خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی

جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
صفحات خاص
صفحات کاربران
مسائل روز
به روز شده ها
جدیدترین نظرات خیلی مهم خرید و فروش بک لینک و رپورتاژ
پاسخ به سوالات مربوط به طراحی سایت با وردپرس و سئو کردن مطالب (۲۴۱۸ بازدید توسط ۱۱۹۷ نفر)
چند نکته در مورد تائید نظرات با توجه به شروع فصل مدارس (۱۲۸۲ بازدید توسط ۸۰۹ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۷۱۶۱ بازدید توسط ۴۳۹۴ نفر)
خلاصه ی نکاتی که از خانواده ی برتر آموختید رو بیان کنید (۲۱۴۵ بازدید توسط ۱۴۵۶ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۶۵۸ بازدید توسط ۱۰۹۰ نفر)
رفع یک سوء تفاهم در عدم پاسخگویی به سوالات و درخواست های شما (۴۷۴۵ بازدید توسط ۳۷۸۱ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۱۰۴۲ بازدید توسط ۶۹۶ نفر)
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 2 (۱۴۰۲۹ بازدید توسط ۸۳۴۴ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۱۵۴۹ بازدید توسط ۱۱۱۵ نفر)
نوع برخورد با پست هایی که فکر می کنید سرکاری باشند (۱۷۶۱ بازدید توسط ۱۱۴۸ نفر)
ترویج فرهنگ کتابخوانی (۱۰۳۵ بازدید توسط ۷۸۶ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۲۹۶۳ بازدید توسط ۲۱۸۶ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۶۶۶ بازدید توسط ۵۵۷ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۴۶۸ بازدید توسط ۳۸۷ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۵۵۵ بازدید توسط ۱۲۴۹ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۲۸۸ بازدید توسط ۱۰۷۲ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۶۰۲ بازدید توسط ۱۲۰۵ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۱۷۶۷۴ بازدید توسط ۱۰۸۳۶ نفر)
صفحه نکته های آموزنده روانشناسی (۱۴۱۱ بازدید توسط ۱۱۵۰ نفر)
صفحه درد دل های پسرونه (۴۰۵۵ بازدید توسط ۳۰۰۰ نفر)
صفحه درد ودل های دخترونه (۴۵۴۹ بازدید توسط ۳۴۴۵ نفر)
صفحه آشپزی خانواده برتر (۱۶۲۹ بازدید توسط ۱۱۵۹ نفر)
دلتنگی های عاشقانه و غیر عاشقانه (۲۶۵۸ بازدید توسط ۲۰۸۰ نفر)
حق الناس دل شکستن (3) (۱۵۶۱ بازدید توسط ۱۲۰۴ نفر)
جملات روانشناسی، حکیمانه و زیبای بزرگان درباره ازدواج (۵۰۱۳ بازدید توسط ۴۲۶۱ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (3) (۵۱۳۰ بازدید توسط ۳۵۴۲ نفر)
صفحه امید به زندگی 2 (۱۰۶۰۵ بازدید توسط ۶۸۷۶ نفر)
صفحه گفتگوی دختران و پسران بالای 30 سال (۵۴۲۳ بازدید توسط ۴۱۴۷ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۳۷۵۲ بازدید توسط ۲۵۱۲ نفر)
در مورد پست های رمزدار (۱۴۰۴ بازدید توسط ۱۱۸۸ نفر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۶۶۷۸ بازدید توسط ۴۸۵۱ نفر)
توضیح به خانواده برتری های جدید در مورد نظرات ستاره دار (۱۱۸۸ بازدید توسط ۹۴۷ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۱۲۵۳ بازدید توسط ۱۰۶۱ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان (۲۵۰۱ بازدید توسط ۱۹۴۰ نفر)
توضیح در مورد ابزار اشتراک مطالب (۸۶۴ بازدید توسط ۷۲۸ نفر)
تصحیح برداشت اشتباه در مورد طرح آشنایی بیشتر بین کاربران (۳۱۹۵ بازدید توسط ۲۳۶۶ نفر)
نظرات کدام یک از کاربران روی شما تاثیر مثبت گذاشته ؟ (۳۰۱۳ بازدید توسط ۲۱۸۲ نفر)
آشتی کنان، حلالیت طلبی و نقد پذیری کاربران خانواده برتر (۲۲۴۰ بازدید توسط ۱۶۶۸ نفر)
التماس دعا (۸۹۵۹ بازدید توسط ۷۱۳۴ نفر)
پیشنهاد مطلب به سایر کاربران (۹۱۸ بازدید توسط ۷۶۶ نفر)
پیشنهاد پست های ویژه هفتگی (۱۵۳۲ بازدید توسط ۱۲۰۱ نفر)
پربازدیدترین مطالب روزانه خانواده برتر (۱۴۰۰ بازدید توسط ۱۱۷۷ نفر)
خدایا شکرت که ... (۳۱۶۷ بازدید توسط ۲۴۰۰ نفر)
صفحه نکته های خانه داری (۱۶۱۸ بازدید توسط ۱۲۳۷ نفر)
معرفی مراکز خرید مخصوص خانم ها (۱۴۹۹ بازدید توسط ۱۲۵۶ نفر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۳۲۶۳ بازدید توسط ۲۶۴۷ نفر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۳۷۸۳ بازدید توسط ۲۹۶۹ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۱۲۱۸۷ بازدید توسط ۷۷۹۷ نفر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۸۳۹۶ بازدید توسط ۱۸۳۴۰ نفر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۱۸۷۳۲ بازدید توسط ۱۴۰۴۹ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۷۱۶۱ نمایش) - (۲۶۷ نظر)
صفحه شخصی 🌏 Anahita 🌎 (۱۵۹۹ نمایش) - (۸۲ نظر)
صفحه شخصی "مهشید" (۲۲۵۲ نمایش) - (۱۷۲ نظر)
صفحه شخصی berelian (۸۰۹ نمایش) - (۴۵ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۳۵۰۳ نمایش) - (۱۹۲ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۶۲۰ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۴۰۲ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه ی شخصی دختر باران (۶۵۵ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۵۸۶۴ نمایش) - (۵۶۷ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۴۱۴۲ نمایش) - (۳۰۶ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۷۲۸۲ نمایش) - (۲۱۳ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۱۲۶۹ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۲۰۴۹ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۲۱۹۶ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۶۲۰۶ نمایش) - (۳۷۸ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۱۲۵۹ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۳۱۰۸ نمایش) - (۳۰۸ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۱۹۴۵ نمایش) - (۵۴ نظر)
صفحه شخصی هجران (۱۴۱۰ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۶۳۵ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۱۲۱۹ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی فان (۲۴۶۴ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۲۶۰۸ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۱۳۱۸ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۹۴۶ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۱۲۰۷۱ نمایش) - (۱۰۰۵ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۵۴۳۰ نمایش) - (۲۲۹ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۷۹۵۷ نمایش) - (۳۴۹ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۶۴۰۲ نمایش) - (۱۴۰ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۲۱۲۹ نمایش) - (۶۷ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۸۳۴۰ نمایش) - (۳۸۲ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۱۳۶۰ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۱۸۲۹ نمایش) - (۴۲۳ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۱۲۶۹ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۱۵۶۳ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۲۰۴۲ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۱۵۵۸ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۶۳۸۹ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۳۱۱۲ نمایش) - (۴۹ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۱۳۶۱ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۱۲۹۵ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۱۵۳۰ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۷۰۱ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۱۷۲۰۳ نمایش) - (۵۴۱ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۱۳۳۱ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۱۵۸۳ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۱۴۵۸ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۱۵۸۰ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۱۷۰۶ نمایش) - (۷۳ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۱۵۶۵ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۴۵۰۷ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۲۰۸۶ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۲۲۵۶ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۱۹۲۹ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۲۵۰۸ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۲۴۴۶ نمایش) - (۲۸ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۵۷۵۹ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۱۹۳۴ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۲۱۵۹ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۱۷۹۲ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۲۲۴۴ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۲۷۰۳ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۵۹۷۰ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۹۷۲ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۳۱۱۴ نمایش) - (۷۴ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۲۰۷۵ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۲۳۵۸ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۲۵۴۲ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۷۲۷۷ نمایش) - (۳۱۷ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۲۶۵۷ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۲۱۲۳ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۲۲۹۰ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۱۵۶۹ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۱۸۴۷ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۵۸۳۶ نمایش) - (۷۳۸ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۱۵۶۱ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۹۶۲ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۱۰۷۷۶ نمایش) - (۲۶۸ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۶۴۳۴ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۱۶۱۰ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۴۵۸۶ نمایش) - (۱۰۰ نظر)
صفحه شخصی " خاله باران " (۶۵۱۹ نمایش) - (۴۱۰ نظر)
صفحه شخصی " همسر اقای امیر_متاهل " (۱۵۲۶ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " تقوی " (۱۱۳۷۴ نمایش) - (۴۳۲ نظر)
صفحه شخصی " جیگیلی بیگلی " (۱۵۴۱ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " پرتو خورشیدی " (۲۷۵۱ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی " Papillon :-) " (۱۳۴۴ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " رضا سرچشمه " (۱۳۲۳۹ نمایش) - (۴۸۴ نظر)
صفحه شخصی " eror " (۱۴۱۹ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۲۳۹۴ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی " پرواز ... " (۱۱۷۳ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " ¤¤ سجاد ¤¤ " (۱۳۹۰ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " میثم 23 " (۱۱۰۴ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی " *[adam]* " (۲۰۲۵ نمایش) - (۷۹ نظر)
صفحه شخصی " زهرا سادات " (۱۵۷۰ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " صبا :) " (۵۴۶۲ نمایش) - (۴۴۸ نظر)
صفحه شخصی " بهار 23 " (۹۴۹ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " خـــــــــــرپـــرنـــده " (۲۲۶۵ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " N.A " (۱۲۶۱ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " sophist " (۱۰۶۳ نمایش) - (۵ نظر)
یه ملت چطور می تونه بدون جنگ و خونریزی به مرحله دمکراسی برسه؟ (۲۰۴۴ بازدید توسط ۱۱۶۲ نفر) - (۹۱ نظر)
مسائل روز جامعه، موضوع جدید خانواده برتر (۱۳۴۵ بازدید توسط ۶۶۴ نفر) - (۴۳ نظر)
موقع تخفیف گرفتن از چه جملاتی استفاده می کنید؟ (۴۶۶۴ بازدید توسط ۳۴۸۸ نفر) - (۸۱ نظر)
ما هم از دختران گله داریم (۷۲۰۸ بازدید توسط ۵۴۰۴ نفر) - (۹۱ نظر)
چطور محترمانه به یه پسر بفهمونم که تمایلی بهش ندارم (۲۴۸۶ بازدید توسط ۱۵۳۸ نفر) - (۱۲ نظر)
اولین ملاقات با دختر مورد علاقه (۶۳۰۵ بازدید توسط ۳۶۹۹ نفر) - (۸۲ نظر)
مردای قدیمی بر چه اساسی با زن چاق ازدواج میکردن ؟ (۹۸۵۴ بازدید توسط ۷۰۶۰ نفر) - (۹۲ نظر)
آدم درونگرا صرفا باید با آدم درونگرا باشه؟ (۱۱۴۶۵ بازدید توسط ۴۰۱۹ نفر) - (۱۵۸ نظر)
از عینکی بودن کسی که میرید خواستگاریش بدتون میاد؟ (۹۸۱۹ بازدید توسط ۷۲۳۴ نفر) - (۹۲ نظر)

۱۳۷ مطلب با موضوع «جهت اطلاع پدران و مادران» ثبت شده است

دختر بچه ها رو چطور برای حضور در جامعه آماده کنیم؟

سلام امیدوارم حال دل تون خوب باشه

من دید جالبی به جامعه امروزی و خانوم ها ندارم، نه اینکه همه بد باشن ولی یه تعدادی ...، به هر حال ...

بحث من این چیزها نیست، زیاد راجع بهش صحبت کردیم اما این دفعه میخوایم از یه زاویه دید دیگه به قضیه نگاه کنیم، از زاویه دیدی که دخترها تو خیابون متلک میشنون متاسفانه توسط یه عده نخاله مورد تعرض قرار میگیرن، حرفای زشت و زننده و ...

تو پست دشمنی به نام جنس مخالف! و ...؛ بحث امروزم محتوای تربیتی داره

سوالم اینه که شما (خانوم یا آقا) اگه یه خواهر کوچکتر دارین واسه اینکه تو آینده پیشرفت کنه (مهم) ، تو جامعه در امان باشه (خیلی مهم) و بتونه گلیم خودش رو از آب بکشه بیرون و استعدادهاش کشف بشه چه کارهایی میکردین؟ (اگر هم ندارین فرض کنین که داشتین)

هر توصیه یا تجربه ای دارین حتما بگین، ممنون از وقتی که میذارین

ارسال کننده : _.[امیر صدرا ]._.


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
تربیت رفتاری دختران (۸۷ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳)
    • ۱۰۶۳ بازدید توسط ۴۹۶ نفر
    • دوشنبه ۴ آذر ۹۸ - ۱۵:۳۲

    زندگی هیچ وقت روی خوشش رو به من نشون نداده

    درود و عرض ادب...

    دلم میخواست با چند نفر که نمیدونن من کی هستم درد و دل کنم... 

    زندگی هیچ وقت روی خوشش رو به من نشون نداده... از وقتی یادم هست توی خونه مون دعوا و گریه و غم بوده... پدرم یه فرد بسیار عصبی، دیکتاتور، ریاکار، خشن و بدون ذره ای محبت... مادرم هم یه زن ساده که بویی از برخورد اجتماعی و سیاست نبرده و نمیتونه توی جمع چهار کلام صحبت درست بکنه و فقط بلده غذا بپزه...

    من و برادرم هیچ وقت نه محبتی دیدم نه نوازشی...، هر چی بوده دعوا، آبرو ریزی، خجالت زده شدن بین فامیل و همیسایه و بس، پدرم فقط بلده ما رو تحقیر و خورد و ذلیل کنه...

    پدرم اصلا به فکر ما نیست و به خاطر ریاکاری بیشتر درآمدش رو به دیگران میده و همه ازش سوء استفاده میکنن و وقتی ما ازش پولی میخوایم چنان داد و هوار میکنه که از کار خودمون پشیمون میشیم...

    برادرم به خاطر همه این ماجراها ناراحتی روحی روانی بدی گرفت، که مشت مشت قرص اعصاب میخورد و پدرم و مادرم اصلا نگرانش نبودن و به خاطر شرایط بدی که داشت یه غروب غم انگیز مرگ و به این زندگی نکبت بار ترجیح داد و من درمانده تر از همیشه شدم...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه) خودسازی در دختران (۳۸۸ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۵۶ مطلب مشابه) خسته شدم از تنهایی (۱۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۱)
    • ۲۲۰۶ بازدید توسط ۱۲۱۹ نفر
    • يكشنبه ۱۹ آبان ۹۸ - ۱۸:۰۱

    مادر شاغلم از این که پدرم رو تکیه گاه خودش نمی بینه، ناراحته

    سلام

    من یه دخترم در شرف ازدواج و احتمالا تا چند سال دیگه شاغل میشم. من هر وقت یاد حقوق و پول و ... این ها میافتم دلهره میگیرم. چون مادر خودم شاغل بودن و با پدرم دائم بر سر مسائل مالی دعوا داشتن و الان هم با این که سن و سالی ازشون گذشته ولی بازم گاهی بحث میکنن.

    مثلا مامان من میگه آخه من این همه زحمت کشیدم، حقوق خودم رو دارم، بعد پدرم این حق رو به رسمیت نمیشناسه و میگه باید برای خودت خرج کنی.

    یادمه مامانم پاش رو عمل کرد، بعد خودش هزینه هاش رو داد و الان هم میگن من هیچ امیدی به پدرت ندارم. یعنی کلا این حرف اسلام که گفته حقوق زن برای خودشه رو قبول نداره، ولی من بهشون میگم آخه پدر من راضی هستی دامادت با من این کار رو بکنه و بعد سکوت میکنن.

    نمیدونم چرا اینجوری میکنن؟، واقعا مادرم گاهی وقت ها از این که احساس بی تکیه گاهی میکنه گریه اش میگیره. منم نمیدونم طرف کدوم رو بگیرم.

    پدرم برای بچه ها بیشتر از مادرم خرج میکنن، خب ما هم ناراحت میشیم. ما هر دو شون رو دوست داریم ولی ناراحتیه مادرم برامون سخته.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج با دختران شاغل (۲۱ مطلب مشابه) زندگی با خانم شاغل (۱۷ مطلب مشابه) مسائل زنان شاغل (۲۵ مطلب مشابه) رفتارشناسی پسران برای ازدواج (۴۹۷ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه) مسائل والدین (۴۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۲)
    • ۵۴۵۳ بازدید توسط ۱۳۰۲ نفر
    • دوشنبه ۱۳ آبان ۹۸ - ۱۷:۳۵

    خداوند والدین ظالم رو به سزای اعمال شون میرسونه؟

    خداوند گفته به والدین تون نیکی کنید، حالا تکلیف اون هایی که مورد ظلم والدین شون قرار میگیرند چیه؟، دیگه بدبخت تر از کسی که والدینش هم بهش ظلم کنند وجود نداره، دیگه ظلم غریبه پیشکش،  آیا فقط آق والدین وجود داره یا آق ولدین هم وجود داره، به نظرتون خداوند برای این جور مواقع چه تعبیری اندیشیده؟

    این درسته که مثلا پدر مادرتون حتی اگر شما رو زد و کشت باز هم حق نداریم چیزی بگیم، خداوند که اینقدر دقیقه و کوچکترین کار خیر و شر ما رو میبینه و حساب میکنه، به نظرتون آیا این عدالته ظلم در قبال فرزندان یا نه، خداوند والدین ظالم رو به سزای اعمال شون میرسونه؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه) تفکر در قرآن (۲۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۷)
    • ۳۴۱۲ بازدید توسط ۱۴۸۰ نفر
    • دوشنبه ۶ آبان ۹۸ - ۱۸:۴۰

    چکار کنم بچه هام با خانواده منم مثل خانواده ی شوهرم راحت باشن؟

    سلام 

    خانمی هستم سی و چند ساله که دارای دو فرزند، یکی دختر و یکی پسر که از بچگی پیش مادر شوهرم بزرگ شدن. منو شوهرم صبح ها میرفتیم سر کار، مادر شوهرم از بچه هامون مراقبت میکرد.

    مشکلی که دارم اینه که بچه هام اصلا از خانواده من خوش شون نمیاد، هر وقت که میخواییم بریم خونه مامانم اینا بچه ها یا نمیان یا به زور و اعصاب خورد کنی میان، چیکار کنم با خانواده منم راحت باشن، یعنی راحت بیان خودشون بگن بریم خونه مادر بزرگ، بیشتر دوست دارن برن خونه مادر شوهرم.

    اگه ممکنه کمکم کنید


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تربیت رفتاری پسران (۹۶ مطلب مشابه) تربیت رفتاری دختران (۸۷ مطلب مشابه) تعامل با خانواده (۴۱۰ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۹)
    • ۸۴۰ بازدید توسط ۶۴۸ نفر
    • شنبه ۹ شهریور ۹۸ - ۱۲:۳۳

    چطور با وجود اختلافات مذهبی و سیاسی پدرم رو دوست داشته باشم؟

    سلام

    من به پسر 21 ساله هستم به لطف خدا و نظر اهل بیت فکر می کنم طی بیشتر از 5 سال گذشته کم کم مسیر زندگی مورد رضایت خدا رو پیدا کردم، اما مشکلی که الان دارم پدرم هست. مادرم زن مذهبی و اهل نماز و روزه و شرعیات هست ولی پدرم ... .

    دریغ از یک رکعت نماز که من دیده باشم بخونه، آدم خوبیه ولی خیلی با هم فرق داریم، گرایشات سیاسیش هم 180 درجه فرق می کنه با من، تو خونه بحث میشه فقط ساکت میشینم و هیچی نمی گم چون می دونم بی فایده هست و قانع بشو نیست...

    منم دلم باهاش بخاطر همین چیزها نمی تونه صاف بشه، دوست دارم دوستش داشته باشم، باهاش حرف بزنم و ... ، ولی هر کاری می کنم نمی تونم خودم رو راضی کنم ...

    این مسئله خیلی هم منو نگران کرده چون تو آینده اگه بخوام با یک خانوم مذهبی ازدواج کنم به مشکل می خورم، فامیل های پدری من هم تقریبا توی همین مدل ها هستند زیاد بند دین نیستن ...، می دونم اشتباهه ولی از داشتن این پدر یه جورایی احساس خجالت می کنم ...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۱۰ مطلب مشابه) روابط با پدر (۲۲ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۸۶۳ بازدید توسط ۶۶۸ نفر
    • دوشنبه ۲۸ مرداد ۹۸ - ۱۳:۲۳

    در حق من که بچه ی آخرم داره ظلم میشه

    برادر من قبل از گرونی ها عروسی کرد، پدرم کل خرج و مخارج طلا و عروسی رو بر عهده گرفت، در خرید خانه و ماشین بهش کمک کرد و هی راه رفت پسرم پسرم عروسم عروسم زد و بعدش هم خواهرم ازدواج کرد و پدرم داماد دار هم شد.

    و بعد الان عروس مون حامله هستش و باز پدر و مادرم در حال نوه دار شدن هستن که این وسط من دیگه هیچ چی اصلا!

    مشکل من اینه که من اولین کَسی بودم که از سن پایین قبل از اینکه هیچ کدوم از خواهر و برادر های بزرگ تر حرف عروسی رو بزنن بارها بحث ازدواج رو پیش میکشیدم و میگفتم میخوام ازدواج کنم، کلی هم دعوا میکردم و هر بارم از یکی خوشم میومد و اینا بهم میگفتن که اول خواهر و برادر بزرگترت و بعد منم بعد از کلی جنگ و دعوا بیخیال میشدم، میگفتم این ها میگن نمیخوام به من چه ربطی داره؟

    هیچ چی اون قدر منو که خیلی هم گرم بودم و ازدواجی، نگه داشتن که بزرگترها عروسی کردن، توی ارزونی هم عروسی کردن و پدرم حتی یک بار حتی یک بار نگفت به برادرم که پول ندارم و میلیون میلیون براش پول خرج کردن و برای خواهرم هم همین طور.

    خواهر و برادرم هم داشتن میرفتن هر چی میتونستن برای جهیزیه و عروسی و ... از پدرم پول کندن و همه رو جارو کردن بردن!


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۱۰ مطلب مشابه) ازدواج فرزندان (۱۴۶ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل درک نشدگان (۹۱ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه) درد دل های پسران (۳۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۹)
    • ۱۴۲۹ بازدید توسط ۱۱۵۱ نفر
    • پنجشنبه ۲۴ مرداد ۹۸ - ۱۱:۵۶

    نوع برخورد با مادری که نقش پدر در موفقیت بچه ها رو انکار می کنه

    سلام دوستان عزیز

    اگه یه خانواده مادرسالاری باشه که هر دو (پدر و مادر) به سختی و با کار و تلاش بچه ها رو بزرگ کرده باشن، پدر با حقوق کارگری که از ۵ صبح از خونه رفته بیرون تا بوق شب برگشته. مادر هم به نوعی کمک خرجش بوده. حالا که بچه ها به جایی رسیدن، بعضی ها کارمند و بعضی هم شغل آزاد. این درسته که مادر همه چی رو به نام خودش تموم کنه؟ و موفقیت های بچه ها رو فقط و فقط حاصل زحمات خودش بدونه؟ و راه به راه هم اینو به بچه هاش گوشزد کنه که من یودم که شما درس خوندین، من بودم که شما کارمند شدین، من بودم و من بودم. پس پدر چی؟ 

    یعنی پدر هیچ نقشی این وسط نداشته؟، ما که اینو میدونیم و می فهمیم که پدرمونم با حقوق کارگری اما لقمه حلال ما رو بزرگ کرده، پس چه لزومی داره گفتن این حرف ها، شما باشین چه عکس العملی نشون میدین و چه برخوردی میکنین؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۱۰ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰)
    • ۴۷۴ بازدید توسط ۴۰۰ نفر
    • سه شنبه ۲۲ مرداد ۹۸ - ۱۱:۵۱

    پدر و مادر سازنده زندگی بچه ها هستند

    سلام دوستان

    به اندازه تمام ادم های روی زمین داستان زندگی وجود داره که از روی هر کدوم میشه یه فیلم ساخت‌.

    مادرم یه ازدواج تحمیلی داشت، پدرم رو دوست نداشت و نداره‌، خدا میدونه که کودکی و جوانی ما با این پدر و مادر با سیاهی و تاریکی گذشته، چرا میگم سیاهی و تاریکی  روزمون با دعوای این دو شروع میشد و شب مون با دعوای این دو به سر می اومد. 

    تو یه اتاقی که یه سمتش منو و بقیه کتاب به دست بودیم، سمت دیگه ش پدر و مادر در حال جنگیدن بودن. دیگه میتونید تصور کنید که تو چه شرایطی بزرگ شدیم. به هر حال روزهای سخت و سیاه ما با ازدواج و فاصله گرفتن ازشون تموم شد و رفتیم سر زندگی مون. البته با روح خسته و افسرده، نه با شادی و انگیزه، چون داستان پدر و مادر ما تمومی نداشت و نداره. 

    الان یه عده میان میگن شما بی جنبه این، ظرفیت ندلرین، هر کاری میکنین وظیفه تونه، الان وقت جبران شماست و ...، همه این ها رو من و هم خونه های من میدونن، ولی باور کنید همون طور که گفتم به معنای واقعی منو و بقیه روح مون خسته است، انگیزه ای واسه زندگی خودمون نمونده. 

    پدر و مادر من با توجه به سختی های گذشته و از جمله زندگی گسترده با خانواده شوهر، دو تا آدم فوق العاده عصبی سرشار از کینه از همدیگه و از بقیه هستند، مادرم که عصبانی شد، نگاه نمیکنه که اون لحظه طرف مقابلش منم یا همسرم. برادرم یا همسرش. قشنگ طرف و میشوره رو طناب پهنش میکنه.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تربیت رفتاری دختران (۸۷ مطلب مشابه) تعامل با خانواده (۴۱۰ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۳)
    • ۸۴۷ بازدید توسط ۶۸۶ نفر
    • سه شنبه ۱ مرداد ۹۸ - ۱۱:۰۴

    با پدر سخت گیر و مادر دهن لقم چکار کنم؟

    سلام

    من دختری 17 ساله ام، قراره مهر ماه برم دوازدهم و بعد هم کنکور، رشته م تجربیه، ساکن تهرانیم ، مشکلم پدر سختگیر و مادر دهن لقمه، من پوست صورتم خشکه، پیش اومده چند بار ماسک میوه گذاشتم، البته قبلش از مادرم اجازه گرفتم ولی پدرم پای تلفن از مامان پرسیده من دارم چکار میکنم مامان بی تدبیر و بی سیاستم گفته مشغول ماسکه، با اینکه میدونه پدرم قشقرق بپا میکنه.

    چند بارم بابام دیده ماسک میذارم داد و بیداد کرده، من امسال با مامانم رفتم کرم ضد آفتاب خریدم پولش رو هم خودم از پول تو جیبیم حساب کردم، پدرم از وقتی فهمیده من یدونه ضد آفتاب خریدم چند ماهه پول تو جیبی نگرفتم، خودم شنیدم مامان بابام پشت سرم حرف میزدن، بابام به مامانم گفته پریسا (منو میگه) هرز میپره، واسه من ضد آفتاب میزنه، (البته پدر و مادر من تا وقت اضافه گیر میارن از اینو اون غیبت میکنن).

    چند وقت پیش از مامانم اجازه گرفتم ریمل خوبی که قیمتش پایین بود خریدم، به بابام میگم پول ندارم پول بده، خیلی معطل موندم، دیشب در قالب لفافه به مامانم میگه من بشنوم؛

    خیلی معطل موندن واسه وقتیه که عزیز آدم رو تخت بیمارستان باشه، نه معطل لوازم آرایش مردم، هرز میپرن، هی لوازم آرایش میخرن .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تربیت رفتاری دختران (۸۷ مطلب مشابه) تعامل با خانواده (۴۱۰ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۵۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۳)
    • ۲۳۳۵ بازدید توسط ۱۸۲۴ نفر
    • دوشنبه ۳۱ تیر ۹۸ - ۱۲:۳۸

    حق دارم در آینده خانواده ای پر از آرامش داشته باشم؟

    سلام خدمت کاربران خانواده برتر

    من دختری دانشجو و حدود 22 ساله هستم، محل زندگیم یه روستا با فاصله ی خیلی کم از شهره (در حد چند دقیقه طول میکشه تا با ماشین به شهر برسی). همیشه کم و بیش تو خانواده مون تنش وجود داشته. پدرم همیشه وقتی از مادرم عصبی میشدن سرش داد میزدن و گاهی فحش میدادند و حرف های زشتی میزدن که مامانم دلش میشکست و من هم به خاطر مامانم خیلی ناراحت میشدم و گاهی گریه میکردم.

    علاوه بر اینکه از جانب پدرم به خاطر این رفتارهاش با مامانم ناراحت میشدم، از جانب خواهر و برادرم هم اذیت میشدم .اونم خیلی زیاد، خواهرم با اینکه با من تفاوت سنی قابل توجهی داشت ولی اصلا به من محبت نمیکرد، سرم داد میزد، کتکم میزد .

    خب من بچه بودم، وقتی بهم کاری میگفت انجام بدم من خیلی هول میشدم و اضطراب میگرفتم و اون کار رو به خاطر اضطراب شدید غلط انجام میدادم یا آهسته و بعدش سرم داد میزد و فحش میداد و ... 

    حتی روز تولد 6- 7 سالگیم رو هم بهم رحم نکرد، اون روز من بچه بودم و عاشق برف شادی، مامانم برام جشن گرفته بود و مهمون دعوت کرده بود. من وقتی برف شادی زدم منو برد تو اتاق و یه گوشمالی درست حسابی به خاطر اینکه چرا روز تولدم بدون اجازه برف شادی زدم بهم داد. 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۱۰ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۵۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹)
    • ۶۸۲ بازدید توسط ۶۰۷ نفر
    • يكشنبه ۱۶ تیر ۹۸ - ۱۴:۳۶

    پدران و مادران، لطفا به فکر ازدواج فرزندان تون در سن مناسب باشید

    پدرها و مادرها لطفا به فکر ازدواج فرزندان تون در سن مناسبش باشید. شرایط رو آسون بگیرید و نذارید سن بچه ها بالا بره، چقدر میان در خانواده برتر پست میذارن دخترها که سن مون بالا رفته دیگه خواستگار نداریم، یا مرد متاهل بهشون پیشنهاد زن دوم میده، یا میترسن پدر مادر فوت بشن و اینها آواره و تنها بمونن

    همین طور پسرها که سن شون بالا میره یا انقدر سرکوب کردن امیال شون رو که بعد ازدواج هم به مشکل میخورن، یا مجبور شدن برن دنبال صیغه یا دوست دختر که باز هم بعد ازدواج مشکل ساز خواهد شد براشون. 

    من یه دختر سی و پنج ساله ام. فوق لیسانس و تو یه شرکت خصوصی کار میکنم. و دور از شهر و خانواده ام. شهر مون کوچیک بود و نتونستم اون جا کاری پیدا کنم، ده سال میشه که اومدم تهران. و تنها زندگی میکنم و کار. نمی تونستم سر بار خانوادم بشم. وضع مالی پدرم هم چندان خوب نبود. هر چی کار کردم کمک خرج خونه و مخارج و رفت آمد و اجاره خونه خودم شد.

    الان کل پس انداز چند ساله ام فقط کفاف رهن خونه رو میده و بس (صد ملیون)، شرکت مون به خاطر گرونی تعدیل نیرو کرده و حقوق ها رو با وزارت کار پارسال (یک ملیون و نیم) داره میده. شرایط اکثر شرکت ها همینه و اکثر جاهایی که آگهی استخدام میدن بعد مراجعه میبینیم انقدر شرایط شون بد بوده که نفر قبلی گذاشته رفته. 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج در سن پایین (۱۷ مطلب مشابه) ازدواج فرزندان (۱۴۶ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۱۴ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه) چرا خواستگار ندارم (۴۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۹)
    • ۱۸۳۶ بازدید توسط ۱۵۲۸ نفر
    • يكشنبه ۱۶ تیر ۹۸ - ۱۳:۵۷

    چرا من باید تاوان اخلاق بچگیم رو بدم؟

    سلام

    الان که دارم این رو مینویسم چشم هام پر از اشکِ و روحم خسته ست، من یه دختر 22 ساله ام، دانشجوی ترم 6 یه رشته معتبر.

    از بچگی تو خانواده ای حساس بزرگ شدم که هم اجبار به عقاید مذهبی درون شون موج میزد، هم اجبار درسی. چون برادر و خواهر بزرگترم هر دو تحصیلات عالیه دارند و پدر مادرم هم همین طور، و رو درس من خیلی حساس بودند و سختگیری داشتند، اضطراب هایی که از اوایل تحصیل بهم وارد شده بود من رو داغون کرده بود.

    من بچگیم رو یادمه خیلی آروم و مهربون و حرف گوش کن بودم، اما از پایه چهارم ابتدایی به بعد عوض شدم!، شده بودم یه دختر بچه بد اخلاق غرغروی درس خون که همکلاسی هاش ازش متنفر بودن، چُقُلی بچه ها رو پیش معلم میکردم که آره خانم فلان دانش آموز تقلب کرد، فلان کار رو کرد و ... .

    چون تو ذهنم یه قوانینی از طرف خانواده جاساز شده بود که باید بچه مقیدی باشم، نباید تقلب کنم، جر زنی کنم و بقیه رو آزار بدم!، وقتی این رفتارها رو از دور و بری هام میدیدم فورا اعتراض میکردم بهشون، برای همین مدام با همکلاسی هام دعوا داشتم و حقیقت رو میگم اونا از من متنفر بودن که چرا نمیذارم تقلب کنن، درس نخوونن و اصلا چرا درس من خوبه و من هیچ دوستی هم نداشتم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تربیت رفتاری پسران (۹۶ مطلب مشابه) تربیت رفتاری دختران (۸۷ مطلب مشابه) خودسازی در دختران (۳۸۸ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه) نوع رفتار در دانشگاه (۱۱۰ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۵۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۸)
    • ۱۰۰۳ بازدید توسط ۸۴۵ نفر
    • شنبه ۱۵ تیر ۹۸ - ۱۲:۱۱

    راه مقابله با تجاوز رو چطور آموزش ببینیم؟

    سلام

    امروز صبح من و دخترم طبق معمول هر روز رفتیم پارک برای پیاده روی، البته هر روز همسرم هم میاد ولی امروز صبح زود برای کاری رفت بیرون به ما گفت خودتون برید، ما ده دقیقه به شش راه افتادیم و رسیدیم اون جا، جمعه ها معمولا خیلی کم میان اون جا، ولی روزهای دیگه خیلی شلوغ میشه، امروز هم چهار مرد فقط بودند و از خانمها هیچ کس نبود. 

    ما دور دریاچه کوچیکی که اون جاست شروع کردیم به راه رفتن، دخترم نیم دور از من دور تر بود یعنی من این ور دریاچه دخترم اون ور، تو دور سوم متوجه چیزی لا به لای درخت ها شدم، یه مرد عضو ... رو در آورده بود بیرون و داشت ...، به شدت ترسیدم، چون اطراف من و دخترم هیچ کس نبود، اون چهار تا پیرمرد هم اون ور پارک مشغول وسائل ورزشی بودند، مغزم از شدت وحشت قفل کرد و فقط فهمیدم به دخترم اشاره کردم که تا این سمت نیاد و برگرده، دخترم هم برگشت 

    دست دخترم رو گرفتم از پارک اومدیم بیرون، دخترم‌ گفت کجا میریم، گفتم خونه، نخواستم بترسه، بعد یه لحظه سرم رو برگردوندم دیدم افتاده دنبال مون، به قدری ترسیدم که فقط خدا میدونه، روز جمعه، شش صبح، پرنده هم پر نمیزد تو خیابون، به دخترم گفتم بدوووو، گفت چرا؟، آخرش گفتم یکی افتاده دنبالمون، مسیرمون یه مسیر ده دقیقه ای رو یک‌ نفس تا سر کوچه دویدیم، سر کوچه فکر کردم بیخیال شده ولی یه دفعه دخترم گفت مامان اینجاست. 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تربیت جنسی پسران (۵۸ مطلب مشابه) تربیت جنسی دختران (۴۵ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۹)
    • ۲۰۹۶ بازدید توسط ۱۷۳۴ نفر
    • جمعه ۱۴ تیر ۹۸ - ۱۱:۲۸

    من و خواهرم هیچ وقت توی خونه مون احساس آرامش نکردیم

    سلام

    من یه دخترم ، ۲۰ سالمه، از وقتی یادم میاد تو خونه مون همیشه قهر و دعوا بوده، عامل همه این قهر و دعواها پدرمه، سر چیزهای کوچک با مادرم قهر میکنه و جدا از ماها میخوابه، باهامون حرف نمیزنه، دستور میده براش غذا و چایی ببریم، درست مثل یه خدمتکار ... .

    وقتی عصبانی بشه دیگه هیچ کیی رو نمیشناسه، صورتش سرخ میشه، حس میکنم الانه که همه مون رو بکشه. سر همه چیز دعوا راه میندازه، ۲۰ ساله که تو این خونه ام، حتی یه لحظه فقط یه لحظه احساس آرامش نکردم، همیشه توی کتاب ها خوندم خانواده کانون عشق و محبت و آرامشه، اما من و خواهرم هیچ وقت تو خونه مون احساس آرامش نکردیم، هیچ وقت .

    همیشه بیرون از خونه وقتی بابام نباشه آرامش داریم، بهمون شک میکنه با اینکه من یه دختر مذهبیم که به هیچ وجه تو زندگیم کار خلافی نکردم، دیگه هیچ حسی به پدرم ندارم، حس میکنم یه غریبه ست که تو خونه کنارمون زندگی میکنه، همیشه عیدها و مناسبت های شاد رو به دل مون زهر کرده، موقع تولدمون قهر کرده، یه کم پول که خرج کنه بدجور میریزه به هم. 

    خدا رو شکر با خواهرم بهتر از منه،  تا حالا چند بار منو کتک زده، صحنه ای که تو ده سالگی کتکم میزد همه ش میاد جلو چشمم، از اینکه با فامیل هامون حرف های مذهبی میزنم، از اینکه حجابم رو رعایت میکنم بدش میاد، بهم میگه آبروت رو میبرم!، دیگه حتی نمازم نمیخونه.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۱۰ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۵۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۱۰۷۵ بازدید توسط ۸۹۶ نفر
    • پنجشنبه ۱۳ تیر ۹۸ - ۱۲:۳۷

    اتفاقی که در 6 سالگی برام افتاد باعث شده از پسرها بترسم

    سلام

    دختری هستم 19 ساله، وقتی حدودا 6 ساله بودم یه روز طبق معمول هر سال به خانه یکی از اقوام که نذری داشتن رفتیم، همراه مادر و پدر و برادر بزرگترم. کمی به یاد آوردنش سخته که چطور این اتفاق افتاد اما به هر حال تبدیل به اتفاقی شد که روی زندگیم تاثیر گذار شد. 

    همه درگیر نذری پخش کردن بودن به خصوص مادرم و منم چون کمی کنجکاو بودم همه طرف سرگرم بودم تا اینکه یکی از پسرهای اقوام که در واقع مادر بزرگش اون روز نذری میداد پیش من اومد، یک سال از من بزرگتره ... بهم گفت بریم بازی! منم چون شدیدا حوصله م سر رفته بود همراهش رفتم، ای کاش اون لحظه مادرم و پدرم بدون اطلاع من از اون جا نمیرفتن برای پخش کردن نذری. 

    خلاصه میگم درسته که اون پسر فقط یک سال ازم بزرگتر بود اما با شیطنت وادارم کرد کارهایی که اون میخواد رو بکنم، خدا خیلی دوسم داشت که اونم بچه بود و چیزی از این مسایل نمیفهمید خیلی! من وقتی بچه بودم خیلی زیاد ساده بودم فقط حس میکردم کارش اشتباهه و خیلی خیلی میترسیدم ...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه) قربانیان تجاوز در کودکی و نوجوانی (۱۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۱)
    • ۳۰۵۰ بازدید توسط ۲۵۴۳ نفر
    • دوشنبه ۱۰ تیر ۹۸ - ۱۰:۱۴

    دلم می خواد معجزه میشد و در جلسه کنکور حاضر نمیشدم

    سلام 

    (پیشاپیش اگه شما قوی و با اراده بودید و هستید آفرین، دم تون گرم، ولی من این مطلب رو برای خودم و امثال خودم نوشتم که دقیقا نقطه ای مقابل شما هستیم، پس خواهشا نیاید مثال بیارید از کسانی که تو بدترین شرایط درس خوندن و پزشکی قبول شدن چون اراده داشتن و ... چون‌ مسئله ای اصلی من همین فقدان اراده است)

    ۱۹ سالمه و سال دوم کنکورم هست، رشته ام ریاضی بود و پارسال کنکور دادم و با یه رتبه ای افتضاح هیچی قبول نشدم، امسال گفتم ریاضی سخته و میخوام کنکور انسانی بدم و البته تعهد هم دادم که فقط دانشگاه تهران قبول بشم، اما با هم نتونستم درس بخونم.

    دقیقا نمیدونم چرا دارم این متن رو مینویسم، دنبال جلب توجه و ... نیستم، چون شما که منو نمی شناسید، فقط اینکه گفتم شاید یه کنکوری بین شما باشه یا بچه تون، خواهرتون، برادرتون و ... که شاید با خوندن این متن بتونید یه کم درک کنید البته اگه اون ها به اندازه ای من بدبخت باشن، یا یه جور همدردی با بقیه ای کنکوری ها، چون میدونم حرف های من حرف در مورد اکثر کنکوری صدق میکنه، پیشاپیش بگم کاملا حق با شماست.

    من ضعیفم، من ترسو ام، من بی ارزشم، بی مصرفم، لوسم، بچه ام و ... کلا هر چی که میخواید بگید، خودم هم قبلا اگه میدیدم یکی میخواد به خاطر کنکور خودکشی کنه همین رو می گفتم ولی الان خودم میخوام خودکشی کنم، این قدر که دارم اذیت میشم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۱۰ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه) پشت کنکوری ها (۷۰ مطلب مشابه) کنکور (۵۶ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۵۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۹)
    • ۲۴۲۱ بازدید توسط ۱۸۳۳ نفر
    • پنجشنبه ۶ تیر ۹۸ - ۱۱:۳۲

    برای خودم ارزش و شخصیتی قائل نیستم

    سلام

    پسری هستم بیست و دو ساله، راسش خجالت میکشم این متن ها رو بنویسم، مشکلی که من دارم اینه که برای خودم ارزش و شخصیتی قایل نیستم، شدیدا نظر دیگران برایم اهمیت دارند تا نظر خودم و همین ها فکر کنم بخاطر کمبود محبت و توجه در خانواده هست که باعث شده دنبال محبت و توجه بقیه برم به طوری که با انجام کارهایی بسیار بسیار ضایع لو بروم و پیش بقیه (فک و فامیل و آشنا) شان و ارزشی نداشته باشم و به کمک های من به آنها در هر کار یا مجلسی را بعنوان وظیفه ببینند.

    همه ی این ها بخاطر خانوادهم هست، متاسفانه فرزند خانواده ای پر از مشکل و دغدغه هستم که هیچ محبت و توجهی نشده و از همه مهم تر نبود پدر که شاید اگر پدرم بیشتر پیشم می بود شاید تا الان یه شخصیت خوب و با قدرتی درونم شکل میگرفت تا اینکه خودم با نداشتن تجربه در نحوه رفتار با آشنا و فک فامیل باعث بشم یه شخصیت بی ارزش و بی شاَن و گاها اوسکل داشته باشم و این باعث افسردگیم بشه.

    اینم بگم به دلایلی بنده چند سالی به تنهایی رفت و آمد دارم با فامیل (فامیل های نه چندان نزدیک)، یعنی بدون وجود پدر در کنار خودم، تنهایی در مجالس شرکت میکردم و هیچی هم از نحوه رفتار و بشین برخاست ها در این مجالس نمیدونستم و هیچ مردی هم نبود بهم یاد بده و این باعث شده مثل لوده ها یا ... رفتار کنم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تربیت رفتاری پسران (۹۶ مطلب مشابه) تعامل با خانواده (۴۱۰ مطلب مشابه) روش های اجتماعی تر آقایان (۸۲ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۳)
    • ۱۰۰۹ بازدید توسط ۸۳۷ نفر
    • شنبه ۱ تیر ۹۸ - ۰۸:۲۴

    کمکم کنید در رشته ی تجربی به یه شغل برسم و مستقل بشم

    سلام وقت همگی بخیر 

    من یه دختر پشت کنکوری هستم با امسال میشه ۳ سال، از این ۳ سال، سال اول که هیچی نخوندم و سال بعدش خوندم خیلی، عالی شروع کردم اما بنا به دلایلی از اسفند به بعدش نتونستم ادامه بدم ، مشاورم تنهام گذاشت چون نتونستم مطابق برنامه ایشون جلو برم، از من میخواستن ۱۷ ساعت درس بخونم و من از آخر تابستان شروع کردم و خسته بودم، نه خونوادم میذاشتن استراحت کنم نه مشاورم، و من کم آوردم و چشم هام زود زود تار میشد، حتی نمیتونستم کتابی رو جلوی چشک هام بذارم و فهمیدم به میگرن دچار شدم و بعد از یه مدت مشاورم تنهام گذاشت و جوابم رو نداد، ارتباط مون به صورت تلفنی بود.

    این خیلی واسه من سخت بود وسط راه منو تنها گذاشتن، من سر درگم شدم پیش هیچ مشاوره دیگه ای نرفتم، فقط تلفنی با یه آقایی که ادعای مشاوری نداشتن اما رتبه برتر بودن و دانشجوی دانشگاه شریف یا ... در ارتباط بودم که کمکم کرد حداقل کم نیارم و ولی اون بنده خدا هم نتونست کاری کنه ، فقط تونست کمکم کنه تو کنکوری که دادم مجاز بشم، البته مجاز شدنم به دردم نخورد نتونستم رشته هایی مثل پرستاری و بالاتر از اون رو انتخاب کنم.

    بعد از اون سرزنش های خانوادم شروع شد، خیلی اذیتم کردن، ممنون شون بودم و هستم که اون همه واسه من هزینه کردن، اما اون ها از من نتیجه ی بهتری میخواستن و من نتونستم بهش برسم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تعامل با خانواده (۴۱۰ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۵۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۴)
    • ۱۲۵۲ بازدید توسط ۹۶۰ نفر
    • سه شنبه ۲۱ خرداد ۹۸ - ۱۱:۰۶

    خانواده چقدر در موفقیت افراد تاثیر داره؟

    سلام عزیزان

    میخوام بدونم پدر و مادر،خانه و خانواده چقدر روی موفقیت افراد تاثیر داره؟ مثلا اکثر دکترها و نخبه ها رو ببینید، پدر و مادر فهیمی دارن، دوما هم اوضاع خونه شون آرومه، پس میتونن دکتر بشن، میتونن مهندس بشن، میتونن سمت اهداف شون برن، چون کسی نبوده که فکر و مغزشون رو نابود کنه، ولی اکثرا افراد ناموفق یا داخل خانواده های پرجمعیتی بودن یا پدر و مادر بدی داشتن و همیشه توی جو متشنجی قرار داشتند.

    (بعضی پدر و مادر ها بچه ها رو نابود میکنند) یعنی اینکه اصلا بلد نیستند با فرزندشون چه جوری رفتار کنند ، مثلا همیشه بچه شون رو تحقیر میکنند یا فلان بچه اقوام رو تو سرش میزنند یا موفقیت های بقیه رو به رخ بچه شون میکشند، مقایسه میکنند گاهی اوقات مسخره هم میکنند و خیلی کارهای دیگه.

    (کتک کاری پدر و مادر) دو تا آدم عصبی و پرخاشگر که هیچ تفاهمی با هم نداشتن و تحمل حرف هم رو ندارند با هم ازدواج کردن و تازه بچه دار هم شدن ! حالا این بچه بیچاره باید همیشه شاهد کتک کاری این دو تا آدم بالغ باشه. 

    حالا شما با خودتون فکر کنید کسی که تو چنین خانواده ای بزرگ بشه چقدر شانس داره که تو زندگی موفق باشه؟


    مرتبط:

    چه رابطه اى بین زیبایى و موفقیت فرد در اجتماع وجود دارد؟

    در عدم موفقیت ما چه کسانی مقصرند، والدین، جامعه یا خودمان؟

    چند نکته ی ساده برای موفقیت در زندگی

    کتاب موفقیت نامحدود در بیست و یک روز آنتونی رابیز

    معرفی کتاب های روانشناسی و موفقیت



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تربیت رفتاری پسران (۹۶ مطلب مشابه) تربیت رفتاری دختران (۸۷ مطلب مشابه) موفقیت در زندگی (۶۳ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۹)
    • ۱۱۳۳ بازدید توسط ۸۱۲ نفر
    • جمعه ۲۷ ارديبهشت ۹۸ - ۱۴:۲۱

    میدونید وقتی یه حرفی رو مدام به کسی بگید براش تبدیل به باور میشه

    میدونید وقتی یه حرفی رو مدام به کسی بگید براش تبدیل به باور میشه، میدونید وقتی آرزو های یه نفر رو مسخره میکنید روی زندگی آینده اون آدم تاثیر می گذارید، میدونید با سرزنش کردن یه آدم می تونید اراده اونو نابود کنید، من کسی هستم که خانواده ام همیشه این کار را با من میکردند و میکنند.

    الان من یه آدم بی اراده هستم که دور خیلی از چیز های که شماها آرزوش رو دارید، مثلآ خوشبختی رو خط کشیدم، همیشه با خودم میگم من لیاقت هیچی رو ندارم، بگذریم ...

    فقط میخواستم بگم با فرزندان تان یا برادر و خواهرتان این کارها را نکنید یا اگر همچین رفتاری دارید دست بردارید.


    مرتبط:

    اگر مادر می شدم ...

    تلاش کنیم پدر و مادر خوبی باشیم

    از ایده های تربیتی تون برای داشتن فرزند صالح بگید

    دلم نمیخواد پسرم بی تربیت و بد دهن بار بیاد

    از پدر و مادر بودن چی می دونید ؟

    تربیت فرزندانمون در آینده چه طور باید باشه؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تربیت رفتاری پسران (۹۶ مطلب مشابه) تربیت رفتاری دختران (۸۷ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۵۸۳ بازدید توسط ۴۷۰ نفر
    • پنجشنبه ۲۶ ارديبهشت ۹۸ - ۱۵:۱۹

    کدام پوشش و رفتار محارم ممکنه باعث انحراف جنسی پسران بشه

    سلام به همگی

    عزیزان همه ما میدونیم که تربیت جنسی یکی از موارد مهم در تربیت فرزندانِ مونه . در این پست می‌خوام با یاری شما به تربیت جنسی پسران بپردازیم.

    به لطف این وبلاگ خوب و مطالب مفید شما عزیزان، متوجه شدم که پوشش و رفتار مادر، خواهر، محارم و کلا خانم های اطراف پسر نقش موثری در انحراف یا جلوگیری از انحراف پسران مون داره، و همچنین در زمان بلوغ شون هم تاثیر داره.

    حالا میخوام پسران عزیز لطف کنند و به مادرانی مثل من که نگران آینده پسرشون هستند کمک کنند. لطفاً هر پوشش و یا رفتاری از سوی محارم محترم تون یا خانم های اطراف تون از سنی که یادتون میاد (فکر می‌کنم ۶-۵ سالگی) تا همین الان که باعث شده برای شما مشکل ایجاد کنه و موجب اذیت شما عزیزان شده رو با جزئیات کامل ذکر بفرمایید.

    می‌دونم که فکر کردن به جزئیات و یا به یاد آوردن خاطرات بد ممکنه براتون سخت باشه، اما به این فکر کنید که اگر شما تجربه مشکل تون رو در اختیار مادران بگذارید، یه مادر که دلسوزِ پسرشه سعی می‌کنه از انحراف فرزندش جلوگیری کنه.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    تربیت جنسی پسران (۵۸ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۷)
    • ۲۶۴۷ بازدید توسط ۲۱۱۶ نفر
    • چهارشنبه ۱۸ ارديبهشت ۹۸ - ۱۹:۱۱

    جلسه دوم سلسله مباحث علل کاهش ازدواج، میل به فرد گرایی (تنهایی)

    سلام و عرض احترام

    بحث رو ادامه میدیم ، دوستانی که تمایل به این بحث ها دارند لطفا مشارکت کنند ، باید فهمید که حرف زدن، اصلی ترین راه پیدا کردن کلید مشکلات و کاهش آن ها هست، به شرطی که حرف همراه با عمل باشه.

    یکی از مهم ترین علل کاهش ازدواج همین میل به تنها بودنه، معمولا در روان شناسی ، افرادی که به انزوا تمایل دارن ، افسرده نامیده می شوند، چرا ما به تنهایی گرایش پیدا کردیم ؟، چرا از هم فراری شدیم ؟، چرا کار جامعه ما به جایی رسیده که نوجوون و جوون هامون حوصله یک مهمونی کنار بزرگ تر رو ندارن؟

    علت های متعددی میشه بر شِمُرد، اما قطعا یکی از اون موارد، اعتیاد به اینترنت هست!، چه ربطی داره ؟

    ربطش واضحه ، کسی که به اینترنت اعتیاد پیدا کرده، و با اون خو گرفته، و بهترین همدمش شبکه های اجتماعی و فضای مجازی شده، به راحتی نمیتونه این رفیق بی کلام رو حذف کنه، این فرد کم کم به جایی میرسه که نمیخواد وقتش رو جز اینترنت با کسی بگذرونه، جلسه پیش هم گفتیم، عقده و سرکوب امیال طبیعی، منجر به کاهش میل به ازدواج میشه.

    از طرفی هم ، وقتی کسی اون میل قبل به ازدواج رو نداشته باشه، و رفیق شفیقی مثل اینترنت داشته باشه، با خودش میگه اصلا چرا ازدواج کنم؟

    این گونه افراد، دقیقا مثل کسانی هستند که اعتیاد شدید به مطالعه پیدا کردند، با اینکه نفس مطالعه بسیار خوبه، اما کسی که کتاب رفیقش بشه، چه بسا روزی شش ساعت هم در کتاب خونه سر کنه و با خودش فکر کنه کار بسیار مفیدی داره انجام میده، و مهمونی یا صحبت با اقوام رو کار بیهوده قلمداد کنه . جامعه ما (و البته بسیاری از کشور ها ) افسرده هستند.

    یه سوال دارم ازتون؛


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    موانع ازدواج (۴۰ مطلب مشابه) ازدواج فرزندان (۱۴۶ مطلب مشابه) مطالب کاربران (۷۷۱ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰)
    • ۶۸۳ بازدید توسط ۵۷۴ نفر
    • سه شنبه ۳ ارديبهشت ۹۸ - ۱۸:۳۸

    رفتار خانواده ها با فرزندانی که از سن ازدواج شون داره میگذره چطوره ؟

    دختر خانم هایی که سن شون از 23 سال بیشتر شده، سوالم از شما اینه که رفتار خانواده و جامعه با شما چطوریه؟ واقعی!؟

    من خیلی دیدم در این وبلاگ دختر خانم ها در کل کل هایی که با پسرها میکنن میگن ازدواج نکنیم بهتره، تا آخر عمر خونه پدر می مونیم و میخوریم و میخوابیم و راحت زندگی میکنیم و شادیم و ... . 

    اما زندگی من و مشاهده خواهرانم دقیقا عکس این موضوع رو نشون میده (بعضی دختران هم که قصد کل کل نداشتن اومدن حقیقت مطلب رو لا به لای نظراتی که هر چند وقت یک بار به عنوان درد دل میگفتن)

    مشاهده بنده این بوده که در خانواده ما پدر و مادر تا یه جایی اعصاب بچه ها رو داشتن، از یه جایی به بعد میخوان از سر خودشون وا بکنن، بهشون دیگه پول نمیدن، از عمد باهاشون بحث میکنن و اعصاب بچه ها رو خرد میکنن و ... حالا من نمیگم این تکنیک درستی هست یا نه ولی این کاریه که بعضی از پدر و مادر ها انجام میدن.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج فرزندان (۱۴۶ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۱۱۴ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل درک نشدگان (۹۱ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۹)
    • ۱۸۲۷ بازدید توسط ۱۴۸۴ نفر
    • سه شنبه ۳ ارديبهشت ۹۸ - ۱۸:۱۳

    ازدواج با دختری که احتمالا بهش تجاوز شده

    با سلام خدمت تمام کاربران خانواده برتر

    من چند وقته که در جریان کار با دختری آشنا شدم، بعدها فهمیدیم فامیل دور هستیم و خبر نداریم، برخلاف خانواده من که مذهبی هستن خانواده ایشون اعتقاد به خدا و دین و قرآن دارن ولی به مواردی مثل حجاب اهمیت نمیدن.

    ولی چون تو مکان های عمومی عرف جامعه رو رعایت میکنن، خانواده ی من عرف رو ازشون دیدن و گفتن میتونه مورد مناسبی برای ازدواج باشه ...، اینم بگم که این دختر تو سن پایین پدرش و از دست داده. بعد از صحبت کردن باهاش با اطلاع خانوادم به موردی برخوردم که شدیدا تاثیر گذاشته. خودش بهم گفت قبلا دوست پسر داشته ولی شدیدا متنفره ازش ...، با توجه به اینکه (متاسفانه) این چیزها تو جامعه باب شده برای من خیلی مهم نبود. تا اینکه ازدواج رو باهاش مطرح کردم. 

    اول حرفش این بود که شناخت کافی نداریم، ولی بعد یه مدت گفت پسری که باهاش دوست بوده به اجبار و فریب سعی کرده باهاش زنا بکنه و تا حدی هم پیش رفته تا اینکه کسی وارد میشه و میتونه از دست پسره فرار کنه، با توجه به اینکه فقط یک بار بوده و نذاشته کارش رو بکنه از خودش مطمئن نیست که اتفاق افتاده یا نه ... . 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    رفتارشناسی پسران برای ازدواج (۴۹۷ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه) قربانیان تجاوز در کودکی و نوجوانی (۱۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸۹)
    • ۳۷۱۶ بازدید توسط ۲۹۴۴ نفر
    • دوشنبه ۲ ارديبهشت ۹۸ - ۱۶:۲۳

    چطوری دیدگاه بدم که ریشه در گذشته داره رو نسبت به مردان اصلاح کنم؟

    سلام

    من دختر ۲۲ ساله هستم، واقعیتش اینه من زندگی خیلی نا آرومی رو تجربه کردم، از بچگی هام خشونت بابام رو علیه مادرم و خودم و برادرم دیدم، کتک زدن هاش، دست های سنگینش، داد زدن هاش، فحش دادن هاش، محدود کردن هاش، بی محبتی هاش،خلاصه یه جور برده بودیم واسه ش ،گذشت و گذشت زندگی مون ناآروم بود آرامش نداشت .

    اولین ضربه رو موقعی که چهارم ابتدایی بودم خوردم، پدرم به مادرم خیانت کرده بود یه زن دیگه گرفته بود و من به عنوان یه دختر خیلی شکستم و از پدرم خیلی فاصله گرفتم.

    من دختر بودم مثل همه ی دخترها، میتونستم بابایی بشم ولی منی که مثل گل نو شکفته بودم تو غنچه خفه شدم، نا آرومی های خونه مون شدت گرفت، ۳ نصف شب می اومد خونه، همش دعوا . کتک هاش شروع شد بعد چند ماه خودش گفت که قبلا یه زن دیگه هم داشته، دیگه کاملا شکستم.

    مامانم جوون بود اون موقع، هیچ کسی رو نداشت که پشتش باشه، نتونست ما رو ول کنه، موند و سوخت، جایی هم نداشت بره، با سختی های زیاد بزرگ شدیم این بار هیز بازی های برادرم شروع شد.  


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۵۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۳)
    • ۱۲۷۹ بازدید توسط ۱۰۶۳ نفر
    • يكشنبه ۱ ارديبهشت ۹۸ - ۰۷:۳۹

    چرا خانواده ها نمیذارن دوستی دختر و پسر شرعی و عرفی بشه؟

    سلام

    مدتی طولانی هست که سوالی در ذهن دارم، خوشحال میشم پاسخ های قانع کننده تون رو بخونم، مسئله رو با مشکل بدیهی جامعه امروزمون شروع میکنم:

    مسئله اول : 

    در جامعه امروزمون ... خصوصا دانشگاه... شاهد روابط نامشروع و خلاف عرف دوستی های دختر و پسری هستیم که بر کسی پوشیده نیست، که متاسفانه به قدری عادی شده و قبحش ریخته که توی همین سایت هم یه نفر بگه مثلا احساس تنهایی میکنم، عده ای پیدا میشن که این شکل دوستی ها رو تجویز کنن.

    یعنی چی؟ یعنی معمولا برای مشروع کردن همچین روابطی راهی جز ازدواج جلو پامون نیست... عده ای از دوستان من جمله خودم (تا چند وقت پیش) راه دوم ازدواج موقت فی المدت المعلوم رو پیشنهاد میکردن که با پست هایی که توی همین سایت خوندم و نظری که از یکی از دوستان مطالعه کردم متوجه شدم برای کسی که تمایل داره بعدا ازدواج کنه، ازدواج موقت اشتباهه ( هر کس خواست نظر قانع کننده ش رو بگه تا بفرستم)

    مسئله دوم :

    حالا اگه تنها راه حل رو ازدواج فرض کنیم... یکی از بزرگترین مشکلاتی که دو نفر برای شروع زندگی روبروشون هست مسائل اقتصادیه، اینکه خانواده دختر و همچنین پسر راضی نمیشن تا وقتی که پسر شغل مشخصی داشته باشه اقدام کنه...

    و این طوری میشه جامعه نیاز خودش رو اعلام میکنه ولی راه حلی براش پیدا نمیکنه، در نتیجه به فساد منجر میشه و هزار کثافت کاری دیگه...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    دوستی به قصد ازدواج (۱۱۴ مطلب مشابه) ازدواج آسان (۴۸ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۴)
    • ۱۳۷۳ بازدید توسط ۱۱۲۸ نفر
    • يكشنبه ۱ ارديبهشت ۹۸ - ۰۷:۱۱

    زیر دست پدر و مادری بزرگ شدم که اعتماد به نفس ندارند

    سلام دوستان گرامی

    من به تازگی توی خانواده برتر عضو شدم و علت مطرح کردن مشکلم اینجا به این خاطره که احساس کردم اینجا واقعا براشون مهمه و راه حل های خوبی میدن، سایت های دیگه هم هست ولی فقط از تاپیک های خاله زنک و مسخره استقبال میکنن. 

    مشکل من چیه؟

    ۲۶ سالمه، مادرم خیلی عصبیه و اخلاقش بده و گاهی تحمل ناپذیره برام. نمیدونم چه جوری باهاش رفتار کنم؟ اعتماد به نفسش هم خیلی پایینه، هم پدرم هم مادرم. و الان من، خواهر بزرگتر و برادرم هم اعتماد به نفس نداریم.

    من واقعا سعی میکنم مثل پدر و مادرم نباشم تا حد امکان ولی گاهی کم میارم، واقعا ناراحتم که این رو میگم ولی مادرم اصلا  آروم نیست، همه ش گریه، همش داد و بیداد. خدا منو ببخشه ولی گاهی حتی میگم خوش به حال کسی که پدر و مادر نداره. 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    افزایش اعتماد به نفس (۲۸ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۵۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۳)
    • ۶۱۵ بازدید توسط ۵۰۹ نفر
    • يكشنبه ۱ ارديبهشت ۹۸ - ۰۶:۰۵

    چکار کنم با خانواده ی بی حوصله و بد اخلاقم؟

    سلام خدمت دوستان

    دختری ۲۶ ساله هستم که تقریبا دو سال و نیمه درسم تمام شده. تو کل زندگیم به جز یک نفر هیچ خواستگاری نداشتم. مقید به مسایل دینی هستم ولی نه خیلی افراطی . خودم برای خودم کار میکنم. و کارهای اینترنتی انجام میدم و درآمد مختصری دارم. 

    خانواده م فوق العاده بی حوصله هستند و اصلا اهل بیرون و مهمانی و تفریح و معاشرت نیستن. مشکلم اینه که پدرم اصلا منو حمایت مالی نمیکنه. وضع مالی مون بد نیست خدا رو شکر .ولی اصلا پدرم عین خیالش نیست که من مخارجم چه جوری باید تامین شه. فوق العاده بد اخلاق و عصبیه. کلا یک مدلیه . اصلا نمیشه باهاش حرف زد .

    حتی با مادرم نمیسازه. فقط خانواده خودش رو میپرسته. با اون پسر هم که آشنا شدم خودمون دو تایی رفتیم تو کافه حرف زدیم بعد فهمیدیم بدرد هم نمیخوریم. بعد من خیلی پیچیده به مادرم گفتم. اصلا نمیدونم واقعا باید چه کنم. کلی ایده کسب و کار دارم. باهاش حرف میزنم اصلا به حرف هام اهمیت نمیده.  میخواستم وام بگیرم بهش گفتم ضامن پیدا کن برام، نکرد این کار رو. مادرم هم که بداخلاق و عصبی تر از اونه. همین سه ماه پیش بدجور منو زد با جارو.

    من چه کار کنم با این پدر و مادر؟، خواستگار هم ندارم، درآمدمم کمه . نمیتونم اجاره خونه بدم. 


    بیشتر بخوانید ...

    مدتی هست که احساس میکنم کاملا از پدرم متنفرم

    پدرم کلا هیچ ارزشی برا ما قائل نیست

    از پدرم دیگه رسما بدم میاد

    شوخی های پدرم عین مته رو روانمه

    با پدرم هر روز دعوا دارم، دعوای خیلی بد

    علت بسیاری از بیماری های روحی من پدرمه

    حرفها و حرکات پدرم آزارم میده


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    آموزش کسب درآمد برای دختران (۷۵ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه) درد دل های دختران (۵۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰)
    • ۵۵۰ بازدید توسط ۴۶۵ نفر
    • يكشنبه ۱ ارديبهشت ۹۸ - ۰۵:۵۴

    دخترم، تصمیم دارم بعد از کنکور از خانواده م کاملا جدا بشم

    سلام، وقت بخیر

    دختری ۱۷ ساله هستم که امسال کنکور دارم. مسئله ای از ۱۳ یا ۱۴ سالگی برام پیش اومده که رفته رفته جدی تر و بحرانی تر شده به طوری که روند تحصیلی و روابط اجتماعی منو دچار تزلزل کرده. پدرم فرد پرخاشگر و بسیار عصبی ای هست و علی رغم موقعیت اجتماعی نسبتا خوبی که داره رفتارش در خانه و به ویژه من غیر اخلاقیه و حس میکنم حقوقی دارم که دارن پایمال میشن. 

    برای مثال فحاشی و کتک زدن من از این قبیل کارهاست. به طوری که تصمیم جدی دارم بعد از کنکور از این خانواده کاملا جدا بشم. حالا سوال من اینه که آیا نیاز به اقدام قانونی ای برای جدا شدن من از خانواده هست؟ (شهریور ۱۸ سالم رو تموم میکنم) اگر خانواده مانع من شوند میتونم بطور قانونی پیگیری کنم؟ 

    ما خانواده ای هستیم که از نظر اخلاقی مشکلی نداریم ولی نوع رفتار پدرم با من، من رو بارها به مرز خودکشی رسونده و خودشون هم اینو میدونن. ازتون میخوام بدون نقد و قضاوت تنها راهکار قانونی بدین .

    ممنون


    مرتبط:

    این که یه دختر مجرد خونه بگیره و مستقل بشه بده ؟

    نظرتون درباره مستقل شدن دختر در دوران مجردی چیه؟

    تجربیات شما در مورد زندگی دانشجویی و مستقل یه دختر



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۷ مطلب مشابه) تعامل با خانواده (۴۱۰ مطلب مشابه) سوالات حقوقی (۲۹ مطلب مشابه) جهت اطلاع پدران و مادران (۱۳۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۰)
    • ۱۳۰۰ بازدید توسط ۱۰۸۸ نفر
    • يكشنبه ۲۵ فروردين ۹۸ - ۱۶:۳۰

    برو بالا
    سری دوم موضوعات خانواده برتر
    عشق ازدواج حجاب خواستگاری روابط اجتماعی محبت اعتماد به نفس سربازی طلاق میل جنسی مطالب از تبار خاک ... رسیدن به آرامش قانون جذب فراموشی عشق قصد ازدواج ترک خودارضایی فراموشی عشق قبلی افسردگی اختصاصی خانواده برتر معرفی کتاب دختر چادری عشق یک طرفه استرس زندگی مشترک شکست عشقی مادر شوهر دوران عقد و رابطه حسادت خیانت تحصیل در دانشگاه پیام نور جلسه خواستگاری وابستگی آموزش خواستگاری شناخت خواستگار پست های ویژه پست های پیشنهادی کاربران دوستی با جنس مخالف آرامش جلسه اول خواستگاری نیاز عاطفی سوالات خواستگاری قانون جذب از زبان شفق وسواس فکری عوارض خود ارضایی دوست پسر نداشتم ابراز علاقه فشار جنسی مطالب سعید کرمی رشته پزشکی چگونه اعتماد به نفس را افزایش دهیم زندگی در خوابگاه پست های راهنمای خانواده برتر مطالب اسی $ موفقیت پشت کنکور پزشکی نیاز جنسی فرهنگ سازی چراغ سبز به جنس مخالف دوران مجردی حیا در دختران روش های چاق شدن کنکور تجربی پشت کنکوری ها عاشق شدن درونگرایی جلسه دوم خواستگاری وسواس دوران عقدم عشق یک طرفه به پسر دوست دختر نداشتم مطالب باشگاه خبرنگاران احساس تنهایی کاربران فعال کم کردن میل جنسی ترس از خیانت شوهر ازدواج با دانشجو نماز ازدواج با دختری که پدر معتاد دارد ازدواج با دانشجوی پزشکی عواقب روابط عاطفی قبل از ازدواج ریزش مو قصد ازدواج بدون داشتن امکانات استخاره اثرات بد حجابی معرفی روانشناس خواستگاری از دختر محجبه شوخی های ناجور ازدواج دانشجویی دهه شصتی ها آموزش های آشپزی مونس ازدواج از طریق سایت های همسریابی قول ازدواج پیدا کردن دختر خوب برای ازدواج برنامه نویسی کمبود اعتماد به نفس ابراز علاقه به پسر رشته حقوق قد خواستگار ایده های خلاقانه کسب و کار رابطه با همسایه