرده و هیچوقت هم همو نبینیم .. مگه ما مال همیم که ما رو دوباره سر راه هم قرار دادی؟ اونم درست موقعی که کم کم داشتم فراموشش میکردم و حالا با این دیدار بدتر شدم ! و داغ دلم تازه شد و نمیتونم فراموشش کنم !

     چرا قسمت نیست فراموشش کنم ؟ چرا هر کاری کردم تا از یادم بره نمیره ؟چرا تا داشتم با نبودش کنار می اومدم طوری شد که ببینمش تا فراموشش نکنم ؟

    من سالهاست نه به کسی دل بستم نه هیچی ولی این یکی نمیدونم چه جوری و چرا رفت تو دلم ! اصلا نفهمیدم چی شد ! که حتی وارد زندگیم شد ! خیلی اتفاقی شد !


    حتی تا وقتی بود به این شدت اینجوری نبودم از وقتی رابطمون تموم شد تازه فهمیدم به سر دلم چی اومده ! مث دیوونه ها منتظر برگشتش بودم و حالا هم که دوباره دیدمش قلبم بدجور براش میزد ! نفسم گرفته بود ! و مات و مبهوت مث دیوونه ها نگاش میکردم !


    تو این چند سال برا هیچ پسری اینجوری نشده بودم ! نمیدونم سر این چم شده !


    یادمه اون اول که خیلی با هم لج بودیم یه بار بهم گفت میدونی  خودمونو می بینم یاد چی میفتم ؟ یاد اون فیلمه که شهاب حسینی بازی کرده بود اولش با دختره لج بودن یدفه عاشق هم میشن و.... گفت خدا رو چه دیدی ؟ شاید ما هم عاشق هم شدیم ....

    حرفش راست در اومد ! حالا من عاشق اون شدم ....

    اما اونو نمیدونم ... حتی نمیدونم چه حسی داره یا چقدر یادم میفته فقط میدونم دوسم داره ... ولی نیومده سراغم یخورده هم حق داشته چون باهاش بد رفتار کردم مخصوصا روز اخر ... درکش نکردم به قول خودش بهش تهمت زدم توهین کردم قضاوت کردم ... اعصابشو خورد کردم ...


    من منتظر برگشتش بودم اما گفته بودم خدایا اگه مال هم نیستیم برنگرده راضی بودم به رضای خدا و تحمل میکردم .. برنگشت .. نمیدونم شایدم اس داده بهم اما بهم نرسیده چون شده این مدت کسی بهم اس بده اما نرسه ...

     ولی اینم گفته بودم که خدایا اگه مال هم نیستیم همدیگرم نبینیم واقعا نمیدونم چرا خدا ما رو دوباره سر راه هم قرار داد .. حکمت این یکی و نفهمیدم ...حکمت همه رو فهمیدم الی این یکی ... همه چی خیلی اتفاقی رخ داد و دست به دست هم داد تا همدیگه رو ببینیم انگار خدا جور کرده بود همدیگه رو حتما همون روز ببینیم ...


    نمیدونم والا ببخشید سرتونو درد اوردم از نوشتن این متن دوتا قصد داشتم یکی اینکه درد دل کنم دوما و مهم ترینش این که از همتون بخوام برای این پسر خیلی دعا کنید

     یکی برای اینکه خدا به راه راست هدایتش کنه یکی هم اینکه مشکلاتش حل شه .. کلا خواهش میکنم براش دعا کنید مخصوصا برای هدایت شدنش به راه درست و راست ... حیفه این پسر .... دلم براش میسوزه ..برای منم دعا کنید حالم خوب شه ...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۷)
    • ۴۶۸۵ بازدید توسط ۳۳۸۵ نفر
    • سه شنبه ۲۹ مهر ۹۳ - ۱۵:۵۱

    حس می کنم پاکی روحم رو از دست دادم

    سلام

     من یه دخترم و فوق العاده ناراحت و پشیمون بابت کار اشتباهی که دو سه سال پیش مرتکب شدم . روز های طولانی و گرم تابستون از رو بیکاری مینشستم پای کامپیوتر و تو شبکه های اجتماعی میچرخیدم . همه ی این شبکه ها هم , شبکه هایی هستند که به اصطلاح دارای مجوز رسمی هستند و فیلتر نشدند اما متاسفانه روی این شبکه ها هیچ نظارتی صورت نمیگیره .

    خلاصه از صبح که از خواب بیدار میشدم مینشستم پای کامپیوتر و فقط موقع ناهار و شام بیرون می اومدم . میدونید اهل دوستی با پسر ها نبودم و تا به حال حتی یک کلمه هم از نزدیک با هیچ پسری صحبت نکردم اما تو دنیای مجازی همه چیز یه جور دیگه است .

    من دختر خجالتی هستم اما زمانی که تو نت بودم خیلی راحت حتی با یک جنس مذکر شوخی میکردم . خصوصا فضای اینجور شبکه ها جوریه که ناخوداگاه دوست داری خودت رو خیلی اجتماعی و به قول معروف با حال نشون بدی .

    توی اون دو سه ماه با اینکه خیلی پیام خصوصی با پیشنهاد اینکه هم دیگه رو ببینیم و شماره رد و بدل کتیم و از این چیزا تو اون شبکه ها بهم میشد اما خدا شاهده حتی یک بار هم وسوسه نشدم که قبول کنم و در واقع عاقبت اینجور مسائل رو میدونستم و حتی فکر ملاقات با اون آدما هم به ذهنم خطور نمیکرد اما شوخی و شکلک ها ی مختلف یاهو و جوک ها و حرف های مسخره جزو لاینفک چرخیدن تو این شبکه ها بود.

    گاهی وقت ها هم آدمای کثیفی بودند که از هر فرصتی استفاده میکردند تا بحث رو به سمت مسائل نامربوط و مستهجن بکشونند . تو این مورد اخری همیشه خیلی تند برخورد میکردم البته . خلاصه وضعیت جوری بود که حتی اگه یک روز وارد اینترنت نمیشدم و اون جوک ها و مطالب وقت تلف کن و چرت رو نمیخوندم و تو بحث های مزخرف گروهی با ادمای علاف تر از خودم شرکت نمیکردم روزم شب نمیشد .

    بعد از اون سه ماه تابستون یادم نیست چه اتفاقی افتاد و کی چی گفت که به خودم اومدم و فکر کردم من که تو یه خانواده ی تحصیل کرده و نیمه مذهبی بزرگ شدم و پدر و مادرم همیشه از هر لحاظ (مادی و معنوی ) ازم حمایت میکردند و هیچی کم ندارم چرا باید با آدمای سرخورده و پر از عقده های جنسی هم صحبت بشم که فقط وقتم رو تو تابستون بگذرونم . پسرایی که وقتی باهاشون صحبت میکردم میفهمیدم که ه رو از ب تشخیص نمیدادند ولی از رو عادت باز هم صبح روز بعد میرفتم سراغ اینترنت و باهاشون حرف میزدم . خلاصه اون روز عضویتم رو از همه ی اون شبکه ها لغو کردم و دقیقا یادمه که اون روز چقدر گریه کردم چون احساس کثیف بودن بهم دست داده بود . 

    سال بعد از اون قضیه ها کنکور داشتم و با یه رتبه ی فوق العاده رشته ای که دوست داشتم قبول شدم و الان یک ساله که دارم تو بهترین دانشگاه تهران درس میخونم . همه چیز از هر لحاظ برام فراهمه . دانشگاهی که توش درس میخونم سطح علمی خیلی بالایی داره جوری که تنها رتبه های خیلی بالا رو پذیرش داره بنابراین همه ی هم کلاسی هام چه دختر و چه پسر از نظر اخلاق و درس و خانواده نمونه هستند و تازه الان دارم میفهمم دوست درست و حسابی که شایسته باشه آدم باهاش معاشرت کنه چه خصوصیاتی داره .

    اما با وجود همه ی این ها هر لحظه اون سه ماه مزخرف تو ذهنمه . وقتی دوستام با افتخار از این که تا به حال با هیچ نامحرمی شوخی نکردند صحبت میکنند احساس حقارت بهم دست میده و بغض میکنم . از همتون خواهش میکنم حتی تو فضای مجازی هیچ وقت با هیچ پسری صحبت نکنید چون عذاب وجدانش بعد ها حتما باهاتون میمونه . گاهی وقت ها فکر میکنم من دارم خیلی سخت میگیرم ولی بعد یه چیزی مدام تو گوشم میخونه که با سه ماه ندونم کاری اون پاکی روح خودم رو برای همیشه از دست دادم .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷)
    • ۱۵۹۰ بازدید توسط ۱۳۲۱ نفر
    • پنجشنبه ۱۷ مهر ۹۳ - ۱۰:۱۳

    اگه دختر چادری سوار ماشین شخصی شد، قصد دوستی داره؟

    سلام

    من یه دختر چادریم. چند مدته به خاطر اینکه دیر به کلاسم نرسم هر از گاهی مجبور میشم سوار ماشین شخصی بشم چون تاکسی خیلی سخت گیر میاد و یا مسیرشون به مسیر من نمیخوره ولی چند باری که سوار شدم دیدم وقتایی که رانندش پسر جوونه سعی میکنه سر حرف باز کنه یا شماره بده و من در عین ناباوری پیاده میشم چون فکر میکنم باید از نوع پوشش من متوجه بشن که من اهل شماره دادن و شماره گرفتن نیستم.

    در ضمن من اهل آرایش کردن هم نیستم، لباس جلف یا رفتار جلفی هم ندارم، هر چقدر دنبال اشکال کار میگردم پیدا نمیکنم جز اینکه راننده فکر کنه چون من سوار ماشین شخصی شدم حتما قصدم دوستیه!

    آیا دید همه نسبت به دختری که مجبوره سوار ماشین شخصی بشه اونم با چادر همینه؟!


    مرتبط:

    خیلی سخته 2 ساعت تو در ماشین مچاله بشم...

    دلیل اصرار بعضی از آقایون به جلو نشستن دختر در ماشین


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۰ مطلب مشابه) مسائل خانم های چادری (۱۰۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۲۴۶۹ بازدید توسط ۲۰۴۴ نفر
    • يكشنبه ۱۳ مهر ۹۳ - ۰۹:۲۵

    امیدوارم با خوندن درد و دلم سرتون درد نگیره

    سلام 

    امیدوارم اگر این پستا خونید و درد دل منو شنید سرتون درد نگیره و با نظراتتون بتونید منو کمک کنید 

    درست چند هفته پیش بر حسب اتفاق تقویما که دید دیدم ای دل غافل من چند ماهه دیه میرم تو 25 سالگی نشستم ببینم تا الان چیکار کردم دیدم هیچی یه حس خیلی بدی بهم دست  یه حسی که نا امیدم کرد یه حسی  که دست از سرم بر نمی داره نمی دونم چظور بگم نشستم فکر کردم به خاطر یه شرایطی خیلی احتمالش کمه مثلا من تا دو سال دیگه ازدواج کنم تازه بعدش خدا چی بخواد ی یه لحظه نگاه به دوستای متاهل خودم کردم دیدم چه خوشبخت چه نا راضی مثلا دوران عقد عروسی خونه داشتن نداشتن خونه دار شدن با شوهرشون زندگی ساختن بچه دار شدن (به قول معروف افتاده رو غلطک) ولی من چی هنوز شروع نکردم از یه جهت دیگه هم نگاه کنی احساسم بهم میگه هر چیزی یه دوره ای داره من خودم معتقدتم یه متاهل تو خیلی چیزا با یه مجرد تاد رو فرق می کنه بایدم باشه  (مثل رفتارای عاظفی پوشش و..).من مطمنم فلان فامیل ما که 20 سالشه و ازدواج کرده شاید تو خیلی موردا از منی که 4 سال ازش بزرگترم فرق  داره چون متاهل شده (اضلا از اون می پزیرن ولی من نه).احساسم میگه حتی وقتی شدی 30 سالت حتی اگر تازه عروس باشی دیگه نمیشه خیلی کارا اگر خیلی رفتارا داشت همه میگن از تو گذشته نمی دونم ( یه مثال بزنم یه دوستنم 26 سالیگی ازدواج کرده بود روز ولنتاین اومده بود برا شوهرش خوب یه کادو فانتزی بخره همه گفته بودم دیگه زشت تو هه خوب گناه او چیه که تازه ازدواج کرده و تموم عمرش اهل دوستی نبوده که این کارا کرده باشه که حالا نخواد بکنه )

    واقع اینجوریه شما نظرتون چیه یعنی دیگه دیره؟؟؟؟؟ (شکلک گریه دار شدید )


    از یه جهت دیگه هم من خودم ادمیم که خیلی دوست دارم فعالیت داشته باشم چیزی یاد بگیرم  موفق باشم از راکد بودن بدم میاد ولی به خاطر شرایطی انجام ندادم یکیش مثلا خانواد هی من خیلی علاقه دارند من ارشد می خوندم ولی من دوست نداشتم من دوست داشتم تو ضمینه های هنری فعالیت کنم ولی چون پدرم اینکارا را قبول نداشتن به نظرشون احترام گذاشتم باهاشون درگیر نشدم چون پدرم بودن ولی با دلگریمی اینکه انشا... با کسی ازدواج می کنم که موافق باشه و من میرم سمت اینا ولی چه فایده دیگه دیره کی وقت دارم برم سمت اینکارا .........تازه اگر شانس بیارم طرفم موافق باشه (شکلک دعا)

    این مورد که گفتم یکی از این شرایط بود شاید با پا فشاری  می تونستم برم سمت ...چیزی مهمی نبود ولی من حتی پا فشاری نکردم چون  می دونستم به خاطر مسایلی اگر من بخوام برم  یه سختی ها به خانواده ام تحمیل میشه ( نه چون کار هنریه یا علاقه منه خاظر یه مسایلی) ( مدیونید خداوکیلی اگر فکر کنید مسائل مالیه  همیشه مسائل مالی محدودیت نیست) من گذشتم از خودم به امید اینده (هیچ منتی هم بر سر خانواده ام نمی زارم چون خانواده ام برام از هرچیز مهمتره کی مهمتر از پدر و مادرم)ولی میدونید وقتی یکی از دوستاما دیدم که با تمام مخالفت خانوادش یا اجباری که بر خانوادش کذاشت رفت پی علاقش  هرچیه الان راضیه خوشحاله بازم مثل من احساس پوچی نمی کنه ولی همهی اینا به کنار می دونید خیلی دردم گرفت وقتی همین خانواده ای که خیلی دوستشون دارم بر گشتن گفتن خوشبحال فلانی بچش  موفقه و احساسم میگه ندیدن من گدشتم که اونا راحتر باشن 


    واقعا دیگه دیره من چکار کنم از این پوچی در بیارم از این که زندگیم داره هدر میره واقعا ناراحتم (شکلک افسردگی و زجه )

    بازم ممنون اینکه حداقل خوندید (شکلک گل)


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸)
    • ۱۵۹۴ بازدید توسط ۱۳۳۲ نفر
    • سه شنبه ۱ مهر ۹۳ - ۲۰:۴۶

    با این مهریه ها نمی صرفه ازدواج کنم

    بنده پسری 27 ساله هستم و فوق لیسانس دارم شغلی دارم که راحت میشه باهاش یک خانواده رو چرخوند دو بار خواستگاری رفتم ولی اینقدر مهریه رو بالا گفتن که پاپس کشیدم مگه من چه گناهی کردم که باید اول ازدواج این همه برم زیر قرض ، قرضی که اگه این دنیا پرداخت نشه اون دنیا باید دینتو ادا کنی می دونید اصلا چیه الان داییم و برادرم هر دوتاشون مهریه زناشون بالاست .هیچکدوم نمی تونن به زنشون بگن بیرون رفتنی حجابتو رعایت کن هیچ کنترلی نمی تونن رو زنشون داشته باشند . به خاطر ترس از مهریه منم تصمیم گرفتم تا آخر عمرم مجرد بمونم .

    خدارو شکر از نظر جنسی طبعم سرده فشار جنسی حالیم نیست فقط خواستم سر و سامون بگیرم ولی با این مهریه ها نمی صرفه . دیگه قید ازدواج و زدم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۸)
    • ۴۵۳۶ بازدید توسط ۳۴۱۴ نفر
    • يكشنبه ۲۳ شهریور ۹۳ - ۱۳:۴۹

    حرف های پدر و مادرم آزارم میده

    کاش . منم 21 سالمه حس تو رو دارم .دارم یه رشته ای میخونم نمی دونم چی میشه . حرفای پدر و مادرم بیشتر از همه بدرم آزارم میده دیشب بهم گفت مادرت 18 سالگی شوهر رفته تو 2 سالم بیشتر موندی فکر کن اونم بین عموم و زن عموم و مامان بزرگم .

    منم خسته شدم هر روز دارم روزامو شب می کنم و شبام رو روز که چی شه نمی دونم . به هیچ امید ندارم تنها دلخوشیم اینه که دانشگاه برم . برم بیش دوستام از اول مهر .حال بدی دارم خودم احساس می کنم افسردم احساس انجام هیچ کاری رو ندارم یه نا امیدی زیادی تو دلمه .حرفم رو به هیچکس نمی تونم بگم اگه با کسی حرف بزنم مخصوصا بدرم همو حرفو به طعنه بهم برمی گردونه .احساس هیچی می کنم .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰)
    • ۳۲۸۱ بازدید توسط ۲۵۷۰ نفر
    • جمعه ۱۴ شهریور ۹۳ - ۰۹:۲۸

    هر کاری انجام می دم به بن بست می خوره

    سلام سوال من درباره ی موضوعی هست که نمی دونم چطور مطرحش کنم. من احساس می کنم که خدا من رو دوست نداره؟ آخه هر کاری انجام می دم به بن بست می خوره و مشکلاتم کم نمیشه بیش ترم می شه. چیکار کنم که خدا منم دوست داشته باشه و به منم نگاه کنه؟ سوالم شاید از روی ضعف ایمان باشه اما از کفر نیست. دیدم بعضی ها از این جور سوالات می پرسن اما جواب هایی که خوندم من رو قانع نکرده. می خوام خوشبخت بشم و در عین حال بنده ی خوبی برای خدا باشم چیکار کنم؟ من خیلی بد بودم و حالا می خوام خوب باشم هم برای خدا و هم برای همسر آینده ام اما همش فکر می کنم دیگه دیر شده و نمیشه نه این که کارام به بن بست می خوره. راستی چیکار کنم که دیگه به بن بست نخورم؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷)
    • ۱۵۳۸ بازدید توسط ۱۳۱۵ نفر
    • شنبه ۸ شهریور ۹۳ - ۲۳:۴۶

    چطوری میتونم امیدوار باشم؟

    من خیلی خستم. این زندگی رو دوست ندارم .آدماشو دوس ندارم. دیگه هیچی خوشحالم نمیکنه. الان شما به چه امیدی زنده اید؟ دوس داشتم زندگیم یه جور دیگه بود. دوس داشتم خونوادم کسایی دیگه ای بودن. اصلا دوس دارم تنها زندگی کنم. وچرت وپرتای هیچکسو نشنوم. من از زندگی بیزارم. سیرم.خسته ام. بهم بگید به چه امیدی این زندگی لعنتی رو ادامه بدم؟ هیچ چیز اون جوری که میخوام نیس. من خسته م. م

    یخوام زندگیم یا تموم شه یا 180 درجه عوض بشه. یه دختر 20 ساله ی مجردم.خسته شدم از فقر وبی پولی. از اینکه هیچکی درکت نمیکنه. از اینکه به هیچ کدوم از آرزوهام نرسیدم. خسته شدم از اینکه هدفهام واسه کسی مهم نیس. خسته شدم از غصه خوردن وگریه کردن وحسرت خوردن وبیخوابی های شبانه خسسسته شدم. دیگه هییییچکیو دوس ندارم. من حیف شدم بین این همه ظلم.بخدا حیف شدم. چطوری میتونم امیدوار باشم؟ مگه امیدی هم باقی مونده؟ کاش زندگیم یه جور دیگه بود......کاش.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۲۰۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۶)
    • ۳۳۴۹ بازدید توسط ۲۳۸۶ نفر
    • شنبه ۸ شهریور ۹۳ - ۱۶:۰۰

    برو بالا
    سری دوم موضوعات خانواده برتر
    عشق ازدواج حجاب خواستگاری روابط اجتماعی محبت معیارهای ازدواج شناخت خواستگار اعتماد به نفس سربازی طلاق مطالب از تبار خاک ... معیارهای ازدواج دختران دوران نامزدی سابقه دوستی قبل از ازدواج معرفی کتاب ترک خودارضایی میل جنسی رسیدن به آرامش قانون جذب