خانواده برتر

انتخاب همسر، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

۵۳ مطلب با موضوع «تربیت رفتاری پسران» ثبت شده است

در تربیت برادر 6 ساله م به مشکل بر خوردم

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام‌ طاعات و عباداتون‌ قبول درگاه حق.

من همون خانمی هستم که چند روز پیش ۱۸ سالم شد چون از پست قبلی جوابای عالی‌گرفتم خواستم درباره  حادترین مشکل زندگیم بنویسم .

الحمدالله من با پدر و مادرم و دو تا برادر بزرگتر از خودم یه داداش کوچولو 6 ساله ( فرضا اسمش رضاس ) زندگی میکنم . زندگیمون خیلی خوبه همه عالی فقط یه مشکل هست . اونم تربیت رضاست .

با تمام احترامی که برای خانواده ام قائلم مجبورم این حرفارو بنویسم ... پدر مادرم هر چند وقت یکبار دعواشون میشه و دعواهاشون سر به فلک در میاره البته این چیزی از علاقه اشون بهم کم نمیکنه . تو این دعواها گاهی اوقات فحش بد و بیراه هست و حرمتاشون شکسته میشه و احترام همو زیر پا میذارن . یه ساعت بعد همچی مث اول میشه برای ما . اما رضا چون کوچیکه تمام اینا تمام حرفا روش تاثیر میذاره حتی اگه ماهی یکبار باشه . الان یاد گرفته داد بزنه حرفاشو با جیغ و فریاد به کرسی بشونه و‌ هیچ احترام برای پدر و مادرم قائل نیست .

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۹۳
    • شنبه ۱۳ آذر ۹۵ - ۲۳:۰۵

    پسر یک ساله ام عادت کرده همه چیز رو پرت کنه

    سلام دوستان

    راستش سوال من راجع به پسر یک ساله ی منه خیلی کنجکاوه ماشاء لله شیطووووون ولی کم کم داره این شیطونیاش از الان کار دستمون میده .

    یه اخلاقی پیدا کرده جدیدا همه چیز و پرت میکنه از اسباب بازیاش گرفته تا لیوان ظروف من خیلی از جاهازمو تا الان شکونده یه لیوان از دستش جرات نمیکنم بیارم سر سفره تا غافل میشی ازش برش میداره و پرتش میکنه و میشکوندش یه بارم باباش خواب بود من سعی میکنم چیزی رو زمین نذارم برای پرت کردنش ولی خب گاهی وقتا یه چیزایی رو فراموش میکنم مثلا چند وقته پیش کنترل رو برداشتو زد تو صورت باباش که خواب بود لبش خون اومد .

    میشه تجربه هاتونو بهم بگید چجوری این عادت بدو از سرش دور کنم قبلا از همه ی دوستان سپاسگذارم

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۷۹
    • پنجشنبه ۱۳ آبان ۹۵ - ۲۲:۳۵

    منطق جوان ها یا نوجوان ها از لحاظ رفتار ، گفتار و پوشش چیه ؟

    با سلام

    از کاربرهای محترم  یک سوال دارم  آن هم اینکه منطق جوان ها یا نوجوانها از لحاظ رفتار و گفتار و یا از لحاظ پوشش چیه ؟ و پدر و مادرها چه کار باید به کنند که به مذاق آنها بر نخوره و فرد خوب و عالی در آینده در جامعه ظاهر شوند.

    من از تمام دوستان و اگر روانشناس های محترم و از جمله دختران و پسران عزیز میشه نظرشان را بدون تعارف و واقعی و بدون قضاوت یک طرفه جواب بدهند .

    خیلی متشکرم

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۸۳
    • پنجشنبه ۲۸ مرداد ۹۵ - ۱۷:۲۳

    از ایده های تربیتیتون برای داشتن فرزند صالح بگید

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام
    از دوستان خواهش می کنم از ایده هایی که خودتون برای تربیت فرزند صالح دارید، یا اگه نکته ای جایی خوندید یا در اطرافیان دیدید اینجا ذکر کنید . برای مثال یکی  از برنامه هایی که خودم برای تربیت بچه هام ، تصمیم به انجامشون دارم اینه :

    مسابقه ی مبارزه با هواهای نفسانیمون . این مسابقه رو می تونیم در دوران دبستان و خصوصا نزدیک سن تکلیف    توی خونه برای همه ی اعضای خانواده بذاریم . مثلا مسابقه ی اینکه یک روز حواسمونو جمع کنیم که هر حرفی که‌ دوست داریم اما خدا دوست نداره به زبون نیاریم . و حواسمون  به رفتار همدیگه هم  باشه و اگه برای مثال مادر دید که بچه ش داره از یه همکلاسی غیبت می کنه یا بچه دید مادر یا پدر دارن غیبت می کنن یا یه نفرو مسخره می کنن به هم تذکر بدیم .  کار های درست یا غلطمونو یادداشت می کنیم و در اخر هم پاداش یا تنبیه برای برنده یا بازنده در نظر میگیریم.
    این مسابقه رو میتونیم از یه روز شروع‌ کنیم و کم کم روز هاشو بیشتر کنیم تا به چهل روز برسیم .فوایدی که این مسابقه میتونه داشته باشه اینه که:
    اول اینکه بچه مبارزه با هوای نفسو یاد میگیره و می فهمه هر حرفی که دوست داشت بگه یا هر کاری که دلش خواست انجام بده  اما خدا اونو نهی کرده نباید انجام بده .
    دو با تذکر دادن، نهی از منکر و امر به معروفو یاد میگیره . 
    سه اینکه نسبت به رفتار خودش هوشیار تر میشه و سعی می کنه کنترل بیشتری داشته باشه . و چهار اینکه این مسابقه میتونه یه نمونه از زندگی دنیا براش باشه و مفهوم پرهیزکاری  و پاداش و جزا و نتیجه ی عملشو ‌ بهتر درک کنه   .
     گناهان زبانی یه نمونه بود میتونیم این مسابقه رو درباره ی گناهان دیگه یا کار های خوب دیگه انجام بدیم ؛مثلا مسابقه ی نماز اول وقت خوندن .
    یکی دیگه اینکه مثلا یه مدت خاص یه عمل مذهبی رو مثلا یک دعا رو هر روز با هم به جا بیاریم یا نماز هامونو به جماعت بخونیم و...
    حالا دوستان از ایده ها یا بازی های تربیتی برای اینکه بچه ی صبور تر ، مسئولیت پذیر تر، با گذشت تر ، با تقوا تر ، مودب و با حیا تر،اینکه تمایل و اشتیاق بیشتری به دینداری داشته باشه ، اینکه هدف زندگیشو در سن مناسب درک کنه ،اهل تفکر باشه  یا هر خصوصیت اخلاقی دیگه که در نظرشون هست رو بگن . اگر مذهبی هم نیستید از برنامه هایی که برای بچه هاتون دارید بگید.
  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۰۶
    • چهارشنبه ۳۰ تیر ۹۵ - ۱۰:۴۴

    چطور در مورد پریودم برای پسران نوجوانم توضیح بدم ؟

    سلام

    وقتتون بخیر.

    با توجه به اینکه ماه رمضان هست و من دو تا پسر ۱۴ و ۱۱ ساله تو خونه دارم، مواقعی هست که بدلیل عذر شرعی نمیتونم روزه بگیرم. در سایر مواقع هم که در این شرایطم نماز نمیخونم و دردهای  شدیدی دارم و ... . دوست دارم این مطلب رو برای پسرهام توضیح بدم و اونها رو تا حدودی آگاه کنم.

    اما نمیدونم چطوری و در چه حدی بهشون بگم. لطفا راهنماییم کنید. در ضمن اینو هم بگم که پسر بزرگترم بسیار اهل مطالعه و درونگراست درحالیکه پسر کوچکترم بسیار بازیگوش و برونگرا هست. ممنون از توجه شما.

  • ۰ موافق ۳ مخالف
  • ۵۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۳۲۷
    • پنجشنبه ۲۷ خرداد ۹۵ - ۱۷:۰۸

    بهترین درسی که می تونید به یه نوجوان بدید چیه ؟

    سلام خدمت همه کاربرای عزیز و فهمیده

    بنده این وبلاگو خیلی دوست دارم و نظرم اینه که اینجا میتونم خیلی چیزها یاد بگیرم

    گاها بعضی دوستان این قدر مطالب خوب و پخته شده و ازروی تجربه های خودشون میگند که من واقعا احساس میکنم  چشمم به بعضی از واقعیتها روشن میشه

    ولی‌ از همه بیشتر اون نظراتی که خالی از احساسات و عقده ها و کینه ها بوده روی من تاثیر مفیدی گذاشته

    من گاها اگر وقت داشته باشم سعی میکنم خیلی از پست ها و حتی بعضی از پست های قدیمی و نظرات بعضی از دوستان که واقعا پخته و از روی اطلاعات بالا نوشته شده رو بخونم

    زیاد وقتتونو نگیرم تو این پست از همه دوستان خواهش میکنم یه لطفی بکنند و به این سوال من از ته دل پاسخ بدن

    اگر یه نوجوونی پیش شما بیاد و از شما بخاد که بهترین درسی که از زندگیتون گرفتید و فهمیدن اون برای اون نوجوون میتونه  بسیار تو زندگیش  تاثیرگزار باشه و  باعث خوشبختی و موفقیتش بشه چی بهش میگفتید؟

    «تاموس»

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • ۸۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۱۳
    • يكشنبه ۱۶ خرداد ۹۵ - ۱۸:۵۹

    با یه نوجوون که تازه به بلوغ رسیده چطور باید برخورد کنم ؟

    سلام

    خانم 34 ساله و مطلقه ای هستم که با پسر 15 ساله ام تنها زندگی می کنم..... نمیدونم با یه نوجوون که تازه به بلوغ رسیده چطور باید برخورد کنم ؟

    لطفا کمکم کنید، خیلی داغون و نگرانم.

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۴۱
    • يكشنبه ۱۶ خرداد ۹۵ - ۱۸:۵۵

    خدا میگه از بچگی بچه هاتونو با دین آشنا کنید اما ...

    سلام

    خدا میگه که از بچگی بچه هاتونو با دین اشنا کنید احادیثی هم داریم که همینو ( اشنایی کودکان با دین و خدا و پیامبر و ... ) مطرح کردن، خب برای یک انسان که از بچگی از دین بهش گفتن تحقیق در مورد دین بی معنیه ، چون اون انسان اگه توی تحقیقاتش به چیزی رسید که خلاف دین بود یعنی به این نتیجه رسید که نمیتونه دینو قبول کنه، همه میدونین که چقدر برگشت از دین براش سخته چون از بچگی با باور های دینی بزرگ شده، میدونید یه جایی سخن بسیار زیبایی از یه نفر خوندم که اسمشو نمیگم چون اگه بگم پاسخ ها به سمت این میره که اون شخص ادم خوبیه یا بدیه و فلان....

    حالا سخن : اگه شما از پدر و مادر یه بچه بپرسید که بچه ی شما دموکرات یا جمهوری خواه یا اینکه طرفدار دموکراسیه یا کمونیسم یا لیبراسیم یا... به شما میخندن و میگن بچه ی ما هنوز خیلی کوچیکه و نمیتونه این چیزا رو بگه وقتی خودش بزرگ شد تحقیق میکنه و یکی از این هارو انتخاب میکنه اما اگه از همون پدر و مادر بپرسید که بچه ی شما چه مذهبی داره خیلی سریع و بدون کوچکترین مکثی همون دینی که خودشون دارن رو به اون بچه نسبت میدن.

    خب یه بچه ی هفت ساله اصلا یه ادم 15 ساله حتی انقدر درکش قوی نیست که دین انتخاب کنه. وقتی خدا میگه از بچگی بچه هاتونو با دین اشنا کنید، یک لحظه بدون تعصب به این جمله فکر کنید اون بچه وقتی بزرگ شد چه طور تحقیق کنه چون خدا از بچگی دینی بهش منسوب کرده، اگه ام تحقیق کنه چقدر واسش برگشت از دین سخته .

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۴۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۰۳
    • پنجشنبه ۲۳ ارديبهشت ۹۵ - ۱۶:۲۸

    چطوری یه پسر 10 ساله رو قانع کنم که نمی خوام باهاش دست بدم ؟

    سلام
    من یک پسر خاله دارم که کلاس چهارمه. ی پسر مودب و پاستوریزه. یه بار اشتباه کردم و خودم باهاش دست دادم. کاش این اشتباهو نمی کردم. حالا این بچه خودش دستشو جلو میاره.
    مامانش میگه طوری رفتار نکنید که زود به سن بلوغ برسه ( یعنی مرد حسابش نکنیم! ).من خیلی عذاب وجدان دارم. نه میخوام دل بچه رو بشکنم نه طوری باشه که عادت کنه و بخواد همیشه باهام دست بده.
    مادرشم به محرم و نامحرم خیلی معتقد نیست. متاسفانه فامیلای مادریمون طورین که آدمای مثل مارو مسخره می کنن و منتظرن ی سوژه دستون بدیم.
    راهنماییم کنید که چطور بهش دست ندم که نه بهش بربخوره نه صدای مادرش در بیاد که باعث شدی سر و گوش پسرم بجنبه و نه سوژه بدم دستشون.
    ممنونم
  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۳۳
    • چهارشنبه ۱۱ فروردين ۹۵ - ۱۷:۳۳

    پسرم وقتی دعوای منو پدرش رو میبینه جیغ میکشه

    سلام

    من یه بچه زیر دوساله دارم و هر وقت با شوهرم دعوامون میشه ، طفلکی خیلی میترسم و هول میشه و جیغ میکشه 😢 و نمیدونه چیکار کنه و وقتی که باباش میذاره میره طرف در نگاه میکنه و من تو بغلم میگیرمش که نترسه و باهاش با چشمای پر اشک میخندم که نترسه .

    ولی بعدش تا یکی دو روز آروم میشه و اصلا سرو صدا و خنده و شادی نمیکنه و فقط آروم میشینه منظورم پسرم هست...

    خیلی دلم براش میسوزه ، دلم نمیخواد تو این دنیا باشم و این صحنه ها رو ببینم .. بیشتر وقتا من مقصرم آخه چون خیلی حساسم و همسرم خیلی وقتا کوتاه میاد ولی بعضی وقتا از کوره در میره ...

    میخوام خودمو عوض کنم خودم رو حتی بخاطر بچه عزیزمون هم که شده ولی وقتی که ناراحت میشم این کارهامو ادامه میدم ...

    امیدوارم با نظرات شما بتونم خوشی رو در زندگیم بیارم .

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۳۱
    • چهارشنبه ۴ فروردين ۹۵ - ۱۸:۱۱

    فرزند خردسالم با رفتارش منو به مرز جنون کشیده

    سلام من خانمی حدود 30 ساله متاهل و دارای یک فرزند زیر 3 سال هستم ،من در زندگی مجردی سختیهای زیادی کشیدم که اصلا قابل گفتن نیست وهیچ وقت آرامش نداشتم همیشه کابوس میدیدم.......

    تا اینکه به لطف خدا ازدواج کردم با مردی بسیار خونسرد و مهربان ، اما به خاطر همان سختی ها صبرم رو از دست دادم مشکلی که حالا دارم اینکه فرزندم بسیار ناصبره، واقعا با رفتارش منو به مرز جنون کشیده، به طوری که در فامیل مثل شده، بخاطر بچه مجبور شدم کارم رو که 7 ساله زحمتش رو کشیدم از دست بدم، که ضربه سختی بود .

    دیگه اعصاب بچه رو ندارم سریع و به شدت عصبانی میشم و رفتار های میکنم که برای خودم هم عجیبه، مثلا امروز که بچه با جیغ هاش عصبانیم کرده بود براش آرزوی مرگ کردم ، یا امشب که پوشکش رو از پاش باز میکرد و با جیغ و داد نمیگذاشت شلوارش رو پاش کنم با عصبانیت کشیدمش تو حیاط و دعوا کردم اونم خیلی ترسید و گریه کرد .

    خیلی ناراحت شدم هرگز در تمام عمرم فکر نمیکردم از این حرکات انجام بدم، همیشه یک رفتار آرمانی تو ذهنم داشتم. ولی.......

    رفتارم با همسرم هم خیلی بد شده، با کوچکترین موصوع با او پرخاشگری میکنم اگر هر کسی غیر از او بود تا حالا صد بار من رو طلاق میداد.

    هر کاری میکنم که عصبانی نشم نمیشه، از طرفی چون مادر شهر کوچکی هستیم و به خاطر موقعیت شغلی نمیتونم به مشاور مراجعه کنم یا پیش روانپزشک برم .

    شما چه تجربه ای تو این زمینه دارید، به نطر تون من چه کار کنم آخه این عصبانیت شدید و وضع اعصاب داره دیوانم میکنه و زندگیمون  رو مختل کرده، بچه هم به رفتار اش ادامه میده .

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۶۵
    • دوشنبه ۲ فروردين ۹۵ - ۱۹:۰۱

    من اصلا دوست ندارم پسرم دوست دختر داشته باشه

    سلام

    پسری دارم 17 ساله از خانواده مذهبی هستیم . نماز میخوینم و روزه اهل بیت .. به همه چیز اعتقاد داریم.
    چند روز پیش موقع خونه تکونی متوجه صحبت تلفنی پسرم با یک دختر شدم . اتفاقی از جلو درش رد میشدم شنیدم درش نصف باز بود و نصف بسته .
    از صحبتاش متوجه شدم که دوست دختر شه . هی میگفت "عزیزم ،.... حتی اسمش هم سپیده بود.

    نمیتونم به شوهرم بگم باهاش صحبت کنه .شوهرم خیلی مذهبی و غیرتی . میدونم اگه بگم کتکش میزنه از طرفی هم نمیخوام با کسی دوست شه یا بمونه .

    نمیدونم چیکار کنم .؟ چطور باهاش صحبت کنم ؟ چطور از مضرات دوستی براش بگم ؟ من اصلا دوست ندارم پسرم دوس دختر داشته باشه نظر شما در این باره چیه ؟

    به نظرتون با این وضع جامعه بذارم دوست بمونه ولی دوستی سالم . گفتم از خانواده مذهبی هستیم منم اصلا برام قابل هضم نیست این دوستی ها . نظر شما در این باره چیه؟

    یا علی

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۱۴
    • پنجشنبه ۲۷ اسفند ۹۴ - ۲۰:۱۰

    چیکار کنم که میوه دلمون عادت کنه سر جاش بخوابه ؟

    سلام

    ما یه نی نی 9 ماهه داریم که شب ها عادت داره تو تخت ما میخوابه و یا اینکه حداقل تا زمانی که خواب نرفته تو تخت ما هست تا کامل خواب عمیق فرو بره و بعد بخوابونیمش سر جای خودش .

    اینطوری این کوچولوی مزاحم! ، دوباره نصف شب چند بار بیدار میکنه من و باباش رو و شیر که خورد و خواب رفت دوباره سر جاش میخوابونیم ...

    حالا کسانی که تجربه دارن بگن من چیکار کنم که میوه دلمون سر جاش عادت کنه .

    ممنون 

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۲۱
    • شنبه ۱ اسفند ۹۴ - ۱۸:۲۴

    چطور باید با یک نوجوان در سن بلوغ رفتار کرد؟

    سلام دوستان
    خیلی سریع میرم سر اصل مطلب چجوری با یک نوجوان توی سن بلوغ رفتار و صحبت کرد؟؟؟

    اما حالا بخاطر اینکه سوالم رو بهتر بفهمید بیشتر توضیح میدم . بچه ها توی سن بلوغ دچار یک غرور کاذب میشن و حس میکنن اونقدر بزرگ شدن که دیگه کسی نمی تونه کمکشون کنه و همه چیز رو میفهمن همچنین مقداری لج بازی و لجاجت توشون هست از اونورم نمی دونم چرا ولی شاید برای کسب تجربه های جدید دنبال کار ها و چیزایی میرن که اصلا به صلاحشون نیست تازه بگذریم از اینکه خیلی زود رنج و حساس هستن .
    حالا سوال من از دوستان اینه بچه ها رو تو این سن چطوی باید مدیریت کرد مخصوصا اگر دختر باشه .
    چطوری باید بهشون فهموند که کاری که دارن انجام میدن اشتباهه چون حرف هیچکی رو قبول نمی کنن و از اونورم بزرگ شدن و حس بزرگی میکنن نمیشه خیلی محدودشون کرد یا تنبیهشون کرد واقعا چکار باید کرد؟؟؟!!!!

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۲۵
    • شنبه ۳ بهمن ۹۴ - ۱۶:۵۱

    تربیت فرزندانمون در آینده چه طور باید باشه؟

    با سلام

    احتمالا ادبیات من برای دوستان آشنا باشه ، چون تا حالا چندین پست نوشتم و آقای نجفی هم لطف کردن نمایش دادن.

    تو این پست نمی خوام دوباره به دعوای دهه 50-60 با بچه های نسل 70-80 دامن بزنم بلکه سوالی برام پیش اومده که جواب به اون در زندگی آینده خیلی از عزیزان می تونه یک ابزار تجربه باشه.

    خود بنده از یک خانواده تقریبا مذهبی هستم که غالبا حدود رو رعایت می کنیم و خیلی از روابط از دید خانواده نکوهیده و ناهنجار محسوب می شه. ولی برام جالبه که تو کل اقوام تقریبا دهه هفتادی رو ندیدم که یا ازدواج نکرده باشه و یا این که با جنس مخالف ارتباط نداشته باشه (چه مذهبی چه غیره ...).

    در حالیکه بچه های دهه های 50-60 خونواده ( که کم هم نیستن ) تقریبا از این فضا دور بودن. مثلا تو یک خونواده پسره دهه هفتادی ازدواج کرده ولی هنوز دهه شصتی در پی سلوک خودشه. یا مثلا با وجود این که حداقل خونواده ها وجه مذهبی دارن تعدد این روابط دوستی جالبه!!!

    حالا سوالاتی که برام پیش اومده اینه که:


    1- با وجود این که بچه های دهه 70 بیشتر در راس توجه بودن و از امکانات بیشتری برخوردار بودن و مسلما خلاء های عاطفی کمتری دارن پس این گرایش از دید من شدید به جنس مخالف چیه؟


    2- اگر بگیم وسایل ارتباط جمعی اون در مورد بچه های شصتم کم نبوده ولی آیا آرامش نسبی بیشتر منجر به تحریک جنسی در این سطح می شه؟

    3- آیا همه این عوامل باعث شده که نیازهای جنسی و عاطفی جای خودش رو به پیشرفت بیشتر، کارآمدتر بودن، تحصیلات بالاتر، عقاید عمیق تر و ... در مورد دهه های 70-80 بده؟ و این که آیا این به معنی سطحی نگری و سطحی اندیشی این نسل نیست؟

    4- حالا با تمامی این اوصاف تربیت فرزندانمون در آینده چه طور باید باشه؟ شبیه به نسل جدید و یا بهتر بگم به شکل مدرنیتنه یا سنتی ؟ و این که در واقع کدوم نسل موفق تر بودن یا خواهند بود؟

    تشکر

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۹۸
    • پنجشنبه ۱ بهمن ۹۴ - ۱۹:۲۴

    scroll bar code